کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 41 , از مجموع 41
  1. #31

    پیش فرض

    همه ساکت شده بودند . کسی چیزی نمیگفت که ناگهان مادر گفت . . .

  2. #32
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۴
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321

    پیش فرض

    ( اقا سجاد اگه خودت گفتی چه گفت)

  3. #33
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۴
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321

    پیش فرض

    مادر گفت انکه چیزی نیست نه ترس داره نه خنده ان گه میبینید سایه خود تونه سایه شما دو تا روهم افتاده واین طوری خنده دار شده

  4. #34
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-آبان-۰۱
    محل سکونت
    آخرش یک متر جا
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -2001
    نوشته ها
    100

    پیش فرض

    سلام
    لطفا یکی داستان رو توضیح بده..
    هنگ کردم!!!!!!!!!!!!!!!!
    الآن دقیقا چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



  5. #35
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۴
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321

    پیش فرض

    موضوع "سرگرمی و طنز " هست شما ادامه بدهبد و به راه درست بکشانید

    هنگ هم نکنید (فارسی را پاس بداریم)

  6. #36
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-مرداد-۰۹
    محل سکونت
    رو همی زمینو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -2003
    نوشته ها
    247

    پیش فرض

    ناگهان ازخواب پریدند نگاه ساعت کردند و دیدن وای وای اذون زده و خاب مونده بودن
    وااای حالا روزه بدون سحری نچنچننچنچنچ









  7. #37
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۴
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321

    پیش فرض


    خواب دیدی خیر باشه قصه ما تمام شد کلاغه ........نمی دانم خبر ندارم

    واما قصه تازه یکی بود یکی نبود

  8. #38
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-آذر-۲۱
    محل سکونت
    تهران
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1994
    نوشته ها
    421

    پیش فرض

    غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود

    اون زمانای دور دور توی یه شهر خیلی دور....

  9. #39
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-بهمن-۰۹
    محل سکونت
    فراترازآسمان
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    455

    پیش فرض

    یه خونه ی قدیمی و خیلی خیلی بزرگ بود....مردم اون شهر تاحالا ندیده بودن کسی از این خونه خارج بشه.....
    وحتی نمیدونستم خونه ی کی هست....توخونه ی روبه روی این خونه ی بزرگ یه خانواده بود که یه پسر فوق العاده کنجاو و ماجراجو داشت...
    این پسر از همسایه هاشنیده بود که کسی تو اون خونه رفت و آمدنداره......برای همین ماجراجویی رو شروع کزد................................................... ...........
    من دخــــــترم--------->ازتبار حــــــوا ..... .....جستجوشمه احـســـاسم.......و آتشفشان غـــــرور.......

    من
    دخــــــــترم-------->بانوی بهشـــتی...........ازجنس آتــــــشم........ســـــوزان.. .......داغ........


    من غـــــــــرقم.......غرق در دریـــــــای احساسم.......تن پوشم از آبریــشم عــــــــــــــــــــــشـ ـــق.......

    من ضعــــــــــــیف نیـــــــــــــستم..........
    ...........من دخـــــــــــــترم....


  10. #40
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۴
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321

    پیش فرض

    اول از همه باید ببینم اصلا این در باز میشه یا نه پس باید چیزی لای در بگذارم که اگر باز شد بیفتد......

  11. #41
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,600

    پیش فرض

    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات