کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 82
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,040
    امتیاز : 39,665
    سطح : 100
    Points: 39,665, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,965
    تشکر شده 9,308 در 2,470 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 62 در 34 پست

    پیش فرض زندگی مشترک شما چطور آغاز شد؟

    سلام . دوستان متاهل میشه لطفا کمک کنند؟

    چند تا سوال دارم
    شما روزی که می خواستید ازدواج کنید :
    1- چند پس انداز داشتید ؟اگر نداشتید خانواداه طرف مقابل چطور راضی شدند؟
    2- چقدر هزینه ازدواجتون شد؟
    3- شغل داشتیئد ؟ اگر نه چه جور ردیف شد؟
    4- لوازم و مایحتاج زندگ رو چه جور تامین کردید؟
    5- خونه چی؟ چه جوری ردیف کردید؟ تا چند سال اجره نین بودید؟
    6- به نظرتون شرائط اقتصادی الان با اون موقع قابل قیاسه ؟ یعین اگر الان مجرد بودید ازدواج می کردید؟

    ممنون. دوستان مجرد هم اگر تو اشنا ها و فک و فامیل موردی سراغ دارن بگن

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  2. 9 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  3. #2
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۸
    محل سکونت
    من در خانه مان زندگی می کنم
    نوشته ها
    843
    امتیاز : 9,069
    سطح : 64
    Points: 9,069, Level: 64
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 281
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 431
    تشکر شده 2,810 در 775 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    همسرم وقتی در خونه ما رو زد .......هیچی جز صداقت و ایمان و یه توشه بزرگ از هنر و البته ده میلیون وام با بهره بالا نداشت ..... من فقط به عرضه ای که درونشون می دیدم اعتماد کردم ( مهمه که اینو حتما ببینید ) ...کمتر از یک ساله که ازدواج کردیم ......پس مخارج بالا رو درک می کنید ........ولی از همون روز اول حضور خدا حسابی حس شد ....... حتی جشن عروسی و مخارج اون رو هم خودشون به تنهایی به دوش کشیدن....و نذاشتن هیچ کس کمکشون کنه
    خب البته خیلی سخت بود .......صبح زود رفتن و دیر شب خیلی خیلی دیر برگشتن ...... خسته بودن ......چشمهای سر خ......کار سخت ..... و توکل

    کمتر از یک سال تقریبا معجزه شد ........حتی یک روز هم خدا رهامون نکرد ............ خدا رو شکر ..... نیازهامون هم بر طرف شد . و خدا خواست که همه چیز داشته باشیم ...... همیشه نیاز به یک همت هست

    فقط کافیه که عاشق زندگیت بشی
    ویرایش توسط خورشید خانم : سه شنبه ۱۹ دی ۹۱ در ساعت ۰۱:۵۹
    پست ها به نشانه اعتراض به مدیریت تالار و عدم احترام به زمان و اعتقادات کاربر ان ، شخصا حذف گردید



    ]


    روباه گفت: نمی تونم بات بازی کنم چون هنوز اهلیم نکردن.
    شازده کوچولو گفت: اهلی کردن یعنی چی؟
    روباه گفت: یه چیزی که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه کردنه.
    شازده کوچولو گفت: ایجاد علاقه کردن؟
    روباه گفت: خوب معلومه. تو الان واسه من یه پسر بچه هستی مثل صد هزار پسر بچه*ی دیگه. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم و نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم واسه تو یه روباهم مثل صد هزار روباه دیگه. اما اگه منو اهلی کردی هر دوی ما به هم احتیاج پیدا می کنیم. تو واسه من میون همه ی عالم، موجود یگانه ای میشی و من واسه تو.
    شازده کوچولو گفت: کم کم داره دستگیرم میشه. یه گلی هست که به گمونم منو اهلی کرده باشه.


  4. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1982
    نوشته ها
    4,617
    امتیاز : 69,907
    سطح : 100
    Points: 69,907, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,636
    تشکر شده 22,216 در 4,040 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    98
    مخالفت شده 22 در 19 پست

    پیش فرض

    از قرار معلوم برادرا باید جواب بدن.
    احساس سوختن به تماشا نمی شود/الهی هیچ کس اتش نگیرد تا که نداند چه می کشم.


    عطر نماز

  5. 2 کاربر از پست مفید عطر نماز تشکر کرده اند .


  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,040
    امتیاز : 39,665
    سطح : 100
    Points: 39,665, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,965
    تشکر شده 9,308 در 2,470 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 62 در 34 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط عطر نماز نمایش پست اصلی
    از قرار معلوم برادرا باید جواب بدن.
    نه فرقی نمی کنه . واکنش خواهرا هم خیلی مهمه .اونها چه دید داشتن . وقتی یکی بی خونه ماشین ، پول و پس انداز و... می امد چه حسی بهشون دست می داد؟
    نوع تلاش همسران از دیدگاه اونها هم مهمه

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  7. 2 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  8. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۷
    محل سکونت
    جسم در زمین روح در آسمان
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1992
    نوشته ها
    1,809
    امتیاز : 9,149
    سطح : 64
    Points: 9,149, Level: 64
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 201
    Overall activity: 58.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 768
    تشکر شده 3,474 در 1,088 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    من وقتی رفتم خواستگاری یک کاره ساده داشتم

    یه ماشین

    ویه چند ملیونی هم پس انداز از اونجا که از اغوام هستند و شناخت داشتند

    قبول کردن

    و الحمدالله تو کمتر از چهار ماه نامزدی و عقد و عروسیمون انجام شد
    بدون کوچک ترین مشکل


    بیشتر خرج رو هم خودم دادم اما پدر و مادرم هم کمکم کردن


    الانم چند ماه هست سر خونه زندگیمون هستیم

    ولی واقعا همش خدا کمکمون کرد

    مثلا من خودم میگمفتم حداقل یک سال دیگه عروسی میکنیم

    ارادت
    ای که حاجت طلبی از ارباب........پرچم شاه بسوی حرم عباس ع است


  9. 13 کاربر از پست مفید امیر حرم تشکر کرده اند .


  10. #6
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1982
    نوشته ها
    4,617
    امتیاز : 69,907
    سطح : 100
    Points: 69,907, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,636
    تشکر شده 22,216 در 4,040 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    98
    مخالفت شده 22 در 19 پست

    پیش فرض

    همیشه بابام جزو افتخاراتشون تعریف می کردند:
    وقتی رفتم خواستگاری مامانتون، پدر بزرگتون پرسید خوب آشیخ شما چی دارید که اومدید خواستگاری دختر ما؟ (مادرم از خانواده خیلی مرفه و پدرم از خانواده ای متوسط)
    بابا می گن: خودم هستم و لباسای تنم، موتوری هم که زیر پامه هنوز قسطشو ندادم. یه زمینی سپاه قراره بده اگر داد نصفش رو می کنم مهریه زنم.
    پدر بزرگم از همین صداقت پدرم خوششون میاد و دختر می دن.
    یه دختر از خانواده مرفه بشه زن یه طلبه ای از قشر متوسط مسلما خیلی سختی کشیدن.
    همیشه بابام وقتی دور هم نشستیم می گن اگر قناعت مادر تون و صبر و تحملش نبود زندگی ما به اینجاها نمی رسید.
    همیشه تاکید می کنند چون از صفر شروع کردیم قدر همدیگه رو می دونیم و خوشبختیم.

    این همیشه تو گوش من بود که اگه از صفر با هم شروع کردیم خوشبخت می شم مثل پدر و مادرم.
    به خاطر همین زیاد مادیات برام مهم نبود. طرز فکر طرف، ایمان، اهل مطالعه بودنش، ولایی بودن، روشن فکریش برام خیلی مهم بود. خیلی خیلی مهم بود. (چون دارایی همیشگی اینا هست.)

    همسرم که اومدن بیشتر بابام پسندیدنشون تا من.
    جلسه اول هم به دلایلی من ناراضی بودم پدر منو راضی کردن که بازم بیان.
    به معنای واقعی هیچی نداشتن. دانشجو (پایان نامشون رو خودم تایپ کردم)، بیکار (طبیعتا هیچ درامدی هم نداشتن)، سربازی نرفته، نه خونه، نه ماشین، حتی بدون یک ریال پس انداز

    فقط توکل بر خدا. فقط و فقط و فقط

    همیشه به بچه های دور و برم هم همین داستان رو تعریف می کنم. می گم رو مادیات اصلی و دارایی های همیشگی تاکید و اصرار داشته باشید.
    خدا بی قدر و صواب نمی زاره ارزش گذاری بر ارزش هاتون رو
    ویرایش توسط عطر نماز : سه شنبه ۱۹ دی ۹۱ در ساعت ۱۱:۱۰
    احساس سوختن به تماشا نمی شود/الهی هیچ کس اتش نگیرد تا که نداند چه می کشم.


    عطر نماز


  11. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,040
    امتیاز : 39,665
    سطح : 100
    Points: 39,665, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,965
    تشکر شده 9,308 در 2,470 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 62 در 34 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط امیر حرم نمایش پست اصلی
    من وقتی رفتم خواستگاری یک کاره ساده داشتم

    یه ماشین

    ویه چند ملیونی هم پس انداز از اونجا که از اغوام هستند و شناخت داشتند

    قبول کردن

    و الحمدالله تو کمتر از چهار ماه نامزدی و عقد و عروسیمون انجام شد
    بدون کوچک ترین مشکل


    بیشتر خرج رو هم خودم دادم اما پدر و مادرم هم کمکم کردن


    الانم چند ماه هست سر خونه زندگیمون هستیم

    ولی واقعا همش خدا کمکمون کرد

    مثلا من خودم میگمفتم حداقل یک سال دیگه عروسی میکنیم

    ارادت
    خوبه پس ، همسر شما پشتوانه ای مالی داشتن . دوستان متاهل دیگه ، مخوصا اقایون نمی ان بگن ، ما و امثال ما رو از بلاتکلیفی در بیارن؟

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  12. کاربر روبرو از پست مفید نوح تشکر کرده است .


  13. #8
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۸
    محل سکونت
    من در خانه مان زندگی می کنم
    نوشته ها
    843
    امتیاز : 9,069
    سطح : 64
    Points: 9,069, Level: 64
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 281
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 431
    تشکر شده 2,810 در 775 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    برای چی بلا تکلیفی ؟
    ببین نوح به نظرم شما هرگز از بلاتکلیفی بیرون نمی یای مگر اینکه واقعا یه قدم برداری .........یه شجاعت می خواد که شروع کنی ....... اگه شواهد گذشته زندگیت شما رو با پشتکار و با هدف نشون می ده ....... فقط کافیه اقدام کنی و شرایط رو بر اساس تفکر فرد مورد نظر بررسی کنی ( با هم ) ....یا شما رو می پذیره و یا اینکه به این نتیجه می رسید که باید بیشتر صبر کنی و شرایط رو فراهم کنی

    ولی اینجوری که از قبل بخوای هی تو ذهنت شرایط سازی کنی به هیچ جا نمی رسی
    پست ها به نشانه اعتراض به مدیریت تالار و عدم احترام به زمان و اعتقادات کاربر ان ، شخصا حذف گردید



    ]


    روباه گفت: نمی تونم بات بازی کنم چون هنوز اهلیم نکردن.
    شازده کوچولو گفت: اهلی کردن یعنی چی؟
    روباه گفت: یه چیزی که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه کردنه.
    شازده کوچولو گفت: ایجاد علاقه کردن؟
    روباه گفت: خوب معلومه. تو الان واسه من یه پسر بچه هستی مثل صد هزار پسر بچه*ی دیگه. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم و نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم واسه تو یه روباهم مثل صد هزار روباه دیگه. اما اگه منو اهلی کردی هر دوی ما به هم احتیاج پیدا می کنیم. تو واسه من میون همه ی عالم، موجود یگانه ای میشی و من واسه تو.
    شازده کوچولو گفت: کم کم داره دستگیرم میشه. یه گلی هست که به گمونم منو اهلی کرده باشه.

  14. 7 کاربر از پست مفید خورشید خانم تشکر کرده اند .


  15. #9
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۸
    محل سکونت
    من در خانه مان زندگی می کنم
    نوشته ها
    843
    امتیاز : 9,069
    سطح : 64
    Points: 9,069, Level: 64
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 281
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 431
    تشکر شده 2,810 در 775 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یعنی تو با این شرایط سازی که می کنی ..... می شی شبیه کسی که ابدون اینکه از واقعیت و خواست همسر آیندش اطلاع داشته باشه ....شروع کنه به نتیجه گیری و تعمیم و ............برسی بدون مستندات واقعی ........( اینجا همیشه ادم ها از ذهنشون فریب می خورن )

    نتیجش می شه ....یه تصمیم سطحی و دور کردن احتمالات خوش بختی و تشکیل زندگی


    برو وسط میدون ....بیین قراره چه حریفی بندازن جلوت ...... یا می تونی و می مونی ..... یا نمی تونی و می ری بعدا که قوی تر شدی می یای
    پست ها به نشانه اعتراض به مدیریت تالار و عدم احترام به زمان و اعتقادات کاربر ان ، شخصا حذف گردید



    ]


    روباه گفت: نمی تونم بات بازی کنم چون هنوز اهلیم نکردن.
    شازده کوچولو گفت: اهلی کردن یعنی چی؟
    روباه گفت: یه چیزی که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه کردنه.
    شازده کوچولو گفت: ایجاد علاقه کردن؟
    روباه گفت: خوب معلومه. تو الان واسه من یه پسر بچه هستی مثل صد هزار پسر بچه*ی دیگه. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم و نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم واسه تو یه روباهم مثل صد هزار روباه دیگه. اما اگه منو اهلی کردی هر دوی ما به هم احتیاج پیدا می کنیم. تو واسه من میون همه ی عالم، موجود یگانه ای میشی و من واسه تو.
    شازده کوچولو گفت: کم کم داره دستگیرم میشه. یه گلی هست که به گمونم منو اهلی کرده باشه.

  16. 6 کاربر از پست مفید خورشید خانم تشکر کرده اند .


  17. #10
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1982
    نوشته ها
    4,617
    امتیاز : 69,907
    سطح : 100
    Points: 69,907, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,636
    تشکر شده 22,216 در 4,040 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    98
    مخالفت شده 22 در 19 پست

    پیش فرض

    استدلالاتون عالی و جالب بود
    احساس سوختن به تماشا نمی شود/الهی هیچ کس اتش نگیرد تا که نداند چه می کشم.


    عطر نماز

  18. 4 کاربر از پست مفید عطر نماز تشکر کرده اند .


  19. #11
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۸
    محل سکونت
    من در خانه مان زندگی می کنم
    نوشته ها
    843
    امتیاز : 9,069
    سطح : 64
    Points: 9,069, Level: 64
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 281
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 431
    تشکر شده 2,810 در 775 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شنیدی طرف پارچه بر می داره می بره پیش خیاط ...... می گه : می خوام شلوار بدوزم .......ببین مراقب باش کوتاه نشه ..... نیام ببینم سوزوندیش ..... گشادش کردی ..... اشتباه به کس دیگه دادیش ......قیچی اشتباه زدی ..... اصلا نخواستم ...بده می خوام برم ..........ا

    این می شه حکایت شما که قبل از اقدام هی شرایط سازی کنی ...... اخرشم بدون هیچی می گی ...... اصلا نمی خوام از پسش بر نمی یام

    به همین راحتی
    پست ها به نشانه اعتراض به مدیریت تالار و عدم احترام به زمان و اعتقادات کاربر ان ، شخصا حذف گردید



    ]


    روباه گفت: نمی تونم بات بازی کنم چون هنوز اهلیم نکردن.
    شازده کوچولو گفت: اهلی کردن یعنی چی؟
    روباه گفت: یه چیزی که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه کردنه.
    شازده کوچولو گفت: ایجاد علاقه کردن؟
    روباه گفت: خوب معلومه. تو الان واسه من یه پسر بچه هستی مثل صد هزار پسر بچه*ی دیگه. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم و نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم واسه تو یه روباهم مثل صد هزار روباه دیگه. اما اگه منو اهلی کردی هر دوی ما به هم احتیاج پیدا می کنیم. تو واسه من میون همه ی عالم، موجود یگانه ای میشی و من واسه تو.
    شازده کوچولو گفت: کم کم داره دستگیرم میشه. یه گلی هست که به گمونم منو اهلی کرده باشه.

  20. 7 کاربر از پست مفید خورشید خانم تشکر کرده اند .


  21. #12
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۸
    محل سکونت
    من در خانه مان زندگی می کنم
    نوشته ها
    843
    امتیاز : 9,069
    سطح : 64
    Points: 9,069, Level: 64
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 281
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 431
    تشکر شده 2,810 در 775 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اگه خواستی می تونی مبحثت رو ادامه بدی ...... اما اینجا دنبال رفع بلاتکلیفیت نباش دادش
    ویرایش توسط خورشید خانم : سه شنبه ۱۹ دی ۹۱ در ساعت ۱۵:۱۴
    پست ها به نشانه اعتراض به مدیریت تالار و عدم احترام به زمان و اعتقادات کاربر ان ، شخصا حذف گردید



    ]


    روباه گفت: نمی تونم بات بازی کنم چون هنوز اهلیم نکردن.
    شازده کوچولو گفت: اهلی کردن یعنی چی؟
    روباه گفت: یه چیزی که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه کردنه.
    شازده کوچولو گفت: ایجاد علاقه کردن؟
    روباه گفت: خوب معلومه. تو الان واسه من یه پسر بچه هستی مثل صد هزار پسر بچه*ی دیگه. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم و نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم واسه تو یه روباهم مثل صد هزار روباه دیگه. اما اگه منو اهلی کردی هر دوی ما به هم احتیاج پیدا می کنیم. تو واسه من میون همه ی عالم، موجود یگانه ای میشی و من واسه تو.
    شازده کوچولو گفت: کم کم داره دستگیرم میشه. یه گلی هست که به گمونم منو اهلی کرده باشه.

  22. 2 کاربر از پست مفید خورشید خانم تشکر کرده اند .


  23. #13
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط خورشید خانم نمایش پست اصلی
    برای چی بلا تکلیفی ؟
    ببین نوح به نظرم شما هرگز از بلاتکلیفی بیرون نمی یای مگر اینکه واقعا یه قدم برداری .........یه شجاعت می خواد که شروع کنی ....... اگه شواهد گذشته زندگیت شما رو با پشتکار و با هدف نشون می ده ....... فقط کافیه اقدام کنی و شرایط رو بر اساس تفکر فرد مورد نظر بررسی کنی ( با هم ) ....یا شما رو می پذیره و یا اینکه به این نتیجه می رسید که باید بیشتر صبر کنی و شرایط رو فراهم کنی

    ولی اینجوری که از قبل بخوای هی تو ذهنت شرایط سازی کنی به هیچ جا نمی رسی
    فرمايشتون متين.ولي اين به درد كسي ميخوره كه خيلي ميخواد بگرده و مثل يكي از اقوام ما 35 سالگي ازدواج كنه.يا حتي 40 سالگي

  24. #14
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-شهریور-۲۶
    نوشته ها
    530
    امتیاز : 8,679
    سطح : 62
    Points: 8,679, Level: 62
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,202
    تشکر شده 4,600 در 521 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    دلتنگ خدا (کجایی داداش )
    تجربیات شما به روز تره
    بیا بگو چطور زن گرفتی تا جناب نوح هم یاد بگیره وفتح بابی بشه براش
    یاعلی

  25. 5 کاربر از پست مفید rahmat تشکر کرده اند .


  26. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,040
    امتیاز : 39,665
    سطح : 100
    Points: 39,665, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,965
    تشکر شده 9,308 در 2,470 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 62 در 34 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط خورشید خانم نمایش پست اصلی
    برای چی بلا تکلیفی ؟
    ببین نوح به نظرم شما هرگز از بلاتکلیفی بیرون نمی یای مگر اینکه واقعا یه قدم برداری .........یه شجاعت می خواد که شروع کنی ....... اگه شواهد گذشته زندگیت شما رو با پشتکار و با هدف نشون می ده ....... فقط کافیه اقدام کنی و شرایط رو بر اساس تفکر فرد مورد نظر بررسی کنی ( با هم ) ....یا شما رو می پذیره و یا اینکه به این نتیجه می رسید که باید بیشتر صبر کنی و شرایط رو فراهم کنی

    ولی اینجوری که از قبل بخوای هی تو ذهنت شرایط سازی کنی به هیچ جا نمی رسی
    نوشته اصلی توسط خورشید خانم نمایش پست اصلی
    یعنی تو با این شرایط سازی که می کنی ..... می شی شبیه کسی که ابدون اینکه از واقعیت و خواست همسر آیندش اطلاع داشته باشه ....شروع کنه به نتیجه گیری و تعمیم و ............برسی بدون مستندات واقعی ........( اینجا همیشه ادم ها از ذهنشون فریب می خورن )

    نتیجش می شه ....یه تصمیم سطحی و دور کردن احتمالات خوش بختی و تشکیل زندگی


    برو وسط میدون ....بیین قراره چه حریفی بندازن جلوت ...... یا می تونی و می مونی ..... یا نمی تونی و می ری بعدا که قوی تر شدی می یای
    ممنون . عاقبت شما خیر .
    منظورتون رو از شرائط سازی رو نمی فهمم .
    در حال حاضر دارم تحقیق می کنم .یعین میدانی تحقیق می کنم از همممه دارم می پرسم چه جوری شروع کردن . بدی هاش چیه خوبی هاش چیه ؟ اگر برگردید ازدواج می کنید یا نه ؟ این سوالات برای درک بهتره .
    منظور از بلاتکلیفی این نیست که بخوام بر مبنای این جواب ها ،اقدام کنم . به برخی اصول اعتقاد دارم . اما تجربه نکردم . (یکی از مزایای خدمت همینه . یعنی برخی چیزیهایی رو که باور داری رو لمس می کنی) من این اصول رو لمس نکردم. لذا می خوام قوت قلب و اطمینان خاطر بگیرم .و همچنین تجربیات !! مهمه

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  27. 3 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  28. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,040
    امتیاز : 39,665
    سطح : 100
    Points: 39,665, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,965
    تشکر شده 9,308 در 2,470 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 62 در 34 پست

    پیش فرض

    دو تانکته : لطفا در مورد تجهیزات واسباب لوازم خانه و مهمتر از همه این که سالهای اولیه زندگی ،که کجا زندگی می کردن هم توضیح بدید . ممنون
    و دیگه این که بعضی ها هم زیزیرکی می ان سپاس می زنن و می رن . خوبه اونا هم توضیحاتی بدن :دی

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  29. 3 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  30. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,040
    امتیاز : 39,665
    سطح : 100
    Points: 39,665, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,965
    تشکر شده 9,308 در 2,470 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 62 در 34 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط rahmat نمایش پست اصلی
    دلتنگ خدا (کجایی داداش )
    تجربیات شما به روز تره
    بیا بگو چطور زن گرفتی تا جناب نوح هم یاد بگیره وفتح بابی بشه براش
    یاعلی
    الیته تجربه شما و اخوی بزرگوارتون هم بسیار برای ما حائز اهمیته

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  31. 3 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  32. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۸
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    8,266
    امتیاز : 30,353
    سطح : 100
    Points: 30,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Created Album pictures50000 Experience PointsTagger Second ClassOverdriveRecommendation First Class
    تشکر کردن : 23,402
    تشکر شده 24,890 در 6,078 پست
    حالت من : Vaaaaay
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط نوح نمایش پست اصلی
    و دیگه این که بعضی ها هم زیزیرکی می ان سپاس می زنن و می رن . خوبه اونا هم توضیحاتی بدن :دی

    سلام

    جناب نوح شما سوالای تخصصی متاهلین رو پرسیدین.
    یکی مثل من هم میام و مطالعه میکنم و نظرات رو سپاس میکنم.
    خو چی بگم وقتی نمیتونم جواب بدم؟؟؟؟!!!!

    حجابت را محکم نگه دار...
    نگاه نکن که اگر حجاب و فکر درست داشته باشی مسخره ات میکنند
    آنها شیطان هستند.
    شما به حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه کن که چگونه زیست و خودش را حفظ کرد.
    وصیت نامه شهید سیدمحمدناصرعلوی

    به خواهرش



    ahaad.ir


  33. 8 کاربر از پست مفید سناتور تشکر کرده اند .


  34. #19
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۷
    محل سکونت
    جسم در زمین روح در آسمان
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1992
    نوشته ها
    1,809
    امتیاز : 9,149
    سطح : 64
    Points: 9,149, Level: 64
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 201
    Overall activity: 58.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 768
    تشکر شده 3,474 در 1,088 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    وسائل اولیه منزل که میشه جهیزیه دختر که همچی با خودش میاره

    ما الحمدالله یه خونه برامون جور شد و رفتیم تو اون خونه (خواست خدا)
    اما اگر نداشته باشی میشه یه چند مدت پیش پدر و مادرت زندگی کنی

    وقتی دستت باز شد بری خونه بگیری..................
    ای که حاجت طلبی از ارباب........پرچم شاه بسوی حرم عباس ع است


  35. 8 کاربر از پست مفید امیر حرم تشکر کرده اند .


  36. #20
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۸
    محل سکونت
    من در خانه مان زندگی می کنم
    نوشته ها
    843
    امتیاز : 9,069
    سطح : 64
    Points: 9,069, Level: 64
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 281
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 431
    تشکر شده 2,810 در 775 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    لوازم خونه با جهیزیه اماده می شه .......خونه هم خب دیگه واقعا الان گرونه .....حق می دم این یک مورد رو...........
    پست ها به نشانه اعتراض به مدیریت تالار و عدم احترام به زمان و اعتقادات کاربر ان ، شخصا حذف گردید



    ]


    روباه گفت: نمی تونم بات بازی کنم چون هنوز اهلیم نکردن.
    شازده کوچولو گفت: اهلی کردن یعنی چی؟
    روباه گفت: یه چیزی که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه کردنه.
    شازده کوچولو گفت: ایجاد علاقه کردن؟
    روباه گفت: خوب معلومه. تو الان واسه من یه پسر بچه هستی مثل صد هزار پسر بچه*ی دیگه. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم و نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم واسه تو یه روباهم مثل صد هزار روباه دیگه. اما اگه منو اهلی کردی هر دوی ما به هم احتیاج پیدا می کنیم. تو واسه من میون همه ی عالم، موجود یگانه ای میشی و من واسه تو.
    شازده کوچولو گفت: کم کم داره دستگیرم میشه. یه گلی هست که به گمونم منو اهلی کرده باشه.

  37. 6 کاربر از پست مفید خورشید خانم تشکر کرده اند .


  38. #21
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914
    امتیاز : 18,902
    سطح : 87
    Points: 18,902, Level: 87
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 448
    Overall activity: 20.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,604
    تشکر شده 4,587 در 845 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط عطر نماز نمایش پست اصلی
    همیشه بابام جزو افتخاراتشون تعریف می کردند:
    وقتی رفتم خواستگاری مامانتون، پدر بزرگتون پرسید خوب آشیخ شما چی دارید که اومدید خواستگاری دختر ما؟ (مادرم از خانواده خیلی مرفه و پدرم از خانواده ای متوسط)
    بابا می گن: خودم هستم و لباسای تنم، موتوری هم که زیر پامه هنوز قسطشو ندادم. یه زمینی سپاه قراره بده اگر داد نصفش رو می کنم مهریه زنم.
    پدر بزرگم از همین صداقت پدرم خوششون میاد و دختر می دن.
    یه دختر از خانواده مرفه بشه زن یه طلبه ای از قشر متوسط مسلما خیلی سختی کشیدن.
    همیشه بابام وقتی دور هم نشستیم می گن اگر قناعت مادر تون و صبر و تحملش نبود زندگی ما به اینجاها نمی رسید.
    همیشه تاکید می کنند چون از صفر شروع کردیم قدر همدیگه رو می دونیم و خوشبختیم.

    این همیشه تو گوش من بود که اگه از صفر با هم شروع کردیم خوشبخت می شم مثل پدر و مادرم.
    به خاطر همین زیاد مادیات برام مهم نبود. طرز فکر طرف، ایمان، اهل مطالعه بودنش، ولایی بودن، روشن فکریش برام خیلی مهم بود. خیلی خیلی مهم بود. (چون دارایی همیشگی اینا هست.)

