کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 25 , از مجموع 25
  1. #1
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض قصـه کـربــــــلا فصل عاشقی


    روایتی ساده ، صریح و کامل از داستان کربلا

    قصه ای در هفت فصل ِمنفصل متصل



    آری این فصل ، فصل عاشقی است"«اَللّهُمَّ اَنْتَ ثِقَتی فی کُلِّ کَرْبٍ وَ اَنْتَ رَجائی فی کُلِّ شِدَّةٍ،"


  2. #2
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    پیامبر از جلو خانه فاطمه رد میشد که صدای گریه ای شنید؛

    گریه ی حسین.

    گفت : " دخترم آرامش کن. مگر نمیدانی از گریه حسین اذیت میشوم."



  3. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    پیشانی اش را می بوسید پیامبر و گریه میکرد. لب و دهانش را می بوسید و گریه میکرد.

    گودی زیر گلویش را می بوسید و گریه میکرد

    علی پرسید: (چرا گریه میکنید؟)

    و پیامبر میگفت: دارم جای شمشیر ها را میبوسم.

    شمشیر ها اگر میدانستند پیامبر بدن حسین را بوسیده ، شاید شرم میکردند ازین که زخم بزنند به او.
    ویرایش توسط حنان : دوشنبه ۱۵ مهر ۹۲ در ساعت ۱۶:۰۰


  4. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    حسین که از مدینه میرفت سمت مکه و بعد کوفه شب بیست و هفتم رجب بود؛شب مبعث.

    عجیب است ، بعثت حسین با هجرتش هم زمان شد.

    شب مبعث حسین بود ، شب مبعث "عشق"بود آن شب.


  5. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مکه جای امن خداست روی زمین. نه فقط برای مسلمان ها ، برای کافر و حیوان و پرندگان.

    نه فقط این ها حتی برای درخت ها و گیاهان.

    به خاطر همین آنجا شکار حرام است ، گوشت شکار هم آنجا خوردنش حرام است.

    حتی ریشه درخت را هم نباید در بیاورند حرام است.

    این شهر را برای حسین نا امن کردند این بی چشم و رو ترین خلق.

    اگر قرار باشد مصیبتی داشته باشد سید الشهدا ،همین بس که مردم محرِم باشند برای تمتع و

    "ولی خدا" از ترس ریخته شدن خونش

    و شکسته شدن حرمت حرم، تمتع را تبدیل به عمره کند و از حرم امن خدا آواره شود.


  6. #6
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض صاحب علم خودش می آید



    امام قبل از رسیدن به کربلا پرچم ها و علم ها را خواست.

    دوازده پرچم وعلم را باز کرد و یک به یک داد به پرچم داران سپاه کوچکش، دوازدهمی اما ماند.

    هرکس که دوست داشت دارنده پرچم آخر باشد گفت:

    __ آن را به من بدهید ای اباعبدالله...

    __ بر من منت بگذارید...

    __ مرا قابل بدانید...

    اما امام گفت: "صاحب این پرچم می آید صبر کنید."

    گرد و غباری از سمت کوفه پیدا شد. پیرمردی پیاده و جوان تری سواره.

    حبیب ادب کرده بود و پیاده خدمت امام رسیده بود.

    پرچم دار دوازدهم امام هم رسید،خودش رادر جواب نامه امام رساند


  7. #7
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شب عاشورا امام رفت توی خیمه خواهرش زینب.

    زینب به امام گفت:شما نیت های اصحابتان را امتحان کرده اید؟نکند وقت کارزار شما را به دشمن بفروشند.؟

    امام گفت:"امتحانشان کرده ام. مردانی سینه سپر کرده اند.

    به مرگ زیر چشمی نگاه میکنندو مثل نوزاد که به سینه مادرش انس دارد با آن انس دارند."

    امام داشت از عاشقی یارانش میگفت...


  8. #8
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض


    کار امام حسین بیخ پیدا کرده بود،همه آن هایی که فکرمیکردند شاید ماجرا به جنگ ختم نشود،به اشتباه خودشان پی برده بودند،

    توی این گیر و دار یک نفر که فرمانده چهارصدهزار نفر از اهل کوفه بود،وهم رئیس طایفه بود،مورد احترام حکومت و قدرت بود،دست ودلش

    لرزید...

    "حر" پشت پا زد به دنیا و رفت سمت امام ، چون عاشق شده بود.

    عاشقی که همه دنیا را گذاشت زمین و...

    و همه آخرت را گرفت،با تمام توان.


