کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 19 , از مجموع 19
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    Lightbulb * زنانه / " اخبار و مطالب حوزه زنان "

    رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

    اَلمَرأَةُ الصّالِحَةُ أَحَدُ الكاسِبَينِ؛
    زن شايسته يكى از دو عامل پيشرفت خانواده است.

    بحارالأنوار، ج103، ص238، ح39
    ____


    ** «زنان» و «خانواده»، دو موضوع مهم در فضای ایران اسلامی است که در وضعیت مناسبی قرار ندارد. نه آن که این دو، در وضعیتی بحرانی قرار گرفته باشند، اما از آن چه که باید، بسیار فاصله گرفته است و به نظر می رسد، سرعت و سویه ی حرکت در وضعیتی به دور از آن چه که باید، قرار دارد.

    به نظر می رسد، زنان که مقوّم اصلی خانواده هستند، از طرفی به دلیل نفوذ انگاره های فمینیستی در ذهن ها و از طرفی دیگر، به دلیل نگاه های متحجرانه ی حاکم بر برخی از جریان ها، در میانه ی زد و خوردها و گاه سکوت های عامدانه، نادیده انگاشته شده و حرکت و نقشی که زن ِ مسلمان ِ ایرانی، چه در عرصه ی اجتماع و چه در عرصه ی خانواده می بایست بر دوش بگیرد و ایفا کند، در این میان لطمه می خورد.

    وجود رسانه های مختلف که به رصد اتفاقات و انعکاس اخباری که ذیل موضوعات «زنان» و «خانواده» قرار می گیرند، بپردازند، یکی از الزامات این مسیر است. رسانه هایی که با تمرکز بر این موضوع و به دور از چهارچوب های فمینیستی و نگاه های متحجرانه، راه را برای بهبود این وضعیت باز کنند.

    ** زنان پرس

    ____

    این مبحث هم کاری رو میکنه که سایتها و وبلاگهای مختلف در حوزه زنان دارن کار میکنند و مطالب رو از همونها جمع آوری میکنه - سایتهایی مثل مهرخانه، سرسرا، رواق، زنان پرس و ... - در حوزه پوشش، سلامت، ورزش، سبک زندگی، مادرانه و ... از دوستان عزیز هم که در این حوزه فعالیت تخصصی دارن مشورت گرفته شده.

    یقینا به دلیل محدودیت هایی که در جامعه مجازی رهپویان وجود داره نمیشه خیلی باز فعالیت کرد اما تا جایی که بشه جلو رفت رو کار می کنیم تا ببینیم خدا چی میخواد.

    + شاید برخی از دوستان بفرمان که باید توی روم خصوصی دخترونه زده بشه؛ اولا که مطالب مربوط به زنان هست اما بی ربط به آقایون محترم هم نیست :) و اینکه همه اعضا عضو دخترونه نیستند و در عمومی بودن امکان جستجو هم داره و دلایل دیگه.

    ++ بعد از چند مطلب اول که زده میشه دوستان راه و سوق مبحث دستشون میاد و می تونند کمک کنند؛ فقط دقت در درج مطالب مربوط الزامیه و از هرسایتی که زده میشه حتما با پیوند باشه.


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض - حقوقی


    اشتغال زن در زندگی مشترک از دیدگاه قانون

    در گذشته رسم چنین بوده است که زن بعد از ازدواج در منزل همسر خود به خانه داری می پرداخت و شوهر نیز در بیرون از منزل به کسب و کار مشغول بود و این مصداق بارز یک خانواده آرمانی محسوب می شد. در این محیط تکلیف زن عرفاً انجام کارهای خانه و تربیت و نگهداری فرزندان بود تا در آغوش مهر مادری پرورش یابند و مرد نیز به امرار معاش می پرداخت و هزینه زندگی مشترک را تأمین می کرد.اما پیشرفت تمدن حرکتی در خلاف جهت رسوم گذشته داشت. گویی عوامل نوپا کمر همت بر امحاء سنن بسته اند. بدین ترتیب کار کردن زن در بیرون از منزل بطور جدی مطرح شد و مسائل جدیدی را مطرح ساخت که قانونگذاران را نا گزیر از وضع قاعده در این مورد نمود تا به اختلافات در این مورد پایان بخشند.

    اشتغال زن از نظر قوانین

    گذشته از اینکه مسأله مورد بحث از مسائل مربوط به نظم عمومی است یا مسائل خصوصی، که توافق بر سر آن را معتبر بدانیم یا بی اعتبار، باید ببینیم قوانین در این زمینه چه حقوق و تکالیفی برای زن و شوهر در نظر گرفته اند. طبق ق.م ماده ۱۱۱۷ ”شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند. “

    ماده ۱۸ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ نیز مقرر می دارد:

    ” شوهر می تواند با تایید دادگاه زن خود را از اشتغال به هر شغلی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیت خود زن باشد منع کند. زن نیز می تواند از دادگاه چنین تقاضایی را بنماید. دادگاه در صورتی که اختلالی در امر معیشت خانواده ایجاد نشود، مرد را از اشتغال به شغل مذکور منع می کند .”

    ضمانت اجرای تخلف از چنین حکمی از سوی یکی از طرفین از موجبات درخواست طلاق برای طرف مقابل و صدور گواهی عدم امکان سازش است. مفاد حکم قانون مدنی با آنچه در قانون حمایت خانواده آمده است، تفاوت چندانی ندارد جز اینکه در قانون اخیر این حق برای زن نیز در نظر گرفته شده است و کسی که مدعی منافی بودن شغل همسر خود با مصالح خانوادگی یا حیثیات خود است، باید در دادگاه طرح دعوا نموده و این موانع را اثبات کند و بعد از احراز صحت ادعا با تأئید و جواز دادگاه مانع از ادامه اشتغال همسر خود بشود. اما مسأله بدین جا ختم نمی شود.



    چه شغلی منافی حیثیت است؟

    اما باید دید آیا در تعیین اینکه چه شغلی منافی با مصالح خانوادگی است می توان قاعده ای تعیین نمود یا خیر؟

    به نظر می رسد در این زمینه نمی توان ضابطه خاص و ثابتی را در نظر گرفت و در تشخیص این مسأله باید دو جنبه نوعی و شخصی را در نظر گرفت. از لحاظ نوعی و عرفی قطعا مشاغلی وجود دارد که با حیثیات هیچ انسان متعارفی سازگار نیست و قانون نیز آنها را به رسمیت نمی شناسد، مانند فالگیری در خیابان یا نظافت ماشین ها به صورت دوره گردی. پرداختن هر یک از زوجین بدین گونه مشاغل حق رجوع به دادگاه برای منع قانونی از شغل مذکور را ایجاد می کند. اما همیشه داوری این گونه آسان نیست . زمانی که پای جنبه شخصی مسأله به میان می آید عوامل بسیار زیادی در تصمیم گیری دادگاه نقش دارد. تشخیص مخالف بودن شغلی با حیثیات یکی از طرفین بوسیله انطباق آن با : شرایط زندگی، وضع اجتماعی زن و مرد، سطح خانواده آنها، موقعیت اجتماعی، اقتصادی و مذهبی طرفین، سوابق کاری آنها و محیطی که در آن پرورش یافته اند و وضعیتی که اکنون در آن زندگی می کنند و جایگاه طرفین در میان اقارب و نزدیکان، ممکن می گردد. پس امکان دارد حرفه ای از لحاظ نوعی در زمره اَشغال آبرومندانه باشد اما پرداخت یکی از زوجین بدان منافی با شئونات خانواده آنها در آن موقعیت و وضعیت خاص باشد یا شغلی که غالباً آن را موجب بی ابروئی می دانند لیکن متناسب با وضعیت زندگی کسی باشد که بدان می پردازد.

    پس در هر مورد کسی که می خواهد منافی بودن این حرفه ها را با حیثیات خود در دادگاه ثابت کند باید اول از همه وضعیت و موقعیت خانواده خود را اثبات کند و بعد عدم تناسب شغل همسر خود با مصالح خانوادگی را برای دادگاه احراز کند. مدعی در این راه می تواند از اماره های قضائی و ظواهر موجود به نفع خود بهره گیرد چنانچه شغلی با حیثیات غالب خانواده ها سازگار نباشد، دادگاه بدون بررسی جنبه شخصی مسأله می تواند صحت ادعا را اعلام کند مگر این طرف مقابل تناسب آن را با شئونات خانواده خود ثابت کند. حکم دادگاه از این جهت که وضعیت پیشین را اعلام می کند اعلامی است، اما از جهت ایجاد منع برای اشتغال، تأسیسی است یعنی از همان لحظه صدور حکم، منع و آثار آن حاصل می شود نه این که کاشف از ممنوع بودن همسر در پرداختن به آن شغل باشد. البته از ظاهر قانون مدنی چنین بر می آمد اما قانون حمایت خانواده چنین توهمی را برطرف نمود.
    حال باید دید وضعیت قراردادهایی که زن به مناسبت اشتغال با صاحب کار خود بسته است و دادگاه وی را از پرداختن به آن شغل منع کرده است، چیست؟ آیا منع دادگاه موجب ابطال قرارداد می شود یا منفسخ شده آن یا به شوهر یا زن حق فسخ آن داده می شود. بعضی از اساتید نظر به ابطال این قرارداد به موجب حکم دادگاه داده اند ( دکتر ناصر کاتوزیان. دورره ارشد حقوق خانواده. جلد اول. ش ۱۳۷ ).

    اما در نظام حقوقی ایران بر خلاف حقوق خارجی، قراردادی که صحیحاً منعقد شده است امکان ابطال آن وجود ندارد. چرا که سبب حادث اگر در عقد سابق موثر باشد، حداکثر تأثیر آن انفساخ یا ایجاد حق فسخ برای متضرر است. از طرفی حکم دادگاه نیز تأسیسی است و از این جهت نیز سبب حادث می باشد نه اینکه کاشف از بطلان عقد باشد پس ابطال این قرارداد به معنای اخص امکان ندارد از طرف دیگر ایفای تعهدات این قرارداد بعد از حکم دادگاه منع شده است . پس باید دید تأثیر این منع در این قرارداد چیست؟

    حکم دادگاه عقد را باطل می کند؟

    از ظواهر حکم قانون چنین بر می آید که حکم دادگاه از موجبات انحلال عقد نیست و سبب ابطال عقد نیز نمی باشد از طرفی حکم قانون حق فسخی به متعهد یا ثالث (شوهر) نیز نمی دهد پس با این وجود به نظر می رسد که منع دادگاه تأثیری در وضعیت قرارداد ندارد و حق فسخ به ثالث نیز نمی دهد، لیکن بر مبنای تعذر از اجرای مفاد عقد مستنبط از ماده ۲۴۰ ق.م متعهد له حق فسخ قرارداد را دارد. اما در هر صورت زن دیگر ملزم نیست که تعهدات این قرارداد را ایفاء کند و اجبار زن نیز از طریق دادگاه به ایفای تعهدات قراردادی ممکن نیست با وجود این طرف دیگر قرارداد می تواند مطابق ماده ۲۲۶ قانون مدنی خسارت ناشی از عدم اجرای تعهدات را از زن مطالبه کند و منع دادگاه از مصادیق قوه قاهره نمی باشد که به مواد ۲۲۷ و ۲۲۹ قانون مدنی استناد شود و به موجب آن زن از دادن خسارت عدم اجرای تعهد معاف شود چرا که زن با اراده خویش خود را در چنین وضعیتی قرار داده است و این مورد از مصادیق حادثه خارجی نیست.

    اما اگر متعهدله قرار داد را فسخ نکند و زن با وجود منع دادگاه از اشتغال، به اجرای تعهدات قرارداد اقدام کند، نمی توان گفت ایفای تعهد صورت نگرفته یا اعمال حقوقی که در راستای اجرای تعهدات خود انجام داده است باطل و بی اثر است بلکه این اقدام زن را ناشزه می کند و مرد بر مبنای نشوز می تواند در خواست طلاق کند (مواد ۱۱۳۰ ق.م و ماده ۸ قانون حمایت خانواده) و طبق بند ۳ ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده مجوز اختیار همسر دوم برای مرد نیز هست. علاوه بر این موارد عدم توجه زن به منع دادگاه طبق ماده ۱۱۰۸ ق.م موجب عدم استحقاق وی به نفقه در دوران نشوز است. چرا که مصداق بارز عدم تمکین می باشد و طبق ماده ۱۱۰۹ این قانون طلاق در چنین وضعیتی تکلیف شوهر را در دادن نفقه مطلقه رجعیه ساقط می کند.

    بحث مهم دیگری که مطرح می شود این است که اگر زن قبل از دوران زناشویی به شغلی مشغول بوده و بعد از ازدواج با آگاهی مرد از این شغل، آن را ادامه دهد یا ضمن عقد ازدواج شوهر اذن به ادامه این شغل را به زن داده باشد آیا وی می توان منع زن را از دادگاه بخواهد و چنین منعی امکان دارد یا بر مبنای قاعده اقدام شوهر قادر بر منع زن توسط دادگاه نیست. با وجود این که بعضی از اساتید حقوق توسل به قاعده اقدام را در این زمینه موجه می دانند به نظر می رسد در این مورد نمی توان شوهر را از درخواست منع زن خود بازداشت و این حق را از وی سلب کرد. چرا که در حقوق خانواده بحث مطلق منافع شخصی زن و شوهر مطرح نیست. جامعه با سلامت یا فساد چنین نهادی متأثر می شود و هر جا که حیثیات و مصالح خانواده ای زیر پا گذاشته شود، اولین ذینفع دعوا جامعه است و نفع اقارب و خویشان طرفین در سلامت خانواده را نیز نمی توان نادیده گرفت. پس در این مورد نیز مرد می تواند برای منع زن خود از ادامه شغلش اقامه دعوا نماید، هر چند ضمن عقد صریحاً اذن داده باشد اما به هیچ عنوان بر مبنای تخلف از شرط نمی تواند نکاح را فسخ کند چرا که موجبات فسخ نکاح بر خلاف سایر قراردادها به صورت حصری در قانون احصاء شده است که خیار تخلف شرط از این مواجب نیست.

    در این رابطه ارتباط نظم عمومی با مسأله اشتغال زن آشکار می شود و هر گونه شرطی که ضمن عقد نکاح پیرامون اشتغال زن و مرد درج شود در صورتی که با مصالح خانواده در تعارض باشد مخالف نظم عمومی بوده و باطل می باشد بدون اینکه مبطل نکاح باشد. اما آگاهی شوهر از شغل پیش از ازدواج یا شرط جواز ادامه شغل زن ضمن عقد نکاح به عنوان یک رویداد خارج از مسائل قراردادی نمی توان بی اثر باشد بلکه در زمینه هائی آثار حقوقی خاصی به بار می آورد. یکی از این موارد زمانی است که زن به موجب قراردادی قبل از ازدواج تعهداتی را عهده دار شده است یا ضمن عقد مرد اجازه پرداختن زن به این شغل را داده است. در اینجا همانطور که گفته شد در صورت منع دادگاه زن دیگر ملزم به اجرای تعهدات خود نیست و اجبار وی نیز ممکن نمی باشد و متعهدله می تواند خسارت عدم اجرای تعهد را از وی بگیرد (در اینجا خسارت تأخیر در اجرای تعهد مطرح نمی باشد).

    در این فرض بر خلاف موردی که قبلاً گفته شد در ممتنع شدن اجرای این تعهدات شوهر نیز نقشی قاصرانه دارد که جای توسل به قاعده اقدام است و انگشت ضمان به سوی او نیز اشاره می رود. گذشته از این که متعهدله می توان مستقیماً به شوهر رجوع کند یا خیر، نقش مسئولانه وی را در خسارات قرارداد نمی توان انکار کرد چرا که خود وی با آگاهی و حتی اجازه اشتغال به زن، خود را در چنین موقعیتی قرارداده است و عادلانه نیست که زن را مسئول خسارات عدم اجرای چنین قراردادی دانست. چرا که طبق ماده ۱۱۰۵ ق.م ریاست خانواده با شوهر است و وی مسئول خساراتی است که از عدم لیاقت و کارآمدی وی در اراده خانواده از زمان تشکیل آن ایجاد می شود. البته مشروط بر اینکه شوهر قبل از ازدواج قاطعانه مخالفت خود را با شغل زن اعلام نکرده باشد. چرا که صرف ازدواج با چنین زنی اقدام محسوب نمی شود.

    اما در اینجا متعهدله حق مراجعه مستقیم به شوهر را ندارد. چرا که شوهر بر اساس حفظ سلامت خانواده از حق خویش استفاده کرده است و ممتنع از اجرای قرارداد زن محسوب می شود و می تواند بعد از پرداخت خسارت به طرف قرارداد برای دریافت معادل آن به همسر خود رجوع نماید و علت وجود چنین حقی نیز مسئولیت مدنی و قاعده تسبیب است که قطعاً باید رابطه سببیت عرفی بین عمل مرد و وارد شدن خسارت به زن وجود داشته باشد. در این دعوا از لحاظ اثباتی زن مدعی است و باید تقصیر مرد را در ادامه شغل خود ثابت کند.

    البته مبنای مراجعه زن به شوهر برای دریافت خساراتی که به متعهدله داده است، می تواند قاعده غرور نیز باشد؛ در جایی که زن با اذن شوهر ادامه شغل داده است و آن را حمل بر سازگاری این شغل با حیثیات خانوادگی خویش می کند مگر این مرد خلاف آن و آگاهی زن را ثابت کند که در این صورت از دادن خسارت به زن معاف می شود. این حکم در فرضی که مرد بعد از ازدواج اذن اشتغال زن به شغلی را می دهد و زن نیز تعهداتی را برای ادمه شغل خود بر عهده می گیرد و بعد با منع دادگاه مواجه می شود پر رنگ تر است و ظاهری که ایجاد می کند در هر حال زن را در جایگاه مدعی علیه قرار می دهد. همچنین اگر زن با توجه به ماده ۱۱۱۸ ق.م به استقلال در دارایی خود تصرف کند و با آن معاملاتی انجام دهد که شغل وی محسوب شود در صورت منع دادگاه و ادامه این وضعیت ناشزه محسوب می شود.

    زن هم می تواند مدعی باشد
    همین امتیازها و حقوق در منع از پرداختن مرد به شغل منافی با حیثیات خانوادگی به زن نیز داده شده است و مطابق زن نیز می تواند از دادگاه چنین تقاضایی را به نماید ». اما این حکم مانند حکم قبلی مطلق نیست بلکه منع دادگاه را علاوه بر شرایط عمومی که در اول ماده آورده است در مورد شوهر مشروط بر این کرده است که اختلالی در امر معیشت خانواده ایجاد نکند. قانونگذار در اینجا با دو مصلحت متعارض برخورد کرده است یکی حفظ مصالح خانوادگی و حیثیات زن و شوهر و دیگری امرار معاش، چرخاندن و تأمین هزینه های زندگی. قانونگذار بی نیازی زن و شوهر را بر بیکاری مرد ترجیح می دهد و مفسده ای را که از نیاز و احتیاج مادی در خانواده ایجاد می شود را بر مفاسدی که شغل مرد به بار می آورد ترجیح می دهد.

    البته حکم ماده ۱۸ قانون حمایت خانواده بر مبنای شیاع عرفی تنظیم شده است و در صورتی که مرد قادر به کار کردن نیست و تمامی هزینه های زندگی بر دوش زن است مرد در صورتی می تواند منع وی را از دادگاه بخواهد که عدم اشتغال زن در امر معیشت خانواده اختلالی ایجاد نکند و الا دادگاه حق منع زن را از اشتغال به آن حرفه ندارد. البته اگر دادگاه تشخیص دهد مفسدتی که از اشتغال زن ایجاد می شود بسیار بیشتر از فسادی است که عدم اشتغال وی موجب می شود می تواند زن را از آن شغل منع کند و به شغل دیگری برای امرار معاش راهنمائی کند همچنین است در مورد مرد چرا که مبنای ماده چنین است.

    + به دخت

  3. 4 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  4. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض


    زن مسلمان فارغ از سیاست؟

    دین مبین اسلام، از همان ابتدا، همواره سعی در پرورش و تربیت الگوهایی برای افزایش ارزش و اعتبار زنان هم در آن دوران و هم برای نسل های بعد داشته است. خدیجه (س) که به عنوان اولین زن مسلمان تمام ثروت خود را برای تبلیغ این دین صرف کرد، سمیه، اولین زنی بود که در راه پاسداشت اسلام به مقام رفیع شهادت نائل آمد و دیگر زنانی که در راه پیشبرد اسلام بذل جان و مال کردند. ولی بدون شک، اثرگذارترین زن که در جامعه ی عرب آن زمان توانست به زنان درس ایستادگی، دفاع از اعتقادات را دهد و الگویی برای زنان و مردان اعصار بعد باشد، فاطمه (س) بود.

    پیامبر با احترام بسیار به دختر خود، جایگاه زن را در جامعه ارتقا بخشید و بعدها فاطمه با نقش تاثیرگذاری که در عرصه ی سیاست ایفا کرد؛ وظیفه ی یک زن را که صرفا خانه داری، همسرداری و مادری بود, گسترش داد و همین نقش سیاسی او نیز سرمشقی بود برای دخترش زینب که در حادثه ی کربلا به برملا کردن ظلم و ستم نمود.

    فاطمه(س) در چندماه باقیمانده از عمرش بعد از رحلت رسول خدا، در دو مرحله ی حساس با ایستادگی و مقاومت و اعتراض خود به دستگاه غاصب، نقش بی نظیری را در دفاع از عقاید خویش به انجام رساند. باید توجه داشت که اینگونه رفتارهای سیاسی، نیازمند آگاهی و اطلاع از شرایط آن دوران می باشد و اینگونه نیست که فاطمه(س) برای ایفای چنین نقش های حساسی به یکباره دست به عمل زده باشد بلکه مسلما از قبل با توجه به اینکه در کنار شخصیتی مانند پیامبر رشد کرده است؛ به درکی قوی از موقعیت سیاسی و اجتماعی زمان خود رسیده است. دو موضوعی که فاطمه فریاد اعتراض خود را در برابر آن بلند کرد یکی دفاع از علی(ع) برای بیعتگرفتن از او بود و دیگری بحث در مورد فدک و دفاع از حق خود بود.

    بلافاصله پس از رحلت رسول خدا، بزرگان سیاسی آن زمان در سقیفه ی بنی ساعده گرد هم آمدند و بدون توجه به سخنان پیامبر(ص) قبل از رحلت که علی(ع) را به عنوان جانشین خود انتخاب کرده بود، شورایی برای انتخاب خلیفه تعیین کردند که بنابرنظر این شورا ابوبکر خلافت را به دست گرفت و از امام علی(ع) خواسته شد که با ابوبکر بیعت کند. علی(ع) از بحث بر سر به دست گرفتن قدرت خودداری کرد و در جواب عده ای که دلیل سکوت او را پرسیدند، فرمود: ” آیا شایسته بود که من جنازه ی رسول خدا را در خانه اش بگذارم و او را دفن نکنم و در سلطنت او با مردم به منازعه بپردازم؟”

    در این مرحله فاطمه (س) با آنکه باردار بود به دفاع از علی و حق طبیعی او در جانشینی پیامبر پرداخت و با ایستادگی در برابر بزرگان مدینه، علی(ع) را که برای بیعت به اجبار از خانه بیرون و به مسجد برده بودند؛ به خانه بازگرداند و سعی کرد با سخنانش چهره ی منافقان و اشتباهات آنان را در سرپیچی از دستورات پیامبر نشان دهد. این دفاع و مقاومت موجب سقط شدن فرزند او نیز شد. بدون شک بسیاری از دست اندرکاران این توطئه منتظر چنین واکنشی از سوی فاطمه(س) بخصوص با این وضعیت جسمی نبودند.

    موضوع دیگری که فاطمه(س) نقش بزرگی در آن ایفا نمود مسئله ی فدک و بازپس گیری آن بود. با توجه به نظرات متفاوتی که در مورد دلیل گرفتن فدک وجود دارد می توان گفت ابوبکر با مصادره ی فدک قصد داشت بنی هاشم را از نظر اقتصادی ضعیف سازد و موجب ضعف اجتماعی و نظامی آنان نیز شود و نیز ابوبکر با این کار در اذهان عمومی این تفکر را شایع نمود که وی برای اجرای عدالت و احکام اسلام حتی اهل بیت رسول خدا(ص) را با دیگر مردم برابر می داند. در این مرحله نیز فاطمه(س) با مقاومت بر آنچه که به درستی آن یقین داشت؛ سعی در دفاع از حق طبیعی خود نمود.

    وی ابتدا اشخاصی را نزد ابوبکر فرستاد تا حقوق خود را به ابوبکر یادآور شد ولی ابوبکر از پس دادن فدک سرباز زد. در مرحله ی بعد فاطمه(س) به ایراد خطبه ای در مسجدالنبی پرداخت. وی با چنین خطبه ای نه تنها قصد بازپس گیری میراث پیامبر را داشت بلکه با تمام توان تلاش می کرد مردم را نیز نسبت به آنچه پیش آمده به آگاهی و شناخت برساند. با مطالعه ی این خطبه نیز می توان به این موضوع پی برد که مقصود فاطمه(س) از ایراد چنین سخنانی تنها بازپس گرفتن فدک نبود بلکه وی در این خطبه به مسائلی نظیر جهان بینی، هدف از خلقت، توحید و معاد می پردازد و درادامه فرهنگ تشیع را باز می کند و در مورد مسئله ی امامت و ویژگی های امام سخن می گوید و سکوت مهاجران و انصار را در برابر این بی عدالتی به آنها یادآور می شود. سخنان فاطمه(س) تنها متوجه دستگاه خلافت نبود بلکه او برای تمام مردم مدینه پیام هایی را داشت.

