کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 175
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض فرهنگ نام گذاري



    کسانی که نام نیکو دارند، آمادگی پذیرش شرافت بیشتری را داشته ، به آن افتخار می کنند.
    نامگذاری یکی از جلوه های گرایش روحی افراد، جهت گیری و حب و بغض ایشان است.

    علی علیه السلام می فرمایند:
    "من آن کسی هستم که مادرم مرا حیدر نام نهاده است."

    حضرت محمد(ص) :

    اولين هديه وعطاي هريک از شما به فرزندتان , نام نيکو و اسم خوب و زبيايي است که به او اختصاص مي دهيد

    حق فرزند بر پدر آن است که نام نيک و زيبا براونهند ودربلوغ او را همسري دهد وبه او نوشتن بياموزد
    (نهج الفصاحه جلداول ص 294)


    یکی از دانشمندان می گوید:
    کودک پیش از آنکه اسمی برای او تعیین گردد، وجود ندارد. نام هم نمودار شخصیت و استقلال فرد است و هم شخصیت و استقلال فردی به انسان می بخشد."

    در همه ی سرزمین ها، زبان ها و فرهنگ ها برخی نام ها رایج تر از نام های دیگر*اند. عجیب است که کمتر کسی به این نکته فکر می*کند که منشأ نامش کجاست و چه داستان*ها و ماجراهایی در پس نام خانوادگی او پنهان است.
    ما، اغلب به این نکات فکر نمی*کنیم. زیرا از آغاز زندگی صاحب نامی می*شویم. این نام در شناسنامه و گذرنامه و مدارک تحصیلی و دانشگاهی و حساب بانکی ما یا اگر خلافکار و تبهکار باشیم در پرونده*های قضایی ثبت می*شود.
    چنین است که نام، ما را قابل*شناسایی می*کند، ما را از دیگران متمایز می*کند و به ما هویت می*دهد. علاوه بر این با نام*گذاری اشخاص امکان سازماندهی اجتماعی، اداری، قضایی و اقتصادی در یک جامعه فراهم می*آید..

    ویرایش توسط جانم رضا : سه شنبه ۲۱ دی ۸۹ در ساعت ۲۱:۳۷

  2. 7 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    در ایران لقب*های مردانه دامنه*ی وسیع داشت

    در عهد قاجار، لقب در ایران اهمیت داشت. به واسطه*ی لقب بود که فرد می*توانست از توده*ی مردم خود را متمایز کند. لقب جای فرد و حد امتیازات و قدرت او در اجتماع را مشخص می*کرد.
    هر چه نام و لقب اشراف*زادگان پرطمطراق بود، به همان اندازه نام رعایا ساده و بی*اهمیت تلقی می*شد. رعیت یک وظیفه داشت که می*بایست بدان عمل کند و تنها وجه تمایز او از دیگران زادگاهش بود.
    در زمان سلطنت قاجاریه، لقب*های مردانه دامنه*ی وسیع داشت. در این زمان از یک کلمه ده*ها لقب وضع می*کردند. مثلاً از کلمه*ی امین می*توانستند القابی مانند امین*الدوله، امین*السلطنه، امین*دفتر، امین لشکر، امین*الواعظین و امثال آن وضع کنند و به اشخاص اهدا کنند یا بفروشند.

    برخی القاب هم از برخی مناسبت*ها نشان داشت. برای مثال وقتی که وزارت تلگراف در ایران تأسیس شد، تلگرافچی*ها سعی داشتند در لقب آن*ها کلمه*ی «مخبر» و «اختیار» و «مبشر» باشد. در این دوران القابی که به کلمه*ی دوله، سلطنه و ملک ختم می*شدند بیشتر از دیگر القاب اهمیت داشتند.
    *مردم در آغاز شکل*گیری شهرنشینی در ایران، ولع عجیبی برای گرفتن لقب داشتند و گاهی به یکی از درباریان یا به شاه رشوه رسمی می*دادند که لقب بگیرند. برخی از این القاب در تهران و شهرستان*ها بیشتر از القاب دیگر رایج بود. این امر مشکلاتی پیش می*آورد.
    گاهی شده است که صاحب لقبی که برای مثال لقبش «امین خلوت» بود پول کس دیگری را که او هم ملفب بود به «امین خلوت» می*خورد. پیش می*آمد که صاحب لقبی را به جای دیگری که همان لقب را داشت زندانی می*کردند و چوب می*زدند!


    ویرایش توسط جانم رضا : سه شنبه ۲۱ دی ۸۹ در ساعت ۲۱:۱۶

  4. 2 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    لقب زنان وسعت لقب مردان را نداشت

    *بعضی مردها به اندازه*ای متعصب بودند که حتی نام زن و دخترشان را نمی*بردند. اگر پسری داشتند مادر را به نام پسر ارشد و گاهی به نام «مادر بچه*ها» و «والده*ی بچه*ها» خطاب می*کردند. به همین جهت در خانواده*ی ایرانی زنان شوهرداری بودند که جز نزدیکانشان هیچ*کس اسم آن*ها را نمی*دانست.
    اما اگر زنی لقب می*گرفت، این لقب دیگر محرمانه نبود. لقب زنان وسعت لقب*های مردان را نداشت. لقب رایج زنان به کلمه*ی «ملوک» ختم می*شد مانند امین*الملوک. برخی زنان لقب*های مختص به خود داشتند، مثل: امین اقدس و مهد علیا و حضرت علیا.

  6. 3 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb

    نخستین شناسنامه در ایران به نام چه کسی صادر شد؟

    در زمان صدارت سردار سپه قانون ثبت احوال در جلسه*ی ۳۰ آذر ۱۲۹۷ هجری شمسی به تصویب رسید و در تاریخ سوم دی ماه همان سال، نخستین شناسنامه برای دختری به نام فاطمه ایرانی صادر شد.
    تا پیش از این تاریخ، در خانواده*های ایرانی هرگاه فرزندی متولد می*شد نام و تاریخ تولد او را پشت جلد کتاب*های مقدس از جمله قرآن مجید می*نوشتند و اگر شخصی درمی*گذشت، تاریخ وفاتش را بر روی سنگ قبرش نقر می*کردند.
    پس از تصویب قانون ثبت احوال بسیاری از مردم نمی*دانستند برای خودشان چه نامی انتخاب کنند. کارمندان اداره*ی ثبت احوال حرفه*ی مراجعه*کننده را شاخص قرار می*دادند و اگر پیش از او شخص دیگری نام آن حرفه را برای خود انتخاب کرده بود، نام حرفه و محل تولد را ملاک گزینش نام خانوادگی قرار می*دادند.
    برای مثال اگر کسی خباز بود و در گیلان به دنیا آمده بود، او را خباز گیلانی می*نامیدند. مطابق این قانون هر کس مجاز بود تنها یک نام را به خود و خانواده*اش اختصاص دهد. این دوره را می*توانیم دوره*ی هویت*یابی و سرگشتگی انسان ایرانی در آغاز شکل*گیری فرهنگ شهرنشینی و تجدد در ایران بنامیم. بی*جهت نیست که رضا شاه پهلوی در این دوره به اقتضای منصبش سه بار نام خود را تغییر داد.

    ویرایش توسط جانم رضا : سه شنبه ۲۱ دی ۸۹ در ساعت ۲۱:۱۶

  8. 2 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    *فرهنگ نامگذاری در ایران از سرگشتگی نشان دارد!

    با این حال سرگشتگی در هویت*یابی از دیرباز یکی از مشکلات ایرانیان بوده است. این مشکل در نوع گزینش نام نمودی آشکار و از برخی لحاظ غم*انگیز دارد. تا پیش از حمله*ی اعراب به ایران نام*های ایرانیان نام*های پارسی بود.
    پس از آن که ایرانیان اسلام آوردند، به دلیل ارادتشان به خاندان نبوت و امامت، نام امامان و نام وابستگان به خاندان نبوت و گاهی نیز نام بزرگان و خلفای عرب را برای خود برمی*گزیدند.
    پس از حمله*ی مغول، نام*ها و القاب مغولی رواج یافت و در زمان صفویه که تشیع دین رسمی ایران اعلام شد، نام*های مذهبی از نو رواج یافت. در زمان قاجار نام*ها و القاب ترکی باب شد. در زمان سلطنت رضا شاه به ادارات ثبت احوال ابلاغ شده بود که مردم را به گزینش نام*های اصیل ایرانی ترغیب کنند.
    پس از انقلاب اسلامی به ادارات ثبت احوال ابلاغ کردند که از ثبت نام*های نامتعارف خودداری کنند و مردم را به گزینش نام*های مذهبی تشویق نمایند. این*گونه سرگشتگی*ها از فرهنگ نامگذاری ایرانیان و در ترکیب هویتی آن*ها به خوبی پیداست.


  10. کاربر روبرو از پست مفید جانم رضا تشکر کرده است .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نام، شکل فسیل*شده*ی زبان است

    شاخه*ای از زبانشناسی به نام «اونوماستیک» یا نام*شناسی به نام و پیشینه**اش می*پردازد. زبان به تدریج تغییر می*کند. اما نام کسان در اغلب موارد از نسلی به نسل دیگر ثابت می*ماند.
    به این جهت نام*شناسان اعتقاد دارند که نام* شکل فسیل*شده*ی زبان است. به تعداد نام* کسان داستان*هایی وجود دارد. وظیفه*ی نام*شناسان بازیافت این*گونه داستان*هاست. در رستم*التواریخ اسامی پهلوانان، عیاران و شب*روان زمان سلطنت شاه سلطان حسین صفوی به دقت آورده شده است.
    از این سند چنین برمی*آید که پهلوانان و عیاران را که از میان مردم برمی*خاستند به نام زادگاه*شان می*نامیدند. در آن زمان چنین نام*های در میان بزن*بهادرها رایج بود: ملاباقر دیوسفید اصفهانی، حاجی عشور لر شیرانی، قادر بیک نجف*آبادی عرب، جعفر قلی بیک تبریزی، بهرام بیک اردبیلی، عثمان قلی بیک قندهاری، شیر محمد کابلی و امثال آن.
    در ادبیات فارسی این سند از اندک اسنادی*ست که شکل فسیل*شده*ی زبان را به نمایش می*گذارد و می*تواند به کار نام*شناسان بیاید.

    نام، گاهی معرف یک شخصیت یا یک گروه اجتماعی است

    گاهی ممکن است نام یک شخص با منش و کردار او هم*سو باشد تا آن*جا که به هویت او تبدیل شود. برای مثال اگر زنی معصومه نام دارد، ممکن است از او انتظار داشته باشند که معصوم باشد و در همان حال این احتمال وجود دارد که این زن انتظار و توقعات دیگران را تا آن حد درونی کند که معصومیت به یکی از مهم*ترین ویژگی*های شخصیتی او تبدیل شود.
    در این صورت نوع نام از نظر روان*شناسی فرد نیز اهمیت می*یابد. گاهی ممکن است برعکس نام یک شخص با منش و کردار او در تقابل باشد. برای مثال ممکن است نام شخصی نیکوکار یا بخشنده باشد، اما آن شخص در زندگی بدکار یا بخیل باشد.
    در ادبیات داستانی از نامگذاری شخصیت*های یک داستان می*توانیم به ساز و کار شخصیت و به جایگاه اجتماعی و خانوادگی او پی*ببریم. گاه این امر نشانگر دگرگونی ارزش*ها در اجتماع است.
    برای مثال اگر تا دیروز نام*هایی مانند «ساسان» یا «کامبیز» نمایانگر یک تیپ اجتماعی مرفه و محتاط و بی*شهامت بود، امروز «جواد» نمایانگر یک تیپ اجتماعی و در تقابل با آن دیگری است. در این گونه موارد نام نشانگر هویت یک فرد نیست، بلکه بر اساس شجره*شناسی یک گروه اجتماعی نماد و نشانه*ای از آن گروه اجتماعی*ست.


  12. #7
    مدیر سایت
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    4,541
    امتیاز : 64,099
    سطح : 100
    Points: 64,099, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,107
    تشکر شده 22,637 در 4,090 پست
    حالت من : Khonsard
    یاد شده
    در 1 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    77
    مخالفت شده 110 در 89 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط جانم رضا نمایش پست اصلی
    لقب زنان وسعت لقب مردان را نداشت

    *بعضی مردها به اندازه*ای متعصب بودند که حتی نام زن و دخترشان را نمی*بردند. اگر پسری داشتند مادر را به نام پسر ارشد و گاهی به نام «مادر بچه*ها» و «والده*ی بچه*ها» خطاب می*کردند. به همین جهت در خانواده*ی ایرانی زنان شوهرداری بودند که جز نزدیکانشان هیچ*کس اسم آن*ها را نمی*دانست.
    اما اگر زنی لقب می*گرفت، این لقب دیگر محرمانه نبود. لقب زنان وسعت لقب*های مردان را نداشت. لقب رایج زنان به کلمه*ی «ملوک» ختم می*شد مانند امین*الملوک. برخی زنان لقب*های مختص به خود داشتند، مثل: امین اقدس و مهد علیا و حضرت علیا.

    منزل
    حق دار که خودش حق داره. دیگه چه دلیلی داره بازم حق به حق دار برسه؟

  13. کاربر روبرو از پست مفید رهرو تشکر کرده است .


  14. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    آزادی در انتخاب نام، از حقوق انسانی است

    از دیرباز شاعران ایرانی «تخلصی» برای خود برمی*گزیدند. در میان شاعران معاصر علی اسفندیاری (*نیما یوشیج)، احمد شاملو (*الف بامداد)، هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و مهدی اخوان ثالث (*م. امید) از شاعران معروفی هستند که گاهی تخلص*شان از نام واقعی آنان مشهورتر است.
    نویسندگان معاصر ما مانند احمد محمود و م. الف. به*آذین گاهی به نام دیگری جز نام واقعی خود آثارشان را منتشر می*کردند. گاهی گزینش نام مستعار یک امر سلیقه*ای بود و گاهی به دلیل فعالیت*های حزبی و سیاسی و نبود آزادی، نویسندگان نام مستعار را به نام واقعی خود ترجیح می*دادند.

    در طلیعه انقلاب بسیاری از وابستگان به احزاب سیاسی مخالف حکومت با چندین نام مستعار فعالیت می*کردند. خاطراتی که از زندانیان سیاسی در خارج از کشور منتشر شده است، از این نظر نیز قابل مطالعه است.
    با شکل*گیری فرهنگ وبلاگ*نویسی نام وبلاگ از نام نویسنده*اش مهم*تر و مشهورتر است. این امر از این واقعیت نشان دارد که در روزگار ما برخلاف گذشته رسانه از نویسنده مهم*تر است. در کشورهای غربی از جمله در آلمان در گذرنامه و شناسنامه*ی مردم جایی هم برای نام مستعار در نظر گرفته شده است.
    از این گذشته فرد اگر به هر دلیل از نام خود خشنود نباشد، می*تواند نامش را تغییر دهد. در کشورهای دموکراتیک آزادی در انتخاب نام از آزادی*های فردی و جزو حقوق انسانی به شمار می*آید.

    "حسین نوش آذر"


  15. 2 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  16. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    انتخاب نام كودك

    نامي كه براي كودك بر مي گزينيد مي تواند شخصيت فردي و اجتماعي وي را تحت تاثير قرار دهد چرا كه نخستين آهنگ آشنا براي كودك نام اوست و اثر بسزائي در شكل گيري انديشه و آينده كودك دارد.

    آداب و رسوم نامگذاري در گذشته

    • معمولا در شب ششم تولد نوزاد كه جشن و شب نشيني بر پا بود همه اقوام بخصوص پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و سران خانواده گرد مي آمدند و با تبادل نظر نامي را برگزيده و در حاشيه قرآن، ديوان حافظ و يا هر كتاب ارزشمند ديگري همراه با سال، ماه، روز و ساعت تولد نوزاد ثبت مي كردند.
    • مواقعي كه اتفاق نظر بر اسامي پيشنهادي نبود نامگذاري با راي گيري به سرانجام مي رسيد.
    • در بعضي خانواده ها انتخاب نام فرزند تازه وارد بر عهده بزرگ فاميل (پدربزرگ، مادربزرگ، عمو، دائي، عمه، خاله) گذاشته مي شد.
    • گاهي نامگذاري با استفاده از قرآن يا با تفعل از ديوان حافظ صورت مي گرفت.


    در اين روزگار
    • بعضي خانواده ها ترجيح مي دهند كه ميان نام و نام خانوادگي كودك هماهنگي وجود داشته باشد. اين ارتباط ممكن است بصورت صفتي متناسب با اسم، جزئي از كل، كلمات هم ريشه و هم خانواده، يا آهنگ مشابه باشد.

    • در بعضي خانواده ها نام فرزند با اقتباس از نام مادر، پدر يا هر دو انتخاب مي شود. برخي نيز تمايل دارند كه فرزندانشان اسامي هم آوا يا هم معنا داشته باشند و يا اينكه ابتداي نام كليه فرزندان يك حرف مشخص بوده يا به يك حرف واحد ختم شود.

    • گاهي به مناسبت خاص يا بنا به درخواست يا وصيت بزرگان خانواده نامي براي نوزاد در نظر گرفته مي شود اما او را به اسم ديگري مي خوانند كه شهرت نام دارد و در شناسنامه ثبت نمي شود.

  17. 2 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  18. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb

    ● مراسم نامگذاری در ایران

    بررسی های انجام شده در سطح دنیا حاکی از آ ن است که نام افراد، نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی افراد داشته است. در اغلب کشورها و حتی در میان افراد و گروه های مختلف که از نظر دین، مذهب یا قومی نسبت به هم متفاوت هستند، انتخاب نام کودک تازه متولد شده در خانواده، مستلزم برگزاری آیین ها و مراسم یا تشریفاتی است که ریشه در تاریخ گذشته زندگی آنها دارد. ایرانی ها در ششمین شب تولد نوزاد، اقوام خانواده بخصوص پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و بزرگ خانواده را به مراسمی که به جشن نامگذاری معروف بود، دعوت می کردند تا با مشورت با یکدیگر و تبادل نظراتشان نامی را برای فرزند تازه متولد شده انتخاب کنند.

    پس از انتخاب نام، نام این نوزاد و همچنین روز، ماه، سال و ساعت تولد او در حاشیه قرآن، دیوان حافظ یا هر کتاب ارزشمند دیگری که از گذشته های دور نام همه فرزندان خانواده در آن ثبت شده بود، نوشته می شد. یکی از رسوم به جای مانده از برگزاری مراسم نامگذاری به شیوه سنتی در مناطق مرکزی کشور و بویژه استان های اصفهان و شیراز این است که در روز هفتم تولد نوزاد یک مراسم غیررسمی برای انتخاب نام و با حضور اقوام درجه یک خانواده انجام می شود تا در شب دهم تولد نوزاد مراسم رسمی نامگذاری برگزار شود.

