کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 16 , از مجموع 16
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Cool سرباز خوب آقا / وحید جلیلی

    بسم رب الشهدا
    اینجا درباره سرباز خوب رهبری وحید جلیلی صحبت میکنیم

    یا زهرا
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  2. 8 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb برنامه راز با حضور وحید جلیلی

    برنامه راز با حضور وحید جلیلی


    کافی است که کمی پیگیر مسائل فرهنگی بوده و یا تا به حال کمی کار فرهنگی کرده باشید تا او را بشناسید.

    دریافت برنامه با حجم 372MB و با فرمتmkv
    وحید جلیلی را غالبا با مجله وزین "راه" می شناسند و از سابقه سردبیریش در مجله "سوره". کسی که در این چند ساله همواره یکی از افراد پیگیر عدالتخواهی در سطح جامعه و مسئولین بوده. او با کوله باری از تجربه به "راز" آمده تا از دغدغه هایش بگوید، از گلایه هایش بگوید و از راه حل هایش....


    دریافت برنامه با حجم 372MB و با فرمتmkv
    قسمت اول :پیوند مستقیم پیوند4shared


    قسمت دوم: پیوند مستقیم پیوند4shared


    قسمت سوم: پیوند مستقیم پیوند4shared


    قسمت چهارم: پیوند مستقیم پیوند4shared
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  4. 9 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  5. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۹
    محل سکونت
    شهر راز...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,868
    امتیاز : 24,569
    سطح : 95
    Points: 24,569, Level: 95
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 781
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,544
    تشکر شده 5,354 در 1,305 پست
    حالت من : Shad
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    Lightbulb صداوسیما تریبون تحقیر مستضعفین شده است | مصاحبه با رجانیوز

    وحید جلیلی سردبیر نشريه راه و مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در گفتگویی چالشی و خواندنی با رجانیوز به آسیب شناسی عملکرد رسانه*ها و رسانه ملی پرداخت. جلیلی با يادآوري مشهورات غلط شکل گرفته در عرصه رسانه ای کشور و تاکید بر عبور از آنها، به*طور مصداقی عملکرد صدا و سیما را نقد كرد و با بيان نمونه*هايي، رویکرد کلی رسانه ملی را توجه به برنامه های زرد و بایکوت کردن برنامه های ارزشمند دانست.
    متن کامل این گفت*وگوی خواندنی در ادامه آمده است:

    در بحث آسیب شناسی رسانه ملی خیلی ها معتقدند یکی از ضعف های رسانه ملی عدم توجه به ذائقه مخاطبین است. این موضوع را تا چه حد قبول دارید؟

    اول بايد مشخص شود كه ذائقه كدام مخاطبين ؟مخاطبيني كه حرفشان به انواع و اقسام رسانه هاي ماهواره اي و اينترنتي و مطبوعاتي مي رسد ؟يا آن دهها ميليون نفري كه در اين وضعيت قناس و ظالمانه رسانه اي حاكم بر ايران و جهان نيازها و خواسته هاي به حق و منطقيشان سانسور مي شود ؟در مرحله بعد بايد توجه كرد هنگامي كه درباره رسانه حرف مي*زنيم، اين اشتباه است كه صرفاً از ذائقه مخاطب صحبت كنيم. مثل این است كه وقتي درباره غذا حرف مي*زنيم، در نظر نگيريم كه يك غذا بايد چه خواصي داشته باشد، چقدر انرژي و ويتامين داشته باشد و ... صرفاً در باره طعم آن صحبت كنيم. بر این اساس کسانی كه در مورد رسانه صحبت مي*كنند و صرفاً روي ذائقه مخاطب تكيه مي*كنند(ضمن آنكه در مورد همان ذائقه هم رياكارانه و يك بام و دو هوا حرف مي زنند كه به آن هم خواهيم رسيد )، آدرس غلط مي*دهند.

    در این صورت ممکن است بگویند بدون جذابيت، مطلب در ذهن مخاطب اثر نمی گذارد.

    هر غذائي هر قدر هم كه ایده آل نباشد، مي*شود با چاشني*هاي متنوع مطبوعش کرد و از سوی دیگر هم پرمحتواترين غذا را مي*شود با بي*سليقگي هدر داد و بدطعم كرد.

    ولي بعضي غذاها في*نفسه خوش طعم هستند و بعضي غذاها نيستند.

    بياييد مصداقي تر حرف بزنيم . نمونه*اش خود تلويزيون ما. اگر كسي مي گفت بحث در باره قنات*هاي يزد يا كوير خشك ايران يك بحث جذاب رسانه*اي است، به او مي*خنديديم و مي*گفتيم نه اينها چيست ؟ صحبت در باره موهاي ديويد بكهام و قرارداد علي دايي جذاب است! يك آدمی به نام دكتر كردواني با 80 سال سن مي* آيد و راجع به كوير صحبت مي*كند، چقدر هم شيرين و بانمك و دلنشين حرف مي*زند، هم به اطلاعات مردم اضافه مي*كند، هم در دل آنها مي*نشيند. بستگي دارد كه چگونه ارائه شود، حتي به هزينه و بودجه هم بستگي ندارد. بنابراين الان در فضاي تئوريك رسانه*اي دچار مشهوراتي شده*ايم كه اگر كمي دقيق نگاه كنيم، خود اين مشهورات زير سئوال هستند. كساني كه مرعوب اين مشهورات هستند، اصلاً نبايدهدايت رسانهها را به دست بگيرند ، آن هم رسانه جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي كه قرار است اساس آن شكستن رعب و خروج از انفعال و "نه شرقي نه غربي" باشد. نه شرقي، نه غربي، يعني انفعال نه! يعني مرعوب نبايد شد، دچار مشهورات نبايد شد. يك زماني مشهوري در دنيا وجود داشت كه مي*گفتند يا بايد شرقي باشي يا غربي. امام فرمود: «نه شرقي، نه غربي». اولش پذيرفتن اين حرف خيلي سخت بود، چرا؟ چون اين بحث را جا انداخته بودند. يك مشهوري بود كه همه فكر مي*كردند حرف درستي است و بعد امام با آن شجاعت فكري و معنوي خاصي كه داشتند، نشان دادند كه مي*شود از اين گذشت. ما در بحث رسانه گاهي اوقات در مقدمات و در مفروضات اشتباه گير مي*كنيم. با اين مفروضات اشتباه، فضائي را ايجاد مي*كنيم و بعد در اين فضا راجع به مسائل جزئي بحث مي*كنيم. بايد اين مفروضات را فرو ريخت و در باره رسانه در جمهوري اسلامي فضاي جديدي ايجاد كرد.

    از شبکه هفت سیما برنامه*اي پخش مي شد به نام مشاعره. چهار نفر دور يك ميز مي*نشينند و شروع مي*كنند به شعر خواندن. حتي جايزه*اش را هم تلويزيون نمي*دهد و مؤسسه ديگري مي*دهد ولی اين برنامه ازبسياري برنامه هاي پر خرج تلويزيوني هم جذاب*تر و در عین حال بسيار كم هزينه تر است و جداي از اينكه در حد خودش سرگرم*كننده است، اطلاعات باارزشي هم به مخاطب مي*دهد. متاسفانه بسياري از گردانندگان رسانه ملي از ابتدائيات كار رسانه اي هم غفلت مي كنند. رسانه مبتني است بر ارزش*هاي خبري. ارزش*هاي خبري چيست؟ درگيري، دربرگيري، استثنا، شهرت، شگفتي، مجاورت و... شما اگر هنر داشته باشيد و كارشناسانه به رسانه نگاه كنيد، متحیر می مانید كه كساني دارنديك سري مشهورات غيرعلمي و دروغين را در فضاي تئوريك بحث*هاي رسانه*اي به پارادايم غالب تبديل مي*كنند و این در حالی است كه بعضي بديهيات و ابتدائيات رسانه را در مواضعشان و عملشان نفي مي كنند و بعد، چه در داخل صدا و سيماي ما چه بيرون از آن در آكادمي هاي منفعل و غرب زده علم ارتباطات ، ادعا مي*كنند كه ما تئوريسين*هاي رسانه در اين كشور هستيم!

    مثلا با ارزش خبري درگيري ، شما مي*توانيد مخاطب را ببريد در فضاي زردي مثل برنامه نود و راجع به مطالب بي*ربط و پوچ، جنجال و چالش و درگيري ایجاد کنید و به دنبال آن جذابيت رسانه*اي برايش درست كنيد، چون" درگيري" جذاب است. فرض کنید همه دارند توي خيابان راه مي*روند. دو تا بچه شروع كنند به دعوا كردن، همه برمي*گردند نگاه مي*كنند؛ پس بگوئيم همه*اش كتك*كاري نشان بدهيم تا جذابيت ايجاد شود؟ بله، درگيري، جذاب است وجلب توجه مي كند ، ولي درگيري هزار نوع دارد، رقابت هزار نوع دارد، تنازع هزار نوع دارد. مشاعره هم واجد ارزش خبري درگيري است. 6،5 نفر نشسته*اند و هر يك تلاش مي*كند كه از ديگري ببرد. اين هم يك مسابقه است و" مسابقه"، جذاب است، ولي الزاماً مسابقه فوتبال كه نبايد باشد. در امريكا به جاي فوتبال بسكتبال اين جذابيت را دارد و در رسانه*هايشان به بسكتبال ضريب مي*دهندو جامعه چند صد ميليوني ايالات متحده گرايش چنداني به فوتبال ندارد. ما اگر كار رسانه اي بلد باشيم و مرعوب مشهورات نشويم الان شايد در تمام دنيا هيچ رسانه*اي به اندازه صدا و سيماي ما ظرفيت رسانه*اي نداشته باشد.

    در كل جهان؟

    بله، در كل جهان. چرا؟ چون جمهوري اسلامي الان كانون و قطب درگيري*هاي اساسي در تمام دنياست. جمهوري اسلامي ماهيتاً با تمام جهان استكبار درگير است. این يعني يك پتانسيل ويژه رسانه اي .

    شما مي*خواهيد فلان رشته دانشگاهي را در اينجا راه بيندازيد، كشورهاي غربي قلقلكشان مي*آيد و با شما درگير مي*شوند. شما مي*خواهيد در يك رشته علمي در اين كشور پيشرفت كنيد، هزارتا مانع سر راهتان مي تراشند. يعني اين ظرفيت درگيري، دائمي است. لذا مي*خواهم بگويم اگر بنده نه حزب*اللهي باشم، نه ايدئولوژيك نگاه كنم و نه ارادتي به جمهوري اسلامي داشته باشم و فقط از بعد يك آدم رسانه*اي و يك ژورناليست بي*طرف قضاوت کنم وقتي به اين جامعه نگاه مي*كنم و حجم درگيري*هائي را كه در لايه*ها و سطوح مختلف با جهان استكبار هست را ببینم باید بگویم می شود صدها و هزاران مستند از آن ساخت.

    شما مي*خواهيد در عرصه علوم مختلف مثل پزشكي، مهندسي، فيزيك، مكانيك و هوافضا و... پيشرفت كنيد. در عمده اين رشته*ها با يك چالش استكباري مواجه هستيد و براي اينكه پيشرفت كنيد، مجبوريد با مستكبرين چالش كنيد، يعني حتي فضاهائي كه در كشورهاي ديگر، از اين جهت هيچ ارزش خبري ندارند، در جمهوري اسلامي ارزش خبري دارند. توليد فلان ماده يا انجام فلان پژوهش، ممكن است در بسياري از كشورها ارزش خبري نداشته باشند، ولي در جمهوري اسلامي داراي ارزش خبري هستند. چرا؟ چون كفه جمهوري اسلامي را در چالشي كه با غرب دارد، سنگين مي*کنند. اينها را چه كسي بايد ببيند و به مردم بنماياند؟ رسانه! ولي رسانه*اي كه گرفتار ابتذال و بي*همتي است نمی تواند این چنین باشد.

    مصاديق اين ابتذال كدامند؟

    خيلي از برنامه*هائي كه از صدا و سيماي جمهوري اسلامي مي*شنويد و مي*بينيد. سيمافيلم مي*گويد كه در ظرف 6 سال 600 تا فيلم ساخته، يعني سالي 100 تا و هفته*اي دو تا فيلم تلويزيونی. بسيار خوب. بیایند و توضیح دهند که از 600 تا فيلمي كه ساخته اند، نبايد حداقل 60 تا از آنها ديده مي*شد؟ نمي*گويم 500 تا از 600 تا، ولي ده در صد را كه بايد نشان بدهيد. 9 تا فيلم تجربه كنید، يك فيلم درست و حسابي بسازید. خودتان بگویید از اين 600 فيلمي كه در سال مي*سازيد، چند تاي آنها ارزش چند بار ديده شدن را دارد؟ و اصلا راجع به چه موضوعاتي ساخته اید؟ قرار است فيلم*ها را تا اين حد ضعيف توليد كنيد و دائماً هم فقط دعواي زن و شوهر و مادرشوهر و عروس و قتل و پليس*بازي و اين ... را بسازيد؟ بيایید و در حوزه*هاي ديگر كار كنید. چرا فيلم*هاي سياسي نمي*سازيد؟ چرا بحث*هاي بين*الملل جمهوري اسلامي را نمي*سازيد؟ ما 16000 شهيد ترور داريم!! شما 600 فيلم ساختيد، يكي از آنها در باره يك شهيد ترور هست؟

    ده*ها نماينده مجلس شما شهيد شدند، عده زيادي از وزراومعاونينشان ترور شدند، رئس*جمهور شما ترور شده، نخست*وزير شما ترور شده. اسمش را هم گذاشته*اند صدا و سيماي جمهوري اسلامي! صدا و سیمایي كه اين قدر بي*اعتناست كه اگر رئيس*جمهورش را بكشند عین خیالش نیست، رسانه*اي كه تا به حال 200 تا سريال ساخته و يكي از آنها راجع به اينها نيست، چه جوري بايد بي*اعتنائي خود به تاريخ انقلاب را ، بيان كند؟ خانم ندا آقاسلطان كشته مي*شود، همه دنيا او را مي*شناسد. خانم شهناز حاجي*شاه را چرا كسي نمي*شناسد؟ شهناز محمدي را چرا كسي نمي*شناسد؟ مريم فرهانيان را چرا كسي نمي شناسد؟ اينها شهداي جنگ ما هستند، شهداي بمباران هم نيستند. اسلحه دستشان بوده و با صدام مي*جنگيدند. با چه كسي؟ با صدامي كه الان معادل هيتلر هست. ما 290 شهيد در هواپيماي مسافربري داشتيم. چرا اسم يكي از اين شهدا را اين ملت بلد نيستند؟ آن همه زن و مرد و كودك و پير و جوان شهيد شدند. اينها هر كدامشان يك زندگي داشتند، يك ماجرا داشتند، يك رمان و يك سريال هستند. از اين گذشته از بيش از 10 كشور دنيا در آن هواپيما مسافر بوده است. شما مي*توانستيد با ساختن يك فيلم مؤثر از اين ماجرا در دنيا احساس همدردي ايجاد كنيد. بي*سابقه است كه يك ملتي در ظرف 30 سال اين همه ماجرا داشته باشد؛* حيرت*انگيز است. شما يك كشور در كل جهان به من نشان بدهيد كه در عرض 30 سال اين همه ماجرا از سر گذرانده باشد، به*خصوص در دهه اول انقلاب . اما رسانه*اش اين همه منفعل باشد.

