کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 38
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض 40نامه ی کوتاه به همسرم !! ** ترجیحا متاهلین بخوانند **

    چهل نامه ی کوتاه به همسرم نوشته ی نادر ابراهیمی

    برام خیییلی خوندنی بودن
    معنی زندگی و عشق رو میشه فهمید .

    بدرد همه میخوره خصوصا متاهلین
    میزارم که شماها هم بخونید !!

  2. 9 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی اول

    ای عزیز !
    راست میگویم
    من هرگز یک قدم جلوتر از انجا که هستم را ندیده ام
    قلمم را دیده ام چنان که گویی بخشی از دست راست من است و کاغذ را .
    من هرگز یک قدم جلوتر از انجا که هستم را ندیده ام .
    من اینجا ( من ) را دیده ام که اسیر زندان بزرگ نوشتن بوده است . همیشه ی خدا که زندان را پذیرفته ، باور کرده ، اصل بودن پنداشته ، به ان معتاد شده ، و به تنها پنجره اش که بسیار بالاست دل خوش کرده ...

    و ان پنجره تویی ای عزیز !
    ان پنجره ، ان در ، ان میله ها و جمیع صداهایی که از دور دستها می ایند تا لحظه یی پروانه وش بر بوته ی ذهن من بنشینند تویی ...
    این میدانم که مدح مطلوبی نیست
    اما عین حقیقت است که تو مهربانترین زندانبات تاریخی
    و انقدر که تو گرفتار زندانی خویشتنی
    این زندانی اسیر تو نیست که ای کاش بود
    در خدمت تو ، مرید تو ، بنده ی تو ...
    و این همه در بند نوشتن نبود .

    اما چه میتوان کرد ؟
    تو تیماردار مردی هستس که هرگز نتوانست از خویشتن بیرون بیاید
    و این برای خوبترین و صبورترین زن جهان نیز اسان نیست .
    میدانم
    اینک این نامه ها
    شاید باعث شود که در هوای تو قدمی بزنم
    در حضور تو زانو بزنم
    سر در برابر تو فرود اورم

    و بگویم :
    هرچه هستی همانی که می بایست باشی و بیش از انی و بسیار بیش از ان .
    به لیاقت تقسیم نکردند و الا سهم من در این میان با این قلم و محو نوشتن بودن سهم بسیار ناچیزی بود .
    شاید بهترین قلم دنیا اما نه بهترین همسر ...


  4. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی دوم

    بانوی بزرگوار من !
    عطراگین باد و بماناد فضای امروز خانمان
    و فضای خانمان همیشه در چنین روزی که روز عزیز ولادت پربرکت تو برای خانواده ی کوچک ماست ...


  5. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی سوم

    بانو ، بانوی بخشنده ی بی نیاز من

    این قناعت تو دل مرا عجب میشکند...
    این چیزی نخواستنت و با هرچه که هست خواستنت ...
    این چشم و دست و زبان توقع نداشتنت و به ان سوی پرچین ها نگاه کردنت ...

    کاش کاری میفرمودی دشوار و ناممکن که من بخاطر تو سهل و ممکنش میکردم ...
    کاش چیزی میخواستی مطلقا نایاب که منبخاطر تو ان را به دنیای یافته ها می اوردم ...

    کاش میتوانستم همچون خوبترین دلقکان جهان تو را سخت و طولانی و عمیق بخندانم ...
    کاش میتوانستم همچون مهربانترین مادران رد اشک را از گونه هایت بزدایم ...

    کاش نامه یی بودم حتی یکبار با خوبترین اخبار ...
    کاش بالشی بودم نرم ، برای لحظه های سنگین خستگی هایت ...

    کاش ای کاش که اشاره ای داشتی ، امری داشتی ، نیازی داشتی و رویای دور و درازی داشتی ...
    آه که این قناعت تو ، این قناعت تو دل مرا عجب میشکند ...


  6. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی چهارم

    همقدم همیشگی من

    مطمئن باش هرگزیش نخواهد امد که دانسته تو را بیازارم یا به خشم بیاورم
    هرگز پیش نخواهد امد

    انچه در چند روز گذشته تو را رنجیده خاطر و دل ازرده کرده است
    مرا بسیار بیش از تو به افسردگی کشانده است .
    و مطمئن باش چنان میروم که بدانم بدقت که چه چیزها این زمان تو را زخم میزند
    تا از این پس حتی تو را نادانسته نیز نیازارم

    ما باید درست شویم
    ما باید تغییر کنیم ...


  7. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی پنجم

    عزیز من

    شب عمیق است اما روز از ان هم عمیق تر است . غم عمیق است اما شادی از ان هم عمیق تر است .
    دیگر به یاد نمی اورم که این سخن را در جوانی در جایی خوانده ام یا در جوانی خود ان را در جایی نوشته ام
    اما بهر حال این سخنی ست که بسیار دوست دارم.

    دیروز نزدیک غروب باز دیدمت که غمزده بودی و در خود .

    من هرگز ضرورت اندوه را انکار نمیکنم چرا که میدانم هیچ چیز مثل اندوه روح را تصفیه نمیکند و الماس عاطفه را صیقل نمیدهد اما میدان دادن به ان را نیز هرگز نمیپذیرم چراکه غم حریص است و بیشتر خواه و مرز ناپذیر ، طاغی و سرکش و بدلگام .

    هرقدر که به غم میدان بدهی میدان میطلبد و باز هم بیشتر و بیشتر ...
    هرقدر در برابرش کوتاه بیایی قد میکشد سلطه میطلبد و له میکند ...

    غم عقب نمینشیند مگر انکه به عقب برانی اش ، نمیگریزد مگر انکه بگریزانی اش ، ارام نمیگیرد مگر انکه بیرحمانه سرکوبش گنی ...
    غم هرگز از تهاجم خسته نمیشود
    و هرگز به صلح دوستانه رضا نمیدهد .
    و چون پیش امد تمامی روح را گرفت انسان بیهوده میشود و بی اعتبار و ناانسان و ذلیل غم و مصلوب بی سبب .

    من مثل تو میدانم که در جهانی اینگونه دردمند بی دردی انکس که میتواند گلیم خود را از دریای اندوه بیرون کشد و سبکبارانه و شادمانه بر ساحل بنشیند یک بی دردی دردمنشانه است و بی غیرتی است و بی ابرویی . اسباب سرافکندگی انسان

    انگونه شاد بودن هرگز به معنای خوشبخت بودن نیست بلکه فقط به معنای نداشتن قدرت تفکر است و احساس و ادراک و با اینهمه گفتم که برای دگرگون کردن جهانی چنین افسرده و غمزده و شفا دادن جهانی چنین دردمند ، طبیب ، حق ندارد بر سر بالین بیمار خویش بگرید و دقایق معدود نشاط را از سالهای طولانی حیاط بگیرد .

    چشم کودکان و بیماران به نگاه مادران و طبیبان است .
    اگر در اعماق ان حتی لبخندی محو ببیند نیروی بالندگی شان چندین برابر میشود.

    به صدای خنده خالص بچه ها گوش بسپار و به صدای دردناک گریستنشان تا بدانی که این ، سخنی چندان پریشان نیست .

    عزیز من

    این بیمار کودک صفت خانه ی خویش را از یاد مران !
    من محتاج ان لحظه های دلنشین لبخندم لبخندی در قلب ، علیرغم همه چیز .


  8. #7
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    جمله "ترجیحا متاهلین بخوانند" یعنی اینکه مجردها که میخونن!! متاهل ها شما هم یه نگاهی بندازید خوب!

    سلام رهپو!
    چرا دیگه مدرک جرم به جا میذاری؟! تشکر نکن خوب

  9. 2 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  10. #8
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۹
    محل سکونت
    شيراز
    نوشته ها
    1,012
    امتیاز : 23,224
    سطح : 93
    Points: 23,224, Level: 93
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 126
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,385
    تشکر شده 5,803 در 961 پست
    مخالفت
    4
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    عاشق کتاب های نادر ابراهیمی ام.
    بنویس درونه جون. خودم مشتریتم

  11. 6 کاربر از پست مفید ماه بانو تشکر کرده اند .


  12. #9
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-دی-۱۹
    محل سکونت
    شیـــــــــــــــــراز!
    نوشته ها
    1,135
    امتیاز : 21,496
    سطح : 92
    Points: 21,496, Level: 92
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 854
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience Points
    تشکر کردن : 970
    تشکر شده 4,136 در 933 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مدتها پیش، درست اوایل ازدواجم، این کتاب رو با همسرم از کتاب فروشیِ چارراه دکترای مشهد خریدیم و با هم نشستیم خوندیمش و کلی راجبش حرف زدیم...
    یادش بخیر...
    هعیییی...

  13. 6 کاربر از پست مفید عروسك پارچه اي تشکر کرده اند .


  14. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی ششم

    همراه همدل من

    در زندگی لحظه های سختی وجود دارد ، لحظه های بسیار سخت و طاقت سوزی که عبور از درون این لحظه ها ، بدون ضربه زدن به حرمت و قداست زندگی مشترک ، به نظر ، امری نا ممکن است .

    ما کوشیده ییم _ خدا را شکر _ که از قلب این لحظه ها ، بارها و بارها بگذریم ، و چیزی را که به معنای حیات ماست و رویای ما ، به مخاطره نیندازیم .

    ما به دلیل بافت پیچیده ی زندگی مان ، هزار بار مجبور شدیم کوچه یی تنگ و طولانی و زرورقی را بپیماییم ، بی انکه تنمان دیوار این کوچه را بشکافد یا حتی لمس کند .
    ما ، در این کوچه ی چه بسیار اشنا ، حتی بارها ، مجبور به دویدن شدیم و چه خوب و ماهرانه دویدیم
    انگار کن که بر پل صراط ...


  15. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    محل سکونت
    شیرازو - تهرانو
    نوشته ها
    3,738
    امتیاز : 94,025
    سطح : 100
    Points: 94,025, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,141
    تشکر شده 13,866 در 3,320 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط منجم باشي نمایش پست اصلی
    جمله "ترجیحا متاهلین بخوانند" یعنی اینکه مجردها که میخونن!! متاهل ها شما هم یه نگاهی بندازید خوب!

    سلام رهپو!
    چرا دیگه مدرک جرم به جا میذاری؟! تشکر نکن خوب
    سلام
    خودتون بهتر میدونین مجردها هم این مبحث رو مطالعه می کنن.
    بده آدم واسه پست های دیگران ارزش قائل شه؟

  16. 6 کاربر از پست مفید رهپوی وصال تشکر کرده اند .


  17. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی هفتم

    عزیز من

    مدتی است میخواهم از تو خواهش کنم که بپذیری بعضی شبهای مهتابی ، علیرغم جمیع مشکلات و مشقات ، قدری پیاده راه برویم ، دوش به دوش هم . شبگردی ، بی شک بخش های فرسوده ی روح را نو سازی میکند و تن را برای تحمل دشواری ها پر توان .

    از این گذشته ، به هنگام گزمه رفتن های شبانه ، ما فرصتحرف زدن درباره ی بسیاری چیزها را پیدا خواهیم کرد .

    نترس بانوی من ! هیچکس از ما نخواهد پرسید که با هم چه نسبتی داریم و چرا تنگاتنگ هم ، در خلوت ، زیر نور بدر قدم میزنیم .هیچکس نخواهد پرسید ؛ و تنها کسانی خواهند گفت : این کارها برازنده ی جوانان است که روحشان پیر شده باشد و چیزی غم انگیز تر از پیری روح وجود ندارد از مرگ هم صد بار بدتر است .

    راستی طلب فروشگاه محله را تمام و کمال دادم . حالا میتوانی با خیال اسوده از جلو فروشگاه رد شوی . هیچ نگاهی دیگر نگاه سرزنش بار طلب کاری نخواهد بود . مطمئن باش !

    ضمنا همه ی چیزهایی هم که فهرست کرده بودی تمام و کمال خریدم : برنج ، ارد نخودچی ، ارد سه صفر ف ماکارونی ، فلفل سیاه و دارچین و ... که چه عطر قدیمی یادانگیزی دارد ...

    میبینی که چقدر خوب ، من بی حافظه ، نام تک تک چیزهایی که خواسته بودی بخاطر سپرده ام ؟

    خب ... دیگر میتوانی قدری اسوده باشی و شبی از همین شبها ، پیشنهاد یک پیاده روی کوتاه به ما بدهی . ما با اینکه خیلی کار داریم پیشنهاد شما را خواهیم پذیرفت .

    عزیز من !

    ما هرگز انقدر بدهکار نخواهیم شد که نتوانیم از پس بدهی هایمان بر اییم و هرگز انقدر پیر نخواهیم شد که نتوانیم دوباره متولد شویم .

    ما از زمانه عقب نخواهیم ماند زمانه را به دنبال خود خواهیم کشید .

    فقط کافی ست قدری دگر هم از نفس نیفتیم ...


  18. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی هشتم

    بی پروا به تو میگویم که دوست داشتنی خالصانه ، همیشگی و رو به تزاید ، دوست داشتنی ست بسیار دشوار _ تا مرزهای نا ممکن . اما من نسبت به تو ، از پس این مهم دشوار به اسانی برامده ام ؛ چرا که خوبی تو ، خوبی خالصانه ، همیشگی و رو به تزایدی ست که هر امر دشوار را بر من اسان کرده است و جمیع مرزهای ناممکن را فرو ریخته .

    امروز که روز تولد توست و حق است خانه را به مبارکی چنین روزی گل باران کنم ، اگر تنها یک غنچه فروبسته ی گل سرخ به همراه این نامه کرده ام دلیلش این است که گمان میکنم ، عصر ، بچه ها و شاید برخی از دوستان و خویشان با گل هایشان از راه برسند و این البته شرط ادب و مهمان نوازی نیست که ما پیشاپیش ، همه ی گلدان ها را اشغال کرده باشیم .

    گلدان ، خانه ی محبت دوستان ماست .


  19. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی نهم

    عزیز من !

