کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 26 , از مجموع 26
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض دانستنی های بهائيت

    برای شروع از تاریخچه استارت زده

    تاریخچه بهاییت
    فرقه بهائيه ، منشعب از فرقه بابيه است . بنيان گذار آيين بهائيت ، ميرزا حسينعلى نورى معروف به بهاءالله است ، و اين آيين نيز نام خود را از همين لقب برگرفته است . پدرش از منشيان عهد محمد شاه قاجار و مورد توجه قائم مقام فراهانى بود و بعد از قتل قائم مقام از مناصب خود بركنار شد و به شهر نور رفت . ميرزا حسينعلى در 1233 در تهران به دنيا آمد و آموزشهاى مقدماتى ادب فارسى و عربى را زير نظر پدر و معلمان و مربيان گذراند. پس *از ادعاى بابيت توسط سيد على محمد شيرازى در شمار نخستين گروندگان به باب درآمد و از فعال ترين افراد بابى شد و به ترويج بابيگرى ، بويژه در نور و مازندارن پرداخت . برخى از برادرانش از جمله برادر كوچكترش ميرزا يحيى معروف به ((صبح ازل )) نيز بر اثر تبليغ او به اين مرام پيوستند.

    پس از اعدام على محمد باب به دستور امير كبير، ميرزا يحيى ادعاى جانشينى باب را كرد. ظاهرا يحيى نامه هايى براى على محمد باب نوشت و فعاليتهاى پيروان باب را توضيح داد. على محمد باب در پاسخ به اين نامه ها وصيت نامه اى براى يحيى فرستاد و او را وصى و جانشين خود اعلام كرد. برخى برخى گفته اند اين نامه ها توسط ميرزا حسينعلى و به امضاى ميرزا يحيى بوده است و حسينعلى اين كار و نيز معرفى يحيى به عنوان جانشينى باب را براى محفوظ ماندن خود از تعرض مردم انجام داده است و على محمد در پاسخ به نامه ها ميرزا يحيى را وصى خود ندانسته بلكه به او توصيه كرده كه در سايه برادر بزرگتر خويش حسينعلى قرار گيرد. در هر حال ، پس از باب عموم بابيه به جانشينى ميرزا يحيى معروف به صبح ازل معتقد شدند و چون در آن زمان يحيى بيش از نوزده سال نداشت ، ميرزا حسينعلى زمام كارها را در دست گرفت .

    امير كبير براى فرونشاندن فتنه با بيان از ميرزا حسينعلى خواست تا ايران را به قصد كربلا ترك كند، و او در شعبان 1267 به كربلا رفت ؛ اما چند ماه بعد، پس از بركنارى و قتل اميركبير در ربيع الاول 1268 و صدارت يافتن ميرزا آقاخان نورى ، به دعوت و توصيه شخص اخير به تهران بازگشت . در همين سال تيراندازى با بيان به ناصرالدين شاه پيش آمد و بار ديگر به دستگيرى و اعدام بابيها انجاميد، و چون شواهدى براى نقش حسينعلى در طراحى اين سوء قصد وجود داشت ، او را دستگير كردند.اما حسينعلى به سفارت روس *پناه برد و شخص سفير از او حمايت كرد. سرانجام با توافق دولت ايران و سفير روس ، ميرزا حسينعلى به بغداد منتقل شد و بدين ترتيب بهاء الله با حمايت دولت روس از مرگ نجات يافت . او پس از رسيدن به بغداد نامه اى به سفير روس نگاشت و از وى و دولت روس براى اين حمايت قدردانى كرد. در بغداد كنسول دولت انگلستان و نيز نماينده دولت فرانسه با بهاء الله ملاقات كردند و حمايت دولتهاى خويش را به او ابلاغ كردند و حتى تابعيت انگلستان و فرانسه را نيز پيشنهاد نمودند. والى بغداد نيز با حسينعلى با بيان با احترام رفتار كرد و حتى براى ايشان مقررى نيز تعيين شد. ميرزا يحيى كه عموم بابيان او را جانشين بلامنازع باب مى دانستند، با لباس درويشى مخفيانه به بغداد رفت و چهار ماه زودتر از بهاء الله به بغداد رسيد. در اين هنگام بغداد و كربلا نجف مركز اصلى فعاليتهاى بابيان شد و روز به روز بر جمعيت ايشان افزوده مى شد. در اين زمان برخى از بابيان ادعاى مقام ((من يظهر اللهى )) راساز كردند. مى دانيم كه على محمد باب به ظهور فرد ديگرى پس از خود بشارت داده بود و او را ((من يظهر الله )) ناميده بود و از بابيان خواسته بود به او ايمان بياورند. البته از تعبيرات وى برمى آيد كه زمان تقريبى ظهور فرد بعدى را دو هزار سال بعد مى دانسته است ، بويژه آنكه ظهور آن موعود را به منزله فسخ كتاب بيان خويش *مى دانسته است . اما شمارى از سران بابيه به اين موضوع اهميت ندادند و خود را ((من يظهره الله )) يا ((موعود بيان )) دانستند. گفته شده كه فقط در بغداد بيست و پنج نفر اين مقام را ادعا كردند كه بيشتر اين مدعيان با طراحى حسينعلى و همكارى يحيى يا كشته شدند يا از ادعاى خود دست برداشتند. آدمكشى هايى كه در ميان بابيان رواج داشت و همچنين دزديدن اموال زائران اماكن مقدسه در عراق و نيز منازعات ميان بابيان و مسلمانان باعث شكايت مردم عراق و بويژه زائران ايرانى گرديد و دولت ايران از دولت عثمانى خواست تا بابيها را از بغداد و عراق اخراج كند. بدين ترتيب در اوايل سال 1280 ق . فرقه بابيه از بغداد به استانبول و بعد از چهار ماه به ادرنه منتقل شدند در اين زمان ميرزا حسينعلى مقام ((من يظهر اللهى )) را براى خود ادعا كرد و از همين جا نزاع اصلى و جدايى و افتراق در ميان بابيان آغاز شد. بابيهايى كه ادعاى او را نپذيرفتند و بر جانشينى ميرزا يحيى (صبح ازل ) باقى ماندند، ازلى نام گرفتند و پذيرندگان ادعاى ميرزا حسينعلى (بهاءالله ) بهائى خوانده شدند. ميرزا حسينعلى با ارسال نوشته هاى خود به اطراف و اكناف رسما بابيان را به پذيرش آيين جديد فرا خواند و ديرى نگذشت كه بيشتر آنان به آيين جديد فرا خواند و ديرى نگذشت كه بيشتر آنان به آيين جديد ايمان آوردند. منازعات ازليه و بهائيه در ادرنه شدت گرفت و اهانت و تهمت و افترا و كشتار رواج يافت و هر يك از دو طرف بسيارى از اسرار يكديگر را باز گفتند. بهاء الله در كتابى به نام بديع ، و صايت و جانشينى صباح ازل را انكار كرد و به افشاگرى اعمال و رفتار او و ناسزاگويى به او و پيروانش پرداخت . در برابر، عزيه خواهر آن دو در كتاب تنبيه النائمين كارهاى بهاء الله را افشا كرد و يك بار نيز او را به مباهله فرا خواند. نقل شده است كه در اين ميان صبح ازل برادرش بهاء الله را مسموم كرد و بر اثر همين مسموميت بهاء الله تا پايان عمر به رعشه دست مبتلا بود. سرانجام حكومت عثمانى براى پايان دادن به اين درگيريها بهاء الله و پيروانش را به عكا در فلسطين و صبح ازل را به قبرس تبعيد كرد، اما دشمنى ميان دو گروه ادامه يافت . بهاء الله مدت نه سال در قلعه اى در عكا تحت نظر بود و پانزده سال بقيه عمر خويش را نيز در همان شهر گذراند و در هفتاد و پنج سالگى در 1308 ق . در شهر حيفا از دنيا رفت .

    ميرزا حسينعلى پس از اعلام ((من يظهره اللهى )) خويش ، به فرستادن نامه (الواح ) براى سلاطين و رهبران دينى و سياسى جهان اقدام كرد و ادعاهاى گوناگون خود را مطرح ساخت . بارزترين مقام ادعايى او ربوبيت و الوهيت بود. او خود را خداى خدايان ، آفريدگار جهان ، كسى كه ((لم يلد و لم يولد)) است ، خداى تنهاى زندانى ، معبود حقيقى ، رب ما يرى و ما لا يرى ناميد. پيروانش نيز پس از مرگ او همين ادعاها را درباره اش *ترويج كردند، و در نتيجه پيروانش نيز خدايى او را باور كردند و قبر او را قبله خويش گرفتند.

    گذشته از ادعاى ربوبيت ، او شريعت جديد آورد و كتاب اقدس را نگاشت كه بهائيان آن را ((ناسخ جميع صحائف )) و ((مرجع تمام احكام و اوامر و نواهى )) مى شمارند. بابيهايى كه از قبول ادعاى او امتناع كردند، يكى از انتقاداتشان همين شريعت آورى او بود، از اين رو كه به اعتقاد آنان ، نسخ كتاب بيان نمى توانست در فاصله بسيار كوتاهى روى دهد. بويژه آنكه احكام بيان و اقدس هيچ مشابهتى با يكديگر ندارند؛ اساس بابيت ، از بين بردن همه كتابهاى غير بابى و قتل عام مخالفان بود، در حالى كه اساس *بهائيت ، ((راءفت كبرى و رحمت عظمى و الفت با جميع ملل )) بود. با اين حال ميرزا حسينعلى در برخى جاها منكر نسخ بيان شد.
    مهم ترين برهان او بر حقانيت ادعايش ، مانند سيد باب ، سرعت نگارش و زيبايى خط بود. نقل شده كه در هر شبانه روز يك جلد كتاب مى نوشت . بسيارى از اين نوشته ها بعدها به دستور ميرزا حسينعلى نابود شد. نوشته هاى باقيمانده او نيز مملو از اغلاط املايى ، انشايى ، نحوى و غير آن بود. مهمترين كتاب بهاء الله ايقان بود كه در اثبات قائميت سيد على محمد باب در آخرين سالهاى اقامت در بغداد نگاشت .

    اغلاط فراوان و نيز اظهار خضوع بهاءالله نسبت به برادرش صبح ازل در اين كتاب سبب شد كه از همان سالهاى پايانى زندگى ميرزا حسينعلى پيوسته در معرض تصحيح و تجديد نظر قرار گيرد.
    .
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  2. 4 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    بهائيه پس از بهاءالله
    پس از مرگ ميرزا حسينعلى ، پسر ارشد او عباس افندى (1260-1340 ق .) ملقب به عبد البهاء جانشين وى گرديد. البته ميان او و برادرش محمد على بر سر جانشينى پدر مناقشاتى رخ داد كه منشاء آن صدور ((لوح عهدى )) از سوى ميرزا حسينعلى بود كه در آن جانشين خود را عباس *افندى و بعد از او محمد على افندى معين كرده بود. در ابتداى كار اكثر بهائيان از محمد على پيروى كردند اما در نهايت عباس افندى غالب شد. عبد البهاء ادعايى جز پيروى از پدر و نشر تعاليم او نداشت و به منظور جلب رضايت مقامات عثمانى ، رسما و با التزام تمام ، در مراسم دينى از جمله نماز جمعه شركت مى كرد و به بهائيان نيز سفارش كرده بود كه در آن ديار به كلى از سخن گفتن درباره آيين جديد بپرهيزند. در اواخر جنگ جهانى اول ، در شرايطى كه عثمانيها درگير جنگ با انگليسيها بودند و آرتور جيمز بالفور، وزير خارجه انگليس در صفر 1336/ نوامبر 1917 اعلاميه مشهور خود مبنى بر تشكيل وطن ملى يهود در فلسطين را صادر كرده بود، مسائلى روى داد كه جمال پاشا، فرمانده كل قواى عثمانى ، عزم قطعى بر اعدام عبدالبهاء و هدم مراكز بهائى در عكا و حيفا گرفت . برخى مورخان ، منشاء اين تصميم را روابط پنهان عبدالبهاء با قشون انگليس كه تازه در فلسطين مستقر شده بود، مى دانند. لرد بالفور بلافاصله به سالار سپاه انگليس در فلسطين دستور داد تا با تمام قوا در حفظ عبد البهاء و بهائيان بكوشد. پس از تسلط سپاه انگليس بر حيفا، عبد البهاء براى امپراتور انگليس ، ژرژ پنجم ، دعا كرد و از اينكه سراپرده عدل در سراسر سرزمين فلسطين گسترده شده به درگاه خدا شكر گزارد. پس از استقرار انگليسى ها در فلسطين ، عبد البهاء در سال 1340 ق . درگذشت و در حيفا به خاك سپرده شد. در مراسم خاكسپارى او نمايندگانى از دولت انگليس حضور داشتند و چرچيل ، وزير مستعمرات بريتانيا، با ارسال پيامى مراتب تسليت پادشاه انگليس را به جامعه بهائى ابلاغ كرد.
    از مهمترين رويدادهاى زندگى عبدالبهاء، سفر او به اروپا و امريكا بود. اين سفر نقطه عطفى در ماهيت آيين بهايى محسوب مى گردد. پيش از اين مرحله ، آيين بهايى بيشتر به عنوان يك انشعاب از اسلام يا تشيع و يا شاخه اى از متصوفه شناخته مى شد و رهبران بهائيه براى اثبات حقانيت خود از قرآن و حديث به جستجوى دليل مى پرداختند و اين دلايل را براى حقانيت خويش به مسلمانان و بويژه شيعيان ارائه مى كردند. مهمترين متن احكام آنان نيز از حيث صورت با متون فقهى اسلامى تشابه داشت . اما فاصله گرفتن رهبران بهائى از ايران و مهاجرات به استانبول و بغداد و فلسطين و در نهايت ارتباط با غرب ، عملا سمت و سوى اين آيين را تغيير داد و آن را از صورت آشناى دينهاى شناخته شده ، بويژه اسلام ، دور كرد.
    عبد البهاء در سفرهاى خود تعاليم باب و بهاء را با آنچه در قرن نوزدهم در غرب ، خصوصا تحت عناوين روشنگرى و مدرنيسم و اومانيسم متداول بود، آشتى داد. البته بايد توجه داشت كه خود بهاء الله نيز در مدت اقامتش *در بغداد با برخى از غربزده هاى عصر قاچار مثل ميرزا ملكم خان ، كه به بغداد رفته بودند آشنا شد.
    همچنين در مدت اقامتش در استانبول با ميرزا فتحعلى آخوند زاده كه سفرى به آن ديار كرده بود آشنا گرديد. افكار اين روشنفكران غربزده در تحولات فكرى ميرزا حسينعلى بى تاءثير نبود. نمونه اى از متاءثر شدن عبد البهاء از فرهنگ غربى مساءله وحدت زبان و خط بود كه يكى از تعاليم دوازده گانه او بود. اين تعليم برگرفته از پيشنهاد زبان اختراعى اسپرانتو است كه در اوايل قرن بيستم طرفدارانى يافته بود، ولى بزودى غير عملى بودن آن آشكار شد و در بوته فراموشى افتاد. موارد ديگر تعاليم دوازده گانه عبارت است از: ترك تقليد (تحرى حقيقت ) تطابق دين با علم و عقل ، وحدت اساس اديان ، بيت العدل ، وحدت عالم انسانى ، ترك تعصبات ، الفت و محبت ميان افراد بشر، تعديل معيشت عمومى ، تساوى حقوق زنان و مردان ، تعليم و تربيت اجبارى ، صلح عمومى و تحريم جنگ . عبد البهاء اين تعاليم را از ابتكارات پدرش قلمداد مى كرد و معتقد بود پيش از او چنين تعاليمى وجود نداشت .
    پس از عبد البهاء، شوقى افندى ملقب به شوقى ربانى فرزند ارشد دختر عبد البهاء، بنا به وصيت عبد البهاء جانشين وى گرديد. اين جانشينى نيز با منازعات همراه بود زيرا بر طبق وصيت بهاء الله پس از عبد البهاء بايد برادرش محمد على افندى به رياست بهائيه مى رسيد. اما عبد البهاء او را كنار زد و شوقى افندى را به جانشينى او نصب كرد و مقرر نمود كه رياست بهائيان پس از شوقى در فرزندان ذكور او ادامه يابد.
    برخى از بهائيانرياست شوقى را نپذيرفتند و شوقى به رسم معهود اسلاف خود به بدگويى و ناسزا نسبت به مخالفان پرداخت . شوقى بر خلاف نياى خود تحصيلات رسمى داشت و در دانشگاه امريكاييبيروت و سپس در آكسفورد تحصيل كرده بود. نقش اساسى او در تاريخ بهائيه ، توسعه تشكيلات ادارى و جهانى اين آيين بود و اين فرايند بويژه در دهه شصت ميلادى در اروپا و امريكا سرعت بيشترى گرفت و ساختمان معبدهاى قاره اى بهائى موسوم به مشرق الاذكار به اتمام رسيد. تشكيلات بهائيان كه شوقى افندى به آن ((نظم ادارى امر الله )) نام داد، زير نظر مركز ادارى و روحانى بهائيان واقع در شهر حيفا (در كشور اسرائيل ) كه به ((بيت العدل اعظم الهى )) موسوم است اداره مى گردد. در زمان حيات شوقى از تاءسيس *اين دولت حمايت كرد و مراتب دوستى بهائيان را نسبت به كشور اسرائيل به رئيس جمهور اسرائيل ابلاغ كرد.
    بنابر تصريح عبد البهاء پس از وى بيست و چهار تن از فرزندان ذكورش ، نسل بعد از نسل با لقب ولى امرالله بايد رهبرى بهاييان را بر عهده مى گرفتند و هر يك بايد جانشين خود را تعين مى كرد. اما شوقى افندى عقيم بود و طبعا پس از وفاتش دوران ديگرى از دو دستگى و انشعاب و سرگشتگى در ميان بهائيان ظاهر شد. ولى سرانجام همسر شوقى افندى ،
    روحيه ماكسول و تعدادى از گروه 27 نفرى منتخب شوقى ملقب به ((اياديان امرالله )) اكثريت بهائيان را به خود جلب و مخالفان خويش را طرد و بيت العدل را در 1963 تاءسيس كردند. از گروه اياديان امرالله در زمان حاضر سه نفر يعنى روحيه ماكسول و دو تن ديگر در قيد حيات اند و با كمك افراد منتخب بيت العدل كه به ((مشاورين قاره اى )) معروف اند رهبرى اكثر بهائيان را بر عهده دارند. به موازات رهبرى روحيه ماكسول ، چارلز ميس ريمى نيز مدعى جانشينى شوقى افندى را كرد و گروه ((بهائيان ارتدكس )) را پديد آورد كه امروزه در امريكا، هندوستان و استراليا و چند كشور ديگر پراكنده اند. عده اى ديگر از بهائيان به رهبرى جوانى از بهائيان خراسان ، به نام جمشيد معانى كه خود را ((سماء الله )) مى خواند، گروه ديگرى از بهائيان را تشكيل دادند كه در اندونزى ، هند، پاكستان و امريكا پراكنده اند. بر طبق آمارهاى بهائيان جمعيت آنان در سال 2002، پنج ميليون نفر تخمين زده مى شود كه البته اين آمار اغراق آميز است .
    .
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  4. 3 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    آيینها و باورهاى بهائيان

    نوشته هاى سيد على محمد باب ، ميرزا حسينعلى بهاء الله و عبد البهاء، تا حدى نيز شوقى افندى ربانى ، از نظر بهائيان مقدس است ، اما كتب باب عموما در دسترس بهائيان قرار نمى گيرد، و دو كتاب اقدس و ايفان ميرزا حسينعلى نورى در نزد آنان از اهميت خاصى برخوردار است . تقويم شمسى بهائى از نوروز آغاز گشته به نوزده ماه ، در هر ماه به نوزده روز تقسيم مى شود و چهار روز (در سالهاى كبيسه پنج روز) باقيمانده ايام شكرگزارى و جشن تعيين شده است . بهائيان موظف به نماز روزانه و روزه به مدت نوزده روز در آخرين ماه سال و زيارت يكى از اماكن مقدسه ايشان ، شامل منزل سيد على محمد باب در شيراز و منزل ميرزا حسينعلى نورى در بغدادند.

    بهائيان همچنين به حضور در ضيافات موظف اند كه هر نوزده روز يك بار تشكيل مى گردد. در آيين بهايى نوشيدن مشروبات الكلى و مواد مضر به سلامت منع شده و رضايت والدين عروس و داماد در ازدواج ضرورى شمرده شده است .
    آيين بهايى از ابداى پيدايش در ميان مسلمانان به عنوان يك انحراف اعتقادى (فرقه ضاله ) شناخته شد. ادعاى بابيت و سپس قائميت و مهدويت توسط سيد على محمد باب با توجه به احاديث قطعى پذيزفته نبود. ويژگيهاى مهدى در احاديث اسلامى به گونه اى تبيين شده كه راه هر گونه ادعاى بيجا را بسته است . در احاديث ادعاى بابيت امام غايت به شدت محكوم شده است . ادعاى دين جديد توسط باب و بهاء الله با اعتقاد به خاتميت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه توسط همه مسلمانان پذيرفته شده است ، سازگار نبود. از اين رو على رغم تبليغات گسترده ، بهائيان در ميان مسلمانان و شيعيان جايگاهى نيافتند.

    تاريخ پر حادثه رهبران بهائى ، نادرست درآمدن پيشگويى هاى آنان و منازعات دور از ادب از يكسو و حمايتهاى دولتهاى استعمارى در مواضع مختلف از سران بهايى و بويژه همرهى آنان با دولت اسرائيل از سوى ديگر، زمينه فعاليت در كشورهاى اسلامى ، خصوصا ايران ، را از بهائيان گرفت . مؤ لفان بسيارى در نقد اين آيين كتاب نوشتند. علماى حوزه هاى علميه شيعه و دانشگاه الازهر و مفتيان بلاد اسلامى جدا بودن اين فرقه از امت اسلامى را اعلام داشتند و آنان را مخالفان ضروريات اسلام معرفى كردند. بازگشت برخى مقامات و مبلغان بهائى از اين آيين و افشاى مسائل درونى اين فرقه ، نيز عامل مهم فاصله گرفتن مسمانان از اين آيين بوده است .
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  6. 3 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض «ایقان و اقدس»، کتاب*******هایی که اسلام را نشانه گرفتند!

    کتب اصلی بهاییت


    در میان کتاب‏هایی که در چهار دورهی شکل گیری بهاییت تدوین شده است، کتاب «ایقان» و «اقدس» نوشته ی «حسینعلی نوری» از اهمیت بیش تری برخوردارند که در ادامـه به اجمال، این دو کتاب مهم بهاییان معرفی خواهد شد. حسینعلی نوری اعلام نمود، کتاب اقدس تا 1000 سال پس از نزول معتبر است و کل بشریت باید به آن عمل نمایند. در کتاب «ایقان» نیز سعی نموده ظهور و مقام های دروغین باب را اثبات نماید.

    کتاب ایقان


    کتاب «ایقان» در دورانی که حسین‏علی نوری در بغداد به سر می برده و هنوز مسلک بهاییت را مطرح نکرده بود، تدوین شده است. استاد «محیط طباطبایی» مینویسد: «کتاب «ایقان» تکمیل شده ی رساله ی «خالویه» است. رساله ی «خالویه» را میرزا حسینعلی نوری در سال 1277 (هـ.ق) در اثبات حقانیت علیمحمد باب برای دایی یا خالوی مسلمان علیمحمد باب یعنی سیدمحمد تاجر شیرازی نوشت که بعداً تکمیل و به کتاب «ایقان» مشهور شد.»[1] در واقع این کتاب قبل از ادعای پیامبری بهاء برای تبلیغ و تثبیت با*بیگری نوشته شده است.

    در حالی که تمامی انبیا خود را عبد ذلیل خدا می دانستند و در نهایت هم حسین‏علی نوری در صفحه ی 178، کتاب «ایقان» علی محمد باب را با لقب «رب اعلی» مورد ستایش قرار می‏دهد، در حالی ‏که طاغوت‏هایی مثل فرعون ندای «انا ربکم الاعلی» سر داده‏اند و هیچ پیامبری خود را «رب اعلی» ندانسته است. او در صفحه ی 111 این کتاب، منکر معاد شده و ظهور باب را «قیامت اکبر» معرفی نموده است.


    بهاء در صفحه ی 50 کتاب «ایقان» از «شیخ احمد احسایی» و «سیدکاظم رشتی» سران فرقه*ی منحرف شیخیه به عنوان «نورین نیرین» نام برده و آنان را مبشر آمدن باب می‏داند. در صفحه های 67 و 69 به کمک یهود و نصاری شتافته و سعی دارد، اثبات نماید که تورات و انجیل تحریف نشده‏اند. (برخلاف آیات آشکار موجود در قرآن مبنی‏ بر تحریف کتب یهود و نصارا، به مقابله با اسلام پرداخته است.)

    در صفحه ی 126 با طرح روایاتی مجعول از کتب شیخیه، موضوع «خاتمیت» را مورد خدشه قرار می دهد و در صفحه ی *138 با توجیه هجویات باب او را هم باب، هم امام زمان، هم پیامبر و هم خدا می داند. بهاء در صفحه ی 163، علوم تجربی، حسی و عقلی را به سخره گرفته و درک و فهم کلمات الهیه را بی‏ارتباط با علم می‏داند. هم چنین در صفحه ی 122 ادعا می کند، «اگر مس در معدن 70 سال از غلبه ی یبوست محفوظ بماند، طلا می شود» و ادامه می دهد که «مس همان طلا است که در اثر غلبه ی یبوست مریض شده و به مقام طلا نرسیده است.»
    در «ایقان» با سوء‏استفاده از آیات قرآن و روایات ائمه و ادعیه، ظهور باب توجیه و تشریح شده است. به ‏طور کلی این کتاب با حکایت انبیا و توضیح بعثت آنان آغاز گردیده و سعی نموده باب را نیز در ردیف سایر انبیا قرار دهد و برای حقانیت باب به گفته های «شیخ احمد احسایی» و «سید*کاظم رشتی» سران شیخیه و تعدادی از آیات قرآن و دعای ندبه و حتی احادیث مجعول و بابی شدن افراد روحانینما استناد نماید.

    او در آخر کتاب «ایقان» به رنج‏هایی که طی دو سال در کوه‏های سلیمانیه ی عراق کشیده، اشاره می‏کند و در نهایت سعی دارد با اشاره به بخشی از دعای ندبه و احادیث ائمه ی معصومین‏(علیهم السلام)، ظهور باب را تبیین و تبلیغ نماید. کتاب «ایقان» در200 صفحه، زمانی که هنوز دست های منحوس بهاء رعشه نداشت به قلم خودش نوشته شده است. البته بعید نیست ادیبان مزدور روسیه و انگلیس هم در ویرایش، تدوین و انتشار آن کمک کرده باشند، ولی به جرأت می‏توان ادعا کرد در 30 سال آخر عمر که وی مسموم شده و دستانش رعشه داشته، مطالب برای او نوشته شده باشد.
    ویرایش توسط عرض از مبدا : یکشنبه ۱۹ شهریور ۹۱ در ساعت ۲۳:۳۰
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  8. 3 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    کتاب اقدس

    کتاب اقدس مهمترین کتاب بهاییت یعنی کتاب آسمانی آنان است. این کتاب در سال 1873 میلادی یعنی 19‏ سال قبل از مرگ بهاء در شهر «عکا»، توسط جریان شوم فراماسونری به حسین‏علی نوری القا و توسط مزدوران اطراف او تدوین شد.

    استاد «محیط طباطبایی» طی یک مقاله ی تحقیقی مفصل و دقیق ثابت نمود که مطالب «اقدس» هم چون سایر تألیفات عادی بشری توسط اطرافیان «میرزاحسینعلی نوری» و «عباس افندی» در زمان چاپ و تکثیر بارها دست کاری و تصحیح شده است. وی می‏گوید:


    «من در جوانی نسخه‎ای از اقدس را در بغداد با چاپ سربی یافتم و پس از تطبیق با نسخه‏های دیگر متوجه شدم بین این نسخه و نسخ دیگر اختلاف فاحشی وجود دارد. پس از مدتی به نسخه ‎ای ممتاز دست یافتم که – در حیات «بهاء» به اجازه ی او توسط پسر دیگر بهاء «محمدعلی افندی» (غصن اکبر) و «میرزا آقا جان کاشی» چاپ شده –شامل مکاتبات بهاء بود. این متن به تاریخ 1294 یعنی 14 سال قبل از مرگ بهاء تاریخ خورده بود. با مطابقت این متن با اقدس‏های چاپ جدید، دریافتم که بیش از 200 مورد اختلاف وجود دارد و گاه چند سطر متوالی کم یا زیاد شده است از جمله «حکم حرمت استعمال افیون» که در نسخه ‎های قدیمی نبود و به نسخ جدید اضافه شده بود. در چاپ‏های جدید غلط‏های متن تصحیح شده بود.»

    استاد محیط می ‎افزاید: «متوجه شدم اقدسی که محمدعلی افندی رییس ناقضین منتشر نموده با اقدسی که عباس افندی رییس ثابتین و شوقی افندی منتشر کرده‎اند، تفاوت اساسی دارد.»
    او می ‎افزاید: بهاییان در سال 1390 (هـ .ق) تصمیم گرفتند اقدس جدیدی منتشر کنند که به عللی آن را مسکوت گذاشتند.» [2]


    در حالی‏ که اکنون بزرگان بهاییان عمدتاً آمریکایی و انگلیسی هستند و جمع زیادی در آمریکا، هند، استرالیا، کانادا و آفریقا، غیر عرب هستند، سران بیت العدل حاضر نشده اند ترجمه ی فارسی یا انگلیسی اقدس را منتشر کنند، اگر هم ترجمه شده، خاورشناسان و بعضی محققین غیر بهایی ترجمه کرده‏اند، چون بعضی از جملات «اقدس» عربی غلط و نامفهوم است و اگر ترجمه شود آبروی نداشته ی بهاییان خواهد رفت. چرا چاپ و ترجمه ی مجدد اقدسی که حدود 7 هزار کلمه بیش تر نیست، انجام نشده و در اختیار بهاییان قرار نمی‏گیرد.

    این برخورد سران بهاییت در «بیت ‎العدل» برای هر محقق تیزهوشی ایجاد بدگمانی می‏کند و این را می‏رساند که فرقه ی ضاله ی بهاییت از دست کتب بیمحتوای میرزا خسته شده‎اند و نمی ‎دانند با کتابی که بندهای متعددی در نفی توحید، معاد و عدل دارد و چندین بند برضد حریّت، آزادی و عفت در خود جای داده و بشریت را به مصرف‏گرایی و تجمل‏پرستی دعوت می‏کند، چه‏کار کنند.

    در مجموع کتاب «اقدس» ملغمه‏ای است از متون شیخیه، حروفیه، نقطویه، دراویش خاکسار که با تحریفات مسیحیت، یهود، زرتشت و دست آوردهای جدید مکاتب سکولار غربی و سفارشات جریان شوم فراماسونری ترکیب گشته و مانند غذایی نامطبوع و بدبو جلو اغنام‏الله[3] بهایی ریخته‏اند و این متن هیچ سنخیتی با متون درجه چندم ادیان ابراهیمی ندارد و اغنام الله بهایی متحیرند با گندی که میرزا زده است، چه کنند.

    در کتاب «اقدس» که «شوقی افندی» آن را «ام الکتاب» بهاییت می داند، سؤال از کتاب «بیان» تحریم و نگهداری آن گناه شمرده شده است. در این کتاب دستورهای ضد عقلی، ضد علمی و متناقض نظیر محو همه ی کتب، مگر کتاب «بیان» و منسوخ اعلام شدن کتاب «بیان» مطرح شده است و خیلی محترمانه دوره ی رسالت باب و عمل به بیان، مختومه اعلام شده است . در کتاب «اقدس» ازدواج با محارم ، لواط ، ربا، انواع موسیقی، تجمل پرستی و مصرف گرایی گاهی با صراحت و گاهی به‏ صورت تلویحی مجاز اعلام شده که در زیر به گوشه‏هایی از آن اشاره می شود:


    -صفحه ی 12، حکم حرمت نماز جماعت؛


    -صفحه ی 21، تعلق اموال بدون وارث به بیت العدل؛

    - صفحه ی 47، تعلق دیه و کفاره ی زنا به بیت العدل؛


    -صفحه ی 56، دستور سوزاندن انسانی که خانه*ای را آتش زده است؛


    - صفحه ی 57، مباح دانستن استفاده ی جنسی از خدمت گزاران خانه؛
    - صفحه ی 75، منسوخ اعلام شدن حکم کتاب بیان و محو کتب؛


    -صفحه ی 78، اشاره به تقدس کوه صهیون و تأیید عقاید نژاد پرستانه*ی یهود؛

    -صفحه ی 86، پیام برای رؤسای جمهور آمریکا و خود را خدای باقی خواندن؛


    -صفحه ی 98، نسنجیدن کتاب «اقدس» با قواعد دستوری، چرا که خود کتاب اقدس معیار دستور زبان است؛

    -صفحهی 104، حکم حرمت ازدواج با زن پدر و جواز ضمنی برای ازدواج با سایر محارم؛


    -صفحه ی 116، در مذمت آزادی، حریّت و حیوانی اعلام کردن آزادی؛

    -صفحه ی 118،حرمت سؤال در مورد کتاب بیان و نگهداری آن، در حالی که بهاء قبلاً بیان را ام الکتاب نامیده بود؛

    - صفحه ی 119، دفن اموات در تابوت سنگی و بلوری؛

    -صفحه ی 140، کفریات و ادعای خدایی و خلقت همه ی عالم توسط بهاء؛

    -صفحه ی 144، تعویض کل اثاث البیت هر 19 سال؛


    -صفحه ی 146، حرمت نشستن بر منبر و سخنرانی از روی منبر؛

    - صفحه ی 150،حرمت حمل سلاح و حلال اعلام شدن لباس حریر برای مردان؛
    -صفحه ی، برتر دانستن کتاب اقدس از همه ی کتب عالم.
    به ‏طور کلی کتب بهاییان با سرقت از متون اصیل اسلامی و تغییر شکل جمله ها و گنجاندن مطالب درخواستی از طرف یهود و تشکیلات فراماسونری در میان آن، به‏ وجود آمده است و هدفی جز انهدام اصول اسلام و حذف احکام مترقی آن برای توسعه ی سلطه ی استعمارگران ندارد. کتب یاد شده توسط یک تیم از ادبا و علمای مزدور زیر نظر جریان شوم فراماسونری در راستای تخریب عقاید حقه ی اسلام و ترویج عقاید ماسونی تدوین شده و به حسینعلی بهاء نسبت داده شده است و چنین تبلیغ کرده اند که بهاء «امی» بوده و این مطالب از طرف خدا بر بهاء نازل شده است که این هم به‏گونه ای ایجاد تشابه بین وی و پیامبر مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) می باشد.
    در کتب یاد شده دژ و حصن توحید ، فرهنگ جهاد و شهادت، معاد باوری، ظلم ستیزی و فرهنگ انتظار عدل و عدالت مورد حمله واقع شده و فرهنگ لاییک، مصرف‏گرایی، تملق و تمجید از ظلمه و حکام جور و فساد و بی*غیرتی ترویج شده است. فرقه ی ضاله ی بهاییت هیچ گاه مدافع مظلوم و توده ی مردم نبوده و همواره در کتب خود به مداحی و دعاگویی سلاطین و سرمایه داران یهودی پرداخته است.
    به ‏عنوان مثال «عبد البهاء» *در کتاب «خاطرات حبیب»، جلد1، صفحه ی 53 برای پیروزی انگلستان و یهودیان در فلسطین دعا می‏کند و ضمن عادلانه معرفی کردن سلطه*ی انگلستان، سیطره ی یهود در فلسطین را پیش‏بینی می کند زیرا خودش در اجرای اشغال فلسطین به‏عنوان مزدور دارای نقش بوده است.



    «عباس افندی» در صفحه ی 446 «خاطرات حبیب» ادامه می‏دهد، این‏جا فلسطین و اراضی مقدسه است عن قریب یهود به این اراضی بازگشت خواهد نمود و سلطنت داوودی و حشمت سلیمانی را برپا خواهد نمود.


    او در صفحه*های 20 و 53 همین کتاب آورده است: «دعا و مناجات انبیای الهی مستجاب شده و وعده های الهی تماماً محقق خواهد شد و اسارت و در به ‏دری قوم یهود مبدل به عزت ظاهری خواهد شد. اسراییل عن قریب جلیل گردد و این پریشانی به جمع مبدل شود و قوم یهود از راه های دور با نهایت سرور به ارض مقدس وارد خواهند شد و سپس دعا می کند ای خدا وعده ی خویش آشکار کن و سلاله ی حضرت خلیل را بزرگ فرما.» زیرا به نظر او، صهیونیست های قایل و فاسد، سلاله ی حضرت ابراهیم(علیه السلام) هستند.
    پی*نوشت*ها:


    1-ماهنامه ی گوهر، سال چهارم، شماره ی مسلسل 46، ص 824


    2- همان


    3- کلمه ی اغنام الله یعنی گوسفندان خدا در متن کتاب اقدس موجود است. بهاء در صفحه ی 50 – بند 53 با به کار بردن لفظ اغنام الله از رجال عدل یعنی اعضای بیت العدل می خواهد مانند شبانی اغنام الله (بهاییان) را از خطر گرگ ها حفظ کنند.
    سیدحبیب الله تدینی؛ کارشناسی ارشد فرق و ادیان الهی
    ویرایش توسط عرض از مبدا : یکشنبه ۱۹ شهریور ۹۱ در ساعت ۲۳:۳۶
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  10. 2 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    تشکیلات بهائیان که شوقی افندی به ان نظم اداری امرالله نام داده زیرنظر مرکز اداری و روحانیون بهایی واقع در شهر حیفا که به بیت العدل الهی موسومه اداره میشه.قبر شوقی افندی هم توی لندنه.
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  12. 2 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض شوقی افندی زنی

    پس از تقلب آشکار و بزرگ عبدالبها در انتخاب جانشین بهاالله ، پسر عبدالبها ( شوقی افندی ) به جانشینی پدر بزرگش رسید و به خیال پدرش این سلسله در خاندان وی باقی خواهد ماند اما غافل از اینکه …



    شوقی افندی

    شوقی افندی مقطوع النسل بود اما چرا ؟ شوقی نازا بود ؟ یا از بیماری خاصی رنج می برد ؟

    طبق اسناد معتبر شوقی گرایش های همجنسگرانه ای داشت و بیشتر تمایلات همجنسگرانه در وی دیده می شد برای اثبات این ادعا نظر شما را به نوشته ای از صبحی ( که در مقالات بعدی توضیح خواهم داد که صبحی که بود ولی همین کافی است که بدانید صبحی یکی از نزدیک ترین افراد به خاندان بهائیت بوده است ) جلب می نمایم



    ” در میان نوادگان عبدالبها در روزهای نخست من با شوقی آشنا شدم و او دارای سرشت و نهاد ویژه ای بود که نمی توانم درست برای شما بیان کنم خوی مردی کم داشت و پیوسته می خواست با مردان و جوانان نیرومند دوستی و آمیزش کند ! ”

    همانطور که در متن فوق می خوانید دقیقاً به مسئله متفاوت بودن شوقی افندی از لحاظ فکری و رفتاری اشاره شده که این تفاوت های رفتاری و فکری به حدی بوده است که صبحی ( نمونه ای از جنس مذکر ) او را ویژه می خواند . در ادامه می خوانید که صبحی متوجه شده بود ( حتماً دیگر نزدیگران هم با این رفتارهای آشکار فهمیده بودند ) که شوقی گرایش های مردانه ندارد و حتی اشاره به پسندها و تفکرات و اعمال زنانه ی شوقی شده است
    و در قسمت دیگری از خاطرات صبحی به داستان واضح و روشن تری از اعمال شوقی افندی بر خواهیم خورد که بسیار جالب است



    ” شبی با او ( شوقی افندی ) و دکتر ضیاء بغدادی [۱] برای دیدن عبدالبها به حنیفا آمده بود در عکا گرد هم آمده بودیم و شوخی هایی را که جوانان یکه می کردند می کردیم ، در میان کار من برای کاری از اطاق به بیرون رفتم و بازگشتم در بازگشت دیدم دکتر ضیاء کار ناشایستی کرده … ! بر آشفتم و گفتم دکتر این چه کاری است که می کنی ؟ شوقی رو به من کرد و گفت : اگر تو هم مردی داری نشان بده !!!!

    این خاطرات و سند از صبحی دیگر جای هیچ شبهه ای را باقی نمی گذارد که حتی شوقی افندی از بروز این فساد اخلاقی واهمه ای نداشت ، صبحی در ادامه ی خاطراتش باز خاطرنشان می شود که این اولین باری نبوده که از شوقی چنین رفتار و حرکاتی را می بیند
    صبحی در ادامه گفته هایش را تکمیل می کند و می گوید :

    ” بدانید همانندهای این گونه مردمان کم و کاستی دارند چنانچه نمی شود اینها را نه در رج مردان گذاشت و نه از زنان به شمار آورد نه بویه و دلبستگی و مهرورزی زنان را دارند و نه خرد و هوشیاری و مهربانی مردان را . در اینگونه آدم ها دلبندی های ویژه ای که دشوار است انسان به آن پی ببرد ، نمیدانم شنیده اید که گاهی کرت پزشکی مردی را روی تخت می خواباند و با کنش پزشکی او را زن می کند و یا زنی را مرد می کند و هم آدمی که پیکره ی مردی دارد و نارس و دارای خوی زنان است می شود که بر نیروی مردیش افزود ”

    صبحی به خوبی متوجه شده بود که در شوقی خوی زنانه ای نهفته است و شوقی تنها دارای پیکره ای مردانه است و حتی این تفاوت ها و احساسات تا جایی بود که صبحی در گفته هایش ذکر می کند که شوقی را نمی توان مرد تصور کرد و او را در گروه مذکر دانست و از طرفی دیگر هم طبق اسناد و حکایات شوقی انسانی خنثی نبوده و بیشتر تمایلات زنانه داشته تا مردانه از همین رو است که صبحی آرزو می کند ای کاش پزشکی در زمان حیات شوقی افندی پیشرفته تر می بود .

    طبق اسناد می توان چنین اثبات کرد که شوقی افندی فردی تراجنس [۲] بوده است ، و این را هم بدانید که این افراد اخلاق و خصوصیات مربوط به خود را دارا هستند و این خصوصیات مبنای تصمیم گیری ها و هدف های آنها خواهد شد
    در مورد همین تصمیم گیری ها است که صبحی در توصیف حال شوقی افندی اینچنین بیان می کند

    ” نه دلبستگی بپدر دارد نه اندوه برادر و خواهر می خورد ، نه رنج مادر را در پرورش و نگهبانی خویش بیاد می آورد و نه دوستان جانفشان را سپاسگزار است ؛ فرمان ها می دهد که کار مرد خردمند نیست ، بهانه ها می گیرد که از هوشیاری به دور است همه از آنجا جستجوشمه می گیرد ”
    حال قضاوت با شما است ، بنده از شما می پرسم آیا چنین فردی با این خصوصیات سزاوار رهبری دینی است ؟ [۳]
    آیا چنین شخصی می تواند به عنوان الگوی جامعه و افراد مختلف باشد ؟
    با منتظران موعود در مقالات بعدی از سری مقالات سران تاریکی همراه باشید و تا به حقیقت این فرقه ی پلید پی ببرید
    پی نوشت ها :

    ۱٫ دکتر ضیاء فرزند یکی از نامداران بهائی ساکن در آمریکا بود که در این کشور به پزشکی می پرداخت
    ۲٫ تراجنس transsexual به افرادی گفته می شود که دارای راوحیات و رفتاری متضاد با کالبد جنسیتی خود هستند
    ۳٫ البته این سوالات بدون در نظر گرفتن منحرف بودن این فرقه است که جز ادیان الهی نیست
    منابع :
    تاریخ جامع بهائیت
    عالم بهائی
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  14. 2 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  15. #8
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض قره العین(زرین تاج) که بود؟

    نام اصلى قرة العین، "زرّین تاج" و دختر ملا محمّد صالح مجتهد قزوینى است، در شهر قزوین در سنه 1320 ه-. ق متولد شد.

    زرّین تاج زنى در نهایت زیبایى، ولی در عین حال شهرت طلب و هوسباز بود.
    او نزد پدرش ملا صالح و عمویش ملا محمد تقى مجتهد (که بعدها بابیان او را کشتند) مشغول تحصیل گردید، در پایان تحصیل، پیرو مکتب شیخیّه شد و جزء مریدان سید کاظم رشتى به شمار آمد؛ عموى کوچکش ملا على که از این گروه به شمار مى رفت، او را در این راه تحریص و تشویق مى نمود، تا آنجا که ارسال نامه و مراسلات، بین زرّین تاج و سید کاظم رشتى باز شد، و سید کاظم رشتى او را قرّة العین (نور چشمى) خواند؛ از این زمان به بعد، او به لقب قرّة العین شهرت یافت.

    این زن با پسر عموى خود ملا محمّد امام جمعه (پسر ملا محمد تقى شهید) ازدواج کرد، و از او داراى 2 یا 3 فرزند شد، ولى شوهر دارى و بچه دارى براى او قید و زنجیرى بود؛ طولى نکشید که در سال 1259 ه- ق (در سن حدود 29 سالگى)، شوهر و فرزندان و خانه خود را ترک کرده، و به عنوان این که دستش به استادش، سید کاظم رشتى برسد، به سوى کربلا روانه شد، ولى وقتى که به کربلا رسید، با خبر فوت سید کاظم روبرو شد؛ در آنجا با شاگردان سید کاظم رشتى تماس داشت؛ یک عده از افراد هوسباز دورش را گرفتند، او که شیفته مقام طلبى و شهرت بود، پس از چندى به بغداد رفت، و سپس توسط ملا حسین بشرویه اى، به حضور میرزا على محمد باب راه یافت، و کار او به جایى رسید که گاهى به نام خود، مردم را دعوت مى کرد، و گاهى به نام سید على محمد باب. باب هم او را به لقب «طاهره» ملقّب ساخت. و به گفته عباس افندى: «او در قریه بَدَشت جمله «من همان خدا هستم» را تا عنان آسمان به اعلى النّدا بلند نمود.»[1]
    زعیم الدوله درکتاب "باب الابواب"، درمورد قرة العین می نویسد:

    «استقبال قرة العین از باب، به آن جهت نبود که در وجود باب علم و حکمت یا ادب حقیقی وجود داشته باشد، زیرا "باب" دیوانه ای بیش نبود و کلمات مهمل و مغلوطی بیش نبافته بود؛ بدین جهت اشخاصی که مختصر فضل و شخصیتی داشتند، نه تنها از او استقبال نمی کردند، بلکه از او نفرت و انزجار پیدا می کردند، ولی قرة العین مست شهوت بود و میل زیادی به مردان داشت؛ بدین جهت نمی توانست به یک شوهر روحانی اکتفا کند. و از طرفی دیگر، خاندان او، خاندان زهد و قناعت وعصمت و عفت بود؛ و درچنین خاندانی از برای او، وسائل عیش و عشرت و آزادی و شهوت رانی وجود نداشت؛ به این جهت، صلاح و مصلحت خود را در آن دید که یکباره خود را از قید و بند دین و مذهب آزاد سازد، و با حزبی که به هیچ نظم و قاعده و حدّ ادبی مقید نباشد، همراه و همقدم گردد؛ و چون بابیان تنها حزبی بودند که دارای مرام اشتراکی؛ وپیرو هرج و مرج بودند، به این جهت با آن ها پیوند کرد؛ قرة العین "باب" را خواستگاری کرد، و "باب" هم در مقابل، از قرة العین خواستگاری نمود. "باب" برای قرة العین پیام داد که مردم را علنا به سوی وی فراخواند، قرة العین هم چنین کرد. قرة العین دستورداد که زنان حجاب از رخ برگیرند، و تاکید کرد که یک زن مجاز است به 9 مرد شوهر کند؛ و درتفصیل و توضیح آن گفت:

    « این از خوش رفاقتی و وسیله زیادتی مهر و محبت است.»[2]

    بی عفّتی های این زن شوهر دار، و تماس های نامشروعی که با افراد گوناگون داشته، و گرد آمدن عده ای به دور او، به عنوان شاگرد و... موجب شد که حاکم بغداد، او و اطرافیانش را از بغداد بیرون کند.

    قرّة العین پس از سه سال سفر، ناچار وارد قزوین شد و به خانه پدرش ملاّ صالح آمد؛ اما او، مورد اعتراض سخت پدر و عمویش ملا محمد تقى قرار گرفت، و حتى پدر و عمو و بستگان او را در خانه تحت نظر نگهداشتند و مانع شدند که بابیان با او تماس پیدا کنند؛ چرا که ملا محمد تقى، پیروان مذهب شیخیّه را کافر و زندیق مى خواند، و سخت قرّة العین را بر این روشى که پیش گرفته، بر حذر مى داشت.

    ولى طولى نکشید که بابیان نقشه قتل ملا محمّد تقى (عموى قرّة العین) را طرح کردند، که طرّاح اصلى نقشه قتل، خود قرّة العین بود.
    پس از چنین اقدامی از جانب قرّة العین و بابیه در قزوین، و انتشار آن در اطراف، موجی از تنفر و نفرت بپا خاست. و با وجود آنکه مرحوم شهید ثالث در آخرین لحظات واپسین حیات، قاتل خود را بخشیده بود، شهر قزوین از غضب و شدت تنفر، فروکشی نداشت.

    زعیم الدوله، در این خصوص می نویسد: « مردم شهر هیجان کردند، مسلمانان به موج در آمدند، قیامت مسلمین بر پا شد، و عموم مردم برای کار زار و جهاد در راه خدا مهیا شدند...».[3]

    در نهایت، قاتل و همکاران او که از بابیان بودند، به همراه قرّة العین دستگیر و محبوس شدند. میرزا حسینعلی در تهران، وقتی از واقعه قزوین و دستگیری قرّة العین آگاه شد، مقدمات فرار قرّة العین را فراهم نمود.[4]
    در این گیر و دار، بابى هاى قزوین که به هیچ وجه حاضر نبودند، قرّة العین، این زیبا صنم را از دست بدهند، با او و بابى هاى تهران و شهرستان هاى دیگر، از جمله حسینعلى بهاء و یحیى صبح ازل و.... به طرف خراسان رهسپار شدند، و در شاهرود، با عدّه اى از بابى ها که از ترس مردم مشهد، از مشهد فرار کرده بودند ملاقات نمودند، سپس واقعه بدشت پیش آمد.
    سرانجام پس از واقعه سوء قصد به ناصر الدین شاه، و تحت تعقیب قرا گرفتن بابى ها، در سال 1268، قرة العین و عده اى که قبلا دستگیر شده بودند، محکوم به اعدام شده و به قتل رسیدند، و این هنگامى بود، که هنوز فرقه بهائیّت به وجود نیامده بود، بنابراین قرة العین بابى (نه بهائى) از دنیا رفت.
    سید على محمد باب هنگام نوشتن "احسن القصص"، (که در تفسیر سوره یوسف است و داراى 111 سوره مى باشد و در اول هر سوره آیاتى از سوره یوسف در آن عنوان شده) علاقه مفرطى به قرة العین داشته و در اغلب سوره هاى آن کتاب، چند آیه در حق او و خطاب به او است. مانند سوره 22 و 23 و 25 و 28 و 30 و 31 و 32 و 34 و 58 و 76 و 78 و 91 و 93 و ... و بعید نیست که این کتاب را به عنوان خطابات به قرة العین و به بهانه تفسیر سوره یوسف نوشته باشد؛ از عبارات على محمد در سوره 76 چنین است؛ مى گوید:
    ( یا قرّة العین انّ الله قد اختارک لنفسی فاستمع لما یوحی الیک من قبل الله العلیّ)[5] یعنی: ای قرّة العین! خداوند تورا برای من برگزیده، آنچه را به تو از سوی خدای متعال وحی می شد گوش فرا ده[6]

    [1]. مکاتیب عباس افندی، ج 2، ص 254.
    [2]. زعیم الدوله، باب الابواب، ص 110.
    [3]. مفتاح الابواب، ص 133.
    [4]. تذکرة الوفا، ص 305.
    [5]. محاکمه و بررسی باب و بهاء، ج 1، ص 90 و 93.
    [6]. بابی گری و بهائی گری، ص 77- 81.
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  16. 2 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  17. #9
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض قیامت و بهشت و جهنم از دیدگاه بهاییت !

    قیامت و بهشت و جهنم از دیدگاه بهاییت !


    معاد از نظر اسلام، یعنى پس از فانى شدن دنیا، بازگشت همه به سوى خداست؛ و سرانجام، همه انسان ها در روزى به نام روز قیامت، براى حساب آورده مى شوند؛ و از همه آن ها در مورد اعمالشان در دنیا، بازخواست مى گردد، در آن روز که - به فرموده قرآن - طول آن پنجاه هزار سال است[معارج/ 4]، و این زمین و آسمان ها، به زمین و آسمان دیگرى تبدیل مى گردد، و طرح نوینى در وضع جهان ریخته مى شود[ابراهیم/ 48]، به حساب و کتاب اعمال تمام انسان ها رسیدگى مى گردد، و بهشتى ها به بهشت، و دوزخیان به دوزخ روانه مى شوند؛ چنان که آیات بى شمارى از قرآن بر این مطلب صراحت دارند.

    علی محمد باب در غالب ابواب بیان ، آیات قیامت را توجیه نموده ، من جمله در باب هفتم از واحد دوم " فی بیان یوم القیامة" گوید:

    "ملخّص این باب آنكه مراد از یوم قیامت ، ظهور شجره حقیقت است و مشاهده نمی شود كه احدی از شیعه یوم قیامت را فهمیده باشد، بلكه همه موهوماً امری را توهم نموده كه عند الله حقیقت ندارد و آنچه عند الله و عند عرف اهل حقیقت مقصصود از یوم قیامت است، این است كه از وقت ظهور شجره حقیقت در هر زمان به هر اسم الی حین غروب آن قیامت است ، مثلاً از یوم بعثت عیسی تا یوم عروج آن قیامت موسی بود به قول خود و هر كس مؤمن نبود جزا داد به قول خود ، زیرا كه ما شهد الله در آن زمان ما شهد الله فی الانجیل بود و بعد از یوم بعثت رسول الله (ص) تا یوم عروج آن ، قیامت عیسی بد كه شجره حقیقت ظاهر شده در هیكل محمد ، و جزا داد هر كس مؤمن به عیسی بود و عذاب فرمود به قول خود هر كس مؤمن به آن نبود. و از حین ظهور شجره بیان الی ما یغرب ، قیامت رسول الله (ص) است كه در قرآن خداوند وعده فرموده كه آن بعد از دو ساعت و یازده دقیقه از شب پنجم جمادی الأول سنه 1260كه سنه 1270 بعثت می شود اول یوم قیامت قرآن بوده و الی غروب شجره حقیقت قیامت قرآن است. زیرا كه شیئی تا به مقام كمال نرسد قیامت آن نمی شود و كمال دین اسلام الی ظهور منتهی شد و از اول ظهور تا حین غروب اثمار شجره اسلام ، آنچه هست ظاهر می شود و قیامت بیان در ظهور من یظهر الله است..."

    حسینعلی بهاء (جانشین سیّد باب و رهبر دوم بهائیان) در جواب كسی كه از وی پرسیده بود اگر قیامت قیام نموده ، پس بهشت و دوزخ كجاست؟ گفته است :

    " الاولی لقائی و الاخری نفسك ایّها المشرك المرتاب" .

    یعنی بهشت دیدار من است و جهنم نفس تو ، ای مشرك شك آورنده .( كتاب مبین – صفحه 289)

    "بهشت عبارت از فرح و مسرّت معرفة اللّه و محبّت اللّه است که در نتیجهء ایمان بمظهر ظهور الهی حاصل می*گردد تا باین وسیله هر کس بقدر استعداد خود بمنتها درجهء کمال رسد و بعد از موت حیات جاودانی در ملکوت الهی یابد. و دوزخ حرمان از عرفان الهی است که نتیجه*اش عدم نیل کمال ملکوتی و محرومیّت از الطاف لایزالی است. و بوضوح تصریح گشته که این مصطلحات غیر از این معنای دیگر ندارد و مفاهیم عامّه از قیام مردگان با جسد عنصری و بهشت و دوزخ و امثال آن صرفاً ضربی از اوهام و تخیّلات است. "

    لذا به زعم علی محمد باب و حسینعلی بهاء و پیروان آنها قیامت كبری و حشر عمومی بشر و یوم الحسرة به وقوع پیوسته ، لذا شهدای بدر و احد به بهشت موعود رسیده اند و اصحاب امام حسین (ع) ، بهشتشان لقای علی محمد شیرازی و حسینعلی بهاء بود و جهنم آنها محرومیت لقای این بزرگواران بود كه به آن واصل نشدند . حال اگر قیامت چنین باشد كه بهائیان می گویند ، فریاد و افسوس اولیاء حق از خوف دوزخ و كیفر آخرت بیجا و یاوه بوده است .

    صرفه نظر از دلایل عقل و نیز دلالت وجدان و فطرت بر وجود معاد ، آیات شریفه قرآن كریم بیش از هر مطلبی پس از توحید ، ناظر به مسأله معاد و روز بازگشت است و كمتر آیه ای در قرآن كریم می توان یافت كه به تصریح یا به تلویح ، اشاره به مبداء و معاد و روز رستاخیز نداشته باشد و عباد را تحریص به تحصیل بهشت و تحذیر از عذاب دوزخ ننموده باشد. لذا در اینجا لازم می دانم نمونه هایی از این آیات را بیان نمائیم:

    1- قَالَ اللّهُ هَذَا یَوْمُ یَنفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا رَّضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ.(سوره مائده/ 119)
    ترجمه: خداوند مى‏گوید: «امروز، روزى است که راستى راستگویان، به آنها سود مى‏بخشد؛ براى آنها باغهایى از بهشت است که نهرها از زیر (درختان) آن مى‏گذرد، و تا ابد، جاودانه در آن مى‏مانند؛ هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛ این، رستگارى بزرگ است!

    2- إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ بِآیَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَیْرَهَا لِیَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَزِیزًا حَكِیمًا(سوره النساء /56)
    ترجمه: کسانى که به آیات ما کافر شدند، بزودى آنها را در آتشى وارد مى‏کنیم که هرگاه پوستهاى تنشان (در آن) بریان گردد (و بسوزد)، پوستهاى دیگرى به جاى آن قرار مى‏دهیم، تا کیفر (الهى) را بچشند. خداوند، توانا و حکیم است (و روى حساب، کیفر مى‏دهد).

    3- بَلَى قَادِرِینَ عَلَى أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ ( سوره القیامة/4)
    ترجمه: آرى قادریم که (حتّى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم!

    4- وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیمٌ. (سوره یس / 78) قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ(سوره یس / 79)
    ترجمه: و براى ما مثالى زد و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت: «چه کسى این استخوانها را زنده مى‏کند در حالى که پوسیده است؟!»(سوره یس / 78)
    بگو: همان کسى آن را زنده مى‏کند که نخستین بار آن را آفرید؛ و او به هر مخلوقى داناست! (سوره یس / 79)
    با توجه به اینكه بهائیان ازتفسیر و تأویل كلمات الهیّه نهی شده اند ، بنابراین آنان در برابر آیات فوق الذكر، نمی توانند پاسخ منطقی داشته باشند .لذا قیام مردگان با جسد عنصری و بهشت و دوزخ و امثال آن اوهام و تخیّلات نیست.

    در مورد نهی از تأویل کلمات الهیّه در صفحه٣٤٠ گنجینه حدود و احکام و با دو تفاوت جزئی در صفحه ٤٥٣ جلد ٣ امر و خلق آمده:
    " کلمه الهیّه را تأویل مکنید و از ظاهر آن محجوب ممانید چه که احدی بر تأویل مطّلع نه الّا اللّه و نفوسی که از ظاهر کلمات غافلند ومدعی عرفان معانی باطنیّه ، قسم باسم اعظم که آن نفوس کاذب بوده و خواهند بود طوبی از برای نفوسی که ظاهر را عامل و باطن را آمل اند "
    همچنین از قول عبدالبهاء آمده:
    " از جمله وصایای حتمیّه و نصایح صریحه اسم اعظم این است که ابواب تأویل را مسدود نمائید ..."
    (ص ٣٤١ گنجینه حدود و احکام )
    این بود گوشه‏ ای از بیانات باب و بهاء سر سلسله بابی‏گری و بهائی‏گری !
    حال خود تفکر کنید قیامتی که در تمامی ادیان به زندگی پس از مرگ و رسیدگی به اعمال انسانها تعبیر شده است، قیامتی که به حساب ظالم رسیدگی می‏شود و به نیکوکاران پاداش داده می‏شود آیا این همان قیامت است پس به تعبیر باب و بهاء دیگر خبری از جهنم و آتش جهنم و زقوم جهنمی نیست و افراد ظالم فقد از ایمان بی‏بهره‏اند و دیگر عذابی ندارند ؟
    آیا با این حرفها عدل خداوند زیر سوال نمی‏رود. هیچ مظلومی نمی‏تواند حق خود را از ظالم بگیرد و هیچ عابدی در مقابل عبادت خود جزاء نبیند ، شما چگونه حکم می‏کنید ؟؟؟
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  18. 2 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  19. #10
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض باب ، در مکتب یهودیان

    و اما چرا شیراز را مرکز فرقه بابیه میدانند

    «باب» کیست؟
    سیدعلی محمد شیرازی بنیانگذار فرقه ضاله «بابیه» در محرم ۱۲۳۵ قمری در شهر شیراز به دنیا آمد. پدرش رضا و مادرش
    فاطمه بیگم و بنابه قولی خدیجه بیگم نام داشت. خواندن و نوشتن را به شیوه معمول زمانه خویش در شیراز آغاز کرد. هنوز
    کودک بود که پدرش را از دست داد، به همین سبب روانه بندر بوشهر شد و تحت کفالت دایی اش قرار گرفت و مدتی را نزد یک
    مکتب دار که از پیروان فرقه «شیخیه» بود، به کار آموختن پرداخت. و چون به سن رشد و بلوغ رسید در کنار دایی خود به
    کسب و کار در «کمپانی ساسون» که سهام و مالکیت آن متعلق به یکی از کلان سرمایه داران یهودی بغداد بود و در بندر
    بوشهر و بمبئی هندوستان به کار تجارت تریاک اشتغال داشت، پرداخت. وظیفه سیدعلی محمد در آغاز این همکاری،

    انجام کار بسیار دشوار «تریاک مالی» بود. او وظیفه داشت تا هرروز بیش از ده ساعت در زیر آفتاب سوزان بندر بوشهر و
    اکثراً بر روی بام کاروانسرایی که به عنوان انبار نگهداری و محل ذخیره تریاک، در اختیار و تملک کمپانی یهودی «ساسون»
    بود، تریاک های خام را که به صورت مایع در خمره و کوزه های بزرگ قرار داشت، بر روی تخته ای مخصوص ریخته و با
    کاردک فلزی ویژه این کار، ساعت ها آن را به بالا و پایین می کشید و مالش می داد تا کم کم این مایع در مجاورت هوا و مالش
    دادن، تبدیل به گلوله ها و حجم های سفت و فشرده تریاک شود. سپس آنها را به صورت «لول»های ۲۰ گرمی در می آورد تا به
    دفتر تجارتخانه «ساسون» در بمبئی هندوستان ارسال شود و در راستای سیاست استعماری انگلیس، در منطقه آسیای جنوب
    شرقی، بویژه چین، با قیمتی در حد رایگان بین مردم بومی آن مناطق توزیع گردد. خاندان معروف نمازی شیراز از عوامل توزیع
    اینگونه تریاک ها در منطقه چین بودند و ثروت سرشار خود را از رهگذر تریاک های مجانی که از یهودیان می گرفتند و در
    منطقه توزیع می کردند، به دست آوردند.

    بسیاری از کارشناسان بر این عقیده اند که حداقل روزی ده ساعت کار در زیر آفتاب سوزان بندر بوشهر به مشاعر «سیدعلی
    محمد شیرازی» آسیب رسانده و از او موجودی «مالیخولیایی» – که ادعای تصرف در ماه و ستارگان را داشت- ساخته بود. این
    نکته در خاطرات پرنس کینیاز دالگورکی(۵) سفیر کبیر روسیه در ایران درباره سیدعلی محمد باب آمده است.
    آشنایی سیدعلی محمد شیرازی (باب) با خانواده یهودی و سرمایه دار «ساسون»(6) تأثیرات مهمی در زندگی او گذاشت و وی
    را با کانونهای مهم یهودی آشنا ساخت که بنا به اعتقاد پاره ای از مورخین پایه های اصلی ادعاهای او درباره «باب امام زمان
    بودن» و یا بنا به اعتقاد فرقه «شیخیه» ادعای «رکن رابع» بودن او از همین ایام و در ارتباط با همین کانون ها شکل می گیرد.
    «سیدعلی محمد شیرازی» (باب) که دوران مکتب و تحصیلات مقدماتی خود در بوشهر را تحت نظر معلمی به نام شیخ عابد که
    دارای اعتقادات متعصبانه «شیخیگری»¤ و از پیروان شیخ احمد احسایی پیشوای بزرگ و بنیانگذار این فرقه بود، گذرانده و در
    شمار معتقدان این فرقه درآمده بود، با هدف تکمیل معلومات خود، سفری هم به کربلا می رود و در آنجا مدت زمانی را در کلاس
    درس سید کاظم رشتی پیشوای وقت «شیخیه» و جانشین شیخ احمد احسایی، مؤسس این فرقه، حضور می یابد.
    بابی ها و بهایی ها سیدعلی محمد شیرازی را صاحب «علم لدنّی» می دانند و در این مورد بشدت مبالغه می کنند. آنان در مورد
    حضور وی در کلاس درس سیدکاظم رشتی چنین می نویسند:
    «تا سیدباب به محضر سیدرشتی ورود فرمودند با اینکه حضرت باب جوانی بود بیست و چهارساله و سید (رشتی) مردی پنجاه
    ساله، این تاجری محقر و آن عالمی موقر، درس را احتراماً له موقوف نمود و توجه تلامیذ را به صحبت حضرت باب معطوف
    فرمود و در حین صحبت چنان احترامات فائقه و تکریمات لائقه از مورود نسبت به وارد ظاهر می شد که همگی در شگفت و
    حیرت افتادند و مسائلی از آثار ظهور موعود در میان آوردند که پس از این مقدمات و بروز داعیه ایشان همگی طلاب آن مسایل
    را راجع به سید باب دانسته و غرض سیدکاظم رشتی از این مسایل و اذکار آن بود که به طلاب بفهماند حضرت باب قائم موعود
    و مهدی منتظر است. . . »(7)
    سیدکاظم رشتی درسال ۱۲۵۹ می میرد و هیچ یک از شاگردان و خواص خود را برای جانشینی اش انتخاب نمی کند و چند روز
    قبل از مرگ خود، در حضور گروهی از مریدانش اعلام می دارد که بزودی حضرت صاحب الزمان یا به قول پیروان فرقه
    شیخیه، «رکن رابع» ظهور خواهد کرد و خود اداره امور مسلمین و جهان را به دست خواهد گرفت و جهان را به سمت قسط و
    عدل رهبری خواهد کرد. زمانی که سید کاظم رشتی از دنیا رفت، علی محمد شیرازی در بوشهر بود و همراه با دایی اش در
    خدمت تجار یهودی، بویژه تجارتخانه «ساسون» به کار فرآوری و آماده سازی تریاک اشتغال داشت. در آن زمان بیش از پنج
    سال بود که «سیدعلی محمد» با یهودیان و تجارتخانه «ساسون» در ارتباط مستقیم بود. از این روی این ادعا که سیدعلی محمد
    شیرازی به تشویق و اغوای یهودیان خود را جانشین سیدکاظم رشتی و پس از آن «باب» امام زمان خوانده است، دور از انتظار
    نیست.
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ
    ۵- پرنس کینیاز دالگورکی وزیرمختار دولت روسیه تزاری در نخستین سالهای سلطنت ناصرالدین شاه قاجار بود. او ابتدا به
    عنوان مترجم سفارت روسیه در سال ۱۸۳۴ م به ایران آمد و با تظاهر به اسلام از حسن ظن و سادگی برخی از مسلمین
    سوءاستفاده و در میان آنان نفوذ می کرد. وی از همین رهگذر موفق به نفوذ در خانقاه احمد گیلانی شد و در همانجا به
    شناسایی افراد مستعد برای اهداف مورد نظر خود پرداخت. دالگورکی بعد از مدتی به عتبات می رود و در مجالس درس
    «سیدکاظم رشتی» با سیدعلی محمد شیرازی (باب) آشنا می شود. وی در کتاب خاطرات ایام سفارت خود در ایران، بخشی را به
    روابط خود با سیدعلی محمدباب اختصاص داده وطی آن تشریح کرده است که چگونه سیدعلی محمد باب در آفتاب سوزان بر
    روی بام می رفت و ساعتها به خواندن اوراد و ادعیه فرقه «شیخیه» می پرداخت. پرنس دالگورکی اعتراف می کند که سیدعلی
    محمد باب معتاد به چرس و بنگ بود و من هم باتشویق وی به مصرف هرچه بیشتر این مواد سعی در تخریب مشاعر او داشتم
    و در این راه هم توفیق یافتم. تا جایی که ادعای تصرف در ماه و ستارگان را داشت و بعدها هم مدعی مهدویت شد. البته بهائیان
    مدعی جعلی بودن این خاطرات شدند اما با انتشار اسناد تاریخی و روشن شدن نقش دالگورکی در کوچ دادن نخستین گروه از
    با بیان و بهائیان به شهرعشق آباد روسیه و ساختمان نخستین «مشرق الاذکار» (معبد بهائیان) دراین شهر، صحت این مطالب
    ثابت گردید. ر. ک: خاطرات پرنس دالگورکی، کتابفروشی حافظ، سیدابوالقاسم مرعشی.
    ۶- خاندان ساسون، بنیانگذار تجارت تریاک در ایران بودند و با تأسیس بانک شاهی انگلیس و ایران نقش بسیار مهمی در
    تحولات تاریخ معاصر ایران ایفا کردند و به امپراتوران تجاری شرق بدل شدند و در زمره دوستان خاندان سلطنتی بریتانیا جای
    گرفتند. برای آگاهی در این زمینه به کتاب ارزشمند «زرسالاران یهودی و پارسی استعمار بریتانیا و ایران» تألیف عبداله
    شهبازی مراجعه فرمایید.
    ۷- اسدالله فاضل مازندرانی، رهبران و رهروان درتاریخ ادیان، جلددوم، تهران، مؤسسه ملی مطبوعات امری، صص ۳۱-.۲۸
    ¤ شیخیگری را باید مولود سیاست فتحعلی شاه قاجار و ابراهیم خان صدراعظم (نیای خاندان قوام شیرازی) برای استقرار یک
    نظام استبدادی و متمرکز در ایران دانست و شیخیه را یک فرقه درباری با هدف سلب اقتدار از نهاد غیردولتی روحانیت شیعی و
    استقرار سلطه مطلقه دولت بر حوزه دین ارزیابی نمود. دربار قاجار قصد داشت به عنوان تقلید از عثمانی یک نهاد دولتی دینی
    تأسیس کند و شیخ احمد احسایی را به عنوان «شیخ الاسلام» در رأس آن و قدرتی در مقابل علمای سرشناس آن روز قرار دهد.
    سیدکاظم رشتی، جانشین شیخ احمد احسایی، نیز مورد حمایت فراوان دربار قجر بود و با دولت عثمانی رابطه بسیار نزدیک
    داشت.
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  20. 2 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  21. #11
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    پیدایش فرقه
    بابیه:


    سید علی محمد شیرازی، ملقب به باب از آغاز جوانی به عبادت طولانی و
    رازونیازهای غیرعادی که با قرائت ادعیه و زیارات مذهبی همراه بود مشغول بود. او در
    ابتدای نوجوانی به فراگیری علوم ابتدایی مشغول گردید، ادبیات فارسی و عربی را در
    سطح بسیار پایینی فرا گرفت و در سلک طلاب علوم دینی درآمد. ریاضت و گوشه گیری و چله
    نشینی رویه او بود. اندکی بعد درس و بحث را رها کرد و به دایی اش در بوشهر پیوست تا
    به امور تجارت و منشیگری بپردازد.
    بر اساس پژوهشهای صورت گرفته پیوندهای اولیه
    علی محمد باب و پیروان او با کانون های معینی تأکید دارد که شبکه ای از خاندان
    قدرتمند و ثروتمند یهودی در زمره شرکای اصلی آن بودند.پس ازحضور پنج ساله علی محمد
    باب در تجارتخانه دایی اش در بوشهر و ارتباط با کمپانی های یهودی و انگلیسی مستقر
    در این بندر و کارگزاران ایشان بود که وی در سال 1260ق دعوی خود را اعلام کرد و با
    حمایت کانونهای متنفذ و مرموزی به سرعت شهرت یافت. دوران اقامت باب در بوشهر مقارن
    است با سالهای اولیه کمپانیهای ساسون (متعلق به سران یهودیان بغداد) در بوشهر و
    بمبئی. (ساسون ها در دهه های بعد به امپراطوران تجاری شرق بدل شدند و در زمره
    دوستان خاندان سلطنتی بریتانیا جای گرفتند).
    پس از کشف ادعای باب در بوشهر،
    نزدیکان او این وضعیت را ناشی از هوای گرم بوشهر دانستند که ذهن باب را پریشان
    ساخته است. از اینرو برای تغییر روحیه او را به عتبات عالیات در عراق فرستادند ولی
    در آنجا در مسلک شاگردان سید کاظم رشتی (جانشین شیخ محمد احسایی، رئیس فرقه شیخیه)
    درآمد و تحت تأثیر او بود. البته بعدها طرفداران باب بر این اصرار می کردند که او
    در محضر کسی درس نیاموخته و علم او لدنی و الهامی است و خود او امی بوده و بدین
    وسیله سعی داشتند به لاطائلات او رنگ و حیاتی ببخشند. خود باب به شاگردی سید رشتی
    اعتراف کرده و در مدت اقامت نزد وی به شدت تحت تأثیر سخنان او بوده است . در اینجا
    لازم است نکته ای را متذکر شویم و آن دانش مذهبی بسیار سطحی و ابتدایی علی محمد باب
    است. این واقعیت را با مطالعه کتاب «بیان» او به درستی می توان یافت. اقوال و آثار
    منتسب به علی محمد باب مونتاژی است از الفاظ و ادعیه شیعه امامیه و برخی اصطلاحات
    عرفانی شیخیه که بر آنها پسوند و پیشوندهای الف و لام دار افزوده شده. در کتاب بیان
    و یا دیگر ادعیه و متون منتسب به او حتی یک جمله عربی سالم و صحیح که با ادبیات
    کلاسیک و متون درسی یا عقیدتی حوزه های علمیه شیعه فراهم آمده باشد نمی توان
    یافت.
    باب در حدود سن 24 سالگی ادعای بابیت کرد و اندکی بعد مدعی مهدویت شد. بر
    اثر غائله او و فشار علما به حاکم فارس او دستگیر و به شیراز گسیل شد. پس از مدتی
    وی به تهران اعزام شد. محمدشاه قاجار که از وجود او در تهران بیمناک بود او را از
    تهران به ماکو فرستاد تا در قلعه ای زندانی گردد. پس از به سلطنت رسیدن ناصر الدین
    شاه در سال 1266ق علماء تبریز باب را به حضور پذیرفتند تا بدانند این بچه طلبه کیست
    و چه می گوید. ابهت علمی علما و هیبت و جلالشان باب را سخت به وحشت انداخت و از
    پاسخ به سئوالات ابتدایی صرف و نحو آنان عاجز ماند و شروع به توبه و استغفار نمود.
    پس از آن باب در قلعه چهریق زندانی بود و پیروان او در گوشه و کنار با نیروهای
    دولتی درگیر بودند. نهایتا تصمیم بر این شد که علی محمد باب، به دلیل ادعاهای
    دروغین خود و نیز آشوبهایی که پیروان او در نقاط مختلف بر پا می داشتند اعدام شود و
    بدینسان وی در 27 شعبان 1266 در میدان عمومی تبریز به فرمان
    امیرکبیر(سیاستمدار شایسته وبالیاقت تاریخ ایران) تیرباران شد و پرونده حیات این
    مدعی دروغین بسته شد.
    پس از باب، میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل (1266-1330)
    جانشین وی شد. او به اتفاق برادرش میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله و عده ای
    از بابیان به عراق تبعید شدند. در عراق مابین آن دو برادر بر سر جانشینی اختلاف
    افتاد و پیروانشان نیز به نزاع پرداختند . عراق که تحت الحمایه دولت عثمانی بود،
    نتوانست آنها را نگاه دارد، از اینرو خلیفه عثمانی این دو برادر را به قبرس و
    فلسطین تبعید کرد. صبح ازل در قبرس و بهاءالله در عکا در فلسطین مستقر
    شدند.
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  22. 2 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  23. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    حالا جالب اینه که غرب گراهای داخلی وخارجی بهاییت یه جنبش عدالتخواه میدونن و طرفدارای ازادی زنان قره العین(زرین تاج) رو فدایی راه آزادی میدونن.ادم واقعا خندش میگیره.
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  24. 3 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  25. #13
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    بابیان به طرفداری
    صبح ازل پرداختند و ازلی نام یافتند . بهائیان پیرو بهاءالله گردیدند و بهائی نام
    گرفتند. در ابتدا بهائیان به ازلیان حمله کردند و آنان را کافر و مرتد می دانستند.
    این اختلافات علنی بود ولی بعدها رهبران این دو فرقه ساختگی صلاح دیدند که آشکارا
    چیزی بر زبان نرانند.
    میرزاحسنعلی نوری فرزند نوری مازندرانی در سال 1233ق در
    تهران متولد شد. او از کسانی بود که به باب پیوست و از یاران وی شد.وی که معروف به
    بهاءالله است مورد حمایت شدید سفارت روسیه در ایران بود. در تاریخ بهائیت هم آمده
    که سفیر روس به صدراعظم ایران هشدار داد که باید مسئول حفظ جان بهاءالله باشد.
    میرزا حسینعلی نوری به مراتب با سوادتر از علی محمد باب بود و انتظار داشت که
    جانشین باب شود، اما صبح ازل مورد توجه باب بود و به جانشینی برگزیده شد. رقابت بین
    دو برادر به نزاع کشیده شد و به دشمنی و عناد و انشعاب انجامید. در آغاز اکثریت را
    ازلیان تشکیل می دادند ولی تدابیر بهاءالله موجب شد تا ازلیان در اقلیت قرار بگیرند
    و به تدریج رو به انقراض نهند. در سال 1330ق که صبح ازل در قبرس درگذشت، ازلیان که
    تعداد اندکی بودند به فراموشی سپرده شدند.بهاءالله نیز در سن 76 سالگی در سال 1309ق
    در عکا در فلسطین اشغالی درگذشت.
    پس از او فرزندش میرزاعباس نوری خود را ملقب به
    عبدالبهاء کرد و جانشینی پدر را به عهده گرفت. او پیروان خود را عباسیان حقیقی و
    موحد قلمداد کرد و با حمایت دولت انگلیس آزادی عمل فراوانی یافت. عبدالبهاء از دولت
    وقت انگلستان لقب «سِر» دریافت نمود و تا آخر عمر به آن مفتخر بود. پس از مرگ عباس
    افندی یا همان عبدالبهاء، شوقی افندی ربانی راه باطل و گمراهی آفرین او را تداوم
    بخشید و در تقویت و گسترش مذهب استعمارساخته بهائی از هیچ تلاش و فعالیتی دریغ
    نورزید. از آنجاکه عباس افندی به هنگام مرگ پسر نداشت تا او را به پیشوایی و رهبری
    بعد از خود بگمارد به همین دلیل برای رهبری بهائیت چاره ای دیگر اندیشید که عبارت
    بود از بنیان نهادن سلسله ولایت امرالله بر اساس آنچه عباس افندی تحت عنوان الواح
    وصایا از خود باقی گذاشت. ولی امرها باید پی در پی و یکی پس از دیگری زمام رهبری و
    ریاست را عهده بگیرند و هر کدام از آنها باید جانشین بعد از خود را تعیین کند. شوقی
    افندی بهائیت را به صورت یک تشکیلات حزبی، محافل منتخب محلی و ملی و شرکتهای تجاری
    قوام بخشید و در گسترش آن به شدت کوشید. بر اساس نظام کنترل اجتماعی تثبیت شده در
    این تشکیلات هرکس که بر خلاف نظر و تمایل شوقی افندی عمل می کرد ابتدا از تشکیلات
    تحت عنوان قلمرو اداری اخراج می شد و سپس از جامعه تحت عنوان قلمرو روحانی رانده و
    منفور می گردید و بدین وسیله مجازات می شد.
    در دوران حیات شوقی افندی و پس از
    تشکیل اسرائیل با همراهی انگلستان فرقه بهائیت به دلیل سرسختی و عداوت علیه اسلام و
    قرآن مورد توجه و نظر خاص اسرائیل قرار گرفت و اموال آنان تحت حمایت در آمد و از
    مالیات معاف شد. شوقی افندی هم به سرسپردگی و خدمت خالصانه برای اسرائیل همت گماشت
    و هم او بود که برای اولین بار نام ارض اقدس و شرق الاذکار را برای بزرگداشت
    اسرائیل استفاده نمود و با یهودیان و صهیونیستها در اوج احترام و بزرگداشت بود و
    این درحالی بود که بر اساس تعالیم ساخت استعمار، عباسیان مال و جان و ناموس
    مسلمانان را مباح اعلام می نمودند و به شکنجه و سپس شهادت آنان می پرداختند.
    سرانجام شوقی افندی در سال 1336ق در لندن پایتخت انگلستان درگذشت ودر همانجا مدفون
    شد.
    پس از مرگ شوقی افندی چند دستگی و نزاع در میان عناصر اصلی بهائیت شدت گرفت
    و بر سر جانشینی و رهبری این مذهب به اختلاف و کشمکش روی آوردند. گروهی از عباسیان،
    زن آمریکایی شوقی افندی به نام «روحیه ماکسول» را به رهبری انتخاب کردند، گروه دیگر
    «چارلز میسن ریمی» را برگزیدند و گروه سوم به سمائی ها معروف هستند. اما نکته اساسی
    اینجاست که گروههای انشعابی بهائیت با وجود اختلافات فرقه ای با یکدیگر در اصول و
    مبانی و تعلیم بهائیت و اهداف و مأموریتهای سیاسی و استعماری و سرسپردگی برای
    کشورهای غربی همچون انگلیس و آمریکا و اسرائیل، مشترک و متحد عمل می
    کنند.
    اکنون مرکز اصلی بهائیان بیت العدل است که دربندرحیفا در فلسطین اشغالی
    قرار دارد. این مرکز در دامنه کوه کرمل قرار دارد و متشکل از یک هیئت 9 نفره است که
    هر 5 سال یکبار انتخاب می شوند وتحت حمایت های گسترده مالی وسیاسی اسرائیل وانگلیس
    قرار دارند وبه تصمیم گیری درباره چگونگی گسترش بهائیت می پردازند. [/b]
    و در اخر خطاب به همه همسنگران و پیروان موعود:
    بهاییت یک فرقه خود ساخته است که برای منحرف کردن افراد توسط دولت های استعمار گر ساخته و حمایت میشده و میشود که در حال حاضر بزرگترین حامی ان اسراییل غاصب است وبه شدت دنبال تبلیغ هستند و برای این کار از شوی مغزی استفاده میکنند
    و معمولا افرادی متشخص و مظلوم نما هستند که بنده این مسئله را به چشم دیده ام و همین مسئله باعث میشده عده ای به این فرقه علاقه پیدا کنند .
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  26. 3 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  27. #14
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    ردپای بهاییت در بازار نشر ایران

    پس از انتشار دایرة المعارف «ایرانیکا» توسط «احسان یارشاطر» در آمریکا، این بار دانش نامه ی «دانش*گستر» در 18جلد با حمایت یکی از بهاییان شناخته شده منتشر و روانه ی بازار نشر شده است. در خبری که از سوی رسانه ها درباره ی این دانش نامه، منتشر شده، آمده است: «دانش نامه ی «دانش گستر» دایرة المعارفی است عمومی و جهانی بالای 15000صفحه که در آن اطلاعات اصلی، مهم و روزآمد در تمامی رشته های دانش بشری در سراسر جهان، از گذشته های دور تا زمان حاضر، به صورت مقاله های کوتاه و فشرده به ترتیب الفبا آمده است. این دانش نامه در مجموع شامل 59.000 مقاله است که 40 درصد آن یعنی 23.000 مقاله مربوط به ایران و اسلام و 60 درصد یعنی 36.000 مقاله مربوط به نقاط و فرهنگ های دیگر جهان است.



    در این دانش نامه بیش از 20.000 تصویر شامل عکس، نقشه، جدول و نمودار استفاده شده است. هم چنین مشتمل بر 20.000 زندگی نامه ی مشاهیر ایران و جهان در تمامی حوزه های معارف بشری است. این دایرة المعارف برای اولین بار در ایران زندگی افراد معاصر زنده ی ایرانی را نیز در برگرفته و منحصر به گذشتگان نیست.

    آشنایی با حامی مالی دانش نامه ی «دانش گستر»
    نکته ی قابل توجه درباره ی این دانش نامه، حمایت مالی فردی به نام «حسینعلی سودآور» است که در رسانه ها نیز به این نام توجه ویژه ای می شود و تمامی افراد دخیل در این دانش نامه حمایت مالی وی را امری بسیار مهم در راه تألیف و نشر این دانش نامه، عنوان می کنند. اگر بدانیم که حسینعلی سودآور در زمره ی خاندان بهاییان سابقه دار در ایران است پی می بریم که این توجه ویژه رسانه ها به این فرد و نیز علاقه ای که بهاییان برای تأثیرگزاری در مباحث مهم فرهنگی دارند، از چه جهت می باشد.

    سابقه ی خاندان سودآور :
    خاندان سودآور، مهاجری کاشانی است که به عشق آباد (روسیه)، مرکز بزرگ استقرار بهاییان رفت و با نام «کاشانسکی» فعالیت تجاری خود را آغاز کرد. آقای حسینعلی کاشانسکی و پسرانش، صمد، احمد و فریدون، به همراه گروهی کثیر از بهاییان عشق آباد، پس از انقلاب بلشویکی روسیه به ایران بازگشتند و نام خانوادگی «سودآور» را برگزیدند.

    نصرالله صبا (مختارالملک) در 29 اسفند 1312(ه .ش) به «تقی زاده» می نویسد: «آقای سودآور که در گذشته به اسم کاشانسکی معروف بوده، دو پسر دارد که هر دو در بانک ملّی کار می کنند. برادر بزرگ صمدخان به واسطه ی نداشتن اجازه ی معافی دایمی از خدمت نظام وظیفه نمی*تواند به خارجه برود. برادر کوچک احمدخان که دوره ی خدمت نظام وظیفه را به آخر رسانده در برلین و تهران هم حضور محترم رسیده است، ماهی یکصد تومان حقوق دارد. آقای هژیر اظهار می دارند که در این مدت هیچ گاه لغزش و فتوری از ایشان مشاهده ننموده و از مشارالیه رضایت دارند و تصور می رود قابل اعتماد و اطمینان باشند. در تعقیب مذاکرات شرحی نوشته که تقدیم گردید.» (ایرج افشار [به کوشش]، نامه های تهران: شامل 154 نامه از رجال دوران به سیدحسن تقی زاده، تهران: فرزان روز، 1379، ص 198)

    سپس، برادران سودآور «شرکت مریخ» را تأسیس کردند و امتیاز واردات مرسدس بنز به ایران را به دست آوردند. آنان از این راه به یکی از خاندان های متمول طراز اوّل ایران بدل شدند. به گفته ی «مهندس عزت الله سحابی»، امتیاز واردات انحصاری بنز را «شاپور ریپورتر» گرفت و به خانواده ی سودآور، واگذار کرد. خواهرشان، لیلا سودآور، عضو بلندپایه ی دفتر فرح پهلوی (دیبا) و همسر یکی از خویشان نزدیک فرح پهلوی، محمود طباطبایی دیبا، بود. محمود دیبا، به دلیل روابط گسترده با خوانندگان و هنرپیشگان مرد و زن، از کارگردانان میهمانی های خصوصی شبانه ی شاه و فرح بود.

    فریدون سودآور «پدر حسینعلی سودآور حامی مالی دانش نامه ی دانش گستر» (متولد 1908 در عشق آباد، متوفی 15 فروردین 1376 در 89 سالگی)، کوچک ترین پسر آقا حسینعلی کاشانسکی، دختر حاج حسین آقا ملک، ثروتمند نامدار مشهد، را به زنی گرفت. حسین ملک (1250- 1351 ه .ش) پسر حاج محمدکاظم ملک التجار (متوفی 1305ه.ش) است.

    پدر حاج کاظم، آقا محمد مهدی ملک التجار تبریزی (متوفی 1287ه .ق)، ساکن تهران بود و از معتمدین میرزا تقی خان امیرکبیر. به نوشته ی مهدی بامداد، حاجی محمد کاظم «پس از درگذشت پدر خود ملقب به ملک التجار شد و بر خلاف پدر چندان سابقه و وجهه ی خوبی در زمان حیات خود نداشت و به واسطه ی ارتباط با میرزا علی اصغر خان اتابک اعظم مرجعیتی پیدا کرد و از این راه بر ثروت و ارثیه ی پدری افزود و با این که مردی باهوش، زیرک، خوش بیان و به نسبت با سواد بود مردم به واسطه ی تقلباتی که در کارها از قبیل کاغذسازی و جعل اسناد و غیره از او دیده بودند او را خیلی متقلب و بی اعتبار می دانستند و کار مهم تر از همه ی او از بین بردن سرمایه ی شرکت عمومی به نفع خود به مبلغ چهارصد هزار تومان بود و چندین سال مردم (شرکا و سهام داران) مطالبه ی پول خود را از او می کردند و با این که چندین بار هم در محاکمات دادگستری محکوم شد معذلک مردم به واسطه ی دسایس عدیده ی وی به پول خود نرسیدند.» و می افزاید: «پس از مرگ مانند اکثر رجال ایران از راه غیر مشروع ثروت بی حسابی برای وراث خود به جای گذاشت.» (بامداد، شرح حال رجال ایران، ج 3، صص 141- 145)

    در سال های متأخر حکومت پهلوی، فریدون سودآور «پدر حسنعلی سودآور» با محفلی از اعضای بهایی دولت امیرعباس هویدا، چون سپهبد پرویز خسروانی (معاون نخست وزیر و رییس سازمان تربیت بدنی) و ناصر گل سرخی (وزیر منابع طبیعی) و منوچهر پرتو (وزیر دادگستری)، ارتباط نزدیک داشت و با ایشان دوست صمیمی بود.

    حسینعلی سودآور، پسر فریدون سودآور، با بهره گیری از شهرت پدربزرگ مادری اش، حاج حسین آقا ملک، در سال های اخیر بنیادی به نام «مؤسسه ی دانش*گستر سودآور» در ایران تأسیس کرد. این مؤسسه، انتشار دانش نامه ای را، به سرپرستی «کامران فانی»، آغاز نموده که دوّمین دانش نامه ی بزرگ عمومی ایران، پس از دایرة المعارف مصاحب، خواهد بود.

    کامران فانی، دانش نامه ی سودآور را اوّلین دانش نامه ی ایرانی می خواند که «بخش خصوصی، در واقع یک فرد، هزینه ی تألیف آن را متقبل شده است.» برای آشنایی بیشتر بنگرید به: «دومین دانش نامه ی عمومی بعد از دایرة المعارف مصاحب»، کتاب نیوز، 26 اسفند 1387؛ [+] گفت وگوی کامران فانی با مجله ی مثلث (شماره ی نوروز 1389).

    نکته ی جالب این که هر رسانه ای که می خواهد از حسینعلی سودآور مطلبی بنویسد او را پسر ارشد دختر ارشد حاج حسین ملک ـ که موزه ای در تهران به نام اوست ـ یاد می کند و نامی از فریدون سودآور پدر وی که از عناصر بدنام و هم گام با حکومت پهلوی است به میان نمی آید.
    حسینعلی سودآور، فرزند فریدون سودآور (مدفون در آرامگاه صفا گورستان ظهیر الدوله) و خانم عزت ملک و بزرگ ترین نوه ی مرحوم حاج حسین ملک است و هم اکنون با 70 سال سن ناظر استصوابی موقوفات پدر بزرگ خویش است. وی تحصیلات خود را ابتدا در ایران و بعد در آمریکا ادامه داد و پیش از انقلاب مدیرعامل بنز خاور، در ایران بود.

    وی با پیروزی انقلاب از کشور خارج شد و بعد از 2 دهه به ایران بازگشت و در حوزه ی فعالیت های خیرخواهانه مشغول به فعالیت شد. سودآور در سال 1380 به همراه «محسن خلیجی» و «محمدعلی سادات»، مؤسسه ی علمی فرهنگی دانش گستر را با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بنا نهادند.
    این مؤسسه در ابتدای فعالیت خود به صورت عام المنفعه به کمک نهادهای فرهنگی کشور می پرداخت و بعد از تثبیت خود به تألیف و تدوین دانش نامه مشغول شد. اهم فعالیت های این مؤسسه تا قبل از تدوین دانش نامه ی دانش گستر به شرح زیر است:

    1- کمک به تدوین کتابی راجع به «تاریخ آموزش و پرورش در ایران» به همراه دانشگاه تهران و تأمین بودجه ی این کار برای امور تحقیقات و چاپ
    2- تجهیز برخی آزمایشگاه ها در دانشگاه های سراسر کشور
    3- کمک مالی به برنامه ی انتخاب کتاب سال در دانشگاه تهران و اهدای جوایز به برندگان
    4- همکاری با نهاد کتاب خانه های عمومی کشور و تأمین مالی خرید کتاب به مبلغ 150میلیون تومان
    5- خرید150 رایانه و نرم افزارهای مربوط برای تجهیز کتاب خانه ی مناطق محروم

    این مؤسسه بعدها به فکر روزآمدسازی دانش نامه ی مصاحب افتاد که به دلیل توافق نکردن با انتشارات امیرکبیر، خود دست به تألیف دانش نامه ای جدید زد و با همکاری کامران فانی و «علی رامین» با بیش از 300 استاد دانشگاه همکاری خود را شروع کرد.

    علی رامین که یکی از سر ویراستاران این دانش نامه است، تحصیل کرده ی دانشگاه هاروارد است و در سال های قبل از انقلاب با سودآور و گروه بنز خاور همکاری داشته است. او که فعالیت فرهنگی خود را با «انتشارات فرانکلین» (که وظیفه ی ترویج زندگی آمریکایی و برتری آن در مقابل اسلام و نگاه شرقی را در کتب ادبی دنبال می کرد) آغاز کرده بود در زمان دانشجویی با «حمید عنایت» از عناصر چپ گرا همکاری می کرد. وی بعدها به همکاری با ناشرانی چون «امیرکبیر، سروش، هرمش و نشرنی» پرداخت و 5 سال به همکاری با اتحادیه*ی ناشران و کتاب فروشان ادامه داد.

    رامین، برای هم فکری در راه انتشار دانش نامه حتی سفری به آمریکا داشته و با «احسان یارشاطر» بهایی شناخته شده، ملاقاتی داشته و با او درباره ی دانش نامه هم فکری داشته و از او مشاوره گرفته است.

    پوشش رسانه ای وسیع برای انتشار دانش نامه «دانش گستر» که با حمایت مالی عناصر بهایی منتشر شده قابل توجه است به طوری که اکثر خبرگزاری ها مانند ایسنا و مهر و روزنامه هایی چون شرق و فرهیختگان به انتشار خبر این دانش نامه پرداختند و مجلاتی چون مهرنامه و یکی از ضمایم همشهری صفحات متعددی را به آن اختصاص دادند و مصاحبه هایی با حسینعلی سودآور، کامران فانی، علی رامین و محسن خلیجی منتشر کردند.

    به هر حال همان گونه که عنوان شد، به این نوع فعالیت هایی که با حمایت مالی عناصر بهایی به سرانجام می رسد باید به دیده ی شک و تردید نگریست و متعجب بود که نهادهای فرهنگی کشور بدون توجه به سابقه ی حسنعلی سودآور وی را در کارهای فرهنگی دخیل می کنند و از پول وی که معلوم نیست از چه راهی کسب شده، استفاده می کنند. بهاییان که دشمنان شناخته شده ی دین مبین اسلام هستند بدون در نظر داشتن منافع مادی و معنوی خود که همانا تحریف تاریخ این سرزمین به نفع بهاییت و نیز وارونه جلوه دادن حقایق تاریخی به همراه معرفی عناصر بدنام ایران زمین که همراه و هم گام با بهاییت هستند دست به فعالیت نخواهند زد و باید دید که در این دانش نامه تا چه حد علایق بهاییان دخالت داده شده است.
    ویرایش توسط عرض از مبدا : دوشنبه ۲۰ شهریور ۹۱ در ساعت ۰۰:۱۵
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  28. 3 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  29. #15
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض فرهنگ، دستاویزی برای بهائیت

    فرهنگ، دستاویزی برای بهائیت


    مسئولان چرا خوابند؟
    تشکیلات بهائیت، تبلیغ را برای همه بهائیان واجب می داند و یک فرد بهائی، مبلغ بهائیت نیز هست. بحث تبلیغ برای بهائیان خیلی جدی است و از ابزارها و روش های مختلفی همچون نشر کتاب و مجلات به زبان های مختلف ـ خودشان ادعا دارند کتاب هایشان را به ۸۰۰ زبان و لهجه ترجمه و منتشر کرده اند ـ تلویزیون، رادیو، ماهواره، اینترنت و حتی اهدای کمک های مالی در تبلیغ فرقه خود استفاده می کنند.

    فرقه ضاله بهائیت از دو روش مستقیم و غیر مستقیم برای تبلیغ استفاده می کند. روش های تبشیری و تخریبی از روش های مستقیم تبلیغ بهائیت است و چاپ کتاب و جزوه، طرح شعارهای جذاب، انتشار زندگی رهبران و تاریخچه بهائیت از روش های تبشیری آنهاست.
    در روش تخریبی، با ایجاد پرسش و طرح شبهات، ذهن مسلمانان و به ویژه شیعیان را مشغول می کنند. همچنین تمسخر و توهین به شخصیت های بزرگ اسلامی و دینی از روش های تخریبی است.

    از آنجایی که طبق دستور بیت العدل لازم است بهائیان مطیع امر حکومت باشند و کاری بر خلاف قوانین کشوری که در آن زندگی می کنند انجام ندهند ـ اگر چه به این امر پایبند نیستند ـ از تبلیغ غیر مستقیم بیشتر استفاده می کنند.

    در روش تبلیغ غیر مستقیم، از تبلیغ عملی استفاده می شود. خوش خلقی، کمک به هم نوعان، سر زدن به بیماران، هدیه فرستادن، ارزان فروشی، دید و بازدید از همسایگان و کمک به اقشار آسیب پذیر برخی از شیوه های بهائیان در تبلیغ عملی است.

    بهائیت در تبلیغ خود، همه گروه های سنی و به ویژه جوانان و نوجوانان را مورد هدف قرار می دهد. افراد کم درآمد و آسیب پذیر نیز از گروه های مورد توجه بهائیت است. از این رو بهائیت، کشور های فقیر آفریقایی و آمریکای لاتین را نیز مورد هدف قرار داده است.

    فقر فرهنگی و ناآشنایی با دین مبین اسلام از عوامل جذب گروه های هدف به فرقه ضاله بهائیت است، همچنین این فرقه ضاله از اباحی گری، ترویج موسیقی، ترویج بی بند و باری و اختلاط میان زن و مرد و شعارهای فریبنده برای جذب افراد استفاده می کند.

    یکی از حوزه هایی که بهائیان برای تبلیغ و ترویج تاریخ ساختگی خودبه آن ورود کردند، حوزه نمایش است. آنها تله تئاترهایی درباره زندگی و اقدامات سران خود از جمله باب، زرین تاج معروف به قره العین، ملامحمد علی(انیس) و . . . ساخته و روی پایگاه های اینترنتی قرار داده اند. از جمله در وبلاگی بهائی به نام"ر.س" تله تئاتری درباره یکی از گروندگان نخستین باب تبلیغ شده است. تله تئاتر" عاشق صادق" خلاصه روایت زندگی ملامحمدعلی زنجانی ملقب به انیس است و در این نمایش به سرگذشت او و ایمانش به باب و در نهایت معدوم شدن وی پرداخته می شود. این تئاتر که به نظر می رسد در ایران ساخته شده باشد، از طریق وب سایت پروژه های بهائی در شبکه جهانی اینترنت قرار گرفته است.

    این تئاتر که تنها با سه بازیگر اجرا شده، سعی در مظلوم نمایی و تقدس زایی برای باب و مریدش دارد. یک بازیگر در نقش ملا محمد علی زنجانی معروف به انیس ظاهر شده و هنر پیشه دیگر، زنی است که سایر شخصیت های زن ومرد را ایفا می کند. راوی هم در کنار این دو، نقش مؤثری دارد. زنان بازیگر این نمایش به تأسی از قره العین، بدون حجاب به نقش آفرینی پرداخته اند.

    درنمایش ضمن بیان وقایع زندگی ملامحمد علی، برحقانیت ومظلومیت و قداست باب و اصالت کتاب او پافشاری می شود و ملامحمد علی به عنوان سمبل شخصی مقاوم در ایمان به باب ستوده می شود. در این میان برای مظلوم نمایی بیشتر، قسمت هایی از تاریخ نادیده گرفته شده ویا تحریف می شود. ملا محمد علی در این تئاتر فردی عارف و خداجوست که کاری به کسی ندارد و تنها می خواهد پیرو باب باشد اما هیچ اشاره ای به فتنه زنجان که محمد علی در آن نقش اصلی داشت، نکرده است. او با آشوبی که به پا کرد، به همراه یارانش بر مسلمین هجوم آورده و طی یک جنگ شهری آنها را کشتند، اموالشان را غارت کردند و شهر را تصرف نمودند. البته او جنایات متعددی مرتکب شده بود از جمله کشتن اسیران و امان خواستگان، سوزاندن اجساد، شکنجه افراد قبل از مرگ و .... .1 امیر کبیر، در این نمایش فردی مستبد نشان داده می شود که بی دلیل و از روی تعصب، حکم به قتل باب و همراه او می دهد. در حالی که در تاریخ ثبت است که آشوب های ممتعدد در مازندران، زنجان و . . . از سوی بابیان صورت می گرفت و به موجب شورش های پی در پی و وقوع جنگ های خونین بر اضطراب مردم هر روز افزوده می شد. باب از درون زندان دائماً، پیروان خود را به شورش ترغیب و تحریص می کرد تا جاییکه کودکان زیادی یتیم و زنانی بیوه و عده زیادی زخمی و کشته می شدند. لذا امیرکبیر، وزیر کاردان ایران برای نجات مردم و کشور از این فتنه ها چاره ای جز اعدام باب ندید.2

    در نمایش به کرات گفته می شود که حکم اعدام باب از پیش تعیین شده بوده و علما حاضر به سخن گفتن با او نشدند و اجازه دفاع از دعاوی اش را به وی ندادند. در حالی که درمجلسی که ولیعهد ترتیب داده بود، علمایی چون ملا محمد مامقاني، حاج ملا محمود نظام العلماء، حاجي ميرزا علي اصغرشيخ الاسلام، ميرزا محسن قاضي، حاج ميرزا عبدالكريم ملاباشي، ميرزا حسن زنوزي ملا باشي(مجتهد شهیرآذربایجان و ناپدری ملامحمد علی)و...ادعاهای باب را مورد بررسی قرار داده و با او مباحثه کرده بودند. باب که از عهده سؤالات بر نیامد ودلیلی برای اثبات ادعاهای خود مطرح نکرد با اندکی تأدیب، توبه نامه ای نوشت و از دعاوی خود دست برداشت. هرچند بهائیان منکر این توبه نامه هستند یا برای توجیه آن دلیل تراشی هایی می کنند اما سند این توبه نامه موجود است و چگونگی رخداد آن در تاریخ ثبت شده است.3 همچنین پیش از اعدام، دوباره مجلسی تشکیل دادند که باز هم باب از عهده مناظره بر نیامد. صبح روز اعدام نیز باب و دو همراهش را نزد مرحوم حاج میرزا باقر مجتهد رئیس علمای اصولی، ملا محمد مامقانی مجتهد رئیس علمای شیخیه و سید علی زنونی بردند، هر سه با وی سخن گفتند و با توجه به مطالبی که از او شنیدند، به کشتن او فتوا دادند.4

    بهائیان معتقدند که فوج مسیحی که مأمور کشتن باب بودند، به دلیل اینکه بار اول، تیر ها به باب و همراهش اصابت نکرد، از ادامه تیر اندازی سر باز زدند و کشتن او را معصیت دانستند. آنگاه مسلمانان آنها را تیر باران کردند. این اعتقاد باطل در این نمایش نیز به تصویر کشیده شده است. در صورتی که واقع امر این است که : متصدی اجرای حکم، فوج سام خان مسیحی آشوری بوده است. در بار اول تیر اندازی، انیس تیر خورد اما طناب باب پاره شد و گریخت و او را در یکی از حجره ها پیدا کردند و دوباره از سوی همان فوج تیرباران شد.5

    ملا محمد علی که باب از او سوءاستفاده کرده بود، پس از تیر خوردن فریاد می زد که:« آقای من، آیا از من راضی شدی؟» این در حالی بود که باب از فرصت پیش آمده برای فرار استفاده کرد! اما در نمایش اشاره ای به این واقعیات نشده است.
    همه عناصر تکنیکی که در نمایش به کار رفته، در راستای تقدس زایی و مظلوم نمایی است. درنور پردازی از رنگ سبز بهره گرفته شده و با نشان دادن شال سبزباب اشاره به سیادت او می شود. در نمایش به گونه ای القا می شود که باب از همه این اتفاقات مطلع بوده و در صحنه پایانی به همراه محمدعلی به بهشت می روند و پایکوبی می کنند. همچنین با بهره گیری از دکلمه و خواندن قسمت هایی از مناجات های باب سعی شده تا هر چه بیشتر با احساسات مخاطب بازی شود.
    این تنها نمونه ای از تلاش بهائیان در پوشش فرهنگ، برای اظهار وجود و معرفی فرقه دروغین خود است. تشکیلات بهائیت با بهره برداری از هنر در زمینه های مجسمه سازی، معماری، نمایش، فیلم ،رسانه و . . . فرقه دست ساز خود را که وابسته به بیگانگان است، تبلیغ می کند. آنها سعی می کنند در حوزه های مختلف فرهنگی نفوذ کرده و مخفیانه و آشکارا در راستای پیشبرد اهداف خود حرکت کنند.
    پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرمایند: «هر کسی بدون علم و دانش کاری انجام دهد، فساد آن کار از منفعتش بیشتر است». از این رو شناخت درست و دقیق گروه های انحرافی و همچنین شناخت راه صحیح مقابله با تبلیغات آنان از وظایف اصلی همه ماست.
    دشمنان با استفاده از این شیوه ها سعی دارند که تعالیمشان را تبلیغ نمایند و افراد را به گمراهی بکشانند. لذا باید هوشيار و مراقب باشيم و آگاهانه عمل کنیم.

    پی نوشت:
    1. زعیم الدوله، مفتاح باب الابواب. ترجمه حسن فرید گلپایگانی، تهران: انتشارات فرخی،ص149-153.
    2. همان.ص154.
    3. فصلنامه مطالعات تاریخی،ویژه نامه بهائیت،سال چهارم،شماره 17، 1386،ص169.
    4. سید محمد باقر نجفی، بهائیان. تهران:طهوری،چ اول، 1357،ص 217-250.
    5. زعیم الدوله،همان،ص163-166.
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  30. 3 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  31. #16
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض دور تازه فعالیت بهائیت در ایران + عکس

    مرکز بهائیت در اسرائیل (هیفا) که همزمان با بیداری اسلامی در ضعیف ترین دوران خود قرار گرفته است با استفاده ابزاری از فرقه های پیش ساخته، به بهائیان ایران دستور داد تا به شکل علنی به فعالیت بپردازند و فعالیت های ضد شیعی خود را افزایش دهند.

    در ماه گذشته نیز یک محقق و پژوهشگر حوزه هشدار داد و گفت: باید هوشیار بود، در برخی از استان های بزرگ کشور همچون خراسان فعالیت وهابیون مشاهده می شود.

    علاوه در خراسان و سیستان بلوچستان فرقه اسماعیلیه نیز فعالیت می کند. فرقه اسماعیله کنونی، درصدد بازیابی هویت خویش است و از آنجایی که ایران روزگاری مرکز فعالیت آنها بوده است، این فرقه به شکل هدفمندی به دنبال بازیابی مراکز خود هستند.

    تصاویر زیری که مشاهده می کنید از برگه های تبلیغاتی است که به تازگی در محله ای در مشهد به دست شهروندان رسیده است.
    یکی از این شهروندان طی مصاحبه با خبرنگار سه نسل گفت: ما تقریبا 10 سال است که در این محل با آنها که تعدادشان 5 یا 6 خانوار است همسایه هستیم اما به تازگی آنها به بهانه های مختلف برای مراسم همسایه ها را دعوت و جوانان را به روش های مختلف به خود جذب می کنند.
    این شهروند مشهدی در ادامه گفت : آنها تواسنته اند با خرید خانه بخشی از این محله را به محله بهائی تبدیل کنند، و ما از تبلیغات آنان روی فرزندانمان بیم داریم.
    یکی دیگر از شهروندان به ما می گوید: من و 2 نفر دیگر از محل، به منزلشان دعوت شدیم و پس از مشاهده ی عکس شخصی که به نظر رهبر این فرقه بود از آنها پرسیدیم که او چه کسی است؟ که در جواب گفتند از اقوام ماست.

    (عکس گرفته شده از برگه ها پخش شده در محله های مشهد)





    [b]قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران داشتن یک عقیده و مرام آزاد ولی اعلان و ابراز آن به منظور تحریف افکار دیگران، جریان سازی و یا تبلیغ و تظاهر به قصد اغواگرای و تشویش اذهان دیگران و عناوین مشابه مجاز نمی داند.

    در سال 87 دادستان کل کشور، در نامه ای به وزیر اطلاعات در خصوص بازداشت چند بهایی، نوشته است که فعالیت های تشکیلات بهائیت در تمامی رده ها و نیز هر تشکیلات جایگزین آن غیر قانونی و ممنوع است.

    البته در همین راستا جمهوری اسلامی ایران می گوید: که بازداشت شهروندان بهایی در چند سال اخیر ارتباطی با عقیده مذهبی آنها ندارد زیرا این فرقه هم اکنون کاملا مورد حمایت آمریکا و اسرائیل است و از آن برای مقابله با اسلام استفاده می شود . بیشترین پیروان آنان در آمریکا قرار دارند و در کشورهایی همچون هند و اندونزی و برخی از کشورهای آمریکای لاتین طرفدارانی دارند . اصولا آنان به وطن اعتقادی ندارند و به اصطلاح «جهان وطنی » اختیار نموده اند . هر چند ادعای عدم دخالت در سیاست دارند، اما به نظر می رسد هدف آنان تشکیل حکومت جهانی بهائی است .

    از مصر هم خبر می رسد هزاران تن از اساتید و دانشجویان دانشگاه الازهر مصر، 8 آبان 90 راهپیمایی بزرگی را علیه وهابیت برگزار کردند.

    اما بهائیت از کجا شروع شد:
    برخی براین باورند که علت ظهور بهائیت فقر و مشکلات اقتصادی بعد از ورشکستگی در جنگهای ایران و روس بود . اما ما بر این عقیده هستیم که بیشتر علل سیاسی و فرهنگی عامل پیدایش بهائیت بوده و فقر و مشکلات اقتصادی تنها زمینه ساز آن بوده است.

    شکست در جنگهای ایران و روس، شکاف عمیقی بین دولت و ملت به واسطه جدا شدن روحانیت از دولت فتحعلی شاه ایجاد نمود . این جدائی تا آخر دوره قاجار دوام داشت و نهضت تنباکو و بعد از آن، انقلاب مشروطه را رقم زد . با جدا شدن روحانیت و ملت از دولت، دربار تحت سیطره روسها و رقیب دیرین آنان، انگلیسها، درآمد . اما ملت اقتدار خویش را حفظ نمود و با کشتن «گریبایدف » نشان داد که ترس و واهمه ای از روسها ندارد . از همینجا بود که روسها به فکر شکستن اقتدار ملت افتادند . به تشخیص درست آنان، نقطه قوت ملت ایران پیروی از نایب امام زمان (عج) بود . بنابراین اگر می توانستند در اعتقاد به آن امام همام شک و تردید ایجاد کنند می توانستند کمر ملت را بشکنند . از این رو با همکاری انگیسی ها به فکر فرقه سازی پیرامون اندیشه مهدویت افتادند.

    در آن شرایط با ضعیف شدن نقش حوزه و ظهور عرفانهای کاذب، زمینه مناسبی به وجود آمد تا فرقه بهائیت که محصول انگلیس و روس است ، در عصر استعمار مستقیم (کلنیونالیسم) شکل گیرد و امروز با پایان یافتن این دوران بازنده اصلی میدان است
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  32. 3 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  33. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    برای اثبات این ادعا نظر شما را به نوشته ای از صبحی ( که در مقالات بعدی توضیح خواهم داد که صبحی که بود

    فضل الله صبحی مهتدی یکی از بانفوذترین مبلغان بهائی بودکه در طی سالهای متمادی وطولانی در فرقه بهائی مشغول به خدمت بوده ، اومسافرتهای زیادی رفته واز شخص عبدالبهاء تشویقنامه ها والواح زیادی دریافت نموده .و کسی بود که در جوار عبدالبهاء به کتابت آنچه عبدالبهاء امر میکردمشغول بود ویکی از مورد اعتمادترین وبهترین یاران عبدالبهاءبه قولخود او بوده است بهائیان او را کاتب وحی مینامیدند ودرنزدعموم بهائیانبی اندازه ارج وقرب داشت وهمه به مقام ومنصب وی غبطه میخوردند .و که مبلغ بزرگ این فرقه بوده به گونه ای از بهائیت بر میگردد و به اسلام میگرود که با استدلالات بسیار ساده اما عمیق به اثباتحقانیت اسلام و بطالت بهائیت پرداخته و هر خواننده با بصیرت و غیر متعصبی را مقر و معترف به حقیقت کلام میکند کتاب سایه به سایه عبد البها نوشته همین فرد است بسیار خواندنی وجذاب است
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  34. 4 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  35. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    قبر بها در اسراییل قبله بهاییان هست.بهاییت در زمان ناصرالدین شاه زمانی که نفوذ انگلیس تو ایران زیاد بود شکل گرفته.مرحوم امیر کبیر برای مبارزه با این فرقه خیلی تلاش کردند.بعداز تبعید میرزا حسینعلی به عراق به دستور ناصر الدین شاه کم کم اجتماعی از بابیان توی خاک عراق ایجاد میشه.مهم ترین کارشونم اذیت شیعیان بوده.طوری که توی ایام عاشورا توی کربلا جشن به راه مینداختن که این سنت بی شرمانه هم ازقره العین به یادگار مانده بوده.
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  36. 3 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  37. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    نظر مقام معظم رهبری درباره بهائیت ـ استفتاء


    حضرت آیت الله امام خامنه ای
    از آنجا که در شهرستان (...) استان فارس تعداد کمی از بهائیان به شغل مغازه داری مشغول شده اند و مردم روزانه با آنها معاشرت و به داد و ستد می پردازند لذا از محضر جنابعالی استدعا می رود به سوالات زیر پاسخ نمائید.

    ۱- آیا بهائیان مسلمان هستند و یا کافر و نجس ؟

    ۲- حکم سلام و دست دادن با آنها چگونه است؟

    ۳- حکم خرید از مغازه آنها و فروش چیزی به آنها چگونه است ؟

    ۴- آیا بر سر سفره ایشان می توان حاضر شد و از غذای این فرقه ضاله خورد ؟

    جواب : جمیع افراد فرقه ضاله بهائی محکوم به کفر و نجاست هستند و از غذا و سایر چیزهایی که با رطوبت مسری در تماس با آنها بوده است باید اجتناب کرد و بر مومنین واجب است که با جیله و فسادگری این فرقه گمراه مقابله کنند .

    لطفا به سؤالات زیر پاسخ فرمائید:

    ۱ – معاشرت و همنشینى و دست دادن دانش ‏آموزان مسلمان با دانش آموزان پیرو فرقه گمراه بهائیت، اعم از این که دختر باشند یا پسر، مکلّف باشند یا غیر مکلّف، در داخل مدرسه یا خارج از آن، در دوران ابتدائى، متوسطه و پیش دانشگاهى، چه حکمى دارد؟

    ۲ – رفتار استادان و مربیان با دانش‏ آموزانى که بهائى بودن خود را آشکار می ‏کنند و یا یقین داریم که بهائى هستند، چگونه بایدباشد؟

    ۳ – استفاده از وسایلى که همه دانش ‏آموزان از آنها استفاده مى‏کنند مانند شیر آب آشامیدنى، شیر توالت و آفتابه آن، صابون و مانند آن، با این که علم به مرطوب بودن دست و بدن داریم، چه حکمى دارد؟

    جواب : همه پیروان فرقه گمراه بهائیت محکوم به نجاست هستند و در صورت تماس آنها با چیزى، مراعات مسائل طهارت در رابطه با آنها، نسبت به امورى که مشروط به طهارت است، واجب است. ولى رفتار مدیران و معلمان و مربیان با دانش‏ آموزان بهائى باید بر اساس مقررات قانونى و اخلاق اسلامى باشد.

    ۴- خواهشمندیم تکلیف مؤمنین را در برخورد با فرقه گمراه بهائیت و آثار حضور پیروان آن در میان جامعه اسلامى، بیان فرمائید؟

    جواب :همه مؤمنین باید با حیله ‏ها و مفاسد فرقه گمراه بهائیت مقابله نموده و از انحراف و پیوستن دیگران به آن جلوگیرى کنند.

    ۵- گاهى بعضى از پیروان فرقه گمراه بهائیت براى ما غذا یا چیز دیگرى مى‏آورند، آیا استفاده از آنها براى ما جایز است؟

    جواب :از هرگونه معاشرت با این فرقه ضالّه مضلّه، اجتناب نمائید.

    ۶ – بهائیان بسیارى در اینجا کنار ما زندگى می ‏کنند که رفت و آمد زیادى در خانه‏هاى ما دارند. عده‏اى مى‏گویند که بهائى‏ها نجس هستند و عده‏اى هم آنها را پاک مى‏دانند. این گروه از بهائى‏ها اخلاق خوبى از خود آشکار مى‏کنند، آیا آنها نجس هستند یا پاک؟

    جواب :آنها نجس و دشمن دین و ایمانِ شما هستند، پس فرزندان عزیزم جدا از آنها بپرهیزید.
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  38. 3 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  39. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    1- طاهر کردن نجاسات در صورتی که آب موجود نبود با گفتن 5 مرتبه " الله اطهر" به طرف شیء نجس، پاک و طاهر می گردد.( صفحه 5 کتاب اقدس)

    2- تحریم نماز جماعت ( در صفحه 5): کتب علیکم صلوه فردی قد رفع حکم الجماعه

    3- تقسیم عجیب ارث و تفاوت میان زن و مرد در سهمیه ارث ( در صفحات 7و 8 ) :

    بهاالله وارث را به هفت طبقه و کل ارث را به 42 سهم به شرح زیر تقسیم کرده است:

    اولاد پسر و دختر 18 سهم 2- شوهر یا زن 5/6 سهم 3- پدر 5/5 سهم 4- مادر 5/4 سهم 5- برادران 5/3 سهم 6- خواهران 5/2 سهم 7- آموزگار 5/1 سهم!!؟(تساوی میان زن و مرد را مشاهده کنید!!؟؟)
    خانه مسکونی و لباسهای مخصوص متوفی فقط به فرزندان پسر می رسد و دختران در آنها حقی ندارند.

    - اگر کسی فوت کرد و فرزندی نداشت تمام ماترک او نصیب بیت العدل ( در حیفای اسرائیل ) می شود!!؟ این یکی خیلی جالبه

    4- زنان شایسته بجا آوردن حج بهائی نیستند: قد حکم الله لمن استطاع منکم حج البیت دون النساء(صفحه 10)

    مطلع باشیدکه حج در نزد بهائیان، زیارت خانه میرزا علی محمد باب!!؟ در شهر شیراز و باغ رضوان در بغداد ( محل اقامت و ادعای نبوت میرزا حسینعلی) و قبله آنان، قبر میرزا حسینعلی در عکای اسرائیل است. یعنی بهائیان دارای دو کعبه هستند!!؟؟

    - بیت العدل محل جمع آوری پول زنا و روابط نامشروع میان زن و مرد به طور نامحدود است.

    من یحزن احدا ان ینفق تسعه عشر مثقالا من الذهب (صفحه 39 )

    اگر فردی را محزون و ناراحت کردید بایستی 19 مثقال طلا انفاق کنید
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  40. 2 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  41. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    به ‏طور کلی بهاییان پس از پیروزی انقلاب به چهار دسته تقسیم شدند:

    1- عده‏ای از آنان دارای مفاسد کلان سیاسی، اقتصادی و اخلاقی بودند که مانند «هژبر یزدانی» و وزرای جاسوس و هنرپیشه‏های فاسد، به آمریکا و غرب فرار کردند. به‏عنوان نمونه «عبدالکریم ایادی» خیلی زودتر از اربابش محمدرضا به غرب پناهنده شد.

    2- جمع کثیری صادقانه پس از افشای ادعاهای دورغین بهاییت توبه نموده و به اسلام بازگشتند.

    3- دسته ی سوم کسانی بودند که هم چنان بر عقاید انحرافی خود پا برجا و بهایی باقی ماندند.

    4- دسته ی چهارم منافقانی بودند که برای حفظ موقعیت‏های شغلی و یا به توصیه ی سرویس‏های اطلاعاتی آمریکا و اسراییل به‏ ظاهر مسلمان شدند تا بتوانند اهداف شوم خود را عملی نموده و پس از نقد کردن اموال غیرمنقول از کشور خارج شوند. بعضی از این افراد نیز هم چنان در کشور ساکن بوده و در راستای منافع آمریکا و اسراییل فعال می‏باشند که چهره ی واقعی بعضی از آنان در دولت صلاحات برملا گردید.
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  42. 2 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  43. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    تا اوایل سال 1362ه.ش. فرقه ی ضاله ی بهاییت بی‏نام و نشان به حیات خود ادامه می‏داد، ولی از اوایل سال 1362ه.ش. در حالی‏ که جنگ تحمیلی عراق برضد ایران ادامه داشت، سربازان گمنام امام زمان(عجلالله*تعالی**تعالی*) متوجه جاسوسی تعدادی از سران و مبلغین بهایی به نفع آمریکا و اسراییل شدند.


    به همین دلیل دادستان کل انقلاب اسلامی در اوایل سال 1362ه.ش. از دستگیری تعدادی از بهاییان به جرم جاسوسی برای بیگانگان خبر داد و هرگونه فعالیت تشکیلاتی این فرقه را در ایران ممنوع و عضویت در فرقه ی ضاله ی بهاییت را جرم، اعلام نمود. به‏ دنبال انحلال فرقه ی ضاله ی بهاییت، محفل ملی بهاییان در تاریخ 12/6/1362 طی اعلامیه‏ای ضمن اعتراض و انتقاد شدید از انحلال این فرقه ی ضاله توسط دادستان انقلاب، خود را از اتهام*های وارد مبرا دانست و تعطیلی فرقه را در ایران به طور رسمی اعلام نمود. در بخشی از اعلامیه*ی یاد شده آمده است:

    «جامعه ی بهاییان ایران برای اثبات حسن نیت و براساس اصول اعتقادی خویش در اطاعت تام از امر دولت و حکومت تعطیلی تشکیلات بهایی را در سراسر ایران اعلام می‏دارد و از این پس تا زمانی که سوء‏تفاهمات برطرف گردد و حقایق روشن شود، کلیه ی محافل روحانیه و لجنات تابعه ی آن‏ها تعطیل است و هیچ فردی عضو تشکیلات بهایی شناخته نمی‏شود.»

    پس از دستگیری جاسوسان بهایی و اعلام انحلال فرقه ی ضاله ی بهاییت از سوی دادستانی انقلاب، رییس جمهور وقت آمریکا «ریگان» به‏رغم پرهیز حساب شده ی قبلی از حمایت رسمی، آشکارا از بهاییان دستگیر شده حمایت نمود و برخورد دادستانی انقلاب با بهاییان را محکوم کرد. امام خمینی(ره) در نطقی کوبنده جواب «ریگان» را چنین دادند:

    «اگر دلیل نداشتیم که بهاییان جاسوس آمریکا هستند مگر طرفداری ریگان از این‏ها و اگر دلیل نداشتیم که حزب توده جاسوس شوروی است. جز طرفداری شوروی از حزب توده برای اثبات مدعای ما کافی بود. بهایی ها یک مذهب نیستند، یک حزب هستند که قبلاً انگلستان حامی این‏ها بوده و حالا آمریکا حامی آن‏هاست این‏ها مثل حزب توده جاسوس هستند.»
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  44. 2 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  45. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    اجرای طرح روحی از سال 1381 به بعد


    این طرح ابتدا توسط یکی از سران بهایی به نام «فرزام ارباب» فرزند «روحی ارباب» در کلمبیا به اجرا درآمد و توانست تعداد زیادی را جذب بهاییت نموده و با سواد نماید. فرزام مؤسسه‏ای به نام «مؤسسه ی روحی» با کمک سازمان ملل در کلمبیا دایر نمود و به لحاظ خدماتی که در این کشور انجام داده بود، مورد تشویق سازمان‏ ملل قرار گرفت. پس از این که دولت خاتمی فضای مناسبی در اختیار آنان قرارداد، بهاییان این طرح را با تغییراتی به ایران وارد و اجرا کردند. پس از تصویب طرح روحی برای تربیت تیوترها و مبلغین در سال 1380ه.ش. 13 نفر از چهره‏های با استعداد بهایی عازم دبی شدند و در آن جا برای اجرای «طرح روحی» توجیه شدند و اولین دوره ی‏ طرح روحی در سال 1381ه.ش. در شیراز به اجرا درآمد.

    دروس طرح آموزشی روحی عموماًٌ دروسی مربوط به نحوه ی برخورد اجتماعی و چگونگی به اصطلاح ابلاغ کلمه و تذکرهای عرفانی و اخلاقی به مبلغین به‏ منظور جذب مسلمین و شیعیان می باشد. بیت‏العدل هدف از طرح روحی را مشارکت مستقیم در ترویج بهاییگری و بهره‏گیری از جریان دخول امواج شیعیان متمایل به بهاییت، افزایش درک بهتر از مقتضیات زمان، تبلیغ بهاییت با نگاهی جدید، افزایش مهارت و توانایی تیوترها و مبلغین در جهت خدمت به افراد متمایل به بهاییت برای جذب آنان بیان کرده است. برای این طرح 7 عنوان کتاب تدوین شد که عبارت اند از:

    - کتاب فضیلت های انسانی؛

    - گفت و گوهای هدفمند؛

    - کتاب کودکان 6 تا 9 سال؛

    - کتاب تاریخ بهایی؛

    - کتاب افراد 10 تا 12 سال؛

    - کتاب راه و روش تبلیغ بهاییت؛

    - کتاب خاص مبلغین (تیوتر ها).

    به خاطر شرایط خاص ایران طرح روحی در اجرا با تغییرات جزیی همراه بود به این نحو که برای 16‏سال به بالا اجرا شد و برای افراد زیر 16 سال 3 کتاب برای تواندهی تدوین و آموزش داده می‏شد. هم چنین از زمان آموزش تئوری کاسته و ضمن آموزش به فعالیت تفریحی آموزشی در پارک‏ها، باغ‏ها و کوه می پردازند.

    هم چنین برای اغراض خاص با مراجعه به بیمارستان‏ها، تیمارستان‏ها، آسایشگاه سالمندان و عیادت و امداد به بیمارانی که در محله‏های فقیرنشین ساکن می‏باشند و حتی کمک به شیرخوارگاه‏ها و مددجویان معتاد اقدام می*نمایند تا هم چهره ی استعماری و فاسد خود را ترمیم نموده و هم اقشار محروم را جذب نمایند.
    ویرایش توسط مرصاد العباد : دوشنبه ۲۰ شهریور ۹۱ در ساعت ۱۱:۱۸
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  46. 2 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  47. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    بهاییت پس از حاکمیت مجدد اصول گرایان، شیطنت و اعمال خائنانه ی خود را تشدید نمود تا این که در تاریخ 25/2/87 به دستگیری 7 نفر از یاران ملی به نام‏های جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم، مهوش ثابت و فریبا کمال آبادی منجر گردید. در هر صورت دستگیر شدگان از تاریخ 22/10/88 تا 24/3/89 در 6 جلسه محاکمه، ابتدا به 20 سال حبس محکوم شدند که اخیراً به 10 سال کاهش یافته است.

    با دستگیری این افراد، فعالیت ضداسلامی و ضدایرانی بهاییان به‏ خصوص در اینترنت و شبکه های ماهواره‏ای و نهادهای به ‏اصطلاح حقوق بشری چند برابر شد. «مجمع عمومی سازمان ملل» نیز در تاریخ 29/8/88 در قطعنامه ای به دفاع از بهاییان و آشوبگران پس از انتخابات پرداخت. این قطعنامه توسط «دیان علایی» و «بانی دوگال» -نماینده ی جامعه ی بهاییت- و دولت کانادا برضد جمهوری اسلامی ایران در کمیته ی سوم مجمع سازمان ملل به رأی گذاشته شد که از 181 کشور شرکت کننده، 74 کشور رأی مثبت، 48 کشور مخالف و 59 کشور رأی ممتنع دادند.

    متأسفانه عربستان تنها کشور مسلمانی بود که به قطعنامه ی حمایت از بهاییان رأی مثبت داد.
    در این قطعنامه به طور مشروح به موارد نقض حقوق بهاییان و دستگیری و بازداشت 7 نفر از «یاران ملی» اعتراض شده و ایران را به عنوان ناقض حقوق بشر معرفی کردند. «دوگال» نماینده ی جامعه ی جهانی در سازمان ملل مدعی شد این قطعنامه در 25 سال اخیر از شدید اللحن ترین قطعنامه ها برضد جمهوری اسلامی بوده است.
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  48. 2 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  49. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    تشکیلات بهاییان ایران، کل کشور را به 14 منطقه تقسیم نموده و برای هر یک از مناطق رابطی به نام «رابطین ملی» تعیین کرده است. در این 14‏منطقه تا کنون 119 مرکز شناسایی شده که در رأس هر مرکز 3 تیوتر قرار دارد. هر تیوتر یا راهنما می‏تواند تا 16‏حلقه ی مطالعاتی تشکیل دهد. نکته ی جالب و مهم این است که هویت افراد جذب شده در جلسات دعا و حلقه‏های مطالعاتی باید محرمانه و مکتوم بماند و حتی افراد غیرمسؤول بهایی در جریان قرار نمی‏گیرند. عوامل اجرایی طرح روحی و تیوترها با کمک یاران ملی و خادمین محلی به صورت زیرزمینی و مخفی، حالتی تهاجمی گرفته و با سه حربه ی اساسی و اصلی یعنی سکس در میان جوانان مجرد، کمک مالی در میان اقشار محروم و پرجمعیت و روی خوش و تملق و چاپلوسی در میان افرادی که کسی آن‏ها را تحویل نمی‏گیرد، مشغول فساد اعتقادی و اخلاقی جامعه می‏باشند.

    طبق بررسی صورت گرفته در سال 1383ه.ش. فعالیت تیوترها به اوج خود رسید و در مناطق 14 گانه‏، تعداد تیوترها که متأسفانه بعضی از آن‏ها جوانان گول خورده ی مسلمان بودند به صورت تصاعدی افزایش یافت. طبق آمار خود بهاییان در سطح کشور 24 هزار تیوتر تربیت شد یعنی هر بهایی یا مسلمان جذب شده که طرح روحی و آموزش کتب هفت‏گانه را گذرانده بود، آمادگی لازم جهت تبلیغ بهاییت را به‏ دست آورد. البته بهاییان در ارایه*ی آمار همیشه اغراق می‏کنند
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  50. 3 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  51. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۲۷
    محل سکونت
    دنياي غفلت!مزرعه آخرت!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,331
    امتیاز : 50,432
    سطح : 100
    Points: 50,432, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,946
    تشکر شده 10,894 در 2,237 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام به اينجا سر بزنين.

    http://www.rahpouyan.us/fa.htm
    قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّي اللهُ عليهِ وَآلِه:
    كسي كه در نوشته ای صلوات بر من را بنویسد، تا زماني كه نام من در آن نوشته باشد فرشتگان براي او استغفار مي كنند.
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

    خوشا به حال کربلاییت....شش گوشه را طواف میکنی و عاشقی..
    کل یوم عاشورا یعنی هر روز تو و هر لحظه ات...
    و کل ارض کربلا یعنی دل تو ،یعنی هرجا تو باشی و دلت...دعایم کن...که محتاجم یا صاحب الزمان عج...

    الهي... هب لي كمال الانقطاع اليك و انرابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك...
    اگر ميخواهيد که به
    کمال انقطاع الیک برسيد بايد از چیزایی که دوست دارید در راه خدا انفاق کنيد.


  52. 3 کاربر از پست مفید يگاااانه! تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مصباح دین (آشنایی با حضرت علامه مصباح یزدی (حفظه الله))
    توسط منتظر 284 در انجمن شخصیت های مذهبی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۱۳ اسفند ۹۴, ۱۶:۴۰
  2. نوا و نمای کربلایی / مرتبط با سفر معنوی کربلا
    توسط رهپوی وصال در انجمن نوا و نمای مذهبی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: شنبه ۲۷ آبان ۹۱, ۰۳:۰۷
  3. بچه های راهنمایی شاهد
    توسط beynolmelal2002 در انجمن دانش آموزی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه ۰۱ مرداد ۹۱, ۰۸:۵۹
  4. چیزهایی که هرگز نمی تونست
    توسط منتظر 284 در انجمن سرگرمي و طنز
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۱, ۱۲:۱۷
  5. فراغت دانشجویی!!!
    توسط علی در انجمن دانشجویی
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۲۷ مهر ۹۰, ۲۰:۲۶

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1