کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 32
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895
    امتیاز : 61,822
    سطح : 100
    Points: 61,822, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,136
    تشکر شده 13,171 در 2,585 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 8 در 5 پست

    پیش فرض علامه سید محمد حسین طباطبایی

    در جستجوی استاد
    علامه می فرمود:
    « هنگامی که از تبریز به قصد ادامه تحصیل علوم اسلامی به سوی نجف اشرف حرکت کردم، از وضع نجف بی اطلاع بودم، نمی دانستم کجا بروم و چه بکنم، در بین راه همواره به فکر بودم که چه درسی بخوانم، پیش چه استادی تلمذ نمایم و چه راه و روشی را انتخاب کنم که مرضیّ خدا باشد.
    وقتی به نجف اشرف رسیدم، هنگام ورود رو کردم، به قبه و بارگاه امیرالمؤمنین علیه السلام و عرض کردم:
    یا علی؛ من برای ادامه تحصیل به محضر شما شرفیاب شده ام، ولی نمی دانم چه روشی را پیش گیرم و چه برنامه ای را انتخاب کنم، از شما می خواهم که در آنچه صلاح است مرا راهنمایی کنید.

    منزلی اجاره کردم و در آن ساکن شدم، در همان روزهای اول قبل از اینکه در جلسه درسی شرکت کرده باشم، در منزل نشسته بودم و به آینده خودم فکر می کردم؛ ناگاه درب خانه را زدند، درب را باز کردم دیدم یکی از علمای بزرگ است، سلام کرد و داخل منزل شد، در اتاق نشست و خیر مقدم گفت.

    چهره ای داشت بسیار جذاب و نورانی، با کمال صفا و صمیمیت به گفتگو نشست و با من انس گرفت و در ضمن صحبت اشعاری برایم خواند و سخنانی بدین مضمون برایم گفت:
    کسی که به قصد تحصیل به نجف می آید خوب است علاوه بر تحصیل به فکر تهذیب و تکمیل نفس خویش نیز باشد و از نفس خود غافل نماند، این را فرمود و حرکت کرد.
    من در آن مجلس شیفته اخلاق و رفتار اسلامی او شدم، سخنان کوتاه و با نفوذ آن عالم ربانی چنان در دل من اثر کرد که برنامه آینده ام را شناختم، تا مدتی که در نجف بودم، محضر آن عالم باتقوا را رها نکردم؛ در درس اخلاقش شرکت می کردم و از محضرش استفاده می نمودم؛ آن دانشمند بزرگ حاج سید علی آقای قاضی(ره) بود. »






  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895
    امتیاز : 61,822
    سطح : 100
    Points: 61,822, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,136
    تشکر شده 13,171 در 2,585 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 8 در 5 پست

    پیش فرض

    خصوصیات رفتاری در منزل

    جناب مهندس طباطبایی می گوید:
    « علامه طباطبایی در خانه خیلی مهربان و بی اذیت و بدون دستور بودند و هر وقت به هر چیزی مثل چای که احتیاج داشتند، خودشان می رفتند و می آوردند. چه بسا هنگامی که عیال و یا یکی از اولادشان وارد اتاق می شدند، ایشان در جلوی پای آنها بلند می شد و این قدر خلیق و مؤدب بود.
    هیچ ممکن نبود کسی با ایشان مدتها معاشرت بکند و بدون اطلاع از خارج بداند که ایشان چه کسی هست.
    اینقدر صادق و بی آلایش بود و کلاً ایشان از اخلاق اجدادشان برخوردار بود. مرحوم علامه اظهار می داشتند که عمده موفقیتهایش را مدیون همسرشان بوده است.
    در مسافرتها، بسیار باحوصله بودند و در طول سال خیلی وقتها شب تا طلوع صبح را بیدار بودند و به کارهای علمی شان رسیدگی می کردند؛ چون سکوت شب فرصتی برای ایشان بود تا بتواند خوب کار کند.
    در هر24 ساعت، 12 یا 13 ساعت را یکسره کار می کردند و در طول سال فقط عاشورا را تعطیل می کردند.

    من از طفولیت تا آخر عمرشان که خدمتشان بودم؛ هیچ وقت یاد ندارم که در ماه رمضان ایشان یک شب بخوابند. زندگی داخلی شان واقعاً سرتاسر آموزنده بود، ایشان تیراندازی و اسب سواری را خیلی خوب می دانستند و شناگر بسیار لایقی بودند؛ اهل پیاده روی بوده و کوهنورد ماهری بودند؛ در باغبانی، زراعت و خصوصاً معماری مهارت فوق العاده ای داشتند و در زمینه کارهای طراحی ساختمان می توان از مدرسه « حجتیه فعلی» در قم نام برد.

    در کارهای علمی خود بیشتر فکر می کردند و مطالعه زیادی روی کتب مختلف نداشتند به جز در مورد مراجعه به تاریخ و اسم و اختصاصات موجود و بدین جهت در کتابخانه شان خیلی کتاب انباشته نیست.
    یادم هست که در سن 12 سالگی همه روزه مرا به بیابان برده و به من تعلیم تیراندازی می دادند و به من توصیه می کردند که شکار کردن را یاد بگیر؛ ولی به کار نبر که شکار و کشتن یک جانور گناه است.
    گفتم پس شکار برای چه خوب است. گفتند در صورتی می تواند مجاز باشد که انسان با یک ضرورت واقعی که جنبه حیاتی دارد مواجه بشود و الا ممنوع است.
    سپس ادامه دادند:
    « من هرگز از تو راضی نخواهم بود اگر یک جانور را بکشی. »

    ایشان خیلی خیر خواه، بشردوست، مقید و بی اذیت بودند و من همیشه در زندگی مدیون تربیت های ایشان هستم.
    با وجود داشتن خادم همواره باغچه های خانه را خودش بیل می زد و گلکاری می کرد و در تابستان ها و مخصوصاً پیش از آمدن به قم، در تبریز و در ملک موروثی خویش، به مدت ده سال زراعت می کرد. »

    در مورد رفتار علامه طباطبایی با همسر و فرزندان، فرزند ایشان « نجمه السادات طباطبایی » همسر شهید قدوسی می گوید:
    « همه خصوصیات اخلاقی پدرم، خود به خود در محیط خانوادگی ما نیز تأثیر داشت. ایشان اگر چه وقت زیادی نداشتند، ولی با این حال برنامه ها یشان را طوری تنظیم می کردند که روزی یک ساعت، بعد از ظهرها، در کنار اعضای خانواده باشند.
    در این مواقع به قدری مهربان و صمیمی بودند که آدم باورش نمی شد ایشان فردی با آن همه کار و مشغله هستند.
    رفتارشان با مادرم بسیار احترام آمیز و دوستانه بود. همیشه طوری رفتار می کردند که گویی مشتاق دیدار مادرم هستند.
    ما هرگز بگو و مگو و اختلافی بین آن دو ندیدیم. به قدری نسبت به هم مهربان و فداکار و باگذشت بودند که ما گمان می کردیم اینها هرگز با هم اختلافی ندارند ( در صورتی که زندگی مشترک، به هر حال، بدون اختلاف نظر نیست ) آنها واقعاً مانند دو دوست با هم بودند.

    پدرم همیشه از گذشت و تحمل مادرم تمجید می کرد و می گفت که این زن یازده سال و نیم در « نجف» تحمل هر سختی را کرده است، 8 بچه اش را پس از تولد از دست داده و دم نزده و در همه این مدت من مشغول درس خواندن بودم و خوبیها را به مادرم نسبت می دادند.
    خودشان می گفتند که از اول ازدواج همیشه با هم یک رنگ و یک دل بوده ایم.
    با بچه ها بسیار صمیمی بودند، نه تنها با بچه های خودشان، بلکه با بچه های من. گاهی ساعات بسیار از وقت گرانبهای خود را صرف شنیدن حرفهای ما یا آموختن نقاشی به ما و سرمشق دادن برای تکالیفمان می کردند.

    در خانه اصلاً مایل نبودند کارهای شخصیشان را کس دیگری انجام دهد و بر سر آوردن رختخواب همیشه مسابقه بود، پدرم سعی می کردند زودتر از همه این کار را انجام دهند و مادرم هم سعی می کرد پیشدستی کند.

    حتی این اواخر که بیمار بودند و من به خانه شان می رفتم با آن حالت بیمار برای ریختن چای از جای خود برمی خواستند و اگر من می گفتم:
    « چرا به من نگفتید که برایتان چای بیاورم؟» می گفتند:
    « نه، تو مهمانی، سید هم هستی و من نباید به تو دستور بدهم. »

    وقتی مادرم مریض می شد، اصلاً اجازه نمی داد از بستر بلند شود و کاری انجام دهد. مادر من حدود 17 سال پیش فوت کرده است، پیش از فوت حدود 27 روز در بستر بیماری بود و در این مدت پدرم از کنار بستر ایشان لحظه ای بلند نشدند.
    تمام کارهایشان را تعطیل کردند و به مراقبت از مادرم پرداختند.
    بسیار وفادار و عاطفی بودند، تا سه چهار سال پس از فوت مادرم، پدرم علامه طباطبایی هر روز سر قبر او می رفتند و بعد از آن هم که فرصت کمتری داشتند، به طور مرتب، دو روز در هفته، یعنی دوشنبه ها و پنج شنبه ها، بر سر مزار مادرم می رفتند و ممکن نبود این برنامه را ترک کنند.

    می گفتند: « بنده خدا بایستی حق شناس باشد. اگر آدم حق مردم را نتواند ادا کند حق خدا را هم نمی تواند ادا کند. »

    ****

    یکی از علل اصلی موفقیت علامه طباطبایی علاوه برداشتن ارتباط معنوی با ائمه اطهار علیهم السلام و داشتن اساتیدی مبرز و شاگردانی ممتاز و همتی بلند و توفیق الهی، داشتن همسری دلسوز بود.
    آیت الله ابراهیم امینی یکی از شاگردان علامه طباطبایی نقل می کند که:
    « استاد علامه طباطبایی در فوت همسرش می گریست، به ایشان عرض کردم ما باید درس صبر را از شما بیاموزیم چرا بی تابی می کنید؟
    علامه فرمود:
    « او بسیار مهربان و فداکار بود و اگر نبود همراهی های ایشان، من موفق به نوشتن و تدریس نمی شدم.
    او [همسرم] در هنگامی که من فکر می کردم و یا می نوشتم، با من حرف نمی زد تا رشته افکارم از هم گسسته نشود و برای اینکه خسته نشوم، رأس هر ساعت در اطاق مرا باز می کرد و چای می گذاشت و سراغ کار خود می رفت.»

    در مورد فداکاری همسر علامه طباطبایی نقل می کنند که علامه می گفت که خانم به حدی به من کمک می کند که گاه من اطلاع از قبای خود ندارم به این معنی که می رود پارچه ای انتخاب می کند و می خرد و می دوزد و برای پوشیدن در اختیار من می گذارد.

    استاد حائری شیرازی از قول همسر علامه نقل کرد که روزی می گفت:
    هنوز هم بین من و ایشان تعارفات مرسوم وجود دارد و علامه تاکنون با تعبیر سبکی نام مرا نبرده و هرگز اسم مرا به تنهایی نمی برد.
    بی جهت نیست که علامه طباطبایی در مرگ چنین همسر فداکار و مؤدبی اشک می ریزد و ناله سر می دهد و بعد از مرگ همسرش می گوید:
    « خانواده ام وقتی از دنیا رفت زندگی من زیر و رو شد. »



    نفسم میگیرد ، در هوایی که نفس های تو نیست ...

  3. 9 کاربر از پست مفید دريـــا تشکر کرده اند .


  4. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895
    امتیاز : 61,822
    سطح : 100
    Points: 61,822, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,136
    تشکر شده 13,171 در 2,585 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 8 در 5 پست

    پیش فرض

    خداییش خیلی جالب بود بخونید از دست ندید
    ساده زیستی و زهد
    علامه در بدو ورود به قم منزلی دو اتاقی در مقابل ماهی هشتاد تومان اجاره کرده بود و در این خانه محقر که امکان پذیرایی از میهمانان را نداشت، زندگی می کرد. لباس او هم ساده بود، عمامه ای بسیار کوچک از پارچه معمولی بر سر می گذاشت و لباسی کمتر از معمولی داشت، از سهم امام استفاده نمی کرد و ممر معاش وی و برادرش ابتدا از ثمرات قطعه زمینی زراعی در قریه شادآباد تبریز که از نیاکان آنان به ارث رسیده بود تأمین می شد و بعدها هم از راه حق التألیف کتابهایشان زندگی خود را اداره می کردند و سالها مبالغ هنگفتی مقروض بودند که حتی نزدیکانشان از موضوع خبر نداشتند.

    یکی از شاگردان ایشان نقل می کرد:
    علامه طباطبایی زندگی ساده ای داشت. مثلاً هرگاه می خواست به تهران سفر کند با اتوبوس می رفت، و در این موارد غالباً تابع محیط و اجتماع بود، یک بار بیش از یک ساعت در اتوبوس نشست تا اتوبوس پر شود، و حتی یک بار هم در اثر تصادف اتوبوس زخمی شد.



    مناعت طبع

    با توجه به اینکه سالها منزل نداشت و مستأجر بود، این خانه مسکونی را نیز 23 سال قبل با قیمت همان ملک موروثی تهیه کرده است. یکی از فرزندانش می گفت از خدا می خواستیم، چیزی را از ما قبول کند.

    فرزندشان می گوید:
    « گاهی بسته اسکناس را خدمت او می گذاشتیم با اصرار حتی پنج ریالی هم بر نمی داشت، مناعت طبع عجیبی داشت. در آخر عمر با کسالت از سفر مشهد برگشت.
    طبق نظر پزشک در تابستان باغی در « احمد آباد دماوند» اجاره کردم و پولش را پرداخت نمودم که آقا در مقابل عمل انجام شده قرار گیرد. آقا پس از سه روز اقامت مرا خواست که اجاره اش چند است؟
    گفتم مهم نیست، اصرار کرد که می خواهم بدانم که می توانم پرداخت کنم یا نه؟ گفتم پرداخت کرده ام، فرمود: « یا بگیر پول را یا از اینجا می روم. »
    و آخر هم مجبور شدم که بگیرم!! »

    یکی از دوستان می گفت:
    « در همان اواخر عمر شریفشان، روزی از مسافرت آمده بودند و در انتظار تاکسی بودند که ایشان را با وسایلشان به خانه برساند؛ اما هیچ تاکسی داری حاضر نمی شد ایشان را به مقصد ببرد و ایشان مدتی کنار خیابان معطل بودند که من ایشان را دیدم و با پول خود، تاکسی ای برایشان کرایه کردم. »

    این در حالی بود که داماد ایشان، شهید آیت الله قدوسی، عالی ترین مقام قضایی کشور را داشت! شهید قدوسی گفته بود:
    « بنده تا همین اواخر (مدتی پس از درگذشت علامه) نمی دانستم که ایشان مبالغ سنگینی بدهکارند!»

    آیت الله مصباح یزدی در مورد روحیه مناعت طبع علامه طباطبایی می فرماید:
    « اوائل آشنایی با استاد علامه طباطبایی از رفتارشان خیلی تعجب می کردم گاهی مجبور می شدم به خاطر جواب گرفتن برای سؤالی که برایم پیش می آمد خدمت استاد در منزلشان شرفیاب شوم.
    ایشان در حالی که به جلوی در منزل آمده، دو دست خود را بر دو طرف در گذاشته؛ سرشان را بیرون می آوردند و به سوال من گوش می دادند و پاسخ می گفتند. گاه این سوال برایم مطرح می شد که چرا استاد از من نمی خواهند که به داخل منزل بروم.
    بعدها که آشنایی من با ایشان بیشتر شد و گاهی اتفاق می افتاد که می توانستم به داخل منزلشان بروم متوجه شدم، خود ایشان می فرمود:
    « اگر من کار کنم و روزی 3 تومان مزد بگیرم برای من گواراتر است از اینکه به خانه کسی بروم و اظهار حاجتی کنم و وابستگی به بیتی یا شخصیتی پیدا کنم. »



    نفسم میگیرد ، در هوایی که نفس های تو نیست ...

  5. 8 کاربر از پست مفید دريـــا تشکر کرده اند .


  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 45,106
    سطح : 100
    Points: 45,106, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,123
    تشکر شده 23,668 در 5,471 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    يا زهرا

    در بسیاری موارد آیات قرآن بجای این که بر اساس قراین بیرونی تفسیر بشن؛ بر اساس آیات قرآن تفسیر شدن.
    سلام
    يعني چي؟

  7. کاربر روبرو از پست مفید مشكات نياز تشکر کرده است .


  8. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895
    امتیاز : 61,822
    سطح : 100
    Points: 61,822, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,136
    تشکر شده 13,171 در 2,585 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 8 در 5 پست

    پیش فرض

    نماز شب

    استاد علامه طباطبایی نقل کردند:
    « چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاهگاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم، یک روز در نجف
    { درکنار } در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم آیت الله قاضی از آنجا عبور می کردند، چون به من رسیدند دست خود را به روی شانه ام گذاردند و گفتند:
    « ای فرزند ، دنیا می خواهی نماز شب بخوان ، آخرت می خواهی نماز شب بخوان!

  9. 6 کاربر از پست مفید دريـــا تشکر کرده اند .


  10. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895
    امتیاز : 61,822
    سطح : 100
    Points: 61,822, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,136
    تشکر شده 13,171 در 2,585 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 8 در 5 پست

    پیش فرض

    یاد خدا

    یکی از فضلای معاصر که چند سالی در محضر علامه درس خوانده می گوید:
    « یک وقت عازم زیارت بیت الله الحرام بودم، برای عرض سلام و خداحافظی خدمت علامه رفتم و گفتم نصیحتی بفرمایید که به کارم بیاید و توشه راهم باشد. این آیه مبارکه را قرائت فرمودند:
    « فاذکرونی اذکرکم:
    به یاد من باشید تا من به یاد شما باشم. بقره/152 »

    علامه می افزاید:
    « به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد، اگر خدا به یاد انسان بود، از جهل رهایی می یابد و اگر در کاری مانده است خداوند نمی گذارد عاجز شود و اگر در مشکل اخلاقی گیر کرد خدایی که دارای اسماء حسنی است و متصف به صفات عالیه، البته به یاد انسان خواهد بود. »
    ***
    هنگامی که مرحوم علامه پاسخ نامه دوست خود، آیت الله مرندی را نوشته و در پاکت می گذارد و به یکی از بستگان مرحوم مرندی می دهد تا به وی برساند، آن شخص به علامه عرض می کند: آقا! مطلبی هم برای من بنویسید. علامه طباطبائی تکه کاغذی برداشته و با خط زیبای خودشان می نویسند:
    « خدا را فراموش مکن! »
    ***
    حجت الاسلام صحفی می گوید در اواخر عمر مبارک علامه، از ایشان خواستم برای آرامش قلب، دستوری بفرمایند، فرمودند:
    « دست را روی سینه بگذار و سه ـ چهار بار نشسته و ایستاده ( یا فرمود: ایستاده و نشسته ـ که یادم نیست ـ) این آیه را بخوان :
    « الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله؛ ألا بذکر الله تطمئن القلوب:
    کسانی که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا آرام می گیرد، آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش می یابد. رعد/28 »

    و من اثر این دستور را هم دیدم....


  11. 6 کاربر از پست مفید دريـــا تشکر کرده اند .


  12. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895
    امتیاز : 61,822
    سطح : 100
    Points: 61,822, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,136
    تشکر شده 13,171 در 2,585 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 8 در 5 پست

    پیش فرض

    اثر سوء عصبانیت

    استاد فاطمی نیا به نقل از علامه می فرمود:
    « گاهی یک عصبانیت، بیست سال انسان را به عقب می اندازد. »


  13. 6 کاربر از پست مفید دريـــا تشکر کرده اند .


  14. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895
    امتیاز : 61,822
    سطح : 100
    Points: 61,822, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,136
    تشکر شده 13,171 در 2,585 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 8 در 5 پست

    پیش فرض مکاتبه یک جوان با علامه




    - نامه جوان:
    « محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی جناب آقای طباطبایی سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
    جوانی هستم 22 ساله، که تنها ممکن است شما باشید که به این سوال من پاسخ گویید.
    در محیط و شرایطی زندگی می کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شده اند.
    درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصیحت نمی خواهم، بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. 23/10/1355
    داود نور محمدی

    - توصیه علامه به جوان
    « السلام علیکم
    برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در نامه مرقوم داشته اید، لازم است همتی برآورده و توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید.
    به این نحو که هر روز که هنگام صبح از خواب بیدار می شوید، قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش می آید رضای خدا را مراعات خواهم نمود، آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت به طوری که اگر نفع اخروی نبود، انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار پنج دقیقه در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید.

    هر کدام مطابق رضای خدای انجام یافته شکر بکنید و هر کدام تخلف شده استغفار. این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش گرچه در ابتدا سخت است و در ذائقه نفس تلخ، ولی کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبّحات ( حدید ـ حشر ـ صف ـ جمعه و تغابن ) را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از 20 روز، حالات خود را برای بنده بنویسید.
    ان شاء الله موفق خواهید بود.
    والسلام علیکم
    محمد حسین طباطبایی. »


  15. 6 کاربر از پست مفید دريـــا تشکر کرده اند .


  16. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۷
    نوشته ها
    2,191
    امتیاز : 11,977
    سطح : 71
    Points: 11,977, Level: 71
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 51.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,545
    تشکر شده 7,967 در 1,946 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 17 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    آیت الله حسن زاده به نقل از علامه می فرمود:

    « ما سرانجام هر چه را در « خارج» می جستیم، در « درون» یافتیم. »


    بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست ،
    از خود بطلب هر آنچه خواهی، که تویی



    www.salehin.com

  17. 7 کاربر از پست مفید اسماءالحسني تشکر کرده اند .


  18. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895
    امتیاز : 61,822
    سطح : 100
    Points: 61,822, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,136
    تشکر شده 13,171 در 2,585 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 8 در 5 پست

    پیش فرض گفتگو با حضرت ادریس(ع)


    علامه طباطبایی عقیده داشت که اگر انسانی به عجز خود واقف شود و از صمیم قلب هدایت خویش را خواستار گردد، بدیهی است خداوند متعال هرگز بنده ای را که جویای حق و پویای حقیقت است رها نخواهد نمود، چنانچه در قرآن آمده است:

    « والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا: سوره عنکبوت آیه 69 »

    سپس این داستان را نقل کردند:
    « به یاد دارم هنگامی که در نجف اشرف در تحت تربیت اخلاقی و عرفانی مرحوم حاج میرزا علی قاضی(ره) بودیم، سحرگاهی بر بالای بام بر سجاده عبادت نشسته بودم.
    در این موقع نعاسی ( خواب سبک) به من دست داد و مشاهده کردم دو نفر در مقابل من نشسته اند یکی از آنها حضرت ادریس( علی نبینا و آله و علیه السلام) بود و دیگری برادر عزیز و ارجمند خودم آقای حاج سید محمد حسن الهی طباطبایی که فعلاً در تبریز سکونت دارند.

    حضرت ادریس علیه السلام با من به مذاکره و سخن مشغول شدند ولی طوری بود که ایشان القائ کلام می نمودند و تکلم و صحبت می کردند ولی سخنان ایشان به واسطه کلام آقای اخوی استماع می شد... و این اولین انتقالی بود که عالم طبیعت را برای من به جهان ماوراء طبیعت پیوسته و رشته ارتباط ما از اینجا شروع شد. »




    نفسم میگیرد ، در هوایی که نفس های تو نیست ...

  19. 5 کاربر از پست مفید دريـــا تشکر کرده اند .


  20. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-شهریور-۱۷
    محل سکونت
    barefoot in paradise
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    9,073
    امتیاز : 74,860
    سطح : 100
    Points: 74,860, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album picturesTagger First Class
    تشکر کردن : 22,394
    تشکر شده 35,284 در 8,264 پست
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 16 پست
    مخالفت
    78
    مخالفت شده 97 در 63 پست

    پیش فرض

    ^ می بخشید سند این موضوع رو دارید؟

    حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر




  21. 2 کاربر از پست مفید مستاجر خدا تشکر کرده اند .


  22. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895
    امتیاز : 61,822
    سطح : 100
    Points: 61,822, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,136
    تشکر شده 13,171 در 2,585 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 8 در 5 پست



    نفسم میگیرد ، در هوایی که نفس های تو نیست ...

  23. 4 کاربر از پست مفید دريـــا تشکر کرده اند .


  24. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۳۰
    محل سکونت
    هرکجا که بوی یار آید
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,460
    امتیاز : 10,046
    سطح : 66
    Points: 10,046, Level: 66
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 4,495
    تشکر شده 8,229 در 2,050 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یکی از فضلای معاصر که چند سالی در محضر علامه طباطبایی درس خوانده می گوید:
    یک وقت عازم زیارت بیت الله الحرام بودم، برای عرض سلام و خداحافظی خدمت علامه رفتم و گفتم نصیحتی بفرمایید که به کارم بیاید و توشه راهم باشد.
    این آیه مبارکه را قرائت فرمودند
    :
    «فاذکرونی اذکرکم؛ به یاد من باشید تا من به یاد شما باشم.» (بقره/152)

    علامه می افزاید:
    «به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد، اگر خدا به یاد انسان بود، از جهل رهایی می یابد و اگر در کاری مانده است خداوند نمی*گذارد عاجز شود و اگر در مشکل اخلاقی گیر کرد خدایی که دارای اسماء حسنی است و متصف به صفات عالیه، البته به یاد انسان خواهد بود

  25. 3 کاربر از پست مفید tayhar تشکر کرده اند .


  26. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۶
    محل سکونت
    شهرراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1987
    نوشته ها
    2,987
    امتیاز : 26,241
    سطح : 96
    Points: 26,241, Level: 96
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 9.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranYour first Group50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 17,492
    تشکر شده 7,458 در 2,302 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 1 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    تالیفات ایشون هم زیاده البته مشهورترین اثر علامه طباطبایی تفسیر شریف المیزان هست که به نظر خیلی از علما کامل ترین تفسیر هست چون هم تفسیر آیه با آیه هم با حدیث هست کلا تفسیر جامعیه




  27. کاربر روبرو از پست مفید مسافرکوچولووووو تشکر کرده است .


  28. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۳۰
    محل سکونت
    هرکجا که بوی یار آید
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,460
    امتیاز : 10,046
    سطح : 66
    Points: 10,046, Level: 66
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 4,495
    تشکر شده 8,229 در 2,050 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اخرین سفارش علامه
    علامه طباطبایی اهل مراقبه بود، یک وقت خدمت آن بزرگوار رسیدم که دستورالعملی به ما بدهد فرمود: مراقبه و محاسبه این دو حالت را ، شخص سالک باید از ابتدای سیر و سلوک تا انتها ملتزم باشد، فرمود: آخر شب،قبل از خواب، اعمالی را که در روز انجام داده اید بررسی کنید، هر یک از اعمالتان که خوب بود خدا را برای آن حمد و سپاس گویید و توفیق انجام بهتر آن را در روز بعد از خداوند مسئلت کنید و اگر خدای ناکرده تقصیر و یا خطایی مرتکب شده بودید فوراً توبه کنید و تصمیم بگیرید که دیگر آن را انجام ندهید، اگر دیدید خلاف های شما متعدد است تصمیم بگیرید، فردا آن را کم کنید، خلاصه فرمود: مراقبه و محاسبه باید همیشه باشد.

    حتی در این اواخر که نمی توانست درست حرف بزند یکی از رفقا از ایشان خواسته بود، توصیه هایی بفرمایید، باز فرموده بود: «مراقبه، محاسبه».

  29. 5 کاربر از پست مفید tayhar تشکر کرده اند .


  30. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,380
    امتیاز : 67,839
    سطح : 100
    Points: 67,839, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsOverdrive
    تشکر کردن : 13,613
    تشکر شده 19,705 در 3,224 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    14
    مخالفت شده 5 در 5 پست

    پیش فرض



    علامه سیدمحمدحسین طباطبایی:
    اینکه مى بینیم فلان موجود از بین مى رود و اجلش بسر مى آید، این سرآمدن اجل آنطور که ما مى پنداریم فنا و بطلان آن موجود نیست..بلکه برگشتن آن به سوى خداى تعالى است ، به همان جائى که از آنجا نازل شده بود، و چون آنچه نزد خدا است باقى است ، پس این موجود نیز باقى است...
    تفسیرالمیزان10/11.

  31. 4 کاربر از پست مفید بچه ی مهرزاد تشکر کرده اند .


  32. #17
    I-M
    I-M آنلاین نیست.
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    791
    امتیاز : 32,814
    سطح : 100
    Points: 32,814, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupTagger Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,977
    تشکر شده 3,258 در 682 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شب اول قبر به روایت یک دختر
    علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل کردند که: استاد ما
    عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت:
    در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما، مادر یکی از دخترهای اَفَنْدی‏ها (سنی‏های دولت عثمانی) فوت کرد.
    این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏کرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادر
    آمد و آنقدر گریه و ناله کرد که همه حاضران به گریه افتادند.
    هنگامی که جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه
    خواستند او را آرام کنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند، ممکن
    است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن
    مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و
    دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.
    دختر در شب اول قبر، کنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده
    است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.
    پرسیدند چرا این طور شده‏ای؟
    در پاسخ گفت: شب کنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف
    ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم
    شدند و او جواب می‏داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست
    داد که پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است.
    تا این که پرسیدند: امام تو کیست؟
    آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»
    در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏کشید.
    من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که می‏بینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.
    مرحوم قاضی می‏فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه
    قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏کرد و آن شخصی که همراه با
    فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بوده‏ اند) و خود آن دختر،
    جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا کرد.
    حتی به خنده ای شده میهمان مان کنید
    زلفی نشان دهید و پریشان مان کنید
    از ما مسافران قدم دور خود زدن
    سلمان شدن گذشت مسلمان مان کنید
    یک نور واحدید که در چهارده افق
    تکرار می شوید که حیران مان کنید


  33. 4 کاربر از پست مفید I-M تشکر کرده اند .


  34. #18
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,715
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,571
    تشکر شده 17,714 در 2,740 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    عبد الباقی می گوید:
    هفت، هشت روز مانده به رحلت هیچ جوابی به هیچ کس نمی داد و سخن نمی گفت،
    فقط زیر لب زمزمه می کرد:
    «لا اله الا الله!»
    حالات ایشان در اواخر عمر، دگر گون و مراقبه شان شدید شده بود و کمتر «تنازل» می کردند، و (مانند استاد خود، مرحوم آیت الله قاضی) این بیت حافظ را می خواند و یک ساعت می گریست؛

    «کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
    کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟!»

    همان روزهای آخر، کسی از ایشان پرسید:
    «در چه مقامی هستید؟
    فرموده بودند: «مقام تکلم».
    سائل ادامه داد: «با چه کسی؟»

    فرموده بودند: «با حق».
    ________
    مرحوم عبدالباقی طباطبایی فرزند ارشد علامه طباطبایی(ره)
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  35. 7 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  36. #19
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,715
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,571
    تشکر شده 17,714 در 2,740 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    شعری منسوب به علامه طباطبایی
    در رابطه با امام حسین (ع)
    علامه اين مخمس را، که تضمين غزلي از حافظ است، در سال 1328-1327 شمسي سرودند و همراه نامه اي به برادر خود، آيت الله الهي، ارسال داشتند .

    گفت آن شاه شهيدان که بلا شد سويم /
    با همين قافله ام راه فنا مي پويم
    دست همت ز سراب دو جهان مي شويم /
    شور يعقوب کنان يوسف خود مي جويم
    که کمان شد ز غمش قامت چون شمشادم


    گفت هر چند عطش کنده بن و بنيادم /
    زير شمشيرم و در دام بلا افتادم
    هدف تيرم و چون فاخته پر بگشادم /
    فاش مي گويم و از گفته ي خود دلشادم:
    بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم



    من به ميدان بلا روز ازل بودم طاق /
    کشته يارم و با هستي او بسته وثاق
    من دل رفته کجایم و کجا دشت عراق! /
    طاير گلشن قدسم، چه دهم شرح فراق
    که در اين دامگه حادثه چون افتادم



    لوحه سينه من گر شکند سُم ستور /
    ور سرم سير کند شهر به شهر از ره دور
    باک نبود که مرا نيست به جز شوق حضور/
    سايه طوبي و غلمان و قصور و قد حور
    به هواي سر کوي تو برفت از يادم



    تا در اين بزم بتابيد مه طلعت يار /
    من خورم خون دل و يار کند تير نثار
    پرده بدريده و سرگرم به ديدار نگار /
    نيست بر لوح دلم جز الف قامت يار
    چه کنم؟ حرف دگر ياد نداد استادم


    تشنه وصل وي ام آتش دل کارم ساخت /
    شربت مرگ همي خواهم و جانم بگداخت
    از چه از کوي توام دست قضا دور انداخت /
    کوکب بخت مرا هيچ منجم نشناخ
    يارب از مادر گيتي به چه طالع زادم؟
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  37. 6 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  38. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,735
    امتیاز : 10,942
    سطح : 69
    Points: 10,942, Level: 69
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 308
    Overall activity: 10.0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,612
    تشکر شده 12,516 در 2,438 پست
    حالت من : Sepasgozar
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 14 پست
    مخالفت
    10
    مخالفت شده 13 در 8 پست

    پیش فرض

    علامه طباطبایی هر 15 روز یکبار از قم میومدن تهران وبا پروفسور کوربن اسلام شناس و شیعه شناس و استاد دانشگاه سوربن جلسه داشتن.دکتر دینانی میگفتن برای من جای سوال بود چرا علامه این همه به خودشون زحمت میدن از قم میان تهران تا جلسه رو برگزار کنن.تا یه روز یه عده ای اومدن به من گفتن به علامه بگید این جلسات تعطیل کنه که این جلسات نمونه کار طاغوتی هست.

    دکتر دینانی گفتن وقتی به علامه موضوع گفتم ایشون خیلی ناراحت شدن و گفتن یعنی اینکارم نمیذارن انجام بدم.علامه گفته بودن منظور من از این جلسات این هست که میخوام بدونم در مغرب زمین و در دنیا چه تفکراتی وجود داره و چه اتفاقاتی داره میگذره.دکتر دینانی میگفتن اون موقع بود که من دلیل این همه تلاش استاد برای برگزاری جلسات فهمیدم.
    ویرایش توسط مرصاد العباد : شنبه ۲۵ آبان ۹۲ در ساعت ۱۲:۵۴
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  39. 5 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  40. #21
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 85,148
    سطح : 100
    Points: 85,148, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,491
    تشکر شده 30,154 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا




    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  41. #22
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,715
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,571
    تشکر شده 17,714 در 2,740 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    ممکن است انسان در مواقعی از خدا غافل شود و پروردگار یک تب سخت و خطرناک چهل روزه به او بدهد برای اینکه یکبار از ته دل بگوید:
    "یا اللــــه" و به یاد خدا بیفتد...
    ♥•٠·
    اسلام قوانین عقب افتاده ندارد
    ولی مسلمانان از قوانین عقب افتاده چه بسیار ...
    ♥•٠·
    علامه طباطبایی
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  42. 9 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  43. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۳
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,351
    امتیاز : 10,477
    سطح : 68
    Points: 10,477, Level: 68
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 373
    Overall activity: 58.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,986
    تشکر شده 8,812 در 2,175 پست
    حالت من : Mehrabon
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 18 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض


    ممکن است انسان در مواقعی از خدا غافل شود و پروردگار یک تب سخت و خطرناک چهل روزه به او بدهد برای اینکه یکبار از ته دل بگوید:

    "یا اللــــه" و به یاد خدا بیفتد...
    ♥•٠·
    اسلام قوانین عقب افتاده ندارد
    ولی مسلمانان از قوانین عقب افتاده چه بسیار ...
    ♥•٠·
    علامه طباطبایی



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

  44. 3 کاربر از پست مفید sunset6940 تشکر کرده اند .


  45. #24
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,294 در 1,291 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    ایمان به روز جزا مهم ترین عاملی است که انسان را به ملازمت تقوا و اجتناب اخلاق نا پسندیده و گناهان بزرگ وادار می کند
    [["Arial"][/FONT]

  46. 3 کاربر از پست مفید nada تشکر کرده اند .


  47. #25
    I-M
    I-M آنلاین نیست.
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    791
    امتیاز : 32,814
    سطح : 100
    Points: 32,814, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupTagger Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,977
    تشکر شده 3,258 در 682 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    توصیه  علامه طباطبایی به یک جوان!



    جوانی 22 ساله در سال 1355 نامه ای به علامه طباطبایی نوشته و از او راه حلی برای بیرون آمدن از گناه خواسته که علامه نیز به نامه او پاسخ داده که آن را بازخوانی می کنیم.

    بسم الله الرحمن الرحیم
    محضر مبارک نخبه الفلاسفه آیه الله العظمی جناب آقای طباطبائی ادام الله عمرکم ماشاءالله
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    کوتاه سخن آنکه جوانی هستم 22 ساله …چنین تشخیص می دهم که تنها ممکن است شما باشید که به این سۆال من پاسخ دهید، در محیط و شرایطی که زندگی می کنم هوای نفس و آمال و آرزوها بر من تسلط فراوانی دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب آن شده اند که مرا از حرکت به سوی الله و حرکت در مسیر استعداد خود باز داشته و می دارند، درخواستی که از شما دارم، برای من بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟
    یادآور می شوم نصیحت نمی خواهم و الّا دیگران ادعای نصیحت فراوان دارند، دستورات علمی برای پیروی لازم دارم، همانگونه که شما در تحصیلات خود در نجف پیش استاد فلسفه داشتید، همان شخصی که تسلط به فلسفه اشراق داشت، باز هم خاطر نشان می سازم که نویسنده با خود فکر می کند که شفاهاً موفق به پاسخ این سۆال نمی شود، وانگهی شرم دارم که بیهوده وقت گرانمایه شما را بگیرم، لذا تقاضا دارم پدرانه چنانچه صلاح می دانید و بر این موضوع می توانید اصالتی قائل شوید مرا کمک کنید، در صورت منفی بودن، به فکر ناقص من لبخند نزنید و مخفیانه نامه را پاره کنید و مرا نیز به حال خود واگذارید.


    پاسخ علامه طباطبائی به این نامه:
    بسم الله الرحمن الرحیم
    السلام علیکم
    برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در پشت ورقه مرقوم داشته اید لازم است همتی بر آورده، توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید به این نحو که هر روز که طرف صبح از خواب بیدار می شوید قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش آید، رضای خداعزّاسمه را مراعات خواهم کرد، آنوقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید، نفع آخرت را منظور خواهید داشت، به طوری که اگر نفع اخروی نداشته باشد انجام نخواهید داد ، هرچه باشد ، همین حال را تا شب، وقت خواب ادامه خواهید داد و وقت خواب، چهار پنج دقیقه ای درکارهایی روز انجام داده اید فکر کرده، یکی یکی از نظر خواهید گذرانید ، هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته شکری بکنید و هر کدام تخلف شده استغفاری بکنید ، این رویه را هر روز ادامه دهید ، این روش اگر چه کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبّحات یعنی سوره حدید و حشر و صف و جمعه و تغابن را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از بیست روز از حال اشتغال ، حالات خود را برای بنده در نامه بنویسید ، ان شاء الله موفق خواهید بود.
    والسلام علیکم
    محمد حسین طباطبایی
    حتی به خنده ای شده میهمان مان کنید
    زلفی نشان دهید و پریشان مان کنید
    از ما مسافران قدم دور خود زدن
    سلمان شدن گذشت مسلمان مان کنید
    یک نور واحدید که در چهارده افق
    تکرار می شوید که حیران مان کنید


  48. 2 کاربر از پست مفید I-M تشکر کرده اند .


  49. #26
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز شهر راز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,901
    امتیاز : 36,166
    سطح : 100
    Points: 36,166, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکر کردن : 7,167
    تشکر شده 7,911 در 1,886 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 4 پست
    مخالفت
    23
    مخالفت شده 7 در 7 پست

    پیش فرض


  50. 5 کاربر از پست مفید رافد تشکر کرده اند .


  51. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۳
    محل سکونت
    همین حوالی....
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,113
    امتیاز : 15,107
    سطح : 79
    Points: 15,107, Level: 79
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 243
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,219
    تشکر شده 18,835 در 3,679 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 1 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 10 در 6 پست

    پیش فرض





    مرحوم علامه طباطبائی می فرمودند:
    گاهی بعضی صفات زشت در وجود انسان است
    نمی تواند آن صفت زشت و بد را از خود دور کند
    نمیتواند خودش را از ان صفت شستشو بدهد،
    *عاجز می شود *
    آن وقت است که باید عجــــزش را محضر خدای متعال عرضه بدارد
    بگوید خدایا *عاجزم*
    تلاش کردم نتوانستم درمان کنم
    یا طبیب من لاطبیب له
    خـــــود به دادم بــــــــــرس ای طبـــــیب!





    همراه فرشتگان و جبریل امین
    جاروکش کعبه خراسان شده ام
    خوشبخت تر از مرا نشانم بدهید
    دیوانه زنجیری سلطان شده ام....




    ما را کرمش داد ز هر غصه نجات
    بر معرفت و مرام سلطان صلوات...

    http://psychology7.parsiblog.com/

  52. 7 کاربر از پست مفید حوالی آفتاب تشکر کرده اند .


  53. #28
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-شهریور-۱۰
    محل سکونت
    زیراسمون خدا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    417
    امتیاز : 4,614
    سطح : 43
    Points: 4,614, Level: 43
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entry1000 Experience PointsCreated Album pictures
    تشکر کردن : 198
    تشکر شده 724 در 226 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    علامه طباطبایی:

    رای رسیدن به عرفان کامل دوراه ودومکان بیشتروجودندارد.

    یادرحرم اباعبدلله.
    یادرمجلس اباعبدلله....

    السلام علیک یااباعبدالله



  54. 9 کاربر از پست مفید دلسوخته ی کوچها تشکر کرده اند .


  55. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,715
    امتیاز : 12,551
    سطح : 73
    Points: 12,551, Level: 73
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 299
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 22,522
    تشکر شده 9,335 در 2,259 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    84
    مخالفت شده 28 در 11 پست

    پیش فرض

    هرگاه در میان مشکلات قرار گرفتید، سیل صلوات به راه اندازید زیرا آن سیل حتما مشکلات را با خود خواهد برد.
    تصاویر پیوست شده

  56. 6 کاربر از پست مفید Rezaa تشکر کرده اند .


  57. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,715
    امتیاز : 12,551
    سطح : 73
    Points: 12,551, Level: 73
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 299
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 22,522
    تشکر شده 9,335 در 2,259 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    84
    مخالفت شده 28 در 11 پست

    پیش فرض


    توبه "دو بازگشت
    از خداوند متعال به بنده"
    و
    "یک بازگشت از بنده به سوی خداوند سبحان"

    است.
    نخست خداوند به بنده توبه و رجوع نموده و او را متوجه گناهش می کند، سپس بنده به سوی خداوند توبه و بازگشت می کند؛ آن گاه خداوند، با مغفرت به سوی بنده رجوع نموده و توبه او را می پذیرد و او را می آمرزد.

  58. کاربر روبرو از پست مفید Rezaa تشکر کرده است .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1