کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 33

موضوع: کسب و کار

  1. #1
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۴
    محل سکونت
    بوشهر
    سن
    -1988
    نوشته ها
    42

    Exclamation شغل

    یا زهرا...

    صفحات وب را یکی یکی جستجو میکردم تا این گزارشو که از فردا نیوز بود، دیدم...

    جالبه یعنی بحث برانگیزه...

    خوب با هم این گزارش را بخوونیم...

    زنی که برای مسافربرها مسافر جور می کند!!!

    دادنا:اگر تا به حال به خیابان وصال رفته باشید حتما با تعجب نظاره گر کار زنی بودید که با تیپ و لحنی مردانه مسافران خط وصال - حجاب را سوار خطی ها می کند و با صدای بلند با تاکسی هایی که خارج از نوبت مسافر سوار می کنند بحث می کند؛ شاید اگر روسری اش نبود خیلی ها به زن بودنش شک می کردند اما زن است آن هم زنی که چهار سال است در این شغل مردانه دوام آورده.



    یکی از صبح های زمستان به سراغش رفتم تا قصه زندگی اش را بشنوم، انتظار نداشتم این قدر راحت راضی به صحبت شود اما آنقدر دوستانه شروع به صحبت کرد و با جنب و جوش برای عکاس ژست گرفت که خودم هم تعجب کردم چه برسد به مردمی که با تعجب نگاهم می کردند.

    خانم کاظمی با بیان اینکه چند سال است که کار می کند در رابطه با شغل قبلی اش می گوید: «اول پیک موتوری یک شرکت بودم، پول، نامه و حتی چک می بردم این ور و اون ور، شرکت که ورشکست شد رئیسش به من گفت که دیگه کار ندارم و باید بری بیرون، شکایت هم کردم اما نتونستم کاری کنم. بعد از 10 سال که اونجا کار کردم هیچی دستم رو نگرفت. اون شرکت ماهی 70 هزار تومان حقوق می داد، همه جا هم می رفتم، کرج، قم، شاه عبدالعظیم، بالا شهر؛ راههای نزدیک رو با دوچرخه می رفتم، راههای دور رو هم با موتور. لباس زنانه تنم بود کلاه هم می گذاشتم پلیس خیلی بهم گیر می داد موتور مال شرکت بود وقتی بیرونم کردن اگه می خواستم نامردی کنم همون موتور رو هم بر می داشتم می رفتم اما این کارها توی مرام من نیست. اون کار بهتر بود بیمه هم بودم تازه توی تمام اون مدت هم نه با موتور و نه با دوچرخه تصادف نکردم.»



    زنی که عاشق شغل مردانه اش نیست
    دستش رو به دستام میزنه و میگه ببین دستام چه قدر یخه و واقعا هم چه قدر سرد بود، حس کردم حتی استخوانهایش هم یخ زده اند. داستان این شغل از وقتی برایش شروع شد که کارش را به عنوان پیک موتوری از دست داد می گوید «بیکار که شدم بچه های این خط، من رو می شناختند گفتند میای اینجا کار کنی من هم چاره ای نداشتم قبول کردم و اومدم اینجا، الان هم 4 ساله که اینجا کار می کنم. هر روز ساعت 4 صبح از اکبر آباد توی جاده ساوه میام اینجا و تا ساعت 3 و 10 دقیقه کار می کنم وقتی هم به خانه می رسم دیگر شب شده چون جاده ساوه خیلی دوره.»

    در رابطه با درآمدش از این شغل می گوید: «معمولی روزی 6 هزار تومان درمیارم اما روزایی که مسافرا کمک می کنن روزی ممکنه 10 هزار تومان هم درآمد داشته باشم اما به هر حال روزی هزار تومن برای رفتن و هزار تومن هم برای برگشتن کرایه می دهم. البته پنج شنبه و جمعه ها و تعطیلات عید که سر کار نمی آید هم از حقوق و و درآمد خبری نیست.»



    وقتی سنش را می پرسم می گوید «چهل و خورده ای»؛ پیش خودم حساب می کنم حتی اگر این خورده ای 9 سال هم باشد باز هم خیلی بیشتر از سنش شکسته شده است، سه پسر و یک دختر دارد، شوهرش چند سال است که فلج شده و گوشه خانه افتاده و خود سرپرست خانواده است؛ می گوید دوست داشته لااقل بچه هایش درس بخوانند تا کاره ای شوند اما حتی آنها هم آرزویش را برآورده نکرده اند.

    آقا سوار نکن
    گمان می کردم حتما کارش را دوست دارد وگرنه نمی شود این قدر برای این کار انرژی گذاشت اما در جوابم صادقانه می گوید: «راستش رو بخوای این کار رو دوست ندارم اما خوب چاره ندارم. شما فکر کنید من تمام مدت توی سرما و گرما سرپا ایستادم، پام رو عمل کردم الان توش پر آبه، نمی دونید چه قدر اذیت میشم، بعضی از مردها هم خیلی بی ادبن وقتی ازشون میخوام که مسافر سوار نکنن حتی یقه منو می گیرند، از این کار خاطره خیلی دارم بیشترش هم مربوط به دعواست که میگم آقا سوار نکن و جواب میشنوم به تو چه. تا حال خیلی ها هم از طرف نیروی انتظامی یا شهرداری اومدن و گفتن نباید اینجا کار کنم و حتی با راننده ها هم دعوا کردند، اونها هم گفتند که اگر داشت که نمی یومد اینجا کار کنه.»



    وقتی می پرسم چه آرزویی داری بلند میخندد: «آرزو؟ به نظرت دیگه از این بدبخت تر میشه، اما خوب دوست داشتم توی یک شرکت پیک موتوری وایمیستادم اگر نشد آبدارچی. چاره ای ندارم دخترم.»

    این حکایت پر درد زنی است که از یکسو سرپرست خانواده است و از سویی دیگر مادری که هزاران آرزو برای فرزندان خود در سر می پروراند و اگر چه*بسا کوچکترین کمکی حداقل در راه ایجاد اشتغال به او میشد شاید داستان زندگی اش کمی شیرین تر از شرایطی بود که امروز به ناچار با آن دست و پنجه نرم می کند.








    التماس دعا

    یا علی...

  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    محل سکونت
    شیرازو - تهرانو
    نوشته ها
    3,738

    پیش فرض

    سلام
    من این خانم رو چند بار دیدم/
    خیلی دلم براش می سوزه.

  3. #3
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۴
    محل سکونت
    بوشهر
    سن
    -1988
    نوشته ها
    42

    پیش فرض

    یا زهرا...

    ^^^^
    سلام، دلسوزی از چه نظر؟؟؟

    اما من بیشتر برا بعضی از جوانامون دلم سوخت که اگه بهشون بگین اینکارو انجام بده میگن: ما با این مدرک بریم سر چهار راه بایستیم...البته این جوانان از یه نظر که برا کسب تخصصشون زحمت کشیدن حق دارنا...ولی...

    فعلاً بگذریم...

    یا علی...

  4. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اردیبهشت-۲۹
    محل سکونت
    ایران - تهران
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,251

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط botimar نمایش پست اصلی
    یا زهرا...

    ^^^^
    سلام، دلسوزی از چه نظر؟؟؟

    اما من بیشتر برا بعضی از جوانامون دلم سوخت که اگه بهشون بگین اینکارو انجام بده میگن: ما با این مدرک بریم سر چهار راه بایستیم...البته این جوانان از یه نظر که برا کسب تخصصشون زحمت کشیدن حق دارنا...ولی...

    فعلاً بگذریم...

    یا علی...

    هو الحیّ
    سلام

    ^ به شدت با نظرتون موافقم (ببخشید با تشکر خالی نمی تونستم منظورم رو بیان کنم)
    .
    .
    .
    .



    گـشـتـم هـمـه جـا بـر در و دیــــــوار حـریـمـت
    جـایـی نـنـوشـتـه اسـت گـنـهــــــکار نـیـایـد...!

  5. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    محل سکونت
    شیرازو - تهرانو
    نوشته ها
    3,738

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط botimar نمایش پست اصلی
    ^^^^
    سلام، دلسوزی از چه نظر؟؟؟
    سلام
    از تصاویر فکر کنم معلوم باشه که چرا دلم براش میسوزه!
    یه خانم باید اینطور باشه؟

  6. #6
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-بهمن-۲۰
    محل سکونت
    سومین حرم اهل بیت علیهم السلام
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    35

    پیش فرض

    کاش میتونستیم براشون کاری کنیم. بنده خودم تو همین شیراز راننده تاکسی دیدم که به خاطر کهولت سن رعشه داره ولی مجبوره با سختی زیاد مسافرکشی کنه یا پیرمردی که با وجود ناراحتی زیاد بخاطر صدماتی که تو جوونی دیده مجبوره کارگری کنه امیدوارم یه روز عدالت واقعی تو کشور برقرار بشه تا این بنده های خدا مجور به این جور کار کردن نباشن

  7. #7
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-دی-۱۹
    محل سکونت
    شیـــــــــــــــــراز!
    نوشته ها
    1,135

    Unhappy

    چن روز پیش تو مغازه ی میوه و سبزی فروشی، یه خانم جوون و سالم، اومد داخل و به تک تک مشتریا رو کرد که: یه کمکی بمن بکنید!
    تقریبا هیشکی تحویلش نگرفت.
    اونم با یه ناراحتی اومد چسبید بمن و حرفشو تکرار کرد.
    منم راستش آروم دراومدم بهش گفتم: عزیزم! تو جوونی. خب برو کار کن. این چه وضعیه؟
    طرف خیلی بهش برخورد و یه چش غره ای رفت و چن تا غر پرتاب کرد و رفت بیرون.
    .
    .
    .
    تا چن روز بعدش عذاب وجدان داشتم و صدبار بخودم گفتم: خاک تو سرت. مگه یه 500 تومنی چه ارزشی داشت که بدی بهش؟
    ولی الان با دیدن این مبحث و این زن و تلاشهاش برا ساختن یه زندگی آبرومند، حس میکنم کار درستی کردم...!

  8. #8
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۴
    محل سکونت
    بوشهر
    سن
    -1988
    نوشته ها
    42

    Smile شاغل بودن یا نبودن خانم ها

    یا زهرا...







    دغدغه مهمی که این روزها شامل حال خانواده ها شده است شغل خانم ها می باشد.این روزها خانم ها دوست دارند مشغول به کار باشند و یا استقلال اقتصادی داشته باشند و خرج بگیر پدر یا همسرشان نباشند. بعضی خانواده ها با کار خانم ها موافق هستند و بعضی دیگر مخالفند.ما میخواهیم برسی کنیم آیا اینکه خانم ها باید شاغل باشند یا نه؟در قدیم الایام بیشتر خانم ها به خانه داری مشغول بودند آقایان هم در بیرون از خانه کسب وکاری داشتند وهر دو زیر یک سقف زندگی آرامی داشتند . دختران هم تا خانه ی پدر بودند به کسب علم وهنر می پرداختند تا مهارت کافی برای تشکیل یه خانواده را داشته باشند. ولی امروزه با وجود آمدن شغل های گوناگون ، خانم ها هم به عرصه کار قدم گذاشتند . کار کردن همانگونه امیر المومنین علی (ع) فرمودند: بزرگترین تفریح برای مردان کار است . پس برای مردان بهترین حسن وصفت داشتن کار یا شغل می باشد . آیا برای زنان هم این موضوع بهترین حسن است یا نه؟ می دانیم که داشتن یه شغل خوب که ما از آن رضایت داشته باشیم باعث رشد مادی ومعنوی ما می شود این موضوع برای زنان هم صدق می کند که اگر با داشتن رضایت شغلی وبرنامه ریزی در زندگی به این رشد مالی ومعنوی برسند . بله پس اگر خانمی بخواهد کار کند باید از شغلی که دارد راضی باشد همچنان از رضایت پدر و همسر نیز برخوردار باشد و در خود توانایی های لازم جهت برنامه ریزی در زندگی را داشته باشد، با وجود این عوامل بله می توان گفت: که خانم ها چه متاهل وچه مجرد می توانند به یک رشد هم در زمینه اقتصادی واجتماعی وهم در زمینه دینی خود برسند و باعث رشد خانواده وجامعه نیز بشوند. رضایت شغلی وپدر وهمسر را می توان به راحتی بدست آورد مثلاً فرد می تواند شغلی را که دوست دارد انتخاب کند و با مشاوره صحبت از پدر یا همسر خود به کار بپردازد وبه خانواده خود کمک کند و حتی سود اقتصادی برساند ولی برنامه ریزی عامل مهمتری است که خانم ها به آن کمتر توجه می کنند وحتی باعث می شود که کانون خانواده شان بهم بریزد وعلاوه به رشد وارتقای که در زندگی نداشتند بلکه به خود وخانواده وحتی جامعه آسیب برساند وپیامدهای جبران ناپذیری را به دنبال آوردند. پس برنامه ریزی باید به گونه ای باشد که خانواده تداوم داشته باشد و باعث تعالی آن شود زیرا که بنیان خانواده اساس جامعه است و شغل خانم یه شاخه ای از آن می باشد که فرع نباید به یک اصل آسیب بزند. برنامه ریزی باید شامل موضوع های گوناگونی باشدکه فرد توانایی انجام آن را داشته باشد. مثلاً فرد یک مدت زمانی را در محل کار خود است و طبعاً خستگی و استرس های را به دنبال دارد بعد از اتمام کار و ورود به محیط خانه خصوصاً خانم های متاهل طبعاً کارهای را دارند( آشپزی – نظافت و مهم تر فرزندداری و تربیت نسل برای آینده و...) اگر این فرد توانایی کنار آمدن با این موضوعات را نداشته باشد پس از مدتی قادر به انجام آن دیگر نیست وهم خودش خسته می شود وهم خانواده از او و این موضوع منجر به پیامدهای بد در سلامت روح و روان و سلامت اجتماعی می شود . افرادی که هم توانایی انجام چند موضوع یا کار را داشته باشند کم هستند یا کم تربیت شده اند. ما در جامعه می بینیم که آقایانی هستند که از کار کردن همسران خود ناراضی هستند که بعضاً منجر به طلاق می شود وبعضی ها هم برای برقراری سلامت خانواده مجبور به ادامه وقبولی شرایط است ولی در کل ناراضی هستند و به قولی با آن می سازند.که خود این بحث به مرور زمان گهگاهی باعث می شود که فرد برای جبران نیازها و احساسات خود آن را در جای دیگر بگردد ودر نتیجه منجر به آسیب شود. معمولاً هم خانم های برای فرار از محیط خانه به محیط بیرون پناه آورده و مشغول به کار می شوند تا بهانه ای خوب بر ای خود داشته باشند و آزادانه اعمال به رفتارهای خود بکند که سخت در اشتباهند ومی دانیم خانه داری نیز یک شغل است و خواسته و یا ناخواسته این موضوع شامل حال خانم ها
    می باشد پس نباید فرار کرد وباید این موضوع را درنظر گرفت که خانم های از یک لطافت های جسمی و روحی نسبت به آقایان برخوردار هستند.
    حالا این بخشی که گفته شد تا جایی صدق می کند که ما از یک سلامت کاری اجتماعی برای خانم ها برخوردار باشیم البته این سلامت تا حدی در جامعه ما حاکم است .
    ولی هنوز صد در صد از سلامت کاری برخوردار نیستم ودر جامعه مشکلاتی برای خانم ها وجود دارد و می دانیم که محیط های ناسالم کاری یه ظاهراً کاری وجود دارد که می تواند ضرر های جبران ناپذیری به فرد و جامعه بزند و جامعه ما هم از این قاعده مستثنی نیست .راه های جلوگیری از این آسیب این است که:* دختر یا زن از مشاوره خانواده خود بهره مند باشد. خصوصاً دختران که می خواهند ازدواج کنند برای زندگی پایدار و سالم در آینده باید قبل از ازدواج با همسر خود به تفاهم در این مورد برسد و موضوع شاغل بودن خود را پس از ازدواج نیندازند وتا همسرشان با او کنار آید و آنگونه که خود میل دارند او را تربیت کنند ، این درست نیست و از این موضوع نباید ساده گذشت. * پس خانم ها باید دارای شغلی باشند که زمان ومکان کاری سالمی داشته باشد تا به فرد آسیب نرساند. * از رضایت شغلی برخوردار باشد ،
    * توانایی برنامه ریزی برای رسیدن به خانواده وکار و مسائل ریزو درشتی که وجود دارد را داشته باشد و موارد مهم دیگری . حالا با وجود این راه ها بتواند باعث رشد اقتصادی، اجتماعی و ... خود و خانواده خود و سپس جامعه شود . در نتیجه از موضوع کار کردن و شاغل بودن خانم ها نباید به سادگی گذشت و باید به این مورد مهم هم توجه داشته باشیم که خواسته های بی مورد ما به بنیان خانواده آسیب نرساند پس دختران و زنان جوان باید یک انتخاب آگاهانه داشته باشند تا در زندگی موفق باشند . داشتن شغل وکار به خود فرد و توانایی هایش و فردی که با آن زندگی می کند بستگی دارد ومهم اینکه نمی توان گفت که زنانی که خانه دارند بهترند یا زنان شاغلند ولی این نکته مهم است که زنان خانه دار وقت بیشتری برای رسیدن به خانواده را داراهستند که زنان شاغل از آن کم بهره اند وشغل خانم ها آنچنان که خودشان فکر می کنند باعث ارتقا او نمی شود بلکه شاید هم اولین آسیب را به خود او برساند وبلکه می توان در محیط خانه هم به یک ارتقا و رشد سعادت رسید وکار و شغل هم می تواند در این رشد به افراد کمک کند.


    منبع:http://unfeminism.persianblog.ir/



    التماس دعا
    یا علی

  9. #9

    پیش فرض کسب و کار

    بنام خدا

    در اینجا قصد داریم در مورد فرصتهای شغلی و چگونگی کسب آنها با هم بحث و تبادل نظر کنیم.به نظرم هزار تا مبحث ازدواج هم نان و آب نمیشود(البته آب کوبیده شده در هاون شاید!)

    سرتان را درد نیاورم.میگویند برای ورود به بازار کار بایدیا سابقه داشته باشی یا مدرک که سابقه ارجحیت دارد.البته اگر مدرک و سابقه با هم توام باشد بهتر است.

    حالا به نظرتان این سابقه را از کجا کسب کنیم؟

  10. #10

    پیش فرض

    ^قسمت آخرش یکم گنگ بود.

    صنعت چطوری مشخص میکنه؟


    ببینید سرکار خانم، من فقط تا حالا یک سری ترجمه کردم و یه چند شماره نشریه داخلی باشگاه رو بیرون دادم.و یکم تدریس خصوصی شطرنج داشتم(البته ترجمه های مفت و مجانی هم داشتم برای ویکی*دیا و chesstempo
    ویرایش توسط hooshdar3 : شنبه ۲۹ بهمن ۹۰ در ساعت ۱۰:۵۷

  11. #11

    پیش فرض

    ^
    ببینید سرکار علیه،

    هر چند بسیار علاقه دارید که خود را آقا معرفی کنید ولی همانبار نیز عرض کردم که در نوشته هاتان طبع سرد و مرطوب زنانه مشهود است.

    البته از تواناییهایم نمیدانم چه منظوری داشتید و اینکه بنده کجا اساعه ادب کردم که به من میگویید خوب حرف نمیزنی........کاش میگفتید

    حقیقتا خودم هم فکر میکنم که احتمالا ترجمه های خوبی نمیکنم چون ۱ بار از من پرسید(همان مربی که مدتی برایش ترجمه کردم)که این یعنی چه.ولی این به فارسیم مربوط میشود نه به انگلیسی
    ویرایش توسط hooshdar3 : شنبه ۲۹ بهمن ۹۰ در ساعت ۱۵:۰۴

  12. #12
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    .....
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    681

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط hooshdar3 نمایش پست اصلی
    ^
    ببینید سرکار علیه،

    هر چند بسیار علاقه دارید که خود را آقا معرفی کنید ولی همانبار نیز عرض کردم که در نوشته هاتان طبع سرد و مرطوب زنانه مشهود است.

    البته از تواناییهایم نمیدانم چه منظوری داشتید و اینکه بنده کجا اساعه ادب کردم که به من میگویید خوب حرف نمیزنی........کاش میگفتید

    حقیقتا خودم هم فکر میکنم که احتمالا ترجمه های خوبی نمیکنم چون ۱ بار از من پرسید(همان مربی که مدتی برایش ترجمه کردم)که این یعنی چه.ولی این به فارسیم مربوط میشود نه به انگلیسی
    عجب!

  13. #13

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط آبي نمایش پست اصلی
    عجب!
    از کارامات شیخ ما چه عجب//پنجه را باز کرد و گفت ٰوَ جَبٰ

    باشه بابا!حالا گیریم تغییر جنسیت دادید-یه مدت هم نبودید شاید رفتید عمل تغییر جنسیت-در اصل موضوع فرقی نمیکنه.

    حالا جواب ما رو بدید لطفا.

  14. #14

    پیش فرض

    بنام خدا
    لطفا بدل نگيريد.

    من بعد كنكور ارشدم تقريبا هر روز دارم دنبال كار ميگردم ولي كار من رو نميخواد.
    ویرایش توسط hooshdar3 : پنجشنبه ۰۴ اسفند ۹۰ در ساعت ۰۸:۲۶

  15. #15

    پیش فرض

    بنام خدا
    آدم رو به فكر عمل تغيير جنسيت ميندازند.............از بس كه نيروي زن ميخوان اينا كه توي نيازمندي خبر جنوب آگهي ميدن

  16. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866

    پیش فرض

    چاره کار self employment هست برادر.
    وقتی کسی نمیخواد براش کار کنی، خوب برای خودت کار کن!
    البته قبول دارم که عشق آسان نمود اول ...

    در قسمت پسرونه این مطلب رو نوشتم که یه جایی آماری دیدم که در مربوط به حدود سال 2003 بود و 10 شغل برتر در اون سال، 10 سال قبلترش اصلا وجود نداشتن/
    باید دنبال شغل های جدید برای نیاز های جدید مردم باشی!

  17. #17

    پیش فرض

    من خیییییییییلی دوست داشتم تدریس کنم. هر آموزشگاهی که میزد تو روزنامه می رفتم امتحان می دادم و با نمره های خوب هم قبول می شدم. حتی یه بار هم اول شدم ولی تو مرحله ی دمو، فقط اونای که سابقه کار داشتن قبول می کردن. هیچ وقت نذاشتن ما هم این فرصت رو داشته باشیم که سابقه کار به دست بیاریم. دو بار هم دو جای دیگه قبول شدم ولی منو از قلم انداختن. یکیشم که داشت با پیگیری هام درست میشد و خودشونم تعجب کرده بودن که چی شده به من زنگ نزدن، شرایطم عوض شد و دیگه پیگیریش نکردم.

  18. #18

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط blueblooded نمایش پست اصلی
    من خیییییییییلی دوست داشتم تدریس کنم. هر آموزشگاهی که میزد تو روزنامه می رفتم امتحان می دادم و با نمره های خوب هم قبول می شدم. حتی یه بار هم اول شدم ولی تو مرحله ی دمو، فقط اونای که سابقه کار داشتن قبول می کردن. هیچ وقت نذاشتن ما هم این فرصت رو داشته باشیم که سابقه کار به دست بیاریم. دو بار هم دو جای دیگه قبول شدم ولی منو از قلم انداختن. یکیشم که داشت با پیگیری هام درست میشد و خودشونم تعجب کرده بودن که چی شده به من زنگ نزدن، شرایطم عوض شد و دیگه پیگیریش نکردم.
    بنام خدا
    این مرحاه دمو چیه؟چطوریه؟
    من هم پس امیدی نداشته باشم

  19. #19

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط منجم باشي نمایش پست اصلی
    چاره کار self employment هست برادر.
    وقتی کسی نمیخواد براش کار کنی، خوب برای خودت کار کن!
    البته قبول دارم که عشق آسان نمود اول ...

    در قسمت پسرونه این مطلب رو نوشتم که یه جایی آماری دیدم که در مربوط به حدود سال 2003 بود و 10 شغل برتر در اون سال، 10 سال قبلترش اصلا وجود نداشتن/
    باید دنبال شغل های جدید برای نیاز های جدید مردم باشی!
    ای خود اشتغالی رو توضیح بده لطفا

  20. #20

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط hooshdar3 نمایش پست اصلی
    بنام خدا
    این مرحاه دمو چیه؟چطوریه؟
    من هم پس امیدی نداشته باشم
    مرحله ی اول امتحان تافل یا یه امتحان دیگه هست که اگه قبول شدی ازت مصاحبه می گیرن. مصاحبه هم انگلیسی هست و اگه قبول شدی به مرحله ی دمو می رسی. دمو همون دمانستریشن هست. منظور هم این هست که چند تا از اساتید و مدیر آموزشگاه و بقیه ی بچه ها که به مرحله ی دمو رسیدن، به عنوان زبان آموز می شینن و شما به عنوان معلم باید هر قسمتی که اونا بهتون نشون میدن بهشون درس بدی.
    این مرحله خیلی استرس آور هست. چون می دونی داری به کسانی درس میدی که اطلاعات و تجربشون از تو بیشتره. بعد خوب مگه یه آموزشگاه هم چند تا مدرس جدید می خواد؟ همون با تجربه ها رو که می بینند بدون استرس درس میدن قبول می کنند. درک نمی کنند که تو سر کلاس باشی هول نمیشی. البته دفه ی آخری که شرکت کردم خیلی سعی کردم به خودم مسلط و خونسرد باشم و قبول هم شدم ولی خوب شرایطم عوض شد و دیگه نشد برم تدریس کنم.

  21. #21

    پیش فرض

    سلام سوال خوبی است ولی اول مشخص کنید کار آزاد یا دولتی چون این دو مقوله خییییییییییییلی با هم متفاوت هستند

  22. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,966

    پیش فرض

    بسم رب الحسین..
    داداش محمد حسن خوشحالم که می بینم شما هم شروع به فعالیت کردی تو تالار.
    برادر شما در مورد کار تجاری و تجربیاتت در این زمینه بگو.
    در مورد مشکلاتی که پیش رو ممکنه باشه بگو.
    ماشالله شما که حسابی توی این زمینه تجربه داری.
    منتظر صحبتای مفیدتون هستیم برادر دهکردی.

    در مورد کار دولتی نیاز نیست صحبت کرد چون اصلا حرف زدن در موردش بیهودست.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  23. #23

    پیش فرض

    سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسل ام دوست گرانقدر در مورد کسب و کار و تجارت در اولین فرصت تجربیات خودم رو در اختیارتان خواهم گذاشت........................ التماس 2آ

  24. #24

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط محمد حسن دهکردی نمایش پست اصلی
    سلام سوال خوبی است ولی اول مشخص کنید کار آزاد یا دولتی چون این دو مقوله خییییییییییییلی با هم متفاوت هستند
    بنام خدا
    ببين آقا...
    زن پول ميخواهد
    بچه پول ميخواهد
    كسي به آدم پول نميدهد.
    صد بار از رو هر كدوم بنويس بيا.........

    برام آزاد و دولتيش چه فرقي داره؟پول ميخوام

  25. #25
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۲۹
    محل سکونت
    تهران
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    102

    پیش فرض

    من مشتاق شنیدن تجربیات دوستان هستم.

  26. #26
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۱۵
    محل سکونت
    در همین حوالی ها - شیراز
    نوشته ها
    1,390

    پیش فرض

    یا ظاهر و یا باطن

    به زودی میام



    شايد چالاك ترين انسان نباشم،

    شايد بالا، بلندترين
    يا نيرومندترين نباشم،
    شايد بهترين و زيرك ترين نباشم،
    اما قادرم كاري را بهتر از ديگران انجام دهم
    و اين كار هنر خود بودن است.



  27. #27

    پیش فرض

    ستخدام بانک صنعت و معدن در سراسر ایران
    یکشنبه, 21 اسفند 1390 ساعت 14:15 | | |






    بانک صنعت و معدن به منظور تامين نيروي انساني مورد نياز خود از محل سهميه استخدامي شماره 12340/90/200 مورخ 26/5/1390 معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس جمهور تعداد محدودي از داوطلبان واجد شرايط ذيل را پس از كسب موفقيت در مراحل آزمون كتبي و رتبه*بندي علمي، مصاحبه تخصصي و گزينش استخدام مي*نمايد.


    درصورت وجود هرگونه ابهام يا مشكل با تلفنهاي 27872132 و 27872133 تماس گرفته و جداً از اشغال كردن ساير خطوط سازمان خودداري فرماييد.

    .
    .
    .


    ورود به سيستم ----> ثبت نام از ساعت 8 صبح شنبه مورخ 20/12/1390 آغاز خواهد شد.

    http://www.migna.ir/news/karmandan/9...%A7%D9%86.html

  28. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,012

    پیش فرض

    فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند. او در ادامه میگوید : آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است.كار را بر هیچ یك از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه كاری برای كاسبی وجود دارد ولی دوستی كه از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای كه از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،* سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد !
    برایان دایسون
    .
    .
    .



    در هوس دیدن شش گوشه ، دلم تاب ندارد ! نگهم خواب ندارد ........
    قلمم گوشه ی دفتر ، غزل ناب ندارد

    همه گویند : به انگشت اشاره
    مگر این عاشق دیوانه ی دلسوخته ارباب ندارد ؟

    تو كجایی ؟ شده ام باز هوایی ...
    چه شود جمعه این هفته بیایی ؟ ..........


    اللهم عجل لولیک الفرج والعافیـه والنصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره

  29. #29

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط منجم باشي نمایش پست اصلی
    چاره کار self employment هست برادر.
    وقتی کسی نمیخواد براش کار کنی، خوب برای خودت کار کن!
    البته قبول دارم که عشق آسان نمود اول ...

    در قسمت پسرونه این مطلب رو نوشتم که یه جایی آماری دیدم که در مربوط به حدود سال 2003 بود و 10 شغل برتر در اون سال، 10 سال قبلترش اصلا وجود نداشتن/
    باید دنبال شغل های جدید برای نیاز های جدید مردم باشی!
    يا حي يا قيوم
    چطوري خود-اشتغالي؟
    من ميخوامم كتاب ترجمه كنم ولي بايد 1000 دلار بدم براي حق تاليف.

    ديگه چيز ديگه اي به ذهنم نميرسه!

  30. #30

    پیش فرض

    نمی دونم وقتی آدم یه ایده ی خوب برای کار داره باید بخشنده باشه و به همه بگه؟
    یا باید برای خودش نگه داره بعد که پیروز شد بخشنده بشه و به دیگران هم بگه.
    به هر حال از اونجایی که از بخشندگی در این امور خیری ندیدم، این پست رو الان ویرایش کردم. قبلش یه ایده ی خوب داده بودم که منصرف شدم و پاکش کردم. فعلا نمی خوام این ایدم تو اینترنت باشه تا دیگران یاد بگیرن و برن به رقبام بگن که بعد خودم عقب بیفتم
    هر کی هم خونده بودش راضی نیستم بره به کسی بگه. چون یکی از برنامه های آتی خودم هست. (ان شاالله)
    ویرایش توسط blueblooded : چهارشنبه ۳۰ فروردین ۹۱ در ساعت ۱۲:۰۰

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات