کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 12 , از مجموع 12
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Community Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-مهر-۰۲
    محل سکونت
    دیار عاشقان...
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,776
    امتیاز : 17,400
    سطح : 84
    Points: 17,400, Level: 84
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 450
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 28,626
    تشکر شده 10,771 در 2,503 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    45
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض خرابکاری های دوران کودکی

    سلام این مبحث وباز کردم که کمی یاد دورا ن زیبای زتدگیمون بیفتیم وهم خاطرات زیبای بچگیمون را مرور کنیم.....
    هیچ چیز دردنیاقطعی نیست

    جزتو

    که فقط مال منی....

    پسرم



  2. 6 کاربر از پست مفید یاانیس النفوس تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Community Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-مهر-۰۲
    محل سکونت
    دیار عاشقان...
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,776
    امتیاز : 17,400
    سطح : 84
    Points: 17,400, Level: 84
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 450
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 28,626
    تشکر شده 10,771 در 2,503 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    45
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    مامانم تعریف می کرد کوچیک که بودم رفته بودم با قیچی جلوی موهامو از ته چیده بود حالا فکرش کنیدموهای آدم بلند باشه ولی جلو ی موها از ته چیده شده باشه بعد مامانم می گفت جالب اینجابود که هر جا می رفتم ومی گفتند کی اینکارو کرده می گفتم مامانم کرده
    هیچ چیز دردنیاقطعی نیست

    جزتو

    که فقط مال منی....

    پسرم



  4. 10 کاربر از پست مفید یاانیس النفوس تشکر کرده اند .


  5. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۶
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,838
    امتیاز : 42,158
    سطح : 100
    Points: 42,158, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 20.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,821
    تشکر شده 7,087 در 1,671 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یه کم تکراری نیست؟

    یه مبحث داشتیم شیطنت هایی که مرتکب شدین،شامل سایر ادوار زندگی هم میشه

    الا یا ایها المهدی مدام الوصل ناولــــها

    که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکلها

  6. 3 کاربر از پست مفید بهار نارنج تشکر کرده اند .


  7. #4
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۲۰
    محل سکونت
    زیر سایه خدا
    نوشته ها
    517
    امتیاز : 10,261
    سطح : 67
    Points: 10,261, Level: 67
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first Group1 year registeredCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 775
    تشکر شده 2,313 در 458 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط یاانیس النفوس نمایش پست اصلی
    سلام این مبحث وباز کردم که کمی یاد دورا ن زیبای زتدگیمون بیفتیم وهم خاطرات زیبای بچگیمون را مرور کنیم.....
    تایپیک خوبیه حداقل سطح فضولی بچگی معلوم میشه.
    من که یکم خیلی فضول بودم ! و برام تعریف کردن که از رختخواب های خونه کشیدم بالا (چطوری نمیدونم) و رختخواب ها رو آتیش زدم که به دادمون رسیدن و الا ما هم به فنائیات ملحق میشدیم!!!!!!!



    همواره سعی*مان این باشد که خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم....




  8. #5
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Downloads

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۸
    محل سکونت
    ستاره ی غم(زمین)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,806
    امتیاز : 36,232
    سطح : 100
    Points: 36,232, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 51,413
    تشکر شده 8,246 در 1,950 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یادمه بچه بودم یه جوجه رنگی خریدم بابرادرم ،چندروز که گذشت جوجه مرد،دیدم کسی خونمون نیست دوست طبقه پایینیمونو خبرکردم بردمش توی حمام باهم جوجه رو شستیم ویه عالمه موادهای مختلف بهش زدیم به خیال اینکه زنده بشه!!!!


    الهی
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا راننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم
    چو گدا بر سر راهی
    کس به غیر تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی




  9. 8 کاربر از پست مفید آب زمزم تشکر کرده اند .


  10. #6
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Community Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-مهر-۰۲
    محل سکونت
    دیار عاشقان...
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,776
    امتیاز : 17,400
    سطح : 84
    Points: 17,400, Level: 84
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 450
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 28,626
    تشکر شده 10,771 در 2,503 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    45
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط آب زمزم نمایش پست اصلی
    یادمه بچه بودم یه جوجه رنگی خریدم بابرادرم ،چندروز که گذشت جوجه مرد،دیدم کسی خونمون نیست دوست طبقه پایینیمونو خبرکردم بردمش توی حمام باهم جوجه رو شستیم ویه عالمه موادهای مختلف بهش زدیم به خیال اینکه زنده بشه!!!!


    اتفاقا منم یه همچین بلایی به سر جوجورنگیم آوردم امابه یه نحو دیگه
    من جوجو رنگی و که برام گرفتن همون موقع کردمش تو آب که یعنی آب بخوره خدا بیامرزش چند روز بعد به خاطر این کارم بدبخت مرد
    هیچ چیز دردنیاقطعی نیست

    جزتو

    که فقط مال منی....

    پسرم



  11. 8 کاربر از پست مفید یاانیس النفوس تشکر کرده اند .


  12. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۸
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    8,266
    امتیاز : 30,353
    سطح : 100
    Points: 30,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Created Album pictures50000 Experience PointsTagger Second ClassOverdriveRecommendation First Class
    تشکر کردن : 23,402
    تشکر شده 24,890 در 6,078 پست
    حالت من : Vaaaaay
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یادش بخیر بچه که بودم با دایی و خالم که هم سن خودم هستن تصمیم گرفتیم خودمون جوجه داشته باشیم
    من رفتم سر یخچال خونه مامان بزرگ اینایه تخم مرغ یواشکی برداشتم و اومدیم تو اتاق
    شنیده بودیم جای تخم مرغ باید تاریک و گرم باشه اول خوب به تخم مرغ "هـــــــا" کردیم که مثلا گرم بشه
    بعد هرچی گشتیم جعبه ای پیدا نکردیم رفتیم سراغ جعبه سوزن نخ توش کلی پارچه گذاشتیم و تخم مرغ رو گذاشتیم توش روش هم پارچه انداختیم
    داییم خواست در جعبه رو آروم بذاره که من گفتم نه باید درشو سفت کنی تا نور بهش نرسه
    خلاصه ما جعبه رو گرفتیم درش رو محکم بستیم.....
    دیدم یه صدای چیریق اومد....در جعبه رو باز کردم دیدم
    هــــــــــی وای من تخم مرغه شیکسته بود
    خلاصه این تخم جوجه که نشد هیچ ما رو یه دعوای حسابی کردن



    ولی دوران بچگی خیلی بهتر بود

    حجابت را محکم نگه دار...
    نگاه نکن که اگر حجاب و فکر درست داشته باشی مسخره ات میکنند
    آنها شیطان هستند.
    شما به حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه کن که چگونه زیست و خودش را حفظ کرد.
    وصیت نامه شهید سیدمحمدناصرعلوی

    به خواهرش



    ahaad.ir


  13. 10 کاربر از پست مفید سناتور تشکر کرده اند .


  14. #8
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۰۶
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,464
    امتیاز : 60,448
    سطح : 100
    Points: 60,448, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registeredTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 17,620
    تشکر شده 8,121 در 2,374 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط یاانیس النفوس نمایش پست اصلی
    مامانم تعریف می کرد کوچیک که بودم رفته بودم با قیچی جلوی موهامو از ته چیده بود حالا فکرش کنیدموهای آدم بلند باشه ولی جلو ی موها از ته چیده شده باشه بعد مامانم می گفت جالب اینجابود که هر جا می رفتم ومی گفتند کی اینکارو کرده می گفتم مامانم کرده
    من موهام رو دوست داشتم ولي مو هاي عروسكام و خواهرم رو كوتاه مي كردم!

    خواهرم هم هيچي نمي گفت! فقط دستور ميداد ...

  15. 8 کاربر از پست مفید فرنيــا تشکر کرده اند .


  16. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۸
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    8,266
    امتیاز : 30,353
    سطح : 100
    Points: 30,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Created Album pictures50000 Experience PointsTagger Second ClassOverdriveRecommendation First Class
    تشکر کردن : 23,402
    تشکر شده 24,890 در 6,078 پست
    حالت من : Vaaaaay
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط یاانیس النفوس نمایش پست اصلی
    مامانم تعریف می کرد کوچیک که بودم رفته بودم با قیچی جلوی موهامو از ته چیده بود حالا فکرش کنیدموهای آدم بلند باشه ولی جلو ی موها از ته چیده شده باشه بعد مامانم می گفت جالب اینجابود که هر جا می رفتم ومی گفتند کی اینکارو کرده می گفتم مامانم کرده


    منم همچین کاری کردم با موهام ولی نه وقتی بچه بودم
    پارسال خواسم خودم جلوی موهامو کوتاه کنم که تیز تیزی بشه با تیغ کوتاهش کردم وقتی موهامو خشک کردم دیدم جلوی سرم شده مثل اونایی که موهاشون رو با 4 زدن
    هیچی دیگه تا ماه ها تو خونه هم روسری میوشیدم

    حجابت را محکم نگه دار...
    نگاه نکن که اگر حجاب و فکر درست داشته باشی مسخره ات میکنند
    آنها شیطان هستند.
    شما به حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه کن که چگونه زیست و خودش را حفظ کرد.
    وصیت نامه شهید سیدمحمدناصرعلوی

    به خواهرش



    ahaad.ir



  17. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مهر-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,640
    امتیاز : 103,575
    سطح : 100
    Points: 103,575, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 29,106
    تشکر شده 19,827 در 3,888 پست
    حالت من : Shad
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    تا یادم هس از بچگی هر خرابکاری ای میکردم مینداختم پای دختر داییم و دختر خالم که هم سن خودم هسن
    مخصوصا اگ خونه اقا جونم بودیم و یه چیزی رو خراب میکردیم
    یااباعبدالله در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
    اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم
    یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
    یا سخت در اغوش بگیرم که بمیرم

    ......................


  18. 9 کاربر از پست مفید ترنم رضوي تشکر کرده اند .


  19. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اردیبهشت-۲۹
    محل سکونت
    ایران - تهران
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,251
    امتیاز : 76,420
    سطح : 100
    Points: 76,420, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 17,349
    تشکر شده 11,459 در 2,968 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    هو الحیّ
    سلام

    من فقط یه خرابکاری خیلی بد توی دوران کودکیم داشتم:

    حدوداً 3 سال و نیمم بود، شنیده بودم که میگفتن "دیوار موش داره ..." منم می خواستم موش دیوار رو پیدا کنم

    یه روز که مامانم خونه نبود، یه سنجاق سر از مامانم برداشتم و توی دیوار یه سوراخ درست کردم، یادمه اینقدر کندم که به آجرهای دیوار رسیدم!!

    تازه خونه مون هم اجاره ای بود و وقتی مامانم اومد یه عالمه دعوام کرد و گفت حالا جواب صاحب خونه رو چی بدیم؟!

    ولی خب صاحب خونه مون اینقدر بچه های شرّ و شیطونی داشت که این کار من اصلا براش سخت تموم نشد و کلی هم قربون صدقه ی من رفت و گفت فدای سرش
    .
    .
    .
    .



    گـشـتـم هـمـه جـا بـر در و دیــــــوار حـریـمـت
    جـایـی نـنـوشـتـه اسـت گـنـهــــــکار نـیـایـد...!

  20. 8 کاربر از پست مفید bedayah تشکر کرده اند .


  21. #12
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Downloads

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۸
    محل سکونت
    ستاره ی غم(زمین)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,806
    امتیاز : 36,232
    سطح : 100
    Points: 36,232, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 51,413
    تشکر شده 8,246 در 1,950 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    حودا ۵ سالم بود که رفتیم خونه عمم اینا. همه گرم گفتو گو بودن منم تنها بودم رفتم توی اتاق عمم رژلبشو برداشتم دورتادور اتاقشو نقاشی کردم بماند که تا ساعت چند بامامانم داشتن تمیز میکردن


    الهی
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا راننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم
    چو گدا بر سر راهی
    کس به غیر تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی




  22. 5 کاربر از پست مفید آب زمزم تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1