    فاطمه(س) عملا با رفتار سیاسی و حرکت اعتراضی خود الگوی بارزی برای مشارکت زنان مسلمان در عرصه ی سیاست برجای گذاشت و نشان داد که اعتراض نسبت به غاصب و دفاع از حق طبیعی، زن و مرد نمی شناسد و اسلام هیچگاه برای حضور یک زن در عرصه*ی سیاست محدودیتی را نمی شناسد.

    منابع

    1- رهاورد مبارزات حضرت زهرا علیه السلام، دشتی، محمد، موسسه فرهنگی تحقیقاتی حضرت امیرالمومنین، ۱۳۷۵
    2- خطبه ی حضرت زهرا سلام الله علیها، مکارم شیرازی، قم، مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۶
    3- باباکریمی، عذراء(۱۳۸۳)، بینش سیاسی حضرت زهرا(ع)، بانوان شیعه، ۱۸۱-


    + به دخت
    ویرایش توسط دردونه : جمعه ۰۸ شهریور ۹۲ در ساعت ۲۰:۰۴

  5. 2 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض - سلامت


    نقد ادعای ارتباط حجاب و ام اس

    عبدالرضا ناصرمقدسی. متخصص مغز و اعصاب ، در فوریه ۲۰۱۲ در نشریه نورواپیدمیولوژی مطلبی کوتاه از دکتر «جولی پاکپور» و دکتر «سریرام راماگوپالان»، پژوهشگران دانشگاه آکسفورد که هر دو کارشناس ژنتیک هستند، به چاپ رسید. در این مطلب نویسندگان با توجه به افزایش بروز ام اس در ایران ادعا کرده بودند که به کمبود ویتامین D باید به عنوان یک عامل مهم در این افزایش توجه کرد. آنها با توجه به انقلاب در ایران و تغییرات فرهنگی و اجتماعی به تبع آن، نتیجه گیری کرده بودند که حجاب به عنوان یک پوشش مهم در بعد از انقلاب مانع رسیدن نور خورشید به پوست شده و به این صورت ویتامین D مورد نیاز در بدن ساخته نمی شود.

    نویسندگان، این مساله را عامل اصلی افزایش میزان بروز بیماری ام اس در ایران دانستند. به رغم اینکه این مقاله در بیش از یک سال پیش به چاپ رسیده بود، ولی پخش اخیر آن از یکی از رسانه های خارجی (اسمیت سونین)، باعث شد که در سطح جامعه مورد توجه قرار گیرد.

    ما در این یادداشت این ادعا را بررسی خواهیم کرد و خواهیم دید که این ادعا تا چه میزان بر پایه داده های علمی استوار است.

    بیماری «مولتیپل اسکلروزیس» یک بیماری سیستم ایمنی است که با درگیری غشای میلینی سلول های سیستم اعصاب مرکزی موجب علایم مختلف عصبی می شود. از لحاظ اتیولوژی این بیماری علل مختلفی داشته و محصول نوعی ارتباط و تقابل پیچیده بین فاکتورهای ژنتیکی و محیطی است. یکی از علل مطروحه کمبود ویتامین D است. نور آفتاب نقش مهمی در تولید ویتامین D در بدن دارد و همین موضوع دستمایه نویسندگان مذکور شده بود که حجاب را عاملی برای جلوگیری از برخورد نور آفتاب با بدن تلقی کرده و بنابراین آن را علت افزایش بیماری ام اس در ایران بدانند.افزایش بیماری ام اس در ایران یک واقعیت است.

    طبق مطالعه ای که در سال ۲۰۱۰ به چاپ رسید، میزان شیوع این بیماری در تهران ۹/۵۱ به ازای هر صدهزار نفر است. علت این مساله مشخص نیست. البته این افزایش بروز، مختص ایران نبوده و در کشورهای دیگر نیز دیده می شود. به طور مثال میزان بروز ام اس در یونان از ۱/۱۰به ازای هر صدهزار نفر در سال ۱۹۸۴، به ۶۱/۱۱۹به ازای هر صدهزار نفر در ۲۰۰۶ افزایش یافته است؛ آماری که به مراتب از ایران بیشتر بوده و نمی توان آن را به پوشش حجاب در یونان نسبت داد. پس آنچه باعث افزایش میزان ام اس در کشور ما شده است، باید تحت تاثیر عواملی باشد که میزان بروز ام اس را در سایر کشورها نیز افزایش داده است.

    حال جدا از این مساله به مقوله ادعایی نویسندگان می پردازیم: آیا کاهش ویتامین D در ایران به دلیل پوشش حجاب است و آیا کمبود ویتامین D عامل افزایش ام اس در ایران است؟ مطالعات نشان می دهد که ایران جزو مناطقی از جهان است که در آن میزان ویتامین D پایین است. کمبود متوسط تا شدید ویتامین D در آقایان زیر ۵۰ سال ۲/۴۷درصد و در خانم های زیر ۵۰ سال ۲/۵۴درصد است.

    در مطالعه ای دیگر میزان کمبود ویتامین D در آقایان ۸/۶۸درصد گزارش شده که ارتباطی به میزان مدت زمان بودن در معرض نور آفتاب نداشته است. این آمارها نشان می دهند که کمبود ویتامین D در هر دودسته مردها و زن ها وجود دارد. پس حجاب نمی تواند عاملی برای کمبود ویتامین D محسوب شود.

    از سوی دیگر همان طور که ذکر شد میزان کمبود ویتامین D در آقایان نسبتی با میزان قرارگیری در معرض تابش نور خورشید نداشت، پس احتمالا عوامل دیگری همچون جذب نامناسب یا کافی نبودن مصرف مواد حاوی ویتامین D باید عامل این کمبود در ایرانی ها باشد.در مورد سوال دوم که آیا کمبود ویتامین D باعث افزایش بیماری ام اس در ایران است یا نه، باید به چند نکته توجه کرد. اولا کمبود ویتامین D همان طور که ذکر شد موضوعی شایع در ایران است، اما این طور نیست که تمام کسانی که دچار کمبود ویتامین D شده اند به بیماری «مولتیپل اسکلروزیس» مبتلا شوند، زیرا بیماری ام اس یک بیماری مولتی فاکتوریال بوده و باید عوامل مختلفی دست به دست هم بدهند تا کسی به این بیماری مبتلا شود.

    از سوی دیگر بیماری ام اس در خانم ها شایع تر است. در مطالعه ای که در اصفهان صورت گرفت، نشان داده شده است که نسبت ابتلا در زن ها به میزان چشمگیری در یک دهه اخیر افزایش یافته است و این در حالی است که کمبود ویتامین D هم در خانم ها و هم در آقایان ایرانی موضوعی شایع است، پس صرفا کمبود ویتامین D عامل این افزایش نیست.

    در همین مورد چند نکته دیگر نیز قابل ذکر است:

    + اولا میزان جذب نور خورشید توسط پوست صورت و دست ها که در پوشش اسلامی پوشیده نمی شوند، می تواند برای تولید ویتامین D کافی باشد، ولی استفاده روزافزون از کرم های ضدآفتاب و لوازم آرایشی باعث شده که نوعی سد در برابر نور آفتاب ایجاد شود.

    + از سوی دیگر ترس از ابتلا به بیماری های پوستی نیز مانعی برای حضور افراد در برابر نور خورشید است. همچنین باید توجه داشت که میزان شیوع ام اس در ایرانیان مقیم کانادا و سوئد که در آنجا پوشش حجاب اجباری نیست، کماکان بالاست، بنابراین انتساب افزایش این بیماری در جامعه ما به مقوله حجاب نمی تواند بر مستندات علمی استوار باشد. در پایان توصیه می شود که با توجه به شیوع بالای کمبود ویتامین D در جامعه ما، تمام افراد تحت درمان با مکمل های ویتامین D قرار گیرند.

    + به دخت

  7. 4 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  8. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض


    اولویت های یک زن در زندگی

    این سال ها حرف از فعالیت اجتماعی زنان که می شود، خیلی ها گوش شان را تیز می کنند که مبادا کسی بخواهد اشکالی نسبت به فعالیت زنان بگیرد یا خدایی نکرده محدودیتی برای آنان قائل شود.

    خوشبختانه حساسیت زنان نسبت به موضوعات مربوط به آنها بالا رفته و متأسفانه در بسیاری موارد همین حساسیت ها مانع شده از درک درست بعضی مطالب و موجب سوء برداشت هایی شده است.

    آن چیزی که اغلب در این موضوع، یعنی فعالیت اجتماعی زنان، گفت وگو را کمی پیچیده و مشکل می کند، مرزبندی نکردن دو مبحث است؛ یک، اینکه آیا فعالیت اجتماعی زنان از نظر اسلام خوب است یا بد؟ مجاز است یا غیرمجاز؟ و دوم اینکه اولویت های وظایف زنان چیست؟ فعالیت اجتماعی؟ یا همسرداری و فرزندداری؟

    بعضی ها به اشتباه، صحبت از همسرداری و فرزندداری را، به محدودیت و حتی ممنوعیت فعالیت زن تعبیر می کنند و نتیجتاً در مقابل آن جبهه می گیرند؛ بیایید کمی این دو موضوع را بیشتر بررسی کنیم:

    آیا فعالیت اجتماعی زنان جایز است؟

    البته که جایز است؛ از صدر اسلام تاکنون زن ها در اجتماع نقش داشته اند و وظایفی به عهده شان بوده؛ حتی در غزوات پیامبر (ص) هم زنانی به عنوان نیروهای پشتیبان و امدادگر به همراه سپاه به میدان های رزم می رفتند که با توجه به شرایط آن زمان، بسیار کار طاقت فرسا و خسته کننده ای بوده است؛ در پیروزی همین انقلاب اسلامی، مگر زنان کم نقش داشتند؟ نگاهی به جامعه کنونی هم به وضوح گویای نقش آفرینی زنان در مشاغل و خدمات اجتماعی است.

    از شواهد تاریخی و عینی که بگذریم و محاسبه ای عقلانی کنیم، می بینیم که جامعه ناگزیر است از پذیرش نقش زنان؛ چندان که از عصرهای کهن زن در چرخه اقتصادی نقش داشته است؛ چراکه زنان نیمی از جمعیت یک جامعه را تشکیل می دهند و اگر حتی از نیم دیگرش که مردان هستند چشم پوشی کنیم، همین نیمه زنانه نیازمند خدماتی است که در مواردی جز خود زنان از عهده آنها برنمی آیند.

    ساده تر بگویم زنان نیازهایی دارند که طبق موازین خود اسلام، جز از طریق زنان دیگر نمی شود به آنها پاسخ داد؛ تصور کنید بیماری های زنان را، یا خدماتی مثل آرایشگری و عکاسی را که اگر اسلام می خواست مانع فعالیت زنان شود، و از طرفی هم برخی احکام محرم و نامحرمی را تشریع کند، قطعاً دچار دور باطلی می شد.

    می بینیم که از نظر تاریخی نه تنها زنان از فعالیت اجتماعی منع نشده، بلکه با یک محاسبه عقلی هم لزوم حضور آنان اثبات می شود.

    اولویت وظایف زنان چیست؟

    شاید بیشترین مباحث و مناظرات در پاسخ به این پرسش اتفاق می افتد؛ من در اینجا قصد ندارم مطلب پیش رو را اثبات کنم، تنها به خاطر پیش برد موضوع این نوشته، به اولویت های نقش زن و مرد به اختصار اشاره می کنم؛ آنچه که با کاوش در موجودیت جوامع، خصلت ها و تفاوت های طبیعی زن و مرد، هدف خلقت و نهایتاً آموزه های دینی به آن می رسیم، این است که زن و مرد طبیعتاً و فطرتاً دارای نقش ها و وظایفی متمایز از هم هستند.

    مرد و خلق وخو و ساختار جسمی و روحی اش به نوعی است که نقش حمایتگری و تأمین کنندگی پررنگ تری دارد، و زن نقش تربیتی و عواطفش پررنگ تر است که موجب شده است از دیر زمان، مرد به تأمین غذا و مایحتاج خانواده رو بیاورد و زن به پرورش و تربیت فرزند و فراهم سازی محیط امن خانه مشغول شود؛ این نه یک نقش دستوری، که یک نقش طبیعی است.


    زن پیش از آنکه یک فعال اجتماعی یا اقتصادی باشد، یک همسر است و یک مادر؛ دقت کنید که گفته نمی شود که زن فعال اجتماعی و اقتصادی نیست، بلکه نقش مادری و همسری او پررنگ تر و در اولویت معرفی می شود.

    با تقسیم وظایفی که در طبیعت صورت گرفته و در اسلام بر آن صحه گذاشته شده است، وظیفهٔ تأمین اقتصادی خانواده بر دوش مرد است، و همین موجب می شود که این تکلیف از دوش زن برداشته شود؛ اما آنچه که بر عهده زن نهاده شده است، به نظر من، به مراتب دشوارتر و بااهمیت تر و سرنوشت سازتر از وظیفه مرد است.

    نقش مادری و تربیتی او در خانواده (که فقط محدود به فرزندان نیست، بلکه مردان را هم در برمی گیرد)؛ اگر مرد در جامعه نقش تولیدکننده و پیش برنده تمدن و توسعه را دارد، نقش زن در جامعه، انسان سازی تعریف شده است.

