کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-اردیبهشت-۱۳
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    492
    امتیاز : 3,113
    سطح : 34
    Points: 3,113, Level: 34
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 87
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکر کردن : 1,177
    تشکر شده 1,914 در 449 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض هیچ وقت مثل مادرت نشو ..

    سر صبح ... بعد از یک هفته ی پر مشغله و پر از کم خوابی، زمان های مترو نشینی برای خوابیدن غنیمتی است که آدمی آن را با هیچ چیز عوض نمی کند .

    خانم روبرویی دخترک جوانی است که نا رضایتی و خستگی از زندگی در چشمهاش جولان میده . با یک دخترخوشگل شیطون یک سال و نیمه ...
    بچه سر صبحی با بی تابی دست های مادرش را چنگ می گیرد و با زبان بی زبانی اش آغوش می طلبد برای کمی خوابیدن ...
    و اما مادر شروع کرده است به آرایش کردن ...
    و دقیقا در مرحله ی حساسی از پروسه ی میکاپ است که خشم بچه به اوج می رسد و محکم می زند زیر دستان مادر...

    دخترک با عصبانیت، و خشم آنچنان می زند روی پای بچه که ....

    اولش اصلا نا نداشتم چشماهام رو باز کنم و در کمال فردیت، نقش این آدمهای خسته و بی حوصله را بازی می کردم که اتفاقا از صدای بچه هم خوششان نمی آید ...
    اما زیر چشمی کل ماجرا را رصد می کردم...
    به دخترک که حالا دور چشمش هم سیاه شده بود می گم می خوای نگهش دارم ؟ میگه زحمتت میشه!! می گم نه ... بغلش می کنم ...
    اولش با تعجب زل زد به صورتم . به نظرم براش فرق چهره ی من و مامانش جالب اومد ...
    پا میزنه بعنی بلند شو و ایستاده من را بغل کن...
    می ایستم و در حالی که هر اینه از شدت بی خوابی امکان سقوط هر دویمان تخمین زده می شود شروع می کنم به تکان دادنش ...
    و بعد هم بازی کردن...
    کار به جایی می رسد که صدای خنده های از ته دل بچه حال مادرش را هم خوب می کرد ...
    و انگار به وجد اورده بودش برای بهتر ارایش کردن ...
    و مدام وسط ارایش داشت من رو نصیحت می کرد که من خر شدم ازدواج کردم تو نشو
    و من هم حس جامعه شناسانه ام متورم شده و زده بودم به سیم مشاوره و این حرفها که این کار را بکن و ان کار را نکن و به زندگی اینگونه نگاه کن ...ارام می شوی ... کم کم مادر کارش تموم میشه و مترو هم به مقصد ما نزدیک ...

    یواش در گوش بچه می گم : اگر بزرگ شدی هیچ وقت مثل مامانت نشو .... هیچ وقت ...

    مادره با خنده میگه: یواشکی چی گفتی؟
    و من هم با صراحت تمام پروژه ی امر به معروفم را تکمیل می کنم و می گم بهش گفتم اگر بزرگ شدی هیچ وقت مثل مامانت نشو که به خاطر بزک کردن خودش تو را از اغوش پر مهرش محروم می کنه .....



    فاطمه سادات فلاح نژاد
    چه زیباست؛
    خدا دنیا را آوار کند روی دلت
    بعد، یکی یکی آوارها را بردارد
    دلت را نیز ..

  2. 5 کاربر از پست مفید شاهده تشکر کرده اند .


  3. #2
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1982
    نوشته ها
    4,617
    امتیاز : 69,907
    سطح : 100
    Points: 69,907, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,636
    تشکر شده 22,216 در 4,040 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    98
    مخالفت شده 22 در 19 پست

    پیش فرض

    این متون نیازی به مبحث جدا نداره.
    مبحث مربوطه خودش رو از قسمت جستجوی صفحه اول پیدا کنید و متن تون رو داخل مبحث مربوطه قرار بدید.
    متشکرم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود/الهی هیچ کس اتش نگیرد تا که نداند چه می کشم.


    عطر نماز

  4. 3 کاربر از پست مفید عطر نماز تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1