کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 95
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی



    حجت الاسلام و المسلمین قرائتی مجری و معلم برنامه درسهایی از قرآن که سالیان سال میهمان خانه های مردم بوده است، در مصاحبه ای با مجله پاسدار اسلام به بیان خاطرات جالبی از دوران انقلاب، تدریس و امام خمینی(ره) پرداخته است، از جمله اینکه وی دو اشکال در محضر امام خمینی (ره) به ایشان گرفته و امام هم در پاسخ فرمودند "تامل می*کنم"، که نشان از انتقادپذیری بالای امام داشته است.


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض


    اولین بار پای تخت سیاه

    اولین بار ماه رمضانی بدر کاشان بود یک تخته رنگ و رو رفته شکسته مدره ای بود در مشهد هم که اولین کارمان بود، تخته سیاه نداشتیم، رفتیم یک مقوا پیدا کردیم و بازغال نوشتیم و با جورابمان پاک کردیم! دورتادور آخوند نشسته بود.

    حالا چطور شده که شما به فکر زندگی من افتادید؟ مثل اینکه بوی مرگ می آید، همه یاد من افتادند!


    منبع


  3. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    راز استفاده از تخته سیاه، نه تخته وایت بورد

    چرا همیشه با گچ روی تخته می*نویسید و با وایت بورد که راحت*تر است نمی*نویسید؟ وایت بورد تازه پیدا شده ما از قدیم تخت سیاه داشتیم، نیتم این است که به مردم بگویم که با ساده*ترین وسایل هم می*شود ده*ها سال کار کرد.


  4. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مهر-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,647
    امتیاز : 103,575
    سطح : 100
    Points: 103,575, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 29,125
    تشکر شده 19,856 در 3,894 پست
    حالت من : Shad
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط nahal نمایش پست اصلی
    راز استفاده از تخته سیاه، نه تخته وایت بورد

    چرا همیشه با گچ روی تخته می*نویسید و با وایت بورد که راحت*تر است نمی*نویسید؟ وایت بورد تازه پیدا شده ما از قدیم تخت سیاه داشتیم، نیتم این است که به مردم بگویم که با ساده*ترین وسایل هم می*شود ده*ها سال کار کرد.

    ینی چی؟این اختراعات واسه راحتی ما هستند بله میشه استفاده کرد از تخته ولی وقتی وایت بورد اومد که به این نتیجه رسیدن ک ماده گچ سرطانی است و هنگام پاک کردن تخته وارد ریه ما می شود، اگه همه بخوان از وسایل قدیمی استفاده کنن پس این فکر کردن ها و اختراع کردن ها واسه چی هست؟
    شایدم من منظورشونو بد فهمیدم نمیدونم
    یااباعبدالله در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
    اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم
    یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
    یا سخت در اغوش بگیرم که بمیرم

    ......................


  5. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    خب گفتن نیتشون اینه!حالا من نمیدونم دقیق!


    خاطره جالب از امام خمینی (ره)

    یک خاطره اینکه رفتم نجف درس بخوانم، یک سال و دو ماه آنجا ماندم. می خواستم بیایم ایران و پول نداشتم. به آقای حلیمی گفتم، آقای حلیمی گفت بروم به امام بگویم که یک همشهری داریم، اگر پول دارید به او بدهید. می گفت وقتی به امام گفتم، امام یک لحظه مکث کرد و گفت هرچی توی جیبم هست مال شما. همه جیبش را گشت و دید 57 تومان است و آن را به من داد. این اولین پولی بود که از امام گرفتم.


  6. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    كويت
    نوشته ها
    4,593
    امتیاز : 84,316
    سطح : 100
    Points: 84,316, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,414
    تشکر شده 14,910 در 3,949 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض



    ممنون نهال جان دستت درد نكنه


    هر تپش قلبم میگه : کربلا ، کربلا ...

  7. 3 کاربر از پست مفید meshkat128_kosar تشکر کرده اند .


  8. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اولین شهریه ای که از امام گرفتیم، 15 تا یک تومنی بود که آقای شیخ حسن صانعی آورد مدرسه اولین تقسیمی ما بود.

    نجف که بودیم،
    حاج آقا مصطفی به پسر آقای خویی تلفنی زد که ما را از ترکیه آوردند بغداد؛ شما یک خانه بگیرید که ما بیاییم آنجا. من با آقای خویی رابطه نداشتم ولی این تلفن را شنیدم و پرسیدم آیت الله خمینی الان بغداد است؟ رفتیم وارسی کردیم و گفتند بله. چند تا طلبه شدیم و پولی را روی هم گذاشتیم و رفتیم. ما جزء انقلابی ها نبودیم، طلبه عادی بودیم. 17-18 نفری شدیم و پولی روی هم گذاشتیم و یک مینی بوس کرایه کردیم و به مسافرخانه ای در کاظمین رفتیم. این خاطره را تا حالا جایی ننوشته ام و به کسی نگفته ام. الان یادم آمد. خلاصه رفتیم مسافرخانه و پرسیدیم:

    «آیت الله خمینی آمده اینجا؟» گفتند: «بله غروب بود که آقایی آمد وگفت من خمینی هستم. یک اطاق به من بدهید. گفتم خمینی که در ایران انقلاب کرده، رفته ترکیه، گفت: من همانم. هواپیما مرا آورده بغداد و رها کرده و رفته.» می گفت: «وقتی دیدم آقای خمینی است، دیدم مسافرخانه درشان ایشان نیست و بردیمشان خانه.»

  9. 4 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  10. #8
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,020
    سطح : 100
    Points: 32,020, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,103 در 2,353 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 13 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 102 در 66 پست

    پیش فرض

    اشعاری که صد در صد مخالف قرآن هستند
    وی با انتقاد از برخی اشعار که صد در صد مخالف قرآن هستند اما در کتب آموزشی ما وجود دارد به ذکر نمونه*ای از شعر موسی و شعبان مثنوی معنوی اشاره کرد و گفت: این شعر صد در صد ضد قرآن است که متاسفانه در کتابهای آموزش و پرورش فراوان وجود دارد، اگر کسی گفت خدا فرزند دارد، اگر زمین و آسمان شکاف بردارد جا دارد. موسی طبق رسالتش باید به این چوپان بگوید که چنین حرفهایی را نگوید و خدا باید از آن تشکر کند. اما در این شعر برعکس آن گفته شده است. این شعر مبنای وحی و قرآن ندارد. لذا شما مبلغان باید شعرهای خوب که برگرفته از قرآن و معارف اسلامی است استفاده کنید.
    اگر این دقیقا نظر آقای قرائتی باشه، ایشون از عنوان این مبحث نباید راضی باشند.

    اغلب ماها کتاب های ایشون رو خوندیم. چون برای مسابقات و امتحانات مجبور بودیم بخریم!



  11. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    این عنوانو تبیان زده بود!حالا اگر نظر ایشون اینه...عوضش میکنیم کار سختی نیس که!
    تشکر که گفتید.
    ویرایش توسط nahal : سه شنبه ۰۴ مرداد ۹۰ در ساعت ۱۷:۵۱

  12. 2 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  13. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    استراحت شهید مطهری در منزل قرائتی


    ایشان چند هفته ای، پنجشنبه ها تقریبا مرتب می آمد منزل ما. ناهار می خورد و بعد استراحت می کرد من برای اینکه بچه ها سروصدا نکنند، دو تا دختر کوچولویم را بغل می کردم و در کوچ های قم راه می بردم ایشان یک ساعت می خوابید و چای می خورد و من توی ماشینش می نشستم.

    یک بنز مشکی قدیمی داشت. توی ماشین می نشستم و تا حضرت عبدالعظیم از ایشان سوال می کردم.

  14. 5 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  15. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    بیانات مقام معظم رهبری در جمع اساتید و فارغ التحصیلان تخصصی مهدویت _ تیرماه 90

    اولا تشکر میکنم از همه خواهران و برادران که در بخشهای مختلف مشغول کار و تلاشند . از همه متشکرم ، ولی بخصوص از جناب اقای قرائتی لازم است تشکر کنم . تشکر که نه ؛ چون کار ، کار خداست ، ان شاالله خداوند باید از ایشان و همکارانشان تشکر کند ؛ لیکن قدر دانی باید بکنیم .

    ** اقای قرائتی یک نمونه بسیار خوب و درس اموزی است . خود ایشان ، اولا کارهایی را که ایشان مباشر انها شد ، دنبال انها رفت ، همه اش خلایی بود که وجود داشت ، ایشان خلا ها را پر کرد _ خیلی ارزش دارد _ . بعضی کارها خوبند ، اما تکراری اند .

    توانست نیازها را بشناسد و همت بگمارد بر اینکه این خلا ها را پر کند ، این ارزش مضاعفی دارد .

    ایشان اینجور عمل کرده است ، هم در قضیه نماز _ نماز با این عظمت ، با این اهمیت ، رکن دین ، مایه ی قبول همه ی اعمال انسان ، این مورد بی اعتنایی قرار بگیرد در جامعه ، توجه لازم به ان نشود . این خلا بسیار بزرگی است _ ایشان به این خلا پرداخت .

    هم مسئله زکات ، که واقعا در جامعه ما مطرح نبود و خود این مطرح نبودن نقطه ضعف بود ، یک نقیصه بود ، ایشان همت کرد وارد شد ؛ همه جا برو ، همه جا بگو ، به همه اصرار کن ، خسته نشو تا به این جریان بیفتد . قضیه تفسیر همین جور است . قضیه مهدویت و بقیه قضایای که حالا ایشان دنبال میکنند .

    ** نکته دوم که اهمیت ان از نکته اول بیشتر هم هست ، صفا و خلوص ایشان است . خود این ضفا هم موجب شده که ایشان بتوانند کارها را پیش ببرند . خدای متعال با نیتهای خالص همراه است . خلوص نیت تاثیر عجیبی دارد در پیشرفت کارهایی که با این نیت انجام میگیرد .

    ** من اینها را عرض کردم نه برای اینکه حالا بخواهم از یکی تجلیل کنم یا یکی را بزرگ کنم . اینها که نه مورد احتیاج و انتظار اقای قرائتی است نه ما دنبال این چیزها هستیم .
    میخواهم اینجور کار کردنها برای ما الگو شود . یعنی اینجور حرکت کنیم و دنبال خلاها بگردیم و دنبال انچه که نیاز به انها هست برویم و پیدا کنیم ..
    همینطوری نشسته ایم که ان شاء الله خوب می شویم ، این دهه نشد دهه بعدی .

    تمامش کن ! لباس خفت گناه را دور بینداز و لباس دیگری را بر تن کن . « من آدم شنبه نیستم، امروز یکشنبه است ! »
    تکان بخور و کلاً [ عوض شو ] ! پوستین را وارونه کن .
    .
    .
    .. انقلاب ..

  16. 5 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  17. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    تو نماینده من در نهضت سوادآموزی هستی!

    وقتی ما رفتیم تلویزیون، امام بحث های ما را دید و خوشحال شد.
    یک سالی گذشت حاج احمد آقا می گفت امام از برنامه تو خوشش می آید.

    من در راه برگشت از جبهه، نزدیک خرم آباد بودم که رادیو را روشن کردم و دیدم امام می گوید تو نماینده من در نهضت سوادآموزی هستی.

  18. 5 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  19. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    قالی 100 هزارتومانی که یک میلیون می ارزد!

    یک زمانی امام پولی برای من فرستاد.
    امام دوبار برای من پول فرستاد. یک بار 100 تومان، یک بار 50 تومان.

    100 تومان در آن زمان پول خوبی بود و با آن دو تا قالی برای دو تا دختر*هایم خریدم که الان آن دو تا قالی یکی یک میلیون بیشتر می ارزد، یک بار پیغام فرستادم که من شرعا فقیر نیستم.

    فرمود که این پول برای فقرا نیست، این هدیه است.

  20. 3 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  21. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    دو اشکالی که قرائتی به امام گرفت!

    یک بار خدمت امام رسیدم و گفتم: «کسی روی شما اشکال داشته باشد طوری نیست؟» فرمود: «نه» گفتم: «من روی شما دو تا اشکال دارم. خجالت می کشم چراغ قوه به خورشید بیندازم ولی در ذهنم هست.» پرسید: «چیست؟»

    گفتم: «شما یک جاهایی نماینده می گذارید که ضرورت ندارد. مثلا نهضت سوادآموزی چه خطری داشت که نماینده گذاشتید یا هلال احمر که باید به سیل زده ها پتو بدهد، چه خطری داشت که آقای غیوری را گذاشتید؟ آن وقت دو سه جا که خیلی اهمیت دارند، نماینده ندارید.»

    فرمودند: «کجا؟» گفتم: «اطاق پخش تلویزیون. اینکه چه برنامه هایی پخش میشوند، خیلی مهم است. یکی هم کتابهای درسی آموزش و پرورش. میلیون ها کتاب چاپ می شود و بچه ها سطر به سطر می خوانند. توی این کتاب ها چیست؟

    شما در دروازه های فکری نسل نو، نماینده ندارید و آن وقت در نهضت سوادآموزی برای آب بابای پیرزن ها نماینده دارید

    ادامه دارد...

  22. 5 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  23. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یک بار هم در جمعیت بودم و داشتم میرفتم، امام فرمود به ایشان بگویید بیاید داخل. خود امام فرمود و ما رفتیم خدمتشان. بعد به

    امام گفتم: «یک دقیقه اجازه بدهید غیبت کنم.» امام تانی کرد و گفت: «خیلی خب! یک دقیقه غیبت کنید.»

    و از سروش گفتم که نماینده امام در شورای انقلاب فرهنگی بود و کارش درست نبود. به امام

    گفتم: «گاهی اوقات ممکن است حیوانات زودتر از آدمها زلزله را بفهمند!»

    چون توهین به امام بود که حالا یه بچه طلبه برود آنجا و این حرف را درباره نماینده ایشان بزند.

  24. 4 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  25. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    من میشوم آخوند اطفال مثل پزشک اطفال!

    حدود سطح را که خواندم و داشت تمام میشد، فکری بودم که چه طور آخوندی بشوم؟ آخوند از دفتر عقد و ازدواج گرفته تا منبری های دهه ای، تا درس، فقیه، فیلسوف، عارف. نگاهی کردم به شاخه های روحانیت و گفتم من می شوم آخوند اطفال، مثل پزشک اطفال.

    نمونه هم نداشت چون آن زمان آقای راستگو هم نبود.

    بالاخره توی کوچه و محله مان در خانه ها را زدم، گفتم بچه ها بیایید برایتان قصه بگویم.

    ماه رمضانی بود و بچه ها را صدا زدم و قرار گذاشتم فردا شب در مسجد، مسجدی بود با زیلوهای خاکی، نه آقا داشت و نه مستمع.

    گفتم وعدهء ما توی مسجد. رفتیم و حدود 45 دقیقه نشستیم و هیچ کس نیامد. گفتم خدایا! بی کسی ما را قبول کن.
    خواستیم بلند شویم، یکی از جوان ها آمد. گفتم تو گفتی می آیم. الان حدود 45 دقیقه است که من آمده ام و شما نیامده اید.

    گفت چند دقیقه بنشینید می روم و دو سه نفر را می آورم. گفتم باشد. رفت و هفت نفر را آورد.

    ده دقیقه برای آن ها صحبت کردم و قصه ای را تعریف کردم و گفتم اگر خوب بود فردا شب هم بیایید و رفقایتان را هم بیاورید. هفت تا شد ده تا و بیست تا و سی تا و چهل تا. همگی هم در حد 13- 14 سال.

  26. 3 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  27. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    آمدیم قم، آقای صلواتی مسجدی داشت به نام مسجد رضاییه رفتم به اقای صلواتی گفتم شما مرا میشناسید؟
    گفت بله، گفتم بلند شوید و بگویید من این شیخ را میشناسم.

    فردا که می آیید مسجد برای نماز، بچه تان را هم بیاورید.

    آقای صلواتی بلند شد و مرا معرفی کرد.

    فردا شب دو سه نفر بچه هایشان را آوردند. با آن بچه ها جلسه داشتیم، جلسات رونق گرفتند و آنها را کشاندیم به خانه ها.

    خانه آقای مشکینی پشت میدان میوه فروشها بود و بچه ایشان هم می آمد.

    درس هایمان را نشان پدرش داد
    .

    پدرش ما را می شناخت. گفت: من میخواهم بیایم جلسه بچه ها. گفتم باشد. یک شب خودمان رفتیم آقای مشکینی را آوردیم جلسه بچه ها. دور اتاق یک مشت بچه 16- 17 ساله نشسته بودیم، ما هم روی تخته سیاه درس نبوت گفتیم. آقای مشکینی قاتی بچه ها نشست گوش کرد. جلسه که تمام شد گفت:

    «آقای قرائتی! بیا یک معامله ای بکنیم. تو ثواب جلسه این بچه ها را به من بده و من در مسجد امام یک درس شلوغ دارم و همه طلبه اند. من ثواب آن درس را می دهم به تو.»

    آقای مشکینی رفت روی منبر از ما تجلیل کرد.

    بعد سه تا طلبه آمدند جلسه ما، بعد رفتند به بقیه طلبه ها گفتند و شدند ده تا و بیست تا. کم کم یک اطاق شد دو تا اطاق و کف حیاط پر شد! خود آیت الله مشکینی گاهی اوقات می آمد توی حیاط ما نماز می خواند. گفتند خانه قرائتی چه خبر است که غروب ها پر از آخوند می شود؟! یکی گفت نمی دانم. به نظرم یک تخته سیاه گذاشته عکس خدا را ميکشد.

    اين عنوانه مال اين قسمت بوده من نخونده بودم اينجاشو قبلا!

  28. 3 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  29. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    وقتی آیت الله خامنه ای من را به خانه اش برد

    قبل از انقلاب جلسهء ما وقتی رشد کرد و سی، چهل تا جوان شدند، ما موفق به زیارت مشهد الرضا علیه السلام شدیم.

    به امام رضا (ع) عرض کردم آمده ایم زیارت و باید زود برگردیم و به جلسهء کاشان برسیم، ولی دوست داریم چند روزی در مشهد بمانیم.

    هنوز از حرم بیرون نیامده بودیم که یک سید روحانی که در آن زمان دبیر بود، من را دید.

    او من را میشناخت. گفت اینجا سمینار دبیران تعلیمات دینی است و من به آنجا میروم، شما هم با ما بیا. من گفتم من که دبیر نیستم. گفت باشد، بیا برویم.

    ما به فلکهء آب رفتیم و منتظر تاکسی بودیم که یک ماشین ترمز کرد. یک روحانی پشت فرمان بود. آن سید را شناخت و سوارش کرد. ما را هم سوار کرد. بعد معلوم شد این روحانی عزیز دکتر باهنر است؛ نخست وزیر شهید دولت شهید رجایی. بنده اسم دکتر باهنر را شنیده بودم. وقتی این دوست ما به ایشان گفتند که این قرائتی است، گفت عجب! آن قرائتی که در کاشان جوان ها را جمع می کند، شمائید؟ گفتم: من هستم.

    خلاصه پشت عبای آقای باهنر به سمینار رفتیم. دیدیم جمعیت سنگینی از دبیران تعلمیات دینی جمع شده اند و افرادی را دعوت کرده اند؛ از جمله دکتر بهشتی، استاد مطهری، آقای خامنه ای و... ما صحنه را که دیدیم، گفتیم می*شود 5 دقیقه هم به ما وقت بدهید؟ من یک طرحی دارم. گفتند باشد. رفتیم روی سن و گفتیم. آن ها هم خیلی پسندیدند.

    صادقی نامی هم بود در آن جلسه که بعد از انقلاب نمایندهء مشهد شد و شهید شد. ایشان چهل دقیقه وقت داشت که وقتش را به من داد. من آنجا معرکه ای گرفتم از بحث های درجهء یکمان. جمعیت هم بسیار خندیدند. بعد از این بحث، حضرت آقای خامنه ای آمدند. خب من آن وقت ایشان را نمی شناختم.

    گفتند من یک مسجدی دارم در مشهد؛ مسجد امام حسن مجتبی (ع) که رژیم آن را تعطیل کرده است. من منبرم ممنوع است. شما بیا و بعد از نمازِ من همین تخته سیاه را بگذار و کلاس داری کن. الان هم بیا برویم خانهء ما.

    از همان جلسه آیت الله خامنه ای ما را برد خانه اش. چند شبی در خانه ی ایشان می خوابیدم و صبح ها در مسجد صحبت می کردم.



    به این ترتیب آغاز آشنایی ما با ایشان این بود که ما به امام رضا (ع) متوسل شدیم که جلسه می خواهیم. سیدی ما را از حرم به فلکهء آب برد و از فلکهء آب به همراه شهید باهنر به سمینار رفتیم، از سمینار به همراه آیت الله خامنه ای به خانه شان رفتیم.


    ادامه دارد...

  30. 4 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  31. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    صبح جلسه ای برای بچه ها می خواستیم، شب جلسه برای جوان های انقلابی جور شد و این آشنایی ما ادامه پیدا کرده و ما از ارادتمندان ایشان هستیم.

    یا امام رضا (ع)! کره زمین را به ما بده!

    یک بار رفتم حرم امام رضا (ع) دیدم حرم خیلی خلوت است گفتم یا امام رضا (ع)! ما چند سال پیش از شما یکی جلسه برای بچه ها خواستیم، شبش جلسه جوان ها را دادی، بعد هم همه ایران را خواستیم، به ما دادی.

    حالا یک کار دیگه کن. کره زمین را به ما بده! تمام دنیا را در اختیار ما بگذار.

    بعد به خودم گفتم خب! حالا تو که داری این حرف ها را می زنی، خودت چه عرضه ای داری؟ شکنجه شدی؟ برای اسلام خون دادی؟ سیلی خوردی؟ حلم داری؟ خلق داری؟ تقوا داری؟ نماز شب خوان هستی؟ دیدم نه، هیچ کدام از این ها را ندارمو یک آدم معمولی هستم، ولیتا دلتان بخواهد ضعف دارم، ترس دارم، بخل دارم. گفتم یا امام رضا (ع) یک چیزی می*گویم خواستی بدهی، نخواستی ندهی، چون دعا خیلی بزرگ است. اگر دادی خیلی رئوفی و اگر هم ندادی خیلی حکیمی. بعد یک مثل برای امام رضا (ع) زدم که آدم حکیم، زعفران را توی سطل زباله نمی ریزد.

    من با این صفات بدی که دارم، پر از آشغالم و می گویم کره زمین را در اختیار من بگذار درست مثل این است که بگویم زعفران را توی سطل زباله بریز، پس اگر ندادی حکیمی و اگر دادی رئوفی.


    قصه گذشت دیدم تفسیر ما به 22 زبان ترجمه شد و حرف هایمان از رادیوهای برون مرزی پخش شد.

    منبع

  32. 4 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  33. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۲۹
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,346
    امتیاز : 11,824
    سطح : 71
    Points: 11,824, Level: 71
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 226
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 7,728
    تشکر شده 11,798 در 2,180 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض





    به گزارش شهدای ایران، حجت*الاسلام و المسلمین محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز در دومین همایش مداحان شهید و ایثارگر سراسر کشور (یادمان شهید سید مجتبی علمدار) که شب گذشته در مجموعه ۵ آذر برگزار شد، اظهار داشت: مداحان باید با مبنا کار کنند و به مدحشان ایمان داشته باشند.


    * عزاداری ریشه در قرآن دارد
    وی افزود: مطابق مفاهیم قرآنی خدا از مظلوم دفاع می*کند و ریشه عزاداری قرآنی است. جنگ احد که تمام شد روضه*خوانی راه افتاد، حمزه (ع) روضه*خوان نداشت پیامبر (ص) گفت چرا حمزه روضه*خوان نداشت.
    قرائتی ادامه داد: حج نیز به نوعی روضه*خوانی است. در قرآن سفارش شده است که یاد حضرت مریم را زنده نگه دارید. همچنین در قرآن سفارش شده است که نام اولیای خدا باید بزرگ داشته شود.
    رئیس نهضت سوادآموزی گفت: مطابق مفاهیم قرآنی مردان خدا محبوب هستند و نام آنها باید بزرگ داشته شود. روضه چنین اقدامی است.


    * رمز رشد شیعه روضه*خوانی امام حسین (ع) است
    وی ادامه داد: رمز رشد شیعه روضه*خوانی امام حسین (ع) است. شیعه دو بال دارد یک بال سرخ و یک بال سبز است و این همان برتری اهل تشیع است.


    قرائتی افزود: عزاداری به نوعی هماهنگی با هستی است. عزاداری هماهنگی با عالم غیب و پیامبران است و به نوعی ظالم*کوبی و مظلوم*یابی است و روز عاشورا به معنای حرکت ملی است، تمام اقوام ایرانی در این روز عزاداری می*کنند.


    رئیس ستاد نماز گفت: امروزه در ترکیه ۱۰۰ جلسه درباره اهل بیت در ماه محرم برپا می*شود این در حالی است که در سال گذشته این جلسات تعدادش به ۳ جلسه می*رسید.


    وی ادامه داد: عزاداری کلاس عمومی تهذیب است. بالاترین مدل مدیریت بحران توسط حضرت زینب (س) صورت گرفت.
    قرائتی اظهار داشت: ما باید وقایع کربلا را دوباره بازخوانی کنیم و باید آن*گونه عزاداری کنیم که مردم گریزان نشوند و امام عصر نیز از ما راضی باشد.


    * اگر من بگریانم و صدیقی بخنداند امام زمان ظهور می*کند
    قرائتی در پایان خاطرنشان کرد: بسیار دوست دارم که روضه*خوان خوبی باشم اما نیستم، همسرم می*گوید اگر من بتوانم مردم را بگریانم و حجت*الاسلام صدیقی بتواند مردم را بخنداند امام زمان ظهور می*کند در آینده قصد دارم سایتی برای خنده درست کنم. به شدت به اشک روضه*ها اعتقاد دارم.

    ویرایش توسط تســـنیم : سه شنبه ۰۱ آذر ۹۰ در ساعت ۰۲:۳۱

  34. 4 کاربر از پست مفید تســـنیم تشکر کرده اند .


  35. #21
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۰۵
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,005
    امتیاز : 23,359
    سطح : 94
    Points: 23,359, Level: 94
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 991
    Overall activity: 10.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,250
    تشکر شده 3,846 در 822 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سخنرانی آقای قرائتی در ناو جنگی:


    عکسهایی از جوانی:



  36. 6 کاربر از پست مفید صنم تشکر کرده اند .


  37. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 11,016
    سطح : 69
    Points: 11,016, Level: 69
    Level completed: 42%, Points required for next Level: 234
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,617
    تشکر شده 12,522 در 2,440 پست
    حالت من : Sepasgozar
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 18 پست
    مخالفت
    10
    مخالفت شده 13 در 8 پست

    پیش فرض

    خاطره ای شنیدنی از حاج آقای قرائتی در مورد نیمه شعبان:

    یک چنین شبی یعنی نیمه شعبانی من مدینه بودم برای عمره. فندق الدخیل، سمت راست قبرستان بقیع، پایینش مغازه است. رویش غذاخوری است. از طبقه دوم به بالا هم مسافرها! چندین کاروان جا دارد. پانزده ـ شانزده طبقه است. رفتم طبقه دوم روی پاساژ غذا بخورم، یک مرتبه متوجه شدم نیمه شعبان مگر برای امام زمان(عج) نیست؟
    پیش خودم گفتم: قرائتی یک کاری کن! چه کنم؟ برو همین مغازه پایین، چند تا پیراهن، زیر پیراهنی بخر. برو پیش آشپزها، بگو: شما آشپز هستید. در هوای مدینه داغ پای دیگ داغ، یک عیدی به شما بدهم. نفری یک پیراهن به این آشپزها بده!
    خوب که طراحی کردم خواستم بلند شوم، متوجه شدم که پول ندارم. پولم تمام شده بود. حال من گرفته شد که چرا من پول ندارم نیمه شعبان یک کاری برای آقا بکنم؟ غذا خوردم.
    چند دقیقه*ای، بیست دقیقه شد یا نشد نمی دانم. یک کسی آمد کنار من نشست گفت: حاج آقا، آشپزها می آیند از شما تشکر کنند، هیچی نگو. نگاهشان کن.
    گفتم: آشپزها از من برای چه تشکر کنند؟ گفت: من آن طرف نشسته بودم غذا می خوردم، به دلم برات شد که بروم مغازه های پایین، چند تا پیراهن و زیر پیراهنی بخرم و نزد آشپزها بروم و بگویم: عیدی نیمه شعبان است. منتهی اگر بگویم من عیدی دادم، کسی لذت نمی*برد. بگویم قرائتی داده اینها بیشتر خوشحال می شوند. من به نیت تو این کار را کردم که اینها بیشتر خوشحال شوند. من به قصد تو این کار را کردم. حالا می*آیند و می*گویند: تشکر. نگو: چه پیراهنی، چه زیر پیراهنی، من خیط می شوم.
    من ماندم گفتم: یا حجت بن الحسن، تو چه کسی هستی؟!
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  38. 4 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  39. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,234
    امتیاز : 115,656
    سطح : 100
    Points: 115,656, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 94.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 34,563
    تشکر شده 41,628 در 9,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 5 پست
    نقل قول شدن
    در 132 پست
    مخالفت
    199
    مخالفت شده 129 در 104 پست

    پیش فرض

    نظر حجت الاسلام قرائتي در مورد ازدواج موقت http://www.rajanews.com/detail.asp?id=137314
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  40. 2 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  41. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,080
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,645
    تشکر شده 14,606 در 2,727 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض


    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....

  42. کاربر روبرو از پست مفید گلابی! تشکر کرده است .


  43. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۳۰
    محل سکونت
    هرکجا که بوی یار آید
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,460
    امتیاز : 10,046
    سطح : 66
    Points: 10,046, Level: 66
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 4,495
    تشکر شده 8,229 در 2,050 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سختی*های دنیا، عامل دل کندن از دنیا

    من تا حالا به بسیاری از پیرمرد*ها گفتم: حتی به بعضی از پیرزن*ها گفتم: می*خواهی برگردی دوباره جوان شوی؟ گفت: نه، نه! اگر این تلخی*ها نبود، همه به دنیا می*چسبیدیم. تلخی*ها باعث می*شود که انسان بگوید: خوب این همه بچه شد ما این همه جان کندیم؟ این تلخی که از بچه*ات می*بینی، این همین شیرینی است. یعنی دل به هیچ*کس خوش نکن. دل به هیچ*کس خوش نکن. به پول دل خوش نکن. می*بینی پول داشتی و همین پول باعث ذلت تو شد. به مدرک دکترا دل خوش نکن. ممکن است همین مدرک دکترا عامل سقوط تو شود. به شهر بزرگ دل خوش نکن. ممکن است همین شهر بزرگ عمرت را دارد می*سوزاند.

    هرکس در تهران زندگی کند میانگین سه ساعت تقریباً، میانگین روزی سه ساعت عمرش در ماشین است. سه ساعت یک هشتم ۲۴ ساعت است. یعنی ما یک هشتم عمرمان در ماشین است. یعنی تمام هشتاد ساله*های تهران هفتاد سال عمر می*کنند. اگر تفرش زندگی می*کرد، اگر نائین زندگی می*کرد، مراغه زندگی می*کرد، اگر شهرهای جهرم و جیرفت زندگی می*کرد هشتاد سالش، هشتاد سال بود. آمده تهران آنوقت آنجا خانه*اش بزرگ است، اینجا خانه*اش تنگ است، عوضش پشت خانه*اش سنگ مرمر است. در خانه خفه می*شود، پشت خانه سنگ مرمر است. ده سال هم از عمرش کم شده، متوجه هم نیست! آنوقت آن زن جهرمی و مراغه*ای و نائینی می*گوید که: ما شانس نداریم، شوهر خواهر ما تهران رفت... اوه... چی چی سوت می*کشی! هوا سالم می*خوری...

    در روستا زمین ورزش ساختن مثل فواره در اقیانوس اطلس است. آخر روستا آب است و خاک است و اصلاً خود ورزش بهترین کشاورزی است. ما از بچه روستایی بیل می*گیریم، فوتبال دستش می*دهیم. بعد هم فکر می*کنیم خدمات ارائه دادیم. نخیر! کار بیخودی کردی. فکر می*کنیم اگر قالی ابریشمی را کنار بگذاریم، دست*هایمان را لاک بزنیم، ماشین نویس شویم، این ایجاد اشتغال است. این ایجاد اشتغال نیست. تو هم نباشی کس دیگری ماشین می*نویسد. قالی ابریشم چند میلیون آدم را به نان رسانده است. چند میلیون آدم را به نان رسانده است؟ حالا من دیپلم هستم باز هم قالی ببافم؟ اصلاً فکر ما عوض شده است. ما فکر می*کنیم دیپلم قالی ببافد ننگ است. اگر کسی مثلاً لیسانس بگیرد و کار کند ننگ است، ولذا هی دنبال اداره می*گردیم. این مشکل را ما کراهت داریم از کار.

    همسر بنده در اول جوانی*اش سال اول* ازدواج یک قالی ابریشمی بافت. آن سرمایه شد برای اینکه ما دادیم و یک خانه رهن کردیم. آن خانهٔ رهن را بعد خانهٔ خشتی خریدیم. بعد خانهٔ آجری خریدیم. الآن بخشی از زندگی من به خاطر** همان هنر خانم من است. چند تا از این خانم*های ماشین نویس شوهر*هایشان را خانه*دار کرده*اند؟ ۵۰۰ تومان می*گیرند، باید صد تومان هم رویش بگذارند، پول آرایش را بدهند، با پیراهن ساده که نمی*شود اداره رفت. ما در دنیای خیال هستیم. مسؤولین ما فکر می*کنند در روستا زمین ورزش بسازند، پول زمین ورزش را به روستایی بدهید چاه آب بزند. هرچه می*خواهد ورزش کند، در** همان کشاورزی ورزش هست. خدا در کشاورزی ورزش جاسازی کرده است. اصلاً عبادات ما پایه*اش در ورزش است. می*گوید: هر قدمی که برای نماز برداری. هر قدمی که برای تحصیل علم برداری. هر قدمی که برای صله رحم برداری. یعنی ثواب*ها را روی قدم زدن برده است. اسلام خودکار ورزش را گذاشته است
    .
    ویرایش توسط tayhar : شنبه ۳۰ دی ۹۱ در ساعت ۱۳:۰۲

  44. کاربر روبرو از پست مفید tayhar تشکر کرده است .


  45. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۳۰
    محل سکونت
    هرکجا که بوی یار آید
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,460
    امتیاز : 10,046
    سطح : 66
    Points: 10,046, Level: 66
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 4,495
    تشکر شده 8,229 در 2,050 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    خاطراتی از اقای قرائتی
    كتک مبارک

    مرحوم پدرم اصرار زيادى داشت كه من محصل حوزۀ عليمه و روحانى شوم و من مخالف بودم و به دبيرستان رفتم.

    روزى گزارش چند نفر از همكلاسى*هايم را به مدير دادم كه اينها در مسير راه اذيت می*كنند، مدير هم آنها را تنبيه كرد. آنها هم در تلافى با هم همفكر شدند و كتک مفصّلى را در مسير برگشت به من زدند كه سر و صورتم سياه شد و بى*حال روى زمين افتادم و به سختى خود را به منزل رساندم. پدرم گفت: محسن چى شده؟ گفتم: هيچى، مى*خواهم بروم حوزۀ عليمه و طلبه شوم.

    راستى چه خوب شد آن كتک را خوردم!

  46. 2 کاربر از پست مفید tayhar تشکر کرده اند .


  47. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۳۰
    محل سکونت
    هرکجا که بوی یار آید
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,460
    امتیاز : 10,046
    سطح : 66
    Points: 10,046, Level: 66
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 4,495
    تشکر شده 8,229 در 2,050 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    از امام حسين چه بخواهم

    در بعضى شب*هاى جمعه كه در نجف بودم توفيقى بود كه به كربلا مى*رفتم و از آنجا كه دعا زير گنبد امام حسين عليه السلام مستجاب است، از استادم پرسيدم: چه دعا و درخواستى از خدا در آنجا داشته باشم.

    ايشان فرمودند: دعا كن هر چه مفيد نيست، علاقه اش از دل تو بيرون رود. بسيارند كسانى كه علاقمند به مطالعه يا كارى هستند كه علم يا كار بى*فايده است.


    در دعا نيز مى*خوانيم: «اَعوذ بک مِن عِلم ٍ لايَنفع» خداوندا! از علم بدون منفعت به تو پناه مى*برم.




  48. 2 کاربر از پست مفید tayhar تشکر کرده اند .


  49. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۳۰
    محل سکونت
    هرکجا که بوی یار آید
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,460
    امتیاز : 10,046
    سطح : 66
    Points: 10,046, Level: 66
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 4,495
    تشکر شده 8,229 در 2,050 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مزاح با علامه جعفرى

    در مشهد مقدس به مرحوم علامه*محمدتقى جعفرى برخورد كردم. به ايشان گفتم: كجا تشريف مى*بريد، فرمود: به جلسۀ سخنرانى. عرض كردم كه من نيز به جلسه سخنرانى مى*روم، ولى آيا مى*دانى فرق من با شما چيست؟ فرمود: چيست؟ گفتم: شما مظهر آيۀ كريمۀ: «سَنُلقى عليک قولاً ثقيلاً» مى*باشى و من مصداق آيۀ: «هذا بيانٌ للنّاس». ايشان بسيار خنديدند.



  50. 2 کاربر از پست مفید tayhar تشکر کرده اند .


  51. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۳۰
    محل سکونت
    هرکجا که بوی یار آید
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,460
    امتیاز : 10,046
    سطح : 66
    Points: 10,046, Level: 66
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 4,495
    تشکر شده 8,229 در 2,050 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    يادگارى

    در جبهه، شخصى به من رسيد و گفت: حاج آقا! يه چيزى به من يادگارى بده!

    فكرى كردم و گفتم: چيزى ندارم.

    گفت: عمامه*ات را بده!

    من نگاهى كردم و چيزى نگفتم. او عمّامه*ام را برداشت و بُرد!



  52. 2 کاربر از پست مفید tayhar تشکر کرده اند .


  53. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۳۰
    محل سکونت
    هرکجا که بوی یار آید
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,460
    امتیاز : 10,046
    سطح : 66
    Points: 10,046, Level: 66
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 4,495
    تشکر شده 8,229 در 2,050 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مساحت سرم که زیاد نشده!

    شیخ انصاری در زمان گمنامی که به سلمانی می*رفت، یک قِران می*داد. بعد هم که مشهور شد، به همان سلمانی می*رفت و یک قِران می*داد. آرایشگر گفت: زمانی که ناشناخته بودید یک قِران می*دادید، حالا هم یک قِران؟

    شیخ گفت: نامم مشهور شده، مساحت سرم که زیاد نشده است!

  54. 3 کاربر از پست مفید tayhar تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان
    توسط سائل الزهرا در انجمن شخصیت های مذهبی
    پاسخ ها: 140
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۲۸ مرداد ۹۴, ۰۰:۱۱

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1