کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 41

Hybrid View

  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986

    Post سید الساجدین،امام سجاد (ع)









  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986

    پیش فرض زندگینامه على بن الحسين(ع)

    مشهورترين نقل ، در تاريخ ولادت امام سجاد، زين العابدين عليه السلام اين است كه آن حضرت در روز پنجشنبه ، پنجم شعبان المعظم سال 38 هجرى قمرى ديده به جهان گشوده است .

    در سال تولد آن گرامى جز سال 38 معروفترين و صحيح ترين نظر شناخته مى شود، (1) برخى از مورخان و محدثان به سال 37 (2) و 36 (3) و حتى 35 (4) اشاره كرده اند.

    در روز و ماه ولادت آن امام دو قول وجود دارد. بيشتر مورخان چنان كه يادآور شديم پنجشنبه ، پنجم شعبان را ترجيح داده اند. (5) و برخى ديگر جمعه يا يكشنبه نيمه ماه جمادى الاولى را برگزيده اند.


    .............................
    پی نوشت:

    1- منابعى كه اين نقل را پذيرفته اند، عبارتند از: دلائل الامامه 80 ؛ اصول كافى 2/368 ؛ ارشاد 2/139 اعلام الوردى 151 ؛ مناقب 2/310 ؛ كشف النغمه 2/260 ؛فصول المهمه 201؛ تذكر الخواص 291 ؛ وفيات الاعيان 2/260 ؛ نور الابصار 139.

    2- اعلام الورى 251: تذكر الخواص 29: اعيان الشيعه 2/629.

    3- سال 36 مقارن با جنگ جمل مى باشد مصباح المجتهد 733 ؛ مصباح كفعمى 29.

    4- فيض كاشانى ره تاريخ وفات مادر امام سجاد را سال 35 هجرى قمرى دانسته است ، اگر اين نقل پذيرفته شود، لازمه آن اين است كه امام سجاد يادر همين سال و يا درسالهاى قبل متولد شده باشد.

    5- كشف الغمه 2/260 ؛ فصول المهمة 201 ؛ سعاف الراغبين 216 ؛ نورالابصار الشيعة 1/629








  3. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986

    پیش فرض مکان ولادت

    همه منابع حديثى و روايى ، به اتفاق ، زادگاه امام سجاد را مدينه دانسته اند. (6)

    برخى نويسندگان مانند ابن جرير طبرى امامى در كتاب دلائل الامامه ، حتى به خانه اى كه امام سجاد در آن متولد شده اشاره كرده اند و گفته اند كه آن حضرت در خانه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) قدم به جهان نهاده است . (7)

    آنچه براى محققان منشا ترديد شده ، اين است كه اگر سالهاى 38 يا 37 و يا 36 را سالهاى ولادت آن گرامى بدانيم اين سالها مقارن بوده است با جنگ جمل و حضور على عليه السلام و خاندان وى در عراق ، بنابراين حسين بن على و همسر وى نمى توانسته اند چنين سالهايى را در مدينه باشند. (8)

    ولى اين اشكال بآسانى قابل پاسخگويى است ، چه اين كه سالهاى ياد شده ، سالهاى بحرانى و پركشمكش بوده و حضور على عليه السلام و فرزندان او براى مقابله با اصحاب جمل صورت گرفته است و بعيد نمى نمايد كه در چنين شرايطى ، حسين بن على عليه السلام همسرش را در مدينه گذاشته باشد تا در ميان خويشاوندان و با آرامش كامل ، فرزند خود - على بن الحسين - را به دنيا آورد.


    ........................
    پی نوشت:
    6- ارشاد 2/138: مناقب 3/310 ؛ اعلام الورى 251 ؛ كشف الغمه 2/201 ؛ فصول المهمه 187 ؛ اسعاف الراغبين 216 ؛ نور الابصر 139 ؛ اعيان الشيعه 1/629.

    7- دلائل الامامه 80.

    8- برخى از نويسندگان معاصر براساس همين شبهه اعتقاد يافته اند كه سال ولادت امام سجاد در 36 هجرى قمرى بوده است زيرا چنين سالى خاندان على عليه السلام در مدينه حضور داشته اند. ولى اين نظريه ، مخالف راى مشهور مى باشد. رك : زندگانى على بن الحسين عليه السلام سيد جعفر شهيدى 17.








  4. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986

    پیش فرض کنیه و القاب

    براى امام زين العابدين عليه السلام ، اين كنيه ها ياد شده است :

    ابوالحسن (9)، ابومحمد (10)، ابوبكر (11)، ابوالحسين (12)، ابوعبدالله (13) و ابوالقاسم (14).

    در اين ميان ، مشهورترين كنيه آن حضرت نخست ابوالحسن و سپس ابو محمد است .

    و اما القاب آن گرامى چنين است :

    زين العابدين ، (15) سيد العابدين ، (16) سجاد، (17) ذوالثفنات ، (18) قدوه الزاهدين ، (19) سيد المتقين ، (20) امام المومنين ، (21) زين الصالحين ، (22) منار القانتين ، (23) الزكى ، (24) الامين ، (25) و سيد المجتهدين . (26)

    مشهورترين القاب آن حضرت ، سجاد و زين العابدين مى باشد.


    .................
    پی نوشت:

    9- دلائل الامامه 80 ؛ اعلام الورى 251 ؛ تاج المواليد ؛ كشف الغمه 2/297.

    10- طبقات ابن سعد 5/157 ؛ النجوم الزاهره 1/229 ؛ بحار الانوار 45/329.

    11- دلائل الامامه 80 ؛ مواليد الائمه 4 ؛ نور الابصار 139 ؛ اعيان الشيعه 1/679.

    12- طبقات ابن سعد 5/157؛ تاريخ الائمه (مجموعه نفيسه ) 28.

    13- حبيب السير 2/62.

    14- سير اعلام النبلاء 4/386.

    15- ارشاد 139؛ اعلام الورى 251؛ تذكره الخواص 298؛ نور الابصار 139.

    16- مناقب 4/175؛ تذكره الخواص 291؛ فصول المهمه 201.

    17- علل الشرائع 232؛ مناقب 4/175؛ حبيب السير 2/62.

    18- كشف الغمه 2/72؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 10/79؛ ارشاد 138.

    19- كشف الغمه 2/73 ./

    20- همان مدرك .

    21- مناقب 4/175؛ كشف الغمه 2/73.

    22- مناقب 4/175.

    23- حليه الاولياء 3/133؛ مناقب 4/175.

    24- كشف الغمه 2/74؛ فصول المهمه 201.

    25- تذكره الخواص 291؛ فصول المهمه 201؛ نورالابصار 139؛

    26- القاب الرسول و عترته 207.








  5. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986

    پیش فرض پدر و مادر

    پدر ارجمند امام سجاد عليه السلام : امام حسين بن على عليه السلام سيد الشهداء عليه السلام مى باشد.

    برخى زين العابدين را بزرگترين فرزند حسين بن على عليه السلام دانسته اند (27) ولى از بيشتر منابع تاريخى چنين استفاده مى شود كه على اكبر - شهيد كربلا - بزرگترين پسر خانواده بوده است و امام سجاد عليه السلام از وى سن كمترى داشته است و بر اين اساس زين العابدين را على اوسط ناميده اند. (28)

    مادر بزرگوار آن حضرت ، شهر بان ، دختر يزدگرد - آخرين شاه ساسانى - مى باشد. وى طى فتوحات شهرهاى ايران به دست مسلمانان اسير گشت و از ايران به مدينه برده شد و در پرتو حمايت امير المومنين عليه السلام آزاد گرديد، به همسرى حسين بن على عليه السلام در آمد و افتخار يافت تا مادر امام زين العابدين عليه السلام باشد و نه امام معصوم از نسل او پديد آمد.

    على عليه السلام درباره او به فرزندش حسين عليه السلام سفارش فرمود:از همسرت - شهر بانو - خوب محافظت و نگاهدارى كن و به او نيكى نما، چه اين كه در آينده اى نزديك براى تو فرزندى خواهد آورد كه بهترين اهل زمين خواهد بود. (29)

    اين كه شهربانو، در چه سالى ديده به جهان گشوده و در چه سنى به همسرى حسين بن على عليه السلام در آمده ، و پس از آن چند سال با آن حضرت زندگى كرده است ، مورخان و محدثان نظر قاطعى را ثبت نكرده اند.

    نكته اى كه بيشتر تاريخنگاران ياد آور شده اند اين كه وى دختر يزدگرد بوده است و نياكان پدرى او عبارتند از: پرويز، هرمز، انوشيروان ، قباد. پدرش * آخرين پادشاه ساسانى است كه با فتوحات اسلامى سلسله آنان منقرض * گرديده است . از جمله نامها و القابى كه براى مادر امام سجاد عليه السلام ياد كرده اند به موارد ذيل مى توان اشاره كرد:

    شهر بانو، شهر بانويه ، (30) سلافه ، (31) غزاله ، (32) سلامه ، (33) خولد (34) برده ، (35)، جهان نويه (36) شهرناز (37)جهان شاه (38) حرار (39) خلوه (40) ام سلمه (41) فاطمه (42) و مريم . (43).

    آن بانوى گرامى كه افتخار مادرى ولى خدا و زينت عبادتگران را به دست آورده بود سوگندنامه ، پس از ولايت فرزندش ، با فاصله اى بسيار اندك جهان را بدرود گفت و على بن الحسين در داماد دايه اى پرورش يافت كه هماره او را مادر صدا مى زد. (44)

    برخى مورخان گمان كرده اند مادر امام سجاد در واقعه كربلا حضور داشته و پس از شهادت حسين بن على عليه السلام به همسرى زبيد در آمده و از او صاحب فرزندى به نام عبدالله شده است . (45)

    ولى چنان كه مسعودى و ديگران گفته اند، مادر امام سجاد عليه السلام در بيمارى پس از وضع حمل وفات يافته است و زبيد با كنيزى ازدواج كرده كه دايه امام سجاد عليه السلام بوده و آن حضرت وى را مادر مى خوانده است . (46) و چه بسا همين امر مايه اشتباه تاريخ نگارانى چون ابن سعد شده است كه گمان كنند شهربانو در واقعه كربلا حضور داشته و از آن پس به همسرى غلامى با نام زبيد در آمده است !


    ............
    پی نوشت:
    27- ارشاد 2/136؛ اعلام الورى 251.
    28- معارف ابن قتيبه 214؛ تاريخ يعقوبى 2/246 و 264؛ تاريخ طبرى 4/347؛ كشف الغمه 2/260؛ و فيات الاعيان 2/429؛ سير اعلام النبلاء 4/321 و 387؛ اعيان الشيعه 1/629.
    29- احتفظ بها و احسن اليها فستلدلك خير اهل الارض . اصول كافى 2/369؛ اثبات الوصيه 145؛ اعيان الشيعه 1/629.
    30- بصائر الدرجات 335 ؛ شاه زنان ،اعلام الوردى 250، تدكره الخواص 291، النجوم الزاهره 1/229.
    31- معارف ابن قتيبه 214؛انساب الاشراف 3/102؛عيون اخبار الرضا 4/8.
    32- طبقات ابن سعد 5/156؛تاريخ يعقوبى 2/303؛صفة الصفوه 2/52؛وفيات الاعيان 2/429.
    33- اصول كافى 2/368؛سير اعلام النبلاء 386؛ حياة الحيوان 1/196.
    34- مناقب ابن شهر آشوب 3/311 كشف الغمه حياة الحيوان 2/196.
    35- همان مدرك
    36- مناقب ابن شهر آشوب 3/311
    37- مجمل التواريخ و القصص 456.
    38- بصائر الدرجات 335؛ اثبات الوصية 145.
    39- تاريخ يعقوبى 2/303.
    40- تاريخ الائمه (مجموعه نفسيه ) 24.
    41- تذكرة الخواص 921.
    42- مناقب 3/311
    43- همان مدرك .
    44- عيون اخبار الرضا 2/128؛ بحارالانورا 46/11؛ اعيان الشيعه 1/629.
    45- طبقات ابن سعد 5/211 ش معارف ابن قتيبه 214؛ و فيات الاعيان 2/431.
    46- اثبات الوصية 140؛؛ رجال ابن داوود 371-372؛ و اعيان الشيعه 1/629.








  6. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986

    پیش فرض امام سجاد ابن الخير تين

    يكى از نامهايى كه امام سجاد عليه السلام را با آن مى خواندند ابن الخير تين است و علت اين نامگذارى سخنى است مستند به رسول خدا كه : در ميان عرب ، نسل قريش و در ميان غير غرب ، فارسيان نمونه اند. (47)

    ابوالاسواد دئلى ، ضمن برشمردن فضايل امام سجاد، على بن الحسين عليه السلام مى گويد:

    و ان غلاما بين كسرى و هاشم

    لا كرم من نيطت عليه التمائم (48)

    يعنى ؛ پسرى كه از يك سوى به نسل هاشميان و از سوى ديگر به نسل فرمانروايان فارس كسرى منسوب مى باشد، گرمى ترين و با كرامت ترين فرزندى است كه بر او بازوبند بسته اند (تا از گزند چشم تنگان ايمن بماند).(49)

    به هر حال قراين تاريخى و مدارك روايى نشان مى دهد كه مادر امام سجاد - عليه السلام - بانويى ايرانى و بزرگزاده بوده است . (50)


    .......................
    پی نوشت:
    47- قال رسول الله (ص ): ان الله من عباده خيرتان ، فخيرته من العرب قريش و من العجم فارس . كامل مبرد 300 ش اصول كافى كتاب الحجة مترجم ، 2/369؛ فيات الاعيان 2/429؛ اثبات الهداة /214.

    48- اصول كافى 2/365 .

    49- شاعر از رسم اجتماعى آن روز كه بر بازوى كودكان بازوبند مى بسته اند تا از چشم زخم در امان باشند، بهره جسته است تا نبوغ و نمونگى شخصيت مورد ستايش خود را بيان كن








  7. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض تازیانه و تنت...

    به نام خدا


    تازیانه و تنت...



    شتری داشت که بیست و دو سفر با او به حج رفته بود...
    رفته بود ولی حتی یک تازیانه به او نزده بود!!


    پ.ن: برگرفته از بحارالانوار، *ج 46، ص147 و 148، حدیث 2 و 3 و 4 به نقل از بصائر الدرجات و اختصاص و اصول کافی ج 1، ص 467، حدیث 2 و 3 و4



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  8. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458

    پیش فرض

    موضوعات سیاسی در صحیفه سجادیه

    عنوان صحیفه، دعا و نیایش است؛ اما از موضوعات مبارزاتى و سیاسى تهى نیست. در این مطلب به

    مواردی از فرازهای سیاسی امام سجاد(علیه السلام) در صحیفه سجادیه اشاره می‎کنیم.

    دعاى چهل و هشتم صحیفه:

    حضرت در این دعا به صراحت از مسایل زیر که جنبه سیاسى دارد یاد مى‏‎کند:

    الف) مقام خلافت مخصوص خلفا و اصفیاى الهى است .

    ب) مقام خلافت مورد یورش و غصب قرار گرفته است .

    ج) احکام خدا تبدیل گشته و کتاب خدا مورد غفلت قرار گرفته‏است .

    د) واجبات الهى تحریف شده است .

    ه) سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) متروک گشته است .
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  9. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458

    پیش فرض

    موضوعات سیاسی در صحیفه سجادیه 2

    خدا اطاعت از ائمه را واجب ساخته است

    دعاى چهل و هفتم:

    در زمانى که اهل‏بیت(علیهم‎السلام) در فشار به سر مى‏بردند و امیرمومنان(علیه‎السلام) بر فراز منبرها لعن

    مى‎‏شد، حضرت در دعاى چهل‏ و هفتم(دعاى روز عرفه) به مسایل مهم زیر اشاره مى‎‏کند:

    الف) مقام امارت و رهبرى از آن اهل‏بیت(علیهم‎السلام) است.

    ب) ائمه(علیهم‎السلام) از هر پلیدى پیراسته و شایسته ‏وساطت‏ بین خالق و خلق‏اند .

    ج) دین به وسیله امام منصوب از سوى خداوند تقویت مى‎‏شود .

    د) خدا اطاعت از ائمه را واجب ساخته است .
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  10. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458

    پیش فرض

    موضوعات سیاسی در صحیفه سجادیه3

    دعاى چهاردهم:

    این دعا سراسر شکوه از ستمگران است که در نظر آن حضرت مصداقى‏ جز حکام وقت ندارد .


    دعاى چهل و نهم:

    حضرت در این دعا از فراوانى دشمنانش و از برنامه‎‏هاى حساب شده ‏آنان جهت آزار و حتى قتل امام به خدا

    شکوه مى‎‏کند: «فکم من عدو انتضى على سیف عداوته و شحذلى ظبه مدیته وارهف لى شباحده و داف‏لى

    قواتل سمومه و سدد نحوى صوائب سهامه و لم تنم عنى عین حراسته و اضمر ان یسومنى المکروه و یجر

    عنى ‏زعاق مرارته فنظرت یا الهى ... .»

    بار خدایا ! چه بسا دشمنى که شمشیر عداوت آخت و بر من تاخت و براى کشتن من خنجر خویش تیز کرد و

    با دم برنده آن آهنگ جان من ‏نمود و زهر کشنده به آب من بیامیخت و خدنگ جان شکار خویش در کمان

    نهاد و مرا نشانه گرفت و چون پاسبانان همواره بیدار، دیده از من برنمى‎‏گرفت و در دل داشت که مرا گزندى

    سخت رساند و شرنگ کینه خویش به کامم ریزد؛ آنگاه اى خداوند من! دیدى که ... .»

    "غلامحسین اعرابى"

    گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  11. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458

    پیش فرض

    در برابر خدا، «سجاد» بود، هرگز در برابر ظالمان، سر تسليم فرود نياورد و چهره بر درگاه ارباب قدرت نسود،

    کبوتر مجروح و پر وبال شکسته عدالت با پماد عرفان زين العابدين عليه السلام

    در شفا خانه دعاهايش التيام يافت ...
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  12. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض امام سجاد (ع)

    به نام خدا

    شتری داشت که بیست و دو سفر با او به حج رفته بود...
    رفته بود ولی حتی یک تازیانه به او نزده بود!!


    پ.ن: برگرفته از بحارالانوار، *ج 46، ص147 و 148، حدیث 2 و 3 و 4 به نقل از بصائر الدرجات و اختصاص و اصول کافی ج 1، ص 467، حدیث 2 و 3 و4

    http://ma-2.blogfa.com/post-164.aspx



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  13. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض غریب الغرباء

    به نام خدا


    بازار مدینه است

    بازاری بسیار شلوغ و پر ازدحام

    هر اتفاق کوچکی در این بازار بیفتد جمعیت زیادی جمع می شوند تا در جریان موضوع قرار بگیرند

    مسکینی درخواست کمک دارد از مردم

    دائم صدا می زند:

    " به منِ غریب کمک کنید

    مردم! به منِ غریب کمک کنید "

    ندای غربتش می رسد به گوش حضرت زین العابدین علیه السلام

    سال هاست از واقعه ی کربلا گذشته است

    به محض اینکه حضرت می شنوند صدای مسکین را برافروخته می شوند

    و از اطرافیان خود می پرسند:

    " کیست که ادعا می کند غریب است؟ "

    مردم، مرد مسکین را خدمت حضرت می آورند و می گویند:

    " این مرد است که ادعای غربت دارد "

    همه ی مردم جمع شده اند و سرک می کشند تا ببینند چه خبر شده است

    حضرت خطاب به مرد مسکین می پرسند:

    " تو بودی که می گفتی : من غریبم؟ "

    مرد پاسخ می دهد:

    " بله یابن رسول الله "

    حضرت می پرسند:

    " آیا واقعا تو غریبی؟ "

    مرد پاسخ می دهد:

    " بله آقا! من در این دیار هیچ کس را ندارم "

    حضرت تأملی می کنند و می پرسند:

    " اگر هم اکنون ملک الموت تو را قبض روح نماید، این مردم با جنازه ی تو چه می کنند؟ "

    مرد جواب می دهد:

    " من مسلمانم، پس بر مردم واجب است مرا غسل دهند و کفنم کنند و به خاکم بسپارند "

    حضرت بغض می کنند و می فرمایند:

    " پس غریب تو نیستی؛

    خودت میگوئی غسلت می دهند

    خودت میگوئی کفنت می کنند

    خودت میگوئی به خاکت می سپارند

    میدانی غریب کیست؟

    غریب پدر مظلوم من حسین بود

    که بین دو نهر آب با لب تشنه شهیدش کردند

    نه غسلش دادند

    نه کفنش کردند

    و نه کسی به خاکش سپرد

    نه فقط اینها

    که بعد از کشتنش

    ده نفر نعل تازه به اسب هایشان زدند و

    . . . "





    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  14. #14
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۱
    محل سکونت
    شیرازز
    سن
    -1990
    نوشته ها
    32

    پیش فرض امام

    خدايا من در كلبه فقيرانه خود چيزي دارم كه تو در عرش كبرياي خود نداري من چون تويي دارم و تو چون خود نداري
    برای رضایت و شادی شهدا صلوات

  15. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض

    ! چرا هى صفحه جديد ميزنى پسرم؟ خب تو صفحه هاى ديگه ادامه اش بده

  16. #16

    پیش فرض

    امـام سـجـاد ( ع ) :

    عـابـدتـریـن مــردم
    کـسـیـ اسـت کـهـ هـر آنـچـهـ خـدا بـهـ او امـر کـرده اسـت
    بـهـ جـا آورد.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  17. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۰
    محل سکونت
    خوش بحال اون کبوتر که خونش بین...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,534

    پیش فرض

    قال علیه السلام: إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.با فضیلت*
    ترین و مهمترین مجاهدتها، عفت شكم و عورت است (از چیزهای حرام و شبهه ‏ناك).‏

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله من اول الدنيا الي فنائها و من الاخره الي بقائها،
    الحمدلله علي كل نعمه و استغفرالله من كل ذنب و اتوب اليه و هو ارحم الراحمين..