  9. #9
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    307
    امتیاز : 3,996
    سطح : 40
    Points: 3,996, Level: 40
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social3 months registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 643
    تشکر شده 840 در 256 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مگن کربلا عرش خدا رو زمین...و اما از عشق امیخته شده با ادب...
    انوقتها عرب پرچم و علم را میدادند دست کسی که معرفت داشته باشه وفا داشته باشه شجاعت داشته باشه و حتی شرف سقایت داشته باشه
    عباس نه فقط ستون سپاه بود بل نکیه گاه امام و افتخار زینب دلگرمی کلثوم و رقیه بود
    عموی خیمه ها بود.
    دل زینب به غیوری عباس بند بود...اخر بعد ازواقعه دیگر برادر نبود دیگر احتراو عزت برادر برای خواهر نبود دیگر عباس نبود.که خم شود تا خواهر پا بر پشت برادر بگذارد و سوار بر اسب شود.
    عشق به خواهر یعنی این ...
    به نام خداوند جان و خرد
    کزین برتر اندیشه بر نگذرد

  10. 5 کاربر از پست مفید yasii12 تشکر کرده اند .


  11. #10
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مهر-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    85
    امتیاز : 1,092
    سطح : 17
    Points: 1,092, Level: 17
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social3 months registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 78
    تشکر شده 141 در 59 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض



    بهترین مترجم کسی است که:

    سکوت دیگران را ترجمه کند!
    شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد…



    دکتر علی شریعتی






  12. 2 کاربر از پست مفید Ayda تشکر کرده اند .


  13. #11
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    ک متن ادبی در مورد واقعی کربلا



    محرم تو را به یاد چه می اندازد؟ عاشورا، کربلا، تشنگی حسین (ع)، دسته ها، سینه زنی،

    تکیه، حسینیه، غذای نذری و... با آمدن محرم یاد حماسه ی حسین (ع) و یارانش

    جلوه گر می شود. حماسه ای که اسلام را تقویت کرد آن امام بزرگوار در برابر ظلم و ستم

    ایستاد تا به ما بگوید مرگ از زندگی ننگین بهتر است و زندگی به هر قیمتی زیبا نیست.

    زندگی وقتی زیباست که عزت و کرامت انسان حفظ شود. خون حسین (ع) چون رود در

    بستر تاریخ و زمانه جاری است تا همه بدانند حق و حقیقت همیشه پیرو است. کسانی

    که پیرو امام حسین (ع) هستند، نباید در برابر ظالمان سر تعظیم و تسلیم فرود بیاورند،

    حتی اگر همه ی دنیا به روی آنها صف کشیده باشند. محرم ماهی است که همه چیز ما را

    به یاد حسین (ع) می اندازد. محرم ماهی است که در آن حسین و ۷۲ تن از یارانش در

    سرزمینی به نام کربلا و در دهمین روز این ماه که به عاشورا معروف بود،به وسیله ی سپاه

    یزید، پسر معاویه محاصره شدند. امام با پرسش معروف خود:(هل ناصر من ینصرنی) یعنی

    (آیا کسی هست که مرا یاری کند؟) از دوست و دشمن خواست تا یاری اش دهند. گروهی

    کوچک در صحرای گرم و سوزان در مقابل سپاه عظیم ایستادند، آنها مظلومانه ترین و

    حماسی ترین مرگ را پذیرفتند و با دفاع از امام و عقیده ی خود به تمام انسان ها در تاریخ

    درس آزادگی دادند، دشمن در آن روز با تمام بی رحمی و قساوت، در برابر پاک ترین انسان

    روی زمین ایستادند و آن چنان بی رحمی و قساوتی از خود نشان دادند که تاریخ مثل و

    مانندی برایش سراغ ندارد. همه ی این اتفاقات هولناک در ۱۳۶۴ سال پیش از این روی داد

    و سال هاست که مسلمانان این روز و ماه را؛ بزرگ و عظیم و با شکوه بر پا می داریم. به

    سوگ می نشینیم، لباس سیاه به تن می کنیم به عذاداران حسین غذا می دهیم، نذر

    می کنیم، سینه می زنیم و رمز ماندگاری این ماه و این روز هم همین کارهایی است که

    انجام داده اند و ما انجام می دهیم.
    [["Arial"][/FONT]

  14. 2 کاربر از پست مفید nada تشکر کرده اند .


  15. #12
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    صبح عاشورا امام دست دست میکرد.

    نصیحت میکرد،میرفت و می آمد،انگار منتظر بود.

    حر،پسر یزید ریاحی که آمد،انگار انتظار امام تمام شد،جنسش جور شد.

    دیگر اصراری نداشت بر صبر و تعلل.


  16. #13
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض


    توی سپاه کوچک امام حسین چند نفر شهید شدند ولی جنگی نکردند.این ها سپر بودند.

    مثل پروانه میگشتند دور امام که اگر تیری آمد خودشان را سپر کنند تا تیر به امام نخورد.

    توی "سپاه آقا "چند نفر پروانه بودند،فرصت جنگیدن پیدا نکردند ولی.... ولی آنقدر عاشــــق بودند که

    فرصت شهادت پیدا کنند.


  17. #14
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض


    عباس که شهید شد همه بی تاب شدند،زینب بیشتر از همه...

    گریه زیاد کرد تا اینکه امام حسین به او گفت:" خواهر جان چرا انقدر بی تابی میکنی؟

    زینب گفت:"عباس!... عباس بالأخره به تو برادر گفت اما مرا خواهـــر صدا نزد."


  18. #15
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    حال امام روز عاشورا حال عجیبی بود.

    هم گریه میکرد،هم صبر.

    هم مضطرب بود هم با وقار.

    هم خاکی و خونی بود ، هم نورانی.

    هم میجنگید هم کمک میخواست،هم کشته میشد هم نصیحت میکرد.

    حال امام روز عاشورا حال عجیبی بود، هم حال عاشق را داشت، هم حال معشوق.
    ویرایش توسط حنان : یکشنبه ۱۷ آذر ۹۲ در ساعت ۲۳:۴۸

  19. 9 کاربر از پست مفید حنان تشکر کرده اند .


  20. #16
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط حنان نمایش پست اصلی
    صبح عاشورا امام دست دست میکرد.

    نصیحت میکرد،میرفت و می آمد،انگار منتظر بود.

    حر،پسر یزید ریاحی که آمد،انگار انتظار امام تمام شد،جنسش جور شد.

    دیگر اصراری نداشت بر صبر و تعلل.
    ببخشید
    ولی امام یک روز کامل و به دو دلیل صبر کرد حتی یک شب هم امان نامه گرفتند
    اول چون میدانست حر و ان دوبرادر برمیگردن و دلیل دوم هم این بود که 6 ماه حضرت علی اصغر تمام شود چون تو عرب رسمه که فرزند 6ماهه که شد براش قربانی کنند
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  21. 2 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  22. #17
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ^
    خواهش میکنم

    منظورتون این هست که حر بن یزید ریاحی قبل از روز عاشورا به سپاه امام پیوستن؟

  23. 3 کاربر از پست مفید حنان تشکر کرده اند .


  24. #18
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اگر منظورتون این هست، با سند عرض میکنم خدمتتون.

    "کتاب چهره ها در حماسه کربلا"

    روز ﻋـﺎﺷﻮرا ﭼﻮن ﮐﻮﻓﯿﺎن ﻋﺰم ﺟﻨﮓ ﮐﺮدﻧـﺪ، ﺣﺮ از اﺑﻦﺳـﻌﺪ ﭘﺮﺳـﯿﺪ ﮐﻪ آﯾﺎ ﺗﺼـﻤﯿﻢ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ

    داري؟؟ و ادامه جریان که ایشون به بهانه آب دادن به اسبشون از سپاه خارج و به امام ملحق میشن...

    یا کتاب ابصار العین، ص ۱۱۵ و ۱۱۶

    بر همین موضوع تأکید دارند که حربن یزید ریاحی روز عاشورا به سپاه امام پیوست. وقس علی هذا....

  25. 4 کاربر از پست مفید حنان تشکر کرده اند .


  26. #19
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    توی حج ، حاجی باید به حجر الأسود دست بکشد و ببوسد و بگوید:

    "أمانتی ادیتها" امانتم را ادا کردم.

    پسرش را جگر گوشه اش را که فرستاد گفت: "خدایا شاهد باش جوانی را فرستادم سمتشان که شبیه ترین مردم درگویش و کنش و منش

    به رسولت بود...."

    وقتی عـــلــی اکـــبـر به زمین افتاد و پدرش را صدا زد،امام رفت دست کشید به بدن پاره اش و صورت روی صورتش گذاشت و شاید گفت...

    "أمانتی ادیتها"

  27. 8 کاربر از پست مفید حنان تشکر کرده اند .


  28. #20
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض ولــــدی عــــلیِِ...


    این نیزه های در بدنت میکشد مرا

    این لخته خون در دهنت میکشد مرا

    ای سروناز من چقدر قطعه قطعه ای

    این پ ا ره پ ا ره تن تو میکشد مرا

    با دیدن تو ای پسرم جان به لب شدم

    این طور دست و پا زدنت میکشد مرا

    معلوم می شود که تورا چنگ میزدند

    این تکه های پیرهنت میکشد مرا

    داری برای خواهر خود غصه میخوری ؟؟

    این درد و غربت و محنت میکشد مرا

    باشد عبای من کفن و غسل تو زخون

    آن غسل خون و این کفنت میکشد مرا

    شبه پیمبرم - پسرم - حاصلم - علی...

