کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 41
  1. #1
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-دی-۱۹
    محل سکونت
    خیلی دور از اقا (شیراز)
    نوشته ها
    9
    امتیاز : 2,751
    سطح : 32
    Points: 2,751, Level: 32
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocialCreated Blog entryTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 27
    تشکر شده 11 در 6 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض بازی داستان سازی(حتما بیاید داخل)

    داستان سازی


    بغلی بگیر ...


    نوع پیشرفته جمله سازی، بیشتر سرگرمی آدم هایی است که فیلم و داستان را با جدیت بیشتری دنبال می کنند. منطق بازی از این قرار است که نفر اول یک جمله می گوید که کشش و ظرفیت ادامه دار شدن را دارد. نفر بعدی یک جمله با ربط به آن می گوید و همین داستان همینطوری دست به دست می شود.

    شرط ادامه بازی، هوشمندی در به کار گیری جملاتی است که بتوان داستان را با آنها ادامه داد و در ادامه منطقی جمله قبلی باشد.

  2. 4 کاربر از پست مفید امین محمدی تشکر کرده اند .


  3. #2
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-دی-۱۹
    محل سکونت
    خیلی دور از اقا (شیراز)
    نوشته ها
    9
    امتیاز : 2,751
    سطح : 32
    Points: 2,751, Level: 32
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocialCreated Blog entryTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 27
    تشکر شده 11 در 6 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود

  4. 3 کاربر از پست مفید امین محمدی تشکر کرده اند .


  5. #3
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۰
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    255
    امتیاز : 1,787
    سطح : 24
    Points: 1,787, Level: 24
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 20.0%
    افتخارات:
    7 days registeredSocial1000 Experience Points
    تشکر کردن : 381
    تشکر شده 198 در 93 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یه روز چشمام باز کردم
    نور چشمام میزد
    بوی دریا رو میشد حس کرد
    لاک سنگین و استخونیم تکون دادم و از زیر شن ها اومدم بیرون
    هرچی گشتم مامان نبود
    ولی .... .
    بعدی بگو

  6. 3 کاربر از پست مفید *لاله سبز* تشکر کرده اند .


  7. #4
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-دی-۱۹
    محل سکونت
    خیلی دور از اقا (شیراز)
    نوشته ها
    9
    امتیاز : 2,751
    سطح : 32
    Points: 2,751, Level: 32
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocialCreated Blog entryTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 27
    تشکر شده 11 در 6 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مامانم رفته بوده دریا برای من غذا پیدا کنه
    ولی یه کوسه ی بد جنس ...

  8. کاربر روبرو از پست مفید امین محمدی تشکر کرده است .


  9. #5
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۰
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    255
    امتیاز : 1,787
    سطح : 24
    Points: 1,787, Level: 24
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 20.0%
    افتخارات:
    7 days registeredSocial1000 Experience Points
    تشکر کردن : 381
    تشکر شده 198 در 93 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    هیییی عییییییییی
    اره دیگه
    نبود
    یکی بغل دستم وایساده بود
    شبیه خودم بود

  10. کاربر روبرو از پست مفید *لاله سبز* تشکر کرده است .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    وسط روضه ی تو قد کشیدم...
    جنسيت
    برادر
    سن
    -2013
    نوشته ها
    2,747
    امتیاز : 45,889
    سطح : 100
    Points: 45,889, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Recommendation Second ClassCreated Album picturesCreated Blog entrySocialYour first Group
    تشکر کردن : 12,627
    تشکر شده 9,638 در 2,254 پست
    حالت من : Vaaaaay
    نوشته های وبلاگ
    9
    مخالفت
    339
    مخالفت شده 117 در 80 پست

    پیش فرض

    این مبحث هم مثبت 18+.
    به درد ما نمی خوره...
    عَلَیکَ بِالأَحداثِ




    __________________________________________________ __________________________________________________ _________________
    و
    کلبهم باسط ذراعیه بالوصید...سوره : الكهف آیه18 :
    مدیون حسینیم. مجنون اباالفضل. محزون زینب