  18. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۹
    محل سکونت
    همسایه بی بی معصومه(س)
    نوشته ها
    3,837

    پیش فرض

    یا حاضر و یا ناظر

    عظمت خدایی او

    حضرت امام سجاد علیه السلام از کسانی است که در سایه بندگی خدای متعال، به عزّت رسید. به همین جهت، با همه اقدامات و برنامه ریزی خصم در کوچک شمردن او، حرمت و آبرویش هم چنان پا برجای و دارای مهابت بود و در دل بدکاران و ظالمان هیبتی داشت. عبدالملک مروان گوید: «زین العابدین علیه السلام از نظر عظمت و شخصیت در سطح بسیار بالایی بود، طوری که هر چه می کوشیدند او را خوار و پست نمایند، بالاتر و برتر می رفت و بر عزت و شرافتش افزوده می گشت».




    بگیر از من جهانم را ، ولی بانو حرم را نه...تمــام ِ جاده ها آری ، خیابان ِ اِرم را نه ...

    کریمه ! کلبه ی امید ِ من روشن به لطف ِ توست...بکش هر روشنایی را ولی لطف و کرم را نه
    ...


  19. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۹
    محل سکونت
    همسایه بی بی معصومه(س)
    نوشته ها
    3,837

    پیش فرض

    یا حاضر و یا ناظر

    بیماری امام، مصلحت الهی

    بیش از 23 سال از عمرشریف امام سجاد علیه السلام سپری نشده بود که حادثه کربلا اتفاق افتاد. امام سجاد علیه السلام به دلیل بیماری، قادر به شرکت در جنگ نشد و همین امر، دستاویزی برای ناآگاهان گردید تا حضرت را به عنوان امام بیمار یاد کنند. با ذکر این لقب، در ذهن آنان شخصی رنجور و ناتوان با چهره ای زرد و پژمرده و روحی افسرده تداعی می شود، گویا امام سجاد علیه السلام در تمام مدت زندگی خود، از یک بیماری مزمن رنج می برده است، در حالی که واقعیت، غیر از این است؛ زیرا امام چهارم تنها در کربلا به مدت کوتاهی بیمار بوده است و پس از آنْ بهبود یافته و در حدود 35 سال همانند سایر امامان از سلامت کامل جسمی برخوردار بوده است. بدون تردید، بیماری موقت آن حضرت در کربلا، مصلحت و عنایت خداوندی بود تا بدین وسیله، از وظیفه جهاد معاف گشته و از این رهگذر، رشته امامت تداوم یافته و نور هدایت خاموش نشود.




    بگیر از من جهانم را ، ولی بانو حرم را نه...تمــام ِ جاده ها آری ، خیابان ِ اِرم را نه ...

    کریمه ! کلبه ی امید ِ من روشن به لطف ِ توست...بکش هر روشنایی را ولی لطف و کرم را نه
    ...


  20. #20
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677

    Lightbulb مراقب دعاهایمان باشیم!!!

    حضرت سجّاد عليه السلام مردى را ديدند كه طواف كعبه
    مى كند و مى گويد :
    بار خدايا ! به من صبر عطا فرما .
    دستى به شانه ی او زدند و
    فرمودند : بلا مى طلبى ؟
    بگو : ...بار خدايا ! به من عافيت و شكرِ بر عافيت عطا فرما .

    الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام:
    لَمّا ضَرَبَ عَلى كَتِفِ
    رَجُلٍ يَطوفُ بِالكَعبهِ و يَقولُ : اللّهُمَّ إنّي أسألُكَ الصَّبرَ : [ سَألتَ البَلاءَ ! قُلِ : اللّهُمَّ إنّي أسألُكَ العافِيَةَ ، والشُّكرَ عَلَى العافيَةِ ] .

    الدعوات : 114 / 262 .
    منتخب ميزان الحكمة ، ص 390

  21. #21
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1982
    نوشته ها
    4,617

    پیش فرض

    مناظره امام سجاد ع با پیر مرد شامی



    در اول صفر سال ۶۱ هجری قمری، با رسیدن خبر نزدیک شدن اسرای اهل*بیت(ع) به دمشق، یزید ملعون دستور دارد که تاجی جواهر نشان و تختی مرصع به سنگ*های قیمتی آماده کنند و بزرگان هر صنف با کمک یکدیگر شهر را آذین ببندند تا پس از آمادگی کامل با طبل و شیپور به استقبال اسرا بروند.

    شامیان که در آراستن شهر کم نگذاشته بودند، بر فراز بام*ها بیرق*های رنگارنگ برافراشتند و در هر گذری بساط شراب را پهن کردند، نغمه آوازخوانان بلند بود و مردم دسته دسته به سوی دروازه کوفه در دمشق می*رفتند، این در حالی بود که اهل بیت(ع) مصیبت زده و داغدار پیامبر(ص) را همراه با نیزه*داران تازیانه به دست و بی*رحم وارد دروازه ساعات کردند.





    آنچه در ادامه می*آید گزارشی از نحوه ورود کاروان آل الله به دمشق است که از «دانشنامه امام حسین» نقل می*شود:

    اسرای کاروان کربلا را در حالى وارد دمشق کردند که سر حسین(ع)، در میانشان بر بالاى نیزه بود، هرگاه یکى از آنان با دیدن سر مى گریست، نگهبانان، او را با تازیانه مى*زدند، اهل ذمّه در بازار دمشق براى تماشاى آنان، صف کشیده بودند و به صورتشان، آب دهان مى انداختند.

    * شمر چگونه درخواست اُمّ*کلثوم را برآورده کرد

    اُمّ*کلثوم به شمر ـ که از افراد آن گروه بود ـ نزدیک شد و گفت: درخواستى از تو دارم، گفت: درخواستت چیست؟

    گفت: هنگامى که ما را به شهر می*بری، ما را از دروازه*اى ببر که تماشاگر کمترى دارد و به آن*ها بگو که این سرها را از میان ما بیرون ببرند و دور کنند که از کثرت نگاه*هایشان به ما، در این حال، خوار شده*ایم، شمر، از سرِ سرکشى و ناسپاسى، در پاسخ درخواست او فرمان داد که سرها را بر سر نیزه و در وسط کاروان، حرکت دهند و به همان حال، آن*ها را از میان تماشاگران عبور دادند تا آن*ها را به دروازه دمشق رساند و بر راه پلّه مسجد جامع، آن جا که اسیران را نگاه مى*دارند، ایستادند .

    *ماجرای مناظره امام سجاد(ع) با مرد شامی

    حرم پیامبر خدا(ص) را از دروازه*اى که «تَوما» نامیده مى*شد، وارد شهر دمشق کردند، پیرمردى جلو آمد و به آنان نزدیک شد و گفت: ستایش ویژه خدایى است که شما را کُشت و هلاکتان ساخت و مردان را از آزار شما آسوده کرد و شما را در اختیار امیرمؤمنان نهاد!

    امام زین*العابدین(ع) به او فرمود: «اى پیرمرد! آیا قرآن خوانده*اى؟»، گفت: آرى، آن را خوانده*ام، فرمود: «پس این آیه را مى*دانى «بگو : بر آن (رسالت)، اجرى از شما نمى*طلبم، جز مهروَرزى با نزدیکانم»، پیرمرد گفت: آن را خوانده*ام.

    امام سجاد(ع) فرمود: «اى پیرمرد! آن نزدیکان، ما هستیم، آیا در سوره بنى*اسرائیل خوانده*ای: «و حقّ نزدیکان را به آن*ها بده»؟»، پیرمرد گفت: آن را خوانده*ام.

    حضرت زین*العابدین(ع) فرمود: «اى پیرمرد! آن نزدیکان، ما هستیم، آیا این آیه را خوانده*اى «و بدانید که یکْ پنجمِ آنچه به دست مى*آورید، براى خداوند و پیامبر و نزدیکان است»؟».

    پیرمرد گفت: آن را خوانده*ام، امام(ع) فرمود: اى پیرمرد! آن نزدیکان، ما هستیم، آیا این آیه را خوانده*اى: «خداوند، اراده آن دارد که آلودگى را تنها از شما اهل بیت بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند»؟، پیرمرد گفت: آن را خوانده*ام.

    فرمود : «ما آن اهل بیتیم و خداوند، آیه طهارت را مخصوص ما کرده است»، پیرمرد، لحظه*ای خاموش و از گفته خویش پشیمان شد، سپس سرش را به سوى آسمان، بالا برد و گفت: خدایا! من از آنچه گفتم و از دشمنى با این اهل*بیت، توبه مى*کنم، خدایا! من از دشمن محمّد و خاندان محمّد ـ جن باشد یا انسان ـ به درگاه تو بیزارى مى*جویم.

    سپس گفت: آیا مى*توانم توبه کنم؟ حضرت زین*العابدین(ع) به او فرمود: «آرى، اگر به سوى خدا باز گردى، خدا هم به سوى تو باز مى*گردد و تو با ما خواهى بود»، پیرمرد گفت: من توبه*کارم!

    ماجراى پیرمرد به گوش یزید بن معاویه رسید و او فرمان داد پیرمرد را بکُشند.
    احساس سوختن به تماشا نمی شود/الهی هیچ کس اتش نگیرد تا که نداند چه می کشم.


    عطر نماز

  22. #22
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-اردیبهشت-۱۰
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,202

    پیش فرض

    .

  23. #23

    پیش فرض



    از دروغ بپرهیزید،

    چه کوچک باشد چه بزرگ،

    چه جدی باشد و چه شوخی؛

    چرا که انسان اگر دروغ کوچک بگوید،

    بر دروغ بزرگ هم جرأت پیدا می*کند.

    امام سجاد(ع) – الکافی ۳۳۸/۲.

    .

  24. #24
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زیرخاک
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1999
    نوشته ها
    928

    پیش فرض

    خانما و آقایون به روایتی امروز روز شهادت امام مون هستش ... پنج تا صلوات به نیت پنج تن برای ایشون بفرستید با وعجل فرجهم... یا علی بن الحسین یا زین العابدین یا امام الرحمه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا وستشفعنا و توسلنا بک الالله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیه عند الله اشفع لنا عندالله یا وجیه عندالله اشفع لنا عندالله... السلام علیکم و صل الله و علیکم یا علی بن الحسین یا سید الساجدین

  25. #25
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مرداد-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,933

    پیش فرض

    ﻗﺴﻤﺖ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮ ﻧﺰﻧﯽ
    ﻣﺮﺩ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺧﯿﻤﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﺷﯽ
    ﺣﮑﻤﺖ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﺭﻭﯼ ﻧﯽ ﻧﺮﻭﯼ
    ﺭﺍﻭﯼ ﺭﻧﺞ ﻧﯿﻨﻮﺍ ﺑﺎﺷﯽ
    **
    ﭼﻘﺪﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺁﻗﺎﺟﺎﻥ
    ﻣﮋﻩ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﺯﺣﻤﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ
    ﻗﻤﺮﯼ ﻗﻄﻌﻪ ﻗﻄﻌﻪ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﯼ
    ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﻟﮑﻨﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ
    **
    ﺳﺮﺑﺮﯾﺪﻧﺪ ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ
    ﺩﺷﺘﯽ ﺍﺯ ﻻ ﻟﻪ ﻭ ﺍﻗﺎﻗﯽ ﺭﺍ
    ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺘﯿﺪ ﺍﺯ ﯾﺰﯾﺪ ﺁﺧﺮ
    ﻋﻠﻢ ﺑﺎ ﺷﮑﻮﻩ ﺳﺎﻗﯽ ﺭﺍ !؟
    **
    ﮐﺮﺑﻼ  ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺗﻠﺨﯽ ﺩﺍﺷﺖ
    ﺳﺎﺭﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﯼ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ
    ﺗﺎ ﻗﯿﺎﻡ ِ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺁﻗﺎﺟﺎﻥ
    ﺧﯿﺰﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﯼ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ
    **
    ﺧﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻍ، ﮔﺮﺩﻥ ِ ﭘﺎﯾﯿﺰ
    ﯾﺎﺱ ﻫﻤﺮﻧﮓ ﺍﺭﻏﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﺪ
    ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ﺑﻮﺩ ﺩﻭﺭ ِ ﻃﺸﺖ ﻃﻼ 
    ﻋﻤﻪ ﺍﺕ ﺩﺍﺷﺖ ﻧﺼﻒ ِ ﺟﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﺪ
    **
    ﮐﺎﺵ ﻣﺎﺩﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺯﺍﯾﯿﺪ!
    ﮔﻠﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ِ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﯼ
    ﺩﯾﺪﻥ ﺁﺏ ، ﺁﺗﺸﺖ ﻣﯽ ﺯﺩ
    ﺩﻝ ﺧﻮﻧﯽ ﺯ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﺩﺍﺭﯼ
    **
    ﺗﺎ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﻪ ﺩﺷﻨﻪ ﺍﯼ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ
    ﺟﮕﺮﺕ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﺁﻗﺎ
    ﺗﺎ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺭﺷﯿﺪ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﯼ
    ﮐﻤﺮﺕ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﺁﻗﺎ
    **
    ﺟﻤﻞ ﺷﺎﻡ ﭘﯿﺶ ِ ﺭﻭﯾﺖ ﺑﻮﺩ
    ﺧﻄﺒﻪ ﺍﺕ ﺗﯿﻎ ﺫﻭﺍﻟﻔﻘﺎﺭﺕ ﺑﻮﺩ
    «ﺍﻟﺴﻼ ﻡ ﻋﻠﯿﮏ ﯾﺎ ﻋﻄﺸﺎﻥ»
    ﺫﮐﺮ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﺭﻭﺿﻪ ﺩﺍﺭﺕ ﺑﻮﺩ
    **
    ﭘﺪﺭﺕ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻧﯿﺰﻩ
    ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ ﺍﻫﻞ ﻗﺮﺁﻧﯽ ﺍﯾﺪ
    ﻋﺎﻗﺒﺖ ﮐﺎﺥ ﺷﺎﻡ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ
    ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﺍﯾﺪ
    **
    ﺳﻮﺧﺖ ﻋﻤﺎﻣﻪ ﺍﺕ، ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻣﻦ
    ﺳﻮﺧﺘﻦ ﺍﺭﺙ ِ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺷﻤﺎﺳﺖ
    ﮔﺮﭼﻪ ﺩﺭ ﺑﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻨﺪ
    ﻋﻠﺘﺶ ﺧﻮﯼ ِ ﺣﯿﺪﺭﯼ ﺷﻤﺎﺳﺖ
    **
    ﺧﻮﻥ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺩﺭ ﺭﮔﺖ ﺟﺎﺭﯼ
    ﺍﺯ ﺑﻨﯽ ﻫﺎﺷﻤﯽ، ﯾﻠﯽ ﻫﺴﺘﯽ
    ﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺴﺘﻨﺪ
    ﻫﺮﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻮﻫﻢ ﻋﻠﯽ ﻫﺴﺘﯽ
    **
    ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﻣُﺮﺩﻡ ﻭ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ
    ﺳﺮ ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﻧﺪ
    ﻧﯿﺰﻩ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﻋﺒﺎﯼ ﺩﻭﺷﺖ ﺭﺍ
    ﺟﺎﯼ ﺳﻮﻏﺎﺕ ﮐﺮﺑﻼ  ﺑﺮﺩﻧﺪ
    ﺑﻮﻱ ﺩﻭﺩ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ...! ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﺟﻤﺎﻋﺘﻲ ﭘﺎﻱ ﺩﻧﻴﺎﻱ ﻣﺠﺎﺯﻱ ﻣﻲ ﺳﻮﺯﺍﻧﻨﺪ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ..

  26. #26

    Lightbulb سیدالساجدین علیه السلام، و جهاد در پرتو بندگی


    امروزه انسان های بسیاری هستند که خود را محب و واله خداوند می دانند و در عرصه های مختلف با این عنوان ظهور می کنند. هر ادعایی باید در مرحله عمل به اثبات برسد و فرد دلایلی برای صدق مدعای خود بیاورد. اگر محبوب خداست و اوست که حاکم بر این است که چه کسی محبوب واقعی می باشد، پس بهتر است ببینیم او چه معیاری را برای عیار این مقوله بیان می کند؟
    سوال ما بی جواب نخواهد بود، چون خداوند ملاک و معیار محبت نسبت به خودش را به رسولش اعلام کرده تا به دست هر مدعی برسد. راستی آزمایی محبت را در گرو تبعیت و پیروی از پیامبر صلی الله علیه و آله و به تبع ایشان امامان معصوم علیهم السلام می دانند.(١) هر چه محبت بیشتر، اثرپذیری و یکرنگی با این ذوات مقدس باید بیشتر باشد که مهمترین ثمره و نتیجه آن، بزرگترین آرزوی بنده نسبت به مولایش است و آن محبوب خدا واقع شدن است.
    خداوند مسیر برای نیل به این هدف را مشخص کرده است. وظیفه ما در اینجا تبعیت از معصومین علیهم السلام می باشد و یقینا این تبعیت فرع بر علم به سیره و روش این بزرگواران است. نکته بسیار مهم و کلیدی در این عرصه که موجب خروج و اعوجاج در این مسیر می باشد عدم شناخت کافی و لازم در زوایای زندگانی این ذوات مقدسه می باشد. اگر شناخت و معرفت ناقص باشد قطعا اجتهاد در مسیری است که مقصدی نامعلوم را دارد. پس دقت در این مطلب امر مهم و با ارزشی است.

    امامی تنها در صحنه پیچیده جهاد

    حضرت سیدالساجدین علیه السلام امامیست که متاسفانه در اذهان شیعیان به عنوان امامی که اهل عبادت و سجده های طولانی و رخت بربسته از زندگی و تعاملات اجتماعی و سیاسی مردم می باشد، تلقی شده است. البته که این عبادت ها رکن مهم حیات ایشان بوده ولی باید گفت همه ی آن نیست.
    حرکت و قیام عاشورا ضربه سنگین و محکمی را به پیکره ی حکومت زد. بعد از قیام خونین عاشورا در جامعه اسلامی رعب و وحشتی از حکام در دل مردم جا گرفت. مردم اسارت و جنگ را دیده بودند ولی جنگ با این حدود و ثغور و اسارت برای زنانی که فخر عالم بودند را درک و فهم نمی کردند. پس معمولا یا از ترس جان و مال و اهل و عیال سکوت می کردند یا به حکام و مشتهیات آنها ملحق می شدند.
    در این میان شخصیت ها و مفاخر فرهنگی مذهبی و سیاسی در خدمت عبدالملک در آمده بودند. یعنی گلوگاه های تزریق تفکر در جامعه به دستشان بود. آن حضرت در روایتی فرمودند: در مکه و مدینه بیست نفر محب ما وجود ندارد.(٢) حکومت ها در این سالیان با در دست داشتن قدرت سعی بر منحرف کردن تعالیم اسلامی داشتند که جایی ایشان می فرمایند: مردم به کجا رسیده اند که اگر آنچه را از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم برای آنها نقل کنم مسخره می کنند و اگر نقل نکنم سینه ام تنگ بیاید!
    امام زین العابدین علیه السلام با انجام اعمال عبادی فردی و دوری کردن از این دنیا و تعلیم اسلام، ستون ها و زیربناهای فکری و عقیدتی حکام را از بین می بردند. ایشان در سفرها به همراه مردم بود و شرط می کرد که در خدمتگزاری شریک باشد. این روش بر طبق مرسوم حکام نبوده و این کار، مبارزه با منش حکام می باشد