    چرا زن ها ترجیح می دهند یک فعال اجتماعی خوب باشند تا یک مادر یا همسر خوب؟

    با همه این توضیحات، مطلب اخیر مورد پذیرش عده زیادی از زنان نیست و آنها ترجیح می دهند یک مهندس، یک معلم، یا حتی یک فروشنده خوب باشند تا تنها یک «خانه دار»؛ علت آن در درجه اول به کم اهمیت جلوه دادن یا کم اهمیت فرض کردن نقش خانه داری برمی گردد.

    از یک زمان، خانه داری به شست وشو و پخت وپز در خانه و کهنه شویی معنا شد! و به اشتباه زنان خانه دار موجوداتی تعریف شدند که هیچ سودی برای جامعه ندارند و تنها به اعمالی کم ارزش مشغول اند و از نظر اقتصادی سربار جامعه شناخته می شوند؛ از این رو زنان از اینکه «خانه دار» تلقی شوند، گریزان شدند.

    اینکه منشأ این نوع نگاه تحقیرآمیز به خانه داری و همچنین علت احساس تحقیر در زنانی که فقط به خانه داری مشغول اند دقیقاً چه بوده است، نیاز به واکاوی جدا دارد؛ اما آنچه که مسلم است این است که احیای ارزش خانه داری که عبارت است از همسرداری و تربیت فرزند (و نه صرف شست وشو و کارهای خانه) یکی از گام های مهم و اساسی، و مؤثر است که باید در جهت نیل به آن برنامه ریزی های دقیق و کارهای جدی صورت بگیرد.

    در نهایت…

    در آغاز جمع بندی این مطالب، بار دیگر سؤال ابتدای مطلب را تکرار می کنم؛ چرا برخی زن ها در مباحث مربوط به فعالیت اجتماعی زنان، به شدت جبهه گیری می کنند؟ با توجه به مطالب ذکر شده می توان گفت عده ای از آنها وقتی می شنوند که کسی هویت زن را یا اولویت فعالیت های او را مادری اعلام می کند، در مقابل او جبهه گرفته و او را متهم می کنند به لیستی از اتهامات.

    با این تصور که او در پی سلب امکان فعالیت های اجتماعی زن است؛ زن قبل از اینکه یک پایه تولید یا چرخه اقتصاد جامعه باشد، مادر است و همسر؛ و مفهوم این کلام برخلاف تصور بسیاری از دوستان، نفی مشارکت زن در اقتصاد یا فعالیت اجتماعی نیست، بلکه پررنگ تر کردن وظیفه اصلی زن است که اولویت دارد به فعالیت اقتصادی او

    به عبارتی این منع فعالیت زنان نیست، بلکه توجه به کیفیت فعالیت آنهاست.

    در نقد دومین جمله باید عرض کرد ساده انگاری است اگر معتقد باشیم که کسی در آن سطح از علم و آگاهی، مدعی عدم دخالت و ورود زنان به فعالیت های اجتماعی باشد و از آن بالاتر یک دفعه بیاید کل زنان را بیکار کند و فعالیت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیمی از جامعه را از بین ببرد!

    به طور خلاصه می توان گفت حرف بر سر این است که حضور زن در جامعه نباید بی قانون و بی چارچوب و به هر قیمتی باشد؛ حضور اجتماعی و اقتصادی زنان به قیمت از هم پاشیده شدن بنیان خانواده، قطعاً نه تنها نشان پیشرفت و تمدن نیست، که موجب انحطاط و اضمحلال جامعه و سر از ناکجاآباد در آوردن است.

    + زنان پرس به نقل از وبلاگ کوثرانه

  9. 2 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  10. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض


    کسی فریاد بی صدای زنان مطلقه را نمی شنود؟

    طلاق پایان قانونی ازدواج و جدا شدن زوجین از یکدیگر است و وقتی این اتفاق رخ می دهد که استحکام رابطه زناشویی از بین می رود و میان زوجین ناسازگاری و تنش ایجاد می شود.

    آمارها حاکی از آن است که در دهه اخیر درصد طلاق بسیار بالا رفته است؛ به طوری که در سال گذشته بیش از ۱۵۰ هزار و ۳۲۴ طلاق در کشور به ثبت رسیده که متاسفانه این رویداد تلخ پیامدهای جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت.

    نبود ناگهانی همسر ممکن است احساس اضطراب یا هراس ایجاد کند؛ هر چند برخی نیز ممکن است پس از طلاق احساس خوشحالی داشته باشند؛ معمولاً زنان بعد از طلاق بیش از مردان از نظر اقتصادی زیان می بینند؛ اما فرآیندهای سازگاری روانی و اجتماعی برای مردان و زنان تفاوت چندانی ندارد.

    ارتباط اجتماعی زنان مطلقه دستخوش تغییرات عمده قرار می گیرد، اگر تا دیروز او به راحتی می توانست به خانه خواهر، دوست یا بستگان خود برود، حالا قریب به اتفاق آنها نگران و دلواپس این رفت و آمدهای مکرر بوده و راضی به این ارتباط نیستند؛ چرا که ادامه این وضع را برای خانواده خود نوعی تهدید و خطر محسوب می کنند.

    یک زن مطلقه ۳۸ ساله در این خصوص می گوید: من سال ۸۹ از همسر خود جدا شدم و از آن روزها به بعد نگاه همه اطرافیان، حتی خانواده و بستگان درجه یک به بنده عوض شده است؛ سوال من این است که آیا طلاق می تواند هویت یک زن مسلمان ایرانی را عوض کند.

    وی ادامه می دهد: خواهرم ۱۲ سال از من کوچکتر است؛ اما وقتی به خانه او می روم مجبور به تحمل نگاه سنگین او هستم، او مرتب به من زل می زند که نکند لحظه ای به همسرش نگاه کنم؛ به عقیده شما این امر تاسف بار نیست؟

    به عقیده این زن مطلقه، در ایران بیشتر زنان پس از طلاق افسرده شده و از جامعه طرد می شوند.

    وی در ادامه می گوید: خوشبختانه خانه پدری من آنقدر بزرگ هست که برای من جا داشته باشد؛ اما افرادی را می شناسم که به دلیل نداشتن همسر حتی کسی خانه اش را به وی اجاره نمی دهد؛ اگر هم خانه ای پیدا کند باز هم زندگی در آنجا سخت خواهد بود؛ چرا که همه حرکاتش زیر ذره بین همسایه هاست و در ضمن مردان هوس باز محله نیز بیشتر با چشم طمع به او می نگرنند.

    کمبود مالی؛ مشکل قریب به اکثر زنان مطلقه

    فریبا احدی، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی می گوید: زنان مطلقه که با داشتن فرزند به تنهایی زندگی را سرپرستی می کنند، نه تنها از لحاظ روحی و عاطفی دچار اختلالاتی همچون اضطراب، افسردگی، بدبینی و حسادت می شوند؛ بلکه اگر از شغل یا درآمد مناسبی نیز بهره مند نباشند، با مشکلات متعدد و سخت تری روبرو خواهند شد.

    وی می گوید: هزینه های خوراک، پوشاک، مسکن و تحصیل فرزند همگی بر دوش این زنان شکست خورده سنگینی می کند و از سوی دیگر نگاه های نامربوط برخی مردان نیز در محل کار یا محیط زندگی عرصه را بر آنها تنگ تر می کند و بر عملکرد اجتماعی و اقتصادی او تاثیر منفی می گذارد.

    این کارشناس تاکید می کند: متاسفانه برخی از زنان مطلقه به سبب مشکلات اجتماعی و احساساتی شدن بدون اینکه به روحیات و خلقیات طرف مقابل آشنایی کامل داشته باشند، دست به ازدواج مجدد می زنند و این ازدواج نسنجیده در نهایت موجب تکرار شکست قبلی و سر خوردگی بیشتر او می شود و اگر صاحب فرزند نیز باشد، در معرض آسیب های اجتماعی بیشتری قرار می*گیرد.

    حضانت فرزند؛ آخرین درخواست زنان مطلقه

    زنان به دلیل مهر مادری که خدا در آنان، نهاده است نگران فرزند خود بوده و به هر قیمتی تلاش می کنند حضانت فرزندشان را بدست آورند و حتی برخی پا را فراتر نهاده و در قبال مهریه تقاضای حضانت فرزند را دارند، گرچه می داند که زندگی سخت است و با داشتن فرزند سخت تر هم می شود؛ اما حضانت همواره آخرین درخواست زنان در شرف طلاق است.

    همچنین در بیشتر مواقع دیده شده که زن مطلقه در زمان ازدواج مجدد با مزاحمت های همسر اولش روبرو می شود، او سعی می کند با توسل به عدم اجازه ملاقات با فرزند یا سایر تهدیدات جلوی این عمل را بگیرد.

    طلاق پایان تلخی است؛ خوب شروع کنید

    مهمترین اصل برای زندگی مشترک، تفاهم زوجین است اگر تفاهم نباشد پایه آن ازدواج سست خواهد بود؛ زوجین باید نسبت به هم گذشت داشته و هر مسئله کوچکی را بزرگ نکنند و بابت موضوعی که با گفت وگوی منطقی قابل حل است دم از جدایی و طلاق نزنند.

    یادتان باشد برای فرار از این پایان تلخ با این همه تبعات منفی و رنج آور بهترین پیشنهاد این است که «خوب» شروع کنید.

    + دخت ایران

  11. 2 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  12. #7
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-مرداد-۰۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    760
    امتیاز : 18,496
    سطح : 86
    Points: 18,496, Level: 86
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 354
    Overall activity: 66.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,616
    تشکر شده 3,253 در 680 پست
    مخالفت
    15
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    با تشکر ویژه از شما
    به نظرتون بهتر نیست متنها رو خلاصه کنید و مطالب مهم و کلیدی رو قرار بدید
    با این متنهای طولانی چشم درد گرفتم


    گر مرد رهي غم مخور از دوري و ديري
    داني كه رسيدن هنر گام زمان است......!

  13. 4 کاربر از پست مفید ha_sin_ya_noon تشکر کرده اند .


  14. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض


    اشک هایی همیشه دم مشک ..

    بچه که بودم وقتی گریه می کردم مامان با دست زیر چشمانم را نشان می داد و می گفت الان اشک هایت تا اینجا رسیده اند و اگر بیشتر گریه کنی مخزن اشک هایت خالی می شوند و دیگر هرگز نمی توانی گریه کنی! من هم آنقدرها کودک بودم که باور کنم. فکر می کردم باید مقداری از اشک هایم را هم بگذارم برای روز مبادا…مثلا به این فکر می کردم حالا که بابابزرگ آلزایمر دارد اگر خدای نکرده بمیرد دیگر من نمی توانم گریه کنم و این خیلی بد است! یا مثلا وقتی استرس امتحان هایم را دارم ممکن است نتوانم شب که همه خوابند کمی گریه کنم.

    فکر می کردم که داخل کله ی آدم از چانه تا زیر چشم پر از اشک است و اگر مخزن کامل خالی شود دیگر برای همیشه خشک می شود پس همیشه باید کمی آن ته مخزن اشک نگه دارم که باز دوباره تولید شود. این کلک مامان بدجوری گرفته بود چون گاهی وقتی گریه می کردم از مامان می پرسیدم مامان الان تا کجا رسیده؟ و مامان همیشه نگاهی به صورتم می انداخت و می گفت: چیزی نمونده تموم شه! و من تصمیم می گرفتم گریه کردن را تمام کنم!

    بعدها که فهمیدم مامان سرم را شیره مالیده خیلی عصبانی شدم. اما خب اشک هایم همچنان دم مشک بودند و کافی بود چند ثانیه حس بگیرم تا جاری شوند! بی بی همیشه می گفت: این سارا باید بازیگر شود! و من هی ذوق می کردم که یک روز می شوم مثل نیکی کریمی! و کلی معروف می شوم اما وقتی دخترخاله ام به من گفت که اگر بازیگر شوی هر روز باید زن یکی باشی من خیلی خجالت کشیدم و عطای بازیگری را به لقایش بخشیدم. اما همچنان این قدرت در من وجود داشت و دروغ است اگر بگویم هیچ وقت از این توانایی به عنوان سلاحی برای رسیدن به بعضی خواسته هایم استفاده نکردم!

    آن وقت ها گاهی استفاده می کردم و خداییش خوب هم جواب می داد. بعدها که بزرگتر شدم به نظرم خیلی زشت می آمد که یک دختر اشک هایش دم مشکش باشد! هرگز توی جمع گریه نمی کردم. گریه را نشانه ی ضعف می دانستم. مثلا حمام جای مناسبی بود برای گریه و از آن جایی که حتی اگر توی حمام گریه هم نکنم بعد از حمام چشمانم کاسه ی خون می شوند و همه این را می دانند، هیچ کس حتی شک هم نمی کرد که من توی حمام گریه کرده ام! وقتی هم که فیلم می دیدم اگر صحنه ی گریه دار داشت با زحمت کنترلش می کردم و اگر می دیدم قابل کنترل نیست مثلا یک هو هوس می کردم بروم دستشویی و تا برمی گشتم هم آن صحنه تمام شده بود.

