کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 12 , از مجموع 12
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض با علمای بزرگوار اسلام(معرفی چند عالم وشخصیت مذهبی )

    جناب حجت الاسلام آقای قاضی زاهدی گلپایگانی می فرماید: من در تهران از جناب آقای حاج محمد علی فشندی که یکی از اخیار تهران است، شنیدم که می گفت: من از اول جوانی مقیّد بودم که تا ممکن است گناه نکنم و آن قدر به حج بروم تا به محضر مولایم حضرت بقیة اللّه ، روحی فداه، مشرف گردم. لذا سالها به همین آرزو به مکه معظمه مشرف می شدم.


    در یکی از این سالها که عهده دار پذیرایی جمعی از حجاج هم بودم، شب هشتم ماه ذیحجه با جمیع وسائل به صحرای عرفات رفتم تا بتوانم قبل از آنکه حجاج به عرفات بیایند، برای زواری که با من بودند جای بهتری تهیه کنم. تقریبا عصر روز هفتم بارها را پیاده کردم و در یکی از آن چادرهایی که برای ما مهیا شده بود، مستقر شدم. ضمنا متوجه شدم که غیر از من هنوز کسی به عرفات نیامده است. در آن هنگام یکی از شرطه هایی که برای محافظت چادرها در آنجا بود، نزد من آمد و گفت: تو چرا امشب این همه وسائل را به اینجا آورده ای؟ مگر نمی دانی ممکن است سارقان در این بیابان بیایند و وسائلت را ببرند؟ به هر حال حالا که آمده ای، باید تا صبح بیدار بمانی و خودت از اموالت محافظت بکنی. گفتم: مانعی ندارد، بیدار می مانم و خودم از اموالم محافظت می کنم.
    آن شب در آنجا مشغول عبادت و مناجات با خدا بودم و تا صبح بیدار ماندم تا آن که نیمه های شب دیدم سید بزرگواری که شال سبز به سر دارد، به در خیمه من آمدند و مرا به اسم صدا زدند و فرمودند: حاج محمدعلی، سلام علیکم. من جواب سلام را دادم و از جا برخاستم. ایشان وارد خیمه شدند و پس از چند لحظه جمعی از جوانها که تازه مو بر صورتشان روییده بود، مانند خدمتگزار به محضرش رسیدند. من ابتدا مقداری از آنها ترسیدم، ولی پس از چند جمله که با آن آقا حرف زدم، محبت او در دلم جای گرفت و به آنها اعتماد کردم. جوانها بیرون خیمه ایستاده بودند ولی آن سید داخل خیمه تشریف آورده بود. ایشان به من رو کرد و فرمود: حاج محمد علی! خوشا به حالت! خوشا به حالت! گفتم: چرا؟

