کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 97
  1. #1
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۱۳
    محل سکونت
    خونمون
    سن
    -1917
    نوشته ها
    192
    امتیاز : 8,246
    سطح : 61
    Points: 8,246, Level: 61
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 204
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 359
    تشکر شده 713 در 155 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Talking خاطرات سربازی

    فکر نمی کنم نیاز به توضیح باشه
    نقطه

  2. 5 کاربر از پست مفید کفش تشکر کرده اند .


  3. #2
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۱۳
    محل سکونت
    خونمون
    سن
    -1917
    نوشته ها
    192
    امتیاز : 8,246
    سطح : 61
    Points: 8,246, Level: 61
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 204
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 359
    تشکر شده 713 در 155 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض سرکار

    شما یادتون نمیاد!
    توی پادگانمون حتی یک بار هم به ما نگفتند «سرکار»
    اونجا به ما میگفتن «آقای دانشجو»
    مثلا میگن «صحبت برای چیه آقای دانشجو»
    یا «سریع تر آقای دانشجو سریع تر»
    (البته با لحن ارتشی!)
    بگذریم که اگر ما دانشجو بودیم که سربازی نمی رفتیم!
    نقطه

  4. 5 کاربر از پست مفید کفش تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    محل سکونت
    شیرازو - تهرانو
    نوشته ها
    3,738
    امتیاز : 94,025
    سطح : 100
    Points: 94,025, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,141
    تشکر شده 13,870 در 3,320 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    سلام
    میگم ما هنوز مو به سرمون هست
    میگن حال میده سربازی نه؟

  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    یادش بخیر! چه دورانی بود! دوران تلاش برای معافیت!

  7. 2 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  8. #5
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۱۳
    نوشته ها
    563
    امتیاز : 8,543
    سطح : 62
    Points: 8,543, Level: 62
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 540
    تشکر شده 1,884 در 489 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یا ستار العیوب

    حالا شما معاف شدید جناب دکتر؟
    سربازی برید چیزه خوبیه

    منکه از عشق علی چون شمع شیدا سوختم صاحب جنــــــــت منم، اما در اینجا سوخــــتم
    سوخـــــتم تا یک سر مویی نسوزد از عـــــلی تا بماند رهبـــــرم من بی مهابا ســــــــــوختم


  9. کاربر روبرو از پست مفید مه در محاق تشکر کرده است .


  10. #6
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-شهریور-۲۸
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,860
    امتیاز : 12,087
    سطح : 72
    Points: 12,087, Level: 72
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,945
    تشکر شده 6,184 در 1,551 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مه در محاق نمایش پست اصلی
    یا ستار العیوب

    حالا شما معاف شدید جناب دکتر؟
    سربازی برید چیزه خوبیه
    حالا مگه مهمه؟

  11. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    محل سکونت
    شیرازو - تهرانو
    نوشته ها
    3,738
    امتیاز : 94,025
    سطح : 100
    Points: 94,025, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,141
    تشکر شده 13,870 در 3,320 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    سلام
    میگم این همه آقا تو تالار ینی هیچ کی سربازی نرفته؟
    که بیاد اینجا خاطراتشو بنویسه؟
    یعنی سربازی اصلا خاطره نداشت؟
    من خودم احتمالا اگه خودشون قانون خودشونو عوض نکنن معاف میشم

  12. 3 کاربر از پست مفید رهپوی وصال تشکر کرده اند .


  13. #8
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مه در محاق نمایش پست اصلی
    یا ستار العیوب

    حالا شما معاف شدید جناب دکتر؟
    سربازی برید چیزه خوبیه
    معافی که معنی نداشت برای ما. یا باید سرباز میشدیم پادگان مریض میدیدیم، یا میرفتیم طرح.
    که جایی که من بودم چون پادگانی که داشت درمانگاه نداشت!!! عملا من طرح رفتم و پزشک پادگان هم شدم!

    سربازی میرفتم خیلی به نفعم بود. چون پادگان روزی 10-5 تا مریض داره ولی من روزی 100 تا مریض داشتم. و تو پادگان از اون 10-15 تا 10 تا با برگ مرخصی خوب میشن معمولا

  14. 4 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  15. #9
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-بهمن-۲۳
    محل سکونت
    از خودش بپرس .
    نوشته ها
    1,709
    امتیاز : 29,691
    سطح : 99
    Points: 29,691, Level: 99
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 309
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,366
    تشکر شده 7,911 در 1,530 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    هیییی
    یادش بخیر ....
    ما سرباز که بودیم باید پوست بادمجون ِ ته مونده ی غذای این سرهنگارو میخوردیم ...

  16. 4 کاربر از پست مفید آسمون تشکر کرده اند .


  17. #10
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۱۳
    محل سکونت
    خونمون
    سن
    -1917
    نوشته ها
    192
    امتیاز : 8,246
    سطح : 61
    Points: 8,246, Level: 61
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 204
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 359
    تشکر شده 713 در 155 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط آسمون نمایش پست اصلی
    هیییی
    یادش بخیر ....
    ما سرباز که بودیم باید پوست بادمجون ِ ته مونده ی غذای این سرهنگارو میخوردیم ...
    عجب!!!!!!!!!!!!
    نقطه

  18. 2 کاربر از پست مفید کفش تشکر کرده اند .


  19. #11
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۱۳
    محل سکونت
    خونمون
    سن
    -1917
    نوشته ها
    192
    امتیاز : 8,246
    سطح : 61
    Points: 8,246, Level: 61
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 204
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 359
    تشکر شده 713 در 155 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یک سرباز وطن! همواره باید نست به اصول حفاظت گفتار پایبند بوده
    و از هرگونه نقل اطلاعات مربوط به پادگان به دیگران اکیدا خودداری نماید.
    در غیر این صورت با فرد خاطی طبق مقررات با قاطعیت برخورد خواهد شد!
    حفانزاجا
    .
    اوهوم




    .
    ویرایش توسط کفش : سه شنبه ۱۲ بهمن ۸۹ در ساعت ۱۷:۴۲
    نقطه

  20. 4 کاربر از پست مفید کفش تشکر کرده اند .


  21. #12
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-شهریور-۲۸
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,860
    امتیاز : 12,087
    سطح : 72
    Points: 12,087, Level: 72
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,945
    تشکر شده 6,184 در 1,551 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    سربازی سر بازی موقع سرسره بازی زد سرسربازی را شکست.

  22. 3 کاربر از پست مفید sanaa تشکر کرده اند .


  23. #13
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زیر آسمون خدا
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 36,482
    سطح : 100
    Points: 36,482, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,578
    تشکر شده 8,662 در 1,704 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط كفش نمایش پست اصلی
    یک سرباز وطن! همواره باید نست به اصول حفاظت گفتار پایبند بوده
    و از هرگونه نقل اطلاعات مربوط به پادگان به دیگران اکیدا خودداری نماید.
    در غیر این صورت با فرد خاطی طبق با قاطعیت برخورد خواهد شد!
    حفانزاجا
    .
    اوهوم
    هر کی ندونه من که خوب میدونم که ............
    نزار بیام اینجا ضایت کنم
    شمو بورو به جلسه هات برس


  24. 3 کاربر از پست مفید نردبانی تا خدا تشکر کرده اند .


  25. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    من که سربازی نرفتم
    ولی داداشم فقط اموزشی رو رفته!
    تعریف میکرد که اینا وقتی خوابیده بودن شب
    مثلا یکی از این رییساشون میومده بیدارشون میکرده
    که اقا پاشو برو دستشویی!
    یا کفشاشو یه ذره جابه جا میکرده بعد اونی که طبقه دوم خوابیده بود
    رو میرفته بیدار میکرده بیا کفشاتو درست کن!

  26. 5 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  27. #15
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اردیبهشت-۱۵
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    1,014
    امتیاز : 26,578
    سطح : 97
    Points: 26,578, Level: 97
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 772
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,300
    تشکر شده 3,608 در 908 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    وایـــــــــــــــــــی
    نگید
    خاطره هایی دارم بس خطرناک
    در حد مرگ واینا
    کلی هم خاطرات زیبا و خوشمزه دارم....
    فرصت شد میام مینویسم

  28. 4 کاربر از پست مفید حاجي تشکر کرده اند .


  29. #16
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اردیبهشت-۱۵
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    1,014
    امتیاز : 26,578
    سطح : 97
    Points: 26,578, Level: 97
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 772
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,300
    تشکر شده 3,608 در 908 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یادش به خیر
    توی دوره آموزشی تکاوری (کاموندویی) آموزش های خیلی سخت وفشرده ای داشتیم
    چند روز رو توی شرایط سخت زندگی کردیم با این شرایط:
    بچه هارو تقسیم کردن به گروه های 4نفره، به هرگروه یه چادر کوچیک دادن که حداکثر میشد به صورت نیم خیز توش ب ایستی، وجای خواب 4نفر بیشتر توش نمیشد، نفری2تا پتو هم دادن.
    گفتن توی نیم ساعت چادراتون رو با رعایت اصول پدافند غیر عامل برپا کنید و استتار کنید.
    بعد از نیم ساعت اومدن و هرکس چادرشو جای بدی زده بود یا خوب استتار نشده بود حدود 1کیلومتر رو با ترکیبی از پا مرغی+سینه خیز+بدو رو تنبیه کردن.

    پ ن: برپایی چادر با رعایت اصول پدافند غیر عامل شامل موارد زیادی هست که از مهمترین اونها میشه به پراکندگی چادر ها ، فاصله دار بودن آنها از یکدیگر، در مسیر سیلاب نبودن، در خط الراس نبودن، در دید و تیر رس مستقیم نبودن و ... اشاره کرد.

    ادامه دارد.....


  30. #17
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۱۳
    محل سکونت
    خونمون
    سن
    -1917
    نوشته ها
    192
    امتیاز : 8,246
    سطح : 61
    Points: 8,246, Level: 61
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 204
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 359
    تشکر شده 713 در 155 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    هر چند که سربازی نرفتی ولی چون آموزش نظامی بوده گواهی برابر اصل بیاری خاطراتت رو قبل داریم!
    نقطه

  31. 2 کاربر از پست مفید کفش تشکر کرده اند .


  32. #18
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اردیبهشت-۱۵
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    1,014
    امتیاز : 26,578
    سطح : 97
    Points: 26,578, Level: 97
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 772
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,300
    تشکر شده 3,608 در 908 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط كفش نمایش پست اصلی
    هر چند که سربازی نرفتی ولی چون آموزش نظامی بوده گواهی برابر اصل بیاری خاطراتت رو قبل داریم!
    شما اول خودت مدارکت رو ارائه بده
    .
    .
    .
    .

    خبر آمدنت،
    مثل نسیم،
    می رود باغ به باغ،
    می رود شهر به شهر،
    مردمان یمن وتونس ومصر،
    مردمان اردن،
    همه عالمیان،
    به تمنای تو برخاسته اند،
    شور و حالی برپاست،
    وعده آمدنت نزدیک است....

  33. کاربر روبرو از پست مفید حاجي تشکر کرده است .


  34. #19
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-دی-۰۸
    محل سکونت
    تهران
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,951
    امتیاز : 34,937
    سطح : 100
    Points: 34,937, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 6,028
    تشکر شده 5,432 در 1,695 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    پس معلوم میشه ما هم سربازی رفتیم.
    اگر سربازی فقط همینه!

  35. #20
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,137
    امتیاز : 17,034
    سطح : 83
    Points: 17,034, Level: 83
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 316
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,024
    تشکر شده 5,525 در 1,027 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    هر چی منتظر شدم ملت بیان خاطرات قشنگ تعریف کنن کسی نیومد . امروز فردا میام میزنم ...

  36. 5 کاربر از پست مفید MJA_0000 تشکر کرده اند .


  37. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آبان-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1989
    نوشته ها
    3,760
    امتیاز : 67,140
    سطح : 100
    Points: 67,140, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,821
    تشکر شده 14,241 در 3,398 پست
    مخالفت
    16
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط s-a-h نمایش پست اصلی
    خاطره اول من از سربازی:
    برای تکمیل دفترچه سربازی؛امروز رفتم دو تا واکسن زدم توی بازوهام. الان درد میکنه نمیتونم درست تایپ کنم
    جسارتا واکسن چی؟ به اونایی که معاف شدن،واکسن نمیزنن؟

  38. 2 کاربر از پست مفید مهاجر تشکر کرده اند .