    الان با وجود این که همچنان به این سلاح مجهزم اما دیگر از آن سوء استفاده نمی کنم. ولی هر جا لازم باشد می گذارم بیایند و بریزند و دلم قرص است که مخزنش خالی نمی شود! دیگر می دانم که اشک ریختن نشانه ی ضعف و یا قوی نبودن یک زن نیست! بلکه راهی ست برای آرام شدن! حداقل برای من که این طور است…

    من وقتی می بینم اشکی جاری شده، دلی شکسته، کسی غصه دار شده، عزیزی بیمار است و… اشک می ریزم و این نشانه ی ضعف من نیست…اصلا شاید به قول قیصر امین پور “همین امروز روز مبادا باشد”

    + پیوند زن به نقل از خلوت انس

  15. 2 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  16. #9
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۳۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    697
    امتیاز : 6,146
    سطح : 50
    Points: 6,146, Level: 50
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,371
    تشکر شده 2,271 در 544 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    اول که این صفحه رو باز کردم گفتم چون طولانیه اصلا حوصله خوندنشو ندارم ولی بعد از خوندن دیدم اصلا وقتگیر نیست خیلی هم مفیده.ممنون از زحمتاتون

  17. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض


    زنان علیه زنان

    این نه به خاطر اسباب کشی و شنیدن دیالوگهای زن های همسایه از پشت پنجره اتاقم، بلکه تجربه زندگی در جامعه و فامیل و مخصوصا دانشگاه است!

    که این تازه نامزدها می نشینند دور هم و از فضایل همسرشان برای هم تعریف می کنند!

    نتیجه بحث هم ناگفته معلوم است! محصولش می شود این فکرها که فی المثل چرا همسر من اینطور نیست؟ چرا زندگی بقیه بهتر از من است؟ و از این قبیل…

    حتی اگر طرف شنگول مکالمه باشی و همسرت فول آف همه چیز باشد، بقیه پشت سرت”آه” می کشند و حسرت می خورند که کاش جای تو بودند. و این “آه”ها چه آتشی بشود برای زندگیت؟ خدا می داند.

    گاهی که نه!

    خیلی وقت ها “سکوت بهترین کار است”و یا اینکه بحث را از این دست خزعبلات “بی فایده” منحرف کردن!


    ماها خیلی خودزنی می کنیم. این هم از آن هاست!

    + پیوند زن به نقل از دگرگون

  18. کاربر روبرو از پست مفید دردونه تشکر کرده است .


  19. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    گل‎ها، هر جایی که باشند، آب و خاک هر سرزمینی که توی رگ و ریشه شان جریان داشته باشد، به یک اندازه پیام آوران ظریف و نازنین شوق و زندگی هستند.
    فرقی نمی‎کند بنفشه‎ی آفریقایی باشند یا رزهای دو رگه‎ی هلندی. وسط دامنه‎های آلپ روییده باشند یا میانه‎ی دشت‎های سبلان. ارکیده‎های آرام گرفته در سبد گل خواستگاری دختر همسایه‎ی بغل دستی باشند یا نرگس‎های دود گرفته‎ی توی دست‎های عرق کرده‎ی دخترک سر چهار راه. هرجا که باشند، به یک اندازه می‎شود سر فرو کرد در عطر دلپذیرشان و زندگی را نفس کشید.

    چرا زن بودن همین طور نیست؟ گاهی گم می‎شود. پنهان می شود، دفنش می‎کنند میان خروارها هنجار و قاعده و توقع بی جا. گاهی می‎شکند، گاهی کوچک می‎شود، آب می‎رود.
    گاهی انکارش می‎کنند، بعضی چشم می‎بندند و می‎گذرند… هست اما هستی‎اش به قدر کافی نیست، همیشگی نیست!

    زن بودنِ این روزها گنگ است؟ خسته است. تلخ هم نباشد گس است. زیادی گس… نه خوشایند همه است و نه مناسب همیشه‎های اخیر تعریف شده مان. جنگ است انگار

    …سخت است، زن بودن سخت است. وقتی که عاشقی، دوست می‎داری، دلتنگی، آزرده‎ای و به موازات همه‎ی این‎ها مقصدی داری و رفتنی و میل به رسیدنی، سخت است. سختِ توضیح ندادنی است. سخت ِ طفلک و غمگینی است

    + پیوند زن به نقل از در همین حوالی

  20. 2 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  21. #12
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1982
    نوشته ها
    4,617
    امتیاز : 69,907
    سطح : 100
    Points: 69,907, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,636
    تشکر شده 22,216 در 4,040 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    98
    مخالفت شده 22 در 19 پست

    پیش فرض

    گفت وگو با حجت الاسلام زیبایی نژاد، رئیس مرکز تحقیقات زن و خانواده


    «مدیریت پنهان» زن در خانواده


    * رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با جمعی از بانوان فرهیخته، به تشریح مسائل اصلی و فرعی در نگاه به مسائل زنان پرداختند و در ضمن اصلی پنداشتن مسأله ی آرامش، سلامت و امنیت زن در خانواده فرمودند که زن مدیر خانواده است. این تعبیر ایشان، تعبیر جدیدی بود. برداشت شما از این نوع مسئولیت زن در خانواده چیست؟
    «مدیریت زنان» را اگر در اصطلاح حقوقی بخواهیم به کار ببریم، زن مدیر خانواده نیست، اما در اصطلاح فرهنگی بله، زن می تواند یک مدیر مقتدر و موفق باشد. یعنی زن عملاً «مدیریت پنهان» دارد. این مسأله تا جایی است که ما معتقدیم زن، مرد را مدیریت می کند. شما به تجربه ی دفاع مقدس نگاه کنید؛ صحنه های عجیبی از مدیریت پنهان زنان را می توانید در آن برهه ببینید. خیلی از مردها می خواستند به جبهه بروند، ولی نمی رفتند! در خانه مشکل داشتند. زن هایشان آماده نبودند که خانواده را حفظ کنند و به انجام تکلیف شوهرشان کمک کنند و به مرد فشار روانی وارد می کردند. این نوع برخورد زنان یک نوع مدیریت بود.

    اما بعضی دیگر متفاوت بودند. مثل مادر من که به پدرم گفتند ندیدم جبهه بروی!؟ مشکلی داری؟ بعد به من گفتند که تو برو جبهه و برگرد تا بعدش ان شاءالله برایت زن بگیریم! مادر من در حالی که برادرم شهید شده بود و جنگ در روزهای آخر خود بود، من را بدرقه و راهی جبهه کرد. این آمادگی روانی را فقط زن در خانواده تولید می کند. مدیریت زن یعنی این. یا در داستان تحریم تنباکو یا راهپیمایی های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و پیشروی خانم ها در این حرکت ها شما همین رفتارها را ملاحظه می کنید. بنابراین منظور از مدیریت زن در معنای فرهنگی اش، این نوع رفتارهای او در محیط خانواده است. یعنی زن مسئولیت دارد تا ابهاماتی را که اعضای خانواده با آن مواجه هستند رفع کند.
    «مدیریت زنان» را اگر در اصطلاح حقوقی بخواهیم به کار ببریم، زن مدیر خانواده نیست، اما در اصطلاح فرهنگی، زن عملاً «مدیریت پنهان» دارد. این مسأله تا جایی است که ما معتقدیم زن، مرد را مدیریت می کند. آمادگی روانی را فقط زن در خانواده تولید می کند. زن از احساسات بیشتری برخوردار است. عاطفه در زن بیش از مرد است و این کاملاً متناسب با کارکردهای مادرانه و همسرانه ی او است.

    وقتی بحران در خانواده ایجاد می شود، این جا جای مدیریت نرم افزاری زن است؛ نه مدیریت حقوقی، بلکه مدیریت روانی. این که اعضای خانواده این فضای بحرانی ایجادشده را چطور از سر بگذرانند و چطور اعتماد به نفس از دست رفته به مرد و اعضای خانواده بازگردد. این که زن چه کار کند تا همسرش را دوباره به زندگی برگرداند و فشار عصبی را از روی او بردارد و بتواند به همسرش افتخار کند. بعضی  زن ها در چنین شرایطی شروع به بهانه گیری می کنند و با این کار روحیه ی مرد را تضعیف می کنند. این نوع رفتارهای زن در محیط خانه در واقع مدیریت پشت صحنه ی او بر اعضای خانواده و محیط خانه است که به نظر می رسد منظور رهبری هم از مدیر بودن زن همین منش است.

    * یکی از خطوطی که همواره در نگاه اسلام به زن وجود دارد، توجه به تفاوت های طبیعی او با مرد و اقتضائات این تفاوت ها است. این زاویه ی نگاه در مباحث بین ما و آن ها که در موضوع نقش و حقوق زن، نظرات غربی ها را مرجع قرار می دهند همواره بی جواب می ماند.
    خداوند متعال تأکید دارد که شما زن و مرد، هر دو از یک سرشت هستید، مسئولیت کلی تان یکی است، هر دو بایستی به آن نقطه ی تعالی که بندگی خداوند است برسید. اما خداوند برای رسیدن به این مقصود، سرمایه ی یکسانی را به زن و مرد نداده، سرمایه های شان متفاوت است. به نظر می رسد که خداوند طراحی متفاوتی برای زن و مرد دارد و انتظارات متفاوتی هم از زن و مرد دارد که بر آن اساس ویژگی های متفاوتی را برای زن و مرد قرار داده است. مثلاً زن به حسب روایات متعدد،  از نظر تکوینی حیای بیشتری نسبت به مرد دارد. در بعضی روایات این است که اگر حیا ۱۰ قسمت باشد، خداوند ۹ قسمتش را به دختر داده و یک قسمتش را به پسر.
    ایمان برای زن و مرد مشترک است. هر دو باید عمل صالح انجام دهند. حالا ممکن است عمل صالح برای زن و مرد فرق بکند. اسلام به مرد توصیه می کند که سخاوت داشته باشد و بیش از حد واجب بر معیشت همسرش توسعه بدهد. کاری کند که همسرش احساس آرامش کند. اما به زنان توصیه می کند که در خرج کردن خست داشته باشند! این تفاوت سبب می شود که زن و مرد، به نفع هم عمل کنند.

    همچنین زن از احساسات بیشتری برخوردار است. عاطفه در زن بیش از مرد است و این کاملاً متناسب با کارکردهای مادرانه و همسرانه ی او است. خداوند متعال در آیه ی ۲۱ سوره ی مبارکه ی روم می فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکم مِّنْ أَنفُسِکمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکنُوا إِلَیهَا» خداوند به شما از جنس خودتان همسرانی داد تا در کنارشان آرامش بگیرید. ما می دانیم که ازدواج هم به زن آرامش می دهد و هم به مرد. هر دو از هم آرامش می گیرند. همچنین خداوند در آیه ی                                                                      ۱۸۹ سوره ی مبارکه ی اعراف می فرماید: خداوند کسی است که خلق کرده نفس واحدی را (حضرت آدم) «وَ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا» و از جنس آن فرد همسرش را برایش آفرید، چرا؟ «لِیسْکُنَ إِلَیهَا» تا آدم در کنار او به سکون و آرامش برسد. اما جالب است که خطاب این دو آیه به مردان است. روایات را هم که مشاهده می کنیم، همین مضمون که زن مایه ی آرامش است وجود دارد. یک روایت از امام رضا علیه السلام است که می فرمایند: «خداوند شب را مایه ی آرامش قرار داد و زن هم مانند شب، و زن است که مایع آرامش است.» روایت دیگری هم هست که امام سجاد علیه السلام در کتاب رسالة  الحقوق می فرمایند «حق همسرت بر تو این است که بدانی او مایه ی آرامش و سکون توست.»
    همچنین در روایت مفضل بن عمرو، معروف به «توحید مفضل» یکی از مسائلی که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام از او می پرسند این است: می فرمایند «چرا دختر و پسر وقتی به سن بلوغ می رسند یکسان رشد پیدا می کنند، ولی بعضی از صفاتشان متفاوت است؟ پسر صدایش کلفت می شود، سبیل در می آورد، ولی دختر چهره اش لطیف می ماند، صدایش هم ظریف می شود؟» مفضل می گوید نمی دانم. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «چون خداوند این طور خواسته که مرد سرپرست خانواده باشد.  ویژگی هایی تکوینی به او داد که همساز با این سرپرستی اش باشد و وقار و هیبتش را زیاد کند. صدایش صدای مردانه باشد که اقتدار به او بدهد، نه گردن کلفتی. محاسن به او بدهد و وقارش زیاد باشد. زن چون قرار بوده محور قرار بگیرد در خانواده، لطافتی به زن داده که محور توجه شوهر باشد.»