    در این شب از همه اعضای خانواده و اقوام و دوستان و آشنایان دعوت می شود در مراسم نامگذاری حاضر شوند. سپس اسم های پیشنهادی روی کاغذهای جداگانه ای نوشته شده و در بین صفحات قرآن قرار می گیرد تا بزرگ خانواده با باز کردن یک صفحه، یک نام از میان نام های نوشته شده را انتخاب کند. پس از انتخاب نام، توسط یکی از مومن ترین افراد جمع، در گوش راست نوزاد اذان و در گوش چپ او اقامه خوانده شده و نام انتخاب شده برای نوزاد چندین بار در گوشش تکرار می شود. سپس این فرد صورت نوزاد را بوسیده و او را به نفر سمت راستی خود می دهد تا او هم نوزاد را نوازش کند و به این ترتیب همه برای لحظاتی نوزاد را در آغوش گرفته و هدیه ای به او می دهند تا در انتها نوزاد به آغوش مادرش سپرده می شود!

    یکی از سنت های جالبی که همچنان در میان اقوام ترکمن مرسوم است این است که اگر در میان اعضای خانواده کودک تازه متولد شده، فردی از دنیا رفته باشد، حتما باید نام او را بر روی نوزاد بگذارند و به این ترتیب نام افراد در بین ترکمن ها، همیشه زنده مانده و از فردی به فرد دیگر منتقل خواهد شد. اگر نوزاد به نام یکی از پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نامگذاری شود، جشن مفصلی برای روز نامگذاری او برگزار خواهد شد که همه اعضای خانواده و بستگان در آن جشن حضور خواهند داشت

  19. کاربر روبرو از پست مفید جانم رضا تشکر کرده است .


  20. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,039
    امتیاز : 37,125
    سطح : 100
    Points: 37,125, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,966
    تشکر شده 9,293 در 2,469 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 1 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 61 در 33 پست

    پیش فرض

    اونروز شبکه آموزش داشت یه سری اسم های عجیب غریب رو می گفت ادم شاخ در میاورد .ادامه بدید تا بذارم وسط کار مطلبتون رو خراب نمی کنم

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  21. کاربر روبرو از پست مفید نوح تشکر کرده است .


  22. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb نمونه ای از نامهای اصیل ایرانی 1


    ا،ب،پ

    آبان دخت : دخترآبان ، نام زن داريوش سوم
    آبتين : نام پدر فريدون پادشاه پيشدادي
    آتوسا : قدرت و توانمندي - دختر کورش وزن داريوش اول
    آفر : آتش - ماه نهم سال شمسي
    آفره دخت : دختر آتش - دختري که در ماه آذر به دنيا آمده است .
    آذرنوش*: شيرين و دل انگيز
    آذين : زيور، طاق نصرة*، تزئين ، آرايش
    آراه : نام فرشته موکل روز بيست و يکم ازماه پنجم درآئين زردشت
    آرزو : کام ، مراد ، معشوق ، اميد
    آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانيان - پهلوان کمانگير ايراني در لشگرمنوچهر
    آرشام : بسيار قوي - پدر بزرگ داريوش بزرگ هخامنشي
    آرمان : آرزو - خواهش - اميد
    آرمين : آرام گرفتن - پسر کيقباد پادشاه پيشدادي
    آرميتا: آرامش يافته ، کلمه اي زردشتي است
    آريا فر: دارنده شکوه آريائي
    آريا : آزاده نجيب - يکي از پادشاهان ماد - مهمترين نژاد هند و اروپائي
    آريا مهر : دارنده مهر ايران - از سرداران داريوش سوم
    آرين : سفيد پوست آريائي
    آزاده : دلير و بي باک ، رها
    آزرم : شرم ، مهر ، محبت ، عشق
    آزرمدخت : يکي از ملکه هاي ساساني
    آزيتا : آزاده
    آناهيتا : الهه آب
    آونگ : شبنم - نام کردي
    آهو: شاهد ، معشوق، يکي از همسران فتحعلي شاه قاجار
    آيدا : شاد، ماه - نام تذکمنب
    اتسز : لاغر و استخواني - از پادشاهان خوارزم
    اختر : ستاره ، علم ، درفش
    ارد : خير وبرکت ، فرشته نگهبان ثروت - نام چند تن از پادشاهان اشکاني
    ارد شير : شير زيبا - اردشير بابکان بنيانگذار سلسله ساسانيان
    اردوان : نام پادشاهان معروف اشکاني
    ارژن : درختي با چوب بسيار سخت و محکم - نام کردي
    ارژنگ : آرايش - کتاب ماني نقاش - ديوي که رستم در هفتخوان اورا کشت
    ارسلان : شير، دلير و شجاع - نام پادشاه سلجوقي
    ارغوان : نام درختي با گل و شکوفه هاي سرخ رنگ
    ارمغان : هديه ، تحقه ، سوغات
    ارنواز: نوازش شده اهورا - دختر جمشيد شاه پيشدادي
    اروانه : نام گلي کوهي است - نامي کردي
    استر : ستاره - بردارزاده مردخاي وزن خشايارشاه
    اسفنديار : پاک آفريده شده - پسر گشتاسب که بدست رستم کشته شد
    اشکان : منسوب به اشک - بنيانگذار سلطنت پارتها
    اشکبوس : پهلوان کوشاني که به کمک افراسياب آمد، اما به دست رستم کشته شد
    افسانه : داستان ، سرگذشت ، حکايت گذشتگان
    افسون : سحر و جادو ، حيله و تزوير
    افشين : با همت .
    اميد : انتظار ، آرزو
    انوش (* آنوشا ) : استوار و جاويد - دخترمهرداد ششم
    انوشروان : دارنده لوح جاويدان - لفب خسرو اول پادشاه ساساني
    اورنگ : عقل و کياست ، تخت پادشاهي
    اوژن : شکست دهنده ، دشمن برانداز
    اوستا : نام کتاب آسماني زردشت
    اهورا : صاحب ، فرمانرواي دانا
    اياز : بزرگ و پاينده - نام غلام ترک سلطان محمود غزنوي
    ايران : محل زندگي آريائيها
    ايراندخت : دختر ايران
    ايرج : ياري دهنده آريائيها - پسرفريدون ، پادشاه و پهلوان ايراني
    ايزديار : کشي که خداوند يار اوست
    بابک : پدر کوچک ، جد اردشير ، پسر ساسان
    باپوک : کولاک ، نامي کردي
    باربد : پرده دار ، موسيقي دان و نوازنده دربار خسرو پرويز
    بارمان : لايق - نام سردار افراسياب
    بامداد : پگاه ، سپيده دم - نام پدر مزدک
    بامشاد : کسي که در سحرگاهان شاد است - نوازنده مشهور دربار ساسانيان
    بانو : خانم ، ملکه ، لقب آناهيتا الهه نگهبان آب
    بختيار : خوشبخت ، خوش اقبال - استاد رودکي در موسيقي
    برانوش : مهندس رومي که پل شوشتر را در زمان شاپور ساساني
    برديا : پسر کورش و برادر کمبوجيه
    برزو : بلند قامت - پسر سهراب و نوه رستم دستان
    برزويه : طبيب مشهور انوشيروان و مترجم کليله ودمنه از هندي به پهلوي
    برزين : بلند و تنومند - ازپهلوانان ايران - نام پسر گرشاسب
    برمک : از وزيران ساساني - نام اجداد و نگهبانان آتشکده بلخ
    بزرگمهر : خورشيد بزرگ - نام وزير دانشمند انوشروان ساساني
    بنفشه : گلي رنگارنگ و زينتي با عمر نسبتا طولاني
    بوژان : رشد کرده - نامي کردي
    بويان : خوشبو - مامي کردي
    بهار : شکوفه و گل - سه ماه اول سال شمسي
    بهارک : بهار کوچولو
    بهاره : بهاري
    بهتاش : خوب ومانند
    بهداد : نيک آفريده شده
    بهرام : پيروز ، ايزد پيروزي درآئين زردشت ، لقب برخي از پادشاهان ساساني
    بهديس : خوش رنگ ، خوشگل
    بهرخ : زيبا چهره ، قشنگ
    بهرنگ : خوش رنگ
    بهروز : خوشبخت ، نيکبخت
    بهزاد : نيک نژاد - مينياتوريست مشهور صفويان - نام اسب سياوش
    بهشاد : خوشحال وشاد
    بهمن : نيک انديش - برف انبوه که از کوه فرو ريزد - جانشين اسفنديار
    بهناز : خوش ناز*، باناز ، طناز
    بهنام : نيک نام
    بهنود : سلامت ، عافيت
    بهنوش : کسي که نيک مينوشد
    بيتا : بي همتا ، بي مانند
    بيژن : ترانه خوان ، جنگجو - پسر گيو و دلداده منيژه
    پارسا : پاکدامن ، زاهد
    پاکان : پاکها - نامي کردي
    پاکتن : نيکو چهر پاکيزه تن
    پاکدخت : دختر پاک
    پانته آ : همسر آرتاداس که مادها او را به کورش هديه کردند امانپذيرفت
    پدرام : آراسته ، نيکو ، شاد
    پرتو : روشن ، تابش
    پرشنگ : تابش ، آتشپاره
    پرتو : روشن ، تابش ، فروغ
    پرستو : پرنده مهاجر
    پرويز : پيروز - لقب خسرو دوم ، پادشاه ساساني
    پرديس : بهشت ، باغ و بستان
    پرهام : ازاشخاص بسيار ثروتمند در زمان بهرام گور
    پژمان : افسرده ، غمگين
    پژوا : بيم و هراس
    پرنيا : پارچه حرير
    پشنگ : ميله آهني - نام پدرافراسياب
    پروانه : حشره اي زيبا که خود را به شعله مي زند
    پروين : ثريا ، ستارگان کوچک نزديک به هم
    پري : فرشته ، جن ، همزاد
    پريچهر : زيبا روي - نام زن جمشيد شاه
    پريدخت : دختر پري ، همسر سام نريمان و مادر زال
    پريسا : همچون پري
    پرناز: پري ناز دار
    پريوش : پري روي ، فرشته روي
    پريا : کبوتر بال شکسته اي که به دنبال آشيانه مي گردد.
    پوپک : هدهد
    پوران : جانشين ، يادگار
    پوراندخت : نام دختر خسروپرويز
    پوريا : پهلوان محمد خوارزمي ملقب به پورياي ولي
    پولاد : آهن سخت و کوبيده ، نام پهلوان ايراني زمان کيقباد
    پويا : رونده و دونده - نامي کردي
    پونه : گياهي خوش عطر و بو که در کنار جويها مي رويد.
    پيام : الهام ، وحي ، پيغام
    پيروز: کامياب ، فاتح ، نام چند نفر از پادشاهان ساساني
    پيمان : عهد ، قول وقرار - عنوان اسامي مردان در فارسي دري

