کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1

    پیش فرض زنان در جامعه آخرالزمانی....

    نمی**دانم درستش چیست، اما مطمئنم که هرچه هست، این نیست. جامعه**ای صحیح است که همه*چیز سر جای خودش باشد و پیچ و مهره**هایش درست کار کنند و من چنین وضعی را شاهد نیستم. این را از آن جایی می*گویم که می**بینم تمام مبانی اطرافم بر تمایلات و نیازها و توانمندی**های مردانه استوار گشته و زن هیچ جایگاهی در زیرساخت این مدنیت ندارد و گویی وصله*ای*ست ناجور. تابه*حال انواع همایش مردان را شنیده**اید؟ فرهنگ*سرای مردان، نقش مردان در پیشرفت اجتماع، اهمیت حضور مرد در عرصه**های علمی، حضور مردان مسلمان در عرصه**های علمی، حساب ویژه**ی پسران و هزار مطلب این*چنینی دیگر هیچ**گاه به*چشم نمی**خورند.
    نیاز*ها و تمایلات زنان دیده نمی**شود یا اگر بشود، از فرعیات جامعه حساب می**شود.



    مصداق و گواه سخنم این*جاست که عموم مردان مشکلی با هویت مردانه*ی خویش ندارند. می**دانند که مرد هستند، باید سر کار بروند، شب برای استراحت به منزل بیایند، همکار دارند و رئیس و همسر و فرزند که دو تای آخری را باید حمایت مالی و معنوی کنند. به طرف دیگر ماجرا برویم؛ به جایگاه زن. زنان جامعه*ی ما نمی**دانند مرد هستند یا زن! این واقعیت امر است. باید کار کنند یا نه؟ اگر بله، که وقت و حالی برای زن بودن و مادر بودن ندارند؛ چراکه علی (علیه السلام) می**فرماید: «زن گل بهاری*ست، نه قهرمان.» و اگر نه، که در منزل آن*قدر از جامعه دور می**شوند که توانایی تربیت صحیح فرزند را نخواهند داشت. علی (علیه السلام) می*فرماید: «فرزندانتان را برای زمان خودشان تربیت کنید.» به کدام یک از این دو مهم می توان دست یافت؟ آیا این مهم را می*توان با در خانه ماندن و نگریستن به دیگران از پشت آکواریوم گزینشی تلویزیون برآورده ساخت؟ یا باید کار کرد و خود را له نمود؟ کاش کسی جوابی برای این اصل عدم قطعیت هایزنبرگ (۱) می**یافت!
    اکثریت قریب*به**اتفاق افراد این دوره و زمانه راه دوم را برمی**گزینند؛ کار کردن. جامعه از او می**خواهد مانند مردان کار کند و مسئولیت**پذیر (!) باشد. با دیگر همکاران زمخت و سنگین رفتار نماید و از طرف دیگر هم مدام تفاوت**هایش با مردان را به سخره می**گیرد؛ خاله زنک بودن، رانندگی قانونمند، بلد نبودن پارک ماشین، سبزی پاک کردن، صحبت**های خارج از کار، تمیز بودن و هزار خصیصه*ی دیگر زنانه، تا در نهایت، او برای مقبولیت در اجتماع خُلق و خویی کاملا مردانه بگیرد؛ رانندگی بی*قانون، نگران نبودن و اهمیت ندادن به مشکلات دیگران، کثیف و شلخته بودن، انجام ندادن کارهای ظریف و زنانه مثل کارهای هنری چون خیاطی و ملیله*دوزی و کارهای خانگی چون سبزی پاک کردن و آشپزی
    همه*ی این**ها به این دلیل است که ملاک صحیح و بی**نقص بودن، مرد است. زن با او سنجیده می**شود، نه با خودش! پس او آگاهی و ارضای حس مفید بودنش را به قیمت این**ها به*دست می**آورد.
    و حالا روی دیگر این سکه*ی کج و کوله (!) این زن زمختِ بی**روحِ مردنما وارد منزل شده است. نگاه**ها به او می*فهماند که تمیزی و غذا و کارهای خانه و مهربانی و نگرانی برای مشکلات دیگر اعضا و… انتظاری*ست که جامعه و مردش از او دارد. با تمام وجود می**دود تا کانون گرم خانواده**اش به سردی نگراید؛ چون او مسئول است و باید مسئولیت*پذیر باشد! پس او بعد از محل کار، رنگی کاملا متفاوت باید به خود بگیرد تا این*جا نیز «وظیفه»اش را به*خوبی انجام دهد!!!
    این انسان زن است یا مرد؟ او کیست؟ اصلا هویت دارد؟ آیا تمایلات و برآوردن نیازهای او در برنامه*ی روزانه**اش گنجانده شده؟ آیا او دیده می**شود یا فقط ابزاری*ست برای برآوردن نیازهای جامعه در سطوح مختلف؟
    همین*جاست که بنیان خانواده بر اثر لرزش مبنایش که زن است، می**لرزد و سست می**شود؛ چون او هویتش را نمی**داند و گاه بر اثر فشار طاقت**فرسای وظایف، جای نقش**ها را اشتباه می**کند. در خانه مرد است و در جامعه زن. با همکارانش لطیف است و با همسرش زمخت. به بیگانه محبت می**کند و به خانواده**اش ناملایمی و بی*توجهی و به تبعِ سست شدن کوچک**ترین واحد اجتماع -خانواده- جامعه هم بر خود می**لرزد. این*جاست که همه به این فکر می**افتند که چه کنیم و کجای جامعه را چسب زخم بزنیم و چه قشری را آموزش دهیم و…
    حال آن*که خانه از پای**بست ویران است!
    نمی**دانم درستش چیست، اما مطمئنم هرچه هست، این نباید باشد!
    ———————————————— —-
    ۱. این اصل اظهار می*دارد که جفت*های مشخصی از خواص فیزیکی، مانند مکان و تکانه، نمی*تواند با دقتی دلخواه معلوم گردد. به عبارت دیگر، افزایش دقت در کمیت یکی از آن خواص مترادف با کاهش دقت در کمیت خاصیت دیگر است. به*طور خلاصه، یعنی هرچه به عدد دقیق*تری از مکان الکترون برسیم، عددی که از تکانه یا سرعت آن به*دست می*آوریم، غیر دقیق*تر خواهد بود!


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,600

    پیش فرض

    سلام
    ارادت
    ببخشید چه ربطی به شهدای نوجوان داره؟!
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  3. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907

    پیش فرض

    منم هنگ کرده بودم همین سوال توی ذهنم بود!

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات