وقتی آقای کوهستانی می خواست به وطن بازگردد مرحوم آیت الله نائینی از علمای حاضر در جلسه استفتا درباره اجتهاد ایشان سوال کرد همگی به اتفاق آرا به اجتهاد و عدالت معظم له شهادت دادند آن گاه آیة الله نائینی از من پرسید، گفتم: « لا شک فی عدالته مجتهد مجتهدُ؛ در عدالت او شکی نیست مجتهد نیز هست."


در یکی از روزهای سال 1308 قمری ( 1267 ه.ش ) در روستای کوهستان و در خانه علم و تقوا کودکی چشم به جهان گشود که سیمای ملکوتی اش آینده ای بس درخشان را نوید می داد.
نامش را به نام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم « محمد » نهادند تا به برکت نام آن حضرت، منشأ حرکت سازنده و حیات بخش در جامعه آینده گردد. پدرش عالم پارسا و فقیه وارسته آیت الله محمد مهدی کوهستانی از عالمان برجسته و با فضل به شمار می آمد.
مادر ایشان فاطمه کوهستانی ـ همسر حاج شیخ مهدی ـ بانویی باایمان و پاکدامن و مادری خردمند و باکفایت بود. قناعت و ساده زیستی همراه با کیاست و تدبیر از صفات این بانوی صالح به شمار می آمد.
مرحوم آیت الله کوهستانی در بعد علمی و فقهی از عالمان برجسته به شمار می رفت. هر چند زهد و تقوای وی زبانزد همگان بود و عوام مردم از وسعت دامنه علمش بی خبر بودند اما هم اساتید ایشان و هم خواص از شاگردان همواره اعتراف به موقعیت بالای علمی وی می نمودند.
در فقه و اصول صاحب نظر، در ادبیات عرب توانمند، در دین شناسی عالمی ژرف نگر و در عرفان عملی عارفی با بصیرت بود.
ثمره این برجستگی و نبوغ فوق العاده اخذ اجازه اجتهاد از اساتید بزرگ حوزه نجف بود. یکی از فضلا می گوید: «وقتی از آیت الله العظمی سید محمود شاهرودی درباره مقام علمی آقای کوهستانی پرسیدیم ایشان فرمودند:
"وقتی آقای کوهستانی می خواست به وطن بازگردد مرحوم آیت الله نائینی از علمای حاضر در جلسه استفتا درباره اجتهاد ایشان سوال کرد همگی به اتفاق آرا به اجتهاد و عدالت معظم له شهادت دادند آن گاه آیه الله نائینی از من پرسید، گفتم: « لا شک فی عدالته مجتهد مجتهدُ؛ در عدالت او شکی نیست مجتهد نیز هست."
در همان حال معنی و معنویت، از ایشان درخواست نصیحت و پندی کردم.
فرمود سه چیز را سرلوحه کارتان قرار دهید:
1ـ همراه با قرآن باشید و ازقرآن جدا نشوید.
2ـ نماز شب را ترک نکنید.
3ـ نماز را اول وقت بخوانید

سفارش آیت الله کوهستانی (ره)

یکی از شاگردان ایشان در ذکر خاطره ای از ایشان گفته است : «اواخر عمر گران بهای آیت الله العظمی کوهستانی بود. برای تجدید کارت معافیت تحصیلی از «مشهد» به «بهشهر» آمده بودم از آنجایی که عشق و علاقه و شوق فراوان به آن روحانی وارسته داشتم، خدمت ایشان شرفیاب شدم. گرچه چند سالی که در «رستم کلا» در محضر استاد بزرگوار ایازی بودم، توفیق ملاقاتشان کراراً نصیب بنده می شد. و معظم له هم به بنده بسیار سفارش می کرد. اما این دیدار آخر برای بنده و امثال بنده، بزرگترین درس بود. چون درسی بود همراه عمل. ایشان در عصر خودش عالمی بود باعمل.
در این سفر(آقاجان) ملاقات ممنوع بود. چون پزشکان اجازه ملاقات نمی دادند، تا اینکه به واسطه فرزندشان به ملاقات ایشان شرفیاب شدم.
در همان حال آنچه مشخص بود، زبان گویا در ذکر و به یاد محبوبش بود. گاهی به آیات انذار و تخویف می رسید، صدای ناله اش بلند می شد و سخت می گریست. در همان حال معنی و معنویت، از ایشان درخواست نصیحت و پندی کردم.
فرمود سه چیز را سرلوحه کارتان قرار دهید:
1ـ همراه با قرآن باشید و از قرآن جدا نشوید.
2ـ نماز شب را ترک نکنید.
نماز را اول وقت بخوانید.
آن مرد الهی در ادامه فرمودند:
مواظب شیطان باشید که برای فریب دادن هر انسانی آماده است. فعلاً عمری را سپری کردم دیگر وقتی برایم برای بقاء در دنیا نمانده. آفتاب لب بام هستم، تذکره امضا شد، اثاثیه و توشه را جمع کردم، فقظ منتظر قافله هستم که با کاروان آخرت همراه باشم. بااین حال شیطان می خواهد مرا وسوسه کند. صدای گریه آن مرد الهی بلند شد. درس را معظم له به تمام معنا فرمودند. دست آن عالم ربانی را بوسیدم و مرخص شدم.
اما چند روزی نگذشت که حوزه علمیه «مشهد» در ماتم و تشییع آن عالم عامل عزادار، و حضرت ثامن الحجج علیه السلام مهمان عزیزی را پذیرا گردید.




منبع: کتاب بر قله پارسایی / عبدالکریم کوهستانی / ناشر : زمینه سازان ظهور امام عصر ( عج ) چاپ سوم / ، 1382
سایت رهروان ولایت برگرفته از کتاب هزارو یک حکایت عرفانی، ص140