در هر کشور و جامعه ای اگر تبعیت از رهبر و مدیر آن جامعه انجام نشود، اختلافات به اوج خود می رسد و هرگز شاهد ثبات و آرامش نخواهیم بود. این مسئله در هر جمعی که متشکل از چند نفر باشد وجود دارد؛ مثلا در یک گروه کوهنوردی، اگر هنگام کوهنوردی، تبعیت از رهبر و مدیر گروه انجام نشود خطر پرتگاه ها همه را تهدید می کند.
یکی از جاهایی که نیاز به رهبر و مدیر دارد نظام خانواده است که اگر تبعیت از مدیر خانواده انجام نشود، زندگی دچار آشفتگی خواهد شد.
این مسئله در قرآن کریم اینگونه آمده است:
«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیًّا كَبِیرًا [نساء/34] مردان، سرپرست زنانند، به دلیل آنكه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و [نیز] به دلیل آنكه از اموالشان خرج مى‏ كنند. پس، زنانِ درستكار، فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان‏] حفظ كرده، اسرار [شوهرانِ خود] را حفظ مى ‏كنند. و زنانى را كه از نافرمانى آنان بیم دارید [نخست‏] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاه‏ها از ایشان دورى كنید و [اگر تاثیر نكرد] آنان را بزنید پس اگر شما را اطاعت كردند [دیگر] بر آنها هیچ راهى [براى سرزنش‏] مجویید، كه خدا والاى بزرگ است.»
منظور از قوّام بودن، قلدری، استبداد و دیکتاتوری نیست؛ بلکه منظور آن است که مرد چارچوبی عقلانی را در خانواده خویش پی  ریزی کند تا با آن، حریم خانواده را مشخص و حفظ کند، در نتیجه احساس آرامش و امنیت در محیط خانه، حاکم شود. امروزه در اکثر خانواده ها، اصل «قوّام بودن مرد» رعایت نمی  شود و حتی در بسیاری از سریال های تلویزیونی و فیلم های سینماها، مرد را ذلیل و زن را فرمان  روا و یا زن و مرد را مطیع فرزندانشان نشان می  دهند!
حضرت زهرا(سلام الله علیها) در اوج بیماری و ناراحتی از آن دو نفر، باز هم تبعیت از همسر را فراموش نکرده و از فرصت ایجاد شده، نسبت به ظلمی که در حقش انجام گرفته بود با صبر و متانت و درایت به نحو احسن به نفع دفاع از حق استفاده می کند

سخن در باب اهمیت اقتدار مرد در خانواده بسیار است و همین نکته را بس که بدانیم تبعیت  زن از چارچوب  هایی که مرد تعیین می  کند، منجر به تربیت صحیح فرزندان می  شود. اما بسیاری از زنان در این موضوع، دچار افراط و تفریط می  شوند! عده ای اقتدار همسر را نادیده می  گیرند و بر او حکم می  رانند و عده ای گمان می  کنند که تبعیت از همسر، تبعیتی مطلق و بی  چون و چراست؛ لذا در مقابل خواسته های بی  جا یا گناه  آلود همسرشان، نمی  توانند "نه" بگویند.
مسلما هر دو دسته  نمی  توانند مادر خوبی برای فرزندان خود باشند. برای دوری از چنین افراط و تفریط  هایی، باید زن و مرد، چارچوب  های زندگی شان را بر پایه ی شریعت و احکام آن بنا نهند و تبعیت مطلق از خدا داشته باشند؛ یعنی مرد در چارچوب احکام الهی مقتدر باشد و زن، تبعیت از همسرش را تا آنجا که با قوانین الهی در تضاد نباشد، بپذیرد.
مسئله پذیرفتن قوّامیت درست مرد تا حدی اهمیت دارد که هر خانمی که این ویژگی را در خود ایجاد کند جزء صالحات خواهد بود(فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ)
اوج این تبعیت، تبعیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) از حضرت علی (علیه السلام) هست که می  تواند الگوی مناسبی برای تمام مردان و زنان باشد.
در روایت آمده است هنگامى كه عمر و ابوبکر براى عیادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) آمدند، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) اجازه ورود نداد و ناچار شدند به امیرمومنان علی (علیه السلام) متوسل شوند و آن حضرت وساطت كرد،  حضرت زهرا در پاسخ امیرمومنان (علیه السلام) فرمود:
بدانیم تبعیت  زن از چارچوب  هایی که مرد تعیین می  کند، منجر به تربیت صحیح فرزندان می  شود. اما بسیاری از زنان در این موضوع، دچار افراط و تفریط می  شوند! عده ای اقتدار همسر را نادیده می  گیرند و بر او حکم می  رانند و عده ای گمان می  کنند که تبعیت از همسر، تبعیتی مطلق و بی  چون و چراست؛ لذا در مقابل خواسته های بی  جا یا گناه  آلود همسرشان، نمی  توانند "نه" بگویند

«البیت بیتك. یعنى علی جان! خانه خانه تو است»، تو مختارى هر كسى را كه دوست دارى اجازه ورود بدهی؛ امیر مومنان (علیه السلام) براى اتمام حجت و این كه آن دو بعداً بهانه نیاورند كه ما مى  خواستیم از فاطمه (سلام الله علیها) رضایت بگیریم؛ ولى علی (علیه السلام) نگذاشت، به آن دو اجازه ورود داد. هنگامى كه آن  دو عذرخواهى كردند، صدیقه طاهره نپذیرفت و...[3]
نکته مهمی که در اینجا وجود دارد این است کهحضرت زهرا(سلام الله علیها) در اوج بیماری و ناراحتی از آن دو نفر، باز هم تبعیت از همسر را فراموش نکرده و از فرصت ایجاد شده، نسبت به ظلمی که در حقش انجام گرفته بود با صبر و متانت و درایت به نحو احسن به نفع دفاع از حق استفاده می کند.
البته نباید این نکته را فراموش کرد که وظیفه مرد به عنوان رهبر و سرپرست خانواده برخوردی مهربانانه و به دور از تحکم نسبت به خانواده است و برای بداخلاقی  های مرد در خانه و نسبت به خانواده عقوبت  های شدیدی ذکر شده است[4] و چه بسا در این صورت تبعیت از مرد هم صورتی دیگر پیدا کند.

پی نوشت ها:
[1]. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 4، ص 215.
[2]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق داودى، صفوان عدنان، ج 1، ص 684، دارالعلم الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، 1412 ق.
[3]. مجلسی، بحارالأنوار،ج4۳ ، ص۲۰۳، روایت ۳۱.
[4]. مجلسی، بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏6، ص 220، حدیث 14.