کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 50
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض ** یک قدم مانده به پرواز **

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    اگر مبحث ** پرپرواز ** رو دیده و خونده باشین، متوجه موضوع میشین!
    این مبحث رو از روی کتاب ** یک قدم مانده به پرواز ** به کوشش خانم فرزانه قائنی و انتشارات حدیق راه عشق ، با حمایت شبکه فعالین ازدواج ( شفا ) می نویسم.
    امیدوارم مثل مبحث ** پرپرواز ** مورد استقبال دوستان قرار بگیره!
    و مورد رضای خدای متعال و و حضرت ولی عصر ارواحنا الفداه باشه!
    ویرایش توسط yarehojat : پنجشنبه ۱۹ خرداد ۹۰ در ساعت ۲۰:۵۱


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    عقبه بن ابی معیط، ابوجهل، ابوسفیان و ملوک عرب، سران قریش، بزرگان بنی هاشم، ملوک یمن، اشراف طائف بیایند خواستگاریت و تو همه را با یک جواب برانی:" نه!"
    چه کسی باور می کند بعدش خودت از یک جوان فقیر و بی پناه که برایت کار می کند، خواستگاری کنی.
    عموهای « محمد امین» حق داشتند باور نکنند این ازدواج را.


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟


  3. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    خواستگاری محمد امین و خدیجه.
    ابوطالب خدیجه را برای برادرزاده اش خواستگاری می کند.
    ورقه بن نوفل عموی خدیجه خواست صحبت کند، اما دچار لکنت شد.
    پس خدیجه خودش صحبت کرد:
    " اگر چه از نظر احترام اختیار دار منی و گواه زندگی من می باشی، اما من خود در این مورد مقدم ترم."
    هیچ کس باور نمی کرد.
    اما خدیجه مهریه را از اموال خودش به عهده گرفت و صیغه عقد را هم خودش خواند.
    " قد زوجتک یا محمد نفسی و المهر فی مالی فامر عمک فلیخر ناقه. فلیولهم بها و ادخل عل اهلک.
    محمد عزیز! من خویشتن را به ازدواج و زناشویی تو درآوردم و تمام مهر و بهای این ازدواج را از مال خود می پردازم.
    اینک بگو عمویت شتری بکشد و ولیمه ازدواج را آماده نماید.
    هر وقت بخواهی می توانی قدم به خانه همسرت بگذاری."


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟


  4. #4
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    .....
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    681
    امتیاز : 9,154
    سطح : 64
    Points: 9,154, Level: 64
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,440
    تشکر شده 3,077 در 651 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام

    او محمد امین (ص) بود که "ظرفیت" این خواستگاری را داشت.

    خواهشا فکر نکنید که این عمل میتونه توسط "دختران" ما هم بدون هیچ عواقبی انجام بشه..

    اگرچه سخته برام ولی بالاغیرتن از دختران نخواید که اگر به کسی علاقمند هستند پا پیش بزارن..

    خیر پیش


  5. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط آبي نمایش پست اصلی
    سلام

    او محمد امین (ص) بود که "ظرفیت" این خواستگاری را داشت.

    خواهشا فکر نکنید که این عمل میتونه توسط "دختران" ما هم بدون هیچ عواقبی انجام بشه..

    اگرچه سخته برام ولی بالاغیرتن از دختران نخواید که اگر به کسی علاقمند هستند پا پیش بزارن..

    خیر پیش
    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    بله کاملا حق با شماست.
    اما این مورد استثنایی ( خواستگاری خانوم از آقا ) طی مطالبی که خواهم گذاشت فقط در مورد پیامبر هست و نه دیگران.
    بازم ممنون از دلسوزی پدرانتون


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  6. 7 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  7. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    خیلی ها آمده بودند خواستگاری.
    اما دختر پیامبر همه را رد کرده بود.
    تا وقتی که پسر عموی پیامبر آمد.
    این را همه می دانستند که همتایی بهتر از "علی" برای " فاطمه" پیدا نمی شود.
    اما با این حال پیامبر گفت:" باید از دخترم بپرسم."


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟


  8. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    داماد گفت:" دستم خالی است. چیزی ندارم به غیر از شمشیر و شتر و یک زره."
    پدر عروس گفت:" شمشیرت را برای جنگ می خواهی، شتر را هم برای اسباب کشی و مسافرت. می ماند زره."
    زره را فروخت چهارصد درهم.
    یک دست لباس کتانی، یک پوست گوسفند دباغی نشده ... شدند مهریه دختر پیامبر(ص).


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟


  9. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    - شنیده ام می خواهی همسرت را ببری خانه ات؟!...
    پس چرا به خودم نگفتی؟
    - حیا کردم رسول الله
    - فردا شب او را می فرستم خانه ات
    حارث ابن نعمان آما نزد علی (ع) و پیامبر(ص).
    - خانه ام در اختیار شماست یا رسول الله. عروسی را در آنجا برگزار کنید
    پیامبر(ص) به علی (ع) فرمود:" خدا ولیمه دادن را دوست دارد. گوشت و نانش از ما ، خرما و روغنش از تو!"
    - سعد بن معاذ هم گوسفند آورد. پیامبر(ص) به پخت غذا مشغول شد.
    - علی جان! برو مسجد و هر که را دوست داری دعوت کن برای عروسی.


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟


  10. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    شب عروسی وسایل فاطمه را چیدند.
    علی بن ابی طالب هم اثاث آورد.
    جهزیه داماد، دست کمی از جهیزیه عروس نداشت.
    یک چوب لباسی، یک پوست گوسفند، یک متکا، یک مشک برای آب، یک الک!


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟


  11. #10
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط yarehojat نمایش پست اصلی
    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    خواستگاری محمد امین و خدیجه.
    ابوطالب خدیجه را برای برادرزاده اش خواستگاری می کند.
    ورقه بن نوفل عموی خدیجه خواست صحبت کند، اما دچار لکنت شد.
    پس خدیجه خودش صحبت کرد:
    " اگر چه از نظر احترام اختیار دار منی و گواه زندگی من می باشی، اما من خود در این مورد مقدم ترم."
    هیچ کس باور نمی کرد.
    اما خدیجه مهریه را از اموال خودش به عهده گرفت و صیغه عقد را هم خودش خواند.
    " قد زوجتک یا محمد نفسی و المهر فی مالی فامر عمک فلیخر ناقه. فلیولهم بها و ادخل عل اهلک.
    محمد عزیز! من خویشتن را به ازدواج و زناشویی تو درآوردم و تمام مهر و بهای این ازدواج را از مال خود می پردازم.
    اینک بگو عمویت شتری بکشد و ولیمه ازدواج را آماده نماید.
    هر وقت بخواهی می توانی قدم به خانه همسرت بگذاری."
    بنام خدا
    اين كتاب سنديتي دارد؟
    تا جايي كه بنده ميدانم حضررت خديجه به پيامبر(ص) پيشنهاد دادند:«تو چرا ازدواج نميكني؟....»

  12. #11
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط آبي نمایش پست اصلی
    سلام

    او محمد امین (ص) بود که "ظرفیت" این خواستگاری را داشت.

    خواهشا فکر نکنید که این عمل میتونه توسط "دختران" ما هم بدون هیچ عواقبی انجام بشه..

    اگرچه سخته برام ولی بالاغیرتن از دختران نخواید که اگر به کسی علاقمند هستند پا پیش بزارن..

    خیر پیش
    يعني اينكه همه پسرا يه ريگي به كفششون هست از نظر شما و دخترها مقربين خدا هستند، نه؟

  13. #12
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط آبي نمایش پست اصلی
    سلام

    او محمد امین (ص) بود که "ظرفیت" این خواستگاری را داشت.

    خواهشا فکر نکنید که این عمل میتونه توسط "دختران" ما هم بدون هیچ عواقبی انجام بشه..

    اگرچه سخته برام ولی بالاغیرتن از دختران نخواید که اگر به کسی علاقمند هستند پا پیش بزارن..

    خیر پیش
    جهت اطلاع عرض ميكنم.اون موقع اسم پيامبر(ص)، هنوز (ص) نداشت و چوپاني بود كه بسياري از آداب و رسوم آن زمان را قبول نداشت.

    دختران گرامي ميتوانند پا پس بكشند ببينند پسر پا پيش خواهد گذاشت يا خير!قطعا خود دختر هم بايد تغييراتي در خود بدهد و فقط پسر نبايد تغيير ايجاد كند.

    نظر من:اگر پسر بخواهد از ابتداي زندگي ناز بخرد بعد كه رفتند زير يك سقف بايدد بيشتر ناز بخرد و دختر توهم برايش ايجاد ميشود.
    در نتيجه اين رابطه متزلزل ميشود.
    ناز چه معني دارد اصلا؟
    ویرایش توسط hooshdar3 : پنجشنبه ۲۶ خرداد ۹۰ در ساعت ۱۵:۴۴

  14. کاربر روبرو از پست مفید hooshdar3 تشکر کرده است .


  15. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    میشه خواهش کنم پست هاتون رو پاک بفرمایین که روند مبحث به هم نخوره!؟
    البته اگر ممکنه!
    آخر کتاب منبع داره!


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  16. 2 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  17. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    شب عروسی، پیامبر(ص) که رفت، تنها که شدند.
    چهار دیواری کوچکشان را سکوت پر کرد.
    دست عروس توی دستش بود.
    شانه های عروس لرزید و اشک روی صورتش سر خورد پایین.
    دلیلش رو پرسید.
    عروش گفت:" فکر می کنم به خودم و آخر عمرم. امروز از خانه پدرم به خانه تو آمدم، فردا هم از اینجا به طرف قبر می روم."
    شب اول ازدواج ایستادند به نماز.
    دختر و داماد پیامبر(ص).
    ویرایش توسط yarehojat : یکشنبه ۰۶ آذر ۹۰ در ساعت ۰۰:۴۶


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟


  18. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    - چرا فاطمه(س) را با مهریه ای کم به عقد علی (ع) در آورده ای؟
    این را همان هایی گفتند که قبل از علی(ع) آمده بودند خواستگاری دختر پیامبر(ص) و جواب رد شنیده بودند.
    - یا رسول الله(ص) امروز زنان قریش آمده بودندن دیدن من. آن ها مرا به خاطر فقیر بودن علی(ع) ملامت می کردند.
    - دخترم آیا راضی نیستی که تو همسر مردی شده ای که زودتر از دیگران مسلمان شده، دانش و صبرش از بقیه بیشتر است؟


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟


  19. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    - عقیل جان، تو طایفه های عرب و خانواده های مشهورش را می شناسی ویژگی ها و خصوصیاتشان را می دانی. پس از خانواده ای برایم خواستگاری کن که فرزندانی دلاور و شجاع بیاورد.
    این در خواست علی (ع) بود، وقتی برادرش را می خواست به خواستگاری « فاطمه» دختر «خرام» بفرستد.
    همان که بعد ها کنیه اش شد «ام البنین».
    - - -
    نه پول، نه جهیزیه...


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  20. 10 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  21. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    کاخ قیصر را تزیین کرده بودند برای عروسی.
    بزرگان جمع بودند.
    روحانیون مسیحی، سران لشکر و صاحب منصبان حکومتی.
    عروس و داماد وارد شدند و نشستند روی تخت جواهر نشان بالای تالار.
    انجیل را که باز کردند، زمین لرزید.
    جام ها افتاد.
    پایه های تخت شکست.
    سرپایش کردند، باز شکست.
    گفتند:" این ازدواج نحس است."
    رفتند.
    شب خواب دید.
    جدش، شمعون، بود و عیسی (ع) و محمد(ص).
    خواب دید، عقدش کردند.
    برای پسر پیغمبر مسلمان ها.
    صدایش می کردند حسن(ع).
    از آن روز تمام خواستگاران را رد کرد.
    تمام شان را توی خواب آمدند خواستگاریش.
    توی خواب بله داد، توی خواب هم عقدش کردند.
    خطبه را محمد(ص) خواند.
    شاهد عقد، عیسی(ع) بود و حواریون و فرزندان محمد(ص).


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  22. 8 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  23. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    خواب دید، آمده بودند دیدنش.
    گریه کرد.
    گفت:" پسرت، حسن(ع) یکبار هم نیامده مرا ببیند."
    جواب داد:" تا مشرکی نمی آید. مسلمان شو، می فرستمش."
    شهادتین گفت.
    از فردایش هر شب خوابش را می دید.
    خواب پسر فاطمه(س) را.
    جنگ شد، سپاه مسلمان ها پیروز شد و دختران رومی کنیز.


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  24. 6 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  25. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    بین کنیزان رومی دختری بود که برای هیچ کس نقابر را از صورتش کنار نمی زد.
    می رفتند و می آمدند و قیمت می گذاشتند.
    قیمت های بالا.
    بعضی خیلی بالا.
    دختر به زبان عربی می گفت:" سلیمان هم که باشی، نمی آیم خانه ات. پولت را حرام نکن."
    - 120 دینار
    - نمی دهم
    - 300 دینار؟
    - عربی هم بلد است، بیشتر از این ها می ارزد.
    - 3000 دینار؟
    عمرو بن زید کنیز را نگاه کرد.
    اشک توی چشمایش حلفه زده بود.
    تنش می لرزید.
    عمرو اخم کرد:" یا از بین این ها انتخاب کن، یا به زور می فروشمت."
    مردی دیگر جلو آمد:" از طرف سرورم وکیل هستم این کنیز را از تو بخرم."

    ادامه دارد...


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  26. 8 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  27. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    نامه ای را داد به کنیز.
    نامه ای به خط رومی.
    اشک هایی که پای چشم هایش جمع شده بود، غلتید روی گونه هایش.
    - مرا به صاحب این نامه بفروش. فقط به او! و گرنه خودم را می کشم.
    فروختش.
    به صاحب همان نامه ، به 220 دینار.


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  28. 5 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  29. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    خانه ی امام هادی(ع) کجا و قصر قیصر کجا.
    نرجس(ع) تمام قد جلوی امام(ع) بلند شد.
    سلام کرد.
    امام(ع) خوش آمد گفت.
    پرسید:" کیسه ای طلا به تو بدهم یا بشارت عزت و شرافت ابدی؟..."
    گفت:" پول نه، بشارت دهید."
    امام(ع) گفت:" تو را به پسری بشارت می دهم که پادشاه مشرق و مغرب می شود. زمین را پر از عدل می کند، بعد از آن که از ظلم و جور پر شده باشد."
    نرجس(ع) سرخ شد.
    سرش را انداخت زیر.
    آرام پرسید:" پدر این پسر؟"
    شنید:" همان کس که جدم، رسول خدا(ص) ، تو را برایش خواستگاری کرد."
    ویرایش توسط yarehojat : یکشنبه ۰۶ آذر ۹۰ در ساعت ۰۰:۴۸


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  30. 5 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  31. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    هوا که روشن شد، دو طلبه جوان مباحث شان را تمام کردند و از جا بلند شدند.
    تا برسند جلوی در طبق معمول هر روز چند قدمی را با هم گپ زدند.
    - آسید روح الله، چرا ازدواج نمی کنی؟
    آقا سید رو ح الله چند لحظه صبر کرد.
    انگار تردید داشت جواب بدهد.
    - راستش من تا الان کسی را برای ازدواج نپسندیده ام. از خمین هم نمی خواهم زن بگیرم. در قم هم کسی هنوز به نظرم نیامده.
    - این آقای ثقفی که در مدرسه مان است، دو دختر دارد.
    زن برادر من، همین زن سید احمد آقا می گوید دختران خوبی هستند.
    آقا سید روح الله احساس کرد، چیزی درون سینه اش خودش را به در و دیوار می کوبد.


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  32. 5 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  33. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    حاج آقا ثقفی اول پیغام خواستگاری آسید روح الله را به خانواده گفت، بعد هم نظر خودش را اعلام کرد.
    - از طرف من ایرادی نیست و قبول دارم. اگر تو را به غربت هم ببرد، در عوض آدمی است که نمی گذارد به تو بد بگذرد. من الان چند ساله باهاش رفیقم.
    اما دختر و مادر و مادربزرگش مخالف بودند.
    خدیجه خانم که اصل کاری بود فقط یک جمله می گفت: " من نمی روم قم."
    پدر نخواست دخترش را مجبور کند، اما با این حال حرف آخرش را زد
    - میل خودتان است، ولی من به ایشان عقیده دارم که مرد خوب و با سواد و متدینی است. دیانتش باعث می شود که به خدیجه جان بد نگذرد.


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  34. 8 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  35. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    آن ها آن طرف حیاط که اتاق مردانه بود نشنسته بودند و من و پیرزن این طرف حیاط، اتاق عروس.
    از پیر زن پرسیدم:" این ها کی اند؟"
    گفت:" آن روبرویی که عمامه مشکی دارد پیامبر(ص) است، آن مرد هم که عمامه سبز دارد حضرت علی(ع) است. آن جوان عمامه مکشی آن طرف هم امام حسن(ع) است.
    - ای وای! چه خوب شد که پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) آمدند خانه ما
    - تو که از این ها بدت می آید.
    - نه! کی گفته؟ من این ها را از همه کس بیشتر دوست دارم. این ها امام و پیامبر من هستند.
    صبح که خوابم را برای مادر بزرگ تعریف کردم.
    گفت:" مادر! معلوم می شود که این سید حقیقی است و دوستش دارند پیامبر(ص) و امام ها هم از دست تو ناراحت شده اند. معلومه که این آسید روح الله تقدیر توست."


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  36. 7 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  37. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    - خانم ها با یان خواستگاری مشکل دارند آسید احمد آقا.
    - مشکلشان چیه حاجی!؟
    - اول اینکه این آقا سید روح الله را نمی شناسند. این خدیجه خانم ما توی تهران خیلی در رفاه بوده، خانه مادربزرگش زندگی کرده که وضع مالی شان خیلی خوب است. بعیدست که بتواند با حقوق طلبگی زندگی کند! ما اصلا نمی دانیم این داماد چیزی دارد یا نه؟... بعد هم شاید قبلا ازدواج کرده باشد. شاید در خمین زن و بچه داشته باشد.
    آقا سید احمد لواسانی حرف های آقا جان را که شنیده بود، گفته بود:" خانم ها درست می گویند حاجی. ولی اگر به من اطمینان داری، من خودم یم روم خمین برای تحقیق."


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  38. 6 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  39. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    بعد از صبحانه که رفتم چایی بیاورم، حاج آقای مان دوباره بحث آقا سید روح الله را پیش کشید.
    آن قدر بلند که من هم بشنوم.
    - آسید احمد لواسانی آمده دوباره. در عرض این دو ماه دفعه پنجمه که آمده جواب می خواهد.
    من چیزی نگفتم.
    آقا جان که سکوت من را دید، زیر لب گفت:" الحمدلله"
    دو هفته ی بعد آقا سید احمد لواسانی، آقا سید روح الله خمینی و دوبرادر بزرگترشان آمدند تهران خواستگاری.
    روز اول ماه رمضان.


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  40. 8 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  41. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    هشتم ماه رمضان از مدرسه که برگشتم، دیدم پدرم تو اتاق بزرگ اندرونی نشسته اند.
    پدر من را دید، صدا زد:" خدیجه جان بیا بابا!"
    توی اتاق که رفتم، پدر گفت آن طرف کرسی بنشینم.
    زیر کرسی گرمای دلچسبی پاهای سرما زده ام را گرم کرد.
    پدر گفت:" داماد، برادرش آقای پسندیده را وکیل کرده، تو هم من را وکیل کن که من آسید لواسانی را وکیل کنم، بروند حرم حضرت عبدالعظیم صیغه ی عقد را بخوانند."
    عقد ما اینطوری بود.
    همین.


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  42. 7 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  43. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    قرار عروسی را گذاشتیم برای شب پانزدهم ماه رمضان.
    خانواده ی داماد یک خانه اجاره کردند توی تهران برای عروسی.
    شب میلاد امام حسن(ع) فامیل های ما و فامیل داماد آمدند برای عروسی.
    وقتی پا گذاشتیم توی آن خانه، دیدم همان خانه ای است که توی خواب دیدم.


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  44. 6 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  45. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    علی بن اسباط نامه نوشت به امام جواد(ع) و گفت که شخص مناسبی را برای دخترانش سراغ ندارد.
    امام (ع) نوشت برایش:" می دانم که در مورد دخترانت چه می گویی. نگرانی. کسی مثل خودت برای آنان سراغ نداری. خدا تو را رحمت کند. رسول خدا (ص) فرمود:" هر وقت کسی به خواستگاری دختران شما آمد که از اخلاق و دینش راضی بودید به او زن بدهید که اگر این کار را نکنید، فتنه و فساد بزرگی روی زمین به وجود می آید."
    نامه امام که به دستش رسید دیگر مثل قبل نگران و سخت گیر نبود.
    ویرایش توسط yarehojat : شنبه ۱۰ دی ۹۰ در ساعت ۰۸:۵۱


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟


  46. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    " محمد جان سلام!
    امیدوارم خودت و دیگر دوستان مان خوب باشید.
    فکر کنم آب و هوای اصفهان در این فصل خوب باشد.
    یادت هست وقتی که نامه ای حاج آقای ما را از بروجرد رسید که من را به خانه دعوت کرده بود، هر دوی مان فکر کردیم که حاج آقا می خواد من را بفرستد نجف اشرف برای تحصیل.
    هر دوی مان اشتباه می کردیم.
    اول هم ناراحت شدم.
    به حاج آقا گفتم که من داشتم اصفهان راحت و آسوده درس می خوندم، اما حالا اگر ازدواج کنم، شاید دیگر نتونم به درسم ادامه بدهم."
    حاج آقا ولی قبول نکرد.
    گفتن:" این را مطمئن باش که اگر به خواست من عمل کنی و ازدواج کنی، خدا هم کمکت می کندتا در کارت موفق شوی، اما اگر به خواست من توجه نکنی، هر چه قدر هم تلاش کنی، شاید به جایی نرسی.
    به هر حال من به آرزوی حاج آقا عمل کردم و این چند روز دست مان به ازدواج و مراسم هایش بند بود.
    ولی ان شاالله تا چند روز دیگر که همه ی کارها انجام شد بر می گردم اصفهان تا درسم را ادامه دهم.
    منتظر من باش به امید دیدار.
    سید حسین بروجردی


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1