کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 14 , از مجموع 14
  1. #1
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۰۳
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    55
    امتیاز : 2,975
    سطح : 33
    Points: 2,975, Level: 33
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 367
    تشکر شده 125 در 48 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    Red face ازدواج شیرین!

    بسم الله الرحمن الرحیم

    از دوستان مجرد و متاهل تقاضا دارم این مبحث رو تا آخر مطالعه بفرمایند

    شرح حال ازدواج آسان و شیرین یک جوان عادی مثل خود شما ! که به پروردگارش اعتماد کرد


    چندی قبل از طریق یکی از دوستان وبلاگ جناب آقای محمدرضا نجفی (دبیر فرهنگی سابق اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان) رو مشاهده نمودم مطالب مربوط به ازدواج ایشان برام بسیار جالب بود.
    گفتم بد نیست برای گسترش معروف این مقاله رو اینجا منتشر کنم. ان شاء الله الگویی باشد برای تمام خانواده ها و جوانان در شرف ازدواج.


    أَ لَيْسَ اللَّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ
    آیا خداوند کفایت کننده ( امور ) بنده اش نیست؟



  2. 3 کاربر از پست مفید حسن آبشناسان تشکر کرده اند .


  3. #2
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۰۳
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    55
    امتیاز : 2,975
    سطح : 33
    Points: 2,975, Level: 33
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 367
    تشکر شده 125 در 48 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    بسم الله الرحمن الرحیم
    تقدیم به پدر و مادرم که به زحمت می توان گفت سواد خواندن دارند... نوشتن که بماند ....

    مستحکم ترین بنا به همین سادگی (قسمت اول)
    خدا رحمت کند کسی را که خانه اش را در نهایت استحکام بنا کند...

    مدتهاست، حضور بنده در میان جمع دوستان و آشنایان بحث حول یک موضوع را به یدک می کشد و آن چیزی نیست جز نیکوترین امر خیر یعنی ازدواج. در این میان خیل عظیمی از سوالات دوستان و مطابق درخواست بسیاری از عزیزان، مرا برآن داشت تا اشاره ای موجز به روال پیش رفت امر ازدواج خویش نموده و آن را در اختیار بزرگوارانی که به ما لطف داشته اند بگذارم. به امید آن که این امر، مرضی خالق مهربان قرار گرفته وعاملی شود که مروج سبک زندگی اسلامی باشد... قبل از شروع ذکر چند نکته را الزامی می دانم:


    1. در این مقاله سعی کرده ام از بسط دادن موضوعات مختلف بکاهم تا به همه مقولات بپردازم، لذا اگر جایی دچار ابهام شدید، حتما اطلاع دهید تا توضیح بیشتری دهم. و مبادا دوستان برداشت خود را-درحالی که ابهام دارند- از این موضوعات از جانب بنده نقل نمایند.
    2. در کل مقاله لفظ "بنده" به جای شخص حقیر و لفظ "ایشان" به جای شخص همسر بنده آورده شده است.
    3. بنده هرگز ادعا ندارم که این سبک و شیوه ای که از آن صحبت به میان می آید، بهترین حالت و کاملاً اسلامی می باشد، اما در تمامی این مدت از مدبرالامور خواسته ایم کمک مان کند حداقل کاری نکنیم که رضایت حضرت حق را از دست بدهیم.
    4. خدا را سپاسگزارم که در تمام این لحظات از الطاف پدران و مادرانمان بی بهره نبوده ایم و دائما از برکت وجودی شان متنعم شده ایم.


    اولین قدم ها
    قبل از هر چیز باید بگویم که توکل بر خدا و حسن ظن به تدبیر او، شاهرگ تمامی اقداماتی است که در لحظه لحظه این امر خیر بلکه در تمام زندگی می بایست مدنظرمان قرار بگیرد. توسل به معصومین نیز سراسر برکت و آسودگی خاطر می آفریند. بنده نیز با توسل بر حضرت زهرا (سلام الله علیها) پیش آمدم. اما اولین کاری که هر فردی می بایست پیش از اقدام به ازدواج انجام دهد، مطالعه کتاب های اسلامی و اصیل در باب ازدواج است. شک ندارم اگر کسی بدون آگاهی از هدف ازدواج، ملاک های اصیل انتخاب همسر، تمایز نقوش زن و مرد در خانواده و .... آگاهی و بینش صحیح نداشته باشد، در زندگی اش دچار مشکلات عدیده و جدی خواهد شد.

    پر واضح است که حرف های کوچه خیابانی که از این و آن شنیده می شود، هرگز معیار آگاهی و بینش صحیح نیستند. تلنگر : در زمینه ازدواج مطالب و کتاب تا دلتان بخواهد هست... اما پناه بر خدا از کسی طرز تفکرش نسبت به مقوله ازدواج بر اساس کتاب های غربی و غیر اسلامی چیده شود. به نظر حقیر، اصلی ترین ریشه شکست در ازدواج های امروزی همین موضوع است که فرد بر اساس یک سری پیشینه ها و آگاهی های ضلالت بار، پا به عرصه مقدس تشکیل خانواده می نهد و وقتی می بیند که هر چه قبلا شنیده (یا دیده است) سراسر تخیلات و هوسرانی بوده است، احساس حقارت و پوچی وجودش را دگرگون کرده و از زندگی مشترک دلزده می شود. بدتر از این حالت این است که عده ای با همین پیشینه که برگرفته از فرهنگ غرب است، اصلا شهامت پذیرش مسئولیت زندگی مشترک را نداشته و دنبال خوشگذرانی های دوران جوانی شان هستند. خطاب به این گروه فقط یک جمله می گویم: چگونه می خواهید فردا به این سوال پاسخ دهید که جوانی تان را چگونه گذراندید؟ جهت آگاهی بیشتر به امر مقدس ازدواج کتابهای زیر را معرفی می کنم که تقریبا همه را مطالعه نموده ام: (میتوانید با کلیک بر روی برخی از کتابهای زیر، فایل پی دی اف آن را دریافت نمایید.)



    مرحله تحقیقات و کسب اطلاعات
    پس از بیان این مقدمات می رویم سراغ اصل مطلب یعنی چگونگی پیش برد امر ازدواج حقیر ... اواخر خردادماه سال 92 بود که پس از مشورت های متعدد و تامل فراوان، با توکل برخدا این پروسه کلید زده شد. ابتدا از گوشه و کنار اطلاعات اندکی از "ایشان" پیدا کردم. مثلا از برخی از همکلاسی های "ایشان" جویای رفتار "ایشان" در کلاس شدم. در مرحله بعد خدا راه جدیدی جلوی پای مان قرار داد و متوجه شدیم همسر یکی از دوستان عزیزمان، از دوستان نزدیک "ایشان" هستند. با وساطت این بزرگواران اطلاعات بیشتری از "ایشان" و خانواده شان کسب کردیم. من جمله شرایط خانوادگی ، تعداد اعضای خانواده، برخی آداب و رسوم، وضعیت فرهنگی و اقتصادی و ... . پس از آن یک تحقیقات کلی از محل زندگی ایشان به عمل آوردیم اما در این مرحله از جزئیات خانواده "ایشان" چیزی را جویا نشدیم. زیرا تا این لحظه هیچ اطلاعی به خانواده "ایشان" نداده بودیم . پس از این مراحل و با معیار قرار دادن ملاک های مد نظرم، قصد اطلاع رسانی را داشتیم.

    نکته حائز اهمیت این جاست که بنده از گفتن بسم الله تا آخرین جلسه خواستگاری دائما ملاک های شخصی خود برای انتخاب همسر را به خود یادآوری می کردم تا مبادا ذره ای از این مسیر سرسبز را بدون چراغ و نقشه راه بروم.


    لذا به همه عزیزان توصیه می کنم تا آخرین جلسه خواستگاری سعی کنند درب ورودی احساسات خود را قفل کامپیوتری بزنند و اکثر آمد و شدشان را از دروازه عقل انجام دهند. بنده ملاک های زیر را به ترتیب اولویت مد نظر داشتم:


    1. رعایت تقوای الهی و خدامحوری در تمامی وجنات
    2. اخلاق نیکو و رفتار پسندیده و به دور از افراط (تحجر و انزوا) و تفریط (بی پرده و اُپِن)
    3. شرافت و اصالت خانوادگی (بدین معنا که از خانواده و بستگان فرد به نیکی یاد شود و هیچ نقطه تاریکی از لحاظ مذهبی، فرهنگی و اجتماعی نداشته باشند)
    4. هم کفوی (به ترتیب) فکری ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی .
    5. اهل قناعت بودن و برائت از مدگرایی
    6. به دل نشستن ...


    در کتاب های مختلف ملاک های متعددی معرفی شده است که از میان همه، یکی از ملاک هایی که روی آن تاکید می شود را کمی شرح می دهم: زیبایی ... برای توضیح بیشتر نیز به سه نکته اکتفا می کنم: اول اینکه نام این ملاک کاملا غلط انداز است. چرا که اولا با این نامگذاری، زیبایی، خلاصه در چهره فرد می شود در حالی که همه می دانیم زیبایی مختص صورت نیست. دوما اگر چنین ملاکی با نام زیبایی نمود یابد، فرد برای زیبا نشان دادن خود دست به هرکاری می زند که یکی از این کارها، آرایش کردن است؛ آیا می توان گفت فردی که از آرایش و پوششهای جذاب استفاده می کند واقعا زیباست؟ سوما زیبایی امری کاملا نسبی است. چه بسا چیزی (یا فردی) در نظر یک نفر منفور آید در حالی که دیگری عاشق آن است... لذا با نظر به این ضرب المثل قدیمی ها که علف باید به دهن بزی شیرین باشه (البته بلا نسبت !!! ) به جای ملاک زیبایی ملاک "به دل نشستن" را مناسب می دانم. ا

  4. 5 کاربر از پست مفید حسن آبشناسان تشکر کرده اند .


  5. #3
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۰۳
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    55
    امتیاز : 2,975
    سطح : 33
    Points: 2,975, Level: 33
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 367
    تشکر شده 125 در 48 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض


    پس از آن که در قسمت اول اشاره ای کوتاه به مواردی چون : پیش شرط های ورود به عرصه تشکیل خانواده، مطالعه در باب ازدواج، مرحله تحقیقات و برخی معیار های انتخاب همسر نمودیم. در این قسمت بی مقدمه می رویم سراغ خودمان ....

    اولین اقدام رسمی
    پس از طی مراحل قبلی، با خانواده به تحقیقات جزئی تر از محل زندگی "ایشان" پرداختیم و بلافاصله در اولین اقدام رسمی، هماهنگی های لازم جهت برگزاری یک جلسه زنانه با حضور محارم بنده در "منزل" ایشان ترتیب دادیم. با برگزاری این جلسه بسیاری از اطلاعات و جزئیات بدست آمد.

    تلنگر :
    امروزه عده ای از جوانان فکر می کنند اگر این مرحله را خودشان و طرف مقابل بدون مداخله خانواده ها صورت دهند شناخت بهتری نصیب شان می شود ولی باید گفت زهی خیال باطل ... چرا که علاوه بر اینکه هر دو نفر سعی دارند چهره ای متفاوت از خودشان را به دیگری معرفی کنند، هیچ گونه اطلاعات صحیحی رد و بدل نمی شود چون درب احساسات باز است و عقل به یغما رفته است... بعد هم دو طرف فکر می کنند اصلا خدا آنها را برای هم آفریده است و چقدر تفاهم دارند .... لذا شناخت روحیات دختر توسط هم جنسش و در منزل وی، بسیار بهتر، دقیق تر و مطابق شانیت دختر است.

    عطف توجه : تا این لحظه همه ی اقدامات با هماهنگی هر دو خانواده و بصورت کاملا رسمی صورت پذیرفته است.

    اولین جلسه خواستگاری
    پس از گذشت چند روز، قراری برای اولین جلسه خواستگاری گذاشته شد. در این مدت بنده دائما در حال جمع بندی آموخته ها و مطالعاتم بوده و به طراحی سوالات از "ایشان" مشغول بودم. شاید باورتان نشود ولی برای هر دقیقه از این زمان محدود، برنامه ریزی کرده بودم که چه بگویم؟ چطور بگویم؟ کجا بگویم؟ کجا نگویم؟ چه بپرسم؟ و ...

    جالب تر اینکه بدانید بیش از 100 صفحه برگه آچهار را در یک برگه دفتری پشت و رو خلاصه کردم. (این نوشته ها شامل خودشناسی و ویژگی های خود بود تا رسیدن به ویژگی های مطلوب و ویژگی های همسر و ...) ضمنا ذره ای استرس و این جور حرفا هم نداشتم! چراکه خودم بودم و سعی نداشتم طور دیگری خود را معرفی کنم.

    خلاصه ، موعد فرا رسید و بنده به همراه پدر و مادرم، پس از اقامه نماز مغرب و عشا در منزل "ایشان" حضور یافتیم. پس از آشنایی اجمالی صحبت از کار، منزل، سربازی و سرمایه بنده شد... فوقع ما وقع ... بنده با نهایت اطمینان عرضه داشتم که در هر چهار مورد الحمدلله صفر صفرم... هم اکنون دانشجو هستم و هیچ کاری ندارم، منزل و سرمایه ای هم اندوخته نکرده و هنوز سربازی این نظام نصیبم نشده است...


    شاید که نه ، قطعا همه خانواده ها از این که دامادی را با این ویژگی ها بپذیرند دچار تردید می شوند اما نباید هرگز وعده خدا را فراموش کنند که فرموده است از فضل خودش روزی مان می کند... (سوره نور آیه 32)

    در اینکه این موضوع چگونه برای بنده حل شد توضیح مفصل است (در قسمت نظرات، توضیح کوتاهی داده شده است) که موجز بگویم که خدای مدبرالامور از دو طریق این امر را برطرف نمود: اول آن که ملاک هایی جز این موارد را در ذهن و فکر خانواده "ایشان" پرورانده بود که چنین مواردی را به ملاک های دیگر نمی فروختند و دوم آن که: ایمان به این جمله که اگر خدا را یاری کنید یاری می شوید را چنان در وجودم عمیق نمود که حقیقتا بنده ذره ای ارزش برای این ملاک ها در صحبت ها و رفتارهایم قائل نبوده و دائما از آینده ای روشن از این شیوه زندگی ایمانی، در ذهن داشته و شک نداشتم که همه چیز را خودش حل می کند. (اگر بخواهم شرح دهم که تاکنون چه زیبا و درحالی که بنده تلاش خاصی در این راستا ننموده ام، خداوند همه چیز را حل کرده است خود مثنوی هفتاد من کاغذ است...)


    صرفا جهت اطلاع : شاید یادآوری این واقعیت در جلسات خواستگاری که اغلب والدین ما به هنگام ازدواج شان ، آه در بساط نداشته اند خالی از لطف نباشد. در این جلسه با اذن پدر ایشان، صحبت ها کوتاهی بین بنده و ایشان رد و بدل شد که بیشتر روی موضوعات اساسی (اعتقادی، فرهنگی، سیاسی و ...) بود. سعی مان بر این بود که مدت زمان جلسه اول طولانی نشود لذا همین جا بحث را خاتمه می دهم!

    جلسه دوم خواستگاری
    به نظرم گذاشتن قرار جلسه دوم خواستگاری، نقطه عطف پیشرفت منحنی ازدواج است. چرا که تا قبل از جلسه دوم، مورد پسند واقع نشدن و بر هم خوردن کار، امری قابل درک و اجراست ولی پس از جلسه دوم هم از لحاظ روحی و عاطفی و هم از لحاظ منطقی، این امر کمی سخت به نظر می رسد. لذا به همه عزیزان پیشنهاد دارم که سوالات اساسی تان را در همان جلسه اول پاسخ بگیرید تا خدای ناکرده دچار مشکلات جدی نشوید.


    قبل از حضور در منزل "ایشان" باز به مرور خلاصه هایم پرداختم و نکات جدیدی بدان افزودم. در این جلسه که بدلیل یوم الشک بودن ایام ماه مبارک رمضان بعدازظهر برگزار شد، با یکی از خواهرانم و مادرم حضور یافتیم. موضوع جلسه بیشتر روی مباحثی چون مهریه، مراسمات، مدت دوران عقد و... می چرخید. اما مهمترین قسمت کار، جلسه دونفره مان بود که حرف ها کاملا جدی، منطقی، دقیق و حساب شده بود تا جایی که برخی از سوالات مطرح شده از جانب هردو طرف از ظرافت خاصی برخوردار بود. تا آنجا که یادم می آید این جلسه حدود 120 دقیقه به طول انجامید و براستی که عمق آگاهی از جزئیات هم در این جلسه نصیبمان شد. از شیوه زندگی و عادات و رسوم و نقش مادری در خانواده گرفته تا عصبانیت و قهر و حساسیت و مزاج و رفت و آمد و اشتغال و تحصیل و... همه و همه را بررسی کردیم.

    بدلیل طولانی شدن صحبت های دو نفره ، فرصت به جمع بندی با پدر ایشان حول موضوعاتی چون مهریه و ... نرسید و لذا قرار ها برای جلسه سوم گذاشته شد.

    آخرین جلسه خواستگاری و روز تولد دوباره ! سومین جلسه خواستگاری دقیقا 12 روز بعد از اولین اقدام رسمی مان (یعنی همان جلسه زنانه) برگزار شد. در این جلسه نیز یکی از برادرانم همراه ما به جلسه خواستگاری آمدند. ابتدای جلسه، مذاکرات مان به نتیجه رسید و بلافاصله با اذن پدر ایشان، صیغه محرمیت به مدت سه ماه شمسی بین مان برقرار گردید تا زین پس اگر قصد داشتیم شناخت بیشتری از یکدیگر داشته باشیم و اگر تماس تلفنی و .. نیاز بود، مشکل شرعی نداشته باشد.

    نکته قابل توجه این است که سرانجام پس از 12 روز مذاکرات فشرده و در غالب عقل ومنطق، سرانجام بنده برای اولین بار صورت ایشان را با توجه و دقت ، مشاهده نمودم. (این چنین برداشت نشود که بنده ایشان را ندیده بودم. بلکه با دقت و توجه نبوده است) .شاید برخی بگویند این دیگر خشکه مقدسی بازی است... اما همانگونه که در ابتدای بحث توضیح دادم بنده تمام توجهم به این بود که مبادا از سر احساسات تصمیم بگیرم، این بود که از رویت دقیق ایشان کاملا اجتناب می ورزیدم تا هر تصمیمی که اتخاذ می کنم سراسر از روی عقل و منطق نشات گرفته باشد و حواسم را پرت نکند ...

    عطف توجه : هرگونه ارتباط با ایشان (پیامک ، تماس تلفنی و ...) تنها و تنها پس از برقراری عقد موقت انجام گرفته است.

    میزان مهریه یک جلد کلام الله مجید، یک جام آینه و شمعدان و 14 عدد سکه تمام بهار آزادی تعیین گردید که دیری نپایید که توسط ایشان به بنده بخشیده شد. جا دارد به این روایات حضرت محمد(ص) که در جلد5 میزان الحکمه آمده است، اشاره کنم که : بهترين زنان امت من , خوبروترين و كم مهريه ترين آنان هستند.

    چند کلام از صحبت هایی که در جلسات خواستگاری بیان نموده و بدان معتقدم :


    • بنده (به توفیق خدا) هرگز بخاطر حرف مردم، ذره ای از اصول و مبانی اسلامی که شناخته ام کوتاه نخواهم آمد. در مواجهه با آداب و رسوم نیز باید از سه فیلتر بگذرند تا به مرحله اجرا برسند : اولا با مبانی اسلام کوچکترین تقابلی نداشته باشد؛ دوما باعث ایجاد (یا ترویج) سختی در امر ازدواج نشود و سوما باعث احیای سنتی نیکو و پسنده باشد. در غیر این صورت و اگر رسمی باعث ایجاد سختی در امر ازدواج شده یا مروج فرهنگ غیر اسلامی باشد با تمام وجود جلوی آن می ایستیم تا به توفیق خدا مصداق رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ ... (سوره نور آیه 37) باشیم.




    • بنده از اینکه به جای قیاس با ائمه معصومین با برخی جوانان امروزی قیاس شوم و به من گفته شود چون همه این کار را می کنند تو هم باید چنین کنی... به شدت متاثر و ناراحت می شوم. چرا که ملاک بنده خشنودی خداست نه رضایت عده ای زوال پذیر. پس اینکه فلانی چنین کرده است ودیگری چنان، اصلا اهمیتی برایم ندارد. منم و کوله بار خویش در مسیری لغزنده و سراسر پرتگاه. ضمنا آنچه بنده از حکمت 89 نهج البلاغه حضرت امیرالمومنین متوجه شدم اگر توفیق یابم و رابطه ام را با خدا اصلاح کنم، رضایت مردم را و اصلاح رابطه ام با آنها را خدا تضمین کرده است و هرگز از سرزنش های مردم هراسی ندارم (آیه 54 سوره مائده) و بی شک خداوند، همه ی پیامبران را فرستاد تا نسبت به فرهنگ ها و آداب و رسوم غلط، انذار دهند و چه بسیار سختی هایی که تحمل کردند. حال بنده چطور راه حق را ببینم و در آن حرکت نکنم ؟




    • از اصلی ترین اهداف بنده از ازدواج، لبیک گفتن به فرمان خدا و روایات معصومین است و در ظل آن حفظ دو سوم دینم...{ اشاره به این حدیث از حضرت رسول(ص) که می فرمایند : هيچ جوانى نيست كه در دوره جوانى اش ازدواج كند ، مگر آن كه شيطان او فرياد برآورد كه : اى واى ، اى واى! دو سوم دينش را از [گزند] من حفظ كرد . بنا بر اين ، بنده بايد براى حفظ يك سوم ديگر ، تقواى الهى در پيش گيرد .} هدفم این است که در جهت رسیدن به خدا با سرعت بالاتر و آرامش بیشتر قدم بردارم.




    • پیرامون موضوع مهریه، از آنجا که عند المطالبه بوده و هدیه محسوب می شود، فقط از دارایی خودم می توانم پیمان ببندم و پرواضح است که تعیین مهریه هرگز تجارت نیست که نیاز به چانه زنی داشته باشد؛ بنده شانیت ایشان را فراتر از این حرف ها می دانم و معتقدم اگر تمام وجود آدمی هم برای همسری متقی و قانع، هزینه شود باز هم کم است.




    • در تمام دوران زندگی ام از خدا خواسته ام ما را مصداق وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ( سوره فرقان آیه 74 ) بگرداند. حال چگونه برخی از آداب و رسوم را اجرا کنم که نه تنها نقش الگویی را از ما سلب می کند بلکه ما را در زمره أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ سوق می دهد.




    • تعریف بنده از زندگی شاد و پر نشاط ، شادی و نشاط زودگذری که امروزه مرسوم شده و همراه با معصیت است نیست ، شادی حقیقی را خدا در آیات 62 تا 64 سوره مبارکه یونس برای عده ای دیگر می داند (این یکی را دیگر خودتان رجوع کنید...)


  6. 4 کاربر از پست مفید حسن آبشناسان تشکر کرده اند .


  7. #4
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۰۳
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    55
    امتیاز : 2,975
    سطح : 33
    Points: 2,975, Level: 33
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 367
    تشکر شده 125 در 48 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    دوران نامزدی (عقد موقت)

    دوران نامزدی دقیقا از لحظه ای شروع می شود که دو طرف با هم محرم شوند نه از وقتی که با هم به تفاهم اولیه برسند. واقعا برای حقیر جای تعجب دارد که با این که خداوند این قدر احکام و حدودش را بر ما آسان گرفته ولی باز ما از حد و مرزمان تجاوز می کنیم. مصداقش آن هموطنانی که دست در دست هم در خیابان ها قدم میزنند، در کافی شاپ خوب به همدیگر زُل می زنند و ... و بعد می گویند ما نامزد هستیم. اما اگر بپرسیم آیا صیغه محرمیت که نیم خط بیشتر نیست را بین خودتان خوانده اید؟ می گویند این حرفا چیه؟ این ها را آخوندها درآوردند... پناه بر خدا از سلطه فرهنگ شیطان....


    بگذریم... در این ایام رفت و آمدهای خانوادگی بین ما بیشتر و شناخت از خلقیات یکدیگر به بهترین نحو انجام گرفت. پس از انجام آزمایشات و ... دقیقا 40 روز پس از عقد موقت، عقدنامه خود را در دفترخانه ازدواج به ثبت رساندیم ولی صیغه عقد دائم با هماهنگی با موسسه امام خمینی(ره) دقیقا 101 روز بعد از عقد موقت، و به مناسبت عیدسعید غدیر توسط آیت الله مصباح یزدی در شهر مقدس قم قرائت گردید.


    مراسم جشن عقد



    این مراسم با حضور خانواده های مان و بستگان درجه یک (که جمعا 30 نفر هم نشدیم...) در شهر مقدس قم با صرف زیارت پر برکت حضرت فاطمه معصومه(س) و مسجد مقدس جمکران برگزار گردید.
    • مراسم مبرا از هرگونه اعمال غیر اسلامی بوده و مزین به ذکر صلوات و دعا بوده است. تا جایی که حتی خبر از یک رخداد غیر اسلامی و ... هم در کار نبوده است.
    • کوچکترین ذره ای آرایش توسط "ایشان" در این مراسم صورت نگرفت.
    • تنها خریدمان برای عقد یک جفت حلقه ی نقره برای یکدیگر بوده است و تمام.
    • دعوت نامه عقد مان شعر و متن زیر به همراه یک کارت تبریک عید غدیر بوده است.

    شعر: خورشید چراغکی ز رخسار علی است / مه نقطه ی کوچکی ز پرگار علی است هر کس که فرستد به محمد (ص) صلوات / همسایه ی دیوار به دیوار علی است متن : نذر قدوم مهدی زهرا – عج الله تعالی فرجه – سهم شما 14 گل صلوات پیوند آسمانی پیروان علی (علیه السلام) و زهرا(سلام الله علیها) با خطبه خوانی حضرت آیت الله مصباح – عید غدیر - قم - ؟؟؟ آبان 1392

    گریزی به آداب و رسوم دوران نامزدی (یاهمان دوران عقد )


    وجود رسومی چون هدیه بردن در ایام خاص سال نظیر شب چله، اعیاد دینی، عید نوروز و ... ذاتا چیز بدی نیستند اما اگر دقیق شویم می بینیم که امروزه به یکی از عواملی تبدیل شده است که بیش از آن که مروج فرهنگ دید و بازدید باشند به ترویج فرهنگ سخت بودن ازدواج منجر می شوند؛ به طوری که عده ای این قدر غرق این آداب و رسوم بی پشتوانه و بوق ... شده اند که اصلا یادشان می رود هدف از ازدواج شان چه بود ... . ما در این مدت سعی کردیم هیچکدام از این رسوم را به شیوه ی مرسوم شان رعایت نکنیم در حالی که از برکت صله ارحام نیز بی نصیب نمانیم. عطف توجه : در حدیثی از حضرت محمد(ص) داریم که هدیه دادن باعث افزایش محبت می شود؛ اما بی شک هدایایی که صادقانه و از صمیم قلب نبوده و از سر اجبار و چشم و هم چشمی تهیه شوند هرگز محبت آفرین نخواهند بود. از طرفی اگر خانواده ها مصرّ باشند که هدایا باید حتما در مقابل چشم فامیل اهدا شوند دیگر کلاه همه پسِ معرکه است...


    تفاوت کار ما در این بود که از یکدیگر و خانواده هایمان انتظار تهیه هدایای آنچنانی نداشتیم؛ بلکه بدون چشم داشت، به کوچکترین هدایا هم قناعت ورزیدیم؛ ضمن آن که از اهدای هدایا در مقابل چشم فامیل ها به شدت ممانعت به عمل آوردیم. این امر سه فرهنگ خوب به همراه داشت: اول آن که رفت و آمد بین خانواده ها را مختص ایام خاص نمی کرد و این گونه نبود که صرفا وجود چنین زمان ها و رسوم هایی بهانه ی صله ارحام باشد.

    دوم این که تمرین خوبی بود تا قناعت و ساده زیستی و عدم چشم و هم چشمی را تجربه کرده و ثابت کنیم چنین مراسماتی هرگز نمی توانند متن زندگی باشند بلکه اموری حاشیه ای هستند.

    سوم هم آن که برای ابراز محبت به یکدیگر فقط از ابزار مادیات استفاده نکردیم به طوری که شدت محبت و مودت مان را در خرید سرویس های طلا و .... بدانیم. بلکه سعی کردیم خاطرات خوش این دوران را با محوریت خدا، خوش باشیم. عده ای معتقدند این هدایای گران قیمت به مناسبت های مختلف باعث ثبت خاطره در ذهن عروس و داماد شده و دلخوشی شان به یکدیگر را می افزاید؛ اما به نظر حقیر، شدت توجه به خاطره آفرینی های مادی، منجر به قلّت خاطره آفرینی های معنوی می شود... به عنوان مثال می توان گفت اگر خاطرات شیرین دوران نامزدی دو نفر، با هدایای گران قیمت و جشن ها و مراسمات پرخرج عجین گردد، گذشته از اینکه به این سبک زندگی عادت کرده و شادی را فقط در مادیات می بینند، دیگر کارهایی مانند : مسافرت های صرفا زیارتی، حضور در مجالس مذهبی و هیات ها، خواندن همزمان کتاب های فرهنگی و تربیتی و رشد یکدیگر، صله ارحام با بستگان درجه دو، واسطه خیر شدن برای ازدواج دوستان شان، کمک به یکدیگر در مطالعه و پژوهش، تلاش در جهت رفع عیوب یکدیگر، یاری نمودن هم در رشد معنوی و ... هرگز برای چنین افرادی شادی آفرین نخواهد بود.
    تلنگر : گاهی با انجام دادن برخی کارهای ظاهراً شیرین، باعث گناه های تلخی می شویم که اصلا فکرش را هم نمی کردیم ...

    دو مثال می آورم : اولاً این که پیوند مقدس ازدواج دو نفر را غرق در مادیات و تنعم های دنیوی جلوه داده و ازدواج را با این دیدگاه که آسانسور تقرب به خداست معرفی نکنیم، از این نمونه کارهاست. امروزه متاسفانه برخی از جوانان مذهبی ما هم، بیش از آن که بخاطر رهایی از آماجِ گناهانِ بی سر و دم، رو به ازدواج بیاورند؛ با توجیهاتی از این قبیل که : هنوز خودم به خدا نزدیک نشده ام، هنوز نمی توانم مسئولیت یک نفر دیگر را هم بپذیرم، هنوز صاحب خانه و ماشین و... نشده ام، هنوز درسم تمام نشده است و... از تشکیل خانواده سر باز می زنند.

    شاید از یک منظر، یکی از بهترین دیدگاه ها به امر ازدواج این باشد که یکی از طرفین، بخاطر این که طرف مقابلش، بیش از این، در تیر رس هجوم شیاطین شهوت ران قرار نگیرد، اقدام به ازدواج نماید.

    به عنوان مثال دوم خطابم افرادی است که بدلیل این که کمی از تمکن مالی برخوردارند، آنقدر در پیش برد ازدواج شان بی مهابا هزینه می کنند که انگار گنج قارون به آنها ارث رسیده است. (البته در فرهنگ سازی آمال گرایی و مادی نگری به امر ازدواج، همچون بسیاری از مشکلات جامعه ما ، نقش رسانه ها و صدا و سیما و سینما به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیست. چرا که سال های سال است در رسانه های ما، ازدواج را قرین با داشتن زندگی رویایی، منزل ویلایی، ماشین فراری، کارِ میزداری، قیافه ی آمریکایی و رفتارهای بی بند وباری و ... معرفی می کنند ).


    این افراد با الگو گرفتن از هر کس و ناکس، تمام هم و غم شان این می شود که یک زندگی رویایی و لوکس داشته باشند حتی اگر زیر بار قرض های فراوان بروند. به نظرم شیرینی زندگی این افراد منجر به تلخ کامی عده ی کثیری خواهد شد؛ چرا که هزینه های بی حد وحصری که برای شادکامی خود بهره می برند باعث ترویج فرهنگ چشم و هم چشمی شده و تیر زهرآلودی میشود در قلب جوان دیگری که (در الگو گیری دچار اشتباه شده و ) توانایی پرداخت چنین هزینه هایی را ندارد و به همین دلیل پا به عرصه ازدواج نمی گذارد (وخدای ناکرده به هزار گناه می افتد ...)


    خرید جهیزیه
    مطابق تحقیقات بنده، در اسلام تامین جهیزیه تنها بر عهده ی خانواده دختر نیست بلکه این امر می بایست با همکاری داماد و خانواده دختر تامین شود. حال اگر یکی از طرفین متقبل تامین جهیزیه شود، در حق دیگری لطف کرده است. در حق بنده نیز خانواده ایشان لطف نمودند. در توضیح چگونگی تهیه وسایل باید بگویم که اکثر وسایل با انتخاب خودمان بوده و ما نیز در خرید هایمان به سه اصل دقت ویژه نمودیم: اصل اول این که در میان اقلامی که قرار است وارد زندگی ما شوند، هیچ وسیله لوکس و مثال زدنی یافت نشود. ساده تر بگویم : به شدت مواظب بودیم قیمتش از حد اعتدال بالاتر نرود و نمی خواستیم آن وسیله بهترین جنس موجود باشد.


    اصل دوم این بود که تا وقتی نمونه ایرانی وسایل، موجود بود هرگز سراغ نمونه خارجی اش نرفتیم، حتی اگر کیفیتش پایین تر باشد. (البته معدود مواردی بود که وجود یک سری عوامل دیگر باعث شد جنس ایرانی نصیبمان نشود) اصل سوم هم این که با جدیت از خرید اقلام و وسایل تزئینی و تشریفاتی خودداری کرده و هیچ وسیله ای را جز از سر نیاز نخریدیم.


    عطف توجه : از همان ابتدای کار ، هرگز این دیدگاه که اعتبار دختر به جهیزیه اوست را قبول نداشته و تهیه جهیزیه در حدی که بتوان زندگی را با آن آغاز نمود مد نظرمان بوده است.

