کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-آبان-۲۴
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    9
    امتیاز : 312
    سطح : 6
    Points: 312, Level: 6
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکر کردن : 23
    تشکر شده 24 در 8 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض سندِ "ترین" های دوران پس از مشروطیت!

    آنچه در زیر می بینید٬ تنها یک عکس٬ از یک صفحه ی سایت٬ نیست! این یک سند تاریخی است.














    منابع: وبلاگ دوستان
    ویرایش توسط دشمن بچه ناخلف انقلاب : سه شنبه ۲۸ آبان ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۸

  2. کاربر روبرو از پست مفید دشمن بچه ناخلف انقلاب تشکر کرده است .


  3. #2
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-آبان-۲۴
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    9
    امتیاز : 312
    سطح : 6
    Points: 312, Level: 6
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکر کردن : 23
    تشکر شده 24 در 8 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض



    ۱- این٬ سند بزگترین جنایت٬ بزگترین حماقت٬ بزرگترین توهم٬ بزرگترین اشتباه٬ بزرگترین خیانت٬ بزرگترین لجاجت٬ بزرگترین فاجعه٬ بزرگترین رذالت٬ بزرگترین دشمنی با ولایت٬ بزرگترین مظلومیت٬ بزرگترین نفهمیدن ولایت٬ بزرگترین نیرینگ٬ بزرگترین شبیخون٬ بزرگترین حیله٬ بزرگترین مکر٬ بزرگترین ترفند٬ بزرگترین ناجوانمردی٬ بزرگترین نارو٬ بزرگترین غفلت و ...است!

    این یک سند بی نظیر است!

    این سند را قاب کنید! این سند را حفظ کنید! این سند را هدیه کنید! این سند را منتشر کنید! این سند را به خائن ترین و احمق ترین مردمی که بزرگترین سردار را در حساس ترین لحظه مورد تهمت و هجمه قرار دادند٬ بدهید!

    این سند را همچون خار٬ همچون نیش٬ همچون داغ٬ همچون آتش٬ همچون شمشیر٬ همچون نیزه٬ همچون تیر و همچون یک برگ از از تار ترین روزهای تاریخ٬ برای روز مبادا٬ روز داوری و روز بازخواست٬ حفظ کنید!

    قدر این سند را بدانید! شیطان همیشه اسناد شاهکارهایش را اینگونه منتشر نمی کند!

  4. کاربر روبرو از پست مفید دشمن بچه ناخلف انقلاب تشکر کرده است .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط دشمن بچه ناخلف انقلاب نمایش پست اصلی


    ۱- این٬ سند بزگترین جنایت٬ بزگترین حماقت٬ بزرگترین توهم٬ بزرگترین اشتباه٬ بزرگترین خیانت٬ بزرگترین لجاجت٬ بزرگترین فاجعه٬ بزرگترین رذالت٬ بزرگترین دشمنی با ولایت٬ بزرگترین مظلومیت٬ بزرگترین نفهمیدن ولایت٬ بزرگترین نیرینگ٬ بزرگترین شبیخون٬ بزرگترین حیله٬ بزرگترین مکر٬ بزرگترین ترفند٬ بزرگترین ناجوانمردی٬ بزرگترین نارو٬ بزرگترین غفلت و ...است!

    این یک سند بی نظیر است!

    این سند را قاب کنید! این سند را حفظ کنید! این سند را هدیه کنید! این سند را منتشر کنید! این سند را به خائن ترین و احمق ترین مردمی که بزرگترین سردار را در حساس ترین لحظه مورد تهمت و هجمه قرار دادند٬ بدهید!

    این سند را همچون خار٬ همچون نیش٬ همچون داغ٬ همچون آتش٬ همچون شمشیر٬ همچون نیزه٬ همچون تیر و همچون یک برگ از از تار ترین روزهای تاریخ٬ برای روز مبادا٬ روز داوری و روز بازخواست٬ حفظ کنید!

    قدر این سند را بدانید! شیطان همیشه اسناد شاهکارهایش را اینگونه منتشر نمی کند!
    یعنی واقعا ننگ اورترین سند بعد از مشروطیت رو همین میدونید؟؟؟

    تاریخ بخونید تا بدونید سند جنایت های توی این مملکت به دست انگلیسی ها و امریکایی و... رغم خورد.یکم بگردید تا ببینید سندهای خیانت توی این مملکت چیا هستن

    راجع موضوع مرتبط بودن به جریان انحرافی فکر کردید فقط ایشون صحبت کردند.یه سر بزنید به همین سایت و ببینید چه کسایی اومدن نظر دادن یعنی همه خائنن؟؟(یه سری اشتباهات صورت گرفته که تحلیلش از امثال بنده خارجه.)

    خواهش میکنم از اقای احمدی نژاد یه فرد بدون عیب نسازید که بزرگترین خیانت در حق ایشون همینه.ایشون توفیق 8سال خدمت پیدا کردن که دستشونم درد نکنه ولی بزرگترین سردار امروز ماها فقط رهبرمون هست

    بصیرت توصیه رهبر ما به هممون هست.ما با خودی ها رو تخریب کردن به جایی نمیرسیم.باور کنید.
    ویرایش توسط مرصاد العباد : چهارشنبه ۲۹ آبان ۹۲ در ساعت ۲۰:۲۴
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  6. کاربر روبرو از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده است .


  7. #4
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-آبان-۲۴
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    9
    امتیاز : 312
    سطح : 6
    Points: 312, Level: 6
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکر کردن : 23
    تشکر شده 24 در 8 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    در ادامه
    2- من از سابق مكرر گفته ام كه اگر ملتى قدرت تحليل خودش را از دست بدهد، فريب و شكست خواهد خورد. اصحاب امام حسن، قدرت تحليل نداشتند؛ نمى توانستند بفهمند كه قضيه چيست و چه دارد مى گذرد. اصحاب اميرالمؤمنين، آنهايى كه دل او را خون كردند، همه مغرض نبودند؛ اما خيلى از آنها - مثل خوارج - قدرت تحليل نداشتند. قدرت تحليل خوارج ضعيف بود. يك آدم ناباب، يك آدم بدجنس، يك آدم زبان دار پيدا مى شد و مردم را به يك طرف مى كشاند؛ شاخص را گم مى كردند. در جاده، هميشه بايد شاخص مورد نظر باشد. اگر شاخص را گم كرديد، زود اشتباه مى كنيد.

    من درباره ى اين خوارج، خيلى حساسم! در سابق، روى تاريخ و زندگى اينها، خيلى هم مطالعه كردم. در زبان معروف، خوارج را به مقدسهاى متحجر تشبيه مى كنند؛ اما اشتباه است. مسأله ى خوارج، اصلاً اين طورى نيست. مقدسِ متحجرِ گوشه گيرى كه به كسى كارى ندارد و حرف نو را هم قبول نمى كند، اين كجا، خوارج كجا؟ خوارج مى رفتند سر راه مى گرفتند، مى كشتند، مى دريدند و مى زدند؛ اين حرفها چيست؟ اگر اينها آدمهايى بودند كه يك گوشه نشسته بودند و عبا را بر سر كشيده بودند، اميرالمؤمنين كه با اينها كارى نداشت.

    آيا اميرالمؤمنين اينها را كشت؟ ابداً، حتّى بداخلاقى هم نكرد. خودشان گفتند ما را به مرزبانی بفرست. اميرالمؤمنين قبول كرد و گفت لب مرز برويد و مرزدارى كنيد. عده يى را طرف خراسان فرستاد. همين ربيع بن خثيم - خواجه ربيع معروف مشهد- ظاهراً آن طور كه نقل مى كنند، جزو اينهاست. با مقدس مآبهاى اين طورى، اميرالمؤمنين كه بداخلاقى نمى كرد؛ رهايشان مى كرد بروند. اينها مقدس مآب آن طورى نبودند؛ اما جهل مركب داشتند؛ يعنى طبق يك بينش بسيار تنگ نظرانه و غلط، چيزى را براى خودشان دين اتخاذ كرده بودند و در راه آن دين، مى زدند و مى كشتند و مبارزه مى كردند!
    البته رؤسايشان خود را عقب مى كشيدند. اشعث بن قيس ها و محمّدبن اشعث ها هميشه عقب جبهه اند؛ اما در جلو، يك عده آدمهاى نادان و ظاهربين قرار دارند كه مغز اينها را از مطالب غلط پُر كرده اند و شمشير هم به دستشان داده اند و مى گويند جلو برويد؛ اينها هم جلو مى آيند، مى زنند، مى كشند و كشته مى شوند؛ مثل ابن ملجم. خيال نكنيد كه ابن ملجم مرد خيلى هوشمندى بود؛ نه، آدم احمقى بود كه ذهنش را عليه اميرالمؤمنين پُر كرده بودند و كافر شده بود. او را براى قتل اميرالمؤمنين به كوفه فرستادند. اتفاقاً يك حادثه ى عشقى هم مصادف شد و او را چند برابر مصمم كرد و دست به اين كار زد. خوارج اين گونه بودند و تا بعد هم همين طور ماندند.

    تا اين كه جنگ نهروان به وقوع پيوست. در اين جنگ، همين خوارجِ متحجرِ خشمگينِ بدزبانِ غدارِ متعصبِ شمشيربه دست و مسلح، در مقابل اميرالمؤمنين قرار گرفتند.

    ۳- مارق، يعنى گريزان. در تسميه اينها به مارق، اين گونه گفته اند كه اينها آن چنان از دين گريزان بودند كه يك تير از كمان گريزان مى شود! وقتى شما تير را در چلّه كمان مى گذاريد و پرتاب مى كنيد، چطور آن تير مى گريزد، عبور مى كند و دور مى شود! اينها همين گونه از دين دور شدند.

    البته اينها متمسّك به ظواهر دين هم بودند و اسم دين را هم مى آوردند. اينها همان خوارج بودند؛ گروهى كه مبناى كار خود را بر فهمها و دركهاى انحرافى - كه چيز خطرناكى است - قرار داده بودند. دين را از على بن ابى طالب كه مفسّر قرآن و عالم به علم كتاب بود ياد نمى گرفتند؛ اما گروه شدنشان، متشكّل شدنشان و به اصطلاح امروز، گروهك تشكيل دادنشان سياست لازم داشت. اين سياست از جاى ديگرى هدايت مى شد.

    نكته مهم اين جاست كه اين گروهكى كه اعضاى آن تا كلمه اى مى گفتى، يك آيه قرآن برايت مى خواندند؛ در وسط نماز جماعت اميرالمؤمنين مى آمدند و آيه اى را مى خواندند كه تعريضى به اميرالمؤمنين داشته باشد؛ پاى منبر امیرالمومنین بلند مى شدند آيه اى مى خواندند كه تعريضى داشته باشد؛ شعارشان «لاحكم الا للَّه» بود؛ يعنى ما حكومت شما را قبول نداريم، ما اهل حكومت اللَّه هستيم؛ اين آدمهايى كه ظواهر كارشان اين گونه بود، سازماندهى و تشكّل سياسى شان، با هدايت و رايزنى بزرگان دستگاه قاسطين و بزرگان شام - يعنى عمروعاص و معاويه - انجام مى گرفت! اينها با آنها ارتباط داشتند. اشعث بن قيس، آن گونه كه قرائن زيادى بر آن دلالت مى كند، فرد ناخالصى بود. يك عدّه مردمان بيچاره ضعيف از لحاظ فكرى هم دنبال اينها راه افتادند و حركت كردند. بنابراين، گروه سومى كه اميرالمؤمنين با آنها مواجه شد و البته بر آنها هم پيروز گرديد، مارقين بودند. در جنگ نهروان ضربه قاطعى به اينها زد؛ منتها اينها در جامعه بودند، كه بالاخره هم حضورشان به شهادت آن بزرگوار منتهى شد.

    ۴-عزيزان من، جوانهاى عزيز، مردم مؤمن! بله، ما ركورد زديم، ما پيشرفت كرديم؛ اما اگر دلمان را به آنچه كه تاكنون به دست آورديم، خوش كنيم، شكست خواهيم خورد؛ اگر توقف كنيم، به عقب پرتاب خواهيم شد؛ اگر دچار غرور شويم، دچار عُجب و خودشگفتى شويم، به زمين خواهيم خورد؛ اگر ما مسئولان كشور - بخصوص اين ديگر مربوط به ما مسئولان است - دچار خودمحورى شويم، دچار تكبر شويم، دچار خودشگفتى شويم، تودهنى خواهيم خورد. دنيا اينجور است، سنت الهى اين است. در پى كسب محبوبيت نباشيم، دنبال تمتعات دنيوى نباشيم، دنبال پرداختن به اشرافيگرى و تجملات نباشيم. ما مسئولين، خودمان را حفظ كنيم؛ همچنان كه اين مرد بزرگ خود را حفظ كرد. اگر ما اينجا دچار اشتباه شويم، مصداق همان آيه ى شريفه خواهيم شد كه: «و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم يصلونها و بئس القرار».

    در راه پيشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتى ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافيگرى ممنوع است؛ لذت جوئى ممنوع است؛ به فكر جمع كردن زخارف دنيا افتادن، براى مسئولين ممنوع است. با اين ممنوعيتهاست كه ميتوانيم به قله برسيم. ما داريم در دامنه حركت ميكنيم. ما هنوز به قله نرسيده ايم؛ با آن فاصله داريم. آن روزى كه ملت ايران به قله برسد، دشمنى ها تمام خواهد شد. آن روزى كه ملت ايران به قله برسد، معارضه هاى خباثت آلود به پايان خواهد رسيد. ما تا آن روز فاصله داريم. حركت را بايد بى وقفه ادامه دهيم.

    هرگونه توقف در اين جاده، ما را به عقبگرد ميرساند. ملتى كه از حقيقت عزت برخوردار شده است و در جاده ى پيشرفت قرار گرفته است، اگر اين نعمت را كفران كند، آن وقت مصداق اين آيه ى شريفه ميشود كه: «أ لم تر الى الّذين بدّلوا نعمت اللّه كفرا و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم يصلونها و بئس القرار»؛(7) دنيا دوباره دوزخ خواهد شد، زندگى دوباره تلخ خواهد شد. ملتها اگر ايستادگى نكنند و پيش نروند، دوباره همان سختى و سياهىِ دوران ذلت بر سر آنها سايه افكن خواهد شد.

    ۵- از قول امام حسن نقل شده است كه فرمود من چند روز قبل به مناسبت سالروز حادثه بدر با پدرم صحبت مى كردم و اميرالمؤمنين به من فرمود: «ملكتنى عينى»؛ من صبح بعد از عبادت، لحظه اى چشمم گرم شد و خوابم برد. «فسنح لى رسول اللَّه»؛ پيامبر در مقابل من مجسّم شد؛ يعنى به خواب من آمد. «فقلت يا رسول اللَّه ماذا لقيت من امتك من الأود و اللدد»؛ (عرض کردم) يعنى يا رسول اللَّه! از امّت تو، من چه كشيدم؛ از اعوجاجها و از دشمنيهايشان. پيامبر در جواب من فرمود - حالا به تعبير ما - على جان! نفرينشان كن؛ «فقال لى ادع عليهم». نفرين اميرالمؤمنين اين است: «فقلت ابدلنى اللَّه بهم خيراً منهم»(7)؛ يعنى گفتم پروردگارا! براى من كسانى را برسان كه بهتر از اينها باشند و براى اينها كسى را برسان كه بدتر از من باشد! به فاصله يك روز، اين دعايى كه اميرالمؤمنين در خواب از خداى متعال درخواست كرده بود، مستجاب شد و در صبح نوزدهم، فرق مبارك آن بزرگوار ضربت خورد و دنياى اسلام به عزاى بزرگمرد خود نشست و فرياد «تهدّمت واللَّه اركان الهدى»(8) - يعنى پايه ها و بنيانهاى هدايت ويران شد - دنيا را گرفت و على از دست مردم رفت و بعد از اميرالمؤمنين دنياى اسلام آن را كشيد كه تاريخ مى داند. همين كوفه چه سختيهايى كشيد! بر همين كوفه بود كه حجّاج مسلّط شد. بر همين كوفه بود كه يوسف بن عمر ثقفى مسلّط شد. بر همين كوفه بود كه به جاى اميرالمؤمنين، حكّام اموى يكى پس از ديگرى مى آمدند و مسلّط مى شدند. آن مردم بودند كه اين فشارها را بر سر اين كوفه آوردند. لاحول و لاقوّة الّا باللَّه العلّى العظيم.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ماجراهای " جدایی نادر از سیمین"...
    توسط asef در انجمن سینما
    پاسخ ها: 94
    آخرين نوشته: سه شنبه ۰۶ مرداد ۹۴, ۱۰:۳۷
  2. """" من میدونم کــــ ... حالا تو چی میدونی؟!! """"
    توسط اشک دل در انجمن گفتگو با اعضا
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۲۴ مهر ۹۲, ۱۴:۴۸
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: جمعه ۲۷ بهمن ۹۱, ۱۰:۴۰
  4. "حکایت هایی از بهلول"
    توسط تســـنیم در انجمن شعر و ادب
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۷ دی ۹۱, ۲۳:۱۶
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۱۸ اسفند ۹۰, ۱۲:۵۹

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1