کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 186
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض شیخ رجب علی خیاط

    عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » يك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنيا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.

    از دوران كودكی شيخ بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست. اما او خود، از قول مادرش نقل می*كند كه:



    « موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذايی را به خانه آورد] خواستم بخورم ديدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم می*كوبی، احساس كردم كه از اين غذا نبايد بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسيدم....؟ پدرت گفت حقيقت اين است كه اين ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار می*كنم] آورده*ام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »



    اين حكايت نشان می*دهد كه پدر شيخ ويژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شيخ نقل شده است كه:



    « احسان و اطعام يك ولی خدا توسط پدرش موجب آن گرديده كه خداوند متعال او را از صلب اين پدر خارج سازد. »



    شيخ پنج پسر و چهار دختر داشت، كه يكی از دخترانش در كودكی از دنيا رفت.


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    خانه خشتی و ساده شيخ كه از پدرش به ارث برده بود در خيابان مولوی كوچه سياه ها (شهيد منتظری) قرارداشت. وی تا پايان عمر در همين خانه محقر زيست.



    يكی از فرزندان شيخ می گويد:



    پس از ازدواج، دو اتاق طبقه بالای منزل را آماده كرديم و به پدرم گفتم: آقايان، افراد رده بالا به ديدن شما می آيند، ديدارهای خود را در اين اتاق ها قرار دهيد
    ، فرمود:



    « نه! هر كه مرا می خواهد بيايد اين اتاق، روی خرده كهنه ها بنشيند، من احتياج ندارم. »




    اين اتاق، اتاق كوچكی بود كه فرش آن يك گليم ساده و در آن يك ميز كهنه خياطی قرار داشت.


  3. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شيخ در عالم سياست نبود، اما با رژيم منفور پهلوی و سياستمداران حاكم آن به شدت مخالف بود.

    يكی از فرزندان شيخ می*گويد: در 30 تير سال 1330 هجری شمسی وقتی شيخ وارد منزل شد، شروع كرد به گريه كردن و فرمود:



    « حضرت سيد الشهدا(ع) اين آتش را با عبايشان خاموش كردند و جلوی اين بلا را گرفتند، آن ها بنا داشتند در اين روز خيلی ها را بكشند؛ آيت الله كاشانی موفق نمی*شود ولی سيدی هست كه می*آيد و موفق می*شود. »




    پس از چندی معلوم شد که مقصود از سید دوم، امام خمینی (ره) است.


  4. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    منبعاشون

    http://www.aviny.com/bozorgan/rajab-...ayat/main.aspx

    در رابطه با وضعيت ناصرالدين شاه قاجار در عالم برزخ، يكی از شاگردان شيخ از ايشان نقل كرد:



    « روح او را روز جمعه ای آزاد كرده بودند و شب شنبه او را با هل به جايگاه خود می بردند، او با گريه به مأموران التماس میكرد و میگفت: « نبريد ». هنگامی كه مرا ديد به من گفت: اگر می دانستم جايم اين جاست در دنيا خيال خوشی هم نمیكردم! »


  5. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-مرداد-۰۹
    محل سکونت
    شهر راز ؛ دلت بسوخه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,546
    امتیاز : 87,850
    سطح : 100
    Points: 87,850, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 41.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,651
    تشکر شده 14,816 در 3,173 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 29 در 4 پست

    پیش فرض

    وای عاالیه. ممنون نهال ولش نکنی ها، پیگیر هستم !

  6. 6 کاربر از پست مفید باران بهار تشکر کرده اند .


  7. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    كويت
    نوشته ها
    4,591
    امتیاز : 84,316
    سطح : 100
    Points: 84,316, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,400
    تشکر شده 14,896 در 3,947 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    من اينقد اين كتابه رو دوس دارممممم
    دستت درد ننه نهال جان

    احسنت


    هر تپش قلبم میگه : کربلا ، کربلا ...

  8. 2 کاربر از پست مفید meshkat128_kosar تشکر کرده اند .


  9. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907
    امتیاز : 30,339
    سطح : 100
    Points: 30,339, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,772
    تشکر شده 16,999 در 4,221 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    دستت درد نکنه دوسی بازم بنویس

  10. کاربر روبرو از پست مفید motmaene تشکر کرده است .


  11. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ممنون از همگی!

    خياطی يكی از شغلهای پسنديده در اسلام است. لقمان حكيم اين شغل را برای خود انتخاب كرده بود.

    جناب شيخ برای اداره زندگی خود، اين شغل را انتخاب كرد و از اين رو به « شيخ رجبعلی خياط » معروف شد. جالب است بدانيم كه خانه ساده و محقر شيخ، با خصوصياتی كه پيشتر بيان شد، كارگاه خياطی او نيز بود.



    يكی از دوستان شيخ می*گويد: فراموش نمی*كنم كه روزی در ايام تابستان در بازار جناب شيخ را ديدم، در حالی كه از ضعف رنگش مايل به زردی بود. قدری وسايل و ابزار خياطی را خريداری و به سوی منزل می*رفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت كنيد، حال شما خوب نيست. فرمود:



    «عيال و اولاد را چه كنم؟! »



    در حديث است كه رسول خدا (ص) فرمودند :



    « إن الله تعالي يحب أن يري عبده تعباً في طلب الحلال؛

    خداوند دوست دارد كه بنده خود را در راه به دست آوردن روزی حلال، خسته ببيند. »


  12. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,012
    امتیاز : 37,268
    سطح : 100
    Points: 37,268, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.8%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 26,479
    تشکر شده 28,973 در 4,723 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    ایتز وری نایس !!
    فقط بی زحمت کم کم بزنید بتونیم از همش استفاده کنیم !
    ممنون گلم !
    .
    .
    .



    در هوس دیدن شش گوشه ، دلم تاب ندارد ! نگهم خواب ندارد ........
    قلمم گوشه ی دفتر ، غزل ناب ندارد

    همه گویند : به انگشت اشاره
    مگر این عاشق دیوانه ی دلسوخته ارباب ندارد ؟

    تو كجایی ؟ شده ام باز هوایی ...
    چه شود جمعه این هفته بیایی ؟ ..........


    اللهم عجل لولیک الفرج والعافیـه والنصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره

  13. 4 کاربر از پست مفید setarevatan تشکر کرده اند .


  14. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ای به روی چشم

    لباس جناب شيخ بسيار ساده و تميز بود، نوع لباسی كه او می پوشيد نيمه روحانی بود، چيزی شبيه لباده روحانيون بر تن می كرد و عرقچين بر سر می گذاشت و عبا بردوش می گرفت.

    نكته قابل توجه اين بود كه او حتی در لباس پوشيدن هم قصد قربت داشت، تنها يك بار كه برای خوشايند ديگران عبا بر دوش گرفت، در عالم معنا او را مورد عتاب قرار دادند. جناب شيخ خود اين داستان را چنين تعريف می كند:



    « نفس اعجوبه است، شبی ديدم حجاب ( منظور حجاب نفس و تاریکی باطنی است ) دارم و طبق معمول نمی توانم حضور پيدا كنم، ریشه یابی کردم با تقاضای عاجزانه متوجه شدم كه عصر روز گذشته كه يكی از اشراف تهران به ديدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم، من برای خوشايند او هنگام نماز عبای خود را به دوش انداختم ...»!





    جناب شيخ دنبال غذاهای لذيذ نبود، بيشتر وقت ها از غذاهای ساده، مثل سيب زمينی و فرنی استفاده می كرد. سر سفره، رو به قبله و دو زانو می نشست و به طور خميده غذا میخورد، و گاهی هم بشقاب را به دست می گرفت هميشه غذا را با اشتهای كامل میخورد، و گاهی مقداری از غذای خود را در بشقاب يكی از دوستان كه دستش می رسيد میگذاشت.



    هنگام خوردن غذا حرف نمی زد و ديگران هم به احترام ايشان سكوت می كردند. اگر كسی او را به مهمانی دعوت می كرد با توجه، قبول يا رد می كرد، با اين حال بيشتر وقت ها دعوت دوستان را رد نمی كرد.

    از غذای بازار پرهيز نداشت، با اين حال از تأثير خوراك در روح انسان غافل نبود و برخی دگرگونی های روحی را ناشی از غذا می دانست.


  15. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض



    سرانجام در روز بیست و دوم شهریور ماه سال 1340 هجری شمسی سیمرغ وجود پربرکت شیخ پس از عمری خودسازی و سازندگی از این جهان پر کشید.




    يكی از ارادتمندان جناب شيخ، كه شب قبل از وفات، از طريق رؤيای صادقه رحلت ملكوتی وی را پيش*بينی كرده *بود، ماجرای وفات را چنين گزارش می*كند:



    شبی كه فردای آن شيخ از دنيا رفت، در خواب ديدم كه دارند در مغازه*های سمت غربی مسجد قزوين را می*بندند، پرسيدم: چه خبره؟ گفتند آشيخ رجبعلی خياط از دنيا رفته. نگران از خواب بيدار شدم. ساعت سه نيمه شب بود. خواب خود را رؤيای صادقه يافتم. پس از اذان صبح، نماز خواندم و بیدرنگ به منزل آقای رادمنش رفتم، با شگفتی، از دليل اين حضور بی*موقع سؤال كرد، جريان رؤيای خود را تعريف كردم.

    ساعت پنج صبح بود و هوا گرگ و ميش، به طرف منزل شيخ راه افتاديم. شيخ در را گشود، داخل شديم و نشستيم، شيخ هم نشست و فرمود:



    « كجا بوديد اين موقع صبح زود؟ »



    من خوابم را نگفتم، قدری صحبت كرديم، شيخ به پهلو خوابيد و دستش را زير سر گذاشت و فرمود:



    « چيزی بگوييد، شعری بخوانيد! »



    يكی خواند:

    خوش*تر از ايام عشق ايام نيست

    صبح روز عاشقان را شام نيست

    اوقات خوش آن بود كه با دوست به سر شد

    باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود


  16. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    جناب شيخ، دوستان و شاگردان خود را از همكاری با دولت حاكم ( پهلوی) و به خصوص از تعريف و تمجيد آنان بر حذر میداشت. يكی از شاگردان شيخ از وی نقل كرده*است كه فرمود:



    « روح يكی از مقدسين را در برزخ ديدم محاكمه مي*كنند و همه كارهای ناشايسته سلطان جاير زمان او را در نامه عملش ثبت كرده و به او نسبت می*دهند. شخص مذكور گفت: من اين همه جنايت نكرده*ام.

    به او گفته شد: مگر در مقام تعريف از او نگفتی: عجب امنيتی به كشور داده*است؟

    گفت: چرا!

    به او گفته شد: بنابر اين تو راضی به فعل او بودی، او برای حفظ سلطنت خود به اين جنايات دست زد. »




    در نهج*البلاغه آمده است كه امام علی(ع) فرمود:



    « الراضي بفعل قوم كالداخل فيه معهم، و علي كل داخل في باطل اثمان: اثم العمل به، و اثم الرضا به؛

    هركه به كردار عده*ای راضی باشد، مانند كسی است كه همراه آنان، آن كار را انجام داده باشد و هر كس به كردار باطلی دست زند او را دو گناه باشد؛ گناه انجام آن و گناه راضی بودن به آن. »

  17. 5 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  18. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض عکسشون


  19. 6 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  20. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض گفتگوی کیهان فرهنگی با جناب آقای حاج محمود نکوگویان فرزند جناب شیخ رجبعلی خیاط- ره

    زیاد بود یه ذرشو حالا میذارم تا بعد!


    كیهان: جناب نكوگویان با تشكر از حضور جناب عالی ... تقاضا میكنیم خاطرات و ناگفته هایی از پدر بزرگوارتان جناب شیخ برایمان بیان بفرمایید
    نكوگویان: بسم الله الرحمن الرحیم
    من محمود نكوگویان هستم و پدرم به هر كس رسیده سفارش مرا كرده و گفته: این ته تغاری مرا دعا كنید كه بیراهه نرودكیهان: شما هنگام فوت جناب شیخ چند سال داشتید؟
    نكوگویان: آن موقع من 24 سال داشتم
    كیهان: جناب شیخ كلاً چند فرزند داشتند؟
    نكوگویان: ایشان جمعاً 8 فرزند داشتند، 5 پسر و 3 دختر
    كیهان: از برادران و خواهرانتان در حال حاضر چند نفر در قید حیاتند؟
    نكوگویان: همه برادرانم فوت كرده اند و تنها دو خواهرم زنده*اند
    كیهان: به نظر شما مهمترین ویژگی جناب شیخ چه چیزی بود؟
    نكوگویان: من فكر می كنم مهمترین ویژگی پدرم این بود كه او «عبد خدا» بود. بشر باید بنده خدا باشد تا بتواند در امور تصرف كند
    كیهان: به نظر می رسد جناب شیخ در سال های اختناق كه فشار هم زیاد بود، سعی شان این بود كه تك تك آدم ها را بسازد، چون هدایت جمعی عملاً ممكن نبود. شرایط، ائمه (علیهم السلام) در زمان اختناق اموی و عباسی این گونه عمل می كردند، تا اینكه خیر و نیكی آنقدر گسترش پیدا كند كه مدرم آگاه بشوند و ظلم را تحمل نكنند و در واقع، حالا این اتفاق افتاده است. در این فضای آزاد، جوانان بسیاری را ما در مساجد و مراكز دینی
    مشاهده می*كنیم، به طوری كه نسبت آنها خیلی بیشتر از دیگران است. در گذشته اینطور نبود. آن بذری كه آن روز كسانی امثال جناب شیخ در جامعه پاشیدند، امروز به ثمر نشسته، آن زمان تنها تك درخت*هایی وجود داشت، اما حالا به فصل الهی جنگلی وجود دارد. در انقلاب و دفاع مقدس، جوانان برومند بسیاری مثل شهید محمد جهان آرا بالیدند كه عرفان و حماسه را توأمان داشتند

    نكوگویان: من در تأیید فرمایش شما باید عرض كنم، وقتی كه برای بابا سالگرد گرفتیم آقای دكتر هاشمیان را برای سخنرانی دعوت كردیم. جمعیت زیادی سر مزار پدرم آمده بودند. آقای هاشمیان وقتی منبر رفت گفت: برای این مجلس، من مطالب دیگری در ذهنم آماده كرده بودم، ولی حالا می*بینم اكثراً جوانان در كنار مزار شیخ نشسته اند بنابراین، من حرفم را متناسب با مخاطبان جوان عرض می*كنم و با جوان ها صحبت میكنم كیهان: یكی از نكات مهمی كه باید به آن اشاره كنیم، چاپ كتاب «تندیس اخلاص» و پس از آن، «كیمیای محبت» توسط آقای ری شهری است. این دو كتاب، بویژه كتاب كیمیای محبت، تأثیر فراوانی در شناساندن شخصیت عرفانی جناب شیخ به مردم داشت پس از انقلاب، كمتر
    كتابی با این حد از تأثیر در هدایت جوانان داشتیم
    نكوگویان: واقعاً هم چاپ ده هزار نسخه از یك كتاب در هر نوبت چاپ، بدون آنكه برایش تبلیغی در جایی صورت گرفته باشد و چاپهای متعدد از این كتاب، نشان می دهد كه این اثر در جامعه موفق بوده. خواندن همین یادنامه كیهان فرهنگی را هم آقای ری شهری به من سفارش كرد
    كیهان: آقای دكتر مدسی می فرمودند كه انتقاداتی به كتاب «تندیس اخلاص» داشتم نامه ای نوشتم كه قسمتی از آن در كتاب كیمیای محبت مورد توجه قرار گرفت و اصلاح شد. با این همه، جنبه هدایت كننده این اثر، خیلی بیشتر از اینهاست. به راستی اگر كتاب آقای ری شهری نبود، ما هم نمی*توانستیم یادنامه جناب شیخ را در بیاوریم. او كار را شروع كرد و دیگران باید ادامه بدهند
    .نكوگویان: پدرم هرگز خودش را مطرح نمی كرد. اگر می*خواست كسی را در اموری كمك كند تحت عنوانی دیگر و اسمی دیگر انجام می*داد، اول خودش را كنار میگذاشت و برای اجابت دعا و سلامتی بیمار یا گرفتار، مثلاً می گفت: میروی یك گوساله می خری، ذبح می كنی و گوشتش را به فقرا میدهی، من هم برایت دعا می كنم، ان شاءالله بیمارت خوب می*شود یا گرفتاریت بر طرف می شود. این را طوری می*گفت كه مخاطبش فكر می*كرد تنها گوساله نذری باعث شفای بیمار یا درست شدن كارها شده! این خیلی مهم است. پدرم هرگز به كسی كه پیش او می آمد و می*گفت گرفتارم، نمیگفت بیا این نقل را بخور، درست می شود مثلاً می*گفت: می روی 5 تا نان داغ می خری و به گرسنه ها می دهی، ان شاءالله مشكل تو حل می شود

  21. 2 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  22. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شب اول قبر

    يكی ديگر از دوستان ايشان می*گويد: در عالم رؤيا، شب اول قبر مرحوم شيخ خدمتش رسيدم، ديدم جايگاه عظيمی از طرف مولا امير المؤمنين (ع) به او عنايت شده، به جايگاه ايشان نزديك شدم تا مرا ديد، نگاهی بسيار ظريف و حساس به من كرد، مانند پدری كه به فرزندش تذكر می*دهد و او توجه ندارد، از نگاه او به ياد آوردم كه هميشه می*فرمود:
    « غير خدا را نخواهيد. »

    ولی ما باز هم گرفتار هوای نفسيم.
    به او نزديكتر شدم، دو جمله فرمود:


    جمله اول:
    « خط زندگی، انس با خدا و اوليای خداست. »



    جمله دوم:
    « آن كس زندگی كرد، كه عيالش پيراهنش را شب زفاف در راه خدا ايثار نمود.»



    منظورمولا امير المؤمنين (ع) بود که همسرشان حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها پيراهنشان را شب زفاف در راه خدا ايثار نمودند.

    http://www.3erat.com/post-21.aspx

  23. 6 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  24. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض



    نمای بيرونی آرامگاه جناب شيخ - ابن بابويه - شهر ری

  25. 5 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  26. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض



    نمای داخلی آرامگاه جناب شيخ - ابن بابويه - شهر ری

  27. 8 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  28. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض تحول معنوی!

    شبيه داستان حضرت یوسف
    جناب شيخ در ديداری كه با حضرت آيت الله سيد محمدهادی ميلانی داشته تحول معنوی خود را چنین بازگو نموده است كه:

    « در ايام جوانی ( حدود 23 سالگی ) دختری رعنا و زيبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانه*ای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: « رجبعلی! خدا میتواند تو را خيلی امتحان كند، بيا يك بار تو خدا را امتحان كن! و از اين حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر كن. سپس به خداوند عرضه داشتم:
    « خدايا! من اين گناه را برای تو ترك می*كنم، تو هم مرا برای خودت تربيت كن.»»

    آنگاه دليرانه، همچون يوسف (ع) در برابر گناه مقاومت می*كند و از آلوده شدن دامن به گناه اجتناب می*ورزد و به سرعت از دام خطر میگريزد. اين كف نفس و پرهيز از گناه، موجب بصيرت و بينايی او می*گردد. ديده برزخی او باز می*شود و آن چه را كه ديگران نمی*ديدند و نمی شنيدند، می*بيند و می*شنود. به طوری كه چون از خانه خود بيرون می*آيد، بعضی از افراد را به*صورت واقعی خود می*بيند و برخی اسرار برای او كشف می*شود.

    مشروح این داستان را شیخ برای کمتر کسی بیان کرده است، گاهی به مناسبتی بدان اشارتی می کرد و می فرمود:

    « من استاد نداشتم، ولی گفتم: خدایا! این را برای رضایت خودت ترک می کنم و از آن چشم می پوشم، تو هم مرا برای خودت درست کن. »

    http://www.salehin.com/fa/nekogoyan/...h_t_manavi.htm

  29. 4 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  30. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط nahal نمایش پست اصلی


    نمای داخلی آرامگاه جناب شيخ - ابن بابويه - شهر ری
    یا زهرا

    چه جالب ! آدم کیفش می گیره بیشینه از جاش پا نشه .. چرا مث خونه ست ؟

  31. 3 کاربر از پست مفید مشكات نياز تشکر کرده اند .


  32. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نمدونم!
    لابد از وصیتای خودشونه یاتو قبرسون جا نبوده
    شوخی کردم جناب شیخ جدی نگیرید!

  33. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    یا زهرا

    نه خیلی دوسشون داشتن خواسن ازش جدا نشن ! حرف در نیار ..

  34. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    حرف کوجا بود؟
    نزدیک خودشون تو قبرستون؟نمای بیرونش نشون میده که یه جای تو قبرسونه!

  35. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض تاوان اندیشه مکروه !

    آيت الله فهری نقل می كند كه جناب شيخ به ايشان فرمود:

    « روزی برای انجام كاری روانه بازار شدم، انديشه مكروهی در مغزم گذشت، ولی بلافاصله استغفار كردم. در ادامه راه، شترهايی كه از بيرون شهر هيزم می آوردند، قطاروار از كنارم گذشتند، ناگاه يكی از شترها لگدی به سوی من انداخت كه اگر خود را كنار نكشيده بودم آسيب می*ديدم. به مسجد رفتم و اين پرسش در ذهن من بود كه اين رويداد از چه امری جستجوشمه می گيرد و با اضطراب عرض كردم: خدايا اين چه بود؟
    در عالم معنا به من گفتند: اين نتيجه آن فكری بود كه كردی.
    گفتم: گناهی كه انجام ندادم.
    گفتند: لگد آن شتر هم كه به تو نخورد!
    »

  36. 4 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  37. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض تو سير و همسايه گرسنه؟!

    يكی از شاگردان شيخ می گويد: از ايشان شنيدم كه فرمود:


    « شبی در عالم رؤيا ديدم مجرم شناخته شدم و مأمورانی آمدند تا مرا به زندان ببرند، صبح آن روز ناراحت بودم كه سبب اين رؤيا چيست؟ با عنايت خداوند متعال متوجه شدم كه موضوع رؤيا به همسايه ام ارتباط دارد. از خانواده خواستم كه جستجو كنند و خبری بياورند. همسايه ام شغلش بنايی بود، معلوم شد كه چند روز كار پيدا نكرده و شب گذشته او و همسرش گرسنه خوابيده اند؛ به من فرمودند: وای برتو! تو شب سير باشی و همسايه ات گرسنه؟! در آن هنگام من سه عباسی پول نقد ذخيره داشتم! فوراً از بقال سر محل، يك عباسی قرض كردم و با عذرخواهی به همسايه دادم و تقاضا كردم هر وقت بيكار بودی و پول نداشتی مرا مطلع كن. »

  38. 2 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  39. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سراسر انتظار!

    جناب شیخ رجب علی خیاط، از جمله مجذوبان سالکی است که در طول عمر پر برکت و سراسر نورانی خویش، در پرتو عشق شدید به اهل بیت عصمت و طهارت و در سایه سار ولایت مولانا صاحب الزمان(عج) به مقامات والای عرفانی و توحیدی دست یافت.

    سرتاسر وجود آن عارف و اصل را انتظار فرج حضرت ولی عصر(عج) پر کرده بود؛ به گونه ای که همواره به شاگردان و آشنایان خویش تذکر می داد که چیزی جزء فرج امام زمان (عج) از خداوند تقاضا نکنید و خود آن جناب نیز هیچ خواسته مهمی جز فرج حضرت ولی عصر(عج) را در دل نداشت. حالت انتظار تا حدی در جناب شیخ قوت داشت که هرگاه از فرج ولی عصر(عج) صحبت می کرد، به شدت منقلب می شد و می گریست. جناب شیخ همیشه اصرار داشت که:« با همه وجودت در انتظار مولایت باش و حالت انتظار را با مشیت حق همراه کن!»
    عنایت امام زمان(عج) به منتظران حقیقی

    آن بزرگوار درباره عنایت ویژه امام زمان (عج) به منتظر حقیقی خود می فرمود:« پینه دوزی ترک زبان به نام امامعلی در شهر ری زندگی می کرد که هیچ اهل و عیالی نداشت و مسکن او همان دکانش بود. حالات فوق العاده ای داشت و خواسته ای جز فرج آقا در وجودش نبود. او وصیت کرد که پس از وفاتش او را در پای کوه بی بی شهربانو، در حوالی شهر ری، دفن کنند هر وقت به قبر ایشان نگاه می کردم دیدم آقا امام زمان(عج) در آنجاست.» این فرموده شیخ، خود گواه وشاهد بر تشرفات و دیدارهای متعدد آن جناب با قلب عالم امکان، امام زمان (عج) می باشد.

    نکته مهمی که جناب شیخ به آن تاکید می ورزید،این بود که :«شخص منتظر باید آمادگی و آراستگی لازم را برای ظهور و درک حضور امام زمان (عج)را در خود ایجاد نماید،اگر چه عمر او برای درک ظهور و حضور آن بزرگوار کافی نباشد.»

    روزی جناب شیخ، به هنگام دفن جوانی، فرمود:«دیدم که حضرت موسی بن جعفر(ع) آغوش خویش را برای این جوان گشود. پرسیدم: آخرین حرف این جوان به هنگام مرگ چه بود؟ گفتند:در آخرین نفس این دشعر را زمزمه می کرد:

    «منتظران را به لب آمد نفس...... ای شه خوبان تو به فریاد رس!»
    جناب شیخ معتقد بود که منتظران واقعی امام زمان (عج) پس از مرگشان، به هنگام ظهور مولایشان، رجعت می کنند تا به خدمت گذاری در رکاب آن حضرت توفیق یابند. از جمله کسانی که جناب شیخ آنها را در زمرة اهل رجعت نام می برد،«علی بن جعفر (ع)» مدفون در گلزار شهدای قم و «میرزای قمی» مدفون در قبرستان شیخان قم بود.



    http://www.kheymegah.ir/tasharoof/7.htm

  40. 3 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  41. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اختصاص قلب به خدا

    توصیة همیشگی شیخ این بود:« کوشش کن که قلب تو فقط برای خدا باشد. وقتی قلب تو برای خدا شد، خدا در آنجا است. وقتی خدا در قلب تو باشد، همه چیز در آنجا حاضر و ظاهر خواهد شد. و چون خدا در آنجا است، ارواح تمام انبیاء و اولیا آنجاست( امام زمان (عج) آنجا است) اراده کنی مکه و مدینه و ... همه نزد تو هستند. ... پس کوشش کن قلبت فقط برای خدا باشد!»



    دعا برای تعجیل فرج و کار برای امام زمان(عج)
    جناب شیخ می فرمود:«اغلب مردم اظهار می کنند که امام زمان (عج) را از خویش تن نیز بیشتر دوست دارند، حال آنکه اینگونه نیست؛ زیرا اگر او را از خود بیشتر دوست داشته باشیم، باید برای او کار کنیم؛ نه برای خود. همه دعا کنید که خداوند موانع ظهور آن حضرت را بر طرف کند و دل شما را با آن وجود مبارک یکی کند!»

    جناب شیخ خود همیشه متوجه آن حضرت بود و ذکر صلوات را هیچگاه بدون «و عجل فرجهم» نمی گفت و جلسات ایشان بدون یاد و تجلیل از وجود مقدس امام عصر (عج) و دعا برای تعجیل فرج آن حضرت برگزار نمی شد.

  42. 3 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  43. #27
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کره زمین
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    167
    امتیاز : 4,390
    سطح : 42
    Points: 4,390, Level: 42
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 160
    Overall activity: 42.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 945
    تشکر شده 501 در 143 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 9 در 4 پست

    Unhappy

    کاش ما هم آخر زنرگیمون عاقبت بخیر بشیم
    الیس الله بکاف عبده...

  44. 3 کاربر از پست مفید سلسبیل تشکر کرده اند .


  45. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    انشاءالله

    انس با قران و قرائت آیة 80 سورة اسراء شبی 100 مرتبه تا چهل شب
    جناب شیخ بر تلاوت قران، به ویژتلاوت سورة صافات در صبحگاهان و تلاوت سورة حشر در شبانگاهان، تاکید می ورزید و تلاوت این دو سورة را در صبح و شام برای دست یافتن به صفای باطن مفید می دانست. آن بزرگوار، برای تشرف به محضر حضرت ولی عصر (عج)و قرائت کریمه«رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا» را تا 40 شب، شبی 100 مرتبه، توصیه می فرمود.

    یکی از شاگردان شیخ به نزد شیخ می آید و عرض می نماید:«این دستور العمل را انجام دادم، ولی موفق نشدم!» جناب شیخ توجهی می کندو می فرمایید:« هنگامی که در مسجد نماز می خواندید، سیدی به شما فرمود:انگشتر به دست چپ کردن کراهت دارد و شما گفتید:« کل مکروه جائز» هم ایشان امام زمان بودند.»

    دو نفر مغازه دار عهده دار زندگی خانواده سیدی می شوند. یکی از آن دو، برای تشرف به محضر امام زمان (عج)، ذکر سفارش شده سید را شروع می کند. پیش از شب چهلم، یکی از فرزندان سید نزد او می آید و یک قالب صابون می خواهد. مغازه دار می گوید:« مادرت هم فقط ما را شناخته است فلانی هم هست. می توانید از او بگیرید».این شخص می گوید:«شب که خوابیدم، ناگهان متوجه شدم از بیرون حیاط مرا صدا می زنند.... در منزل را گشودم، دیدم سیدی روی خود را پوشانده است و می گوید:« ما خود می توانیم بچه هایمان را اداره کنیم، ولی می خواهیم شما به جایی برسید!»

    شوق وصال در آخرین لحظه

    و اما بشنوید آخرین لحظات عمر پر برکت جناب شیخ را از زبان فرزند گرامی اش:«... وضو گرفت و وارد اتاق شد و رو به قبله نشست. به ناگاه از جا برخاست و با لبی خندان گفت:«آقا جان! خوش آمدید!» دست داد و دراز کشید و در حالی که آن خنده بر لب داشت، جان به جان تسلیم کرد».

  46. 3 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  47. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض نخستین دیدار!

    يكي از ياران شيخ نقل مي كند

    كه در حدودسالهاي1335 و1338 با تاكسي كار مي كردم .

    دو زن يكي بلند قد وديگري كوتاه قد سوار تاكسي شدند

    آن كوتاه قد ترك زبان بود وبا خود مي گفت

    ((من فارسي بلد نيستم كه بگويم منزلم كجاست .

    هر روزسوار اتوبوس مي شدم و با دو ريال به منزل مي رسيدم ،

    اما امروز بايد پنج ريال به تاكسي بدهم )).

    به او گفتم :ناراحت نباش ،

    من تركي بلد هستم .

    منزل اورا پيدا كردم و پول نگرفتم و روانه شدم.

    چند شب بعد براي اولين بار در جلسه مرحوم شيخ شركت كردم .

    چند نفري بوديم كه در آن اطاق محقر نشستيم.

    شيخ نگاهي به من كرد و با گريه فرمود :

    شبهاي جمعه تو از منتظران فرج قائم آل محمد (عجل الله فرجه )هستي .

    اگر هستي ،مي داني كه چطور شد كه نزد من آمدي ؟

    آن زن كوتاه قد را كه سوار كردي و به مقصد رساندي

    و از او پول نگرفتي در حق تو دعا كرد

    و پروردگار عالم هم دعاي اورا مستجاب فرمود.


    http://keramateshykh.blogfa.com/

  48. 2 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  49. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    خداي عيب پوش

    يكي ازدوستان شيخ

    به قصد زيارت شيخ از منزل خارج مي شود .

    در بين راه انديشه گناهي به سرش مي زند .

    به منزل شيخ كه مي رسد و مي نشيند ،

    شيخ مي گويد :فلاني ! در چهره توچه چيزي مي بينم ؟

    دردل مي گويد:// يا ستار العيوب !//

    شيخ مي خندد و مي پرسد :

    چه كار كردي آنچه مي ديدم محو و ناپديد شد.؟

  50. 3 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1