    فرمودند: شبی در بیابان عرفات بیتوته کرده ای که جدم حضرت سیدالشهداء اباعبداللّه الحسین(علیه السلام) هم در اینجا بیتوته کرده بود. من گفتم: در این شب چه باید بکنیم؟ فرمودند: دو رکعت نماز می خوانیم، در این نماز پس از حمد، یازده مرتبه قل هو اللّه بخوان.
    لذا بلند شدیم و این عمل را همراه با آن آقا انجام دادیم. پس از نماز آن آقا یک دعایی خواندند که من از نظر مضامین مانند آن دعا را نشنیده بودم. حال خوشی داشتند و اشک از دیدگانشان جاری بود. من سعی کردم که آن دعا را حفظ کنم ولی آقا فرمودند: این دعا مخصوص امام معصوم است و تو هم آن را فراموش خواهی کرد. سپس به آن آقا گفتم: ببینید آیا توحیدم خوب است؟ فرمود: بگو. من هم به آیات آفاقیه و انفسیه بر وجود خدا استدلال کردم و گفتم: من معتقدم که با این دلایل، خدایی هست. فرمودند: برای تو همین مقدار از خداشناسی کافی است. سپس اعتقادم را به مسئله ولایت برای آن آقا عرض کردم. فرمودند: اعتقاد خوبی داری. بعد از آن سؤال کردم که: به نظر شما الآن حضرت امام زمان(عج) در کجا هستند. حضرت فرمودند: الان امام زمان در خیمه است.
    سؤال کردم: روز عرفه، که می گویند حضرت ولی عصر(عج) در عرفات هستند، در کجای عرفات می باشند؟ فرمود: حدود جبل الرحمة. گفتم: اگر کسی آنجا برود آن حضرت را می بیند؟ فرمود: بله، او را می بیند ولی نمی شناسد.
    گفتم: آیا فردا شب که شب عرفه است، حضرت ولی عصر(عج) به خیمه های حجاج تشریف می آورند و به آنها توجهی دارند؟ فرمود: به خیمه شما می آید؛ زیرا شما فردا شب به عمویم حضرت ابوالفضل(علیه السلام) متوسل می شوید.
    در این موقع، آقا به من فرمودند: حاجّ محمدعلی، چای داری؟ ناگهان متذکر شدم که من همه چیز آورده ام ولی چای نیاورده ام. عرض کردم: آقا اتفاقا چای نیاورده ام و چقدر خوب شد که شما تذکر دادید؛ زیرا فردا می روم و برای مسافرین چای تهیه می کنم.
    آقا فرمودند: حالا چای با من. از خیمه بیرون رفتند و مقداری که به صورت ظاهر چای بود، ولی وقتی دم کردیم، به قدری معطر و شیرین بود که من یقین کردم، آن چای از چای های دنیا نیست، آوردند و به من دادند. من از آن چای دم کردم و خوردم. بعد فرمودند: غذایی داری، بخوریم؟ گفتم: بلی نان و پنیر هست. فرمودند: من پنیر نمی خورم. گفتم: ماست هم هست. فرمودند: بیاور، من مقداری نان و ماست خدمتشان گذاشتم و ایشان از نان و ماست میل فرمودند.
    سپس به من فرمودند: حاج محمدعلی، به تو صد ریال (سعودی) می دهم، تو برای پدر من یک عمره به جا بیاور. عرض کردم: اسم پدر شما چیست؟ فرمودند: اسم پدرم «سید حسن» است. گفتم: اسم خودتان چیست؟ فرمودند: سید مهدی. من پول را گرفتم و در این موقع، آقا از جا برخاستند که بروند. من بغل باز کردم و ایشان را به عنوان معانقه در بغل گرفتم. وقتی خواستم صورتشان را ببوسم، دیدم خال سیاه بسیار زیبایی روی گونه راستشان قرار گرفته است. لبهایم را روی آن خال گذاشتم و صورتشان را بوسیدم.


    پس از چند لحظه که ایشان از من جدا شدند، من در بیابان عرفات هر چه این طرف و آن طرف را نگاه کردم کسی را ندیدم! یک مرتبه متوجه شدم که ایشان حضرت بقیة اللّه ، ارواحنافداه، بوده اند، به خصوص که اسم مرا می دانستند و فارسی حرف می زدند! نامشان مهدی(عج) بود و پسر امام حسن عسکری(علیه السلام) بودند.
    نشستم و زار زار گریه کردم. شرطه ها فکر می کردند که من خوابم برده است و سارقان اثاثیه مرا برده اند، دور من جمع شدند، اما من به آنها گفتم: شب است و مشغول مناجات بودم و گریه ام شدید شد.
    فردای آن روز که اهل کاروان به عرفات آمدند، من برای روحانی کاروان قضیه را نقل کردم، او هم برای اهل کاروان جریان را شرح داد و در میان آنها شوری پیدا شد.
    اول غروب شب عرفه، نماز مغرب و عشا را خواندیم. بعد از نماز با آن که من به آنها نگفته بودم که آقا فرموده اند: «فردا شب من به خیمه شما می آیم؛ زیرا شما به عمویم حضرت عباس(علیه السلام) متوسل می شوید» خود به خود روحانی کاروان روضه حضرت ابوالفضل(علیه السلام) را خواند و شوری برپا شد و اهل کاروان حال خوبی پیدا کرده بودند، ولی من دائما منتظر مقدم مقدس حضرت بقیة اللّه ، روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء، بودم.
    بالاخره نزدیک بود روضه تمام شود که کاسه صبرم لبریز شد. از میان مجلس برخاستم و از خیمه بیرون آمدم، ناگهان دیدم حضرت ولی عصر(عج) بیرون خیمه ایستاده اند و به روضه گوش می دهند و گریه می کنند، خواستم داد بزنم و به مردم اعلام کنم که آقا اینجاست، ولی ایشان با دست اشاره کردند که چیزی نگو و در زبان من تصرف فرمودند و من نتوانستم چیزی بگویم. من این طرف در خیمه ایستاده بودم و حضرت بقیة اللّه ، روحی فداه، آن طرف خیمه ایستاده بودند و بر مصائب حضرت ابوالفضل(علیه السلام) گریه می کردیم و من قدرت نداشتم که حتی یک قدم به طرف حضرت ولی عصر(عج) حرکت کنم. بالاخره وقتی روضه تمام شد، حضرت هم تشریف بردند.
    برگرفته از: آثار و برکات حضرت امام حسین(ع)، ص23، قضیه 5.
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  2. 5 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  3. #2
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-بهمن-۰۶
    محل سکونت
    مزار شهداي گمنام
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    53
    امتیاز : 2,721
    سطح : 31
    Points: 2,721, Level: 31
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 307
    تشکر شده 234 در 54 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض فرمايشات شيخ صالح ....

    با سلام.
    شيخ صالح امروز مي فرمودند كه :
    ادم و با دو چيز مي توان شناخت .
    اولي اعمال ادمي مثال : يكي رو ببيين كه كارهاي عجيب غريب انجام ميده اونوقت بايد بدوني كه اقا بالا خونه رو دادن اجاره و يا يكي رو ببيني كه از مصاحبت با ادماي بد دوري مكينه اونوقت بايد بفهمي كه اين ادم درست حسابي هستش .
    دومي سوالاي كه تو ذهن ادمي ايجاد ميشه مثال :بچه باشي و فكر كني كه هدف از خلقت خودت چيه ؟ سوال برات بشه دغدغه داشته باشي برا سوالي كه تو ذهنت وجود داره .
    دوستان ببخشيد حواسم كمي پرته بقيشو مينويسم ...................... دعا كنيد ما هم عاقل بشيم
    ویرایش توسط شهيد احمد رضا : جمعه ۱۸ اسفند ۹۱ در ساعت ۲۳:۲۱

    مردم اين گله چنان گوسفند در قرق غيرت ما مي چرند
    گرگ نيستيم شبانيم ما، حافظ ناموس كسانيم ما ...

  4. 3 کاربر از پست مفید شهيد احمد رضا تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Downloads

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۸
    محل سکونت
    ستاره ی غم(زمین)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,806
    امتیاز : 36,232
    سطح : 100
    Points: 36,232, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 51,413
    تشکر شده 8,246 در 1,950 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    ^ جالب بود
    مرسی


    الهی
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا راننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم
    چو گدا بر سر راهی
    کس به غیر تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی




  6. کاربر روبرو از پست مفید آب زمزم تشکر کرده است .


  7. #4
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-مرداد-۰۶
    محل سکونت
    دیار نصف جهان (تازه یوفو هم داره!)
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    67
    امتیاز : 2,884
    سطح : 32
    Points: 2,884, Level: 32
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second ClassSocial
    تشکر کردن : 21
    تشکر شده 134 در 51 پست
    مخالفت
    5
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض سخنرانی های آیت الله العظمی مظاهری

    این مبحث مخصوص سخنرانی های آیت الله العظمی مظاهری است.اگه کسی سخنرانی از ایشون داره بذاره(من خودم هم سعی می کنم هر هفته جدید ترین سخنرانی ایشون رو روی سایت بذام.)

  8. کاربر روبرو از پست مفید ولایت تشکر کرده است .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    2,770
    امتیاز : 45,029
    سطح : 100
    Points: 45,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,933
    تشکر شده 4,761 در 734 پست
    مخالفت
    28
    مخالفت شده 23 در 19 پست

    پیش فرض اسوه های جاویدان-سیری در زندگانی اصحاب باوفای پیامبر

    مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً



    يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ



    در اینجا به بررسی زندگانی اصحاب باوفای حضرت رسول خواهیم پرداخت

    ویرایش توسط بچه کف کانون : پنجشنبه ۱۰ مرداد ۹۲ در ساعت ۱۵:۱۱



  10. 4 کاربر از پست مفید بچه کف کانون تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    2,770
    امتیاز : 45,029
    سطح : 100
    Points: 45,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,933
    تشکر شده 4,761 در 734 پست
    مخالفت
    28
    مخالفت شده 23 در 19 پست

