کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 109

موضوع: شهید بهشتی

  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شهید بهشتی


    سلام.

    اینجا باشه برای هر مطلبی که در رابطه با این شهید بزرگوار هست،از بیوگرافی تا آشنایی با اندیشه های ایشان و در کل هر چیز مرتبطی.








  2. 7 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شهید بهشتی از زبان خود ایشان

    من محمد حسینی بهشتی كه گاه به اشتباه محمد حسین بهشتی می نویسند. نام اولم محمد و نام خانوادگی تركیبی است از حسینی بهشتی. در دوم آبان 1307 در شهر اصفهان در محله لومبان متولد شدم، منطقه زندگی ما یك منطقه قدیمی است، از مناطق بسیار قدیمی شهر است. خانواده من یك خانواده روحانی است. پدرم روحانی بود. تحصیلاتم را در یك مكتبخانه در سن چهار سالگی آغاز كردم. خیلی سریع خواندن و نوشتن و خواندن قرآن را یاد گرفتم و در جمع خانواده به عنوان یك نوجوان تیزهوش شناخته شدم. تا اینكه قرار شد به دبستان بروم. دبستان دولتی ثروت، در آن موقع كه بعدها به نام 15 بهمن نامیده شد. وقتی آنجا رفتم از من امتحان ورودی كردند و گفتند كه باید به كلاس ششم برود ولی از نظر سن نمی*تواند بنابراین در كلاس چهارم پذیرفته شدم و تحصیلات دبستانی را همان جا به پایان رساندم.

    از آنجا به دبیرستان سعدی رفتم. سال اول و دوم را در دبیرستان گذراندم و اوایل سال دوم بود كه حوادث شهریور 20 پیش آمد، با حوادث شهریور 20 علاقه و شوری در نوجوان ها برای یادگیری معارف اسلامی به وجود آمد. در سال 1321 تحصیلات دبیرستانی را رها كردم به مدرسه صدر اصفهان رفتم برای ادامه تحصیل، چون در این فاصله یك مقدار خوانده بودم. از سال 1321 تا 1325 در اصفهان تحصیلات ادبیات عرب، منطق، كلام و سطوح فقه و اصول را با سرعت خواندم كه این سرعت و پیشرفت موجب شده بود كه حوزه آنجا با لطف فراوان با من برخورد كند. در سال 1324 از پدر و مادرم خواستم كه اجازه بدهند در یك حجره ای كه در مدرسه داشتم، شب ها هم در آنجا بمانم و به تمام معنا طلبه شبانه روزی باشم. این را بگویم كه در دبیرستان در سال اول و دوم زبان خارجی ما فرانسه بود و در آن دو سال فرانسه خوانده بودم ولی در محیط اجتماعی آن روز آموزش زبان انگلیسی بیشتر بود و در سال آخر كه در اصفهان بودم تصمیم گرفتم یك دوره زبان انگلیسی یاد بگیرم. یك دوره كامل «دریدر» خواندم و با انگلیسی آشنا شدم.

    ادامه دارد...








  4. 5 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شهید بهشتی از زبان خود ایشان

    در سال 1325 به قم آمدم. حدود شش ماه در قم بقیه سطح، مكاسب و كفایه را تكمیل كردم و از اول 1326 درس خارج را شروع كردیم. درس خارج فقه و اصول نزد استاد عزیزمان مرحوم آیت الله محقق داماد می رفتم و همچنین درس استاد و مربی بزرگوارم و رهبرمان امام خمینی و بعد درس مرحوم آیت الله بروجردی، تعدادی درس مرحوم آیت الله سید محمد تقی خوانساری و تعداد خیلی كمی هم درس مرحوم آیت الله حجت كوه كمری.

    به قم كه آمدم به مدرسه حجتیه رفتم. مدرسه ای بود كه مرحوم آیت الله حجت تازه بنیانگذاری كرده بودند.

    در آن سال هایی بود كه استادمان آیت الله طباطبایی از تبریز به قم آمده بودند. در سال 1327 به فكر افتادم كه تحصیلات جدید را هم ادامه بدهم. بنابراین با گرفتن دیپلم ادبی به صورت متفرقه و آمدن به «دانشكده معقول و منقول» آن موقع كه حالا «الهیات و معارف اسلامی» نام دارد. دوره لیسانس را آنجا گذراندم در فاصله 27 تا 30 ، و سال سوم را به تهران آمدم و سال آخر دانشكده را برای اینكه بیشتر از درس های جدید استفاده كنم و هم زبان انگلیسی را اینجا كامل تر كنم و با یك استاد خارجی كه مسلط تر باشد یك مقداری پیش ببرم. در سال 1329 ، 1330 در تهران بودم و برای تأمین هزینه ام تدریس می كردم و خودكفا بودم. سال 1330 لیسانس شدم و برای ادامه تحصیل به قم برگشتم و ضمناً برای تدریس در دبیرستان ها، به عنوان دبیر زبان انگلیسی در دبیرستان حكیم نظامی قم مشغول تدریس شدم.


    ادامه دارد...








  6. 5 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شهید بهشتی از زبان خود ایشان

    در سال 1329 و 1330 كه تهران بودم، مقارن بود با اوج مبارزات سیاسی و اجتماعی نهضت ملی نفت به رهبری مرحوم آیت الله كاشانی و مرحوم دكتر مصدق و به صورت یك جوان معمم مشتاق در تظاهرات و اجتماعات و میتینگ ها شركت می كردم. در سال 1331 در جریان 30 تیر آن موقع تابستان به اصفهان رفته بودم و در اعتصابات 26 تا 30 تیر فعالیت داشتم و شاید اولین یا دومین سخنرانی اعتصاب كه در ساختمان تلگرافخانه بود را به عهده من گذاشتند. به هر حال بعد از كودتای 28 مرداد در یك جمع بندی به این نتیجه رسیدم كه در آن نهضت ما كادرهای ساخته شده كم داشتیم، بنابراین تصمیم گرفتیم كه یك حركت فرهنگی ایجاد كنیم و در زیر پوشش آن كادر بسازیم. دبیرستانی به نام دین و دانش در قم تأسیس كردیم و با همكاری دوستان، كه مسؤولیت اداره اش مستقیماً به عهده من بود تا سال 1342 كه در قم بودم و همچنان مسؤولیت اداره آن را به عهده داشتم؛ و در ضمن در حوزه هم تدریس می كردم و یك حركت فرهنگی نو هم در حوزه به وجود آوردیم و رابطه*ای هم با جوان های دانشگاهی برقرار كردیم پیوند میان دانشجو و طلبه و روحانی را پیوندی مبارك یافتیم.

    در سال های 1335 تا 1338 دوره دكتری فلسفه و معقول را در دانشكده الهیات گذراندم، در حالی كه در قم بودم و برای درس ها و كارها به تهران می آمدم.


    ادامه دارد...








  8. 4 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شهید بهشتی از زبان خود ایشان

    در سال 1339 ما سخت به فكر سامان دادن به حوزه علمیه قم افتادیم. مدرسین حوزه جلسات متعددی داشتند برای برنامه ریزی نظم حوزه و سازمان دهی به حوزه، در دو تا از این جلسات بنده هم شركت داشتم، كار ما در یكی از این جلسات به ثمر رسید و دراین جلسه آقای ربانی شیرازی و مرحوم آقای شهید سعیدی و خیلی دیگر از برادران شركت داشتند، آقای مشكینی و خیلی های دیگر. ما در یك برنامه ای در طول یك مدتی توانستیم یك طرح و برنامه تحصیلات علوم اسلامی در حوزه تهیه كنیم. در هفده سال این پایه ای شد برای تشكیل مدارس نمونه ای كه نمونه معروف ترش مدرسه حقانیه یا مدرسه منتظریه به نام مهدی منتظر سلام الله علیه است. در همان سال ها ما در قم به مناسبت تقویت پیوند دانش آموز و فرهنگی و دانشجو و طلبه به ایجاد كانون دانش آموزان قم دست زدیم و مسؤولیت مستقیم این كار را، برادر و همكار و دوست عزیزم مرحوم شهید دكتر مفتح به دست گرفتند. سال 42 به تهران آمدم و در ادامه كارها با گروه های مبارز از نزدیك رابطه برقرار كردیم. از كارهایی را كه فراموش كردم اگر اشتباه نكرده باشم 41 یا اوایل 42 در یك جشن مبعث كه دانشجویان دانشگاه تهران در امیرآباد در سالن غذاخوری برگزار كرده بودند، دعوت كردند كه من درآن روز مبعث سخنرانی كنم. در این سخنرانی موضوعی را من مطرح كردم به عنوان «مبارزه با تحریف یكی از هدف های بعثت است» و در این سخنرانی طرح یك كار تحقیقاتی اسلامی را ارائه كردم كه آن سخنرانی بعدها در مكتب تشیع چاپ شد.

    ادامه دارد...








  10. 4 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شهید بهشتی از زبان خود ایشان

    مسلمان های هامبورگ به مناسبت مسجد هامبورگ كه بنیانگذارش روحانیت بود كه به دست مرحوم آیت الله بروجردی گذارده شده بود فشار آورده بودند به مراجع كه چون مرحوم محققی آمده بودند به ایران باید یك نفر روحانی به آنجا برود. این فشارها متوجه آیت الله میلانی و آیت الله خوانساری شده بود، آیت الله حائری و آیت الله میلانی به بنده اصرار كردندكه باید بروید به آنجا، از طرفی دیگر چون شاخه نظامی هیأت های مؤتلفه تصویب كرده بودند كه منصور را اعدام كنند و بعد از اعدام انقلابی منصور پرونده دنبال شد و اسم بنده هم در آن پرونده بود. دوستان فكر می كردند كه به یك صورتی من را از ایران خارج كنند و در خارج مشغول فعالیت هایی باشم. البته خود من ترجیح می دادم كه در ایران بمانم. مشكل من گذرنامه بود كه به من نمی دادند ولی دوستان گفتند از طریق آیت الله خوانساری می شود گذرنامه را گرفت و در آن موقع این گونه كارها از طریق ایشان حل می شد و آیت الله خوانساری اقدام كردند و گذرنامه را گرفتند به این طریق مشكل گذرنامه حل شد و در رابطه با این آقایان بخصوص آیت الله میلانی به هامبورگ رفتم. تصمیم این بود كه مدت كوتاهی آنجا بمانم و كار آنجا كه سامان گرفت برگردم ولی در آنجا احساس كردم كه دانشجویان سخت محتاج هستند به یك نوع تشكیلات اسلامی، هسته اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان گروه فارسی زبان آنجا را به وجود آوردیم و مركز اسلامی هامبورگ سامان گرفت. بیش از 5 سال آنجا بودم كه در طی این 5 سال سفری به حج مشرف شدم، سفری به سوریه، لبنان و آمدم به تركیه برای بازدید از فعالیت های اسلامی آنجا و تجدید عهد با دوستان و مخصوصاً برادر عزیزمان آقای صدر (امام موسی صدر) و امیدوارم هر كجا كه هست مورد رحمت خداوند باشد و انشاءالله به آغوش جامعه مان بازگردد و سفری هم به عراق آمدم و به خدمت امام رفتم در سال 48 ، به هر حال كارهای آنجا سر و سامان گرفت و در سال 1349 به ایران برای یك مسافرت آمدم. اما مطمئن بودم كه با این آمدن امكان بازگشتم كم است. در اینجا مدتی كارهای آزاد داشتم كه باز مجدداً قرار شد كار برنامه ریزی و تهیه كتاب ها را دنبال كنیم بعد مسأله تشكیل روحانیت مبارز و همكاری با مبارزات، بخشی از وقت ما را گرفت. تا اینكه در سال 1355 هسته هایی برای كارهای تشكیلاتی به وجود آوردیم و در سال 1356 – 1357 روحانیت مبارز شكل گرفت و همان سال ها درصدد ایجاد تشكیلات گسترده مخفی یا نیمه مخفی و نیمه علنی به عنوان یك حزب و یك تشكیلات سیاسی بودیم.

    در سال 56 كه مسایل مبارزاتی اوج گرفت، همه نیروها را متمركز كردیم و بحمدالله با شركت فعال همه برادران روحانی در راهپیمایی ها و مبارزات انقلاب به پیروزی رسید.








  12. 3 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    منبع تمام مطالب فوق از سایت www.shahedmag.com هست.
    ویرایش توسط ترنم : پنجشنبه ۱۲ خرداد ۹۰ در ساعت ۲۲:۵۱








  14. 4 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  15. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض









  16. 5 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  17. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895
    امتیاز : 61,822
    سطح : 100
    Points: 61,822, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,136
    تشکر شده 13,172 در 2,585 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 8 در 5 پست

    پیش فرض از آینه ی خاطرات همسر شهید مظلوم آیةالله بهشتی

    او حتی یک ریال از دادگستری حقوق نگرفت و از آن جا پشیزی به خانه نیاورد. می گفت: وقتی این همه آدم مستضعف داریم، روا نیست که من از دادگستری حقوق بگیرم. شما باید بدانید که زندگی تان با همین حقوق بازنشستگی من می گذرد. او ماهی 5500 تومان حقوق می گرفت که خرج خانواده، پسر خانواده، داماد و خرج های دیگر را با همان می داد. یک شب لامپ خانه سوخته بود و من به مغازه های اطراف سر زدم، ولی پیدا نکردم. به دادگستری زنگ زدم و گفتم: آقا! از فروشگاه آن جا لامپ بخرید و بیاورید جواب داد: هرگز! خدا نکند که من چنین کاری بکنم. شما عجالتاً شمع روشن کنید تا ببینم چه می کنم. خیلی احتیاط می کرد. او از دروغ و غیبت و صفات رذیله نفرت داشت. در جامعه و خانواده الگوی به تمام معنا بود. ما کوچک ترین چیزی از ایشان ندیدیم که ناراحتمان کند. می گفت: حاضر نیستم به خاطر موقعیت اجتماعی خودم و حرف مردم، از آسودگی خانواده بزنم. اگر کسی از من توقع دارد که گذشت و ایثار کنم، از حق خودم می گذرم، اما مراعات خواست خانواده در حد مقدورات، خلاف شرع نیست.
    منزلمان را با سلیقه خودش و کم ترین هزینه ساخت. به جای این که از سنگ استفاده کند، به کارگران گفت که دیوارها را با سیمان قرمز و سفید و به صورت متناوب به شکل لوزی درست کنند که از دور بسیار زیباتر از سنگ بود، به همین دلیل خیلی ها می گفتند که این ها خانه شان تشریفاتی است؛ در حالی که در واقع مصالحی که به کار برده بودیم سیمان ساده بود. آقای بهشتی آدم بسیار با سلیقه و با ذوقی بود و توانست با حداقل هزینه، زیباترین نماها را طراحی و اجرا کند. او همین سلیقه را در رنگ آمیزی خانه هم به کار می برد.
    اصرار عجیبی داشت که من درس بخوانم و برایم وقت می گذاشت و در یادگیری درس ها کمکم می کرد تا آماده شرکت در امتحانات بشوم. به علی رضا گفت که به من رانندگی یاد بدهد. نوبت به امتحان کتبی رانندگی هم که رسید، تست های چهارجوابی را با من کار کرد که قبول بشوم.
    ادامه دارد ...



    نفسم میگیرد ، در هوایی که نفس های تو نیست ...

  18. 6 کاربر از پست مفید دريـــا تشکر کرده اند .


  19. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895
    امتیاز : 61,822
    سطح : 100
    Points: 61,822, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,136
    تشکر شده 13,172 در 2,585 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 8 در 5 پست

    پیش فرض از آینه ی خاطرات همسر شهید مظلوم آیةالله بهشتی

    او همیشه به بچه ها توصیه می کرد که با اهل فن مشورت کنند. موقعی که محمدرضا می خواست به دانشگاه برود به او توصیه کرد که با بعضی از دوستان پزشک مشورت کند. همیشه سعی می کرد بچه ها را طوری تربیت کند که خودشان راهشان را انتخاب کنند.
    اغلب پول هایی را که صرف کمک به مبارزان کشور و تشکل های دانشجویی می کرد، از درآمد خودش بود، در حالی که حق تصرف در وجوهات و خمس را داشت، اما هیچ وقت برای چنین اموری، آن ها را صرف نمی کرد و هرگز برای مصارف شخصی یا خانوادگی، دست به این پول ها نزد.
    در منزل همیشه به دنبال بحث های مفید و کتاب و مطالعه بود. اصلاً حساب این نبود که دور هم جمع بشوند و دروغی بگویند و غیبتی بکنند، یا شوخی های بی معنا بکنند، حتی حاضر نمی شد کوچک ترین حرفی را که پشت سر دشمنش هم زده می شد، بشنود. به محض این که کسی غیبت می کرد، اخم می کرد و می گفت: حرف دیگری نیست بزنیم؟ اگر حرفی ندارید، بروید دنبال کاری یا مطالعه کنید. من حاضر نیستم در حضورم حرف کسی زده شود. به جای غیبت از خدا بخواهید به راه راست هدایتش کند. با این که همه به او دشنام می دادند و علیه او حرف می زدند، هرگز قلب و وجدانش قبول نکرد پشت سر آن ها حرف بزند.
    ادامه دارد...



    نفسم میگیرد ، در هوایی که نفس های تو نیست ...

  20. 6 کاربر از پست مفید دريـــا تشکر کرده اند .


  21. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    شهید بهشتی از منظر مقام معظم رهبری:

    بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد، به خاطر این‏که در دوران زندگی‏اش کسی به عمق و والایی شخصیت این مرد پی نبرد. شهیدبهشتی واقعا یک انسان برجسته ‏ای بود در همه ابعاد.








  22. 5 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  23. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895
    امتیاز : 61,822
    سطح : 100
    Points: 61,822, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,136
    تشکر شده 13,172 در 2,585 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 8 در 5 پست

    پیش فرض از آینه ی خاطرات همسر شهید مظلوم آیةالله بهشتی

    در قم پای درس امام می رفت. البته درس های دیگر را هم می رفت، ولی علاقه خاصی به امام داشت. در عاشورایی که امام را دستگیر و بعد هم تبعید کردند، موقعی که می خواست از خانه بیرون برود، گفت: شاید شب برنگردم. گفتم: چرا؟ گفت: اگر امام را بگیرند و بدانم که دیگر این جا نیستند و نمی توانند کار کنند، من هم نمی توانم تحمل کنم. از آن زمان به بعد حتی یک ساعت هم راحت نبود و دائماً به امام فکر می کرد. زمانی که حضرت امام(قدس سره) در ترکیه و نجف بودند، به صورت مخفیانه از سوی امام، برایش نامه می آمد. دو بار هم برای دیدن امام به نجف رفت. موقعی هم که در اروپا بودیم، همیشه به جوان ها می گفت: ببینید امام چه می گویند، همان کار را بکنید، ما باید راهی را برویم که امام می روند. باید همیشه پشتیبان ایشان باشیم و یک دقیقه هم از ایشان غفلت نکنیم.
    در اولین نماز جماعتی که به امامت آقای بهشتی در مسجد هامبورگ خوانده شد، سه هزار نفر شرکت کردند که برای همه عجیب بود. اول اسم آن جا مسجد ایرانیان بود که آقای بهشتی آن را به مرکز اسلامی هامبورگ تبدیل کرد و از آن پس از همه ملیت ها به آن جا می آمدند.
    آقای بهشتی از قبل از انقلاب دنباله رو امام بود. همه هم این را خوب می دانستند و او را خوب می شناختند. چهره شاخصی بود. پنهان نبود که بعد پیدا شود، ولی وقتی سیل تهمت های ناروا بر سرش ریخت، خیلی ها باورشان شد. هر وقت هم می گفتم: آقا! بروید در رادیو و تلویزیون جواب تهمت ها را بدهید، می گفت: چرا بروم و خاطر مردم را از رادیو و تلویزیون تلخ کنم؟ چه بگویم؟ من درد دلم را با خدا می کنم. خدا خودش همه کارها را درست می کند. پس از شهادت او، دوست و دشمن گریه کردند. خیلی ها آمدند و از من خواستند اگر او را در خواب دیدم، حلالیّت بطلبم. من که او را می شناسم، می دانم همه را بخشیده است. او برای تعریف و تکذیب کسی کار نمی کرد، برای خدا کار می کرد و از هیچ کس نه گلایه ای داشت و نه انتظاری.
    ادامه دارد ...



    نفسم میگیرد ، در هوایی که نفس های تو نیست ...

  24. 7 کاربر از پست مفید دريـــا تشکر کرده اند .


  25. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شهید بهشتی در خاطرات آیت الله مهدوی کنی

    مرحوم شهید بهشتی در خارج هم که بود با سعه صدر با التقاطیون و مجاهدین خلق و گروه های چپ برخورد می کرد و این طور نبود که دانشجویان را طرد کند. روش مرحوم شهید بهشتی، طرد نبود و بیشتر نظرش به جذب بود، اما جذبی که اصول در برابر آن هضم نشود، یعنی مرزها باید مشخص باشد. ایشان همواره بر حفظ این مرزها اصرار داشت. سعه صدر مرحوم شهید بهشتی در حدی بود که دکتر پیمان و نیز یکی از سران منافقین را دعوت کرد که به شورای انقلاب بیایند...








  26. 5 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  27. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    وقتي به صحبتها و كلام شخصيتهاي مختلف در باب اخلاق سيد مراجعه مي كنيم كمتر كسي را مي يابيم كه او را با صبور بودن توصيف نكند و در بعضي از مواقع از صبر و تحمل وي عنان از كف نداده باشد. گذشت، ديگر صفتي است كه او را متمايز مي كند و دقتي كه در مسائل مختلف داشت نگاه او به مسائل اعتقادي و سياسي به گونه اي خاص بود. زماني كه آيت الله خلخالي قصد اعدام «مقدم» رئيس ساواك را داشت ؛خود مرحوم در اين باره مي گويد: خدا رحمت كند بهشتي را، دكتر بهشتي تلفني به من گفت كه زن و بچه ناصر مقدم در خانه من به تحصن نشسته اند. (خاطرات ج ۱ ص ۳۱۱) اين توجه شهيد فقط در اين مورد نبود. يك بار هم به خاطر طلبه اي به نام آشوري كه برخي نظريات التقاطي داشته و مرتد اعلام شده بود، به مسئولين وقت تذكر مي دهد كه آيا در مورد حكم ارتداد وي عجله نكرده ايد. (خاطرات آيت الله خزعلي ص ۱۵۲) و يا ايشان در مورد ساواكي ها تأكيد داشتند كه بايد به كساني كه ممكن است، امكان بازگشت داده شود. اين دقت نظر وي اين اهميت را دارد كه وقتي مي بينيم به راحتي به جريان ليبرالها مي تازد و برخي افكار را التقاطي مي خواند ناشي از نگاه يقيني وي مي باشد.








  28. 4 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  29. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    شهيد بهشتي به دنبال آن فكر اصيل اسلامي و وحدت گراي خود، هميشه سعي داشت تا جوانب خوب مسائل را بچرباند تا نه تنها از اختلافات بي جا جلوگيري شود بلكه در جايي حتي آن اختلاف را به اتحاد تبديل كند. شايد اين كه زماني كه بر سر تخريب يا حفظ قبر رضاخان به عنوان موزه ديكتاتوران جهان ميان آيت الله خلخالي و بني صدر اختلاف روي مي دهد و خلخالي درصدد انهدام اين قبر منحوس بر مي آيد، در پاسخي ساده به خبرنگاران بر سر اين اختلاف مي گويد: «من معتقدم به اين كه اگر موزه بشود يا نگهداري يا تخريب شود، رسيدگي به آن با حكومت است نه كسي ديگر و اميدوارم مردم به اين موضوعات توجه كرده و كاري نكنند كه دشواري هاي ديگر براي حكومت به وجود آيد.»(راست قامتان جاودانه تاريخ ص۶۹۴)








  30. 4 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  31. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    طلبه جوان هر روز می رفت دبیرستانها درس انگلیسی می داد. پولش هم می شد مایه امرار معاش. می گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می فهمم و با شجاعت بیشتری می تونم نقد کنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می کرد.








  32. 4 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  33. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    از بهشتی پرسید؛ روحانی هم می تونه تو شورای شهر بره؟ گفت: روحانی همه جا می تونه بره به شرط اینکه علم اون رو داشته باشد نه اینکه تکیه اش به علوم حوزوی باشه. گفت: صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر کاری رو نمی ده.








  34. 4 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  35. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    صبح بود، یه اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خونه بهشتی. یه نگاهی و براندازی کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، یکی گفته بود خونه بهشتی کاخه. یکی دیگه گفته بودند هشت طبقه است. راننده بهشتی شناس بود. همه رو آورده بود دم خونه گفته بود حالا ببینید و قضاوت کنید.








  36. 4 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  37. #19
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    1,011
    امتیاز : 12,092
    سطح : 72
    Points: 12,092, Level: 72
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 2,371
    تشکر شده 2,886 در 906 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض مقايسه نامه گلايه*آميز شهيد بهشتي و هاشمي به امام(ره) درباره بني*صدر

    مقايسه نامه گلايه*آميز شهيد بهشتي و هاشمي به امام(ره) درباره بني*صدر



    این مطلب در سایت رجانیوز درج شده اینم پیوندش:
    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=53945
    تصاویر پیوست شده
    • نوع فایل: jpg 12318.jpg (37.2 کیلو بایت, 22 نمایش)

  38. 6 کاربر از پست مفید شهید تشکر کرده اند .


  39. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    بنی صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بنی صدر تخلفی نکرده باید زود آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می کنم. بهشتی می گفت: هر یک ثانیه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه.








  40. 3 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  41. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    به جمع رو کرد و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست وزیری می خوره. حیف که التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود. تو بدترین حالت هم، انگشت می گذاشت روی نکات مثبت.








  42. 4 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  43. #22
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    1,011
    امتیاز : 12,092
    سطح : 72
    Points: 12,092, Level: 72
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 2,371
    تشکر شده 2,886 در 906 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض شهید بهشتی از زبان خود وی

    شهید بهشتی از زبان خود وی



    من محمد حسینی بهشتی كه گاه به اشتباه محمد حسین بهشتی می نویسند. نام اولم محمد و نام خانوادگی تركیبی است از حسینی بهشتی .....

    ادامه مطلب در سایت تبیان پیوند روبرو http://www.tebyan.net/Index.aspx?pid=11960 )
    تصاویر پیوست شده

  44. 4 کاربر از پست مفید شهید تشکر کرده اند .


  45. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    بهشتی اسم جوان رو داده بود برای شورای صدا و سیما. گفته بودند ولی این مخالف شماست، کلی علیه شما دنبال سند بوده! گفت: او جویاست و کنجکاو. چه اشکالی دارد که سندی پیدا کند و مردم رو آگاه کند.








  46. 3 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  47. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند که بهشتی رو بیاره. اومده بود که آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش.
    اخم باهنر رو که دید گفت: بچه ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم.








  48. 3 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  49. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت می روی ساک خود را به همراهت می دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.»
    قاضی رو توبیخ کرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات...








  50. 2 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  51. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی شود به بام سعادت حلال رسید.








  52. 2 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  53. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده بودند. جا نبود. بیرون شعار می دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمده*اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت...








  54. 3 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  55. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    با بی ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یک مسلمان اینطور حرف بزنی.
    هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: شریعتی که جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.








  56. 3 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  57. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    اومده بودند در خانه بهشتی که یک مقام سیاسی خارجی می خواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیکته بگویم. جمعه ام متعلق به خانواده است.
    نرفته بود. «بابا آب داد». بنویس پسر بابا!








  58. 2 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  59. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    محل سکونت
    شیرازو - تهرانو
    نوشته ها
    3,738
    امتیاز : 94,025
    سطح : 100
    Points: 94,025, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,141
    تشکر شده 13,878 در 3,320 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط ترنم نمایش پست اصلی
    اومده بودند در خانه بهشتی که یک مقام سیاسی خارجی می خواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیکته بگویم. جمعه ام متعلق به خانواده است.
    نرفته بود. «بابا آب داد». بنویس پسر بابا!
    سلام
    !!!!!!!
    یار من یوسف نیا اینجا کسی یعقوب نیست
    لحظه ای چشمانشان از دوریت مرطوب نیست
    ای گل زیبای من از غربتت اشکی نریز
    نازنین اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست
    گرچه در هر جمعه ای زیبا دعایت می کنند
    بهترینم این دعا ها جنسشان مرغوب نیست





    وبلاگ هردمبیل، شخصی: http://prince-playful.blogfa.com/
    وبلاگ زخم دل، شخصی: http://prince-lonely.blogfa.com/
    وبلاگ خاطرات، شخصی: http://prince-rahpou.blogfa.com/

  60. کاربر روبرو از پست مفید رهپوی وصال تشکر کرده است .


صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1