کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 14 , از مجموع 14
  1. #1
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۰۷
    نوشته ها
    38
    امتیاز : 2,092
    سطح : 27
    Points: 2,092, Level: 27
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 13
    تشکر شده 64 در 14 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض داستان های بسیار زیبا از علمای بزرگ شیعه

    دو داستان بسیار زیبا از علمای بزرگ شیعه

    * ماجرای بیماری آیت الله میلانی (ره) و مسلمان شدن پروفسور برلون.
    * برخورد آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی با قاتل فرزندش.


    ماجرای بیماری آیت الله میلانی (ره) و مسلمان شدن پروفسور برلون :

    به گزارش سرویس استان های مرکز خبر حوزه، حجت الاسلام والمسلمین جواد مروی در مراسم طرح تابستانه اعتقادی که با موضوع توحید در قرآن که در گلپایگان برگزار می شود، با اشاره به آثار ارزشمند حدیث ثقلین در زندگی مومنان، اظهارداشت: اگر کسی می خواهد عظمت قرآن را ببیند، باید آن را در گفتار دیگران جستجو کند.
    این استاد حوزه علمیه، با تاکید بر رعایت سلوک شخصی مبتنی بر فرهنگ اهل بیت (ع) گفت:
    مرحوم آیت الله سید محمد هادی میلانی (ره) دچار بیماری معده شدند و پروفسور برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند و پس از یک عمل سه ساعته و زمانی که ایشان در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن می گویند را برایش ترجمه کند، مرحوم میلانی در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت می کردند و پس از این مساله پروفسور برلون، گفت؛ کلمه شهادتین را به من بیاموزید؛ زیرا از این لحظه می خواهم روی به اسلام بیاورم و پیرو مکتب این روحانی باشم؛ وقتی دلیل این کار را جویا شدند، پروفسور برلون گفت؛ تنها زمانی که انسان شاکله وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان می دهد، در حالت به هوش آمدن است و بنده دیدم که این آقا، تمام وجودش محو خدا بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم که چندی پیش در همین حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم و دیدم که او ترانه های کوچه بازاری جوانان آن روزگار را زمزمه می کند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است و بعد از آن هم وصیت کرد که وی را در شهری که مرحوم میلانی را در آن دفن کرده اند به خاک بسپارند که هم این که قبر این پروفسور مسلمان شده در خواجه ربیع، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کرده اند.
    حجت الاسلام والمسلمین مروی، سلوک اجتماعی، سلوک خانوادگی و سلوک فردی را از جمله آثار تبعیت از اهل بیت(ع) ذکر کرده و اظهارداشت: وقتی محور اخلاق و اندیشه بشریت، اهل بیت (ع) هستند، پس از شناخت، نوبت به تبعیت می رسد که مطمناً هر انسانی باید تابع این مکتب باشد.
    برخورد آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی با قاتل فرزندش :

    وی با اشاره به خاطره ای مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، در هنگام قتل فرزندش، تصریح کرد: این مرد بزرگ وقتی جنازه فرزند خود را دید که به دست یک سنی به قتل رسیده بود، به طرف خانه اش رفت و دستور داد به دلیل آن که فرزند قاتل پسرش ممکن است در دل شب، بهانه پدر بگیرد، او را آزاد کنند و فردای آن روز از سه قبیله اهل تسنن عراق به دلیل این مرام بزرگوارانه این مرد الهی، درخواست کردند که راه شیعه شدن را به آنها نشان دهد؛ فرهنگ اهل بیتی (ع)، این گونه است و باید با این گونه رفتارها، شیعه بودن خود را به دیگران نشان دهیم.
    این استاد حوزه، با اشاره به سلوک خانوادگی اهل بیتی (ع)، اظهارداشت: محب اهل بیت (ع)، باید سلوک خانوادگی خویش را نیز بر مبنای روابط و فرهنگ اهل بیت (ع) تنظیم کند.
    وی ادامه داد: میرزا جواد آقا تهرانی یکی از شاگردان مکتب اهل بیت(ع) که حضرت امام راحل(ره) پیش پای ایشان بلند می شدند و در هنگام منبر، جای خود را به ایشان می دادند، در اوج مقامات عرفانی، زمانی که آخر شب به منزل تشریف آورده بودند، به خاطر این که استراحت اهل و عیال را بر هم نزنند، از زنگ زدن ممانعت کرده و شب را در کوچه می خوابند؛ این نشانه ای از فرهنگ متعالی در روابط خانوادگی مبتنی بر احترام و رعایت عالی حقوق خانواده در مکتب اهل بیت (ع) است؛ بسیاری از روابط خانوادگی در کشور، به هیچ وجه در شان محبین اهل بیت (ع) نیست.
    ویرایش توسط vahid2451 : سه شنبه ۲۹ شهریور ۹۰ در ساعت ۰۶:۰۸
    پایگاه فرهنگی مذهبی سلم - Selm.ir

  2. 8 کاربر از پست مفید vahid2451 تشکر کرده اند .


  3. #2
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۲۷
    محل سکونت
    بین ابرها
    نوشته ها
    101
    امتیاز : 2,400
    سطح : 29
    Points: 2,400, Level: 29
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 67
    تشکر شده 176 در 73 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    منم یه داستان از آخوند خراسانی می ذارم

    آخوند خراسانی در کلاس درس نشسته بودند و طلبه ها دور ایشون بودند که مردی وارد می شه و دو کیسه پول و یه نامه به دست آخوند می ده
    ایشون نامه را می خونند و هر دو کیسه را به فرد بر می گردانند اونم کیسه ها رو با خودش بر می داره و می ره بیرون

    شاگرداها می پرسند چی شده، آخوند می گند بعضی وقتها انسان بعضی چیزها رو نمی دونه و در همین حال هم از دنیا می ره
    شاگرها می پرسند اینم یکی ازا ون موارده؟
    آخوند می فرمایند بله. شاگردها شروع می کنند به اصرار تا آخوند ماجرا را تعریف کنند
    آخوند می گند این مرد برام نوشته چهارصد دینار پول خمسم را بهتون می دم ولی خواهش می کنم اجازه بدید دویست درهمش را بردارم چون جمعه عروسی دو تا پسرهامه و دویست درهم کم دارم. من ناراحتم که چرا نگفت همه پولو برگردون. منم بهش گفتم همه پول را بردار و برو خرج عروسی کن
    شاگردها شروع می کنند به اعتراض که شما چرا این کارو کردید مگه نمی دونید شهریه ما مدت هاست عقب افتاده
    آخوند کتاب رو بستند و شروع کردند به گریه کردن با صدای بلند. شاگرها ناراحت شدند وشروع به عذر خواهی کردند. آخوند گفتند من ناراحتم که شما اینقدر توحیدتون ضعیفه. من وقتی وارد اینجا شدم هیچ چیزی نداشتم و هیچ درآمدی هم نداشتم و کسی را نمی شناختم ولی الان خدا به من چه چیزهایی داده. بعد فرمودند اولین چیزی که یه طلبه باید یاد بگیره توحیده

  4. 6 کاربر از پست مفید صدرا تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    دستتون درد نکنه جناب وحید.
    هر دو داستان به شدت پندآموز و عبرت انگیز بود.

    در مورد آیت الله میلانی باید بگم حقیقتا همینطور هست. در اون لحظات خاصی که فرد بین هوشیاری و ناهوشیاری هست، رفتار هایی درش بروز میکنه که به خاطر هنجار های اجتماعی سرکوب شده بوده. البته فقط هم بعد از بیهوشی نیست.

    من شخصا خوف دارم از اون شرایط و همیشه از خدا خواستم بیماری یا شرایطی که اون حالت رو ایجاد میکنه در من به وجود نیاره. اما آیت الله میلانی از قرار روش بهتری رو انتخاب کرده بودند و ظاهر و باطن رو با هم آراسته بودن

    =========================

    در مورد داستان دوم هم، درس بزرگی که درش هست اینه که تبلیغ دین، ترویج دین و جذب افراد به دین نه از روش های خارق العاده و عجیب که در اغلب موارد از همین کار هایی بوده که فرا-انسانی نیستند بلکه به شدت انسانی هستند و مردم رو به یاد اون انسانیت میندازن که در درون خودشون هم هست اما فراموشش کردن و به همین دلیل تحت تاثیر قرار میگیرند.
    در حالی که کارهایی که خارج از توان انسان های معمولی هست شاید عجیب و دیدنی باشه اما هیچ متناظری در درون انسان ها نداره که بتونه تحریکشون کنه به انسان بودن.

    متاسفانه خیلی ها این مطالب رو نمی دونند. و حتی در مورد ائمه و معصومین هم همین اشتباه رو میکنند. و برای معرفی اونها تاکیدشون بر اسرار و عجائب و غرایب هست. در حالی که می بینیم بسیاری از افراد لجباز و سرسخت با دیدن همین انسانیت ها، سر به بندگی فرود آوردن نه از دیدن چیزهای دیگه

  6. 2 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  7. #4
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۰۷
    نوشته ها
    38
    امتیاز : 2,092
    سطح : 27
    Points: 2,092, Level: 27
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 13
    تشکر شده 64 در 14 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض قلب پاك - آیت الله العظمی بروجردی

    آیت الله سید صادق شیرازی :
    يكى از دوستان مى‏گفت: زمانى كه آية اللَّه العظمى بروجردى قدس سره به قم آمدند و مرجعيت را عهده‏دار شدند، شخص با نفوذى نسبت به ايشان اهانت زشتى كرد و نسبت ناروايى داد.

    آقاى بروجردى قدس سره هيچ واكنشى نشان نداد، ولى طرف مقابل با اين كار خود موقعيت اجتماعى بالايش را از دست داد و كارش به جايى رسيد كه در مدت كوتاهى خانه‏نشين شد و حتى دوستانش از او كناره گرفتند و اين كار برايش بسيار گران تمام شد.
    آن شخص به ناچار خدمت آية اللَّه گلپايگانى قدس سره رسيد و از ايشان خواست وساطت كند تا بتواند خدمت آقاى بروجردى قدس سره برسد و معذرت بخواهد.
    آقاى گلپايگانى قدس سره يكى از نزديكان آقاى بروجردى به نام سيد مصطفى خوانسارى را - كه تا چند سال پيش زنده بود - ديد و به ايشان گفت: از قول من به آقا بگوييد: فلان شخص كه مرتكب آن خطا شده بود، پشيمان است. اجازه دهيد خدمت‏تان برسد و دست‏تان را ببوسد و توبه كند.
    آقاى بروجردى قدس سره در آن هنگام موقعيت فوق العاده‏اى در كل جهان داشت و مرجع عام شيعه بود. ايشان كم‏ترين احتياجى به آن شخص نداشت و انصافاً، بود و نبود آن آقا براى‏شان فرقى نمى‏كرد.
    آقاى خوانسارى گفت: خدمت آقا عرض كردم: آقاى گلپايگانى خدمت‏تان سلام رساندند و گفتند: خوب است اگر اجازه دهيد فلانى خدمت‏تان برسد و دست‏تان را ببوسد و معذرت خواهى كند.
    تا اين مطلب را به آقاى بروجردى گفتم فرمودند: ما به ديدنش مى‏رويم!
    آقاى خوانسارى مى‏گفت: من كه توقع چنين سخنى را از آقا نداشتم غافل گير شدم. انتظار داشتم آقا بگويد: لازم نيست بيايد و خودم را آماده كرده بودم اصرار و تأكيد كنم و خواسته‏ام را تكرار كنم، ولى در كمال ناباورى من، ايشان از بنده خواستند وقتى بگيرم و به اتفاق به ديدن ايشان برويم.
    «قلب طاهر هر چند پنهان و ناديدنى است، اما نمودهايى دارد كه از طهارت قلب صاحب آن حكايت مى‏كند، چرا كه برخى اعمال تنها از نهاد پاك و جان تابناك برمى خيزد. به راستى تا قلب انسان پاك نباشد چنين رفتارهايى از او سر نمى‏زند».
    تصاویر پیوست شده
    پایگاه فرهنگی مذهبی سلم - Selm.ir

  8. 6 کاربر از پست مفید vahid2451 تشکر کرده اند .


  9. #5
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۲۷
    محل سکونت
    بین ابرها
    نوشته ها
    101
    امتیاز : 2,400
    سطح : 29
    Points: 2,400, Level: 29
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 67
    تشکر شده 176 در 73 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یک روز به آیه الله بروجردی خبر می دند مرکز اسلامی که در هامبورگ تهیه شده از پول سهم امام، در جای مناسبی از نظر شأن و منزلت قرار ندارد در حالی که مراکز دینی دیگر ادیان ساختمانهای بسیار شیک و اتومبیل های گران قیمت دارد
    آیه الله بروجردی فرمودند بروید در جای بهتر ساختمان تهیه کنید
    نزدیکان گفتند جاهای بهتر هزینه خیلی بالاتری می خواهد و کارهای مهمتر هست
    ایشان فرمودند، این کار ما برای امام زمان است بروید جای بهتر ساختمان بخرید هزینه اش را هر چه قدر باشد من تامین می کنم

  10. 2 کاربر از پست مفید صدرا تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۷
    نوشته ها
    2,207
    امتیاز : 13,736
    سطح : 76
    Points: 13,736, Level: 76
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 314
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,548
    تشکر شده 7,998 در 1,960 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 6 در 6 پست

    پیش فرض

    پست هشتم ، - آیت الله بروجردی - تکون دهنده بود.

    عاالی.

    برامن یه مسئله گنگ و مبهمی رو که سرگردون فهمیدنش بودم، به نفع خودم روشن کرد.

  12. #7
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۰۷
    نوشته ها
    38
    امتیاز : 2,092
    سطح : 27
    Points: 2,092, Level: 27
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 13
    تشکر شده 64 در 14 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض دستگيرى نيازمندان - آخوند خراسانى

    دستگيرى نيازمندان - آخوند خراسانى

    يكى از سخنرانان مذهبى كربلا كه از مخالفان مشروطه بود و همه جا عليه آخوند صحبت مى كرد، به علت بدهى تصميم گرفت خانه اش را بفروشد. مشترى خريد خانه را مشروط به امضا و اجازه آخوند قرار داد. گرچه روى ديدن آخوند را نداشت ، اما شرمنده و ناچار نزد آخوند رفت و از او خواست تا به اين معامله راضى شود. آخوند چند كيسه ليره به او داد و گفت : شما جزو علماييد، من راضى نيستم كه در گرفتارى باشيد. با اين پول ، بدهى خود را بدهيد و خانه را نفروشيد. هرگاه به مشكلى برخورديد نزد من بياييد. واعظ كربلا از رفتار آخوند متنبه گشت و از آن پس ، از مريدان او شد.

    منبع :
    مرگى در نور، ص 102 - 103، 107، 377، 379 - 380، 381، 394، 395، 397 و 400.

    واقعا سیره ی علمای شیعه پر است از این ازخودگذشتگی ها و حکایات آنان نیز یک معلم اخلاق است.
    ویرایش توسط vahid2451 : چهارشنبه ۳۰ شهریور ۹۰ در ساعت ۱۷:۲۰
    پایگاه فرهنگی مذهبی سلم - Selm.ir

  13. 2 کاربر از پست مفید vahid2451 تشکر کرده اند .


  14. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۷
    نوشته ها
    2,207
    امتیاز : 13,736
    سطح : 76
    Points: 13,736, Level: 76
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 314
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,548
    تشکر شده 7,998 در 1,960 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 6 در 6 پست

    پیش فرض

    علامه سید محمّد حسین طباطبائی(ره)

    آیه الله تهرانی، از شاگردان ایشان اینگونه می گوید:
    «این مرد جهانی از عظمت بود؛
    عیناً مانند یك بچه طلبه در كنار صحن مدرسه روی زمین می نشست
    و نزدیك به غروب در مدرسه فیضیه می آمد و چون نماز بر پا می شد،
    مانند سایر طلاب نماز را به جماعت مرحوم آیه الله آقای حاج سید محمد تقی خوانساری
    می خواند.
    آنقدر متواضع و مؤدّب و در حفظ آداب سعی بلیغ داشت كه من كراراً خدمتشان عرض كردم:

    آخر این درجه از ادب و ملاحطاتِ شما ما را بی‎ادب می كند.
    از قریب چهل سال پیش تا به حال دیده نشده كه ایشان در مجلس
    به متكا و بالش تكیه زنند،
    بلكه پیوسته در مقابل واردین مؤدّب، قدری جلوتر از دیوار می نشستند
    و زیر دست مهمان واردـ من شاگردشان بودم و بسیار به منزل ایشان می رفتم
    و به مراعات ادب می خواستم پائین تر از ایشان بنشینم ابداً ممكن نبود...»

    منبعش رو زده بودن :

    مهر تابان، سید محمد حسین حسینی تهرانی، 50- 51

    یه روز ماه رمضون هم تو تی وی دخترشون می گفتن:
    وقتی با بچه کوچولوها حرف می زدن،
    اگه شده بود حرف و بازی بچه ها سه ساعت هم طول می کشید،
    ایشون حوصله می کردن و اصلا تموم کننده ارتباط نبودن.

    وقتی به زبون بچه گانه به سوالای بچه ها جواب می دادن،
    اصلآ نمی گفتی ایشون یکی از بزرگترین فیلسوفای دنیای اسلامه.



  15. 2 کاربر از پست مفید اسماءالحسني تشکر کرده اند .


  16. #9
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۰۷
    نوشته ها
    38
    امتیاز : 2,092
    سطح : 27
    Points: 2,092, Level: 27
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 13
    تشکر شده 64 در 14 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض سه حکایت از کرامات علامه مجلسی رحمة الله علیه

    سه حکایت از کرامات علامه مجلسی رحمة الله علیه

    حکایت اول :
    در یکى از تألیفات سید محمد مجاهد * آمده که مردى عالم خراسانى که با مجلسى اول آخوند ملا محمد تقى طاب ثراه صداقت (و دوستى) داشته نقل کرده که از کربلا مراجعت مى‏کردم در اثناى راه خواب دیدم که داخل خانه‏اى شدم که در آن خانه پیغمبر خدا و ائمه هدى سلام الله علیهم تشریف داشتند و بترتیب نشسته بودند و حضرت حجت منتظر عجل الله فرجه زیر دست همه آنها نشسته بود و مرا زیر دست آن بزرگوار نشانیدند ناگاه دیدم که آخوند ملا محمد تقى طاب ثراه شیشه گلابى آوردند و آن بزرگواران استعمال کردند و بعد از ایشان من استعمال کردم بعد از آن آخوند مذکور رفت و قنداقه طفلى را آورد و بر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) داد و عرض کرد دعائى در حق این طفل مى‏خواهم که خداوند او را مروج دین گرداند آن حضرت آن قنداقه را گرفته در حق او همان دعا کرد پس آن حضرت آن قنداقه به امیرالمؤمنین داد و فرمود در حق آن دعا کن آن حضرت او را گرفته نیز همان دعا کرد پس به امام حسن (علیه السلام) داد و همان دعا کرد و همچنین تا نوبت به امام عصر (علیه السلام) رسید آن حضرت نیز آن دعا کرد پس آن حضرت آن قنداقه را به من داد و فرمود که:
    تو هم در حق او نیز دعا کن من هم گرفته همان دعا کردم پس از خواب بیدار شدم اتفاقاً عبورم در آن سفر به اصفهان افتاد و به جهت آشنایى و صداقت بر آخوند ملا محمد تقى وارد شدم و بعد از ورود آخوند مذکور از اندرون خانه خود قنداقه طفلى را آورد و بدست من داد و فرمود که این طفل امروز متولد شده در حق او دعا کن که مروج دین شود من آن قنداقه را گرفته همان دعا کردم پس خواب بخاطرم آمد از براى ایشان نقل کرده مسرور گردید.

    حکایت دوم :
    و نیز از همان کتاب نقل شده که در زمان مجلسى دو نفر بودند که با او عداوت داشتند و غیبت او را مى‏کردند اتفاقاً یکى از آن دو نفر در خواب دید که رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) با امیرالمؤمنین (علیه السلام) به خانه مجلسى آمد و پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم) دست راست مجلسى را گرفت و امیرالمؤمنین (علیه السلام) دست چپ او را و فرمودند که بیا برویم و او را بردند آنشخص از خواب بیدار شد و آن واقعه را براى رفیق خود خود نقل کرد آن رفیق گفت که من هم همین خواب را دیدم شاید مجلسى امشب وفات کرده.
    چون صبح به خانه مجلسى رفتند دیدند که آن بزرگوار وفات نموده در همان شب، از وقوع واقعه تعجب کردند و از کرده خود نادم شدند.

    حکایت سوم :
    و نیز نقل کرده مردى از اهل بحرین اخلاص و ارادت به آخوند مجلسى داشت لهذا به زیارت او آمده دانست که وفات کرده مهموم شد اتفاقاً شب در خواب دید که در مکانى منبرى بلند نصب شده و رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) بر آن بالا رفت و نشست و امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم بر آن بالا رفت و پائین‏تر نشست و یک صف از انبیاء در برابر او صف بسته ایستادند و جمعى دیگر هم پشت آن صف صفوف بسته ایستادند و مجلسى هم در میان آن صفوف بود.
    پس رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود که آخوند ملا محمد باقر پیش بیا دیدم که مجلسى نزدیک آمده از صف انبیا گذشت پس رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود بنشین مجلسى ادب کرده ننشست دیگر دفعه فرمود: بنشین عرض کرد: فدایت شوم با وجود اینکه انبیا ایستاده‏اند چگونه من بنشینم؟ پس آنحضرت به انبیاء فرمود بنشینید تا آنکه آخوند بنشیند ایشان نشستند و آخوند هم نشست.
    مؤلف گوید: که کرامات این بزرگوار محتاج بذکر و اظهار نیست زیرا که مقامات و کمالات او از غایت اشتهار کالشمس فى رابعه النهار است و اگر نباشد مگر تألیفات باقیه آنجناب در هر باب که گویند معادل روزى یکهزار بیت از عمر شریف او مى‏شود کفایت مى‏نماید خصوص کتاب بحارالانوار که گویند که تاریخ ولادت او مطابق با عدد جامع بحارالانوار است که سنه هزار و سى و هفت مى‏شود و عمر شریف او تقریباً هشتاد و چهار سال بوده جزاه الله عن الاسلام و اهله خیر جزاء ان شاء الله.

    * صاحب مفاتیح الاصول و فرزند صاحب ریاض المسائل.


    منبع : سایت ابن عربی
    پایگاه فرهنگی مذهبی سلم - Selm.ir

  17. 3 کاربر از پست مفید vahid2451 تشکر کرده اند .


  18. #10
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۰۷
    نوشته ها
    38
    امتیاز : 2,092
    سطح : 27
    Points: 2,092, Level: 27
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 13
    تشکر شده 64 در 14 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    آیت الله بروجردی و بوسیدن دست یك طلبه


    آیت الله خزعلی می گوید: رفتار آیت الله العظمی بروجردی با طلبه *ها موقرانه و محبت *آمیز بود. روزی طلبه **ای سر كلاس درس از ایشان سؤالی كرد. ایشان تصور كرد این طلبه درخواست حاجت و نیازی خصوصی كرده است.

    در جواب او گفت بعد از این كه درس تمام شد بیا منزل تا مشكلت را حل كنم. یكی از آقایان گفت آقا این اشكال درسی دارد. ایشان دید قدری از شأن و مرتبه *ی طلبه كاسته شد. این طلبه چون قبلاً نیاز شخصی خود را با آیت الله العظمی بروجردی در میان نهاده بود ایشان تصور كرده بود ، این بار نیز همان درخواست قبلی را مطرح كرده است و نمی**خواهد جلو مردم اظهار نیاز بكند. آقای بروجردی بعد از این كه فهمید طلبه سؤال علمی داشته است خیلی پریشان شد. می**گفت چرا گوش من این قدر سنگین است كه مطلب را درست تشخیص نمی*دهم. بعد از اتمام درس طرف كفش كَن نرفت به داخل جمعیت رفت طلبه را دید خم شد ودست او را بوسید.

    ایشان این حركت را فقط به دلیل این كه گوششان سنگین بوده انجام دادند نه این كه عمداً آن طلبه را آزرده باشد.

    گاه گاهی كه زود عصبانی می* شد نذر می*كرد تا یك سال روزه بگیرد، خدا بر ما منت نهاد و چنین استادانی را درك كردیم.