    * این محور قرار گرفتن زن در خانواده و نزد همسر نکته ی مهمی است. کارکردهای زن و شوهر در محیط خانواده چه تفاوت هایی با هم دارد؟
    کارکردهای زن و مرد تا حدود زیادی متفاوت طراحی شده است. رهبر انقلاب در سخنان اخیر خود تشبیه زیبایی کردند به تیم فوتبال که اعضای یک تیم فوتبال کارهای یکسانی را انجام نمی دهند اما هدف واحدی دارند. وحدت هدف ضرورتاً وحدت مسیر را به دنبال ندارد.
    آموزه های دینی  چهار نقش اصلی را برای زن این گونه ترسیم می کند: اول همسری، بعد مادری، بعد خانه داری و بعد کارهای اجتماعی. زن شاغل در جامعه ی فعلی متأسفانه در بسیاری موارد وضعیت برعکسی دارد. حدود ۱۰ تا ۱۲ ساعت در خانه نیست! بعد که به خانه می آید، اولویت اولش خانه داری، درست کردن غذای شب و ظهر فردا و رسیدگی به تکالیف درسی فرزندان است. آخرین اولویت او، ارتباط کلامی و جنسی با همسرش است.

    هدف زن و مرد سعادت و قرب الهی است. ایمان برای زن و مرد مشترک است. هر دو باید عمل صالح انجام دهند تا به آن نقطه برسند. حالا ممکن است عمل صالح برای زن و مرد فرق بکند. می بینید بعضی چیزها در خانواده برای زن مستحب است، برای مرد حرام. اسلام به مرد توصیه می کند که سخاوت داشته باشد و بیش از آن حد واجب بر اوضاع معیشت همسرش توسعه بدهد. چرتکه نیندازد و حساب کند که خوب یک اتاق برای او کافی است. اسلام به مرد توصیه می کند که اگر می تواند خانه ی بزرگتری برای خانواده اش فراهم کند، کاری کند که همسرش احساس آرامش کند، به زندگیش وسعت بدهد. اما این توصیه ی اسلام درباره ی این ویژگی به زنان متفاوت است. اسلام به زنان توصیه می کند که در خرج کردن خست داشته باشند! البته این خست هم اندازه ای دارد. اما بالاخره توصیه ها متفاوت است و این تفاوت سبب مکمل بودن زن و مرد است. این تفاوت سبب می شود که زن و مرد، هر دو به نفع هم عمل می کنند.

    * در جامعه ی کنونی آیا بین نگاه دینی و عملکرد زنان ما درباره ی وظایف شان نسبت درستی برقرار است؟
    عموماً این گونه نیست. در منظومه ی فکر دینی، مدرسه نقش مکمل خانواده را ایفا می کند. اگر ما این الگو را در تربیت بپذیریم، خانواده هم هدایت گر نظام آموزشی و هم ناظر بر آن می شود. اگر مسئولیت ها سر جای خودش باشد، مادر در جایگاه عامل و مباشر تربیتی، مسئولیت هایی را برعهده دارد، اما مسئولیت حقوقی ندارد. مادر بعد از این که فرزند را به دنیا آورد و به او یک بار شیر داد، می تواند هیچ کار دیگری برای فرزندش نکند و بگوید من می خواهم شأن همسری ام را ایفا کنم. مرد نمی تواند شأن مادری را بر همسرش تحمیل کند. در این صورت مرد وظیفه دارد تا برای همسرش دایه بگیرد تا از فرزندش مراقبت کند. در عین حال اگر زن لطف کرد و نقش تربیتی را به عهده گرفت، نقش او باید با نقش سرپرستی پدر هماهنگ باشد. اگر زن بخواهد مادری خود را درست انجام بدهد، باید همسری مقدم بر مادری باشد. آموزه های دینی ما چهار نقش اصلی را برای زن این گونه ترسیم می کند: اول همسری، بعد مادری، بعد خانه داری و بعد کارهای اجتماعی. زن شاغل در جامعه ی فعلی متأسفانه در بسیاری موارد وضعیت برعکسی دارد. اولویت اول او فعالیت های اجتماعی است. او حدود ۱۰ تا ۱۲ ساعت در خانه نیست! بعد از این که به خانه می آید، اولویت اولش خانه داری، درست کردن غذای شب و ظهر فردا و مرتب کردن خانه و رسیدگی به تکالیف درسی فرزندان است. بنابراین آخرین اولویت، به شرط این که خستگی مجالی به او بدهد، ارتباط کلامی و جنسی با همسرش است.
    در جامعه ی سنتی در بسیاری از زنان نقش مادری بر نقش همسری غلبه دارد؛ وابستگی مادر به فرزند خیلی زیاد است؛ غلبه ی نقش مادری بر همسری مخل به تربیت فرزند است. فرزند از الگوی ارتباطی پدر و مادر برای زندگی آینده الهام می گیرد. در برخی خانواده ها رابطه ی زن و شوهر در فاصله ی بین عقد و تولد فرزند، بسیار گرم است؛ اما با تولد فرزند، رابطه ی زن و شوهر به حاشیه می رود.

    در این زمینه ما در جامعه ی سنتی دچار یک مشکل هستیم که در بسیاری از زنان نقش مادری بر نقش همسری غلبه دارد؛ وابستگی مادر به فرزند خیلی زیاد است؛ زیادتر از آن حدی که باید باشد. روانشناسان می گویند اگر زن و شوهر دارند با هم صحبت می کنند و کودک در میانه ی صحبت آنان وارد شد و کاری با آنان داشت، پدر و مادر باید بگویند صبر کن تا صحبت ما تمام شود! می گویند سعی کنید تا کودک معطل شود و احساس کند که پدر و مادر من چقدر برای هم مهم هستند که کار خودشان را به خاطر من تعطیل نمی کنند. او به این پدر و مادر می تواند تکیه کند.

    در جای دیگر می خواندم که غلبه ی نقش مادری بر همسری مخل به تربیت فرزند است. فرزند از الگوی ارتباطی پدر و مادر برای زندگی آینده اش الهام می گیرد. یکی از مشکلاتی که در برخی خانواده های ایرانی وجود دارد این است که رابطه ی زن و شوهر در فاصله ی بین عقد و تولد اولین فرزند، بسیار گرم است؛ اما با تولد فرزند، همه ی توجه ها به فرزند جلب می شود و رابطه ی زن و شوهر به حاشیه می رود. این اتفاقی خطرناک است که پایداری خانواده را تهدید می کند.
    احساس سوختن به تماشا نمی شود/الهی هیچ کس اتش نگیرد تا که نداند چه می کشم.


    عطر نماز

  22. 2 کاربر از پست مفید عطر نماز تشکر کرده اند .


  23. #13
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1982
    نوشته ها
    4,617
    امتیاز : 69,907
    سطح : 100
    Points: 69,907, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,636
    تشکر شده 22,216 در 4,040 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    98
    مخالفت شده 22 در 19 پست

    پیش فرض

    روش تحلیل در موضوع زن و خانواده

    روش تحلیل در موضوع زن و خانوادهرهبر انقلاب در دیدار جمعی از بانوان برگزیده در تاریخ ۹۳/۰۱/۳۰ سه نکته اصلی را به عنوان الزامات تحقیق و پژوهش در مسئله زن و خانواده برشمردند و رعایت این الزامات را برای دستیابی به نتیجه مطلوب در این حوزه ضروری دانستند. پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir در قالب گزیده بیانات پیش رو این الزامات را مرور میکند:

    ۱. رهایی از تفکرات غربی در مورد زن
    یک نکته اینکه اگر ما میخواهیم درباره ى مسئله ى زن درست فکر کنیم و درست حرکت کنیم و دچار خطا نشویم، باید ذهنمان را از حرفهاى کلیشه اى فراورده ى غربیها بکلّى خالى کنیم. غربیها نسبت به مسئله ى زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراه کننده و مهلک خودشان را به صورت سکّه ى رایج در دنیا مطرح کردند. علیه هر کسى هم که بر ضدّ نظر آنها حرف بزند، دستگاه تبلیغاتى وسیع آنها هوچیگرى میکند، مجال حرف زدن هم به کسى نمیدهد.
    گزیده بیانات | چرا باید ذهن را از حرفهاى کلیشه اى غربى ها درباره زن خالى کنیم؟

    اگر میخواهید درباره ى مسئله ى زن راهبرد درست را پیدا کنید و این راهبرد را با اجرائیّات و الزامات اساسى آن همراه کنید و در بلندمدّت پیش بروید و به نتیجه برسید، باید ذهنتان را از تفکّرات غربى در مورد زن تخلیه کنید. نمیگویم بی اطّلاع بمانیم، نه؛ ما طرفدار بی اطّلاعى نیستیم، بنده طرفدار آگاهى و آشنایى هستم، امّا مرجعیّت آن افکار را بکلّى رد کنیم. افکار غربیها، نظرات غربیها، در زمینه ى مسئله ى زن مطلقا نمیتواند مایه ى سعادت و هدایت جامعه ى بشرى باشد.
    بیانات در دیدار جمعی از بانوان برگزیده كشور ۱۳۹۳/۰۱/۳۰

    ۲. مراجعه به متون اسلامی
    الزام دوّم اینکه به متون اسلامى مراجعه کنید. واقعاً از قرآن و از سنّت و از حدیث و از دعا و از متون اسلامى و از کلمات ائمّه و رفتار ائمّه، آن اصول و پایه هاى اصلى را اتّخاذ کنید. وحى است دیگر، وحى مال خدا است؛ خدا آفریننده ى من و شما است. من نمیگویم هرچه به نام دین در دهانها میافتد آدم قبول کند؛ نه، از همان دین صحیح، که با شیوه ى درستِ استنباط و به وسیله ى اهل و شایستگان این کار انجام میگیرد، استفاده شود؛ واقعاً از کتاب خدا، از سنّت پیغمبر، از روش ائمّه ى معصومین و از کلمات اینها استفاده بشود، که ما در زمینه ى مسائل زنان باید چه راهبردى را اتّخاذ کنیم و خطوط اساسى را از آنجا باید اتّخاذ کنیم.
    بیانات در دیدار جمعی از بانوان برگزیده كشور ۱۳۹۳/۰۱/۳۰

    وقتى كه به صحنه ى تفكرات عالم نگاه میكنم و بینش اسلام را مشاهده مینمایم، بروشنى درمییابم كه جامعه ى بشرى هنگامى خواهد توانست نسبت به مسأله ى زن و رابطه ى زن و مرد، سلامت و كمال مطلوب خود را پیدا بكند كه دیدگاههاى اسلام را بدون كم و زیاد و بدون افراط و تفریط درك كند و كوشش نماید آنها را ارایه كند. این، ادعاى ما نسبت به مسأله ى زن در عالم است. ما آن چیزى را كه در تمدنهاى مادّىِ امروز نسبت به زن عمل میشود و وجود دارد، به هیچ وجه قبول نداریم و آن را به صرفه و صلاح زن و كل جامعه نمیشماریم.
    بیانات در دیدار جمعی از بانوان پزشك سراسر كشور۱۳۶۸/۱۰/۲۶

    ۳. پرداختن به مسائل اصلی
    یک کار سوّم هم وجود دارد و آن اینکه در احصای مسائل اصلىِ زنان، حقیقتاً به مسائل اصلى بپردازیم، نه به مسائل درجه ى دو. پرداختن به مسئله ى خانواده و بخصوص مسئله ى سلامت و امنیّت و آرامش و تکریم زن در محیط خانواده، یکى از مسائل اصلى است. ما چند مسئله ى اصلى داریم، یکى از آنها این است.
    بیانات در دیدار جمعی از بانوان برگزیده كشور ۱۳۹۳/۰۱/۳۰

    ۳.۱. مسئله اصلی زنان: سلامت،امنیت و آرامش و تکریم زن در خانواده
    پرداختن به مسئله ى خانواده و بخصوص مسئله ى سلامت و امنیّت و آرامش و تکریم زن در محیط خانواده، یکى از مسائل اصلى است. ما چند مسئله ى اصلى داریم، یکى از آنها این است. نگاه کنید ببینید عوامل سَلب آرامش و سکینه ى روحى زن در خانواده چه چیزهایى است؟ دنبال این باشید که با قانون، با روشهاى تبلیغى، با روشها و شیوه هاى گوناگون، اینها را برطرف کنید. این، اساس قضیّه است.
    بیانات در دیدار جمعی از بانوان برگزیده كشور ۱۳۹۳/۰۱/۳۰

    ۳.۲. اصلی نبودن مسئله اشتغال زنان
    مسئله ی اشتغال بانوان، جزو مسائل اصلى نیست. البتّه ما با اشتغال بانوان مخالف نیستیم؛ بنده خودم نه با اشتغالشان، نه با مدیریّتهاشان مخالفتى ندارم، مادامیکه با آن مسائل اصلى معارضه و تنافى پیدا نکند؛ اگر معارضه پیدا کرد، آن مقدّم است. یکى از کارهایى که در این زمینه ى سوّم که عرض کردیم باید انجام بگیرد، طبعاً این است که نگاه کنند ببینند آن مشاغلى که متناسب با این خصوصیّت زن است چیست. بعضى از مشاغل هست متناسب با ساخت زن نیست، خب اینها را دنبال نکنند. یکى از کارها این است که آن تحصیلاتى را که به آن مشاغل منتهى میشود، بر زن تحمیل نکنند. این بحث دانشگاه و تحصیلات و مانند اینها که باز بعضیها جنجال میکنند که در تحصیلات تبعیض است، این تبعیض همه جا بد نیست. تبعیض آنجایى که ضدّ عدالت باشد بد است. والّا فرض کنید وقتیکه شما در یک تیم فوتبال، یکى را میگذارید مهاجم، یکى را میگذارید مدافع، یکى را میگذارید دروازه بان، خب این تبعیض است دیگر. اگر آن کسى که باید در خط دفاع واایستد، گذاشتند مهاجم، خب تیم خواهد باخت. آن کسى که باید مهاجم باشد اگر گذاشتند دروازه بان که بلد نیست این کار را، خب تیم میبازد. این تبعیض است، [امّا] این تبعیض، عین عدالت است؛ یکى را اینجا میگذارند، یکى را آنجا میگذارند، یکى را آنجا میگمارند. [پس باید] ببینیم با توجّه به آن اهداف بلند چه درسى براى بانوان مناسب است، آن درس را در اختیارشان قرار بدهیم؛ نه اینکه مجبورش کنیم که شما چون در کنکور این جورى شرکت کردى، و این جورى نمره آوردى، حتماً باید بروى فلان درس را بخوانى، که این درس نه با طبیعت زنانه ى او سازگار است، نه با اهداف عالى او سازگار است، نه شغلى که به دنبال این درس به او داده میشود، متناسب با او است. این چیزها را به نظر من در زمینه ى اشتغال زنان باید در نظر گرفت. و خلاصه این را که زن نتواند همه ى مشاغلى را که مرد به عهده میگیرد به عهده بگیرد، نباید ننگ دانست یا نقص دانست؛ نخیر، آن چیزى بد است که متناسب با طبیعت الهى [نباشد].
    بیانات در دیدار جمعی از بانوان برگزیده كشور ۱۳۹۳/۰۱/۳۰
    احساس سوختن به تماشا نمی شود/الهی هیچ کس اتش نگیرد تا که نداند چه می کشم.


