کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 19 , از مجموع 19
  1. #1
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914

    پیش فرض زیرپوست توافق ژنو ( مقالات و مباحث جدی )

    در این اتاق دوستان می توانند مباحث و مقالات جدی در موافقت یا نقد توافق نامه ژنو را منتشر کنند

    البته تاکنون منتقدین این توافق نامه بصورت گازنبری از دو طرف مورد هجمه قرار گرفته اند ! از یک طرف رسانه ملی ست که بشدت منتقدین را بایکوت کرده و از طرف دیگر تیم رسانه ای دولت محترم است که با زدن برچسب افراطی بر منتقدین خود قصد دارند افکار عمومی را آنگونه که صلاح می دانند مدیریت نمایند . که البته افراطی خواندن منتقدین با شعار نقدپذیری دولت معما و تناقضیست حل ناشدنی !
    وبلاگ خاکریز اول
    کاری کنیم که در مقابل نسلهای آینده سرمان را بالا بگیریم تا نگویند پدرانمان با چند دلار و کمی رفاه ، عزت فروشی کردند

    http://khakriz1.blog.ir

  2. #2
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914

    پیش فرض یکی از بهترین مقالاتی که خوانده ام

    چیزی به عنوان «بازی بُرد بُرد» نداریم، خودمان را فریب ندهیم

    با روی کار آمدن دولت یازدهم، اصطلاح «بازی بُرد بُرد» بسیار بر زبان سیاستمداران ما، از جمله آقایان هاشمی، روحانی و ظریف جاری شد. اما واقعیت این است که ما چیزی به عنوان «بازی بُرد بُرد» نداریم، به ویژه در عالم سیاست و حکومت، لذا خودمان و دیگران را فریب ندهیم.

    هر چند اصطلاح «بازی بُرد بُرد» جدیداً از سوی سیاستمداران ما مطرح می شود، اما تئوری یا حرف جدیدی نیست و قدمت این نظریه، به امیل برون ریاضی دان و جان فون نیومن در سال ۱۹۲۸ می رسد و پس از آن نیز نظریات دیگری چون « معمای جوانک ترسو - توماس شلینگ» و «معمای هسته ای» و بالاخره «بازی ها شوبیک، با حاصل جمع جبری صفر یا غیر صفر» مطرح شد. اینها را دیگر همگان بلد هستند و سیاستمداران ما نباید مانند دانشجویان سال اول علوم سیاسی که جدیداً با چند اصطلاح قدیمی آشنا شده اند سخن بگویند. هم چنین نباید از نقد نظرات دیگران، به ویژه نظریاتی که هیچ گاه اثبات علمی نشده اند، بلکه فقط القا و دیکته و یا تحمیل شده اند بترسند.

    در حالی که دیگران آیات صریح قرآن کریم که کلام وحی است را به چالش می کشند و تمامی اصول عقل نظری و عملی را تکذیب می کنند، چرا ما نباید اجازه داشته باشیم به ساحت مقدس ذهنیات، حدس ها، گمان ها، تخیلات، اوهام و یا نقشه های آنان ورودی پیدا کرده و احیاناً تعرضی بنماییم؟!

    در تئوری بازی می گویند: «بازی یا برد - باخت است؛ یا باخت - باخت است و یا برُد - بُرد»، اما این گزینه ی آخر، یک دروغ فریب کارانه است برای این که به قربانی و بازنده بگویند: «ناراحت نباش که پدرت را درآوردم، به جایش تو هم بردی.»

    اولین اشتباه سیاستمداران و نظریه پردازان این است که می پذیرند «سیاست و حکومت» یک بازی است! در حالی که اصلاً بازی نیست، بلکه امری بسیاری جدی و حیاتی است و اگر بازی هم باشد، بازی مرگ و زندگی است و برای انسان عاقل و حکیمی که می داند و باور کرده است که دنیا بازیچه، لهو و لعب آفریده نشده است، حیات و ممات، سعادت و هلاکت، هدایت و ضلالت، عزت و رذالت و سایر ارزش های والای انسان و حیات معقول، بازی نیست.

    اما به فرض این که بازی باشد، یا بازی نباشد، ولی اصطلاح بازی را به آن حمل کرده باشند تا از خشونتش بکاهند، باید بدانیم که ما بازی «بُرد و باخت» داریم، بازی «باخت باخت» هم داریم، اما هیچ گاه بازی «بُرد بُرد» نداشته و نداریم و نخواهیم داشت. از تیله بازی بچه ها گرفته تا فوتبال حرفه ای و از تئوری های سیاسی گرفته تا حکومت های واقعی، یک نمونه از بازی یا سیاست «بُرد بُرد» وجود نداشته و ندارد که دست کم به عنوان یک مثال یا قرینه برای تقریب ذهن به این معنا، ارائه شود.

    به یک بازی توجه کنید؛ مثلاً فوتبال. آیا دو تیم متخاصم صفر صفر یا دو دو مساوی شوند، بازی برد برد است؟ یا آن که در نتیجه به نفع یک تیم و به ضرر تیم دیگر تمام می شود؟ کافیست به خاطر این تساوی، یکی به قعر جدول سقوط کند و دیگری هم چنان در رأس بماند – یا به خاطر همین مساوی، یکی با رقیب بسیار قوی تری مواجه شود و در نتیجه به طور کلی از جدول حذف شود و دیگری یا رقیب جدی نداشته باشد و یا به خاطر سقوط رقیب مساوی کرده در بازی پیشین، به پیروزی نهایی برسد. حتی اگر فرض کنیم که دو تیم رقیب همه شرایط شان تا آخر مساوی بود و همه را بردند، بالاخره در آخر بازی ها باید مقابل هم بایستند و اگر باز هم کارشان به تساوی کشیده شد و تفاضل گل و یا ... نیز افاضه نکرد، کار به وقت اضافی، خسته کردن رقیب و در نهایت به ضربات پنالتی می رسد و یکی می برد و دیگری می بازد. مگر این که مثلاً برفی سنگین ببارد و هر دو از بازی منصرف شوند، که آن وقت دیگر صورت مسئله پاک شده است و باز هم برد و باخت معنایی ندارد، چه رسد به بُرد بُرد، بالاخره کار تمام نشده و در فرصتی دیگر به جان هم می افتند.

    در سیاست و حکومت، آن هم در نظام سلطه، تا کنون یک بازی یا صحیح تر بگوییم، یک تعامل یا سیاست بین دو خصم؛ به «بُرد بُرد» نیانجامیده است. اگر وجود دارد، یک مثال بیاورند. از هر گذر تاریخی که باشد قبول است.

    ممکن است که دو طرف متخاصم، هر دو بر باطل باشند، خب هر چه کنند باخته اند، حتی اگر مثل کودکان با یک دیگر قهر کنند و یا مثل قرون وسطایی ها و یا متمدنین قرون معاصر به جان هم بیافتند و یک دیگر را قتل عام کنند. این بازی «باخت باخت» است. حتی اگر یک طرف غلبه کند و ظاهراً پیروز شود نیز باخته است.

    آقای روحانی می گویند: «ولی باید همه به این نکته توجه داشته باشند که زیاده خواهی ها، می تواند مسیر توافق برد - برد را با دشواری هایی روبه رو کند. « (در گفتگوی تلفنی با پوتین).

    ما می گوییم: اولاً کدام توافق بُرد بُرد؟ ثانیاً وقتی «جنگ امتیاز دهی» راه می افتد، خوب معلوم است که زیاده خواهی نیز صورت می پذیرد. در چنین مذاکراتی که گاهی لازم است بین دو طرف متخاصم صورت گیرد، کسی به طرف مقابل امتیازی را تعارف نمی کند، بلکه سعی دارد امتیاز بیشتری بگیرد و شما نیز اگر این کار را نکنید، باخته اید.

    در این مذاکرات نه طرفین هر دو یک سان بر حق هستند و نه میزان، امیرالمؤمنین علیه السلام است. اصل و اساس مذاکره به خاطر زیاده خواهی های یک طرف و زیر بار نرفتن طرف مقابل از هبه حقوقش صورت می گیرد. لذا شما با با یک تاجری که می خواهد با شما معامله کند مواجه نشده اید، بلکه با خصم و دشمن جدی خود پای میز مذاکره نشسته اید؛ پس چرا انتظار دارید که همه لبخند زنان و بشکن زنان، یک شیرینی آشتی کنان را درست از وسط نصف کنند؟! شما باید سعی کنید که به حق تان و سهم تان تعدی نشود، به ویژه اگر تمام این کیک و شیرینی مال خودتان باشد.

    و مهم تر آن که: ما از امریکا و حقوق دولت و ملت امریکا، چیزی نمی خواهیم، پس امتیاز طرف ما می شود صفر. آنها همه چیز ما را می خواهند. پس امتیاز طرف آنها می شود صد. حالا اگر گفتند: ما به ۷۰ هم راضی هستیم (که البته نگفتند)، شما به این می گویید: «بازی بُرد بُرد»؟!

    ما اگر یک امتیاز هم بگیریم، فقط یک امتیاز از حق خود را گرفته ایم؛ اما امریکا اگر یک امتیاز هم بگیرد، یک امتیاز از حق ما را گرفته است، حال شما به این می گویید: سیاست بُرد بُرد.

    خُب اشکالی ندارد که بگوییم در استراتژی جنگ سخت و نرم با دشمن، صلاح دیدیم به صورت تاکتیکی عقب برویم یا جلو بیاییم، اما دیگر نامش را «بُرد – بُرد» نگذارید. اگر هدف شما در این تاکتیک رسیدن ملت ایران به حقوق حقه خود است، پس این سیاست «بُرد – باخت» است، چرا که طرف شما می خواهد این حقوق را ضایع کند. اگر هدف خدایی ناکرده عقب نشینی و تسلیم است، باز هم این سیاست «بُرد – باخت» است، چرا که طرف مقابل پیروز شده است. پس «بُرد – بُرد» نداریم.

    اگر قلدری به کسی گفت: یا خودت دست مرا ببوس و یا من به زور دشنه و قمه تو را مجبور می کنم که دستم را ببوسی. سپس جوانک ترسو (تئوری بازی توماس شلینگ) گفت: تو مرا با قمه نزن، من خودم با لبخند دستت که جای خود، بلکه پایت را هم می بوسم؛ نمی تواند بگوید که این یک بازی یا سیاست بُرد بُرد است. من قمه نخوردم و او نیز به دست بوسی من رسید و جهت اثبات حسن نیت و خوش اخلاقی، پایش را هم بوسیدم؟!

    آقای هاشمی هم اسیر همین اصطلاحات و تئوری های غلط شدند و در سخنان خود مکرر اشاره کردند که در گذشته تندروی شد، چه شد و چه شد و ما مستمر به دنبال سیاست «بُرد – باخت» بودیم، اما الان وضعیت فرق کرده است و دنبال سیاست بُرد – بُرد هستیم(؟!) آقای روحانی هم همین مضمون را تکرار می کنند.

    اما من از آقای هاشمی که زمانی به عنوان مرد درایت و سیاست شناخته می شد می پرسم: آقای هاشمی! تا کنون که سیاست ما افراطی بوده، بداخلاقی بوده، تندروی بوده [و یا هر نسبت دیگری که می دهید]، آیا بُرده بودیم و یا باخته بودیم؟ این دولت چند ماه است آمده و سیاست بُرد – بُرد را تعقیب می کند، اما در این ۳۴ سال که شما تأسف اش را می خورید، برده بودیم یا باخته بودیم؟

    بدیهی است که اگر باخته بودیم، امروز دیگر هیچ گفتگو و مذاکره ای برای امتیاز دادن یا گرفتن و یا به قول شما سیاست بُرد بُرد باقی نمی ماند. طرف های متخاصم بیمار نیستند که پس از بُرد خودشان و باخت ما، به ما امتیاز دهند تا بُرد بُرد شویم. و اگر بگوییم که طی این مدت بُرده بودیم، لذا اکنون حاضر به مذاکره و تعامل هستند؛ پس چرا از این بُرد ناراحت هستید و چه اصراری به امتیازدهی دارید، تا بُرد انقلاب و جمهوری اسلامی ایران و باخت نظام سلطه صهیونیسم، مبدل به بُرد – بُرد شود؟ آیا دلتان برای شان سوخته است؟!

    دقت شود که بنده اصلاً با مذاکرات ژنو یا نتایج آن کاری ندارم؛ مفاد توافقنامه یا پروتکل الحاقی نیز موضوع بحثم نمی باشد که زود بگویید اینها تندرو، افراطی یا همسوی با اسراییل هستند؛ به دهن کجی های بعدی امریکا و اروپا نیز کاری ندارم؛ اصلاً فرض بگیریم که همه خوب یا دست کم لازم بود. بلکه موضوع بحث من این است که ما چیزی به عنوان «بازی یا سیاست بُرد بُرد» بین دو طرف متخاصم نداریم، مگر آن که طرفین دست از مخاصمه بردارند که آن وقت با هم وحدت می کنند و برد و باخت کلاً موضوعیت ندارد، بلکه تعامل و تعاون پیش می آید، که آن نیز هیچ گاه بین حق و باطل و ایمان و کفر محقق نخواهد شد.

    شما می خواهید از حق خودتان دفاع کنید، امریکا نیز می خواهد حق شما را تصاحب کند – حال شما بفرمایید که در این مخاصمه [چه در میدان جنگ و چه در میز مذاکره]، بُرد – بُرد چگونه محقق می گردد؟!

    دلیل عقلی (حِکَمی و فلسفی) این حقیقت نیز این است که خداوند در این عالم هستی، بین حق و باطل، هیچ خط «میانه» ای نیافریده و قرار نداده است، هر چه هست، یا حق است و یا باطل و چیزی وجود ندارد که میانه ی حق و باطل باشد. اگر طرفین بر حق باشند که اساساً هیچ خصومتی و جدالی با هم ندارند که بُرد و باختی در آن مطرح باشد، بلکه در یک تعاون کامل، به صورت حلقه های یک زنجیره به هم متصل شده اند و مسیر رشد را می پیماند. اگر طرفین هر دو بر باطل باشند که در هر تخاصم یا تعامل خصمانه ای، هر دو رفتنی هستند و باخته اند و اگر یکی بر حق باشد و دیگری بر باطل، حتماً قانون «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً» حاکم است و حق برنده است و باطل بازنده. نه فقط در آینده و نتیجه نهایی، بلکه در هر لحظه. پس، بُرد – بُردی بین حق و باطل صورت نخواهد گرفت.

    آقای ظریف:
    در مورد سخنان آقای ظریف در خصوص بازی یا سیاست بُرد بُرد هیچ نمی گویم، چرا که در یک بحث علمی و جدی به ویژه در عرصه سیاست و بالاخص در تعامل با دشمن، اصلاً حوصله لبخند و قهقه ندارم و آن را دکترین خود بر نشمرده و یا ابزار سیاست نمی شناسم. فقط توصیه می کنم که یک موقع در تبیین استراتژی در مقابل رژیم غاصب و جعلی و خونخوار اسرائیل، دبنال بُرد – بُرد نباشید، که آن وقت وارد میدان بازی یا میدان جنگ نشده، باخته اید.

    http://alef.ir/vdcep78wejh8zei.b9bj.html?210464
    وبلاگ خاکریز اول
    کاری کنیم که در مقابل نسلهای آینده سرمان را بالا بگیریم تا نگویند پدرانمان با چند دلار و کمی رفاه ، عزت فروشی کردند

    http://khakriz1.blog.ir

  3. #3
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914

    پیش فرض یکی از بهترین مقالاتی که خوانده ام

    موافقتنامه یا زیارتنامه ژنو؟

    ناصر نوبری

    رئیس جمهور ساعاتی پس از توافق ژنو ـ 3/9/1392: «حقوق هسته ای و حق غنی سازی ملت ایران مورد اذعان قدرت های جهانی که سال ها سعی بر انکار آن داشتند قرار گرفت، دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناخته شدن حقوق هسته ای ایران بوده است... اینجانب با تبریک این توفیق الهی و با تقدیر و تشکر از پشتیبانی های بی شائبه ملت بزرگ ایران...».

    رئیس جمهور در اجتماع مردم خوزستان ـ 25/10/92: «ما حاضر نیستیم یک میلیمتر از حقوق خود عقب نشینی کنیم. ما حاضر نیستیم در بهره مندی از فناوری صلح آمیز هسته ای از حقوق خود کوتاه بیاییم و می گوییم فناوری صلح آمیز هسته ای نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. فناوری صلح آمیز هسته ای حق قانونی ماست و از آن کوتاه نخواهیم آمد».

    جملات اولیه پس از توافق ژنو نشان می دهد در ابتدا تصور می شد به عنوان دستاورد قطعی موافقتنامه ژنو، قدرت های جهانی که سال ها حقوق هسته ای ایران را انکار می کردند آن را به رسمیت شناخته اند آنچنان که به عنوان پیروزی بزرگ ملی جای جشن و تبریک و تقدیر و تشکر دارد اما جملات اخیر آقای رئیس جمهور که خیلی شبیه جملات رئیس جمهور قبلی در 8 سال گذشته در چنین اجتماعاتی است، گویای آن است که هنوز این حق به رسمیت شناخته نشده و قدرت های جهانی همچنان آن را انکار کرده و به دنبال اعمال فشار برای کوتاه آمدن و عقب نشینی ما هستند که آقای رئیس جمهور تاکید می کنند ما از حقوق هسته ای خود کوتاه نخواهیم آمد و عقب نشینی نخواهیم کرد.

    تغییر 180 درجه ای ادبیات آقای رئیس جمهور در این باره آن هم در مدتی کمتر از دو ماه این حقیقت تلخ را که براساس موافقتنامه ژنو قدمی در جهت استیفای حقوق هسته ای و ملی ایران به جلو نرفته ایم، آشکار می کند، طوری که اگر نام و تاریخ اظهارات اخیر آقای رئیس جمهور را حذف کنیم، عموما تصور خواهد شد این جملات، اظهارات آقای احمدی نژاد در اجتماع مردم در سال های گذشته است. این همان حقیقتی است که کارشناسان و متخصصان در این دو ماه براساس تجزیه و تحلیل علمی آن را نشان داده و اثبات کردند. حتی آمریکایی ها درحد اظهار یک شعار تبلیغاتی هم به آقای رئیس جمهور اجازه ندادند و بلافاصله بر پوشالی بودن آن با هدف خوراک داخلی تصریح کردند و تاکید کردند مهم اقدامات عملی است که ایران موظف است از امروز انجام دهد. براین اساس اکنون باید ببینیم کارکرد و نتیجه عملی «موافقتنامه ژنو» چیست؟ عصاره موافقتنامه ژنو این است که ایران، در گام اول کوتاه مدت 6 ماهه تمام نگرانی های اصلی طرف های مقابل به سرکردگی آمریکا که روند رشد و توسعه برنامه هسته ای ایران بوده را در همه ابعاد متوقف می کند و در همه زمینه ها با صرف نظر از خط قرمز خود (غنی سازی صنعتی) در نقطه کنونی درجا می زند. بدین ترتیب اهرم اصلی ایران از کار می افتد اما اهرم اصلی آمریکا که تحریم های اصلی نفتی و بانکی و انکار حقوق هسته ای ایران است همچنان پابرجا می ماند و فقط آمریکا در این شش ماه اجازه دسترسی به حدود 6 میلیارد دلار از درآمدهای توقیفی ایران را آن هم به صورت اقساط می دهد. از امروز اجرای این موافقتنامه آغاز می شود و قسط اول از 5 درصد از اموال خود را آن هم در ایام دهه فجر حتما با پایکوبی به دست خواهیم آورد.

    موافقتنامه یا زیارتنامه ژنو؟

    اکنون لیست اقداماتی که ما در گام اول کوتاه مدت 6 ماهه باید انجام دهیم کاملاً در رسانه ها منتشر شده و به طور واضح نشان می دهد ما برگشته ایم عقب و حتی در نقطه ای کمتر از خط قرمزمان یعنی کمتر از غنی سازی صنعتی ایستاده ایم و امکان ادامه و توسعه برنامه هسته ای تا مرحله غنی سازی صنعتی را نداریم. اگر لیست را دقیقا ملاحظه کنیم خواهیم دید که همه امتیازات ممکن و حتی فراتر از امکانات مان را به قول خاویر سولانا بسیار سخاوتمندانه داده ایم. دیگر چیزی نداریم که بدهیم و دستمان کاملا خالی شده است اما طرف مقابل فقط امکان دسترسی به حدود 6 میلیارد دلار از درآمدهای ما که بالغ بر 100میلیارد دلار می شود را آن هم قسطی می دهد و تحریم های اصلی نفتی و بانکی دست نخورده می ماند و حق غنی سازی ما را هم همچنان انکار می کنند بنابراین در قدم اول نگران اصلی آنها فورا برطرف می شود ولی نگرانی اصلی و مشکلات اصلی ما همگی برای یک گام درازمدت و طولانی نامعلوم و مبهم می ماند. بر این اساس هر آنچه آنها می خواستند نقدا به دست آوردند ولی هرآنچه ما می خواهیم موکول شده است به یک وعده طولانی مدت نامعلوم، یعنی دیگر ما اهرم فشاری برای طرف مقابل نداریم که آنها را وادار کنیم به خواسته مان تمکین کنند و همانطور که تیم مذاکره کننده گفته اند برای گام دراز مدت کار سختی در پیش است و باید مردم دعا کنند. این کلمه آخر درست ترین واژه است و با اجرای موافقتنامه ژنو از امروز دیگر چیزی در دستمان نمانده و از این به بعد راهی جز دعا و راز و نیاز و نذر برای مان باقی نمانده است. برای همین موافقتنامه ژنو برای خواست های آمریکا و طرف های مقابل یک نقدنامه است ولی برای خواسته های ما یک زیارتنامه. برای سال های طولانی باید مرتب برای تحقق هریک از خواست ها و نیازهایمان دعا و نذر کنیم. البته تیم مذاکره کننده چشم به کرم کدخدا بسته که براساس کرمش یک چیزهایی بدهد. اگرچه او گفته کرمی ندارد و اگر بتواند پیچ و مهره برنامه هسته ای ایران را از جا کنده و از کار می اندازد اما تیم مذاکره کننده می گوید اینگونه اظهارات جنبه خوراک داخلی در آمریکا دارد و امیدوار است بالاخره کدخدا حداقل به خاطر عدم تضعیف این تیم، هرازگاهی گوشه چشمی و کرمی نشان داده و اجازه دهد کمی از دلارهای خودمان به دستمان برسد تا کمی وضع اقتصادی بهتر شود و مردم در مقایسه با گذشته سخت، احساس رضایت کنند.

    ریشه های پوپولیسم؟

    مشاور عالی رئیس جمهور گفته اند بیماری اصلی کشورمان پوپولیسم است، اینکه لبوفروش و راننده تاکسی هم درباره مساله مهمی مثل موافقتنامه ژنو نظر می دهند. بنده ابتدا مجبورم فقط به بخشی از سوابق تخصصی ام اشاره کنم تا ان شاءالله از نظر ایشان مجاز به اظهارنظر درباره این موافقتنامه باشم؛ رئیس اداره سیاسی وزارت امور خارجه، مدیرکل ارتباطات، مطبوعات و انتشارات وزارت امور خارجه، طراح و مؤسس و اولین مدیر بخش سخنگویی وزارت امور خارجه، مشاور استراتژیک وزیر امور خارجه، سفیر جمهوری اسلامی ایران در اتحاد جماهیر شوروی، رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی و.... بنده براساس تخصصم با اطمینان کامل می گویم معامله ای که تیم ما در ژنو انجام داد را نه لبوفروش حاضر است انجام دهد و نه راننده تاکسی. لبوفروش وقتی لبو را می خریم، تا آخرین لقمه لبو از حلقوم مان پایین نرفته، پولش را می گیرد یعنی معامله نقد در برابر نقد. او به هیچ وجه حاضر نمی شود شما 500 تومان لبوی او را بخورید و فقط 50 تومان بدهید و برای بقیه بگویید باید در درازمدت طوری کار کنی تا رضایت مرا جلب کنی، آنگاه اگر از تو راضی شدم بقیه 450تومان را می دهم.

    راننده تاکسی هم وقتی ماشینش را می فروشد تا در محضر، همزمان همه قیمت ماشینش را نقداً دریافت نکند تاکسی را به نام نکرده و تحویل نمی دهد. او هم به هیچ وجه حاضر نمی شود تاکسی را به نام کرده و تحویل دهد و فقط یک میلیون تومان از بیست میلیون تومان قیمت تاکسی را بگیرد و متعهد شود در درازمدت باید رضایت خریدار را جلب کند تا 19 میلیون بقیه را بگیرد. البته موافقتنامه ژنو از این نوع معامله هم زیانبارتر است زیرا این خریدار حتی بعد از انجام چنین معامله یک طرفه ای نمی گذارد لبوفروش و راننده تاکسی با دیگران راحت معامله کنند. بنده آماده ام اگر راننده تاکسی های شرافتمند و لبوفروشان شریف افتخار بدهند به عنوان سخنگویان آنها با شما یا هرکسی که دولت محترم تعیین کند در یک مناظره رودررو در حضور رسانه ها ثابت کنم معامله ای که در ژنو صورت گرفته چنین وضعیت یک طرفه ای دارد.

    پوپولیسم از آنجا ناشی می شود که نخبگان کشور خود را تافته ای جدا بافته از ملت بدانند و تصور کنند خیلی بیشتر از مردم می دانند و فقط از مردم برای هورا کشیدن استفاده کنند. اگر می خواهیم پوپولیسم در جامعه ریشه کن شود باید از نخبگان جامعه شروع کنیم اول باید آنها به معنای واقعی متوجه شوند لزوما بیشتر از مردم نمی فهمند و از کبر و خودفاخربینی خارج شوند و کنار مردم قرار گیرند. به قول قرآن کریم «ان الله لایحب کل مختال فخور؛ خداوند کسانی را که توهم زده و خیال زده شده و خودفاخربینند، دوست ندارد.» وظیفه اصلی نخبگان این است که با آسان سازی مسائل بغرنج و پیچیده، آگاهی عمومی مردم را بالا ببرند و آنها را مطالبه گر کنند تا مورد سوءاستفاده پوپولیستی قرار نگیرند. آقای سریع القلم! برای ریشه کن کردن پوپولیسم نه تنها نباید اظهارنظر مردم درباره مسائل مهم حیاتی کشور را به مسخره بگیرید بلکه باید تلاش کنید و آنقدر توضیح دهید و اطلاع رسانی کنید و آسان سازی کنید تا لبوفروش را به اظهارنظر بکشانید و او را نسبت به مسائل حیاتی کشور حساس و مطالبه گر کرده و به این حساسیت و مطالبه گری افتخار کنید و نه تخطئه!

    آنقدر مطلب را پیچیده و بغرنج جلوه داده اند که حتی فردی در رده شما هم مطمئنم هنوز کارکرد موافقتنامه ژنو برای شان روشن نشده چرا که یقین دارم شما هم حاضر نمی شوید ماشینتان یا ملکتان را اینگونه معامله کنید. برای مبارزه با پوپولیسم اگر آیات قرآن را الگو قرار نمی دهید حداقل همین رفتار جوامع غربی که به عنوان جوامع غیرپوپولیستی قبول دارید را الگو قرار دهید. عملکرد دو دولت آمریکا و ایران درباره همین موافقتنامه ژنو را مقایسه کنید، مرتب دولتمردان ایرانی بر مهم و تخصصی و محرمانه بودن موضوع تاکید ورزیده اند ولی دولت آمریکا همیشه در اطلاع رسانی به مردم پیشقدم بوده و به اصرار طرف های ایرانی برای محرمانه نگه داشتن توافقات توجه نکرده است. همواره دولتمردان ایرانی بعد از اطلاع رسانی آمریکایی ها مجبور شده اند مطالبی را منتشر کنند. به رفتار رئیس جمهور آمریکا توجه کنید، به طور مرتب این طرف و آن طرف رفته و بند به بند موافقتنامه ژنو را برای مردم تشریح کرده و روشنگری کرده و تک تک نقدها را شخصا پاسخگو بوده و در هیچ جا هم از موضع بالا با مردم برخورد نکرده که این موضوع بسیار تخصصی است و شأنیت ندارد که من در این رده بخواهم برای عموم آن را توضیح دهم و مردم را توجیه کنم اما تاکنون چنین صحنه هایی از سوی رئیس جمهور ایران ندیده ایم که در برابر مردم و منتقدان حاضر شوند و متواضعانه بند به بند اشکالات وارده را پاسخ دهند. بله! در اجتماع مردم اهواز و در یک ارتباط یک سویه (از دید شما در بین لبوفروش ها و راننده تاکسی ها) شعار تبلیغاتی در این باره دادند و هورا گرفتند، حتی دولتمردان در رده های پایین تر هم وقتی وادار شدند توضیح دهند باز در ارتباطی یک سویه با حالتی تحقیرآمیز و از موضع بالا و تخصصی برخورد کرده و بیشتر دنبال خاستگاه شناسی و نیت شناسی منتقدان بودند تا پاسخ فنی و حقوقی به اشکالات.

    آقای سریع القلم! جنابعالی که در جایگاه مهم مشاور عالي رئیس جمهور قرار دارید متأسفانه برعکس آنچه اظهار می دارید عملا در جهت گسترش پوپولیسم حرکت می کنید. اظهارات مشاور ارشد رئیس جمهور را هم ببینید که از موضع بالا و خود فاخرانه نیمی از مردم که به گروه شما رأی نداده اند را مخالف قانونگرایی قلمداد می کند. اینها همه علائم حاد ابتلای دولتمردان به بیماری مزمن پوپولیسم است.

    رویکرد کلان استراتژیک

    استراتژی کلان آمریکا برای دهه های آینده معطوف شدن به منطقه چین است لذا تلاش برای کاهش درگیری ها و دردسرهای خود در منطقه خاورمیانه را آغاز کرده است. پس از عقب نشینی از عراق اکنون درصدد عقب نشینی از افغانستان است. در حال حاضر آمریکا با یک خطر عمده به نام اسلام افراطی القاعده با نام های گوناگون در افغانستان، عراق، سوریه، لبنان، مصر و در شمال آفریقا مواجه است. بعد از 12 سال جنگ با طالبان برای آمریکا ثابت شده مواجهه مستقیم با این جریان افراطی گسترده، نتیجه ای دربر ندارد، لذا به این نتیجه استراتژیک رسیده است که برای کنترل و مهار این جریان افراطی باید از امکانات منطقه ای به جای درگیری مستقیم استفاده کند، تجربه های ترکیه اردوغان و مصر مرسی و در محوریت آنها عربستان وهابی همگی نشان داد هرکدام به نحوی نهایتا نه تنها قادر به مهار جریان افراطی نیستند بلکه عملا گسترش دهنده آن هستند و بحران سوریه سمبل این تجربه است. براین اساس است که آمریکا توجه ویژه به امکانات و محور ایران برای ایجاد تعادل و مهار جریانات افراطی در خاورمیانه پیدا کرده و براساس همین نیاز استراتژیک به امکانات ایران در افغانستان در عراق در سوریه در لبنان و در کل جهان اسلام به دنبال عادی سازی با جمهوری اسلامی ایران است. البته این نیاز استراتژیک آمریکا از قبل از روی کارآمدن دولت آقای روحانی در ایران با علائم گوناگون بروز کرده و نشان داده شده بود اما انتخابات و حماسه سیاسی در ایران که دولتی با رویکرد غیردیپلماتیک را به دولتی با رویکرد دیپلماتیک تبدیل کرد، این روند حرکت به سوی تنش زدایی و همکاری را سرعت بخشید بنابراین آنچه در حال حاضر به عنوان رویکرد به توسعه همکاری های منطقه ای و بین المللی با ایران مشاهده می شود و حساسیت کشورهایی مانند عربستان را برانگیخته در اصل اولا ریشه در نیاز کلان استراتژیک آمریکا به این رویکرد دارد و ثانیا معطوف به حماسه سیاسی ملت ایران در انتخاب دولتی با رویکرد دیپلماتیک است، براین اساس تیم مذاکره کننده نباید انتقادات به بندهای موافقتنامه ژنو را با تکیه بر توسعه رویکرد همکاری های منطقه ای و بین المللی توجیه کند.

    برعکس، رویکرد استراتژیک آمریکا به سمت ایران به خاطر نیازهای استراتژیک منطقه ای اش از یک طرف و وقوع حماسه سیاسی با رویکرد دیپلماتیک که دست تیم ایرانی را بعد از 35 سال برای مذاکره با طرف های آمریکایی در عالی ترین سطوح به طور بی سابقه ای بازگذاشت، مسؤولیت بیشتر برای به دست آوردن بهترین و قوی ترین نتایج در مذاکرات ژنو را متوجه تیم مذاکره کننده می کند. همین دلیل است که ضرورت پاسخگویی تیم ایرانی را درباره موافقتنامه ژنو به عنوان محصول این مذاکرات تاریخی با این موقعیت استثنایی تاریخی چند برابر می کند و لذا نباید به جای پاسخ به اشکالات بندهای موافقتنامه ژنو، خود را پشت رویکردهای منطقه ای و بین المللی کنونی و ضعف های دولت گذشته پنهان کنند. هر نوع موافقتنامه ای که در ژنو امضا می شد براساس ضرورت های رویکردهای استراتژیک منطقه ای و جهانی طبیعتا توسعه رویکردهای منطقه ای را همراه می آورد. یک موافقتنامه قوی در معادلات تعاملی منطقه ای و جهانی ما را قدرتمند می کرد اما یک موافقتنامه ضعیف ما را در تعاملات منطقه ای و جهانی دچار دردسر و ضعف کرده و معلول مان می گرداند. هنوز اجرای موافقتنامه ژنو شروع نشده، آمریکایی ها بلافاصله از این معلولیت سوءاستفاده کرده و در تعاملات منطقه ای جلو آمده و با بی پروایی به نثار گل از سوی وزیر امور خارجه در لبنان حساسیت نشان می دهند، اینها نشانه های اولیه معلولیت ناشی از موافقتنامه ضعیف ژنو است. شتاب زدگی از سوی دولت بویژه به لحاظ ولع اقتصادی از یک طرف و عدم توجه جدی به نیازهای استراتژیک آمریکا برای امکانات منطقه ای ما از طرف دیگر، موجب غفلت ما و دست برتر آمریکا شد. دولت نباید تا این حد خود را نیازمند و متکی به توافق در ژنو نشان می داد، درست است که به لحاظ تحریم ها زمان به نفع ما نبود اما به لحاظ نیازهای استراتژیک آمریکا در افغانستان و سوریه و سرعت روزافزون حرکت ایران به سوی آستانه هسته ای و ناتوانی طولانی مدت آمریکا در نگهداری تحریم های یکجانبه، زمان بیشتر به ضرر آمریکایی ها بود. اگر تیم مذاکراتی ایران ناشیانه و عجولانه عمل نمی کرد، می توانست با یک مذاکره حرفه ای و دیپلماسی پیچیده چندوجهی از توازن نسبی استراتژیک طرفین در صحنه، یک موافقتنامه نسبتا متعادل حاصل کند.

    در این شرایط راهکار چیست؟

    موافقتنامه ژنو در حالی که همچنان شمشیر و سپر حریف در دستش است، عملاً شمشیر و سپر ما را بر زمین نهاد، همانطور که حالا دیگر اعضای تیم مذاکره کننده نیز اذعان دارند کاری سخت و دشوار در پیش  رو داریم. بندها و موادی در موافقتنامه وجود ندارد که با تکیه بر آنها از منافع مان و خطوط قرمزمان دفاع و صیانت کنیم. آنچه از این به بعد باید با تکیه بر آن کار را پیش ببریم اطلاع رسانی و رشد و تعمیق آگاهی عمومی ملت و بالا بردن حساسیت و نظارت ملی نسبت به صیانت از خطوط قرمزمان است. همانطور که اخیراً رهبر معظم انقلاب بر مطالبه گری نسبت به خطوط قرمز تاکید فرمودند باید ملت نیز قدرتمندانه و با دقت و هوشیاری مطالبه گر منافع و حقوق ملی و خطوط قرمز خود باشد، این تنها قدرت و عاملی است که حریف را به تمکین نسبت به منافع و حقوق ملی ما وادار خواهد کرد. به اظهارات اخیر جک استراو پس از سفر به ایران که در واقع پیامی بود به غرب توجه فرمایید: «هرگونه اشتباه از سوی غرب در سخنان یا اقدامات مقامات غربی می تواند منجر به تضعیف موقعیت روحانی در ایران شود. در واقع غرب اشتباهی که در دوران خاتمی کرد را نباید تکرار کند».

    استراو در ابتدای یادداشتش در ایندیپندنت نوشت: «وقتی به همراه هیأت پارلمانی بریتانیا از فرودگاه به سمت هتل مان در مرکز شهر تهران در حال حرکت بودیم از حجم زیرساخت هایی که در این 9 سال که من به ایران نرفته ام ساخته شده، جا خوردم، هنوز هم اتوبان های جدید و خطوط جدید مترو در دست ساخت است. تهران بی توجه به تحریم ها بیش از آنکه شبیه مثلاً بمبئی یا قاهره باشد به مادرید یا آتن شباهت دارد». وی در نهایت در پایان پیامش به غرب «نسبت به عدم  دستیابی به توافق نهایی با ایران هشدار داده است».

    این اظهارات نقاط قوت و اهرم های ما در آینده برای تداوم کار و استیفای حقوق ملی مان را نشان می دهد، اول آنکه دستیابی به یک توافق نهایی با توجه به رویکرد استراتژیک شان بیشتر مورد نیاز آنهاست، دوم آگاهی، هوشیاری و حساسیت ملی ما آنها را در زیاده خواهی و اقداماتشان برای نادیده گرفتن منافع و حقوق ملی ما همان طور که جک استراو هشدار داده محتاط می کند و سوم آنکه توانایی هدایت و سازماندهی اقتصاد ملی و رشد و شکوفایی آن بدون توجه و مستقل از تحریم ها موجب تضعیف غرب در تداوم مسیر خود می شود.

    با توجه به این نکات باید توجه کرد که در آینده و در کنار اقتصاد مقاومتی و اهرم های استراتژیک منطقه ای، اطلاع رسانی ها، انتقادها و موشکافی ها از مذاکرات و اقدامات آتی به منظور رشد آگاهی و هوشیاری ملی و رشد مطالبه گری و حساسیت و نظارت ملی، اهرم اصلی ایران در برابر طرف های مقابل به سرکردگی آمریکا خواهد بود.

    * كارشناس ارشد سياست خارجي و سفير اسبق ايران در شوروي
    وبلاگ خاکریز اول
    کاری کنیم که در مقابل نسلهای آینده سرمان را بالا بگیریم تا نگویند پدرانمان با چند دلار و کمی رفاه ، عزت فروشی کردند

    http://khakriz1.blog.ir

  4. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718

    پیش فرض



    توافقنامه (بخوانید تعهدنامه)

    من موندم اونایی که اومدن و گفتن این توافقنامه نشاندهنده سرخم کردن قدرت های بزرگ در مقابل ایران هست در چه فضایی سیر می کنن !!

    توقف تولید 20%
    رقیق کردن نیمی از سوخت 20 % و تبدیل مابقی به اکسید
    تعطیلی 50% سانتریفیوژهای نطنز و 75% سانتریفیوژهای فوردو
    تولید سانتریفیوژ جدید بیش از مقدار لازم برای جایگزینی و احداث تاسیسات جدید ممنوع
    غیرعملیاتی شدن سایت اراک
    و .....

    خب دیگه چی مونده ؟!!! :|
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  5. #5

    پیش فرض

    ما اگر یک امتیاز هم بگیریم، فقط یک امتیاز از حق خود را گرفته ایم؛ اما امریکا اگر یک امتیاز هم بگیرد، یک امتیاز از حق ما را گرفته است، حال شما به این می گویید: سیاست بُرد بُرد.
    فكر مي كنم اين تاپيك هم به سرنوشت تاپيك هاي مشابه دچار بشه يا حداقل همون روند برش حاكم بشه: اينكه خودمون برا خودمون حرف بزنيم..
    صراحتا مي گم من نقد كارشناسانه بلد نيستم؛ اما حداقل مي دونم اين سوال رو يكي دو جاي ديگه تالار پرسيدم و از هيچ يك از طيف ها جوابي نگرفتم: ما با تعطيلي -بي نام و نشان- هسته اي مون توافق كرديم اونا با چيِ ما توافق كردن؟!
    فقط يه جا يكي از دوستان گفتن چون ما تخصص نداريم تو زمينه تفسير متن توافق نامه، پس بايد سر بنهيم به اونچه كه حضرت آقا مصلحت ديدن..
    خب اين حرف غلطي نيست؛ اما شخص من به عنوان يه شهروند عادي ايراني، همه سايت ها و منابع اينچنيني ديگه رو هم كه بخوام بي اعتبار بدونم و فرض بذارم همه ش افراط هست و بدبيني، ولي دارم مي بينم كه روساي قوا ضمن سر نهادن به مصلحت حضرت آقا دارن تذكر مي دن؛ امام جمعه تهران تو خطبه ها تذكر مي دن نماينده هاي مجلس همينطور..
    خود طرفداراي دولت راستگويان بيان راستشو بگن..

  6. #6
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718

    پیش فرض

    معاون حوزوی دفتر مقام معظم رهبری: در مذاكرات هیچ امتیازی به طرف مقابل داده نشده!

    حجت الاسلام مروی با تاكید براینكه در مذاكرات هیچ امتیازی به طرف مقابل داده نشده است گفت: مقام رهبری بر روند مذاكرات اشراف داشتند و هر كجا بخواهد انحرافی ایجاد شود رهبری ایستاده اند.
    حجت الاسلام مروی تاكید كرد: این عزت باعث شده كه سران كشورهایی اروپایی و كاخ سفید نشینان كه پادشاه ایران روزی برای جلب توجه آنها التماس می كرد امروز در خواست مذاكره با ما داشته باشند و وزیر امور خارجه ایران در برابر شش كشور قدرتمند دور یك میز بنشیند.

    وی به درخواست سفارت امریكا در سفر رئیس جمهور به نیویورك اشاره كرد و گفت: چندین بار در خواست ملاقات به ایران دادند كه منفی بود و این در میان كشورها بی سابقه بوده است.

    معاون ارتباطات حوزوی دفتر مقام معظم رهبری با اشاره به مذاكرات انجام شده تاكید كرد: این قدرت ایران بود كه آنها را پای میز مذاكره كشاند.




    منبع
    http://www.entekhab.ir/fa/news/140160
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  7. #7
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914

    پیش فرض

    ^^^
    برای پست بالا کلی علامت تعجب !!!!!!!
    هیچ امتیازی داده نشده ؟
    عجب !
    حداقل دادن امتیاز رو که خود تیم مذاکره کننده هم قبول داره !
    وبلاگ خاکریز اول
    کاری کنیم که در مقابل نسلهای آینده سرمان را بالا بگیریم تا نگویند پدرانمان با چند دلار و کمی رفاه ، عزت فروشی کردند

    http://khakriz1.blog.ir

  8. #8
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914

    پیش فرض یکی از بهترین مقالاتی که خوانده ام

    مقاله ای از دکتر فواد ایزدی با محوریت بررسی نکات مثبت و منفی توافقنامه ژنو
    این مقاله بسیار متین و منطقیست و هنوز کسی نتوانسته پاسخی به آن بدهد !

    به نظر می رسد هرچه از روز توافق ژنو بیشتر می گذرد، ابهامات نسبت به این توافق  در بین مردم بیشتر می شود. اطلاعات نادرست یا ناقص از توافق نامه هسته ای ژنو ممکن است منجر به تأثیر منفی در سطح انتظار جامعه گردد، و چنانچه این انتظار بر مبنای درستی شکل نگرفته باشد و بستر تحقق آن فراهم نباشد، نتیجه آن جز سرخوردگی و بی اعتمادی جامعه نخواهد بود، به این دلیل، نقد دلسوزانه و منصفانه مذاکرات هسته ای در کشور اهمیت می یابد. در نقد ذیل، نگارنده تلاش کرده است به بررسی چهار بعد مثبت و سه بعد منفی این توافق نامه بپردازد. گفتنی است با توجه به گفتمان غالب مسئولین دولت در ارائه نکات مثبت، در این نوشتار، نکات منفی توافق نامه ژنو بر نکات مثبت مقدم شده است.
    نکات منفی توافق نامه ژنو

    توافق نامه ژنو داری سه مشکل اصلی است:

    ۱. ابتدا اینکه هدف اصلی مذاکرات هسته ای برداشتن تحریم های بانکی و نفتی علیه ایران است، اما متاسفانه این هدف حتی در گام نهایی توافق نامه نیز محقق نمی شود. در متن چهار صفحه ای توافق نامه، هر جا کلمه تحریم ها (sanctions) به میان آمده است، عبارت هسته ای (nuclear-related) با آن همراه شده است. به عبارت دیگر در گام نهایی، و پس از انجام تمام تعهدات ایران بر اساس توافق نامه، فقط تحریم های هسته ای سازمان ملل، تحریم-های هسته ای چندجانبه، و تحریم های هسته ای ملی برداشته خواهد شد. در نتیجه تحریم های بانکی و نفتی مصوب کنگره آمریکا، در جای خود محفوظ خواهد ماند و به این موضوع در ذیل خواهیم پرداخت. متأسفانه در برخی از بخش-های ترجمه رسمی توافق نامه ژنو توسط وزارت امور خارجه ایران اشتباهاتی به چشم می خورد. چرا که از قید کلمه «هسته ای» برای تحریم های چندجانبه و ملی در متن اصلی صرف نظر شده است.

    در متن اصلی توافق نامه در صفحه چهار آمده است:

    Comprehensively lift UN Security Council، multilateral and national nuclear-relate sanctions، including steps on access in areas of trade، technology، finance، and energy، on a schedule to be agreed upon.

    ترجمه وزارت امور خارجه به شرح زیر است:

    به طور همه جانبه تحریم های هسته ای شورای امنیت سازمان ملل متحد و تحریم های چندجانبه و تحریم های ملی را برداشته و از جمله گام هایی برای دسترسی به حوزه های تجاری، فن آوری، مالی و انرژی را بر مبنای یک برنامه تنظیمی که در خصوص آن توافق به عمل خواهد آمد را اتخاذ نماید.

    در واقع در تمام قسمت های متن توافق نامه که بحث برداشته شدن تحریم ها به میان آمده است، کلمه تحریم با کلمه هسته ای همراه شده است. توجه به این نکته لازم است که در متن تحریمهای نفتی و بانکی که توسط کنگره امریکا به تصویب رسیده است، جدای از موضوع هسته ای، ادعاهایی در رابطه با حقوق بشر و حمایت ایران از تروریسم مطرح شده است. حقیقت امر این است که تحریم های نفتی و بانکی با سه بهانه به تصویب رسیده اند، بنابراین، حتی اگر ایران برنامه هسته ای خود را به طور کامل و برای همیشه متوقف کند، آمریکا بدون نقض توافق نامه ژنو می تواند با دو بهانه دیگر خود یعنی موضوعات حقوق بشر و حمایت از تروریسم، به تحریمهای بانکی و نفتی که بیشترین مشکل را برای مردم ایجاد کرده ادامه دهد.

    این نکته ای است که در جلسه استماع کمیسیون روابط خارجی سنای امریکا در تاریخ ۱۱ مهر ۱۳۹۲ (۳ اکتبر ۲۰۱۳) توسط سناتور باب کورکر به آن اشاره شده است. سؤالی که سناتور کورکر از خانم وندی شرمن، معاون سیاسی وزارت خارجه آمریکا و رئیس تیم مذاکره کننده آمریکایی حاضر در کنفرانس ژنو می پرسد، این است: آیا به تیم ایرانی گفته شده است که مسئله تحریم های آمریکا در سه موضوع بوده و با تعطیلی برنامه هسته ای ایران، دو موضوع دیگر همچنان بر روی میز باقی خواهد ماند؟ خانم شرمن در جواب اظهار می کند که این نکته با شفافیت به طرف ایرانی گفته شده است. گفتنی است این متن توسط «سرویس اخبار فدرال» (Federal News Service)، که مسئول پیاده کردن جلسات کنگره درآمریکاست، پیاده شده است:

    سناتور کورکر: آقای رئیس، من بسیار کوتاه عرض می کنم. می دانم پانل دیگری هم باید داشته باشیم. اما می خواهم سوالی از معاون وزیر امور خارجه بپرسم. می دانید، امروز و اینجا در باره موضوع هسته ای و مسائل مهم دیگر خیلی صحبت کردیم. اما اگر مذاکره کنیم و به برنامه هسته ایشان پایان دهیم، یا باعث عقب گرد قابل ملاحظه ای در برنامه- هایشان شویم، باز هم کشوری دشمن را مقابل خود خواهیم داشت. آن ها حامیان تروریسم دولتی هستند و سابقه وحشتناکی در حقوق بشر دارند.

    بنابراین می دانم شما به دنبال این هستید که تلاش کنید از طریق مذاکره، تحریم ها تا حدودی کاهش یابد. اما واقعیت این است که آنطور که قوانین تحریم ها نوشته شده، آن ها نه تنها باید برنامه هسته ای خود را از بین ببرند، بلکه باید تروریسم را هم نفی کنند. و من نمی دانم این مذاکرات چطور همزمان با توجه به این امور پیش می رود و برای تضمین چه کار خواهید کرد – چون، باز هم آنطور که قوانین تحریم ها نوشته شده، این تحریم ها را نمی توان لغو کرد مگر اینکه تمام آن شرایط حاصل شود. و اینطور به نظر من می رسد که ما فقط در یک مسیر حرکت می کنیم، مسیر بسیار خوبی است اما نمی دانم چگونه می -خواهید به مسائل دیگر بپردازید.

    خانم شرمن:
    ما با ایرانی ها شفاف بوده ایم و گفته ایم که در اینجا در مورد برنامه هسته ای-شان و تحریم هایی که مربوط به برنامه هسته ای آنهاست، صحبت می کنیم؛ و خاطرنشان ساختیم تحریم های موجود در مورد اقدامات حقوق بشر و اقدامات تروریستیشان همچنان بر روی میز است، دقیقاً به خاطر آنچه که شما به آن اشاره کردید، مبنی بر اینکه باید پیشرفت، آنهم پیشرفت چشمگیری در باب حقوق بشر داشته باشند؛ نباید دیگر از تروریسم حمایت کنند؛ و در حقیقت نباید آن منطقه از جهان و بسیاری از دیگر نقاط جهان را بی ثبات کنند.

    SEN. CORKER: Mr. Chairman، I «ll be very brief. I know we have another panel coming. But I would like to ask the secretary، you know، we» ve talked a lot today about the nuclear issue and other important issues here today. But if we negotiate an end to their nuclear program or a significant rollback، we still have a country that is hostile. They are a state-sponsor of terror. They have a terrible human rights record.

    So you know، I know that you all are looking at trying to negotiate some relief، if you will، relative to the sanctions. But the fact is that the way the sanctions law reads، they «ve got to not only dismantle their nuclear program، but they also have to renounce terrorism. And I just wonder how those negotiations are going simultaneously to these others and what you» re doing to ensure -- because، again، the way the law reads، these sanctions cannot be undone unless all of that occurs. And it seems to me we «re only moving on one track، a very good one track، but I» m just wondering how you might be addressing the other.

    MS. SHERMAN: We have been clear with the Iranians that we are talking here about their nuclear program and the sanctions that relate to their nuclear program، and that the sanctions that exist are regarding human rights actions -- their terrorist actions are still on the table because of exactly what you say، which is that they need to make progress، considerable progress، around human rights; they have to stop their sponsorship of terrorism; they have to stop regionally destabilizing that part of the world and many other parts of the world، quite frankly.

    این موضوع بار دیگر در جلسه استماع ۲۱ آذر ۱۳۹۲ (۱۲ دسامبر ۲۰۱۳) این بار در کمیسیون بانکداری سنای آمریکا توسط وندی شرمن تکرار می شود.

    شرمن: ما به ایران گفته ایم که همچنان به اجرای تمام تحریم های موجود ادامه خواهیم داد و گفته ایم که این توافق نامه تنها به تحریم های هسته ای جدید در قالب آنچه که ما، اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل متحد، چشم پوشی خواهیم کرد اشاره می کند.

    SHERMAN: We have said to Iran that we will continue to enforce all of our existing sanctions and we have said that this agreement pertains only to new nuclear-related sanctions in terms of what we، the European Union and the U. N. Security Council will forego.

    جان کری نیز در ۱۹ آذرماه ۱۳۹۲ (۱۰ دسامبر ۲۰۱۳) در کمیسیون روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا با ادبیات مشابهی به بیان این موضوع می پردازد.

    کری: ما ۱+۵ را متحد کرده ایم. روسیه، چین، ایالات متحده، فرانسه، آلمان و بریتانیا همه با این تضمین متحد شده اند که تحریم ها را لغو نخواهیم کرد و بر اعمال آن ها تمرکز خواهیم کرد. در حال حاضر، همه تحریم ها علیه ایران، باقی خواهند ماند. به علاوه، به خاطر سابقه بسیار منفی آن ها در حوزه حقوق بشر، حمایتشان از تروریسم که به آن اشاره کردید و فعالیتهایی که برای بی ثبات کردن مناطقی مثل سوریه انجام می دهند، تمام این تحریم ها در جای خود باقی می ماند. این تحریم ها هیچ ربطی به موضوع هسته ای ندارند. این تحریم ها به خاطر دلایل موجود وضع شده است و ما آن ها را برنمی داریم.

    KERRY: because we have a united P۵ Plus One. Russia، China، the United States، France، Germany and Great Britain are all united in this assurance that we will not undo the sanctions and that we will stay focused on their enforcement. Now، all the sanctions on Iran، further، on its abysmal human rights record، over its support for terrorism which you «ve mentions and over its destabilizing activities in places like Syria، those sanctions will all remain in effect. They have nothing to do with the nuclear. They» re there for the reasons they «re there، and we» re not taking them off.

    کری در ادامه در رابطه با موضوع ضعیف شدن تحریم ها در شش ماه آینده که توسط یکی از نمایندگان حاضر در کمیسیون مطرح شده بود اینچنین می گوید:

    کری: خانم رئیس، با توجه به نظر شما در باره ناقوس مرگ تحریم ها، با کمال احترام باید مخالفت کنم و در شش ماه، جهان پی خواهد برد که حق با شماست یا من درست می گویم. یا شما اشتباه می کنید یا من. و ما همه خواهیم فهمید. من با شما موافق نیستم. اعتقاد ندارم این مسئله، ناقوس مرگ تحریم ها باشد زیرا تمام همکاران ما متحد هستند و ابزارهای زیادی در اختیار داریم.

    ما هستیم که دسترسی به سیستم مالی ایالات متحده را کنترل می کنیم که شرط ضروری برای تقریبا هر معامله مالی در جهان است. ما توانایی بالایی در نفوذ و تاثیر بر مردم داریم. و همانطور که قبلا هم به شما گفتم، می خواهیم کاملا روی این موضوع متمرکز شویم. بنابراین به تواناییمان برای ادامه کار کاملا مطمئنم.

    علاوه بر این، بیشتر شرکت ها می دانند که تحریم ها همچنان برقرار هستند و اینکه مامیخواهیم این کار را ادامه دهیم. شرایط موجود، تردید زیادی برای این شرکت ها ایجاد کرده است. اگر شرکت ها فکر کنند در پنج ماه یا چهار ماه قراردادشان با ایران بی اعتبار خواهد شد به خاطر اینکه قرار است تحریم ها بیشتر شود یا ممکن است وارد جنگ شوید تعداد بسیار کمی از این شرکت ها تصمیم می گیرند از تحریم خارج شوند و با ایران قرارداد ببندند. موضوع قراردادهای جدید منتفی خواهد بود. عقل اینطور حکم می -کند. آن ها قبل از امضای هر قرارداد بلند مدتی، اطمینان بیشتری می خواهند. و این ها قراردادهای بلند مدت است، قراردادهای نفتی و مانند آن.

    KERRY: With respect to your opening comment، Madam Chairwoman، regarding the death knell of the sanctions، we just have to respectfully disagree and in six months the world will know whether you «re right or I» m right. Or whether you «re wrong or I» m wrong. And we «re gonna know.

    I don» t agree with you. I do not believe it is the death knell of the sanctions because all of our partners are united and we have enormous tools at our disposal.

    We are the ones who control access to the financial system of the United States، which is sine qua non for almost any financial transaction in the world. We have huge ability to leverage and to have an impact on people. And as I said to you earlier، we are going to be all over this. So I have great confidence in our ability to go forward.

    Moreover، most -- most companies know that the sanctions are still in place and that we «re going to be doing this. The visibility that has been given creates great uncertainty for them. Very few companies are going to go out and try and actually cut a contract with Iran if they think in five months or four months، that contract is going to be null and void because the sanctions are going to be ratcheted up or you might be at war. It» s just not going to happen. Common sense tells you that. They want more certainty before they sign any long-term contracts. And those are long-term contracts، oil contracts and such.

    گفتنی است در عمل برای لغو تحریمهای نفتی و بانکی در کنار تمکین به نظرات مقامات امریکایی در حوزه حقوق بشر و تروریسم در   نهایت باید اکثریت اعضای کنگره قانون دیگری را تصویب کنند که قانون تحریم ها را نقض کند. که البته تحقق این فرآیند با توجه به نفوذ لابی اسرائیل در کنگره بسیار مشکل به نظر می رسد. بر اساس ساختار سیاسی حاکم در آمریکا، رئیس جمهور نمی تواند قوانین موجود را نقض و یا از اجرای آن سر باز زند.

    ۲. نکته منفی دوم این توافق نامه، مشروط شدن حق غنی سازی ایران به نظر موافق امریکاست. به این نکته در پاراگراف چهارم صفحه آخر اشاره شده است با این مضمون که این توافق نامه باید «متضمن یک برنامه غنی سازی باشد که توسط طرفین تعریف می شود»، این جمله به روشنی بیان می کند که هر یک از طرفین می توانند تعریف خاص خود را داشته باشند، به عبارت دیگر تحقق غنی سازی، مشروط به تأمین نظر مثبت طرف مقابل است.

    جان کری نیز به این نکته در جلسه استماع کمیسیون روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۲ (۱۰ دسامبر ۲۰۱۳) اشاره کرده است.

    کری: علاوه بر این، توافق نامه در مورد پتانسیل غنی سازی در آینده، دست کم چهار بار تصریح می کند که باید «با توافق طرفین» باشد - سه یا چهار بار در آن پاراگراف این نکته بیان شده. باید در مورد غنی سازی توافق شود. اگر ما موافقت نکنیم، این غنی سازی انجام نمی شود.

    آقای رئیس، غنی سازی به توافق نهایی بستگی دارد. نه، موضوع غنی سازی قطعی نیست. اگر به توافق نامه نگاه کنید - من برایتان از روی توافق نامه می خوانم، آخرین پاراگراف می گوید «مستلزم یک برنامه غنی سازی با توافق طرفین با پارامترهای مورد توافق دو طرف، مطابق با نیازهای عملی است.» این مفهوم بسیار مهم است. باید به چیزهایی که عملا نیاز است مربوط باشد که ممکن است آن ها دلیلی برایش بیاورند و استدلال کنند که به آن نیاز دارند، مثل تحقیقات پزشکی و یا چیزهایی شبیه این. اما این امر می تواند بسیار محدود باشد. سپس در توافق نامه آمده است «با محدودیت های توافق شده درباره حوزه و سطح فعالیت های غنی سازی، و ظرفیت و جایی که انجام می شود و ذخایر اورانیوم غنی شده برای یک دوره که باید درباره آن توافق شود.» بنابراین در متن یک، دو، سه، چهار مرتبه «توافق طرفین» یا «با توافق در باره آن» وجود دارد.

    KERRY: In addition، where it does talk about the potential of enrichment in the future، it says «mutually agreed upon» at least four times -- three or four times in that paragraph. It has to be agreed. We don «t agree، it doesn» t happen.

    It depends، Mr. Chairman، on the final agreement. It is not locked in، no. If you go to the agreement -- I «ll read you from the agreement، the last paragraph says that it «would involve a mutually defined enrichment program with mutually agreed parameters، consistent with practical needs.» That» s a very important concept. It has to relate to whatever it is practically that they might have a reason for arguing they need it for، like medical research or whatever it is. But that would be very limited. It then says «with agreed limits on scope and level of enrichment activities and capacity and where it «s carried out and stocks of enriched uranium for a period to be agreed upon.» So I» ve got one، two، three، four «mutually agreed» or «agreed upons.»

    گفتنی است از ابتدای برنامه هسته ای ایران، طرف غربی مدعی بوده است که با وجود نفت و گاز فراوان، غنی سازی در راستای نیازهای واقعی ایران نیست. کری در بخش دیگری از این جلسه استماع، نیازهای عملی را اینگونه تعریف می کند:

    کری: نیازهای عملی چیست؟ شاید کمی تحقیقات در حوزه پزشکی. یا تأمین سوخت کافی در برنامه تولید برق مورد توافق که ممکن است در کنسرسیومی با افراد دیگری انجام شود، افرادی که کاملا به عملکرد و نتایج آن اشراف دارند.

    خیلی خوب و راحت است که اینجا بنشینیم و از لحاظ نظری بگوییم «تحریم ها را بیشتر کنید تا آن ها را به جایی ببرید که خرد شوند.» اما می دانید موضوع چیست؟ روسیه و چین برای این کار همراه شما نخواهند بود. و در   نهایت، اروپایی ها هم ممکن است همراه تان نباشند چون وقتی تحریم ها را بیشتر کنید و آن ها فکر کنند بر اساس خواسته شان که گسترش دیپلماسی است، این کار غیرمعقولی است، آن ها را هم از دست خواهید داد. و حدس بزنید چه کار کرده اید؟ در واقع تحریم ها را برداشته اید نه اینکه تقویتشان کرده باشید.

    KERRY: What are the practical needs؟ To have some medical research maybe. To feed enough fuel into a legitimate power program which may be done in consortium with other people with intrusive knowledge of what «s going on as a result.

    It» s all well and good to sit here and theoretically say «ratchet up the sanctions and you «ll drive them into a place where they» ll crush.» But you know what؟ The Russians and the Chinese won «t be with you doing that. And ultimately، the Europeans might not be either because، as you ratchet them up and they think it» s unreasonable based on their willingness to explore the diplomacy، you lose them، too. And then guess what you «ve done؟ You» ve actually undone the sanctions، not reinforced them.

    در جلسه استماع ۲۱ آذر کمیسیون بانکداری سنا، سناتور جان تس تر نیز نیازهای عملی ایران را زیر سوال می برد و وندی شرمن به عنوان مسئول تیم مذاکره کننده در پاسخ چنین می گوید:

    تستر: آخرین سوال. ایران چهارمین ذخایر نفت جهان را دارد و دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی. چرا باید ایران به انرژی هسته ای علاقه نشان دهد؟

    شرمن: این پرسش بسیار خوبی است. این سوالی است که ما بار ها و بار ها از آن ها پرسیده ایم. و به همین دلیل این «برنامه اقدام مشترک» می گوید ما می خواهیم بدانیم نیازهای عملی آن ها چیست. چون، کاملا صادقانه بگویم، برای ما روشن نیست که چرا آن ها باید ۱۹۰۰۰ سانتریفیوژ داشته باشند، چرا باید یک انبار مواد غنی شده ۳. ۵ درصد بخواهند، چرا به راکتور هسته ای اراک نیاز دارند. و به این ترتیب، این چیزی است که ما می خواهیم از طریق رسیدن به یک توافق جامع روی آن کار کنیم.

    افرادی هستند که ذهنیت اصلاح طلبانه تری دارند، اما یک باور عمومی در میان مردم ایران است که حق غنی سازی برای خود قائل هستند. ایالات متحده بر این باور نیست که هر کشوری حق غنی سازی دارد. اما ایرانی ها به این حق قائل هستند و به فرهنگ مقاومت خود افتخار می کنند و در برابر تغییر می ایستند و به خصوص نمی خواهند تمام آنچه را که ایالات متحده برای آن ایستادگی می کند، بپذیرند، بنابراین بر روی اصول خود بسیار ثابت قدم هستند.

    TESTER: Last question. Iran sits on the fourth-largest oil reserves in the world. Second-largest natural gas reserves. Why should Iran even be interested in nuclear power؟

    SHERMAN: This is an excellent question. It «s one we» ve asked them repeatedly. And it is why this joint plan of action says we want to understand what their practical needs are. Because، quite frankly، it «s not clear to us why they need ۱۹، ۰۰۰ centrifuges، why they need a stockpile of ۳. ۵ percent enriched material، why they need the Arak nuclear reactor. And so، that is what we are going to have to work through to get to a comprehensive agreement.

    There are some people who are more reform-minded، but there is a general belief among the Iranian people that they have a right to enrich. The United States does not believe any country has a right to enrich. But the Iranian people do and they have a great deal of pride in a culture of resistance to change and don» t particularly want to adopt all that the United States stands for، so they very much hold onto their own tenets.

    ۳. به نظر می رسد آمریکا نه تنها قصد دارد با استفاده از توافق ژنو، کنترل و مدیریت برنامه هسته ای ایران را در دست گیرد، بلکه علاقه مند است در این راستا محدودیت های مورد نظر خود را در پروژه های نظامی و موشکی کشور نیز اعمال کند. اجبار ایران به پذیرش پروتکل الحاقی در گام آخر توافق نامه نیز از همین منظر قابل تحلیل است. در جلسه استماع بالا، سناتور جک رید به این موضوع اشاره می کند و خانم شرمن اینگونه پاسخ می دهد.

    سناتور رید: خانم شرمن، وقت خیلی کمی دارم، شاید این موضوعی که مطرح می کنم، موضوع پراهمیتی باشد، اما در مورد این مسئله از توافق اولیه، هیچ چیزی – هیچ پیشنهادی در باره برنامهٔ نظامی آن ها، به خصوص در اطراف پارچین وجود ندارد. می -توانید خیلی سریع به ما بگویید چه اتفاقی خواهد افتاد؟

    خانم شرمن: در واقع، سه بخش در توافق نامه وجود دارد که از احتمال جنبه های نظامی برنامه ایران صحبت می کند.
    در پاراگراف اول، که در باره داشتن توافق جامع است، به تمام نگرانی های باقی مانده توجه شده است، که اشاره ای است به ابعاد نظامی احتمالی آن ها.

    این پاراگراف در باره نیاز به در نظر گرفتن عملکردهای گذشته و حال سخن می گوید که از اصطلاحات آژانس بین المللی انرژی اتمی برای ابعاد نظامی احتمالی، از جمله پارچین است.

    این توافق نامه همچنین می گوید که باید به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد قبل از توافق جامع توجه شود و قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد به طور خاص به قابلیت موشک های بالستیک آن ها توجه دارد.

    بنابراین ما گفتگویی مستقیم با ایران در مورد تمام این مسائل داشته ایم. آن ها معنی کلمات توافق نامه را کاملا درک می کنند. و ما قصد داریم از تلاش های آژانس بین المللی انرژی اتمی برای مقابله با ابعاد نظامی احتمالی، از جمله پارچین حمایت کنیم.

    REED: I «ve got very little time left and، Secretary Sherman، this might be too big a topic، but in the issue of the preliminary agreement، there was no -- there was suggestions about their military programs، particularly around Parchin.

    Can you very quickly sort of give us -- very quickly give us a sense of where we are then؟

    SHERMAN: Actually، there are three places in the agreement that speak to the possible military dimensions of Iran» s program.

    In the first paragraph، it talks about having the comprehensive agreement address all remaining concerns. That is a reference to their possible military dimensions.

    It talks about the need to address past and present practices، which is the IAEA terminology for possible military dimensions، including Parchin.

    The agreement also says that the U. N. Security Council «s resolutions must be addressed before comprehensive agreement is agreed to and the U. N. Security Council resolution specifically addressed their ballistic missile capability.

    So we have had very direct conversations with Iran about all of these. They understand completely the meaning of the words in this agreement. And we intend to support the IAEA in its efforts to deal with possible military dimensions، including Parchin.

    نکات مثبت توافق نامه ژنو

    نکات مثبت مذاکرات ژنو در چهار بخش کلی خلاصه می شود:

    ۱. با امضای این توافق نامه، جایگاه ایران در حوزه دیپلماسی عمومی برای مخاطب غربی ارتقا پیدا کرده است. تا قبل از این توافق، تصویر عمومی ایران در رسانه های غربی، تصویری غیرقابل انعطاف و خصمانه بود که با مذاکره و تفاهم میانه ای ندارد. اما این تصویر با پیشرفت مذاکرات کمرنگ تر و به واکنشی علیه «ایران هراسی» که حاصل تلاش رسانه های بیگانه بود، تبدیل شد. با برقراری این ارتباط، مردم این کشور ها نیز دریافتند می توان با ایران گفتگو کرد و به توافق رسید.

    ۲. منزوی شدن بنجامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی یکی دیگر از نکات مثبت این توافق است. درحقیقت، تلاش رژیم صهیونیستی و لابی آن برای منزوی کردن ایران جواب معکوس داشته است، به طوری که نزدیک ترین هم پیمان این رژیم نیز در رابطه با نوع برخورد با ایران از نظر روش با این رژیم اختلاف دارد. البته همانطور که اشاره شد، این اختلاف در حوزه روش ها است و نه در حوزه اهداف. نتانیاهو معتقد است که ایران نباید هیچگونه توانمندی هسته ای داشته باشد، در حالیکه اوباما استدلال می کند، از آنجاکه توانمندی هسته ای در ایران بومی شده است، بهترین گزینه، مدیریت این توانمندی توسط آمریکا است. اختلاف بین تیم اوباما و نمایندگان مرتبط با لابی اسراییل در کنگره نیز از این زاویه قابل بررسی است. دولت اوباما معتقد است با توجه به توافق ژنو اعمال تحریمهای جدید هسته ا ی نسبت به ایران این توافق را به خطر می اندازد. به این دلیل در روزهای اخیر مقامات دولت اوباما سعی کرده اند از تصویب تحریمهای جدید هسته ای در کنگره جلوگیری کنند. از سوی دیگر نمایندگان مرتبط با لابی اسراییل در کنگره معتقدند با افزایش بیش از پیش تحریم ها، امکان تسلیم کامل ایران وجود دارد و به این دلیل خواهان افزایش تحریم ها هستند. البته به نظر می رسد در حال حاضر تیم اوباما موفق بوده است تا از تصویب تحریمهای جدید هسته ای جلوگیری کند.

    ۳. مذاکرات ژنو فرصت ایجاد اختلاف در میان اعضای ۱+۵ را تقویت می کند. در جلسه‏ی استماع کمیسیون امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۲ (۱۰ دسامبر ۲۰۱۳)، جان کری دقیقاً به این نکته اشاره می کند. به گفته وی برخی از اعضای ۱+۵ در ژنو، با شرایط بسیار راحت تری آمادة توافق با ایران بودند و امتیازهای گرفته شده از ایران در این توافق نامه نیز حاصل تلاش آمریکا بوده است. به همین دلیل، امکان استفاده از اختلاف موجود در مجموعه ۱+۵ وجود دارد. کری در این جلسه اذعان می دارد تصویب تحریمهای جدید خود مانعی برای اجماع بین اعضای ۱+۵ است و این اختلاف موجب هدایت روسیه، چین و برخی از کشورهای اروپایی گروه ۱+۵ به سوی تعاملات اقتصادی با ایران، خارج از چارچوب توافق نامه ژنو خواهد شد.

    ۴. آخرین نکته مثبت این توافق نامه از دیدگاه نگارنده، پذیرش ضمنی غنی سازی در ایران در سطح ۵% و در طی شش ماه آینده است. برخلاف موضع گیری های ده ساله اخیر آمریکا مبنی بر عدم داشتن هر گونه حق غنی سازی، صدور این مجوز شش ماه، گامی رو به جلو تلقی می شود، و این موفقیت حاصل مقاومت رهبری، مردم و دولت-های پیشین است. در جلسه استماع ۱۹ آذرماه ۱۳۹۲ نیز، از جان کری سؤال می شود: چرا آمریکا بر خلاف موضع گیری سابق در حوزه غنی سازی، با غنی سازی ۵% در ایران به طور ضمنی موافقت کرده است؟ وی پاسخ می دهد، امکان تکرار رویه گذشته مبنی بر منع کامل غنی سازی در ایران، دیگر عملی نیست. البته همانطور که پیش از این ذکر شد، حق غنی سازی ایران در گام نهایی توافق نامه مشروط به نظر مثبت دولت آمریکا شده است.

    نتیجه گیری:

    لغو تحریمهای هسته ای در گام نهایی منهای برداشته شدن تحریمهای بانکی و نفتی کنگره گشایش چندانی در وضعیت اقتصادی جامعه ایجاد نخواهد کرد. این انتظار وجود داشت که در قبال امتیاز مهمی که در رابطه با مشروط شدن حق غنی سازی کشور به طرف مقابل داده شده، دست کم باید تحریمهای اصلی نفتی و بانکی در گام نهایی برداشته می شد. جدای از موضوع هسته ای به نظر می رسد مقامات آمریکایی علاقه مندند توافق ژنو اولین قدم در تغییر ماهیت دولت ایران باشد. این نکته ای است که تاماس فریدمن، سرمقاله نویس روزنامه نیویورک تایمز، در سرمقاله این روزنامه در تاریخ ۲ آذرماه ۱۳۹۲ (۲۳ نوامبر ۲۰۱۳) به آن اشاره می کند.

    اگر ما بتوانیم یک معامله هسته ای بی عیب و نقص با ایران داشته باشیم که همزمان راه ایران را برای بازگشت به اقتصاد جهانی باز کند، مقامات دولت آمریکا امیدوارند گروههای ذی نفع من جمله بازیگرانی که خواهان تعامل با امریکا و غرب هستند در داخل ایران قدرت بگیرند و شروع به تغییر ماهیت رژیم کنند.

    If we can get an airtight nuclear deal that also opens the way for Iran» s reintegration into the global economy، American officials hope that different interest groups — including more stakeholders in engagement with the U. S. and the West — will be empowered inside Iran and start to change the character of the regime.

    در جلسه استماع ۲۱ آذر کمیسیون بانکداری سنای آمریکا دیوید کوهن، معاون وزارت خزانه داری این کشور که همراه وندی شرمن به این جلسه دعوت شده به موضوع استفاده از فشارهای مردمی برای تغییر سیاستهای دولت ایران نیز اشاره می کند:

    کوهن:
    اولین گام «طرح اقدام مشترک» شرایط اقتصادی ایران را بهبود نمی بخشد، اما مردم ایران با شور و هیجان از آن استقبال کردند، چرا که به اعتقاد من نگاه مردم ایران به این مسئله، از منظر نشانه ای از پتانسیل بهبود اقتصادی است که در پیش رو دارند. بنابراین صادقانه بگویم تصور می کنم چنانچه در طی شش ماه آینده، با توجه به آنچه که مردم ایران از فحوای «طرح اقدام مشترک» دریافته اند، چنانچه دولت ایران به طور جدی در مورد برنامه هسته ای وارد مذاکره شود تا تحریم های واقعی را بردارند، با توجه به پتانسیل موجود، دولت با اعمال فشار مضاعف مردم روبرو خواهد بود، فشار آنهم از نوعی که شاهد آن بودیم که منجر به انتخاب روحانی شد، فشار اضافی برای سوق دادن دولت ایران به سمت انجام کاری که برای توجه به نگرانیهای ما لازم است.

    COHEN: This initial first step joint plan of action will not improve the economic conditions in Iran. But it was greeted with excitement among the people of Iran because I think they saw this as showing the potential، the prospect for economic improvement down the road.

    So frankly I think this next ۶ months، as the Iranian people see through this joint plan of action that there is the potential if their government negotiates in a serious fashion about the nuclear program to get real sanctions relief، can create additional internal pressure of the kind that we saw that led to the election of Rouhani، additional pressure to push their government to do what» s necessary to address the concerns.

    به نظر می رسد گره زدن معیشت مردم به موفقیت در مذاکرات هسته ای بازی در زمین آقای کوهن است
    وبلاگ خاکریز اول
    کاری کنیم که در مقابل نسلهای آینده سرمان را بالا بگیریم تا نگویند پدرانمان با چند دلار و کمی رفاه ، عزت فروشی کردند

    http://khakriz1.blog.ir

  9. #9
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914

    پیش فرض

    ویژه نامه دفاع از منافع ایران در مذاکره با آمریکا + دریافت

    ویژه نامه روبرو، نشریه ای تک برگ است که به همت جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران آماده گردیده است. این ویژه نامه را می توانید به تعداد مورد نیاز چاپ کنید و به دوستانتان نیز برسانید و به صورت مردمی در مسجد محل و یا دانشگاه توزیع نمائید.

    پیوند دریافت ویژه نامه

    وبلاگ خاکریز اول
    کاری کنیم که در مقابل نسلهای آینده سرمان را بالا بگیریم تا نگویند پدرانمان با چند دلار و کمی رفاه ، عزت فروشی کردند

    http://khakriz1.blog.ir

  10. #10
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914

    پیش فرض

    سه اشتباه بزرگ تیم مذاکره کننده
    سروش سیاری
    سندی که چندی پیش در ژنو میان ایران و کشورهای5+1 به امضا رسید تا به حال انتقادات فراوانی را به همراه داشته است. تحلیل بند بند این سند این روزها در هر رسانه ای وجود دارد اما آنچه بدان کمتر توجه شده، مسیری است که میوه آن در ژنو توسط دولتمردان تدبیر و امید چیده شد.
    به عبارت بهتر اگر دولت یازدهم برای خود پیروزی ای متصور است، اینکه چه مسیری منتهی به این پیروزی شده آن چیزی است که باید قبل از هر چیزی بدان پرداخت. بی شک اگر نبود دستاوردهای مقاومت هسته ای، امروز سبد تیم مذاکره کننده برای چانه زنی خالی می بود و باید به روش سال82 به مذاکره می نشستند. هر چند اعتقاد ایشان نسبت به این سبد همچنان برای اهل فن مبهم است.
    مسئله دیگر، تلقی های نادرستی است که این روزها از فضای بین المللی تحت لوای «واقع گرایی» می شود. ثمره این برداشت های غلط و سطحی از واقع گرایی و واقعیت های موجود جهانی را می توان در اتهام های بی اساس پیدا و پنهان برخی به مقاومت و آرمان های انقلاب اسلامی دید. هدف این مطلب بررسی این دیدگاه ها نیست لکن نمی توان آنچه این روزها در جهت گیری های سیاست خارجی دولت مشاهده می شود را مبری از آن دانست. متأسفانه دولتمردان و طرفداران آنها به گونه ای آنچه در ژنو رخ داد را توصیف می کنند که گویی کشورمان تابحال در پشت کوه ها به رتق و فتق امور می پرداخته و منجی آن شرایط هم، همین تیم مذاکره کننده است که خواهد توانست ایران را به صلح دوست ترین کشور جهان مبدل کند!(البته اگر افراطیون بگذارند!) به گونه ای کلمات و مفاهیمی مانند تعامل سازنده را در دهان می چرخانند که گویی تابحال ایران وصله ناجور در دنیای گل و بلبل بوده و تمام مشکلات ایران و منطقه و بلکه حتی تمام مشکلات جهان ناشی از همین ناجور بودن ایران می باشد و قس علی هذا. باید به طرفداران دولت یادآور شد که چنین محبوبیت هایی می تواند به راحتی به «ضد خودش» تبدیل شود.
    به طور کلی می توان گفت که تیم مذاکره کننده مرتکب سه اشتباه بزرگ در روند مذاکرات و قبل و بعد از آن شده است:

    یکم) اولین و مهمترین اشتباه دولت به لحاظ اصول دیپلماسی، تلاش بیهوده برای ایجاد شکاف میان رژیم غاصب صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا در عین وجود پیوندهای عمیق و راهبردی آشکار و نهان میان دو دولت است.

    همانطور که از ابتدای زمزمه های ژنو تا به امروز نیز مشخص است، حل وفصل مشکلات فی مابین ایران و آمریکا باعث می شود تا برخی کشورها مانند عربستان سعودی و رژیم منحوس صهیونیستی با به تکاپو افتادن و بیان اظهارات تند، سعی در اثرگذاری هر چند حداقلی در مسیر مذاکرات دارند. این زنجیر جویدن ها به خوبی نشان می دهد که این کشورها دقیقاً مانند اربابان خود بقای خود را در فتنه و بلوا می دانند و چه مشکلاتی که آنها به همین طریق مانند جنگ و صلح های فرمایشی و نمایشی از سر راه خود برنداشتند. سیاست ایجاد شکاف بین برخی کشورها و آمریکا را شاید بتوان در مورد اروپا و آمریکا- اگر به درستی و با درایت انجام شود- مطلوب دانست. اما اجرای آن میان دو دولت آمریکا و اسرائیل غیرممکن است.

    بنابراین می توان این ایجاد شکاف برای دور کردن کشورهایی که در دایره سیاست های استکباری آمریکا نقش چندانی ایفا نمی کنند را به عنوان یک راهبرد در نظر گرفت. ابراز تمایل های برخی کشورهای اروپایی و غیر اروپایی مبنی بر برقراری روابط جدید با جمهوری اسلامی که در برخی اتفاقات سال های نه چندان دور مانند بازگشت سفرای کشورهای اروپایی به ایران بعد از جنجال میکونوس و تسخیر سفارت بریتانیای حقیر توسط دانشجویان مشاهده می شود نشاندهنده همان پتانسیلی است که در چارچوب سیاست های اعمالی استکبار جهانی سرکوب شده است.

    فارغ از بررسی ابعاد این سیاست، عاقبت اینگونه خوش بینی ها به روابط بین الملل همانی می شود که رهبری در دیدار اخیر با بسیجیان سراسر کشور نسبت به آن هشدار دادند که در صورت تحقق، دروازه اشتباهات بعدی در رفتارشناسی بازیگران سیاست خارجی باز خواهد شد:

    "دشمنىهايى كه از اول انقلاب، دولت ايالات متحده آمريكا و رؤساى جمهور مختلف- كسى نگويد اين كار زمان فلان رئيس جمهور شد، زمان رئيس جمهور كنونى نشده. نه، همهشان يكجورند.- با نظام اسلامى انجام دادهاند، در زمان رؤساى جمهور مختلف است، اما همه يك جنس است."

    ضمن اینکه اگر سند ژنو توسط طرف غربی زیر پا گذاشته شد، نهایت استدلال دولتمردان چه خواهد بود؟ اینکه به مردم اثبات کنند این غربی ها بودند که زیر میز زدند. دریغا که باید گفت در اینصورت دیپلمات های کهنه کار محبوب ما سال ها از تجربه غنی انقلاب اسلامی عقب هستند که تازه فهمیدند غایت غرب از میز مذاکره، بهره برداری تبلیغاتی است و بس!

    دوم) تأکید «بیش از حد» وزیر خارجه کشورمان بر عدم ساخت سلاح هسته ای در ایران و یا تلاش ایران برای رفع نگرانی های بین المللی و ... آیا غیر از بازی کردن در زمینی است که سران کشورهای غربی و لشگر عظیم رسانه ای آنها طراحی کرده اند؟! به طور کلی نگاه جمهوری اسلامی به مسئله هسته ای فراتر از بحث پیرامون ساخت سلاح هسته ای و یا استفاده غیر صلح آمیز از انرژی هسته ای است. لذا مذاکره پیرامون این موضوعات صرفاً وقت کُشی و تنزل دادن سطح بحث است که کاملاً مطابق با خواسته طرف غربی است. در نتیجه همانگونه که تأکید اوباما در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر عدم تدارک ایران برای ساخت سلاح هسته ای، حرف تازه ای نیست مطالب عنوان شده توسط آقای ظریف نیز گفتمان جدیدی در دیپلماسی هسته ای ایران محسوب نمی شود.

    اینگونه مواضع از سوی مسئولان دولتی کشور در حقیقت به رسمیت شناختن لجن پراکنی های امپراطوری رسانه ای بیمار غرب علیه چهره مقتدر و مظلوم جمهوری اسلامی است. از سویی دیگر، تأکید تیم سیاست خارجی دولت یازدهم از جمله شخص رئیس جمهور بر اینکه حقوق مسلم ملت ایران- غنی سازی- معامله و مذاکره پذیر نیست نیز بیشتر به یک ژست دیپلماتیک می ماند تا سیاست جدی برای مذاکره. چرا که غرب دقیقاً با غنی سازی در خاک ایران مشکل دارد و نه آنچه- ساخت سلاح هسته ای- بدان وانمود می کنند.

    سوم) طبق آنچه در سند ژنو آمده است و به ویژه مطابق با اظهارات متعدد طراحان اصلی سیاست خارجی دولت جدید مبنی بر اینکه گام آخر باید منتهی به لغو تمامی تحریم ها علیه ایران بشود، سؤال اینجاست که با این گام بلند ابتدایی ایران و قدم کوچک ابتدایی غرب، گام نهایی ایران که باید غرب را برای لغو تمامی تحریم ها متقاعد کند چه خواهد بود؟ احتمالاً گام نهایی ایران، نامه دوم آقای روحانی به رهبری مبنی بر به رسمیت نشناختن حق غنی سازی توسط خودمان خواهد بود!


    آنچه از بازتاب ها و اظهارات مقامات مسئول طرفین مذاکرات مشخص است این است که دولت در زمین دشمنان این ملک و ملت بازی کرد؛ یعنی مذاکره برای مذاکره. اگر متفکرین سیاست خارجی دولت متوجه این نکته بودند که در چند سال اخیر، دولت آمریکا برای بازتعریف وجهه و قدرت از دست رفته خود در منطقه و جهان- که بی شک ضربه اصلی را نهضت بیداری اسلامی بدان وارد کرد- خود را به آب و آتش می زند تا با کسب امتیازات حداقلی خیال خود را از دستیابی به خواسته های نامشروع راحت کند، هرگز شاهد این اتفاقات نبودیم. امتیازاتی که دولت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی از به اصطلاح مذاکرات توسط دولت یازدهم گرفتند به خوبی از بهره برداری های تبلیغاتی شان مبرهن است. معلوم نیست چرا عده ای در بدنه دولت این موضع گیری های تند و خارج از عُرف مقامات غربی را صرفاً جهت کاربرد داخلی می دانند. مجموع پاسخ های مسئولین وزارت خارجه به لجن پراکنی های مذاکره کنندگان غربی به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد! بماند گاهی باید خواهش کرد تا این حضرات اصلاً اظهار نظر نکنند.

    شادی مفرط و بی مورد رسانه ها و طرفداران دولت از عکس های یادگاری وزرای خارجه و ابراز تمایلات گسترده برخی سران کشورها مبنی بر توهم سرازیر شدن سرمایه گذاری های خارجی به کشور، ما را یاد مناظره های انتخابات می اندازد. آن زمان که برخی نامزدها به افاضات برخی سران کشورهای اروپایی دل خوش کرده بودند و آن را برای خود یک پیروزی تلقی می کردند ولی در عین حال با زیرکی مضحک هیچ صحبتی از نتایج گفتگوهای انتقادی و محور شرارت شدن نمی کردند. ظاهراً حافظه تاریخی حضرات به تجربه تاریخی آنها قطع نمی دهد!
    وبلاگ خاکریز اول
    کاری کنیم که در مقابل نسلهای آینده سرمان را بالا بگیریم تا نگویند پدرانمان با چند دلار و کمی رفاه ، عزت فروشی کردند

    http://khakriz1.blog.ir

  11. #11
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914

    پیش فرض کاش حداقل 10 درصد مردم این مقاله را می خواندند !

    پنج اصل برای عبور از «کدخداهراسی»

    مهدی محمدی: توافق ژنو در واقع پاسخ به یک نیاز اجتماعی بود – و راقم این سطور پیش تر نوشته است این توافق فاقد هرگونه منطق هسته ای اما دارای یک منطق اجتماعی است - پس بازتاب ها و اثرات آن را هم باید قبل از هر چیز از موضعی اجتماعی تحلیل کرد. دولت آقای روحانی هم - چنان که از رفتار تبلیغاتی تیم مذاکره کننده پیداست - بیش از هر چیز در پی آن است که حرف خود را از منظر اجتماعی به کرسی بنشاند و لذا عموما سعی می کند به جای ورود به بحث های حرفه ای با منتقدان، خود را نماینده کلیت افکار عمومی جا بزند و مخالفان را رویاروی مردم قرار دهد.

    اگر ادبیات تیم مذاکره کننده هسته ای و حتی خود آقای رئیس جمهور در دفاع از توافق ژنو را تحلیل کنیم چند گزاره بنیادین در آن وجود دارد:

    1. منتقدان توافق ژنو مخالفان هرگونه توافق در موضوع هسته ای هستند.

    2. بدون توافق ژنو کشور در لبه پرتگاه قرار می گرفت.

    3. توافق ژنو بهترین توافقی است که با توجه به جمیع جهات در شرایط فعلی قابل حصول بود.

    4. منتقدان اساسا نمی خواهند مشکلات اقتصادی مردم حل شود!

    اما حقیقت این است که این گزاره ها عمیقا غیر صادقانه است و هرگز در معرض یک آزمون انتقادی جدی قرار داده نشده است. هدف این گزاره ها بیش از آنکه بیان واقعیت باشد، بی اعتبار کردن منتقدان – که در واقع کاری جز دلسوزی و خیرخواهی و کمک فکری برای تیم مذاکره کننده نمی کنند- است و قبل از آنکه ذهن های نخبه و تخصصی را هدف گرفته باشد، ذهنیت غیر حرفه ای مردم عادی را هدف گرفته است که در انتخابات به آنها گفته شده چرخ زندگی شان اگر نمی چرخد علتش این است که چرخ سانتریفیوژها در حال چرخیدن است. همین مساله ایجاب می کند منتقدان توافق ژنو – و مهم تر از آن منتقدان رویکرد سازشکارانه و معاملاتی در حوزه های امنیت ملی- یک بار منطق اجتماعی دیدگاه خود را شفاف کنند تا روشن شود مخالفت با توافق ژنو به معنای مخالفت با بهبود وضع اقتصادی مردم، نگرفتن پیام رأی آنها در انتخابات، درک نکردن واقعیت های جهانی و امثال اینهاست یا اینکه در واقع بحث بر سر این است که اتفاقا روش فعلی برای حل و فصل مشکلات مردم مفید نیست و مشکلات آنها را عمیق تر اگر نکند، آن را حل نخواهد کرد.

    پنج اصل مهم و کلی وجود دارد که می تواند منطق اجتماعی تفکر مقاومتی را در شرایط فعلی شفاف کند.

    اصل اول: ما هم خواهان توافقیم

    شروع هرگونه بحثی از منظر اجتماعی توسط هواداران تفکر مقاومتی درباره برنامه هسته ای ایران باید با تکیه بر این اصل باشد که امروز  کسی مخالف یک توافق در موضوع هسته ای نیست و اتفاقا به دلایل مهمی می توان استدلال کرد که زمینه و شرایط برای توافق، اکنون از هر زمان دیگری آماده تر است و این آمادگی بسیار پیش تر و بیشتر از آنکه توسط دولت روحانی بنا نهاده شده باشد توسط معتقدان به تفکر مقاومتی و کسانی که باور داشتند باید با دست پر پای میز مذاکره رفت، فراهم شده است. از یک سو، تفکر مقاومتی برنامه هسته ای ایران را به بلوغ رساند، قدرت چانه زنی تیم ایرانی را در هرگونه مذاکره آینده بشدت افزایش داد، روش های دور زدن تحریم ها را کشف کرد و سیستم را به آن عادت داد، خطوط قرمز طرف غربی را تعدیل و جابه جا کرد، غرب را متقاعد کرد که باید تحریم را به عنوان ابزار بده بستان روی میز معامله بگذارد و در حوزه های غیر هسته ای – بویژه حوزه منطقه ای - برتری قدرتمندی بر حریف تولید کرد و به این ترتیب جایگاه ایران را به مرتبه یک قدرت دارای توان چانه زنی از موضع برابر ارتقا داد. از سوی دیگر، آمریکا بر اثر مقاومت های چندساله گذشته دانست که راهبرد غنی سازی صفر احمقانه است، به ناکارآمدی تحریم ها در تغییر محاسبات راهبردی ایران پی برد، دیپلماسی را یگانه گزینه واقعی روی میز یافت و گزینه های دیگر عملا کنار رفت، در منطقه خاورمیانه خود را عمیقا نیازمند ایران دید و پیش از انتخابات هم نتوانست پروژه بی ثبات سازی ایران را آنگونه که پیش بینی کرده بود، محقق کند. به این دلایل –که همه حاکی از قدرت ایران است نه نیاز ایران (و در مقاله ای دیگر جداگانه و به تفصیل درباره آنها بحث خواهیم کرد)- زمان یک توافق فرارسیده بود. حتی بالاتر از این، مبانی یک توافق هم در آلماتی 1 و پس از آن در حال مذاکره و نهایی شدن بود که به جرات می توان گفت اگر انتخابات ریاست جمهوری به جای خرداد ماه، چند ماه دیرتر برگزار می شد، دو طرف به یک توافق اولیه دست می یافتند.

    بنابراین این یک آدرس کاملا غلط و گمراه کننده است که گفته شود یک طرف خواهان توافق است و طرف دیگر بالکل با هرگونه توافق مخالفت می کند. جریان مقاومت هم باور دارد که زمان فعلی به این دلیل که آمریکا بر اثر مقاومت ایران ناچار از تغییر محاسبات خود شده بود، زمانی مناسب برای یک توافق بود اما بر خلاف تیم فعلی، ضرورت توافق را به هیچ وجه ناشی از ضعف و درماندگی ایران ارزیابی نمی کند.

    اصل دوم: ... اما نه هر توافقی بلکه یک توافق خوب و کشور آنقدر قدرتمند بود که به جای یک توافق بد، توافق نکردن را انتخاب کند

    تفکر مقاومتی عقیده دارد به دلیل راهبرد اتخاذ شده در سال های گذشته – که اگر نبود خیانت های جریان انحراف در 2 سال آخر ریاست جمهور احمدی نژاد، ثمردهی بسیار بهتری پیدا می کرد - ایران به درجه ای از قدرت رسیده بود که می توانست با غرب یک توافق خوب بکند. در واقع به جای آنکه محاسبات راهبردی ایران تغییر کند، این غربی ها بودند که محاسبات راهبردی خود را تغییر دادند و پیشنهادهای خود را در یک روند سریع به گونه ای بهبود بخشیدند که هر چه بیشتر در حال نزدیک شدن به دیدگاه های ایران بود. تبدیل پیشنهاد بغداد به پیشنهاد آلماتی گامی بسیار مهم بود که در زمانی حدود یک سال رخ داد و نشان از آن داشت که آمریکا در حال تغییر محاسبات راهبردی خود درباره توانایی «دیکته کردن» دیدگاه هایش به ایران است. تفکر مقاومتی معتقد است اگر دولت جدید خود را مضطر و درمانده نشان نمی داد، به سوابق مذاکراتی توجه می کرد، به غرب خوش بین نبود، برنامه ای برای اداره کشور در صورت عدم توافق داشت و از موضع قدرت سخن می گفت، بی شک می توانست یک توافق خوب با غرب بکند و این توافق نه تنها با انتقاد مواجه نمی شد بلکه اکنون به ذخیره ای راهبردی برای دولت تبدیل شده بود اما ارزیابی وضعیت کشور به عنوان «سیستم ایستاده بر لبه پرتگاه»، طرد مطلق گذشته، مرعوب شدن در برابر غرب (که بعدها به خوبی خود را در سخنان آقای وزیر خارجه درباره توان نظامی ایران نشان داد)، به رسمیت شناختن منطق مذاکراتی و نگرانی های ساختگی غرب و نداشتن روحیه مقاومتی در اداره کشور باعث شد دولت تن به توافقی بدهد که جان کری در جلسه 11 دسامبر 2013 مجلس نمایندگان می گوید آمریکا خود را برای پذیرش توافقی بسیار بدتر از آن آماده کرده بود! تفکر مقاومتی معتقد است فرصت برای یک توافق خوب که زیرساخت غنی سازی ایران را حفظ کند و زیرساخت تحریم ها را فروبپاشد فراهم شده بود اما راهبرد «کدخداهراسانه» دولت این فرصت را ضایع کرد.

    اصل سوم: توافق ژنو یک توافق خوب نیست

    با اینکه تفکر مقاومتی با یک توافق خوب موافق است و آن را ممکن هم می دانست، به جد عقیده دارد که توافق ژنو یک توافق خوب نیست. از دید ایران – آنگونه که از سیاست های اصلی نظام آشکار است- یک توافق خوب هسته ای توافقی است که زیرساخت غنی سازی صنعتی را حفظ می کند، به حقوقی کمتر از حقوق دیگر اعضای معاهده و تکالیفی بیشتر از تکالیف آنها راضی نمی شود، اجازه شناسایی ایران را به عنوان یک استثنا نمی دهد و صرفا در ازای شفافیت بیشتر، تحریم ها را تعدیل می کند. با این ضوابط مسلما توافق ژنو یک توافق بد و بسیار نگران کننده است و تیم مذاکره کننده را در مسیری قرار داده که در مذاکرات آتی، کاری بسیار دشوار برای خلاص کردن خود از شر دلالت های ویرانگر این توافق بر عهده خواهد داشت. از منظر تفکر مقاومتی، وقتی می توان یک توافق خوب کرد اما حریف یک توافق بد جلوی شما می گذارد، بهترین گزینه این است که تا زمان تغییر محاسبات او اساسا توافق نکنید و مطمئن باشید این تغییر محاسبات حتما رخ خواهد داد.

    اصل چهارم: حتی با وجود یک توافق خوب مشکلات کشور دود نمی شود و به هوا نمی رود

    تفکر مقاومتی همواره معتقد بوده و اکنون به نظر می رسد لااقل برخی افراد منصف درون دولت هم در حال رسیدن به همین نتیجه هستند که حتی یک توافق خوب هسته ای هم نمی تواند یک شبه در اقتصاد کشور معجزه و همه مشکلات را غیب کند. اکنون که دوستان دولتی خود بر سر کارند لابد باید دانسته باشند که بخش عظیمی از مشکلات کشور اساسا ربطی به سیاست خارجی و تحریم ها ندارد و این توان و هنر مدیریتی دولت است که باید آنها را علاج کند. یکی از بدترین مشکلاتی که دولت خود برای خود پدید آورده این است که درباره اثر رفع تحریم ها بر حل مشکلات اقتصادی کشور بشدت اغراق کرده است و اکنون که 2/4 میلیارد دلار ناشی از توافق ژنو در حال از راه رسیدن است و غرب تحریم پتروشیمی، طلا و نقره را تعلیق کرده بخشی از مردم توقع بهبود سریع و برق آسا در وضعیت خود را دارند اما می بینند که حتی از بهبود کند هم خبری نیست. روز نخست که منتقدان می گفتند به نفع دولت نیست که انتظارات از مذاکرات را تا این حد بالا ببرد، آقایان همه چیز را حمل بر دعوای سیاسی کردند اما حالا لابد می فهمند که آن موضع از سر خیرخواهی برای کشور و قبل از همه خود دولت بوده است که اکنون زیر آوار مطالبه مردمی در حال دست و پا زدن است.

    اصل پنجم: نرمش در موضوع هسته ای سرمایه مقاومت در سایر حوزه هاست نه تسری تفکر سازش به آنها

    و آخرین اصل برای توضیح منطق اجتماعی تفکر مقاومتی در موضوع هسته ای این است که حتی اگر نرمشی هم در موضوع هسته ای لازم آمده باشد برای آن است که این نرمش به مثابه یک تاکتیک یک مشکل فوری و دردسرساز را حل کند و مجالی فراهم آورد تا نظام با قدرت و آرامش بیشتر و جامعه با آگاهی بهتر به پیمودن مسیر مقاومت در سایر حوزه ها – مانند حوزه منطقه ای که ایران در آن فاصله ای با خیمه فرمانده سپاه دشمن ندارد- ادامه بدهد. اکنون دولت نشانه هایی از خود بروز می دهد که گویا معتقد است نرمش نه یک تاکتیک بلکه یک راهبرد است و باید در همه حوزه های درگیری ایران و غرب مقاومت را بدل به مذاکره و مذاکره را هم تبدیل به معامله و بده و بستان کرد. این یکی از بزرگ ترین خطراتی است که می تواند به اشتباهات دولت ضریب بدهد و جز آنکه آن را از موضع قدرت در مقابل دشمن پایین می کشد، از ارکان نظام نیز نسبت به راهبرد سیاست خارجی آن اعتمادزدایی می کند
    وبلاگ خاکریز اول
    کاری کنیم که در مقابل نسلهای آینده سرمان را بالا بگیریم تا نگویند پدرانمان با چند دلار و کمی رفاه ، عزت فروشی کردند

    http://khakriz1.blog.ir

  12. #12
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914

    پیش فرض

    باید به طراح این جلد دستمریزاد گفت !



    به حلقه بنفش گردن اوبامام و پولهای توی جیب و آستین جناب روحانی دقت کنید
    وبلاگ خاکریز اول
    کاری کنیم که در مقابل نسلهای آینده سرمان را بالا بگیریم تا نگویند پدرانمان با چند دلار و کمی رفاه ، عزت فروشی کردند

    http://khakriz1.blog.ir

  13. #13

    پیش فرض

    چیزی که امریکایی ها دارند الان رو می کنند...

    ملتی که از طرف دولت نامحرم شدند...

    الان باید به عمق فاجعه پی برد...

    مذاکرات نهایی،موشک بالستیک...

  14. #14
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط بچه ی مهرزاد نمایش پست اصلی
    چیزی که امریکایی ها دارند الان رو می کنند...

    ملتی که از طرف دولت نامحرم شدند...

    الان باید به عمق فاجعه پی برد...

    مذاکرات نهایی،موشک بالستیک...
    برای همینه که ما به بحث هسته ای میگیم خاکریز اول !
    چون اگر بهش تعرض بشه اونوقت به همه حقوق ملت تعرض میشه
    خدا بیامرزه جلیلی رو .... این جمله مال اونه :(
    وبلاگ خاکریز اول
    کاری کنیم که در مقابل نسلهای آینده سرمان را بالا بگیریم تا نگویند پدرانمان با چند دلار و کمی رفاه ، عزت فروشی کردند

    http://khakriz1.blog.ir

  15. #15

    پیش فرض

    سلام یک مصاحبه جالب در مورد روند مذاکرات هسته ای و توافقنامه ژنو؛ نکات جالبی داره نقدهایی هم به دوره های قبل داره که جالب توجه هست.(ببخشید زیاده ولی تحلیل اصولا برا کسایی هست که حوصله خوندن دارن)


    به گزارش جهان، بیش از ۴ ماه از امضای توافقنامه هسته ای فی ما بین دولت ایران و کشورهای ۱+۵ می گذرد و در این بین نکات ابهامات بسیار زیادی از گوشه و کنار درباره این توافق، مطرح شده است. یکی از معدود افرادی که بلافاصله پس از امضای توافقنامه ژنو طی نامه  ای سرگشاده،به بررسی توافقنامه ژنو پرداخت، ناصر نوبری سفیر اسبق کشورمان در اتحادیه جماهیر شوروی است. او در این مدت، برای نقد توافقنامه ژنو در بسیاری از دانشگاه ها سخنرانی کرده که یکی از آنها مناظره با دستیار و مشاور وزیر امور خارجه در دانشگاه صنعتی اصفهان بوده است.






    ناصر نوبری سفیر سابق ایران در شوروی: به روحانی گفتم آمریکا می خواهد درخت هسته ای را بخشکاند

    * پس از روی کار امدن دولت یازدهم، حل مشکل هسته ای و چرخیدن چرخ کارخانجات و سانتریفیوژ ها با یکدیگر، نشان از رویه جدی دولت در حصول نتیجه پس از ده سال مذاکره می داد. به نظر مشا آیا توافقنامه ژنو ابتکار دولت یازدهم بود که یا در گذشته هم امکان رسیدن به توافقی جامع بود ولی این امر محقق نشد؟

    - نوبری: در مورد مناقشه هسته ای کشورمان باید بگویم که ده سال یا یازده سال است که ایران درگیر این موضوع است و مرتب هم در این باره مذاکره کرده است. رویکر اصلی ما در مورد مناقشه هسته ای این بوده که این مساله حل و فصل شود؛ علت هم این بوده که آنچه که طرف مقابل به عنوان نگرانی مطرح می کرد، از طرف ما کاملا روشن بود که نباید برای آن ها هم جای نگرانی داشته باشد.

    غربی ها نگران این بودند که ممکن است ایران به سمت سلاح هسته ای برود و ما مطمئنیم که به این سمت نمی رویم زیرا رهبری ما سلاح هسته ای را حرام دانستند. برهمین اساس هم ما همیشه از مذاکره استقبال می کردیم تا آنچه که آن ها به عنوان نگرانی مطرح می کردند، واضح و برطرف شود تا مشکل از پیش پا برداشته شود.

    اگر در خاطرتان باشد آغاز مشکل هسته ای ایران زمانی بود که همین تیم فعلی، در دولت آقای خاتمی مسئولیت پیدا کرد و اولین تیم برای رفع مناقشه هسته ای همین تیم کنونی بودند. در این سال ها بار ها مذاکره بین طرفین صورت گرفته و در خیلی از مواقع تا نزدیکی نتیجه پیش رفته و دوباره ایست شده و توافق به هم خورده است. در این مسیر هم دولت خاتمی، هم دولت احمدی نژاد و هم دولت فعلی در تلاش بودند که این مساله را حل کنند.

    * اشتباهات هسته ای دولت احمدی نژاد

    * چرا در دوره آقای احمدی نژاد توافقی بین ایران و غرب حاصل نشد؟

    - نوبری: در دوره آقای احمدی نژاد چند مشکل بوجود آمد. در ابتدای دولت نهم، آقای لاریجانی مذاکراتی را با آقای سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا آغاز کردند و این مذاکرات قرار بود در چارچوب مدالیته به نتیجه برسد. براساس مفهوم مدالیته ما به طرف مقابل (آژانس) گفتیم که چه چیزهایی باعث شده که شما از برنامه ما نگران شوید؟ آن ها را برای ما لیست کنید. آژانس هم نگرانی هایش را لیست کرد و گفت در ۶ موضوع نگرانی دارد که اگر در این ۶ بند همکاری کنید و نگرانی ها برطرف شود، می توانیم اعلام کنیم که برنامه شما صلح آمیز است.
    این اساس مذاکراتی بود که آقای لاریجانی شروع کرد.

    در نزدیکی حصول نتیجه، آقای لاریجانی توسط آقای احمدی نژاد برکنار شد و این وقفه کوچکی در مذاکرات ایجاد کرد. بعد از آقای لاریجانی، آقای دکتر جلیلی مذاکرات را ادامه داد و چیزی تحت عنوان مدالیته بین ایران و آژانس توافق شد. قرار بر این شد که پس از اجرای ۶ بند و توجیه آژانس و رفع ابهامات، صلح آمیز بودن برنامه غنی سازی ایران اعلام شود.

    این را هم باید بگویم که مشکل اصلی ما از آژانس بین المللی انرژی اتمی شروع شد. اولین بار آژانس نگران شد و بعد نگرانی اش را به شورای حکام منتقل و بعد شورای حکام این نگرانی را به شورای امنیت منتقل کرد. الان اما یکی از دغل کاری های آژانس، جدا کردن سهمشان است. آژانس می گوید شما یک مذاکره با ۱+۵ دارید که آن به جای خودش است و باید مسائلتان را با آن ها حل کنید. یک مساله هم با ما دارید که ما راستی آزمایی و بررسی می کنیم؛ این یعنی اینکه آژانس سهمش را سوا کرده تا مابه ازای امتیازی که به آژانس می دهید را نتوانید از ۱+۵ بابت تحریم ها بگیرید و بگوئید مثلا من با آژانس به این توافق رسیدم و شما هم باید این تحریم ها را بردارید. آژانس کار خودش را جدا می کند که انگار نه انگار مساله از آنجا شروع شده است. این هم یکی از پولیتیک های طرف مقابل است که یک سری آدم کرواتی و کیف به دست به ایران می آیند و کارهای خودشان را می کنند و می روند و این مساله ربطی به تحریم ها ندارد، در حالی که تحریم ها از آژانس شروع شده و آن ها عامل تحریم ها بودند.

    * ایرانی ها در توافقنامه نویسی مشکل دارند

    در دوره مدالیته اگر قرار بود ۶ بند فهرست شده آژانس ظرف یکسال حل شود، ایران خیلی با سرعت همکاری کرد و در کمتر از ۶ ماه کل ماجرا را حل کرد. اینجا البته یک اشتباهی صورت گرفت که این اشتباهی همیشگی است و ایرانی ها در توافقنامه نویسی همیشه این اشتباه را مرتکب می شوند و همیشه طرفهای مقابل از این زاویه ما را اغفال می کنند. این اشتباه چیست؟ در توافقنامه ها، غربی ها آنچه که تعهد ما است را به طور واضح و مشخص لیست می کنند و آنچه که نوبت خودشان می شود را به یکسری کلمات کلی و مبهم وابسته می کنند. این فریب را در دوره آقای خاتمی خوردیم و آن ها گفتند باید یک سری کار همچون تعلیق غنی سازی بکنید؛ پروتکل را بدون موافقت مجلس اجرا کنید و تمام سایت ها را تعلیق کنید. ما هم گفتیم در نهایت پس از این اقدامات چه می شود؟ گفتند ما اعتماد پیدا می کنیم و وقتی اعتماد پیدا کردیم، پرونده شما را عادی می کنیم. یعنی کارهای مشخص ما که در دانشگاه به آن ها مفاهیم انضمامی می گویند و ما به ازای خارجی دارد، در مقابل کلمه کلی اعتماد که مابه ازای خارجی ندارد و انتزاعی است، قرار گرفت. وقتی ما تمام این کار ها اعم از تعلیق و اجرای پروتکل الحاقی را انجام دادیم، آن ها گفتند هنوز اعتماد پیدا نکردیم. گفتیم چه کنیم؟ گفتند کار هایتان خوب است ولی برای اعتماد سازی برنامه هسته ای تان را تعطیل کنید.

    در دوره آقای خاتمی از این زاویه ضربه خوردیم. اقدامات مشخص طرف ایرانی در مقابل کلمه کلی و مبهم «اعتماد» قرار گرفت. شما الی الابد می توانید با کلمه اعتماد بازی کنید.

    عین این فریب را در دوره آقای احمدی نژاد هم دادند. در پروتکل مدالیته نوشتند برای «رفع ابهام»! یعنی ایران این ۶ بند را حل می کند تا رفع ابهام شود. وقتی چنین شد، آژانس قادر خواهد بود برنامه هسته ای ایران را به عنوان یک برنامه صلح آمیز شناسایی کند. رفع ابهام هم واژه ای کلی است. ایران ۶ بند نگرانی را رفع کرد و در آخر آمریکایی ها یک سی دی جعلی به عنوان مطالبات ادعایی روی میز انداختند که ایرانی ها بر روی موشک و کلاهک کار می کنند.

    بعد از این ادعا، آژانس گفت این سی دی هم وجود دارد، پس ابهام جدید پیدا کردیم. یعنی باز با آن کلمه «رفع ابهام» که کلی بود، با ما بازی کردند. پس در دروه خاتمی با اعتماد و در دوره احمدی نژاد با ابهام با ما بازی کردند و به جای اینکه پرونده ما را صلح آمیز اعلام کنند، علیه ما در شورای امنیت به خاطر این ابهام، قطعنامه صادرکردند. پس یکی از مشکلات در دوره آقای احمدی نژاد این بود.

    دومین مشکل در دوره آقای احمدی نژاد این بود که ما بازی خوردیم. البته بازی خوردنمان خیلی ضرر به ما نرساند. اینکه اوباما ترک ها و برزیلی ها را جلو انداخت که با ما توافق کنند که ما اورانیوم با غنای پایین را بدهیم و در مقابل به ما اورانیوم ۲۰ درصد بدهند، معلوم بود این بازی اوباماست زیرا جنس به این مهمی را آمریکا به کشورهای دست سه و چهار نمی دهد که حلش کنند؛ یا خودش جلو می آید که باج بگیرد یا حداقل متحدان اصلی خودش را جلو می اندازد. در نهایت هم آن ها زیر میز زدند و ما را تست کردند و دیدند آمادگی داریم. این ها تستهایی بود که در دوره آقای خاتمی کردند و دیدند ما آمادگی داریم و دنبال سلاح هسته ای نیستیم.

    * اعلام عدم دخالت احمدی نژاد در پرونده هسته ای اشتباه بود

    اشتباه دیگر و حاد دوره آقای احمدی نژاد، اعلام عدم دخالت احمدی نژاد در برنامه هسته ای بود. آقای احمدی نژاد دو سه سال آخر اعلام کرد که من با برنامه هسته ای ایران کاری ندارم. این سخن بدان معنا است که دولت تیم هسته ای را رها کرده است و دیگر پی این ماجرا را نمی گیرد. در عمل هم دولت این کار را کرد و موقعی که خانم کلینتون می چرخید و می رفت ژاپن، چین، کره و کشور ها را وادار می کرد که از ایران نفت نخرند، وزیر خارجه ایران به کشورهایی همچون گابون و بورکینافاسو می رفت. یعنی دولت اصلا کاری نداشت که چه اتفاقی در زمینه هسته ای می افتد.

    در این شرایط تیم هسته ای در حال مذاکرات قدرتمند بود و وقتی دولت قطعنامه ها را «کاغذ پاره» می خواند، این مستمسکی برای تیم امریکایی می شد تا بچرخد و به کشور ها بگوید که ایران به شما توهین می کند زیرا شما قطعنامه امضا کردید ولی ایران می گوید قطعنامه ها کاغذ پاره است.
    در این شرایط دولت به جای اینکه این تیم را حمایت کند و نقشه های دشمنان را خنثی کند، با یکسری تبلیغات، طرف مقابل را تحریک می کرد که راحت بتواند کشور ها را علیه ما بشوراند. این شکاف بین شورای عالی امنیت ملی و دولت، بد ترین دوره برای پرونده هسته ای ما بود.

    * اقتصاد مقاومتی باید در دولت احمدی نژاد اجرا می شد

    در همان زمان باید دولت همین چیزی که به عنوان «اقتصاد مقاومتی» مطرح شد را اجرا می کرد. یعنی همزمان با اینکه تیم هسته ای در حال مذاکرات بود و طرف غربی می خواست ما را تحریم اقتصادی بکند، فوری اقتصاد مقاومتی به عنوان مساله اضطراری عملیاتی می شد ولی دولت اصلا اعتنا نکرد که هیچ، به قدری اقتصاد را رها کرد که بیشترین خودرو پورشه و بنز وارد ایران شد. این در حالی بود که ما به دلار ها و ذخایر ارزی احتیاج شدید داشتیم.

    آگاهی از این شرایط بود که غربی ها دیگر انعطاف نشان ندادند. چرا انعطاف نشان بدهند؟ وقتی که می بینند که می توانند ما را تحریم، اذیت و بعد خورد کنند، دیگر انعطاف نشان نمی دهند. ولی اگر آن موقع دولت از تیم مذاکره کننده حمایت می کرد و اقتصاد مقاومتی اجرا می شد، و آن طرف می دید که ترفندش جواب نمی دهد، امکان این وجود داشت که جلوی تیم ما انعطاف نشان دهند و ما به توافق برسیم. این عامل اصلی بود که وقتی طرف غربی ببیند پشت تیم مذاکره کننده خالی است، دیگر انعطاف نشان نمی دهد و می خواهد شما را له کند و بعدا پای میز مذاکره بیاورد.

    * اشتباه حرفه ای مذاکراتی تیم هسته ای ایران

    یک اشتباه دیگر دولت احمدی نژاد داشت که این اشتباه فوق العاده حرفه ای مذاکراتی است. تیم مذاکراتی ما در استانبول ۱و ۲، بغداد، مسکو و... اشکال اساسی داشت. من دو سال پیش که تیم مذاکره کننده قبلی در اوج قدرت بودند، این اشتباه را گفتم ولی به نظرم الان که از قدرت کنار رفتند و ما هم یک چوب به آنها بزنیم، مردانگی نیست. این مطالبی هم که می گویم، قبلا گفته ام و الا نمی گفتم.

    اشتباه تیم مذاکره کننده ایرانی این بود که فکر می کرد مساله، مساله مبارزه منطقی و جنگ منطق هاست. وقتی طرف ایرانی پشت میز می نشست و آن ها هم در مقابل می نشستند، تیم ما فکر می کرد باید به لحاظ منطقی آن ها را مجاب کند و اگر این اتفاق بیفتد و استدلال ما محکم باشد، به نتیجه می رسیم. تیم ما مبنا و محور اصلی را براساس منطق گذاشته بود که باید ثابت کنیم منطق برتریم و اگر منطقمان را بر تر کردیم، مذاکره را بردیم و به توافق رسیدیم. برای اینکه منطقشان را قوی تر نشان دهند (خنده) پاورپوینت بردند و در دیوار نشان می دادند که حرفمان این است و می خواهیم این کار را بکنیم و... انگار مثلا کلاس درس است و این ها (۱+۵) هم شاگرد کلاس هستند و باید این ها را توجیه کرد تا شیرفهم شوند تا مشکلات تمام شود. یعنی تیم ایرانی فکر می کرد طرف مقابل گیج و گور هستند و مساله این ها توجیه و شیرفهم شدن است که به نتیجه نمی رسیم. اگر توجیه شان کنیم، به نتیجه می رسیم.

    این اشتباه حرفه ای آن ها بود. در حالی که شما می دانید مذاکره با تیم ۱+۵ که قدرتهای جهان هستند، معادله براساس موازنه قدرت و اهرم ها و کشمکش و توازن اهرمهاست. شما وقتی سرمیز مذاکره می نشینید، دولت نباید پشت سرتان را خالی کند. اهرم ها را باید شما طراحی کنید و موازنه ایجاد کنید و امتیاز بدهید و امتیاز بگیرید. پس مذاکره موازنه قدرت و اهرمهاست و تعادل بین امکانات دو طرف است وگرنه اینکه شما ثابت کنید که منطق ما بر تر است، آن ها مجاب می شوند و حقانیت شما را امضا می کنیم، نیست.

    شما نگاه کنید که بعد مذاکرات استانبول، بغداد و... دوستان می گفتند «منطق ما بر تر بود و ما ثابت کردیم موضع جمهوری اسلامی ایران منطق بر تر و موفق است». دوستان ما اساس و پایه یک مذاکره قدرتمندانه را براساس توازن قدرت نمی دانستند. اصلا در اصل قضیه پرت بودند. من آن موقع من گفتم که شما اشتبا می کنید و معادله حاکم بر این مذاکرات، منطق و برتری آن نیست؛ برتری قدرت و تعامل قدرتهاست. این مطالب را حتی روزنامه دولت منتشر کرد. پس جوابتان را دادم. در دوره احمدی نژاد اول سر واژه کلی رفع ابهام اشتباه کردند؛ بعد ماجرای بیانیه تهران و سر کار رفتن و تست آمریکایی ها بود و بعد هم ۴-۵ دور مذاکره که منطق را ثابت کنند.
    ویرایش توسط همراه : چهارشنبه ۲۰ فروردین ۹۳ در ساعت ۰۱:۳۲

  16. #16

    پیش فرض

    سریع القلم نباید در موضوع مذاکرات هسته ای نظر بدهد

    * در دوره جدید (دولت یاردهم) برخی همچون دکتر سریع القلم اعتقاد دارند که هرکسی غیر از آقای روحانی هم رئیس جمهور می شد، باید توافق می کرد. حتی اگر آقای جلیلی هم رای می آورد، باید توافق می کرد. آیا اگر هر دولتی روی کار می آمد، به این میزان نیاز به توافق احساس می شد؟

    - نوبری: دقیقا مساله اصلی از اینجا شروع می شود. می خواهم از   همان زاویه ای که امثال آقای سریع  القلم، دیگران را مواخذه می کنند و می گویند لبو فروش و راننده تاکسی نباید درباره مذاکرات اظهارنظر کنند، جوابشان را بدهم؛ البته که این نظر را قبول ندارم، ولی از   همان زاویه جوابشان را می دهم.

    من به ایشان می گویم شما هم نباید اظهارنظر کنی! زیرا این موضوع در تخصص شما نیست؛ اینکه شما اظهارنظر کنید که هر دولت و تیمی هم بودند، باید توافق می کردند، از زاویه چه تخصصی است و رشته شما چیست؟ اصلا آیا تجربه کار دیپلماتیک دارید؟ اگر شما قائلید یک لبو فروش و راننده تاکسی نباید در این زمینه اظهارنظر کند، به   همان قیاس شما هم نباید اظهارنظر کنید؛ شما هم باید سکوت کنید زیرا این مساله در چارچوب تخصص شما نیست. مثلا اگر بنده در رشته تخصصی ایشان اظهارنظر کنم، ایشان می گوید این مساله تخصص شما نیست و برای چه این حرف را می زنی؟ پس به آقای سریع القلم می گوییم این تخصص شما نیست و بنابر نظرات خودتان نباید در این زمینه اظهارنظر کنید.

    مورد دوم این است که نه تنها این موضوع تخصص تئوریک ایشان نیست، بلکه در تخصص حرفه ایشان هم نیست. دیپلماسی علم و تجربه را با هم لازم دارد. یعنی یک استاد دانشگاه که حتی رشته سیاست درس می دهد، در این حد توانایی ندارد که این موضوع را تجزیه و تحلیل کند که هر دولتی بود باید این کار را می کرد یا نمی کرد. حتی اگر درس تئوریک در دانشگاه بدهد، تجربه حرفه ای دیپلماتیک ندارد.
    جمله ای که به نقل از آقای سریع القلم گفتید، هم بار علمی سیاسی و هم بار حرفه ای دیپلماتیک دارد. پس بنابراین دو دلیل، آقای سریع القلم اظهارنظرشان در این مورد خارج از پذیرش است.

    * دولتهای تنبل به دنبال امضای سریع توافقنامه هستند

    بنده به عنوان کسی که هم درس در این حوزه خوانده ام و هم رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی بودم و ۳۳  سال دیپلماتم و سخت ترین مذاکرات را با ابرقدرت ها کردم، به شما می گویم این چیز درست نیست و درست برعکس است. یعنی اینکه هر دولتی می آمد، همین توافق را می کرد، درست نیست. هر دولتی بر سر کار می آمد، اهتمام می کرد که توافق بکند. چرا؟ زیرا دولت دوست ندارد که در تحریم باشد. دولت دوست دارد در تحریم نباشد و نفتش را بفروشد. دولتهای تنبل عادت دارند نفت بفرشند و دلار در جیبشان باشد و مصرف کنند. تخصص دولتهای ایران در مصرف دلارهای نفتی است و کاری دیگر بلد نیستند. در همه دولت ها وضع اینچنین بوده. در دولت آقای احمدی نژاد بود بیشترین ضربه را از این ناحیه خوردیم. درآمد نفتی دوره ایشان بسیار بالا بود ولی درآمد ها را دود کرد و رفت هوا و فقیر ترین مردم را تحویل دولت بعدی داد که باید یارانه بگیرند.

    * توافقنامه ژنو برای گرفتن دلارهای نفتی هم ضعیف است

    دولت فعلی هم همین طور وابسته به نفت است. دولتهای ایران بنابر ذات تنبلی شان می رفتند که زود موافقت کنند و نفت را بفروشند و دلار بگیرند و کیف کنند. پس این حرف، از این زاویه درست است ولی هر دولت روی کار آمده، لزوما این توافقنامه را امضا نمی کرد. آن ها اهتمام می کردند که هرچه زود تر توافق کنند و دلار های نفتی گیرشان بیاید ولی لزوما این توافقنامه گیرشان نمی آمد. چرا؟ برای اینکه توافقنامه برای همین گرفتن دلارهای نفتی هم ضعیف عمل می کند. چرا ضعیف عمل کرده؟ اصلیترین جنس های ما در مورد انرژی هسته ای چه بوده؟ و چه هست که می توانیم بدهیم و با آن معامله کنیم و دلارهای نفتیمان را بگیریم؟ باید مابه ازای مهم ترین جنسمان، برداشتن تحریم ها می بود تا دلار ها گیرمان بیاید. یعنی ما طبق توافقنامه نصف اورانیوم غنی شده بیست درصد را به ۵ درصد کاهش دادیم و نصفش را اکسید کردیم و نباید سانتریفیوژ ها را توسعه دهیم، نباید مدلهای قدیمی  را نو کنیم، آب سنگین را باید همین وسط که کار تمام نشده، متوقف کنیم. همه این ها امکاناتی بود که ما می توانسیتیم بدهیم و امتیاز بگیریم. از این بالا تر یعنی خطوط قرمز ما که نمی توانیم بر سر آن ها معامله کنیم. بعد از این مرحله، یعنی کلا باید فعالیت هایمان را تعطیل کنیم. غنی سازی سه درصد حکم تعطیلی دارد.

    پس این معامله ای که دولت یازدهم با هدف دلار شاپینگ و تنبلی که زود تر نفت را بفروشیم و دلار بگیریم و زندگیمان را بکنیم، امضا کرد، تامین نشده است. یعنی در مقابل تمام امکانات که ما در گام اول دادیم، ۴.۲ میلیارد دلار از صد میلیارد دلار گرفتیم.

    در گام نهایی که مذاکراتش چندی پیش آغاز شده است، ببینید صحنه چیست؟ ما هر آنچه که قبل از خط قرمز و تمام اهرمهای اصلی مان را دادیم رفت ولی آن ها تحریم اصلی نفتی و بانکی را حفظ کردند. الان اهرم ما تعطیل شد و آن را گذاشتیم زمین؛ الان برنامه هسته ای مان را نه توسعه می دهیم و نه حق داریم سانتریفیوژ جدیدی نصب کنیم؛ اراک را در همین نقطه متوقف کردیم و تمام نگرانی آن ها برطرف شد.

    بعد از توافقنامه ژنو، آقای کری مصاحبه کرد و گفت «از این به بعد اسرائیل در امنیت است». آن ها هنوز تحریمهای اصلیشان را حفظ کردند. حالا ما از فردا پای مذاکره رفتیم. در چه شرایطی؟ در شرایطی که اصل جنس را که می توانستیم بدهیم، دادیم و رفت. چقدر گرفتیم ۴.۲ میلیارد دلار.

    در حال حاضر ایران بیش از صد میلیارد دلار اموال بلوکه شده در دست طرف غربی دارد و در همین مدت گام اول اجرای توافقنامه، حدود ۱۵ میلیارد دلار هم روی این صد میلیارد دلار می رود. پس اصل پولمان آنطرف مانده و کل تحریمهای اصلی و بانکی حفظ شده و یک آجرش را هم برنداشته اند. اگر هم شرکت ها بخواهند تکان بخورند و با ایران قرارداد امضا کنند، آقای اوباما می گوید کامیون آجر رویشان خراب می کنم. قطعنامه ها هم که جای خودشان است. تحریمهای جدید هم هست که اگر شرکتهای جدید تحرکی داشته باشند، تحریم می شودند. حالا نگاه کیند که ما در چه شرایطی می خواهیم مذاکره کنیم؟ در شرایطی که در دستمان چیزی نیست که بدهیم و همه را دادیم رفت، باید مذاکره کنیم.

    * در مذاکرات دست ما خالی شده است

    اگر دولت در مذاکرات می خواست توازن حفظ شود، باید زمانی که اصلیترین اهرممان را می دادیم، اصلیترین جنس را هم از آن ها می گرفتیم که نگرفتیم. خالی شدن دست ما الان باعث شده که آمریکا بگوید ایران باید یک سری تصمیمات سخت بگیرد. این یعنی چه؟ یعنی۴.۲ میلیارد دلار داده نشده، تا خط قرمز برنامه هسته ای ایران تعادل دارد؛ حال اگر صد میلیارد دلار و بقیه تحریم ها را بردارند، چه باید بدهیم؟ این تصمیمات سخت چه بخشی از برنامه هسته ای ماست؟ آیا بردن برنامه هسته ای به بعد از خط قرمز است؟ اسقاط کردن برنامه هسته ای است؟ یعنی چهار سانتریفیوژ بچرخند ولی به درد ما نخورد و آن ها هم بگویند که اجازه دادیم چرخ سانتریفیوژ بچرخد.

    * غرب به دنبال توسعه امتیازخواهی

    در حال حاضر آن ها به دنبال توسعه امتیاز خواهی در مسائلی غیر هسته ای هستند و رجزخوانی اش را شروع کردند و از برنامه موشکی، منطقه، تروریزم و مسائل حقوق بشر می گویند. آن ها ۴. ۲ میلیارد دلار دادند، صنعت هسته ای تمام، اگر بخواهند صد میلیارد بدهند، چقدر باید بدهیم؟ این را در کفه تناسب بگذارید و بررسی کنید.

    * پروتکل الحاقی مثل روغن سوخته است

    سوال منطقی این است که شما می خواهید برای اصل ماجرا چه کار کنید؟ الان که چیزی در دستتان ندارید؟ فوق فوقش یک پروتکل الحاقی مانده که آنهم عین روغن سوخته است زیرا در این توافقنامه شما پذیرفتید که آن ها بیایند و بازرسی هایشان را بسیار بیشتر از آنچه در پروتکل الحاقی آمده بکنند. پس دیگر پروتکل الحاقی ارزش و مشروعیتی ندارد. یعنی دیگر این عروسی نیست که عروسی اولش باشد؛ این ها بیست دفعه عروسی کردند و دارند بازرسی می کنند و دیگر پروتکل جذابیتی برایشان ندارد زیرا محتوای بیشتر از این را برداشت می کنند. واقعا چه چیزی برای مذاکره در دست طرف ایرانی مانده؟ شاید می خواهند غنی سازی زیر۳.۵ و ۵درصد را محدود کنند. الان می روند روی سانتریفیوژهای ۱۹ هزارتایی که ۴ هزار دستگاه شود. وقتی سانتریفیوژ ها ۴ هزارتا شود، یعنی اتومات خودتان بعد از مدتی این ها را از کار می اندازید زیرا برای تامین اورانیوم یک نیروگاه، احتیاج به صدهزار سانتریفیوژ است. مقدار سانتریفیوژی که الان کار می کند، حدود ۸ هزار دستگاه است. این مقدار سانتریفیوژ اگر بخواهد کار کند و برای یک نیروگاه مواد تولید کند، باید نزدیک به ۲۰ سال فعالیت کند تا اورانیوم یک سال یک نیروگاه را تامین کند.

    در حال حاضر غربی ها اجازه دادند برنامه شما در همین جا بماند و توسعه پیدا نکند. خب شما بعد یک سال، دو سال یا سه سال کار می کنید و بعد می بینید که با این، یک بیستم یک نیروگاه را نمی توانید تامین کنید و باید بروید اورانیوم بخرید. این مقدار غنی سازی نیاز نیروگاه را تامین نمی کند، یعنی به درد صنعت هم نمی خورد؛ برای آزمایشگاه هم زیاد است. برای آزمایشگاه ۱۰ یا بیست یا   نهایت ۱۶۴ عدد سانتریفیوژ هم کفاف می دهد. بنابراین ما خود به خود به این نتیجه می رسیم که باید کار را تعطیل کنیم.

    * تفاوت سرنوشت هسته ای لیبی و ایران

    در حال حاضر گام بعدی را هم دراز مدت تعیین کردند. مثلا ده ساله. در دراز مدت وقتی سانتریفیوژی کار کند که صنعت شما را تامین نکند و برای آزمایشگاه هایتان هم زیادی باشد، خود به خود بعد از مدتی تصمیم می گیرید که، کار را تعطیل کنید. من این تئوری را از حدود ۴ ماه پیش و بلافاصله بعد از توافقنامه ژنو طی نامه سرگشاده برای آقای رییس جمهور نوشتم که این آمریکایی ها در لیبی چون می توانستند، درخت هسته ای شان را قطع کردند و آکبند بردند اما چون می دانند ۷۰ میلیون افکار عمومی باهوش ملت ایران با دقت مساله را پیگیری می کنند که چه می شود،نمی توانند درخت هسته ای ایران را قطع کنند، بنابراین درخت را خشک می کنند. برهمین اساس هم گفتند گام دوم دراز مدت است. در یک گام دراز مدت تمام این درخت را خشک می کنند که خودش بیفتد.

    در توافق ما جنسهای اصلیمان را دادیم ولی آن ها جنس های اصلیشان را به ما ندادند و یک سری اشغالهای الکی مثل پتروشیمی را از تحریم خارج کردند. خود پتروشیمی ها می گویند ما مشکلی برای فروش نداشتیم (خنده) این ها جنس سوخته را به ما فروختند. پتروشیمی ما داشت خود به خود می  فروخت. بنابراین جنس اصلی را دادیم و جنس حتی فرعی درست و حسابی هم نگرفتیم. هیچ دولتی همچین توافقی نمی کرد.

    من هم به عنوان یک دیپلمات حرفه ای به آقای سریع  القلم می گویم که حتما اگر این جنسی که به ادعای آنان دنیا را نگران کرده بود، ولی به گفته برخی در داخل اسقاطی یا هر چیز دیگری است، باعث شده تا ۱+۵ جلوی شما بنشیند. پس معلوم است همین اسقاطی ها! برای آن ها مهم بوده و بابت همین هم تحریم ها را علیه ما به راه انداختند. پس این چیزی که شما هر اسمی روی آن مثل بنجل می گذارید، معادل تحریمهایی بوده که برای ما درست کردند. پس شما باید در معامله این ها را مبادله سازی می کردید.

    * آمریکایی ها دستشان زیر ساتور ما بود

    باید اضافه کنم و به آقای سریع القلم آموزش دهیم که صحنه بین ما فقط هسته ای نیست. آمریکایی از این صحنه دنبال چیزیهای دیگر هستند؟ پس معلوم است ما در مساله خاورمیانه قدرت برتریم و آن ها به امکانات ما احتیاج دارند که از افغانستان بیرون بیایند. در سوریه و فلسطین ما امکانات قدرتمندی داریم. پس اینطور نبوده که اینقدر وضع ما خراب بوده و وضع آن ها شیک بوده که پای میز مذاکره مجبور شدیم اینگونه توافق کنیم و همه چیز را بدهیم برود. اتفاقا آن ها درخواست مذاکره دادند، پس آن ها بیشتر نیاز داشتند. پس معلوم است آن ها در خیلی موارد دستشان زیر ساتور ما بوده است.

    * غربی ها ما را در کوچه تنگ انداختند و توافقنامه گرفتند

    اگر تیم مذاکراتی، قوی و حرفه ای و با هوشیاری کامل امکانات خودش را می دانست و دست حریف را می خواند، اینطوری هول هولی و شب تا صبح با همه چیز موافقت نمی کرد. اصلا چه کسی گفته من باید شب تا صبح بشینم و توافق کنم. این هول کردن برای این بود که ما را در کوچه تنگ بیندازند و از ما امضا بگیرند. تیم ایرانی باید می گفت که سر فرصت یک بند را با هم مذاکره می کنیم و بعد با تهران هماهنگ می کنیم و با حقوقدانان صحبت می کنیم و بعد از این سر بند بعدی می رویم. این جریان یک هفته یا ده روز طول بکشد، هم مهم نیست. اینکه شما با دو نفر و نصفی شب تا صبح توافق کنید، معلوم است از آنچه چیزی در می آید.

    * گویا در مذاکرات بروکسل هم همین اتفاقات افتاد و در مذاکرات فشرده، توافق حاصل شد.

    آنجا هم تیم ایران را گوشه انداختند و در آوردند. چرا؟ چون می دانند اگر فرصت پیدا شود و این متن درکشور بیاید و نخبگان و مقامات جدی ببینند، مشکلات آن را متوجه می شوند، بنابراین باید بیندازند گوشه و شبانه روز بکشند و در   نهایت پس از امضا، بیاورند بیرون و بگویند تمام شد و شما را در معرض عمل انجام شده قرار دهند. این در حالی است که من مطمئنم ده ها حقوقدان و افراد حرفه ای دیپلمات برای هر یک از آن گروه ها (۶ کشور) روی کلمه به کلمه این متن کار کردند.

    * تمام بندهای توافقنامه ساخته آمریکایی هاست

    جدای از این، تخصص تخصص هر یک از اعضای هیئت مذاکره کننده ایرانی را بپرسید. معلوم است که اینطور می شود. من محکم می گویم؛ قبلا هم گفتم ولی دوستان جواب نداشتند. تمام بند ها و کلماتی که در این توافقنامه آمده، صنع آمریکایی هاست. دست ساز آنهاست و آن ها طراحی کردند.

    * به خود توافقنامه بپرداریم. صبح یک روز بارانی آقای روحانی کنفرانس خبری گذاشتند. پیش از آن نامه به مقام معظم رهبری نوشتند و تبریک گفتند که طرف غربی حق غنی سازی ایران را به رسمیت شناخته. نکته بعدی ترک در ساختمان تحریم ها بوده است. آیا در توافقنامه بر حق غنی سازی ما تاکید شده باشد؟

    - نوبری: الان به روایت خود تیم هسته ای، اشاره ای به حق غنی سازی ایران نشده است. اول می گفتند غنی سازی ما را به رسمیت شناختند و بر   همان اساس هم آقای رییس جمهور به مقام معظم رهبری نامه نوشت.

    * اقرار تیم هسته ای به عدم پذیرش غنی سازی ایران در توافقنامه ژنو

    * تیم مذاکره کننده می گفت در دو جا به این حق اشاره شده است؟

    - نوبری: بله! می گفتند این حق را گرفتیم. بعد آقای رییس جمهور بر   همان اساس آن نامه را نوشت. الان تیم هسته ای می گویند نه. حالا می دانید چه می گویند؟ می گویند «قرار نبوده که حق هسته ای بگیریم؛ حق هسته ای ما را npt درماده چهار داده است. ما دنبال گرفتن حق نبودیم. به آمریکایی ها و ۱+۵ چه مربوط که حق هسته ای ما را بدهند. آن ها مگر قرار است حق ما را بدهند؟ ما دنبال گرفتن حق نبودیم». پس خود تیم الان انکار می کند که همچین چیزی گرفته نشده و آن نامه نگاری غلط بوده است. خود تیم این را اقرار می کند. و اما براساس توافقنامه این مساله را تعریف کنم.

    * از این پس غنی سازی باید با نظر آمریکا باشد

    در توافقنامه آمده که ما باید اورانیوم غنی شده ۲۰ درصد را به زیر ۵ درصد برسانیم. ببینید چقدر حقوقدانان آمریکایی دقیق کار کردند. یعنی استادانه کار کردند. درست است که دشمن هستند ولی آدم باید به این هنر دشمن غبطه بخورد. حقوقدانان آمریکایی فکر کردند که اگر در توافقنامه بیاید که ایران اورانیوم ۲۰ درصد را به ۵ درصد برساند و نصفش را اکسید کند، این معنی اش این است که تلویحا غنی سازی ۵ درصد را به رسمیت شناخته اند. اما بلافاصله یک جمله آوردند. جمله چیست؟ می گوید «یک برنامه غنی سازی که توسط طرفین تعریف شده با عناصر توافق شده توسط طرفین منطبق با نیازهای عملی [ایران]، با محدودیت های توافق شده در زمینه دامنه و سطح فعالیت های غنی سازی، ظرفیت، مکانی که [غنی سازی] انجام می شود، و ذخایر اورانیوم غنی شده برای یک دوره ای که توافق می گردد».

    ایران باید حجم و اندازه مواد غنی شده را با توافق دوطرف مشخص کند. نیازهای ایران بابت غنی سازی باید به توافق دو طرف برسد. مکان غنی سازی باید به توافق برسد. اینها یعنی چه؟ یعنی شما نمی توانید تلویحا نتیجه بگیرید که آن ها ۵ درصد را به رسمیت شناختند. معنی این جمله این است که از این به بعد هر کاری بخواهید بکنید، باید با آن ها توافق کنید. حتی تعریف غنی سازی را هم باید با آن ها توافق کنیم. بر همین اساس جان کری بعد از امضای توافقنامه گفت ما حق غنی سازی ایران را به رسمیت نشناختیم. چرا؟ به چه استناد کرده بود؟ به همین بند. دقیقا به این بند بسنده کرده بود که هر نوع برنامه غنی سازی باید به توافق دو طرف برسد و دو طرف سر تعریف غنی سازی و اینکه غنی سازی چه است، باید توافق کنند. وقتی قرار شد غنی سازی چه است را با آمریکایی ها توافق کنیم که ما چقدر غنی سازی لازم داریم، دیگر مجلس و دولت نمی تواند تصمیم بگیرد که ما چقدر غنی سازی لازم داریم.؛ بلکه آمریکایی ها باید تصمیم بگیرند که ما چقدر نیاز داریم. تا آن ها توافق نکنند ما حق نداریم بگوییم اینقدر غنی سازی نیاز داریم. پس تعریف غنی سازی باید به تائید آن ها برسد. اندازه غنی سازی باید طبق تعریف آن ها باشد؛ درصد و محل و... هم باید به تائید آن ها برسد.

    * توافقنامه ژنو ناقض حاکمیت ملی است

    * اگر آن ها توافق کنند که در شیراز یا کردستان و یا مشهد غنی سازی کنیم، باید در   همان شهر غنی سازی کنیم؟

    - نوبری: بله! احسنت! این اصلا نقض حاکمیت ملی است. نیاز ایران را باید مجلس و دولت بررسی کند و بگوید که مثلا دو کارخانه و اینقدر غنی سازی می خواهم. اما طبق توافقنامه شما حق ندارید حتی نیازتان را تشخیص دهید. آمریکایی ها باید بگویند که چقدر نیاز دارید. خب. پس این چه می شود؟ می شود شیر بی یال و کوپال و اشکم؛ یعنی الان این ها می گویند ما غنی سازی را گرفتیم ولی وقتی تعریف غنی سازی را هم با شما نکرده، حق دارد بگویند من ندادم. یعنی می گویند ما شیر را گرفیتم آن می گوید آره ما شیر را دادیم. اخیرا هم می گویند که ایران می تواند این مقدار غنی سازی داشته باشد ولی چه شیری؟ شیر بی دم و یال و اشکم به ما دادند. خب! پس جای جای توافقنامه ژنو پر از اینجور کارهای حرفه ای است.

    * ای کاش توافقنامه درباره غنی سازی سکوت می کرد

    پس از توافقنامه ژنو ظاهر ماجرا این بود که تیم مذاکراتی به تهران آمد و جشن برپا شد و آقای رییس جمهور نامه نوشت که در متن توافق غنی سازی آمده و خوشحال و... ولی در عمق که می روی، می بینی قضیه فرق دارد. یعنی چه بهتر که این جمله در توافقنامه نبود. همین جمله ای که به قول دوستان در دو نقطه آمد، را آمریکایی ها در متن گذاشتند. (خنده) اگر این دو جمله را نمی گذاشتند به نفع ما بود. اصلا توافقنامه درباره غنی سازی سکوت می کرد، به نفع ما بود. فقط همین را می گفت که ایران باید اورانیوم غنی شده بیست درصد را فلان کند و درصد بیست درصدش را ۵ درصد بکند، ما برده بودیم ولی اینکه می گوید هر نوع برنامه غنی سازی متضمن تعریف و اندازه مشترک، نیاز مشترک و محل مشترک، یعنی باید محلش هم آن ها تائید کنند. یعنی اگر ما بگوییم در یزد کارخانه غنی سازی بسازیم، آن ها می توانند بگویند در شیراز بساز. این یعنی نقض حاکمیت ملی. از این به بعد در هر حرکت هسته ای باید توافق آمریکایی ها باشد. این خیلی توهین به ملت ایران است که نیاز غنی سازی ایران را باید آمریکا تائید کند.

    حالا می دانید چه کار می کنند؟ اینجا هم یک کلکی زدند. می گویند مگر قرار نیست غنی سازی تعریف مشترک داشته باشد و دو طرف درخصوص نیاز ایران توافق کنیم؟ خب نیاز ایران چقدر است؟ یک نیروگاه در بوشهر دارید که طبق قرارداد ده ساله روس ها اورانیوم غنی شده اش را آکبند تحویل می دهند. یک راکتور تهران دارید که خودتان می گوئید ۲۰ درصد تولید کردید و ۱۲سالتان را تامین می کند. پس به اورانیوم ۵درصد و۳.۵ درصد هم احتیاج ندارید. مگر قرار نشد براساس نیاز عملی، ایران غنی سازی داشته باشد؟ نیاز عملی ایران الان صفر است پس عملا طرف آمریکایی خواهد گفت که نیاز شما صفر است. صبر کنید تا ببینیم چه زمانی نیاز پیدا می کنید. ببینید چه زیبا درست کردند! در ظاهر غنی سازی را به ما دادند و موافقت کردند ولی در عمق هیچ!

    دقیقا کاری که آمریکایی ها کردند، کار حرفه ای است. اگر بند به بند و کلمه به کلمه را تجزیه و تحلیلی حقوقی بکنم خواهید دید همینطور است. حالا این قسمت غنی سازی را برایتان جواب دادم.

    * پرداختن به قطعنامه ها و جلب رضایت شورای امنیت!!

    برویم سر جای دیگری که دوستان می گویند. فرازهای اوجی که دوستان از توافقنامه می گویند یکی غنی سازی است که گفتند در دو جا گرفتند ولی دیدید که این دو جا را آمریکایی ها گذاشتند و  ای کاش نمی گذاشتند. فراز دیگر، قطعنامه ها است که می گویند کلمه پرداختن آمده در حالی که غربی ها همواره اصرار داشتند که باید قطعنامه ها اجرا شود. پس ما بردیم و این پیروزی بزرگ است. در تلویزیون مرتب دیدید که می گویند اَدرِس کردن. اما باید گفت آن ها دنبال این بودند که کلمه اجرا بیاید و اگر اینجا اجرا می گذاشتند که دیگر نیازی به این توافقنامه نبود. (خنده) ما قطعنامه ها را اجرا می کردیم. دعوا ها از کجا شروع شده است؟ آن ها قطعنامه صادر کردند و ما اجرا نکردیم. خب ما اگر قطعنامه ها را اجرا می کردیم، خودکار تحریم ها لغو می شد. آنها گفتند این قطعنامه ها را اجرا کنید و اگر اجرا نکنید این تحریم ها علیه شما وضع خواهد شد. خب ما اگر قطعنامه ها را اجرا کنیم که دیگر تحریم ها رفع می شود و احتیاج به نشستن ۱+۵ و مذاکره و توافق نداریم؛ می رویم و قطعنامه را اجرا می کنیم و تحریم ها هم اتومات رفع می شود. پس این یک تقلب است که می گویند یک پیروزی بدست آوردیم و به جای اجرا کلمه اَدرس آمده است. ببینید آن ها چقدر زرنگی کردند. باز این جمله را هم آن ها گذاشتند. من ثابت می کنم کلمه اَدرِس را آن ها گذاشتند که «پرداختن به قطعنامه¬های شورای امنیت با نظر به اینکه ملاحظه شورای امنیت سازمان ملل در این موضوع به صورت رضایت بخش، به نتیجه برسد». این را هم آمریکایی ها گذاشتند. چرا؟ چون اجرا را که نمی تواتنستند بگذارند. باید یک چیزی را بگذارند که کلمه اجرا نباشد زیرا اگر اجرا گذاشته می شد، کل توافقنامه روی هوا بود. ولی در عین حال دنبال کلمه ای رفتند که عملا   همان مفهوم را حاصل کند. آن ها دو کلمه اختراع کردند. اَدرس و پرداختن را آوردند تا ما به قطعنامه ها -در گام میانی و مبهم- بپردازیم تا رضایت شورای امنیت حاصل شود. هم واژه پرداختن کلی است و هم رضایت حاصل شدن.
    باید به آمریکا بگوئیم که چه کار باید بکنم تا تو رضایت بدهی؟ (خنده) برو بریم! اون موقع که برای اعتماد گفتند تعطیل کن و حالا برای رضایت باید چه کار کنیم؟ آخرش هم می گویند همه قطعنامه ها را اجرا کن تا رضایت بدهیم. چقدر قشنگ و حرفه ای و بی نظیر کار کردند. یعنی اصلا بهتر از این کلمه، جایگزینی برای اجرا نمی توانستند بگذارند. پس حالا نگاه کنید.

    من تمام این نکات را در نامه سرگشاده به رئیس جمهور آوردم ولی آن موقع این ها جنبه تنوریک داشت و فضای مثبت بود و همه در حال جشن بودند. نوشتم که خلل و فرج و چاله چوله های ناجوری در قطعنامه وجود دارد ولی کسی گوشش بدهکار نبود و به این امر اهمیت نداد. حالش را نداشتند به این موضوع توجه کنند.

  17. #17

    پیش فرض

    تحلیل معاون سابق وزارت خارجه از سیاست خارجی دولت یازدهم:

    ما نه تنها با دست خالی به مذاکره رفتیم بلکه دستانمان را خالی‎تر از واقعیت هم نشان دادیم.



    ما باید بدانیم که رابطه ما با آمریکا رابطه همه یا هیچ است،
    حال باید بدانیم آیا در این مسیر می شود با چنین کشوری مذاکره کرد و به توافق برسیم؟

    محمدی با بیان اینکه ما در گذشته در ۲ مورد با آمریکا مذاکره کرده ایم و به توافق رسیده ایم، گفت:

    اولین مذاکره ما در مورد قضیه گروگانگیری بود که جمهوری اسلامی با واسطه کشور الجزایر با آمریکا وارد مذاکره شد
    و نتیجه آن شد که ما گروگان ها را آزاد کردم و آمریکا قسمتی از اموال بلوکه شده ما را آزاد است
    .


    مورد دوم نیز ماجرای مک فارلین بود که آمریکایی ها تعدادی گروگان در لبنان داشتند و تنها کشوری که می توانست این ماجرا را حل و فصل کند جمهوری اسلامی بود.
    از طرفی نیز ما در جبهه های جنگ مان نیاز به ابزارهای نظامی داشتیم بر همین اساس با آمریکا وارد مذاکره شدیم.

    در همه این موارد ما چیزی به دست آوردیم اما در ماجرای توافق ژنو متاسفانه هیچ چیز نصیب ما نشد.
    ما با دست کاملا خالی به مذاکره رفتیم و نه تنها دستمان خالی بود؛
    بلکه دچار یک وادادگی عجیب شده بودیم و دستمان را خالی تر از آنکه در واقعیت وجود داشته باشد نشان دادیم.

    «رئیس جمهور اعلام کرد که وضعیت اقتصادی ما به مراتب بدتر از تصور من بوده است و همچنین در آستانه مذاکرات اعلام کرد که خزانه ما خالی است.
    این سخنان به گونه ای است که انگار خودمان بصورت دقیق داریم نقاط آسیب پذیرمان را به دیگران اعلام می‎کنیم. »


    محمدی با انتقاد از سخنان ظریف گفت:
    کار عجیب دیگری که معیار دیپلماتیک ندارد اظهارات ظریف بود که گفت ۱۶ سانتریفیوژ ارزش جنگ با آمریکا را ندارد
    و اینکه عنوان کرد آمریکا می تواند با یک بمب خود تمام توان نظامی ما را از بین ببرد،
    یا اینکه گفت می خواهیم به نظام سلطه ثابت کنیم که ما تهدیدی برای آنها نیستیم.


    این جمله درست مقابل سخن امام (ره) است که می فرمایند ما آمریکا را زیر پا می گذاریم
    .

    معاون وزارت دفاع و پشتیبانی در دوران جنگ تحمیلی در ادامه سخنان خود با اشاره به اتفاقات سال ۸۲ گفت:
    با وجود اینکه یکبار در سال ۸۲ این مسیر را رفتیم و شکست خوردیم نمی دانم چرا دوباره مسئولان همان راه را دنبال می کنند
    .

    همین ظریف از البرادعی التماس می کرد اجازه دهد ما یک سانتریفیوژ داشته باشیم و عنوان می کرد اگر آنان اجازه ندهند جناح آنان در ایران می بازد
    .
    در مقابل غربی ها گفتند نه تنها اجازه نمی دهیم سانتریفیوژی داشته باشید؛
    بلکه باید کلاس فیزیک هسته ای در دانشگاه هایتان را نیز تعطیل کنید.

    در مقابل (دولت) خاتمی در نامه ای به غربی ها عنوان کرد که ما به دنبال هسته ای نمی رویم و از حزب الله حمایت نمی کنیم؛
    اما شما به ما حمله نکنید که در جواب جورج بوش اعلام کرد که ایران جزئی از محور شرارت است
    .

    ما با آمریکا زمانی می توانیم مسائلمان را حل کنیم که یا آمریکا از سلطه گری اش دست بردارد یا ما از انقلابی گریمان دست برداریم.


    ا
    ستاد دانشگاه تهران با بیان اینکه بین واقعیت و خواسته غربی ها و جمهوری اسلامی یک اقیانوس فاصله است گفت:
    من به کسانی که دلواپس هستند می گویم که دیگر دلواپس نباشند چراکه مقام معظم رهبری خطوط قرمز را مشخص کردند و تیم مذاکره کننده نیز نمی توانند از آنها عبور کنند.

  18. #18

    پیش فرض

    هیچ سانتریفیوژی در ایران نباید بچرخد.
    ظریف: از حقوق و عزت و سربلندی کشور دست بر نمی داریم


    ...
    درست زمانی که دو طرف در وین مشغول مذاکره برای رسیدن به توافقی جامع هستند،
    از داخل آمریکا خبر رسیده است که اعضای کنگره خیز بلندی برای مخالفت با هرگونه توافق جامع هسته ای با تهران برداشته اند.
    در همین مورد سایت کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا نوشت:
    قرار است در جلسه استماعی در کنگره در مورد مذاکرات هسته ای با ایران تبادل نظر صورت بگیرد.
    این سایت این گونه در مورد مذاکرات تیتر زده است:
    "مذاکره برای یک توافق بد با ایران".

    افرادی همچون دیوید آلبرایت (رئیس موسسه علوم وامنیت بین الملل)، و افرادی از موسسه اینترپرایز و شورای روابط خارجی آمریکا نظیر "ری تکیه" در این جلسه حاضر خواهند بود.
    جمهوری خواهان معتقد هستند توافق خوب با ایران، باید مانع از چرخش هرگونه سانتریفیوژی در داخل خاک ایران شود.

    نگاهی به خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران برای رسیدن به توافق جامع با طرف غربی نشان می دهد
    مسئولان جمهوری اسلامی ایران بارها نسبت به چرخش سانتریفیوژها داخل خاک ایران تاکید کرده اند.
    زیاده خواهی در طرف مقابل موردی است که بارها از طرف مقامات و مسئولان ایرانی مورد اشاره قرار گرفته است که آخرین مورد آن به اظهار نظر ظریف در فرودگاه وین برمی گردد.
    وزیر امور خارجه کشورمان در همین مورد اظهار داشت:

    اطمینان می دهم اگر بتوانیم به راه حلی برسیم که منافع کشور و مردم را لحاظ کند به توافق می رسیم.
    اگر بر اثر زیاده خواهی طرف مقابل، راه حل به دست نیاید،
    دنیا متوجه شده است که جمهوری اسلامی ایران به دنبال راه حل، تفاهم و تعامل سازنده است و از حقوق و عزت و سربلندی کشور دست برنمی دارد.

  19. #19

    پیش فرض

    نشریه "اکونومیست" که تحولات مرتبط با مذاکرات ایران و غرب را از نزدیک دنبال میکند،
    چارچوب توافق هسته ای ایران و گروه 5+1 را – که به تعلیق تحریم های سازمان ملل بر ضد کشورمان منجر میشود -- در قالب 6 اصل کلی ترسیم میکند:


    1. تعداد سانتریفیوژهای فعال ایران از 9500 به 6 تا 7 هزار سانتریفیوژ کاهش می یابد.

    2. از سانتریفیوژهای غیرفعال در محلی امن در ایران و تحت نظارت "آژانس بینالمللی انرژی اتمی" نگهداری میشود.

    3. "ایران 8 هزار کیلوگرم اورانیوم غنی شده با درجه خلوص پایین در اختیار دارد که حجم عظیمی از آن یا به روسیه صادر و یا به "اکسید" تبدیل میشود.

    هر اندازه حجم بیشتری از اورانیوم ایران از بین برده شود، تعداد کمتری از سانتریفیوژهای ایران نیز معدوم خواهد شد.

    4. تغییراتی در سانتریفیوژهای باقیمانده ایران ایجاد میشود تا امکان تولید اورانیوم دارای درجه خلوص بالا در آنها سلب شود.
    البته ایران میتواند بعدها در صورت لزوم تغییرات مورد نظر خود را در سانتریفیوژها ایجاد کند.

    5. تغییراتی در رآکتور آب سنگین اراک ایجاد میشود تا ظرفیت تولید پلوتونیوم در آن از 8 کیلوگرم در ماه به 1 کیلوگرم کاهش یابد.

    6. نظارت دقیق بر برنامه هسته ای ایران تا 10 سال ادامه می یابد و پس از آن به تدریج از گستره برنامه های نظارتی کاسته میشود.

    ولی ممکن است برخی از فعالیتهای هسته ای ایران همچنان تا 20 سال تحت نظارت باقی بماند.

    "باراک اوباما" رئیس جمهور آمریکا بر توقف 10 ساله فعالیتَ های هسته ای ایران تأکید میکند.
    وی در این باره به خبرگزاری رویترز گفت:

    هدف آمریکا این است که اطمینان حاصل کند 1 سال میان زمان آغاز تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای و دستیابی نهایی به سلاح هسته ای فاصله بیفتد.

    این در حالی است که "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر رژیم صهیونیستی هفته گذشته در سخنرانی خود در کنگره آمریکا از توافق احتمالی ایران و غرب به شدت انتقاد کرد.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات