کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 17 , از مجموع 17
  1. #1
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض خواندنی های تاریخ دنیا( رویداد های مهم تاریخ )

    ســلــآم

    تو این مبحث وقتتون هدر نخواهد رفت !

    مهمترین اتفاق های گذشته بر این کره ی خاکی
    اعم از اکتشافات ، جنگ ها ، رویداد های تاثیرگذار بر جهان و حکومت ها آورده میشن .

    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  2. 5 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  3. #2
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    دنيا درآتش نخستين جنگ جهاني

    جنگ بزرگ آغاز شد




    98 سال پيش در روز 28 ژوييه سال 1914 ميلادي امپراتوري اتريش - مجارستان به كشور تازه استقلال يافته صربستان اعلان جنگ داد ، جنگي كه جنگ بزرگ نام گرفت و به نخستين جنگ جهاني تبديل شد.

    در فرداي آن روز امپراتوري روسيه به امپراتوري اتريش - مجارستان اعلان جنگ داده و امپراتوري آلمان فورا به روسيه هشداري مي دهد اگر اعلان جنگ را پس نگيرد ، آلمان به نوبه خود وارد جنگ خواهد شد.

    روسيه تزاري پيشنهاد آلمان را رد مي كند و آلمان نيز به نوبه خود در روز اول اوت به روسيه اعلان جنگ مي دهد.

    فرانسه در همان روز اعلام بسيج عمومي مي كند و در روز سوم اوت سال 1914 ميلادي امپراتور آلمان ، گيوم دوم به فرانسه اعلان جنگ داده و نيروهاي ارتش آلمان وارد خاك بلژيك مي شوند.

    امپراتوري بريتانيا در روز چهارم اوت به آلمان اوليتماتوم مي دهد كه بي طرفي بلژيك را رعايت كند.آلمان اولتيماتوم بريتانيا را رد كرده و در همان روز بريتانيا به نوبه خود به آلمان اعلان جنگ مي دهد.

    سپس فرانسه و بريتانيا به ترتيب در روزهاي 11 و 12 اوت به امپراتوري اتريش - مجارستان اعلان جنگ مي دهند. ظرف 2 هفته آتش جنگ بخش اعظم اروپا را فرا مي گيرد.

    جنگ جهاني اول ناشي از رقابت هايي بود كه از 50 سال پيش از آغاز اين جنگ ، قاره اروپا را از هم پاشيده بودند. رقابت هاي سرزميني و استعماري موجب شدند تا كشورهاي اروپايي در مقابل يكديگر صف آرايي كنند.

    قتل آرشيدوك فرديناند وليعهد امپراتوري اتريش - مجارستان و همسرش در شهر سارايوو به دست يك صرب در روز 28 ژوئن سال 1914 ميلادي بهانه آغازين جنگ جهاني اول بود.

    امپراتوري هاي اروپاي مركزي ، آلمان ، اتريش - مجارستان و عثماني به همراه بلغارستان در مقابل امپراتوري روسيه ، امپراتوري بريتانيا و جمهوري فرانسه به همراه ايتاليا قرار مي گيرند.

    با ورود ژاپن به جنگ و به ويژه ايالات متحده در سال 1917 ميلادي جنگ واقعا ابعاد جهاني مي يابد.

    تصور يك جنگ كوتاه مدت از همان پاييز سال 1914 ميلادي با ناكامي تهاجم هاي بزرگ در جبهه هاي غربي و شرقي رنگ مي بازد. در مجموع 35 كشور جهان درگير اين جنگ خانمانسوز و بي رحمانه مي شوند.

    يك جنگ مدرن با استفاده از سلاح هاي جديد مرگبار ، تاكتيك هاي نوين جنگي كه دادن تلفات در آن براي طرفين اهميتي نداشت ، بلكه هدف فقط شكست دشمن بود.

    به اين ترتيب ، در روز 28 ژوييه سال 1914 ميلادي با اعلان جنگ امپراتوري اتريش - مجارستان عليه كشور صربستان آتش جنگ بزرگ يا جنگ جهاني اول شعله ور مي شود.

    ظرف چند روز كشورهاي اروپايي با تشكيل دادن اتحاديه هايي در مقابل يكديگر صف آرايي مي كنند. قاره اروپا به آتش و خون كشيده مي شود. دامنه جنگ حتي به مستعمرات به ويژه در آفريقا نيز گسترش مي يابد. با ورود ژاپن و آمريكا به صحنه نبرد ، جنگ ابعادي واقعا جهاني پيدا مي كند.

    پس از چهار سال جنگ بي رحمانه سرانجام در روز 11 نوامبر سال 1918 ميلادي با تسليم آلمان جنگ جهاني اول خاتمه مي يابد.

    در اين جنگ نزديك به 10 ميليون نفر از جمله غيرنظاميان كشته شده و 20 ميليون نفر مجروح مي شوند كه با توجه به امكانات آن روزگار اغلب آنها معلول شده بودند. در پايان جنگ نقشه اروپا كاملا دگرگون مي شود.

    جنگ جهاني اول منجر به نابودي چهار امپراتوري روسيه ، آلمان ، اتريش - مجارستان و عثماني مي گردد و كشورهاي جديدي از بطن امپراتوري هاي منقرض شده، تاسيس شده و يا دوباره احيا مي شوند.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  4. 3 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  5. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض جنگ داخلي اسپانيا آغاز شد

    جنگ داخلي اسپانيا آغاز شد
    76 سال پيش در روز 18 ژوييه سال 1936 ميلادي ، با كودتاي نظامي ژنرال فرانسيسكو فرانكو عليه دولت منتخب اسپانيا جنگ داخلي اين كشور آغاز شد.



    در ماه فوريه سال 1936 ميلادي حزب «جبهه مردمي» اسپانيا در انتخابات مجلس اين كشور به پيروزي رسيده بود.

    حزب «جبهه مردمي» متشكل از احزاب جمهوريخواه(سوسياليست ها ، راديكال ها ، كمونيست ها و آنارشيست ها) بود. با روي كار آمدن اين دولت نارضايتي نظاميان افزايش يافت و همچنين احزاب دست راستي كه از شكست خود راضي نبودند به نارضايتي ارتش دامن زده و يك كودتا به فرماندهي ژنرال فرانسيسكو فرانكو را تدارك ديدند.

    ژنرال فرانكو كه فرماندهي واحدهاي نظامي در مغرب را به عهده داشت در روز 18 ژوييه سال 1936 ميلادي پس از عبور از تنگه جبل الطارق وارد خاك اسپانيا شد.

    بلافاصله با ورود نيروهاي فرانكو ، پادگان هاي شهرهاي سوييا به فرماندهي ژنرال كوئيپو دويانو ، جزاير بالئارس به فرماندهي ژنرال گودد ، ناوار به فرماندهي ژنرال مول و نيز شهرهاي ساراگوسا و بورگس ، شورش كردند.

    نيروهاي دست راستي فرانكو از حمايت آلمان نازي و ايتالياي فاشيستي برخوردار بودند. هيتلر و موسوليني در جريان جنگ اسپانيا بيش از 100 هزار سرباز ، 1300 فروند هواپيما ، 350 دستگاه تانك ، تعداد قابل ملاحظه اي توپ و خمپاره و مهمات و همچنين مشاوران نظامي را براي كمك به نيروهاي فرانكو به اسپانيا اعزام كردند.

    جمهوري خواهان از فرانسه و بريتانيا تقاضاي كمك كردند ، اما اين كشورها به تقاضاي آنها پاسخ نداده و آنها ناگزير متوسل به اتحاد شوروي شدند.

    همين مساله موجب شد كمونيست هايي كه در جبهه جمهوري خواهان قرار داشتند از قدرت برخوردار شده و مزاياي بيشتري طلب كنند.

    برخلاف فرانكيست ها كه جبهه متحدي داشتند ، جنبش جمهوري خواهان به دليل برتري جويي كمونيست ها دچار شكاف بود. جنگ داخلي خونين اسپانيا محلي براي آزمايش سلاح ها و تاكتيك هاي جنگي شد كه بعدها آلمان نازي و ايتاليا از اين تجربه ها در جنگ جهاني دوم استفاده كردند.

    بمباران هاي گسترده شهرها براي ايجاد وحشت در مردم غيرنظامي از جمله اين تاكتيك ها بود. از جمله در گوئرنيكا (پابلو پيكاسو بعدها تصويري از رنج مردم اين شهر را خلق كرد كه به همين نام اكنون در سالن محل تشكيل شوراي امنيت سازمان ملل متحد آويخته شده است) ، دوراگو و بارسلونا ، هزاران غيرنظامي بر اثر اين بمباران ها جان خود را از دست دادند.

    حدود 35000 زن و مرد داوطلب از سراسر نقاط جهان و از اقشار مختلف به كمك جمهوري خواهان شتافتند.

    اما جمهوري خواهان كه از لحاظ سلاح به مراتب ضعيف تر از نيروهاي فرانكو بودند ، رفته رفته رو به ضعف نهادند و نيروهاي فرانكو اغلب شهرها و خاك اسپانيا را تصرف كردند.

    در جنگ برادركشي اسپانيا كه از روز 18 ژوييه سال 1936 ميلادي آغاز و در مارس سال 1939 ميلادي با سقوط مادريد خاتمه يافت بيش از 300 هزار نفر كشته و نزديك به يك ميليون نفر مجروح شدند.

    پس از پيروزي فرانكو در اين جنگ خونين ، او يك حكومت ديكتاتوري فاشيستي را برقرار كرد كه مدت 36 سال و تا زمان مرگش در سال 1975 ميلادي ادامه يافت.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  6. 3 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  7. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض پاستور بيماري هاري را مغلوب كرد



    127 سال پيش در روز ششم ژوييه سال 1885 ميلادي لويي پاستور پزشك و كاشف برجسته فرانسوي در مطبش در پاريس يك چوپان خردسال آلزاسي ژوزف ميستر را پذيرفت.يك سگ هار كودك چوپان را گاز گرفته بود و بايد فورا مورد مداوا قرار مي گرفت.




    لويي پاستور كه تشخيص داد كودك در خطر مرگ قريب الوقوع قرار دارد به خود ترديد راه نداد و واكسن جديدي كه ساخته بود را به كودك تزريق كرد و به مداواي او پرداخت.

    پس از چند روز با مشاهده بهبودي كودك پاستور احساس آسودگي عميقي كرد. سرانجام انسان بر بيماري هاري پيروز شده بود.

    لويي پاستور در روز 27 دسامبر سال 1822 در شهر دل در ناحيه ژورا متولد شد. او پس از خاتمه تحصيلاتش در رشته علوم و پزشكي دست به كار تحقيق زد.

    پاستور در دوران حيات پربارش بزرگترين خدمات را به بشريت كرد.

    او موفق به كشف ميكرب ، پاستوريزه كردن مواد لبني ، واكسن سياه زخم و واكسن هاري شد.

    لويي پاستور پس از تاسيس انستيتو پاستور كه امروز در سراسر جهان فعاليت دارد در روز 28 سپتامبر سال 1895 ميلادي درگذشت.

    مقبره پاستور در ساختمان نخستين انستيتو پاستور در محله ووژيرار در جنوب پاريس قرار دارد.

    به اين ترتيب ، در روز ششم ژوييه سال 1885 ميلادي لويي پاستور پزشك و كاشف برجسته فرانسوي يك چوپان خردسال ژوزف ميستر كه به دليل گاز يك سگ هار مبتلا به هاري شده بود را با تزريق واكسن هاري نجات داد.

    اين نخستين بار بود كه تزريق واكسن هاري جان انساني را نجات مي داد.

    ژوزف ميستر پس از بهبودي هرگز پاستور را ترك نكرد و بعدها وفادارترين نگهبان انستيتو پاستور پاريس شد.

    تا اين كه در سال 1940 ميلادي پس از اشغال پاريس توسط آلمان نازي وقتي تعدادي از افسران آلماني از او خواستند آنها را به مقبره لويي پاستور هدايت كند ، ژوزف ميستر ترجيح داد خودكشي كند و شاهد حضور اشغالگران در مقبره آن مرد بزرگ نباشد.
    ویرایش توسط رضـا منتظر : سه شنبه ۲۸ شهریور ۹۱ در ساعت ۲۲:۴۰
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  8. 2 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  9. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض جيوواني كابوتو كانادا را كشف كرد


    515 سال پيش در روز 24 ژوئن سال 1497 ميلادي كشتي ماتيو به فرماندهي جيوواني كابوتو مشهور به ژان كابوت براي نخستين بار به ساحل كانادا رسيد. كابوتو در خدمت هنري هفتم پادشاه انگلستان بود.




    پنج سال پس از ورود كريستف كلمب به سواحل جزاير آنتيل و كشف قاره امريكا ، جيوواني كابوتو دريانورد جنووايي توانست هنري هفتم پادشاه انگلستان را قانع كند كه به نوبه خود يك ناوگان جنگي را براي اكتشافات دريايي اختصاص دهد.

    جيوواني كابوتو اقيانوس اطلس را طي مدت يك ماه طي كرد و به سواحل جزاير كيپ بروتون و ترنوو (زمين تازه) در دلتاي رودخانه سن لوران رسيد. پس از كشف سواحل كانادا ، جيواني كابوتو مسير بازگشت را به لطف بادهاي غربي در مدت 15 روز پيمود.

    هنگام بازگشت به انگلستان كابوتو از هنري هفتم خواست كه به وي اجازه دهد تا شايد بتواند به سواحل ژاپن يا چين دست يابد، اما هنري هفتم اجازه اين سفر را نداد.

    جيوواني كابوتو از وجود خيل عظيم ماهي ها در سواحل ترنوو خبر داد. با انتشار اين خبر ماهيگيران نرماندي ، برتاني و به ويژه پرتغالي ها براي برخورداري از اين ذخاير جديد به سرعت رهسپار اين سواحل شدند، زيرا دسترسي به گله هاي عظيم اين ماهي ها دشوارتر از گله هاي ماهي هاي درياي شمال نبود.

    ماهيگيران در منطقه فعاليت خود در سواحل كانادا ، پايگاه هاي كوچكي را احداث كردند ، به ويژه در ساحلي كه آن را زمين لاورادو يا (ياورادو) ناميدند كه در زبان پرتغالي ها به مفهوم دهقان يا كشاورز است.

    پس از اين كه اروپايي ها متوجه شدند كه با يك دنياي جديد مواجه هستند، سباستيان پسر جيوواني كابوتو براي كشف مسيري به سوي چين از طريق شمال غرب قاره آمريكا ، عازم كانادا شد.

    اما وي در هدف خود شكست خورد زيرا چنين مسيري وجود خارجي نداشت. با اين حال اين مساله موجب شد تا اكتشافات سباستيان باعث شناخت بيشتر از شمال بزرگ كانادا شود. جيوواني كابوتو و پسرش سباستيان براي انگلستان اين امكان را فراهم آوردند تا در قاره آمريكا نفوذ كند.

    به اين ترتيب در روز 24 ژوئن سال 1497 ميلادي كانادا توسط جيوواني كابوتو دريانورد جنووايي كشف شد. كشف كانادا سرآغاز مستعمره شدن آمريكاي شمالي توسط انگلستان بود.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  10. 3 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  11. #6
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض عبدالناصر رييس جمهور مصر شد



    56 سال پيش در روز 23 ژوئن سال 1956 ميلادي در يك همه پرسي عمومي ، جمال عبدالناصر با كسب 84/99 درصد آراي مثبت مردم در سن 37 سالگي رئيس جمهور مصر شد البته از هنگام كنار گذاشتن ژنرال محمد نجيب در سال 1954 ميلادي جمال عبدالناصر رهبر انقلاب مصر شده بود.




    عبدالناصر از همان آغاز به قدرت رسيدن هم در زمينه داخلي و هم خارجي دست به اصلاحات بزرگي زد.ناصر اراضي زمين داران بزرگ را بين دهقانان بي زمين تقسيم كرد، بانك ها ، شركت هاي بيمه ، شركت هاي واردات و صادرات و موسسات خارجي را ملي كرد.

    ملي كردن اين بخش ها موجب ايجاد يك ميليون شغل در مصر شد. وي سپس به مبارزه با بيسوادي پرداخت و رفتن كودكان به مدارس را اجباري كرد.

    در صحنه بين المللي ، ناصر در سال 1955 ميلادي سياست « بي طرفي مثبت» در مقابل بلوك شرق و غرب را مطرح كرد كه اين سياست در آوريل سال 1955 ميلادي در كنفرانس باندونگ در اندونزي تاييد شد و موجب تشكيل جنبش غيرمتعهدها گرديد.

    اين سياست باعث شد تا جمال عبدالناصر به سرعت به رهبر محبوب القلوب و آرماني جهان عرب تبديل شود. در ماجراي ملي شدن كانال سوئز ، ناصر به اوج محبوبيت رسيد. در ژوئن سال 1956 ميلادي ايالات متحده از اجراي تعهد خود براي تامين مالي مصرف احداث سد اسوان سرباز زد. ناصر براي تامين هزينه احداث سد اسوان ناگزير كانال سوئز را ملي اعلام كرد.

    اين تصميم ناصر موجب خشم انگلستان و فرانسه مالكان كمپاني كانال سوئز شد و اين دو كشور به اتفاق اسرائيل به مصر حمله كردند،اما تحت فشار ايالات متحده و شوروي حمله آنها با شكست مواجه شد و نيروهاي مهاجم به سرعت خاك مصر را ترك كردند.

    اين مساله موجب شد تا ناصر قهرمان ملي جهان عرب شود. از اين دوره به بعد مصر اندك اندك به اتحاد شوروي نزديك شد و اين كشور كارشناسان و مشاوران خود را به مصر اعزام كرد.

    عمليات احداث سد اسوان در سال 1960 ميلادي آغاز و در سال 1964 ميلادي خاتمه پذيرفت. با احداث سد فرعوني اسوان ، دهقانان مصري براي هميشه از طغيان هاي رود نيل نجات يافتند.

    جمال عبدالناصر در سال 1958 ميلادي طرح وحدت اعراب را پيش كشيد و در همان سال دو كشور مصر و سوريه متحد شده و جمهوري متحده عربي را ايجاد كردند، اما مدتي بعد به دليل بوروكراسي شديد مصر ، سوري ها از اين اتحاديه خارج شده و جمهوري متحده عربي منحل شد.

    در ژوئن سال 1967 ميلادي ، اسرائيل دست به حمله غافلگيرانه*اي به سه كشور مصر ، سوريه و اردن زد كه اين جنگ به جنگ شش روزه معروف شد. در اين جنگ اسرائيل ارتفاعات جولان ، صحراي سينا ، كرانه غربي رود اردن و بخش شرقي بيت المقدس را اشغال كرد.

    جمال عبدالناصر ، پس از اين واقعه استعفاي خود را اعلام كرد ، اما ميليون ها مصري به خيابان هاي قاهره ريختند و با استعفاي وي مخالفت كردند. حتي اين شكست هم محبوبيت ناصر را كاهش نداد.

    ناصر از آن پس دست به يك جنگ فرسايشي با اسرائيل زد و آرامش اسرائيل را سلب كرد. در سال 1970 ميلادي ، ناصر با ميانجي گري به اختلافات ملك حسين پادشاه اردن و ياسرعرفات رهبر سازمان الفتح فلسطين پايان داد.

    جمال عبدالناصر كه جهان عرب به وي لقب رئيس را داده بود ، در 28 سپتامبر سال 1970 ميلادي بر اثر سكته قلبي درگذشت. ميليون ها عرب در پي درگذشت ناصر دست به سوگواري زدند.

    به اين ترتيب جمال عبدالناصر كه در روز 23 ژوئن سال 1956 ميلادي به مقام رياست جمهوري مصر رسيد. او در طول دوران قدرت خود مصر را به مهمترين كشور جهان عرب تبديل كرده و نقش مصر را در صحنه بين المللي تثبيت كرد. علي رغم گذشت سال هاي بسيار و تحولات عميق در جهان عرب هنوز جمال عبدالناصر محبوب القلوب ده ها ميليون ها عرب است.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  12. 3 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  13. #7
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض حيات دوباره امپراتوري بيزانس


    751 سال پيش در روز 25 ژوييه سال 1261 ميلادي امپراتور بيزانس ، بازيلئوس ميخاييل هشتم پالئولوگ فاتحانه وارد پايتختش بيزانس شد. نيم قرن پيش از اين تاريخ، يك امپراتور ديگر بيزانس به بهانه جنگ هاي صليبي توسط ارتشي كه سربازان آن از سوي بازرگانان ونيزي اجير شده بودند ، از شهر بيزانس بيرون رانده شده بود.




    در روز 12 آوريل سال 1204 ميلادي لشكريان چهارمين جنگ صليبي پس از فتح بيزانس ، پايتخت باشكوه امپراتوري رم شرقي كه فرهنگ يونان و مذهب ارتدوكس را پذيرفته بود ، شهر را بي رحمانه غارت كردند.

    در حالي كه بارون هاي كاتوليك غربي ثروت ها و اموال غارت شده بيزانس را ميان خود تقسيم مي كردند ، اهالي بيزانس و روحانيون ارتدوكس در شهر نيسه در كرانه ديگر بسفور فرهنگ و سنت هاي خود را زنده نگه داشتند.

    شهر بيزانس در 11 مه سال 330 ميلادي تحت نام كنستانتينوپل برگرفته از نام كنستانتين امپراتور رم رسما به عنوان پايتخت امپراتوري رم انتخاب شده بود.در سال 395 ميلادي با تجزيه امپراتوري رم به دو امپراتوري رم غربي و رم شرقي ، كنستانتينوپل پايتخت امپراتوري رم شرقي شد.

    در زمان امپراتور هراكليوس ، كنستانتينوپل از ريشه هاي لاتيني و مذهب كاتوليك دست كشيد و به يك شهر يوناني با مذهب ارتدوكس تبديل شده و نام آن به بيزانس تغيير يافت.

    تا قبل از حمله صليبي ها اين شهر از شكوه و جلال فراواني برخوردار بود ، اما با غارت شهر و بيش از نيم قرن اشغال توسط صليبيون از آن شكوه گذشته چيز زيادي باقي نماند.

    تا اين كه ميخاييل هشتم پالئولوگ كه به يك خانواده قديمي و اصيل بيزانس تعلق داشت خود را امپراتور بيزانس ناميد. او به صليبيون كه بيزانس را در اشغال داشتند حمله كرد و شهر را از آنها پس گرفت و به اشغال كاتوليك ها خاتمه داد.

    ميخاييل هشتم دوباره شكوه و جلال بيزانس را تا حدودي احيا كرد اما با توجه به غارت گسترده صليبيون ، شهر بيزانس هرگز شكوه گذشته خود را بازنيافت.

    به اين ترتيب در روز 25 ژوييه سال 1261 ميلادي امپراتوري بيزانس بار ديگر با بيرون راندن صليبيون كاتوليك تجديد حيات يافت.

    تا اين كه حدود دو قرن بعد امپراتوري پالئولوگ هاي بيزانس پس از شكست از سلطان محمد فاتح ، سلطان عثماني در روز 29 مه سال 1453 ميلادي براي هميشه از صحنه روزگار محو شد و به تاريخ پيوست و نام شهر بيزانس (قسطنطنيه – كنستانتينوپل ) به استانبول تغيير يافت.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  14. 3 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  15. #8
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    الكساندر دوما متولد شد
    210 سال پيش در روز 24 ژوييه سال 1802 ميلادي الكساندر ديوي دولا پايوتوري در شهر ويه - كوتوره متولد شد ، او بعدها به نام الكساندر دوما به عنوان يكي از بزرگترين نويسندگان فرانسه و جهان شهرت يافت.




    الكساندر در سن چهار سالگي پدرش را از دست داد و به دليل عدم توانايي مالي مادرش از امكان انجام تحصيلات عالي بازماند.

    او از اوان كودكي ناگزير به كار كردن شد. الكساندر دوما در سال 1822 ميلادي در جستجوي يك زندگي بهتر به پاريس رفت.«قلم شيوايش» موجب شد تا در دفاتر دوك دو اورلئان استخدام شود.

    از همان زمان او نوشتن مقاله هايي را در روزنامه ها آغاز كرد سپس به سرودن اشعار پرداخت كه موفق به چاپ آنها شد.

    اما موفقيت الكساندر دوما از سال 1829 ميلادي با نوشتن «هانري سوم و دربارش» ، يك درام تاريخي آغاز گشت كه با استقبال فراواني روبه رو شد.

    اين نمايشنامه توسط كمدي فرانسز روي صحنه رفت و دوما از آن پس به چهره شناخته شده اي در تئاتر رمانتيك تبديل شد. اين موفقيت او را به شهرت و ثروت رساند. الكساندر دوما سپس نمايشنامه هاي ديگري از جمله «خاطرات آنتوني» ، «ايزابل دو باوير» ، «برج نسل» ، «كاليگولا» ، «كين» را نوشت.

    سپس ، الكساندر دوما ضمن ادامه به نمايشنامه نويسي به نوشتن روزشمارهاي تاريخي ، خاطرات سفرهايش و به ويژه رمان پرداخت.از سال 1840 ميلادي ، الكساندر دوما در نوشتن رمان پركارتر شد و در طول حيات خود نزديك به 80 رمان را منتشر كرد.

    از معروفترين رمان هاي الكساندر دوما مي توان به «سه تفنگدار» ، «كنت دومونت كريستو» ، «بيست سال بعد» ، «ويكونت دوبراژلون» ، «ملكه مارگو» ، «شواليه مزون روژ» ، «موهيكان هاي پاريس» ، «مردي با نقاب آهنين» و ده ها رمان ديگر اشاره كرد.

    الكساندر دوما زندگي پرفراز و نشيبي داشت. او سرانجام در پي يك حادثه نيمه فلج شده و در خانه پسرش «الكساندر دوما پسر» اقامت مي كند.
    الكساندر دوما در روز پنجم دسامبر سال 1870 ميلادي در خانه پسرش دارفاني را وداع مي گويد.

    به اين ترتيب ، در روز 24 ژوييه سال 1802 ميلادي الكساندر ديوي دولا پايوتوري در شهر ويه - كوتوره فرانسه متولد شد.او بعدها با نام الكساندر دوما يكي از بزرگترين نويسندگان فرانسه و جهان شد.

    ده ها ميليون نفر به اغلب زبان هاي جهان آثار و رمان هاي او را خوانده و از خواندن آنها لذت برده اند و هنوز رمان هاي الكساندر دوما براي خوانندگان امروزي از جذابيت فراواني برخوردار هستند.

    در سال 2002 ميلادي ، دولت فرانسه به مناسبت دويستمين سالگرد تولد الكساندر دوما بقاياي جسد او را در عمارت پانتئون پاريس، محل دفن مفاخر ملي فرانسه جاي داد.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  16. 2 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  17. #9
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض روايتي از جنگ جهاني دوم


    سوء قصد نافرجام عليه هيتلر
    68 سال پيش در روز 20 ژوييه سال 1944 ميلادي آدولف هيتلر،رهبر آلمان نازي به طور تصادفي از انفجار بمبي كه براي كشتن او كار گذاشته شده بود جان سالم به در برد.اين انفجار در مقر اصلي ستاد ارتش در راستنبورگ در پروس شرقي و در زماني كه هيتلر با ژنرال هايش نقشه هاي جبهه هاي جنگ را بررسي مي كرد ، رخ داد.




    علي رغم 12 سال ديكتاتوري و حكومت وحشت نازي ها، آدولف هيتلر هرگز موفق نشد طبقه نظاميان اشراف زاده پروس كه به سنت ها و شرافت خود پايبند بودند را با خود همراه سازد.

    سوء قصد 20 ژوييه سال 1944 ميلادي با نام رمز «عمليات والكايري» مهمترين سوء قصدي بود كه نسبت به جان هيتلر صورت گرفت.

    افرادي كه براي انجام اين سوء قصد هم پيمان شده بودند قصد داشتند با قتل هيتلر رژيم نازي را ساقط كرده و يك رژيم ديكتاتوري محافظه كار با احتمال برقراري دوباره حكومت سلطنتي را مستقر كنند. آنها تصميم داشتند با غرب صلح كرده اما به جنگ با اتحاد شوروي ادامه دهند.

    در ميان آنها افسران عاليرتبه اي از جمله كنت كلاوس فن اشتوفنبرگ ، رييس ستاد مشترك ارتش*هاي داخل آلمان مشاهده مي شدند. او در افريقا در كنار مارشال اروين رومل جنگيده بود و پس از يك جراحت شديدكه منجر به نقص عضو او شد به آلمان بازگشته بود.

    كنت اشتوفنبرگ در روز سوءقصد ، كيف حاوي بمب را در نزديكي هيتلر و در زير ميزي مي گذارد كه در اطراف آن هيتلر و ژنرال هايش نقشه ها را بررسي مي كردند. او سپس به بهانه يك تماس تلفني خارج شده و فورا عازم برلين مي شود تا پس از قتل هيتلر، ارتش را به قيام دعوت كند.

    اما پاي يكي از افسران به كيف مي خورد و او كيف را برداشته و آن را در فاصله دورتري قرار مي دهد. هنگام ظهر وقتي انفجار رخ مي دهد ، ميز كنفرانس مانند يك حفاظ مانع از كشته شدن هيتلر شده و او فقط جراحتي سطحي مي بيند ، اما تا پايان عمر دچار لرزش دست و پا شد.

    عاملان سوءقصد كه از سرنوشت هيتلر بي اطلاع بودند در به دست گرفتن قدرت ترديد به خرج مي دهند.

    اشتوفنبرگ در همان شب 20 ژوييه دستگير شده و به قتل مي رسد. آدميرال ويلهلم كاناريس به اردوگاه مرگ فلوسنبورگ اعزام شده و در آنجا به دار آويخته مي شود. مارشال هانس فن كلوگ قبل از دستگيري خودكشي كرد.

    در روز 14 اكتبر سال 1944 ميلادي ، فيلد مارشال اروين رومل كه با عاملان سوءقصد هم پيمان شده بود ، ناگزير به خودكشي مي شود اما با توجه به محبوبيت بسيار او در آلمان هيتلر براي رومل مراسم تشييع جنازه رسمي و ملي برپا مي كند.

    در مجموع دستكم 200 افسر عاليرتبه كه اغلب از نظاميان اصيل زاده پروس بودند توسط نازي ها كشته مي شوند.

    در روز 20 ژوييه سال 1944 ميلادي آدولف هيتلر رهبر آلمان نازي از انفجار بمبي كه براي قتل او كار گذاشته شده بود ، جان سالم به در مي برد.

    دخالت يك افسر در جابه جا كردن كيف حاوي بمب موجب مي شود هيتلر به طور تصادفي ازسوء قصد افسران ميهن پرستي كه قصد نجات آلمان را داشتند ، نجات يابد. او پس از اين انفجار دچار سنگيني گوش و رعشه مي شود، اما آلمان را تا انتها با جنون خود به سوي نابودي سوق مي دهد.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  18. 3 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  19. #10
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    رم به دستور نرون به آتش كشيده شد
    1948 سال پيش در روز 19 ژوييه سال 64 ميلادي نرون امپراتور خونخوار و مجنون رم به سربازانش دستور داد تا مخفيانه اين شهر را آتش بزنند. نرون قصد داشت گناه آتش زدن شهر رم را به گردن مسيحيان بيندازد و در عين حال ،او مي خواست كاخ جديدي براي خود بسازد و نقشه شهر را تغيير دهد.




    آتش سوزي از يك دكان كوچك در نزديكي سيرك ماكسيموس در پاي تپه پالاتينو كه كاخ امپراتور بر فراز آن ساخته شده بود ، آغاز شد و به زودي سراسر شهر را دربرگرفت.

    در آن زمان رم نزديك به 800 هزار جمعيت داشت ومساحت آن حدود 13 كيلومتر مربع بود. بخش اعظم فضاي شهر را معابد ، ساختمان هاي دولتي و كاخ ها اشغال كرده بودند.شهر رم شش روز در آتش مي سوخت و بخش اعظم ساختمان هاي شهر از بين رفتند و هزاران نفر از مردم شهر كشته شدند.

    نرون كه به ييلاق رفته بود فورا به رم بازگشت و تا قبل از اين كه دامنه آتش به كاخ او برسد از فراز كاخ خود آتش سوزي رم را تماشا مي كرد و چون خود را يك خواننده و نوازنده بي نظيري مي دانست ، هنگام تماشاي آتش سوزي چنگ مي نواخت و بخش هايي از اشعار هومر در مورد آتش سوزي شهر تروا را مي خواند. پس از اين كه دامنه آتش به كاخ نرون رسيد ، او كاخ خود را ترك كرد.

    نرون دستور مي دهد كاخ جديدي را برايش احداث كنند كه نام آن را خانه طلايي گذاشت. وسعت اين كاخ 80 هكتار بود و از تپه پالاتينو تا تپه كائليوس گسترش داشت. در ميان اين دو تپه باغها و يك درياچه مصنوعي احداث شدند كه يك مجسمه غول آساي نرون به ارتفاع 44 متر بر آنها اشراف داشت.

    پس از فروكش كردن آتش سوزي ، عوامل نرون در شهر شايع كردند كه مسيحيان عامل آتش سوزي رم بودند. سربازان نرون تعداد زيادي از مسيحيان شهر رم را دستگير كردند. برخي از آنها را در سيرك هاي رم در مقابل جانوران درنده رها كردند. تعدادي ديگر را به صورت مشعل زنده درآوردند.

    تعدادي از حواريون حضرت مسيح مانند سن پير و سن پل جزو مسيحياني بودند كه توسط ماموران نرون به شيوه هاي گوناگون و وحشيانه كشته شدند.

    كشتار مسيحيان تقريبا سي سال پس از مصلوب شدن حضرت مسيح انجام گرفت. از آن پس اقدامات وحشيانه نرون بيشتر شد و موجب نارضايتي مردم و سرداران رم شد. نرون در سال 66 ميلادي به دليل بيزاري از رم تصميم گرفت به يونان سفر كند.

    در اوايل سال 68 ميلادي هنگامي كه نرون به رم بازگشت با شورش هايي در نقاط مختلف امپراتوري مواجه شد.

    او كه طرفداران خود را از دست داده بود به خانه يكي از دوستانش پناه مي برد. در آنجا به نرون خبر مي رسد كه گالبا يك ژنرال شورشي به مقام امپراتوري انتخاب شده است. نرون با شنيدن اين خبر از شدت ياس و اندوه در روز 9 ژوئن سال 68 ميلادي خودكشي مي كند.

    در روز 19 ژانويه سال 64 ميلادي شهر جاوداني رم دچار يك حريق عظيم شد. عامل اصلي اين حريق نرون امپراتور ديوانه رم بود كه مي خواست با تخريب شهر كاخ جديدي براي خود ساخته و نقشه شهر را تغيير دهد و در عين حال مسيحيان را مسبب حريق معرفي كرده و آنها را قتل عام نمايد.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  20. 3 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  21. #11
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض عصر هسته*اي آغاز شد


    آزمايش اولين بمب اتمي جهان
    67 سال پيش در روز 16 ژوييه سال 1945 ميلادي ايالات متحده نخستين بمب اتمي جهان را آزمايش كرد. اين آزمايش به صورت بسيار محرمانه در منطقه آلاموگوردو در بيابان نيومكزيكو در 350 كيلومتري لس آلاموس انجام شد.




    بزرگترين دانشمندان هسته اي ، اوپنهايمر ، چادويك ، فريش ، لاورنس در يك پناهگاه بتني در فاصله 8 كيلومتري «نقطه صفر» محل انفجار ناظر بر انجام اين آزمايش بودند. نزديكترين منطقه مسكوني 35 كيلومتر با محل آزمايش فاصله داشت.

    در سال 1944 ميلادي ژنرال گروز منطقه آلاموگوردو را براي انجام آزمايش بمب اتمي كه نام ترينيتي را به آن داده بودند ، انتخاب كرده بود. در جريان يك سال در اين منطقه پناهگاه هاي بتني براي نظارت بر نحوه عملكرد آزمايش احداث شدند و يك برج فولادي كه بمب بر فراز آن منفجر مي شد در «نقطه صفر» برپا گرديد.

    در روز 15 ژوييه 1945 ميلادي در حالي كه بمب اتمي كه شهر هيروشيما را با خاك يكسان كرد به نام «ليتل بوي» در داخل ناو جنگي ايندياناپليس جا گرفته بود و مسير جزيره تينيان (جزيره اي كه دو بمب اتمي "ليتل بوي" و "فت من" در آنجا نگهداري شدند) را مي پيمود ، 150 دانشمند هسته اي در آلاموگوردو گرد آمده بودند تا ناظر بر آزمايش بمب پلوتونيوم «ترينيتي» باشند.

    بمب در محل مونتاژ شد و به بالاي برج فولادي منتقل گرديد. اندكي بعد از ساعت پنج صبح نخستين انفجار اتمي تاريخ بشريت رخ داد.

    ژنرال فالر در خاطرات خود نوشت يك نور كور كننده كه حتي از فاصله 35 كيلومتري غيرقابل تحمل بود ، آسمان تيره را روشن كرد و پس از آن صداي انفجاري شنيده شد. موج انفجار به شدت افرادي كه در پناهگاه ها بودند را به گوشه اي پرتاب كرد و بلافاصله صداي يك غرش كركننده و وحشتناك كه پايان ناپذير بود بلند شد. در اينجا بود كه ما متوجه شديم موجودات حقير مرتدي هستيم كه جرات كرديم به نيرويي دست يابيم كه مي تواند پايان بشريت را رقم بزند.

    ژنرال گروز بقيه ماجرا را حكايت كرد:يك ابر غليظ و عظيم از زمين برخاست و هر لحظه بر ابعاد آن افزوده مي شد و به سوي آسمان پيش مي رفت ، اندكي بعد اين ابر به شكل يك قارچ غول آسا درآمد.

    اوپنهايمر هنگام مشاهده انفجار به ياد يك متن قديمي سانسكريت افتاد :«اكنون ، من شريك مرگ هستم ، يك نابود كننده دنياها».

    قدرت اين انفجار معادل 20 هزار تن تي ان تي بود. بلافاصله پس از انجام آزمايش ، بمب اتمي به يك سلاح سياسي تبديل شد و هري ترومن رئيس جمهور آمريكا كه در آن هنگام در كنفرانس پتسدام حضور داشت ، صريحا موفقيت آزمايش بمب اتمي را اعلام كرد.

    به اين ترتيب ، در روز 16 ژوييه سال 1945 ميلادي با آزمايش نخستين بمب اتمي جهان توسط ايالات متحده ، عصر هسته اي جهان آغاز شد و منجر به بزرگترين مسابقه تسليحاتي تمام دوران ها گرديد.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  22. 4 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  23. #12
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض به دستور لنين انجام شد

    قتل عام نيكلاي دوم و خانواده اش
    94 سال پيش در روز 16 ژوييه سال 1918 ميلادي نيكلاي دوم، آخرين تزار روسيه و تمام اعضاي خانواده اش كه زنداني بلشويك ها بودند بدون محاكمه در زيرزمين خانه اي در شهر يكاترينبورگ در شرق اورال به قتل رسيدند.



    زندانبان هاي بلشويك كه رئيس آنها ياكوف يوروفسكي بود ، تزار ، همسرش ، چهار دخترش و يك فرزند پسرش را به همراه چهار نفر ازخدمه در زيرزمين اين خانه با گلوله رولور و ضربات سرنيزه به قتل رساندند.

    نيكلاي دوم در سال 1894 ميلادي به تخت سلطنت روسيه نشست اما دوران سلطنت او توام باموج نارضايتي از استبداد تزاري ، فقر فزاينده مردم ، شكست روسيه در جنگ با ژاپن در سال 1905 ميلادي بود.

    نيكلاي دوم و همسرش به ويژه به دليل بيماري تنها پسرشان الكسيس به شدت تحت القائات يك كشيش توطئه گر به نام راسپوتين بودند و حتي شهرت داشت كه راسپوتين وزيران دولت تزاري را تعيين مي كرد.

    در سال 1914 ميلادي روسيه در كنار بريتانيا و فرانسه عليه امپراتوري آلمان و امپراتوري اتريش - مجارستان وارد جنگ مي شود.

    يكي از دلايل اصلي بروز جنگ جهاني اول سماجت تزار نيكلاي دوم در حمايت از صربستان بود كه سرويس مخفي اين كشور در قتل وليعهد امپراتوري اتريش - مجارستان دست داشت.

    نيكلاي دوم مي خواست با يك جنگ خارجي توجه افكار عمومي را ازمشكلات داخلي به جنگ خارجي معطوف كند اما ارتش روسيه به دليل ساختار قديمي و به دليل نارضايتي سربازان شكست هاي سنگيني را در جبهه هاي جنگ متحمل شد و سرزمين هاي وسيعي را از دست داد.

    بار ديگر مانند سال 1905 ميلادي و پس از شكست از ژاپن كه در روسيه انقلاب شد، در ماه فوريه سال 1917 ميلادي انقلاب دوم روسيه رخ داد و در روز 2 مارس سال 1917 ميلادي نيكلاي دوم از سلطنت كناره گيري كرد.

    پس از كناره گيري تزار و افراد خانواده اش در كاخ تزار سكويه سلو محبوس شده و سپس به تصميم دولت موقت به سيبري و به شهر توبلوسك انتقال يافتند.

    پس از پيروزي بلشويك ها در انقلاب اكتبر سال 1918 ميلادي ، حكومت بلشويكي نيكلاي دوم و خانواده اش را به شهر يكاترينبورگ درشرق اورال منتقل كرد.

    در ژوييه سال 1918 ميلادي با پيشرفت نيروهاي ضدانقلابي حكومت بلشويكي نگران آزادي تزار توسط آنها شد.

    شخص لنين به سويت محلي (شوراي محلي) يكاترينبورگ دستور قتل تزار را مي دهد اما براساس مدارك و شواهدي كه بعدها به دست آمد ، لنين فقط دستور قتل نيكلاي دوم را داده بود و اعضاي خانواده تزار و خدمه اش به طور غيرقانوني و فقط به تصميم ياكوف يوروفسكي رئيس زندانبان ها به قتل رسيدند.

    پس از قتل تزار و افراد خانواده اش ، بلشويك ها جنازه هاي آنها را از خانه خارج كرده و با كاميون به 20 كيلومتري شهر يكاترينبورگ برده و اجساد را در داخل يك چاه مي اندازند.

    به اين ترتيب ، در روز 16 ژوييه سال 1918 ميلادي ، نيكلاي دوم و تمام اعضاي خانواده اش توسط يك گروه از بلشويك ها كه زندانبان آنها بودند بدون محاكمه در زير زمين خانه اي در شهر يكاترينبورگ به ضرب گلوله و سرنيزه به قتل مي رسند و با مرگ نيكلاي دوم ، دوران 300 ساله سلطنت رومانف ها خاتمه مي يابد.

    پس از گذشت 80 سال در روز 17 ژوييه سال 1998 ميلادي ، بقاياي اجساد نيكلاي دوم و اعضاي خانواده اش به كليساي جامع پتروپل در سنت پترزبورگ انتقال يافته و در آنجا دفن مي شوند.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  24. 2 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  25. #13
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض شرلوك هلمز يتيم شد

    درگذشت سر آرتور كونان دويل
    82 سال پيش در روز هفتم ژوييه سال 1930 ميلادي سرآرتور كونان دويل نويسنده برجسته بريتانيايي و خالق شخصيت شرلوك هلمز كارگاه خصوصي افسانه اي در سن 71 سالگي درگذشت . با درگذشت كونان دويل نه تنها شرلوك هلمز يتيم شد ، بلكه ميليون ها نفر از علاقه مندان او نيز به عزا نشستند.




    آرتور كونان دويل در روز 22 مه سال 1859 ميلادي در شهر ادينبورگ اسکاتلند در خانواده اي ايرلندي تبار متولد شده بود.

    او پس از پايان تحصيلات دبيرستان به تحصيل در رشته پزشكي در دانشگاه ادينبورگ پرداخت و در سال 1881 ميلادي مدرك پزشكي خود را دريافت كرد.

    كونان دويل در كنار حرفه پزشكي به نويسندگي پرداخت ودر سال 1887 ميلادي نخستين ماجرا از 68 ماجراهاي شرلوك هلمز به نام (A Study in Scarlet) «اتود در قرمز لاكي» را منتشر كرد.



    شخصيت هلمز ، قدرت منطق و تحليلش و نبوغش به زودي طرفداران زيادي يافت.

    در كنار هلمز ، شخصيت دوستش دكتر واتسون يا پرفسور موريارتي چهره يك جنايتكار كامل به جذابيت ماجراهاي هلمز افزودند.

    استقبال از ماجراهاي شرلوك هلمز به اندازه اي رسيد كه آرتور كونان دويل پزشكي را كنار نهاد و از سال 1892 ميلادي وقت خود را صرف نويسندگي كرد.

    بسياري از خوانندگان باور نمي كردند شرلوك هلمز يك شخصيت خيالي باشد و تصور مي كردند اين شخصيت حقيقتا وجود دارد.

    آرتور كونان دويل در سال 1893 ميلادي براي زدودن اين تصور قهرمان خود را در يكي از ماجراهايش به قتل رساند.

    اما فشار خوانندگان به اندازه اي بود كه كونان دويل مرگ قهرمان خود را در داستان بعدي تحريف كرده و آن را به يك تصادف تبديل كرد و از سال 1903 ميلادي ماجراهاي شرلوك هلمز ادامه يافتند.

    از مشهورترين ماجراهاي هلمز مي توان به «سگ باسكرويل ها» ، «ماجراهاي شرلوك هلمز» ، «نشانه چهار» و «دره وحشت» اشاره كرد.

    سر آرتور كونان دويل علاوه بر نوشتن ماجراهاي شرلوك هلمز در زمينه رمان هاي تاريخي و كتاب هاي تاريخ نيز از شهرت بسزايي برخوردار بود اما نام كونان دويل همواره با شخصيت شرلوك هلمز حتي تا روزگار ما عجين بوده است.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  26. 2 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  27. #14
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض روايتي از جنگ بزرگ

    مرگبارترين روز ارتش بريتانيا
    جام جم آنلاين: 96 سال پيش در روز اول ژوييه سال 1916 ميلادي حمله عظيم نيرو هاي فرانسوي و بريتانيايي در جبهه سوم (Somme) عليه نيروهاي امپراتوري آلمان آغاز شد كه شديدترين و خونبارترين نبردهاي جنگ بزرگ جهاني اول 1918- 1914 محسوب مي شود.




    متحدان فرانسوي و بريتانيايي عمليات اين يورش را در ماه دسامبر سال 1915 ميلادي در شانتيي طرح ريزي كردند تا به سكون در سنگرها خاتمه دهند.

    سه ماه بعد ، آلمان ها به وردن حمله مي كنند و ستاد فرماندهي فرانسه و بريتانيا اميدوار بودند با يورش در جبهه سوم از شدت حملات در جبهه شرقي وردن كاسته شود.

    فرانسه و بريتانيا نيروهاي عظيمي را در جبهه هاي جنگ بين آلبرت و شولن متمركز كرده بودند.

    لشكرهاي فرانسوي به فرماندهي ژنرال فايول و ژنرال ميشوله در جناح جنوبي و لشكرهاي بريتانيايي به فرماندهي ژنرال راولينسون ، ژنرال گوك و ژنرال آلن بي در جناح جنوبي در مقابل ارتش دوم آلمان به فرماندهي ژنرال فن بلوو صف آرايي كردند.

    در جريان يك هفته ، آتشبارهاي بريتانيايي و فرانسوي 1.6 ميليون بمب را روي خطوط نيروهاي آلماني فرو ريختند.

    نيروهاي متحد تصور مي كردند با اين بمباران بي وقفه كه تا آخرين لحظات شروع حمله ادامه داشت ، هرگونه مقاومتي را از سوي دشمن از بين برده اند.

    اعتقاد به اين مساله به اندازه اي قوي بود كه فرمانده كل نيروهاي بريتانيا ژنرال هنري راولينسون براي اين كه از خستگي بيهوده سربازان خود جلوگيري كند به آنها دستور داد با گام هاي آهسته و نه دوان دوان به سنگرهاي دشمن حمله كنند.

    اما در واقع ، آلمان ها كه در جريان دو سال جنگ تجربه هاي زيادي آموخته بوده و آبديده شده بودند ، از بمباران ها آسيب نديده و در انتظار يورش به مواضع خود بودند.

    اغلب سربازهاي بريتانيايي به ويژه افراد داوطلب تجربه چنداني از ميادين جنگ نداشتند.



    در همان دقايق اوليه يورش سربازان بريتانيايي تعداد زيادي از آنها در كنار سيم هاي خارداري كه دو جبهه متخاصم را از هم جدا مي كردند ، جان باختند.

    ژنرال راولينسون تصميم گرفت دستور عقب نشيني را صادر كند ، اما ژنرال سرداگلاس هيگ از ستاد فرماندهي كل اجازه اين كار را به او نداد.

    در اين روز ، بيش از 60000 سرباز بريتانيايي جان خود را از دست دادند.

    تعداد تلفات آلماني ها حدود 20000 نفر بود.

    نبرد در جبهه سوم تا ماه نوامبر سال 1916 ميلادي ادامه يافت و در جريان اين مدت متحدين فقط توانستند 10 كيلومتر پيشروي كنند.

    بهاي نبرد در جبهه سوم از اول ژوييه تا 16 نوامبر 1916 ميلادي بسيار سنگين بود.در جريان اين نبرد 400 هزار سرباز بريتانيايي كشته و مجروح شدند ، فرانسوي ها 200 هزار نفر و آلماني ها 450 هزار نفر تلفات داشتند.

    به اين ترتيب در روز اول ژوييه سال 1916 ميلادي يورش در جبهه سوم مرگبارترين نبرد در جريان جنگ جهاني اول براي ارتش بريتانيا بود و 60000 سرباز بريتانيايي در اين نبرد جان خود را از دست دادند.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  28. 2 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  29. #15
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض نخستين دوره بازي*هاي المپيك


    2788 سال پيش در روز اول ژوييه سال 776 قبل از ميلاد نخستين دوره بازي هاي المپيك تاريخ جهان در يونان برگزار شد.نام بازي هاي المپيك برگرفته از نام كوه المپ جايگاه زئوس خداي خدايان در اسطوره هاي يونان است و بازي ها در پاي اين كوه انجام مي شدند.




    قبل از افتتاح نخستين بازي هاي المپيك ، يوناني ها عادت به برگزاري مسابقات ورزشي داشتند.

    يك فهرست از اسامي برندگان نخستين دوره بازي هاي المپيك سال 776 قبل از ميلاد تا روزگار ما باقي مانده است و به همين دليل روز اول ژوييه سال 776 قبل از ميلاد به عنوان نخستين دوره اين بازي ها محسوب مي شود.

    در جريان بازي هاي المپيك جنگ هاي ميان شهرهاي يونان ممنوع بودند و يك آتش بس مقدس برقرار مي شد تا شركت كنندگان بتوانند بدون هيچ مشكلي به محل برگزاري مسابقات بيايند.

    هر فردي كه از اين ممنوعيت تخطي مي كرد به پرداخت جريمه هاي سنگين محكوم مي شد كه در صورت عدم پرداخت شهروند بودن يونان را از دست مي داد.

    مدت برگزاري بازي هاي المپيك در يونان باستان هفت روز بود و هر چهار سال يك بار اين بازي ها برگزار مي شدند.

    فاصله چهار ساله ميان برگزاري بازي ها المپياد ناميده مي شد و براي مدتي طولاني يوناني ها عادت كرده بودند زمان را با المپيادها يا به عبارتي دوره هاي چهار ساله محاسبه كنند.

    در بازي هاي المپيك بهترين ورزشكاران تمام شهرها با يكديگر رقابت مي كردند.

    تنها يوناني هايي كه مرتكب هيچ جرمي نشده بودند حق شركت در رقابت ها را داشتند.اما هر فردي مي توانست تماشاگر بازي ها باشد به استثناي زنان شوهردار.

    شركت كنندگان قبل از مسابقات سوگند مي خوردند كه قوانين مسابقه را رعايت كنند و افرادي كه در مسابقه تقلب مي كردند به سختي مجازات مي شدند.

    نخستين روز بازي ها به مراسم قرباني به افتخار زئوس ، همسرش هرا و پلوپس قهرمان باني افسانه اي بازي ها اختصاص داشت.

    بازي هاي المپيك در هفتمين روز با گذشتن يك تاج از برگ هاي درخت زيتون به سر برندگان و اهداي مقداري روغن كه از درختان زيتون مقدس آتنا گرفته شده بودند به آنها خاتمه مي يافتند.

    بازي هاي المپيك و ساير مسابقات ورزشي در يونان در سال 393 ميلادي توسط تئودوسيوس اول امپراتور روم شرقي و به تحريك سن آمبرواز و اسقف ميلان كه بيم داشت سنت هاي دوران بت پرستي دوباره رواج يابند ممنوع شدند.

    به اين ترتيب ، در روز اول ژوييه سال 776 قبل از ميلاد نخستين دوره بازي هاي المپيك تاريخ جهان در يونان برگزار گرديد.

    برگزاري اين بازي ها بيش از هزار سال ادامه يافت تا اينكه تئودوسيوس اول امپراتور روم شرقي كه يونان جرئي از سرزمين هاي امپراتوري اش بود برگزاري اين بازي ها را ممنوع كرد.

    سرانجام در سال 1896 ميلادي بارون پير دوكوبرتن پس از گذشت حدود 1500 سال از الغاي اين بازي ها بار ديگر بازي هاي المپيك را احيا كرد و نخستين دوره بازي هاي المپيك مدرن در سال 1896 ميلادي در شهر آتن برگزار گرديد.

    بارون پير دوكوبرتن اميدوار بود برگزاري اين مسابقات ورزشي موجب نزديكي ملت ها شود.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  30. کاربر روبرو از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده است .


  31. #16
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض روايتي از جنگ*هاي صليبي


    صلاح الدين لشكر صليبيون راشكست داد
    جام جم آنلاين: 825 سال پيش در روز سوم ژوييه سال 1187 ميلادي صلاح الدين ايوبي ، سلطان مصر و سوريه ، لشكر صليبيون فلسطين را در دامنه تپه هاي حثين ( حطين) در نزديكي درياچه طبريه به سختي شكست داد.




    در اين جنگ فرماندهان صليبي از جمله گي دولوزينيان پادشاه بيت المقدس ، كنت ريمون حاكم طرابلس ، ژراردو ريدو فورد استاد اعظم فرقه مخوف تامپل و لشكر صليبيون فلسطين به سختي از سلطان صلاح الدين ايوبي شكست خوردند.

    سلطان صلاح الدين علي رغم فجايعي كه صليبيون در دوران حكمراني خود در فلسطين مرتكب شده بودند ، نسبت به اسيران رافت اسلامي به خرج داد و آنها را مجازات نكرد.

    او تنها دستور قتل 300 نفر از راهبان سرباز فرقه مخوف تامپل و فرقه هوسپيتاليه را صادر كرد.

    پس از اين جنگ دولت شهرهاي فرانك هاي صليبي فلسطين تمام نيروي سوارنظام خود را از دست دادند و فئودال نشين هايي كه از روي الگوي اروپايي نزديك به يك قرن پيش از اين تاريخ هنگام نخستين جنگ هاي صليبي در فلسطين تاسيس شده بودند در معرض فروپاشي قرار گرفتند.

    سلطان صلاح الدين پس از اين پيروزي در روز 20 سپتامبر سال 1187 ميلادي شهر بيت المقدس را محاصره كرد.شهر مدت كوتاهي پس از محاصره تسليم شد.

    به اين ترتيب ، در روز سوم ژوييه سال 1187 ميلادي سلطان صلاح الدين ايوبي ارتش صليبي فرانك هاي فلسطين را در دامنه تپه هاي حثين ( حطين) در نزديكي درياچه طبريه درهم شكست و به تسلط نزديك به يك قرن آنها در سرزمين فلسطين پايان داد.

    سلطان صلاح الدين پس از پيروزي در اين جنگ موفق شد شهر بيت المقدس كه نزديك به يك قرن قبل از اين تاريخ توسط صليبيون در جريان نخستين جنگ هاي صليبي اشغال شده بود را آزاد كرده و به دامان اسلام بازگرداند.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  32. 2 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  33. #17
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    کشف بقاياي يک کشتي 138 ساله در کانادا
    بقایای یک کشتی 138 ساله در اعماق دریاچه*ای در کانادا کشف شد.




    در جریان یک عملیات باستان*شناسی زیرآبی در عمق 500 فوتی دریاچه اونتاریو در کشور کانادا، بقایای یک کشتی 138 ساله به همراه صدها اثر تاریخی دیگر کشف شدند.

    به گزارش کنیدین پرس، این کشتی باری که «شانون» نام دارد برای آخرین بار در تاریخ 20 ژوئن 1874 در دریاچه اونتاریو دیده شد.

    اکنون باستان*شناسان زیرآبی به دنبال راهی برای ورود به کشتی* و بررسی محموله*ی آنها هستند.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  34. کاربر روبرو از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1