مکه يا کربلا؟!...



زيارت امام حسين (عليه السلام) برتر است يا کعبه؟! اگر کعبه احترام دارد از آن جهت است که به امر خداوند توسط انبياي الهي بنا نهاده شده است و طبق نص برخي از روايات، موازي عرش الهي و مظهري از مظاهر ربوبي است. در حالي که امام کلمة الله و مظهر جامع همه صفات جمال و جلال الهي است


در برخي از روايات شيعه آمده است که زيارت امام حسين(عليه السلام) از زيارت کعبه با فضيلت تر است. اما سوال اين است که چرا اين فضيلت وجود دارد؟ به خصوص آنکه برخي از مغرضين از وهابيون با مشاهده چنين رواياتي در کتب شيعه، شيعيان را متهم مي کنند که وجود اينگونه روايات مردم را از فريضه حج باز مي دارد و عقيده آنها نسبت به حج را سست مي کند. ايشان اينگونه روايات را نوعي غلوّ در مقام اهل بيت تلقي مي نمايند که جايگاه اهل بيت را حتي فراتر از خداوند متعال قرار مي دهد!

در اين نوشتار مي کوشيم با بررسي اينگونه روايات شبهات وارده بر آن را نيز پاسخ گوييم.
زيارت مستحب، حج واجب

روايات وارده در فضيلت زيارت امام حسين(عليه السلام) در ميان ائمه معصومين (عليهم السلام) بسيار فراوان است و در برخي از آنها به فضيلت و برتري آن حتي نسبت به حج تاکيد شده است. در نگاهي سطحي و به دور از ژرف بيني ممکن است اين شبهه به ذهن آيد که زيارت مستحبي امام حسين (عليه السلام) مگر چقدر مي تواند افضل باشد که حتي از زيارت خانه ي کعبه و انجام حج نيز برتر به شمار آيد؟! اما با کمي دقت در مضمون روايات و نيز توجه به فلسفه اسلام به طور کلي چنين بدست مي آيد که در اينگونه روايات زيارت امام حسين(عليه السلام) با معرفت به حق امام بر حج غير واجب و به بيان ديگر عمره مستحبي افضليت و برتري داده شده است نه حج واجب.
زيرا همان طور که در فلسفه احکام اسلامي بيان مي شود هرگز فعل مستحبّي نمي تواند جايگزين فعل واجب شود چه رسد که بر آن برتري نيز بيابد. زيارت امام حسين(عليه السلام) نيز به مثابه عملي مستحب بر حج واجبي که بر شخص مستطيع وجوب پيدا مي کند، نمي تواند برتري يابد و جايگزين آن گردد. از اين رو توجه به اين نکته در برخورد با اين دسته از روايات از اهميت خاصي برخوردار است.
اگر کعبه احترام دارد از آن جهت است که به امر خداوند توسط انبياي الهي بنا نهاده شده است و طبق نص برخي از روايات، موازي عرش الهي و مظهري از مظاهر ربوبي است. در حالي که امام کلمة الله و مظهر جامع همه صفات جمال و جلال الهي است

کعبه به دست ولي آباد مي گردد ...

از سوي ديگر بايد توجه نمود که اگر کعبه احترام دارد از آن جهت است که به امر خداوند توسط انبياي الهي بنا نهاده شده است و طبق نص برخي از روايات، موازي عرش الهي و مظهري از مظاهر ربوبي است. در حالي که امام کلمة الله و مظهر جامع همه صفات جمال و جلال الهي است.
همان طور که در زيارت جامعه کبيره مي خوانيم: "من اراد الله بدأ بکم و من وحده قبل عنکم و من قصده توجّه بکم؛ هر کس خدا را اراده کرده از شما شروع خواهد کرد و هر کس خدا را به وحدانيت شناخته از شما قبول کند و هر کس خدا را قصد کرده به شما توجه کند.»
بنابراين توجه به شأن و رتبه امام و زيارت او در مقابل زيارت کعبه و انجام عمره مستحبي از برتري و افضليت برخوردار است. در دعاي ندبه نيز مي خوانيم: أين وجه الله الذي اليه يتوجّه الاولياء؛ کجاست وجه خدا که اولياء به او توجه کنند.»
به بيان ديگر، امام(عليه السلام) و توجه قلبي به او در زيارت پلي است براي ايجاد ارتباط بنده با خدا و امام در اين ميان واسطه فيض و از وسائطي است که بنده را به خداوند مي رساند. از اين رو در هنگام زيارت کعبه نيز توسّل و توجه به امام مي تواند مقصود را نزديکتر کند. لذا مي تواند وجه افضليت در برخي روايات مبني بر برتري زيارت امام حسين(عليه السلام) بر کعبه را اين چنين توجيه نمود.

جنبه رمزي روايات


ممکن است که اين روايات جنبه رمزي داشته باشند يعني هرگاه اسلام در خطر باشد و مردم تنها توجه شان به ظاهر شريعت(نماز، روزه، حج و غيره) معطوف گردد بايد با هدايت مردم به سوي باطن و قلب اسلام، آن را از تهي شدن نجات داد و دميدن روح الهي در کالبد اسلام همانا گذراندن خط سرخ شهادت اولياي الهي است که با خون خويش نهال اسلام را آبياري مي نمايند، و در اين ميان سرور و سالار شهيدان امام حسين(عليه السلام) است که با نثار جان خويش و حماسه کربلا روحي تازه در کالبد اسلام دميد.
اگر در کشور اسلامي تنها اسم اسلام بماند و مسلمانان تنها به ظاهر شريعت بپردازند بدون توجه به عمق و روح اسلام و از روح شريعت بي خبر باشند؛ به مرور جز پوسته اي از اسلام نمي ماند و حال آنکه بايستي امت اسلامي با پيمودن راه حسيني نسبت به حقيقت اسلام آشنا شده و ظاهر شريعت را در لوا و تحت باطن آن انجام دهند.
همان طور که خود امام حسين(عليه السلام) اعمال حج خود را نيمه تمام رها کرد و به امر مهم احياي امر به معروف و نهي از منکر در ميان امت رسول الله پرداخت که بيداري ملت و احياي شريعت را بدنبال داشت. بر همين اساس مي توان افضليت زيارت امام حسين(عليه السلام) بر زيارت کعبه را نيز بر همين قياس و شيوه تبيين نمود که البته بياني رمزگونه و اشاره اي ظريف به اين موضوع است.
اگر در کشور اسلامي تنها اسم اسلام بماند و مسلمانان تنها به ظاهر شريعت بپردازند بدون توجه به عمق و روح اسلام و از روح شريعت بي خبر باشند؛ به مرور جز پوسته اي از اسلام نمي ماند و حال آنکه بايستي امت اسلامي با پيمودن راه حسيني نسبت به حقيقت اسلام آشنا شده و ظاهر شريعت را در لوا و تحت باطن آن انجام دهند

نتيجه گيري

ادعاي مغرضين وهابيّت مبني بر آنکه شيعه با توجه به روايات خود درباره افضليت و برتري زيارت امام حسين(عليه السلام) بر زيارت کعبه و خانه خدا، مسلمانان را از اعمال و فرايض حج باز مي دارد کاملاً نادرست است و رد مي شود. زيرا همان طور که گفته شد اعمال فرائض واجب حج هرگز جايگزيني ندارد و فرد مستطيع بايد حج را بجا آورد و مضمون روايات وارده درباره عمره مستحبي مي تواند باشد. ضمن آنکه توجه شيعه در اينگونه روايات به جايگاه امام و نقش او در هدايت مردم براي رسيدن به خدا و نيز تأثير خط سرخ شهادت در احياء شريعت اسلام است.
از مجموع اين مطالب مي توان نتيجه گرفت که مضامين روايات اسلامي شيعه بسيار عميق و پرمحتواست که بايستي با نظري دقيق و موشکافانه بدانها پرداخت و توجه نمود و با نگاههاي سطحي و پيش افتاده نمي توان به حقيقت آنها دست يافت.