    لن تسبى زينب مرتين

  12. کاربر روبرو از پست مفید آ میز ممد حسین تشکر کرده است .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۰
    محل سکونت
    خوش بحال اون کبوتر که خونش بین...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,534
    امتیاز : 23,941
    سطح : 94
    Points: 23,941, Level: 94
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 409
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsOverdriveTagger Second Class
    تشکر کردن : 9,180
    تشکر شده 15,095 در 4,101 پست
    حالت من : Khejalati
    مخالفت
    71
    مخالفت شده 55 در 39 پست

    پیش فرض

    یکی بود یک نبود زیر گنبد کبود هیچکس نبود!
    داستان ما به سر رسید چون زیر گنبد کبود هیچکس نبود
    حتی کلاغی هم وجود نداشت که بخواد بخونش برسه یا نرسه!

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله من اول الدنيا الي فنائها و من الاخره الي بقائها،
    الحمدلله علي كل نعمه و استغفرالله من كل ذنب و اتوب اليه و هو ارحم الراحمين..




  14. کاربر روبرو از پست مفید A pLaneT L aLOne I تشکر کرده است .


  15. کاربران زیر با پست جناب A pLaneT L aLOne I مخالفت نموده اند:


  16. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مهر-۱۴
    محل سکونت
    فعلا ایران...
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,047
    امتیاز : 10,036
    سطح : 66
    Points: 10,036, Level: 66
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,800
    تشکر شده 3,467 در 1,288 پست
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 70 در 39 پست

    پیش فرض

    بچه ها مبحث بهم نزنین لطفا!!!
    کلاس منظم باشه
    داریم بازی میکنیم
    من ادامه میدم.........
    .
    .
    .
    اونیکه بغل دستم وایساده بود............البته بعدها فهمیدم که داداشمه!!!
    دست همو گرفتیم و رفتیم سمت نور...........سمت دریا
    بخاطر همه ی داده و نداده هات خدایا شکرت....خدایا شکرت.....خدایا شکرت.

  17. کاربر روبرو از پست مفید سرمه تشکر کرده است .


  18. #9
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-آذر-۲۱
    محل سکونت
    تهران
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1994
    نوشته ها
    421
    امتیاز : 3,364
    سطح : 36
    Points: 3,364, Level: 36
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocial3 months registered
    تشکر کردن : 354
    تشکر شده 619 در 280 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 11 در 8 پست

    پیش فرض

    صدای زیبای موج ،تصویر زیبای تابش نور خورشید روی آب دریا تصویر زیبایی را به نمایش گذاشته بود
    برادر به خواهرش گفت....

  19. #10
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-آذر-۲۴
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2
    امتیاز : 926
    سطح : 16
    Points: 926, Level: 16
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    500 Experience Points1 year registered
    تشکر کردن : 3
    تشکر شده 6 در 2 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    بیا به دریا بزنیم...

  20. #11
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-آذر-۲۱
    محل سکونت
    تهران
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1994
    نوشته ها
    421
    امتیاز : 3,364
    سطح : 36
    Points: 3,364, Level: 36
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocial3 months registered
    تشکر کردن : 354
    تشکر شده 619 در 280 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 11 در 8 پست

    پیش فرض

    دست در دست هم به سمت آب رفتند...

  21. #12
    smh
    smh آنلاین نیست.
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-آبان-۰۸
    محل سکونت
    کنار گنبد امام مهربانی
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    507
    امتیاز : 4,834
    سطح : 44
    Points: 4,834, Level: 44
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Created Blog entryTagger First Class5000 Experience PointsRecommendation Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 761
    تشکر شده 446 در 282 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    34
    مخالفت شده 20 در 13 پست

    پیش فرض

    همان کوسه که مادرشان راخورده بود آنها هم خورد ولی اونا توی گلوی کوسه گیر کردند کوسه هم مرد و اینگونه بامرگ خود انتقام مادرشون رو گرفتند.

    اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای

  22. #13
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-آذر-۲۱
    محل سکونت
    تهران
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1994
    نوشته ها
    421
    امتیاز : 3,364
    سطح : 36
    Points: 3,364, Level: 36
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocial3 months registered
    تشکر کردن : 354
    تشکر شده 619 در 280 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 11 در 8 پست

    پیش فرض

    بعد آب کوسه را به ساحل کشاند وآن ها توانستند از دهان کوسه خود را خارج کنندو نجات پیدا کنند

  23. کاربر روبرو از پست مفید hosein1 تشکر کرده است .


  24. #14
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زیرخاک
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1999
    نوشته ها
    925
    امتیاز : 32,575
    سطح : 100
    Points: 32,575, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Tagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 858
    تشکر شده 1,208 در 583 پست
    مخالفت
    27
    مخالفت شده 35 در 29 پست

    پیش فرض

    بعد دورکعت نماز شکر خوندند و خوابیدن...
    صبح شد و راه افتادن به سمت شهر خودشون
    توی راه یه درشکهی محلی ایستاد و اون ها رو سوار کرد.
    اون ها رفتن خونه و شب شد و خوابیدن.
    مامانشون اومدن تو خوابشون و گفتنک
    بچه ها من زنده هستم ...

  25. کاربر روبرو از پست مفید alirezamn تشکر کرده است .


  26. #15
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۵
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321
    امتیاز : 4,415
    سطح : 42
    Points: 4,415, Level: 42
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 108
    تشکر شده 131 در 90 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    و همین روزا میام پیدا تون میکنم

  27. کاربر روبرو از پست مفید عبد خدا تشکر کرده است .


  28. #16
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-آذر-۲۱
    محل سکونت
    تهران
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1994
    نوشته ها
    421
    امتیاز : 3,364
    سطح : 36
    Points: 3,364, Level: 36
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocial3 months registered
    تشکر کردن : 354
    تشکر شده 619 در 280 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 11 در 8 پست

    پیش فرض

    بچه ها از خواب پریدند
    و خواب خود را برای هم تعریف کردند...

  29. کاربر روبرو از پست مفید hosein1 تشکر کرده است .


  30. #17
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۵
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321
    امتیاز : 4,415
    سطح : 42
    Points: 4,415, Level: 42
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 108
    تشکر شده 131 در 90 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یکی گفت حالا که مادرمان زنده است ما هم بریم دنبال مادرمان بگردیم
    یه فکری کرد و گفت حتما تو دریاس بریم
    اما خواهرش گفت اخه ما کجای این دریای به بزرگی را بگردیم..........

  31. کاربر روبرو از پست مفید عبد خدا تشکر کرده است .


  32. #18
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-بهمن-۰۹
    محل سکونت
    فراترازآسمان
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    455
    امتیاز : 3,158
    سطح : 34
    Points: 3,158, Level: 34
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 31.0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocial1 year registered
    تشکر کردن : 397
    تشکر شده 356 در 154 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    داداشه گفت:برای پیداکردن مامان بایددنبال سرنخ بگردیم
    وراهی دریاشدن...توی راه به چیزتعجب آوری برخورد کردن...
    درسته......اولین سرنخ..........
    من دخــــــترم--------->ازتبار حــــــوا ..... .....جستجوشمه احـســـاسم.......و آتشفشان غـــــرور.......

    من
    دخــــــــترم-------->بانوی بهشـــتی...........ازجنس آتــــــشم........ســـــوزان.. .......داغ........


    من غـــــــــرقم.......غرق در دریـــــــای احساسم.......تن پوشم از آبریــشم عــــــــــــــــــــــشـ ـــق.......

    من ضعــــــــــــیف نیـــــــــــــستم..........
    ...........من دخـــــــــــــترم....


  33. 2 کاربر از پست مفید *ترنمی ازآسمان* تشکر کرده اند .


  34. #19
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۵
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321
    امتیاز : 4,415
    سطح : 42
    Points: 4,415, Level: 42
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 108
    تشکر شده 131 در 90 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    خودشه .... لنگه کفش مامان ....درست سر راه ما

  35. کاربر روبرو از پست مفید عبد خدا تشکر کرده است .


  36. #20
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-بهمن-۰۹
    محل سکونت
    فراترازآسمان
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    455
    امتیاز : 3,158
    سطح : 34
    Points: 3,158, Level: 34
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 31.0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocial1 year registered
    تشکر کردن : 397
    تشکر شده 356 در 154 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    برادر روبه خواهرش گفت:میبینی؟این کفش مامانه...بیا بایدبازهم بگردیم.

    .....وبه راهشون ادامه دادن...توی راه با سرنخ دوم مواجه شدن...

    گردنبند مادر که مهره هاش ازهم جداشده بود.خواهروبرادر مهره هارودنبال کردن تااینکه رسیدن به..........
    من دخــــــترم--------->ازتبار حــــــوا ..... .....جستجوشمه احـســـاسم.......و آتشفشان غـــــرور.......

    من
    دخــــــــترم-------->بانوی بهشـــتی...........ازجنس آتــــــشم........ســـــوزان.. .......داغ........


    من غـــــــــرقم.......غرق در دریـــــــای احساسم.......تن پوشم از آبریــشم عــــــــــــــــــــــشـ ـــق.......

    من ضعــــــــــــیف نیـــــــــــــستم..........
    ...........من دخـــــــــــــترم....


  37. #21
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۵
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321
    امتیاز : 4,415
    سطح : 42
    Points: 4,415, Level: 42
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 108
    تشکر شده 131 در 90 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یک درخت کهنسال خسته بودند درسایه درخت دراز کشیدند خواب داشت چشماشونو میگرفت که دختره شنید که بالای درخت دو تا پرنده با هم حرف میزنند .یکی گفت
    این طفلکها که پایین خوابیدن دنبال مامانشون می گردنا
    دیگری گفت
    آره ما هم باید کمکشون بکنیم

  38. #22
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-آذر-۲۱
    محل سکونت
    تهران
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1994
    نوشته ها
    421
    امتیاز : 3,364
    سطح : 36
    Points: 3,364, Level: 36
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocial3 months registered
    تشکر کردن : 354
    تشکر شده 619 در 280 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 11 در 8 پست

    پیش فرض

    اون کوسه ای که مادرشون رو خورده مرده
    پس حتما مادرشون از شکم اون کوسه نجات پیدا کرده
    تازه این موقع بود که آن دو خواهر و برادر متوجه شدند که همان کوسه ای که در اثر خوردن آن ها مرده همونی هستش که مادرشون رو خورده بود
    برادر به خواهرش گفت فهمیدم مادر باید توی یک جزیره توی دریا باشه که نمیتونه بیاد پیش ما
    خواهر گفت ....

  39. #23
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-بهمن-۰۹
    محل سکونت
    فراترازآسمان
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    455
    امتیاز : 3,158
    سطح : 34
    Points: 3,158, Level: 34
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 31.0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocial1 year registered
    تشکر کردن : 397
    تشکر شده 356 در 154 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    خواهرگفت: زودباش.بایدحرکت کنیم...
    و راهی جذیره شدن..

    تازه به جذیره رسیده بودند که......
    من دخــــــترم--------->ازتبار حــــــوا ..... .....جستجوشمه احـســـاسم.......و آتشفشان غـــــرور.......

    من
    دخــــــــترم-------->بانوی بهشـــتی...........ازجنس آتــــــشم........ســـــوزان.. .......داغ........


    من غـــــــــرقم.......غرق در دریـــــــای احساسم.......تن پوشم از آبریــشم عــــــــــــــــــــــشـ ـــق.......

    من ضعــــــــــــیف نیـــــــــــــستم..........
    ...........من دخـــــــــــــترم....


  40. #24
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-آذر-۲۱
    محل سکونت
    تهران
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1994
    نوشته ها
    421
    امتیاز : 3,364
    سطح : 36
    Points: 3,364, Level: 36
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocial3 months registered
    تشکر کردن : 354
    تشکر شده 619 در 280 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 11 در 8 پست

    پیش فرض

    یه عده آدم با لباس های عجیب وقریب و با نیزه و چوب محاصرشون کردن
    خواهر خیلی ترسیده بود
    برادر دست خواهر را گرفته بود
    ناگهان...

  41. #25
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۵
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321
    امتیاز : 4,415
    سطح : 42
    Points: 4,415, Level: 42
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 108
    تشکر شده 131 در 90 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    ناگهان صدای مادرشونو شنیدن که میگفت.......

  42. کاربر روبرو از پست مفید عبد خدا تشکر کرده است .

    mar

  43. #26
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-بهمن-۰۹
    محل سکونت
    فراترازآسمان
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    455
    امتیاز : 3,158
    سطح : 34
    Points: 3,158, Level: 34
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 31.0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocial1 year registered
    تشکر کردن : 397
    تشکر شده 356 در 154 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مادر:حرکت نکینید...اگرقدم بردارید.........
    من دخــــــترم--------->ازتبار حــــــوا ..... .....جستجوشمه احـســـاسم.......و آتشفشان غـــــرور.......

    من
    دخــــــــترم-------->بانوی بهشـــتی...........ازجنس آتــــــشم........ســـــوزان.. .......داغ........


    من غـــــــــرقم.......غرق در دریـــــــای احساسم.......تن پوشم از آبریــشم عــــــــــــــــــــــشـ ـــق.......

    من ضعــــــــــــیف نیـــــــــــــستم..........
    ...........من دخـــــــــــــترم....


  44. کاربر روبرو از پست مفید *ترنمی ازآسمان* تشکر کرده است .

    mar

  45. #27
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۱۸
    محل سکونت
    شیرازوووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1992
    نوشته ها
    36
    امتیاز : 2,398
    سطح : 29
    Points: 2,398, Level: 29
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 106
    تشکر شده 134 در 33 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام

    مراسم وداع با دو شهید گمنام تازه تفحص شده
    با
    سخنرانی سید رضا متولی

    و مداحی محمد رضا فرخی و آقای صفری

    امشب بعد از نماز مغرب و عشا معراج شهدای بنیاد حفظ آثار

    آدرس: میدان ولیعصر،چهاراه مصدق

    ​گردان شهادت...

  46. کاربر روبرو از پست مفید سرافراز تشکر کرده است .

    mar

  47. #28
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۵
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321
    امتیاز : 4,415
    سطح : 42
    Points: 4,415, Level: 42
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 108
    تشکر شده 131 در 90 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    کشته می شود . بچه ها خیلی دلگیر شدند ومات مبهوت به چهره این ادم ها نگاه می کردند ناگهان هوا ابری شد بادی وزید و تگرگ فرو ریخت هر کدام به ذرشتی یک گردو به سر هر کدام از این ادم ها که میخورد نقش بر زمین می شد همه فرار کردند مدر بدو بدو امد بچه ها را بغل کرد ، همه با هم زدند به دریا........(به بن بست رسیده بودید ها این دفعه دیگه به یه جای خوب ببرید)

  48. #29
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-بهمن-۰۹
    محل سکونت
    فراترازآسمان
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    455
    امتیاز : 3,158
    سطح : 34
    Points: 3,158, Level: 34
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 31.0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocial1 year registered
    تشکر کردن : 397
    تشکر شده 356 در 154 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    حرکت کردن وبه سمت خونه رفتن...بالاخره بعداز کلی مشکل به خوشی رسیدن.توی راه مادرباخدادرد ودل میکردوازش تشکرکرد...

    وقتی رسیدن به خونه هرسه نفر متوجه یک چیزشگفت انگیزشدن.................
    من دخــــــترم--------->ازتبار حــــــوا ..... .....جستجوشمه احـســـاسم.......و آتشفشان غـــــرور.......

    من
    دخــــــــترم-------->بانوی بهشـــتی...........ازجنس آتــــــشم........ســـــوزان.. .......داغ........


    من غـــــــــرقم.......غرق در دریـــــــای احساسم.......تن پوشم از آبریــشم عــــــــــــــــــــــشـ ـــق.......

    من ضعــــــــــــیف نیـــــــــــــستم..........
    ...........من دخـــــــــــــترم....


  49. #30
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-مهر-۰۳
    محل سکونت
    دیار باکری ها ...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    924
    امتیاز : 5,443
    سطح : 47
    Points: 5,443, Level: 47
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Tagger Second ClassSocial5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 626
    تشکر شده 1,180 در 416 پست
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 17 در 15 پست

    پیش فرض

    همه از خنده رودبر شدن كه ناي حرف زدن نداشتن ....
    آخه مورد خيلي شگفت انگيزه بوده برا همين ، يه لحظه همه ساكت شدن.........

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1