کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 24 , از مجموع 24
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض در مکتب صدق - حکایاتی شیرین از زندگی صادق آل عبا (ع)

    به نام خدا


    کره جفرافيايي

    تمام مورخين متفق القول هستند که حضرت صادق(عليه السلام) در ده سالگي در محضر درس پدرش حاضر شد. محضر درس حضرت امام باقر(عليه السلام) يک مدرسه عالي بود و آنهائي که درمدرسه درس مي خواندند، علوم عالي آن زمان را فرا مي گرفتند .لذا تحصيلات عالي حضرت صادق(عليه السلام) از ده سالگي آغاز گرديده است و اين براي يک پسر باهوش که داراي حافظه قوي باشد،غيرعادي نيست.

    درسال 91 هجري که امام صادق(عليه السلام) همچنان درمحضر تدريس پدر حضور بهم مي رسانيد، واقعه اي جديد براي حضرت اتفاق افتاد که براي او اهميت داشت، و آن اين بود که يکي از مريدان و شاگردان حضرت امام باقر(عليه السلام) که از مصر مراجعت مي کرد، يک کره جغرافيائي را که باچوب، و بهتر آن است که بگوئيم باخاک چوب ساخته بودند به ارمغان آورد.

    آن کره آسماني اولين شکلي بود که امام صادق(عليه السلام) از آسمان مي ديد، و با اينکه در آن موقع بيش از يازده سال از عمرش نمي گذشت، برآن کره و در نتيجه برجغرافياي بطلميوس ايراد گرفت و گفت: خورشيد سالي يک مرتبه اطراف کره زمين مي گردد و خط سير آن، دوازده برج است و در هريک ازبرج ها سي روز جای دارد و مدت سي روز طول مي کشد تا اينکه يک برج را بپيمايد و وارد برج ديگر شود.پس چرا خورشيد شب ازنظر ما ناپديد مي گردد وهرصبح طلوع مي نمايد و اگر در هربرج سي شبانه روز جایگاه دارد بايستي ما پيوسته آن را ببينيم؟

    ايراد آن پسر بچه يازده ساله وارد بود و شخصي که کره آسماني رابه ارمغان آورده بود گفت:بطلميوس مي گويد که خورشيد داراي دو حرکت مي باشد يکي حرکتي است که درمنطقه البروج دارد و سالي يک مرتبه از دوازده برج مي گذرد و اطراف زمين مي گردد و حرکت دوم خورشيد، حرکتي است که در پيرامون کره زمين مي نمايد و در هر شبانه روز يک مرتبه اطراف زمين مي گردد و درنتيجه هر بامداد، ما طلوع و هر شامگاه ، غروب آنرا مي بينيم .

    حضرت امام صادق(عليه السلام) گفت: امکان ندارد که اين دو حرکت باهم جفت شود. چون در حاليکه خورشيد در منطقه البروج مشغول گردش اطراف زمين است چگونه آن را ترک مي کند، تااين که اطراف زمين گردش نمايد.

    آورنده ی ارمغان گفت: خورشيد درشب منطقه البروج را ترک مي کند تا اين که دور زمين بگردد و بتواند بامداد ازمشرق زمين طلوع کند.

    حضرت جعفرصادق(عليه السلام) گفت: بنابراین، آفتاب فقط روزها در هر يک ازبرج هاي دوازده گانه است وشب ها در آنجا نيست، چون در موقع شب بايستي بقول تو آنجا راترک نمايد ودور زمين بگردد تا اين که بتواند بامداد ديگر ازمشرق طلوع نمايد پس چرا در موقع شب ماخورشيد را نمي بينيم.

    آورنده ارمغان گفت: من بدرستي نمي دانم چرا ما در موقع شب خورشيد را نمي بينيم و شايد حجابي روي خود مي اندازد تا اين که ديده نشود!

    زماني که امام صادق(عليه السلام) آن کره آسماني را ديد تقريباً پانصد و شصت سال از زمان مرگ بطلميوس مي گذشت و تا آن موقع کسي بفکر نيفتاده بود که ايرادي برآن بگيرد و بپرسد چگونه آفتاب که بقول بطلميوس درهربرج ،سي روز سفر مي کند تا اينکه اطراف زمين بگردد، هرشبانه روز يک مرتبه مکان وخط سير خودرا عوض مي نمايد و دور زمين مي گردد.

    درمدت پانصد وشصت سال که ازمرگ بطلميوس مي گذشت، کسي به فکر نيفتاد که برهيئت او ايراد بگيرد و بگويد که گردش آفتاب بدور کره زمين با خروج ازمنطقه البروج از لحاظ عقلائي قابل قبول نيست و يک پسر يازده ساله متوجه شد که سيستم نجومي بطلميوس مورد ايراد مي باشد و نمي توان آن را پذيرفت.اولين کسي که برآن نظريه ايراد گرفت حضرت امام صادق(عليه السلام) در محضر درس پدر بود و گفت که نظريه نجومي بطلميوس از لحاظ عقلائي قابل قبول نيست.
    ویرایش توسط آبشار : چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۱ در ساعت ۱۹:۴۳



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  2. 5 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    سفر خليفه اموي به مدينه

    مسافرت خليفه اموي به مدينه بيشتر براي ديدن مسجد آن شهر بود و مي خواست مشاهده کند که دستور وي براي وسعت دادن به آن مسجد چگونه اجرا شده است .

    حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) درآن روز هم مثل روزهاي ديگر غير از جمعه، درمسجد مشغول درس دادن بود و حضرت امام جعفرصادق(عليه السلام) هم درمحضر درس پدر حضور داشت . خليفه بعد از ورود به مسجد، از وسعت آن ابراز رضايت نمود و آنگاه وارد شبستان مسجد شد که جلسه درس حضرت امام محمد باقر(عليه السلام) بود .

    درس به مناسبت ورود وليد قطع شد، ولي او از حضرت امام محمد باقر(عليه السلام) درخواست کرد که به درس ادامه بدهد و ازقضا درآن روز جغرافيا درس مي دادند و وليد که اطلاع ازآن علم نداشت با دقت سخنان استاد را مي شنيد و نتوانست ازحيرت خودداري کند و از حضرت امام محمد باقر(عليه السلام) پرسيد اين چه علمي است که تدريس مي کني ؟

    استاد گفت: علم جغرافيا وهيئت مي باشد .

    وليد پرسيد اين علم راجع به چه بحث مي نمايد .

    حضرت محمد باقر(عليه السلام) جواب داد، راجع به وضع زمين و ستارگان آسمان بحث مي نمايد .

    وليد تا آن موقع حضرت جعفر صادق(عليه السلام) رانديده بود. وقتي چشمش به او افتاد از حاکم مدينه پرسيد اين طفل در اينجا چه مي کند ؟

    عمربن عبدالعزيز جواب داد: او پسر محمدباقر(عليه السلام) مي باشد و جزو دانشجويان است و مثل ديگران تحصيل مي نمايد.

    وليد پرسيد چگونه اين کودک مي تواند ازدرس هاي اين مجلس استفاده نمايد.

    حاکم مدينه گفت: استعداد اين کودک براي تحصيل از تمام کساني که دراينجا درس مي خوانند زيادتر است .

    وليد حضرت جعفر صادق(عليه السلام) را فراخواند .وي به خليفه نزديک شد و وليد بادقت او را نگريست و بعد گفت اين هنوز يک کودک است، چگونه مي تواند دراينجا تحصيل کند؟

    عمر بن عبدالعزيز گفت: خوب است که خليفه او را آزمايش کند تا اينکه بداند که اين کودک ازدانشمندان مي باشد .

    خليفه ازاو پرسيد اسمت چيست ؟

    کودک جواب داد اسم من جعفر است .

    خليفه پرسيد: جعفر آيا مي تواني بگوئي « صاحب المنطق » که بود ؟

    حضرت امام جعفرصادق (عليه السلام) بيدرنگ جواب داد : «ارسطو» و شاگردانش به او اين لقب را داده بودند

    خليفه پرسيد : آيا مي تواني بگوئي ( صاحب المعز) که بود .

    حضرت جعفر صادق(عليه السلام) جواب داد : اين اسم يک شخص نيست بلکه اسم دسته اي از ستارگان است که به اسم (ممسک الاعنه) هم خوانده مي شود.

    خليفه که بيشتر دچار حيرت شده بود، پرسيد آيا مي داني که (صاحب السواک) که بود .

    حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) جواب داد: (صاحب السواک) عنوان(عبدالله بن مسعود) بود که قسمتي از خدمات جدم حضرت رسول الله (صلي الله عليه وآله) را برعهده داشت .

    وليد بن عبدالملک چند بار گفت: مرحبا و خطاب به امام محمد باقر(عليه السلام) اظهار کرد این پسر تو، از بزرگترین دانشمندان دنیا خواهد شد.

    پیش بینی وليد بن عبدالملک درمورد حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) درست درآمد و او نه فقط يکي از دانشمندان برجسته، بلکه برجسته ترين دانشمند عصرخود شد.
    ویرایش توسط آبشار : چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۱ در ساعت ۱۹:۳۸



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  4. 4 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    خاطره اي ازامام صادق (عليه السلام)

    امام درخاطره اي از زمان تبعيد امام موسي کاظم(عليه السلام) به شام بدستور هشام مي فرمايند :

    يك روز همراه پدرم از خانه هشام بيرون آمديم. به ميدان شهر رسيديم و ديديم جمعيت بسيارى گردآمده اند. پدرم پرسيد: اينها كيستند؟

    گفتند: كشيش هاى مسيحى هستند كه هرسال درچنين روزى اينجا اجتماع مى كنند و با هم به زيارت راهب بزرگ كه معبد او بالاى اين كوه قرار دارد، مى روند و سوالات خود را مى پرسند.
    پدرم سرخود را با پارچه اى پوشاند تا كسى او را نشناسد و نزد آن ها رفت. راهب چنان پير بود كه ابروان سفيدش به روى چشمانش افتاده بود . با حريرى زرد ابروان خود را به پيشانى بست و چشمانش را مانند مار افعى به حركت در آورد.هشام جاسوسى فرستاده بود تا جريان ملاقات پدرم با راهب را گزارش كند. راهب به حاضران نگاه كرد و پدرم را ديد و اين گفتگو بين آن دو روى داد :

    راهب : تو از ما هستى يا از امت مرحومه (اسلام) ؟!


    امام باقر(عليه السلام) : از امت مرحومه (مورد رحمت خدا).


    راهب: از علماى اسلام هستى يا از بى سوادهاى آنان؟!


    امام: از بى سوادهاى آن ها نيستم.


    راهب: آيا من سوال كنم يا تو؟


    امام: تو.


    راهب رو به مسيحيان كرد و گفت: عجب است كه مردى از امت محمد (صلّي الله عليه وآله) اين جرأت را دارد كه به من مى گويد: تو بپرس.

    راهب 5 سوال كرد و امام يك به يك پاسخ داد.

    1 ـ به من بگو آن ساعتى كه نه از شب است, نه از روز چه ساعتى است؟

    2 ـ اگر نه از روز و نه شب است پس چيست؟


    امام (عليه السلام) : بين طلوع فجر و طلوع خورشيد (بين اول وقت نماز صبح و اول طلوع خورشيد) است. و آن ازساعت هاى بهشت است كه بيماران در آن شفا مى يابند. دردها آرام مى گيرند و...


    3 ـ اين كه مى گويند: اهل بهشت مى خورند و می آشامند ولى مدفوع و ادرار ندارند، آيا نظيرى در دنيا دارد؟


    امام: مانند طفل در رحم مادرش.


    4 ـ مى گويند در بهشت ازميوه ها و غذاها مى خورند، ولى چيزى كم نمى شود, نظيرى در دنيا دارد؟


    امام: مانند چراغ است كه اگر هزاران چراغ از شعله آن روشن كنند، از نور او چيزى كم نمى شود.


    5 ـ به من بگو آن دو برادر چه كسى بودند كه در يك ساعت دوقلو از مادر متولد شدند و در يك لحظه مردند، يكى پنجاه سال و ديگرى 150 سال عمر كرد.


    امام: عزيز و عزير بودند كه در يك ساعت به دنيا آمدند و سى سال با هم بودند. خداوند جان عزير را گرفت و او صد سال جزو مردگان بود،بعد او را زنده كرد و بيست سال ديگر با برادرش زندگى كرد.پس هردو دريك ساعت مردند.


    در اين هنگام راهب از جاى برخاست و گفت : شخصى داناتر ازمن را آورده ايد تا مرا رسوا كنيد. به خدا تا اين مرد درشام هست ، با شما سخن نخواهم گفت. هرچه مى خواهيد از او بپرسيد.


    مى گويند:
    وقتى شب شد آن راهب نزد امام آمد و مسلمان شد.

    وقتى اين خبر عجيب به هشام رسيد و خبر مناظره در بين مردم شام پخش شد بلا فاصله جايزه اى براى حضرت فرستاد و او را راهى مدينه كرد و افرادى را نيز پيشاپيش فرستاد كه اعلام كنند : كسى با دو پسر ابوتراب باقر و جعفر (عليهم السلام) تماس نگيرد كه جادوگر هستند.

    من آن ها را به شام طلبيدم. آن ها به آيين مسيح متمايل شدند . هركس چيزى به آنها بفروشد، يا به آن ها سلام كند، خونش هدر است.



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  6. 6 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    امام صادق عليه السلام و دانش پزشكى

    روزى امام صادق(عليه السلام) به مجلس منصور دوانيقى وارد شد. طبيب هندى كنار خليفه نشسته بود.او كتاب هايى كه در موضوع (علم طب) نگاشته شده بود را براى خليفه مى خواند تا ضمن سرگرم ساختن او بر معلومات خليفه بيفزايد.

    امام صادق (عليه السلام) درگوشه ى مجلس نشست.بارانى ازهيبت و ابهت از چهره حضرت مى باريد. مدتى گذشت.هنگامى كه طبيب از خواندن كتاب ها فارغ شد،نگاهش به امام صادق(عليه السلام) دوخته شد. لحظاتى مشغول تماشاى سيماى حضرت شد.
    ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند.
    نگاهش را به سوى خليفه برگرداند و با اين سوال سكوت را شكست:

    ـ اين مرد كيست؟

    ـ او عالم آل محمد(صلّي الله عليه وآله) است.

    ـ آيا ميل دارد از اندوخته هاى علمى من بهره مند گردد

    نگاه خليفه روى امام قرار گرفت. قبل از اين كه چيزى بگويد، امام لب به سخن گشود:

    ـ نه!

    طبيب كه از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسيد:

    ـ چرا؟

    ـ چون بهتر از آنچه تو دارى، در اختيار دارم.

    ـ چه چيز در اختيار دارى؟

    ـ گرمى را با سردى معالجه مى كنم و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشكى درمان می كنم و خشكى را با رطوبت و آنچه را كه پيامبر اسلام (صلّي الله عليه و آله) فرموده به كار مى بندم و نتيجه كار را به خداوند وا مى گذارم.
    سپس به سخن جدش رسول الله(صلّي الله عليه وآله) اشاره كرده، افزود: (معده خانه هربيمارى و پرهيز، سر هر درمان است.)

    طبيب هندى براى اين كه سخنان امام را سبك جلوه دهد، پرسيد:

    مگر طب غير از اين ها است كه گفتى؟!

    امام فرمود: گمان مى كنى من ـ مثل تو ـ اين ها را از كتاب هاى طبى آموخته ام؟!

    ـ حتما, غير از اين، راهى براى فراگيرى علم طب وجود ندارد.

    ـ نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، ازديگرى نياموخته ام. اكنون بگو كدام يك از من و تو درعلم طب داناتريم؟

    ـ كار من طبابت است و حتما در طب از شما عالم ترم.

    ـ پس لطفا به سوال هايم پاسخ گوييد.

    ـ بپرسيد.

    ـ چرا سر آدمى يك پارچه نيست و از قطعات مختلف به وجود آمده است؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا پيشانى مانند سر انسان از مو پوشيده نيست؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا بر روى پيشانى خطوط مختلفى نقش بسته است؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا ابروها در بالاى ديدگان انسان قرار گرفته است؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا چشم هاى انسان به شكل لوزى ساخته شده است؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا بينى ميان دو چشم قرار گرفته است؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا سوراخ هاى بينى در زير آن خلق شده است؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا لب فوقانى و سبيل در قسمت بالاى دهان آفريده شده است؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا دندان هاى جلوى، تيز و دندان هاى آسياب ، پهن و دندان هاى انياب ( نيش )، دراز آفريده شده است؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا كف دست و پا، مو ندارد؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا ناخن و موهاى سر انسان روح ندارند؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا قلب، صنوبرى شكل آفريده شده است؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا ريه در دو قسمت آفريده شده و در جاى خود متحرك است؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا كاسه ی زانوها رو به جلو قرار دارد؟

    ـ نمى دانم.

    ـ چرا ميان كف پا، گود است و با زمين تماس ندارد؟

    ـ نمى دانم.

    ـ اى طبيب هندى! ولى من به فضل خداوند، به حكمت و پاسخ اين سوال ها آگاهم.

    طبيب كه چاره اى جز تسليم شدن نداشت، گفت: پاسخ ها را بگوييد تا بهره مند گردم.

    آن گاه امام(عليه السلام) به ترتيب به يكايك سوال هاى مطرح شده، چنين پاسخ گفتند:

    ـ به اين جهت سر از قطعات مختلف تشكيل شده و شكاف هايى برايش قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نيازارد.

    ـ خداوند مو را بالاى سر رويانده تا به وسيله آن روغن لازم به مغز برسد و بخار مغز از طريق موها خارج شود. همين طور، پوششى براى سرما و گرما باشد. ولى در پيشانى مو نيافريده تا چشم ها مزاحمى نداشته باشند و بتوانند به راحتى نور بگيرند.

    ـ ابروها را بالاى چشم قرار داد تا به اندازه كافى به چشم ها نور برسد و نيز از رسيدن نور زياد جلوگيرى كند. چون زيادى نور، چشم را آزار داده و زمينه معيوب شدن آن را فراهم مى سازد.

    ـ چشم ها به شكل لوزى آفريده شده تا داروهايى كه با سرمه استعمال مى شود، به آسانى وارد چشم شده، چرك مرض به آسانى ازآن به وسيله اشك خارج شود.

    ـ به اين جهت بينى را ميان دو چشم قرار داده است كه بينى نور را به دو قسمت مساوى تقسيم مى كند تا نور به طور اعتدال به چشم ها برسد.

    ـ سوراخ هاى بينى را در پايين آن آفريده تا چرك هاى انباشته شده در مغز ازاين سوراخ ها بيرون شده و بوهاى معطركه به وسيله هوا متصاعد مى گردد, از آن، بالا رود.

    ـ لب و سبيل را به اين جهت روى دهان قرار داده است تا از ورود كثافات دماغ به داخل دهان جلوگيرى كند. و نيز مانع آلوده شدن خوراكى ها گردد.

    ـ دندان هاى جلو را تيزتر آفريده تا غذا را قطعه قطعه سازند. دندان هاى آسياب را پهن خلق كرده تا غذا به وسيله آنها كوبيده و نرم گردند. دندان هاى انياب را درازتر آفريده تا ميان دندان هاى آسياب ودندان هاى پيشين، چون ستونى استوار باشند.

    ـ كف دست و پاها مو ندارند تا بتوانيم اشيإ را به وسيله آن ها لمس نموده ، از قوه لامسه به اندازه كافى استفاده نماييم.

    ـ به مو و ناخن هاى تن انسان روح نداده تا چيدن و بريدن آن ها دردآور و ناراحت كننده نباشد.

    ـ قلب، صنوبرى شكل آفريده شده است تا هنگام آويختگى، نوك باريكش وارد ريه شده و از نسيم آن خنك گردد و نيز مغز سر از حرارت آن آسيب نبيند.

    ـ ريه را در دو قسمت آفريده تا قلب ميان فشارهاى آن دو ( هنگام باز و بسته شدن ) داخل شده و هوا بگيرد.

    ـ اين كه كاسه زانوها به سمت جلو قرار گرفته، به اين جهت است كه انسان رو به جلوحركت مى كند. سنگينى بدن انسان رو به جلو است. وقتى زانوها به عقب خم شوند، تعادل انسان حفظ شده ، راه رفتن و حركات انسان ناموزون و لرزان نمى شود.

    ـ اين كه كف پاها را گود و قوسى مانند، خلق كرده به اين جهت است كه تمام كف پاها با زمين تماس پيدا نكند. زيرا اگر تمام كف پاها به زمين تماس پيدا كند، پا، چشم و اعصاب صدمه مى بينند.

    طبيب كه تاكنون سكوت كرده و به سخنان امام گوش مى داد، با عجب پرسيد:

    ـ اين ها را از كجا مى دانى؟!

    ـ از پدرانم فراگرفته ام؛ پدرانم از رسول خد(صلّي الله عليه وآله) آموخته اند؛ رسول خد(صلّي الله عليه وآله) ازجبرئيل و جبرئيل از خداوند متعال فرا گرفته است.

    طبيب هندى كه چنين شخصيت علمى را در عمرش نديده بود، به فكر فرو رفت. آنگاه در حالى كه محو تماشاى سيماى امام بود، چنين لب به سخن گشود:

    ـ تصديق مى كنم و شهادت مى دهم كه جز خداى يگانه ، خدايى نيست و محمد (صلّي الله عليه وآله) فرستاده اوست. به خدا سوگند، تاكنون كسى را در طب، عالم تر از تو نديده ام.



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  8. 7 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    معیار عمل

    مفضل بن عمر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم كه موضوع اعمال مطرح شد، من گفتم : عمل من به چه اندازه كم و ضعیف است !

    حضرت فرمود: عمل كم باتقوا از عمل زیاد بی تقوا بهتر است .

    عرض كردم : چگونه عمل زیاد بی تقوا می باشد؟

    فرمودند: مانند مردی كه از غذای خود به مردم می خوراند وبا همسایگانش مهربانی می كند در خانه او به روی مردم باز است اما وقتی دری از حرام بر روی او گشوده گردد وارد آن می شود، این عمل بدون تقوا است . اما كس دیگری هست كه این كارهای خیر را ندارد اما در حرامی بر اوگشوده شود وارد آن نمی شود.




    قصه های تربیتی چهارده معصوم (علیهم السلام)



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  10. 8 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    گره گشایی

    صفوان در محضر امام صادق نشسته بود، ناگهان مردی از اهل مكه وارد مجلس شد و گرفتاریی كه برایش پیش آمده بود شرح داد، معلوم شد موضوع كرایه ای در كار است و كار به اشكال و بن بست كشیده است .

    امام به صفوان دستور داد:فورا حركت كن و برادر ایمانی خودت را در كارش مدد كن .

    صفوان حركت كرد و رفت و پس از توفیق در اصلاح كار و حل اشكال ، مراجعت كرد.

    امام سؤ ال كرد:چطور شد؟. خداوند اصلاح كرد.

    بدانكه همین كار به ظاهر كوچك كه حاجتی از، كسی برآوردی و وقت كمی از تو گرفت ، از هفت شوط طواف دور كعبه محبوبتر و فاضلتر است .

    بعد امام صادق به گفته خود چنین ادامه داد:مردی گرفتاری داشت و آمد حضور امام حسن و از آن حضرت استمداد كرد.

    امام حسن بلافاصله كفشها را پوشیده و راه افتاد. در بین راه به حسین بن علی رسیدند در حالی كه مشغول نماز بود.

    امام حسن به آن مرد گفت :تو چطور از حسین غفلت كردی و پیش او نرفتی

    گفت :من اول خواستم پیش او بروم و از او در كارم كمك بخواهم ، ولی چون گفتند ایشان اعتكاف كرده اند و معذورند، خدمتشان نرفتم .

    امام حسن فرمود:اما اگر توفیق برآوردن حاجت تو برایش دست داده بود، از یك ماه اعتكاف برایش بهتر بود.


    داستان راستان / استاد مطهری



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  12. 6 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    در موسم حج، در مکه شخصی همیان پول(کیسه پول) خود را گم کرد، در همان حال چشمش به امام صادق علیه السلام افتاد که نماز می خواند، امام را نمی شناخت، دامان آن بزرگوار را گرفت که: تو همیان مرا دزدیده ای!

    حضرت فرمود: در همیان تو چقدر بود؟

    گفت: هزار دینار؛

    امام او را به خانه برد و هزار دینار به او داد، آن مرد دینارها را گرفت و به خانه رفت. با کمال تعجب همیان گم شده خود را در خانه یافت. هزار دینار امام صادق علیه السلام را برداشت و به خدمت حضرت بازگشت و عذرخواهی کرد و اظهار شرمندگی که من اشتباه کردم.

    امام علیه السلام از گرفتن دینارها خودداری کرد و فرمود:این پول ها چیزی است که از دست ما خارج شده و دیگر باز نخواهد گشت (یعنی ما آنچه با هر عنوانی به کسی دادیم باز پس نمی گیریم).

    آن مرد که از این برخورد سخت تعجب کرده بود (از مردم) پرسید: این آقا کیست؟

    گفتند: او جعفر بن محمد، امام صادق علیه السلام، است.

    مرد مسافر گفت: آری! این کارها تنها از این خاندان ساخته است و بس!


    منبع: مناقب، ج3، ص 394.



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  14. 7 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  15. #8
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    ارزش صله رحم

    یکی از آزاد شده های امام صادق علیه السلام نقل کرده است که هنگام رحلت آن بزرگوار در خدمتش بودم. حضرت در حالت اغما بود. بعد از بیرون آمدن از این حالت فرمود: به حسن بن علی بن علی بن الحسین (معروف به افطس) هفتاد دینار، به فلان شخص فلان مبلغ، به فلانی فلان مقدار و ... بدهید.

    من به حضرت عرض کردم: شما به کسی که با دشنه به شما حمله کرد و قصد کشتن شما را داشت، کمک می کنید؟

    فرمود: آیا می خواهی من از آن گروه نباشم که خداوند در حقشان فرموده است: «آنان که آنچه را خدا امر به پیوند آن کرده (مانند صله رحم و دوستی پدر و مادر و...) اطاعت می کنند و از خدا می ترسند و به سختی هنگام حساب می اندیشند... .»(1)
    (سپس متوجه کنیز خود، سالمه شد و فرمود:) سالمه! خداوند بهشت را پاکیزه و خوشبو آفریده طوری که بوی خوش آن از مسافت دو هزار سال راه به مشام می رسد، اما عاق والدین و قاطع رحم هرگز بوی آن را استشمام نخواهند کرد.(2)


    اِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ تُزَکِّی الاَعمالَ وَ تُنمِی الاَموالَ.(3)
    صله رحم موجب پاکی اعمال و فراوانی اموال می شود.

    امام صادق علیه السلام

    ----------------------------

    پی نوشت ها:

    1- رعد/21.

    2- بحارالانوار، ج 47ص 2-3.

    3- همان، ج 71، ص100.



    منبع:

    جلوه‎های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی.



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  16. 5 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  17. #9
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    چه سخت است کسب روزی حلال!

    ابوجعفر فزاری می گوید: امام صادق علیه السلام یکی از غلامان خود به نام مصادف را فرا خواند؛ هزار دینار به او داد و فرمود: به خاطر تامین مقداری از مخارج خانواده ما برای تجارت به مصر برو.

    مصادف به همراه بازرگانان حرکت کرد، به نزدیکی های مصر که رسیدند با قافله ای مواجه شدند که از مصر بیرون می آمد. از افراد آن کاروان درباره موقعیت کالایشان در مصر پرسیدند، آنها اظهار داشتند که: کالاهای شما از کالاهایی است که اکنون در این شهر کمیاب است. همه بازرگانان هم‎سوگند و هم‎پیمان شدند که کالاهای خود را به کمتر از دو برابر نفروشند. وارد مصر شدند و کالای خود را با سود صد در صد به فروش رساندند و به مدینه بازگشتند.

    مصادف به حضور امام صادق علیه السلام مشرف شد، دو کیسه هزار دیناری را در برابر حضرت گذاشت و عرض کرد: یک کیسه اصل سرمایه است و دیگری سود آن!

    امام فرمود: این سود زیادی است، مگر شما در این سفر چگونه تجارت کردید؟

    مصادف ماجرا را تعریف کرد.

    حضرت فرمود: پناه بر خدا! شما علیه مسلمانان هم‎سوگند می شوید که هر دینار را به یک دینار سود بفروشید؟!

    آنگاه حضرت هزار دینار خود را برداشت و فرمود: این هزار دینار سرمایه من است و به سود دینار به دینار نیازی ندارم و بعد فرمود: مصادف! با شمشیرهای برهنه بازی کردن و بر (لبه تیز) آن دست کشیدن از کسب روزی حلال آن آسان‎تر است.(1)



    اِبنَ آدَمَ! اِن کُنتَ تُریدُ مِنَ الدُّنیا ما یَکفیکَ فَاِنَّ اَیسَرَ ما فیها یَکفیکَ وَ ان کُنتَ انّما تُریدُ ما لا یَکفیکَ فَانَّ کُلَّ ما فیها لا یَکفیکَ. (2)
    فرزند آدم! اگر از دنیا به قدر کفاف راضی باشی اندکی از آن، تو را کافی است و اگر بیش از کفاف بخواهی همه آنچه در آن است نیز تو را کافی نیست.

    حضرت علی علیه السلام



    ----------------------------------

    پی نوشت ها:

    1- فروع کافی، ج 5، ص161.

    2- اصول کافی، ج 2، ص 138.

    منبع:

    جلوه‎های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی.



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  18. 5 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  19. #10
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    صدقه، کلید روزی

    هارون بن عیسی می گوید: امام صادق علیه السلام به پسرش، محمد، فرمود: از پولی که برای مخارج خانه گذاشته ایم چه مقدار باقی مانده است؟

    عرض کرد: چهل دینار.

    فرمود: تمام آنها را به عنوان صدقه به مستمندان بده.

    عرض کرد: (پدر جان!) جز همین چهل دینار چیزی باقی نمانده است.

    حضرت فرمود: تمام آنها را صدقه بده! خدای متعال به جای آن خواهد فرستاد، آیا نمی دانی هر چیزی کلیدی دارد و کلید روزی صدقه است؟!

    محمد همه آن چهل دینار را صدقه داد. بیش از ده روز نگذشت که از جایی برای امام صادق علیه‎السلام چهار هزار دنیار رسید.

    حضرت به محمد فرمود: پسرم! ما چهل دینار به خدا دادیم و او در عوض، چهار هزار دینار به ما داد.(1)




    اِذا اَملَقتُم فَتاجِروُا اللهَ بِالصَّدَقَةِ.(2)
    چون تنگدست شدید با صدقه دادن، با خدای معامله کنید.

    حضرت علی علیه السلام

    --------------------------------

    پی نوشت ها:

    1- بحارالانوار، ج 47، ص38.
    2- نهج البلاغه، شهیدی، ص 403.

    منبع:
    جلوه‎های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی.



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  20. 6 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  21. #11
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    دعا برای مظلوم

    بَشّار مُکاری می گوید: در کوفه خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم. سینی خرمایی مقابل حضرت بود و از آن تناول می کرد، به من فرمود: بَشّار! تناول کن.

    عرض کردم: فدایت گردم! گوارایتان باد! در راه که می آمدم با حادثه ای مواجه شدم که قلبم را به درد آورده، غیرتم را به جوش آورده و مرا سخت آزرده خاطر ساخته است.

    حضرت فرمود: به حق من بر تو، بیا و خرما بخور.

    من جلو رفتم، قدری خرما تناول کردم.

    آنگاه به من فرمود: اکنون ماجرا را تعریف کن.

    عرض کردم: پلیس حکومت را دیدم که بر سر زنی می زد و او را به سوی زندان می برد و آن زن با صدای بلند فریاد می زد و می گفت: به خدا و رسولش پناه می برم (و بدین وسیله از مردم کمک می خواست) اما کسی او را کمک نکرد.

    اما صادق علیه السلام فرمود: چرا با او چنین می کردند؟

    عرض کردم: مردم می گفتند: آن زن همان طور که می رفته به زمین خورده و بعد از به زمین خوردن چنین گفته: فاطمه جان! خداوند آنان را که در حق تو ستم کردند لعنت کند! (خلاصه او را به جرم علاقه به زهرا و دشمنی با دشمنانش آزار می دادند).

    امام صادق علیه السلام با شنیدن این قضیه دست از خوردن خرما کشید و آن چنان گریست که دستمال و محاسن و سینه مبارک حضرت خیس شد، سپس فرمود: بشار! برخیز با هم به مسجد سهله برویم و برایش دعا کنیم و از خداوند خلاصی او را بخواهیم، و یک نفر را نیز به خانه حاکم فرستاد تا از آن خبری بیاورد.

    ما به مسجد سهله رفتیم و هر کدام دو رکعت نماز خواندیم. بعد از نماز، امام دست ها را به سوی آسمان بلند کرد و دعایی خواند، سپس به سجده رفت. نفهمیدم در سجده چه دعایی خواند، از سجده که سر برداشت فرمود: برخیز که آن زن آزاد شد.

    از مسجد بیرون آمدیم. در راه به فرستاده حضرت برخوردیم، امام فرمود: چه خبر؟

    عرض کرد: آن زن آزاد شد!

    فرمود: چگونه؟

    عرض کرد: نمی دانم، من کنار در ایستاده بودم که نگهبان، آن زن را طلبید و پرسید: تو چه گفتی؟

    پاسخ داد: وقتی به زمین خوردم گفتم: لعنت بر آنان که به تو ستم کردند ای فاطمه! نگهبان دویست درهم بیرون آورد و گفت: این پول ها را بگیر و امیر را حلال کن و از این به بعد آزادی و می توانی بروی! آن زن پول ها را نگرفت و بیرون رفت.

    امام صادق علیه السلام فرمود: آن زن از گرفتن دویست درهم خودداری کرد؟

    عرض کرد: آری به خدا! در حالی که بدان نیازمند بود.

    حضرت هفت دینار به وی داد و فرمود: به خانه او برو، سلام مرا به او برسان و این دینارها را به او بده.

    (بشار می گوید:) من و فرستاده امام به در خانه آن زن رفتیم و سلام حضرت را به او رساندیم، زن گفت: آیا جعفر بن محمد به من سلام رسانیده؟

    گفتم: آری خدایت رحمت کند! به خدا سوگند او به تو سلام رساند، زن گریبان چاک زد و غش کرد.

    صبر کردیم تا به هوش آمد و گفت: دوباره بگو! آیا امام صادق علیه السلام به من سلام رسانیده؟!

    گفتم: آری (و تا سه بار این پرسش را تکرار کرد).

    به او گفتم: این دینارها را بگیر و مژده باد تو را (که امامت از تو خشنود است).

    دینارها را گرفت و گفت: از امامم بخواهید از خدا بخواهد این کنیزش را ببخشد، من برای توسل و شفاعت، کسی را برتر از او و پدران و اجدادش (علیهم السلام) نمی دانم.

    ما به خانه امام صادق علیه السلام بازگشتیم و جریان را عرض کردیم، حضرت می گریست و برای او دعا می کرد.

    در این جا من به امام عرض کردم: کاش می دانستم که فرج آل محمد صلی الله علیه و آله کی خواهد بود!

    فرمود: بَشار! زمانی که ولیّ خدا که چهارمین فرزند من است در دشوارترین شرایط و در میان بدترین بندگان خدا رحلت کرد در آن زمان آل فلان دچار مصیبت می شود و امور سخت خواهد شد (منظور امام از آن فلان، بنی عباس هستند).(1)



    اِتَّقوُا دَعوَة المَظلُومِ فَاِنَّ دَعوَةَ المَظلُومِ تَصعَدُ اِلی السَّماءِ.(2)
    از دعای مظلوم بر حذر باشید (و بپرهیزید) که دعای مظلوم به آسمان بالا می رود (و به اجابت می رسد).

    امام صادق علیه السلام


    ------------------------------

    پی نوشت ها:

    1- بحارالانوار، ج47، ص 379.
    2- مکارم الاخلاق طبرسی، ص 276.

    منبع:
    جلوه‎های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی.



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  22. 7 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  23. #12
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    کمتر از یک چشم به هم زدن


    ابن ابی یعفور می گوید: امام صادق علیه السلام را دیدم که دست مبارک را به طرف آسمان بلند کرده بود، اشک از چشمانش بر محاسنش جاری بود و به خدا عرض می کرد: رَبِّ لا تَکِلنی اِلی نَفسی طَرفَةَ عَینٍ اَبَداً وَ لا اَقَلَّ وَلا اَکثَرَ؛ «پروردگارا! مرا به اندازه یک چشم به هم زدن و نه کمتر و نه بیشتر از آن به خودم وا مگذار!»

    سپس روی به من کرد و فرمود: پسر ابی یعقور! خداوند یونس بن مَتی را کمتر از یک «طَرفة العَین» به خود واگذاشت، آن پیامدها برایش پیش آمد.

    عرض کردم: آیا آن کفر بود؟

    فرمود: نه! ولی مرگ در چنان حالتی نابودی است. (1)




    اِنَّ المُومِنَ لا یُصبِحُ الا خائِفاً و اِن کانَ مُحسِناً وَ لا یُمسی اِلا خائِفاً و اِن کانَ مُحسِناَ.(2)
    همانا مومن هر صبح و شام در خوف خدا به سر می برد هر چند نیکوکار باشد.

    حضرت علی علیه السلام

    ---------------------------------

    پی نوشت ها:

    1- بحارالانوار: 47/46.
    2- بحارالانوار: 47/55.

    منبع:
    جلوه‎های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی.



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  24. 7 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  25. #13
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677
    امتیاز : 7,783
    سطح : 59
    Points: 7,783, Level: 59
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,912
    تشکر شده 4,169 در 665 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Arrow چرا به هنگام شنیدن نام «قائم» لازم است برخیزیم؟

    از امام صادق (ع) سؤال شد که چرا به هنگام شنیدن نام «قائم» لازم است برخیزیم؟

    فرمودند: براى آن حضرت غیبت طولانى است و این لقب یادآور دولت حقۀ آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت او است.

    لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى که به دوستانش دارد، به هر کسى که حضرتش را با این لقب یاد کند، نگاه محبت ‏آمیز میکند.

    از تجلیل و تعظیم آن حضرت است که هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى که مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخیزد،

    پس باید برخیزد و تعجیل در امر فرج مولایش را از خداوند منان مسئلت بنماید.[1]

    لازم به ذکر است که این رفتار در بین شیعیان معمول بوده و هست و سابقه طولانی دارد.

    نقل شده که امام رضا علیه السلام در یکی از مجالس خراسان حضور داشت، کلمه قائم مذکور شد. پس آن حضرت ایستاد و دست مبارکش را بر سر نهاده و فرمود: «اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه».[2]


    1-صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، ص ۶۴۰، مؤسسة السیدة المعصومة، ۱۴۱۹ قمری
    2-مستدرک سفینه 8/629

  26. 5 کاربر از پست مفید مروه تشکر کرده اند .


  27. #14
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677
    امتیاز : 7,783
    سطح : 59
    Points: 7,783, Level: 59
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,912
    تشکر شده 4,169 در 665 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Arrow السلام علی الحسین......

    شخصی از امام صادق(علیه السلام)سوال کردند: چگونه بخشیده شوم؟

    حضرت فرمودند:شب قدر به درگاه خدا دعا کن....

    عرض کرد اگر نشد چه؟

    حضرت فرمودند:روز عرفه به عرفات برو و دعا کن.....

    عرض کرد اگر نشد چه؟

    حضرت فرمودند:برو کربلا و آنجا دعا کن....

    عرض کرد اگر نشد چه؟

    حضرت از جای بلند شدند و فرمودند: کربلا نشد ندارد

    السلام علی الحسین......

    و علی علی بن الحسین....

    و علی اولاد الحسین....

    وعلی اصحاب الحسین....


    شرمنده منبعشو نمی دونم:(

  28. 6 کاربر از پست مفید مروه تشکر کرده اند .


  29. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    شخصى از امام صادق (علیه السلام) پرسید: اگر خداوند جاى آنچه را انفاق شده پر مى‏كند، پس چرا من هر چه انفاق مى‏كنم جایگزینش نمى‏رسد؟! حضرت فرمود: اگر مال حلال باشد و براى مصرف حلال انفاق شود حتماً جبران مى‏شود. علاوه بر این ممكن است جبران آن در آخرت باشد یا از طریق دفع بلا یا رسیدن عوض آن‏ به نسل بعدى در همین دنیا و یا از طریق غیر مال جبران شود. (تفسیر نور الثقلین و كافى، ج 2، ص 486)
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  30. 5 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  31. #16
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677
    امتیاز : 7,783
    سطح : 59
    Points: 7,783, Level: 59
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,912
    تشکر شده 4,169 در 665 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Arrow از ما اهل بیت رو نگردون :(

    یک نفر عرق خورده بود مست و لایعقل

    یهو دید امام داره از سر کوچه وارد میشه

    واسه این که امام رو نبینه برگشت روش رو کرد سمت دیوار...

    یه جو خجالت می کشید....

    امام اومدن و دست گذاشتن رو شونشون

    امام صادق(علیه السلام) فرمودن: فلانی هر کاری می کنی بکن ولی از ما اهل بیت رو برنگردون



    منبعشو نمی دونم :( اما خیلی شنیدیم تو مناجات ها

  32. 3 کاربر از پست مفید مروه تشکر کرده اند .


  33. #17
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677
    امتیاز : 7,783
    سطح : 59
    Points: 7,783, Level: 59
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,912
    تشکر شده 4,169 در 665 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Arrow آقا! اینها شیعه بودند؟

    شبی بارانی بود. امام صادق ع در کوچه راه می رفت و می گفت خدایا گم شده ی مرا برگردان.

    جلو رفتم.

    فرمود: با دستت بگرد هرچه پیدا کردی به من بده.

    دست کشیدم و دیدم تکه های نان روی زمین افتاده. همه را به امام دادم.

    کیسه ای نان به دوش داشت. گفتم آقا اجازه بدهید من کیسه را بردارم.

    فرمود: نه خودم باید بیاورم. ولی بیا با هم برویم.

    رسیدیم به سایبان بنی ساعده. یک عده در آنجا خواب بودند.

    امام زیر لباس هرکدامشان یک یا دو تکه نان گذاشت و برگشتیم.

    در راه برگشت گفتم: آقا! اینها شیعه بودند؟

    فرمود: اگر شیعه بودند، هرچه داشتیم با آنها می خوردیم حتی نمکمان را.

    زندگی امام صادق (علیه السلام)/ ترجمه بحار الانوار/ ص 15

  34. 3 کاربر از پست مفید مروه تشکر کرده اند .


  35. #18
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    حضرت امام صادق علیه السلام:

    درباره قول خداوندكه می فرماید:

    "برای خداست نام های نیكوتر؛ پس او را با آن ها بخوانید"

    فرمود: "به خدا ماییم آن نام های نیكوتر

    كه خداوند از بندگانش هیچ عملی را بدون شناخت ما نمی پذیرد"

    (كافی - ج 1 - ص 257)

    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  36. 3 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  37. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۷
    محل سکونت
    زمين
    نوشته ها
    2,534
    امتیاز : 63,430
    سطح : 100
    Points: 63,430, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 18,799
    تشکر شده 11,753 در 2,257 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بسم الله
    به مناسبت میلاد پربرکت امام صادق علیه السلام
    انشالله پنج حکایت زیبا و دلنشین خدمت دوستداران و محبین اهل بیت علیه السلام خواهیم زد...

    حکایت اول از امام صادق علیه السلام


    لباس زبر پوشیده بود، بیل می زد توی صحرا.
    ابوعمرو آمد جلو و گفت: "چرا شما؟ بیل را بدهید به من."
    جواب داد: "دوست دارم خودم برای کسب روزی زحمت بکشم و آفتاب بخورم."

    پیوست: صلوات نثار اما خوبیها



  38. 5 کاربر از پست مفید yavar تشکر کرده اند .


  39. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۷
    محل سکونت
    زمين
    نوشته ها
    2,534
    امتیاز : 63,430
    سطح : 100
    Points: 63,430, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 18,799
    تشکر شده 11,753 در 2,257 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    حکایت دوم از امام صادق علیه السلام

    گفت: "دیگر نبینم با مادرت این طوری حرف بزنی، کم زحمتت را کشیده؟"
    یادم آمد دیشب سرش داد کشیده بودم،

    فقط یک داد کوچک



  40. 3 کاربر از پست مفید yavar تشکر کرده اند .


  41. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۷
    محل سکونت
    زمين
    نوشته ها
    2,534
    امتیاز : 63,430
    سطح : 100
    Points: 63,430, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 18,799
    تشکر شده 11,753 در 2,257 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    حکایت سوم از امام صادق علیه السلام


    محمد.
    اسم پسرم را گذاشته بودم محمد.
    سرش را خم کرد، گفت: "محمد."
    سرش را برد پایین تر، گفت: "محمد"
    نزدیک بود سرش بیاید رو زمین. گفت: "محمد... جانم، پدر و مادرم، تمام عالم فدای جدم محمد." نگاهش می کردم.
    _ مبادا ناراحتش کنی. مبادا با او بد حرف بزنی. مبادا بزنی اش...
    خانه ای که در آن اسم محمد باشد هر روز تقدیس می شود



  42. 4 کاربر از پست مفید yavar تشکر کرده اند .


  43. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۷
    محل سکونت
    زمين
    نوشته ها
    2,534
    امتیاز : 63,430
    سطح : 100
    Points: 63,430, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 18,799
    تشکر شده 11,753 در 2,257 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    حکایت چهارم از امام صادق علیه السلام


    پرسید: "برای این ها کار می کنی؟"

    بنی عباس را می گفت.
    گفتم: "من که از خودم مالی ندارم. از درآمد دولتی ام به مردم کمک می کنم."

    گفت: "مواظب باش! در مقام قدرت هروقت هوس ظلم کردی، قدرت خدا را به یادآور و یادت بماند ستم می گذرد و کیفر الهی می ماند."



  44. 3 کاربر از پست مفید yavar تشکر کرده اند .


  45. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۷
    محل سکونت
    زمين
    نوشته ها
    2,534
    امتیاز : 63,430
    سطح : 100
    Points: 63,430, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 18,799
    تشکر شده 11,753 در 2,257 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    حکایت پنجم از امام صادق علیه السلام

    شاگردان زیادی داشت در همه ی رشته ها:
    تفسیر قرآن
    علم کتاب
    طب
    داروسازی
    شیمی
    فیزیک
    نجوم
    اخلاق
    و ...

    هرکدامشان هم شاگردان زیادی داشتند



  46. 2 کاربر از پست مفید yavar تشکر کرده اند .


  47. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,506
    تشکر شده 15,182 در 2,895 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط Rezaa نمایش پست اصلی
    معروف ترین شاگرد ایرانی امام صادق (ع)

    شاگرد، دوست و همراه امام ششم
    تعداد شاگردان امام صادق(ع) حدود ۴هزار نفر ذکر شده است که از این تعداد، حدود ۵۰۰ نفر ایرانی بوده اند.

    شاگرد ایرانی مکتب امام صادق(ع) که پدر علم شیمی شد. «جابربن حیان» شاید یکی از معروف ترین شاگردان امام صادق(ع) باشد. دانشمندی که در میان ۴هزار شاگرد پیشوای ششم شیعیان و در دوران شکوفایی علمی و کلاس های درس پرشمار امام صادق(ع) در علم کیمیاگری چهره شد و حالا سالهاست که از او به عنوان «پدر علم شیمی» یاد می شود. چهره ای که یکی از مشهورترین دانشمندان ایرانی نیز به شمار می رود.شهرت جابر نه تنها به جهان اسلام محدود نمیشود و غربیها او را تحت عنوان «گبر» می شناسند.
    ...
    برای همین، ایران را به مقصد عراق ترک کرد تا در کوفه، تحقیقات خود را دنبال کند. به همین دلیل به او صفت «کوفی» داده اند که البته اشاره به زادگاه او نیست.جابر، علاوه بر علم داروسازی، از کیمیاگران و فیلسوفان بنام عصر خود بود و البته بیشتر این شهرت را مرهون شاگردی پیشوای ششم شیعیان می دانست. ذبیح الله منصوری در کتاب ترجمه شده «امام صادق مغز متفكر شيعه» از قول جابر می نویسد: «همه این علم (شیمی یا کیمیاگری) را از محضر مولايم جعفر بن محمد(ع) آموخته ام.»
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  48. 5 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1