    عطر نماز

  24. 3 کاربر از پست مفید عطر نماز تشکر کرده اند .


  25. #14
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-اردیبهشت-۱۳
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    492
    امتیاز : 3,113
    سطح : 34
    Points: 3,113, Level: 34
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 87
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکر کردن : 1,177
    تشکر شده 1,914 در 449 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض چطور همزمان کارمند و مادر موفقی باشم؟

    مجله سیب سبز: حتی بهترین پدر و مادرها هم گاهي براي رسيدگي به امور منزل و تربيت بچه ها دچار افراط و تفریط می شوند. شاغل بودن با وظیفه مادری که ادغام می شود، شخصیت خاصی از مادران می سازد. آنها با خود می گویند باید به هر ترتیب که شده با تمام انرژي همه زمان هایی را که در خانه نیستند، جبران کنند اما این دیدگاه از آنها شخصیت های مختلفی می سازد که گاهی در تربیت و رشد کودک اختلال ایجاد می کند. تمام مادران شاغل می دانند در درجه اول مادرند بنابراین باید تا آنجا که امکان دارد کارآمد عمل کنند؛ حتی زمانی که با کودکان شان در حال مجادله و بحث هستند.

    با این حال حتی زمانی که نیت آنها به اصطلاح خیر است ممکن است نتیجه چندان خوشایند نباشد. به این معنا که برخی اوقات الگوهایی که به نظر درست و ایده آل می آید بیش از حد مادرانه است و باعث تغییر هدف می شود. در اینجا با 5 تیپ شخصیتی مادران شاغل آشنا می شوید. اگر هرکدام از این تیپ ها برای تان آشنا آمد یا حتی احساس کردید در مسیر درستی برای تربیت و رشد فرزند تان قرار ندارید، حتما این مطلب را بخوانید.



    مادران بی خیال

    این مادر خونسرد به این می بالد که دامنه آزادی فرزندش زیاد است. او به دنبال دستیابی به رویاهایش در محل کار است و بنابراین فرزندش باید خود مسیرش را بیابد. جمله معروف او این است که «وقتی من بچه بودم می تونستم...» به این ترتیب بچه مشکلاتی در تکالیف، سلامتش یا حتی بازی هایش پیدا می کند. فرزند این مادر در ابراز احساسات خود نیز به شدت آزاد است و هیچ محدودیتی ندارد.


    جایی که درست عمل می کند
    این کودکان مهارت حل مسئله را به خوبی می یابند. آنها می دانند که می توانند در خانه غمگین، شاد، عصبانی، افسرده و... باشند و نیازی به مهار این احساسات نیست.



    جایی که اشتباه می کند
    آزادی یک امتیاز عمدی است نه یک انتخاب. این گونه مادران خیال می کنند آزاد گذاشتن فرزندان باعث محبوبیت آنها می شود. با خودتان روراست باشید و بپرسید چرا این انتخاب را کرده اید. آیا این واکنشی به نوجوانی خودتان نیست؟

    چطور اصلاح می شود
    کودکان نیاز به آزادی و البته حمایت دارند. وقتی در حال بررسی آزادی هستید چیزی را انتخاب کنید که مهارت ساز است. «بله امروز می تونی بری خونه دوستت اما لطفا وقتی رسیدی با من تماس بگیر.» با این جمله نه تنها اجازه می دهید فرزندتان احساساتش را ابراز کند بلکه کمک می کنید دوستانش را بهتر درک کند و راهبردهای مقابله با سختی را بیابد.



    مادران حلال مسئله

    این مادران در واقع هر مانعی را از سر راه فرزندشان برمی دارند. آنها در کار به شدت موفق هستند و همین مهارت را در انجام تکالیف فرزندشان در مدرسه یا تعامل با مربیان ورزشی نیز به کار می برند. غرور و افتخار این مادر این است که در دوران ابتدایی فرزندش حتی یک بازی را هم از دست نداده است. این در حالی که فرزندش هنوز وارد دبیرستان نشده مشغول تحقیق درباره دانشگاه و انتخاب رشته دانشگاهی اوست. او همان طور که برنامه 5 ساله محل کار را در دست دارد در مورد فرزندش نیز همین گونه است.



    جایی که درست عمل می کند

    او به شدت سازمان یافته عمل کرده و تاثیر زیادی به عنوان الگوی یک زن پرقدرت ارائه می کند. این فرزند زمانی که می خواهد کاری انجام دهد می داند که مادرش پشتیبان اوست.



    جایی که اشتباه می کند
    این مادر باید بداند در جاهایی باید به فرزندش اجازه دهد خودش وارد عمل شود. مداخله مداوم ممکن است باعث اعتماد به نفس خیلی زیاد یا خیلی کم در کودک شود. در این حالت کودک هیچ گاه در شکست ها نمی تواند راه حل پیدا کند.

    چطور اصلاح می شود
    بدون شک باید ببینید میزان مداخله شما چقدر است و این چقدر مربوط به عادت ناخودآگاه شماست. همیشه از خودتان بپرسید اگر مداخله نکنم بدترین اتفاقی که می افتد، چیست. به خاطر داشته باشید ناامیدی کودک به معنای نابودی او نیست بلکه برعکس، می تواند یک انگیزه بزرگ باشد. به جای حل مسئله او را با گوش دادن و راهنمایی حمایت کنید. به بچه ها فرصت دهید مشکلات شان را حل کنند و راه های متناسب با سن شان را برای حل مسئله بیابند.



    مادران جان برکف

    او با مادرانگی، کار و ارتباط با همسرش خود را نابود می کند. تقویم او پر از نکاتی است که با فونت ریز درباره آنچه باید انجام دهد، نوشته شده است. او چتری است که تمام اعضای خانواده از جمله کودک را زیر سایه خود گرفته است. او هیچ وقتی برای خودش ندارد و عاشق شنیدن این جمله است که «من نمی دونم چطور همه این کارها رو انجام میدی؟!»

    جایی که درست عمل می کند
    او همه جا حضور دارد، حتی وقتی همسایه به او نیاز دارد یا وقتی لوله آب ترکیده و باید خیلی سریع درست شود. به این ترتیب بچه ها قابل اطمینان بودن مادرشان را می بینند و اینکه مدام نگران دیگران است و خب، این نکته مثبتی برای آنهاست که به فکر دیگران هم باشند.



    جایی که اشتباه می کند
    مادر جان بر کف زندگی خودش را در اولویت آخر می گذارد. او هیچ سرگرمی ندارد و البته هیچ احترامی هم به عنوان مادر ندارد زیرا خودش به خودش احترام نمی گذارد. این مادر ممکن است این پیام را بدهد که «مادران نیازی به مراقبت از خود ندارند.»

    چطور اصلاح می شود
    یک نفس عمیق بکشید و برنامه را دوباره تصحیح کنید. برخی از فعالیت های کودک تان را که احساس تحمیل به شما می دهد مانند کلاس 7 صبح جودو روزهای جمعه را لغو کنید و مهم تر از همه اینکه کمک بخواهید؛ از کودکان تان، همسرتان یا حتی دوستان تان. شما واقعا مجبور نیستید همه کارها را انجام دهید. فرصتی برای زندگی خودتان بیابید. همان طور که شرکت های هواپیمایی در آغاز سفر می گویند «قبل از کمک به دیگران اول ماسک اکسیژن خود را بگذارید.» این کار به شما اجازه می دهد مادر بهتری باشید.



    مادران تحلیل گر

    این مادر معتقد است دنیا، دنیای بچه هاست و بقیه در این دنیا زندگی می کنند. او ممکن است به ندرت یک جمله را تا پایان برای دوستش بیان کند اما زندگی فرزندش را مانند یک فیلم مستند برایش روایت می کند. «چرا انگشتت رو به سمت بینی ات بردی؟ می خوای بدونی توش چی هست؟» او حتی ممکن است هنگام تعویض پوشک فرزندش با او در این مورد صحبت کند و با هم به این نتیجه برسند که چرا باید پوشک عوض شود. این مادران به استراحت، تماشای تلویزیون و استفاده از غذاهای فرآوری شده یک «نه» بزرگ می گویند.

    جایی که درست عمل می کند
    خط فکری مادران تحلیل گر در این مسیر قرار می گیرد که فرزندشان زمان کمی را جلوی تلویزیون بگذراند، غذاهای سالم بخورد و از آزادی خود برای کشف دنیای پیرامون استفاده کند.



    جایی که اشتباه می کند
    از آنجا که ممکن است این مادران درباره زمانی که دور از فرزند خود هستند احساس گناه کنند، فشار زیادی به خود وارد می کنند تا در خانه بی عیب و نقص عمل کنند اما وقتی به فرزندشان این پیام را می دهند که جهان حول محور او می گردد، در واقع به او خودشیفتگی را می آموزند. علاوه بر این، کودکی که در همه چیز مشورت می کند در نهایت وقتی بزرگ شد، دچار شوک فرهنگی بزرگی می شود.

    چطور اصلاح می شود
    دموکراسی در محیط خانه ای که کودک در آن هنوز به بلوغ فکری و عقلی نرسیده است، بی معناست. بچه ها واقعا به محدودیت نیاز دارند و وقتی آن را ندارند، عصبی می شوند. اما این به آن معنا نیست که این مغزهای جوان نمی توانند آموزش های درست را دریافت کنند. وقتی اعلام می کنید که زمان تعویض پوشک است در واقع به او نشان مي دهيد كه بايد بهداشتش را رعايت كند. دیگر نیازی نیست که با او در این باره به بحث بنشینید و نکته آموزشی دربیاورید. بهتر است به کودک خود آموزش دهید که چطور دو مهارت مهم زندگی یعنی تحمل ناامیدی والبته تشویق را بیاموزد.



    مادران بیش از حد عاطفی

    زندگی این مادران مانند نمایش های تلویزیونی پر از احساسات اما کم ارزش است. مثلا آنها مدام نگران خطرات روحی دروغ گفتن در فرزندشان هستند. گاهی جاسوسی او را در زمین بازی پارک می کنند تا یک وقت با بچه های ناباب نگردد، حتی ممکن است مدام فهرست مهمان های جشن تولد فرزندشان را بالا و پایین کنند و وسواس خاصی در دعوت از مهمانان به خرج بدهند اما در نهایت می توان گفت آنها بسیار دل نازک هستند. به همین دلیل یک سکسکه کوچک فرزندشان یک زلزله محسوب می شود. وقتی فرزندشان خواب بد می بیند این مادران اصرار دارند او را نزد پزشک ببرند و ریشه یابی کنند. متاسفانه بین مشکلات کاری و زمانی که صرف نظارت بر زندگی اجتماعی و عاطفی کودک می کنند، هیچ فرصتی برای ایجاد دوستی بین این مادر و فرزند باقی نمی ماند.

    جایی که درست عمل می کند
    این مادر عاطفی می داند که کودکش در چه احوالاتی است و با چه کسانی وقت می گذراند بنابراین ایمنی و مراقبت مورد نیاز سال های نوجوانی را برای فرزندش تامین می کند. این فرزندان می دانند اگر مشکلی پیش بیاید می توانند روی مادر حساب کنند.



    جایی که اشتباه می کند
    مادر عاطفی با دخالت های بیش از اندازه اجازه انتخاب را از فرزندش می گیرد. این مادر ممکن است کودکی مانند خود تربیت کند یا برعکس کودکی که بزرگ می شود کاملا احساساتش را پنهان کند. این کودکان برای اینکه مدام مورد سوال و جواب قرار نگیرند، اغلب به مادران شان دروغ می گویند.

