کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 2 از 6 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 60 , از مجموع 163
  1. #31
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آبان-۱۸
    محل سکونت
    شيراز
    سن
    -1984
    نوشته ها
    603
    امتیاز : 14,867
    سطح : 79
    Points: 14,867, Level: 79
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 483
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 713
    تشکر شده 1,370 در 447 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط منجم باشي نمایش پست اصلی
    در مورد فلسفه مسلمانان در بر..................
    راجع به این افاضات حضرتعالی هم بیخیال بشیم بهتره به دفعات ایشون پاسخ این حرفهای بی ربط رو دادن
    امام علی(ع):به هنگامه فتنه ها همچون بچه شترباش که نه پشتی دارد تا سواری دهد ونه سینه ای برای شیر دادن

  2. کاربر روبرو از پست مفید منتظر 284 تشکر کرده است .


  3. #32
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-آبان-۰۵
    نوشته ها
    26
    امتیاز : 6,260
    سطح : 51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 16
    تشکر شده 66 در 27 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ایول جناب منتظر پس شما هم خاطرخواه دکتر عباسی هستید.
    میشه به چند تا سئوال من جواب بدید؟ من جدی دنبال پاسخ این سئوالها هستم
    باید بگم که جدا از همه انتقاداتی که به دکترعباسی دارم فعلا منتظر یک جواب علمی و مستدل از سوی طرفداران فلسفه هستم.
    تا الان همه گفتن این بی سواده و جواب ندادن. خب واقعا درست نیست این رفتار
    گرچه ادبیات دکتر عباسی هم خیلی جالب نیست. جناب منتظر واقعا قبول کنید که ایشون خیلی هم مودبانه صحبت نکردند. نه توی اون فایل صوتی اولیه. و نه توی این جواب های بعدشون
    حالا اگه حاضر هستید تا من چند تا سئوال بپرسم و اگر شما بتونید کمک کنید و پاسخ بدید خیلی خوبه. بپرسم ؟ نرید غیبتون بزنه
    ویرایش توسط صمصام : دوشنبه ۰۴ اردیبهشت ۹۱ در ساعت ۱۲:۱۴

  4. کاربر روبرو از پست مفید صمصام تشکر کرده است .


  5. #33
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,020
    سطح : 100
    Points: 32,020, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,103 در 2,353 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 13 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 102 در 66 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط منتظر 284 نمایش پست اصلی
    عجب ادبیات مودبانه ای واقعا کیف کردم جناب دکتر شما که از این همه علوم عجیبه وغریبه وغیره برخوردارید بعیده اینقدر بی ادبانه راجع به شخص دیگری صحبت کنید والا نمیدونم چطور به خودتون اجازه میدین اینطور صحبت کنین الله اعلم اما مثل اینکه اپیدمی مسریی هست بین منتقدین ایشان که در لفافه به بی ادبی و تخریب روی میآرن
    و اما جواب قلم فرسایی حضرتعالی بدونیین که ما هم عصبانی نشدیم فقط در یک فضای کامل آرام داریم به شبهات وتهمتهای امثال شما جواب میدیم که اگر امثال شما وجودشو داشتین مودبانه و مستند جواب میدادین که بعید میدونم داشته باشین
    اما جهت اطلاع حضرتعالی بله بنده ایشون رو استاد خطاب کردم چون دانش آموز کلاس و تفکر ایشون هستم و افتخار هم میکنم که بیشتز از 6 سال در محضر ایشون تلمذ میکنم با افتخار ایشان هم استاد هستند چون خیلی بیشتر از حداکثرهای یک استاد تمامی رو به گواهی همین دانشگاه های ما در بسیاری از رشته ها دارن
    جهت اطلاع شما جناب دکتر !
    ایشون عضو هیات علمی دانشگاه هستن
    تحصیلات :
    لیسانس در علوم سیاسی
    فوق لیسانس در روابط بین المللیدر امنیت ملی با گرایش دکترین و خط
    phd مشی علوم استراتژیک
    برد تخصصی از انگلیس
    تحصیلات میان رشته ای :
    اقتصاد
    جامعه شناسی
    علوم نظامی(دریایی، زمینی، عملیات ویژه، انتظامی (
    مدیریت(عمومی، دولتی، استراتژیک (
    فلسفه اسلامی، فلسفه غرب

    کتب، کنفرانس و مقالات :
    بیش از ۱۴۰ کنفرانس علمی(داخل و خارج کشور (
    ۳۱ جلد تالیف )در حوزه علوم استراتژیک)
    تئوکراسی(خداسالاری) در عمل
    دکترین امنیت بین المللی جهان اسلام
    ابر دکترین جمهوری اسلامی
    استراتژی دریا- اقیانوسی
    نظام امنیت رسته جمعی دریا پایه- اقیانوس هند و امنیت پیرامون سه قاره (افریقا، آسیا و اقیانوسیه(
    هیدروپلیتیک و هیدرواستراتژی خلیج فارس
    هیدروپلیتیک، هیدرواکونومی و هیدرواستراتژی دریای خزر
    آینده جهان اسلام و غرب (بررسی تطبیقی آینده شناسی همکاری و تقابل اسلام و غرب(
    تحلیل سیستم های حکومتی (الیگارشی، دموکراسی، تئوکراسی(



    جهت اطلاع شما عالم و باسواد


    * در وال استریت ژورنال از ایشون به عنوان پروفسور علوم استراتژیک یاد شده (که باز به دلیل فیلتر شدن از پیوند غیر مستقیم استفاده کرده ام.)
    'the last helicopter'
    * در مقاله ای یکی از دیپلمات های اروپایی ازایشان به عنوان مغز استراتژیک big strategic brain نام برده است.

    an adventure that can backfire

    * آقای مایکل لدین یکی از استراتژیست های معروف غرب از ایشان به عنوان دانشمند مشهور علوم سیاسی نام می برد.

    no way out
    * و در یک ژورنال دیگر از ایشان به عنوان استراتژیست ارشد ایران نام برده شده است.


    an unremarkable declaration of war




    خداییش حضرتعالی که ادعای دفاع از مکتب صدرایی رو دارین بیایین بفرمایین تحصیلات شما جز پزشکی توی بقییه زمینه ها چیه که اینطور به استاد حمله کردین و به ایشون برچسپ بی سوادی زدین
    نوشته اصلی توسط منتظر 284 نمایش پست اصلی
    راجع به این افاضات حضرتعالی هم بیخیال بشیم بهتره به دفعات ایشون پاسخ این حرفهای بی ربط رو دادن

    اوه شما چه باسوادی!

  6. کاربر روبرو از پست مفید hands of god تشکر کرده است .


  7. #34
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,020
    سطح : 100
    Points: 32,020, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,103 در 2,353 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 13 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 102 در 66 پست

    پیش فرض

    چرا باید در طول تاریخ از همان دوره افلاطون و ارسطو بگیرید تا برسیم به ابن سینا و صدرا و امام و علامه طباطبایی عده ای به شدت به تخریب و آزار این افراد مشغول بودن؟

    من گمان میکنم با آنچه که از تاریخ برمیاد. دوران حضرت امام از معدود دوران هایی هست که متفکران اسلامی در سایه قدرت علمی ایشون توانستند اندکی نفسی بکشن و حرفی بزنن و به گسترش این مباحث برسند.

    شاید یک پاسخ ساده این باشه.

    نمی شود؛ به کسی فکر کردن بیاموزید و او فقط در یک زمینه بتواند فکر کند. وقتی مسلمانان. جوانان یک مملکت به اندیشه اسلامی برسند. تحلیل کنند و تفکرات مختلف رو با هیجان و اشتیاقی مثل شهید مطهری به بحث و مبارزه بطلبند دیگه جایی برای جهل و تحمیق مردم باقی نمی مونه. و طبیعتا افرادی که از همین سادگی مردم کسب منفعت میکنند باید به هر دری بزنند که اجازه گسترش فکر رو ندن.


    اونهایی که با تاریخ آشنا هستند سرگذشت فلاسفه تاریخ رو میدونن.

    (مخاطب من هیچ انسان بی ادب و پرخاشگری بخصوص اگر طرفدار آقای ... باشه نیست. لطفا رنج پاسخگویی رو به خودتون هموار نسازید.)

  8. کاربر روبرو از پست مفید hands of god تشکر کرده است .


  9. #35
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,020
    سطح : 100
    Points: 32,020, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,103 در 2,353 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 13 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 102 در 66 پست

    پیش فرض

    نکته قابل توجه دیگه در مباحث آقای عباسی که معلوم نیست هدفمند هست یا به نظر صاحبنظرانی که حرف های اخریش تحلیل کردن از سر بی سوادی. تقسیم امام خمینی به خمینی اول و خمینی دوم هست.

    نگرانی اینجاست که به نظر میاد گروهی قصد دارند امام خمینی جدیدی با ویژگی های دلخواه به نسل بعد معرفی کنند. و صد البته وقتی به یاد بیارید که این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست به نظر میرسه خالی کردن انقلاب از مفاهیم اصیل خودش هم هدف دیگریست. چه اینکه اگر دقت کنید مبانی انقلاب اسلامی همگی توسط خمینی اول! گذاشته شده و انگار آقای عباسی متوجه نیستند که با این حرفشون مبانی انقلاب اسلامی هم زیر سوال میره.

    =------------------

    البته تا جایی که من فهمیدم این سخنرانی بر طبق روال شناخته شده فقط حمله یک فرد خاص بوده که بحث انقلاب صدرایی رو مطرح کرده بوده. منتها ایشون متوجه نبوده که این رشته سر دراز دارد و حالا هم در حال ماست مالی کردن هست البته به روش خودش. و هنوز نمیشه نتیجه گرفت که یک طرح از قبل آماده شده ای برای تخریب این شخصیت ها وجود داشته.


  10. کاربر روبرو از پست مفید hands of god تشکر کرده است .


  11. #36
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آبان-۱۸
    محل سکونت
    شيراز
    سن
    -1984
    نوشته ها
    603
    امتیاز : 14,867
    سطح : 79
    Points: 14,867, Level: 79
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 483
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 713
    تشکر شده 1,370 در 447 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شما درست می فرمائید
    بزرگواری کردید بی ادبی ما رو به دیده ادب و مرحمت پاسخ دادین
    هرچند این حقیر هم بیشتر از شما با آثار شهید مطهری وعلامه و همچنین آیت الله جوادی آشنایی نداشته باشم شاید و بازم بگم شاید کمتر نیست من هم بدایه خوندم هم نهایه هم آثار این عزیزان رو دائما مطالعه می کنم و با افتخار باز هم می خونم نقدی هم که وارد شده بر همه آثار این بزرگواران نیست بر قسمتی از مشی فلسفی این عزیزانه که به جای خودش باید نشست و کالبد شکافی کرد تا باب نقد و کرسی های آزاد اندیشی بسته نماند البته اگر امثال شما بزرگواران ...
    اما نه من نه هیچ کسی دیگری هرگز استاد را با آن بزرگواران مقایسه نکرده و هم عرض نگذاشته و نمی گذاریم و هرگز هم اینگونه نیست هر کس در جایگاه علمی خودش قابل احترام و توجه هست وخواهد بود که البته این نظر شما نیست و شما به دلیل بد برداشت کردن و شاید نگاه بسته و تعصب به این عزیزان حرف ما رو قبول ندارید خود دانید
    من هرگز این بزرگواران رو رد نکردم که گوش ندیدن یا مطلبی رو از ایشان نخونید
    راجع به بحث مدرک استاد ما هم نوع رد کردن مطلب توسط حضرتعالی خودش حساب جدایی داره که به قول شما میذاریم خواننده تصمیم بگیره شما که دستی در عرب و عجم دارین خرجش یک تلفن به تهرانه تا بفهمین این مدارک درسته یا غلط
    البته که بنده در مقابل حضرتعالی با این تفاوت سن و تجربه بچه ای بیش نیستم اما بنده هم در حد خودم هم مقاله نوشتم هم با نوشتن مقاله آشنام اما این هم باز دلیل نمی شه که شما چون یک سرو گردن توی بعضی از زمینه ها بالاترین و مقاله ها وکتابها نوشتین بقیه رو چون در حد حضرتعالی نیستن اینطور زیر سوال ببرین و بکوبید
    پاراگراف آخر حضرتعالی دقیقا حرف دل این حقیره که بنده هم اگه بخوام با نگاه متعصبانه ای که شما دارین به اطرافم نگاه کنم هرگز نقد رو قبول نمی کردم
    القصه شما ما رو بی ادب خطاب کردین و بی منطق خوندین اما خودتون هم ذره ای برای ادعاهایی که دارین دلیل و استدلال نیآوردید که این هم ادبیات عجیب حضرتعالیست تخریب و تخریب و....
    بقول شما باب این جور حرفها توی این مکان نیست ما که فضای معرفتی اینجا رو آلوده می کنیم بهتره دیگه با امثال شما حرفی نزنیم
    شما جای پدر بنده رو دارین اگه بی ادبی و بی حرمتی به شخص شما شخصیت و جایگاه علمی شما و اعتقاداتتون کردم عاجزانه عذر خواهی می کنم و حلالیت می طلبم این باشه برای کلام آخر این بچه کوچک با شما استاد گرانقدر
    ویرایش توسط منتظر 284 : دوشنبه ۰۴ اردیبهشت ۹۱ در ساعت ۱۴:۳۲
    امام علی(ع):به هنگامه فتنه ها همچون بچه شترباش که نه پشتی دارد تا سواری دهد ونه سینه ای برای شیر دادن

  12. کاربر روبرو از پست مفید منتظر 284 تشکر کرده است .


  13. #37
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-بهمن-۱۹
    نوشته ها
    875
    امتیاز : 12,923
    سطح : 74
    Points: 12,923, Level: 74
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 327
    Overall activity: 32.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,773
    تشکر شده 5,285 در 910 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    نقل قول شدن
    در 16 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 14 در 13 پست

    پیش فرض

    سلام
    آقایان ، ( خودم هم هستم جزو آقایان )
    به هر حال بی ادب محروم ماند از فیض رب
    می خواهد طرفدار عباسی باشد یا مخالف عباسی یا خود عباسی یا ...
    جای جناب دلشاد و حضرت صمصام برای ادامه بحث خالی است
    هر چند که یک طرف موضوع با توجه به حمله سایبری به یکی از وزارتخانه ها
    موفق به حضور در بحث نیست . لطفا به تحلیل شخصی نپردازید .
    من و شما در این وادی در دست اقدام که چه عرض کنم ، در دست مطالعه هم نیستیم .
    ارادت

  14. کاربر روبرو از پست مفید حسام دادجو تشکر کرده است .


  15. #38
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,020
    سطح : 100
    Points: 32,020, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,103 در 2,353 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 13 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 102 در 66 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط منتظر 284 نمایش پست اصلی
    شما درست می فرمائید
    بزرگواری کردید بی ادبی ما رو به دیده ادب و مرحمت پاسخ دادین
    هرچند این حقیر هم بیشتر از شما با آثار شهید مطهری وعلامه و همچنین آیت الله جوادی آشنایی نداشته باشم شاید و بازم بگم شاید کمتر نیست من هم بدایه خوندم هم نهایه هم آثار این عزیزان رو دائما مطالعه می کنم و با افتخار باز هم می خونم نقدی هم که وارد شده بر همه آثار این بزرگواران نیست بر قسمتی از مشی فلسفی این عزیزانه که به جای خودش باید نشست و کالبد شکافی کرد تا باب نقد و کرسی های آزاد اندیشی بسته نماند البته اگر امثال شما بزرگواران ...
    اما نه من نه هیچ کسی دیگری هرگز استاد را با آن بزرگواران مقایسه نکرده و هم عرض نگذاشته و نمی گذاریم و هرگز هم اینگونه نیست هر کس در جایگاه علمی خودش قابل احترام و توجه هست وخواهد بود که البته این نظر شما نیست و شما به دلیل بد برداشت کردن و شاید نگاه بسته و تعصب به این عزیزان حرف ما رو قبول ندارید خود دانید
    من هرگز این بزرگواران رو رد نکردم که گوش ندیدن یا مطلبی رو از ایشان نخونید
    راجع به بحث مدرک استاد ما هم نوع رد کردن مطلب توسط حضرتعالی خودش حساب جدایی داره که به قول شما میذاریم خواننده تصمیم بگیره شما که دستی در عرب و عجم دارین خرجش یک تلفن به تهرانه تا بفهمین این مدارک درسته یا غلط
    البته که بنده در مقابل حضرتعالی با این تفاوت سن و تجربه بچه ای بیش نیستم اما بنده هم در حد خودم هم مقاله نوشتم هم با نوشتن مقاله آشنام اما این هم باز دلیل نمی شه که شما چون یک سرو گردن توی بعضی از زمینه ها بالاترین و مقاله ها وکتابها نوشتین بقیه رو چون در حد حضرتعالی نیستن اینطور زیر سوال ببرین و بکوبید
    پاراگراف آخر حضرتعالی دقیقا حرف دل این حقیره که بنده هم اگه بخوام با نگاه متعصبانه ای که شما دارین به اطرافم نگاه کنم هرگز نقد رو قبول نمی کردم
    القصه شما ما رو بی ادب خطاب کردین و بی منطق خوندین اما خودتون هم ذره ای برای ادعاهایی که دارین دلیل و استدلال نیآوردید که این هم ادبیات عجیب حضرتعالیست تخریب و تخریب و....
    بقول شما باب این جور حرفها توی این مکان نیست ما که فضای معرفتی اینجا رو آلوده می کنیم بهتره دیگه با امثال شما حرفی نزنیم
    شما جای پدر بنده رو دارین اگه بی ادبی و بی حرمتی به شخص شما شخصیت و جایگاه علمی شما و اعتقاداتتون کردم عاجزانه عذر خواهی می کنم و حلالیت می طلبم این باشه برای کلام آخر این بچه کوچک با شما استاد گرانقدر
    شما واقعا با سوادید. الآن دیگه به درجه یقین رسیدم!

  16. کاربر روبرو از پست مفید hands of god تشکر کرده است .


  17. #39
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-آبان-۰۵
    نوشته ها
    26
    امتیاز : 6,260
    سطح : 51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 16
    تشکر شده 66 در 27 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    برادرا، اینقدر سواد همدیگه رو به رخ هم نکشید
    -------------
    خب بالاخره یه نفر جواب خوب و علمی داد.

    قسمت اول پاسخ دکتر سید عباس صالحی به دکتر حسن عباسی




    یادداشت دکتر سید عباس صالحی، عضو هیات امنای دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - قسمت اول


    از آقای حسن عباسی در هفته های پیشین سخنانی نشر یافت که واکنش ها و حساسیت هایی را برانگیخته، مهم ترین بخش های این سخنان را در طبقه بندی زیر مشاهده می کنید:

    الف) نقد فلسفه:
    موضوع فلسفه ماده اولیه است؛ فلسفه نه حکمت است و نه عقلانیت؛ فلسفه مسیر هدایت را کند می کند چون از ماده شروع می کند؛ فلاسفه یک حرف متقن نزده اند.

    ب) نقد فلسفه اسلامی:
    فلسفه اسلامی آکنده از التقاط است؛ حکمت متعالیه هزار و یک اشکال در آن است؛ حکمت متعالیه صرفا جمع کلام و فلسفه وعرفان است؛ تقوای الهی – قرآنی در حکمت متعالیه فراموش شده است؛ فارابی، ابن سینا و ملاصدرا تا فلاسفه امروزی همه اشتباه کرده اند.

    ج) انقلاب اسلامی و فلسفه اسلامی:
    امام خمینی از صدرایی بودن عبور کرده و صدرایی نیست؛ حکومت امکانات و بودجه و تریبون را در اختیار فلاسفه و حکمت متعالیه قرار داده است؛ حجم چند صد هزار دقیقه از تلویزیون به آقای جوادی آملی چه اثری دارد؟ انقلاب ما انقلاب صدرایی نبوده است و هر کس بخواهد آن را جا بیندازد خائن است؛ صدرایی ها نتوانسته اند حداقل دو صفحه طرح تحول اقتصادی به صورت درست و مفید ارائه دهند.

    پیرو نشر این مجموعه دیدگاه ها، سخنان و نگاشته هایی در نقد آن در رسانه های مکتوب و مجازی عرضه شد؛ تا آن که ایشان در 24/1/91 در سلسله جلسات شان با عنوان «دوره ی طرح ریزی استراتژیک در دانش دکترینولوژی» به اعلان موضع پرداختند. این اظهار نظر مبسوط با عنوان «عبور از سایه» در سایت مرکزی با عنوان «مرکز بررسی های دکترینال» - که توسط ایشان اداره می شود و اکنون با عنوان اندیشکده یقین هم فعالیت می کند – نشر یافته است.

    در مقدمه این توضیحات، ایشان به چند نکته اشاره داشته اند:

    نخست
    آن که، این سخنان دو سال قبل نشر یافته است و در محیط علمی عرضه شده است و نبایستی از محیط علمی به فضای ژورنالیستی راه می یافت.
    دوم
    ، نکات مطرح شده در قالب پاسخ به پرسش بوده است و نه بحث مستقل.
    سوم
    ، مطالبی که در رسانه ها به نقل از ایشان آمده است؛ گزینشی بوده است و با تیتر دورغین، جنجال سازی رخ داده است. او این سایت ها را «معلوم الحال»، «شارلاتان» و... نامیده است.

    سپس مطالبی را عرضه می کند که عمدتا در راستای «نقد فلسفه» و «نقد فلسفه اسلامی» و نیز نقد موضع صدرائیان در انقلاب اسلامی است.

    نویسنده این سطور از آن جا که متن نخستین از سوی ایشان گزینشی و بی اعتبار قلمداد شده است در نقد و ارزیابی دیدگاه های ایشان به آن استناد نمی کند؛ اما تنها یادآور می شود که سزاوار آن بود که متن واقعی را نشر می دادند تا معلوم شود که تفاوت ها در چه سطح و میزانی است؛ گر چه نشر سخنان علمی در رسانه های مکتوب و مجازی بدون بازبینی گوینده، روشی نادرست و غیر اخلاقی است اما پس از نشر، اگر گوینده در عرضه مطالب، سو برداشت و یا عدم امانت را دید، می تواند با نشر کامل سخنان، مانع بد فهمی و سو تفاهم شود. آقای عباسی با عدول از این مسیر و صرفا طرح اتهام گزینشی بودن، هم چنان حقیقت را در پرده ای از ابهام و کتمان گذاشته اند!

    اما از این نکته که بگذریم ،. ایشان در متن اخیر، بر خلاف متن اول، از تعبیراتی آرام و نرم بهره برده اند، اما روح همان سخنان را هم چنان پیگیری می کنند، حضور فعال ایشان در مجامع دانشگاهی و غیر دانشگاهی (که به برکت رسانه جمهوری اسلامی پدیدار گشت!) و جذب برخی از نیروهای فعال مذهبی و نیز فضاسازی های رسانه ای اخیر، ایجاب می کند که بازبینی انتقادی در مورد این سخنان صورت گیرد، تا از پاره ای از سو تفاهمات و یا القائات جلوگیری شود.


    قبل از ورود یادآور می شوم که نقد فلسفه و نیز نقد فلسفه اسلامی و فیلسوفان مسلمان را، نه تنها میمون و مبارک می داند بلکه آن را جزئی از فلسفه ورزی می شناسد، همچنین دفاع از فلسفه و فلسفه اسلامی را به معنای پذیرش و باور تمام دعاوی آن نمی داند. منتهی این نقد چونان هر نقد دیگر، بایست همراه با صلاحیت علمی و اخلاقی باشد، این که فلسفه در حوزه مفاهیم کلی سخن می گوید مجوز آن نمی شود که با کلی گویی یا کلی بافی، به نقد فلسفه پرداخت. چه این که حوزه ورود به مفاهیم عام، صلاحیت های علمی پیچیده تری را بر می تابد. در یادکرد این نکته، خرده گیری به نقد آقای عباسی ندارم. چه این که از میزان آموزش ها، اطلاعات و پژوهش های ایشان در زمینه فلسفه به طور عام و فلسفه اسلامی به گونه ای خاص بی اطلاعم (هر چند در سابقه علمی ایشان چونان سابقه و صبغه ای از ایشان ارائه نشده است ) و نکته مهم دیگر حفظ ادب علمی نقد و گفت وگوست که گر چه در سخنان منسوب به ایشان رعایت نشده است، اما نگاشته اخیرشان از استاندارد اخلاقی یک نقد علمی بهره مند است. از این رو، به امید ره برد به حقیقت، این گفت وگوی مکتوب انجام می شود.
    ویرایش توسط صمصام : چهارشنبه ۰۶ اردیبهشت ۹۱ در ساعت ۱۷:۲۵

  18. کاربر روبرو از پست مفید صمصام تشکر کرده است .


  19. #40
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-آبان-۰۵
    نوشته ها
    26
    امتیاز : 6,260
    سطح : 51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 16
    تشکر شده 66 در 27 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    در نوشتار ایشان، چند مدعای اصلی را می توان دید:

    1
    . مدعای اول ایشان آن است که ریشه واژه «حکمت» به معرفت مومنانه ادیان ابراهیمی می رسد. این نکته که در این نگرش، تمامی پدیده های هستی در ظاهر و باطن خود دارای معنایی هستند و این معنا، از طریق نشانه ای که در شیء رؤیت می شود، قابل درک است، این نشانه ها «آیه» و روند رؤیت و درک آن را «حِکم» و دریافت آیه ها و نشانه ها را «حکمت» می نامند و «حکیم» را در فرزانه ای به کار می برند که بصیرت درک آیه ها را در اشیاء دارد. به مرور «حِکْم» و حکمت از زبان های سامی شمالی، در مسیر تحول و زایش خود در زبان های سامی جنوبی به واژه های «حُکم» و «حکومت» رسید که «حُکم» قانون هایی بود که از «حِکم» برمی خاست و حکومت، اعمال فرمانروایی بود که از حِکم های بر اساس حکمت نشأت می گرفت.
    (برای تفصیل به اصل مقاله در سایت اندیشکده یقین مراجعه شود)

    به نظر می رسد که این مدعا، در حقیقت با چند ادعا ترکیب شده است. این دعاوی یا در صراحت بیان ایشان و یا در لوازم کلام ایشان حضور دارند.

    1- ریشه کاربرد«حکمت» به ادیان ابراهیمی می رسد.
    2- در زبان های سامی شمالی، واژه های حِکم و حکمت به معانی یاد شده بودند.
    3- واژه های «حُکم» و حکومت در زبان های سامی جنوبی با استفاده از معنا و کاربردهای حِکم و حکمت در زبان های سامی شمالی، معنا و کاربرد یافته اند.
    4- کاربردهای فوق، در زبان های سریانی، اَرامی و عبری و... رواج یافت.
    5-زبان عربی ازمعانی وکاربردهای فوق اثر پذیرفت
    6- قرآن کریم نیز در تدوام همان کاربرد و معناشناسی، واژگان حکم، حکومت و حکمت و... را به کار برده است.

    همان گونه که می نگرید، دعاوی شش گانه فوق هر یک مدعیات مهم و سنگینی است و نمی توان به صرف ادعا و بدون حتی ارجاع به یک منبع زبان شناسانه معتبر (و حتی غیر معتبر!) به گزاف مدعی آن شد؟ براستی چگونه می توان انبوه مدعیات را با تکرار مدعا و در هم پیوست دعاوی، حقیقت نما کرد و نا استوار در واژه شناسی «حکمت» پیش آمد؟


    علاوه آن که در ارتباط با دعوی ششم ایشان (که در لا به لای کلمات ایشان مستور است و در حقیقت لبّ اصلی مدّعای ایشان نیز هست) باید گفت که قرآن کریم، به عنوان اصیل ترین متن دینی و زبان عرب، بارها و بارها واژه «حکمت» را در مشتقات مختلف آن به کار برده است؛ کلمه «حکمت» 20 بار، «حکیم» حدود 100 بار در وصف خدواند و 4 مورد در توصیف قرآن و در یک مورد «امر حکیم» به کار رفته است. واژه «حکم»، «حکام»، «محکم» و... نیز از واژگانی است که با این ریشه مرتبطند و در قرآن کریم، مکررا تکرار شده اند.


    گرچه تفاسیر گوناگون لغت شناسانه از واژه های فوق وجود دارد، اما این برداشت لغت شناسان عرب دور از ذهن نمی نماید که بنیاد معنایی تمامی این واژگان را در مفهوم «منع» می توان دید (1) چه این که عرب، دهنه چارپایان را «حَکَمه» می نامد و «حکم» و داوری عادلانه، مانع اجحاف و ستم می شود و شیء و فعل نفوذ ناپذیر که منع از ورود اغیار و اجزاء اخلا ل گر کند، «محکم» نامیده می شود و «دانشی» که مانع تصورات و باورها و گفتارها و رفتارهای سبکسرانه و نابخردانه باشد، «حکمت» به شمار می رود و خدواند چون از چونان دانشی برخوردار است، «حکیم» خوانده می شود و قرآن کریم، چون از چونان دانشی برخوردار است، «قرآن حکیم» معرفی می گردد و... بنابراین گرچه ریشه شناسی های زبانی – در فرض صحت اسناد و درستی استناد - می تواند کمک کار باشد، اما ظاهرا در بررسی های واژگانی نمی توان به مبدا زبانی بسنده کرد چه این که تحولات زبانی (حتی در درون یک زبان تا چه برسد به انتقال از یک زبان به زبان دیگر) چندان است که صرف مراجعه به جستجوشمه های زبانی کفایت نمی کند، بلکه یک واژه را در هر دوره کاربرد زبانی، باید مورد مطالعه مستقل قرار داد. از این رو حتی اگر آن چه ایشان در دیرینه شناسی واژه حکمت مطرح کرده اند، مستند و درست هم باشد، نمی تواند دلیل کافی برای معنایابی واژه «حکمت» در اصطلاح قرآنی – روایی قرار گیرد. بله می توان از جستجوشمه های پیشینی، استفاده هایی را در برخی از ریزه کاری های معنایی داشت، اما کار اصلی واژه شناس فهم واژه در زبان متن است.


    2
    . مدعای دوم ایشان آن است فلسفه در عصر ملطی ها و یونانیان، فروکاست حکمت شد و حکمت ابراهیمی به «فلسفه» تنزل یافت. ایشان تعلق این فلسفه را به ماده – که از آن به عنوان آرخه یاد می شد – و فاصله گیری آن از «آیه» را که مسیر حکمت بود، نقطه اصلی تاریخی فاصله فلسفه از «حکمت» تلقی می کنند، فاصله ای که امتداد آن به فلسفه غربی معاصر ره یافت و کسانی مانند دکارت و... را پروراند. البته ایشان «افلاطون» و جریانی از ایده آلیسم معاصر (هگل، هوسرل و...) را در برزخ میان «فلسفه» و «حکمت» تلقی می کنند، که گرچه در محدوده «آرخه» نماندند ، اما به «آیه» هم نپیوستند بلکه از «ایده» سخن گفتند که فاصله های فراوان با «آیه» داشت و دارد.
    این مدعا نیز با چند ادعا همراه است که بدون دلیل و مستند و ارجاع به منابع، انجام شده است:
    نخست آن که ملطیان و یونانیان، نخستین فیلسوفانی بودند که به «ماده» توجه کردند و آن را از معنا تهی دیدند.
    دوم آن که در فلسفه یونان، تمامی نگرش های فلسفی و علمی، چونان بودند که ایشان دعوی آن را دارند (یعنی نگرش اصالت به ماده و تهی دیدن آن از معنا)
    سوم آن که دیدگاه افلاطون (نظریه مثل افلاطونی و...) با نگرش آیه ای به هستی منافات دارد. به نظر می رسد که در باب هر سه مدعا، می توان مناقشاتی جدی داشت ولی چون بررسی این سه مدعا، ورود به حوزه ای تخصصی تر است، از آن صرفنظر می شود. اما در یک کلام، چگونه این دعاوی بزرگ، به صرف توجه چند فیلسوف به موضوع «ماده» تعمیم می یابد؟ و کل فلسفه یونان محکوم می شود؟

    3.
    مدعای سوم ایشان آن است که «فلسفه» غیر از «حکمت» است، چه این که اگر آن دو را یکی بدانیم، چگونه می توان گفت که «حکمت» - که خداوند آن را خیر کثیر خوانده است (و من یؤتی الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا) - در اختیار فیلسوفان ملحد و منکر چونان مارکس، فویرباخ، هیوم، و... قرار داده است.
    به نظر می رسد که این سخن نتیجه عدم توجه به تعاریفی است که فیلسوفان اسلامی از حکمت و «فلسفه» داشته اند؛ آنان به درستی متفطّن این نکته بوده اند که هرگونه تلاش ذهنی و تکاپوی عقلی، نام «حکمت» و «فلسفه» را به خود نمی گیرد. از نخستین گام های فلسفی در تاریخ فلسفه اسلامی، چونان دغدغه ای را می توان دید که «فلسفه را نباید در چارچوب ورزش ذهنی محدود کرد». به عنوان نمونه به چند نقل بسنده می کنیم:
    1- کندی (از پیشگامان فلسفه اسلامی) در رساله اش به المعتصم باا... به نام فلسفه الاولی می نویسد: «هدف نهایی فیلسوف در علم نظری، کسب حقیقت و در شناخت علم عملی، هماهنگی رفتار با حقیقت است» (2)
    همان گونه که می نگرید «وصول به حق»، «عمل به حق» غایت فلسفه ورزی دانسته شده است.
    2- ابن سینا در کتاب «عیون الحکمه» می نویسد: «حکمت، کمال یابی نفس آدمی است که به اندازه توان بشری، می کوشد که امور هستی را تصور کند و به حقایق نظری و عملی هستی تصدیق و باور یابد» (3)
    در تفسیر فوق نیز «حکمت» فلسفی، صرفا تصور مفاهیم (تکاپوی ذهنی) نیست، بلکه باور و تصدیق به حقایق گیتی(اعم از حقایق نظری و عملی) هم بخشی از فلسفه و حیات فیلسوف تلقی شده است.
    3- در حکمت اشراق، تاکیدات روشن تری بر نقش «شهود باطنی» و «تزکیه وجودی» در دستیابی به فلسفه و حکمت می توان دید، این که نیل به درجه حکمت، ره آورد کمال معرفت نظری و تهذیب نفس است.(4)
    4- ملاصدرا که فلسفه خویش را «حکمت متعالیه» نامید، تاکید بر آن دارد که حکمت و فلسفه، افق گشایی وجودی است (و نه انبوه سازی ذهنی) این که انسان باید بتواند در پرتوی آن، جهانی گشوده در درون و مشابه جهان برون پدید آورد و در این مسیر، تهذیب نفس و ریاضت های وجودی، شرط اصلی و مهم رهروی است. (5)
    × × ×
    نتیجه سخن آن که گر چه این مدعا که فلسفه در تمام کاربردهای آن، معادل حکمت نیست، سخن درستی است، اما فیلسوفان اسلامی، از فلسفه معنایی را اراده کرده اند که با حکمت مترادف است، چه این که در این تعریف «فلسفه» صرفا در محدوده ذهن حرکت نمی کند، بلکه فلسفه در «جان» و «ذهن» می گذرد و هر دو را متحول می سازد. بنابراین، فلسفه در این تفسیر، با قداست حکمت توام می شود و نمی توان بین این دو واژه تفکیکی قائل شد.

    (ادامه نقد دعاوی ایشان را در قسمت دوم بخوانید)

    پاورقی:
    1- به عنوان نمونه: حکم: اصل واحده و هو المنع (مقائیس اللغه) الحکم، القضا و اصله المنع (مصباح المنیر) العرب یقول: حکمت و احکمت و حکّمت: بمعنی منعت (لسان العرب) و...

    2- به نقل از «تاریخ فلسفه در اسلام» به کوشش «م. م. شریف» نشر دانشگاهی، تهران، 1362، ج1، ص596 (مقاله: کندی)
    3- شرح عیون الحکمه متن از: ابن سینا، شرح از فخر رازی، تحقیق احمد حجازی و احمد السقاء، ج2، ص3.
    4- ر. ک. مجموعه مصنفات شیخ اشراق (شهاب الدین سهروردی) ج1و2، با تحقیق هانری کربن و ج3 با تحقیق سید حسین نصر، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، در این مجلدات، که با واژه نامه اصطلاحات همراه است، به وضوح می توان دریافت که چگونه واژه های حکمت، حکما و... تفسیری خاص دارندو فیلسوف اشراقی، هرگز آن را در سطح تکاپوی عقلی خلاصه نمی کند. جالب این که شیخ اشراق در وصیتی که در پایان کتاب حکمه الاشراق می نویسد، یادآوری می شود: این کتاب را کسی فرا بگیرد که شیفته نورا... باشد و قبل از آغاز آن چهل روز ریاضت پیشه کند، گوشت نخورد، خوراک را کم کند و در تاملات اشراقات الهی انقطاع از خلق جوید و... و امید آن را نداشته باشد که اسرار این کتاب را جز با مراجعه به شخصی که خلیفه الهی است و از علم الکتاب بهره مند است، دریابد (همان، ج2، 258- 259)
    5- اسفار، ج1، 20.
    ویرایش توسط صمصام : چهارشنبه ۰۶ اردیبهشت ۹۱ در ساعت ۱۷:۳۶

  20. کاربر روبرو از پست مفید صمصام تشکر کرده است .


  21. #41
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,020
    سطح : 100
    Points: 32,020, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,103 در 2,353 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 13 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 102 در 66 پست

    پیش فرض

    فکر میکنم هسته اصلی مغلطه و سخن پراکنی ایشون در همین پاراگراف توضیح داده شده:

    به نظر می رسد که این سخن نتیجه عدم توجه به تعاریفی است که فیلسوفان اسلامی از حکمت و «فلسفه» داشته اند؛ آنان به درستی متفطّن این نکته بوده اند که هرگونه تلاش ذهنی و تکاپوی عقلی، نام «حکمت» و «فلسفه» را به خود نمی گیرد. از نخستین گام های فلسفی در تاریخ فلسفه اسلامی، چونان دغدغه ای را می توان دید که «فلسفه را نباید در چارچوب ورزش ذهنی محدود کرد». به عنوان نمونه به چند نقل بسنده می کنیم
    ایشان بارها از لغت حکمت استفاده میکنند اما حتی یک بار و حتی در توضیحات بعدی یک بار نمیتواند تعریف فلسفه از نظر فیلسوفانی که نام برده را ارائه دهد.
    و صد البته تعریف خاصی مغایر با فلسفه اسلامی هم ارائه نمی دهد.

    توجه دارید که توضیح و توصیف یک چیز با تعریفی جامع و مانع متفاوت است. اینکه بگوییم حکمت فلان است و ... اما فلسفه ... این از گوینده ای که قصد نقد فیلسوفانی را دارد که معتقد هستند فلسفه شان همان حکمت است قابل قبول نیست. و البته ایشان چون هر هیچکدام از طرفین این بحث صاحبنظر و شناخته شده نیست نمیتوان حتی پذیرفت که این تعاریف به علت شناخت گوینده از اندیشه های ایشان حذف شده. گرچه که چنین تعاریفی که برای سخنان ایشان لازم است حتی در توضیحات بعدی هم نبوده.
    اگر این تعریف ملاصدرا از فلسفه است:

    "فلسفه عبارت است از طلب تکمیل نفس انسانی به وسیله معرفت حقایق موجودات آن چنان که هستند، و حکم به وجود آنها با تحقیق برهانی نه با تبعیت از ظن و تقلید، به اندازه استعداد و امکان انسانی و اگر خواستی می توانی چنین بگویی: تنظیم جهان هستی در عالم عقل بر مبنای طاقت بشری، تا از این راه تشبیه به خداوند متعال حاصل گردد"

    و یا این تعریف علامه جعفری از فلسفه:

    "فلسفه تحصیل توانایی است برای تأمین فعالیت ادراک راجع به معرفت رابطه انسان و جهان"

    باید دید آن چیزی که ایشان گمان میکنند حکمت است و تعریفی برای آن ندارند چیست که با این متفاوت است و در طول این سالهای متمادی هیچ مسلمانی نفهمید! تا به ایشان رسید و ایشان فهمید! و در یک سخنرانی آن را فاش کرد!



  22. 2 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  23. #42
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-دی-۲۲
    محل سکونت
    پایتخت فرهنگ وتمدن ایران اسلامی (اصفهان)
    نوشته ها
    41
    امتیاز : 2,923
    سطح : 33
    Points: 2,923, Level: 33
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 555
    تشکر شده 150 در 41 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام

    آقای عباسی واقعا اندیشمند با ارزشیست شخصا چیزهای زیادی ازشون یاد گرفتم و خیلی به بنده دید دادند اما باید با ادبیات و روحیات ایشون آشنا باشید
    در این صورت خیلی از گاف های استاد تعجب نمیکنید کلا یه روحیه خاصی دارند

    تقریبا مثل اقا سید خودمون گاهی بعضی از صحبت های ایشان رو برای کسانی که نمی شناسندشون بذارید شدیدا موضع میگیرند ولی همونا برای ما بذارید با تکان دادن سر و عبارت (از دست این سید) و یک خنده ریز مواجه میشید

    پس سعی کنیم شان افراد رو حفظ کنیم مخصوصا کسانی که عمری رو صرف مطالعه و تحقیق کردند
    ویرایش توسط amiri : پنجشنبه ۰۷ اردیبهشت ۹۱ در ساعت ۰۸:۳۳

  24. کاربر روبرو از پست مفید amiri تشکر کرده است .


  25. #43
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-آبان-۰۵
    نوشته ها
    26
    امتیاز : 6,260
    سطح : 51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 16
    تشکر شده 66 در 27 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    پاسخ های جالب سید محمد حسین سجادی
    خیلی زیاده کپیش نکردم

  26. #44
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-آبان-۰۵
    نوشته ها
    26
    امتیاز : 6,260
    سطح : 51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 16
    تشکر شده 66 در 27 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض



    مصباح یزدی سپس در نقد کسانی که فلسفه اسلامی را مورد حمله قرار می‏دهند گفت: "چه قدر کوتاه نظری است که کسانی بگویند فلسفه هیچ ارتباطی به دین ندارد. ما نسبت دینی و غیر دینی بودن یک علم را با عالم و متعلّم در نظر می*گیریم؛ اگر عالم و متعلم با یک علم طوری برخورد کردند که به وسیله آن خدا را بشناسند و وجود او را اثبات کنند آن علم، علم دینی می‏شود. پس اگر ما این انگیزه را داشتیم و تلاش کردیم که به وسیله یک علم برخی اسباب الهی را در نظر بگیریم که بالقوه می تواند ما را با خدا آشنا کند تا افعال خدا را بشناسیم علم ما علمی دینی است".

  27. 2 کاربر از پست مفید صمصام تشکر کرده اند .


  28. #45
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-بهمن-۱۹
    نوشته ها
    875
    امتیاز : 12,923
    سطح : 74
    Points: 12,923, Level: 74
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 327
    Overall activity: 32.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,773
    تشکر شده 5,285 در 910 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    نقل قول شدن
    در 16 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 14 در 13 پست

    پیش فرض

    سلام
    شاید نتیجه گیری از سخنان علامه مصباح اینگونه باشد که
    عالم و متعلم در فلسفه اگر به دنبال اثبات خداوند باشند ، قابلیت ارزش گذاری را دارند
    در غیر اینصورت ، ارزش آنچنانی در آن متبدر نیست . این طرح باز هم تایید کننده ی
    دیدگاه اساتید مبنی بر فلسفه مسلمانان است و نه فلسفه اسلامی .
    و از طرف دیگر فلسفه برخی غربیها که در تعارض با دین می باشد
    جنبه ی دینی نداشته و قطعا مورد بحث نیست ، مانند تفکرات امثال دکتر سروش
    که برگرفته از دیدگاه های فیلسوف غربی جناب کارل رایموند پوپر می باشد .
    بقیه دعواها بیشتر سیاسی و مچ گیری های حضرات است .
    اردات

  29. 3 کاربر از پست مفید حسام دادجو تشکر کرده اند .


  30. #46
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,020
    سطح : 100
    Points: 32,020, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,103 در 2,353 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 13 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 102 در 66 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط حسام دادجو نمایش پست اصلی
    سلام
    شاید نتیجه گیری از سخنان علامه مصباح اینگونه باشد که
    عالم و متعلم در فلسفه اگر به دنبال اثبات خداوند باشند ، قابلیت ارزش گذاری را دارند
    در غیر اینصورت ، ارزش آنچنانی در آن متبدر نیست . این طرح باز هم تایید کننده ی
    دیدگاه اساتید مبنی بر فلسفه مسلمانان است و نه فلسفه اسلامی .
    و از طرف دیگر فلسفه برخی غربیها که در تعارض با دین می باشد
    جنبه ی دینی نداشته و قطعا مورد بحث نیست ، مانند تفکرات امثال دکتر سروش
    که برگرفته از دیدگاه های فیلسوف غربی جناب کارل رایموند پوپر می باشد .
    بقیه دعواها بیشتر سیاسی و مچ گیری های حضرات است .
    اردات
    من فکر میکنم در مورد برداشت شما از فلسفه مسلمانان و فلسفه اسلامی اشتباه کردم!

    عذر میخوام

  31. کاربر روبرو از پست مفید hands of god تشکر کرده است .


  32. #47
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-آبان-۰۵
    نوشته ها
    26
    امتیاز : 6,260
    سطح : 51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 16
    تشکر شده 66 در 27 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض پاسخ صالحی - قسمت دوم

    آقای حسن عباسی و نقد فلسفه اسلامی(۲)
    صالحی، سید عباس - در بخش نخست به نقد اجمالی سه ادعای ایشان پرداختیم و اینک قسمت دوم و پایانی آن.

    4. مدعای چهارم ایشان آن است که قرآن کریم به گونه ای مداوم به آیه ها اشاره می کند اما نگاه فلسفه اسلامی از «آیه» به «آرخه» (ماده) فروکاسته شده است. به نظر می رسد نادرستی این ادعا با مراجعه اولیه و آشنایی سطحی با فلسفه اسلامی و بویژه حکمت متعالیه مکشوف می شود، به عنوان نمونه تنها به چند محور فلسفی مطرح در حکمت صدرایی اشاره ای سریع می شود:

    مورد نخست، موضوع «وجود رابط» در این فلسفه است، این که تمامی موجودات هستی عین ربط و تعلق به حضرت حقند، یعنی نه آن که موجودی هستند که تعلق وجودی به خدا دارند، بلکه وجودشان را در ربط به او می یابند، به تعبیردیگر رابطه ممکنات با خداوند، چونان رابطه پدری و فرزندی (از اقسام اضافات) نیست که دو موجود مستقلند اما فرزند وابسته به اوست، بلکه ممکنات جز در حلقه ربط تعین و تفسیر نمی یابند.

    مورد دوم، تفسیر «تشکیک وجود» در مبانی صدرایی است، این که مراحل متاخر از ظهورات مراتب متقدم وجودی است و در نتیجه جهان ممکنات، ظهور حضرت حق است. ملاصدرا تصریح می کند که تمامی موجودات، از مراتب نور حقیقی و از تجلیات وجود قیوم الهی به شمار می روند. (1)

    مورد سوم، تفسیری که حکمت متعالیه از اسما و صفات الهی دارند و این که هر اسم خدواندی، به گونه ای در هستی متجلّی است، این محور نیز منظر دیگری در نگرش آیه ای به هستی است؛ ملاصدرا می نویسد:
    اعلم ان جمیع الموجودات مظهر لصفات ا... و آثاره علی سبیل الاختلاف فی الخفاء و الجلاء (2) (تمامی موجودات، مظهر صفات و آثار الهی اند، هر چند گاه آشکار و گاه پنهان)

    موارد فوق، تنها نمونه هایی از نگرش آیه ای به هستی در حکمت متعالیه است، با یک تورق مختصر در فلسفه اسلامی، می توان به محورهای دیگر دست یافت؛ مواردی از قبیل: امکان فقری مناط علیت است (و نه حدوث یا امکان ماهوی و یا ...)، براهین آیه ای اثبات صانع در فلسفه اسلامی، ربط کثرات به وحدت، تحلیل علت فاعلی و علت غایی در هستی و...

    5. مدعای پنجم ایشان آن است که فلسفه هم زادی به نام «ذهن» دارد. حال فیلسوفان اسلامی چه تصویری از آن دارند؟ این تفسیر با ذهن معادل Mind چه ارتباطی می یابد؟ و چرا قرآن کریم، به جای آن واژه، واژه هایی چون قلب و فؤاد را به کار می برد؟
    پرسش های فوق در راستای مدّعیات پشین حرکت می کند که فلسفه (و نیز فلسفه اسلامی) با «ذهن» سر و کار دارد و «ماده»، اما حکمت – در تفسیر ایشان – با قلب و فؤاد و «آیه»!

    در بررسی این مدعا، چند نکته را باید یادآور شد؛

    نخست آن که فیلسوفان و عارفان در منبع اصلی معرفت، اختلاف نظر دارند؛ فیلسوفان بر «تعقل» و عارفان بر «شهود» تاکید داشته، اما حکمت متعالیه بر جمع دو مسیر تاکید می کند.

    دوم این که واژگان معرفت شناسانه قرآنی به چه معناست؟ واژگانی چون: لُبّ، عقل (و مشتقات آن)، قلب، فؤاد، صدر و...
    حکمت متعالیه با جمع دو منبع اصلی معرفت، واژگان فوق را ناظر به دو حوزه «تعقل» و «شهود» تفسیر می کند، بنابراین، نمی توان گفت که قرآن کریم، صرفا از قلب و فؤاد که منبع درک شهودی اند، سخن می گوید بلکه از تعقل ورزی نیز بارها و بارها یاد کرده است، هر چند برای درک شهودی نیز ارزش اصیلی قائل است.

    سوم. حکمت متعالیه (و فلسفه اسلامی) تصویری از ذهن دارد که با ذهن معادل Mind (که امروز در فلسفه ذهن و روان شناسی بحث می شود) تفاوت هایی دارد. اولا در دامنه آن متفاوت است چه اینکه در فلسفه کلاسیک اسلامی، ذهن محدود به ابعاد معرفتی است ولی در تفسیر جدید، شامل ابعاد و حالات معرفتی، روانی، ارادی معنوی می شود. و ثانیا در تفسیر ماهیت ذهن، تفاوت هایی با برخی از از نظریه های شایع در فلسفه ذهن وجود دارد. بویژه با تفسیر یگانه انگاری جوهری ذهن و بدن و... و نیز تفاوت های دیگری را می توان بر شمرد؛ ثالثا ذهن در فلسفه اسلامی، در قالب تصویرگری از «ماده» محصور و محدود نیست، بلکه توان درک آیات هستی را دارد، بنابراین «ذهن» و «قلب» دو بال «حکمت» می شوند.

    6. مدعای ششم ایشان آن است که در فلسفه صدرایی، سفرهای چهارگانه مطرح است، به نظراو پارادیم ملاصدرا شبیه غار افلاطونی است که در مرحله نخست، سایه ها را در غار می بیند و متوجه بیرون غار می شود و در مرحله دوم در بیرون غار به کندوکاو می پردازد و در مرحله سوم مجددا به غار بر می گردد و در مرحله چهارم دیگران را متوجه بیرون غار می کند و به سوی روشنایی می برد. اما با این تفاوت که در اسفار اربعه صدرایی، سفر چهارم، «سفر در خلق به حق» است و نه آنکه خلق را به سوی حق ببرد، به همین جهت از اسفار اربعه، امامت و مهدویت در نمی آید.

    در بررسی مدعای فوق باید گفت که

    اولا خود ملاصدرا تصریح می کند که برای سالکان از عارفان و اولیا سفرهای چهارگانه در سلوک مطرح است و او این سلوک روحی را بر سلوک عقلی هم منطبق می کند، (3) بنابراین خود او ارجاع می دهد که این تقسیم بندی را در منابع پیشینی دیده و اقتباس کرده است (هر چند باید توجه داشت که این سخن، نه به معنای پذیرش مُثُل افلاطونی و یا نظریه معرفت افلاطونی است)

    ثانیا ظاهرا ایشان فهم روشنی از سفر چهارم یعنی «سفر در خلق به حق» ندارند، شارحان حکمت متعالیه، به درستی آن را به همان مقام نبوت و امامت تطبیق داده اند، چه این که سالک، پس از سفرهای سه گانه نخست (از خلق به حق، در حق با حق و از حق با حق) وقتی به سوی «خلق» بر می گردد روشن است که به جهانگردی و سیاحت نمی پردازد و در عالم کثرات، به ابتهاج مادی دل خوش نمی کند، بلکه مراد همان است که او با اتکال به حق، برای دستگیری و هدایت خلق حرکت می کند تا آنان را نیز وارد مراحل سلوک روحانی و عقلانی نماید. بنابراین، نه تنها از درون آن اندیشه هدایت خلق به حق و امامت و مهدویت بر می آید، بلکه عین آن معنا می دهد.

    7. مدعای هفتم ایشان آن است که امام خمینی، از صدرایی بودن عبور کرده است. او با تشبیه ایشان به کانت و ویتگنشتاین و... که دو مرحله عمر داشته اند، امام خمینی را نیز چونان می شناسد. در استدلال بر این مدعا به نامه ها و اشعاری اشاره می کند و از جمله این که امام خمینی در سال 1365 به عروس خود می نویسند: اسفار اربعه با طول و عرضش از سفر به سوی دوست بازم داشت، نه از فتوحات فتحی حاصل و نه از فصوص الحکم حکمتی دست داد.

    در ارزیابی این ادعا چند نکته را باید یادآور شد:

    نخست آن که گرچه تحولات اندیشگی در شخصیت های بزرگ ممکن است، اما نباید آن را با حدس و گمان و یا قرائن غیر مدلّل مطرح کرد.

    دوم آن که عبارت فوق و نیز اشعاری که به آن استناد جسته اند، در مقام آن است که نباید اصطلاحات علوم استدلالی و حصولی، مانع دستیابی به معارف شهودی و حضوری شوند و نیز این که رهروی کوی حقیقت بایستی با این خوف و دغدغه مدام هم راه باشد که مباد دانسته ها، حجاب او گردند و بواسطه ی عدم تزکیه و تهذیب، به داشته های وجودی تبدیل نشوند و در این نگرانی، فرقی میان دانش فلسفه و دانش های حصولی دیگر چونان فقه، تفسیر و... و حتی به تعبیر حضرت امام «علم توحید» هم نیست. شاهد این نگاه توضیح خود ایشان در خطاب به فرزندشان مرحوم حاج سید احمد خمینی است: «آنچه گفتم به این معنا نیست که به فلسفه و علوم برهانی و عقلی نپرداز و از علوم استدلالی رو گردان که این خیانت به عقل و استدلال و فلسفه است، بلکه به آن معناست که فلسفه و استدلال راهی است برای وصول به مقصد اصلی و نباید تو را از مقصد و مقصود و محبوب محجوب کند.» (4)

    و نکته سوم آن که از حضرت امام در سالیان پایانی حیات مبارک شان نیز توصیه های مکرر به فلسفه اسلامی ، حکمت متعالیه و عرفان دیده می شود. ایشان در اسفند سال 1367 در منشور حوزویان با یادکرد دوران غم بار مهجوریت فلسفه و عرفان در حوزه های علمیه فرمودند: «فلسفه و عرفان، کفر و شرک به شمار می رفت، در مدرسه فیضیه، فرزند خردسالم مرحوم مصطفی از کوزه آب نوشید، کوزه را آب کشیدند چون فلسفه می گفتم»
    هم چنین در همان سال، در نامه به گورباچف، با تمجید بی مانند از فلسفه و نیز عرفان ابن عربی سخن گفتند. (5) و نمونه های دیگر و دیگر.

    با این احوال چگونه می توان امام خمینی را عبور یافته از حکمت صدرایی و بی اعتقاد به آن در دوره پایانی حیات شان دانست؟ آیا این گونه نسبت و انتساب، تصویرسازی غلط از شخصیتی نیست که سابقه و لاحقه ایشان، عمیقا با معارف فلسفی- عرفانی عجین است؟

    این سخنان نه به معنای آن است که چون امام خمینی، چونان بوده و می اندیشیده است، پس فلسفه اسلامی از حقانیت قطعی برخوردار است (چه این که حقیقت را نباید با بزرگان شناخت بلکه اشخاص را باید با آن تراز کرد) اما بدان معنا هست که نباید برای تثبیت مدعا به تحریف شخصیت ها پرداخت و چهره ای خود ساخته از بزرگان ارائه کرد.

    8. آخرین مدعای ایشان بیان ناکارآمدی فلسفه اسلامی در عرصه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است، این که از حکمت صدرایی و فلسفه اسلامی بایستی در دهه پیشرفت و عدالت، فلسفه های مضاف برخیزد و چونان نبوده و نیست. این ادعا در حقیقت به چهار ادعا باز می گردد، دعاوی که در بیان ایشان تفکیک نشده اند و بر هیچ یک نیز دلیل روشنی اقامه نگردیده است:

    اول آن که «فلسفه» حتما بایستی به حوزه زندگی اجتماعی ورود پیدا کند و نتایج آن به دامنه زیست اجتماعی منتهی شود و الاّ فلسفه ای مطلوب نیست.

    دوم آن که «فلسفه» نباید صرفا در حد مبنا سازی کلی زندگی اجتماعی ورود یابد بلکه به گونه ای در نسخه پیچی زندگی اجتماعی هم باید مشارکت داشته باشد.

    سوم آن که پس از پذیرش مبنای اول و دوم «فلسفه اسلامی» ورود کارآمدی در این حوزه ها نداشته است.

    و چهارم آن که فلسفه اسلامی در آینده نیز از چونان کارآیی و کارآمدی برخوردار نمی تواند باشد.


    برری ادعای چهارگانه فوق (که از سوی ایشان تقریبا بدون دلیل ارائه شده اند) نیاز به فرصت مبسوط تری دارد تا مفهوم کارآمدی در فلسفه وضوح بیشتری بیابد که ان شا... در مجال دیگر به آن خواهیم پرداخت.

    در پایان مجددا یادآور می شوم طرح نکات فوق، نه به معنای آن است که فلسفه اسلامی و حکیمان مسلمان، نقد ناپذیرند و نباید در ساحت نقد ایشان ورود یافت، چه این که سنت فلسفی با اشکال و نقد پویایی می یابد، بلکه به آن معناست که در نقد فلسفه و نیز فلسفه اسلامی، مراعات قواعد نقد نیز صورت گیرد. به نظر می رسد که کسانی چونان ناقد محترم، فاصله هایی روشن از این مبادی و روش ها داشته و دارند.

    پاورقی:
    1- الشواهد الربوبیه، صدر المتألهین شیرازی، تصحیح جلال الدین آشتیانی، بوستان کتاب، 160
    2- المظاهر الالهیه فی اسرار العلوم الکمالیه، صدر المتألهین شیرازی، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، 1378
    3- الاسفار الاربعه، صدرا المتألهین شیرازی، انتشارات مصطفوی قم، ج1، 13
    4- صحیفه نور، امام خمینی، موسسه نشر تنظیم نشر آثار امام خمینی، ج16، 220
    5- همان، ج21، 225


  33. کاربر روبرو از پست مفید صمصام تشکر کرده است .


  34. #48
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-آبان-۰۵
    نوشته ها
    26
    امتیاز : 6,260
    سطح : 51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 16
    تشکر شده 66 در 27 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ^ خداییش عالی جواب دادن. مودبانه، علمی و دقیق

  35. #49
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-آبان-۰۵
    نوشته ها
    26
    امتیاز : 6,260
    سطح : 51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 16
    تشکر شده 66 در 27 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    قسمتی از نامه امام به گورباچف در 11 دی 1367 :

    اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینه ها تحقیق كنید، می توانید دستور دهید كه صاحبان این گونه علوم علاوه بر كتب فلاسفه غرب در این زمینه، به نوشته های فارابی و بوعلی سینا ـ رحمت الله علیهما ـ در
    حكمت مشاء مراجعه كنند، تا روشن شود كه قانون علیت و معلولیت كه هرگونه شناختی بر آن استوار است، معقول است نه محسوس؛ و ادراك معانی كلی و نیز قوانین كلی كه هرگونه استدلال بر آن تكیه دارد، معقول است نه محسوس، و نیز به كتابهای سهروردی ـ رحمت الله علیه ـ در حكمت اشراق مراجعه نموده، و برای جنابعالی شرح كنند كه جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف كه منزه از حس می باشد نیازمند است؛ و ادراك شهودی ذات انسان از حقیقت خویش مبرا از پدیده حسی است. از اساتید بزرگ بخواهید تا به حكمت متعالیه صدرالمتألهین ـ رضوان الله تعالی علیه و حشره الله مع النبیین و الصالحین ـ مراجعه نمایند، تا معلوم گردد كه: حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده؛ و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احكام ماده محكوم نخواهد شد. دیگر شما را خسته نمی كنم و از كتب عرفا و بخصوص محی الدین ابن عربی نام نمی برم؛ كه اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را كه در این گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توكل به خدا از عمق لطیف باریكتر از موی منازل معرفت آگاه گردند، كه بدون این سفر آگاهی از آن امكان ندارد.


    بزن بریم قممممم. به دکتر عباسی هم بگید بره قم تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر از موی این منازل معرفت آگاه گردد

  36. #50
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-آبان-۰۵
    نوشته ها
    26
    امتیاز : 6,260
    سطح : 51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 16
    تشکر شده 66 در 27 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    به عنوان آخرین صوبتم. فقط میخوام بگم که این دغدغه ی حرکت در مسیر فلسفه هنوز در منظر رهبری به قوت خودش باقیه.

    بيانات مقام معظم رهبری در ديدار طلاب، فضلا و اساتيد حوزه علميه قم‏

    ۱۳۸۹/۰۷/۲۹

    يك مسئله، مسئله ى درس فلسفه و رشته ى فلسفه است. توجه بكنيد؛ اهميت فقه و عظمت فقه نبايد ما را غافل كند از اهميت درس فلسفه و رشته ى فلسفه و علم فلسفه؛ هر كدام از اينها مسئوليتى دارند. رشته ى فقه مسئولياتى دارد، فلسفه هم مسئوليتهاى بزرگى بر دوش دارد. پرچم فلسفه ى اسلامى دست حوزه هاى علميه بوده است و بايد باشد و بماند. اگر شما اين پرچم را زمين بگذاريد، ديگرانى كه احياناً صلاحيت لازم را ندارند، اين پرچم را برميدارند؛ تدريس فلسفه و دانش فلسفه مى افتد دست كسانى كه شايد صلاحيتهاى لازم را برايش نداشته باشند. امروز اگر نظام و جامعه ى ما از فلسفه محروم بماند، در مقابل اين شبهات گوناگون، اين فلسفه هاى وارداتى مختلف، لخت و بى دفاع خواهد ماند. آن چيزى كه ميتواند جواب شماها را بدهد، غالباً فقه نيست؛ علوم عقلى است؛ فلسفه و كلام. اينها لازم است.


    ***

    ذهن من یکی که انصافا مشوشه. از یک طرف تاکیدات اینچنینی رهبری، از طرف دیگه سخنان دکتر عباسی که کلا این مسیر رو نفی میکنند.
    چه باید کرد؟

  37. کاربر روبرو از پست مفید صمصام تشکر کرده است .


  38. #51
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-بهمن-۱۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,487
    امتیاز : 9,682
    سطح : 66
    Points: 9,682, Level: 66
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteranTagger Second ClassOverdrive
    تشکر کردن : 4,286
    تشکر شده 12,108 در 1,505 پست
    حالت من : Shad
    یاد شده
    در 1 پست
    نقل قول شدن
    در 3 پست
    مخالفت
    53
    مخالفت شده 61 در 40 پست

    پیش فرض

    ^
    آدم به وجود حضرت آقا افتخار میکنه.
    فقط من یک نکته رو متوجه نشدم. یعنی چون ما اون نقشه اصلی رو در کشور نداریم، مجبوریم به نقشه حضرت آقا رجوع کنیم؟
    احتمالا بد متوجه شدم. چون فکر میکنم با این تعاریف و مشخصاتی که دکترعباسی از ایشون ارائه میکنند؛ ما کلا حتی اگر همچون نقشه ای داشتیم؛ باز هم باید به نقشه ی امام و رهبرمون رجوع میکردیم.

  39. 4 کاربر از پست مفید s-a-h تشکر کرده اند .


  40. #52
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-بهمن-۱۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,487
    امتیاز : 9,682
    سطح : 66
    Points: 9,682, Level: 66
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteranTagger Second ClassOverdrive
    تشکر کردن : 4,286
    تشکر شده 12,108 در 1,505 پست
    حالت من : Shad
    یاد شده
    در 1 پست
    نقل قول شدن
    در 3 پست
    مخالفت
    53
    مخالفت شده 61 در 40 پست

    پیش فرض

    ^ صحیح

  41. کاربر روبرو از پست مفید s-a-h تشکر کرده است .


  42. #53
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 45,106
    سطح : 100
    Points: 45,106, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,123
    تشکر شده 23,670 در 5,471 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    یا نعم الرفیق

    دکتر عباسي؛اينترنت جاسوس وزارت دفاع آمريکا

    مديران و مسئولان کشور اصلا رعايت نمي کنند در سري ترين جلسه ها موبايل هايشان روشن است و سري ترين حرف ها را پشت موبايل مي زنند آقايان مسئول اين موبايل رله مي کند و هر چه شما مي گوييد شنود مي شود.

  43. 2 کاربر از پست مفید مشكات نياز تشکر کرده اند .


  44. #54
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-بهمن-۱۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,487
    امتیاز : 9,682
    سطح : 66
    Points: 9,682, Level: 66
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteranTagger Second ClassOverdrive
    تشکر کردن : 4,286
    تشکر شده 12,108 در 1,505 پست
    حالت من : Shad
    یاد شده
    در 1 پست
    نقل قول شدن
    در 3 پست
    مخالفت
    53
    مخالفت شده 61 در 40 پست

    پیش فرض

    سلام. نمیخوام به بحث گذشته بازگردم. همینطوری داشتم مطالعه میکردم این رو دیدم گفتم که توی پرانتز بحث قبلی واردش بکنم که ببینیم حتی نظر آیت الله جوادی آملی هم اون چیزی نیست که دکتر عباسی مطرح کردند.

    آیت الله جوادی آملی:

    این توصیه ی خداوند نسبت به كل انسان ها است، اما به عالمان دین كه می رسد، این ها را كنار هم ذكر كند و میفرماید:

    به مراكز علوم اسلامی بروید و به فقاهت بار یابید تا مُنذِر مردم باشید:

    «فَلَوْ لا نَفَر مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِینْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیهِم.»

    فقاهت كه در كتاب و سنت آمده، به معنی فقه مصطلح نیست؛

    همچنان كه حكمتی كه در كتاب و سنت آمده نیز به معنی فلسفه ی مصطلح نیست
    .


    اصولاً علوم اسلامی فقه و حكمت است. هم حكمت اسلامی، فقه است و هم فقه اسلامی، حكمت.

    http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=10276

  45. 6 کاربر از پست مفید s-a-h تشکر کرده اند .


  46. #55
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,235
    امتیاز : 115,673
    سطح : 100
    Points: 115,673, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 34,563
    تشکر شده 41,628 در 9,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 5 پست
    نقل قول شدن
    در 132 پست
    مخالفت
    199
    مخالفت شده 129 در 104 پست

    Talking عکس: حسن عباسی در لباس کردی

    این عکس مربوط به بازگشت رزمندگان تیپ 66 هوابرد از عملیات فتح 5 در سلمانیه عراق در اردیبهشت 1366 است.











































































    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .






  47. #56
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-بهمن-۱۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,487
    امتیاز : 9,682
    سطح : 66
    Points: 9,682, Level: 66
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteranTagger Second ClassOverdrive
    تشکر کردن : 4,286
    تشکر شده 12,108 در 1,505 پست
    حالت من : Shad
    یاد شده
    در 1 پست
    نقل قول شدن
    در 3 پست
    مخالفت
    53
    مخالفت شده 61 در 40 پست

    پیش فرض

    عالیه. خیلی فضاهای قشنگیه. حال میکردنا
    تو پرانتز یه چیزی بگم. نمیدونم چرا یه حس اعتماد خیلی خوبی به افرادی که سابقه جبهه دارند دارم.
    البته جبهه رفتن قطعا ملاک برای خوب یا بد بودن افراد مخصوصا حال فعلی افراد نیست .
    ولی بعضیا هستن الان خیلی قمپز هستن ولی سابقه جبهه ندارن. حالا به هر دلیل موجهی ولی من حس خوبی ندارم بهشون.

  48. 6 کاربر از پست مفید s-a-h تشکر کرده اند .


  49. #57
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677
    امتیاز : 7,783
    سطح : 59
    Points: 7,783, Level: 59
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,912
    تشکر شده 4,166 در 665 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض سوریه خط اول مقاومت...

    دکتر حسن عباسی در نهمین اجتماع بزرگ "حزب الله سایبر – سوریه خط اول مقاومت" به بیان تحلیل درباره ابعاد مسئله سوریه و سناریوهای احتمالی غرب برای این پرونده پرداخت.
    در بخشی از این سخنرانی آمده است:
    …در دکترین شمشیر داموکلس، وضعیت سوریه، مقاومت اسلامی در فلسطین و لبنان به شکلی است که از سه زاویه شمشیر داموکلس اطراف گردن رژیم صهیونیستی قرار داده شده است و حال با چنین گروگانی، پیمان آتلانتیک شمالی که طرح حمله به سوریه را دارد یک برگ دیگر را رو کند تا ما نیز برگ استراتژیک خود را رو کنیم، این نکته را از این نظر می گویم که نخواهند از لحاظ روانی روحیه مردم سوریه را خراب کنند..


    سخنرانی دکتر حسین عباسی در نهمین اجتماع بزرگ حزب الله سایبر/فیلم

  50. 7 کاربر از پست مفید مروه تشکر کرده اند .


  51. #58
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 11,016
    سطح : 69
    Points: 11,016, Level: 69
    Level completed: 42%, Points required for next Level: 234
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,617
    تشکر شده 12,522 در 2,440 پست
    حالت من : Sepasgozar
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 18 پست
    مخالفت
    10
    مخالفت شده 13 در 8 پست
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  52. 3 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  53. #59
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 45,106
    سطح : 100
    Points: 45,106, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,123
    تشکر شده 23,670 در 5,471 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    یا نعم الرفیق

    هر حزبی - هر جایی - عامل رشد قدرت میشه که این روزا نه !! همیشه سیاست نرخ روزشه .
    اما این مسئله برای فوتبال ما اینقدر شدت و حدت نداره .
    اینی که می بینیم یه مسئول دولتی که هیچ ربطی به فوتبال سرخ و آبی نداره یهو میاد میشه رییس فلان جا - اینو میشه گفت سیاسی کاری ولی عموم ملت ایران بیشتر به جنبه تفریحی فوتبال جلب ن تا سیاسی - اون عده ای که دستخوش سیاست بازی هستند معمولا گارد پیشتاز فوتبالن - یعنی فوتبالمن ها .

    این که تو روابط خارجی این سیاسی کاری و سو استفاده ها ب غلظت باشه رو میشه کاملا جدی گرفت . برا همینه ایران هیچ وخ تو این بازیای خارجکی هیچی نمیشه . کلا با فطرتش ناسازگاره .

  54. 4 کاربر از پست مفید مشكات نياز تشکر کرده اند .


  55. #60
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,235
    امتیاز : 115,673
    سطح : 100
    Points: 115,673, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 34,563
    تشکر شده 41,628 در 9,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 5 پست
    نقل قول شدن
    در 132 پست
    مخالفت
    199
    مخالفت شده 129 در 104 پست

    Lightbulb مصاحبه با حسن عباسي درباره جريان نقد محتوايي آثار سينمايي در جهان

    اکنون در غرب صدها استاد فلسفه مشغول نقد محتوايي آثار سينمايي*اند/اسکورسیزی و کوبریک مي*توانند به عنوان استاد فلسفه در دانشگاه تدریس کنند
    گروه فرهنگي- چندي پيش رجانيوز با انتشار متن کامل سخنرانی «دكتر مجيد شاه*حسینی» در همایش «تلويزيون، مردم، انقلاب اسلامي» بابي را جهت آشنايي با افكار متفكرين سينمايي جبهه فرهنگي انقلاب گشود كه بازتاب*هاي مختلفي در ميان موافقان و مخالفان آن نوع نگاه به سينما يافت(اينجا). اين*بار نيز ماهنامه «سينمارسانه» به بهانه آشنايي با تفكرات سينمايي «دكتر شاه*حسيني» به سراغ «حسن عباسي» يكي ديگر متفكرين جبهه فرهنگي انقلاب رفته است و ماحصل گفت*وگو تبديل شده است به صحبت*هاي مهمي از «حسن عباسي» درباره «جريان نقد محتوايي» آثار سينمايي در ايران و جهان، و اهميتي كه اين نوع نگاه به سينما در سراسر دنيا دارد:
    در پرسش اول، به عنوان مدخل گفت*وگو، مایلم بدانم چه مدت است که دکتر شاه*حسینی را می*شناسید؟
    بله! بسم*الله الرحمن الرحیم. مجید را حدود 15 سال است که می*شناسم و با او تعامل دارم. اما با نوشته*های وی در نشریات، از قبل از آن آشنا بودم.