    يك انقلابي با آن عظمت كه همه معادلات جهاني را به هم مي*ريزد و همه نظريه*پردازان درجه يك دنيا مي*گويند كه اين انقلاب مبدائي و نقطه عطفي در تاريخ است و حتي تحولاتي را در خود غرب ايجاد مي*كند. انقلابي كه عميقاً مردمي است. انقلاب ما كه كودتا نبود؛ انقلاب ما كه حاصل شلوغ شدن صرفاً دو تا محله شمال تهران نبود، در تمام كشور بود. در 16 شهر حكومت نظامي برقرار شد كه يكي از آنها جهرم، شهر كوچكي در استان فارس است، يعني از تهران تا مشهد تا قم تا اصفهان تا كرمان و حتي شهرهاي كوچك. انقلاب اسلامي ميليون*ها ماجرا دارد. چرا؟ چون يك انقلاب مردمي است، يعني هر كدام از كساني كه در تظاهرات شركت مي*كردند، يك خاطره جذاب دارند كه آن خاطره مي*شود يك داستان و آن داستان حداقل مي*شود يك فيلم تلويزيوني، پس صدها هزار و بلكه ميليون*ها ماجرا فقط در انقلاب داريم، از طرف دیگر هم هشت سال جنگ كه ظاهراً طولاني*ترين جنگ تاريخ قرن بيستم است. هشت سال جنگ، آن هم با چه عرض و طولي، با بيش از 200 هزار شهيد. هر يك از اين شهدا يك داستان نيستند؟ از شهيد 13 ساله شما كه شهيد فهميده باشد تا پيرمرد 70 ساله اما برای چند نفر از آنها یک سریال یا فیلم قوی ساخته اند؟

    طی این 30 سال فقط چند تا كودتا عليه جمهوري اسلامي شده است؟ شما مي*توانيد در انواع و اقسام ژانرهاي پليسي و اطلاعاتي و جنگي و... از ماجراهائي كه در تاريخ انقلاب و جنگ ما روي داده، ده ها هزار داستان و سريال و فيلم تهيه كنيد . در امريكا يك جان اف كندي* را كشته*اند، تا حالا چند تا فيلم و مستند از او ساخته*اند؟ فقط يك جنگ را در نظر بگيريد. چقدر جريانات جاسوسي در اين ماجرا وجود داشت؟ اين همه گراهائي كه مي*دادند و تهران و نقاط مرزي را مي*زدند و....اين همه جاسوس بودند. يا در ژانر اجتماعي، اتفاقي كه در اثر انقلاب در جامعه ايران افتاد، جا به جا شدن طبقات، پديد آمدن يك فرهنگ جديد اجتماعي، فرهنگ پنجاه و هفتي، فرهنگ ايثار، فرهنگ مواسات، فرهنگ همدلي. تا دلتان بخواهد انواع و اقسام اين مباحث و بعد چالش*هاي بعد از جنگ. يك" خانواده پواسونار " كه فرانسوي*ها راجع به فضاي بعد از جنگ خودشان ساختند، در باره دوره پس از جنگ ما ساخته شده؟ ژانر عاشقانه همين طور. عشق*هائي كه در دوره انقلاب و دوره جنگ بوده. هر شهيدي خانواده*اي دارد، عشق مادر و فرزند، عشق پدر و فرزند، عشق زن و شوهر. يك صدم اينها را توانسته*ايم بيان كنيم؟

    حتی من موافق نيستم كه جنگ را صرفاً با سردارانش بشناسيم. جنگ نبايد در همت وزين الدين و خرازي و... محدود شود. به نظر من يك بسيجي معمولي هم حرف براي گفتن دارد و اتفاقاً هنر امثال همت اين بود كه بسيجي بودند. یعنی همان موقع هم كه رأس بودند، خاكي بودند؛ يعني حتي وقتي كه در رأس قرار مي*گرفتند، مثل يك بچه بسيجي خيلي معمولي در جنگ حضور داشتند.

    در زمینه ورزش چطور؟

    يك كار خوبي در باره شهداي ورزشي در تلويزيون شده به نام «بر سكوي افتخار» که در باره شهداي ورزشكار است كه متأسفانه زمان پخش بدي دارد.. هر كدام از اينها مي*تواند يك فيلم سينمائي جذاب باشد. از رشته*هاي مختلف در آن هستند، از تكواندو بگيريد تا فوتبال و بسكتبال و شنا و تيراندازي و كشتي. ما فقط 1200 شهيد ورزشكار حرفه*اي داريم كه مقام استاني يا كشوري داشته*اند، جداي از اينكه مثلاً از يك تيم 11 نفره فوتبال 5 نفرشان شهيد شده*اند و ...

    لذا شما در هر حوزه*اي كه نگاه كنيد، انقلاب اسلامي و جريانات قبل و بعد از آن، درام و ماجرا دارند ولی متأسفانه اينها ديده نشده*اند.

    به نظر شما راهکار ترمیم بی اعتمادی مخاطب به رسانه ملی چیست؟

    به نظر من ظلم است كه بخواهيم صرفاً سياسي به اين قضيه نگاه كنيم و بگوئيم اين عدم اعتماد فقط در موضوعات سياسي نسبت به صدا و سيما وجود دارد. اگر يكي از بچه حزب*اللهي*ها اين امكان را پيدا مي*كرد كه برود و يك شبكه ماهواره*اي بزند كه به جاي برنامه*هاي زرد صدا و سيماي فعلي يك برنامه*اي در حد راز مي* ساخت، آن وقت فكر مي*كنيد بچه حزب*اللهي ما مي*نشست برنامه صدا و سيماي آقاي ضرغامي را نگاه كند؟ چون بعضي*ها مي*گويند آقاي ضرغامي يك چيزهائي را سانسور كرده، بنابراين ملت به تلويزيون*هاي بيگانه رغبت پيدا كرده*اند. من مي*گويم آن بخشي كه صدا و سيماي ما از حزب*اللهي*ها و معارف انقلاب سانسور كرده، اگر ما قدرت اين را پيدا كنيم و يك شبكه بزنيم و همان*ها را پخش كنيم، صدا و سيما دیگر هیچ جذابیتی ندارد! يعني اگر ما به ماهواره برسيم، آن موقع معلوم خواهد شد كه صدا و سيما در مورد بچه حزب*للهي*ها چقدر سانسور کرده است.

    يعني شما مي*گوئيد اگر فضاي کاملا باز باشد و دو طرف بيايند و همه چيز را بگویند ...

    اصلاً دو طرفي وجود ندارد! مشكل ما همين است. اين نكته ظريفي است. سر مشهورات بحث نكنيم. هي مي*گويند دو طرف. انقلاب اسلامي يعني چي؟ از بعد از مشروطه تا انقلاب، آقايان روشنفكرها، آقايان غرب*شيفته*ها هر چه خواسته*اند، گفته*اند و تا توانسته*اند مسلمان*ها را سركوب كرده*اند. يك نمونه*اش دوره رضاخان است. در دوره رضاخان، روشنفكرها و رضاخان ائتلاف كردند و به زور سرنيزه، مسلمان*ها را خفه كردند. حتي در ابتدائيات مسائل ديني و سنتي ما مشكل ايجاد كردند؛ از حجاب گرفته تا روضه را ممنوع كردند و تمام روشنفكرها يا طرفداري كردند ويا سكوت كردند . در دوره محمدرضاهم همين جور. من مي*خواهم بگويم حرف*هايشان را زده*اند و انقلاب اسلامي يك نتيجه*گيري است، يك رفراندوم است.

    ممکن است بگویند اين مال 30 سال پيش بوده است و الان فضا تغییر کرده است.

    انقلاب اسلامي آمده رفراندوم كرده و غرب و غرب زده ها 30 سال است با اين رفراندوم در افتاده اند.صد ها هزار نفر از بهترين فرزندان اين ملت را اربابان و حاميان آمريكايي و انگليسي و اروپايي همين معانداني كه دم از آزادي بيان مي زنند قتل عام كردند .اين همه جنايت را چه كسي در حق اين ملت كرد ؟ميراژ و سوپر اتاندارد و اگزوسه را چه كسي به گرگي مثل صدام داد و او را به جان اين ملت انداخت ؟ همان فرانسه اي كه روشنفكر ما افتخار مي كند نشان دولتي اش را به گردن بياويزد و در مقابل دولتي كه بالاترين ميزان راي را ملت به او داده بايستد ! همين ها را باز مي*بينيد در فضاي رسانه*اي ما كودتا كرده*اند. فضاي رسانه*اي ما فضاي رسانه*اي جمهوري اسلامي نيست و در بسياري از موارد اصلاً نسبتي با جمهوري اسلامي ندارد. اينها در همين صدا و سيماي ما ببينيد با چه پررويي حضور پيدا مي كنند. يك خواننده مردمي كه پرفروش*ترين كاست*هاي موسيقي سنتي را دارد، با رئيس*جمهور منتخب 25 ميليون از ملت روبوسي مي*كند. بعد ببينيد چه كارش مي*كنند. كساني كه ادعايشان آزادي بيان است، كساني كه ادعايشان احترام به انسان*هاست، احترام به هنرمند است و... كثيف*ترين شيوه*ها را به شديدترين وجه از تلويزيون فارسي امريكا تا فلان وبلاگ به كار مي*گيرند تا نداي مخالف خودشان و همراه با اكثريت مردم را سركوب كنند. استكبار داخلي مثل اربابان آمريكاييش دگرانديشي را حاضر نيستند تحمل كنند. به*خصوص در سال گذشته رو شد كه چقدر ديكتاتور و مستبد و فاشيست هستند، يعني براي اقليت فتنه گر هيچ تعبير بهتري از فاشيست نمي*توانم به كار ببرم.

    در آغوش انگليسي كه سابقه تاريكش در حمايت از كودتا و ديكتاتوري در ايران روشن است و با امكانات رسمي ودولتي انگليس تمام تلاششان را كردند كه راي ملت را وتو كنند و جمهوريت نظام را به نفع اقليت بسيار محدود زياده خواه بر بياندازند و باز ادعا مي كنند ما بيطرف و دموكرات هستيم .

    اينها رسماً فاشيست هستند، يك اقليتي كه مي*خواهند اكثريت قاطع ملت را با زور سياسي و اقتصادي و تبليغاتي اربابان غربيشان خفه كنند.

    اتفاقا به لحاظ نظری نیز حسین بشریه سال قبل در مصاحبه ای رسما گفته بود که جنبش سبز باید رادیکال تر شود که البته سرنوشت آن همان فاشیسم خواهد بود.

    فاشيستهایی هستند كه مي*خواهند هولوكاست روشنفکری راه بيندازند و مي*گويند چرا جمهوري اسلامي اجازه راه انداختن هولوكاست را در ايران به ما نمي*دهد؟ مي*گويند هر كسي غير از آن اقليت مطلقي كه پاي كار آنها ايستادند، بخواهد حرف بزند بايد خفه شود. يا اگر مي خواهد حرف بزند، به او اجازه مي*دهيم، ولي جامعه بايد كاملاً طبقاتي اداره شود. او بايد بداند رده دوم و «جوات موات» است، بداند ما برتريم. بعد شما مي*خواهي رسانه جمهوري اسلامي را اداره كني، بيائي بگوئي اينها هم باشند، مردم هم باشند؟ هر دو" طرف" باشند؟ كدام دو طرف؟ آنها با ملتي كه اين همه وقايع تاريخي را پشت سر گذاشته و صدها هزار شهيد داده، يكسان نيستند. جمعيتي كه كاملاً در چارچوب خواستها و مطامع اسرائيل و امريكا حركت مي كنند ، بايد بگويند ما يكي، كل ملت هم يكي؟!! تازه اين را هم نمي*گويند. مي*گويند كل ملت صفر، ما صد. نخير آقا! شما تشريف ببريد توي «بي.بي.سي» و «وي.او.اي» حرف*هايتان را بزنيد كه دارند هم مي*زنند. اين هم يك مشهوري است كه بايد از شرّش خلاص شد.

    يا مشهور ديگر اينكه هم چپ باشد، هم راست باشد وبي خيال ملت. هم ناطق نوری در رسانه ملی باشد هم سيد محمد خاتمي و ديگر رسانه درست مي*شود! كي گفته؟ اول اين را اثبات كنید كه مثلا این دو نفر نوعي و جناح هايشان نماد همه ملتند و با كل ملت برابري مي*كنند، بعد این حرف را تکرار کنند. اگر دهها ميليون آدمي كه نسبتي با اين بازيهاي سياسي كارانه ندارند از رسانه ملي حذف شوند صدا از كسي در نمي آيد اما ...

    از دید شما کارویژه رسانه ملی چه باید باشد؟

    رسانه دو تا كار بايد بكند. يكي اينكه داشته*هاي ملت را عرضه كند، يكي دیگر اینکه بايد نداشته*هاي جامعه را مطالبه كند. نبايد بگوئيم كه رسانه صرفاً بايد نداشته*ها را به رخ بكشد. اعتراضي كه ما الان به*خصوص به عنوان رسانه ملي داريم اين است كه چرا داشته*هاي ملت را رو نمي*كني؟ اين ملت اين همه داشته های فرهنگي، علمي، اجتماعي، ادبي، هنري و...دارد. شما به هر حوزه*اي ورود كنيد، اين ملت داشته ها دارد و نه تنها در منطقه كه در جهان مي*تواند در بسياري از اين حوزه*ها حرف بزند.

    مثلاً؟

    كل ليگ برتر چند تا فوتباليست دارد؟ 20 تا تيم 20 نفره هم كه حساب كنيد، مي*شود 400 نفر و آن وقت ببينيد براي 400 نفر بازيكن فوتبال، چقدر از وقت تلويزيون اشغال می شود؟ بعد برويد در دانشگاه*ها و ببينيد چند دانشجوي نخبه داريد و تلوزیون چقدر به این نخبه ها اهمیت می دهد؟

    آقاي ضرغامي در همين يكي دو ماه در كل شبكه*هاي راديوئي تلويزيوني، بالاي چند ساعت در باره آقاي علي كريمي بحث گذاشته، بعد شما يك جمعيت دو ميليوني دانشجوئي داريد كه از ميان آنها 50 هزار نفرشان هم درس*خوان و در پژوهشگاه*ها و آزمايشگاه*ها و كتابخانه*ها مشغول كار جدي علمي نيستند که ارزش وقت گذاشتن داشته باشند؟

    احتمالا توجيه صدا و سيما اين است كه مثلاً علي كريمي درس نخوانده كه نخوانده باشد، ولي مشهور است، بالاخره فوتبالش خوب است و این در جذابيت خبري نقش دارد.

    حتی با قبول این فرض، مثلا علي كريمي كه بازيكن* خوبي است، نصف شهرتش را براي درگيري*ها و حاشيه*ها به دست آورده است. یعنی فضای رسانه ای در اختیارش بوده تا شهیر شود اما ایا صدا و سیما نمی تواند این درگيري را به اين صورت نشان دهد كه فلان نخبه علمي، در شبي كه همه پاي تلويزيون نشسته*اند و جام جهاني نگاه مي*كنند، در كتابخانه يا آزمايشگاه نشسته و دارد براي اين ملت كار مي*كند و زحمت مي*كشد و دست*كم به اندازه يك دريبلي كه آقاي كريمي مي*زند، ارزش دارد؟ اين زيبائي ها را بايد به رخ كشيد. هنرمند يعني اين كه زيبائي را نشان بدهد. بايد در كنج آزمايشگاه*ها و كتابخانه*ها اينها را كشف كند و به چشم بياورد. هنر رسانه اين است. ارزش خبري هم دارد. ده*ها هزار پژوهشگري كه دارند در ايران فعاليت مي*كنند، يك صدم 400 تا بازيكن ليگ، رسانه*ها را به خود اختصاص نمي*دهند با اينكه دارند براي اين ملت زحمت مي كشند و مطمئنا ارزش زحماتشان براي ملت و براي پيشرفت كشور كمتر از زدن توپ به تير دروازه نيست. 800 ميليون آقاي علي دائي را مي*كنند 650 ميليون، صدا و سيما ساعت ها برنامه در باره**اش پخش مي*كند، يعني فقط برنامه نود نيست. همه شبكه*هاي راديوئي و تلويزيوني را كه سر هم كنيد، ساعت ها مي*شود، بعد فلان محقق و پژوهشگر شما كه ماهي 700هزار تومن حقوق مي*گيرد، مي*خواهد يك پروژه علمي را به ثمر برساند كه اگر به نتيجه برسد، ميلياردها تومان صرفه*جوئي ارزي براي مملكت دارد و او حتي نمي*تواند يك خبر در يك روزنامه بزند كه آقاي فلان مافياي فلان دستگاه سياسي و فلان جناح حزبي يا سيستم مديريتي، پدر ما را درآورده* و جلوي پيشرفت ما را گرفته است. شما چند بار ديديد كه چنين مسائلي در تلويزيون مطرح شود؟ اين مسائل براي مردم جذاب نيستند؟ پيشنهاد مي*كنم يك شب به جاي برنامه نود، آقاي جهانشاهي را بياورند، ببينم او جذاب*تر است يا علي دائي؟ جذاب*ترين برنامه نود را بياوريد و در كنارش يك شب آقاي عليرضا جهانشاهي را دعوت كنيد، ببينیم كداميك جذاب*تر است؟

    با این اوصاف یک سئوال مهم اين است كه بچه حزب*اللهي*ها چه كار كرده*اند؟ خود شما که منتقد جدی عملکرد صدا و سیما هستید چکار کرده اید؟ آیا شده تاکنون تولیدات و مستندات خود را به صدا و سیما بفرستید و بخواهید آنها را پخش کنند؟

    ما چهار مستند ايران *سبز، دختر لر، خيابان شهادت و پايان فراموشي را به صدا و سیما فرستادیم اما دریغ از هیچ توجهی. حتی من می گویم این 4 مستند اهمیتی ندارد. همين مستندسازهائي كه آقاي طالب*زاده در برنامه راز آورد. طرف مي*گويد آقا! من بيست سال است كه دارم كار مستند مي*كنم. در لبنان اين را ساخته*ام، در كشمير اين را و.....اينها كجا هستند؟ چرا در صدا و سيما ديده نمي*شوند؟ چرا ضريب نمي*گيرند؟ چرا صدا و سیما یکی از این مستندها را پخش نمی کند؟ همین الان شبكه مستند ديجيتال دارد پخش مي*شود. اما حتي يكي از مستندهائي كه بچه حزب*اللهي*ها ساخته*اند در آن نيست. يعني اگر به همان كساني كه آقاي طالب*زاده در برنامه*اش آورده بود بگويند شما مستندهايتان را بياوريد، هر كدامشان دست*كم ده بيست تا فيلم مستند دارند كه بياورند. از آن ها ببينيد چند تا در تلويزيون پخش شده؟

    نظرتان پیرامون حکم یک ساله رهبر انقلاب در سال گذشته برای تمدید مسئولیت آقای ضرغامی بر سازمان چیست؟

    بسیار معنادار بود.اولا خود حكم با تاخير بيش از 5 ماهه صادر شد ثانيا اشاره به برنامه ريزي يكساله شد این برای اولین بار درباره رییس سازمان صدا و سیما اتفاق افتاد . این يعني آقای ضرغامی باید نسبت به عملکردش بیشتر پاسخگو باشد. باید مطالبه كرد واز رئيس صدا و سيما پرسيد در مورد دستوراتي كه رهبري به شما داده است چه كار كردي؟ تا مطالبه مردمي به وجود نيايد، اين حرف*ها هم در بوروكراسي حضرات گم مي*شود.

    گویا يك بار خود آقای ضرغامي گفته من مي*خواهم تغییرات جدی در سازمان انجام دهم اما بدنه همراهی نمی کند. شما اين حرف را قبول داريد؟ حتی ایشان گفته قریب به 70% بدنه سازمان با ما نیستند.

    خیر با آن 30% ديگر چه كردند؟ اورانيوم كه غني نمي*كنند. آن 70% مثلاً خيلي كارهاي مهمي مي*كنند؟ خيلي توان هاي عجيب و غريبي دارند ؟! چرا صدا و سيما مثلاً از همين مستندسازهائي كه آقاي طالب*زاده آورده بود، استفاده نمي*كند؟ چرا مسئوليت*ها را به آنها نمي*دهند؟ اتفاقاً اگر مي*گوئيد كه در داخل سازمان كسي را نداريد كه اثر خوبي بسازد، پس وقتي از بيرون كار باارزشي به تو مي*دهند، بايد استقبال کنید و آن را پخش کنید. يا لااقل بايد قدر همان سي درصد را بدانيد .

    البته طی یک سال اخیر صدا و سيما تغييراتي داشت، مثل برنامه ديروز، امروز، فردا، مستند شاخص و... اما همان طور كه پيش*بيني مي شد، اينها مقطعي بودند، با اين اوصاف چه نمره*اي به صدا و سيما طی یک سال اخیر مي*دهيد؟

    بعضي از اتفاقات مثبتي كه در صدا و سيما افتاد، حاصل حكم آقا نبود، چون اگر قرار بود صدا و سيما نسبت به احكام رهبري واكنش كامل و درستي نشان بدهد، در طي اين سال*ها آقا به بسياري از نكات مهم اشاره كرده*اند. به*طور مشخص فكر مي*كنم در آبان يا آذر 83كه آقاي ضرغامي تازه منصوب شده بود، آقا يك سخنراني داشتند كه در تلويزيون هم پخش شد و آن زمان آن را كامل در نشریه سوره هم چاپ كرديم. آقا آنجا خيلي نكات مهمي گفتند.

    مثلاً چه نكاتي؟

    يكي در بحث عدالت*خواهي و تجمل*گرائي بود. ايشان فرمودند: «تجمل*گرائي را تخريب كنيد.» نگفتند تجمل*گرائي نكنيد، گفتند تخريب كنيد، يعني صدا و سيما بايد تجمل*گرائي را تخريب كند. چه كسي مي*تواند تجمل*گرائي را تخريب كند؟ كسي كه تجمل*گرائي را ترويج نكند و آن را مستحق تخريب بداند؛ ولي اين صدا و سيمائي كه ما مي بينيم، نه تنها تخريب نمي*كند، نه تنها موضعش در برابر تجمل*گرائي، بي*طرف هم نيست، بلكه انواع و اقسام تجمل*گرائي را ترويج مي*كند. یا بحث جنگ نرم را آقا در همان سال در سخنراني مشهورشان فرمودند. جنگ نرم يعني مبارزه با زرسالاران اقتدارطلب جهاني. زرسالاران اقتدارطلب در دنيا چه كساني هستند كه دارند تلاش مي*كنند جنگ رسانه*اي عليه جمهوري اسلامي راه بيندازند؟ شما مگر مي*توانيد با زرسالاران اقتدارطلب داخلي كه ادامه همان سرمايه*داري جهاني در ايران هستند، در نيفتيد و بعد بخواهيد با اربابان آنها در بيفتيد؟ اينها يك كليت به هم پيوسته هستند. يا مثلاً بحث عمده ديگري كه آقا مطرح كردند، راجع به روشن*بيني ديني و پرهيز از نظريه جذب بود كه مي*گويد دين را با يك سري افزودني*هاي غيرمجاز به مردم معرفي كنيد و براي مردم جا بيندازد. جالب است كه نويسنده سريال فاصله*ها در مصاحبه*اي رسماً اين را بيان مي*كند كه ما در سريال نرگس هم مي*خواستيم روابط پسر و دختر را عادي كنيم، ولي در آنجا به ما اجازه ندادند و موفق نشديم، ولي در اينجا ديگر موفق شديم! يعني از مذهب به عنوان يك چيز حاشيه*اي استفاده كرديم تا اهداف ديگري را پيش ببريم نگاه صدا و سيما از لحاظ اجتماعي و فرهنگي، به نگاه فتنه مغزپسته اي نزديك است. نگاهش نگاه تحقير مستضعفين است، نگاهش نگاه حذف مستضعفين و بي اعتنايي به ظرفيت هاي عظيم رسانه اي آنهاست. حالا صدا و سيما دستش مي*رسد مستضعفين را از فضاي رسانه پاك مي*كند، آنها مي*خواستند اگر زورشان برسد، از فضاي سياست حذفشان *كنند. آنها مي*خواستند هر كسي را كه مطالبات زياده*خواهانه آنها را قبول نداشت و قبلاً صدا و سيما آنها را از صفحه رسانه*اي كشور حذفشان كرده بود، حتي از صفحه انتخاب در جمهوريت حذفشان كنند.

    لذا تناقضي در رفتار صدا و سيما پيش آمد، چون نمي توانست از لحاظ سياسي با فتنه مغز پسته اي همراهي كند، بدون اينكه توجه كند بالاخره آن فرهنگ مصرف گراي غرب زده زياده خواه در سياست و حكومت هم نمي تواند ازآن فضا جدا باشد و دل بكند و يك ارتباط سيستماتيك با هم دارندبنابر اين پارسال مجبور شد به يك سري عناصر حزب*اللهي كه داخلش بودند،اهميت بدهد؛ يعني ضرائب عوض شد و باز حزب*اللهي*ها عزيز شدند و طيفي از بچه*هائي كه در معاونت سياسي بودند، دستشان باز شد كه يك سري حرف*هائي را كه تا امروز نمي*توانستند بزنند، بگويند، يعني صدا و سيما با تدبير اين كار را نكرد، بلكه در اثر فشارها و محدوديت*ها دست به اين كار زد. ما بايد از اين فرصت استفاده مي*كرديم، ولي بعضي*ها متأسفانه از اين طرف هيجاني شدند و جو آنها را گرفت. ما كه اين صدا و سيما را مي*شناسيم. اگر اين صدا و سيما رسانه جنگ نرم بود، اگر صدا و سيماي حزب*اللهي و انقلابي بود، بايد آثاري را در اين پنج شش سال از او مي*ديديم كه اگر رسانه ما درست عمل مي*كرد، اصلاً فتنه مغز پسته اي پيش نمي*آمد. چهار پنج تا برنامه ديديم و فكر كرديم تمام شد. در همان برنامه*اي كه يك جلسه هم از ما دعوت شد و رفتيم، من واكنش*هاي مختلفي را از بچه*ها گرفتم.

    در مناظره با آقای مطهری؟

    بله، بعضي ها* از بحث*هاي آخر من نا راحت بودند كه تو چرا دوپينگي پيش نرفتي و تا آخرش نكوبيدي و مثلاً با آقاي مطهري درگير نشدي و چرا گفتي كه در ايران آزادي بيان به*طور كامل و ايده آل وجود ندارد و اين حرف، حرف ضد انقلاب است. حتي شايد مجري آن برنامه هم از من ناراحت شد، ولي من نمي*توانستم فقط به نوك دماغم نگاه كنم و فقط وقتي طرف كم آورده، ما را بياورد و دوپينگ كند و فردا هم بگويند اين هم نتيجه*اش. من مي ديدم تا عدالت رسانه اي برقرار نشود مدعيان دروغين آزادي بيان حتي آزادي راي مردم را هم با كمك امپرياليسم رسانه ا ي بر نخواهند تافت . كما اينكه در انتخابات پارسال كردند.. صداوسيماييها هم تا خيالشان راحت شد، بلافاصله آن برنامه را حذف كردند. برنامه ديروز، امروز، فردا را مي*خواهيم چه كار؟ بگذاريمش كنار. يعني نگاه استراتژيك رسانه ملي، برنامه زرد نود است و به برنامه ديروز، امروز، فردا مثل تاكتيك نگاه مي*كند و ماها نبايد به يك چنين مديريت سياسي*كاري اجازه بدهيم كه از ظرفيت*هاي حزب*اللهي به شكل دوپينگي براي حفظ مصالح و ابقاي مديريت خودش استفاده كند، وگرنه اگر مصالح انقلاب و مصالح مردم برايش مهم بود، وقتي كه فضا آرام مي*شد كه بايد ظرفيت*هاي جديدي پديد مي*آمد و خيلي از حرف*ها را در فضاي آرام*تر مي*توانستيد بزنيد.

    مستندهائي مثل شاخص هم همين طوري هستند، مقطعي و با عجله و...

    آنها كه اصلاً يك تيم هستند، يعني محورش يكي از نيروهاي حزب اللهي معاونت سياسي است.. اين البته نقطه قوت او ، اما نقطه*ضعف صدا و سيماست. بله، يك بچه بسيجي رزمنده جنوبي زمان جنگ مي*آيد و پاي كار مي*ايستد و همين نشان مي*دهد تو يك بچه حزب*اللهي را كه نخواستي يا نتوانستي حذف كني، يك روزي اين جوري به كارت مي**آيد.



    نظر شما به طور خاص در مورد برنامه دیروز، امروز، فردا که مدتی است تعطیل شده چیست؟

    مجموعا برنامه موفقی بود اما به نظر من مشكل اساسي*اش اين بود كه بعد از اينكه حرارت فتنه كم شد، نتوانست بحث*هاي عميقي را مطرح كند و به بحث های روزمره دچار شد. مثلاً فلان سريال* خارجی و مشایی و ...

    بحث*هاي عميق*تري وجود داشت و بايد ريشه فتنه را مي*زد. من در حدي كه به عقلم مي*رسيد، بحث عدالت رسانه*اي را مطرح كردم كه به نظرم خيلي جاي كار داشت. ما به اين گونه مباحث احتياج داريم و در لايه*هاي عميق*تر اجتماعي حرف براي گفتن داريم. نبايد خودمان را در سوژه*ها محصور كنيم بلکه بايد رويكرد ها را عوض كنيم .

    از برنامه*هاي ديروز، امروز، فردا كداميك براي شما قابل قبول*تر بود؟

    من همه*شان را نديدم، ولي برنامه آقاي قاسمي خوب بود. که رمز موفقیت آن برنامه هم این بود که حاج سعید قاسمی از خودش حرفی نزد. بلکه آمد و آیینگی امام و انقلاب را برعهده گرفت. یعنی حرفهای امام را از رو خواند اما حرفهایی که تاحالا سانسور شده بود و برای مخاطب جذاب بود.

    ايشان در آن برنامه چه كار كرد؟ آمد كتاب را برداشت و حرف*هاي امام را از رو خواند و مردم لحن او و سوزي را كه در صداي او بود، باور كردند، چون خيلي*هاي ديگر هم ممكن است بخوانند، ولي مردم باور نكنند، يعني صداقت و عدالت. چيزي كه ملت مي*خواهند، عدالت است، آن هم عدالتي كه با يك بيان صادقانه به آنها منتقل شود، چون اگر عدالت را قالتاق*ها بيايند مطرح كنند، بعد از مدتي ملال*آور و لوث مي*شود.

    سخن آخر؟

    آقاي ضرغامي اگر نخواهد سردار جنگ نرم باشد و همچنان بخواهد به جريانات روشنفكري و غرب زده و انجمن حجتيه*اي**ها باج بدهد، ريسك باقي ماندنش از ريسك تعويضش بيشتر خواهد شد

  6. 3 کاربر از پست مفید بچه خوب تشکر کرده اند .


  7. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۹
    محل سکونت
    شهر راز...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,868
    امتیاز : 24,569
    سطح : 95
    Points: 24,569, Level: 95
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 781
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,544
    تشکر شده 5,354 در 1,305 پست
    حالت من : Shad
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    Lightbulb اگر سالی پنج تا«قلاده*های طلا»داشته باشیم،فاتحه سینمای غرب*زده خوانده است

    شاید اولین نگاه به بهمن*ماه، یادآور انقلاب اسلامی مردم ایران در سال 1357 باشد اما تحولاتی که بهمن 57 موجب آنها شد، تنها به تغییرات ساختار سیاسی منحصر نیست؛ بلکه فرهنگ و تفکر انقلابی اصلی*ترین محور آرمان*های انقلاب اسلامی بود. بر همین مبنا، سلسله جشنواره*های فرهنگی هنری تحت عنوان فجر از سال*های ابتدایی انقلاب آغاز به فعالیت کرد.

    در این میان، جشنواره فیلم فجر پررنگ*ترین و پرحاشیه*ترین این جشنواره*هاست که اگرچه مولود انقلاب اسلامی است اما نشانه*ی چنداني از اهداف انقلاب در آن به چشم نمی*خورد. جشنواره سی*ام فیلم فجر نيز كه يكي از مهم*ترين رويدادهاي فرهنگي و هنري سال 90 بود، چنين وضعيتي دارد. برای بررسی این رويداد مهم فرهنگي سال، میزگردی به میزبانی رجانیوز برگزار شد تا با حضور سه نفر از صاحب*نظران فرهنگي، اين موضوع بررسي شود.



    جشنواره فجر شده مثل جشنواره كودك با ژانر وحشت!/ فجر انقلاب اسلامي يا فجر چين و ژاپن و عرفان*هاي كاذب؟

    در ابتدای این میزگرد، سعید مستغاثی روزنامه*نگار و كارشناس سينما درباره ماهیت جشنواره فیلم فجر و چگونگی شکل*گیری و استحاله ماهوی آن اظهار داشت: جشنواره فیلم فجر از ماهیت و محتوای اصلی خود به طور کامل دور شده است. مانند این است که ما جشنواره*ای تحت عنوان جشنواره فیلم کودک برگزار کنیم اما در آن دست به نمایش فیلم*های ترسناک و ژانر وحشت بزنیم!

    نام جشنواره فیلم فجر نشان دهنده ماهیت و اهدافی است که این جشنواره باید آن را دنبال کند اما متاسفانه در واقعیت این*گونه نیست. این جشنواره منسوب به انقلاب اسلامی است؛ فجر غرب و ژاپن و چین و عرفان*های کاذب که نیست؛ فجر انقلاب اسلامی ایران است. شما می*توانید یک جشنوراه فیلم برگزار کنید مثلا با عنوان فیلم تهران و در آن هر فیلمی را به نمایش بگذارید اما وقتی سرمایه*گذار اصلی جشنواره فجر، مردم و بیت*المال است و از جیب ملت خرج می*شود، خب ملت 33 سال است که پای این فجر انقلاب ایستاده ولی نمودی در فیلم*های جشنواره ندارد.

    90 درصد فيلم*هاي امسال در جهت عکس اهداف انقلاب بود

    جالب اینجاست که نه تنها این اهداف دنبال نمی*شود، بلکه در خلاف آن هم اقداماتی صورت می*گیرد. مثلا می*توانم بگويم که 90 درصد فیلم*های جشنواره در بخش مسابقه سینمای ایران امسال، به طور جدی در جهت عکس اهداف انقلاب اسلامی بوده است. برخی افراد هم برای توجیه این مساله، می*گویند که بضاعت سینمای ما همین است، اما این اصلا توجیه مناسبی برای کم کاری در عرصه هنر به*ویژه سینما نیست.

    هنوز برای سینمای خودمان یک چشم*انداز تعریف نکرده*ایم

    جشنواره فیلم فجر باید مستقل از فرآیند و جریان سینمای ایران فعالیت کند. مگر جشنواره کن خصوصیات سینمای فرانسه را دارد؟ در دورانی این جشنواره موج*ساز بوده ولی الان نیست. ما در سینمای ایران می*خواهیم چه کنیم؟ ما برای مملکت برنامه و چشم*انداز داریم، در دین هم یک افق چشم*انداز با محوریت انتظار فرج داریم، اما هنوز برای سینمای خودمان یک چشم*انداز تعریف نکرده*ایم. اساسا این چشم*انداز چه تناسبی با انقلاب اسلامی دارد؟ صرف اینکه مثلا در ایام عزاداری، تلویزیون سیاه*پوش شود، که در قبل از انقلاب هم تا حدودي بود. قرار است که گفتمان انقلاب اسلامی به*ویژه در عرصه فرهنگی مملکت جاری شود.

    باید از خودمان بپرسیم اولویت*های سینمایی ما چیست؟ متاسفانه مسئولان سینمایی ما صرفا در حال هدایت و رانندگی ماشین سینما هستند و به مساله گفتمان و ماهیت آن توجه ندارند. از طرف دیگر، جالب اینجاست که رانده*شدگان سینمای ایران جذب نهادهایی مثل صداوسیما و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران می*شوند و با بودجه دولتی به انتشار تفکرات نامناسب خود می*پردازند.

    برخی سینما را صرفا برای سرگرمی می*خواهند

    مستغاثی همچنین خواستار تغيير فضای حاکم بر سینمای ایران شد و اظهار داشت: تفکر حاکم بر فضای سینمایی کشور باید عوض شود. تفکیک میان عقیده و ایدئولوژی با هنر سینما مساله*ای است که مدت*هاست از سوی برخی غرب*زدگان، تجویز و منتشر می*شود اما اساس شکل*گیری صنعت سینما مبتنی بر ایدئولوژی بوده است، نه سرگرمی.

    وقتی رهبر انقلاب از تحول در علوم انسانی سخن می*گویند و تمام فضای غرب به*هم می*ریزد، مشخص می*شود که این نقطه یک جایگاه اساسی است. سینما به ویژه سینمای ما هم باید بر مبنای ایدئولوژی باشد. اما برخی از غرب*گرایان به*دنبال سینما صرفا به مثابه سرگرمی هستند؛ یعنی به سمتی برویم که کارکرد و کاربرد سینما صرفا براي سرگرم کردن مردم باشد. وقتی ما صحبت از "سینما واقعیت" می*کنیم، آنها می*گویند که سینما تخیل است و بر مبنای دروغ.

    در دفاع از پيامبر اعظم خواستيم بيانيه بدهيم، گفتند به ما مي*گويند دولتي!

    این فعال فرهنگی از نحوه برخورد با آنچه «سینمای دولتی» نامیده می*شود هم انتقاد کرد و گفت: چند سال پیش و بعد از آنکه توهینی از سوی یکی از سینماگران غربی به پیامبر اعظم صلي الله عليه و آله صورت گرفت، ما در انجمن سینماگران تصمیم گرفتیم که بیانیه*ای بنویسیم و اعتراض کنیم. در همان زمان برخی از این افراد مدعی گفتند که این کار موجب می*شود كه در خارج از کشور ما را وابسته به دولت بنامند! یعنی دفاع از پیامبر عزیزمان را هم تحمل نمی*کردند.

    مستغاثی در ادامه سخنان خود به موضوع ژانر سیاسی و حضور پررنگ آن در این دوره از جشنواره پرداخت و اظهار داشت: اینکه شما در یک فیلم چهار تا شعار سیاسی قرار بدهی که فیلم سیاسی نمی*شود، بلکه المان*ها و موارد ویژه خود را بايد داشته باشد. ما اصلا سینمای سیاسی در جهان نداریم و چنین ژانری وجود ندارد. سینمایی که در جهان می*بینیم و مثلاً اولیور استون در ان فعالیت می*کنند، همان سینمای ایدئولوژیک و شبه دینی است که وجه مسائل روز را در آن پررنگ*تر می*کنند و وجه سیاسی بارز می*شود. همین نبود ژانر مشخص سياسي موجب می*شود که هرکس بتواند مدعی ساخت فیلم سیاسی شود.

    طالبي با قلاده*هاي طلا يك تنه بار همه كارهاي نشده را به دوش كشيد

    اما در مورد فیلم قلاده*های طلا می*توان گفت که خب فتنه 88 یک ماجرای مهمی بود و قضیه جنگ نرم واقعا در سینما و رسانه*های ما مورد غفلت واقع شد. حالا وقتی آقای طالبی پاسخ خوبی به این مطالبه می*دهد، می*بینیم یک تنه بار همه کارهای نشده در این زمینه را به دوش می*کشد.



    جشنواره فیلم فجر جشن مردمي سينماي ايران نيست و از ابتدا بیمار متولد شد

    حجت*الاسلام علی جعفری عضو كميسيون فرهنگی مرکز پژوهش*های مجلس شورای اسلامی هم ضمن تایید سخنان سعيد مستغاثی، از حرکت نكردن جشنواره*هاي فجر در مسیر آرمان*های گفتمان انقلاب اسلامی گلایه کرد و گفت: جشنواره فیلم فجر بالذات دو ویژگی اصلی دارد: اول اینکه یک "جشنواره" و نه یک جشن است و دوم اینکه منسوب به انقلاب است.

    از لحاظ وجه اول که اساساً این مراسم یک جشن است و نه یک جشنواره؛ چرا که بعد صنفی آن بسیار پررنگ است و یک گرامی*داشت از اعضای این صنف است. مثلا در خارج از کشور هم داریم که "کن" یک جشنواره است اما "اسکار" یک جشن سینمایی است. خب این بعد از ماجرا در ایران بسیار ضعیف است و ماهیت جشنواره*ای ندارد.

    از لحاظ انقلابی بودن هم که شاهد یک افول صد در صدی هستیم. این جشنواره اساسا مولود انقلاب است و امام خمینی(ره) در اولین سخنرانی خود پس از بازگشت به کشور، به تنها هنری که اشاره می*کنند، هنر سینما است.این همه هزینه سنگین برای این جشنواره داده شده که قرار است پیام*آور انقلاب باشد اما این هزینه گزاف در خلاف اهداف و آرمان*های انقلاب نتیجه می*دهد.

    جاي خالي جايزه فقر و غني، بيداري اسلامي و تسخير وال*استريت

    حجت*الاسلام جعفری تاکید کرد: جشنواره فیلم فجر از ابتدا بیمار متولد شد که خیلی*ها در همان ابتدا به این مساله توجه نکردند و اکنون این بیماری خودش را نشان می*دهد. وقتی جشنواره*ای برای بزرگ*داشت انقلاب و آرمان*های انقلاب اسلامی تشکیل می*شود، یعنی این جشنواره جهانی است، چون آرمان*های انقلاب ما جهانی است ولي ما این جشنواره را به داخل کشور محدود کرده*ایم. گفتمان ما جهانی است اما جایزه اصلی این جشنواره به فیلم*های ایرانی داده می*شود. اتفاقا در اولین دوره جشنواره، مقام معظم رهبری که آن زمان رئیس*جمهور بودند، تاکید کردند که این جشنواره باید جهانی باشد. سیمرغ اصلی جشنواره فجر باید برای فیلم فلسطین باشد. شما به پیامی که امام به هنرمندان در سال 67 دادند، نگاه کنید؛ هنر متعهد و اصیل. باید جایزه فقر و غنی داشته باشیم. امسال باید فاخرترین جایزه را به بیداری اسلامی می*دادند. با این همه هزینه*ای که می*شود، سینمای جهان اسلام باید در ایران و جشنواره فیلم فجر متمرکز باشد اما ایرانی کردن جشنواره به آن ضربه زده است. ساختارهای اصلی جشنواره باید اصلاح شود؛ تعداد جایزه*ها باید کم شود ولی کیفیت و ارزش جوایز بیشتر شود. چه ایرادی دارد که در این زمینه هزینه کنیم؟ ما الان باید جایزه ویژه جنبش تسخير وال استریت داشته باشیم با جایزه*های چند میلیون دلاری.


    جشنواره فيلم فجر واقعي يعني جشنواره فيلم عمار

    وی همچنین وابسته به دولت بودن را یکی از ایرادهاي جشنواره فجر دانست و گفت: یکی دیگر از ایرادهاي اصلی جشنواره فجر، قائم بودن آن به دولت*ها است یعنی با تغییر دولت، ساختار جشنواره نابود می*شود. اگر بخش خصوصی وارد ماجرا شود و مساله را از وزارت ارشاد خارج کند، قطعا نتیجه بهتری خواهد داشت. شما به جشنواره فیلم عمار نگاه کنید که بخش خصوصی برگزار كننده آن بود، به جرات بايد گفت که جشنواره فیلم فجر واقعی، همین جشنواره فیلم عمار است.

    مي*گويند چرا فيلم ايدئولوژيك مي*سازيد اما خودشان ايدئولوژيك*ترين فيلم*ها را همسو با غرب مي*سازند*/ بعضی حزب*اللهی*ها می*خواهند شهادتین روشن*فكری بگویند

    حجت*الاسلام جعفری اضافه کرد: جدا كردن سینما از ایدئولوژی بسیار فراتر از چیزی که شعار داده می*شود در سینمای ایران اعمال شده است. این یک چماق بوده بالای سر نیروهای ارزشی که چرا شما ایدئولوژیک به فیلم*ها نگاه می*کنید! اما خودشان دقیقا خلاف این شعار عمل می*کنند و فیلم*های ایدئولوژیک غرب دوستانه می*سازند. سینما در ایران متاسفانه خود را تافته جدا بافته از همه می*داند. یعنی سینما می*تواند درباره همه حرف بزند اما هیچ*کس حق ندارد درباره سینما حرف بزند. حتی اگر کسی از خود سینما هم علیه این فضای روشن*فكری حرف بزند، مثل سلحشور و ده*نمکی، تمسخر و طردش می*کنند؛ انگار معنای سینما در ایران به فحش دادن و تفاخر به مردم گره خورده است. یکی دو سال آقای فیاض داور جشنواره بود اما دیگر اجازه ندادند. متاسفانه این تفکر در میان مدیران فرهنگی ما هم وارد شده است. یعنی شهرداري تهران يا سازمان تبليغات در این مجلات و کارهایی که در دست دارند، در واقع در حال ارائه شهادتین روشن*فكری هستند؛ یعنی این باجی که من به شما می*دهم، شما هم من را قبول داشته باشید و اجازه بدهید احیانا یک فیلم ارزشی هم من بسازم.

    انتقاد از سوگيري سينماي دفاع مقدس به سمت سينماي ضد جنگ

    وی در مورد نحوه پرداختن به سینمای دفاع مقدس در جشنواره امسال هم گفت: متاسفانه سمت و سوی این ژانر در حال تغییر از دفاع مقدس به دفاع نامقدس است؛ یعنی همان ژانر ضد جنگ که در جهان داریم. یعنی می*خواهند دفاع مقدس را به یک ژانر جنگ انسانی صرف تقلیل بدهند. به نظر من، نمونه بارز این رویکرد، فیلم "ملکه" بود. ملکه یک فیلم جنگی خیلی خوب بود و یک نگاه انسانی را وارد جنگ کرده بود ولی فیلم دفاع مقدس نبود. این فیلم و محتوای نمایشی آن برای ارتش امريكا خیلی خوب است؛ چون کار ارتش امريكا اساساً مبتنی بر آدم کشتن است ولی برای دفاع مقدس ما که اتفاقی مانند کشتن به ناحق افراد، مذموم است و این مساله نقطه شروع ما هست، نباید این*گونه پرداخته شود. در واقع نقطه شروع دفاع مقدس ما، سقف جنگ انسانی غرب است. بعد ما این مساله را ایده*آل دفاع مقدس می*کنیم و هیچ المانی از دفاع مقدس هم در فيلم نداریم؛ حتی یک "یا حسین"، یک "یا زهرا"، يا یک سربند.

    يك مزيت قلاده*هاي طلا

    جعفري در مورد فیلم قلاده*های طلا هم گفت: یک مزیت مهم قلاده*های طلا از لحاظ کارگردانی، این بود که انقلاب در خیابان را نمایش داد؛ درحالی که رسانه*های ما در این زمینه بسیار ضعیف عمل می*کنند و تنها انقلاب در خانه*ها را نشان می*دهند. به نظرم آقای طالبی باید این تجربیات خود را آموزش بدهد و به دیگران منتقل کند وگرنه ما عقب می*مانیم. چرا ما یک راهپیمایی پرشور را در فیلم*های*مان نداریم؟ این قدرت بالای فیلم قلاده*های طلا بود به نظر من.



    مافیای غرب*زده*ها در رسانه*های سینمایی/ تفاوت سينماي "تحت ضابطه" با "رو به آرمان"

    وحید جلیلی كارشناس فرهنگي و مديرمسئول هفته نامه "راه" نيز، مافیای رسانه*ای جریان غرب*زده در عرصه سینما را يادآوري کرد و گفت: ما دو نوع سینما در جمهوری اسلامی می توانیم داشته باشیم؛ یک سینمای "تحت ضابطه" و یک سینمای "رو به آرمان".

    منظور از سینمای تحت ضابطه، سینمایی است که جهت گیری آرمانی و گفتمانی انقلاب اسلامی را ندارد اما خط قرمزها و حداقل های اخلاقی و قانونی را رعایت می کند و تاکید و تعمدی در بازی با خط قرمز ها ندارد. اما در سینمای رو به آرمان؛ سینما ذیل فرهنگ و فضای آرمانی انقلاب اسلامی تعریف می شود و فیلم*ساز تعمد دارد که داشته های جامعه دینی ایران و دستاوردهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی مردم در انقلاب*شان را تبیین و حفظ کند و رشد و ارتقا بدهد و بر اساس داشته ها، آسیب ها را نقد کند و فضا و بستر فرهنگی لازم را برای تصحیح و تکمیل نظام و جامعه فراهم بیاورد. هر دو سینما در کشور قابلیت اجرا دارد. ولی از طرف مقابل برای مختل کردن حرکت به سمت سینمای ملی ( تحت ضابطه + رو به آرمان) برنامه های دیگری تدارک شده است.

    فشارهاي گروه تجزيه*طلب سينما مانند فشارها براي منع ايران از دستيابي به انرژي هسته*اي

    یک گروه تجزیه طلب در سینمای ایران تلاش می کند که سینما را از ذیل نظام خارج کرده و با اتکا به پروپاگانداي داخلی و سفارش ها و حمایت های خارجی، ظرفیت عظیم سینمای کشور را که به هیچ وجه اهمیتش از انرژی هسته ای کمتر نیست، از دسترس انقلاب خارج کند. فشارهای این طیف را دقیقا می شود به مجموعه فشارهایی که برای منع ایران از دستیابی به انرژی هسته ای در جریان است، تشبیه کرد.

    فکر کنید اگر وجه غالب سینمای امروز ایران فیلم*هایی مثل آژانس شیشه ای، بچه های آسمان، طوفان شن، بازمانده، یک بار برای همیشه، قلاده*های طلا، نیاز، زیر نور ماه، بی پولی، لیلی با من است، اخراجی*ها، روزهای زندگی، غزال، شیرسنگی، دست شیطان، خونبارش و... باشد، چه ظرفیت فرهنگی عظیمی در مسیر پیشرفت ملت به وجود خواهد آمد. نقد درون گفتمانی به شدت تقویت خواهد شد. در کنار نقد بومی و اصیل و جدی نظام و جامعه؛ امید به آینده و اعتماد به نفس ملی ارتقا پیدا خواهد کرد. آگاهی های تاریخی ملت گسترش خواهد یافت؛ مخاطب منطقه ای و جهانی وسیع پیدا خواهیم کرد و...

    به همین دلیل دقیقا همان اراده سیاسی که از دستیابی ایران به انرژی هسته ای در هراس است، تلاش می کند تا از بهره مند شدن انقلاب اسلامی از ظرفیت سینمای ایران جلوگیری کند و برای تحقق این هدف، همه ابزارهایش را به*کار می گیرد.

    مي*خواهند هميشه سينما را تهديدي براي نظام و انقلاب نشان دهند

    استراتژی آن*ها در این مقطع این است که همواره سینما را به*مثابه تهدید برای نظام و انقلاب مطرح کنند و اجازه ندهند نگاه فرصت محور، مجال عرض اندام پیدا کند.

    کافی است هر سال چند فیلم ضد آرمانی و هنجار شکن ساخته شود تا آن ها تمام توان*شان را در داخل و خارج از گلدن گلوب و کن و اسکار گرفته تا تهرانجلس و ارگان*های رسانه ای و نخبگانی*شان در صداسیما و مطبوعات بسیج کنند که همان را وجه غالب و پیش*روی سینمای ایران جا بزنند و نسل های جدید فیلم*سازی را به سمت آن سوق بدهند.

    برای این جریان؛ سینما اهمیت ندارد و دغدغه اصلی، چالش با نظام سیاسی یا فراتر از آن، جامعه دینی و توده های استقلال طلب ایران است.

    علت بايكوت "قلاده*هاي طلا" و به اوج بردن "بي*خود و بي*جهت"

    مقایسه کنید واکنش مهم ترین تریبون های رسانه ای سینمای روشن*فكری را به "قلاده*های طلا" و "بی خود و بی جهت".

    قلاده*ها را به*رغم قابلیت*های کم نظیر سینمایی*اش در بازیگری، فیلمنامه، کارگردانی، فیلمبرداری و... کاملا بایکوت کردند و آن یکی را که یک کار تلویزیونی متوسط است، به خاطر کاریکاتوریزه کردن چهره زن متدین و نفرت پراکنی به او، به اوج بردند!

    و بعد همین ها دیگران را متهم به نگاه سیاسی به آثار هنری، برخورد ایدئولوژیک، پروپاگاندا برای کارهای سفارشی و... می کنند.

    وقتي خاتمي هم*بازي مريلا زارعي شد/ داشته*هاي انقلاب را با دروغ به نفع روشن*فكرنماها مصادره مي*كردند

    جلیلی اضافه کرد: اینها حتی تلاش می کنند که داشته های انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را هم به نام خودشان سند بزنند و استحاله*اشان کنند. آقای محمدعلی نجفی کارگردان سریال درخشان سربداران که متاسفانه تحت تاثیر همین فضاهای روشن*فكری به سمت دیگری رفت، فیلمی ساخته بود تحت عنوان "زاگرس"، که آقای محمد خاتمی در آن فیلم بازی کرد. یعنی ریاست جمهوری کشور ایران در حد یک سکانس در این فیلم با خانم مریلا زارعی هم*بازی شد. وزارت نیرو یک پول مفصلی داده بود که شما درباره سد کرخه که به تازگی ساخته شده، فیلمی بسازید و درباره آن تبلیغ کنید. در آن فیلم نشان می*داد کسانی که سد کرخه را ساخته*اند، آدم*هایی با تیپ روشن*فكری و سوسولی و با سبک زندگی غرب*زده هستند. یادم هست که در آن زمان، سینمای مطبوعات، سینما صحرا بود. من بعد از فیلم به سراغ آقای نجفی رفتم و گفتم «جناب آقای نجفی! تا جایی که من می*دانم، سد کرخه را بچه*های حزب*اللهی سپاه ساختند؛ یعنی آن تعداد از سردارهای سپاه که پس از دوران دفاع مقدس نمی*خواستند برگردند به شهر، همان*جا ماندند و سد کرخه را ساختند و تیپ*ها این*طور بوده است ولی شما چیز دیگری نشان داده*اید» آقای نجفی در جواب من گفت که "حق با شماست و این*گونه بوده ولی اگر من واقعیت را نشان می*دادم، کسی باور نمی*کرد! آن بچه های سپاه را برداشتم و به جایش این تیپ ها را گذاشتم!" يعني با پول بیت المال و با شرکت رئیس جمهور، داشته های انقلاب را مصادره مي*کردند به نفع روشن*فكرها!

    ما نمی*گوییم که اصلا فیلم انقلابی بسازید، می*گویم که حضرات حداقل آزاده باشید و واقعیات جامعه را بگویید. دروغ نگویید. اتفاقا جریان روشن*فكری علم*دار سینمای ایدئولوژیک به معنای آگاهی کاذب است. هم در فضای آکادمیک این را می*بینیم که بهترین نمونه*اش همین انتخابات ریاست جمهوری اخیر بود كه عمدتاً طرف هر چقدر دانشگاهی*تر بود، کورتر بود. هر کسی که نخبه*تر بود، واقعیت*های بزرگ*تری را انکار می*کرد. در صورتی که علم یعنی مشاهده روش*مند واقعیت اما اینها منکر بودند و دنبال جایگزین کردن دروغ با واقعیت بودند؛

    ملاقلي*پور گفت يك "يا زهرا" نمي*خواستند در فيلمم باشد

    خدا رحمت کند رسول ملاقلی*پور را؛ او رفته بود برای فیلم خانه پدری در یکی از کشورهای غربی -کانادا یا یک کشور اروپایی دقیق یادم نیست- برای من تعریف می*کرد که من در کل این فیلم، فقط یک یازهرا گذاشتم. پای میز تدوین به من اصرار می کردند که این یک "یازهرا" را هم بردار! یعنی حتی تحمل یک عبارت ساده دینی در یک فیلم دفاع مقدسی در جمهوری اسلامی را هم نداشتند. یعنی اگر شما به این جریان رو بدهید، حد یقف ندارد و با آن نگاه ایدئولوژیک و سیاسی معاندش تا انکار همه واقعیت های انقلاب پیش خواهد رفت.

    هدف و مأموريت اقليت تجزيه*طلب سينمايي با تيم بزرگ رسانه*اي

    چالش اصلی در زمینه سینمای ایران، این است که یک گروه با بدنه کوچکی که در سینما و تیم بزرگی که در عرصه رسانه دارند، با سروصدا به معرفی و آگراندیسمان خودشان می پردازند. از گلدن گلوب و کن گرفته تا تهرانجلس و برنامه هفت عناصرشان را دارند و فعال هم هستند تا این اقلیت تجزیه*طلب را تقویت کنند و تا حدودی هم موفق بوده*اند.

    مثلث فراموش شده نقد

    جلیلی اضافه کرد: اما موفقیت این جماعت صرفا مبتنی بر تشکیلاتی بودن و توان ها و نقاط قوت خودشان نیست، بلکه به همان اندازه مرهون خطاها و ضعف های این طرف نيز هست.

    كسي نمي*پرسد چرا در اوج جنگ نرم توپخانه را تعطيل كرده*ايد

    متاسفانه یکی از مشکلات جدی ما در این زمینه این است که ما افرادی را می*بینیم که تحت عنوان افراد یا گروه*های ارزشی (البته آن طرفی ها هم ارزشی هستند ولی با ارزش های متفاوت) دست به انتقاد از مسئولان می*زنند ولی وقتی به کارنامه آنها نگاه می*کنیم، می*بینیم که تاکنون از هیچ اثر ارزشی حمایت نکرده*اند و فقط ایراد می گیرند. کسانی که اعتبارات مادی و معنوی فراوانی در اختیار دارند ولی تاحالا کاری برای جریان ارزشی نکرده*اند و صرفا دست به انتقادشان خوب است. همین مساله موجب ایجاد یک جریان مضر در میان ارزشی های این طرفی شده است که یکی از مشخصه*هایش این است که از مثلث نقد فقط یک ضلعش را دارد و دو ضلع دیگر را فراموش کرده است. یعنی صرفا به کارهای بد انتقاد می*کند، اما اولا از کارهای خوب حمایت نمی*کند و ثانیا کارهای خوبی را که می توانسته انجام بگیرد و نشده، نمی بیند. مثلا حوزه هنری چرا با بودجه میلیاردی، در جشنواره امسال حتی یک فیلم هم ندارد؟ یعنی در اوج جنگ نرم و در حالی*که فرمانده دستور حمایت از جبهه خودی و حمله متقابل به دشمن می دهد، اینها توپخانه را تعطیل کرده اند و حاضر به شلیک نیستند!

    هیچ*کس هم یقه اینها را نمی گیرد که چرا مهم ترین پایگاه سینمای انقلاب را از ورود به این کارزار فرهنگی بازداشته اید. و به جایش اعتراض می کنند که چرا فلان آقا در فلان مراسم شما حضور یافته است! او هم خوشحال است که ببین الحمدلله چه منتقدین کم توقعی داریم که اگر مهم*ترین امکان سینمایی انقلاب را به نفع ضدانقلاب تعطیل کنیم، اصلا کسی خبر نمی شود و یک صدم فلان مسئله به مراتب کوچک*تر بازتاب پیدا نمی کند.

    و از این امکان*های معطل و مغفول چه در زمینه تولید و چه در زمینه تبلیغ و توزیع کم نیست.

    تا ما اضلاع دوم و سوم نقد را فعال نکنیم و ظرفیت های بالقوه اما مغفول و متروک را مورد سوال قرار ندهیم و از آثار بالفعل و موجود برای دیده شدن حمایت نکنیم و صرفا آثار بد را مورد حمله قرار بدهیم، در بر همین پاشنه خواهد چرخید و روز به روز هم بدتر خواهد شد و ممیزی چالش های مهم تری پیدا خواهد کرد.

    مثال آب قليل و آب كُر در عرصه فرهنگ/ غلط ترین شیوه مبارزه با ناهنجاری ها در عرصه فرهنگ، اکتفا به ممیزی و حذف است

    مثالی بزنم: آب قلیل به مجرد تماس با نجسی نجس می شود ولی آب کُر، اگر چه به نجاست آلوده شود، نجس نمی شود.

    اگر آب زلال و سالم و پاک در برکه فرهنگ کشور زیاد باشد، امکان تحمل آثار ناهنجار بالا می رود، چون آنها ضریبی پیدا نمی کند و مستحیل می شود ولی اگر داشته های شما قلیل باشد، کم*ترین فعالیت دشمنان و معاندان فضا را آلوده خواهد کرد و غلط ترین شیوه مبارزه با ناهنجاری ها در عرصه فرهنگ، اکتفا به ممیزی و حذف است.

    در زمانی که بهشتی و مطهری و خامنه*ای و مفتح و... بودند، احسان طبری و... هم اگر حرف نادرستی می*زدند، به جایی برنمی*خورد و در میان نظرات ناب اسلامی حل می*شد. الان هم می*گوییم که اگر ما سالی ده تا "قلاده*های طلا" و "آژانس شیشه ای" و نیاز و... داشته باشیم، ایرادی ندارد که غرب*زده*ها هم برای خودشان فیلم بسازند. آوینی علاوه بر نقد، از خیلی اثرهای خوب هم حمایت می*کرد. از حاتمی*کیا و فراستی بگیر تا داوودنژاد و...

    سینمای دولتی، مردمی که دولت را برگزیده*اند و روشن*فكرنمایانی که...

    مدير دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: در یک ماه اخیر بالای صد بار مجری برنامه هفت «سینمای دولتی» را کوبیده است و یک نفر هم نپرسیده که سینمای دولتی یعنی چه؟ دولت در نظام*های جمهوری یعنی مردم؛ یعنی برگزیده و نماینده خود مردم. اقلیت تجزیه*طلب، مخالف مردم هستند. فلان روشن*فكر نمی*تواند مدعی شود که من نماینده مردم هستم اما دولت می*تواند؛ چون رأی مردم را دارد. دولتی که رأی مردم را دارد؛ سینمای دولتی یعنی چه؟ مردم چطور باید منویات خودشان را اعمال کنند؟ اما جوری این سینمای دولتی را می*کوبند که انگار یعنی سینمای ضد مردمی!

    جلیلی اضافه کرد: از این افراد باید پرسید مثلا شما از «بیلی وایدر» هم فیلم*سازتر هستی؟! خب این هم هر فیلمی ساخته در حمایت از کاپیتالسیم و امريكا بوده است. یعنی هم*سوی دقیق با سینمای به روز امريكا. اساسا کدام*شان نیستند؟ یک چارلی چاپلین خواست جلوی اینها بایستد، له*اش کردند. آقا شما از چاپلین هم به ذات سینما واردتر هستی؟! به آقای چارلی چاپلین گفتند از فیلم*هایت بوی آرمان*های غیرامريكایی می*آید؛ بوی پابرهنگی و کمونیسم می*آید! باید بازجویی پس بدهی به کمیته های مک کارتیسم، بیست سال تبعیدش کردند و گفتند ما سر آرمان های امريكایی شوخی نداریم در به ادعای خوشان آزادترین کشور جهان! اما شما می*بینید در اینجا آدمی که اولین فیلم خودش را در حد فیلم*های تجربی ساخته، می*بینید که، مهم*ترین ارزش*های دینی و ملی را زیرسوال می*برد و باز هم با چه تکبری مدعی است که چرا به جای" روزهای زندگی" به من جایزه ندادید؟!

    اگر سالی پنج تا «قلاده*های طلا» داشته باشیم، فاتحه سینمای غرب*زده خوانده است

    وحید جلیلی در پایان هم ضمن تمجید از ابوالقاسم طالبی به*خاطر ساخت فیلم قلاده*های طلا، تاکید کرد: نمونه*هایی مانند این فیلم نشان می*دهد که سینمای روشن*فكری چقدر ضعیف و رو به اضمحلال است و اگر ما تعداد این آثار را بالا ببریم، به نظرم هیمنه سینمای روشن*فكری کاملا فرو می*ریزد. یعنی اگر شما سالی 3 تا 5 تا مورد از این نوع فیلم*ها داشته باشید، کاملا سینمای روشن*فكری و معاند را بی*رنگ خواهد کرد.

    دليل ترس غرب*زده*ها از قلاده*هاي طلا

    مهم*ترین اتفاقی که افتاد، این بود که تلاش کردند آثاری را که تحت پارادایم فکری خودشان هستند، هر چقدر هم ضعیف باشند، حمایت جدی کنند تا مردم آنها را ببینند و از طرفی هم خط قرمزی تعیین کنند که کسی از این طرف جرات نکند فیلم خوب بسازد. قلاده*های طلا از این نظر خیلی قابل تامل است و آن طرف را وادار به واکنش کرده است. این فیلم مخاطب عام را هم به خود جذب می*کند و حتی کسانی را که موضع سیاسی آنها با موضع سیاسی فیلم*ساز متفاوت است، راضی می*کند و اتفاقا غرب*زده*ها از این مساله بیشتر می*ترسند. آنها از این نمی*ترسند که شما حرف سیاسی خودت را بدون جذابیت و بدون روایت حرفه ای بیان کنید؛ فیلمی که نتواند مخالف را اقناع کند، یعنی اگر آقای طالبی یک فیلم شعاری بدون جذابیت ساخته بود، اتفاقا بایکوت هم نمی*کردند. این فیلم هم حرف دارد و هم می*داند چگونه حرف بزند. طیف ارزشی ما در سینما باید با دیدن این فیلم امیدوار شود و شجاعت فیلم سازی مردمی بدون اعتنا به فضاسازی روشن*فكری سیاست زده و ایدئولوژیک امروز را بیشتر پیدا کنند.

    همچنين از بازی جدیدی که رسانه ملی! و دیگر رسانه های روشن*فكری راه انداخته اند تحت عنوان "سینمای دولتی"!، نترسند.

    تعريف سينماي "مردمي" و "دولتي" از نظر برنامه "هفت" و رسانه*هاي روشن*فكرنما

    برنامه هفت سی میلیون ایرانی را هم که در انتخابات اخیر شرکت کردند، "دولتی" و سفارشی کار می داند.از نگاه آنها فیلمی که وزارت خارجه دولت امريكا در حمایتش بیانیه رسمی بدهد و کاخ الیزه و رئیس جمهور دولت فرانسه تحسینش کند، فیلم غیر دولتی است و فیلم دولتی، فیلمی است که "ملت دروغ*گو و عقده ای" ایران و نظام مردمی اش را تحسین کند.

    گفته های آن خانم کارگردان در برنامه هفت را که یادتان هست؟ هم*زمان با توطئه*چینی قدرت*های جهان علیه ایران می*بینید در فضای آکادمیک شما درباره "توهم توطئه" تدریس می*کنند! یعنی تا شما امضا ندهی که اینتلیجنت سرویس و سی*آی*ای و موساد موسسات خیریه و مددکاری هستند، به توهم متهمت می*کنند! کدام دشمن؟! آن آقا می رود در امريكا در حالی که هنوز خون احمدی روشن خشک نشده، می گوید كه "من آمده ام از طرف مردم ایران بگویم که کدام دشمنی؟!"

    قلاده*هاي طلا؛ نشانه بازگشت اعتماد به نفس هنرمندان انقلاب

    در این فضا اتفاقی مانند قلاده*های طلا صرفا تاثیرش در فضای سینما نیست و نشانه بازگشت اعتماد به نفس هنرمندان انقلاب برای گذشتن از خط قرمزهای روشن*فكری و شورش علیه ممیزی خائنانه غرب*زده*ها در فضای هنری و رسانه ای ایران است.

    اگر با همین شیب شما در جشنواره آینده، به جای یک قلاده*های طلا، 3 تایش را در ژانر های گوناگون داشته باشید، در جشنواره بعدی، 5 تا داشته باشید، با این روند قطعا سینمای غیرمردمی روشن*فكری مضمحل می*شود؛ چون واقعا حرفی برای گفتن ندارد.

  8. 3 کاربر از پست مفید بچه خوب تشکر کرده اند .


  9. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-شهریور-۲۸
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,860
    امتیاز : 12,087
    سطح : 72
    Points: 12,087, Level: 72
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,945
    تشکر شده 6,184 در 1,551 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    خیلی خوبه که میتونید تشخیص بدید چه کسی سرباز خوب آقاس!!!

  10. 3 کاربر از پست مفید sanaa تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    واقعا اقای جلیلی انسان شایسته ای هستن.من خیلی قبولشون دارم.ایشالله همیشه سربلند باشن.
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  12. 5 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    خدائیش تحلیلاش محشرن
    یعنی چیزائیو میبینه که من ندیدم کس دیگه ای در موردشون حرف بزنه
    ایشون و حسن عباسی محشرن
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  14. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  15. #8
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,713
    امتیاز : 34,567
    سطح : 100
    Points: 34,567, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکر کردن : 7,055
    تشکر شده 7,113 در 1,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    23
    مخالفت شده 7 در 7 پست

    پیش فرض

    اينقد طولاني مي نويسين خيلي ها حوصلشون نميشه بخونن و نهايتا دو سه نفر بيشتر نمي تونن از اين تاپيك استفاده كنن

  16. 3 کاربر از پست مفید رافد تشکر کرده اند .


  17. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط رافد نمایش پست اصلی
    اينقد طولاني مي نويسين خيلي ها حوصلشون نميشه بخونن و نهايتا دو سه نفر بيشتر نمي تونن از اين تاپيك استفاده كنن
    آخه اینا متن سخنرانی یا مقاله هستن
    من یکی از معدود کسایی که وقت میذارم برا خوندن مقالاتش وحید جلیلیه ، خیلی خط دهی خوبی میکنه
    بعضی از چیزاشو هم پیدا نکردم تو اینترنت و چون طولانی بود نتونستم تایپ کنم وگرنه خیلی چیزای خوبی داره
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  18. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  19. #10
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,713
    امتیاز : 34,567
    سطح : 100
    Points: 34,567, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکر کردن : 7,055
    تشکر شده 7,113 در 1,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    23
    مخالفت شده 7 در 7 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سائل الزهرا نمایش پست اصلی
    آخه اینا متن سخنرانی یا مقاله هستن
    من یکی از معدود کسایی که وقت میذارم برا خوندن مقالاتش وحید جلیلیه ، خیلی خط دهی خوبی میکنه
    بعضی از چیزاشو هم پیدا نکردم تو اینترنت و چون طولانی بود نتونستم تایپ کنم وگرنه خیلی چیزای خوبی داره
    بله فرمايش شما متين ، منتها به نظرم اگه همين مقاله ها رو پشت سر هم ولي تكه تكه بذارين نظرات بيشتري بهش جلب ميشه يا مثلا فونتش عوض بشه خلاصه طوري كه بر خلاف كم حوصلگي ها بشينيم پاش و تا آخر مطالعه كنيم بي دغدغه ي اين كه كاش زودتر تموم شه و ...
    از جانب خودم بابت خيلي از تاپيك هاي مفيدتون ممنونم

  20. 2 کاربر از پست مفید رافد تشکر کرده اند .


  21. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    جزوه سینما و رسانه ملی؛ فرصت*ها و تهدیدها | وحید جلیلی

    حزب*اللهی*ها تفکر رهبری در عرصه فرهنگ و هنر را نمی*شناسند! تفکر رهبری در عرصه فرهنگ و هنر، به جامعه منتقل نشده است. جامعه که پیشکش، به بچه* حزب*اللهی*ها هم منتقل نشده است و این خیلی بد است. در شرایطی که شعار ما جنگ نرم و تهاجم فرهنگی است، با تفکرات رهبری آشنا [...]

    ________________________________________
    حزب*اللهی*ها تفکر رهبری در عرصه فرهنگ و هنر را نمی*شناسند!
    تفکر رهبری در عرصه فرهنگ و هنر، به جامعه منتقل نشده است. جامعه که پیشکش، به بچه* حزب*اللهی*ها هم منتقل نشده است و این خیلی بد است. در شرایطی که شعار ما جنگ نرم و تهاجم فرهنگی است، با تفکرات رهبری آشنا نباشیم. آقا ده*ها کتاب را اسم آورده است. ده*ها فیلم را اسم آورده و راجع به آن حرف زده است. مطلب هم نوشته و خیلی از بچه حزب*اللهی*ها اصلاً اینها را ندیده*اند.
    ________________________________________

    جزوه زیر سخنرانی آقای وحید جلیلی در یکی از جلسات هفتگی انصار حزب*الله با موضوع «سینما و رسانه ملی؛ فرصت*ها و تهدیدها» است، که متن کامل آن تقدیم می*گردد
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  22. 2 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  23. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-شهریور-۱۷
    محل سکونت
    barefoot in paradise
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    9,111
    امتیاز : 78,558
    سطح : 100
    Points: 78,558, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album picturesTagger First Class
    تشکر کردن : 22,542
    تشکر شده 35,371 در 8,299 پست
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 99 در 65 پست

    پیش فرض پاسخ سردبیر (سابق) سوره (وحید جلیلی) به (حجت الاسلام) خاموشی | نامه به مدیر کتاب نیوز

    یکی از اتفاق هایی که برای آقای وحید جلیلی می افتد اخراجشان از ماهنامه سوره بوده است.
    که مجله برای حوزه هنری و سازمان تبلیغات اسلامی بوده است. ریاست سازمان را آقای حجت الاسلام خاموشی بر عهده داشته اند (و هم اکنون نیز ایشان ریاست را عهده دار می باشند.)

    بعد از اخراج تحریریه چهارم ماهنامه سوره ، ریاست سازمان تبلیغات مصاحبه ای انجام می دهند و این نامه را بعد از آن مصاحبه آقای جلیلی می نویسند.





    پاسخ سردبیر سوره به خاموشی | نامه به مدیر کتاب نیوز
    ۳۱ اردیبهشت, ۱۳۸۶

    مدیریت محترم کتاب نیوز

    سلام علیکم

    پیرو مصاحبه*ای که از رئیس محترم سازمان تبلیغات منتشر کرده*اید؛ لازم دانستم نکاتی را پیرامون ادعای خلاف واقع ایشان در مورد اخراج تحریریه چهارم ماهنامه سوره متذکر شوم.

    اولاً- از کتاب نیوز متشکرم که رئیس سازمان را وادار کرد علیرغم استنکاف از ورود علنی به معرکه*ای که در پشت پرده، خود از کارگردانان اصلی آن بوده است؛ چند کلمه*ای را نه برای روشن شدن که برای خاموشی گرفتن ماجرا ابراز دارد.

    ثانیاً- خرسندم که برخورد فعال مخاطبان سوره چهارم، مدیران محترم را مجبور کرد تا برای حفظ آبرو، تحریریه*ی دیگری برای سوره تدارک ببینند. شاید اگر تعطیلی نقد سینما و مهر نیز چنین واکنش*هایی را بر می*انگیخت؛ مدیران محترم جرات نمی*کردند در خاموشی، بنیان آن*ها را براندازند و به احدی هم پاسخگو نباشند. دوره پنجم سوره از این حیث عمیقا مدیون تحریریه چهارم و مخاطبان فهیم آن است.

    ثالثاً- رئیس محترم ادعا کرده است که سوره چهارم محصول مدیریت ایشان است و بر سر تحریریه اخراجی سوره منت گذاشته است که این ما بودیم که سوره را منتشر می*کردیم. به اشاره می*گذرم که البته این افتخاری مضاعف برای تحریریه چهارم سوره است که در دوره مدیریت خاموشی – بنیانیان “چنین” سوره ای منتشر کرده*اند.

    رابعاً- از دکتر عطاء الله مهاجرانی تا دکتر مهدی خاموشی به صرافت افتاده*اند که تصویر و تفسیری وا*ژگون از ماجرای اخراج تحریریه چهارم سوره ارائه کنند. همین نکته ما را بر آن می*دارد تا مخاطبان را با بخشی از پشت پرده*ی اخراج تحریریه سوره، که فقط یک نمونه و نماد از مدیریت فرهنگی در جمهوری اسلامی است؛ آشنا کنیم. تجاهل*العارف رئیس محترم در مصاحبه با کتاب نیوز موجب شد تا تعدادی از نامه های سردبیر به آقای خاموشی در طول سه سال گذشته را در سایت http://haqiqat.ir منتشر کنیم و قضاوت را به صاحب نظران بسپاریم.

    خامساً- تحریریه*ی چهارم سوره به عنوان سنگر کوچکی در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی هم اکنون در حال سازماندهی مجدد خود در قالب دفتر مطالعات فرهنگی جبهه انقلاب اسلامی است که به زودی اخبار آن به گوش مخاطبان و فعالان این جبهه خواهد رسید .

    وحید جلیلی

    ۸۶/۲/۳۱


    بخشی از نامه*های یاد شده:

    باسمه تعالی
    حجت*الاسلام آقای دکتر خاموشی

    … فکر نمی*کنم که اگر خبر خاک گرفتن بسیاری از سوژه*ها و هرز رفتن بسیاری از نیروهایی را که می¬توانند نقطه امید جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی باشند از شما پنهان کرده و حق این سنگر را از شما مطالبه نکنم، خدمتی به شما یا حوزه هنری یا سازمان تبلیغات کرده باشم.
    جماعتی که ماهنامه سوره وابسته به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی را منتشر می*کنند قابلیت*هایی به مراتب بیشتر از امثال همشهری ماه و … دارند. با این تفاوت که آن طرف آقای عطریانفر را دارند و این طرف امثال حضرتعالی را که در جلسات می*فرمایید: “سوره” می*تواند “کیان” حزب*الله باشد و بعد هم خداحافظی می*کنید تا جلسه بعدی در سال یا سالهای آتی….

    وحید جلیلی
    سردبیر ماهنامه سوره

    ۲۶/۱۰/۸۲



    حجت*الاسلام آقای دکتر خاموشی

    …. افق روزنامه*نگاری انقلاب اسلامی را پست و حقیر تعریف نکنید. به قامت بایستید و نگاهی به منطقه و جهان بیندازید. چرا ما تایم و نیوزویک نداشته باشیم؟ چرا ما شخصیت¬های مطبوعاتی مستقل منطقه¬ای و جهانی نداشته باشیم؟ سوره می¬تواند نقطه آغاز حرکت منطقه¬ای و جهانی مطبوعات انقلاب اسلامی باشد. فعلاً می¬شود با عربی و انگلیسی شروع کرد. اینها شدنی است.بیست و هفت سال بعد از انقلاب خیانت است اگر به این ظرفیت¬های در دسترس به دیده شعار و خیال و آرزو نگاه کنیم



    وحید جلیلی
    سردبیر ماهنامه سوره

    ۸/۳/۸۴



    جناب حجت*الاسلام دکتر خاموشی دام عزه

    … دو ماه بیشتر از ملاقات معهود نمی*گذرد. آقای بنیانیان هم که سرگرم فکر کردن به این موضوع هستند که “چگونه به احمدی*نژاد کمک کنیم”! [حسن بنیانیان بلافاصله پس از تشکیل دولت جدیدی کتابی حجیم در همین*باره و توسط انتشارات سوره منتشر کرد] و ۹ ماه است که حتی نیم ساعت برای ماهنامه سوره وقت نداشته اند و بیشتر دوست دارند سخنرانی و نظریه*پردازی بفرمایند تا مدیریت و مشکل*گشایی زیردستان. بگذریم که خود شما هم خیلی دست کمی از ایشان ندارید و همان آیه را که برای ایشان نوشتم برای شما هم باید بنویسم که: “کبر مقتاً* عندالله ان تقولوا ما لاتفعلون”.
    خدایا تو شاهد باش که این حضرات چگونه ما را مجبور می*کنند که همیشه کاسه گدایی به دست پشت دفترهایشان عهده*دار نبرد فرهنگی و دفاع از عزت(!) حزب*الله باشیم.

    الاحقر
    جلیلی
    ۲۶/۶/۸۴



    جناب آقای دکتر بنیانیان
    رئیس محترم حوزه هنری
    سلام علیکم

    سیزده روز است که شماره ۲۲ مجله سوره آماده چاپ است، ولی انتشارات پولی برای خرید کاغذ ندارد. این اتفاق بارها و بارها تکرار شده و آخرین بار در نامه مورخ ۴/۸/۸۴ از شما خواسته بودم که به راهکارهایی که برای رفع مشکل ارائه کرده بودم توجه بفرمایید. متأسفانه به آن نامه پاسخی (حتی منفی) داده نشد.
    متأسفانه نگاه حضرتعالی به کار تحریریه بیش از آنکه فرهنگی باشد بوروکراتیک است. سه سال است که این وضعیت را تحمل کرده*ایم.
    جلسات سردبیران با مدیر مسئول هم که حدود یک سال است کلاً تعطیل شده و خوشبختانه صورت مسأله را پاک کرده*اید.
    هم شما و هم جناب خاموشی تکلیف ما را روشن کنید. ما چه کار باید بکنیم که مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی بدیهیات و ابتدائیات یک کار مطبوعاتی و رسانه¬ای را درک کنند و بفهمند که تحمل چنین وضعیت ظالمانه*ای چقدر از تمرکز و انرژی و خلاقیت یک تحریریه فعال را هرز می*برد یا نابود می*کند. واقعاً اوضاع مملکت آنقدر نابسامان است که مجله¬ای مثل سوره حتی یک بار هم نباید سر وقت و بدون تأخیر دوهفته*ای و سه*هفته*ای و چهارهفته*ای و چندماهه و … به چاپ برسد؟ مشکل کمبود منابع است یا مدیریت؟

    التماس دعا
    جلیلی

    ۲۶/۱۰/۸۴



    برادر خاموشی دامت تأییداته
    سلام علیکم

    … هفته پیش معاون محترم اداره طرح و برنامه*تان، آقای طهماسبی تقاضای ملاقاتی با بنده کرده بود تا مشکل را حل کند و امروز صبح و [در] کمتر از ۲۴ ساعت پس از زبان*درازی حقیر در اعتراض به سیاسی*کاری کثیف حضرت مستطاب عالی در ماجرای تهران*امروز؛ در واکنشی عصبانی و دستپاچه پیغام می*فرستید که به جلیلی بگویید آن پول را نخواهم داد!

    پاسخ این است که اگر آن پول را می*دادید هم منتی بر سر ما نداشتید، زیرا از جیب خاندان مبارک خاموشی که نمی*دادید. این پولها چند صباحی در اختیار شماست تا در مقابل جریان*هایی که نان اسلام و انقلاب را می*خورند و تهران*امرزو راه می*اندازند و سیاست*بازهایی که به جای پرداختن به وظیفه اصلی، سرگرم برنامه*ریزی برای انتخابات ریاست*جمهوری هستند، نیروهای مظلوم جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی هم، در صحنه فرهنگ و هنر کشور حضور داشته باشند و شمع سوزان اسلام انقلابی را در برابر اسلام سرمایه*داری و اسلام مرفهین بی*درد و اسلام فرصت*طلبان روشن نگه دارند؛ همان نیروهایی که عهد اخوت با کسی نبسته*اند و نه با ۴۴ میلیون و ۴۴ میلیارد، که با هیچ پول و پست و پرستیژ دیگری نمی*توان خاموشی*شان را امید داشت.
    جناب خاموشی! روشن*تان کنم: ما گدای کنار خیابان*هایی که با پرشیا از آن می*گذری نیستیم؛ ما فرزندان مظلوم آن امامیم که فرمود: مبارزه با رفاه*طلبی جمع نخواهد شد.
    صد البته سوره پایگاه خطرناکی است. کسانی که به رغم همه فشارها و کمبودها و اذیت*ها و در سخت*ترین شرایط نمی*شود قلم و زبان*شان را خرید، آدم*های خطرناکی هستند. پیشنهاد می*کنم هر کاری از دست*تان برمی*آید برای فشار بر سوره بکنید. هیچ چیز برای ما شیرین*تر از رنجی نیست که به خاطر گفتن کلمه حقی در برابر بالادست عدالت*گریزی می*کشیم. این برادر کوچک*تر شما به یاری خدا حتی خاطره پینه دست اصغر کهدویی را که در بهشت*رضا آرمیده است به خوشامد هزاران مدیر سیاسی*کار نخواهد فروخت. ..

    این را نوشتم که بدانید نخواهید توانست حق مخاطبان مظلوم سوره را به همین راحتی دریغ کنید و پز قانون*گرایی هم بدهید. مشکل ما *برادر جوان من!ـ رفتارهای قانونی نیست، بلکه رفتارهای قارونی است که بعضی فکر می*کنند امکاناتی که در اختیارشان است “اوتیته علی علم عندی” است. ما حسرت*خوار حظ عظیمی که دارید نیستیم. ویلکم ثواب*الله خیر لمن آمن و عمل صالحاً و لایلقیها الا الصابرون.

    جلیلی

    ۱۳/۹/۸۵


    منبع:
    http://jalili-vahid.ir/?p=309

    حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر




  24. 5 کاربر از پست مفید مستاجر خدا تشکر کرده اند .


  25. #13
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۴
    محل سکونت
    خاک جنوب
    سن
    -1993
    نوشته ها
    171
    امتیاز : 5,288
    سطح : 46
    Points: 5,288, Level: 46
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,147
    تشکر شده 676 در 153 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    کد خبر: ۱۵۱۲۴۱
    ۰۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۰

    فرارو- سعید جلیلی نامزد یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری عصر دیروز دوشنبه با جمعی از اقتصاددانان دیدار کرد.

    به روایت عکس های فارس وحید جلیلی برادر سعید جلیلی با موتورسیکلت به این همایش آمد تا برادرش را همراهی کند. همچنین پرویز داوودی و حمید رسایی دو چهره دیگری بودند که در این نشست جلیلی را همراهی کردند. سعید جلیلی نیز با خودروی پراید شخصی اش به این نشست آمد.












    خرابتم ، آقا روح الله ...
    ------------
    علم ميگويد ماهي به خاطر دور شدن از آب به دلايل طبيعي ميميرد. اما هرکس يک بار بالا و پايين پريدن ماهي را ديده باشد تصديق ميکند که ماهي از بي آبي به دليل طبيعي نميميرد، ماهي به خاطر آب خودش را ميکشد.
    " خاک جنوب مثل دریاست آدم در آن حل میشود ... "

  26. 3 کاربر از پست مفید ارميا تشکر کرده اند .


  27. #14
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۴
    محل سکونت
    خاک جنوب
    سن
    -1993
    نوشته ها
    171
    امتیاز : 5,288
    سطح : 46
    Points: 5,288, Level: 46
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,147
    تشکر شده 676 در 153 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض وحید جلیلی - شهدا اين قدرها هم نازنين نبودند

    به ياد همه آنها كه دو بار شهيد شدند
    وحيد جليلي

    تلاش كردند تا به قول خودشان، ارزش*هاي دفاع مقدس را تبيين كنند؛ نشستيم و دل سپرديم.
    تلاش كردند تا به قول خودشان، دستاوردهاي دفاع مقدس را تشريح كنند؛ نشستيم و گوش كرديم.
    انگشت*هايشان را تا آنجا كه مي*توانستند باز كردند و افتخار كردند كه خاك ايران را حتي به اندازة يك وجب هم از دست نداده*اند؛ نشستيم و نگاه كرديم.
    اما نشسته بوديم و ارزش*هاي دفاع مقدس در حال تثبيت و تبيين و تحقيق و تشريح و ترويج و تبليغ بودند. ما نشسته بوديم و خيلي*ها دوست داشتند كه ما بنشينيم و به خاطرات گوش كنيم. «بنشينيم» و از روي مين رفتن*هاي داوطلبانه، از نماز شب*هاي زير نور منوّر، از وصيت*نامه نوشتن*هاي كنار اروند، *از به خط زدن و به خدا رسيدن، از يخ زدن روي قلة ماووت، از سوختن در سه راه شهادت، از قطعه*قطعه شدن پشت خاكريز و... و... بشنويم.
    نشستن و شنيدن، كارمان شده بود و چه شيرين هم بود و چه حالي داشت! درست مثل نشستن در خيمه*هاي عزاداري و شنيدن مصائب و فضائل اهل*البيت(ع).

    ثمرة جهاد نسل ايستاده فريادگر، شده بود نسل نشستة يادآور.

    و در تمام آن سال*ها كه ما داشتيم عكس حاج همت و متوسليان و بروجردي و باكري و خرازي را پشت كلاسورهايمان يا روي كمدهايمان مي*چسبانديم و صبح*هاي سه*شنبه مي*رفتيم «زيارت عاشورا با سانديس»، يك نفر داشت فرياد مي*زد: «بسيجي بايد در وسط ميدان باشد تا فضيلت*هاي اصلي انقلاب زنده بماند.»

    وسط ميدان ما شده بود كنج عافيتي كه با ياد شهدا تزيين شده بود و عكس*هايشان و خاطراتشان و روز به روز هم خاطرات لطيف*تري مي*شد و لطيف*تر. اينكه چطور عاشق مي*شدند، چطور خواستگاري مي*كردند، چطور دل خانم*هايشان را به دست مي*آوردند، چطور به نوزادانشان نگاه مي*كردند، چطور شوخي مي*كردند و...
    عجب شهداي نازنين بي*آزاري. شهيداني كه حتي شهرام جزايري هم حاضر بود زكات اختلاس*هايش را بدهد تا برايشان كنگرة بزرگداشت برگزار شود.

    گفته بود: «مي*بيني اين را براي حجله*ام گرفته*ام. قشنگ هست يا نه؟» و به قاب نگاه مي*كرد، به بچه*هاي كوچه اصغرشهيد كه شايد 22 را هم پر نكرده بود و دست*هايش، دست*هاي زمخت پينه*بسته*اش، به شصت* ساله*ها مي*مانست.
    اصغر كه شهيد شد، مي*دانست روزي خواهد رسيد كه فقط شهداي نازنين را ياد خواهند كرد؟ آنها كه نه فرزندان پابرهنة جنوب شهري خميني*اند و نه بغض به قربانگاه آمده، نه تازيانه*خوردگان تاريخ تلخ و شرم*آور محروميت*ها و نه شمشير برهنة عدالت علي در برهوت ظلم و تحجر؟ شهدايي كه به نشستن فرامي*خوانند و گريستن و حال، و نه به قيام و مبارزه و قيل و قال. شهداي نازنين، شهدايي كه مي*شود برچسبشان را چسباند به داشبورد زانتيا و گاز داد تا جمكران!

    تا آنجا كه يادم مي*آيد، شهدا اين*قدرها هم كه حالا مي*گويند نازنين نبودند. هميشه هم لبخند روي لبشان نبود. آن*قدر مست خدا نبودند كه فقر و فساد و تبعيض از يادشان برود و آن*چنان از خوف خدا غش نكرده بودند كه هيچ خوفي بر دل هيچ كس نيندازند.
    تا آنجا كه يادم هست ـ راستي چند هزار سال پيش بود؟ ـ تجمل*پرست*ها از بسيجي*ها مي*ترسيدند. مفسدها، مال مردم*خورها، رانت*خوارها، از بسيجي*ها مي*ترسيدند. شهدا آدم*هاي ترسناكي بودند. باور كنيد به خدا، اين*قدر دوست*داشتني بودن هم خوب نيست.
    باور كنيد به خدا، امام حسين(ع) هم اين قدر دوست*داشتني نبود. اگر نمي*ترسيدند از او، كه قطعه قطعه*اش نمي*كردند و اسب بر پيكرش نمي*دواندند و آب بر قبرش نمي*بستند و در «خيمه*ها» محصورش نمي*كردند.

    به روضه*اش رسيديم.
    حالا چقدر حال مي*دهد زيارت خواندن براي شهدايي كه بعد از رفتن هم شبيه شده*اند به عشقشان، به حسين(ع) كه آن بزرگ گفت: «دوبار شهيد شد.»
    السلام عليكم يا اولياءالله و احبائه، السلام عليكم يا اصفياءالله و اودّائه.

    خرابتم ، آقا روح الله ...
    ------------
    علم ميگويد ماهي به خاطر دور شدن از آب به دلايل طبيعي ميميرد. اما هرکس يک بار بالا و پايين پريدن ماهي را ديده باشد تصديق ميکند که ماهي از بي آبي به دليل طبيعي نميميرد، ماهي به خاطر آب خودش را ميکشد.
    " خاک جنوب مثل دریاست آدم در آن حل میشود ... "

  28. کاربر روبرو از پست مفید ارميا تشکر کرده است .


  29. #15
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۴
    محل سکونت
    خاک جنوب
    سن
    -1993
    نوشته ها
    171
    امتیاز : 5,288
    سطح : 46
    Points: 5,288, Level: 46
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,147
    تشکر شده 676 در 153 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط lesaratt نمایش پست اصلی
    حاجی موتوره قد دوتا پراید می ارزه!
    سپاس برا امضاتون!
    خرابتم آقا روح الله!
    نه، واقعا خرابتم! واقعااااااااااااااااانااا ااااااااااااااااا
    سلام عامو
    بابا پالسه موتورش تا دو سال پیش 1.5 بود
    الانم باید طرفای 3-4 باشه
    بدجوری خرابشم

    خرابتم ، آقا روح الله ...
    ------------
    علم ميگويد ماهي به خاطر دور شدن از آب به دلايل طبيعي ميميرد. اما هرکس يک بار بالا و پايين پريدن ماهي را ديده باشد تصديق ميکند که ماهي از بي آبي به دليل طبيعي نميميرد، ماهي به خاطر آب خودش را ميکشد.
    " خاک جنوب مثل دریاست آدم در آن حل میشود ... "

  30. 2 کاربر از پست مفید ارميا تشکر کرده اند .


  31. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض وحید جلیلی: پرکاری و کم ادعایی، دو ویژگی مهم مازیار بیژنی است

    مسئول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی در نکوداشت این کاریکاتوریست گفت: از مهمترین ویژگی های بیژنی این است که در طول بیش از دو دهه، اعتقاداتش و صراحت سخنش هیچ تغییری نکرده است




    اولین عصر هنر انقلاب، نکوداشت "مازیار بیژنی" کاریکاتوریست جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی روز گذشته، سه شنبه در کافه نخلستان سازمان هنری رسانه ای اوج برگزار شد.
    در ابتدای این مراسم حسین قرائی دبیر برنامه، خطاب به تمامی هنرمندان گفت: ما دست خود را به سوی تمامی هنرمندان انقلاب اسلامی دراز می کنیم و به تمامی آنها ارج می نهیم. امروز در مملکت ما هدایت،حمایت و نظارت جدی گرفته نمی شود. این جمعیت هنرمندان پر از تواضع اند و این مناعت طبع هیچ گاه اجازه نمی دهد ما برای آنها نکوداشت بگیریم.
    در ادامه وحید جلیلی از دوستان نزدیک بیژنی، به گفتن نکاتی درباره مازیار پرداخت و گفت: به جرات می توانم بگویم از مهمترین ویژگی های بیژنی این است که در طول بیش از دو دهه هیچ گونه تفاوتی از جهت اعتقادی،صداقت و صراحت سخن نکرده است.
    وی افزود: دو نکته را در کار بیژنی جدی و مهمتر از بقیه ویژگی هایش می بینم، یکی پرکاری که ما هیچ وقت میدان را از وجود بیژنی خالی ندیدیم و در تمام این مدت همیشه او حضوری انقلابی و فعال داشته اند.
    جلیلی تصریح کرد: جامعیتی در کار او وجود دارد که در هیچ هنرمند دیگری یافت نمی شود. مورد دیگر هم کم ادعایی یا بی ادعایی این هنرمند است در واقع این دو ویژگی اگر در یک نفر جمع شود از وی یک هنرمند الگو و تراز اول انقلاب اسلامی بوجود می آورد که بیژنی همچین شخصیتی است.
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  32. کاربر روبرو از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1