  8. 3 کاربر از پست مفید حسن آبشناسان تشکر کرده اند .


  9. #5
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۰۳
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    55
    امتیاز : 2,975
    سطح : 33
    Points: 2,975, Level: 33
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 367
    تشکر شده 125 در 48 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در این قسمت ان شاالله بیشتر به اجرائیات قبل از مراسم جشن عروسی اشاره می کنیم.


    اما قبل از آن توجه شما را به یک نکته بسیار مهم جلب می نمایم: حقیقتا نشر این اطلاعات و جزئیات از زندگی شخصی خویش در فضای مجازی برای بنده سخت، جان فرسا و به دور از عرف و هنجار است. اما به این موضوع شک ندارم که از بس سبک های مراسم ازدواج پرهزینه و سخت و معصیت بار و ..... را شنیده ایم و از شیوه های دیگرِ برگزاری این مراسم بی اطلاعیم، خود باعث شده است که ما هم، تن به بسیاری از کارهایی بدهیم که در حقیقت تمایلی به انجام آن ها نداریم اما چون جایگزینی برای آنها پیدا نکرده ایم مجبور به اجرایشان هستیم .


    لذا یکی از اصلی ترین اهداف بنده این است که خوانندگان محترم اگر مجرد هستند به این نکته کمی بیاندیشند که آیا موانعی که امروزه بر سر تشکیل خانواده نام می برند قابلیت این را ندارند که ساده تر گرفته شوند ؟ و شما در جهت فرهنگ سازی اسلامی در این باب هیچ وظیفه ای ندارید؟؟ از طرفی اگر متاهل می باشید آیا در جهت ترویج ساده و اسلامی سازی امر ازدواج وظیفه ای ندارید ؟


    جهاز بران
    از آنجا که ما هرگز بدنبال آن نبودیم که هر کاری می کنیم مطابق خواست دیگران باشد، در آوردن جهاز نیز به دور از هرگونه هلهله و پایکوبی ، تعدادی از اعضای خانواده ایشان و تعدادی از اعضای خانواده بنده اقدام به چیدن وسایل نمودیم و هیچ ضرورتی برای اینکه همه آشنایان از کم و کیف جهیزیه مطلع شوند، نمی دیدیم. آن دسته از آشنایانی که جویا می شدند جهاز چگونه بوده است، روزی که برای هدیه دادن تشریف می آوردند، ظاهری از برخی وسایل چیده شده به ایشان نشان داده شد. به همین سادگی ...
    کارت عروسی

    خوب است بدانید همه ی امور مربوط به کارت را خودمان انجام دادیم. لوازمش مقوای سفیدرنگ، کاغذ رنگی در قطع آچهار در رنگهای سبز، زرد،قرمز وآبی ، چسب و روبان قرمز بودند. تعداد 4 حدیث ، متنی در جهت زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا، دعوت اختصاصی از مولا حجة ابن الحسن امام زمان (عج) و دعوت نامه ای با متنی خاص و ادبی مواردی بودند که روی کاغذ های رنگی پرینت کردیم و روی مقوا چسباندیم. در پایان هم با استفاده از روبان آن را تزیین کردیم. اما این همه ی داستان نیست! چرا که در تهیه این کارت ها تعدادی از عزیزان به طراحی احادیث پرداختند، تعدادی دیگر زحمت درست کردن کارت را کشیدند و برخی دیگر از بزرگواران لطف نموده و پرینت برگه ها را بوسیله دستگاه پرینت خودشان متقبل شدند. جالب است بدانید کل هزینه ای که برای حدود 240 کارت دعوت پرداخت شد فقط حدود 15000 تومان شد یعنی هر کارت دعوت تقریبا 60 تومان هزینه داشته است. (این درحالی است که در بازار کم هزینه ترین کارت ها حدود 500 تومان هستند)


    عطف توجه : ما برای چند میهمان خاص نیز بصورت حضوری کارت دعوت فرستادیم: یک کارت دعوت برای امام عصر (عج) که در چاه مسجد جمکران انداختیم. یک کارت دعوت از مادرمان حضرت زهرا(س) به همراه دخترشان حضرت معصومه(س) در ضریح بی بی در قم انداختیم. یک کارت دعوت در ضریح ولی نعمت مان امام رضا(ع) در مشهد مقدس انداخته و از ایشان دعوت به حضور در مراسم عروسی مان نمودیم. کارت آخر را مستقیما به بیت مقام معظم رهبری تحویل داده و از امام خامنه ای (مدظله العالی) نیز دعوت به عمل آوردیم.

    جا دارد از عزیزانی که کارت های دعوت ویژه مان رابه مقصد مورد نظر رساندند، صمیمانه تشکر کنم. در اینجا تصاویری از فایل های اصلی کارت دعوت مشاهده می گردد :


  10. 2 کاربر از پست مفید حسن آبشناسان تشکر کرده اند .


  11. #6
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۰۳
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    55
    امتیاز : 2,975
    سطح : 33
    Points: 2,975, Level: 33
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 367
    تشکر شده 125 در 48 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در این قسمت نیز ان شاالله بیشتر به اجرائیات قبل از مراسم جشن عروسی اشاره می کنیم.



    لباس عروس
    قبل از توضیح بیشتر لازم است به این نکته اشاره نمایم که : برای ما تهیه لباس عروس هرگز اصل محسوب نمی شد و اگر برای این امر قرار بود هزینه قابل توجهی شود، هیچ ضرورتی در وجود لباس عروس ملاحظه نمی شد. لذا با همین دیدگاه به چند مغازه مراجعه کردیم تا قیمت کرایه لباس های عروس را متوجه شویم. در این میان یک نمونه یافتیم که هزینه آن 80 هزار تومان بیشتر نبود. لذا در میان این قیمت های سرسام آور لباس عروس قیمت این موردی که پیدا شد، بی نظیر بود. خوب است اشاره کنم که هزینه همه ی مایتعلقٌ به لباس عروس نیز 20هزار تومان بیشتر نشد. ناگفته نماند که دلیل اصلی قیمت پایین این لباس عدم زیبایی آن نبود؛ بلکه فروشنده میگفت چون تن خورش زیاد بوده از قیمتش کاسته شده است. اتفاقا لباس های عروس فراوانی داشت که ابداً زیباتر از این مورد نبودند اما بدلیل آنکه کمتر استفاده شده بودند، قیمت شان حداقل 5 برابر این مورد بود. (حال این سوال مطرح است که واقعا کسانی که هزینه های گزاف و بسار بالا برای کرایه یک شب لباس عروس و امثالهم می کنند آیا می توانند ادعا کنند که اسراف نکرده و کار بر آمده از هوا مرتکب نشده اند ؟

    آنهایی که می گویند یک شب هزار شب نمی شود ! خوب است بدانند اتفاقا یک شب از هزار ماه مهم تر است و چه بسا هفتاد سال عبادت یک شب به باد رود ... این سخن مرا یاد حرف شیطان به حضرت آدم می اندازد که یک میوه از این درخت بخوری که اتفاق خاصی نمی افتد ... فوقع ما وقع ... )

    تذکر : مخاطب این سخنان بنده نسبت به این که هزینه های گزاف و سرسام آور در چنین مواردی می نمایند، کسانی هستند که از لحاظ سرمایه و ثروت بصورت معمولی هستند و با تامین چنین هزینه هایی زیر فشار قرض خواهند رفت.... در حالی که اگر فردی از تمکن مالی برخوردار باشد اتفاقا سخت گیری بیش از حد در ارتباط با مخارج خانواده، امری ناپسند است؛ چرا که حضرت رسول (ص) می فرمایند : «کسی که وسعت مالی دارد و دارای تمکّن است؛ ولی بر خانواده خود سخت بگیرد و آنان را از زندگی راحت محروم بدارد، از ما نیست» .

    ماشین عروس
    به اذعان دوستان مان، در میان تمامی تفاوت هایی که با سایرین داشتیم، بزرگترین تمایزمان مربوط به ماشین عروس بوده است. ماشین عروس ما پیکان سفیدرنگ مدل 80 بود . البته بسیاری از بستگان اصرار داشتند که از ماشین آنها (که هم لوکس و متنوع هم بسیار مدل بالاتر بودند) استفاده کنیم اما از آنان عذر خواهی کردیم، چرا که اهداف خاصی داشتیم... چند نفر از عزیزان بزرگوار حقیقتا به ما لطف کردند و به مدت دو شبانه روز زحمت بسیار زیادی متحمل شدند. آنها پس از تهیه گل مناسب از بیابان، دو لایه گل روی ماشین کشیدند به طوری که کاملا شبیه ماشینهای جبهه و جنگ شده بود. یکی دیگر از عزیزان نیز لطف نموده و با قلم مو روی ماشین به خطاطی پرداختند . به عنوان مثال روی درب راننده "یاعلی"، درب شاگرد "یازهرا" ، روی صندوق عقب "پیوندتان مبارک" و پشت ماشین نوشتند: "خدا بزرگ تر است ..."

    عطف توجه : برای تزئین ماشین عروس حتی یک ریال هم خرجی صورت نگرفت اما به نظر خیلی ها زیباترین ماشین عروسی بود که در طول عمرشان دیده بودند؛ به طوری که کمتر کسی بود که با ماشین عروس ما، عکس یادگاری نگیرد...

    آرایشگاه

    گرچه بیان چنین مواردی بدور از عرف است اما خوب است بدانید که همیشه برای ساده زیستن، راه کار هست... در ابتدا اشاره کنم که همه ی پیرایش داماد توسط خودش و با کمک بستگان درجه 1 انجام شد لذا بدون هزینه بود. اما به نظرتان برای آرایش عروس چه کرده باشیم خوب است ؟
    پیرامون آرایش عروس همانگونه که می دانید اگر برای همسر خویش باشد نه تنها مشکلی ندارد که مطلوب نیز می باشد . اما متاسفانه آنچه امروز در مجالس عروسی مرسوم شده است ، گذشته از این که آرایشگر نهایت تلاشش را می کند تا یک نفر دیگر را به جای عروس تحویل دهد (اشاره به اینکه بسیار روی چهره وی کار می کنند) بیش از آن که در معرض دید داماد باشد در نظاره سایرین است و چه بسا نامحرمان نیز نگاه شان به آرایش های عروس بیافتد ... ما برای این امر راهکار ساده ای را اجرا کردیم. از یکی بستگان نزدیک مان که تا حدودی به آرایشگری تسلط داشت خواستیم تا این کار را انجام دهد. ايشان پس از کمی تحقیق و مشورت با آرایشگران حرفه ای، هنرشان را بکار بستند و این لطف را در حق ما روا داشتند. در پایان نیز فقط و فقط هزینه برخی اقلام را حساب کردند که جمعا حدود 20 هزار تومان شد. خدا خیرشان بدهد. نمی دانم از قیمت آرایشگران کوچه خیابان خودتان خبر دارید یا نه ؟ ولی خوب است مطلع شويد....

    http://2alabd.blogfa.com/post/53

  12. 2 کاربر از پست مفید حسن آبشناسان تشکر کرده اند .


  13. #7
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۰۳
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    55
    امتیاز : 2,975
    سطح : 33
    Points: 2,975, Level: 33
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 367
    تشکر شده 125 در 48 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    فیلمبرداری مراسم


    از آن جا که شیوه ی برگزاری مراسم ما، تا حدودی مبین سبک زندگی اسلامی بود، ثبت وقایع آن از ملزومات بود. در این راستا بنده چند روز قبل از مراسم با دو مرکز فرهنگی متفاوت، هماهنگی های لازم جهت به امانت گرفتن دوربین های فیلمبرداری و عکاسی این مراکز را انجام دادم . (که مناسب می دانم در اینجا از مسئولین مربوطه ی این مراکز فرهنگی، بابت حسن همکاری شان تشکر کنم). از طرفی دو نفر از دوستان بزرگوارمان لطف کرده و انجام فیلمبرداری از کل مراسم را متقبل شدند.

    این شد که تنها هزینه ای که ما برای فیلم برداری از کل مراسم پرداخت کردیم فقط وفقط هزینه نوارهای فیلم بود که جمعا کمتر از بیست هزار تومان شد. جالب تر این که در برخی از صحنه ها از هر دو دوربین استفاده شده بود و بدین ترتیب دو نما از فیلمبرداری مراسم داشتیم.

    از طرف دیگر خوب است بدانید پس از ضبط فیلم هم، یکی دیگر از بزرگواران لطف نموده و مستند نمودن فیلم ها را پیش گرفتند.


    سوالی که برای بنده ایجاد شده بود این است که چگونه عده ای صدها هزار بلکه میلیون ها تومان هزینه فیلم برداری از مراسم شان می کنند در حالی که شاید بیش از دو مرتبه هم این فیلم را مشاهده نخواهند کرد؟ از طرفی جز خودشان شاید هیچ کس هم نتواند آن را ببیند. ذکر یک نکته را خالی از لطف نمی دانم : از مراسمی که در قسمت زنانه اجرا شد کوچکترین لحظه ای هم، فیلم برداری یا عکاسی انجام نگرفت و از این امر جلوگیری به عمل آمد


    آتلیه برخی از عزیزان بزرگوار ، گرفتن عکس در آتلیه ها را مناسب و مورد اعتماد نمی دانند. عده ای دیگر نیز معتقدند آخر نمی شود که عروس و داماد چند عکس هم با هم نگیرند ... کمی با خود اندیشیدیم... دیدیم هر دو گروه صحیح می گویند. نتیجه ای که گرفتیم این بود که با همان دوربین های عکاسی خودمان، توسط یکی از محارم بنده، در یک فضایی که خودمان از قبل تزئینش نموده بودیم، تعدادی عکس بگیریم. می توانم با قاطعیت بگویم که هیچ آتلیه ای در جهان نمی توانست برای ما به این اندازه مطمئن و راحت بوده باشد. و باز یادآوری می کنم که کوچکترین هزینه ای برای آتلیه مان پرداخت نکردیم ...


    سرویس طلا خرید سرویس طلا از مواردی است که نظرات پیرامون آن بسیار فراوان است. لذا بدون هیچ مقدمه فقط از اقدام مان صحبت به میان می آورم. ما به جای خرید سرویس طلا اقدام به خرید سرویس بدلیجات کردیم. سرویسی که اگر طلا می بود شاید هرگز زیر 6 میلیون تومان قیمت نداشت!


    تلنگر : متاسفانه امروزه زینت های خانم ها فقط در مجالس عروسی و امثالهم و برای نظاره دیگران استفاده می شود. در حالی که کاربرد اصلی این زینت ها می بایست برای شوهر و در منزل باشد.


    تذکر : باز برای چندمین بار عرض می کنم که مخاطب این نوشتار کسانی هستند که از تمکن مالی و سرمایه ای ارزشمند برخوردار نیستند. لذا اگر فردی بواسطه این که خداوند به او تمکن مالی داده است بخواهد خساست به خرج دهد و برای خانواده اش هزینه نکند از بحث ما خارج است.

    قابل توجه بزرگوارانی که می گویند از پسِ هزینه ی هر چیز بر بیائیم هزینه طلا را چه کنیم ؟ با ید عرض کنم که کافیست کمی دیدگاه مان را عوض کنیم. آیا خوشبختی صرفا با داشتن سرویس های زیبای طلا معنا می گیرد ؟ به نظرم اگر طلا بخواهد عامل درخشش زندگی باشد، آن زندگی بسان بیت العنکبوت است و سست ترین بناست. و چرا آدم به جای آن که بنای خانه ی خودش را مستحکم کند به تزئینات داخل بنا و ساختمانش این قدر توجه می کند؟ شما در بنایی مستحکم با ظاهری ساده آرامش بیشتری دارید یا بنایی سست با ظاهری پر زرق و برق؟؟؟ پس فاین تذهبون ...


    مراسم جشن عروسی بیش از سه ماه بود که بنده از افراد و مراکز مختلف، نسبت به گروه های فرهنگی- مذهبی ای که در جشن های مختلف برنامه اجرا می کنند، در حال تحقیق بودم و در این راستا اکثر گروه های استان اصفهان و چهارمحال و بختیاری را رصد کردم. برخی که در همان ابتدای آشنایی از منظر بنده مناسب نبودند. ولی برای برخی دیگر که تعریف شان را بسیار شنیده بودم در برنامه ای که برای دیگران اجرا می کردند حاضر می شدم و از نزدیک، کارشان را می دیدم. در پایان یک گروه که برنامه اش مناسب تر و متنوع تر و پر محتواتر بود را دعوت کردم.

    این گروه بیشتر بر پایه نمایش ، به هنرمندی می پرداخت به طوری که یک نفر از فرهنگ سازی جشن عروسی اسلامی سخن می راند و دیگری دائما او را اذیت می کرد. در خلال نمایش شیرین شان، تقلید صدا، شعبده بازی، موسیقی متن و ... نیز داشتند. با این همه بنده به این گروه نمره 15 می دهم. به جز این گروه، بنده از یکی از عزیزان بزرگوار طلبه که در مولودی خوانی بی نظیر بودند نیز دعوت کردم تا فضای مجلس ما را به شادمانی اسلامی به معنای حقیقی آن برسانند. حقیقتا ایشان نیز در اجرای برنامه شان سنگ تمام گذاشتند و فراتر از تصور حقیر بودند. لذا دادن نمره 19 به کار ایشان کم لطفی است. (بی شک همه ی عزیزانی که در مجلس جشن ما حضور داشتند این امر را تایید خواهند کرد)

    عطف توجه : آیا این سبک شادمانی و نشاط (بدون کوچکتری گناه) نمی تواند جایگزین این مجالس معصیت بار شود ؟ شادی شان افزون تر، نظم شان بیشتر، اسراف شان کمتر، گناه بی گناه، رقص و خدای ناکرده سرمستی تحریم و از همه مهمتر ترویج فرهنگ اسلامی و پشت پا زدن به موسیقی های حرام... با چه منطقی هنوز بر طبل شادانه ای می کوبیم که می دانیم مرضی خالق و ائمه نیست؟؟ افلا یعقلون ؟؟؟

    بگذریم .... یک خاطره جالب برایتان بگویم : تعدادی از بستگان ما با برگزاری جشن عروسی به این سبک بسیار مخالف بودند... پس از مراسم هر جا که رفتند گفتند : اگر در کره زمین واقعا عروسی شاد و مناسبی گرفته شده است این عروسی بوده است... (اگر باورتان نمی شود که این مجلس عروسی چقدر دیگران را متحول ساخت ، می توانید از عزیزانی که حضور داشتند، جویا شوید. البته قبول دارم که شنیدن کی بود مانند دیدن ؟ ...)


    اما چند نکته پیرامون مراسم جشن عروسی



    • بنده به چند دلیل با برگزاری مراسم جشن عروسی بسیار موافق تر بودم تا ماه عسل . چرا که اولا احادیث فراوانی در باب برگزاری مراسم عروسی و بالاخص اطعام ولیمه آن وجود داشته و از مخفی نمودن این امر مقدس نهی شده است. دوما اثبات این نکته به خویش و باز هم به خویش ... که اگر خدا بخواهد می توان عروسی ای در نهایت شادی و شادکامی برگزار کرد ولی نه تنها ذره ای گناه در آن راه نداد بلکه در نهایت سادگی ، بسیاری از مستحبات را نیز در آن ترویج داد ... سوما با برگزاری جشن عروسی دیگران نیز در شادی ما شریک اند که با برگزاری مراسم پس از ماه عسل، شادی به این شکل وجود نخواهد داشت. چهارما بسیاری از ایستادگی ها در برابر فرهنگ و رسوم غلط ، فقط با برگزاری مراسم مقدور بود و ...
    • از آنجا که الحمدلله منزل شخصی پدر بنده دارای حیاط بود، مجلس را در همین منزل برگزار نموده و از پرداخت هزینه های غیرضروری به تالار جلوگیری کردیم. در عوض همین مکان را با چیدن صندلی و دکور پشت صحنه بسیار زیبا (که مزین به نام مبارک حضرت زهرا(س) و مولا علی(ع) بود ) و با چراغانی مطلوب ، مزین کردیم.
    • وسایل تزئیناتی برای دکور مجلس جشن مان را از قبیل پارچه های ساتن در رنگهای مختلف و ... از همان مراکز فرهنگی و برخی از آشنایان به امانت گرفتیم.
    • نهایت تلاش مان بر این بود که برنامه های شب عروسی چنان متنوع باشند که پیر و جوان و کودکان همه بهره ببرند و فرصتی برای ترقه زدن پیدا نکنند !
    • سعی کردیم اکرام و اجلال میهمانان به وجه احسن رعایت شود و هیچ کاستی ای برای حبیبان خدا احساس نشود.
    • محل برگزاری قسمت زنانه کاملا مجزا از بخش مردانه برگزار گردید و در آن قسمت، از یکی از خانم های مدیحه سرا دعوت به عمل آمده بود تا با مولودی خوانی و ... شادی بخش مجلس زنانه باشند که خدا را شکر با استقبال خوبی همراه بود.
    • تعدادی از دوستان مان بسیار زحمت کشیده و تجهیزات لازم را فراهم کردند تا پخش مستقیم قسمتی از مراسم جشن عروسی بخش مردانه ( که حاج آقا برنامه اجرا کردند) را برای قسمت زنانه بوسیله ویدیو پرژکتور روی پرده بیاندازند اما خواست خدا چیز دیگری بود و سیم کشی های مربوطه، چند دقیقه قبل از شروع مراسم توسط برخی کودکان به هم خورده بود و این اتفاق میمون رخ نداد.
    • مراسم از ساعت 19 تا 22 به طول انجامید و نماز اول وقت بنده و ایشان (همانند سایر مدعوین) فدای هیچ امر دیگری نگردید.
    • پذیرایی مراسم شربت، شیرینی و شام بود که صرفا یک نوع شام (البته با مخلفاتش ...) توزیع شد.



    پا تختی

    یکی از مواردی که به شدت به انحراف کشیده شده است، مراسمی است که یک روز (یا دو روز) پس از عروسی، میهمانان هدیه های خود را برای عروس و داماد می آورند و در آن (گذشته از پای کوبی و ...) هدیه ای که هر فرد آورده است را با صدای بلند به اطلاع حضار می رسانند. حقیقتا اسف بار است که با این کار باعث شویم عده ای از سر اجبار هدیه ای را بدهند که مبادا از دیگری کمتر بوده باشند. کمی بیاندیشیم ... آیا این جز ترویج فرهنگ چشم و هم چشمی است؟
    ما در مقابله با این موضوع هیچ روز و زمانی را برای این امر اختصاص ندادیم. نتیجه ای که حاصل شد این بود که میهمانان تا چند روز پس از جشن عروسی، هرکدام بصورت جداگانه در زمان های مختلف تشریف آورده و پس از پذیرایی، هدیه خود را در نهایت آرامش و بدور از چشم و هم چشمی اهدا می نمودند. پس از گذشت چند روز نیز هدایا ملاحظه شدند. لازم به ذکر می دانم که در این روند، هرگز ذره ای حساسیت به این که چه کسی چه آورده است؟ چقدر آورده است و ... نداشتیم. چرا که هدیه است نه طلب .