    چطور اصلاح می شود
    واقعیت این است که کودکان با افراد دیگری هم آشنا می شوند و حتی ممکن است با آنها وقت زیادی را بگذرانند، زندگی همین است. وقتی مادری از لحاظ احساسی بیش از حد به فرزندش وابسته شود، وقتی که او بزرگ شد و زندگی مستقلی را آغاز کرد، عدم پذیرش برایش دردناک تر از دیگر مادران خواهد بود. خب، چه باید کرد! باید حواس تان به زندگی اجتماعی فرزندتان باشد. بدانید کجاها می رود و با چه افرادی دوستی می کند اما اگر برای کوچک ترین حرکت فرزندتان اظهارنظری را آماده کرده اید، بهتر است عقب نشینی کنید. باید به فرزندتان اجازه دهید فضا و حریم خصوصی خود را داشته باشد. برای پیشگیری از مداخله، راه هایی برای سرگرم کردن خودتان پیدا کنید.
    چه زیباست؛
    خدا دنیا را آوار کند روی دلت
    بعد، یکی یکی آوارها را بردارد
    دلت را نیز ..

  26. کاربر روبرو از پست مفید شاهده تشکر کرده است .


  27. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    بساط آن‏ چیزی که امروز به ‏عنوان «آزادی زن» در دنیا و از سوی فرهنگ منحطّ غربی پهن‏ شده ‏است، برپایه این است که زن را در معرض دید مرد قرار دهند تا از او تمتّعات جنسی ببرند. مردان از آنها لذّت ببرند و زنها وسیله التذاذ مردان شوند. این، آزادی زن است؟ کسانی که در دنیای جاهل و غافل و گمراه تمدّن غربی ادّعا می‏کنند طرفدار حقوق بشرند، در حقیقت ستمگران به زن هستند

    * زن را به ‏عنوان یک انسان والا و موجودی که می‏تواند مایه‏ ای برای صلاح جامعه با پرورش انسانهای والا شود نگاه ‏کنید، تا معلوم شود که حقّ زن چیست و آزادی او چگونه است. زن را به چشم آن عنصر اصلی تشکیل خانواده در نظر بگیرید؛ که خانواده اگرچه از مرد و زن تشکیل می‏شود و هر دو در تشکیل خانواده و موجودیت آن مؤثّرند، اما آسایش فضای خانواده، آرامش و سکونتی که در فضای خانه است، به برکت زن و طبیعت زنانه است. با این چشم به زن نگاه ‏کنند تا معلوم شود که او چگونه کمال پیدامی‏کند و حقوقش در چیست.

    -رهبر انقلاب؛ ۷۱/۰۹/۲۵
    همینطوری نشسته ایم که ان شاء الله خوب می شویم ، این دهه نشد دهه بعدی .

    تمامش کن ! لباس خفت گناه را دور بینداز و لباس دیگری را بر تن کن . « من آدم شنبه نیستم، امروز یکشنبه است ! »
    تکان بخور و کلاً [ عوض شو ] ! پوستین را وارونه کن .
    .
    .
    .. انقلاب ..

  28. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    دخترم، جانِ جان ، زندگی و دنیا درعین جدی بودن، خیلی غیر جدی هستند، جدی بودنش رو از تلاش زیاد آدمها برای پول جمع کردن، بالا رفتن ، مقام و جایگاه و ... و غیرجدی بودنش رو از خبر مرگ [ ناگهانی ] کسی که میشناختیش و مثل بقیه آدمها زندگی رو دوست داشت، میشه فهمید. سعی کن نیمه جدی زندگی کنی! هروقت غرق جدی بودنش شدی و فراموش کردی لذت ببری، به خودت غیرجدی بودنش رو یادآوری کن....

    + نازلی اچ بی
    همینطوری نشسته ایم که ان شاء الله خوب می شویم ، این دهه نشد دهه بعدی .

    تمامش کن ! لباس خفت گناه را دور بینداز و لباس دیگری را بر تن کن . « من آدم شنبه نیستم، امروز یکشنبه است ! »
    تکان بخور و کلاً [ عوض شو ] ! پوستین را وارونه کن .
    .
    .
    .. انقلاب ..

  29. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    خوابم نمی برد. چشم هایم را که می بندم تصویر صورت پر از خون مریم می آید جلوی چشمم. آن حفره سیاه ترسناک روی پیشانی اش که از تویش خون مثل آب روان جاری می شد روی صورتش. بعد دوباره تک تک آن لحظه های سخت و تلخ برایم مرور می شود. خوابم نمی برد.

    داشت بازی می کرد. از همین بپربپرهای عادی توی خانه. افتاد. سرش خورد به لبه مبل. فکر کردم مثل همیشه است، اما گریه اش شدید بود. دویدم به سمتش و ناگهان... قطره های خون بود که پای مبل می چکید. بردمش توی حمام. هرچه صورتش را آب می زدم، خون بند نمی آمد. این خون لعنتی از کجا بود که تمام نمی شد؟ یک مشت دستمال کاغذی گذاشتم روی صورتش. و تازه آن حفره عمیق روی پیشانی خودش را نشان داد: یا امام زمان!

    شل شدم. خون مثل آبی که از شیلنگ برود روان بود، مریم گریه می کرد و من داشتم سکته می کردم. ولی فرصت برای ترسیدن نبود. پریدم. شلوار، روسری، چادر، کیف پول، موبایل... و هی داد می زدم: مریم وایسا مامان! الان میام! بلندش کردم و پتو پیچیدم دورش و دویدم بیرون. در باز ماند. برنگشتم که ببندم.

    چطوری تا بیمارستان رانندگی کردم و زنده ایم؟! دستم را گذاشته بودم روی بوق و پدال گاز را تا آخر گرفته بودم. راننده هایی که از جلوی راهم کنار می رفتند دست هایشان را می آوردند بیرون که یعنی چته؟ من چه ام بود؟ هیچی، فقط از پاره تنم آن پشت داشت یک بند خون می رفت و گریه می کرد.

    جلوی اورژانس، همان جا که زده توقف حتی برای یک لحظه هم ممنوع، ماشین را با در باز گذاشتم و دویدم تو. یکی به داد من برسد! «این که چیزیش نیست!» هر کدام شان یک بار این را گفتند. برای آن ها این فقط یک کیس عادی بود با شکافی در پیشانی که باید بخیه می شد. برای من عشقم بود که هنوز پیشانی اش پر خون بود. بابایی(بابابزرگ بچه ها که پزشک همان بیمارستان است) که آمد، مریم را دادم بغلش. رفتم بیرون آن اتاق، روی اولین تخت اورژانس ولو شدم. تنم را عزق سرد گرفت.

    من نرفتم توی اتاق عمل سرپایی. داشتم جان می دادم. بابایی مریم را برد. بلند بلند آیه الکرسی خواندم تا صدای گریه های مریم گوشم را کر نکند. تمام که شد، رفتم بالای سرش. یک نخ آبی، حفره سیاه لعنتی را جمع کرده بود. مریم هنوز داشت هق هق میکرد. « من هنوز سر پا بودم » .

    خانه که رسیدیم مریم بی حال شده و خوابیده بود. لباس هایش قهوه ای بودند. موهایش بوی خون می داد. لکه های خون را از روی سرامیک ها آب کشیدیم. حمام پر از خون بود. با اسکاچ افتادم به جانش تا حتی ذره ای هم از این تلخی وحشتناک روی تن خانه باقی نماند. چند ساعت دیگر نرگس از مهد برمی گشت. « هنوز باید سر پا بمانم » .

    مریم که بیدار شد، بهش گفتم: تو خیلی دختر شجاع و قوی ای بودی که خودت تنهایی رفتی پیش دکتر (برای بخیه).
    مریم گفت: تو هم که بودی!
    گفتم: آره، من دم در بودم.
    مریم گفت: نمی شه که تو نباشی. تو نباشی، من تنها می مونم.

    « دیگر نمی توانم سر پا بمانم. پخش زمین می شوم » .

    + روزهای مادرانه
    همینطوری نشسته ایم که ان شاء الله خوب می شویم ، این دهه نشد دهه بعدی .

    تمامش کن ! لباس خفت گناه را دور بینداز و لباس دیگری را بر تن کن . « من آدم شنبه نیستم، امروز یکشنبه است ! »
    تکان بخور و کلاً [ عوض شو ] ! پوستین را وارونه کن .
    .
    .
    .. انقلاب ..

  30. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    یا باسط الیدین بالرحمه

    روضه خوان دارد برای خودش می خواند. من اصلا حواسم به او نیست. مریم دارد روی پایم می خوابد. تصویرش از جلوی چشم هایم کنار نمی رود. تصویرش کنار دیوار حمام...

    همین که الله اکبر اذان را گفتند، درست کنار سفره افطار، روی فرش، زیر پایش خیس شد. از شدت حیرت و عصبانیت نفسم بند آمد. بلندش کردم و گذاشتمش توی حمام. نه داد زدم، نه دعوایش کردم. لباس هایش را درآوردم و گفتم: همین جا می مونی! لگن و شیلنگ و دستمال و روزنامه و... تا سرامیک و فرش را آب کشیدیم. تازه آمده بودم بنشینم سر سفره افطار، که دیدم صدایی از مریم نمی آید. فکر می کردم تا الان خودش آمده بیرون و رفته سراغ کشوی لباس هایش. ولی نبود. رفتم در حمام... کنار دیوار آن گوشه کز کرده بود. بی لباس. انگشت شست ش را گذاشته بود توی دهانش و مچاله شده بود توی خودش. صدای خرد شدن شیشه دلم را شنیدم...

    یا من یسمع النجوی...

    حالا در تاریکی هیات تصویر دخترک کوچک بی لباس که کز کرده بود کنار دیوار از جلوی چشمم کنار نمی رفت. انگار حالا من بودم که بی لباس و عریان کز کرده بودم گوشه دیوار زندگی ام، منتظر که یکی بیاید و در را باز کند...

    یا راحم العبرات...

    در را باز کردم، بغلش کردم و آوردم بیرون. لباس هایش را تنش کردم، گفتم: میدونی کار بدی کردی؟ سرش را آورد پایین. گفتم: دیگه نکن، باشه؟ سرش را خم کرد. بوسیدمش. بغلش کردم. رفتیم سر سفره.
    مریم را بوسیدم. گفتم: منو می بخشی؟ لبخند زد. سرم را بردم بالا. "خدای من! به من رحم کن! تو که از مادر مهربان تری!"

    یا غیاث المستغیثین...

    + ^
    همینطوری نشسته ایم که ان شاء الله خوب می شویم ، این دهه نشد دهه بعدی .

    تمامش کن ! لباس خفت گناه را دور بینداز و لباس دیگری را بر تن کن . « من آدم شنبه نیستم، امروز یکشنبه است ! »
    تکان بخور و کلاً [ عوض شو ] ! پوستین را وارونه کن .
    .
    .
    .. انقلاب ..

  31. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    خواستم بگویم فکر نکن این دنیا هم جای فراخ و گسترده ای برای زیستن و نفس‎کشیدن است. بعضی وقت ها آن‎قدر تنگ می‎شود که نفس‎هایت را هم به شماره می کشاند. خالق من و تو، آن وسعت و گشایشی که رویای آدمی ست را توی این دنیا هم مقدر نکرده. حواست هست؟! با تو هستم کوچکِ من! تو که جایت دارد تنگ می شود و این روزها مدام به در و دیوار دلم می کوبی. به این دنیا هم که بیایی می‎فهمی وقت هایی هست که هر قدر خودت را به در و دیوار دنیا بکوبی، راهی و گشایشی نیست، مگر آن که کلید آسمان را پیدا کنی. دست به دامان کسی بشوی که کلیددار آسمان ها و زمین است.

    × له مقالید السموات و الارض (زمر/ 63)

    + بهارنارنج
    همینطوری نشسته ایم که ان شاء الله خوب می شویم ، این دهه نشد دهه بعدی .

    تمامش کن ! لباس خفت گناه را دور بینداز و لباس دیگری را بر تن کن . « من آدم شنبه نیستم، امروز یکشنبه است ! »
    تکان بخور و کلاً [ عوض شو ] ! پوستین را وارونه کن .
    .
    .
    .. انقلاب ..

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. " پاییزانه .. "
    توسط دردونه در انجمن شعر و ادب
    پاسخ ها: 59
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۱۴ آبان ۹۴, ۱۷:۰۱
  2. """" من میدونم کــــ ... حالا تو چی میدونی؟!! """"
    توسط اشک دل در انجمن گفتگو با اعضا
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۲۴ مهر ۹۲, ۱۴:۴۸
  3. اشعار شاعر ولایی شهدا " سیّد کمال خردمندان "
    توسط سائل الزهرا در انجمن شهدای استان فارس
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: دوشنبه ۱۴ اسفند ۹۱, ۱۷:۳۹
  4. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: جمعه ۲۷ بهمن ۹۱, ۱۰:۴۰
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۱۸ اسفند ۹۰, ۱۲:۵۹

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1