کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 63
  1. #1
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۰۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    6
    امتیاز : 2,817
    سطح : 32
    Points: 2,817, Level: 32
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 100
    تشکر شده 26 در 6 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض خاطرات شما از اولین سفر مشهد به همراه کانون

    سلام

    دوستان گرامی توجه داشته باشید که به بهترین خاطرهای اول و دوم سفر مشهد نیم بها تعلق می گیرد .

    حداکثر تا تاریخ 12/20 خاطرات خود را در همین مبحث بگذارید
    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,822 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط آسمان هشتم نمایش پست اصلی
    سلام

    دوستان گرامی توجه داشته باشید که به بهترین خاطرهای اول و دوم سفر مشهد نیم بها تعلق می گیرد .

    حداکثر تا تاریخ 12/20 خاطرات خود را در همین مبحث بگذارید
    سلام
    جسارتا ضمانت اجرایش چیه؟
    بالاخره ما هم الکی روی ذهن و حافظمون فشار نیاریم....


  3. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۰
    محل سکونت
    آسمان
    نوشته ها
    6,114
    امتیاز : 33,145
    سطح : 100
    Points: 33,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation Second ClassCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 15,329
    تشکر شده 26,489 در 5,447 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 6 در 5 پست

    پیش فرض

    و ببخشید شما؟!
    آباد شد کسی که ز گریه خراب شد.............. خوشبحال آنکه پیش تو بد حال می شود...


    بـــرو ای گــــدای مــســکــیـــن در خـــانــه ی حــســیــن زن ...............کــــه پــســــر هــمـــان کــنـد کـــه پــدرش هــمـیشــه مـیـکـــرد

    هــمـــه روح وجــــان و تـــن را بــدهــم بـــه نـــام اربــــابــــــ...............کــــه اگــــر حــســیـــن نــبـــاشـــد تــــن و جــــان مـــن چـــه ارزد ...

  4. 2 کاربر از پست مفید دلتنگ خدا تشکر کرده اند .


  5. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط mamad13 نمایش پست اصلی
    سلام
    جسارتا ضمانت اجرایش چیه؟
    بالاخره ما هم الکی روی ذهن و حافظمون فشار نیاریم....

    سلام

    این آی دی از بزرگان کانون هستند
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی


  6. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام

    اولین سفری که با کانون رفتم مشهد اتوبوس شماره 1 برادرا بودیم

    از شیراز که حرکت کردیم شب رسیدیم بودیم پلیس راه خرانق

    دیدیم ای داد بیداد که می گن پیاده بشین و وسایلتان را بردارید

    ما هم همگی خواب

    پیاده شدیم دیدیم عجب سرمایی

    سوال کردیم گفتیم چی شده ؟؟؟؟

    گفتند که باید اتوبوستان را عوض کنید بدین به خواهرا

    گفتیم جرا ؟؟؟

    گفتن اتوبوس خواهرا پلاک سفیده و نگهش داشتن

    آخیییییییییی

    اتوبوس ناز ما را دادن به خواهران گرام و آن ها با خیال راحت رفتن مشهد
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی


  7. #6
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۳۰
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    686
    امتیاز : 5,397
    سطح : 47
    Points: 5,397, Level: 47
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 153
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 3,269
    تشکر شده 3,351 در 683 پست
    مخالفت
    14
    مخالفت شده 25 در 11 پست

    پیش فرض

    آقا اولین سفر رو ول کن ؛ به نظرتون جریان چک افسریو بگم نیم بها رو میگیرم یا نمیگیرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَآ إِنَّ اللّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ

  8. 3 کاربر از پست مفید مجنون فکه تشکر کرده اند .


  9. #7
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بزن

    تا بقیش را هم نثارت کنیم
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  10. 2 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  11. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,078
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,641
    تشکر شده 14,600 در 2,725 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    همیشه حسرت سفر مشهد با کانون تو دلم بود...
    هر دفه می یومدم،فرداش حرکت مشهد بود!اون موقع ها هم کانون یه بار تابستون و یه بار عید می برد مشهد.
    اولاش که یه سن قانونی!!نرسیده بودم و بهم کارت نمیدادن!مشهد دانش آموزی هم دوس نداشتم!ولی یه بار یکی از دوستام کلی برام تعریف کرد و بالاخره مجاب شدم که برم مشهد دانش آموزی.خانواده اولش موافقت کردن،ولی بعد نظرشون عوض شد!
    گذشت تا اینکه به سن قانونی رسیدم،ولی بازم اجازه ندادن...
    و بالاخره بعد از کلی اصرار،قرار شد خودمون بریم مشهد،و من ملحق شم به بچه های کانون!و این اتفاق هم افتاد!
    وقتی رسیدم حسینیه،جلسه توجیهی شروع شده بود،و آقاسید داشتن می گفتن من یادم رفته بهتون بگم لباس گرم بیارین همراتون!منم اولین بارم بود که عید میومدم مشهد،اصلنم نمی دونستم آب و هوای عید مشهد چ جوریه!
    سال بعدش قرار شد با کانون بیام،با خانواده برگردم!
    در واقع اولین باری بود که با اتوبوس می رفتم مسافرت!!و فقط خدا می دونه شب تا صبح،چ بر من گذشت تا خوابم برد!!(البته الان دیگه راه افتادم حسابی!)
    اولین اتوبوسی که رسید حسینه الزهرا،اتوبوس ما بود.خیلی از اومدنمون نگذشته بود که گفتن یا الله...یا الله...
    خادما اومده بودن و ما شده بودیم مهمون امام رضا....باورم نمیشد....
    ویرایش توسط گلابی! : سه شنبه ۰۱ اسفند ۹۱ در ساعت ۰۱:۰۵
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....