    ولی در عین حال نمی توان تصور کرد که فردی منسوب از طرف خداوند باشد و خداوند هم هدف از ارسال رسل را اقامه قسط معرفی کرده باشد (3) لکن امام به امور اجتماعی و سیاسی جامعه کاری نداشته باشد. اقامه ی قسط به جز با در اختیار داشتن ولایت و زعامت بر همه ی امور امکان پذیر نمی باشد. این حرکت در مسیر زندگی ایشان دیده می شود البته نه به وضوح بلکه در پشت پرده دعا، و گاه در تعلیم و خطابه ها به مردم. جهاد بود ولی در لباس و پوستین دعا. اقدامات ایشان را می توان در حوزه های مختلف و رویکردهای ایشان مشاهده کرد:

    زنده نگاه داشتن واقعه عظیم عاشورا

    امام سجاد علیه السلام بعد از واقعه عاشورا همراه با اسرا بود و این در حالی بود که امویان می خواستند این افسار گسیختگی خود را به نفع خود، با خارجی نامیدن فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله تدارک کرده و بهره برداری لازم را از این جریان نمایند ولی خطابه و سخنان زیبای ایشان در کوفه و شام جایی برای عرض اندام به آنان نداد؟ تا جایی که در کوفه مردم به گریه آمدند و گفتند هر فرمانی دهی ما به آن پایبندیم.
    نکات بسیار مهمی در کوفه به آن اشاره شد، از جمله:
    1- معرفی تبار خود که فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله می باشد.
    2-اشاره به نحوه شهادت امام حسین بن علی علیهماالسلام و حقارت و رذالت دشمن در جنگ با آن حضرت.
    3- شهادت را افتخار دانستن و نهراسیدن از هر شکنجه و کشته شدن.
    4- بی وفایی اهل کوفه در ارسال نامه و عدم یاری پدر ایشان و موارد بسیار دیگر.
    همچنین سخنان ایشان در شام موجب انهدام و از بین رفتن کاخ یزید شد و در نهایت وی،  ابن زیاد را مقصر دانست و مجبور به عذرخواهی ظاهری از حضرت شد.(4) این امور بعد از عاشورا با توجه به شرایط و اوضاع، بهترین رویکرد و علنی ترین مبارزه ایشان با طاغوت ها بوده است.

    بیدارگریِ سیاسیِ جامعه


    بعد از شرایط بحرانی در ابتدای امامت حضرت علی بن حسین علیهماالسلام و مستقر شدن حکومت، شرایط برای ابراز و مواجهه و پنجه در پنجه ی حکام انداختن مساعد نبود ولی ایشان در ادعیه و مکتوباتی که داشتند در قالب ها و اسلوب های مختلف جمعیت خواب آلود را تلنگر می زدند. در نامه ای بسیار زیبا که در کتاب شریف کافی آمده است نقل می کنند که حضرت مکتوب کرده بودند که خداوند برای ما در کید و مکر ظالمین و سختگیری زورگویان کافیست:
    «أَیُّهَا الْمُوْمِنُونَ لَا یَفْتِنَنَّكُمُ الطَّوَاغِیتُ وَ أَتْبَاعُهُمْ مِنْ أَهْلِ الرَّغْبَةِ فِی الدُّنْیَا الْمَائِلُونَ إِلَیْهَا الْمَفْتُونُونَ بِهَا الْمُقْبِلُونَ عَلَیْهَا»(٥)
    ای مومنان طاغوت ها و اتباعشان که اهل دنیا شدند و ترجیح دنیا بر آخرت داده اند شما را فریب ندهند.
    با این نهیب آن هم به مومنین یعنی خودی ها، زمینه را برای اینکه شمع بغض و تنفر از طاغوت را در دلشان روشن شود آماده می کردند. آیا این نوشتار از فردی که روز و شب مشغول به عبادت است و انگیزه ای جز عبادت در ذهن نمی پروراند بروز می کند؟ اینها سررشته هایی در زندگی ایشان است که نشانگر هدف والا و تلاش برای رسیدن به آن مهم می باشد که بر اهل دقت مغفول نخواهد ماند.

    تحقیر دنیا در چشم مردم

    در مبارزه با حاکم مقتدر در حالیکه مردم دست در دست او گذاشته اند امکان اینکه به طور مستقیم اثبات خود و یا نفی دیگران شود، نیست. حکومت برای همراهی مردم یا از حربه تهدید یا تطمیع استفاده می کند. باید سلاح حکام که دل بستن به علایق و مشتهیات نفسانی در تهدید ابقای زندگی مادی و در تطمیع زرق و برق دنیا است، کور کرد. امام سجاد علیه السلام در بستر مناسب و در غالب دعایی که به مردم تعلیم دادند و اینکه جمعه ها تکرار کنند این امر خطیر و کلیدی را انجام دادند:
    ابتدا توصیه به تقوای الهی و خدا ترسی می کنند و بعد از آن مرگ و محدود بودن توقف در این دنیا را تذکر می دهند که «و اعلموا انکم الیه ترجعون» بدانید که به سوی پروردگار خود باز می گردید.
    در ادامه از سوالات نکیر و منکر بحث به میان می آورند که نکته ای کلیدیست:
    آگاه باشید که اولین چیزی که سوال می شود از معبود است؟ و بعد از پیامبرتان و دینتان و کتابتان و «عن امامک الذی کنت تتولاه» (6) و از امام و پیشوایی که او را به ولایت خود پذیرفتی؟
    این بحث، زمینه برای این سوال را در ذهن ایجاد می کند که آیا این کسی که بر من ولایت می کند از خداوند ماذون است؟ حضرت خیلی دقیق و لطیف زمینه سازی برای فروپاشی کفر را فراهم می کند.
    بعد از شرایط بحرانی در ابتدای امامت حضرت علی بن حسین علیهماالسلام و مستقر شدن حکومت، شرایط برای ابراز و مواجهه و پنجه در پنجه ی حکام انداختن مساعد نبود ولی ایشان در ادعیه و مکتوباتی که داشتند در قالب ها و اسلوب های مختلف جمعیت خواب آلود را تلنگر می زدند

    تعلیم اسلام ناب

    در فضایی که کسانی خود را زمامدار و متصف به امامت بر مردم می کنند، قطعا با رنگ و لعاب اسلامی، این امامت خود را به ذهن ها تزریق می کنند. ولی این اسلام، اسلام حقیقی نیست. چون در حقیقت دین، مبارزه با منکرها و ترویج معروف ها باید وجود داشته باشد و از عیاشی ها و مخمور شدن به دنیا و لذایذ آن خبری نباشد. اما اینکه اسلام را اینگونه به تصویر بکشند و در جامعه منکرها را معروف و معروف ها را منکر معرفی کنند. انحرافی بزرگ در مسیر الهی است.
    امام زین العابدین علیه السلام با انجام اعمال عبادی فردی و دوری کردن از این دنیا و تعلیم اسلام، ستون ها و زیربناهای فکری و عقیدتی حکام را از بین می بردند. ایشان در سفرها به همراه مردم بود و شرط می کرد که در خدمتگزاری شریک باشد.(7) این روش بر طبق مرسوم حکام نبوده و این کار، مبارزه با منش حکام می باشد.
    آن حضرت صدقه می دادند و بعد آیات را برای تطبیق کار خود می خواندند که «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون»(٨).(9)
    یکی از اقدامات بسیار مهم و حیاتی ایشان که تا این زمان برای ما باقیمانده است تعلیم آموزه های دینی و معارف ناب الهی در قالب ادعیه در صحیفه سجادیه که با نام زبور آل محمد علیهم السلام هم شناخته می شود.
    امام سجاد علیه السلام با این روش ها سعی در خارج کردن اعوجاج و انحراف در مسیر اسلام ناب محمدی می کردند. تا اسلام بازیچه ای در دست فرمانروایان و حکام قرار نگیرد. از حضرت حق خواهانیم که آن حضرت ما را در فهم درست سیره و تبعیت از روش ایشان در زندگی خود معین و یاور باشند. إن شاء الله.

    پی نوشت:
    1) إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْكُمُ اللَّه. ال عمران/ 31.
    2) ابوعمر الهندی قال سمعت علی ابن الحسین یقول : ما بمکة و المدینة عشرون رجلا یحبنا.
    3) لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط. حدید/ 25.
    4) حیاة الامام زین العابدین علیه السلام،  قرشی ج1 ص 168 ؛ طبقات ابن سعد، ج 5، ص 157.
    5) الکافی ج 8 ص 15.
    6) همان ص 73.
    7) بحار الانوار ج46 ص 69.
    8) ال عمران/ 92.
    9) بحار الانوار ج46 ص 89.
    سلام

  27. #27
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زیرخاک
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1999
    نوشته ها
    928

    پیش فرض

    فردا روز شهادت اماممونه...
    السلام علیکم و صلی الله علیکم یا علی بن الحسین...
    به نوبه ی خودم تسلیت میگم...
    4 تا صلوات به نیت امام چهارم برا آقا مون امام زمان...

  28. #28

    پیش فرض

    السلام علیک یا سیدالساجدین


    بسته است همه ی پنجره ها رو به نگاهم
    چندی ست که گم گشته ی در نیمه ی راهم

    حس می کنم آیینه ی من تیره و تار است
    بر روی مفاتیح دلم گرد و غبار است


    از بس که مناجات سحر را نسرودم
    سجاده ی بارانی خود را نگشودم

    پای سخن عشق دلم را ننشاندم
    یعنی چه سحرها که ابوحمزه نخواندم

    ای کاش کمی کم کنم این فاصله ها را
    با خمسه عشر طی کنم این مرحله ها را


    بر آن شده ام تا که صدایت کنم امشب
    تا با غزلی عرض ارادت کنم امشب

    ای زینت تسبیح و دعا زمزمه هایت
    در حیرتم آخر بنویسم چه برایت


    اعجاز کلام تو مزامیر صحیفه است
    جوشیده زبور از دل قرآن به دعایت


    در پرده عشاق تو یک گوشه نشسته است
    صد حنجره داوود در آغوش صدایت

    از بس که ملک دور و برت پر زده گشته است
    "پیراهن افلاک پر از عطر عبایت"


    تنها نه فقط آینه در وصف تو حیران
    باشد حجرالاسود الکن به ثنایت

    من کمتر از آنم که به پای تو بیفتم
    عالم شده سجاده و افتاده به پایت




    * سید حمیدرضا برقعی

  29. #29

    Lightbulb زینت عابدان در میدان سیاست


    کاروان اُسَرای نهضت حسینی در روز اوّل صفر سال 61 قمری به شام رسیدند، در این هنگام، حکومت، در تدارک تهیّه مقدّماتی بود تا بتواند جشنی بزرگ را برگزار کند؛ جشنی به مناسبت کشتن فرزند دختر رسول الله صلّی الله علیه و آله.

    وقایع گوناگونی در شام روی داده است که در این فرصت، به دو واقعه اشاره می شود. امّا قبل از آن، به بیان هدف یزید بن معاویه، از آوردن خانواده امام حسین علیه السّلام به مرکز خلافت، در لباس اسارت، می پردازیم:
    یکی عقده گشایی و تشفّی خاطر 1 و القای حسّ پیروزی بر دودمان حسینی؛ و دیگری اینکه چون امام حسین علیه السّلام، از نظر شأن و مقام، بسیار برتر از دیگر مخالفان بود، یزید می خواست با یک مانور تبلیغاتی، دیگران را مرعوب کند و از آنها، زهر چشم بگیرد.

    آفتاب هدایت در بند جاهلان

    زمانی که کاروان اُسرا را وارد شهر کردند، در ورودی مسجد جامع، بر سکّویی که محلّ نگهداری اُسرا بود، جای دادند تا در معرض دید عموم مردم، قرار گیرند. در این موقعیّت، پیرمردی نزد کاروان حسینی آمد و گفت: شکر خدای را که شما را کشت و نابود کرد و مردم را از شرّتان، آسوده و امیر مومنان [یزید بن معاویه] را بر شما، پیروز کرد.2
    امام سجّاد علیه السّلام به او فرمودند: ای پیرمرد، آیا قرآن خوانده ای؟
    گفت: آری.
    فرمود: پس این آیه را می شناسی: «قل لا أسئلکم علیه أجراً إلّا المودّة فی القربی»3
    گفت: آری خوانده ام.
    امام سجّاد علیه السّلام فرمود: ای پیرمرد، خویشان پیغمبر صلّی الله علیه و آله ماییم. سپس فرمود: آیا در سوره بنی اسرائیل (اِسراء)، این آیه را خوانده ای؟: «و آت ذا القربی حقّه...»4
    گفت: آری؛ خوانده ام.
    فرمود: ای پیرمرد، ذی القربی و خویشان رسول خدا صلّی الله علیه و آله ماییم. سپس فرمود: آیا این آیه را خوانده ای: «وَ اعلَموا أنّما غنمتم من شیء فأنّ لله خُمُسَه و للرّسول و لذی القربی...»5
    گفت: آری.
    فرمود: ای پیرمرد، ما همان ذی القربی هستیم. سپس فرمود: آیا این آیه را خوانده ای: «إنّما یُرید الله لِیُذهِبَ عنکم الرِّجسَ أهلَ البیت و یطهِّرکم تطهیراً»6
    آنقدر با عظمت خود را معرّفی کرد تا اینکه صدای گریه و ناله مردم بلند شد و یزید ترسید این قضیّه، موجِب فتنه شود؛ پس به موذّن فرمان داد با أذان گفتن، کلام امام علیّ بن الحسین علیهما السّلام را قطع، و او را ساکت کنند

    گفت: این آیه را هم خوانده ام.
    فرمود: ما همان اهل بیتی هستیم که خدا این آیه را درباره شان آنان نازل کرده است.
    پیرمرد پس از شنیدن این کلمات، مدّتی خاموش ماند و از سخنان خویش پشیمان شد و گفت: شما را به خدا قسم، آیا این آیات قرآن، در شأن شماست؟
    امام فرمود: [بلی،] ما خاندانی هستیم که این آیات در شأن ما نازل شده است.
    پیرمرد گریست و سپس سَر به سوی آسمان برداشت و گفت: خدایا در پیشگاه تو از دشمنان آل محمّد، چه جِنّی و چه اِنسی، بیزاری می جویم. پس از آن به حضرت سجّاد علیه السّلام عرض کرد: آیا توبه من قبول می شود؟
    حضرت فرمود: آری؛ اگر توبه کنی، خداوند قبول می کند و تو با ما هستی.
    پیرمرد گفت: من توبه کردم.
    برخی گفته اند یزید به محض آگاهی از این امر، دستور داد او (پیرمرد) را به قتل برسانند.

    آنگاه که سنگر دشمن به هم می ریزد


    یزید، خطیبی را فراخواند و به او دستور داد که بالای منبر برود و مردم را از بدی های امام علی و امام حسین علیهماالسّلام و اعمال آنها آگاه کند. خطیب نیز چنین کرد و از علیّ بن أبی طالب و امام حسین علیهماالسّلام، به زشتی یاد کرد. در این هنگام حضرت علیّ بن الحسین علیهماالسّلام بر او بانگ زد و فرمود:
    وای بر تو، ای خطیب، خشنودی آفریده را به خشم آفریدگار خریدی و برای خود جایی در دوزخ آماده کردی. سپس امام به یزید فرمود: رُخصَت بده بالای این چوب ها بروم و سخنانی بگویم که در آن خشنودی خدا و رضایت حاضران و اجر و ثواب باشد.
    گرچه یزید در ابتدا، قبول نکرد ولی با اصرار مردم، اجازه داد. حضرت سیّد السّاجدین علیه السّلام بالای چوب ها تشریف بردند و آن خطبه تاریخی و سرنوشت ساز را ایراد کردند. پس از حمد و ثَنای الهی فرمود:
    ای مردم، به ما (اهل بیت رسول خدا صلّی الله علیه و آله) شش چیز عَطا شده و با هفت چیز، برتری داده شده ایم: دانش، بردباری، بزرگواری، فصاحت در گفتار، شجاعت، و محبّت در دل محبّان، به ما عَطا شده است؛ و برتری داده شده ایم به اینکه پیامبرِ برگزیده، محمّد صلّی الله علیه و آله، از ماست؛ علیِّ صدّیق از ماست؛ جعفر طیّار از ماست؛ شیر خدا و شیر رسول از ماست؛ سَرور زنان عالَم، فاطمه بَتول از ماست؛ و دو سِبط پیامبر این امّت و دو سَرور اهل بهشت، از ما هستند. پس هر کس مرا می شناسد که می شناسد و کسی که مرا نمی شناسد، او را از حَسَب و نَسَبَم آگاه می کنم...
    آنقدر با عظمت خود را معرّفی کرد تا اینکه صدای گریه و ناله مردم بلند شد و یزید ترسید این قضیّه، موجِب فتنه شود؛ پس به موذّن فرمان داد با أذان گفتن، کلام امام علیّ بن الحسین علیهما السّلام را قطع، و او را ساکت کنند.
    وقتی موذّن گفت: «الله اکبر»، امام فرمود: بزرگ شمردی، بزرگی را که با کسی قیاس نمی شود و با حواسّ، درک نمی گردد و هیچ چیزی از خدا، بزرگ تر نیست.
    با این سخنان زین العابدین علیه السّلام، غوغایی در قلوب به راه افتاد و اساساً اوضاع برگشت، به گونه ای که یزید از طرفی به دلجویی از اهل بیت امام حسین علیه السّلام پرداخت و از طرف دیگر، برای تبرئه خود از قتل امام حسین علیه السّلام، عبیدالله بن زیاد را مورد آماج لعن و نفرین قرار داد

    وقتی موذّن گفت: «أشهد أن لا إله الّا الله»، امام فرمود: مو و پوست و گوشت و خون و مغز و استخوانم به این امر، شهادت می دهد.
    و زمانی که موذّن گفت: «أشهد أنّ محمّداً رسولُ الله»، امام از همان بالای منبر رو به یزید کرد و فرمود: ای یزید، این محمّد، جدّ من است یا جدّ تو؟ اگر بگویی جدّ توست، دروغ گفته ای و اگر بگویی جدّ من است، پس چرا عترت او را کُشتی؟
    با این سخنان زین العابدین علیه السّلام، غوغایی در قلوب به راه افتاد و اساساً اوضاع برگشت، به گونه ای که یزید از طرفی به دلجویی از اهل بیت امام حسین علیه السّلام پرداخت و از طرف دیگر، برای تبرئه خود از قتل امام حسین علیه السّلام، عبیدالله بن زیاد را مورد آماج لعن و نفرین قرار داد و بیان کرد: من نگفته بودم که حسین را بکُشید بلکه زیر نظر عبیدالله، این قتل، روی داده است.

    سرانجام کار

    در پایان به نقل حدیثی از امام صادق علیه السّلام، می پردازیم. ایشان فرمودند: چون علیّ بن الحسین علیهماالسّلام پس از شهادت حسین علیه السّلام بیامد (ظاهراً به مدینه)، ابراهیم بن طلحة بن عبیدالله، به استقبال او رفت و گفت: ای علیّ بن الحسین، (در جریان عاشورا) چه کسی غالب شد؟
    علیّ بن الحسین علیهماالسّلام فرمود: هر گاه خواستی بدانی چه کسی غالب شد، هنگام نماز، اذان و اقامه بگو (یعنی ببین در اذان، نام چه کسی برده می شود).

    پی نوشت:
    1) یزید در آن مجلس که اُسَرا حضور داشتند، کفر و کینه خود را نتوانست پنهان نگاه دارد؛ از این رو با وام گرفتن ابیاتی از عبدالله بن الزِّبَعری، چنین سرود:
    ...کاش بزرگان من که در بدر کشته شدند (به دست امیرالمومنین علی علیه السّلام یا دیگر مسلمانان)، امروز بودند و می دیدند که خزرجیان چگونه از درد نیزه ها می نالند.
    کاش برخیزند و از شادی فریاد بزنند: ای یزید دست مریزاد...
    هاشمیان [تنها چند روزی] با سلطنت بازی کردند؛ و گرنه نه خبری [از آسمان] آمده و نه وحی نازل شده است.
    2) ملاحظه می فرمایید این گونه سخن گفتن این پیر مرد، حاکی از مدیریّت فرهنگی معاویة بن أبی سفیان است که در مدّت چهل سال در شام آن طور که می خواست، مردم را تربیّت کرد.
    3) شوری/23 (بگو من هیچ پاداشی از شما در برابر رسالتم، درخواست نمی کنم، جز دوست داشتن نزدیکانم {اهل بیتم}).
    4) اِسراء/26 (حقّ نزدیکان را بپرداز).
    5) اَنفال/41 (بدانید هر گونه غنیمتی به دست آورید، خُمس آن برای خدا، و برای پیامبر و برای ذی القربی و... است).
    6) اَحزاب/33 (خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاک سازد).
    7) امام، آن منبر را چوب می خواند چرا که منبر، جایی است که در آن سخن حقّ گفته می شود نه باطل.
    8) شعرانی، میرزا ابوالحسن، دَمع السُّجوم در ترجمه نَفَس المهموم شیخ عبّاس قمی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ پنجم، 1390ش، ص396.
    سلام

  30. #30

    Lightbulb خداگونه شدن از منظر امام سجاد علیه السلام




    اشاره

    صحیفه سجادیه میراث گرانبهای برجای مانده از چهارمین پیشوای معصوم شیعیان امام علی ابن الحسین(ع) است. این کتاب شریف، گنجینه ای بدیع و ثروتی تمام ناشدنی است. حقیقت آن تحفه ای است الهی که بر قلب عزیزترین انسان ها جاری شده است. جامع و کامل است و از منبعی جستجوشمه می گیرد که مصون از هر گونه اشتباه و خطا است. زبان این کتاب شریف زبان نیایش است و به گونه ای عرضه شده است که هر خواننده به فراخور فهم و دانش خود از آن بهره می گیرد.اندیشمندان شیعی درباره صحیفه سجادیه تحقیقات زیادی در قالب شرح و ترجمه نگاشته و میراث علمی گرانبهایی به یادگار گذاشته اند که با این تلاش ها مقداری از راه هموار شده است؛ ولی اکثر این مطالعات براساس دقت های ادبی و شرح و توضیح واژه ها در عرصه های مختلف صورت گرفته است، نظیر شرح "ریاض السالکین"، که یکی از شرح های معتبر و مهم صحیفه به شمار می آید. ولی بیشتر به جهات ادبی، شرح و توضیح واژه ها از نگاه اعتقادی و اخلاقی پرداخته است.
    بنابراین، ناگفته پیداست که اولاً تحقیقات ارزشمند علمای سلف درباره صحیفه سجادیه، بیشتر در قالب شرح و توضیح لغات و جملات بوده و در آنها کمتر به تجزیه و تحلیل تربیتی مطالب پرداخته شده است.
    ثانیاً، با وجود ابعاد تربیتی که صحیفه سجادیه دارد، حتی آن دسته از شرح هایی که به طور تحلیلی به شرح و تفسیر صحیفه سجادیه پرداخته اند، با یک دید تربیتی، به تجزیه و تحلیل دعاهای صحیفه نپرداخته اند.
    ثالثاً، علاوه بر خلأ موجود در پژوهش های پیشین، نیازهای فعلی مربیان و جوامع شیعی در برخورداری از اندیشه های تربیتی امام سجاد(ع) توجیه گر ضرورت بررسی برخی از عناصر نظام تربیتی آن است. آنچه در پی می آید مروری کوتاه بر یافته های یاد شده در زمینه های مبانی، اصول، روش ها و اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه است.
    با هم این مقاله را که تحت عنوان "مبانی، اصول، روش ها و اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه" می باشد را می خوانیم:
    اصول تربیتی بر یک سری ویژگی ها و صفات (منفی و مثبت) انسانی که در همه انسان ها وجود دارند که بنا شده اند. با مروری بر صحیفه سجادیه به نکاتی بر می خوریم که گرچه به شکل دعا از سوی امام بزرگوار به ما رسیده است، ولی به روشنی ویژگی انسان را تبیین نموده و اساس و مبنای اصول تربیتی را ارائه می دهد. با پی جویی دعاهای صحیفه سجادیه، به کشف و بررسی مهم ترین مبانی تربیتی صحیفه سجادیه از جمله "خود دوستی"، "خدا دوستی"، "کمال خواهی"، "میل به جاودانگی"، "خوف و رجا"، "غفلت"، "دنیا دوستی" و "اختیار"، دست یافتیم. در این مقاله، به برخی از مبانی تربیتی اشاره می شود.


    خود دوستی (حب ذات)

    براساس این ویژگی مهم، انسان قبل از هر چیز و هر کس، بیشتر به خود علاقه مند بوده و فطرتاً عاشق خود می باشد و تمام محبت ها و عشق و علاقه هایش به دیگران از محبت به خودش جستجوشمه می گیرد. حتی گرایش و محبتی که به خدا دارد از خود دوستی، مایه می گیرد. حب ذات اگر کنترل نشود و در جهت صحیح و درستی هدایت نشود، انسان را به نابودی می کشاند.گرچه عنوان دقیق "حب ذات" یا خود دوستی مستقیماً در صحیفه سجادیه نیامده است، ولی جلوه هایی از آن به صورت های مختلف در بعضی از دعاها مشاهده می شود. از جمله دعای هفتم صحیفه است که حضرت به هنگام کار دشوار و دل آزار یا پیشامدهای سخت یا غم و اندوه، آن را چنین می خواند:
    "ای آن که گره های ناگوارایی ها به وسیله او باز می گردد. و ای آن که تندی سختی ها به او شکسته می شود، و ای آن که رهایی یافتن از گرفتاری ها و رفتن به سوی آسایش فراخی، از او درخواست می گردد."(1)همچنین دعاهایی که امام(ع) در آن درخواست رفع فقر و تنگدستی و در مواردی درخواست هایی در مورد سعادت، کمال، قدرت، نعمت و ... از خداوند دارد، همه ناشی از خود دوستی است و این که انسان همیشه به دنبال خوبی هاست و از ناراحتی ها و سختی ها گریزان است، پس این ویژگی امری فطری است و به خودی خود، مطلوب است.
    بنابراین، یکی از مهم ترین ویژگی های انسان که منشأ بروز رفتارهای انسان می شود، خود دوستی است. خود دوستی غریزه ای است که اگر به آن توجه شود و در مسیر صحیحی قرار داده شود، منشأ عزت خواهی، کمال خواهی، سعادت و ... می شود. اما اگر غریزه خود دوستی به انحراف کشانده شود، روح استکبار و طغیان و سرکشی بر انسان چیره می شود و منشأ رفتارهای ناپسندی از قبیل خودپرستی، عجب و غرور و حرص می شود.




    خداخواهی و خداجویی

    این ویژگی در فطرت همه انسان ها نهفته است.انسان ها حتی کسانی که در پیدا کردن مصداق حقیقی خداوند به اشتباه و انحراف رفته اند همیشه در جستجوی خدا و پرستش او هستند.
    حضرت امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه در نخستین دعا بیانی دارد که به فطرت خداجوی انسان اشاره می کند:
    "به قدرت و توانایی خود آفریدگان را آفرید، و آنان را به اراده و خواست خویش به وجود آورد بی این که از روی مثال و نمونه ای باشد. سپس آنان را در راه اراده و خواست خویشتن روان گردانید، و در راه محبت و دوستی به خود برانگیخت." (2)امام(ع) در دعاهای بیست، بیست و یک، بیست و هشت، پنجاه و دعاهای بسیار دیگر،(3) بیاناتی دارند که اشاره به خداخواهی و خداجویی انسان به هنگام اضطرار و تنگناها دارد. ایشان در یکی از این دعاها به خداوند عرضه می دارد:
    " بار خدایا مرا چنان قرارده که هنگام اضطرار به (کمک و یاری) تو (بر دشمن) حمله آورم، و هنگام نیازمندی از تو بخواهم، و هنگام درویشی (یا ذلت و خواری) به درگاه تو زاری کنم، و مرا چون بیچاره شوم به یاری خواستن از غیر خود و چون فقیر گردم به فروتنی برای درخواست از غیر خویش و چون بترسم به زاری کردن پیش غیر خود آزمایش مفرما."(4)هدف امام(ع) از طرح مفهوم خداخواهی، که از مبانی تربیتی در اسلام به حساب می آید، توجه دادن انسان ها به فطرت خداجویشان است، این گرایش، از طریق توجه دادن انسان به خدا، در اصلاح رفتارهای وی تأثیرگذار است. انسان خداجو به خاطر فطرت خداخواهی اش همیشه خدا را در نظر دارد و در اثر همین توجه، آلوده به گناه و معصیت خدا نمی شود و رفتارهایش با نیت خالص و در جهت تقرب به خدا انجام می پذیرد.


    دنیا دوستی

    یکی دیگر از ویژگی های انسان دنیا دوستی است. علت این که انسان زندگی دنیا را دوست دارد، علاقه به جاودانگی و نیز علت دیگر، نقد بودن و مشهود بودن کارآیی های دنیا در گستره زندگی انسان و برآوردن نیازهای او است. آن چه از برخی از فرازهای صحیفه به دست می آید، این است که دنیا و مادیات نباید به صورت ایده آل و کمال مطلوب در آید، محبتی که مذموم است این گونه محبت است.امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه، بیانات فراوانی در مورد نگرش به دنیا دارد که از مجموع آنها دو نوع نگرش به دست می آید: نخست مذمت دنیا دوستی، به خاطر زیان های آن، نظیر:
    " و دوستی دنیای پست را که از آنچه (سعادت و نیک بختی) که نزد تو است منع می نماید، و از طلبیدن وسیله و دست آویز به سوی تو باز می دارد و از تقرب و نزدیک شدن به (طاعت) تو غافل و بی خبر می گرداند، از دلم بر کن."(5)در این فراز امام(ع) به یکی از مهم ترین زیان های دنیا دوستی که همان جلوگیری از تقرب به خداست، اشاره می کند و از این جهت دنیا دوستی را مورد مذمت قرار می دهد.
    نگرش دوم، درخواست دنیا برای عبادت و بندگی خدا است، حضرت امام سجاد(ع) در این زمینه می فرماید:
    "و مرا از کسب و روزی به دست آوردن با رنج بی نیاز کن، و بی حساب روزی ده، تا از عبادت و بندگی تو برای به دست آوردن روزی باز نمانم، و زیر بار سنگینی زیان ها و بدی عواقب کسب نروم."(6)بنابراین ویژگی دنیا دوستی با نگرش های مختلف آن، نظیر نگرش مستقل به دنیا یا مقدمه بودن دنیا به آخرت، از آنجا که منشأ رفتارهایی در انسان می شود از قبیل حرص و آز، در صورت نگرش مستقل به دنیا داشتن و زهد، تلاش برای آباد ساختن آخرت، در صورت نگرش مقدمه بودن دنیا برای آخرت، از این ویژگی انسان به عنوان یک مبنای تربیتی در صحیفه سجادیه بحث می شود.


    غفلت

    یکی دیگر از خصلت هایی که دامنگیر انسان است، غفلت و فراموشی است. انسان ذاتاً به گونه ای است که در اثر توجه بیش از حد به اموری از دیگر امور و شئونات باز می ماند و غافل می شود. این خصلت اگرچه در مواردی شاید تا حدی به نفع او باشد، ولی متأسفانه در بسیاری موارد وجود این ویژگی در انسان موجب انحرافات و از دست دادن فرصت ها و سقوط و هلاکت او می شود. تا حدی که انسان خدا و خویشتن اهداف عالیه خویش را فراموش می کند. برای این که دنیا و زیبایی های فریبنده آن، او را مدهوش می کند و قدرت درک و تشخیص را از او می گیرد. برای دفع این آسیب و نجات انسانی از دام غفلت، در نظام تربیتی صحیفه سجادیه تدابیری اندیشیده شده است.حضرت امام سجاد(ع) در دعاهای فراوان و با بیانات مختلف به این ویژگی انسان پرداخته و با بیان موارد و مصادیق غفلت، انسان های غفلت زده را بیدار می کند. امام(ع) موارد غفلت را بدین صورت بیان می کند:
    "غفلت از خود، غفلت از انجام وظایف و واجبات الهی، غفلت از عالم پس از مرگ، غفلت از وعید، غفلت از نعمت ها و از همه مهم تر غفلت از خداست. در این زمینه می فرماید: و ما را از جانب خود به غفلت و نادانی گرفتار مکن، چون ما به سوی تو خواهان و از گناهان توبه کننده ایم."(7)با توجه به آنچه گفته شد، امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه یکی از ویژگی ها و صفات مذموم انسان را غفلت معرفی می کند. از آنجا که غفلت منشأ امور ناپسندی نظیر خود فراموشی، خدا فراموشی می شود، لذا به عنوان یکی از مبانی تربیت در نظام تربیتی صحیفه مورد تأکید و بحث قرار گرفته است.


    اصول تربیتی در صحیفه سجادیه

    اصول، مجموعه قواعدی است که با نظر به قانون مندی های مربوط به ویژگی های علمی انسان (مبانی تربیت) اعتبار شده و به عنوان راهنمای عمل، تدابیر تربیتی را هدایت می کنند. بنابراین، در این نگاه اصول مبتنی بر مبانی هستند.(8)با بررسی دعاهای صحیفه سجادیه، به برخی از مهم ترین اصول تربیتی نظیر، تقوی، توکل، زهد، ایجاد انگیزه، کنترل و هدایت، و اصل لزوم عمل می رسیم، که امام سجاد(ع) از آنها جهت اصلاح و تربیت انسان ها بهره می برند. شرح برخی از این اصول عبارتند از:


    اصل کنترل و هدایت

    این اصل مبتنی بر خداجویی، خوددوستی و جاودان خواهی می باشد. با استفاده از این اصل، انسان باید بر اساس مبنای خداجویی به سوی توحید و یکتاپرستی هدایت شود و بر اساس مبنای خود دوستی محب و مطیع خدا شود و بستری برای رسیدن به کمال و قرب به خدا برایش فراهم گردد. حضرت امام سجاد(ع) در دعای بیست صحیفه سجادیه با آوردن نمونه ای از خود دوستی، در مورد کنترل آن می فرماید:و مرا در میان مردم به درجه و مقامی سرفراز مفرما جز آن که پیش نفسم مانند آن پست نمایی، و ارجمندی آشکارا برایم پدید میاور جز آن که به همان اندازه پیش نفسم برای من خواری پنهانی پدید آوری.(9)امام(ع) در این فراز به نمونه هایی از خود دوستی و روش کنترل آنها اشاره می کنند. اگر چنانچه این مصادیق خود دوستی کنترل نشوند، سبب بروز خصلت های زشت خودخواهی، خودپسندی و خودمحوری می شود.
    براساس مبنای جاودان خواهی، انسان باید دنیا را پایان زندگی نپندارد بلکه آن را مقدمه برای حیات جاودان به حساب آورد. بینشی که امام(ع) در صحیفه سجادیه به آن اشاره کرده این است که انسان بیش از حد لازم، دل به دنیا نمی بندد و آنجا که لازم باشد از دنیا دل می کند. حضرت امام سجاد(ع) می فرماید:
    و تا هنگامی که عمرم در فرمانبری تو به کار رود عمر ده و هر گاه عمرم چراگاه شیطان شود مرا بمیران پیش از آن که دشمنی سخت تو به من رو آورد، یا خشمت بر من استوار گردد."(10)در این فراز نگرش امام(ع) نسبت به بقا در دنیا به روشنی بیان شده است. حضرت بقا را در راستای خداخواهی و آن را به عنوان وسیله ای برای رسیدن به مقصد که همان مقام قرب الهی است، می خواهد .


    اصل تقوا

    این اصل بیشتر مبتنی بر مبنای خوف و بیم در انسان است و برای آن است که ترسیدن ها و نگرانی های فطری انسان، کنترل شده و اموری مثبت و مطلوب باشد، به این معنی که اگر قرار است انسان از اموری نگران باشد، باید این ترس فقط از خدا باشد، چرا که ترس های دیگر کاذب و بیهوده است. ترس از خدا یا تقوا و در نتیجه، پرهیز از گناه، از مهم ترین اصول تربیتی در صحیفه سجادیه است.حضرت امام سجاد(ع) در موارد مختلف به این اصل مهم اشاره می کنند و از خدای بزرگ درخواست می کنند:
    "و پرهیزکاری را به من الهام نما."(11) " و شعار دلم را بپرهیز کاری از خود بنما."(12)
    " و تقوا و ترس از کیفر خود را از دنیا توشه ام قرار ده."(13)درخواست های مکرر امام(ع) در این دعاها و موارد دیگر مبنی بر توفیق و الهام تقوا، نشان دهنده اهمیت این اصل تربیتی در نظام تربیتی صحیفه سجادیه است.
    تقوا دارای آثار تربیتی فراوانی است. مهم ترین آنها حفظ و نگهداری انسان از گناه، لغزش و خطاهاست. حضرت امام سجاد(ع) در این زمینه از خدای متعال می خواهد:
    " و به ترس از تو از گناهان و لغزش ها و نادرستی ها نگاه داشته شده ام.(14)


    اصل تذکر

    اصل تذکر مبتنی بر مبنای تربیتی غفلت است. بنابراین اصل، باید انسان را از خواب غفلت بیدار نمود و آن چه را که دانستنش برای او لازم است، به او فهماند و در موارد مختلف به او تذکر داد و یادآوری کرد تا از عواقب شوم غفلت رهایی یابد. بنابراین، امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه که سراسر ذکر و یاد خداست، با دعاهای گوناگون نظیر دعا به هنگام صبح و شام، دعا به هنگام بیماری، دعا به هنگام دفع بلاها و سختی ها و ... انسان را هماره متوجه خدا می کند و بدین وسیله، غفلت را از وی می زداید.
    همچنین امام(ع) در دعای هشتم "پناه بردن به خدا"، دعای دوازدهم "اقرار به گناه"، دعای سی و نهم "طلب عفو"، و دعاهای دیگر ضمن اشاره به ویژگی غفلت در انسان، راه غفلت زدایی را ذکر و یاد خدا بیان می کند و می فرماید:
    " و مرا در اوقات فراموشی ( در زمان پیروی از نفس) به یاد خود آگاه ساز.(15)و دل های ما را به یاد خود از هر یادی به کار آر."(16)حضرت امام سجاد(ع) نقش و آثار مهم ذکر را در صحیفه سجادیه چنین بیان می فرمایند:
    1. یاد خدا مایه شرافت انسان است؛
    2. یاد خدا مانع از رذایلی است که شیطان در دل انسان می افکند؛
    3. یاد خدا موجب سلامت قلب می شود؛
    4. یاد خدا انسان را از غفلت زدگی باز می دارد.
    با آگاهانیدن تو مرا، از غفلت و فراموشی خویشتن آگاه شدم.(17)


    اصل زهد

    این اصل مبتنی بر مبنای دنیادوستی است. بنابراین اصل، در نظام تربیتی باید این نوع محبت به دنیا از دل انسان رخت بر بسته و زهد و گریز از دنیا آن هم در حد معقول و پسندیده جای آن را بگیرد. به صورتی که دنیا را صرفاً وسیله و ابزاری بیش نداند. برای جلوگیری از ابتلا به گرایش افراطی در دنیادوستی، امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه پیشنهاد می دهد که انسان ها "زهد" پیشه کنند و همان را از خدای خود درخواست می کند:" و روزیم کن آسایش در زهد و دوری از دنیا را."(18)امام(ع) در این فراز آسایش و راحتی را در زهد و دوری از دنیا بیان می فرماید و از خدا درخواست زهد می کند. در فرازی دیگر، در مورد نشانه های انسان زاهد می فرماید:
    و مرا در هر حال به ستایش و نیایش و سپاسگزاریت برگمار تا به آنچه از دنیا به من داده ای شاد نگردم، و به آنچه مرا از آن باز داشته ای اندوهگین نشوم.

    (19)بر اساس بیان امام(ع) زاهد کسی است که این دو نشانه را دارا باشد:1- به دنبال آنچه از دنیا به او داده می شود، شاد نگردد.
    2- در پی آنچه از دنیا از وی بازداشته می شود، ناراحت نشود.
    خلاصه آن که نقطه شروع تمام بدبختی ها و شقاوت ها در انسان از همین حب دنیا است و اصل تربیتی زهد، که در صحیفه سجادیه بسیار روی آن تکیه شده است، به معنای دوری از تعلقات دنیا و اسیر آن نبودن و آزادی از هر چیزی است که بخواهد در انسان چنان تعلق خاطری ایجاد کند که او را از خدا و یاد خدا و آخرت جدا و غافل سازد.


    پی نوشت ها:

    1. دعای 7 / بند 12. دعای 1 / بند 3 و 4
    3. دعای 13، 22، 29
    4. دعای 20 / بند 12
    5. دعای 47 / بند 109
    6. دعای 20 / بند 24
    7. دعای 34 / بند 4
    8. خسرو باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، چاپ چهارم، انتشارات مدرسه، 1376، ص 65.
    9. دعای 20 / بند 4
    10. دعای 20 / بند 5
    11. دعای 20 / بند 16
    12. دعای 21 / بند 9
    13. دعای 21 / بند 11
    14. دعای 25 / بند 10 و 11
    15. دعای 20 / بند 29
    16. دعای 11 / بند 1
    17. دعای 13 / بند 16
    18. دعای 20 / بند 27
    19. دعای 21 / بند
    سلام

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات