کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: سیاست رضوی

  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض سیاست رضوی

    یا زهرا

    قبل از سفر مشد داشتم تند تند وسایلمو می بستم یه دونه از این کتابا که قطعه پالتویی بود رو برداشتم که تا مشد بخونمش . فقط فهمیدم کتابه ب امام رضا ربط داره .
    .
    .
    خلاصه بین راه کتابه رو وا کردم و شروع کردم خوندن .. خوندم و خوندم!! یهو جلو رو خودم یه امام رضایی رو دیدم که هیچ وخ اینجور نشناخته بودمش .اصلا به امام تو این بُعد توجه نکرده بودم . بُعد سیاسی !!

    خلاصه کار به یه جایی کشید که زیارت ما با یه نگاه نو یه جوری شد که به عمرم یادم نمیاد این مدل زیارتا !! انگار اولین بارم بود می رفتم محضرش ..

    .. واقعا در محضر بودم و یه حسایی که گفتن نداره باید لمس کرد.. بهشت !

    از هر بُعد که بشناسیش یه مدل معرفتت به امام رشد می کنه و وارد حریم ولایت می شی ..

    فعلا بُعد سیاسی باشد آغاز راه ..

  2. 4 کاربر از پست مفید مشكات نياز تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض مبارزه حاد سیاسی

    یا زهرا

    زندگی امام هشتم(ع) که قریب بیست‏ سال از این دوره تعیین‏ کننده و مهم را فرا گرفته از جمله برجسته‏ ترین بخش های آن است که بجاست درباره آن تامل و تحقیق لازم بکار رود.

    این‏ مبارزه ‏بزرگترین هدفش تشكیل نظام اسلامی و تاسیس حكومتی بر پایه امامت ‏بود.

    تاریخ نتوانسته است ترسیم روشنی از دوران ده‏ ساله زندگی امام هشتم در زمان هارون و بعد از او در دوران پنج‏ساله‏ جنگهای‏ داخلی‏ میان‏ خراسان و بغداد به ما ارائه كند. اما به تدبر می‏ توان فهمید كه امام هشتم در این دوران همان مبارزه دراز مدت اهل بیت علیهم‏ السلام، را كه در همه اعصار بعد از عاشورا استمرار داشته با همان جهت‏ گیری و همان اهداف ادامه می‏ داده است.

    هنگامی كه مأمون در سال صد و نود و هشت از جنگ قدرت با امین فراغت‏ یافت و خلافت‏ بی‏ منازع را به چنگ آورد یكی از اولین تدابیر او حل مشكل علویان و مبارزات تشیع بود، او برای این منظور، تجربه همه خلفای سلف خود را پیش چشم داشت.

    http://shamstoos.ir/

  4. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض دعوت امام هشتم از مدینه به خراسان

    یا زهرا

    او( مامون ) می‏ دید كه سطوت و حشمت هارونی حتی با به ‏بندكشیدن طولانی و بالاخره مسموم كردن امام هفتم در زندان هم نتوانست از شورشها و مبارزات سیاسی، نظامی، تبلیغاتی و فكری شیعیان مانع شود.

    او اینك در حالی كه از اقتدار پدر و پیشینیان خود نیز برخوردار نبود و بعلاوه بر اثر جنگهای داخلی میان بنی عباس، سلطنت عباسی را در تهدید مشكلات بزرگی مشاهده می‏ كرد بی‏ شك لازم بود به خطر نهضت علویان به چشم جدی‏ تری بنگرد. شاید مأمون در ارزیابی خطر شیعیان برای دستگاه خود واقع‏بینانه فكر می‏ كرد. گمان زیاد بر این است كه فاصله پانزده ساله بعد از شهادت امام هفتم تا آن روز و بویژه فرصت پنج‏ساله جنگهای داخلی، جریان تشیع را از آمادگی ‏بیشتری ‏برای‏ برافراشتن ‏پرچم حكومت ‏علوی ‏برخوردار ساخته بود.

    مأمون این خطر را زیركانه حدس زد و درصدد مقابله با آن برآمد و به دنبال همین ارزیابی و تشخیص بود كه ماجرای دعوت امام هشتم از مدینه به خراسان و پیشنهاد الزامی ولیعهدی به آن حضرت پیش آمد و این حادثه كه در همه دوران طولانی امامت كم‏ نظیر و یا در نوع خود بی‏ نظیر بود تحقق یافت.

  5. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض حادثه ولیعهدی

    یا زهرا


    در این حادثه امام هشتم علی‏ بن موسی‏ الرضا علیه‏ السلام، در برابر یك تجربه تاریخی عظیم قرار گرفت و در معرض یك نبرد پنهان سیاسی كه پیروزی یا ناكامی آن می‏ توانست‏ سرنوشت تشیع را رقم بزند، واقع شد.

    دراین نبرد رقیب كه ابتكار عمل را به دست داشت و با همه امكانات به میدان آمده بود مأمون بود. مأمون با هوشی سرشار و تدبیری قوی و فهم و درایتی‏ بی‏ سابقه‏ قدم در میدانی نهاد كه اگر پیروز می‏ شد و می‏ توانست آنچنان كه برنامه‏ ریزی كرده بود كار را به انجام برساند، یقینا به هدفی دست می‏ یافت كه از سال چهل هجری یعنی از شهادت علی‏ بن ابی‏ طالب علیه‏ السلام، هیچ یك از خلفای‏ اموی و عباسی با وجود تلاش خود نتوانسته بودند به آن دست‏ یابند، یعنی می‏ توانست درخت تشیع را ریشه‏ كن كند و جریان معارضی راكه همواره همچون خاری در چشم سردمداران خلافتهای طاغوتی فرو رفته بود به كلی نابود سازد.

    اما امام هشتم با تدبیری الهی بر مأمون‏ فائق آمد و او را در میدان نبرد سیاسی كه خود به وجود آورده بود به ‏طور كامل شكست داد و نه فقط تشیع، ضعیف یا ریشه‏ كن نشد بلكه حتی‏ سال‏ دویست و یك هجری، یعنی سال ولایتعهدی آن حضرت، یكی از پربركت‏ ترین‏ سالهای‏ تاریخ ‏تشیع شد و نفس تازه‏ ای در مبارزات علویان دمیده شد؛ و این همه به بركت تدبیر الهی امام هشتم و شیوه حكیمانه‏ ای بود كه‏ آن‏ امام ‏معصوم ‏در این آزمایش بزرگ از خویشتن نشان داد.

    اما چطور ؟!

  6. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض سیاست حرفه ای مامون

    یا زهرا

    مأمون‏ از دعوت ‏امام‏ هشتم‏ به ‏خراسان چند مقصود عمده را تعقیب می‏ كرد:

    اولین و مهمترین آنها، تبدیل صحنه مبارزات حاد انقلابی شیعیان به عرصه‏ فعالیت‏ سیاسی‏ آرام‏ و بی‏ خطر بود. همان‏ طور كه گفتم شیعیان در پوشش‏ تقیه،مبارزاتی خستگی‏ ناپذیر و تمام نشدنی داشتند، این مبارزات كه با دو ویژگی همراه بود، تاثیر توصیف‏ناپذیری‏ در برهم زدن بساط خلافت داشت، آن دو ویژگی، یكی مظلومیت‏ بود و دیگری قداست.

    شیعیان با اتكاء به این دو عامل نفوذ، اندیشه شیعی را كه همان تفسیر و تبیین اسلام از دیدگاه ائمه اهل‏ بیت است، به زوایای دل و ذهن مخاطبان‏ خود می‏ رساندند و هركسی‏ را كه از اندك آمادگی برخوردار بود، به آن طرز فكر متمایل و یا مؤمن می‏ ساختند و چنین بود كه دائره تشیع، روز به روز در دنیای اسلام گسترش‏ می‏ یافت و همان مظلومیت و قداست‏ بودكه با پشتوانه تفكر شیعی اینجا و آنجا در همه دورانها قیامهای مسلحانه و حركات‏ شورشگرانه‏ را بر ضد دستگاههای ‏خلافت ‏سازماندهی می‏ كرد.

    مأمون می‏ خواست‏ یكباره آن خفا و استتار را از این جمع مبارز بگیرد و امام را از میدان مبارزه انقلابی به میدان‏ سیاست‏ بكشاندو به این وسیله كارایی‏ نهضت‏ تشیع‏راكه بر اثر همان استتار و اختفا روز به روز افزایش یافته بود به صفر برساند. با این كار مأمون آن دو ویژگی مؤثر و نافذ را نیز از گروه علویان می‏ گرفت زیرا جمعی ‏كه‏ رهبرشان ‏فرد ممتاز دستگاه خلافت و ولیعهد پادشاه مطلق‏ العنان وقت‏ و متصرف در امور كشور است نه مظلوم است و نه آن چنان مقدس.

    این تدبیر می‏ توانست فكر شیعی را هم در ردیف بقیه عقاید و افكاری كه درجامعه طرفدارانی داشت قرار دهد و آن‏ را از حد یك تفكر مخالف دستگاه كه اگرچه از نظر دستگاهها ممنوع و مبغوض ‏است ‏از نظر مردم بخصوص ضعفا پرجاذبه و استفهام برانگیز است ‏خارج سازد.

    دوم، تخطئه مدعای تشیع مبنی بر غاصبانه بودن خلافتهای اموی و عباسی و مشروعیت دادن به این خلافتها بود، مأمون با این كار به همه شیعیان ‏مزورانه ‏ثابت‏ می‏ كرد كه ‏ادعای غاصبانه‏ و نامشروع بودن خلافتهای مسلطكه همواره‏ جزء اصول اعتقادی شیعه به حساب می‏ آمده است ‏یك حرف بی‏ پایه و ناشی از ضعف و عقده های حقارت بوده است، چه اگر خلافتهای دیگران نامشروع و جابرانه بود خلافت مأمون هم‏ كه جانشین‏ آنهاست ‏می‏ باید نامشروع و غاصبانه باشد و چون علی‏ بن‏ موسی الرضا علیه‏ السلام، با ورود در این دستگاه و قبول جانشینی مأمون او را قانونی و مشروع دانسته پس باید بقیه‏ خلفا هم از مشروعیت ‏برخوردار بوده ‏باشند و این، نقض همه ادعاهای شیعیان است، با این كار نه فقط مأمون از علی‏ بن موسی‏ الرضا علیه‏ السلام، بر مشروعیت‏ حكومت ‏خود و گذشتگان اعتراف می‏ گرفت‏ بلكه یكی از اركان اعتقادی تشیع یعنی ظالمانه بودن پایه حكومتهای قبلی را نیز درهم می‏ كوبید.

    علاوه بر این ادعای دیگر شیعیان مبنی بر زهد و پارسایی و بی‏ اعتنایی ائمه به ‏دنیانیزبا این كار نقض می‏ شد كه‏ آن‏ حضرات‏ فقط در شرایطی كه به دنیا دسترسی نداشته‏ اند نسبت ‏به آن زهد می‏ ورزیدند و اكنون كه درهای به شت دنیا به روی آنان باز شد به ‏سوی آن شتافتند ومثل دیگران خود را از آن متنعم كردند.

    سوم، اینكه‏ مأمون‏ با این كار، امام را كه‏ همواره‏ یك‏ كانون‏ معارضه‏ و مبارزه بود در كنترل دستگاههای خود قرار می‏ داد. به جز خود آن حضرت، همه سران و گردنكشان و سلحشوران علوی را نیز در سیطره خود درمی‏ آورد و این موفقیتی بود كه هرگز هیچ یك از اسلاف مأمون چه بنی‏ امیه و چه بنی‏ عباس بر آن دست نیافته بودند.

    چهارم، اینكه امام را كه یك عنصر مردمی و قبله امیدها و مرجع سؤالها و شكوه ها بود در محاصره ماموران حكومت‏ قرار می‏ داد و رفته رفته رنگ مردمی بودن را از او می‏ زدود و میان او و مردم و سپس میان او و عواطف و محبتهای مردم فاصله می‏ افكند.

    پنجم، این بود كه با این‏ كار برای خود وجهه و حیثیتی معنوی كسب می‏ كرد. طبیعی بود كه در دنیای آن روز همه او را بر اینكه فرزندی از پیغمبر و شخصیتی مقدس و معنوی را به ولیعهدی خود برگزیده و برادران و فرزندان خود را از این امتیاز محروم ساخته است، ستایش كنند و همیشه چنین است كه نزدیكی دینداران به دنیاطلبان از آبروی دینداران می‏ كاهد و بر آبروی دنیاطلبان می‏ افزاید.

    ششم، آنكه در پندار مأمون، امام با این‏ كار به یك توجیه‏ گر دستگاه خلافت‏ بدل می‏ گشت، بدیهی است‏ شخصی در حد علمی و تقوایی امام باآن‏ حیثیت‏ وحرمت‏ بی‏ نظیری كه وی به عنوان فرزند پیامبر در چشم همگان داشت اگر نقش توجیه حوادث را در دستگاه حكومت‏ بر عهده می‏ گرفت هیچ نغمه مخالفی نمی‏ توانست‏ خدشه‏ ای بر حیثیت آن دستگاه وارد سازد، این خود در حكم حصار منیعی بود كه می‏ توانست همه خطاها و زشتی های دستگاه خلافت را از چشمها پوشیده بدارد.

  7. کاربر روبرو از پست مفید مشكات نياز تشکر کرده است .


  8. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض سیاستها و تدابیر امام

    یا زهرا

    همش برام سوال بود چطور امام راحت اومدن خراسان !!

    1. هنگامی که امام را از مدینه به خراسان دعوت کردند آن حضرت فضای مدینه را از کراهت و نارضایی خود پر کرد، به طوری که همه کس در پیرامون امام یقین کردند که مأمون با نیت‏ سوء حضرت‏ را از وطن خود دور می‏ کند، امام بد بینی خود به مأمون را با هر زبان ممکن به همه گوشها رساند، در وداع با حرم پیغمبر، در وداع با خانواده‏ اش، در هنگام خروج از مدینه، در طواف کعبه که برای وداع انجام می‏ داد، با گفتار و رفتار با زبان دعا و زبان اشک، بر همه ثابت کرد که این سفر، سفر مرگ اوست، همه کسانی‏ که باید طبق انتظار مأمون نسبت‏ به اوخوش‏ بین و نسبت‏ به امام به خاطر پذیرش پیشنهاد او بدبین می‏ شدند در اولین لحظات این سفر دلشان از کینه مأمون که امام عزیزشان را این‏ طور ظالمانه از آنان جدا می‏ کرد و به قتلگاه می‏ برد لبریز شد.


  9. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    یا زهرا


    2.
    هنگامی که در مرو پیشنهاد ولایتعهدی آن حضرت مطرح شد حضرت بشدت استنکاف کردند و تا وقتی مأمون صریحا آن حضرت را تهدید به قتل نکرد، آن را نپذیرفتند. این مطلب همه‏ جا پیچید که علی‏ بن موسی‏ الرضا علیه‏ السلام، ولیعهدی و پیش از آن خلافت را که مأمون به او با اصرار پیشنهاد کرده بود نپذیرفته است، دست‏ اندرکاران امور که به ظرافت تدبیر مأمون واقف نبودند ناشیانه عدم قبول امام را همه‏ جا منتشر کردند حتی فضل‏ بن سهل در جمعی از کارگزاران و ماموران حکومت گفت من هرگز خلافت را چنین خوار ندیده‏ ام امیرالمؤمنین آن را به علی‏ بن موسی‏ الرضا علیه‏ السلام، تقدیم می‏ کند و علی‏ بن موسی دست رد به سینه او می‏ زند.

    خود امام در هر فرصتی، اجباری بودن این منصب را به گوش این و آن می‏ رساندوهمواره می‏ گفت من تهدید به قتل شدم تا ولیعهدی را قبول کردم. طبیعی بود که این سخن همچون عجیب‏ترین پدیده سیاسی، دهان به دهان و شهر به شهر پراکنده شود و همه آفاق اسلام در آن روز یا بعدها بفهمند که در همان زمان که کسی مثل مأمون فقط به دلیل آنکه از ولیعهدی برادرش امین عزل شده است‏ به جنگی چند ساله دست می‏ زند و هزاران نفر از جمله برادرش امین را به خاطر آن به قتل می‏ رساند و سر برادرش را از روی خشم شهر به شهر می‏ گرداند کسی مثل‏ علی‏ بن‏ موسی‏ الرضا علیه‏ السلام، پیدا می‏ شودکه به ولیعهدی با بی‏ اعتنایی نگاه می‏ کند و آن را جز با کراهت و در صورت تهدید به قتل نمی‏ پذیرد.




    مقایسه ‏ای که از این رهگذر میان امام‏ علی‏ بن‏ موسی‏ الرضا علیه‏ السلام، و مأمون عباسی در ذهنها نقش می‏ بست درست عکس آن چیزی را نتیجه می‏ داد که مأمون به خاطر آن سرمایه‏ گذاری کرده بود.

  10. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    یا زهرا

    منو سر و ته هم کنن همچین شرطی یادم نمیاد !! اصلا واس همینه نشدم امام رضا


    3. با اینهمه علی‏ بن موسی‏ الرضا علیه‏ السلام،فقط بدین‏ شرط ولیعهدی را پذیرفت که در هیچ یک از شؤون حکومت دخالت نکند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد و مأمون که فکر می‏ کرد فعلا در شروع کار این شرط قابل تحمل است و بعدا بتدریج می‏ توان امام را به صحنه فعالیتهای خلافتی کشانید، این شرط را از آن حضرت قبول کرد، روشن است که با تحقق این شرط، نقشه مأمون نقش برآب می‏ شد و بیشتر هدفهای او برآورده نمی‏ گشت.

    امام در همان حال که نام ولیعهد داشت و قهرا از امکانات دستگاه خلافت‏ نیز برخوردار بود چهره‏ ای به خود می‏ گرفت که گویی با دستگاه خلافت، مخالف و به آن معترض است، نه امری نه نهی نه تصدی مسؤولیتی، نه قبول شغلی، نه دفاعی از حکومت و طبعا نه هیچ‏ گونه توجیهی برای کارهای آن دستگاه.

    روشن است که عضوی در دستگاه حکومت که چنین با اختیار و اراده خود، از همه مسؤولیتها کناره می‏ گیرد، نمی‏ تواند نسبت‏ به آن دستگاه صمیمی و طرفدار باشد، مأمون بخوبی این نقیصه را حس می‏ کرد و لذا پس از آنکه کار ولیعهدی انجام گرفت‏ بارها درصدد برآمد امام را بر خلاف تعهد قبلی با لطائف‏الحیل به مشاغل خلافتی بکشاند و سیاست مبارزه منفی امام را نقض کند، اما هر دفعه امام هوشیارانه نقشه او را خنثی می‏ کرد.

    یک نمونه همان است که معمربن خلاد از خود امام هشتم نقل می‏ کند که مأمون به امام می‏ گوید : اگر ممکن است‏ به کسانی که از او حرف شنوی دارند در باب مناطقی که اوضاع آن پریشان است، چیزی بنویس و امام استنکاف می‏ کند و قرار قبلی که همان عدم دخالت مطلق است را به یادش می‏ آورد و نمونه بسیار مهم و جالب دیگر ماجرای نماز عید است که مأمون به این به انه«که مردم قدر تو را بشناسند و دلهای آنان آرام گیرد»، امام را به امامت نماز عید دعوت می‏ کند، امام استنکاف می‏ کند و پس از اینکه مأمون اصرار را به نهایت می‏ رساند امام به این شرط قبول می‏ کند که نماز را به شیوه پیغمبر و علی‏ بن ابی‏ طالب به جا آورد و آنگاه امام از این فرصت چنان به ره‏ ای می‏ گیرد که مأمون را از اصرار خود پشیمان می‏ سازد و امام را از نیمه‏ راه نماز برمی‏ گرداند، یعنی بناچار ضربه‏ ای دیگر بر ظاهر ریاکارانه خود وارد می‏ سازد.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1