    روزگاری است که حتی جوان های عاشق هم قدر مهتاب را نمیدانند . این ما هستیم که در چنین روزگار دشواری باید نکهبان اعتبار شبهای شفاف و پرشکوه ، کهکشان شیری و شبهای فرو ریزنده باشیم ...

    شاید بگویی : در زمانه یی چنین ، چگونه میتوان به گزمه رفتن در پرتو ماه پر اندیشید ؟ و شاید نگویی ؛ چرا که پاسخ این پرسش را بارها و بارها از من شنیده ای و باز خواهی شنید .

    " انکه هرگز نان به اندوه نخورد و شب را به زاری سپری نساخت شما را ای نیروهای اسمانی هرگز ، هرگز ، نخواهد شناخت " " گوته

    اگر فرصتی پیش بیاید _ که البته باید بیاید _ و باز هم شبی مثل ان شبهای عطراگین رودبارک که سرشار از موسیقی ابدی و پر خروش سرداب رود در جاده های خلوت خاکی قدم بزیم ، دست در دست هم ، دوش به دوش هم ، باز هم به تو خواهم گفت : گوش گن ! گوش گن بانوی من ! در ان ارتفاع ، کسی هست که مارا صدا میزند ...

    و تو میگویی : این فقط موسیقی نامیرای افلاک است ...


    ما هرگز کهنه نخواهیم شد .


  20. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی دهم 1

    عزیز من !

    دیروز به دلیلی چه بسا بر حق ، از من رنجیده بودی . دیشب که در باب فروش چیزی برای دادن اجاره ی خانه ، با مهرمندی اغاز سخن کردی ، ناگهان دلم دریچه ای گشوده شد و شادی بی حسابی به قلبم ریخته شد ؛ چرا که دیدم ، ما ، رنجیدگی های حاصل از روزگار را ، چون موج های غران بیتاب ، چه خوب از سر میگذرانیم و باز بالا میپریم و بالاتر ، و فریاد میکشیم : الا ای موج دیگر ! بیا بیتاب بگذر !

    راستش من گاهی فکر میکنم این کاری عظیم و بسیار عظیم بوده است که ما ، در طول بیست سال زندگی مشترک سرشار از دشواری و ناهمواری ، هرگز به هیچ صورت و بهانه ، اشکار و پنهان ، هیچگونه قهری نداشته ایم ؛ اما بعد میبینم که سالیان سال است این کار ، جمیع دشواری های خود را از دست داده است و به طبیعتی بسیار ساده تبدیل شده است _ چنانکه امروز حتی تصور چنین حادثه ی مضحکی نیز ، تا حد زیادی میتواند خجالت اور باشد .

    من گمان میکنم همه ی صعوبت و سنگینی مسئله ، بستگی به پیمان های صمیمانه ی روزهای اول و نگهداشت ان پیمان ها در همان یکی دوسال نخستین داشته باشد .

    وقتی حریمی ساختیم ، به ضرورت و مدلل ، و ان را پذیرفتیم ، شکستن این حریم ، بسیار دشوارتر از پاس داشتن و برپا نگه داشتن ان است . ویران کردن یک دیوار سنگی استوار ، مسلما مشکل تر از باقی گذاشتن ان است .

    دیده ام زنان و مردانی را که از " لحظه ی فورانی خشم " سخن میگویند و ناتوانی در برابر این لحظه ها ...


  21. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی دهم 2

    من چنین چیزی را ، در حد شکستن حریم حرمت یک زندگی ، باور نمیکنم و هرگز نخواهم کرد .
    خشم ، اری ؛ اما ایا تو میپذیری که من ، به هنگام خشم ، ناگهان ، به یکی از زبان هایی که نمیدانم و مطلقا نشنیده ام ، سخن بگویم ؟

    خشم انی نیز در محدوده ی ممکنات حرکت میکند و به همین دلیل است که من ، همیشه گفته ام : ما قهر را ، در زندگی کوچک خود ، به " ناممکن " تبدیل کرده ایم ؛ به زبانی که یاد نگرفتیم تا بتوانیم بکار ببریم .

    قهر ، زبان استیصال است .

    قهر ، پرتاب کدورتهاست به ورطه ی سکوت موقت و این کاری ست که به کدورت ، ضخامتی ازارنده میدهد .
    قهر ، دوقفله کردن دریست که به اجبار ، زمانی بعد ، باید گشوده شود و هرچه تعداد قفل ها بیشتر باشد و چفت و بست ها محکم تر ، در ، ناگریز ، با خشونت بیشتر گشوده خواهد شد .
    و راستی که چه خاصیت ؟

    من و تو شاید از همان اغاز دانستیم که سخن گفتن مداوم و حتی دردمندانه در باب یک مشکل ، کاریست به مراتب انسانی تر از سکوت کردن درباره ی ان .

    به یادت هست که زمانی ، زنی ، در مقابل استدلال های من و تو میگفت : قهر برای من شکستن حرمت زندگی مشترک نیست ، بلکه برعکس ، بند زدن حرمتی ست که بوسیله ی زبان سرشار از بیرحمی و بی حرمتی شوهرم شکسته میشود یا ترک برمیدارد ...

  22. 6 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  23. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی دهم 3

    این حرف ، قبول کنیم که در مواردی میتواند درست باشد .
    زبان ، بسیار پیش می اید که به یک زندگی خوب ، خیانت کند و بیشمار هم کرده .
    اما ایا قهر تاکنون توانسته ریشه های این خیانت را بسوزاند و خاکستر کند ؟ نه ... به اعتقاد من ، انکس که همسر خود را مورد تهاجم و بی حرمتی قرار میدهد ، در لحظه های دردناک هجوم ، انسانی ست ذلیل و ضعیف و زبون . در این حال ، انچه مجاز نیسن سکوت است و گذشتن و انچه حق است ، ارام ارام ، به پای میز گفتگوی عاقلانه و عاطفی کشاندن مهاجم است و شرمنده کردن او و نجات دادنش از چنگ بیماری عمیق و کهنه ی بدزبانی که مرده ریگ محیط کودکی و نوجوانی اوست .

    من و تو ، میدانم که هرگز به ان لحظه ی غم انگیز نخواهیم رسید ، که قهر ، به عنوان یک راه حل ، پا به کوچه ی خلوت زندگی مان بگذارد و با عربده ی سکوت ، گوش روحمان را بیازارد ...

    نه ... انکار نمیتوان کرد که این واقعا سعادتی ست که ما هیچگاه ، در طول تمامی سالهای زندگی مشترکمان ، نیاز به استفاده از حربه ی درماندگان را احساس نکرده ییم و یا با پیمانی پایدار ، این نیاز کاذب را به نابودی کشانده ییم ...

  24. 6 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  25. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی یازدهم

    بانوی بالا منزلت ما !

    به یاری اراده و ایمانی همچون کوه
    خوبترین روزهای زندگی
    _ فراسوی جملگی صخره های صعب تحمل سوز بر فراز قله های رفیع شادمانی _
    در انتظارت باد !

    بخاطر چندمین سالگرد تولدت از سوی این کوهنورد قدیمی ...

  26. 7 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  27. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی دوازدهم 1

    بانوی بزرگوار من !

    چرا قضاوت های دیگران در باب رفتار ، کردار ، و گفتار ما تو را انقدر مضطرب و افسرده میکند ؟
    چرا دائما نگرانی که مبادا از ما عملی سر بزند که داوری منفی دیگران را از پی بیاورد ؟
    راستی این " دیگران " که گهگاه ایتقدر تو را اسیمه سر و دلگیر میکنند ، چه کسانی هستند ؟
    ایا ایشان را بدرستی میشناسی و به دادخواهی و سلامت روح ایشان ، ایمان داری ؟

    تو ، عیب این است ، که از دشنام کسانی میترسی که نان از قبل تهدید و باج خواهی و هرزه دهانی خویش میخورند و سیه روزگارانند ، به ناگزیر ...

    عجیب است که تو دلت میخواهد نه فقط روشنفکران و مردم عادی ، بلکه شبه روشنفکران و شبه ادمها نیز ما و زندگی ما را تحسین کنند و بر ان هیچ زخم و ضربه ای نزنند ...
    تو دلت میخواهد که حتی مخالفان راه و نگاه و اندیشه و ارمان ما نیز ما را خالصانه بستایند و دوست بدارند ...

    این ممکن نیست ، نیست ، نیست عزیز من ؛ این ممکن نیست .

    در شرایطی که امکان وصول به قضاوتی عادلانه برای همه کس وجود ندارد ، این مطلقا مهم نیست که دیگران ما را چگونه قضاوت میکنند ؛ بلکه مهم این است که ما ، در خلوتی سزشار از صداقت ، و در نهایت قلبمان خویشتن را چگونه داوری میکنیم ...

  28. 7 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  29. #20
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677
    امتیاز : 7,783
    سطح : 59
    Points: 7,783, Level: 59
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,912
    تشکر شده 4,168 در 665 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یادش به خیر
    یکی از آیتم های برنامه ی روی خط جوونی رادیو جوان
    خوندن یکی از نامه های این کتاب بود؛
    با صدای فرشید منافی خیلی بااحساس می خوند
    یه بار هم با خانمشون در مورد این کتاب مصاحبه کردند؛

    خدا رحمتشون کنه روحش شاد...

  30. 4 کاربر از پست مفید مروه تشکر کرده اند .


  31. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی دوازدهم 2

    عزیز من !

    بیا بجای انکه یک خبر کوتاه در یک روزنامه ی امروز هست و فردا نیست ، اینگونه براشفته ات کند ، بیمناک و براشفته از ان باش که ما ، نزد خویشتن خویش ، از علمی ، حرفی ، و حرکتی ، مختصری خجل باشیم . این را که پیش از ما بسیار گفته اند باور کن :
    هرکس که کاری میکند ، هرقدر هم کوچک ، در معرض خشم کسانی ست که کاری نمیکنند .

    هرکس که چیزی را میسازد _ حتی لانه ی فرو ریخته ی یک جفت قمری را _ منفور همه ی کسانی ست که اهل ساختن نیستند .
    هرکس که چیزی را تغییر میدهد _ فقط به قدر جا به جا کردن یک گلدان ، که یک گیاه درون ان ، ممکن است در سایه بپوسد و بمیرد _ باید در انتظار سنگباران همه کسانی باشد که عاشق توقف اند و ایستایی و سکون .

    ... و بیش از اینها ، انسان ، حتی اگر " حضور " داشته باشد و بر این حضور مصر باشد ، ناگریز ، تیر تنگ نظرهای کسانی که عدم حضور خود را احساس میکنند و تربیت ایشان را اسیر رذالت ساخته ، به او میخورد ...

    از قدیم گفته اند ، و خوب هم ، که : عظیم ترین دروازه های ابر شهر های جهان را میتوان بست اما دهان حقیر ان موجودی را که نتوانسته نیروهایش را در راستای تولید مفید یا در خدمت به ملت ، میهن ، فرهنگ ، جامعه و ارمان بکار گیرد ، حتی برای لحظه ای نمیتوان بست .

    ایا میدانی با ساز همگان رقصیدن ، و انگونه پای کوبیدن و گل افشاندن که همگان را خوش اید و تحسین همگان را برانگیزد ، از ما چه چیز خواهد ساخت ؟ عمیقا یک دلقک ؛ یک دلقک درباری دردمند دل ازرده ، که بر دار رفتار خویشتن اونگ است _ تا اخرین لحظه های حیات .

  32. 4 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  33. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی دوازدهم 3

    عزیز من !

    یادت باشد ، اضطراب تو ، همهی چیزی ست که تنگ نظران ، ارزومند انند . انان چیزی جز این نمیخواهند که ظل کینه و نفرتشان بر دیوار کوتاه کلبه ی روشن ما بیفتد و رنگ همه چیز را مختصری کدر کند .

    رهایشان کن عزیز من ، بخدا بسپارشان ، و به طبیعت ...

    تو خوب میدانی که اضطراب و دل نگرانی ات چگونه لرزشی به زانوان من می اندازد ، و چگونه مرا از در افتادن با هر انچه که من و تو ، هر دو نادرستش میدانیم ، باز میدارد .

    بانوی من !

    دمی بیاد ان دلاوران خط شکنی باش که در برابر خود ، رو در روی خود ، فقط چند قدم جلوتر ، بدکینه ترین دشمنان را دارند .
    ایا انها حق است که از قضاوت دشمنان خود بترسند ؟

    بگو : " ما تا زمانی که میکوشیم خود را خالصانه و عادلانه قضاوت کنیم ، از قضاوت دیگران نخواهیم ترسید و نخواهیم رنجید " ....

  34. 3 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  35. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی سیزدهم

    عزیز من !

    زندگی مشترک را نمیتوان یکبار به خطر انداخت و باز انتظار داشت که شکل و محتوایی همچون روزگاران قبل از خطر داشته باشد .
    چیزی ، قطعا خراب خواهد شد
    چیزی فرو خواهد ریخت
    چیزی دگرگون خواهد شد
    چیزی به عظمت حرمت ، که بازسازی و ترمیم ان بسی دشوار تر از ساختن چیزی تازه است ...

    کاسه ی بلور را نمیتوان یکبار از دست رها کرد ، بر زمین انداخت ، لگد مال کرد و باز انتظار داشت که همان کاسه ی بلورین روز اول باشد .

    من ، ممنون انم که تو ، هرگز ، در سخت ترین شرایط و دشوارترین مسیر ، این کاسه ی نازک تن زودشکن بلورین را از دستهای خویش جدا نکردی ...

  36. 3 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  37. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی چهاردهم 1

    عزیز من !

    باور کن که هیچ چیز به قدر صدای خنده ی ارام و شادمانه ی تو ، بر قدرت کارکردن و سرسختانه و عادلانه کار کردن من نمی افزاید ، و هیچ چیز جز افسردگی و در خود فرو رفتگی تو مرا تحلیل نمیبرد ، ضعیف نمیکند ، و از پا نمی اندازد .

    البته من بسیار خجالت زده خواهم شد اگر تصور کنی که این " من " من است که میخواهد به قیمت نشاط صنعتی و کاذب تو ، بر قدرت خود بیفزاید ، و مرد سالارانه _ همچون بسیاری از مردان بیمار خود پرستی ها _ حتی شادی تو را بخاطر خویش بخواهد . نه ... هرگز چنین تصوری نخواهی داشت .