  12. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 21,393
    سطح : 92
    Points: 21,393, Level: 92
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 957
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,056 در 2,242 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    تویه مسجدی توی کلاس تابستونه قرآن شرکت کردم.کلاس چهارم بودم.
    گفتن اگه جزء سی رو حفظ کنین میبریمتون مشهد.منو سه نفر دیگه شروع کردیم به حفظ .
    هنر کردیم 24 تا سوره از 37تارو حفظ کردیم !!!!!! ولی دلمونو نشکوندن.
    قرار شد با کاروان خود مسجد بریم ولی کاروان پَر َپر شد.........
    ماهم کلی ناراحت آخه حسابی دلمونو صابون زده بودیم.
    ولی بازم خود امام رضا(ع) جور کرد.قرار شد با یه کاروانی بفرستنمون.
    ماهم که ازهمه جابی خبر!!! فقط میدونستیم قراره با یه کاروانی بریم مشهد!
    گفتن حرکت از حرم سید علاءالدین حسین (ع) هست.یه گروه 5نفره بودیم. من و داداشم و سه نفر دیگه.
    بالاخره روز حرکت فرا رسید و رفتیم حرم سیدعلاءالدین حسین(ع).
    خیلی شلووووووووووغ بود!! هیچ وقت این همه آدم یه جا ندیده بودم!!!.
    بالاخره بعد از کلی معطلی اسممون رو خوندن و سوار شدیم.نمیدونم چندتا اتوبوس بود ولی خیلی زیاد بود...فکرکنم ما اتوبوس13 بودیم.
    هنوز نمیدونستیم با کیا داریم میریم مشهد. ولی اصلا احساس غریبگی نداشتم چون فضا خیلی دوستانه بود.
    شب یه مسجدی نگه داشتیم برای نماز و شام. جاتون خالی اینقدر بهمون کالباس دادن که داشتیم میپوکیدیم.
    بازم جاتون خالی فرداش اتوبوسمون تو جاده خراب شد و یکی دوساعتی هم توجاده موندیم.
    بچه هاهم از موقعیت استفاده کردن و شروع کردن به بازی و ترقه درکردن و...
    از اتوبوسای آخری بودیم که رسیدیم مشهد!
    بردنمون حسینیه 14معصوم. نصفش خواهرا نصفش هم برادرا.
    شب که میخواستیم بخابیم، ماکه کوچیکتر بودیم رو جداکردن بردن تو یه اتاق ته حسینیه. فکر کنم مسولمون آقای قندی بود.
    آقای قندی هم قوانینی رو وضع کردن که همه باید رعایت میکردیم. ساعت ورود و خروج، ساعت خواب، بازار رفتن و...
    روی در آبدارخونه یه کاغذ چسبونده بودن روش نوشته بود: چویی 24 ساعته... ولی فقط صبحا چایی میداد که اگه دیر میرفتی دیگه خبری ازچایی نبود
    هرروز عصر مراسم بود.بااینکه تجربه اینهمه مراسم رو نداشتم ولی خیلی بهم می چسبید.
    هنوزم بعداز 12 سال مزه مراسما زیر دندونمه.بهشت رضاش خیلی بهم حال داد. بار اولی بود که میرفتم...
    اون سال فکر کنم مصادف شده بود با میلاد حضرت زهرا(س). دسته جمعی رفتیم مهدیه
    حاج حسن خلج مداح بود. بنده خدا داشت مولودی میخوند یه دفه یکی پاشد گفت آقا این بچه ها عاشقن و...
    حاج حسن هم بنده خدا شروع کرد روضه حضرت زهرا خوندن. مراسم جشن شد عزاداری...!
    منم داشتم گریه میکردم که آقا سید نگام کردو بهم لبخند زد... آخی بچگیا....
    یه اتفاقی اون سال افتاد که خداروشکر بودم و هیچوقت حسرتشو نمیخورم.
    اون سال به کل کاروان غذای حرم دادن. چقد خوشششششششششششمزه بود.یادش بخیر .
    یه اقامه هم برای نماز گفتم نمیدونم آقاسید یادشه یانه!!!! یه اقامه هم تو قسمت خواهرا گفتم...
    روز آخر بود که فهمیدم کانون چیه و کجاست و... .
    آقا سیدهم گفت شنبه شبها مسجد خیرات منتطر همتون هستیم.
    یادش بخیر.دلم میخاد یه بار دیگه اون سال تکرار بشه.
    یا امام الرئوف
    ویرایش توسط پلاک12 : سه شنبه ۰۱ اسفند ۹۱ در ساعت ۲۲:۱۳
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...


  13. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,822 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط mamad13 نمایش پست اصلی
    سلام
    خاطره مشهد سال 85(اگر حافظه یاری کنه،)
    با چندتا از بچه های مسجد اومدیم برای مشهد ثبت نام کنیم،طوری شد که نصفمون تو یه اتوبوی و بقیه تو یک اتوبوس دیگه افتادیم.
    (گفتیم چه عیبی داره، اونجا با هم هستیم.)
    روز حرکت کاروان دومین اتوبوسی که حرکت کرد (از برادرا) اتوبوس ما بود،ولی اتوبوس رفقا با تاخیری حدود 30الی40 ساعت حرکت کردن.
    (سالی که به نیت امام زمان(ع) بود،حتی یه نامه،یا همچنین چیزی را هم بردن جمکران و انداختن داخل چاه مسجد....)
    خلاصه نه با هم تو یه اتوبوس افتادیم، نه با هم حرکت کردیم.بلکه طوری شد که حسینیه هامون هم از هم جدا شده بود.
    دو سه بار بیشتر همدیگر رو ندیدیم.
    خدا گر ز حکمت ببند دری ... ز رحمت گشاید در دیگری
    البته نا گفته نمونه تو اتوبوس بچه های واحد شهدا بودیم،به جاش با یه واحد و بچه هاش آشنا شدیم.
    بماند اینکه تو اول کفی طبس پیادمون کردن و اتوبوس را دادن خواهران و ما هم یه چند ساعتی تو پلیس راه خرانق (نصفه شب)ملق می زدیم.
    سلام
    همین...


  14. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۹
    محل سکونت
    همسایه بی بی معصومه(س)
    نوشته ها
    3,837
    امتیاز : 61,722
    سطح : 100
    Points: 61,722, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 16.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 6,761
    تشکر شده 14,100 در 3,233 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یا حاضر و یا ناظر

    تو اتوبوس تنها فرد بوشهری بودم برا همین همه صدام میکردن دختر بندر

    واااااااای چقد با بارانن و حورا و سیمرغ و... شوخی و شیطونی کردیم تو اتوبوس...

    اولین چیزا اینا یادم اومد...




    بگیر از من جهانم را ، ولی بانو حرم را نه...تمــام ِ جاده ها آری ، خیابان ِ اِرم را نه ...

    کریمه ! کلبه ی امید ِ من روشن به لطف ِ توست...بکش هر روشنایی را ولی لطف و کرم را نه
    ...



  15. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    زير آسمان خدا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,560
    امتیاز : 11,821
    سطح : 71
    Points: 11,821, Level: 71
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 229
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    25000 Experience PointsSocialVeteran
    تشکر کردن : 10,161
    تشکر شده 6,517 در 1,882 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بعداز4ساللللللللللللللللل لللل

    موفق شدم امسال با كانون بيام مشهد

    البته بگم سال اولي كه شروع كردم اومدم كانون براي عيد همه تلاش ميكردن خانواده راضي بشن كه بيام مشهد ولي قبول نكردن تا امسال

    خداياشكرت كه ميتونم بلخره با كانون بيام مشهد
    أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ


  16. #13
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۲۵
    محل سکونت
    دلم کربلاست
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,615
    امتیاز : 12,413
    سطح : 72
    Points: 12,413, Level: 72
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 4,458
    تشکر شده 6,711 در 1,390 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام.منم هر چی یادم میاد شیطنت و اذيتاي منو خواهرم بود كه مسولين لطف كردند از سفر بعدي نذاشتن هيچ سفری با هم باشیم ولی خدایی خیلی اذيت كرديم...يادش به خير فكر كنم سال 78 بود
    منم آقا ارزومه.....


  17. #14
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۱۶
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    354
    امتیاز : 4,415
    سطح : 42
    Points: 4,415, Level: 42
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 1,065
    تشکر شده 1,204 در 290 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اولین سفرم باکانون سرما خوردم وبه خاطر خوردن دارو اکثرا خوابم می برد.مخصوصا دعای ندبه که با حضور ایت اله بهجت توی حسینیه مون برگزار شد وچقدر می خواستم استفاده کنم اول دعاخوابم برد وپایان دعا بیدار شدم .خیلی دلم سوخت.
    شبایی که دسته جمعی می رفتیم حرم و دارالهدایه هم خیلی خاطره انگیز بود.
    اینجا حرم عشق است اینجاحرم لیلااست
    این گنبد افلاکی از ان گل زهراست و...... یادش بخیر
    اون جلسه ای که به گفته اقا سیدگریه دونتون پر شده وسخرانی روتبدیل به خنده و خاطرات جنگ و...کردند هم خیلی خوب بود.
    عاشقونه میگم آقام صاحب زمونه ....


  18. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,822 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط آسمان هشتم نمایش پست اصلی
    سلام

    دوستان گرامی توجه داشته باشید که به بهترین خاطرهای اول و دوم سفر مشهد نیم بها تعلق می گیرد .

    حداکثر تا تاریخ 12/20 خاطرات خود را در همین مبحث بگذارید
    سلام
    انگار کسی دیگه علاقه ای به مشهد نیم بها نداره...
    تو این اوضای اقتصادی...
    مثل اینکه تحریم ها به اعضای تالار نرسیده!!!!


  19. #16
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۲۳
    محل سکونت
    آسمون کربلا
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    222
    امتیاز : 4,185
    سطح : 41
    Points: 4,185, Level: 41
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 165
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 784
    تشکر شده 967 در 206 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سال 89 بود که امام رضا ما رو هم دعوت کرد.
    اون سال کانون تعداد زیادی ،،صلوات خاصه ی امام رضا(ع)،،چاپ کرده بود...وقتی که اون ها رو بین بچه های خودمون پخش کردیم دیدیم خیلی اضاف امده...
    قرار گذاشتیم اضافشو ببریم حرم بین زائرا پخش کنیم...
    ساعت حدود 9 شب بود که روبروی ،،باب الرضا،،شروع کردیم به پخش صلوات خاصه...
    یه نیم ساعتی که گذشت...
    با خودم فکر می کردم بعد از اینکه ،،صلوات خاص ها،،تموم شد.زود برم حسینیه برا شام!!!
    اما...اما یه دفعه یادم امد که امشب شام ،،املت کدو،، دارند...(هر چی تو مشهد بهمون دادن خوردم اما این یکی رو اصلا دوست نداشتم)
    خیلی ناراحت شدم...
    تو همین فکر بودم که یه دفعه یکی از پشت به شونم زد.برگشتم یه صلوات خاصه به سمتش گرفتم...
    یه برادر بود که یه پلاستیک دستش بود...بهم گفت:برادر من میخوام برم زیارت (اشاره کرد به پلاستیکی که دستش بود)این یه دست کبابه دست نخورده هست،نمیشه با این برم حرم، اینو شما بردار مصرف کن...
    ما هم که از خدا خواسته ...
    جاتون خالی تو مسیر برگشت به حسینیه ترتیبش رو دادم.

    حالا که فکرشو میکنم با خودم میگم کاشکی از امام رضا یه چیز دیگه میخواستم!؟
    یاعلی
    ویرایش توسط @ یا علی یا علی @ : سه شنبه ۰۱ اسفند ۹۱ در ساعت ۲۳:۱۱

    یاعلی مدد


  20. #17
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1982
    نوشته ها
    4,617
    امتیاز : 69,907
    سطح : 100
    Points: 69,907, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,636
    تشکر شده 22,216 در 4,040 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    98
    مخالفت شده 22 در 19 پست

    پیش فرض

    اولین سفر مشهد به همراه کانون خیلی به من سخت گذشت. خیلی
    اما یه یادگاری از اون سفر دارم.
    امام رضا زخم معده وخیمم رو شفا دادن.

    یا ضامن اهو
    احساس سوختن به تماشا نمی شود/الهی هیچ کس اتش نگیرد تا که نداند چه می کشم.


    عطر نماز


  21. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    منم نوروز سال 84اولین سفرم با کانون بود.کانون میومدم ولی هنوز سفر نرفته بودم.برا بار اولم بود با اتوبوس سفر میکردم.ما و دوستامون رو انداختن تو یه اتوبوس که چندتا طلبه همراهمون بودن.ما هم بچه بودیم از بس اذیت کردیم جیگر اینا له شد.کلی هم از دستمون شاکی بودن.البته بعدا از شون حلالیت گرفتم.

    علاوه برماها بچه های واحد یاس (واحد کامپیوتری کانون)هم همرامون بودن.چه مسوول خوبی داشتن.هنوز هم ایشون رو میبینم.اوناها همه شیطون بودن شدن پایه ما واسه اذیت کردن.از درو دیوار اتوبوس بالا میرفتیم/شعر میخوندیم.فقط خدا رو شکر میکنم مسوول اتوبوس باهامون خیلی خوب برخورد کرد

    تو حسینیه الزهرا بودیم.همه چیز برام تازه بود.حرم دسته جمعی/تو حسینیه تو اون جای کم کنار بچه ها با صفا و صمیمیت خوابیدن.یادش بخیر

    یه بارم نصف شب بود یکی از دوستام گفت بیا بریم پشت بوم حسینیه الزهرا.ماهم چادر پوشیدیم بدون اینکه کسی بفهمه رفتیم بالا.چه کیفی داد.رو به گنبد نشستیم و زیارت امین الله خوندیم.از اونشب با این زیارت قشنگ انس گرفتم.خیلی بهم چسبیدشکر.از اون به بعدم تصمیم گرفتیم با کانون سفر کنیم
    ویرایش توسط مرصاد العباد : سه شنبه ۰۱ اسفند ۹۱ در ساعت ۲۳:۴۵
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم


  22. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۷
    محل سکونت
    زمين
    نوشته ها
    2,534
    امتیاز : 63,430
    سطح : 100
    Points: 63,430, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 18,799
    تشکر شده 11,753 در 2,257 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اولین سفر!
    اولین تجربه!
    اولین دیدار!
    اولین ...

    زیارت امام رضا علیه السلام قبلنا با خونواده رفته بودم
    اما این سفر چون دوستانه بود خیلی خوشمزه بود

    اولین بازی که رفتم بهشت رضا همون سال بود
    یه مادر شهید اورده بودن و برامون صحبت میکرد.
    حرم های نیمه شبش برام جالب بود!
    و یه اتفاقی که افتاد و موندگار شد...