    ویرایش توسط جانم رضا : سه شنبه ۲۱ دی ۸۹ در ساعت ۲۳:۱۱

  23. 2 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  24. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb 2


    ت،ج،چ،خ،د،ر،ز،ژ

    تابان : تابنده ، منور
    تاباندخت : دختر تابناک
    تاجي : تاجدار ، نام و عنواني در فارسي دري
    تارا : ستاره
    تاويار : آتشبان - نامي کردي
    ترانه : زيبا و صاحب جمال ، سرود ، نغمه
    تناز : نازنين ، با ناز و کرشمه - نامي کردي
    توران : نام دختر خسروپرويز - سرزمين تور
    توراندخت : دختري از توران
    تورج : دلاور ، يکي از سه پسر فريدون شاه
    تورتک : خروس صحرايي ، قرقاول
    توفان : باد سخت
    توژال : برف اندک - نامي کردي
    تير داد : داده تير ، اشک دوم پادشاه اشکاني
    تينا : گل ، نامي کردي
    تينو : تشنه ، نامي کردي
    جابان : سردار ايراني يزدگرد
    جامين : اسم يکي از قهرمانان ايران زمين ، نامي کردي
    جاويد : پايدار ، هميشگي
    جريره :* نام دختر پيران ويسه که همسر سياوش شد.
    جمشيد : پسر طهمورث چهارمين پادشاه پيشدادي
    جوان : برنا ، دلير ، شاداب
    جويا : جوينده - پهلوان مازندراني بود که بدست رستم کشته شد.
    جهان : دنيا ، عالم ، گيتي ، کيهان
    جهانبخت : شانس و اقبال جهان
    جهانبخش : بخشنده جهان
    جهاندار : نگهبان جهان
    جهانگير : فاتح جهان - نام پسر رستم
    جهان بانو : بانوي جهان ، ملکه جهان
    جهاندخت : دختر گيتي
    جهان ناز : مايه فخر عالم
    جيران : آهو ، نامي ترکي
    چابک : زرنگ ، چالاک
    چالاک : سريع و زبردست
    چاوش : پيشرو و پيش قراول کاروان
    چترا : دوازدهمين پادشاه سلسله ماد
    چوبين : کنيه و لقب بهرام چوبين سردار انوشيروان
    چهرزاد : نام دختر بهمن است که سي سال پادشاهي کرد
    خاوردخت : دختر مشرق زمين
    خداداد : خدا داده
    خدايار : دوست خدا - فرمانرواي بخارا بوده است
    خرم : شاد و خندان - پهلوان خرم از عهد شاه شجاع است
    خرمدخت : دختر شاد و خندان
    خسرو : مشهور ، نيک نام - لقب چند تن از پادشاهان ساساني
    خشايار : قهرمان ، نيرومند - نام پسر داريوش کبير هخامنشي
    خورشيد : درخشنده آفتاب - معشوقه جمشيد درداستان جمشيد و خورشيد
    دادمهر : زاده آتش ، نام استاندار پارسي طبرستان
    دارا : مالدار، ثروتمند ، از نامهاي خداوند
    داراب : نام پسر بهمن پادشاه کياني
    داريا : دارنده ، ازنامهايي که در اوستا آمده است
    داريوش : نگهبان نيکي - فرزند ويشتاسب از شاهان بزرگ هخامنشي
    دانوش : از اسمهائي که در کتاب وامق و عذرا آمده است
    داور*:* حاکم عادل ، قاضي
    دايان : ماما ، نامي کردي
    دريا : بحر ، نام فرزند علاالدين عماد شاه
    دل آرا : محبوب و معشوق
    دل آويز : دلچسب ، دلکش ، آويزه دل
    دلارام : مايه آرامش دل / معشوقه بهرام گور
    دل انگيز : گوارا ، مطلوب
    دلبر : برنده دل ، يار و معشوق
    دلبند : عزيز و گرامي
    دلربا : رباينده دل ، محبوب
    دلشاد : شادمان و خوشحال
    دلکش : جذب کننده دل ، دلربا ، دلپذير
    دلناز : آنکه قلب و دلش ناز است
    دلنواز : مهربان ، مشفق
    دورشاسب : نام جد پنجم گرشاسب ، دور از اسب پادشاه
    دنيا : عالم و گيتي
    ديااکو: اولين پادشاه مادها در قرن هفتم پيش از ميلاد
    ديانوش : دزد دريائي در داستان وامق و عذرا
    ديبا : پارجه ابريشمي رنگي ، روي زيبا
    ديبا دخت : دختر زيبا ، دختري همچون پرنيان
    رابو : نام گلي بهاري - نامي کردي است
    رابين : مشاور ، متعمد - نامي کردي است
    رادبانو : بانوي بخشنده و جوانمرد
    رادمان ( رادمن ) : نام سپهسالار خسرو پرويز ساساني
    رازبان : راز دار - عنوان مردان بزرگ در پارسي دري
    راژانه : رازيانه - نامي کردي براي دختران
    راسا : هموارو صاف - نامي کردي
    رامتين : آرامش تن - موسيقي دان عهد ساسانيان
    رامش : فراغت ، آسودگي ، راحتي ، نام هيربد زردشتي
    رامشگر : خواننده و نوازنده ، خنياگر
    رامونا : نگهبان عاقل
    راميار : چوپان و گوسفند چران
    راميلا : خداي بزرگ ، نامي آشوري است
    رامين : معشوقه ويس ، نام يکي از سرداران ايران
    راويار : شکارچي - نامي کردي
    رژينا : مانند روز - نامي کردي
    رخپاک : داراي چهره پاک
    رخسار : چهره ، سيما
    رخشانه : منسوب به رخش
    رخشنده : تابان ، کنايه از خورشيد است
    رزميار : رزمنده ، مبارز
    رستم : تنومند و قوي اندام ، جهان پهلوان ايراني و قهرمان بزرگ شاهنامه
    رکسانا : نوراني ، روشن
    روبينا : ياقوت سرخ
    رودابه : فرزند تابان ، زن پسرزا ، نام قلعه اي در غرب ايران
    روزبه : خوشبخت : بهروز، از موبدان بهرام گور ساساني
    روشنک : مشعل دار ، همچنين نام دارويي گياهي است
    روناک : روشن
    رهام : نام پسر گودرز
    رهي : راهي شده ، روان ، مسافر
    ريبار : رهگذر ، نامي کردي
    راسپينا : پائيز ، لغت زند و پازند
    زادبخت : خوشبخت ، خوش اقبال
    زاد به : بهزاد ، نيک زاده شده
    زاد چهر : داراي نژاد پاک و اصيل
    زاد فر : زاده روشني
    زال : فرزند سپيد موي سام نريمان و پدر رستم قهرمان ملي ايرانيان
    زادماسب : برادر شاپور ساساني ، نام يکي از قضات ساساني
    زاوا : داماد ، نامي کردي
    زردشت : صاحب شتر زرد و زرين ، پيامبر ايران باستان
    زرنگار : طلا کوب ، زرين
    زري : طلائي ، زربفت
    زرين : طلائي رنگ ، منصوب به زر
    زرينه : آنچه منسوب به زر است
    زمانه : روزگار ، دهر
    زونا : گياهي با گل کبود رنگ ، نامي کردي
    زيبا : خوشگل ، قشنگ ، خوب ونيکو
    زيبار : قبيله اي از کردها ، نامي کردي
    زيما : زمين ، لغت اوستائي
    زينو : زنده ، پابرجا - نامي کردي
    ژاله : شبنم ، قطره
    ژالان : گلهاي داراي قطره و شبنم - نامي کردي
    ژيار : زندگي ، زندگي شهري - نامي کردي
    ژينا : زندگي و حيات - نامي کردي
    ژيوار : زندگي


    ویرایش توسط جانم رضا : سه شنبه ۲۱ دی ۸۹ در ساعت ۲۳:۱۳

  25. کاربر روبرو از پست مفید جانم رضا تشکر کرده است .