    پیش فرض

    آنهایی را بررسی خواهیم کرد


    1.عبدالمطلب

    2ابوطالب

    3.خدیجه کبری

    4.حمزه سیدالشهداء

    5.مصعب بن عمیر

    6.جعفر بن اب طالب

    7.زید بن حارثه

    8.ابودجادنه انصاری

    9.بلال حبشی

    10.عباس نب عبد المطلب

    11.ابوذر غفاری

    12.عبد الله بن مسعود

    13.مقداد بن عمرو

    14.سلمان فارسی

    15.اویس قرنی

    16.عمار یاسر

    17.ابوایوب انصاری

    18جابر بن عبد الله انصاری



  12. 5 کاربر از پست مفید بچه کف کانون تشکر کرده اند .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,380
    امتیاز : 40,260
    سطح : 100
    Points: 40,260, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 32.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsOverdrive
    تشکر کردن : 13,613
    تشکر شده 19,705 در 3,224 پست
    مخالفت
    14
    مخالفت شده 5 در 5 پست

    پیش فرض ایت الله سید احمد خوانساری

    .

  14. 4 کاربر از پست مفید بچه ی مهرزاد تشکر کرده اند .


  15. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,380
    امتیاز : 40,260
    سطح : 100
    Points: 40,260, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 32.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsOverdrive
    تشکر کردن : 13,613
    تشکر شده 19,705 در 3,224 پست
    مخالفت
    14
    مخالفت شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    شیخ محمد شیرازی می گوید : آیة الله سید احمد خوانساری می فرمود :
    " در محفلی بودم که گروهی از فقها و مراجع تقلید در آن نشسته بودند که از جمله آنان آیة الله سیّد صدر الدّین صدر بود. در آنجا جوان خوش سیمایی نزد من آمد و من به الهام یقین کردم که فرشته مرگ است.
    به او گفتم " من آماده ام "
    گفت " خواهم آمد " و من اینک در انتظار او هستم.
    هفته بعد در صبح روز جمعه 26 ربیع از راه رسید و آن بزرگوار فرمود
    " امروز آخرین روز توقف من در دنیاست و آن جوان خوش چهره خواهد آمد "

    به تلاوت قرآن نشست و سوره مبارکه مؤمنون را خواند تا از حال رفت و یکی از نوادگانش وی را در تمام کردن سوره یاری کرد.

    در انتظار آمدن پیک حق بود و ناگاه دیدند که تکان خورد و بارها فرمود " یا حجة بن الحسن ! " گویی که آن حضرت در لحظات آخرین به بدرقه ی او آمد .

    سپس به تکرار شهادت بر یکتایی خدا و رسالت پیامبر و ولایت ائمه معصومین علیه السلام پرداخت و سرانجام برای همیشه لب از سخن فرو بست.

  16. 4 کاربر از پست مفید بچه ی مهرزاد تشکر کرده اند .


  17. #9
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-خرداد-۱۸
    محل سکونت
    کف شهرو
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    116
    امتیاز : 3,183
    سطح : 34
    Points: 3,183, Level: 34
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    Social3 months registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,006
    تشکر شده 196 در 79 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض حاج حسین ارباب

    سلام من شنیدم ایشون خیلی بزرگوار هستن/ اگه کسی در مورد شخصیت ایشون مطلبی میدونه لطفا اینجا بنویسه.
    حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست
    سرعقل آمده آن بنده که دیوانه ی توست

  18. کاربر روبرو از پست مفید حضرت عشق تشکر کرده است .


  19. #10
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۳
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,992
    امتیاز : 27,886
    سطح : 98
    Points: 27,886, Level: 98
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 464
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 29,377
    تشکر شده 13,534 در 1,892 پست
    مخالفت
    6
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یا لطیف

    اولین بار هست اسم ایشون رو میشنوم(در اصل اینجا می بینم) ولی اسم حاج رحیم ارباب رو تو سخنرانیای مختلف شنیدم.
    حجت الاسلام انجوی نژاد:

    باید انتخاب کنی، حسین(ع) یا یزید باشم، والسلام!

    "نظام جهانی اسلام"


  20. کاربر روبرو از پست مفید زائر بارانی تشکر کرده است .


  21. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۶
    محل سکونت
    شهرراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1987
    نوشته ها
    2,984
    امتیاز : 26,241
    سطح : 96
    Points: 26,241, Level: 96
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 9.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranYour first Group50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 17,488
    تشکر شده 7,445 در 2,299 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض با علمای بزرگوار (معرفی چندتن از علما)

    .




  22. #12
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,476
    امتیاز : 59,899
    سطح : 100
    Points: 59,899, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,445
    تشکر شده 36,927 در 2,465 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض


    به مناسبت دوم ربیع الثانی
    مکاشفه ای که گریبان آیت الله زرآبادی را گرفت
    آیت الله زرآبادی می گوید: زمانی در قزوین امام جماعت بودم مدتی به سیر و سلوک پرداختم، به من گفته شد: حال که به این مقام رسیدی اگر بخواهی به مدارج بالاتر و مقامات والاتر برسی، فقط یک راه دارد، و آن ترک اعمال ظاهری است!






    به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، دوم ربیع الثانی مصادف است با رحلت عالم ربانی و متأله قرآنی، آیت الله سید موسی زرآبادی. وی در سال 1294 هجری قمری در قزوین دیده به جهان گشود.
    مادر آیت الله زرآبادی، بانویی صالحه و دختر یکی از علمای قزوین بود و پدرش حجت الاسلام سید علی زرآبادی قزوینی متوفای سال 1318 قمری از عالمان وارسته و فاضل و اهل معانی و حقایق بی شمار بود.
    تبار و نسب سید، به شهید اهل بیت(ع) زید بن علی بن الحسین علیه السلام می رسد بنابراین سید موسی زرآبادی از سادات حسینی است، چنان که نقش مُهر وی «موسی الحسینی» بوده است. مرحوم سید در مراحل تقوا و تهذیب نفس و سلوک شرعی، از نخبگان عصر خود بود.
    سید خیلی مراقبت در کردار و گفتار داشتند، حتی بنا به نقل مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی در جلسه درس، «مرحوم سید گاهی فرزند خردسال ایشان فضولی می کرد، ایشان با اشاره به قلمتراشی که در پیش رو داشت، می گفتند: آقا... بنشین این قلمتراش گوش را می برد. یعنی حاضر نبودند برای آرام کردن و ساکت نمودن فرزند مثل بقیه مردم بگویند: بنشین، گوشت را می برم».
    مطلبی خواندنی درباره آیت الله زرآبادی (ره)
    آیت‏الله سیدموسی زرآبادی یکی از بنیانگذاران مکتب تفکیک به شمار می رود. زرآبادی در این شهر و تهران از محضر حضرات آیات: میرزا ابوالحسن جلوه، میرزا حسن کرمانشاهی، شیخ فضل‏الله نوری و ... استفاده کرد و در علوم عقلی و نقلی به استادی رسید.
    سید موسی در علوم غریبه یکی از استادان مسلم و متبحر بود و در مراحل تقوی و تهذیب نفس و سلوک شرعی نیز از نخبگان عصر خود به شمار می رفت، لیکن استادان و مربیان او در این زمینه‏ها شناخته شده نیستند.
    آیت‏الله زرآبادی به همراه میرزا مهدی اصفهانی و شیخ مجتبی قزوینی خراسانی٬ سه رکن عمده مکتب تفکیک را در سده چهاردهم هجری تشکیل می‏دهند.
    بر اساس این مکتب که ایشان از بزرگان آن است، ناب سازی و خالص ماندن شناخت‏های قرآنی و فهمیدن این شناخت‏ها و معارف به دور از تأویل و مخلوط شدن با افکار و نیز بر کنار از تفسیر به رأی از اهداف آن به شمار می‏رود. به بیان دیگر، جریان مکتب تفکیک بر این باور است که ما کلام تعقل می خواهیم اما اصول فلسفی مانند قدم عالم، وحدت وجود و ضرورت علت و معلول را قبول نداریم. یعنی جداسازی دین از فلسفه، و نقد و تخطئه عالمانه فلسفه.
    مکاشفه شیطانی
    علی اکبر مهدی پور در کتاب «اجساد جاویدان» به نقل از آیت الله زرآبادی می نویسد: در روزهایی که در قزوین امام جماعت بودم مدتی به سیر و سلوک پرداختم، و به قدری پیش رفتم که پرده ها از جلو چشمم برداشته شد، دیوارها در برابر من حائل نبود، وقتی که در خانه نشسته بودم، رهگذرها را در کوچه و خیابان می دیدم. روزی به من گفته شد: حال که به این مقام رسیده ای، اگر بخواهی به مدارج بالاتر و مقامات والاتر برسی، فقط یک راه دارد، و آن ترک اعمال ظاهری است.
    آیت الله زرآبادی گفت: این اعمال ظاهری با دلایل قطعی و براهین مسلّم شرعی به ما ثابت شده است، من هرگز تا زنده ام آنها را ترک نخواهم کرد.
    گفته شد: در این صورت همه آنچه به شما داده شده، از شما سلب خواهد شد.
    پاسخ داده شد: به جهنّم!
    آیت‏الله زرآبادی می گوید: از همان لحظه آن حالت از من سلب شد و یک فرد عادی شدم، دیگر از آن کشف و شهود خبری نبود. در آن هنگام متوجه شدم که شیطان از این اعمال ظاهری ما با آن همه نقصی که دارد، شدیداً در رنج و عذاب است. بنابراین تصمیم گرفتم که با تمام قدرت به اعمال مستحبی روی بیاورم و در حدّ توان چیزی از مستحبات را ترک نکنم. از فضل پروردگار در پرتو التزام به شرع مبین حالاتی به من دست داد، که حالات پیشین در برابر آن ناچیز بود.
    آیت‏الله زرآبادی سالیان متمادی به تدریس پرداخت و شاگردان بسیاری پرورش داد که از جمله آن ها شیخ مجتبی قزوینی، شیخ علی‏اکبر اللهیان تنکابنی، شیخ علی‏اصغر شکرنابی و سید ابوالحسن حافظیان مشهدی و شیخ هاشم قزوینی خراسانی است.


    در همایشی ملی بزرگداشت سید موسی زرآبادی علامه عارف قزوینی که شهریورماه سال جاری با حضور شخصیت های برجسته کشوری و استانی در شبستان امیرالمومنین(ع) مسجدالنبی قزوین برگزار شد، مهدی محقق استاد الهیات و عضو مجمع بین المللی فلسفه مادرید گفت: آیت الله زرآبادی هم فقیه و هم عارف بود و به عنوان متکلمی زاهد و عابد در مسیر الی الله گام برمی داشت.
    وی تصریح کرد: آیت الله زرآبادی در مدت دو سال که در قزوین اقامت داشت مردم را شیفته خود کرده بود و با داشتن کرامات، نمونه بارزی از یک شخصیت عارف و زاهد بود. همچنین این چهره علمی با رسیدن به مقامات عالی عرفانی و الهی توانست با تربیت شاگردانی زبده و متعهد به رسالت دینی خود هم عمل کند و پایه گذار عرفانی حقیقی شد.
    آیت الله هادی باریک بین نیز در این همایش گفت: قزوین مهد اصحاب علم و خواستگاه مردان بزرگی است که آیت الله زرآبادی یکی از افراد شاخص آن است.
    نماینده ولی فقیه و امام جمعه قزوین تصریح کرد: شخصیت های دینی همچون علامه زرآبادی آنچنان در باریتعالی ذوب شده ، از دنیا و تعلقات آن فاصله گرفته بود از این رو به کرامات الهی دست یافت.
    در انتهای این مراسم از کتاب «دانای اسرار»؛ شرح حال و زندگینامه علمی و عملی آیت الله سید موسی زرآبادی نوشته سیده فاطمه موسوی رونمایی شد.
    به گزارش فارس، سرانجام تقدیر محتوم فرامی رسد و سیدموسی زرآبادی ندای حق را لبیک می گوید و در روز دوم ماه ربیع الثانی سال 1353 هجری قمری در سن 59 سالگی دار فانی را وداع می گوید. پیکر این عالم بزرگ در صحن امامزاده (شاهزاده) حسین علیه السلام واقع در قزوین به خاک سپرده می شود و اکنون آرامگاه سید مورد توجه آشنایان و خواص است.
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد



  23. 8 کاربر از پست مفید سيد محمد انجوي نژاد تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1