    کسی به نام مجید شاه*حسینی را حسن عباسی چگونه برای مخاطبان حرفه*ای و غیر حرفه*ای سینما و حوزه*ی رسانه معرفی می*کند؟

    برای شناخت مجید شاه*حسینی باید عرصه*ای که او برای خود انتخاب کرده است را شناخت و سپس رسالتی که برای خود قایل است را دانست؛ سپس روش او در عمل به آن رسالت، در عرصه*ی فرهنگی را معرفی کرد.

    عرصه*ای که آقای دکتر شاه*حسینی در آن عمل می*کند و رسالتی که برای خود قایل است، و هم*چنین روش او در صحنه، چیست؟

    این سه وجه شناخت مجید، نیاز به توضیح دارد. مجید سوای از طبابت، در پنج حوزه*ی تخصصی فرهنگی، حضور موثر داشته است: حوزه*ی تدریس نظری هنر و سینما، و حوزه*ی امور مستشاری و مشورتی هنری و فرهنگی.

    روش او در نقد، روشی کاملاً متمایز از روش مبتذل جاری در مواجهه با آثار هنری است، که روشی عمدتاً ژورنالیستی است و به تکنیک سینما می*پردازد، یا روشی که صرفاً نقد و بررسی آثار هنری را به فرم آن آثار محدود می*کند. روش مجید در نقد، روش محتواگرایی ناظر به سه وجه بیوتی (Beauty)، فرم (form)، و میم*سیز «mimesis» است؛ لذا غالباً نقدهای او از محتوایی فلسفی، تاریخی، نشانه*شناختی، و سبک*شناختی برخوردار است.

    روش نقد و بررسی علمی- فلسفی، که کمتر به تکنیک می*پردازد و بیشتر محتوا و مضمون را مد نظر دارد، در خاستگاه تمدنیِ سینما، یعنی در خود غرب چه جایگاهی دارد؟

    پرسش خوبی است. اما قبل از آن باید جایگاه نقد محتوایی را در آثار فرهنگی با ذکر مثالی روشن کرد. روزگاری شعر مهم*ترین ابزار بیان عمیق*ترین مضامین فکری- فلسفی بود. مولوی، اندیشه و فلسفه*ی خود را در مثنوی آورد، در حالی که می**توانست آن را مانند یک کتاب عادیِ فلسفی بنویسد. یا حافظ، حکمت مورد نظر خود را در غزلیات خود سرود، نه این*که کتاب حکمت بنویسد. امروز، منتقدین شعر، «مثنوی مولوی» و «دیوان حافظ» را از حیث آرایه*های ادبی و جناس و کنایه و تلمیح و وزن و قافیه مطالعه و بررسی می*کنند، اما فلاسفه و حکما، از حیث محتوای فلسفی و حِکمی، اشعار حافظ و مولوی را در ترازوی نقد می*سنجند.

    در دو- سه قرن اخیر، که رمان در غرب جایگاه بلندی یافت، بسیاری از اندیشمندان غربی، اندیشه*ی خود را در قالب رمان که زبان جذاب*تری برای عموم مردم در انتقال پیام بود، نوشتند و به مردم عرضه کردند. امروز در دانشگاه*های جهان و حتی ایران، استادانی هستند که در سطح دکترا و فوق دکترا، تخصص آن*ها این است که آثار ادبی جهان، مانند آثار ویکتور هوگو، چارلز دیکنز، جیمز جویس، مارک تواین، الکساندر دوما، تولستوی، داستایفسکی، و دیگران را نقد و بررسی می*کنند و این نقد و بررسی*ها، عمومی نیست، بلکه واحد درسی تخصصی دانشجویان ادبیات است. بخشی از این نقد و بررسی متوجه تکنیک داستان*نویسی مانند شخصیت*پردازی، راویِ اول*شخص یا دانای کل، خطوط تعلیق، و موارد دیگر است. اما بخش مهمی نیز به اندیشه و تفکری که تکنیک داستان*نویسی را به کار گرفته است تا آن اندیشه را در قالب پیامی خاص به مخاطب منتقل کند، می*پردازد.

    به نظر می*رسد این ساز و کار در مواجهه با شعر و رمان در سینما جای*گاه خود را پیدا نکرده است.

    بله! برای بسیاری از مردم و حتی افرادی که به هنر اشتغال دارند، قابل قبول است که کسانی در حد عالمان فلسفه و ادبیات، بنشینند و در مورد یک بیت شعر یا یک بخشِ داستان، از موضع نگاه فلسفیِ شاعر و یا نویسنده*ی آن رمان اظهار نظر کنند، اما اگر یک دانشمند به نقد و بررسی یک اثر سینمایی پرداخت، انگار که کاری سخیف انجام داده است.

    پرسش شما این بود که در تمدن غرب که خاستگاه هنر سینماست، این مسئله*ی نقد محتوایی چه جای*گاهی دارد. پاسخ، روشن و صریح است: اکنون در غرب، صدها استاد فلسفه، یکی از مهم*ترین وظایف خود را نقد و بررسی محتوایی آثار هنری و نقد خودِ هنرمندان قرار داده*اند.

    صدها نفر؟!

    بله! امروز شما می*توانید در فضای سایبر نام بیش از 400 استاد فلسفه را ببینید که در معتبرترین دانشگاه*های آمریکا و اروپا، با افتخار در حال مشاهده و سپس تحلیل محتوایی آثار هنری هستند. در میان این نام*ها، از ویلیام اروین در آمریکا، تا اسلاوی ژیژک در اروپا دیده می*شود.

    آیا در ایران استادان فلسفه، جامعه*شناسی، سیاست، فقه، و ... چنین کاری انجام داده*اند؟!

    به هیچ وجه. شما در دانشگاه*ها و حوزه*های علمیه هیچ استاد فلسفه*ای نمی*یابید که از منظری محتوایی، آثار سینمایی را ببیند، و نقد سینمایی کند. اساساً چنین نگاهی در ایران حتی از سوی خود سینماگران منفی و منتفی است.

    در برنامه*ی تلویزیونی هفت، مجری، و منتقد، و سینماگر قدیمی مهمان برنامه، هر سه نفر با تمسخرِ نگاهِ محتوایی به آثار سینمایی رسماً گفتند که این نگاه به سینما، نوعی بیماری است.

    غربی*ها در محتوای آثار هنری، چه نکاتی را مشخص می*کنند؟

    فکر و اندیشه و فلسفه*ی موجود در آثار را؛ یعنی آن*چه که در اغلب آثار سینمایی ایرانی غایب است. سینماگری که سینما را صرفاً انترتین*منت (Entertainment) یا سرگرمی می*داند که در اثر سینمایی خود فکری ارائه نمی*کند؛ یا استاد فلسفه*ای که تنها راهِ بیانِ فلسفه را کلاس درس و کتاب*ها می*داند، و اساساً ابزار سینما را ابزار بیان فلسفه نمی*شناسد. وقتی سینماگر و معلم فلسفه، هر دو چنین نگاهی دارند، نتیجه*ی طبیعی آن درد مشترک سینماگران در حوزه*ی فقدان فیلم*نامه*ی مناسب است. در واقع سینماگر ایرانی مانند ناشر و چاپ*خانه*داری است که می*گوید «حافظ»ی بیاید دیوان شعری بسراید تا ما آن را چاپ کنیم. سینماگر غربی، خود ابتدا حافظِ شاعر است، سپس ناشر و چاپ*خانه*دار.

    این 400 نفر استاد فلسفه که اشاره کردید، این نکته را که سینماگران غربی، خود فکر و فلسفه دارند را نیز مشخص کرده*اند؟!

    بله! ببینید این استادان در هشت حوزه، تحلیل محتوایی را انجام داده و نظرات خود را در قالب کتب متعدد منتشر کرده*اند. حوزه*ی یکم، حوزه*ی افراد سینماگر است. کتاب فلسفه*ی مارتین اسکورسیزی، کتاب فلسفه*ی استنلی کوبریک، کتاب هیچکاک، کتاب فلسفه*ی دیوید لینچ، و حتی کتاب استیون اسپیلبرگ و دیگر سینماگران یا نمایشنامه*نویسان از سوی این استادان فلسفه منتشر شده است. در واقع اسکورسیزی و کوبریک، به عنوان استاد فلسفه می*توانسته*اند در دانشگاه تدریس کنند، اما ترجیح داده*اند که به جای تدریس فلسفه*ی خود برای تعدادی دانشجوی خاص، با زبان سینما، برای عموم مردم فلسفه*ی خود را بیان کنند.

    حوزه*ی دوّم کدام است؟

    حوزه*ی دوّم، حوزه*ی فیلم*های سینمایی است. این استادان فلسفه، در درون فیلم سینمایی، فلسفه*ی فیلسوفان گوناگون، یا فلسفه*ی خود فیلم*ساز را جست*وجو کرده*اند. فیلم*هایی مانند هری پاتر، ترمیناتور، واتچمن، اینسپشن، استاد وارز، بتمن، شرلوک هولمز، و فیلم*های مطرح دیگر.

    اما در حوزه*ی سوم به سراغ سریال*های تلویزیونی رفته*اند: سریال*هایی مانند هیروز، دکستر، دیلی*شو، هاوس، ارستد دولوپ*منت، بتل استاد گلکیتکا، ایکس فایل، و موارد متعدد دیگر.

    در حوزه*ی چهارم، این استادان فلسفه، انیمیشن*ها را دیده*اند: خانواده*ی سیمپسون*ها، فاینال فانتزی، ساوت پارک، و نمونه*های دیگر.

    واقعاً در انیمیشن*های تلویزیونی، استادان فلسفه*ی غرب، دنبال فلسفه می*گردند؟

    طبیعتاً اگر یک سریالِ انیمیشن تلویزیونی، حاوی فکر و فلسفه*ای نباشد، یک استاد فلسفه بی*کار نیست که بنشیند و ابعاد فلسفی سازنده*ی آن را بررسی کند.

    سایر حوزه*ها کدامند؟

    در حوزه*ی پنجم استادان فلسفه به سراغ موسیقی رفته*اند: آن*ها متالیکا، و پنیک فلوید را مملو از فلسفه معرفی کرده*اند. در حوزه*ی ششم؛ اینان به سراغ ورزش رفته*اند و ورزش*هایی مانند فوتبال را واجد فلسفه شناخته*اند. در حوزه*ی هفتم، بازی*های کامپیوتری، و در حوزه*ی هشتم، فضای سایبر را از حیث محتوای فلسفی پیدایش آن، بررسی کرده*اند.

    این استادان فلسفه، چرا این کار را کرده*اند؟ یعنی معتقدند که سینماگران و موسیقی*دانان و ورزشکاران، آگاهانه فلسفه را در آثار خود وارد کرده*اند، یا این*که این استادان مدعی*اند که فلسفه درون این آثار است که به گونه*ای ناخواسته، وارد شده است؟

    خب! این*که تلویزیون جمهوری اسلامی استادان فلسفه را نشان می*دهد که چهل دقیقه وقت آنتن تلویزیون را صرف یک بیت شعر مولوی یا سعدی می*کنند، تا مضمون فلسفی از دورن آن بیرون بکشند، آیا خود آن شاعران مضامین فلسفی را در شعر خود وارد کرده*اند، یا این استادان فلسفه مدعی هستند که شاعر شعر خود را سروده است اما چون فرم آن کامل شده است لذا دفعتاً در درون آن شعر، فلسفه و یا حتی حکمتی ناب پدید آمده است؟! پاسخ شما کدام است؟ هر پاسخی بدهید، می*توان آن را به کار استادان فلسفه در آمریکا و اروپا، در تبیین و تحلیل فلسفی آثار هنرمندان غربی ربط داد. در واقع سینما و ورزش و معماری و بازی کامپیوتری و انیمیشن، اگر از فکر و فلسفه تهی باشند، که تاثیرگذار نیستند. دلیل تاثیرگذاری این آثار، در یک جمله، عمق فلسفه*ی مستتر در آن*هاست.

    لذا در کنار نقدهای ژورنالیستی و تکنیکی آثار هنری در غرب، عالمان و دانشمندان به نقد علمی محتوا و مضمون این آثار می*پردازند.

    از این منظر، دکتر مجید شاه*حسینی، چنین رویه*ای دارد؟ یعنی هم*چون این استادان فلسفه، به نقد محتوایی آثار سینمایی، از حیث اندیشه*ای که در دورن آن*ها نهفته است می*پردازد؟

    بله! این به قول شما رویه، با سیدمرتضی آوینی در متن هنر انقلاب اسلامی شکل گرفت.
    پس از شهادت آوینی، حداقل سه نفر این رویه را در پیش گرفتند و آن*را به فرهنگ نقد حرفه*ای علمی محتوایی تبدیل کردند؛ فرهنگی که امروز کاملاً از جریان نقد سطحی ژورنالیستی تکنیکی یا حتی فرم*گرا متمایز است و یک برجستگیِ حاصلِ فرهیختگی در آن دیده می*شود.

    این سه نفر چه کسانی هستند؟

    یکی از آن*ها، نادر طالب*زاده است. نادر به سه دست*مایه، نقد محتوایی را پس از شهید آوینی، و به ویژه در دهه*ی اخیر در رسانه*ها و محافل علمی و هنری صورت داد: دست*مایه نخست او سواد فنی و تخصصی وی در سینمای مستند است. دست*مایه دوم او، تجربه*ی زیست انتقادی در جامعه*ی آمریکاست. و دست*مایه*ی سوم او دغدغه*های بسط انقلاب اسلامی و واکنش تمدن هژمونِ مدرن به این انقلاب است؛ لذا طالب*زاده از این منظر، نقد و بررسی مضامین آثار هنری و به*ویژه سینمای مستند و داستانی را در برنامه*ی دانشگاهی و رسانه*ای خود قرار داد.

    نفر دوم حسن بلخاری بود. در اواخر دهه*ی 1370 دکتر بلخاری که تازه کتاب هرمنوتیک خود را منتشر کرده بود، در مواجهه با آثار هنری غرب، تلقی تاویل و تفسیر (و البته نه لزوماً هرمنوتیکال) را در بررسی آثار سینمایی لحاظ کرد. بلخاری، که در حوزه*ی مطالعات ادیان و عرفان و هنر مشغول تدریس و مطالعه بود، در دهه*ی 1380 توانست جریان نقد محتوایی آثار سینمایی را قوت ببخشد.

    نفر سوم، مجید شاه*حسینی است. مجید نیز در دهه*ی 1370 حرکت خود را در نقد محتوایی آثار هنری، با نگارش مقالات متعددی در نشریات آغاز کرد و سپس در محافل دانشگاهی، این نقدهای علمی را ارائه و تدریس نمود. لذا موج نقد معرفتی و حتی هستی*شناختی آثار سینمایی، که با آوینی آغاز شد، با طالب*زاده، بلخاری و شاه*حسینی، به جریان تبدیل شد.

    وجه اشتراک این سه نفر و حتی آوینی، در نقد محتوایی، در چیست؟

    آوینی، طالب*زاده، بلخاری و شاه*حسینی، هر یک به نوعی، از کلیت فلسفه*ی هنر، و ظرفیت آن در نقد اثر هنری بهره* برده*اند. این چهار نفر، مؤلفه*ی بیوتی (Beauty) را در اثر هنری مد نظر داشته*اند؛ اما عمیقاً مراقب بوده*اند که از مُحاکات یا میم*سیز (Mimesis) مورد نظر سازنده*ی اثر غفلت نشود. وجه بعدی، توجه به نشانه*گذاری برخی سینماگران مؤلف در آثار سینمایی است. این توجه، لزوماً توان نشانه*شناختی منتقد را می*طلبد. مسئله*ی بعدی، دقت در فرم (Form) اثر هنری است. ظرفیت فرم را در شأن و جای خود، نه بیش از آن، مورد بررسی قرار داده*اند؛ لذا، اغلب تحلیل*های این افراد، از عمق علمی، فلسفی، و هنری خاصی برخوردار بوده است که در تحلیل*های ژورنالیستی رایج دیده نمی*شود.

    تمایز این سه نفر در چیست؟

    تمایز این سه نفر، که جریان نقد محتوایی را صورت داده*اند، در حوزه*های متمایز فعالیت آن*ها از یک*دیگر است؛ طالب*زاده نقد محتوا و مضمون را با اِشراف تکنیکی خود بر سینما غنی ساخته است، اما بلخاری، به تبع پیشه**ی معلمی خود، نقد محتوا و مضمون اثر هنری را با اِشراف فلسفی خود عمق بخشیده است. شاه*حسینی، چون درگیر مدیریت بر رسانه و سینما بوده است، نقد محتوا و مضمون را سوای از ابعاد فکری و تکنیکی آن، با مقاصد و نیات مدیران رسانه*ها و هالیوود درآمیخته است. در سخن مجید، این جمله که «هالیوود این جهت را القاء می*کند، ...» یا «هالیوود قصد داشته است ...» طنین این نکته است که او قایل نیست برخی پیام*ها در آثار سینمایی آمریکا، تصادفاً پدید آمده*اند یا این*که تنها اراده*ی سینماگر بوده است.

    اقدامی که در غرب از سوی بیش از 400 استاد فلسفه در بررسی آثار سینمایی و سینماگران در دهه*ی اخیر صورت گرفته است، در ایران از سوی افرادی چون آوینی و طالب*زاده و بلخاری و شاه*حسینی، با کیفیتی متفاوت و البته زاویه*ی نگاهی متمایز در دو- سه دهه*ی گذشته انجام و دنبال شده است.

    از این زاویه، آیا می*توان دکتر شاه*حسینی را در دوره*های مختلف بررسی کرد؟

    بله امکان*پذیر است. مجید در دوره*ی فعالیت مطبوعاتی، در آغاز راه، ساده*تر می*بیند، اما دغدغه*های فرهنگی و انقلابی او همین غلظت امروز را دارد. هنگامی*که مدیر رسانه*ای می*شود آن دغدغه*ها را در شکلی پیچیده*تر دنبال می*کند؛ برای نمونه، کاری که او در گروه معارف شبکه یک سیما، در اوایل دهه*ی 1380 ارائه کرد: «مجموعه*ی پایان دوران». در مجموعه*ی پایان دوران، یک تلقی آینده*شناختی، با محوریتِ «از نَفَس افتادن ایدئولوژی*ها»، و در نهایت، «ظهور منجی موعود(عج)» ارائه شد که از عمق و غنای علمی خاصی برخوردار بود. برخلاف مباحث سخیفی که اخیراً در جامعه رواج یافته است که مهدویت و انتظار و شیطان*پرستی و فراماسونری و کابالا و یهود و صهیونیسم را به هم می*بافند، روی*کرد مجید در برنامه*ی پایان دوران، کاملاً علمی- تاریخی و مستند بود.
    بلخاری نیز در آن مجموعه، در حوزه*ی ادیان، نظری علمی- تاریخی، و مستند داشت.

    شما در آن دوره با دکتر شاه*حسینی همکاری خاصی داشتید؟

    در اواخر دهه*ی 1370 در دوره*های دانشجویی دانشگاه*های مختلف، در مواجهه با مباحث مطرح شده از سوی جریان شبه روشن*فکری مدرن و سکیولار، دوستان مختلف، مباحث تخصصی متمایزی را ارائه می*کردند: پناهیان مباحث کلامی- معارفی، افروغ مباحث جامعه*شناختی، پارسانیا مباحث فلسفی- کلامی، بانکی مباحث ازدواج و اخلاق خانواده و جوانان، رحیم*پور مباحث کلامی- معارفی، من هم مباحث استراتژیک را ارائه می*کردم. دوستان دیگری هم بودند که موضوعات مبتلا*به دیگری را پاسخ می*دادند. بلخاری و شاه*حسینی و طالب*زاده، در حوزه*ی فرهنگ و هنر، موضوعات تخصصی را ارائه می*کردند. در آن اردوها، با یک*دیگر تعامل خوبی داشتیم. بعداً، در اوایل دهه*ی 1380 مجید در گروه معارف شبکه یک سیما، برنامه*ی معروف «عصر ایمان» را پایه*گذاری کرد. تالک*شو «عصر ایمان» که در نوع خود تا آن زمان، یک ابداع بود، به سرعت در جامعه جای*گاه خود را یافت. دکتر شاه*حسینی شروع این برنامه را و سپس چند جلسه*ی نخست آن را به عهده*ی من گذاشت. تعامل با مجید در برنامه*ی عصر ایمان، توانایی او را در مدیریت رسانه*ای برای من هویدا کرد؛ لذا از تعاملات عمومی در عرصه*ی محافل دانشگاهی با مجید، در آن دوران، در برنامه*های تلویزیونی نیز تعامل خوبی با هم داشتیم. کسی که به*عنوان یک کارشناس در استودیو و در مقابل دوربین قرار می*گرفت، با وجود مجید، تکلیف خود را می*دانست، چون مجید، به*عنوان مدیر تکلیف خود را می*دانست.

    مقاطع بعدی فعالیت*های دکتر شاه*حسینی را چگونه ارزیابی می*کنید؟

    در سال*های ابتدای دولت نهم، آقای شاه*حسینی به عنوان مدیر فارابی معرفی شد. معاون سینمایی وقت، یعنی آقای جعفری جلوه، تجربه*ی کار با مجید را در شبکه یک سیما داشت.
    دوره*ی مدیریت شاه*حسینی بر بنیاد فارابی، فصل جدیدی در کارنامه*ی فکری او محسوب می*شد. در دوره*ی او توجه ویژه*ای به آثار سینمایی با تولید سنگین شد. «مُلک سلیمان نبی(ع)» و «راه آبی ابریشم»، نمونه*های خوب این دوران بودند. سینمای کوچک و فقیر و «کَن»پسندِ ایران، یک*باره با بیگ*پروداکشن (Big Production) ملک سلیمان و راه آبی ابریشم روبرو شد. در شرایطی که کریستوفر نولن، برای این*سپ*شن (Inception) 160 میلیون دلار یا حدود 200 میلیارد تومان هزینه می*کند، فارابی با پنج میلیارد تومان، شهریار بَحرانی را روانه*ی میدان ساخت فیلمی نمود که ده*ها برابر آن هزینه*بر به نظر می*رسید.

    جرأت بَحرانی و فرآورده، با جرأت شاه*حسینی در هم آمیخت و تجربه*ی نخست، کاری مقبول از آب درآمد. به اعتقاد من، سینماگر ایرانی بایستی آثار سنگین و بزرگ را تجربه کند، تا روزی بتوان پروژه*های عظیم سینمایی را در دستور کار قرار داد. کشوری که تاریخ کهنی دارد، و دین عظیمی چون اسلام را پذیرفته است، حرف*های بزرگی برای زدن دارد که با سینمای کوچک و کم حجم نمی*تواند آن حرف*ها را بزند. از یَلِ سیستان «سپهبد سورنا» تا «رستم» شاهنامه، و از انبیاء(ع)، تا ائمه(ع)، از محتوای قرآن، تا مضمون روایات، همه و همه ظرفیت سینمای بزرگی را می*طلبد، که با ملک سلیمان و راه آبی ابریشم تمرین شد. این جرأت و نگاه، در مجید وجود داشت که چنین آثاری- هر چند با ضعف*هایی متعدد- پشتیبانی و ساخته شد.

    در سال*های اخیر، فعالیت*های شاه*حسینی را چگونه ارزیابی می*کنید؟

    آقای دکتر شاه*حسینی، در سال*های اخیر، سرگرم تدریس و پرورش استعدادهای جوان در حوزه*ی سینماست. تربیت جوانان مستعد و علاقه*مند و انقلابی، و آشنا نمودن آن*ها به تاریخ و زبان تخصصی سینما که استادان فلسفه*ی غرب به آن مشغول هستند، از اقدامات مؤثر و عمیقی است که اثرات چشم*گیری در پی خواهد داشت. شکل*گیری جریان نقد محتوایی آثار هنری، یکی از پیامدهای این تلاش*ها بود، و پدید آمدن سینماگران جوانی که فیلم*سازی را با تفکر عجین کنند، پیامد دیگر آن خواهد بود.

    در واقع سینمای آینده در ایران، سینمایی است که فیلسوفان در آن سینماگرند، نه این که سینماگران در آن فیلسوف باشند. این یعنی راهی که بزرگان هالیوود طی کرده*اند؛ فیلسوفانِ سینماگری چون هیچکاک و کوبریک. این راهی است که جریان نقدِ همه*جانبه*ی هنری، آن را در ایران جهت*نمایی کرد؛ همان راهی که دکتر شاه*حسینی از پدیدآورندگان آن راه است.

    *اسامي 400 استاد فلسفه آمريكايي كه مشغول نقد محتوايي آثار سينمايي هستند.
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  56. 8 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


صفحه 2 از 6 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1