    همسرم که اومدن بیشتر بابام پسندیدنشون تا من.
    جلسه اول هم به دلایلی من ناراضی بودم پدر منو راضی کردن که بازم بیان.
    به معنای واقعی هیچی نداشتن. دانشجو (پایان نامشون رو خودم تایپ کردم)، بیکار (طبیعتا هیچ درامدی هم نداشتن)، سربازی نرفته، نه خونه، نه ماشین، حتی بدون یک ریال پس انداز

    فقط توکل بر خدا. فقط و فقط و فقط

    همیشه به بچه های دور و برم هم همین داستان رو تعریف می کنم. می گم رو مادیات اصلی و دارایی های همیشگی تاکید و اصرار داشته باشید.
    خدا بی قدر و صواب نمی زاره ارزش گذاری بر ارزش هاتون رو
    ارزش کار کسانی مثل خانم عطر نماز و همسرشون از کار امثال بنده که از صفر شروع نکردیم خیلی بیشتره . هرچی هم ما بگیم توکل بر خدا کردیم مثل توکل اونها نمیشه . این یک درسه .

    با تشکر از جناب نوح . واقعا اتاق قابل استفاده ای هست در این تالار پر از اتاق های غیرمفید ...
    یک نکته ای هم بگم .من خودم وقتی مجرد بودم و اینجور خاطره ها رو از متاهلین می شنیم یه جورایی دلم آب میشد . میگفتم ای خدا کی میشه ما هم اینجوری بشیم . خیلی مساله برام بزرگ جلوه میکرد . البته یک حس طبیعیه بین اغلب مجردها ولی به دوستان مجرد توصیه میکنم خیلی مساله رو برای خودتون بزرگ نکنید . دیر یا زود شما هم میرید سر خونه زندگیتون . خیلی هم خبری نیست . بعد که ازدواج کردید می فهمید زیادی شور می زدید ! این بحثها خوبه خیلی هم مفیده ادامه هم بدید ولی نگران نباشید . همین


  39. #22
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914
    امتیاز : 18,902
    سطح : 87
    Points: 18,902, Level: 87
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 448
    Overall activity: 20.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,604
    تشکر شده 4,587 در 845 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ما هم بیشتر از اینکه شروع زندگی برامون مساله باشه ( اینم یکی از دردهای مرفهین با درده دیگه ! ) با کی زندگی کردن برامون مساله بود . به خیلی ها سپردم کمکم کنن و سوژه معرفی کنن . بعضیا کمک کردن بعضیا اصلا تحویل نگرفتن ... مدتی گذشت وقتی از همه نا امید شدم ( به تمام معنا قطع امید کردم از کمک دیگران ) روز عرفه رفتن کربلا . حسابی خودمو توی حرم اباعبدالله خالی کردم . شاید بهترین زیارت عمرم بود . یادش بخیر . اینقدر سبک شدم که اگر تا آخر عمرم هم حاجتمو نمی دادن برام دیگه فرقی نداشت . یادش بخیر . تا اومدم شیراز یک ماه بعدش شب عاشورا یک واسطه یکی رو دید معرفی کرد و تمام ! ...


  40. #23
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914
    امتیاز : 18,902
    سطح : 87
    Points: 18,902, Level: 87
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 448
    Overall activity: 20.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,604
    تشکر شده 4,587 در 845 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    پیامبر خدا ص : هر کس از ترس فقیر شدن ازدواج نکند به خداوند گمان بد برده است . خداوند می فرماید : اگر تنگ دست اند خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد کرد .

    پیامبر خدا ص : هر که از بیم فقیر شدن ازدواج نکند از ما نیست .

    پیامبر خدا ص : زن بگیرید به درستی که این کار روزی شما را بیشتر می کند

    پیامبر خدا ص : سه کس اند که بر خداوند واجب است آنان را یاری دهد : مجاهد در راه خدا ، بنده ای که برای آزادی خود با مولایش قرارداد می بندد و قصد دارد که به قرارداد خود عمل کند و کسی که برای حفظ پاک دامنی خویش ازدواج کند .

    پیامبر خدا ص : روزی را با ازدواج کردن بجویید .

    همه روایات بالا مدرک داره . اگر کسی خواست بهش میدم . دیگه وقت نشد اونا رو هم بزنم .


  41. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۰
    محل سکونت
    آسمان
    نوشته ها
    6,114
    امتیاز : 33,145
    سطح : 100
    Points: 33,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation Second ClassCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 15,329
    تشکر شده 26,489 در 5,447 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 6 در 5 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط rahmat نمایش پست اصلی
    دلتنگ خدا (کجایی داداش ) تجربیات شما به روز تره بیا بگو چطور زن گرفتی تا جناب نوح هم یاد بگیره وفتح بابی بشه براش یاعلی
    سلام ارادتمند الان برهه ای از گذر زندکی هستیم که برا شروع زندگی متاهلیم خیلی خیلی حائز اهمیته ان شاالله میام میگم فقط اینو بگم مهمترین تصمیم اینه که هم کفو خودتون رو پیدا کنید تا خوشبخت بشید فاصله خوشبختی و بد بختی فقط یک تصمیم به جا و یا اشتباه است ما که خدا رو شکر خوشبختیم .چشم و گوش شیطون کر و لال
    آباد شد کسی که ز گریه خراب شد.............. خوشبحال آنکه پیش تو بد حال می شود...


    بـــرو ای گــــدای مــســکــیـــن در خـــانــه ی حــســیــن زن ...............کــــه پــســــر هــمـــان کــنـد کـــه پــدرش هــمـیشــه مـیـکـــرد

    هــمـــه روح وجــــان و تـــن را بــدهــم بـــه نـــام اربــــابــــــ...............کــــه اگــــر حــســیـــن نــبـــاشـــد تــــن و جــــان مـــن چـــه ارزد ...

  42. 8 کاربر از پست مفید دلتنگ خدا تشکر کرده اند .


  43. #25
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1982
    نوشته ها
    4,617
    امتیاز : 69,907
    سطح : 100
    Points: 69,907, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,636
    تشکر شده 22,216 در 4,040 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    98
    مخالفت شده 22 در 19 پست

    پیش فرض

    خدا رو شکر
    حالا کدومش کر، کدومش لال؟
    احساس سوختن به تماشا نمی شود/الهی هیچ کس اتش نگیرد تا که نداند چه می کشم.


    عطر نماز

  44. 3 کاربر از پست مفید عطر نماز تشکر کرده اند .


  45. #26
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-شهریور-۲۶
    نوشته ها
    530
    امتیاز : 8,679
    سطح : 62
    Points: 8,679, Level: 62
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,202
    تشکر شده 4,600 در 521 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام
    جناب نوح به جهت احترامی که براتون قائلم ،چشم
    ما زندگیمونو از زیر صفر شروع کردیم
    من سرباز بودم که رفتیم خواستگاری ،نه شغلی نه کاری هیچ اما اعتماد به نفس داشتم
    تابستان 83 سربازیم تمام شد و هم زمان ازدواج وهم زمان قبولی تو دانشگاه ازاد رشته مدیریت
    تو یه شرکت خصوصی مشغول به کار شدم کار سه نفرو میکردم ولی حقوق یه نفرو میگرفتم
    یه مراسم ساده در تالار فرهنگیان (یه نوع شام علی رقم اینکه همه میگفتند زشته )تا 2سال توی یه اتاق در خونه بابام اینا زندگی میکردیم که بعدش که یه کم دست وبالم باز شد خونه خیلی کوچکی اجاره کردم
    وهم اکنون هم اجاره نشین هستم
    تمام خر ج عروسی رو خودم دادم یه بخشیش وام ازدواج ویه بخشیش قرض ،وسلیل زندگیمون هم چون رسم خانواده خانومم این بود که وسایل بزرک مثل یخچال ،تلویزیون ،.... با مرد بود یواش یواش خودم خریدم
    ولی تو اون 2 سال خیلی سختی کشیدم بعضا تا 11 شب سر کار بودم ،کلاس های دانشگاه وخرج اون هم بود ،تازه کارهای کانون هم بود که مثلا برا اعتکاف 1 ماه درگیر بودم
    یه پام مسجد شهدا،یه پام دانشگاه ،یه پام سرکار ،یه پام هم خونه ،به همه اینها هفته ای 2بار سالن ورزشی هم اضافه کنید خدائیش خانومم خیلی همکاری داشتند وخیلی صبروحوصله ،
    من سخت نگرفتم وتوسن 20 سالگی ازدواج کردم ،خداوکیلی خدا هم سنگ تموم گذاشت تمام وعده های خدا حق هست کافیه تلاش وتوکل رو باهم داشته باشیم
    دوستان اگه سوالی هست در خدمتیم
    یاعلی


  46. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 21,393
    سطح : 92
    Points: 21,393, Level: 92
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 957
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,055 در 2,242 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    خدایی به این میگن یه مبحث کاربردی
    اینکه متاهلا بیان از تجاربشون بگن از صدتا سخنرانی و ... اثرش بیشتره چون قشنگ قضیه رو لمس کردن با تمام کمبودها و محدودیت ها
    نوح جان دستت درد نکنه
    از متاهلین گرام هم تشکر میکنم
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  47. 6 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  48. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,040
    امتیاز : 39,665
    سطح : 100
    Points: 39,665, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,965
    تشکر شده 9,308 در 2,470 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 62 در 34 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط خورشید خانم نمایش پست اصلی
    همسرم وقتی در خونه ما رو زد .......هیچی جز صداقت و ایمان و یه توشه بزرگ از هنر و البته ده میلیون وام با بهره بالا نداشت ..... من فقط به عرضه ای که درونشون می دیدم اعتماد کردم ( مهمه که اینو حتما ببینید ) ...کمتر از یک ساله که ازدواج کردیم ......پس مخارج بالا رو درک می کنید ........ولی از همون روز اول حضور خدا حسابی حس شد ....... حتی جشن عروسی و مخارج اون رو هم خودشون به تنهایی به دوش کشیدن....و نذاشتن هیچ کس کمکشون کنه
    خب البته خیلی سخت بود .......صبح زود رفتن و دیر شب خیلی خیلی دیر برگشتن ...... خسته بودن ......چشمهای سر خ......کار سخت ..... و توکل

    کمتر از یک سال تقریبا معجزه شد ........حتی یک روز هم خدا رهامون نکرد ............ خدا رو شکر ..... نیازهامون هم بر طرف شد . و خدا خواست که همه چیز داشته باشیم ...... همیشه نیاز به یک همت هست

    فقط کافیه که عاشق زندگیت بشی
    خوه روچه کردید ؟ داشتید .
    باتوجه به این که شما مرفه بادرد هستید (:دی) دغدغه های شما چه جنسی داشت ؟خوب الحمدلله خزار مرتبه شکر مشکل مالی و کار نداشتید پس احتمالا یه شروع کاملا راحت داشتید . درسته؟
    نوشته اصلی توسط عطر نماز نمایش پست اصلی
    همیشه بابام جزو افتخاراتشون تعریف می کردند:
    وقتی رفتم خواستگاری مامانتون، پدر بزرگتون پرسید خوب آشیخ شما چی دارید که اومدید خواستگاری دختر ما؟ (مادرم از خانواده خیلی مرفه و پدرم از خانواده ای متوسط)
    بابا می گن: خودم هستم و لباسای تنم، موتوری هم که زیر پامه هنوز قسطشو ندادم. یه زمینی سپاه قراره بده اگر داد نصفش رو می کنم مهریه زنم.
    پدر بزرگم از همین صداقت پدرم خوششون میاد و دختر می دن.
    یه دختر از خانواده مرفه بشه زن یه طلبه ای از قشر متوسط مسلما خیلی سختی کشیدن.
    همیشه بابام وقتی دور هم نشستیم می گن اگر قناعت مادر تون و صبر و تحملش نبود زندگی ما به اینجاها نمی رسید.
    همیشه تاکید می کنند چون از صفر شروع کردیم قدر همدیگه رو می دونیم و خوشبختیم.

    این همیشه تو گوش من بود که اگه از صفر با هم شروع کردیم خوشبخت می شم مثل پدر و مادرم.
    به خاطر همین زیاد مادیات برام مهم نبود. طرز فکر طرف، ایمان، اهل مطالعه بودنش، ولایی بودن، روشن فکریش برام خیلی مهم بود. خیلی خیلی مهم بود. (چون دارایی همیشگی اینا هست.)

    همسرم که اومدن بیشتر بابام پسندیدنشون تا من.
    جلسه اول هم به دلایلی من ناراضی بودم پدر منو راضی کردن که بازم بیان.
    به معنای واقعی هیچی نداشتن. دانشجو (پایان نامشون رو خودم تایپ کردم)، بیکار (طبیعتا هیچ درامدی هم نداشتن)، سربازی نرفته، نه خونه، نه ماشین، حتی بدون یک ریال پس انداز

    فقط توکل بر خدا. فقط و فقط و فقط

    همیشه به بچه های دور و برم هم همین داستان رو تعریف می کنم. می گم رو مادیات اصلی و دارایی های همیشگی تاکید و اصرار داشته باشید.
    خدا بی قدر و صواب نمی زاره ارزش گذاری بر ارزش هاتون رو
    نوشته اصلی توسط حنیف نمایش پست اصلی
    ارزش کار کسانی مثل خانم عطر نماز و همسرشون از کار امثال بنده که از صفر شروع نکردیم خیلی بیشتره . هرچی هم ما بگیم توکل بر خدا کردیم مثل توکل اونها نمیشه . این یک درسه .

    با تشکر از جناب نوح . واقعا اتاق قابل استفاده ای هست در این تالار پر از اتاق های غیرمفید ...
    یک نکته ای هم بگم .من خودم وقتی مجرد بودم و اینجور خاطره ها رو از متاهلین می شنیم یه جورایی دلم آب میشد . میگفتم ای خدا کی میشه ما هم اینجوری بشیم . خیلی مساله برام بزرگ جلوه میکرد . البته یک حس طبیعیه بین اغلب مجردها ولی به دوستان مجرد توصیه میکنم خیلی مساله رو برای خودتون بزرگ نکنید . دیر یا زود شما هم میرید سر خونه زندگیتون . خیلی هم خبری نیست . بعد که ازدواج کردید می فهمید زیادی شور می زدید ! این بحثها خوبه خیلی هم مفیده ادامه هم بدید ولی نگران نباشید . همین

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  49. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,040
    امتیاز : 39,665
    سطح : 100
    Points: 39,665, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,965
    تشکر شده 9,308 در 2,470 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 62 در 34 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط rahmat نمایش پست اصلی
    سلام
    جناب نوح به جهت احترامی که براتون قائلم ،چشم
    ما زندگیمونو از زیر صفر شروع کردیم
    من سرباز بودم که رفتیم خواستگاری ،نه شغلی نه کاری هیچ اما اعتماد به نفس داشتم
    تابستان 83 سربازیم تمام شد و هم زمان ازدواج وهم زمان قبولی تو دانشگاه ازاد رشته مدیریت
    تو یه شرکت خصوصی مشغول به کار شدم کار سه نفرو میکردم ولی حقوق یه نفرو میگرفتم
    یه مراسم ساده در تالار فرهنگیان (یه نوع شام علی رقم اینکه همه میگفتند زشته )تا 2سال توی یه اتاق در خونه بابام اینا زندگی میکردیم که بعدش که یه کم دست وبالم باز شد خونه خیلی کوچکی اجاره کردم
    وهم اکنون هم اجاره نشین هستم
    تمام خر ج عروسی رو خودم دادم یه بخشیش وام ازدواج ویه بخشیش قرض ،وسلیل زندگیمون هم چون رسم خانواده خانومم این بود که وسایل بزرک مثل یخچال ،تلویزیون ،.... با مرد بود یواش یواش خودم خریدم
    ولی تو اون 2 سال خیلی سختی کشیدم بعضا تا 11 شب سر کار بودم ،کلاس های دانشگاه وخرج اون هم بود ،تازه کارهای کانون هم بود که مثلا برا اعتکاف 1 ماه درگیر بودم
    یه پام مسجد شهدا،یه پام دانشگاه ،یه پام سرکار ،یه پام هم خونه ،به همه اینها هفته ای 2بار سالن ورزشی هم اضافه کنید خدائیش خانومم خیلی همکاری داشتند وخیلی صبروحوصله ،
    من سخت نگرفتم وتوسن 20 سالگی ازدواج کردم ،خداوکیلی خدا هم سنگ تموم گذاشت تمام وعده های خدا حق هست کافیه تلاش وتوکل رو باهم داشته باشیم
    دوستان اگه سوالی هست در خدمتیم
    یاعلی
    عاقبت شما خیر . برادر
    یه وسال که به ذهن می رسه اینجاس که دوستانی که خونه گیرشون نیومده اول کار چه کردن برای خونه ؟ وسوالی که در پی این سوال پرسیده می شه اینه که اگر رفتن خونه پدر اون موقعی مشکلی برای رابطه بین مادر و همسرشون پیش نمی اومد؟
    و

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  50. 2 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  51. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,717
    امتیاز : 13,516
    سطح : 75
    Points: 13,516, Level: 75
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 22,491
    تشکر شده 9,348 در 2,261 پست
    مخالفت
    84
    مخالفت شده 28 در 11 پست

    پیش فرض

    مبحث خیلی خوبیه دستتون درد نکنه واقعاً

    با نظر جناب حنیف خیلی موافقم...

    جناب نوح فک کنم همش بستگی به شخصیت خودتون داره که الان برید جلو و یا صبر کنید تو شرایط بهتر...
    ببخشید تو جمع متاهلا نظر می دم!!!
    ویرایش توسط Rezaa : چهارشنبه ۲۰ دی ۹۱ در ساعت ۱۸:۲۱

  52. 4 کاربر از پست مفید Rezaa تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1