    این نیش خند دشمن تو میکشد مرا

  29. 6 کاربر از پست مفید حنان تشکر کرده اند .


  30. #21
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مهر-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    274
    امتیاز : 2,947
    سطح : 33
    Points: 2,947, Level: 33
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 1.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,756
    تشکر شده 1,413 در 264 پست
    مخالفت
    6
    مخالفت شده 8 در 1 پست

    پیش فرض

    چهره اش چون خورشید می درخشید؛ بلکه درخشانتر. وقتی به میدان آمد
    همه هراسان شدند، با خود می گفتند؛ خود رسول خدا(ص) به میدان آمده،
    چگونه با پیامبر الهی بجنگیم! ملعونی فریاد برآورد: او علی بن الحسین (ع) است
    با آن که لبهایش از عطش خشکیده بود، نبرد نمایانی کرد. هر که هر چه داشت
    سوی او پرتاب می کرد، به این هم راضی نشدند ، محاصره اش کردند و از همه
    سو به او حمله آوردند. از وسط میدان فریاد برآورد؛«سلام بر تو ای پدر جان !
    اکنون از دست جدم رسول خدا(ع) سیراب شدم.»

  31. 6 کاربر از پست مفید cheshmhetasnim تشکر کرده اند .


  32. #22
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شروع شد غزلم، بسمه تعالی سر
    بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر

    فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
    که بنده ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر

    قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
    که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

    نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
    به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر

    سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
    به سرسرای خداوند می روم با سر

    هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
    مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»

    همان سری که "یحب الجمال" محوش بود
    جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

    سری که با خودش آورد بهترین ها را
    که یک به یک، همه بودن سروران را سر

    زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
    حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

    سپس به معرکه عابس، " أجنّنی"گویان
    درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

    بنازم " أم وهب" را، به پاره تن گفت
    برو به معرکه با سر ولی میا با سر

    خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
    گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر

    چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
    به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

    در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
    همان سری است که برده برای لیلا سر

    همان که احمد و محمود بود سر تا پا
    همان سری که خداوند بود، پا تا سر

    پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
    پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

    میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
    میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

    حروف اطهر قرآن و نعل تازه ی اسب
    چه خوب شد که نبوده است بر بدن ها سر

    تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
    به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

    جدا شده است و سر از نیزه ها درآورده است
    جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

    صدای آیه کهف الرقیم می آید
    بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

    بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
    که آفتاب درآورد از کلیسا سر

    عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
    به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر

    دلم هوای حرم کرده است می دانی
    دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر

  33. 5 کاربر از پست مفید حنان تشکر کرده اند .


  34. #23
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    رباب؛ مادر علی اصغر و سکینه

    بعد از امام حسین خواستگار زیاد داشت ولی همه را رد کرد.

    توی سایه نمیرفت و همیشه زیر آفتاب میماند...

    یک سال تمام بالای قبر امام حسین ماند و گریه کرد و بالاخره خیلی زود از دنیا رفت.

    ...درد هجری چشیده ام که مپرس.
    ویرایش توسط حنان : چهارشنبه ۱۱ دی ۹۲ در ساعت ۱۷:۱۰

  35. 5 کاربر از پست مفید حنان تشکر کرده اند .


  36. #24
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط حنان نمایش پست اصلی
    ^
    خواهش میکنم

    منظورتون این هست که حر بن یزید ریاحی قبل از روز عاشورا به سپاه امام پیوستن؟
    بازم ببخشید
    اگر دقت کنید عرض کردم که یکی از دلایل امان نامه گرفتن ارباب این بوده
    ودلیل دیگرش هم تمام شدن 6ماهگی حضرت علی اصغر بود طبق برخی روایات ...
    که در برخی روایات هم امده که دکتر سنگری بیان میکنند حضرت علی اصغر یا 9 ماهه بودند یا بیشتر از 9 ماه داشتند چون دقیقا امام حسین روز عاشورا از خانم رباب صاحب پسری میشوند که نام این بزرگوار هم میزارن عبدلله رضی
    ویرایش توسط لواء الحیدر : چهارشنبه ۱۱ دی ۹۲ در ساعت ۱۷:۳۰
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  37. کاربر روبرو از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده است .


  38. #25
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض



    فقط یه سه ساله

    میفهمد

    رفتن تا کربلا

    پای پیاده یعنی چی....
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  39. 3 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1