    یکی از دوستام تو سفر پاش اسیب دید
    با مسئول اتوبوس رفتیم بیمارستان
    خیلی لحظات سختی بود
    نمیتونستم ناراحتی دوستمو ببینم
    دلشوره داشتم
    و وقتی بدتر شدکه بهمون گفتند تو سفر باید با ویلچر رفت و
    آمد کنه
    نمیدونستیم چطور باید بهش بگیم
    بعید میدونستیم تو سفر جلوی بچه ها قبول کنه با ویلچر جابجا بشه!
    کلی باهاش حرف زدیم که راضیش کنیم
    رفتیم ویلچر کرایه کنیم براش
    ولی قبول نکرد
    دیگه زیارت رفتناش خیلی فرق کرد!
    اهسته اهسته
    دورتر و عقب تر از قافله
    نیمه شبها قدم میزد و میومد
    چندبارش باهم اومدیم
    خیلی سخت بود




  23. #20
    rah
    rah آنلاین نیست.
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۲۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    922
    امتیاز : 9,954
    سطح : 66
    Points: 9,954, Level: 66
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 96
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 11,153
    تشکر شده 4,702 در 865 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اولين سفرم خيلي برام خاص بود
    باعنايت آقاراهي شدم بعدازاون همه سال...
    وقتي اولين بارخواستيم بريم زيارت توي مسيرنميتونستم به گنبدنگاه كنم!!!دوس داشتم اولين نگاهم به گنبدطلاي آقاازفاصله نزديك باشه...
    حرم توديداراول خيلي برام بزرگ وپيچيده بود...شب بودوشلوغ...
    روبرو پنجره فولادصحن جمهوري كه رسيدم انگاربغض چندين سالم تركيد....
    دوستام مراعاتموكردن ربع ساعتي تحمل كردن تا ازاون قسمت كه احساس خاصي بهش داشتم دل كندم...
    رفتيم تارسيديم روبرو ضريح...
    طاقت نياوردم نشستم وخيره شدم به ضريح... بين تموم عشقارو زمزمه ميكردمو اشك بودواشك... خداياتوشاهدباش امام رضارو دوسش دارم
    آقاجان بطلب امسال هم بيايم دسته جمعي به پابوستون



    دارد دو پای زندگیم لنگ میشود غصه ندیدن تو میکشد مرا



  24. #21
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-بهمن-۱۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,487
    امتیاز : 11,054
    سطح : 69
    Points: 11,054, Level: 69
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteranTagger Second ClassOverdrive
    تشکر کردن : 4,289
    تشکر شده 12,112 در 1,505 پست
    حالت من : Shad
    مخالفت
    53
    مخالفت شده 61 در 40 پست

    پیش فرض

    هع یادش به خیر
    اولین سفر رو با بچه های آروی رفتیم
    همه میرفتن حرم ؛ جناب اینفوی محبوب ما رو برداشت برد پاساژ زیست خاور
    بعد یه مشت قرص خون الکی خرید
    برگشتیم توی حسینیه چهارده معصوم (ع)
    جناب اینفو قرص های خون رو ریخت توی دهنش و بعد که دهانش پر خون شد دوید توی حیاط حسینیه
    ما هم پشت سرش داد میزدیم امدادگر امدادگر
    قاه قاه قاه قاه قاه. خیلی سرکاری باحالی بود


  25. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,822 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط mamad13 نمایش پست اصلی
    سلام
    خاطره مشهد سال 85(اگر حافظه یاری کنه،)
    با چندتا از بچه های مسجد اومدیم برای مشهد ثبت نام کنیم،طوری شد که نصفمون تو یه اتوبوی و بقیه تو یک اتوبوس دیگه افتادیم.
    (گفتیم چه عیبی داره، اونجا با هم هستیم.)
    روز حرکت کاروان دومین اتوبوسی که حرکت کرد (از برادرا) اتوبوس ما بود،ولی اتوبوس رفقا با تاخیری حدود 30الی40 ساعت حرکت کردن.
    (سالی که به نیت امام زمان(ع) بود،حتی یه نامه،یا همچنین چیزی را هم بردن جمکران و انداختن داخل چاه مسجد....)
    خلاصه نه با هم تو یه اتوبوس افتادیم، نه با هم حرکت کردیم.بلکه طوری شد که حسینیه هامون هم از هم جدا شده بود.
    دو سه بار بیشتر همدیگر رو ندیدیم.
    خدا گر ز حکمت ببند دری ... ز رحمت گشاید در دیگری
    البته نا گفته نمونه تو اتوبوس بچه های واحد شهدا بودیم،به جاش با یه واحد و بچه هاش آشنا شدیم.
    بماند اینکه تو اول کفی طبس پیادمون کردن و اتوبوس را دادن خواهران و ما هم یه چند ساعتی تو پلیس راه خرانق (نصفه شب)ملق می زدیم.
    سلام
    خلاصه به یه دردسری رسیدیم مشهد.....
    بردنمون رو به روی حسینیه چهارده معصوم اسکان(یه خونه شخصی) که یه اتاقیش مال وسایل صوت الحسین یا فیلمبرداری بود،کلا مال عزیزان بزرگان و سروران بود...
    بعد یه نصفه روزی ما رو از اونجا دک کردن بردن حسینیه آستانه پرست،بعد چهارراه دانش رو به روی هتل فانوس دریا
    همراه ما یه اتوبوس دیگه بود ،(یه ده نفری از بچه های خون گرم و فیلم کازرون) بودن،تو چند روز که اونجا بودیم از دست اینها و فیلم بازی کردنشون مردیم(البته از خنده)
    اتفاقا یه بار هم جناب حاج آقا انجوی نژاد به همراه هئیت همراه محترم اومدن و نیم ساعتی نشستن و بیان خاطرات کردن و حتی گفتن اولین مشهد کاروان کانون یه اتوبوس بوده و اونم را آورده بودن همین حسینیه آستانه پرست.....
    (نکته منفی سفر اول هم ، همین املت کدو بود(البته اون موقع) اولین بار بود که چنین چیزی می دیدیم و حتی می شنیدیم.املت کدو!!! ما که نخوردیم و رفتیم خودمون از خودمون پذیرایی کردیم...)
    ویرایش توسط mamad13 : چهارشنبه ۰۲ اسفند ۹۱ در ساعت ۲۳:۵۲