  39. #22
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۹
    محل سکونت
    شيراز
    نوشته ها
    1,012
    امتیاز : 23,224
    سطح : 93
    Points: 23,224, Level: 93
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 126
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,385
    تشکر شده 5,803 در 961 پست
    مخالفت
    4
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    واکسن مننژیت ، کزاز و دیفتری فکر کنم. همسر گرامی بنده اصلا نباید می زدن چون ایشون واسه مکه همه رو زده بودن و تا 3 سال هم اعتبار داشته اما چون یادشون نبوده دوباره زدن که خیلی هم براشون بد زدن. و کلا از ناحیه دست فلجشون کردن.

    فکر نکنم چون نیازی نیست دیگه. اینا رو می زنن که در طول خدمت مریض نشن.

  40. 4 کاربر از پست مفید ماه بانو تشکر کرده اند .


  41. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اردیبهشت-۲۹
    محل سکونت
    ایران - تهران
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,251
    امتیاز : 76,420
    سطح : 100
    Points: 76,420, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 17,349
    تشکر شده 11,459 در 2,968 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    هو الحیّ
    سلام

    چند شب پیش یه جایی مهمونی بودیم ، یه بنده خدایی گفت : "ما توی سربازی مون ... "

    یهو پدر خانومش برگشت گفت : " اینقدر که تو از این 42 روز و 3 شب آموزشی ات خاطره داری ، من از 10 سال حضور توی مناطق عملیاتی ام ، خاطره ندارم"

    نکته ی اول : نفر اول به دلیل اینکه جزء استعدادهای درخشان بوده ، دوره ی آموزشی سربازی اش هم فقط از 8 صبح تا 4 بعد از ظهر بوده ؛ الآن هم مثلا داره دوره ی خدمتش رو می گذرونه (مدیر قسمت آی تی یه اداره است)

    نکته ی دوم : پدر خانومش هم توی دوران جنگ و دو سال بعد از اون توی اطلاعات سپاه بوده و کلا بیشتر اون طرف مرز بوده ، تا این طرف
    .
    .
    .
    .



    گـشـتـم هـمـه جـا بـر در و دیــــــوار حـریـمـت
    جـایـی نـنـوشـتـه اسـت گـنـهــــــکار نـیـایـد...!

  42. 5 کاربر از پست مفید bedayah تشکر کرده اند .


  43. #24
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-دی-۰۸
    محل سکونت
    تهران
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,951
    امتیاز : 34,937
    سطح : 100
    Points: 34,937, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 6,028
    تشکر شده 5,432 در 1,695 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ^ من دنبال کارم هاااا.

    تو اون اداره هه کارشناس بهبود فرایندها و سیستم ها نمیخوان؟یا کارشناس تحلیل و طراحی؟!

    سووووت!

  44. 2 کاربر از پست مفید چكاوك تشکر کرده اند .


  45. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اردیبهشت-۲۹
    محل سکونت
    ایران - تهران
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,251
    امتیاز : 76,420
    سطح : 100
    Points: 76,420, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 17,349
    تشکر شده 11,459 در 2,968 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Wink

    نوشته اصلی توسط چكاوك نمایش پست اصلی
    ^ من دنبال کارم هاااا.

    تو اون اداره هه کارشناس بهبود فرایندها و سیستم ها نمیخوان؟یا کارشناس تحلیل و طراحی؟!

    سووووت!

    هو الحیّ
    سلام

    اولا این بنده خدا اونی نیست که تو فکر می کنی .

    ثانیا داره توی یه اداره ی دولتی کار می کنه .

    ثالثا اونقدر ها هم نزدیک نیست که من بخوام بهش سفارش تو رو بکنم .

    رابعا من به فکرت هستم ، نگران نباش
    .
    .
    .
    .



    گـشـتـم هـمـه جـا بـر در و دیــــــوار حـریـمـت
    جـایـی نـنـوشـتـه اسـت گـنـهــــــکار نـیـایـد...!

  46. 3 کاربر از پست مفید bedayah تشکر کرده اند .


