کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 18 12311 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 539
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-مرداد-۰۹
    محل سکونت
    شهر راز ؛ دلت بسوخه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,546
    امتیاز : 87,850
    سطح : 100
    Points: 87,850, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 41.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,651
    تشکر شده 14,816 در 3,173 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 29 در 4 پست

    Talking ◄ اعتـرافـات

    یا عالـِم الخفـیّات ..


    اعتــراف کـــن .. !






    توجه توجه :

    اینجا کلیسا نیست!
    اعتراف به گناه ممنوع!
    فقط و فقط سرگرمی و طنز!



    * ادامه ی مبحث اعترافات مرحوم! چیزای خوبی از تو اون یکی در اومد
    تصاویر پیوست شده


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-مرداد-۰۹
    محل سکونت
    شهر راز ؛ دلت بسوخه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,546
    امتیاز : 87,850
    سطح : 100
    Points: 87,850, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 41.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,651
    تشکر شده 14,816 در 3,173 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 29 در 4 پست

    پیش فرض

    اعتراف می کنم خیلی وقتا شده مبحث بزنم ولی ماه تا ماه بازش نکنم ببینم توش چه خبره
    «الا و لایحمل هذا العَلَم الّا اهل البصر و الصّبر»

    طلحه و زبیر هم که باشی؛
    سیف الاسلام هم که گفته باشندت؛
    پیشانی ات هم اگر به سجده ی طولانی، پینه ی شتری بسته باشد؛
    به زور زری، یا به زر زوری، یا به فریب تزویری، یا به دنبال زنی شترسوار؛

    به روی امامت شمشیر خواهی کشید ..


    .
    .

  3. 10 کاربر از پست مفید باران بهار تشکر کرده اند .


  4. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آبان-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1989
    نوشته ها
    3,760
    امتیاز : 67,140
    سطح : 100
    Points: 67,140, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,821
    تشکر شده 14,241 در 3,398 پست
    مخالفت
    16
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    اعتراف میکنم کلی کار دارم اما نشستم پای کامپیوتر!
    .

  5. 7 کاربر از پست مفید مهاجر تشکر کرده اند .


  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-مرداد-۰۹
    محل سکونت
    شهر راز ؛ دلت بسوخه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,546
    امتیاز : 87,850
    سطح : 100
    Points: 87,850, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 41.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,651
    تشکر شده 14,816 در 3,173 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 29 در 4 پست

    پیش فرض

    اعتراف می کنم وقتی سایت غش می کنه، هییییچ انگیزه ای برا روشن کردن کامی ندارم


  7. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-دی-۰۸
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,541
    امتیاز : 14,668
    سطح : 78
    Points: 14,668, Level: 78
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 182
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 25,232
    تشکر شده 11,170 در 2,337 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    سلام
    اعتراف می کنم امتحان دارم هیچی هم درس نخوندم, نشستم اینجا!
    التماس دعا

  8. 8 کاربر از پست مفید bahanehgir تشکر کرده اند .


  9. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-شهریور-۱۷
    محل سکونت
    barefoot in paradise
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    9,111
    امتیاز : 78,558
    سطح : 100
    Points: 78,558, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album picturesTagger First Class
    تشکر کردن : 22,542
    تشکر شده 35,371 در 8,299 پست
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 99 در 65 پست

    پیش فرض

    اعتراف می کنم هیچ وقت درس نمی خونم دقیقا امکان نداره برای امتحانی بیشتر از 1 ساعت درس بخونم به قول یکی از بچه ها "تو اگه درس می خوندی چی می شدی "

    حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر




  10. 5 کاربر از پست مفید مستاجر خدا تشکر کرده اند .


  11. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۲۹
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,346
    امتیاز : 13,041
    سطح : 74
    Points: 13,041, Level: 74
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 209
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 7,729
    تشکر شده 11,801 در 2,180 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ...
    اعتراف میکنم تو اون دنیا کولر اتاقم میاد روبروم می ایسته ازم شکایت میکنه!
    اونقدرررکه خاموش و روشنش میکنم:(

  12. 5 کاربر از پست مفید تســـنیم تشکر کرده اند .


  13. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-مرداد-۰۹
    محل سکونت
    شهر راز ؛ دلت بسوخه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,546
    امتیاز : 87,850
    سطح : 100
    Points: 87,850, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 41.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,651
    تشکر شده 14,816 در 3,173 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 29 در 4 پست

    پیش فرض

    اعتراف می کنم تا حالا هروخ به هر نیتی پامو گذاشتم تو آشپزخونه یه گندی بالا آوردم؛
    از شکستن لیوان بگیر تا برگردوندن جا قاشق چنگالی تو سینک ظرفشویی، تا ریختن شیر و .. کف آشپزخونه، تا سُر خوردن و کله پا شدن وسط میز و صندلی و ...!
    بعد هردفعه هم تمام این مراحل با جیخ! و آخ و اوخ همراهه

    برا همین هردفعه پامو اونطرفا میذارم، یکی به یکی میگه: "پاشو برو دمبالش تا آشپزخونه رو منفجر نکرده! "

    بعد اعتراف می کنم که مامانم بشدت ازم نا امیده و کلا دیگه سکوت پیشه می کنه


  14. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,978
    تشکر شده 19,061 در 4,440 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ^
    چه اعتراف سنگینی ماشاالله دخترم

  15. 7 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  16. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۶
    محل سکونت
    شهرراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1987
    نوشته ها
    2,984
    امتیاز : 26,241
    سطح : 96
    Points: 26,241, Level: 96
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 9.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranYour first Group50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 17,488
    تشکر شده 7,445 در 2,299 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    اعتراف میکنم که بعضی وقتا یه کارایی میکنم که خودمم شاخم درمیاد چه رسد به بقیه !




  17. 7 کاربر از پست مفید مسافرکوچولووووو تشکر کرده اند .


  18. #11
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-شهریور-۲۸
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,860
    امتیاز : 12,087
    سطح : 72
    Points: 12,087, Level: 72
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,945
    تشکر شده 6,184 در 1,551 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    اعتراف میکنم یه بار موقع رانندگی یه تصادف کوچیک کردم و اصلا به خونواده نگفتم تا بعد از 2 هفته که خودشون دیدن انداختم گردن داداشم


  19. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,978
    تشکر شده 19,061 در 4,440 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ^
    اعتراف میکنم بابا هی ماشینو میزنه به در و دیوار بعد که من متوجه میشم ، قبل اینکه اعتراضی کنم میگه وااااای ... دوباره خط انداختی رو ماشین !!

  20. 8 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  21. #13
    mzp
    mzp آنلاین نیست.
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-اسفند-۰۹
    نوشته ها
    274
    امتیاز : 8,237
    سطح : 61
    Points: 8,237, Level: 61
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 213
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,771
    تشکر شده 851 در 250 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ^
    باز خوبه دو نفری میندازین گردن هم ،خونه ما که وقتی بلایی سر ماشین بابام یا مامانم میاد من و خواهر ومامان وبابا کلی میندازیم گردن همدیگه آخرشم می فهمیم اخویمون یواشکی نشسته پشت ماشین زده به جایی

  22. 7 کاربر از پست مفید mzp تشکر کرده اند .


  23. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,978
    تشکر شده 19,061 در 4,440 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ^
    هرجی مبحث باز میکنم به این پست ختم شده !

  24. 3 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  25. #15
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-دی-۰۸
    محل سکونت
    تهران
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,951
    امتیاز : 34,937
    سطح : 100
    Points: 34,937, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 6,028
    تشکر شده 5,432 در 1,695 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اعتراف میکنم به جز امروز دیگه وقت ندارم بشینم تابلومو کامل کنم ولی اصلاً حوصله شو ندارم.
    برای همینم رنگی که میخوام نمیتونم در بیارم.

  26. 3 کاربر از پست مفید چكاوك تشکر کرده اند .


  27. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907
    امتیاز : 30,339
    سطح : 100
    Points: 30,339, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,772
    تشکر شده 16,999 در 4,221 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    Talking

    ^راه افتادي ...بازم اعتراف كن

  28. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-شهریور-۱۷
    محل سکونت
    barefoot in paradise
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    9,111
    امتیاز : 78,558
    سطح : 100
    Points: 78,558, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album picturesTagger First Class
    تشکر کردن : 22,542
    تشکر شده 35,371 در 8,299 پست
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 99 در 65 پست

    پیش فرض

    اعتراف می کنم
    اعتراف می کنم
    اعتراف می کنم که هنوز نه ساکم رو بستم نه 2 تا مقاله رو که تا 3 ساعت دیگر وقت دارم ننوشتم و نه 2 تا داستانی رو که باید تا فردا بعد از ظهر ایمیل کنم رو حتی فکر هم نکردم چی بنویسم!


    اعتراف می کنم که تنبلی و پشت گوش انداختن باعث همه این ها شده !

    حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر




  29. 5 کاربر از پست مفید مستاجر خدا تشکر کرده اند .


  30. #18
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۸
    محل سکونت
    نه دور و نه نزدیک
    نوشته ها
    482
    امتیاز : 10,260
    سطح : 67
    Points: 10,260, Level: 67
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 190
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,886
    تشکر شده 956 در 395 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Cool برترين اعترافات...!




    برترین اعترافات




    اعتراف میكنم تموم سالهای بچگیم فكر میكردم مامان بابام منو تو حرم_مشهد پیدا كردن چون اولین عكسی كه از خودم دارم بغل مامانم جلو حرمه!!!!!!!!!!!!


    *****************


    اعتراف میكنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تلویزیون رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه و بعد میومدم گریه میکردم به مادرم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شه!!!!!!!!!!!!!!


    *****************


    در اقدامی شجاعانه اعتراف میكنم که از درس تنظیم خانواده افتادم . اونم فقط به این خاطر که در جواب سوال احمقانه استادم که بهم گفت مگه این کلاس جای خوابه ؟ خیلی صمیمی وخرم گفتم:استاد
    بیخیال کی تا حالا 8 صبح خانوادش تنظیم شده !!!!!! کلاس رفت رو هوا استادم منو انداخت بیرون تا کم نیاورده باشه !!!!!!!!!!!


    *****************


    اعتراف میكنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده ... از اون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام: امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کدوم وسیله ها دست زد؟
    بیشترم به دریچه کولر شک داشتم!!!!!!!!!!


    *****************

    اعتراف میكنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!! ـ تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!!!!!!!!!!!


    *****************

    اعتراف میكنم وقتی داداشم دو ماهش بود رفتم خندون تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم!!!!!!!!
    بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون! !!!!!!


    *****************

    اعتراف میكنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟
    دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید
    اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده! ـ
    مامان گفت نوید کیه؟
    گفتم: پسر آقای همسایه... ـ
    گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده!!!!!!!!!!!!


    *****************

    اعتراف میكنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده !!!!!!!


    *****************


    اعتراف میكنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت:
    امیــــــــــــــــــر جووون...بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت.... گفتم منم همینطور.... گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا.. حتماً.. از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش.. به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم!!!!!!!!!!!!!!


    *****************


    اعتراف میكنم بچگی هام همیشه میرفتم سرکوچه یه خرابه اونجا بود کلی اونجارو با دست و چوب می کندم شاید یه روزی پیداش کنم تازه فیلم افسانه توشیشان رو دیده بودم دنبال پولا میگشتم!!!!!!!!!!!!!!!


  31. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-شهریور-۱۷
    محل سکونت
    barefoot in paradise
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    9,111
    امتیاز : 78,558
    سطح : 100
    Points: 78,558, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album picturesTagger First Class
    تشکر کردن : 22,542
    تشکر شده 35,371 در 8,299 پست
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 99 در 65 پست

    پیش فرض

    اعتراف می کنم که کل مطالبی رو که آماده کرده بودم روز جلسه مستند عرض کنم وقتی خواستم شروع کنم همه اش از یادم رفت از بس که جلسه یخ زده بود..........
    کلا الان که فکر می کنم یادم نمیاد اولش چی گفتم !
    و اینکه مثال از هیچکاک آوردن هام فقط برای این بود که بگم منم هیچکاک رو میشناسم وگرنه هیچ کاربرد دیگری نداشت

    چقدر اعتراف کنم از اون جلسه ؟ ! (تازه این ها موارد قابل ذکر در عمومی بود )

    حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر




  32. 5 کاربر از پست مفید مستاجر خدا تشکر کرده اند .


  33. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,012
    امتیاز : 37,268
    سطح : 100
    Points: 37,268, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.8%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 26,479
    تشکر شده 28,973 در 4,723 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    اعتراف می کنم تو جلسه اونی که رانی باز کرد و فحش خورد من بودم
    .
    .
    .



    در هوس دیدن شش گوشه ، دلم تاب ندارد ! نگهم خواب ندارد ........
    قلمم گوشه ی دفتر ، غزل ناب ندارد

    همه گویند : به انگشت اشاره
    مگر این عاشق دیوانه ی دلسوخته ارباب ندارد ؟

    تو كجایی ؟ شده ام باز هوایی ...
    چه شود جمعه این هفته بیایی ؟ ..........


    اللهم عجل لولیک الفرج والعافیـه والنصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره

  34. 9 کاربر از پست مفید setarevatan تشکر کرده اند .


  35. #21
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اردیبهشت-۱۵
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    1,014
    امتیاز : 26,578
    سطح : 97
    Points: 26,578, Level: 97
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 772
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,300
    تشکر شده 3,608 در 908 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ^


    احتمالا شما چون ردیفهای عقب نشسته بودید متوجه نشدید، اما توی اون لحظه چند تا از آقایون با هم هماهنگ کردن.....، 1....، 2....، 3 پیس.............
    بعد چون ردیف های جلو هم نشسته بودن، خیلی روی آقا سید تاثیر داشت.
    جالبه که شما هم همون موقع باز کردید
    .
    .
    .
    .

    خبر آمدنت،
    مثل نسیم،
    می رود باغ به باغ،
    می رود شهر به شهر،
    مردمان یمن وتونس ومصر،
    مردمان اردن،
    همه عالمیان،
    به تمنای تو برخاسته اند،
    شور و حالی برپاست،
    وعده آمدنت نزدیک است....

  36. 6 کاربر از پست مفید حاجي تشکر کرده اند .


  37. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-مرداد-۰۹
    محل سکونت
    شهر راز ؛ دلت بسوخه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,546
    امتیاز : 87,850
    سطح : 100
    Points: 87,850, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 41.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,651
    تشکر شده 14,816 در 3,173 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 29 در 4 پست

    پیش فرض

    قبول دارین همه چی قاچاقی ش یه مزه دیگه داره !؟

    اعتراف می کنم خعلی دلم میخواد به بابام بگم میخوام برم مشهد، بعد پاشم برم سوریه!
    بعد زنگ بزنم بگم سلام عزیزم! من الان دمشق ام!


    «الا و لایحمل هذا العَلَم الّا اهل البصر و الصّبر»

    طلحه و زبیر هم که باشی؛
    سیف الاسلام هم که گفته باشندت؛
    پیشانی ات هم اگر به سجده ی طولانی، پینه ی شتری بسته باشد؛
    به زور زری، یا به زر زوری، یا به فریب تزویری، یا به دنبال زنی شترسوار؛

    به روی امامت شمشیر خواهی کشید ..


    .
    .


  38. #23
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۲۸
    نوشته ها
    77
    امتیاز : 2,959
    سطح : 33
    Points: 2,959, Level: 33
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 236
    تشکر شده 352 در 69 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Talking

    میخوام یه اعتراف بزرگ کنم

    من اکثرتون رو میشناسم ولی هیچکس منو نمیشناسه


  39. 4 کاربر از پست مفید ترانه تشکر کرده اند .


  40. #24
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,476
    امتیاز : 59,899
    سطح : 100
    Points: 59,899, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,445
    تشکر شده 36,927 در 2,465 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط ترانه نمایش پست اصلی
    میخوام یه اعتراف بزرگ کنم

    من اکثرتون رو میشناسم ولی هیچکس منو نمیشناسه


    عمراااا کسی منو بشناسه

    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد




  41. #25
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۲۸
    نوشته ها
    77
    امتیاز : 2,959
    سطح : 33
    Points: 2,959, Level: 33
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 236
    تشکر شده 352 در 69 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سید محمد انجوی
    مدیر کانون


    تاریخ عضویت: آبان ۱۳۸۳

    مدت آشنایی با کانون: 13 سال

    محل سکونت: شیراز

    نوشته ها: 426

    تعداد تشکرها (از کاربران دیگر): 3,403

    تشکر شده 3,089 بار در 407 پست


    خوشبختممم

  42. 6 کاربر از پست مفید ترانه تشکر کرده اند .


  43. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,659 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط باران بهار نمایش پست اصلی
    قبول دارین همه چی قاچاقی ش یه مزه دیگه داره !؟

    اعتراف می کنم خعلی دلم میخواد به بابام بگم میخوام برم مشهد، بعد پاشم برم سوریه!
    بعد زنگ بزنم بگم سلام عزیزم! من الان دمشق ام!



    التماس دعا
    همینطوری نشسته ایم که ان شاء الله خوب می شویم ، این دهه نشد دهه بعدی .

    تمامش کن ! لباس خفت گناه را دور بینداز و لباس دیگری را بر تن کن . « من آدم شنبه نیستم، امروز یکشنبه است ! »
    تکان بخور و کلاً [ عوض شو ] ! پوستین را وارونه کن .
    .
    .
    .. انقلاب ..

  44. کاربر روبرو از پست مفید دردونه تشکر کرده است .


  45. #27
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-تیر-۲۱
    محل سکونت
    انشا الله شیراز
    نوشته ها
    383
    امتیاز : 6,463
    سطح : 52
    Points: 6,463, Level: 52
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 87
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,131
    تشکر شده 843 در 330 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اعتراف میکنم که در طول دوران مدرسه یه چند باری خودمو زدم به مریضی اونم از نوع روم به دیوار گلاب به روتون اسها. و استفر..جهت نرفتن به مدرسه چون معلمه میخواست درس بپرسه. البته وقت ناهار که میدیدم مامانم تدارک یه غذای خوشمزه رو دیده و من مجبورم کته سفید با ماست بخورم عین چیز پشیمون میشدم از کاری که کردم
    قال مولانا صاحب الزمان(عج)
    انا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم
    ما نسبت به رسيدگي به امور شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شما را فراموش نمي نماييم.
    سحر خیز مکّه ، سحر خیز کوفه ، سحر خیز مشهد، سحر خیز کرب و بلا و مدینه
    سحر یاد ما باش ... سحر یاد ما باش...

  46. 8 کاربر از پست مفید ebne-adam تشکر کرده اند .


  47. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    محل سکونت
    شیرازو - تهرانو
    نوشته ها
    3,738
    امتیاز : 94,025
    سطح : 100
    Points: 94,025, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,141
    تشکر شده 13,870 در 3,320 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    سلام
    خدایا توبه...
    من دوشنبه ها زنگ اول برنامه نویسی داشتم از اونجایی که یه ناظم داشتیم آرنولد جلوش زانو میزد و... اگه دیر میرفتیم نمیذاشت زنگ اول بریم سر کلاس منم این معلم برنامه نویسیم هفته قبل می گفت هفته بعد ازتون درس می پرسم...بعد واسه اینکه نرسیم به کلاس با تا خیر میرفتیم ناظم هم با تیپا مینداختمون تو حیاط مدرسه
    ما هم کلی عشق میکردیم...
    بعد ما هم میرفتیم از اتاق ورزش توپ میگرفتیم فوتبال...
    ناظم زنگ میزد خونمون میگفت بازم این آقا پسرتون دیر اومدهه..ننمم نمیدونست چی بگه...
    بعد یه بار معلممون دیدمون کلی فحش بهمون داد فحش واقعی ها البته مجاز که به جای اینکه بیاید به من بگین تا راتون بدم کلاس رفتین فوتبال؟ ما هم از خدامون بود نریم..
    اینم بگم بعضی وقتا که حسش بود میخوندم و به موقع میرفتم سر کلاس..
    نمیگم..
    ...روم نیست بقیشو بگم..
    یار من یوسف نیا اینجا کسی یعقوب نیست
    لحظه ای چشمانشان از دوریت مرطوب نیست
    ای گل زیبای من از غربتت اشکی نریز
    نازنین اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست
    گرچه در هر جمعه ای زیبا دعایت می کنند
    بهترینم این دعا ها جنسشان مرغوب نیست





    وبلاگ هردمبیل، شخصی: http://prince-playful.blogfa.com/
    وبلاگ زخم دل، شخصی: http://prince-lonely.blogfa.com/
    وبلاگ خاطرات، شخصی: http://prince-rahpou.blogfa.com/

  48. 7 کاربر از پست مفید رهپوی وصال تشکر کرده اند .


  49. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط رهپوی وصال نمایش پست اصلی
    سلام
    خدایا توبه...
    من دوشنبه ها زنگ اول برنامه نویسی داشتم از اونجایی که یه ناظم داشتیم آرنولد جلوش زانو میزد و... اگه دیر میرفتیم نمیذاشت زنگ اول بریم سر کلاس منم این معلم برنامه نویسیم هفته قبل می گفت هفته بعد ازتون درس می پرسم...بعد واسه اینکه نرسیم به کلاس با تا خیر میرفتیم ناظم هم با تیپا مینداختمون تو حیاط مدرسه
    ما هم کلی عشق میکردیم...
    بعد ما هم میرفتیم از اتاق ورزش توپ میگرفتیم فوتبال...
    ناظم زنگ میزد خونمون میگفت بازم این آقا پسرتون دیر اومدهه..ننمم نمیدونست چی بگه...
    بعد یه بار معلممون دیدمون کلی فحش بهمون داد فحش واقعی ها البته مجاز که به جای اینکه بیاید به من بگین تا راتون بدم کلاس رفتین فوتبال؟ ما هم از خدامون بود نریم..
    اینم بگم بعضی وقتا که حسش بود میخوندم و به موقع میرفتم سر کلاس..
    نمیگم..
    ...روم نیست بقیشو بگم..
    یادش به خیر منم همینطور
    حتی یه بار برای اینکه نرم سر کلاس دست کردم اسپری فلفل و زدم
    یه خورده شو هم زدم کف دست خودم و مالیدم به صورتم بعد رفتم دفتر گفتم حالم بده و رفتم خونه
    یادش به خیر
    شانس آوردم پیدام نکردن
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  50. 2 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  51. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    محل سکونت
    شیرازو - تهرانو
    نوشته ها
    3,738
    امتیاز : 94,025
    سطح : 100
    Points: 94,025, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,141
    تشکر شده 13,870 در 3,320 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    ^
    سلام
    عامو چقد خطرناکی تو..
    من رفیق خطرناک نمیخوام...
    یار من یوسف نیا اینجا کسی یعقوب نیست
    لحظه ای چشمانشان از دوریت مرطوب نیست
    ای گل زیبای من از غربتت اشکی نریز
    نازنین اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست
    گرچه در هر جمعه ای زیبا دعایت می کنند
    بهترینم این دعا ها جنسشان مرغوب نیست





    وبلاگ هردمبیل، شخصی: http://prince-playful.blogfa.com/
    وبلاگ زخم دل، شخصی: http://prince-lonely.blogfa.com/
    وبلاگ خاطرات، شخصی: http://prince-rahpou.blogfa.com/

  52. 2 کاربر از پست مفید رهپوی وصال تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 18 12311 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1