    آیت الله بروجردی و به ذلت کشاندن رضاشاه

    یك بار آیت الله بروجردی در بازگشت از سفر حج مجبور به عبور از لرستان گردید، درست در همان زمان رضا شاه نیز در آن جا بود. رضا شاه از ایشان خیلی عصبانی بود، اما چون از میزان نفوذ این مرجع آگاه بود سعی كرد سبب تحریك مردم لرستان نشود. رضا شاه ترتیب ملاقاتی را داد و سعی كرد به گونه **ای با ایشان برخورد کند که این روحانی عظیم الشان خفیف و تحقیر شود.

    در محل ملاقات یك صندلی قرار دادند. آیت الله بروجردی زودتر آمد نشست، همه فكر می**كردند با آمدن رضا خان، ایشان از صندلی بلند می**شود و به جای او، رضا خان بر صندلی خواهد نشست و به این ترتیب آیت الله بروجردی مجبور خواهد شد سرپا بایستد اما با آمدن رضا شاه این مرجع بزرگ هیچ حركتی نكرد، بنابراین رضا شاه جفت آیت الله بروجردی نشست و به این ترتیب عزت رضا شاه مبدل به ذلت شد.

    .................................................

    1- كرمی پور ،حمید،خاطرات آیت الله ابوالقاسم خزعلی،انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی،ص62.
    پایگاه فرهنگی مذهبی سلم - Selm.ir

  19. 4 کاربر از پست مفید vahid2451 تشکر کرده اند .


  20. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۲۹
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,346
    امتیاز : 13,041
    سطح : 74
    Points: 13,041, Level: 74
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 209
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 7,729
    تشکر شده 11,802 در 2,180 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض فرار به سوي خدا

    حاج محمد اسماعيل دولابي، از اساتيد بزرگ اخلاق و عرفان، حکايتي جالب و درس آموز درباره نزديکي به خداوند متعال دارد که اين روزها با عنوان "فرار به سوي خدا" در فضاي اينترنت منتشر شده است. بر پايه اين حکايت ايشان عنوان کرده اند:

    مي*گويند پسري در خانه خيلي شلوغ*کاري کرده بود. همه*ي اوضاع را به هم ريخته بود.وقتي پدر وارد شد، مادر شکايت او را به پدرش کرد. پدر که خستگي و ناراحتي بيرون را هم داشت، شلاق را برداشت.
    پسر ديد امروز اوضاع خيلي بي*ريخت است، همه*ي درها هم بسته است، وقتي پدر شلاق را بالا برد، پسر ديد کجا فرار کند؟ راه فراري ندارد! خودش را به سينه*ي پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.

    شما هم هر وقت ديديد اوضاع بي*ريخت است به سوي خدا فرار کنيد. «وَ فِرُّوا إلي الله مِن الله»(?)
    هر کجا متوحش شديد راه فرار به سوي خداست


  21. 6 کاربر از پست مفید تســـنیم تشکر کرده اند .


  22. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۷
    نوشته ها
    2,207
    امتیاز : 13,736
    سطح : 76
    Points: 13,736, Level: 76
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 314
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,548
    تشکر شده 7,998 در 1,960 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 6 در 6 پست

    پیش فرض

    یک نفر با تجلّی نَفْس در این جلسه حاضر شده است.


    یکی از شاگردان مرحوم آقای نجابت می*گوید:
    شبی با جمعی از دوستان محضر آقا بودیم. آن شب ایشان از ابتدا وضع دیگری داشتند.
    هر شب سخن از موضوعی بود. شبی پیرامون «علم»، شبی دربارة «وجد» و … امّا آن شب، حضرت آقا فرمودند: تجلّی نفس چیست؟

    هر یک از دوستان، مطالبی گفتند و آقا نیز توضیحاتی را در تکمیل بحث افاضه کردند.
    چند ساعت بعد، حضرت آقا ناگهان با یک بر* افروختگی و حال عجیبی فرمودند:
    یک نفر با تجلّی نفس در این جلسه حاضر شده است!

    با این سخن، نَفَس*ها در سینه حبس گردید ؛
    هر کس متوجّه خود شده و سخن آقا را بر خود حمل کرد و تا آخر شب سکوت بر جلسه حاکم بود.
    سپس دوستان یکی یکی خداحافظی کرده، راه خانه را در پیش گرفتند..
    من ماندم و مرحوم حاج محمّدرضا گل آرایش ـ پدر شهیدان گل آرایش و از مبارزان و مجاهدان پیش از انقلاب و شاگرد خاصّ مرحوم آیت*الله نجابت ـ
    در این وقت مرحوم آقای گل آرایش خودش را بر روی پای مبارک حضرت آقا انداخت و شرو ع به گریستن کردوطلب عفو*نمود.
    حضرت آقا فرمودند: چاره*ای نداری جز اینکه جبران کنی!

    داستان از این قرار بود که مرحوم* آقای گل آرایش مستأجری داشت که به علّت مسائلی صبح آن روز، عذر او را خواسته بود و این مایة کدورت و ناراحتی آن شخص گردیده بود.
    حضرت آقا فرمودند:
    اوّلین کاری که فردا انجام می*دهی این است که آن شخص را پیدا کرده و به هر صورت کدورت و خستگی را از دلش بیرون *آوری!
    مرحوم حاج آقا گل آرایش هم فرمایش حضرت آقا را بی هیچ اکراه و اجباری پذیرفت و طبق آن عمل کرد.



    طلوع حق (یادنامة مرحوم حاج محمّدرضا گل آرایش)، صص ۶۸ـ۶۹٫


    آرزوش به دلم موند یه روز یه ربع، بیست دقیقه راااااحت بشینم بالا سرشون زیارت..
    کاش مختلط نبود..


  23. 4 کاربر از پست مفید اسماءالحسني تشکر کرده اند .


  24. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,380
    امتیاز : 40,260
    سطح : 100
    Points: 40,260, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 32.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsOverdrive
    تشکر کردن : 13,613
    تشکر شده 19,705 در 3,224 پست
    مخالفت
    14
    مخالفت شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    شب هنگام محمد باقر -طلبه جوان-در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید .

    دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر که شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه*ای از اتاق خوابید .






    صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و

    محمد باقر گفت : ….

    شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد

    شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر ۱۰ انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و علت را پرسید طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می*گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند

    شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود

    نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند قران کریم می فرماید : نفس اماره به سوی بدیها امر می کند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند ( سوره یوسف آیه ۵۳) انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه میبرند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفط می کند و به جایگاه ارزشمندی می رساند

  25. کاربر روبرو از پست مفید بچه ی مهرزاد تشکر کرده است .


  26. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مهر-۱۲
    محل سکونت
    کانون؛خونه ی اولم-فضای مجازی؛خونه ی دومم...
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,017
    امتیاز : 13,054
    سطح : 74
    Points: 13,054, Level: 74
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,605
    تشکر شده 10,912 در 2,620 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    4
    مخالفت شده 14 در 4 پست

    پیش فرض

    بسم الله

    بسم الله

    گذر تک تک این ثانیه های عمرم
    به قدیمی شدن نوکریت می ارزد...

  27. کاربر روبرو از پست مفید ریحان21 تشکر کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رضا اميرخانی
    توسط ستايش در انجمن شعر و ادب
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: شنبه ۲۷ بهمن ۹۷, ۱۱:۲۶
  2. *کتاب خوب چی خوندی؟*
    توسط عروسك پارچه اي در انجمن کتاب و کتابخوانی
    پاسخ ها: 530
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۵ آذر ۹۵, ۰۷:۰۴
  3. نقد صدا و سیما
    توسط MJA_0000 در انجمن صدا و سیما
    پاسخ ها: 109
    آخرين نوشته: یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۹۴, ۱۲:۱۵
  4. داستانک
    توسط ستايش در انجمن شعر و ادب
    پاسخ ها: 270
    آخرين نوشته: دوشنبه ۲۹ دی ۹۳, ۱۲:۰۸
  5. فراخوان جشنواره هاي هنري-ادبي
    توسط بهار نارنج در انجمن هنرهای تجسمی
    پاسخ ها: 36
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۲۳ اسفند ۹۱, ۲۱:۱۷

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1