    راهی که تا اینجا ، در کنار هم ، امده ایم ، خیلی چیزها را بر من و تو یقینا معلوم کرده است . اما این نیز ناگزیر ، معلوم است که برای تو _ مثل من _ انگیزه یی جدی تر و قوی تر از کاری که میکنم _ نوشتن و باز هم نوشتن _ وجود ندارد ، و دعوت از تو در راه رد غم ، با چنین مستمسکی ، البته دعوتی ست موجه ؛ مگر انکه تو انگیزه را نپذیری ...

    پس باز میگویم : این بزرگترین و پر دوام ترین خواهش من از توست : مگذار غم ، سراسر سرزمین روحت را به تصرف خویش دراورد و جای کوچکی برای من باقی مگذارد . من به شادی محتاجم و به شادی تو ، بی شک بیش از شادمانی خودم .
    حتی این سخن قدری طعم تلخ خودخواهی دارد ، این مقدار تلخی را ، در چنین زمانهیی ، برمن ببخش .

  38. 3 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  39. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی چهاردهم 2

    بانوی من ، بانوی بخشنده من !

    بخدایم قسم که میدانم چه دلایل استواری برای افسرده بودن و جود دارد . اما این را نیز بخدایم قسم میدانم که زندگی ، در روزگار ما ، درافتادنی ست خیره سرانه و لجوجانه با دلایل استواری که غم در رکاب خود دارد .
    غم بسیار مدلل ، دشمن تا بن دندان مسلح ماست .

    اگر بخاطر تزکیه ی روح ، قدری غمگین باید بود _ که البته باید بود _ ضرورت است که چنین غمی ، انتخاب شده باشد نه تحمیل شده .
    غصه ، منطق خود را دارد . نه ؟ علیه منطق غصه حتی اگر منطقی ترین منطق هاست ، استین هایت را بالا بزن !
    غم ، محصول نوع روابطی ست که در جامعه ی شهر ما و در جهان ما وجود دارد . نه ؟ علیه محصول ، علیه طبیعت و علیه هرچیز که غم را سلطه گرانه و مستبدانه به پیش میراند ، بر پاباش .

    زمانی که اندوه به عنوان یک مهاجم بدقصد سخت جان ، می اید نه یک شاعر تلطیف کننده ی روان ، حق است که چنین مهاجمی ره به رگبار خنده ببندی ...

    عزیز من !

    قایق کوچک دل بدست دریای پهناور اندوه مسپار ! لااقل بادبانی برافراز ، پارویی بزن و بر خلاف جهت باد ، تفلایی کن !
    سخت ترین طوفان ، مهمان دریاست نه صاحبخانهی ان .
    طوفان را بگذران
    و بدان که تن سپاری تو به افسردگی ، به زیان بچه های ماست و به زیان همه ی بچه های دنیا .

    اخر ، انها شادی صادقانه را باید ببینند تا بشناسند ...

  40. 2 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  41. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی پانزدهم 1

    بانوی من !

    دیروز عصر که دیدم رنجیده و برافروخته درباره یارزش ها ی انقلاب با دوستی سخن میگویی ؛ اما رنجیدگی و برافروختگی را به بیان خود منتقل نمیکنی ، شلاقی و درد اور ، زهر الود و زخم زننده سخن نمیگویی و نمیکوشی که به دلیل به خشم امدنت ، او را به خشم بیاوری ، احساس کردم که چه تفاوت عظیمی میانن شیوه های ما _ تو ومن _ در ارسال پیام های شفاهی و طرح مسائل سیاسی و اجتماعی در مباحثات روزمره وجود دارد .

    در روزگار ما که بسیاری از مردان صاحب سواد و اکثر زنان به هنگام بحث ، گرفتار عدم تعادل میشوند ، فریاد میکشند ، دشنام میدهند ، متل میگویند ، تهمت میزنند ، دروغ میبافند ، شایعه میسازند ، و جملگی ارزشهای اخلاقی و انسانی و حتی علل یک گفت و گوی سیاسی و اجتماعی را زیر پاهای هیجان زدگی غیر عادلانهی خود له میکنند ، و هدفی برایشان نمیماند جز مغلوب کردن و خورد کردن بیرحمانه و لحظه یی حریف ، چقدر خوب بود اگر زنانی با خلق و خوی اجتماعی ارام ، وارد میدان سیاست میشدند و بخاطر مسائلی که در ارامش و وقار مدافع انان هستند ، رسما و جدا به مبارزه میپرداختند . چقدر خوب بود .

