کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 35
  1. #1
    مدیر سایت
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    4,558
    امتیاز : 68,357
    سطح : 100
    Points: 68,357, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,141
    تشکر شده 22,703 در 4,108 پست
    حالت من : Khonsard
    مخالفت
    77
    مخالفت شده 110 در 89 پست

    پیش فرض .:: شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.

    باسمه تعالی

    سلام

    - امام خمینی:
    مطهري در طهارت روح و قوت ايمان و قدرت بيان كم نظير بود. رفت و به ملا اعلي پيوست؛ لكن ‏بدخواهان بدانند كه با رفتن او، شخصيت اسلامي و علمي و فلسفي اش نمي رود.

    - رهبر عزیز انقلاب:
    اعتقاد بنده این است که آثار شهید مطهری مبنای فکری این جمهوری کنونی ماست... مبنای فکری این انقلاب، تفکرات شهید مطهری است ولاغیر. دیگران به مقدمات این انقلاب خیلی کمک کردند، مردم را آگاه و روشن کردند، مردم را به حرکت و اندیشیدن واداشتند، اما آن افکار دیگر -غیر از افکارآقای مطهری- در ساخت این نظام کنونی ما تاثیری نداشت. اگر ما بخواهیم که این نظام در ذهن مردم تعمیق بشود و حرکت انقلابی این مردم همچنان ادامه پیدا بکند، باید افکار آقای مطهری در بین مردم رواج پیدا کند.
    لازم است جوانان حتماً يك دوره از كتاب*هاي استاد مطهري را مطالعه كنند.

    - همچنان مظلوم
    مطهری مظلوم است؛ چون ما اصلاْ شک نداریم به این که عقایدمان اسلامی است!
    همچنان گمان می رود هنر مطهری فقط پاسخ به شبهات بوده و دادن رهنمودهای اعتقادی مفید.
    توی مقدمه نوشت: به خاطر همین مرض است که هر مدّعی فضلی حاضر است ده سال وقت بگذارد و رَطب و یابس به هم ببافد و با افتخار منتشرش کند، اما دریغ از یک جلد کتاب مفید برای مردم!


    - شهید مطهری و مبارزه در سه جبهه
    ساواك از واكنش استاد مطهری چنین گزارش می*كند: «مطهری از اینكه نماز جماعت سید علی خامنه*ای را در مشهد تعطیل كرده*اند، به شدت ناراحت شده و اظهار داشت همه مراكز حساس را كه اثری دارد می*بندند و دعای ندبه كافی را رواج می*دهند. انسان متحیر می*ماند چه كند و چه بگوید. وی گفت: سید علی خامنه*ای از نمونه*های ارزنده*ای است كه برای آینده موجب امیدواری است و در این مدت كوتاه در مشهد كارهای پرثمری انجام داده كه یكی از آنها جمع كردن جوانان روشنفكر و بیدار بوده». ناگفته نماند جریان سنتی در سالهای خوشنامی و اوج شهرت استاد، او را "سنی مذهب" و غیرشیعی می*دانستند...

    - سری به زندگی خصوصی استاد؛
    تصاویر زیر متعلق به موزه ی شهید مطهری هستند. دو نامه از فرزندان استاد شهید که ایشان برای آنها، شرح نوشته و بایگانی کرده بود.





    ...خودش این نامه را به من نوشت و مایه سرور قلب پدر گشت. این که نوشته است "برای شما پول خرج کردم" مقصودش اسن است که چون مدرسه ملی است، من باعث خرج اضافی شما در دبستان شدم.





    ...امضای دوم که جنبه ادارای بیشتری دارد، بلکه وزارتی است، متعلق است به سعیده خانم!

    ***

    توی مدرسه علوی تابلو زده بودند: "محل استقرار دولت انقلاب". تابلو را که دیده بود گفته بود: "پس اسلامش کو؟ مردم برای اسلام این همه به زحمت افتادند. بنویسید انقلاب اسلامی".

    پدرش فوت کرده بود. توی مدرسه مروی برای پدرش مجلس فاتحه گرفتند. خیلی کم آمده بودند. می گفتند فلسفه درس می دهد. برای همین دل خوشی از او نداشتند.

    گفته بودند: "باید آرمشان را پایین بیاورید." نمی دانم چه طوری آمده بودند؟ بزرگداشت شهدای تهران در بهشت زهرا (س) برگزار شده بود و بعد از مراسم آرم سازمان مجاهدین خلق بین زن ها بالا رفته بود. نمی دانستیم چه کار کنیم. یعنی بین زن ها برویم؟ برای یک آرم؟ توی این فکرها بودیم که دیدیم خودش یک تنه وارد جمعیت شد آرم را از دستشان گرفت و با خودش برد.

    همان شبانه رادیو را از توی اتاق برداشتند. به همه سپردند که نگذارند امام خبر را بشنوند. فقط گریه ی دختر امام را یادشان رفته بود. امام اشک توی چشم هایش بود گفت: "احمد! مطهری را کشتند".
    تصاویر پیوست شده
    ویرایش توسط رهرو : دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۹۰ در ساعت ۰۷:۰۲
    رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود ؟


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.

    بخش اول : تولد و کودکی - اولین منبر



    استاد حدود 13 ساله بود و تازه دوره طلبگي را شروع کرده بود، و خيلي هم به منبر علاقه داشت اما چيزي بلد نبود، که بر منبر بخواند، دايي ما، مرحوم حاج شيخ علي، متني براي او نوشتند، تا حفظ کند، و در منبر بخواند، روضه، داستان ام سلمه بود که پيامبر اکرم (ص) شيشه*اي را به او سپردند و فرمودند:«هر وقت ديدي که خاک اين شيشه به خون تبديل شده بود، بدان که حسين مرا شهيد کرده*اند، مرتضي بر روي منبر رفت تا متني را که حفظ کرده بود، به روضه که رسيد فراموش کرد که حضرت رسول (ص) به ام سلمه چه داده بودند، دايي که پاي منبر نشسته بود، گريه مي*کرد و به پيشاني خود مي*زد و مي*گفت:«آخ شيشه! آخ شيشه» عليرغم تمامي تلاش* دايي، آقا مرتضي يادش نيامد که حضرت (ص) چه چيزي به ام سلمه دادند و از منبر پايين آمد، اين اولين منبر او بود


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  3. 6 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  4. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض پشت در مکتبخانه

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.

    بخش اول : تولد و کودکی - پشت در مکتبخانه

    شهيد مطهري از سن 5 سالگي اشتياق و علاقه خود را به مکتبخانه و درس نشان مي*داد، به طوري که در يک شب مهتابي که نور ماه حياط را روشن کرده بود، او به خيال اينکه صبح شده است،* دفتر و کتابش را برداشته،* به سوي مکتبخانه روان شد و هنگاميکه با در بستة مکتبخانه مواجه گرديد، همانجا به خواب رفت، صبح فردا پدر و مادر متوجه شدند که مرتضي در خانه نيست، با نگراني در کوي و برزن به دنبالش گشتند، و سرانجام او را در پشت مکتبخانه در حاليکه آرام خوابيده بود، يافتند.


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  5. 8 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض خواب مادر

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.

    بخش اول : تولد و کودکی - خواب مادر

    مادر استاد درباره عنايت الهي قبل از تولد او گفته است، «دو ماه قبل از تولد مرتضي شبي در خواب ديدم محفلي نوراني است و تمام زنان محل در مسجد اجتماع کرده*اند، ناگاه بانويي محترم وارد شد و دو زن نيز همراه او بودند که بر اهل مجلس گلاب مي*پاشيندند، چون نوبت به من رسيد،* به آنان فرمود:«سه بار گلاب بپاشيد»،* از او دليل آن را جويا شدم، با خوشرويي پاسخ دادند:«به خاطر آن جنيني که در رحم داري، چنين کاري لازم بود زيرا او آينده درخشان خواهد داشت و به جامعه اسلامي خدمات عظيم و گسترده*اي خواهد کرد».
    ویرایش توسط Ayoub_system : پنجشنبه ۲۳ تیر ۹۰ در ساعت ۱۴:۴۴


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  7. 4 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  8. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض استاد یا دانشیار !؟!؟

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.

    بخش دوم : علم و تحصیلات - استاد یا دانشیار !؟!؟

    سال 1346 پرفسور رضا (1) از هر دانشمند يک مقاله در رشته خودش خواست، استاد نيز در رشته الهيات مقاله*اي نوشت و به ايشان دادند، مدتي بعد مقاله استاد به عنوان بهترين مطلب اعلام شد، در همان زمان،* جلسه استادان دانشگاه تهران برگزار شد، مجري نام استاد را «آقاي مطهري» دانشيار،*صدا زد، ناگهان پرفسور دستانش را با تعجب بر هم زد و گفت:«دانشيار، ايشان دانشيارند؟» ايشان استاد همه مايند، چرا دانشيار؟ بعد از پايان جلسه استاد به ايشان گفتند:«از آنجا که من براي قيام 15 خرداد سال 1342 منبر رفتم، رژيم مرا تحت نظر دارد، و اجازه ارتقاء از مرحله دانشياري به استادي را نمي*دهد، پس از اين ماجرا پرفسور دستور داد، نامه*اي جهت ارتقاء از مرحله دانشياري به استادي جهت ارتقاء مقام ايشان تايپ کنند، پس اعلام نمود، «ايشان 15 سال است که درس استادي مي دهند، اما حقوق معلمي مي*گيرند، کسانيکه نسبت به اين مسأله معترفند با امضاي اين نامه صحت آن را تأييد کنند، با اعلام اين مطلب حتي مخالفان استاد نيز آن نامه را امضاء نمودند، اين نامه باعث شد که استاد چهار ماه بعد به مقام پايه دوم دانشياري برسد.
    1- رييس دانشگاه


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  9. 4 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  10. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض بالاترین نمره

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.

    بخش دوم : علم و تحصیلات - بالاترین نمره

    سال 1332 ايشان براي کسب گواهي تدريس از قم به تهران آمد و در روز امتحان رشته معقول (1) شاگرداول شد، پس از برگزاري جلسه امتحان به مدرسه مروي آمد و گفت:«هنگاميکه براي امتحان شرح منظومه به جلسه هيات ممتحنه رفته بودم قبل از من يک آقايي سوال کردند که ترتيب ماده و صورت چگونه است و شرح منظومه را به او دادند که بخواند ولي نتوانست آن را جواب بدهد،* نوبت به من که رسيد همه سوالهاي آنها را پاسخ دادم،* و هر آنچه را از من مي*خواستند، تحقيق نمودم، بعد هيأت ممتحنه (2) به اتفاق گفتند:«حيف،* که نمره دادن بالاتر از 20 مقدور نيست» شايد براي آنان بسيار سخت بود که به يک طلبه نمره 20 بدهند و اينقدر هم خضور بکنند.
    راوي: آيت*الله جوادي آملي
    1- رئيس دانشگاه
    2- رييس هيات آقاي راشد بوده است.


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  11. 4 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  12. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.

    بخش دوم : علم و تحصیلات - بزرگ مرد حوزه ی علمیه


    زمانيکه تصميم گرفتم، به حوزه علميه بروم، رضاخان تمام حوزه*هاي علميه را بسته و عزاداري*ها را تعطيل کرده بود، فقط در قم آيت*الله شيخ عبدالکريم حائري يزدي تعدادي از طلاب را تربيت مي*کرد، به همين دليل تمام اعضاي خانواده مرا از اين کار منع کردند اما من دوست داشتم به حوزه بروم،*حاج شيخ علي قلندرآبادي که دايي من بود، به خانواده گفت:«بگذاريد برود درس بخواند، خود اين شوق و علاقه*اي که براي رفتن به حوزه در يک نوجوان به وجود آمده نشانه آن است که خداوند براي مسلمانان و حوزه*هاي علميه و اهل علم، فرجي به وجود خواهد آورد، من به قم رفتم و بعدها همانگونه شد که دايي*ام پيش*بيني* کرده بود.
    راوي :*خود شهيد


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  13. 5 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  14. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.

    بخش دوم : علم و تحصیلات - تحصیل

    زمانيکه در قم زندگي مي*کرديم، من مقداري عربي نزد آقا مرتضي ياد گرفتم، ايشان خيلي اصرار داشت که من درس بخوانم، هنگاميکه به تهران آمديم، گفتم:«شما نگذاشتيد که من علم جديد بخوانم و ديپلم بگيرم، ايشان با مهرباني گفت:«به طور متفرقه بخوان و با حجاب کامل اسلامي برو امتحان بده» ، به درستي که او معلم زندگي ما بود، مطهري مراد خانواده ما و افراد خانواده مريدش بودند، آقا مرتضي هميشه در مسائل بانوان با من مشورت مي*کرد.
    راوي : همسر شهيد


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  15. 4 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  16. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.

    بخش سوم: خصوصیات روحی - ازدواج


    پدرم از روحانيون خراسان و بسيار متواضع، متدين و با تقوا بود. 11 سال بيشتر نداشتم كه يك شب در خواب ديدم در روي زمين اتاق پدرم يك برگه كاغذ افتاده و بر آن نگاشته شده: «براي مرتضي در تاريخ بيست و نهم عقد مي شود.» با كمال تعجب از خواب بيدار شدم. مدتها گذشت و مادرم خواستگاران مرا با عنوان ادامه تحصيل رد كرد. تا اينكه مرتضي مطهري به علت آشنايي با پدرم به خواستگاري من آمد. اما مادرم مسأله درس خواندن مرا مطرح نمود و مرتضي گفت:«هيچ اشكالي ندارد، مي توانند درسشان را ادامه بدهند و ديپلم بگيرند.» سرانجام در روز بيست و سوم مادرم موافقت خود را اعلام نمود. همان روز گفتند:«*بيست و نهم براي عقد روز خوبي است.»*و من در همان روز در سن 13 سالگي به عقد ايشان در آمدم. تازه آن موقع حقيقت خوابي را كه ديده بودم، برايم روشن شد.


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  17. 4 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  18. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.
    بخش سوم: خصوصیات روحی - افتخار استاد

    7 الي 8 سال پيش مرا دعوت كردند كه در دانشگاه شيراز سخنراني كنم، يكي از استادها كه قبلاً طلبه بود، ولي مدرك دكتراي خود را از آمريكا داشت، پشت تريبون رفت تا مرا معرفي كند. پس از معرفي بنده گفت: «من اين جمله را با كمال جرأت مي گويم اگر براي ديگران لباس روحانيت افتخار است، ايشان افتخار لباس روحانيت است.» از اين سخن بسيار ناراحت شدم. وقتي پشت تريبون رفتم، پس از كمي صحبت، رو به آن شخص نمودم و گفتم: «آقاي ... من در تمام عمرم يك افتخار بيشتر ندارم، آن هم همين عمامه و عباست. من چه كسي هستم كه افتخار باشم؟ اين تعارفهاي پوچ چيست كه به يكديگر مي كنيم.
    » راوي:*خود شهيد


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  19. 4 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  20. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.
    بخش سوم: خصوصیات روحی - بیت المال

    استاد مطهري اتاقي در كنار اتاق شوراي دانشكده الهيات داشت. استادان دانشگاه هميشه در اتاق شورا تجمع كرده و در موارد ضروري تا بعد از ظهر آنجا مي ماندند و پس از صرف ناهار كارشان را ادامه مي دادند. اما استاد مطهري هنگام ظهر به اتاق خود مي رفت و پس از اداي نماز، ناهار مختصري را كه از منزل مي آورد، مي خورد. استادان و مسئولان دانشكده اصرار داشتند كه استاد به اتاق شورا بروند و از ناهار دانشكده استفاده كنند اما استاد به آنان مي گفت:«غذاي دانشكده با من سازگار نيست.» و زمانيكه من علت امتناع ايشان را پرسيدم، گفتند: «اين ناهارها حق خدمتگزارن و از بيت المال است. استادان حقوق خوبي دارند خودشان بروند و از بازار بخرند و بخورند. اين غذا حق ضعفاست.
    » راوي: غلامحسين وحيدي


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  21. 4 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  22. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.
    بخش سوم: خصوصیات روحی - تنظیم وقت

    در مدرسه سه سالي كه ايشان به دانشكده الهيات نمي رفت و ممنوع المنبر بود، كارش را در منزل انجام مي داد. او هميشه در تنظيم وقتي خيلي دقيق بود، به طوريكه از تمام اوقات استفاده مفيد مي كرد. آقا مرتضي پس از انجام نماز ظهر غذا مي خورد و اگر چيزي نبود، به خوردن نان و ماست اكتفا مي كرد و بعد از يك ساعت خواب، تجديد وضو كرده به اتاق مطالعه مي رفت و تا ساعت 11 به مطالعه مي پرداخت، آنگاه پس از 3 ساعت خواب در ساعت 2:30 بامداد بر مي خاست و عبادات و راز و نياز شبانه اش را انجام مي داد. مناجاتهاي آقا مرتضي عجيب بود، گاهي مي شنيدم كه در حضور خالصانه اش در برابر پروردگار مي گفت: «تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز
    » راوي: همسر شهيد


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  23. 3 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  24. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.
    بخش سوم: خصوصیات روحی - توجه به والدین

    تا آنجا كه من از تحولات روحي خودم به ياد دارم، از سن سيزده سالگي اين دغدغه در من پيدا شد و حساسيت عجيبي نسبت به مسائل مربوط به خود پيدا كرده بودم. پرسشها- البته متناسب با سطح فكري آن دوره- يكي پس از ديگري بر انديشه ام هجوم مي آوردند. در سالهاي اول مهاجرت به قم، چنان در اين انديشه ها غرق بودم كه شديداً ميل به تنهايي در من پديد آمده بود. حجره فوقاني {مدرسه} عالي را به نيم حجره اي دخمه مانند تبديل كردم كه تنها با انديشه هاي خودم به سر ببرم. {در همان ايام}گمشده خود را شخصيتي ديگر يافتم فكركردم كه روح تشنه ام از چشمه زلال اين شخصيت سيراب خواهد شد.. درس اخلاقي كه به وسيله شخصيت محبوبم در هر پنجشنبه و جمعه گفته مي شد و در حقيقت درس معارف و سير و سلوك بود، نه اخلاق به مفهوم خشك علمي، مرا سرمست مي كرد. بدون هيچ اغراق و مبالغه اي اين درس مرا آنچنان به وجد مي آورد كه تا دوشنبه و سه شنبه هفته بعد، خودم را شديداً* تحت تأثير آن مي يافتم. بخش مهم شخصيت من در آن درس و سپس در درسهاي ديگر كه طي دوازه سال از استاد «الهي» فرا گرفتم، انعقاد يافت و همواره خود را مديون او دانسته و مي دانم. راستي كه او روح قدس الهي بود…


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  25. 3 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  26. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.
    بخش سوم: خصوصیات روحی - همواره با وضو

    استاد همواره با وضو در كلاس حضور مي يافت و حضورش آنچنان روحانيتي به مجلس مي بخشيد كه شنونده، با تمام وجود معنويت و قداست آن را در مي يافت. شهيد مطهري در بيست و چهار سالي كه در دانشگاه تدريس مي كرد، همواره به دانشجويان توصيه مي نمود كه دانشگاه به منزلة مسجد است، سعي كنيد بي وضو به دانشگاه نياييد. ايشان به يك از دانشجويان فرمود:«*من هيچ وقت بدون وضو وارد دانشگاه (كلاس) *نشده ام.


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  27. 3 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  28. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.
    بخش چهارم: مبارزات - فرزند زمان

    بعد از واقعه معروف خراسان و کشتار خونين مسجد گوهرشاد حوزه علميه مشهد به کلي از بين رفت و تمامي علما دستگير شدند، هرکس آن وضع را ديد گفت:«ديگر اساساً از روحانيت خبري نخواهد بود» از من در اين جريان دعوت شد،* به عنوان نويسنده* نامه*اي بنويسم،*مردي که در آن محل رياست مهمي داشت، وقتي نامه را خواند و ديد که من هنوز پايبند عالم آخوندي هستم،* نصيحتانه به من گفت:«ديگر گذشت آن زمان که مردم به نجف يا قم مي*رفتند و به مقامات عاليه مي*رسيدند،* حضرت امير فرموده است:«فرزندانتان را مطابق زمان تربيت کنيد». آيا ديگران که پشت اين ميزها نشسته*اند، 6 انگشت دارند؟» و اينگونه سعي نمود مرا از تحصيل در علوم حوزوي باز دارد، البته من به حرف او گوش نکردم و به قم رفتم،* پس از 18 سالگي در تهران اولين اثر علمي خود را به نام «اصول فلسفه» منتشر نمودم، در آن زمان ايشان به عنوان نمايندگي مجلس شوراي ملي فعاليت مي*کردند، و نظراتش عوض شده بود،* وقتي کتاب مرا خواند از آن به طرز مبالغه*آميزي تعريف نمود،* همانجا در دلم خطور کرد که « تو همان کسي هستي که مرا نصيحت مي*کردي که دنبال اين حرفها نروم اگر آن زمان حرف تو را گوش مي*کردم الان يک ميرزابنويس پشت ميز اداره بودم، در حاليکه تو الان اينقدر تعريف مي*کني».


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  29. 3 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  30. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.
    بخش پنجم: پیروزی انقلاب - پیام متبرک

    حدود دو ماه روزنامه هاي تهران تعطيل بود و رژيم پهلوي اجازه انتشار هيچ مطلبي را به آنها نمي داد،* اما پس از مدتي قرار شد،* روزنامه ها به فعاليت خود ادامه دهند، *با شنيدن اين خبر استاد خيلي سريع با محل اقامت امام (ره) در پاريس تماس گرفته و گفتند: «خوب است، آغاز كار روزنامه ها با پيام امام باشد.» چند ساعت بعد پيام امام (ره) رسيد، و مطبوعات تهران آغاز كار خود را با پيام متبرك امام آغاز كردند.
    راوي: دكتر علي مطهري


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  31. 3 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  32. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.
    بخش پنجم: پیروزی انقلاب - عدل جامعه

    استاد خيلي به اجراي احكام اسلام اهميت داده، و انجام آن را براي مسلمين واجب مي دانست. شدت عدالتخواهي ايشان به حدي بود كه وقتي در همان روزهاي اول پيروزي انقلاب اسلامي خبر دادند كه دو نفر كميته اي مرتكب اعمال خلاف شده اند، آقاي مطهري به مسوول مربوطه گفتند: «حتي اگر مجازات آنان اعدام باشد بايد با همين نام كميته اي اعدام شوند. و اين امر نه تنها موجب تضعيف كميته نخواهد شد. بلكه موجب تقويت آن و نظام جمهوري اسلامي خواهد بود.»
    راوي: دكتر علي مطهري


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  33. 3 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  34. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.
    بخش ششم: شهادت - اندوه امام

    آقاي «احمد خميني» فرزند گرامي امام (ره) يك مرتبه در حضور ما و بار ديگر در مصاحبه با روزنامه كيهان، دو سال قبل از رحلتشان گفتند:«امام (ره) در هيچ حادثه از حوادث انقلاب اين مقدار ناراحت نشدند. آن زمان امام (ره) در منزل دامادشان آقاي اشراقي بودند، صبح نمي دانستيم كه اين خبر را چگونه به امام(ره) بدهيم. چون از علاقه ايشان به استاد مطلع بوديم، بالاخره با مقدمه چيني هاي زياد شهادت آقاي مطهري را به ايشان داديم. امام (ره) حالشان منقلب شد، از ناراحتي بسيار دستشان را محكم به محاسنشان كشيدند و فرمودند: «مطهري، مطهري، مطهري»
    راوي: سيد احمد خميني


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  35. 3 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  36. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.
    بخش ششم: شهادت - در آغوش رسول خدا

    از مادرم شنيدم كه استاد در آخرين شب جمعه حياتشان، يعني پنج روز قبل از شهادتشان نيمه هاي شب با حالت عجيبي از خواب مي پرند مادر از ايشان علت هيجان را جويا مي شوند و ايشان مي فرمايند:«خواب عجيبي ديدم، من و امام در صحن مسجدالحرام دركنار كعبه ايستاده بوديم، پيغمبر(ص) به طرف ما آمدند و به من نزديك شدند من به امام اشاره كردم و گفتم:*آقا فرزند شما هستند. حضرت رسول به طرف امام رفته و با ايشان روبوسي كردند بعد به طرف من آمدند و مرا محكم در آغوش فشردند و صورت مرا بوسيدند به طوري كه الان گرمي لبهاي ايشان را احساس مي كنم پيش بيني مي كنم كه حادثه مهمي در زندگي من اتفاق خواهد افتاد.
    راوي: فرزند شهيد


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  37. 4 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  38. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.
    بخش ششم: شهادت - در انتظار شهادت

    پس از شهادت «سرلشگر قرني» *گروه منافقين اعلام كردند: يكي از روحانيون بزودي ترور مي شود. «آن روز آقاي مطهري به من و دكتر مفتح گفتند: «من، ميدانم بعد از قرني نوبت من است.» بعد از اين واقعه استاد هيچ گاه مرا با خودش همراه نمي كرد. حتي يك روز كه به ايشان پيشنهاد كردم يك پاسدار همراه خودمان ببريم. ايشان باخنده به من گفتند: «آقاي مدني مگر شما مي ترسيد؟ هر وقت خدا بخواهد، ما را مي برد حالا اگر از طريق شهادت باشد خيلي بهتر است.»


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  39. 4 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  40. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.
    بخش ششم: شهادت - ضیافت الله


    شب شهادت آقا، ساعت يك بعد از نيمه شب تلفن زنگ زد، يكي ازعرفا كه دوست آقاي مطهري بود، احوال ايشان را پرسيد، گفتم: «ترور شده اند.» پس از چند لحظه سكوت با ناراحتي گفتند: «خانمي از شاگردان بنده به من اطلاع دادند، كه درساعت 11 شب خواب ديده اند، كه يك قبر سبز را به ايشان نشان داده و مي گويند اين قبر را زيارت كنيد، با پرس و جو متوجه مي شود، اين قبر اباعبدالله (ع) است. قبر سبز ديگري را نيز به او نشان داده و مي گويند اين قبر آقاي مطهري است، آن را زيارت كنيد سپس ايشان را عروج مي دهند، و به جاي بسيار وسيعي مي برند. در آنجا تخت بسيار زيبايي وجود داشته كه عده اي در اطرافش صلوات مي فرستادند، به ايشان مي گويند. آن مكان جاي اولياء است. ناگهان آقاي مطهري وارد شده و بر تخت مي نشيند، اين بانو از آقا مي پرسند: «شما در اينجا چه كار مي كنيد؟» شهيد مطهري با متانت پاسخ مي دهند: «من تازه وارد شده ام، من از خدا يك مقام عالي خواستم ولي خدا يك مقام متعالي به من عنايت فرمود.» متوجه شديم كه درست در همان لحظه اي كه آقا مرتضي به شهادت رسيدند. اين شخص خواب را ديده است.
    راوي: همسر شهيد


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  41. 4 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  42. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    .:: خاطراتی از شهید آیت الله مرتضی مطهری ::.
    بخش ششم: شهادت - نیمه شب و یاد استاد

    اواخر شب بود و ما با هزاران اندوه از بيمارستان به منزل بازگشتيم. اصابت تير جمجمه را سوراخ كرده بود و كبوتر روح پدر به آسمان پركشيده بود. هر كدام از ما با دريايي از غم و گلويي فشرده از بغض سربر بالين نهاديم، خواب از چشمهاي ما فرسخ ها فاصله داشت غرق در افكار خود بوديم و عقربه هاي ساعت به عدد و نزديك مي شدند. سكوت نيمه شب را صداي زنگ ساعت پدر شكافت، نماز شب كه از زمان طلبگي اش هرگز آنرا ترك نكرده بود، آن شب هم انتظارش را مي كشيد، ساعت مدتها زنگ مي نواخت اما هيچ دستي به سوي سجاده استاد دراز نشد. آن شب صداي زنگ ساعت، غمگين ترين نوحه فراق استاد بود.
    راوي: فرزند شهيد
    پایان
    ویرایش توسط Ayoub_system : پنجشنبه ۲۳ تیر ۹۰ در ساعت ۱۶:۴۱


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  43. 6 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  44. #23
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Downloads

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۸
    محل سکونت
    ستاره ی غم(زمین)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,806
    امتیاز : 36,232
    سطح : 100
    Points: 36,232, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 51,413
    تشکر شده 8,246 در 1,950 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    دست نوشته شهید بزرگوار
    مسلمان کسی است که هم درد خدا را داشته باشد وهم درد خلق خدارا.


    الهی
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا راننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم
    چو گدا بر سر راهی
    کس به غیر تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی




  45. 4 کاربر از پست مفید آب زمزم تشکر کرده اند .


  46. #24
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Downloads

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۸
    محل سکونت
    ستاره ی غم(زمین)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,806
    امتیاز : 36,232
    سطح : 100
    Points: 36,232, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 51,413
    تشکر شده 8,246 در 1,950 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    انسان بی آرمان،عقربه ی قطب نمایش فقط به سمت منافع شخصی خودش متوجه است


    الهی
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا راننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم
    چو گدا بر سر راهی
    کس به غیر تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی




  47. 3 کاربر از پست مفید آب زمزم تشکر کرده اند .


  48. #25
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Downloads

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۸
    محل سکونت
    ستاره ی غم(زمین)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,806
    امتیاز : 36,232
    سطح : 100
    Points: 36,232, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 51,413
    تشکر شده 8,246 در 1,950 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    وقتی از بیمارستان با هزار غم وغصه به خانه امدیم، شب از نیمه گذشته بود.
    حدود ساعت ۲، خانه ساکت بود وغرق در ماتم ومصیبت.یکدفعه زنگ ساعت پدر به
    صدا در امد.وقت نماز شب بود ومناجات، ولی سجاده خالی.....


    الهی
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا راننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم
    چو گدا بر سر راهی
    کس به غیر تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی




  49. 3 کاربر از پست مفید آب زمزم تشکر کرده اند .


  50. #26
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Downloads

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۸
    محل سکونت
    ستاره ی غم(زمین)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,806
    امتیاز : 36,232
    سطح : 100
    Points: 36,232, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 51,413
    تشکر شده 8,246 در 1,950 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یک هفته بحث کرد تا قانع شد.علامه طباطبایی را از قم اورده بود تهران خانه ی خودش .
    مشکل در رساله یقوه وفعل بود، هر روز بحث میکرد که قوه کدام است وفعل کدام.
    یک هفته تمام طول کشید،شب وروز


    الهی
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا راننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم
    چو گدا بر سر راهی
    کس به غیر تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی




  51. 3 کاربر از پست مفید آب زمزم تشکر کرده اند .


  52. #27
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Downloads

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۸
    محل سکونت
    ستاره ی غم(زمین)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,806
    امتیاز : 36,232
    سطح : 100
    Points: 36,232, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 51,413
    تشکر شده 8,246 در 1,950 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    خواب دیدم در مسجد فریمان تمام زن ها نشسته اند ومن هم انجا هستم. یکدفعه خانم نورانی ای با جلالی خاص وارد شدند و دو خانم دیگر با گلاب پاش هایی که داشتند به دنبالشان.
    به دستور آن خانم محترم شروع کردن به گلاب پاشیدن روی زن ها.
    به من که رسیدند، سه دفعه روی من گلاب ریختند،ترسیدم نکند به خاطر کوتاهی در اعمال دینی ام باشد. با ترس ولرز از ان خانم پرسیدم چرا سه دفعه روی سرم گلاب پاشیدید،
    گفت به خاطر ان جنینی که در رحم شماست،این بچه به اسلام خدمت بزرگی خواهد کرد.۲ماه بعد مرتضی به دنیا امد


    الهی
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا راننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم
    چو گدا بر سر راهی
    کس به غیر تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی




  53. کاربر روبرو از پست مفید آب زمزم تشکر کرده است .


  54. #28
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Downloads

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۸
    محل سکونت
    ستاره ی غم(زمین)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,806
    امتیاز : 36,232
    سطح : 100
    Points: 36,232, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 51,413
    تشکر شده 8,246 در 1,950 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    بعد از فوت پدرش برایش نامه ی تسلیت نوشتم. در جواب نامه برایم نوشت،پدر من بیش از صد سال عمر کرد،من هم پنجاه سال از عمرم میگذرد ،اما به اندازه ی فوت یک پدر جوان از درگذشت ایشان متاثر شدم و غصه خوردم. خداوندا ما را از دعای نیمه شب ایشان محروم کرد.


    الهی
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا راننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم
    چو گدا بر سر راهی
    کس به غیر تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی




  55. #29
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شهید مرتضی مطهری

    مختصر زندگاني مولف شهيد استاد مرتضي مطهري






    استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود. در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد.

    در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زنداني مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود. در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.

    اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند. گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.

    انديشه*هاي متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري همواره به عنوان اسلام*شناسي آگاه، عالمي زمان شناس، دانشمندي دردآشنا و فيلسوفي توانا مورد علاقة فرهيختگان و جوانان فكور بوده و مي*باشد. استاد شخصيتي بود كه پاسخ*گويي به شبهات زمانه و مقابله با انحرافات فكري و عقيدتي را وجهة همّت خويش ساخت تا بدانجا كه در قبال اين مجاهدت عظيم علمي جان خويش را فداي آرمان خود ساخت.

    امام خميني (ره) در پيام تسليت خويش به مناسبت شهادت استاد فرمودند: «مطهري شخصيتي بود كه عمر شريف و ارزندة خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف كرد و با كجروي*ها و انحرافات مبارزة سرسختانه كرد.» اين سخن امام جهت*گيري اساسي فعاليّت*هاي شهيد را نمايان مي*سازد. استاد مطهرى هم در علم كلام و احاطه بر انديشه هاى متكلمين اسلامى و هم در فلسفه اسلامى و آگاهى بر نظريات فلسفه اسلامى تبحر خاصى داشت.وى از اين جهت بسيار عزيزالوجود و كمياب بود و از معدود افرادى بود كه واقعاً فلسفه اسلامى را درك كرده و لذت آن را چشيده و به اهميت اين ميراث گرانبها پى برده بود.كتاب ها و مقالاتى كه از استاد مطهرى منتشر شده و يا در شرف انتشار است و بيشتر جنبه فلسفى دارد عبارت است از:۱- مقدمه و پاورقى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم (۵ جلد) ۲- علل گرايش به مادى گرى۳- انسان و سرنوشت۴- آشنايى با علوم انسانى (منطق و فلسفه)۵- تصحيح و تعليق كتاب التحصيل۶- بخشى از كتاب سيرى در نهج البلاغه۷- مقالات فلسفى۸- نقدى بر ماركسيسم۹- شرح منظومه۱۰- شرح مبسوط منظومه (۴ جلد)۱۱- حركت و زمان (تاكنون دو جلد آن منتشر شده است.)۱۲- درس هاى شفا (۱)درس و بحث علوم رسمى عقلى و نقلى نتوانست مانند بعضى از از طلاب حوزه علميه استاد مطهرى را از قرآن دور نگه دارد. او كه به قرآن و معارف قرآنى سخت عشق مى ورزيد ارتباط و انس نزديكى با قرآن داشت.وى جلسات تفسير متعددى در تهران داشته اند كه شروع آن از سال ۱۳۳۴ بوده است. براى نمونه مى توان جلسه تفسير ايشان در قلهك كه به مدت پانزده سال ادامه داشته است و نيز درس هاى تفسير ايشان در مسجدالجواد را نام برد. او نسبت به نهج البلاغه و حضرت على(ع) علاقه خاصى داشت. با اين كتاب مانوس بود و معمولاً در سخنرانى ها هر جا مناسبتى پيش مى آمد به فرازهايى از نهج البلاغه اشاره مى كرد.به عرفان نظرى و عملى هر دو واقف بود و در اين مورد از محضر اساتيد متعددى بهره برده بود. به علم اخلاق همانند ديگر فنون فرهنگ اسلامى آشنايى كامل داشت. كتب بسيارى را در علم اخلاق مطالعه كرده بود و به معارف ارزشمندى در مورد فلسفه اخلاق رسيده بود كه نمونه اى از آن را مترجم كتاب كليات فلسفه با استفاده از تقريرات استاد مرتضى مطهرى ذكر كرده است. (كتاب كليات فلسفه، ترجمه دكتر سيدجلال الدين مجتبوى)مطهرى بيش از ۲۵ سال با مجامع و سمينارهاى علمى و دانشگاهى در ارتباط بود از اين رو توانست بيش از همه به دردها و مشكلات آنها و روح غالب بر افكار آنها پى ببرد. آنچه نگارندة اين سطور در اين نوشتار دنبال مي*كند، نقش و تأثير خود استاد در احياء تفكّر اسلامي نمي*باشد؛ البتّه بدون ترديد متفكر نامدار ما، خود از شاخص*ترين احياگران انديشة ديني در عصر حاضر مي*باشند و در مقالات و نوشته*هاي بسيار بدين موضوع پرداخته*اند و طبعاً راهكار و نحوة بازسازي انديشة ناب ديني از منظر شهيد، خود فصل و مشبعي مي*طلبد كه بايد در جاي ديگري دنبال شود. آنچه در اين مقال مدنظر است نحوة مواجهة فكري و استدلالي اين فيلسوف اسلامي با انحرافات عقيدتي است كه تحت عنوان نوانديشي ديني در جامعة اسلامي ترويج مي*شده است.شهيد مطهري به نيكي مي*داند كه عدم اشراف روشنفكري* ديني بر متون ديني، زمينه*ساز استنباط*هاي انحرافي و التقاطي خواهد بود و از اين رو تأكيد مي*كند كه بايد اين قشر تحت نظارت اسلام شناسان به بيان ديدگاه*هاي خود بپردازند و در اين صورت است كه وجود آن*ها براي ترويج دين بسيار پرمنفعت و مبارك خواهد بود. امّا از آن*جا كه روشنفكران ديني معاصر ايشان در خود نيازي به اين مهم احساس نمي*كردند و بعضاً خود را اسلام*شناس تلقي مي*كردند،فلذا گاه آموزه*هاي ديني را آنچنان ارائه مي*كردند كه از مفهوم اصيل خود كاملاً خالي گشته و با آن تباين اساسي پيدا مي*كرد و اين*جا بود كه شهيد مطهري، بر خود وظيفه مي*دانست كه اين آراء را به نقد بكشد و تبييني واقعي و مبتني بر دركي صحيح از اين آموزه*ها ارائه دهد.
    [["Arial"][/FONT]

  56. 2 کاربر از پست مفید nada تشکر کرده اند .


  57. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۰
    محل سکونت
    خوش بحال اون کبوتر که خونش بین...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,534
    امتیاز : 23,941
    سطح : 94
    Points: 23,941, Level: 94
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 409
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsOverdriveTagger Second Class
    تشکر کردن : 9,180
    تشکر شده 15,095 در 4,101 پست
    حالت من : Khejalati
    مخالفت
    71
    مخالفت شده 55 در 39 پست

    پیش فرض

    .

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله من اول الدنيا الي فنائها و من الاخره الي بقائها،
    الحمدلله علي كل نعمه و استغفرالله من كل ذنب و اتوب اليه و هو ارحم الراحمين..




  58. کاربر روبرو از پست مفید A pLaneT L aLOne I تشکر کرده است .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1