کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 36
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض دکتر غلامحسین ابراهیم دینانی

    زندگینامه دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی




    بزرگترین افتخار او شاگردی علامه طباطبائی ره است.

    دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني در ۵ دی سال ۱۳۱۳ در روستای دینان از توابع اصفهان که امروزه جزو شهر اصفهان است بدنیا آمد. وی پس از تحصیل ابتدائی در روستای خود، در مدرسه علمیه نیماورد اصفهان به تحصیلات دینی مشغول شد. سال ۱۳۳۳ وارد حوزه علمیه قم شد و ضمن تحصیل خارج فقه و اصول، نزد علامه طباطبائی به فرآگیری فلسفه نیز پرداخت. که شاهد مباحث فلسفی هانری کربن و علامه طباطبایی نیز بوده*است. وی پس از درگذشت آیت الله بروجردی به تهران آمد و دکترای فلسفه را از دانشگاه تهران گرفت. سپس فلسفه را در دانشگاه فردوسی مشهد تدریس نمود. از سال ١٣٦٢ تاکنون استاد دانشگاه تهران بوده و صاحب تالیفاتی در زمینه فلسفه می باشد. [۴]
    فلسفه را در اصفهان نزد حکیم ضیاء پور شروع کرد و در قم در سطح عالی با علامه طباطبائی به پایان رساند و از شاگردان خاص علامه گردید.

    سال ۱۳۴۵ پس از مهاجرت به تهران در دوره کارشناسی دانشگاه تهران را ه یافت و سال ۱۳۵۲ از رساله دکتری تخصصی فلسفه خود دفاع کرد.

    پس از اخذ درجه کارشناسی جهت گذراندن امورات زندگی به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمد و تا سال ۱۳۶۱ در دانشگاه فردوسی مشهد مشغول به تدریس بود. سپس به عضویت هیئت علمی دانشگاه تهران درآمد.

    دینانی در سمینارها و همایش*های متعدد داخلی و خارجی شرکت داشته و مقالات و آثار فراوانی در حوزه فلسفه و دین پژوهی به رشته تحریر در آورده که برخی از آنها جایزه کتاب سال را دریافت نموده*است.


    در نخستین همایش چهره های ماندگار سال ۱۳۸۰ وی به عنوان چهره ماندگار در رشته فلسفه برگزیده شدند.
    ویرایش توسط عرض از مبدا : جمعه ۰۳ شهریور ۹۱ در ساعت ۲۱:۱۲
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    حکمت دینانی :

    کتابهای خردوخردورزی، سرشت و سرنوشت، گفتار حکیم، شعاع شمس و آینه های فیلسوف توسط اساتید فلسفه درباره مقام علمی ایشان به عنوان یک فیلسوف نوشته شده. « در صد و بیست و هفتمین شماره هفته‎نامه پنجره با آثار و گفتارهایی از احمد احمدی، رضا سلیمان حشمت ، غلامرضا اعوانی، کریم فیضی ،علی اوجبی ، سعید انواری، حسن سیدعرب و اسماعیل منصوری لاریجانی به روش، منش و جایگاه فلسفی دینانی می‎پردازد ».



    دینانیِ ، فیلسوفی است که آرای اش منحصر به خود اوست و از پس سال*ها تحصیل حوزه و دانشگاه و تفکر و تعمق، شناخت ویژه ای از فلسفه شرق و غرب دارد. او نوع چینش فلاسفه غرب و شرق را نه به جغرافیای زمین و یا نوع دین می داند، بلکه آنها را در نهایت به دو دسته اشاعره و معتزله تقسیم می*کند.

    هرچند به عنوان یک فیلسوف اسلامی، آرای او بسیار متاثر از ابوعلی سینا، ملاصدرا و سهروردی است اما نظریات شخصی بسیاری به فلسفه اضافه نموده است. دینانی میزان سنجش و درک هر چیزی را عقل می*داند، حتی درک انسان از خدا را.

    به اعتقاد علی اوجبی نویسنده خردوخردورزی، انتشار کتاب*هایی چون ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام و دفتر عقل و آیت عشق، مهم*ترین آثار این فیلسوف ژرف*اندیش است که او (دینانی) را از تمامی اندیشمندان معاصر ممتاز می سازد. او به فلسفه به مثابه موجود زنده واحد و نه اجزای جدای از هم و به منزله یک جریان سیال و پویا و نه رودهای مستقل و جدای از هم نگاه می*کند
    اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : اعضاي خانواده او همگي متصديان كارهاي دولتي يا بازاري بودند و چندان توجهي به علم بويژه فلسفه اسلامي نداشتند. [غلامحسين ابراهيمي ديناني، حكايت عقل و
    عشق و فلسفه( مصاحبه)، فرهنگ و پژوهش، شماره 93، سه شنبه 19 شهريور 1381،ص 32]



    تحصيلات رسمي و حرفه اي :
    غلامحسين ابراهيمي ديناني تحصيلات ابتدائي خود را در اصفهان به پايان رساند و سپس دوره فقه اصول و ادبيات را در حوزه علميه گذراند و تحصيل دروس ديني را تا دوره اجتهاد طي كرد. اما مدتي بعد تصميم گرفت كه به تحصيل در دانشگاه بپردازد، حاصل اين تصميم و تلاشهاي پيگير وي احزار درجه دكتري فلسفه از دانشگاه تهران در سال1355 ه.ش بود. [ديناني، حكايت عقل و عشق و فلسفه( مصاحبه)، فرهنگ و پژوهش،ص 32 ]



    استادان و مربیان:

    غلامحسین ابراهیمی دینانی، تحصیلات خود را در حوزهٔ علمیه اصفهان نزد استادانی چون شیخ محمد علی حبیب آبادی و حاج شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی آغاز کرد. آنگاه برای ادامه تحصیل عازم قم شد. دروس سطح را نزد اساتیدی مانند مرحوم مجاهدی، سلطانی طباطبایی، فکور یزدی و آقا شیخ عبدالجواد اصفهانی گذراند و مدتی هم درس خارج مرحوم آیت الله بروجردی شرکت کرد. اصول را نیز نزد مرحوم سید محمد داماد خواند اما بیشترین مدت تحصیل خارج فقه و اصول را در درس امام خمینی (ره) سپری کرد. وی از محضر استاد علامه طباطبایی نیز بهره برده است که از آن دوران می*گوید: “در همان ایام-تحصیل در حوزه علمیه قم- ضمن این که در درس*های خارج فقه و اصول شرکت می*کردم در درس*های فلسفه علامه طباطبائی نیز حضور پیدا می*کردم. علاوه بر درس*های روزانه خود که غالباً تدریس کتاب اسفار ملاصدرا و شفای ابن*سینا را شامل می*شد جلسه*های خصوصی تدریس فلسفه در شب*های پنج*شنبه و جمعه را به عهده داشت که بنده نیز در آن جلسات شرکت فعال و مداوم داشتم علامه طباطبائی در هر سال چند ماه نیز در شب*های جمعه به تهران می*رفتند و با پرفسور هانری کرسی فرانسوی در موضوعات مختلف دینی و فلسفی به گفتگو می*پرداختند این بنده به همراه مرحوم علامه به تهران می*رفتم و در آن جلسات شرکت می*کردم ” وی از آغاز تحصیل در اصفهان، فراگیری فلسفه را نیز نزد شخصی به نام ضیاء پور شروع کرد و پس از عزیمت به قم بلافاصله به درس مرحوم علامه طباطبایی وارد شد و در حلقه خصوصی شاگردان ایشان نیز قرار گرفت. ایشان در کنار فلسفه اسلامی، تاریخ فلسفهٔ غرب را نیز نزد مرحوم دکتر غلامحسین صدیقی فرا گرفت.

    خاطرات و وقايع تحصيل :
    دكتر ديناني از كودكي به درس و كتاب علاقمند بود. وي هنگامي كه در حوزه دروس فقه، ادبيات منطق بلاغت و اصول را مي گذراند فلسفه را قوي تر از كلام يافت و به مطالعه آن پرداخت. دكتر ديناني درباره فضاي حوزه ها در آن روزگار مي گويد كه اين مراكز از فضايي بسته اما پر معنويت برخوردار بوده اند. با اين وجود وي شيوه زندگي درحوزه را نمي پسنديد، اما به علوم آن علاقمند بود. از اين رو وارد دانشگاه شد.

    در دورانی که مرحوم پروفسور هانری کربن برای هم کلامی با حضرت علامه طباطبایی به ایران می آمدند دکتر دینانی به همراه علامه (ره) از قم راهی تهران می شدند و در جلسات بحثی که به طور خصوصی برگزار می شد شرکت داشتند.



    فعاليتهاي ضمن تحصيل :
    دكتر ديناني هنگامي كه در حوزه به تحصيل مي پرداخت در همان مركز نيز سطوح پايين تر علومي چون فقه، اصول، منطق، فلسفه و ادبيات را تدريس مي كرد. از اين گذشته ظاهراً در همان زمان به تمرين و آموختن زبان عربي مي پرداخت. تا آنجا كه بعدها توانست چند كتاب عربي را ترجمه نمايد. [ماجراي فكر فلسفي در جهان اسلام در سه جلد و نيز معاد از نظر حكيم زنوزي و نيايش فيلسوف

    ویرایش توسط عرض از مبدا : جمعه ۰۳ شهریور ۹۱ در ساعت ۲۱:۰۶
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==


  3. #3
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    وقايع ميانسالي :
    خروج دكتر ديناني از حوزه علميه و ورود به دانشگاه مشهد( 1355 ه.ش) براي تدريس يكي از تحولات و تغييرات مهم در شيوه زندگي وي بود كه طرز فكر وي به شيوه هاي تحقيق دانشگاهي سوق داد. با اين وجود به فلسفه و كلام اسلامي وفادار ماند و مضامين اين علوم ذهن او را به خود مشغول مي نمود. [غلامحسين ابراهيمي ديناني، دفتر عقل و آيت عشق، سه جلد، چاپ اول، تهران: طرح نو، 1380، صفحات مقدمه، و نيز علي اكبر مدرس يزدي، مجموعه رسائل كلامي و فلسفي و ملل و نحل، با مقدمه غلامحسين ابراهيمي ديناني، چاپ اول، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، صفحات مقدمه ] وي در زمان تدريس در دانشگاه مشهد، مقالاتي را براي روزنامه ها و مجلات دانشكده تحرير مي نمود.

    فعاليتهاي آموزشي :
    دكتر ديناني در حين تحصيل در حوزه علميه، دروسي چون فقه، اصول، ادبيات منطق و فلسفه و ادبيات را تدريس مي نمود. در حدود سالهاي 56-1355 نيز هنگامي كه وي به تازگي رساله دكتري خود را نوشته بود، در دانشگاه مشهد تدريس مي كرد.



    ایشان در حال حاضر مشغول تدریس کتاب سه جلدی " ماجرای فکر فلسفی در اسلام" خود در انجمن فلسفه و حکمت ایران می باشند. شرکت در این کلاس برای عموم آزاد است. اطلاعات بیشتر..

    شاگردان :
    دكتر ديناني چون از جواني به تدريس مي پرداخت، بدليل فاصله سني كمي كه با شاگردان خود داشت روابط بسيار نزديكي با آنان برقرار نمود. امروزه نيز همان صميميت ميان استاد و دانشجويان وي برقرار است. و بيشتر فارغ التحصيلان فلسفه دانشگاه تهران از شاگردان او بشمار مي روند.



    آرا و گرايشهاي خاص :
    دكتر ديناني، فلسفه را پاسخگوي مهمترين و عمده ترين پرسشهاي انسان درباره معني هستي و حيات مي داند از نظر وي تفاوت فيلسوف با مردم عادي در اين است كه از خارج از روز مرگي به زندگي مي نگرد و درباره آن مي پرسد.

    منش عرفانی : حکیم دینانی تاکید زیادی روی خصلت "صدق " و صادق بودن انسان با خود برای جویندگان راه معرفت دارند.

    حضور در برنامه تلویزیونی :
    از اواخر سال 1387 به عنوان میهمان برنامه معرفت شبکه چهار سیما پیرامون بحث های فلسفی و عرفانی شرکت داشتند که تاکنون این برنامه در حال پخش می باشد.



    چگونگي عرضه آثار :
    كتابهاي دكتر ديناني در انتشارات انجمن فلسفه و حکمت ايران،انتشارات هرمس ،انتشارات طرح نو، و سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تهیه شده است.

    "هدفی که استاد دینانی در اکثر آثار خود دارند...به کار انداختن فکر و تعقل درباره مسئله ای در خواننده است نه لزوما رسیدن به نتیجه خاصی.."
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  4. 11 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  5. #4
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    برخی از آثار استاد :












    در کتاب اسماء و صفات حق که انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آن را به چاپ رسانیده دکتر دینانی سخنان حکما و متکلمان و برخی ارباب سلوک را در باب اسماء و صفات الهی مورد توجه قرار داده و به بررسی و نقد و تحلیل آن ها پرداخته است.

    اسماء و صفات حق بعد از ظهور مقام اطلاق ظاهر می شود و همین مقام است که اهل معرفت از آن به مشیت و مقام واحدیت تعبیر کرده اند.در این مقام کثرت آشکار می گردد چرا که حق تبارک و تعالی به اسماء و صفات خود ظاهر می شود. این صفات و اسماء حق تعالی عین ذات او و ازلی و ابدی است.

    مظهر صفات و اسماء حق در عالم وجود انسان است و در میان انسان ها پیامبران (ع) بهترین مظاهر آن صفات و اسماء اند و در میان همه پیامبران پیامبر اکرم (ص) مظهر تام و کامل اسماء حق تعالی است.
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==


  6. #5
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض


    "فلسفه و ساحت سخن" که به رابطه میان فلسفه و سخن می‏پردازد و می‏کوشد تا نشان دهد نقش سخن در عالم اندیشه تا چه اندازه مهم و بنیادی است.

    دینانی در مقدمه کتاب تأکید می‏کند که فهم فلسفی یا فکر علمی همیشه و هر جا در زبان اتفاق می‏افتد و به همین اعتبار، زبان ظهور اندیشه است و سخن مظهر فکر و خرد به شمار می‏رود.

    وی با اشاره به اینکه مرزهای جهان انسان همان مرزهای زبان اوست این نکته را نیز مورد توجه قرار می‏دهد که زبان اجتماعی‏ترین پدیدار عالم است و انسان به حکم داشتن زبان بالذات یک موجود اجتماعی به شمار می‏رود. اما باید توجه داشت که آنجا که زبان هست انسان و جهان نیز حضور دارند و به واسطه زبان، انسان در جایگاهی قرار می‏گیرد که که نه تنها به آنچه هست و آنچه بوده است آگاهی پیدا می‏کند بلکه نسبت به آنچه اکنون نیست نیز آگاه می‏شود.

    به باور دینانی پرسش هستی با زبان هستی بیان می‏شود زیرا زبان هستی از هستی جدا نیست و چنانکه یادآور شدیم زبان در هر یک از ساحتهای هستی با همان ساحت قرین شناخته می‏شود. دینانی این ساحت را ساحت سخن هستی می‏نامد که فیلسوف می‏کوشد در آن قدم بگذارد و به پرسش هستی گوش فرا دهد.

    به گفته دینانی کسی که در ساحت سخن هستی گام بر می‏دارد به پرسش هستی گوش فرا می‏دهد که رو به رو شدن با آن راه رسیدن به پاسخ را هموار می‏کند، راهی که بی‏پایان است و بنابراین ساحت سخن بیش از آنچه تصور می‏شود گسترده خواهد بود.

    این استاد فلسفه در کتاب "فلسفه و ساحت سخن" به موضوعاتی چون"منطق و گفتار"، "مقولات دهگانه و کلیات پنجگانه"، "زبان زیرساخت و اصول بنیادین سخن"، "کتاب الحروف فارابی یک دفتر فلسفی است یا یک نوشته نحوی؟"، "نقش عقل و خردگرایی در پیدایش علم نحو"، "نخستین مسئله نحوی و نقش آن در پیدایش فکر فلسفی"، "آیا مصدر اصل کلام است؟"، "نخستین مسئله مورد اختلاف میان دو مکتب مهم نحوی"، "واضعان الفاظ - واضعان شرایع"، "معضل بزرگی به نام موضوع له" و "زبان چیزی فراتر از صرف و نحو و مجموعه واژگان است" پرداخته است.

    "زبان و زمان"، "نسبت علم با معلوم خود همانند نسبت وجود با ماهیت است"، "ممکن از ان جهت که ممکن است به حسب سرشت خود مجهول است"، "دو واژه علم و معرفت و تفاوت آنها با یکدیگر" و "*اگر سخن نبود جهان هرگز آشکار نمی*گشت" از دیگر مباحث طرح شده در این کتاب است.



    كتاب «جلال الدين دواني؛ فيلسوف ذوق التأله» نوشته غلامحسين ابراهيمي ديناني به تازگي از سوي نشر هرمس منتشر شده است، اين كتاب در 17 فصل تأليف شده و نويسنده در هر بخش، آرا و ديدگاه هاي اين فيلسوف مسلمان را مورد بررسي و بازخواني قرار داده است.

    در آثار صدرالمتألهين و پيروان او به حسب برخي از مناسبات گاهي به اقوال اين محقق اشاره شده و سخن هاي او مورد بررسي قرار گرفته است؛ ولي كم تر كسي تاكنون به بررسي همه اقوال و آراي او پرداخته و درباره ميزان اعتبار مواضع فكري او يا صحت و سقم آن ها سخن گفته است.

    اين نوشته تنها اثر فارسي است كه درباره مواضع فكري جلال الدين دواني به نگارش درآمده و انديشه هاي او را به طور انتقادي مورد بررسي قرار داده است.
    ویرایش توسط عرض از مبدا : شنبه ۰۵ اسفند ۹۱ در ساعت ۰۰:۲۰
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  7. 8 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  8. #6
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست
    ویرایش توسط عرض از مبدا : جمعه ۰۳ شهریور ۹۱ در ساعت ۲۱:۱۳
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  9. 9 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  10. #7
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    متن 34 قسمت اول برنامه معرفت


    به مناسبت بزرگداشت علامه طاباطبايي ره

    ادامه بزرگداشت علامه طاباطبايي ره

    نقش عقل و عشق در زندگي

    ادامه نقش عقل و عشق در زندگي

    عقل و عشق دز قيام عاشورا

    ادامه نقش عقل و عشق دز قيام عاشورا

    ادامه نقش عقل و عشق دز قيام عاشورا- 2

    تفسير آيه "کن فيکون" در آفرينش هستي

    مسئله کلام و رويت خدا

    تفسير آيه نور

    اصل بداهت در حوزه وجود شناسي

    تفسير آيه " شهدالله..."

    اصل بداهت وجود در حوزه عرفان عقلي

    تفسير برهان صديقين

    رابطه خداوند با ديگر موجودات

    مسئله شناخت ذات

    پيرامون بحث تجلي

    ادامه بحث تجلي خدا

    بحث تجلي در داستان حضرت موسي (ع)

    معناي عارفانه کوه

    بحث فناي في الله

    رابطه انسان کامل با وجه الله

    جايگاه عقل در حوزه معرفت شناسي

    لزوم رسيدن به خدا از طريق انسان کامل

    فلسفه و مفهوم مرگ

    پيرامون فلسفه مرگ و حيات

    مرگ از ديدگاه حکيم عمر بن خيام

    پيرامون بحث بعثت نبي اکرم (ص)

    ادامه فلسفه مرگ از ديدگاه حکيم عمر بن خيام

    رابطه موت و حيات

    در رابطه با مرحوم هانري کربن

    عقل و معاد

    موت اختياري

    کيفيت رجوع به معاد
    ==============
    ارشیو این برنامه به صورت نوشتاری موجود است در صورت نیاز در همین بخش اعلام کنبد
    در حال تهیه فایل های pdf هستم ...
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  11. 9 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  12. #8
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض مستند فلسفه با طعم شكلات - پخش شده از شبکه مستند

    مستند فلسفه با طعم شكلات - پخش شده از شبکه مستند



    مستند “فلسفه با طعم شکلات” طی سفر یک هفته ای دکتر ابراهیمی دینانی به شهر “استراسبورگ” فرانسه جهت شرکت در کنفرانس “نیکبختی در اندیشه ایرانی” به اهتمام دکتر محمود اسعدی دبیر ستاد چهره های ماندگار تهیه شده است.

    تا به حال چندین مستند از زندگی استاد ابراهیمی دینانی تهیه شده و این اولین مستندی است که درباره استاد دینانی از تلویزیون پخش می شود.

    دریافت

    مدت : ۵۹ دقیقه

    حجم : ۱۰۶ مگابایت
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==


  13. #9
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    شش اثر مهم استاد شهیر فلسفه اسلامی


    آنچه که می خوانید حاصل گفتگویی با استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی در باب آثار ایشان که در این گفتگو استاد دینانی خود به توصیف آثارشان نشسته اند.

    ۶ کتابی که ایشان مورد بررسی قرار داده اند عبارتند از: قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی، ماجرای فکر فلسفی در اسلام، دفتر عقل و آیت عشق، خواجه نصیرالدین فیلسوف گفتگو، فلسفه و ساحت سخن.

    ۱.قواعد کلی فلسفی در فلسفه


    اگر از من بپرسید مهم ترین اثرتان پس از گذشت این سال ها چیست؟ من مهم ترین تألیفم را نخستین اثرم یعنی کتاب «قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی» می دانم. قبلا این اثر در سه مجلد و اکنون در دو مجلد چاپ شده است. این کتاب را من قبل از انقلاب نوشتم و البته بعد از انقلاب هم تجدید چاپ شد. این نخستین کتابی بود که من به طور رسمی تألیف کردم و اکنون بعد از گذشت حدود چهل40 سال از زمان تألیف آن، من این اثر را مهم ترین اثر قلمی خودم می دانم. زمانی که می خواستم این اثر را تألیف کنم تصمیم داشتم درباره چهارصد قاعده فلسفی بنویسم، که این قواعد را از تمام کتب فلاسفه پیشین استخراج کرده بودم.

    اما این قواعد را به صد و پنجاه قاعده تقلیل دادم که به نظرم حتی می توان این قواعد را کمتر و کمتر نیز کرد تا حدی که می توان آن ها را حتی به یک قاعده تقلیل داد و آن اصل «امتناع اجتماع نقیضین» است. اما از آن جایی که دیدم این صد و پنجاه قاعده بسیار مهم و برای خوانندگان بسیار کارآمد است، همه آن ها را در کتاب آوردم. آنچه که در این اثر درباره این صد و پنجاه قاعده آمده این است که این قواعد خودشان از چه قواعد یا اندیشه هایی دیگری ناشی شده اند، آن ها مبتی بر چه اصولی هستند و چه اصولی بر آن ها مترتب است. به نظرم این کتاب برای دانشجویان فلسفه اسلامی و بهتر بگویم برای تمام علاقمندان به فلسفه مفید است.

    زیرا قاعده فلسفی اسلامی و غیر اسلامی یا شرقی و غربی ندارد. قواعد فلسفی جهان شمول و بدون زمان و مکان هستند. قاعده عقلی همیشه قاعده عقلی است. این ها صد و پنجاه تا از مهمترین قواعدی اند که عقل بر آن ها حاکم است. به نظر من مهمترین کاربرد این کتاب ها در کل فلسفه است. اگر بخواهم اهمیت این قواعد فلسفی را بیان کنم از مثالی استفاده می کنم، اگر برای کل فلسفه جهانی در طول تاریخ اندیشه پیکری قائل شویم، این قواعد به منزله سلسله اعصاب این پیکر هستند و هرکس برای آشنایی با این پیکر باید به سراغ مطالعه این قواعد برود. سعی من در این کتاب این بوده است که مطالب را تا حد ممکن ساده کنم تا کاربرد و استفاده از آن همگانی تر شود. اگر کسی اندکی اطلاعات فلسفی و آشنایی با مقدمات فلسفه داشته باشد به راحتی می تواند از این کتاب استفاده کند.

    ۲.ماجرای فکر فلسفی در اسلام

    کتاب ماجرای فکر فلسفی در اسلام و کتاب دفتر عقل و آیت عشق
    به نحوی به یکدیگر وابسته اند. هر کدام از این دو کتاب سه جلدی و به موازات هم هستند. در کتاب ماجرای فکر فلسفی در اسلام من به سراغ پاسخ این پرسش رفتم که از آن جا که همواره بین فلسفه و دین درگیری وجود داشته است. البته این درگیری وابسته به اسلام نیست بلکه همیشه بین متشرعان، متکلمان ادیان مختلف حتی مسیحی و یهودی با فیلسوفان نزاع و درگیری وجود داشته است.

    این درگیری در بین متکلمان دین اسلام با فیلسوفان بسیار آشکار تر است که می توان به بحث های کلامی اشاعره اشاره کرد و یا از کتاب معروف تهافت امام محمد غزالی که در رد فلسفه نوشته و فلسفه را کفر می داند، یاد کرد. البته غزالی تا حدی از مواضع خود عقب نشینی کرد؛ اما بقیه متکلمان که حتی این کار را هم نکردند. اما من در کتاب ماجرای فکر فلسفی در اسلام به این موضوع پرداختم که درگیری و نزاع طولانی متکلمان و فلاسفه بر سر چیست؟ چرا درگیرند؟ مسائل شان چیست؟ من برای کتاب عنوان «ماجرا» را انتخاب کردم ، تا نشان دهم این ماجرا همواره بوده و هست و تمام نمی شود و تا زمانی بشر به حیاتش ادامه می دهد، متکلمان با پیش فرض های دینی شان و فیلسوفان با افکار آزادشان وجود دارند و به طور پیوسته با یکدیگر درگیرند.

    شاید چرایی این درگیری را همه به اجمال بدانند اما من در این سه جلد به تفصیل و در حد توانم و البته به زبان ساده به این چرایی پرداخته ام. مثلا نشان دادم که ابن تیمیه چه می گوید و ابن سینا چه پاسخی به او می دهد. بعد از اینکه من به جنگ فیلسوفان با متکلمان پرداختم، متوجه شدم که فیلسوفان فقط با متکلمان در جنگ نیستند بلکه آن ها با عرفا هم در حال نزاع هستند و بررسی این موضوع کتاب دفتر عقل آیت عشق را به همراه آورد.

    ۳.دفتر عقل و آیت عشق

    فیلسوفان باید در حوزه دیگری هم بجنگند و آن نزاع با عرفاست. برخی عرفا عقل را «پتیاره» می داند و می گویند: پای استدلالیان چوبین بود/ پای چوبین سخت بی تمکین بود و در مقابل فلاسفه در دفاع از عقل و مواضع عقلی خود پایدار مانده اند. البته به نظر من جنگ فیلسوفان با متکلمان جنگ جدی تر و شدیدتری است، درحالی که جنگ فیلسوفان با عرفا جنگ زرگری است! عرفا ازعشق سخن می گویند و البته اساس عالم بر عشق و محبت است. از دیگر سو فلاسفه از عقل دفاع می کنند.

    من در کتاب دفتر عقل و آیت عشق کوشیده ام نشان دهم که واقعا دعوای بین عقل و عشق وجود ندارد. من به این موضوع پرداخته ام که عقل رها، عقل آزاد اندیش و نه عقل معاش، عقلی که از قیود رهاست نه تنها بدون عشق نمی تواند باشد، بلکه عشق هم بدون عقل هیچ و پوچ است. اگر عشق را از عقل بگیریم دچار امور دنیوی می شود و اگر عقل را از عشق بگیریم دچار خریت می شود. عامدانه این را می گویم چون عشق غریزه جنسی نیست. عشق غریزه جنسی را در خود هضم می کند زیرا عشق معنایی دارد که از غریزه فراتر می رود. من در این کتاب کوشیدم ثابت کنم که عشق غریزه جنسی نیست و عقل هم بدون عشق متوقف می ماند. آن جا من از عقل مست نام برده ام. اساس اندیشه من در کتاب دفتر عقل و آیت عشق این است که جنگ بین عرفا و فلاسفه اساسا جنگ واقعی نیست و توهم جنگ است زیرا عقل و عشق با هم همراهند.

    ۴. خواجه نصیر الدین طوسی فیلسوف گفتگو

    این کتاب هم ادامه دهنده اندیشه مرکزی من یعنی عقل و جایگاه عقل
    است. من در این کتاب گفته ام که اساسا گفتگو صرفا بین دو فیلسوف اتفاق می افتد و هرگز و بین دو متکلم یا دو سیاستمدار و یا دو بازرگان صورت نمی گیرد. در واقع این افراد در پی گفتگوی اصیل نیستند بلکه در پی محکوم کردن یکدیگرند و مشخص است که این گفتگو بی نتیجه می ماند زیرا یا یکی از طرفین دیگری را محکوم یا ساکت می کند یا با خشم و عوا به پایان می رسد؛ در حالی که مسأله اساسا حل نشده است.

    بنابراین گفتگوی واقعی بین دو فیلسوف اصیل و نه فیلسوف نما اتفاق می افتد. یعنی بین دو فیلسوفی که می توانند از خود کناره بگیرند، پیش فرض های شان را تعلیق کنند یا در پرانتز بگذارند و سپس با عقل رها و آزاد اندیش به گفتگوی واقعی بپردازند. وقتی توانستند که بدون پیش فرض به اندیشه یکدیگر گوش دهند، آن وقت می توانند به فایده و نتیجه برسند. این کار فلسفه است و من در این کتاب نشان داده ام که خواجه نصیرالدین طوسی یکی فیلسوفان اصیلی است که در زندگی اش همواره اهل گفتگو بوده است.

    افراد و موضوعاتی که خواجه به سراغ آن ها رفته در این کتاب نشان داده شده است. می توان گفت تمام حرف های خواجه به نوعی گفتگوست که یا در قالب کتبی و یا شفاهی انجام شده است. خواجه گاه با فیلسوفان و گاه با متکلمان گفتگو کرده است. به نظر من، ما اگر خواجه را نداشتیم هیچ چیز نداشتیم. اگر خواجه نداشتیم، ملاصدرا هم نداشتیم. خواجه نصیرالدین طوسی بود که کلام را از حالت خشکی به در آورد و آن را فلسفی کرد. هر چند عده ای این کار خواجه را به نوعی ضعف برای او تلقی می کنند اما من این موضوع را دقیقا نقطه قوت او می دانم. هیچ کس قبل از خواجه چنین نکرده بود و ملاصدرا نتیجه این نوع تفکر خواجه است. من این موضوعات را به صورت مبسوط در این کتاب نگاشته ام.

    ۵. فیلسوفان یهودی و یک مسأله بزرگ


    موضع فیلسوفان ما در برابر دین مشخص بود، اما من می خواستم موضع فیلسوفان یهودی را برابر دین بررسی کنم. فیلسوفان یهودی در مقایسه با فیلسوفان مسیحی چه در گذشته و چه در حال، فیلسوفان بسیار بزرگتری بوده و هستند.

    ریشه این موضوع هم تا حدی به مسأله مخالفت دین مسیحیت با عقل استدلالی بر می گردد. من در کتاب فیلسوفان یهودی و مسأله بزرگ به این موضوع پرداختم که فیلسوفان یهودی چه واکنشی نسبت به دین یهود و تورات داشته اند.

    با اینکه قبل از اسلام ما فیلسوفان یهودی بسیار بزرگی داریم، اما من در این کتاب نشان دادم نود درصد فیلسوفان یهودی بزرگی که پس از اسلام ظهور کرده اند، کاملا متأثر از فیلسوفان اسلامی مخصوصا فارابی، ابن سینا و ابن رشد هستند. البته حرف های تازه ای هم دارند اما اصول بنیادین افکارشان تحت تأثیر فیلسوفان اسلامی است.

    مسأله بزرگ هم دین و عقل و رابطه این دو با هم است. تا جایی که تاریخ بشر نشان می دهد، دین در اشکال مختلف وجود داشته است و بشر هم همواره عقل داشته است.
    من در این کتاب کوشیدم نشان بدهم که این تعارض بین عقل و دین وجود دارد یا خیر؟ و اگر هست چگونه حل می شود؟ به نظر من این بزرگترین مسأله بشر خواهد بود.
    اینکه انسان دو چیز دارد یا یک هویت بیشتر ندارد، فکر اساسی و مرکزی من است که به نوعی در تمام کتاب هایم تکرار شده است.

    ۶. فلسفه و ساحت سخن

    این کتاب ناظر به بحث های فلسفه های آنالیتیک امروز است.

    امروز آخرین نحله های فلسفی که جدیدترین حرف ها را می زنند، فلسفه های تحلیلی و فلسفه های تحلیل زبانی هستند. با اینکه سخن بسیار اهمیت دارد ولی فیلسوفان تحلیل زبانی همه چیز را به سخن تقلیل می دهند و سخن را در مصداق جستجو می کنند.

    من در کتاب «فلسفه و ساحت سخن » این اندیشه را پی می گیرم که صدها برابر جدی تر از سخنان فیلسوفان تحلیلی دراندیشه فیلسوفان ما بوده است ولی گذشتگان ما این سخنان را استخراج نکرده اند. به نظر من ویتگنشتاین باید جلوی فارابی زانو بزند و تلمذ کند زیرا فارابی بسیار پیش تر از او این سخنان را گفته است. مهمترین کتاب فارابی در این حوزه کتاب الحروف است و به نظر من هزار سال است که این کتاب به طور جدی خوانده نشده است. مهمترین سخنان درباره زبان و نقش زبان در اندیشه را ابتدا فارابی و سپس ابن سینا گفته اند.

    اما ویتگنشتاین بحث های زبانی را به مصداق تنزل داده است؛ و می پرسد ما باید معنی را از مصداق استخراج کنیم یا مصداق را از معنی؟ فلسفه تحلیل زبانی بر این نظر است تا مصداق نداشته باشیم، معنی و مفهوم بیهوده است. درحالی که فیلسوفان اسلامی می خواهند از مفهوم و معنی به سراغ مصداق بروند. هر چند من در این کتاب تطبیقی صحبت نکرده ام، اما می توان اندیشه های دو گروه مورد بررسی من یعنی فیلسوفان اسلامی و فیلسوفان تحلیلی را در این اثر مقایسه کرد و تفاوت میان اندیشه های آنان را ملاحظه کرد. من در این کتاب نشان داده ام که ساحت سخن برای فیلسوفان اسلامی چه بوده و چه جایگاه پر اهمیتی داشته است.



    توصیه استاد به نسل جدید علاقمند به فلسفه

    نسل جوان اطلاعات فراوانی دارد و این امر در تاریخ ما بی سابقه است. درهیچ دوره ای از تاریخ جوانان به اندازه زمان حال با اطلاعات نبوده اند. همان طور که داشتن اطلاعات برای زندگی در دنیای امروز لازم است به ژرفا رفتن و تفکر عمیق داشتن هم بسیار ضروری است. ما می بینیم وقتی کتاب سنگین تر و عمیق تر است، خوانندگان کمتری دارد.

    من ادعا نمی کنم که کتاب های من بسیار عمیق اند، اما از آن جایی که مسائلی که من به آن ها پرداخته ام مسائل عمیقی هستند، آشکار است که کتاب ها نیز به تبع مسائل عمیق هستند و این باعث می شود که خوانندگان کتاب هایی از این دست کم باشند. البته همان خواننده های کم هم کافی هستند چون اگر یک نفر کتاب مرا بخواند و همان یک نفر عمیق بخواند، برای من کافی است. بنابراین من به جوانان توصیه نمی کنم که حتما بروند و کتاب های مرا بخوانند چون کثرت اصلا برای من مهم نیست اما به آن ها می گویم درست که داشتن حجم وسیعی از اطلاعات بسیار مهم است ولی اقیانوسی به عمق یک سانتی متر اصلا کافی نیست و باید تلاش کنند که ژرفانگر باشند و به عمق فرو روند.
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==


  14. #10
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض دیدگاه دکتر ابراهیمی دینانی در مورد انسان شناسی

    دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در یکی از برنامه های معرفت گفتند که روانشناسان امروز بر اساس یکسری رفتار،انسان را شناخته اند ولی هیچ موقع روانشناسان قادر به شناخت انسان به طور کامل نبودند و شناخت انسان با به باطن خود رفتن و به باطن باطن خود رفتن و همین طور حجاب ها را کنار زدن است و آن جز با قطع تعلقات و وابستگی دنیوی و نفسانی نخواهد بود.

    هر چه انسان تعلقات و توجهات به غیر خدا در او بیشتر باشد بیشتر از خویش خود فاصله می گیرد و خود را گم می کند و اسیر این کس و آن چیز می شود و هر اندازه که انسان به دل و باطن خود فرو رود به خود و خدا نزدیک تر می شود و معجزه انسان همین است که در دیگر موجودات نمی باشد که انسان می تواند خدایی بشود و کسی که خدایی بشود جز خدا چیز دیگری نبیند و این یعنی نهایت سلوک و آرامش و موفقیت..

    آرامش چیزی درونی است یا خارجی؟اگر درونی است آیا آرامشی که همه ما روزانه به دنبال آن هستیم جز به سمت باطن خود رفتن و به خدا نزدیک تر شدن و رفع وابستگی ها نیست ؟

    برای اینکه مشکلات رفتاری و مادی انسان حل شود انسان باید خود را پیدا کند تا صاحب تشخیص شود و راه حلی که مناسب با شرایط اوست را پیدا کند اینکه به طور مثال با همسرم یا فرزندم یا دوستان خود چه رفتاری داشته باشم که بهترین رفتار باشد تا هم آنها و هم خدا از من راضی باشد یا خانواده خود را چطور مدیریت بکنم با به باطن خود رفتن و شناخت خود صورت می گیرد.

    برای شناخت خود همین بس که دل را از وابستگی و تعلق و توجه غیر خدا پاک کنیم تا وقتی که تعلق است وسوسه هم هست و پس از وسوسه شدن دوباره سقوط میکند.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است (حافظ)

    به گفته دکتر دینانی گفتنش آسان است و عملش بسیار مشکل.. آن وقت آزادی واقعی این است البته این کار سخته و چون سخته فکر میکنیم که شدنی نیست اما برای هر انسانی شدنیست راه حق هرگز مسدود نبوده نیست و نخواهد بود..
    برداشتن وابسیتگی های غیر خدایی به تدریج است باید دائم مراقب خود بود تا این گوهر و امانت الهی که در درون هر انسانی هست شکوفا شود و اشرف مخلوقات هم به همین معناست.


    پس این گوهر در ما پنهان است تعلقات ممکن است روی آن را بپوشاند ما در سایه خود آگاهی و مراقبه به اینکه کجا باید برویم می رسیم.
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==


  15. #11
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,713
    امتیاز : 34,567
    سطح : 100
    Points: 34,567, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکر کردن : 7,055
    تشکر شده 7,113 در 1,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    23
    مخالفت شده 7 در 7 پست

    پیش فرض

    عاشق اين استادم
    مي خواستم تاپيكي درباره ي ايشون بزنم كه ديدم هست خيلي خوشحال شدم
    يعني اگه يه روز از عمرم باقي مونده باشه شاگردشون ميشم
    دوست داشتم دانشگاه فلسفه بخونم
    هنوزم دير نيست ...


  16. #12
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط رافد نمایش پست اصلی
    عاشق اين استادم
    مي خواستم تاپيكي درباره ي ايشون بزنم كه ديدم هست خيلي خوشحال شدم
    يعني اگه يه روز از عمرم باقي مونده باشه شاگردشون ميشم
    دوست داشتم دانشگاه فلسفه بخونم
    هنوزم دير نيست ...
    استاد دکتر دینانی
    یک سری کلاس های ازاد دارن برای عموم هم ازاد است خیلی جالب هم است یسری فیلم هم موجود است از دکتر که دیدنش کمتر رفتن سر کلاس نیست مطالعه کتب دکتر هم بسیار تاثیر گذار است
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==


  17. #13
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,713
    امتیاز : 34,567
    سطح : 100
    Points: 34,567, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکر کردن : 7,055
    تشکر شده 7,113 در 1,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    23
    مخالفت شده 7 در 7 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط عرض از مبدا نمایش پست اصلی
    استاد دکتر دینانی
    یک سری کلاس های ازاد دارن برای عموم هم ازاد است خیلی جالب هم است یسری فیلم هم موجود است از دکتر که دیدنش کمتر رفتن سر کلاس نیست مطالعه کتب دکتر هم بسیار تاثیر گذار است
    بله به فكرم كتاباشون رو بخونم اما دقيقا نميدونم از كدومشون شروع كنم فكر كنم بهتره يه كم بيشتر منطق بخونم بعد هم بايد از كتابي شروع كنم كه لطمه نخوره بهم خودتون ميدونيد كه فلسفه خوندن راه داره نميشه يه دفعه از بالاترين مباحث شروع كرد
    همايش هاشون كجا هست ؟ شيراز هم مي يان ؟
    اما شاگردشون بودن يه چيز ديگه هست دوست دارم استادم باشن تنها استادي كه هميشه ذوق شنيدن حرفاشون رو دارم ايشون هستن اما جاي شولوغ كه درك نمي كنن فلسفه رو و هي سر و صدا مي كنن تمركزم به هم مي ريزه كه خونه ي ما هم يه همچين حالتي داره اصلا باهام مخالفن كه فلسفه بخونم موقع ديدن برنامه ي ايشون هم همه ميخوان كانال رو عوض كنن يكي ميخواد تام و جري نگاه كنه يكي فوتبال و ...
    منم به شدت موافقم با فلسفه و استاد ديناني چون تنها درسي كه با تمام وجودم دوستش دارم فلسفه و منطق هست و همه ي حرفاي استاد ديناني به دلم مي شينه .

  18. 5 کاربر از پست مفید رافد تشکر کرده اند .


  19. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,821 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    قیافه که آشنا است، فکر کنم بعضی مواقع کانال چهار تو یکی از برنامه ها شرکت می کنن.بیشتر هم آخر شب است.

  20. 4 کاربر از پست مفید mamad13 تشکر کرده اند .


  21. #15
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض علامه طباطبایی مظهر فلسفه بود

    دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، مدیر گروه فلسفه اسلامی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، در اختتامیه همایش روز جهانی فلسفه که با موضوع «بررسی وضعیت فلسفه در ایران» و با حضور جمعی از نخبگان و متفکران فلسفی معاصر، به بیان سخنانی درباره فلسفه و نقش علامه طباطبایی در فلسفه کشور پرداخت.

    وی در ابتدای سخنان خود این همایش را به دو اعتبار روز جهانی فلسفه و روز بزرگداشت علامه طباطبایی مهم خواند و اظهار کرد: یکی از سؤالات مهم در این محفل و روز جهانی فلسفه آن است که فلسفه جهانی است یا جهان، فلسفی است؟! و سؤال مهم دیگر آن است که فلسفه چیست و به چه کاری می آید و واقعاً چه مسئله ای از مسائل انسانی را حل می کند؟



    فلسفه چیست و به چه کاری می آید و واقعاً چه مسئله ای از مسائل انسانی را حل می کند؟

    دینای افزود: پاسخ به این سؤال بسیار دشوار است و واقعیت ان است که انسان اگر دغدغه نداشته باشد با هزار تلاش هم چیزی نخواهد فهمید؛ فلسفه سهمناک و خطرناک است و دغدغه می خواهد و مخالفان بسیاری نیز اعم از متشرع و عارف و عامی دارد؛ همچنان که شیخ عطار می گوید: کاف کفر ای جان به حق المعرفة/ حوشترم آید ز فای فلسفه.

    مدیر گروه فلسفه اسلامی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران با اشاره به سخنی از کانت درباره فلسفه ادامه داد: کانت سه مسئله یا دغدغه برای فلسفه مطرح می کند: نخست آن که واقعیت چیست؟ دوم آنکه اگر واقعیتی هست چگونه می توان به آن دست یافت؟ و سوم آن که حال چه باید کرد؟ فیلسوف می خواهد به این سه سؤال پاسخ دهد و اگر کسی یکی از این سه مسئله را نداند، فیلسوف نیست.

    کانت سه مسئله یا دغدغه برای فلسفه مطرح می کند: نخست آن که واقعیت چیست؟ دوم آنکه اگر واقعیتی هست چگونه می توان به آن دست یافت؟ و سوم آن که حال چه باید کرد؟ فیلسوف میخواهد به این سه سؤال پاسخ دهد و اگر کسی یکی از این سه مسئله را نداند، فیلسوف نیست




    وی اضافه کرد: اگر کسی همه علوم عالم را بداند، اما نداند که چگونه می داند، نادان است، او باید بداند که چگونه می داند تا بداند که چه کار باید بکند. فیلسوف این سه دغدغه را همواره دارد و می کوشد تا بدانها پاسخ گوید.

    نویسنده کتاب «خواجه نصیر؛ فیلسوف گفت وگو» تصریح کرد: جمله ای در افواه در زبان مردم رایج است و آن این که «هر کس هر عقیده ای را که می خواهد داشته باشد»؛ به نظر من این محکم ترین سخن برای تنبلی و تنبلانه ترین سخن ممکن در عالم است. بشر اگر بشر است، به فلسفه نیازمند است و عالم و عامی و متعبد همه به فلسفه نیاز دارند. فلسفه جایگاه اشیاء را مشخص می کند و از همین روی باید گفت که فلسفه از نان شب واجب تر است و هیچ کس بی نیاز از آن نیست.

    تعبد خوب است، اما متعبد باید بداند که چرا متعبد است



    وی با بیان این که تعبد خوب است، اما متعبد باید بداند که چرا متعبد است، اضافه کرد: فیلسوفان کوشیده اند تا واقعیت را بفهمند و در مقابل دو گروه قرار گرفته اند: نخست سوفسطائیان که واقعیت و یا رسیدن به واقعیت را انکار می کردند و دوم همین قائلان به اینکه «هر کس هر عقیده ای را که می خواهد داشته باشد». متشرع می*کوشد تا با عقیده و عالم با تجربه به این واقعیت دست یابد؛ اما هیچ حسی بی نیاز از فلسفه نیست و بدون یاری فلسفه نمی تواند به نتیجه برسد.

    استاد فلسفه دانشگاه تهران در ادامه سخنان خود علامه طباطبایی را مظهر فلسفه خواند و در بیان برخی از ویژگی های ایشان گفت: علامه با آن که بیان و حتی حافظه چندان خوبی نداشت، اما در تفکر و عمق اندیشه و به ویژه آزادی اندیشه کم نظیر بود و من در عمرم در آزادی اندیشه کسی مانند ایشان ندیدم. ایشان مشتاق طرح مسائل مختلف قدیم و جدید در حوزه های مختلف علمی اعم از فلسفه، فقه و اصول و تفسیر بود و درباره همه این مسائل دغدغه داشت و گویی که مدت ها درباره هریک از آنها اندیشیده بود.

    وی با اشاره به خاطراتی از جلسات علمی علامه با خواص شاگردان خود عنوان کرد: علامه ظاهری آرام داشت و به شاگردان خود مانند فرزند نزدیک بود و من فیلسوفی تا این اندازه عاطفی کمتر به عمر خود دیده ام. علامه تنها یک فیلسوف نبود، بلکه نظراً و عملاً یک عارف بزرگ بود و مستحبی از مستحبات را ترک نمی کرد؛ در عین حال ایشان یک فقیه و اصولی تمام عیار نیز بود.

    دینانی اضافه کرد: تدریس فلسفه در آن زمان در حکم انتحار بود و علامه از معدود کسانی بود که توانست در آن محیط دوام بیاورد و شاگردانی را تربیت کند؛ چنان که فلاسفه*ای چون میرزا مهدی آشتیانی و میرزا علی اکبر یزدی نتوانستند در قم بمانند. علت آن که علامه توانست در آن محیط بماند، نخست روحیه محتاط و آرام ایشان بود و دیگر آن بود که در زیر چتر تفسیر مبارک المیزان به چنین کاری پرداخت و اگر مفسر نبود، نمی‎توانست در آنجا بماند.

    وی با اشاره به ملاقات های علامه طباطبایی و هانری کربن اظهار کرد: علامه می خواست از زبان کسی که فیلسوف مغرب بود، بداند که در دنیا چه می گذرد و با مسائل و معضلات روز دنیا آشنا شود و بداند که چه اتفاق علمی، فلسفی و فرهنگی در جهان افتاده است. فرهنگ تشیع مرهون این مرد بزرگ است، او در نزاهت اخلاق و طهارت باطن کم نظیر بود و افکار خود را ننوشت و آثاری چون بدایه و نهایه نیز تنها برای سهولت تدریس طلاب تدوین شد
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  22. 8 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  23. #16
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,713
    امتیاز : 34,567
    سطح : 100
    Points: 34,567, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکر کردن : 7,055
    تشکر شده 7,113 در 1,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    23
    مخالفت شده 7 در 7 پست

    پیش فرض

    ^ بله درسته برنامه معرفت هست

  24. 4 کاربر از پست مفید رافد تشکر کرده اند .


  25. #17
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    دریافت برنامه معرفت (پخش شده در ۱۰ آذر۹۱)


    نام فایل:گفتم از آسیب عشق روی به غاری نهم عرصه غارم گرفت حسن جهانگیر او

    موضوع برنامه: تفسیر غزلیات سعدی

    مدت زمان برنامه: ۵۲ دقیقه

    حجم فایل تصویری با کیفیت موبایل: ۱۰۲ مگابایت

    حجم فایل تصویری با بهترین کیفیت: ۱۷۹ مگابایت (MP4)



    حجم فایل صوتی: ۱۰ مگابایت (wma)

    مختصری از متن برنامه:

    گفتم از آسیب عشق روی به غاری نهم عرصه غارم گرفت حسن جهانگیر او

    با همه تدبیر خویش ما سفر انداختیم روی به دیوار غار چشم به تقدیر او

    کشته معشوق را درد نباشد که خلق زنده به جانند و ما زنده به تاثیر او

    در همه گیتی نگاه کرده و باز آمدم صورت کس خوب نیست پیش تصاویر او

    سعدی شیرین زبان این همه شور از کجا شاهد ما آیتی است وین همه تفسیر او

    آتشی از سوز عشق در دل داود بود تا به فلک میرسد بانگ مضامیر او

    استاد بحث ما این بود که کسی که عاشق شده مقتول یار است و هر جا برود گریزی نیست ، حالا می گوید این آسیب عشق . که این به معنی ضرر نیست و معنی دیگری دارد. (به غاری رفتم ) و دیدم اونجا هم نه حسن جهان گیر دوست اونجا هم نخجیر من است .

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آقای لاریجانی ، واقعا سعدی آدم را شگفت زده می کند در این چند بیت که قرائت کردید دو سه تا نکته وجود دارد که بحث های فراوان می طلبد و شاید هم هزار صفحه کتاب در شرحش نوشت . من در یکی دو نکته آن انگشت می گزارم .

    یکی اینکه همه زنده به جانند و من زنده به تاثیر او هستم . همه موجودات زنده، به جان زنده اند و من تاثیر او . این یک نکته که حالا من توضیح میدم یعنی چه . دیگری حضرت داود و مضمارش . مضامیر یک سازی بوده ، یک آهنگ خوشی بوده .که چرا حضرت داود مضمار داشت . موسیقی داشت مضمار یک نوع موسیقی است . یک نکته دیگه هم هست که آیت ، که همه شاهد ما آیت است و مابقی تفسیر این آیت . این سه تا نکته است که اجازه بدهید یکی از آن را اگر برسیم توضیح بدهم.

    فایل صوتی
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  26. 6 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  27. #18
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض عالم خیال و عالم معنی

    عالم خیال و عالم معنی

    این مقاله را از دست ندهید ....

    هر چیزی که در عالم خیال به طور پراکنده و کثرت موجود است ، در عالم عقل به صفت وحدت و یگانگی تحقق دارد ، ولی چیزهایی در عالم عقل موجود است که هرگز نمی توان آنها را در عالم خیال به دست آورد . به عبارت دیگر می توان گفت : عالم خیال با همه اهمیت و جایگاهی که در جهان دارد ، معنی داری خود را مدیون عقل است ، زیرا در جایی که حکم عقل نباشد ، از معنی نمی توان سخن به میان آورد .

    این تنها عالم خیال نیست که در معنی داری ، مدیون عقل شناخته می شود ، بلکه به طور کلی می توان گفت هر چیزی که در جهان هست ، تنها در پرتو عقل معنی پیدا می کند و آنجا که عقل مطرح نباشد ، از معنی و معنی داری نیز سخن به میان نمی آید . معنی هر چیزی از خود آن برتر و بالاتر است ، زیرا چیزی که معنی ندارد پوچ و تهی و باطل شناخته می شود . معنی یک شیء یا یک کلمه ، چیزی است که قابل اشاره حسی و اشاره خیالی نیست و اگر دیده می شود – که در برخی موارد به واسطه حسّ یا خیال در جهان مورد اشاره واقع می شود – شیء مورد اشاره ، جز مصداقی از مصادیق معنی چیز دیگری به شمار نمی آیدو البته معلوم است که « مصداق » غیر از آن چیزی است که «معنی » خوانده می شود .

    برخی از فیلسوفان مغرب زمین ، مصداق را به جای معنی نشانده ،از این طریق خواسته اند گزاره های صادق و معنی دار را توجیه کنند که البته این موضع گیری فکری ، یک خطای آشکار است . از مصداق به سوی معنی رفتن ، خود یک امر بی معنی به شمار می آید. ما در کتاب «فلسفه و ساحت سخن » به بررسی این مساله پرداخته ایم و اکنون در اینجا به آن نمی پردازیم .

    آنچه در اینجا به آن اشاره می شود ، این است که وسعت عالم معنی ، به هیچ وجه با گستره خیال قابل مقایسه نیست و جهان خیال با همه وسعت و گستردگی خود ، جلوه ای از عالم معنی بوده ، در واقع می توان گفت نوعی هبوط و تنزل از آن عالم به شمار می آید .

    عالم معنی ، به ساحت عالم عقل مربوط می گردد و به واسطه عقل ، ظاهر و آشکار می شود. البته معنی از عقل نیز بالاتر است ، زیرا عقل بدون معنی ، در واقع عقل نیست ، ولی البته در جایی که عقل مطرح نباشد ، از معنی نیز نمی توان سخن به میان آورد . با توجه به آنچه تا کنون در اینجا ذکر شد ، می توان گفت عقل دریچه عالم معنی است و این عالم بی پایان و بدون آغاز ، تنها از دروازه عقل به شهرستان عقل وارد می شود و عقل آن را موجه و معقول می سازد .

    [از سوی دیگر ] جای هیچ گونه تردید نیست که همه افراد انسان ، با عالم معنی سرو کار دارند و کسی نمی تواند بدون دست یافتن به نوعی از معنی ، به زندگی خود در این جهان ادامه دهد . با این همه ، حقیقت معنی و کنه ذات آن برای اشخاص شناخته شده نیست . همه اشخاص برای رسیدن به حقیقت معنی کوشش و تلاش می کنند، ولی هر کس فقط به وجه یا جلوه ای از وجوه و جلوه های آن دست می یابد.

    انسان تنها موجودی است که در این جهان همواره در جستجوی معنی بوده ، همه کوشش خود را نیز در این را ه به کار برده است . با این همه ، معضل بزرگ و مشکل بغرنج و پیچیده ای که با آن روبرو می شود ، درک حقیقت خود و دریافت معنی خویش است [و آدمی ] در این باب احساس ناتوانی می کند . به عبارت دیگر می توان گفت : انسان در حل بسیاری از مسائل جهان توفیق داشته و کامیاب شده است ، ولی خودش برای خودش ، مساله ای است که بغرنج ترین و پیچیده ترین مساله به شمار می آید .

    موجودی که مساله ندارد ، خود او نیز برای خود مساله نمی گردد، ولی انسان به عنوان موجودی که در حل بسیاری از مسائل ، نقش اول را ایفا می کند ، خود برای خود مساله می شود و از عهده حل آن نیز بر نمی آید. بنابراین ، موجودی که همواره در جستجوی معنی بوده و پیوسته در طلب شناخت و معرفت گام بر می دارد ، خودش برای خودش مساله می شود و به ناتوانی خود در مورد حل آن آگاه می گردد.

    شاید اگر آدم ابوالبشر به درخت معرفت نزدیک نمیگشت و برای دست یافتن به میوه آن مبادرت به کوشش نمی کرد ، با کیفر هبوط روبرو نمی شد و در جنت بداوت باقی می ماند و اگر هبوط را تجربه نمی کرد ، مساله دار نبود . تجربه هبوط ، تجربه بزرگی است که فقط انسان به آن دست می یابد و البته حاصل و دست اورد این تجربه عظمت و شکوهی است که هیچ عظمت و شکوهی در عالم با آن برابر نخواهد بود . سرنوشت آدم ابوالبشر در این هبوط و آن تجربه ، سرنوشت همه انسان هایی است که تا پایان جهان این کره خاکی قدم می گذارند و سرانجام از آن عبور می کنند .
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  28. 7 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  29. #19
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    حرکت در زمان (افقی یا عمودی ؟)

    گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد ناپدید هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان، غم مخور

    «راه» تنها هنگامی راه شناخته می شود که آغاز و انجام داشته باشد . در جایی که از آغاز و انجام سخن به میان نمی آید ، راه نیز معنی پیدا نمی کند . البته این تنها راه نیست که با آغاز و انجام پیوند ناگسستنی دارد ، بلکه آغاز و انجام نیز آن چنان به یکدیگر وابسته و پیوسته اند که تحقق هر یک از آنها بدون دیگری معنی معقول و محصلی نخواهد داشت. حافظ به این مساله عمده و فلسفی نیز اشاره کرده است ، آنجا که می گوید :

    ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست هر چه آغاز ندارد ،نپذیرد انجام

    چگونه می توان از چیزی که آغاز ندارد به پایان آن اشاره کرد ؟ و اگر چنین است که آغاز بی پایان ، معنی معقول و محصلی ندارد ، همواره می توان پایان را در آغاز آن جستجو کرد . شاید آن عارف معروف به همین مساله اشاره کرده است . آنجا که می گوید «همه از روز آخر می ترسند ، ولی من از روز اول بیم دارم » اکنون اگر بپذیریم که در آغاز می توان به جستجوی پایان پرداخت ، به اهمیت این مساله بنیادی نیز پی خواهیم برد که پایان ، جز بازگشت به آغاز چیز دیگری نخواهد بود.

    شاید این سخن برای بسیاری از اشخاص نا مانوس بوده، به گوش آنها نا آشنا نباشد . زیرا ذهن متعارف مردم که با عرف و لغت سروکار دارند و از این فضا بیرون نمی روند ، آغاز و پایان هر چیزی را تنها با معیار و ملاک زمان و مکان می سنجند ، ولی اگر از همین اشخاص پرسیده شود که : آغاز زمان کجاست و از چه زمانی ، زمان آغاز شده است ، پاسخ در خور و شایسته ای نخواهند داشت ، زیرا هر وقتی را که به عنوان آغاز زمان در نظر بگیرند ، آن وقت آغاز زمان نخواهد بود و خود آن وقت ، آغاز دیگری خواهد داشت .

    به این ترتیب ، هرگز نمی توان برای زمان ،آغازی در نظر گرفت که آن آغاز از سنخ همان زمان بوده باشد . این سخن درمورد پایان نیز صادق است . زیرا هر زمانی را که به عنوان پایان زمان در نظر بگیرند ، باز هم بعد از آن زمانی را می توان در نظر گرفت . بنابراین فرض بی زمانی در آغاز و پایان زمان ، خود مستلزم فرض زمان خواهد بود .

    اگر کسی به ژرفای این سخن بیندیشد ، به آسانی درخواهد یافت که آغاز و پایان زمان را ، در «بی زمانی » باید جستجو کرد و برای رسیدن به آنچه بی زمانی خوانده می شود ، بازگشت به گذشته هر چه دورتر و نگاه به آینده هر چه درازتر ، نه تنها لازم نیست ، بلکه بسیار بیهوده خواهد بود .به عبارت دیگر می توان گفت : حرکت افقی به سوی گذشته و به طرف آینده ، آدمی را به آغاز و پایان نمی رساند ، اما اگر این حرکت عمودی باشد و به جای اینکه در طول زمان به گذشته و آینده بنگریم ، به باطن زمان توجه کنیم و از بیرون خود به درون خود راه یابیم ، هم به آغاز و مبدا زمان و هم به پایان و ثمره آن دست خواهیم یافت و البته این حرکت عمودی که یک حرکت باطنی به شمار می آید در دو قوس صعود و نزول انجام می پذیرد و در اثر همین دو قوس صعود و نزول است که دایره کامل هستی صورت می پذیرد و آنگاه که هبوط و تعالی یا نزول و صعود در یک دایره شکل میگیرد ، پایان یک حرکت بازگشت به آغاز آن خواهد بود . در همین حرکت دایره ای و نزولی و صعودی است که تکامل معنی پیدا می کند و عاشق به سوی معشوق راه می یابد .

    در حرکت افقی که فقط نوعی گام برداشتن در امتداد زمان شناخته می شود ، آغاز و پایان آن جز در عالم وهم و پندار نمی تواند معنی داشته باشد . کسانی که در سلسله زنجیره ای بی آغاز و بی پایان زمان محصور و محبوس مانده اند و به حکم این که به باطن و درون خود راه پیدا نمی کنند ، از ورای این سلسله نیز آگاهی ندارند ، این کسان هرگز نمی توانند از تکامل سخن بگویند ! کسی که برای حقیقت زمان ، باطن نمی شناسند و آن را جز یک امتداد محض و پی در پی بودن لحظه ها یا توالی آنات چیز دیگری به شمار نمی آورد ، چگونه می تواند از تکامل سخن بگوید و منتظر رسیدن به عالمی باشد که آن را « عالم معنی » و « جهان مطلق » می خوانند ؟

    جهان جدید و دنیای مدرن ، حقیقت زمان را فقط در حرکت افقی آن مورد ملاحظه و توجه قرار می دهد وبه همین جهت در رسیدن به عالم معنی نا توان مانده ، هر چه در امتداد زمان پیش می رود ، به سرگردانی و سرگشتگی اش افزوده می گردد.
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  30. 7 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  31. #20
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    شهادت امام حسین (ع)؛ مرگ اختیاری، فنا و روزی ابدی

    دریافت فایل تصویری | ۲۵.۲۲ MB

    دریافت فایل صوتی | ۴.۸۲ MB
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  32. 7 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  33. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    كويت
    نوشته ها
    4,591
    امتیاز : 84,316
    سطح : 100
    Points: 84,316, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,400
    تشکر شده 14,896 در 3,947 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اين تايبكو دوست دارم خيلى جالب و قشنكه
    طولانيه ولى انشالله كم كم مى خونمش


    دستتون درد نكنه جناب دكتر


    هر تپش قلبم میگه : کربلا ، کربلا ...

  34. 4 کاربر از پست مفید meshkat128_kosar تشکر کرده اند .


  35. #22
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    خودشناسی، مقدم بر هر شناخت دیگر است

    ۱. خودشناسی چگونه صورت می گیرد؟

    ۲. قدم اول در خودشناسی چیست؟ آیا برای شناختن خود و کسب معرفت باید کتاب های زیاد مطالعه کرد یا باید به پیش یک استاد رفت؟

    ۳. انتهای راه کجاست؟ آیا می توان به جایی رسید که دیگر بالاتر از آن، راهی نباشد؟

    ۴. سلوک به چه معناست؟ آیا باید با عقل سلوک کرد یا با عشق؟

    ۵. مقام فنا که عرفا از آن صحبت می کنند در چه مرحله ای قرار دارد و به چه معناست؟

    دریافت فایل تصویری | ۳۰.۹۳ MB
    دریافت فایل صوتی | ۶.۳۹ MB
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  36. 5 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  37. #23
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    عالم خواب و کیفیت حصول رویا

    تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که در هنگام خواب، چه اتفاقی برای شما می افتد؟ تصاویر و اشکالی که در رویاها می بینید از کجا نشأت می گیرند؟ تعبیر خواب به چه معناست و چگونه ممکن است که یک رویا به واقعیت تبدیل شود؟ این سؤالات به ضمیمه تحقیق در مسئله خواب امام حسین درباره حادثه کربلا می تواند شما را با بعد دیگری از شخصیت و مقام یک انسان کامل آشنا کند.

    وقتی امام حسین (ع) از مدینه قصد حرکت کرد، بسیاری مانع او شدند. بعضی از افراد هم در تحلیل این قضیه، افرادی که در مقابل امام حسین ایستادگی کردند را صاحبان خرد دانسته اند چرا که آنها قائل به این بودند که خطر در پیش است و در عین حال ممکن است نتیجه ای هم نداشته باشد. در مقابل پافشاری این افراد، امام حسین (ع) فرمودند که من جدّم را در خواب دیدم که فرمود: « إِنَّ اللَّهَ شَاءَ یَرَاکَ قَتِیلاً ». در پاسخ به ایشان گفتند: شما خواب دیده اید که خداوند می خواهد شما را شهید ببیند، پس چرا زن و بچه ها را با خودتان می برید؟ امام باز فرمودند که: « اِنَّ اللهَ شاءَ یَراهُنَّ سَبایا » [۱]

    منتسب کردن حادثه به این بزرگی به اراده و مشیت الهی، جای بحث بسیار دارد. و همچنین موضوعاتی که به دنبال آن ایجاد می شود همچون جبر و اختیار، قضا و قدر و … اینها مقولاتی هستند که معرکه آرای اندیشمندان و حکما و عرفا و بزرگان دین است. با توجه به مجال بحث، می خواهیم مقداری پیرامون این مباحث صحبت شود. قبل از طرح هر مسئله ای هم ابتدا به اصالت خواب و جایگاه آن در بیان واقعیت ها و حوادث این چنینی که با مرگ و زندگی درگیر است، پرداخته بشود.


    دریافت فایل تصویری | ۶۱.۱۴ MB
    دریافت فایل صوتی | ۱۰.۰۰ MB
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  38. 7 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  39. #24
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  40. 8 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  41. #25
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض قاعده اتحاد عاقل و معقول

    قاعده اتحاد عاقل و معقول


    قاعده اتحاد عاقل و معقول از قدیم الأیام مطرح بوده و گفته مى شود که فرفوریوس درباره آن به تفصیل سخن گفته است. این قاعده در میان حکماى اسلامى نیز مورد توجه واقع شده ولى ابن سینا آن را مردود شمرده است، کسانى مانند صدرالمتألهین شیرازى و هم مسلکان او به اتحاد عاقل و معقول سخت معتقد بوده و براى اثبات آن برهان اقامه کرده اند. صدرالمتألهین براى اثبات این مسئله به برهان تضایف تمسک کرده است و در تقریر این برهان روى چند اصل اساسى تکیه کرده است اصولى که در تقریر این برهان نقش ایفا مى کنند بترتیب عبارتند از:

    ۱- صورت هاى فعلیه که همواره فعلیت اشیاء را تشکیل مى دهند بر دو گونه اند یکى صورت فعلیه اى که قائم بماده و مکان است دوم صورت فعلیه اى که از ماده و مدت و مکان و سایر لوازم آن مجرد است. صورت فعلیه اى که قائم به ماده و لوازم آن است هرگز معقول بالذات واقع نمى شود و اگر آن را معقول بنامند معقول بالعرض خواهد بود. ولى صورت فعلیه اى که مجرد از ماده و لوازم آن است همیشه معقول بالذات است. به این ترتیب معقول همواره بر دو گونه است یکى معقول بالذات که عبارت است از صورت عقلیه مجرد که قائم بذهن است دوم معقول بالعرض که عبارت است از صورت عینى شیئى در خارج که قائم بماده است.

    ۲- حکما در این مسئله اتفاق نظر دارند که وجود معقول همیشه براى عاقل است یعنى وجود نفسى صورت معقول چیزى جز وجود صورت معقول براى عاقل نیست.

    به عبارت دیگر صورت معقول بالفعل وجودش فى نفسه و وجودش براى عاقل یک چیز است و هیچگونه تفاوتى در میان نیست.

    ۳- صورت معقوله اى که مجرد از ماده و قائم بذهن باشد همیشه معقول بالفعل است اعم از اینکه خارج از ذات خویش عاقلى داشته باشد یا نداشته باشد بطوریکه حکم معقولیت براى معقول بالفعل بهیچوجه قابل انفکاک نیست زیرا حیثیت ذاتش حیثیت معقولیت است و جز معقولیت عنوان دیگرى بر آن صدق نمى کند.

    حکم معقولیت براى معقول بالذات مانند متحرک بودن براى جسم نیست زیرا درباره متحرک بودن جسم هرگاه از وجود محرک صرفنظر نماییم عنوان متحرک بودن از جسم سلب مى شود ولى عنوان جسم بودن همچنان بحال خود باقى مى ماند در حالیکه در باب معقول بالفعل هرگاه از عنوان معقولیت صرفنظر نماییم چیز دیگرى باقى نمى ماند.

    بنابراین معقول بالفعل حیثیت ذاتش معقولیت است و جز معقول بودن حیثیت دیگرى را دارا نمى باشد. بهمین جهت معقول بالفعل همیشه معقول بالذات است.

    با توجه به آنچه در اینجا ذکر شد کیفیت استدلال صدرالمتألهین ببرهان تضایف در مورد مسئله اتحاد عاقل و معقول معلوم مى گردد، زیرا چیزى که در مقام ذات (و با قطع نظر از هرگونه چیزى که باذات آن بیگانه است) معقول بالفعل باشد بحکم قانون تضایف، عاقل بالفعل نیز خواهد بود.

    چون در باب اضافه این مسئله پذیرفته شده است که دو امر متضایف با یکدیگر در وجود متکافىء خواهند بود اگر یکى از آن دو بالقوه است دیگرى نیز بالقوه خواهد بود و اگر بالفعل است دیگرى نیز بالفعل خواهد بود.

    نتیجه اى که از مقدمات گذشته بدست مى آید این است که معقول بالفعل که در مقام ذات با قطع نظر از هرگونه غیرى معقول است عاقل بالفعل خویش نیز هست و به این ترتیب قاعده اتحاد عاقل و معقول صورت تحقق پیدا مى کند در اینجا ممکن است گفته شود آنچه در کلام صدرالمتألهین آمده و معقول با قطع نظر از هرگونه غیر، باز هم معقول شناخته شده خالى از اشکال نیست زیرا اگر از طریق تضایف براى اتحاد عاقل و معقول استدلال کنیم مفاد آن این است که معقول همواره در مقام مقایسه با عاقل خود، معقول است و چون معقول همیشه با عاقل رابطه تضایف دارد تعقل یکى از آنها بدون دیگرى امکان پذیر نیست و در اینصورت چگونه مى توان ادعا کرد که معقول بالفعل صرفنظر از هر گونه غیر معقول است؟

    حکیم سبزوارى از جمله کسانى است که این اشکال را مطرح کرده و سپس به آن پاسخ داده است او مى گوید: وقتى از معقول بالفعل سخن مى گوییم مقصود وجود و حقیقت صورت معقول است که مبدأ انتزاع عنوان معقولیت است. به این ترتیب واقعیت عینى یک شیئى از جمله حقایق مستقل و غیر اضافى است که در ذهن، مفهوم اضافى بر آن انطباق پیدا مى کند این سخن در باب علت و معلول نیز صادق است زیرا دو مفهوم علیت و معلولیت با یکدیگر متضایف اند و بحکم قانون تضایف دو امر متضایف باید از هر جهت با یکدیگر متکافىء باشند در حالیکه به اتفاق حکما علت همیشه بر معلول مقدم است. به این ترتیب وقتى مى گوییم علت بر معلول مقدم است وجود علت را اراده مى کنیم در حالیکه مفهوم علیت و معلولیت در ذهن متضایف و متکافئى شناخته مى شوند.

    طریق دیگرى که براى اثبات اتحاد عاقل و معقول وجود دارد این است که گفته مى شود: هر آنچه عاقل باشد معقول نیز خواهد بود زیرا هرگاه یک شیئى، شیئى دیگر را تعقل کند، تعقل دیگرى نیز بوقوع مى پیوندد و آن عبارت است از این که شیئى عاقل تعقل، خود را نسبت به شیئى معقول تعقل مى نماید زیرا تعقل شیئى عاقل نسبت به شیئى معقول عبارت است از حصول صورت معقوله نزد عاقل و این حصول که خود نزد عاقل حاصل است هرگز از نظر عاقل پنهان نمى ماند. بنابراین شیئى عاقل همواره تعقل خود را نسبت به شیئى معقول تعقل مى نماید و به روشنى معلوم است که تعقل عاقل چیز دیگرى جز خود عاقل نیست. به این ترتیب مى توان ادعا کرد که هر آنچه عاقل باشد معقول نیز خواهد بود.
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  42. 7 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  43. #26
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    عقل و عشق


    راه فاصله دور یا نزدیکی است که میان انسان و خواسته های او کشیده شده است . سختی یا آسانی ، در پیمودن این راه با میزان بزرگی یا کوچکی «هدف» و «مقصد» سنجیده می شود . اما این میزان ، به عکس میزان های دیگر است .زیرا هر اندازه مقصد بزرگتر باشد ،سختی پیمودن راه را کوچکتر می نمایاند،چنانکه کوچک بودن مقصد می تواند آن سختی را دوچندان کند.

    هر چه در این باب گفته شود ، این مسأله مسلم است که راه به حسب ذات وگوهر خود ،جز نوعی فاصله میان انسان و خواسته های او چیز دیگری نیست . در این واقعیّت نیز نمی توان تردید داشت که هر جا فاصله وجود داشته باشد ، دو طرف آن محدود شناخته می شوند. فاصله و محدودیّت ،دو فرزندی را می ماند که از یک سینه شیر می نوشند.

    آغاز از آن جهت که آغاز است ،انجام نیست . چنانکه انجام نیز از آن جهت که انجام است آغاز به شمار نمی آید . آغاز نبودن انجام وانجام نبودن آغاز ، همان فاصله ای است که «راه » میان آغاز و انجام را تشکیل می دهد. با پیموده شدن این راه ، فاصله از میان برداشته می شود و در آن هنگام آغاز به انجام می پیونددو دوگانگی رخت بر می بندد. اما هنوز می توان از «آغاز » و «انجام » به گونه ای دیگر سخن گفت . در این نوع سخن گفتن ، شکل الفاظ و حروف دگرگون نمی شود ، اما چگونگی به هم پیوستگی آنها ، تفاوت پیدا می کند و در این به هم پیوستگی است که محتوا ، بیش از آنچه به شمارش شمارش گران در آید ، گسترش پیدا می کند.

    نمونه این گسترش شگفت انگیز ، در این جمله معجزه آسا و بسیار کوتاه قرآن کریم قابل مشاهده است « هوالأول والآخر» در اینجا آغاز همان انجام است و «انجام » نیز به هیچ وجه از آغاز جدا نیست . با این همه آغاز ، آغاز است و انجام نیز انجام خواهد بود . در این سخن تناقض نیست ، ولی چگونه می توانیم در متناقض نما بودن آن تردید داشته باشیم؟

    برای رفع این ابهام ، باید به تفاوت های بنیادی میان «بود» و «نمود» آگاهی پیدا کرد و آنها را از یکدیگر باز شناخت . بازشناختن «بود » از «نمود» بدون نوعی گذر کردن از جهان حصول به عالم حضور ، امکان پذیر نیست .

    دانایان جهان ، علم وآگاهی را به صورت های حاصله از امور تعریف کرده اند ، ولی حصول بدون حضور ،آگاهی نیستو با آنچه « نقش بر دیوار خوانده می شود» تفاوت چندانی ندارد .


    پیمودن راهی که میان جهان حصول و عالم حضور ترسیم شده ، تنها هنگامی میسّر می گردد که انسان بتواند از خود فاصله بگیرد . آنجا که شخص از خود فاصله می گیرد ، تفاوت میان «خود حقیقی » و «خود مجازی » نیز آشکار می شود . کسانی که در پیمدن ایت راه ناتوان بوده ، خود حقیقی را از خود مجازی باز نمی شناسند ، در تشخیص نشیب وفراز کلمات و تفاوت میان ظاهر وباطن الفاظ نیز با مشکل روبرو خواهند شد .

    یکی از بزرگان اندیشه در جمله ای کوتاه گفته است :

    « اگر من به فکر خود نباشم ، چه کسی به فکر من خواهد بود ؟ و اگر تناه به فکر خود باشم چه ارزشی خواهم داشت ؟ و اگر اکنون به فکر نباشم ، آن وقت چه وقتی است ؟»

    سخن این اندیشمند از چند جهت قابل تفسیر وبررسی است . «من » وقتی با ضمیر «من» از خود سخن می گویم ، مرجع ضمیر «من» مشهد حضور «من» است و در مشهد حضور من ، هیچ کس جز «من» حضور ندارد . در این خلوتگه که می توان آن را« سرّ سویدا »نامید، هر چیز دیگری که جز من است «غیر» شناخته می شود.

    پرسش بنیادی و عمده ای که در اینجا مطرح می شود ، این است که «من» چگونه می توانم به آنچه که جز «من» است ، راه پیدا کنم و اگر در خلوتگاه خود که «سرّ سویدا » خوانده می شود ، پیوسته محصور بمانم ، چه چیزی برای گفتن خواهم داشت ؟

    صرف نظر از اینکه چگونه می توان از دایره مرجع ضمیر «من» به بیرون از آن قدم گذاشت و مرز میان «من» و «جز من» را ازمیان برداشت ، در این مسأله تردید نیست که مادام که انسان نتواند نسبت به حوزه حریم هستی خود آگاهی پیدا کند ، از هویّت انسانی برخوردار نخواهد بود . مرجع ضمیر «من » که حریم شخصی شناخته می شود ، خلوتگاهی ویژه است که بیگانه نمی تواند در آن قدم بگذارد . واین همان چیزی است که «تنهایی انسان » را نشان می دهد . این تنهایی ، به گونه ای است که با قرار گرفتن در میان جمع جبران نمی شود . این تنهایی ، حقیقت هویّت شخصی را تشکیل می دهد و کسی که از این خلوت بی خبر است ، از درک معنی زندگی انسانی ناتوان خواهد بود .

    خلاصه کلام این است که : معنی تنهایی در ارتباط با مسأله بنیادی «من» و «جزمن» شکل می گیرد و مادام که این مسأله مطرح نگردد ، از آگاهی نمی توان سخن به میان آورد و البته در جایی که آگاهی نیست زندگی انسان نیز تحقق نمی پذیرد.

    مسئله تنهایی انسان از روزگار باستان در آثار برخی از فلاسفه به گونه های مختلف مطرح بوده است ، ولی در روزگار ما بیش از آنکه از تنهایی انسان سخن گفته شود ، چند تکّه شده و پاره پاره بودن هویّت او مورد بررسی قرار می گیرد . البته وقتی تنهایی انسان مورد غفلت واقع شود ، یگانگی او نیز فراموش می شودو از پیامدهای این فراموشی ، یکی این است که تکّه تکّه و پاره پاره می گردد.

    برخی از نویسندگان در این روزگار به «تنهایی» انسان توجه کرده و در کلمات شعر – فلسفه ، یا أشعاری که به سبک واسلوبی تازه و نو سروده وپدید آورده ، آن را مطرح کرده اند . یکی از آنها از زبان غروب ساحل که دورترین جشم انداز و پایانی ترین افق دید انسان است ،سخن خود را آغاز می کند و می گوید:

    ذات انسان تنهایی است . نصیب ههر فرد از زندگی ، بهره ای است که از تنهایی برده است .پیشگو ،تنهایی را معنای دقیق و باریک زیستن می دانست. یعنی هر اندازه تنهایی را لمس کنیم ، زندگی را لمس کرده ایم.

    آری ،زندگی تنهایی است و تنهایی زندگی

    این گفتار پیشگو را ، ساحلی در دوردست نقل می کرد که رو به غروب گشوده شده بود . آن ساحل ، گویا معنی تنهایی و زندگی را به اندازه پیشگو می دانست و شاید هم پیشگو به اندازه او . به هر صورت ، این گفتار پیشگو از زبان غروب ساحل نقل شده و به ما رسیده است .

    در اینجا چنین می افزاییم که : غروب ساحل ، نه تنها از تنهایی سخن می گوید، بلکه اگر سینه این ساحل گشوده شود ، چع بسا به اسراری اشاره کند که تنها با ساحت وسیع و گسترده سرّ سویدای انسان تناسب دارد .

    وقتی از سرّ سکوت سخن می گوییم ، در ژرف ترین حوزه هستی انسان گام می گذاریم و در آنجا نیز ساحل دور دستی را می بینیم که رو به غروب گشوده شده است . کسی که با اسرار سکوت آشنایی دارد ، به همان انداز که نسبت به گفتگوی به جا و به موقع رغبت نشان می دهد ، از جدال با مدّعی نیز پرهیز می کندو در اینجاست که فلسفه انسان را در بعثت او می جوید و خود خلقت را نیز نوعی فلسفه به شمار می آورد. کسی که خود خلقت را فلسفه می شناسد، در جستجوی شنونده ای است که نادانسته های خود را با او در میان گذارد ، اما برای شنیدن نادانسته ها چه شخصی می تواند شایسته تر از خود او بوده باشد؟

    کسی که می تواند به نادانسته های خویش گوش فرا دهد ، با «تعقّل مستی » نیز آشنا می شودو در «مستی تعقّل » است که عشق آشکار می گردد. عشق بدون معرفت و محبت خالی از هر گونه خرد ، یک کشش کور است و اگر در حوزه هستی انسان تحقق داشته باشد ، زیر نام« غریزه »خود را آشکار می سازد.

    وحدت ویگانگی ، از خصلت های بارز و آشکار عشق است . چنانکه عقل نیز به عالم مرسلات روی دارد و عالم مرسلات اساس وحدت و بنیاد یگانگی جهان شناخته می شود.بنابراین جنگ میان «عقل » و «عشق» در واقع وجود ندارد و کسانی که به این جنگ موهوم باور دارند و یکی از عقل یا عشق را بدون دیگری می خواخند ، راه به جایی نمی برند.

    دانایان ، کلمه «واو» را علامت وحدت و یگانگی در عالم عشق دانسته ، کلمه «یاء » را نشان تفرقه و جدایی به شمار می آوردند. همواره باید از « لیلی و مجنون » سخن به میان آورد . ولی طرح مسأله « لیلی یا مجنون » به هیچ وجه یک سخن پسندیده به شمار نمی آید .
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==


  44. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-بهمن-۲۵
    محل سکونت
    سومين حرم اهل بيت عليهم السلام
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,875
    امتیاز : 29,370
    سطح : 99
    Points: 29,370, Level: 99
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 630
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupCreated Album picturesVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 8,731
    تشکر شده 8,182 در 2,842 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 8 در 6 پست

    پیش فرض

    دركانال چهارپاي صحبتهاشون نشستم عجيب انساني هستندواقعا
    قل انما اعظكم بواحده ان تقومو لله
    والعاقبه للمتقين گمنام اشنااميررضا

  45. 4 کاربر از پست مفید amirreza تشکر کرده اند .


  46. #28
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۱۵
    محل سکونت
    در همین حوالی ها - شیراز
    نوشته ها
    1,390
    امتیاز : 14,646
    سطح : 78
    Points: 14,646, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 204
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 47,416
    تشکر شده 6,463 در 1,397 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یا حبیب
    نوشته اصلی توسط عرض از مبدا نمایش پست اصلی
    عالم خواب و کیفیت حصول رویا

    تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که در هنگام خواب، چه اتفاقی برای شما می افتد؟ تصاویر و اشکالی که در رویاها می بینید از کجا نشأت می گیرند؟ تعبیر خواب به چه معناست و چگونه ممکن است که یک رویا به واقعیت تبدیل شود؟ این سؤالات به ضمیمه تحقیق در مسئله خواب امام حسین درباره حادثه کربلا می تواند شما را با بعد دیگری از شخصیت و مقام یک انسان کامل آشنا کند.

    وقتی امام حسین (ع) از مدینه قصد حرکت کرد، بسیاری مانع او شدند. بعضی از افراد هم در تحلیل این قضیه، افرادی که در مقابل امام حسین ایستادگی کردند را صاحبان خرد دانسته اند چرا که آنها قائل به این بودند که خطر در پیش است و در عین حال ممکن است نتیجه ای هم نداشته باشد. در مقابل پافشاری این افراد، امام حسین (ع) فرمودند که من جدّم را در خواب دیدم که فرمود: « إِنَّ اللَّهَ شَاءَ یَرَاکَ قَتِیلاً ». در پاسخ به ایشان گفتند: شما خواب دیده اید که خداوند می خواهد شما را شهید ببیند، پس چرا زن و بچه ها را با خودتان می برید؟ امام باز فرمودند که: « اِنَّ اللهَ شاءَ یَراهُنَّ سَبایا » [۱]

    منتسب کردن حادثه به این بزرگی به اراده و مشیت الهی، جای بحث بسیار دارد. و همچنین موضوعاتی که به دنبال آن ایجاد می شود همچون جبر و اختیار، قضا و قدر و … اینها مقولاتی هستند که معرکه آرای اندیشمندان و حکما و عرفا و بزرگان دین است. با توجه به مجال بحث، می خواهیم مقداری پیرامون این مباحث صحبت شود. قبل از طرح هر مسئله ای هم ابتدا به اصالت خواب و جایگاه آن در بیان واقعیت ها و حوادث این چنینی که با مرگ و زندگی درگیر است، پرداخته بشود.


    دریافت فایل تصویری | ۶۱.۱۴ MB
    دریافت فایل صوتی | ۱۰.۰۰ MB
    دریافت نمیشه !!
    لطفا چک کنید



    شايد چالاك ترين انسان نباشم،

    شايد بالا، بلندترين
    يا نيرومندترين نباشم،
    شايد بهترين و زيرك ترين نباشم،
    اما قادرم كاري را بهتر از ديگران انجام دهم
    و اين كار هنر خود بودن است.



  47. 2 کاربر از پست مفید penhan تشکر کرده اند .


  48. #29
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    در اولین فرصت فایل صوتی اپلود میگردد
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  49. 5 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  50. #30
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Downloads

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۸
    محل سکونت
    ستاره ی غم(زمین)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,806
    امتیاز : 36,232
    سطح : 100
    Points: 36,232, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 51,413
    تشکر شده 8,246 در 1,950 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    ^ ممنون


    الهی
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا راننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم
    چو گدا بر سر راهی
    کس به غیر تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی




صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1