  26. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb 3


    س،ش

    سارا : صحرا ، کوه و دشت - نامي کردي
    سارک : سار کوچک ، پرنده اي سياه رنگ وبزرگتر از گنجشک
    سارنگ : نام سازي شبيه به کمانچه
    ساره : بامداد ، فردا - نامي کردي
    ساسان : سوال کننده ، رئيس معبد آناهيد استخر که خاندان ساسانيان به او منسوبند
    ساغر : پياله شرابخوري ، جام
    سام : سيه چرده - جهان پهلوان ايراني وجد رستم
    سامان : ترتيب ، نظام ، زندگي
    سانا : سهل و آسان
    ساناز : کمياب ، نادر، نام گلي است
    سانيار : حامي و يار و پشتيبان - نامي کردي
    ساويز : خوش اخلاق ، مهربان - نامي کردي
    ساهي : آسمان صاف - نامي کردي
    ساينا : خانداني از موبدان زردشتي ، سيمرغ
    سايه : منطقه تاريک پشت هر جسم ، حمايت
    سپنتا : مقدس ، محترپ
    سپند : اسفند
    سپهر : آسمان ، نام فرزند کيخسرو
    سپهرداد : بخشيده اسمان - داماد داريوش هخامنشي
    سپيدار : درخت سفيد
    سپيد بانو : بانوي سفيد و درخشان
    سپيده : سحرگاه ، سپيدي چشم
    ستاره : کرات آسماني که در شب مي درخشند
    ستي : دختر ، سيتا
    سرافراز : سربلند ، متکبر
    سرور : رئيس ، پيشوا
    سروش : شنيدن و فرمانبرداري - فرشته مظهر اطاعت
    سرور : شادماني ، خوشحالي
    سوبا : شناگر ، فردا
    سوبار : اسب سوار - لغت زند و پازند
    سنبله : يک خوشه گندم
    سودابه : دختر زا - سود ده
    سوري : سرخ رو ، نام دختر اردوان پنجم
    سورن : خانواده اي در دوره اشکانيان که قدرتمند بودند
    سورنا : سردار دلير و خردمند پارتي
    سوزان : سوزنده ، ملتهب
    سوزه : سبزه ، نامي کردي
    سوسن : گلي به رنگهاي سفيد، کبود ، زرد و حنايي
    سومار : نام قبيله اي از کردها
    سولان : نام گلي است ، نامي کردي
    سولماز : زني که پيرو پژمرده نمي شود
    سوگند : شاهد گرفتن خدا يا بزرگي را گويند
    سهراب : سرخ روي ، نام پسر رستم که در جنگ با رستم فرمانده سپاه تورانيان بود
    سهره : پرنده اي خوش آواز، با پرهاي سبز و زرد
    سهند : کوه آتشفشان قديمي در آذربايجان
    سيامک : مجرد - نام پسر کيومرث
    سياوش : دارنده اسب سياه ، فرزند کيکاووس که ناجوانمردانه و بي گناه به قتل رسيد
    سيبوبه *: مانند سيب ، دانشمند شهير ايراني ، منصف الکتاب
    سيما : چهره ، رخ
    سيمدخت : دختر نقره اي و سفيد
    سينا : مرد دانشمند ، نام پدر شيخ ابوعلي سينا
    سيمين : نقره اي ، سفيد ، روشن
    سيمين دخت : دختر نقره اي و سفيد
    شاپرک : پروانه
    شادي : شادماني ، خوشحالي ، شور شادان : شادمان
    شادمهر : مهربان ، با محبت
    شاران : گردنبند درست شده از بادام - نامي کردي
    شاهپور : پسر شاه ، شاهزاده - نام چند تن از شاهان ساساني
    شاهدخت : دختر شاه ، شاهزاده خانم
    شاهرخ : شاه منظر ، کسي که رخساري همچون شاه دارد
    شاهين : پرنده اي شکاري
    شاهيندخت : دخت شاهين
    شايسته : سزاوار ، لايق
    شباهنگ : بلبل ، ستاره کاروان کش
    شب بو : نام گلي است که شب هنگام باز مي شود
    شبديز: سيه فام ، سيه چرده ، نام اسب خسروپرويز
    شبنم : رطوبتي که شب هنگام روي گلها مي نشيند
    شراره : گرماي سوزان ، عشق فراوان ، نامي کردي
    شرمين : شرمسار ، خجل
    شروين : يکي از سرداران معاصر شاپورذوالاکتاف ساساني
    شکوفه : گل درختان ميوه دار ، شکفته
    شکفته : خندان ، بشاش
    شمشاد : درختي زينتي و تقريبا هميشه سبزکه دستمايه بسياري از شاعران است
    شمين : خوشبو، خوش عطر
    شوان : شبان ، چوپان - نامي کردي
    شميلا : از نامهاي ارمني ايراني به معني بانوي بزرگوار
    شورانگيز : فتنه انگيز ،* ايجاد کننده شور و شوق
    شوري : خوش قيافه ، قد بلند- نامي کردي
    شهاب : شعله آتش ، سنگ آسماني ، ستاره دنباله دار
    شهبار : درخورشاه ، لايق شاه
    شهباز : باز سفيد رنگ ، شاه باز
    شهبال : پر بزرگ پرندگان
    شهپر: پرشاهانه
    شهداد : داده و بخشيده شاه
    شهرآرا: آنکه به زيبايي مايه آرايش شهراست ، آرايش دهنده شهر
    شهرام : رام و مطيع شاه
    شهربانو : بانوي شهر ، ملکه
    شهرزاد : شهرزاده ، بومي - نقال قصه هاي هزار و يک شب
    شهرناز : خواهر جمشيد و همسر ضحاک ماردوش
    شهرنوش : شيريني شهر
    شهره : مشهور و نامي
    شهريار : پادشاه ، يارشهر ، نام پسر برزوپسر سهراب
    شهرزاد : شاهزاده ، فرزند شاه
    شهلا : زن سيه چشم
    شهنواز : نوازش شده شاه
    شهين : منسوب به شاه
    شيبا : نسيم شبانه - نامي کردي
    شيدا : آشفته و عاشق
    شيده : *خورشيد ، درخشان
    شيردل : پهلوان و دلاور
    شيرزاد : شير بچه ، همچون شير
    شيرنگ : به رنگ شير ، مانند شير
    شيرو : پهلوان معاصر با گشتاسب ، نام سردار فريدون
    شيرين دخت : دختر شيرين
    شيما : دخترانه ، نامي کردي
    شينا : قدرتمند ، توانا - نامي کردي
    شيرين : مطبوع و گوارا ، معشوقه خسرو پرويز
    شيوا : شيرين بيان ، خوش زبان ، ايزد بزرگ هنديان باستان





    ویرایش توسط جانم رضا : سه شنبه ۲۱ دی ۸۹ در ساعت ۲۳:۱۳

  27. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb 4


    ط،غ،ف،ق

    طوس : فرزند نوذر پهلوان ايراني شاهنامه
    طوطي : پرنده سبز رنگ و سخنگوست و نام برخي زنان در فارسي دري است .
    طهماسب : داراي اسب قوي - نام پسر منوچهر
    طهمورث : روباه تيزرو و قوي ، پادشاه پيشداديان و پدر جمشيد
    غوغا : آشوب ، هياهو
    غنچه : گل نشکفته ، کنايه از دهان معشوق
    فتانه : از نامهاي کردي براي دختران
    فدا : قرباني ، نامي کردي
    فراز : بلندي و شکوه
    فرامرز : شکوه مرزداري - نام پسر رستم دستان
    فرانک : سياه گوش ، نام مادر فريدون ، نام همسر بهرام گور ساساني
    فراهان : محل شکوه و جلال
    فربد : مناعت ، بزرگي
    فربغ : شکوه خداوند
    فرجاد : دانشمند و فاضل
    فرخ : تابان و زيبا - نام يکي از اميران سيستان در عهد سلجوقيان
    فرخ پي : نيک پي و نيک قدم
    فرخ داد : مبارک آفريده شده
    فرخ رو : داراي صورت زيبا
    فرخ زاد : مبارک زاد ، خجسته زاد ، رستم فرخزاد سردار معروف ساسانيان است
    فرخ لقا : دراي چهره زيبا ، خوشگل
    فرخ مهر : زيبا چون خورشيد
    فرداد : داده شکوه وزيبائي
    فرديس : بهشت ، بوستان
    فرين : يگانه ، شکوه دين ، مخفف فروردين ماه اول بهار
    فرزاد : زاده فرو شکوه
    فرزام : شايسته و لايق - نامي کردي
    فرزان : عاقل ، حکيم ، دانشمند
    فرزانه : دانشمند ، عاقل و عالم
    فرزين : عالم ، وزير دربار
    فرشاد : شا دمان ، مسرور ، خوشحال
    فرشته : فرستاده الهي و آسماني
    فرشيد : درخشانتر ، نام برادر پيران ويسه
    فرمان : دستور ، حکم
    فرناز : داري ناز فراوان
    فرنگيس ( فري گيس ) : نام دختر افراسياب و همسر دوم سياوش
    فرنود : دليل و برهان
    فرنوش : شکوه ، نام پادشاه باستاني ماد
    فرنيا : نامي براي پسران
    فروتن : افتاده حال ، متواضع
    فرود : پائين - نام پسر سياوش ، نام پسر کيخسرو نام پسر خسرو پرويزو شيرين
    فروز : روشنائي ، روشني
    فروزان : تابان ، درخشان
    فروزش : روشني ، تابناک
    فروزنده : درخشان ، درخشنده
    فروغ : روشنائي ، تابش
    فرهاد : عاشق افسانه اي شيرين
    فرهنگ : شکوه ، ادب ، تربيت
    فرهود : صداقت و راستي در دين
    فربار : همراه خوب و شايسته
    فريبا : زيبا و فريبنده
    فريد : بي همتا، نامي کردي
    فريدخت : دختر بي همت
    فريدون : داراي شکوهي اينچنين ، پادشاه پيشداري که بر ضحاک ماردوش غلبه کرد
    فريمان : فر و شکوه ايمان
    فريناز : عشوه گر ، پريناز
    فرينوش : شکوه شيرين
    فريوش : زنگ ، همان پريوش هم هست
    فيروز : پيروز و مظفر
    فيروزه : سنگي گرانبها با رنگ فيروزه اي
    قابوس : معرب کاووس است
    قباد : سرور گرامي ، شاه محبوب ، پدر کيکاوس از پادشاهان کياني
    قدسي : بهشتي ، روحاني

    ویرایش توسط جانم رضا : سه شنبه ۲۱ دی ۸۹ در ساعت ۲۳:۱۵

  28. کاربر روبرو از پست مفید جانم رضا تشکر کرده است .


  29. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb 5

    ک،گ

    کابان : کدبانو ، نامي کردي براي دختران
    کابوک : کبوتر ، نامي کردي براي دختران
    کارا : فعال و کوشا
    کارو : از نامهاي ارمني ايراني به معني نويد دهنده
    کاراکو : نام يکي از سرداران ماد
    کامبخت : کسي که بخت به کام اوست
    کامبخش : آرزو دهنده ، مراد بخش
    کامبيز : صورت فرانسوي (( کمبوجيه )) پسر کورش است
    کامجو : کامجوينده
    کامدين : يکي از دانايان دين زردشت
    کامران : سعادتمند و خوشبخت
    کامراوا : به مقصود و مراد رسيدن
    کامک : آرزو و خواهش کوچک
    کامنوش : کامروا ، خوشبخت
    کاميار : کامروا و پيروز
    کانيار : معدن شانس ، نامي کردي
    کاووس : پادشاه توانا - از پادشاهان کياني و پسر کيقباد
    کاوه : آهنگر معروف ايران باستان که عليه ضحاک قيام کرد
    کتايون : جهان بانو ، دختر قيصر روم و مادر اسفنديار
    کرشمه : ناز و غمزه
    کسري : معرب خسرو است
    کلاله : موي پيچيده ، دختري با موهاي مجعد
    کمبوجيه : نام پسر کورش کمبوجيه است
    کوشا : کوشنده ، ساعي
    کهبد : خداوند کوه ، عابد
    کهرام : رام شده کوه نام برادر و سردار افراسياب
    کهزاد : زاده کوه ، کسي که در کوه زائيده شده است
    کيارش : شهريار بزرگ
    کيان : پادشاه ، اميران
    کيانا : فرستاده ، نامي کردي
    کيانچهر : داراي چهره پادشاهان
    کياندخت : شاهدخت ، دختر شاه
    کيانوش : بسيار شيرين ، نام يکي از دو برادر فريدون در شاهنامه
    کياوش : بزرگوار - نام پدر کيقباد
    کيخسرو : پادشاه نيکنام ، نام پسر سياوش و سومين پادشاه کيانيان
    کيقباد : پادشاه محبوب - پدر کيکاوس و سر سلسله کيانيان
    کيکاووس : سياه چرده ، سبزه ، نام پسر کيقباد و پدر کياوش
    کيوان : سياره زحل و دومين سياره منظومه شمسي پس از مشتري است .
    کيوان دخت : دختر سياره کيوان
    کيومرث : نخستين انسان ، و به گفته شاهنامه نخستين پادشاه
    کيهان : جهان و گيتي
    کياندخت : دختر گيتي
    کيهانه : جهان کوچک
    گرد آفريد : پهلوان زاده شده
    گردان : پهلوانان ، يلان
    گرشا : به ر وايت شاهنامه همان کيومرث اولين پادشاه است
    گرشاسب : صاحب اسب لاغر ، پهلوان ايراني و جد رستم
    گرشين : شعله آبي ، نامي کردي براي دختران
    گرگين : منسوب به گرگ ، پسر ميلاد از پهلوانان زمان کيخسرو
    گزل : زيبا ، نامي ترکمني است
    گشتاسب : صاحب اسب رمنده ، پدر داريوش هخامنشي
    گشسب : دارنده اسب نر
    گشسب بانو : دختر رستم و زن گيو
    گل : گياهان رنگي کوچک که دستمايه شاعرانند
    گل آذين : حالت قرار گرفتن گلها روي شاخه ها
    گل آرا* : آراينده گل
    گلاره : تخم چشم ، نامي کردي
    گل افروز : فروزنده گل
    گلاله : دسته گل
    گل اندام : آنکه اندامش مانند گل است
    گلاويز : گياهي براي زينت گل
    گلباد : داري بوي گل
    گلبار : پرگل ، گل افشان
    گلبام : گلبانگ
    گلبان : نگهدارنده گل
    گلبانو : بانوي چون گل
    گلبرگ : هر يک از برگهاي يک گل ، مثل برگ گل
    گلبو : معطر ، خوشبو
    گلبهار : مثل گل بهاري
    گلبيز : گل افشان
    گلپاره : تکه گل ، پاره اي از گل
    گلپر : برگ گل ، پر گل
    گلپري : پري همچون گل
    گلپوش : پرازگل ، پوشيده از گل
    گل پونه : کسي که چهره اش به لطافت گل است
    گلچين : باغبان ، عاشق گل ، کسي که گل مي چيند .
    گلدخت : دختر گل
    گلديس : به رنگ گل ، مانند گل
    گلربا : رباينده گل
    گلرخ : بسيار زيبا همچون گل
    گلرنگ : به رنگ گل ، شرابي رنگ
    گلرو : زيبا و سرخ رو
    گلشن : گلزار و گلستان
    گلريز : ريزنده گل
    گلزاد : زائيده گل
    گلزار : گلستان ، جاي پرگل
    گلسا : مثل گل
    گلشيد : درخشان چون گل
    گلنار : گل انار ، شکوفه انار
    گلناز : کسي که ناز و غمزه اش مثل گل است
    گلنسا : گل بانو ، خانم گل
    گلنواز : نوازش شده گل
    گلنوش : شيرين مثل گل
    گلي : مانند گل ، قرمز رنگ
    گودرز : از پهلوانان عهد کاوس وکيخسرو و يکي از پادشاهان معروف اشکاني
    گوماتو : انقلابي زمان مادها که براي براندازي مادها و هخامنشيان قيام کرد
    گهر چهر : آنکه چهره اش همچون گوهر است
    گوهر ناز : کسي که همچون گوهر نازش گرانبهاست
    گيتي : دنيا ، جهان ، عالم
    گيسو : موي بلند زنان
    گيلدا : طلا
    گيو : پهلوان نامي شاهنامه و پدر بيژن

    ویرایش توسط جانم رضا : سه شنبه ۲۱ دی ۸۹ در ساعت ۲۳:۱۶

  30. کاربر روبرو از پست مفید جانم رضا تشکر کرده است .


  31. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb 6

    ل،م

    لادن : گلي به رنگهاي زرد و نارنجي
    لاله : گلي که رنگهاي گوناگون دارد و معروفترين آن لاله سرخ و صحرائي است
    لاله رخ : کسي که روي همچون لاله دارد
    لاله دخت : دختر لاله
    لبخند : تبسم
    لقاء : چهره ، سيما
    لومانا : نام محلي در کردستان ، نامي کردي براي دختران
    لهراسب : داراي اسب تندرو ، از پادشاهاي کياني و پدر گشتاسب
    مارال : آهو ، نامي ترکي
    ماري : کبک ماده ، نامي کردي
    مازيار : اورا مزدايار - پسر قارون فرمانرواي طبرستان
    ماکان : نام پسر يکي از سران ديالمه
    مامک : مادر کوچک و مهربان
    مانا : نام خداوند بزرگ و نام يکي از دولتهاي ماد ، نامي کردي
    ماندانا : دختر آژدهاک و مادر کورش هخامنشي
    مانوش : کوهي که منوچهردربالاي آن متولد شده است
    ماني : پيامبر ايراني در زمان شاپور ساساني
    مانيا : خسته شده ، نامي کردي
    ماهان : منسوب به ماه
    ماهاندخت : دختر ماهان
    ماه برزين : يکي از بزرگان دولت ساسانيان
    ماه جهان : زيباي جهان
    ماهچهر : زيبا رو ، قشنگ
    ماهدخت : دختر ماه
    ماهور : تابناک - نامي کردي
    ماهرخ : آنکه صورتي چون ماه زيبا دارد
    ماهزاد : زاده ماه
    مردآويز: جنگنده و دلاور
    مرداس : مرد آسماني - نام پدر ضحاک که مرد نيکي بود و بدست پسرش کشته شد
    مرزبان : مرزدار - مرزبان بن رستم نويسنده کتاب مرزبان نامه
    مرمر : ازسنگهاي آهکي که صيقلي و جلا پذير است ، سنگ مرمر
    مزدک : خردمند کوچک - مردي که در زمان ساسانيان ادعاي پيغمبري کرد اما کشته شد
    مژده : نويد ، بشارت
    مژگان : مژه ها
    مستان : شادان ، شادمان
    مستانه : خوشحال ، مانند مست
    مشکاندخت : دختر خوشبو
    مشکناز : مشک ناز دار
    مشکين دخت : دختر مشک آلود و معطر
    منيژه : پاک و سفيد روي - نام دختر افراسياب
    منوچهر : کسي که چهره بهشتي دارد - از پادشاهان پيشدادي
    مهبانو : بانوي بزرگ ، بانوي همچون ماه
    مهبد : يکي از وزيران انوشيروان ساساني
    مه داد : از فرماندهان نظامي پارسيان ويکي از نامهاي دوران هخامنشي
    مهتاب : ماه تابان ، ماه تابناک
    مهديس : ماهرو ، زيبا ، خوشگل
    مه جبين : انکه پيشانيش مانند ماه درخشان است
    مه دخت : ماه دخت ، دختر ماه
    مهر آذر : يکي از موبدان پارس در زمان انوشيروان - خورشيد آذر
    مهر آرا : آرايش دهنده مهر
    مهر آسا : همچون خورشيد زيبا روي
    مهر آفاق : خورشيد افقها
    مهر افرين : عشق آفرين ، آفريننده عشق
    مهرآب : کسي که فروغ خورشيد دارد - نام جد مادري رستم
    مهرداد : بخشنده ماه
    مهر افزون : بالا برنده عشق و محبت
    مهرام : رام شده ماه
    مهران : منسوب به مهر است و يکي از خاندانهاي عصر ساساني
    مهراندخت : دختر مهر و محبت
    مهرانديش : داراي انديشه با مهر و محبت
    مهرانفر : شکوه
    مهرانگيز : ايجاد کننده مهر و محبت و عشق مهرپويا : پوينده مهر
    مهرداد : داده خورشيد- خورشید عدالت - نام چند تن از پادشاهان اشکاني - خزانه دار بزرگ کوروش بزرگ
    مهر دخت : دختر آفتاب
    مهرزاده *: زاده خورشيد ، زيبا روي
    مهرناز : ناز خورشيد
    مهرنوش : خورشيد جاويدان - يکي از پسران اسفنديار که بدست فرامرز کشته شد
    مهرنکار : آرايش دهنده خورشيد ، مهر آرا- نام يزدگرد
    مهرنيا : ازنژاد مهر
    مهروز : آنکه روزي چون خورشيد دارد
    مهري : منسوب به مهر ، منسوب به خورشيد
    مهريار : دوست خورشيد
    مهسا : مانند ماه زيبا روي
    مهستي : ماه هستي ، ماه روزگار ، گرانبهاترين
    مه سيما: آنکه صورتي چون ماه دارد
    مهشاد : ماه شادمان
    مهشيد : پرتوماه
    مهنام : آنکه نامش چون ماه است
    مهناز : نازماه
    مهنوش : ماه هميشگي
    مهوش : مانند ماه
    مهيار : يار ماه ، نام پسر داريوش سوم هخامنشي
    مهين : ماه زيبا رو
    مهين دخت : دختر بزرگ
    ميترا : دوستي و محبت و مهر
    ميخک : گلي زيبا به رنگهاي قرمز، سفيد ، صورتي وزرد
    مينا : گلي کوچک و زينتي ، گردنبند
    مينا دخت : دختر مينا
    مينو : بهشت ، جنت
    مينودخت : دختر بهشت ، دختر پاک
    مينو فر : داراي شکوه بهشتي

    ویرایش توسط جانم رضا : سه شنبه ۲۱ دی ۸۹ در ساعت ۲۳:۱۷

  32. 2 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  33. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb 7

    ن،و

    نادر : کمياب ، بي همتا - نادر شاه افشار سر سلسله افشاريه درايران
    ناز آفرين : معشوقي که ناز فراوان مي کند
    نازبانو : بانوي ناز دار
    نازپرور : پرورش يافته در ناز
    نازچهر : کشي که چهره ناز دارد
    نازفر : داراي شکوه
    نازلي : پرناز و غمزه - نامي ترکي براي دختران
    نازي : با ناز ، اهل ناز
    نازيدخت : دختر ناز
    نامور : مشهور ، ارزنده
    ناهيد : پاک و بي آلايش - نام مادر اسفنديار
    ندا : آواز ، بانگ ، فرياد
    نرسي : فرشته وحي در اوستا - نام پسر شاپور نوه اردشير بابکان
    نرگس : گلي خوشبو و زيبا
    نرمک : زيبا و لطيف - نامي کردي براي دختران
    نرمين : لطيف و ملايم
    نريمان : پهلوان ، دلير - نام پدر سام
    نسترن : گلي سفيد و زيبا از گونه هاي نرگس
    نسرين : گلي سفيد و پر برگ
    نسرين دخت : دختر نسرين
    نسرين نوش : نام همسر بهرام گور
    نکيسا : نوازنده و خواننده دربار خسرو پرويز ساساني
    نگار: نقش ، بت ، صنم
    نگاره : شکل داراي نقش و نگار
    نگارين : نقاشي شده
    نگين : گوهر قيمتي
    نوا : ناله ، آواز
    نوش ( انوش ) : زندگي جاويد
    نوش آذر : آتش جاويدان - از آتشکده هاي عصر ساساني
    نوش آور : چيزي که زندگي و حيات مي آورد
    نوشا : نوشنده ، آشامنده
    نوش آفرين : افريننده شادي و شيريني
    نوشدخت : دختر شاد
    نوشروان ( انوشيروان ) : جاويدان ،* اولين خسرو ساساني
    نوشفر : شکوه جاويد
    نوشناز : داراي ناز و اداي شيرين
    نوشين : گوارا و شيرين
    نويد : مژده و بشارت
    نوين : تازه ، جديد
    نوين دخت : دختر تازه به دنيا آمده
    نيش ا : خال و نشانه - نامي کردي براي دختران
    نيک بين : خوش بين
    نيک پي : پاک نژاد
    نيک چهر : خوشگل و زيبا
    نيک خواه : شخص خير خواه و خيرانديش
    نيکداد : بخشنده نيکي
    نيکدخت : دختر پاک و نيکو
    نيکدل : دل پاک
    نيکزاد : زاده نيکي و پاکي
    نيلوفر : گل پيچک و زينتي به رنگهاي سفيد و سرخ وآبي
    نيما : لقب علي اسفندياري پدرشعر نو درايران ، نيما يوشيج
    وامق : دوست دارنده ، عاشق - عاشق عذرا
    ورجاوند : ارجمند - به اعتقاد زردشتيان کسي که درآخر زمان ايران را آباد مي کند
    وريا : پيدار، آگاه - نامي کردي براي پسران
    وشمگير : شکارچي بلدرچين - نام نام پسر وردانشاه از مولوک ديالمه
    وهرز : نام مرزبان کشور يمن درعهد انوشيروان
    وهسودان : نيک آسوده و آرام - عنوان يکي از سلاطين آذربايجان
    ويدا : آموزنده و تعليم دهنده
    ويس : نام معشوق رامين در داستان ويس و رامين
    ويشتاسب : صاحب اسبان فراوان
    ويگن : از اسمهاي ارمني ايراني به معني جهش و پرش

    ویرایش توسط جانم رضا : سه شنبه ۲۱ دی ۸۹ در ساعت ۲۳:۱۷

  34. 2 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  35. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb 8

    ه،ی

    هژير : خوب چهره ، نام يکي از پسران گودرز که بدست سهراب کشته شد
    هخامنش : دوستار انديشه - نام جد کورش کبير
    هربد( هيربد ) : حاکم آتشکده ، موبد موبدان
    هرمز : اهورمزدا ، خداي بزرگ ايرانيان - نام پسر بهمن و نام پسر انوشروان
    همايون : مبارک ، خجسته - نام تني چند از پادشاهان هندوستان
    هما : فرخنده ، مبارک ، مرغ سعادت - نام دختر گشتاسب و خواهر اسفنديار
    همادخت : دختر مبارک و فرخنده بخت
    همدم : رفيق و مونس و همزبان
    همراز : محرم اسرار
    همراه : دوست و يار موافق
    هنگامه : غوغا ، شلوغي ، دادوفرياد
    هوتن : خوش اندام ، نام يکي از متحدان داريوش درحمله به مغان
    هور : خورشيد ، آفتاب
    هورتاش : همچون خورشيد
    هورچهر : تابان روي ، زيبا
    هورداد : فرستاده و داده خورشيد
    هوردخت : دختر خورشيد
    هورزاد : زاده خورشيد
    هورمند : شبيه خورشيد
    هوروش : خورشيد مانند ، مثل خورشيد
    هوشنگ : هوش و درايت - نام يکي از سلاطين پيشدادي و فرزند سيامک
    هوشيار : با هوش و آگاه
    هومان : نيک انديش ، نام يکي از سرداران افراسياب و نيز نام برادر پيران ويسه
    هومن : نيک منش
    هونام : خوشنام ، نيکنام
    هويدا : آشکار و نمايان
    هيتاسب : صاحب اسب بسته شده
    هيرمند : يکي از القاب گستاسب ، آتش پرست
    هيما : اشاره ، نامي کردي براي دختران
    هيوا : اميد وآرزو - نامي کردي براي دختران و پسران
    يادگار : آنچه از انسان بجاي ماند - پسر پادشاه گرجستان
    ياسمن ( ياسمين ) : گل زيبائي به رنگ سفيد و زرد و کبود
    ياشار : عمر کننده ، نامي ترکي براي پسران
    ياور : کمک و همدست و يار
    يزدان : خداوند ، آفريدگار هستي
    يگانه : بي نظير ، بي مانند
    يوشيتا : پهلواني از خاندان (( فريان )) نامي اوستائي


    ویرایش توسط جانم رضا : سه شنبه ۲۱ دی ۸۹ در ساعت ۲۳:۱۸

  36. کاربر روبرو از پست مفید جانم رضا تشکر کرده است .


  37. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Exclamation

    نمونه نام های قرآنی :

    در قرآن مجید علاوه بر اسمهای پیامبران، نامهای فرشتگان، صحابه، و غیر نامهای پیامبران، و زنان و نامهای کفار و اسم جن*ها، و قبایل و نامهای اقوام به صورت مضاف الیه و نامهای بتها، سرزمینها و اماکن دنیوی و مکانهای زندگی اخروی ومنسوب به مکان و نامهای ستارگان و پرندگان و تعدادی القاب آمده که به طور اجمال به بیان تک*تک آنها می*پردازیم:

    نامهای انبیا و مرسلین

    در قرآن نام بیست و پنج پیامبر و مرسل ذکر گردیده که به ترتیب زیر است:
    حضرت آدم علیه السلام، نوح علیه السلام، ادریس علیه السلام، ابراهیم علیه السلام، اسماعیل علیه السلام، اسحاق علیه السلام، یعقوب علیه السلام، یوسف علیه السلام، لوط علیه السلام، هود علیه السلام، صالح علیه السلام، شعیب علیه السلام، موسی علیه السلام، هارون علیه السلام، داوود علیه السلام، سلیمان علیه السلام، ایوب علیه السلام، ذوالکفل علیه السلام، یونس علیه السلام، الیاس علیه السلام، الیسع علیه السلام، زکریا علیه السلام، یحیی علیه السلام، عیسی علیه السلام و حضرت محمد صلی الله علیه و آله که در قرآن با اسمهای متعددی از جمله محمد و احمد ذکر گردیده است.

    نامهای فرشتگان
    در قرآن از نامهای فرشتگان جبرئیل و مکائیل نام برده شده است که به صورت آشکار در قرآن آمده ولی طبق بعضی روایات عده*ای از فرشتگان که در قرآن نامی آنها برده شده بدین ترتیب است:
    مالک: خازن آتش جهنم.
    سکینه: فرشته*ای که در دل مومن سکوت یافته است و به او امنیت می بخشد. (فتح – آیه 4)

    نامهای پیشینیان غیر از پیغمبران و رسولان
    عمران، پدر مریم، و بقولی پدر موسی نیز هست و برادر هارون که برادر موسی نیست.
    عزیز و تبع ولقمان و یوسف نامی که در سوره غافر آمده و یعقوب که در اول سوره مریم آمده، و تقی در سوره مریم آیه 18.

    نامهای زنان
    از نامهای زنان فقط نام مریم هست، بنابر قولی بعل آمده در آیه 125سوره صافات نام زنی بوده که او را عبادت می*کردند.

    نامهای کفار

    از نامهای کفار نام قارون، جالوت و هامان و بشری که در سوره یوسف آیه 19 آمده و آذر پدر یا عموی حضرت ابراهیم و نسیء.

    نامهای اماکن اخری
    در قرآن علاوه بر نامهای این دنیا عده*ای از نامهای عالم آخرت نیز آمده که به این ترتیب است:
    فردوس: که بالاترین درجه بهشت می*باشد
    کوثر: شهری در بهشت است.
    سلسبیل و تسنیم: نامهای دو چشمه در بهشت می*باشند.


    منبع
    سیوطی، الاتقان، ترجمه سید محمدی حائری قزوینی، چاپخانه سپهر تهران 1380


  38. 2 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  39. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,039
    امتیاز : 37,125
    سطح : 100
    Points: 37,125, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,966
    تشکر شده 9,293 در 2,469 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 1 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 61 در 33 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط جانم رضا نمایش پست اصلی
    نمونه نام های قرآنی :

    ، نوح علیه السلام،

    کی میاد اسم بچه شو بذاره نوح؟!!!

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  40. کاربر روبرو از پست مفید نوح تشکر کرده است .


  41. #22
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اردیبهشت-۱۵
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    1,014
    امتیاز : 26,578
    سطح : 97
    Points: 26,578, Level: 97
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 772
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,300
    تشکر شده 3,606 در 908 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط نوح نمایش پست اصلی
    کی میاد اسم بچه شو بذاره نوح؟!!!
    نمیدونم، اما یکی رو میشناسم که اسم خودشو(آیدیشو) گذاشته نوح

  42. کاربر روبرو از پست مفید حاجي تشکر کرده است .


  43. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اسم های خداوند در قرآن کریم :

    شماره عربی فارسی ابجد

    ۱ الرحمن بخشاینده ۲۹۸
    ۲ الرحيم مهربان ۲۵۸
    ۳ الملك پادشاه ۹۰
    .
    ۸ العزيز باشکوه ۹۴
    .
    ۱۱ الخالق آفریننده ۷۳۱
    .
    ۱۸ الفتاح گشاینده (پیروزکننده) ۴۸۹
    .
    ۲۷ البصير بیناترین ۳۰۲
    .
    ۳۰ اللطيف آن*که بر بندگانش لطف دارد ۱۲۹
    .
    ۳۳ العظيم بی*انتها ۱۰۲۰
    ۳۴ الغفور بسیار بخشاینده ۱۲۸۶
    ۳۵ الشكور بسیار سپاسگذار (پاداش دهنده بزرگ است مر عمل کوچک را) ۵۲۶
    .
    ۴۱ الجليل بسیار گرانقدر ۷۳
    ۴۲ الكريم بسیار بخشنده ۲۷۰
    .
    ۴۶ الحكيم فرزانه، بسیار خردمند ۷۸
    .
    ۴۸ المجيد بسیار لایق ستایش (در ذات و صفات خود عظيم و نسبت به بندگان بسيار با خير و احسان است) ۵۷
    .
    ۵۴ المتين سخت (و نیز پاینده) ۵۰۰
    .
    ۵۶ الحميد ستوده ۶۲
    .
    ۶۵ الماجد بزرگوار ۴۸
    .
    ۶۷ الاحد یگانه (خدایی جز او نیست) ۱۳
    ۶۸ الصمد بی*نیاز ۱۳۴
    ۶۹ القادر توانا ۳۰۵
    .
    ۹۴ الهادي رهنما ۲۰
    ۹۵ البديع سنجش ناپذیر، آفریننده ۸۶
    .
    ۹۸ الرشيد راهنما، آموزگار و دانای بی*خطا ۵۱۴

    * اسم هایی رو که شنیده بودم گذاشتم!

  44. کاربر روبرو از پست مفید جانم رضا تشکر کرده است .


  45. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط نوح نمایش پست اصلی
    کی میاد اسم بچه شو بذاره نوح؟!!!
    شاید شما !

  46. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    دوستان نمیخوان کمک کنن ؟! هر اسم قرآنی اسلامی یادتون میاد بنویسید

  47. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,389
    امتیاز : 91,933
    سطح : 100
    Points: 91,933, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,122
    تشکر شده 23,660 در 5,469 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    يا زهرا

    ميگم مشكات يه كلمه قرانيه!ولي اسم هم ميشه؟مثلا برا دختر :d

  48. کاربر روبرو از پست مفید مشكات نياز تشکر کرده است .


  49. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb

    روح الله ، عزت الله ، امرالله، خیرالله ، حبیب الله ، بدیع الله و .....

    فاطمه ،زهرا، طاهره، مبارکه، راضیه، صدّیقه، مرضیّه، محدّثه، زکیّه ، نرگس ،نرجس ، مبینا ، نورا ، ضحی ، حسنا ، محیا ، طهورا ، هدی ، ریحانه ، سبا، هدی ، مائده ، مطهره ، اکرم ، اعظم ،طیبه ، رضوان ، حنانه ، هانیه ، فائزه ، حُسنا ، حُسنیه ، منیره ، مرجان ، ندا ، محبوبه ، هاجر ، مشکات ، فروغ ، مروه ،شاکِرِه ، رافعه ، میمنت ،عفّت ، سیما ، زینت ،سحر، آتنا ، دنیا ،سما ، سوره، ثَمَن ، مُبینا ، آمنه ، رویا ،رضوانه ، الهه ،ساحل ،ملکه ، جاریه ،عالیه ، فضّه

    رسول،امین ،مصطفی ، علی، حسن ، حسین ،سجاد ، باقر، صادق ، کاظم ، رضا ، جواد ، نقی ، مهدی ،قائم، ابوالفضل ، محسن ، اکبر، اصغر ، حنیف ، طه ، سراج ، جميل ، حامد ، سعید ، حبيب، هاتف، حنيف، هاني، نادي ، احسان ، مبین ، رشید ، حافظ ، سبحان ، محراب ، شاهد ،شهاب ،ایمان ، وحید، محمود، یاسین ،صدرا ، ضیاء ، لطیف ،ولی ، نصیر، برهان ،صِیام ، فُؤاد ،عماد ،میثاق ،منصور ،مسلم ، عطاء ، مصباح ، سلیم


  50. 2 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  51. #28
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    .....
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    682
    امتیاز : 8,242
    سطح : 61
    Points: 8,242, Level: 61
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 208
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,440
    تشکر شده 3,066 در 652 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    هر دو اسم پسرام رو همسرم انتخاب کرده...

    اولی "علیرضا" بر گرفته از نام امام علی و امام رضا (ع)..

    دومی هم "ادریس"، قرآن باز کرد و نام مبارک این پیامبر اومد...

  52. 9 کاربر از پست مفید آبي تشکر کرده اند .


  53. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-شهریور-۱۷
    محل سکونت
    barefoot in paradise
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    9,072
    امتیاز : 74,568
    سطح : 100
    Points: 74,568, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 16.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album picturesTagger First Class
    تشکر کردن : 22,387
    تشکر شده 35,281 در 8,263 پست
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 16 پست
    مخالفت
    78
    مخالفت شده 97 در 63 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط آبي نمایش پست اصلی
    هر دو اسم پسرام رو همسرم انتخاب کرده...

    اولی "علیرضا" بر گرفته از نام امام علی و امام رضا (ع)..

    دومی هم "ادریس"، قرآن باز کرد و نام مبارک این پیامبر اومد...
    بنده هم به نام ادریس علاقه دارم

    و البته این نام ها
    پسر:
    طاها- یاسین- یحیی- عیسی- الیاس- جواد- هادی- ادریس- ایلیا

    دختر:
    فاطمه- یاس- باران- سوتیام (به ترکی میشه نور چشمانم)

    حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر




  54. کاربر روبرو از پست مفید مستاجر خدا تشکر کرده است .


  55. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,986
    تشکر شده 19,056 در 4,439 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Question

    دوستان بیاین نظرات خودتون رو در مورد انتخاب نام بگید و اینکه اگه قرار بود خودتون واسه خودتون اسم میزاشتید چه نوع نام هایی رو می پسندید؟(قرآنی،اسلامی،ایرا ی و...)

    متاهلین تالار انتخاب شما چیه ؟ چه مواردی رو موقع انتخاب اسم فرزندتون در نظر گرفتید یا خواهید گرفت؟(انشاالله)

  56. کاربر روبرو از پست مفید جانم رضا تشکر کرده است .


صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1