  14. 2 کاربر از پست مفید حسن آبشناسان تشکر کرده اند .


  15. #8
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۰۳
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    55
    امتیاز : 2,975
    سطح : 33
    Points: 2,975, Level: 33
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 367
    تشکر شده 125 در 48 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در انتهای این سلسله مطالب ( که به نظر حقیر این موضوع - ازدواج - بزرگترین حفره فرهنگی کشور است) لازم دانستم اشاره ای اندک به چند نکته از هزاران نکته ای که لازم می دانستم بنمایم ...

    1. دو حاشیه ...
    در مطلبی که مطالعه فرمودید دو نکته حائز اهمیت است: اول اینکه این منوالی که گذشت، یکی از صدها روشی است که در مبارزه با سبک ازدواج غربی و آمال محور بیان شد و چه بسیار ایده هایی که می تواند جایگزین قسمت های مختلف این شیوه شود. ولی همه ی این شیوه ها یک هدف را دنبال می کنند و آن احیای ارزش های اسلام و ترویج سبک زندگی اسلامی است و با استناد به سخنان راهبر حکیم انقلاب سبک زندگی متن است و ما در این زمینه عقب مانده شده ایم ...
    دوم اینکه دیدگاه به ازدواج و تشکیل خانواده واقعا به آن سختی و مشقتی که مدت هاست به ما تلقین کرده اند، نیست. کافی است ازدواج را هم تکه ای از پازل هدف غایی زندگی مان بدانیم و از صرفا مادی و دنیوی دانستن ازدواج بشدت بپرهیزیم. همچنین فراموش نکنیم که اگر برای خدا قدم برداریم بی شک خدا تنهایمان نخواهد گذاشت و همه جا پناه مان خواهد بود. چرا که خودش قول داده است (سوره محمد- آیه7)


    2. هدف از هر چیز پیشرفت باشد، هدف از ازدواج هرگز پیشرفت نیست.
    این مورد ، کمی طولانی و البته بسیار فراگیر است. شاید تاکنون با افرادی برخورد داشته اید که از ازدواج بدنبال پیشرفت مالی هستند و وصلت با خانواده های مرفه را در ذهن می پرورانند. یا افرادی که بدنبال پیشرفت شخصیتی هستند و می گویند می خواهیم با خانواده ای که دارای مقام و منصب باشد یا رییس فلان اداره یا سازمان باشد ازدواج کنیم. عده ای دیگر پیشرفت علمی را هدف ازدواج شان می دانند. این افراد به فکر کمک های درسی و علمی همسرشان هستند تا بتوانند با سرعت بیشتری مدارج علمی را پشت سر بگذارند. عده ای دیگر هم هستند که هدف ازدواج را پیشرفت معنوی و عرفانی می دانند. این گروه ها زیادند؛ ولی ما همین چهار گروه را بررسی می کنیم.

    کسی که پیشرفت مالی را در گرو ازدواج با خانواده ای مرفه می داند و بدنبال کسب ثروت است تکلیفش معلوم است. گذشته از ذلالتی که باید در این راه تحمل کند و خوشبختی را فقط در آسایش و رفاه بودن تعریف کند، خوب است در این حدیث حضرت محمد(ص) هم تاملی نماید : هر کس بخاطر مال و ثروت ازدواج کند، خداوند او را به همان مال و ثروت واگذار می کند.


    آنهایی هم که کمبود شخصیتی دارند و بدنبال پیشرفت شخصیت و مقام در خانواده های دارای پست و مقام هستند هم زهی خیال باطل. نه این مقام و منصب ها برای کسی ماندگار بوده است و نه چنین ازدواجی خوشبختی به ارمغان می آورد. بلکه اتفاقا سراسر کوچک شدن شخصیت است ... گیرم پدرخانم تو بود فاضل و دارای مقام ، از فضل ایشون تو را چه حاصل !!!


    گروه سوم که کم هم نیستند، معمولا دانشجویانی هستند که همسر خود را بیش از همه چیز، همکار خود می دانند و اصلی ترین (تاکید میکنم اصلی ترین) هدف ازدواج شان را پیشرفت تحصیلی و کاری بیان می کنند.. این افراد دیدگاه شان به زندگی چنان معطوف به کار و تحصیل می شود که محیط خانه با محیط کار و تحصیل برای شان هیچ تفاوتی ندارد. حال جای سوال است که آیا درچنین زندگی ای آرامش و محبت هم جایی خواهد داشت؟ یا فقط دیدگاه ابزاری بوجود خواهد آمد ؟


    و اما گروه چهارم که دائما در دل شان همسری عرفانی و معنوی طلب می کنند و در ذهن شان این گونه تصور می کنند که بوسیله چنین ازدواجی در امور معنوی پیشرفت می کنند و بوسیله او به خدا می رسند.
    خوب است طور دیگری به این موضوع بنگرید. فاصله زیاد معنوی بین طرفین، بسیاری از اوقات نتیجه خوبی ندارد؛ چرا که منجر به سقوط هر دو خواهد شد. آن فردی که عارف است می خواهد به سیر و سلوک خود رسیده و عبادت های مجدانه خود را انجام دهد؛ اگر همسرش در سطح او نباشد دو مشکل بوجود می آید: آن عارف بدلیل ظرفیت پایین همسرش بسیار اذیت شده و شاید از ادامه راه خود باز بماند. و آن همسر بدلیل عدم درک طرف مقابل و ظرفیت پایین، نه تنها پیشرفتی نمی کند بلکه از راهی که همسرش می پیموده است هم به کلی زده می شود. به عنوان مثال تصور کنید فردی را که نمازش را به هزار زحمت، آخر وقت می خواند؛ اگر او بخواهد پیشرفت معنوی اش را بوسیله ازدواج با کسی که نماز شبش قضا نشده است دنبال کند، غالبا منجر به این می شود که نفر اول بدلیل کم ظرفیتی، ازعبادت های شبانه و تقید همسرش دلزده شده و حتی همان نمازهای دست و پا شکسته اش را هم نخواند. بماند که در این ازدواجی که بخاطر پیشرفت معنوی بود ممکن است نفر دوم هم از تقیداتش دلزده شود ...

    حال راه کار چیست ؟ در یک جمله خلاصه می کنم: ازدواج برای آرامش است نه پیشرفت.
    خالق ما هم وقتی می خواهد هدف ازدواج کردن را بیان کند ساده و سلیس می فرماید : لتسکنوا الیها ... و نمی فرمایند لپیشرفت الیها ...


    خوب است کمی در زندگی بزرگان دین مان بنگریم: آیا امثال امام خمینی(ره) با کسانی ازدواج کردند که در جمع آوری حدیث و علم رجال و ... نخبه باشند ؟ یا اینکه در مدیریت جامعه و سیاست کنار دست شان باشد ؟ اگر دقت کنیم می بینیم هیچ کدام. چون به دنبال آرامش در محیط خانه بودند. شاید اگر در محیط خانه به تمام معنا آرامش نداشتند، هرگز قدرت پیش بردن انقلابی با آن عظمت را هم نداشتند.


    در پایان باز هم اشاره کنم که در تمامی این موارد منظور این بود که اصلی ترین هدف ازدواج، چنین پیشرفت هایی باشد و بس. اگر در اولویت های بعدی، بحث پیشرفت هم مورد توجه قرار گیرد، ایرادی نیست فقط نباید دلیل اصلی ازدواج، پیشرفت باشد.


    3. شاید با قاطعیت بتوان گفت : خود شناسی مهم ترین مقدمه انتخاب همسر است.

    بدین معنا که فرد می بایست رفتارهای واقعی خود (نه ایده آل) در مواجهه با مسائل و موضوعات مختلف را تجزیه و تحلیل کند تا بتواند متناسب با ویژگی های شخصیتی خودش، همسرش را انتخاب کند. در کسب این شناخت از خود، یکی از بهترین راه ها این است که ویژگی های 5 نفر از دوستان درجه یکی که دائما با آنها در ارتباط است (نه صرفا همکلاسی ها و فامیل و... بلکه آنهایی که دوستی پایدار با آنها داشته است) بررسی نماید.

    به عنوان مثال اگر فردی کم حرف است ببیند دوستانی که دارد کم حرف اند یا پرحرف؟ اگر همه آنها نیز کم حرف بودند واضح است که معمولا نمی تواند با افراد پرحرف انس بگیرد. اما اگر تعدادی از دوستانش پرحرف و تعدادی کم حرف بودند معلوم است که این ویژگی برایش اهمیتی ندارد.
    شاید بالاترین برکتی که خودشناسی بدنبال دارد، اتخاذ تصمیمی آگاهانه و همه جانبه است و تا حدودی جلوی دخالت عواطف را در مراحل اولیه می گیرد.


    4. هرکس بدلایلی چون ادامه تحصیل و درس خواندن، از ازدواج امتناع ورزد، اگر در آینده (ای نه چندان دور) به مشکلات عدیده و خانمان سوز دچار شد، هیچ کس جز خودش را سرزنش نکند.


    خوب است خانم هایی که می گویند فعلا قصد ادامه تحصیل دارم و آمادگی برای ازدواج ندارم در سوالات زیر تاملی نمایند: * از کجا معلوم هنگامی که درستان تمام شد، دیگر فرد مناسب و در حد معیار هایتان نصیب تان شود؟ * اگر همسرتان با شاغل بودن تان مخالف باشد چه حسی پیدا می کنید؟ ممکن است به همین دلیل، خواستگارهایتان را دائم طرد کنید. در این صورت به مرور زمان مجبور خواهید شد از ملاک هایتان کوتاه بیایید. * اصلا چه طرز تفکر غلطی است که بگوییم ازدواج در تقابلِ با ادامه تحصیل است؟ در حالی که این امر کاملا به شیوه زندگی و دیدگاه افراد نسبت به ازدواج وابسته است. آنهایی که ازدواج را مانع ادامه تحصیل می دانند احتمالا به ازدواج فقط از یک منظر می نگرند و بس. در صورتی که تشکیل خانواده اتفاقا دغدغه ها و القائات نامطلوب را کاهش داده و تمرکز افراد را بیشتر می کند. البته اگر به ازدواج بصورت صحیح نگریسته شود... * مهم تر از همه، آیا مطمئنید که با مجرد ماندن تان می توانید همچنان پای بند اعتقادات خود باقی بمانید و دچار انواع گناهان نشده و حجب و حیای خود را نفروشید؟ در این زمانه ، چنین ایمانی بسان نگه داشتن گلوله آتش در کف دست است.

  16. 2 کاربر از پست مفید حسن آبشناسان تشکر کرده اند .


  17. #9
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۰۳
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    55
    امتیاز : 2,975
    سطح : 33
    Points: 2,975, Level: 33
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 367
    تشکر شده 125 در 48 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    ادامه نکات ...
    5. نوبت آقایان است. آنهایی که معتقدند آمادگی پذیرش مسئولیت زندگی را نداشته و بدنبال پشتوانه اساسی برای زندگی مشترک شان هستند، به نکات زیر دقت کنند.


    * تا وقتی که کسی با ضرس قاطع تصمیم بر اقدار و قوام و بزرگ منشی خود نگیرد، هزارسال هم مجرد بماند هرگز آماده ی مسئولیت پذیری نخواهد شد. اما چه می شود که این دغدغه، برای اغلب جوانان وجود ندارد؟ شاید بتوان گفت از آن جا که این تصمیم با کاستن بیهوده گذرانی ها و عدم تن پروی همراه است، خیلی ها از این متاع قلیل دوران جوانی دل نمی کَنند.


    * بلوغ اجتماعی تکمیل نمی گردد جز پس از ازدواج و تجربه تاهل . لذا آنهایی که می گویند آماده مسئولیت پذیری نیستیم مواظب باشند که از کاه، کوه نسازند. تشکیل خانواده آنقدر که به ما تلقین کرده اند، امر دشواری نیست. همت و اراده می خواهد و امروز هم جنگ اراده هاست ...
    * کم نبوده اند آنهایی که در دوران مجردی بدلیل کسب سرمایه بیشتر، ازدواج شان را به تاخیر انداختند ولی آن سرمایه ها را در " حال و هوای مجردی" به باد " هوا " دادند. در حالی که اگر با همان سرمایه اندک تشکیل خانواده می دادند در حفظ و افزایش آن سرمایه کوشاتر و جدی تر می بودند.
    * گرچه وجود یک سرمایه برای آغاز زندگی اصلی ضروری است اما آنهایی که تعریف شان از پشتوانه زندگی در حدی است که می گویند: می خواهیم هیچ چیز از بقیه کم نداشته باشیم و هیچ آرزویی بر دلمان نماند و همه انگشت به دهانمان بمانند و .... بدانند که رسیدن به این آمال های دنیوی مستلزم صبری ایوب گونه بر فوران غریزه و شهوات است.

    * در این فضای آکنده از تبلیغات شهوانی، چگونه فردی می تواند ادعا کند که در دوران مجردی و در عین کسب تجربه و سرمایه بیشتر، همچنان می تواند خود را از این هجمه ها مصون بدارد و مرتکب گناه و خطا نشود؟ بی شک کار خدا حکمت داشته است که بلوغ جنسی را در سنین نوجوانی قرار داده است ولی ما به تدبیر خدا پشت می کنیم و سالهای سال مجرد می مانیم و درحالی که فوران غریزه مان را می بینیم همچنان به زندگی رویایی خویش می اندیشیم. به چه قیمت بدنبال آسایش و رفاه بیشتر در ابتدای زندگی باشیم؟ به قیمت غوطه ور شدن در باتلاق گناه ؟

    6. اقتصاد مانع ازدواج نیست، عدم ازدواج مانع اقتصاده !!! به نظر شما تعداد کسانی که حقیقتا دست شان به دهان شان می رسد ولی از ازدواج سر باز می زنند، کم است؟ آیا مشکل اینان اقتصادی است ؟ به نظر بنده درصد بسیاری اندکی هستند که به واقع مسئله اقتصادی بزرگترین مشکل شان باشد. مشکل اساسی دیدگاه غلط به ازدواج است که آن را قرین با هزینه های سرسام آور می دانند. در حالی که چرخ اقتصاد مملکت وقتی می چرخد که جوانان آن، هرکدام با کسب حرفه یا مهارتی به کار کردن و عرق ریختن افتخار کنند نه اینکه تا استخدام رسمی نشوند، خود را بیکار بنامند؛ به کسب مال حلال ببالند نه اینکه اصلا ندانند پول هایشان از چه راهی کسب کرده اند؛ به قشر فقیر تر از خود بنگرند و برای ریشه کن کردن فقر از کشورشان به تولید کار و کارآفرینی بیاندیشند نه اینکه همواره حسرت دوستانی را بخورند که ماشین آخرین سیستم زیر پاشون دارند و ...
    حال اگر جوان دانشجوی ما از مجرد بودن خودش صرفا دنبال لذت بردن و کامجویی بود و فقط جلوی پای خودش را دید و آینده نگر نبود، واضح است که لیسانس که بگیرد هرگز زیر بار کارهای یدی نمی رود و فقط و فقط به فکر پشت میز نشستن است. در حالی که اگر دیدگاهش نسبت به کار و ازدواج صحیح تر می بود، به کم هم قانع می شد و از همان اندک اندک ها پَر می گشود و با زندگی قانعانه اش ، چرخ اقتصاد را هم رکاب می زد.

    7. چگونه خانواده خود را راضی کنیم ؟ سوالی که به جد نمی توان نسخه ای واحد برای آن نوشت. اما ان شاالله اشاره ای می کنیم. زیاد شنیده ایم که خانواده پسر می گویند فرزند ما دهانش بوی شیر می دهد و فعلا بچه است و خانواده دختر هم می گویند فرزند ما آمادگی ازدواج ندارد و چیزی از زندگی بلد نیست و ... به نظر حقیر اگر خانواده ها به چنین دلایلی از ازدواج شما ممانعت می کنند تا 83 و 19 صدم درصد حق دارند و ایراد از خود شماست و فقط آن 13 و 42 صدم درصد باقی مانده دلیلش عدم درک فرزندان توسط خانواده است. ( 3 و 39 صدم درصد هم هر دو عامل موثرند !!!) دلیلش هم پر واضح است. چرا که فرد ، خودش را به اثبات نرسانده است. فردی که در حال سپری کردن دوران دانشجویی خود است و تاکنون همه هزینه هایش را پدرش تامین کرده است و خودش 50 هزار تومان هم کار نکرده و دغدغه ای هم در این باره ندارد، ظاهرا شخصیتش به کودکان شبیه تر است تا جوانی که در شُرُف ازدواج است. جوانی که هم چنان دل به سخاوتمندی والدین بسته است و حس روی پای خود ایستادن را نچشیده است چگونه مدعی است که مرد شده است؟ فردی که تمام توجیهش درس های سنگین !! دانشگاه است و نه مهارتی بلد است و نه حرفه ای؛ لِنگه ظهر از خواب بیدار می شود و تمام طول روزش را هم یا در حال چت و دریافت بوسیله فیلترشکن از اکانت دانشجویی و رایتل است یا دائم روی لاین و واتس آپ و وایبر پرسه می زند یا دارد pou خود را بزرگ می کند یا آهنگ جدید فلان خواننده را دارد گوش میدهد و تجدید آرایش می کند یا در خیابان با رفقا به بیهودگی می گذراند.... بی شک فردی که بزرگترین دغدغه اش رزرو غذای سلف و شب زنده داری ایام امتحاناتش باشد، آمادگی ازدواج را ندارد.

    گرچه در سرتاسر این مطلب سعی بر آن بود که آسیب های تاخیر در ازدواج بیان شود اما نمی توان گفت که این مجوز بی گدار به آب زدن است.
    لذا چه دختر و چه پسر تا هنگامی که خود را حداقل نزد خانواده هایشان به اثبات نرسانند، همین آش است و همین کاسه ... ولی اگر خود را اثبات کنید ... اثبات با فاصله گرفتن از بیهوده گذرانی، با عطف توجه به آینده نگری، با مسئولیت پذیری در جامعه و خانواده، با حضور فعالانه در تصمیمات خانوادگی، با توجه بیشتر به کسب مهارت متناسب با ویژگی های خود، با تبری از اعتیاد به فضاهای مجازی، با پیگیری کارهای هرچند ساده و کم درآمد ، با برنامه ریزی روزانه و مدیریت زمان، با احساس دغدغه نسبت به هزینه های جاری ، با جلوگیری از شکم پرستی، با تمرین قناعت و عدم تن پروری، با سحرخیزی و کاستن از خواب، با مطالعه و آینده نگری، باتضرع بیشتر به درگاه پروردگار عالمین، و ...

    پس از اثبات خود ، بحث را بصورت منطقی و به دور فضاهای احساسی و بدون ترس و واهمه ابتدا در خانواده خود مطرح کنید، اگر در این صورت به نتیجه نرسیدید پس جز گروه دوم هستید که درصدشان فقط 13 و 42 صدم درصد هستند. راه کار این مرحله هم استفاده از پتانسیل آشنایان و مقبولین خانواده است.


    عطف توجه : در تمامی این مراحل، به شدت مراقب باشید که ذره ای به مقام والای والدین بی احترامی نشود و خدای ناکرده از پشتوانه بودن آنها محروم نشوید. و بدانید خیر تمام زندگی تان در رضایت این دو بهشت گمنام است.

  18. 2 کاربر از پست مفید حسن آبشناسان تشکر کرده اند .


  19. #10
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۰۳
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    55
    امتیاز : 2,975
    سطح : 33
    Points: 2,975, Level: 33
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 367
    تشکر شده 125 در 48 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    ارتباط قبل از ازدواج ، دلربا ترین حربه شیطان

    گرچه می دانم اکثر مخاطبین به چنین دوستی هایی معتقد نیستند اما محض احتیاط اجمالا به دو نکته اشاره می کنم:
    * ارتباط با جنس مخالف در فضایی که بدون نظارت دیگران (بالاخص والدین) و با هدف شناخت بیشتر از طرف مقابل شکل بگیرد ناخودآگاه مسیر را به جاده ای پر پیچ و خم با شیبی تند در پرتگاه های بی محافظی می کشاند که ترمز در حال بریدن است و دور زدن در آن ممنوع و غیر ممکن!!! چرا که در آن فضای دو نفره بیش از آن که دو طرف، خود واقعیشان را به نمایش بگذارند به تظاهر رو می آورند. و بیش از آن که منجر به شناخت شود، گوش و چشم آدمی را می بندد و پای احساسات و عواطف را چنان درگیر می کند که گویی عقل به یغما رفته است ... لذا هرگز شناخت صحیحی صورت نمی پذیرد.

    * بر فرض که ازدواج آن دو نفر سر بگیرد ، در طول زندگی این اضطراب و حس کنجکاوی که نکند همسر من با افراد دیگری هم رابطه داشته باشد، حس بی اعتمادی و عدم آرامش را بر خانواده مسلط می گرداند و آیا در این فضای مچ گیری و عدم اعتماد، آرامش و خوشبختی معنایی پیدا میکند؟ حال اگر این ارتباط پس از مدتی قطع شود. در این صورت سوای از آسیب های روحی ای که بالاخص به دختر وارد می شود، اضطراب دیگری به دنبال دارد. اضطراب از اینکه نکند همسر آینده ام روزی از این ارتباط، مطلع شود... (خوب است بدانید بسیاری از طلاق ها در کشور ما نشات گرفته از یک پیامک یا تماس مبنی بر لو دادن ارتباط قبلی همسر فرد بوده است)


    راه کار : همان گونه که قبلا هم اشاره شد، بهترین جایگزین همان روش سنتی خواستگاری رفتن است. اما با این تفاوت که تعدد جلسات و نحوه برگزاری آنها بیشتر و متنوع تر باشد. در این صورت هم شناخت بیشتر و بهتری (بالاخص با توجه به حضور والدین) صورت می گیرد، هم احساسات و عواطف کمتر فرصت جولان پیدا می کند.

    9. آماری جالب توجه : میزان موفقیت ازدواج هایی که در آن خانم یکسال از آقا بزرگتر بوده است، از مواردی که آقایان دوسال، سه سال و بیشتر ، بزرگتر بوده اند، بیشتر است ! مطابق آمارهای ثبت احوال و تحقیقات اساتیدی چون دکتر بانکی پور، بیشترین موفقیت در ازدواج های هم سن و سالان است و سپس حالتی که مرد یکسال بزرگتر باشد و رتبه سوم مربوط به حالتی است که دختر یکسال بزرگ تر باشد. لذا امروزه این که سن دختر باید حتما از پسر کمتر باشد، چندان مسئله ی اساسی نیست. چرا که اولا امروزه با این شیوه غلط نظام آموزش و پرورش، دختر و پسر دقیقا مثل هم از لحاظ فکری، فرهنگی، اجتماعی و ... رشد میکنند، به همین دلیل هم سن وسالها بهترین درک را از یکدیگر دارند. دوما معیار اصلی اقتدار و غلبه مدیرتی و عقلایی مرد نسبت به زن است؛ چه بسا فردی 4-5 سال از خانم خودش از لحاظ سنی کوچکتر باشد ولی کاملا مقتدر و مدبر است؛ لذا در این صورت بیشتر بودن سن مرد چندان الزامی هم ندارد.

    10. یکی از ستون های اقتصاد مقاومتی و اجرای سبک زندگی اسلامی، پایین آمدن سن ازدواج است. دیدار دانشجویی رهبر حکیم انقلاب در ماه مبارک رمضان یک مسئله مشعوف کننده برای جوانان داشت و آن این سخن آقا بود که فرمودند : مسئله ازدواج مسئله حاشیه ای نیست. و حقیقتا هم همین طور است. اگر سن ازدواج پایین بود و تشکیل خانواده در سن نوجوانی یا آغاز جوانی می بود... : - نسل پاک وصالح ادامه می یافت. - اکثر توطئه های دشمن و جنگ رسانه ای شان بر باد می رفت.
    - توقعات از زندگی رخت بر می بست و تشریفات جای خود را به صفا و صمیمیت می داد. - زندگی ها بی ریا، بدون قیاس و چشم و هم چشمی و بدون الگو برداری از کافران غربی می شد. - فضای غیرت و حیا هرگز اجازه خودنمایی به بی بند و باری و فحشا نمی داد. - تلاش ها برای حفظ و کسب سرمایه به اسراف و خوشگذرانی و بیهوده گذرانی منجر نمی شد. - اگر هم اختلافی بین طرفین بوجود می آمد بسیار سریع تر قابل حل و فصل بود.
    - و از همه مهمتر لبیک گفتن به اجرای سنت خدا و روایات معصومین بود.

    عطف توجه : گر چه تمامی این منافع در ازدواج بهنگام وجود دارد، اما در این رابطه نباید تفریط نمود و بی گدار به آب زد. قبل از هر چیز، این امر نیاز به فرهنگ سازی دارد. و حقیقت این است که فرهنگ سازی هم جز با همت و اراده نخبگان میسر نخواهد بود. پس بسم الله ....

  20. 2 کاربر از پست مفید حسن آبشناسان تشکر کرده اند .


  21. #11
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۰۳
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    55
    امتیاز : 2,975
    سطح : 33
    Points: 2,975, Level: 33
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 367
    تشکر شده 125 در 48 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    چند پیشنهاد ساده:

    - در مراسم خواستگاری، بیش از آن که به پاسخ های طرف مقابل تان دقت کنید، در خودِ سوالات و چگونه پرسیدن شان تامل کنید. چرا که هیچ فردی نمی تواند تفکراتش را در سوالاتش جلوه ندهد ولی ممکن است در پاسخ دادن، چیزی را بگوید که خوشایند شماست و خودش چندان بدان اعتقاد ندارد. به عنوان مثال اگر طرف مقابل تان از شما درباره حقوق و مدل ماشین و وسایل زندگی و تشریفات فامیل تان پرس و جو کرد دیگر نیاز نیست شما از او بپرسید که دیدگاهش نسبت به داشتن زندگی قانعانه و ساده چیست؟

    چرا که ممکن است بگوید بله عالی است ولی شما از سوالاتش حقیقت دیگری را متوجه شده اید. یا مثلا اگر هیچ سوالی نسبت به رشته تحصیلی، معدل، آینده شغلی، دیدگاه تان نسبت به ادامه تحصیل و ... نپرسیدند، باید متوجه شوید که ظاهرا هیچ دغدغه ای نسبت به ادامه تحصیل شما ندارند؛ ولی اگر از ایشان سوال بپرسید، احتمالا با چنین جوابی روبه رو شوید : ادامه تحصیل شما برای من موجب افتخار و سربلندی است !!! .

    ضمنا توجه فرمایید که هر چه پیش می روید، سوالات تان را جزئی تر و دقیق تر بپرسید و خجالت هم نکشید !
    - پیشنهاد می کنم خانواده دختر در مرحله تحقیقات از خانواده پسر، در منزل خانواده پسر هم برای چند دقیقه حضور یابند. دلیل این کار هم این است که همانگونه که خانواده پسر با حضور در منزل خانواده دختر شناختی همه جانبه از سبک زندگی آنها پیدا می کنند خانواده دختر نیز با این کار می توانند این آگاهی همه جانبه را کسب کنند.


    نکته : اگر در مرحله تحقیقات این اتفاق نیفتاد، می توان جلسه خواستگاری سوم به بعد را در منزل پسر برگزار نمود.


    - مهمترین توجه ها در ازدواج های غیر محلی (دانشگاهی و ... ) می بایست به مسئله کفویت فکری و فرهنگی خود و خانواده ها باشد. چرا که در چنین انتخاب هایی، شما از ویژگی های طرف مقابل تان در خانواده اش ندارید. - در میان معیار ها، ملاک تدین با ملاک ایمان و تقوا بسیار متفاوت است. چه بسا فردی شبانه روز در هیات باشد و علامه دهر باشد ولی به رفتارها و اعمالش که می نگریم ذره ای تقوا و ایمان جلوه نمی کند. لذا در تحقیقات به تمایز این دو معیار دقت ویژژژژه نمایید.


    12. آن دسته از دخترانی که خواستگار مطلوب ندارند...
    این افراد در صورتی که این سه امر را پیش بگیرند، به نظر می رسد برای شان بهتر است :

    اول آن که همه چیز را پای خدا بگذارند و عفت پیشه سازند؛ چرا که امر خداست و اجری بی شمار دارد.

    دوم آنکه از حس انتظار با جدیت فاصله بگیرند، چرا که در غیر این صورت احساس افسردگی و پوچی و... امان شان نخواهد داد.

    سوم آن که ویژگی های خود را روز به روز ارتقا بخشند. اخلاق خود را پرورش دهند، تقیدشان به آموزه های اسلامی (بالاخص حیا) را بیافزایند، مهارت های مختلف و دارای شان کسب کنند، حضورشان در محافل مذهبی و ارتباط با دوستان مومن شان را بیشتر کنند و ...

    عطف توجه : متاسفانه امروزه مذهبی ها هم به محض آن که کمی سن شان بالا رفت اقدام به خودنمایی می کنند... باید به آنها گوشزد نمود که این کار دقیقا مقابل خدا ایستادن است؛ چرا که خدا در آیه 33 سوره نور فرموده است چنین افرادی باید عفت نفس پیشه کنند تا خدا آنها را به لطف و فضل خود بى‏نیاز گرداند. این افراد باید بدانند که اگر کسی هم بخاطر خودنمایی ها به سراغش بیاید ، احتمالا ریگی در کفشش دارد.

    13. به نظرم موثرترین راهکاری که امروزه باید برای امر ازدواج پیش گرفته شود...


    وساطت متاهلین برای دوستان مجردشان است. چرا که امروزه معمولا آگاهی دوستان نسبت به ویژگی های یکدیگر از آگاهی والدین نسبت به فرزندشان بیشتر است، لذا بهتر می توانند فردی را معرفی کنند که متناسب با وی باشد.


    راهکار دومی که به ذهنم می رسد وساطت مراکز مورد اطمینانی چون نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها یا دفاتر ائمه جمعه در شهرها است. بدین ترتیب که فقط تا مرحله معرفی افراد به یکدیگر پیش رود و پس از پسند اولیه، بلافاصله کار را به خانواده های طرفین واگزار نماید تا با نظارت ایشان ادامه یابد.


    14. متاهلین عزیز هم می توانند 4 فایل زیر را دریافت نمایند و کمی تامل کنند... 15. از میان تمام منابع مطالعاتی ، نمودار های کتاب مطلع مهر را باز هم معرفی می کنم.


    16. در میان تمام این مباحث علمی و فرهنگی، اصل اساسی توکل بر خدا و توسل به ائمه معصومین فراموش نشود. دو دعای قرآنی زیر هم برای امر ازدواج توصیه شده اند:
    - رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً (سوره بقره آیه 201) . یادم نیست کدام بزرگوار ولی حرفش یادم هست که می گفت : حسنه ای که هم در این دنیا هم در آن دنیا با ماست ، همسر شایسته و صالح است.

    - رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا (سوره فرقان آیه 74)

    17. دعای پدر و مادر در حق فرزند در حد معجزه است.
    خدا ان شاالله این سعادت را از هیچ بنده ای نگیرد که پدر و مادرش برایش دعا کنند. کاش ما هم توفیق یابیم برای یک بار هم که شده پای این دو فرشته را ببوسیم . ( البته اگر غرور شیطانی مان امــان دهد)

    18. نکات بسیار فراوانی هست که مجال بیان نیست، لذا علینا بالمطالعه علینا بالمطالعه علینا بالمطالعه...


    برای تعجیل در ظهور حضرت بقیة الله امام مهدی (عج) سه صلوات عنایت بفرمایید.

  22. 2 کاربر از پست مفید حسن آبشناسان تشکر کرده اند .


  23. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-بهمن-۲۵
    محل سکونت
    سومين حرم اهل بيت عليهم السلام
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,871
    امتیاز : 28,984
    سطح : 99
    Points: 28,984, Level: 99
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 1,016
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupCreated Album picturesVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 8,728
    تشکر شده 8,174 در 2,837 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 8 در 6 پست

    پیش فرض

    جزاكم الله خيرا
    قل انما اعظكم بواحده ان تقومو لله
    والعاقبه للمتقين گمنام اشنااميررضا

  24. #13
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    User with most referrers

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    محل سکونت
    SHZ
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1992
    نوشته ها
    2,832
    امتیاز : 32,119
    سطح : 100
    Points: 32,119, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,424
    تشکر شده 4,227 در 1,770 پست
    حالت من : Khabalod
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 72 در 36 پست

    پیش فرض

    ب عقیده ی اینجانب انسان تا ابد الدهر(!) تنها و به دور از سر و همسر زندگی کند شرف دارد به این مدل ازدواج!
    با تشکر!
    نه قاضی ام نه مدرس نه محتسب نه فقیر / مرا چه کار که منع شراب خواره کنم

  25. #14
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۰۳
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    55
    امتیاز : 2,975
    سطح : 33
    Points: 2,975, Level: 33
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 367
    تشکر شده 125 در 48 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط علی نمایش پست اصلی
    ب عقیده ی اینجانب انسان تا ابد الدهر(!) تنها و به دور از سر و همسر زندگی کند شرف دارد به این مدل ازدواج!
    با تشکر!

    اگر انتقادی دارید میتونید در وبلاگشون مطرح کنید و استدلالشون رو بشنوید. از شنیدن نظر شما قطعا خوشحال خواهند شد
    ضمن اینکه اونطور که بنده مشاهده کردم بحث های زیادی شده بود و مخالفت های مختصری هم بود (بیشتر از جانب خانم ها).

  26. کاربر روبرو از پست مفید حسن آبشناسان تشکر کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1