  26. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۳۱
    محل سکونت
    دلم توی سامراست
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,023
    امتیاز : 16,435
    سطح : 82
    Points: 16,435, Level: 82
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 415
    Overall activity: 29.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 11,164
    تشکر شده 11,677 در 2,599 پست
    مخالفت
    34
    مخالفت شده 5 در 3 پست

    پیش فرض

    اولین سفر جناب غریب هشت با ابجی دوقلوش مسولمون بودن
    کسی می تواند از سیم خار دار دشمن عبور کند ، که در سیم خار دار نفس خویش گیر نکرده باشد.
    شهید علی چیت سازیان

  27. 10 کاربر از پست مفید redway تشکر کرده اند .


  28. #24
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۰۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,741
    امتیاز : 35,086
    سطح : 100
    Points: 35,086, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 1.0%
    افتخارات:
    Social1 year registeredCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,463
    تشکر شده 6,916 در 1,654 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اولین سفری که باکانون رفتم دوم راهنمایی بودم و با کاروان راهنماییا رفتم

    با یه سری از دوستام با هم بودیم ... که خیلیییی هم روحیه و پایه

    تو حسینیه چهارده معصوم ... کاروان راهنماییا رو میبردن پارک و تفریح و این چیزا

    ما با اینکه بچه بودیم ولی اصلااااااا دلمون نمیخواس بریم ... میخواستیم بیشتر بریم حرم چون پدر مادرامون به سختی به این سفر رضایت داده بودن و میخواستیم از تمام لحظاتش بهره ببریم تو حرممممم

    یه مسئول باما میفرستادن و ما میرفتیم حرم

    یه چند نفر هم باهامون بودن که سنشون بیشتر از ما بودن،شبا ما رو جمع میکردن و هیییی درمورد جن حرف میزدن ... خدایی خیلییییییییی میترسیدیممممم

    سفر عجیبی بود برام ... اولین تجربه مشهد کاروانی با یه جو خیلیییییی خووووب

    شب آخر که وداعیه بود آقاسید اومدن و فقط نیم ساعت مراسم وداعیه داشتیم بعدش میخواستن برگردن شیراز

    مراسم تموم شده بود و هق هق و گریه و ضجه بچه ها تمومی نداشت ...

    تا یک ساعت بعدش چراغا رو روشن نکردن ...

    بچه ها همینجوووووری گریههههه ...

    هیشکی باورش نمیشد اینا همه فقط 11 . 12 یا 13 سالشونه ......

    به حدی این شب وداعیه اشکی بود و عجیب غریب که آقا سید شنبه بعدش این جریان رو منبر گفتن و خودشون هم متعجب .....

    هیچ وقتتتتتتت اون وداعیه یادم نمیره ....

    تو اون سفر مراسما رو ضبط نمیکردن و این برام شد یه حسرتتتتتت، نداشتن صوت اون شب رو ....
    .
    .
    .
    .
    .
    امام رضاااااااا تشنه دیدارممم .... دعوت نمیکنی ...؟!؟!
    به دنبال کسی جــامانده از پــرواز میگردم

    مگــر بیـــدار سازد غــافلی را غافلی دیگر









  29. #25
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۰۸
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    134
    امتیاز : 2,632
    سطح : 31
    Points: 2,632, Level: 31
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social3 months registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 396
    تشکر شده 439 در 105 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    آخييييييييييييي....يادش بخير! سوم راهنمايي بودم! با بچه ها يه روز صبح رفتيم لب حوض عكس بگيريم ....چشمتون روز بد نبينه يكي از خادما صدا زد كه بيايم پايين منم ترسيدم و افتادم توش!! از زور خجالت فقط زير پتو اشك ميريختم! ولي خيلي اون روزو دوست داشتم همش احساس ميكردم اونجوري امام رضا (عليه السلام) بيشتر بهم توجه كردن! چون با همون چادر و كلا تشكيلات خيس نماز خوندم...


  30. #26
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۰۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,741
    امتیاز : 35,086
    سطح : 100
    Points: 35,086, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 1.0%
    افتخارات:
    Social1 year registeredCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,463
    تشکر شده 6,916 در 1,654 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ^^^^^^^^^^

    مال همون کاروان منظورم بود ...
    به دنبال کسی جــامانده از پــرواز میگردم

    مگــر بیـــدار سازد غــافلی را غافلی دیگر








  31. کاربر روبرو از پست مفید جامانده از پرواز تشکر کرده است .


  32. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    خاطره اي از اولين سفر مشهدم با كانون

    تا حالا توفيق نداشتم عيد نوروز با كانون برم مشهد!
    ( معمولا عيد نوروزها باخانواده مي رفتم سفر! (قم، مشهد)
    .............
    اما پارسال در دو مسابقه طراحي پوستر تالار برنده شدم ،
    از آن طرف كانون آبان 91 سفر زيارتي براي خانواده ها گذاشته بود و تصميم گرفته بود تالاريهاي را
    هم همراه آنها ببره !!

    با تخفيفهايي كه نصيبم شده بود ،سفر تقريبا برايم رايگان شده بود!!
    از طرفي نمي خواستم برم ، چون ايام امتحانات ميانترم بود و كلي درس داشتم ...

    ولي وقتي امام رضا (ع) بطلبن ،كاريش نمي شه كرد!!
    از طرفي دوست داشتم بچه هاي تالار را هم از نزديك ببينم و باهاشون آشنا بشم!!


    مخصوصا غير شيرازيها ....مثل خانمها يارحجت و بدايه و... بالاخره دل را به دريا زدم و ثبت نام كردم!!



    روز سفر فرا رسيد و بنده اشتباهي رفته بودم داخل يه اتوبوس ديگه!! بعد متوجه شدم
    و اومدم به اتوبوس خودمان!! مسئول اتوبوس كه ديدند همه صندلي ها پر شده ،بنده را در صندلي كنار خودشان كه خالي مانده بود در رديف دوم نشاندند...

    از آنطرف بچه هاي تالار از قسمت آب سردكن اتوبوس به آخر را همگي تصاحب كرده بودن ،
    تا از خانمهاي سن بالا كه جلو نشسته بودن كاملا جدا بشن!!
    ..........
    بالاخره اتوبوس راه افتاد و ما عازم مشهد شديم!! در طول سفر خيلي راحت بودم
    و اصلا سختي سفر را احساس نمي كردم ... گويي جاذبه اي من را به سمت خودش
    مي كشيد...



    نزديكي هاي مشهد منظره برفي كه بر كوه ها نشسته بود خيلي زيبا بود!!




    مثل بر چشم بهم زدني رسيديم مشهد!!
    البته جاده ها هم خلوت بود و اتوبوس هم خوب مي رفت و توقف خيلي نداشت!!



    بالاخره نزديك ظهر بود كه رسيديم مشهد!
    چون سفر در اصل برا خانواده ها بود ، برا اسكان هتل گرفته بودن!!



    من با چند تا ديگه از خواهرا كليد اتاقمان را گرفتيم و وسايلمان را برديم داخل!!
    در واقع دو اتاق بود كه بهم راه داشت!! يكي اتاق اصلي كه به درب ورودي مشرف بود و يك اتاق كه در انتهاي همين اتاق بود و كمي از آن كوچكتر!! من تختي درهمان اتاق عقبي را برا خودم انتخاب كردم!!
    بچه ها وقتي وسايلشان را گذاشتن همه رفتن حرم!!
    ولي من چون در طول سفر وقتي مي خواستم وضو بگيرم چادرم افتاده بود رو زمين ،
    مجبور شدم بمانم و چادرم را بشورم تا خشك بشه ، بعد برم...
    تا غروب طول كشيد تا خشك شد!! بعد از خواندن نماز به سمت حرم راه افتادم!!
    ویرایش توسط رضوان : یکشنبه ۰۶ اسفند ۹۱ در ساعت ۰۶:۰۳
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.


  33. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    شبهاي حرم را خيلي دوست دارم!!



    احساس مي كردم اين روحم هست كه داره به سمت حرم مي ره!! انگار كه امام من به سوي خويش
    فرا مي خواند!



    به در ورودي رسيدم ، اذن دخول را خواندم و وارد صحن شدم!! چه احساس خوبي!
    انگار بر روي ابرها قدم مي گذارم!!

    وارد حرم شدم ...


    مي دونيد كه هميشه اطراف ضريح اقا خصوصا در قسمت خواهرا تا چند متري مملو از جمعيت هست و به سختي
    مي شه آدم دستشو به ضريح برسونه!! من هم هر وقت ميامدم حرم به يه بدبختي و بعد كلي تلاش
    خودم را مي رسوندن نزديك ضريح!!



    اما آنشب خيلي راحت انگار كه راهها برايم به راحتي داره باز مي شه دستم رسيد به ضريح!!
    حدود ربع ساعت و يا بيشتر هم اونجا بودم!! خيلي با آقا درد و دل كردم و همه را حسابي دعا كردم!!
    در آنجا احساس مي كردم در قطعه اي از زمين بهشت هستم و جرعه اي از آب كوثر دارم مي نوشم!!
    احساس نشاطي داشتم كه به هيچ وجه قابل توصيف نيست!!



    بعد از آن رفتم گوشه اي نشستم و زيارت مخصوص امام رضا (ع) را هم خوندم و برگشتم به سمت هتل!!



    ساعت ده در محل همايش هتل جلسه سخنراني و مداحي آقا سيد بود!!

    بعد از مراسم خواهرا ازشون پرسيدن مي شه نيمه شب بريم حرم!!؟؟؟
    گفتن اگه چند نفر بشين ، با هم برين مشكلي نداره!!
    چند ساعت قبل نماز صبح از خواب بيدار شدم!! ديدم دوستام هم بيدارن!! حتي بچه هاي اتاقهاي ديگه هم
    آماده بودن!!
    در حرم نماز شب خونديم و پس از زيارت و خواندن نماز جماعت صبح در صحن گوهر شاد
    از دوستان جدا شدم تا برگردم به هتل....آنها مي خواستند بيشتر در حرم بمانند!!
    كليد اتاق را از پذيرش گرفتم و در را باز كردم و رفتم داخل!!
    به شدت خسته بودم و خوابم مي امد...دوست داشتم قبل از خواب مداحي هم گوش بدهم!!
    هندزفري را گذاشتم در گوشم و بعد از مدت كوتاهي به خواب عميق رفتم!!
    البته بايد گفت وقتي با اين روش مداحي گوش مي دم ، تقريبا صداي اطراف را ديگه خيلي كم مي شنوم!!

    بعد از چند ساعت از خواب بيدار شدم...ديدم دوستام در كنارم هستن و دارن با تعجب و عصبانيت
    نگاهم مي كنند!! گفتم چي شده!!؟؟ اونها گفتن : ساعت خواب ....

    تو فكر بقيه هم اتاقيهات را نكردي؟؟ همه ما اومديم پشت در هر چي در مي زنيم جنابعالي در را باز نمي كنيد!!
    پذيرش هم گفته بوده كليد اتاق را دوستتون برده!!
    خلاصه با كلي خواهش و تمنا راضي شدن خانمي كه مسئول تميز كردن اتاقها هست كليد يدكشان را بيارن و
    در را باز كنند!!!
    من كه ديگه از شرمندگي و خجالت نمي دانستم چكار كنم!!!
    اين هم از خاطره اولين سفر مشهدم با كانون!!


    ویرایش توسط رضوان : پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۱ در ساعت ۲۱:۵۱
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.


  34. #29
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۲۹
    محل سکونت
    شیــــراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    768
    امتیاز : 13,189
    سطح : 74
    Points: 13,189, Level: 74
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 41.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,234
    تشکر شده 2,509 در 616 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یادش بخیر سال 78توی مسجد خیرات که بودیم تکاپوی بچه ها رو میدیدم که برای سفر به مشهدچه شور و حالی دارن منم خیلی دلم میخواست که با آقا سید برم مشهد همش میگفتم یا امام رضا کاش میشد منم بتونم برم اگه آقا سید زمانی که ما بچه مدرسه ای بودیم بودن ما رو هم میبردن مشهد چقدر خوب میشد خوش بحال این دخترا .
    همینطور آه میکشیدم وافسوس میخوردم تا اینکه تصمیم گرفتم از یکی از بچه های کادر بپرسم .از یکی از خواهرا ی کادر پرسیدم میشه منم ثبت نام کنم عضو کانون بشم بعد اسم نویسی کنم برای سفر به مشهد؟بمن خندید وگفت نه خانم این سفر برای دبیرستانی ها ودانشجو هاس شما نمیتونید .خیلی دلم شکست پیش خودم گفتم ای کاش زمان ما کسی به فکر مون بود ما رو هم به این سفرا میبردن .یه روز برحسب اتفاق شرایط عضویت توی کانون رو رو دیوار زده بودن رو خوندم دیدم شرایط سنیش بمن میخوره کلی ذوق کردم ای دفعه از یکی دیگه پرسیدم که شرایط عضویت بمن میخوره میتونم بیام گفت مانعی نداره خیلی خوشحال شدم کارت عضویت گرفتم هر هفته مشتاقانه میومدم و وقتی کارتم رو مهر میکردن خدارو شکر میکردم وبرای اولین بار تابستون79بچه هامو به همسرم وهمسرم رو به خدا سپردم وبا بچه های کانون راهی مشهد شدم .توی مشهد هم روز تولد حضرت زهرا (س)هدیه گرفتم .
    به جز این سفر دوبار دیگه به مشهد ویکبارهم به قم رفتم البته همراه بچه های کانون
    خیلی خوش گذشت ای کاش میشد همسفرکربلا میشدم باآقا سید انشاالله
    ویرایش توسط مامان سادات : دوشنبه ۰۷ اسفند ۹۱ در ساعت ۱۳:۱۵

  35. 10 کاربر از پست مفید مامان سادات تشکر کرده اند .


  36. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط آسمان هشتم نمایش پست اصلی
    سلام
    دوستان گرامی توجه داشته باشید که به بهترین خاطرهای اول و دوم سفر مشهد نیم بها تعلق می گیرد .
    حداکثر تا تاریخ 12/20 خاطرات خود را در همین مبحث بگذارید
    سلام
    ببخشيد 15 اسفند ثبت نامه سفر مشهده خواهران هست ...!! اگه تا قبل اين تاريخ اين دو نفر را انتخاب مي كردين بهتر نبود؟
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1