  42. 2 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  43. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی پانزدهم 2

    در زمانه ی ما و شاید هر زمانه یی پس از این چه زیبا و پر شکوه است که زنان و دختران ما ، معقول و منطقی ، نه هیجان زده ، نا منصف و شایعه سازانه ، در متن سیاست باشند : معتقدانه نه مقلدانه ، واقعی نه نمایشی ، صمیمانه نه متظاهرانه ، و بخاطر اینده ی همه ی بچه ها ، نه بخاطر خود نمایی و به علت خودخواهی .

    باور کن بانوی من !

    ما تا زمانی که یک نهضت سیاسی جدی و عظیم زنان با ایمان نداشته باشیم ، نهضتی شریف و منصفانه _ محصول انتخاب و تفکر ازاد _ گمان نمیبرم که بتوانیم به درستی از معتقداتمان دفاع کنیم و به ارزوهایمان برسیم .
    گمان نمیبرم که معتقدات و ارمانهایمان را بدرستی و به تمامی ، حتی بشناسیم ...

    وقتی تو از مسائل سیاسی حرف میزنی ، انقدر متین و صبورانه ، دیده ام که بد دهان ترین مخالفان نیز شرمنده میشوند .
    بیادم هست که چندی پیش ، سه شنبه یی بود که تو از این نبرد بزرگ تاریخی و مردان دلاوری که میجنکند دفاع میکردی _ انقدر با وقار و خالصانه _ که مخاطب تو ، ناگهان خلع سلاح شد ، و وامانده گفت : من منکر شهامت ، شجاعت و خلوص این بچه ها که نیستم ... من فقط میگویم ...

  44. 3 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  45. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی پانزدهم 3

    بانوی من !

    زمانی زیباتر و مناسب تر از این ، برای ورود به میدان سیاست وجود ندارد . استین هایت را بالا بزن و با همان قدرت بیانی که شاگردان کلاسهایت را به سکوت و احترام میکشانی ، از جانب بخشی از زنان دردمند جامعه ی خود سخن بگو !
    البته از نظر من ، این اصلا مهم نیست که در کدام جبهه حضور داشته باشی ؛ مهم حضور است و بس . و گمان هم نمیبرم انکس که خوب میجنگد بتواند در جبهه ی بد ، خوب بجنگد .

    قاعدتا باید حقی وجد داشته باشد تا تو بتوانی بخاطر ان ، تا پای جان ، با قدرت و ایمان بجنگی ...

    بانو !

    ایا وصیت نامه ی النی برای مارال را که در کتاب چهارم امده خوانده ای ؟ من اما اگر نتوانستم النی اوجای دلاور باشم ارزومند انم که تو همچون مارال در قلب یک جهاد سیاسی بزرگ ، حضوری موثر داشته باشی . این حضور ، در سرنوشت فرزندان ما و فرزندان فرزندان ما اثری عمیق و تعیین کننده خواهد داشت ...

    عصر ما عصری ست که عاشق ترین مردم ، عاشقانه ترین اوازهایشان را در سنگر سیاست میخوانند ...
    عصر ما عصر زیبایی ست که بچه های هنوز راه نیفتاده ی زبان باز نکرده ، بر دوش و از دوش پدرانشان به جهان خروشان سیاست نگاه میکنند ، و از همانجاست که ناگزیر باید راه اینده شان را ببینند و انتخاب کنند ...

    در چنین عصری که کودکان و عاشقان ، خواه ناخواه ، در میدان سیاست اند ، اگر زنان با ایمان و متقی ، دست بالا نکنند ، چه بسا که کودکان و عاشقان به تسلسمی سوک انجام سرانده شوند ...

    درین باره بیندیش !

  46. 2 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  47. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض نامه ی شانزدهم

    همگام من در این سفر پرخاطره ی پرمخاطره !

    بارها گفته ام ، و تو خوب میدانی ، که ارزش نهایی هر زندگی در حضور لحظه های سرشار از احساس خوشبختی در ان زندگی ست .
    در یکنواختی و سکون ، هیچ چیز وجود ندارد چه رسد به خوشبختی
    که ناگزیر ، از پویشی دائمی جستجوشمه میگیرد .

    ما نباید بگذاریم که هیچ جزئی از زندگیمان در دام تکرار ، گرفتار شود .
    صیاد سعادت ، چشم بر این دام دوخته است ...

    من باز از تکرار ، با تو سخن خواهم گقت _ اما به لحنی و صورتی دیگر !

  48. 3 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  49. #30
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اردیبهشت-۰۲
    نوشته ها
    1
    امتیاز : 2,024
    سطح : 27
    Points: 2,024, Level: 27
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 126
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 0
    تشکر شده 2 در 1 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    منم به تو دوست كتاب خون عزيزم توصيه ميكنم كتاب شما عظيم تر از اني هستي كه مي انديشدي رم بخوني

  50. 2 کاربر از پست مفید aftab_mahtab69 تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1