  47. #26
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۴
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    343
    امتیاز : 5,794
    سطح : 49
    Points: 5,794, Level: 49
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 156
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 747
    تشکر شده 775 در 268 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام
    سرپرست کوه ما کماندوی نیرو دریائی ارتش بودند خیلی آدم باحالی بودن
    این خاطره را از ایشون می گم

    می گفتند من قبلا سالاری می کردم تو خونه و مثلا به خواهرم می گفتم برام آب بیار بعد اگه لیوان کثیف بود یا آب تمیز نبود ظرف یه دقیقه لیوان و خواهر و چیزای دم دستم تو حیاط پخش بودند

    دوران کماندوئی یک هفته آنها را ول می کنند تو دشت و فقط غذا و آب دو روز را بهشون می دن و می گند بقیه را باید خودتو تامین کنید
    می گفتن یه بار خیلی تشنم بود تو صحرا در به در دنبال آب می کشتم یه جائی از جا پای خر یه گودال کوچیک درست شده بود و توش آب جمع شده بوده ایشون هم خم می شه و اون آب را می خورند

    خلاصه بعد از این ماجرا دیگه خواهر و لیوان تو حیاط پخش نمی شند

  48. 7 کاربر از پست مفید سرور تشکر کرده اند .


  49. #27
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اردیبهشت-۱۵
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    1,014
    امتیاز : 26,578
    سطح : 97
    Points: 26,578, Level: 97
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 772
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,300
    تشکر شده 3,608 در 908 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط s-a-h نمایش پست اصلی
    خاطره اول من از سربازی:
    برای تکمیل دفترچه سربازی؛امروز رفتم دو تا واکسن زدم توی بازوهام. الان درد میکنه نمیتونم درست تایپ کنم
    هنوز هم توی همون ساختمون به درد نخور توی خیابان راضی واکسن میزنن؟
    هنوز هم تابلوی خیلی کوچیک پشت یه درخت داره که اصلا پیدا نیست؟
    هنوزم باید 2-3 ساعت توی صف پول دادن وایسی؟
    هنوز هم تزریقات چی ها انگار میخوان به گوسفند واکسن بزنن؟
    یا این مشکلات رو حل کردن؟
    (البته از پستت معلومه این آخریه که حل نشده)
    .
    .
    .
    .

    خبر آمدنت،
    مثل نسیم،
    می رود باغ به باغ،
    می رود شهر به شهر،
    مردمان یمن وتونس ومصر،
    مردمان اردن،
    همه عالمیان،
    به تمنای تو برخاسته اند،
    شور و حالی برپاست،
    وعده آمدنت نزدیک است....

  50. 4 کاربر از پست مفید حاجي تشکر کرده اند .


  51. #28
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,137
    امتیاز : 17,034
    سطح : 83
    Points: 17,034, Level: 83
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 316
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,024
    تشکر شده 5,525 در 1,027 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض 1

    حدودای ظهر با یه اتوبوس از فلکه ستاد حرکت کردیم ، شب رسیدیم پادگان آموزشی . (یک ساعتی بعد از اردکان یزد)
    به جز ما که از استان فارس با یکی دو تا اتوبوس اومده بودیم از خیلی از استان های دیگه هم نیرو اومده بود .
    بعد از اینکه چند ساعتی حسابی اذیت مون کردن گرفتیم خوابیدیم .
    ...
    ظهر رفتیم نماز که بعدشم بریم ناهار (ناهار اول آموزشی) ، من چون دیر رسیدم به نماز ، حدود نیم ساعتی هم دیرتر از بقیه به سالن غذاخوری رسیدم و میشه گفت آخرین نفری بودم که ناهار گیرش میومد . موقع ورود از بقیه که داشتن خارج میشدن میشنیدم که از کم بودن غذا گلایه میکنن . پیش خودم گفتم ای وای بدبخت شدم ، اینا که زود اومده بودن کم گیرشون اومده من بیچاره که این همه دیر اومدم دیگه هیچی ! وقتی ظرفم رو دادم به اونی که غذا میکشید با تعجب دیدم که حسابی پرش کرد ! پیش خودم گفتم بلـــــه اینجوریه !!!
    غذام داشت تموم میشد که دیدم در سالن غذاخوری رو بستن ! یه 8-7 نفری مونده بودیم که بهمون گفتن باید سالن غذاخوری رو بشورید و ... (حدود 300 متر مربع) و بعد برید . بلـــــه اینجوریه !!!
    حالا نمیدونم به این خاطر غذا بهم زیاد دادن چون میدونستن باید سالن غذاخوری رو بشورم یا اینقدر تو غذا دادن به بقیه خست به خرج داده بودن که زیاد آورده بود .

    توصیه : هیچ جا تو سربازی آخرین نفر نباشید . (سالن غذاخوری ، حمام و ...)


    ادامه دارد ...

  52. 11 کاربر از پست مفید MJA_0000 تشکر کرده اند .


  53. #29
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اردیبهشت-۱۵
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    1,014
    امتیاز : 26,578
    سطح : 97
    Points: 26,578, Level: 97
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 772
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,300
    تشکر شده 3,608 در 908 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط s-a-h نمایش پست اصلی
    نه اونجا نبود، صف نداشت، رایگان بود، تزریقاتچی هم مرد سیبیلوی مهربونی بود.
    ئه؟؟؟؟؟؟؟
    رایگان؟؟؟؟؟
    عجب؟؟؟؟؟؟
    چه جالب!!!!!!
    .
    .
    .
    .

    خبر آمدنت،
    مثل نسیم،
    می رود باغ به باغ،
    می رود شهر به شهر،
    مردمان یمن وتونس ومصر،
    مردمان اردن،
    همه عالمیان،
    به تمنای تو برخاسته اند،
    شور و حالی برپاست،
    وعده آمدنت نزدیک است....

  54. #30
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,137
    امتیاز : 17,034
    سطح : 83
    Points: 17,034, Level: 83
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 316
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,024
    تشکر شده 5,525 در 1,027 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    خب قرار نیست همه خاطره ها خنده دار یا گریه دار باشن :

    یکی دو روز بعد ، یه روز صبح قرار بود تقسیم بشیم تو گروهان های مختلف . هممون رو که شاید حدود 700 نفری بودیم تو یه محوطه جمع کردن که بعد فرمانده ها بیان و تقسیم شیم . قبل از اینکه همه ی فرمانده گروهان ها و فرمانده گردان بیان و مرتب بشینیم و کار شروع بشه ، بچه ها برای خودشون اونجاها میچرخیدن ، یکی از بچه ها حالا یادم نیست چکار کرد اما یکی از فرمانده گروهان ها گرفتش و حسابی (با تاکید !) حالش رو گرفت . جوری که همه شدیداً وحشت کردن و دعا میکردن تو گروهان این فرمانده هه نیفتن .
    ...
    همه ی فرمانده ها اومدن و ما مرتب نشستیم تا تقسیم شیم . یه دفعه همون فرمانده هه شروع کرد به گشتن تو بچه ها و انتخاب گروهان خودش . از بالای سر بچه ها رد میشد و میگفت تو پاشو ، تو پاشو ... . از هر 6 نفر یکی ممکن بود بیفته تو گروهان اون . منم همینجور داشتم دعا میکردم که تو گروهان اون نیفتم که از بالای سرم رد شد و گفت تو پاشو ...
    اون موقع حسابی حالم گرفته شد ، اما تو روزهای بعد واقعاً خدا رو شکر کردم که تو گروهان اون فرمانده افتادم (نه فقط من بلکه همه ی بچه های گروهان) ، شاید سخت گیر بود اما خیلی چیزا تو طول دوره ازش یاد گرفتم . (منظورم فقط مطالب مربوط به سربازی نیست ، در مورد همه چی)
    هنوز هم هر وقت یکی از دوستام میفته اون پادگان میگم بره پیشش و سلام منو بهش برسونه .

    پ ن : هر سربازی موظفه مسائل حفاظتی رو مثل یه راز نگه داره و بازگو شون نکنه ، به همین خاطر تو بعضی پست ها بعضی چیزا رو نمیتونم بگم . مثلاً تو همین پست اسم فرمانده گروهان مون رو نیاوردم . (البته فکر کنم به صورت تابلویی چیزایی رو هم گفتم یا بعداً میگم که نباید)

  55. 9 کاربر از پست مفید MJA_0000 تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1