کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 46
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,038
    امتیاز : 36,922
    سطح : 100
    Points: 36,922, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,966
    تشکر شده 9,292 در 2,468 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 61 در 33 پست

    پیش فرض شاهکارترین های حسین قدیانی !

    طنز/ بازتاب توپ طلای ۲۰۱۲

    از آنجا که نظر من برای شما خیلی مهم است(!) نظرم را می گویم؛ اینی یستا. گمانم در ورای دوئل تکراری و خسته کننده رونالدو و مسی، حق هافبک خوش تکنیک، ظریف و فانتزی بارسا بود که مرد سال فوتبال جهان شود… البته نشد! ۲۰۱۲ هم بخت با مسی یار شد! علی ای حال من و لقمان حکیم و رونالدو و اینی یستا ادب از بی ادبان فتنه ۸۸ می آموزیم و به جای آشوب، جنبه مان را بالاتر می بریم. از حق نباید گذشت که زوریخ باز هم ریخت شماره ۷ رئال را به هم ریخت. بنده خدا کریس رونالدو برای بار چهارم پشت دروازه لیونل مسی ماند و برای سال چهارم، دستش به دامن توپ طلا نرسید. ستاره پرتغالی ها اما در واکنش به توپ طلای مجدد مسی، فقط به یک خنده تلخ بسنده کرد. گوشه لب پایین خود را به لب بالا فشار داد، قیافه گرفت و مخفیانه بغض کرد، لیکن نه سخنی از «تقلب» گفت و نه احیانا سطل زباله ای را به آتش کشید! آنچه در ادامه می آید، بازتاب توپ طلای ۲۰۱۲ است که همچون گذشته در سبد پسرک چپ پای مستطیل سبز خوش نشست.

    علی لاریجانی: من نمی دانم تئوری «ساکتین زوریخ» از کدام قاره نازل شده؟!

    حداد عادل: منظور از «۱ + ۲»، مسی + کریس و آندریاس نیست؛ منم + ولایتی و قالیباف!

    علی مطهری: چون بن همام و سپ بلاتر در هیچ دادگاهی محاکمه نشده اند، پس می توانند نامزد انتخابات شوند!!

    محسن رضایی: من به جای رونالدو بودم، توپ طلای ۲۰۱۲ را از مسی می بردم!

    عارف: کریس رونالدو نباید برای میشل پلاتینی شرط بگذارد!

    حسین شریعتمداری: اسنادی داریم که نشان می دهد کارلوس کی روش با جورج سورس، در ویلای مایکل لدین مشغول بوده اند!!

    صفار هرندی: تعریف کاناوارو از سپ بلاتر، شبیه متن زیارت نامه ها بود!

    هاشمی رفسنجانی: لیونل مسی را من بزرگ کرده ام!!

    روح الله حسینیان: فیفا قبل از اعلام مرد سال ۲۰۱۲ باید با جبهه پایداری مشورت می کرد!!

    http://www.ghadiany.ir/?p=17495
    ویرایش توسط نوح : چهارشنبه ۲۷ دی ۹۱ در ساعت ۰۰:۱۶

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  2. 8 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,038
    امتیاز : 36,922
    سطح : 100
    Points: 36,922, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,966
    تشکر شده 9,292 در 2,468 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 61 در 33 پست

    پیش فرض



    خدایی اینو بخونید خیلی عالی ه!!!!!!!



    بازتاب/ از رجب تا شبث!

    مرتبط با متن دیروز «پلاک»، یکی از دوستان «قطعه ۲۶»، کامنتی گذاشت که خواندنش خالی از لطف نیست. بخوانید زندگی نامه شبث بن ربعی را… «در ابتدا از یاران «سجاح»، مدعی دروغین پیامبری بود و سپس مسلمان شد. بر عثمان شورید و توبه کرد. او بعدها از یاران علی علیه السلام شد و حضرت، او را به همراه «عدی بن حاتم» نزد معاویه فرستاد. جنگ صفین در رکاب علی علیه السلام بود، سپس از خوارج شد. بعدها با امام حسن علیه السلام بیعت کرد و در حکومت مشارکت می*کرد، لیکن اندکی نگذشت که جزء افسران معاویه شد. در کوفه به اباعبدالله علیه السلام نامه نوشت؛ «آقا! بیا…»، اما از ابن زیاد قول فرماندهی گرفت و فرمانده نیروی پیاده عمر سعد در کربلا شد. این مرد از کسانی بود که به شدت کوشید تا به عمر سعد القا کند؛ حسین علیه السلام کافر حربی، و قتلش واجب است و قتل او در ماه حرام اشکالی ندارد و به راستی آتش بیار معرکه بود. بعد از کربلا به شکرانه پیروزی سپاه یزید بر امام حسین علیه السلام، مسجدی در کوفه ساخت، اما دوباره توبه کرد و به مختار پیوست و به گونه غیر منتظره ای در حرکت توابین و قیام مختار، رئیس نیروی انتظامی مختار شد و عجیب اینکه سرانجام در قتل مختار نیز سهیم بود و …». یعنی صد رحمت به خواص بی بصیرت خودمان! این یکی دیگر آخر اعوجاج است…


    http://www.ghadiany.ir/?p=17495
    ویرایش توسط نوح : چهارشنبه ۲۷ دی ۹۱ در ساعت ۰۰:۱۷

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  4. 8 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,038
    امتیاز : 36,922
    سطح : 100
    Points: 36,922, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,966
    تشکر شده 9,292 در 2,468 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 61 در 33 پست

    پیش فرض

    راهکارهای «انتخابات آزادانه»


    ۲۰ دی ۱۳۹۱

    دیشب داشتم فکر می کردم؛ اگر قرار باشد انتخابات همان طور «آزادانه» برگزار شود که بعضی ها می پسندند، چرا این «آزادی مطلق» را منحصر در مقوله «انتخابات» کنیم؟! بگذار کرم خود را بریزم و واضح تر سخن بگویم؛ اگر قرار باشد انتخابات همان طور «آزادانه» برگزار شود که بعضی ها می پسندند، چرا «عدالت آزادانه» نداشته باشیم؟!

    بدیهی است؛ در نظام مظلوم، لیکن مقتدر جمهوری اسلامی، مفهوم مقدس عدالت، همراه با رعایت مصلحت، حکمت، نظر دوراندیشانه ولایت، صبر، بصیرت، و حتی المقدور رافت و مهربانی و کرامت اجرا می شود. غیر از این بود، آیا آن مردی که «نامه سرگشاده» نوشت، یا آن نامردی (!) که خرداد ۸۸ از منافقین خواست؛ «بریزید خیابان ها»، باز هم دو قورت و نیم شان باقی می ماند که این همه بر طبل «انتخابات آزاد، انتخابات آزاد» بکوبند؟! چطور «عداوت آزادانه» باشد، انتخابات هم باید آزادانه باشد، اما «عدالت» نباید «آزادانه» باشد؟! و اصلا چه معنی دارد که انتخابات، آزادانه به معنای یله و رها، بی قید، کشکی کتره ای و دشمن پسند باشد، لیکن عدالت، هیچی به هیچی؟! زرنگی؟! لذا اول، «عدالت آزادانه»، بعدا «انتخابات آزادانه».

    واقعا با همین ادبیات باید با بعضی ها سخن گفت… و گفت: «انتخابات مازادانه» -آری! درست خوانده اید؛ انتخابات مازادانه!- بشرطها و شروطها… و «عدالت آزادانه»، -یعنی بدون رعایت حکمت- من شروطها!

    این همه نظام، کریمانه با بعضی ها برخورد می کند، این همه قوه قضائیه، بزرگ منشانه به پرونده آقازاده بعضی ها رسیدگی می کند، و این همه امت حزب الله، خشم مقدس خود را به خاطر گل روی اوامر ولی امر، مهار می کند، باز می بینی یک چیز از نظام طلبکارند، یک چیز از دستگاه قضا، یک چیز از آحاد ملت… و دست بر قضا، یک چیز هم از انتخابات! از ۳۰ و چند بار انتخابات آزادانه! یعنی دیگر چه می خواهند از جان ما؟! و از جان برگه رای ما؟! رو که نیست؛ ماشاء الله هزار شمس الوازلین، سنگ پای تگزاس است!

    آقای بعضی ها! -که اگر من الان اسمت را بیاورم، سردبیر محترم جوان، مصلحت سنجی می کند و نامت را برمی دارد!- شک نکن انتخابات در این نظام ۳۰۰ هزار شهید، «آزادانه» است؛ آنقدر «آزادانه» که فتنه ۸۸ جنابعالی علیه ۴۰ میلیون رای آن، نامه سرگشاده نوشتی، لیکن حضرت علمدار، پای رای جمهوریت ایستاد. لیکن تر (!) عدالت کاری به کارت ندارد! آزادتر از انتخابات جمهوری اسلامی، کجا پیدا می شود که نامزدش از سویی پرچم خط امام بلند کند و از دیگر سو، مورد حمایت آمریکا و اسرائیل واقع شود؟! دیده ای خوشی زیادی، می زند زیر دل بعضی ها؟!… غلط نکرده باشم، همین کار را با شما کرده آزادی زیادی!!

    *** *** ***

    دیشب البته داشتم فکر دیگری هم می کردم؛ اگر جمهوری اسلامی چه کار کند، انتخاباتش، «انتخابات آزادانه» می شود؟! حالا یا آزادانه، یا مازادانه؟! دیشب، متاثر از فکر دوم، طنز زیر را نوشتم؛

    «راهکارهای انتخابات آزادانه»

    یک: رای آقازاده ها، بعضی ها، فتنه گران، ساسی مانکن، سران فتنه و خواص بی بصیرت، آنهایی شون (!) که جایی محاکمه نشده اند، چند برابر، و آن معدودهایی شون (!) که جایی محاکمه شده اند، چند برابر بیشتر حساب شود، بلکه از تک و تا افتاد این آتشفشان بصیرت! یعنی «فوجیاما» اینقدر فوران نمی کنه!!

    دو: همان یک!

    سه: آرای محترم باطله باید تضمین دهد که از نامزد طیف سروش تا گوگوش، نه پیشی بگیرد، نه موش! طبعا چنین جفایی، آزادی انتخابات را خدشه دار می کند! لیکن آمدیم و نامزدی از چهار نفر پنجم شد؛

    سه/ ۱: شورای نگهبان باید آرای باطله را خفه کند!

    سه/ ۲: آن نامزد هم کمی عربی اش را تقویت کند، بد نیست حالا!

    سه/ ۳: اصلا و اساسا شورای نگهبان باید بنا را بر مخلص بودن نامزدهای خط نفاق بگذارد، حتی اگر عکسش ثابت شود!

    چهار: هنر آن است که مرجع مربوطه، صلاحیت سران فتنه را برای نامزدی در انتخابات تایید کند، پیش از آنکه بمیرانندت… یعنی ببخشید؛ و الا صلاحیت «۱ + ۲» که تایید نمی خواهد!

    پنج: آرای باطله مثلا بر اساس کدام سابقه، صلاحیتش در انتخابات ۸۸ تایید شد؟!

    شش: شورای نگهبان در راه اجرای «انتخابات آزادانه» باید به آقای بعضی ها بگوید؛ شما دوست داری چه کسی رئیس جمهور شود؟! و در ادامه خاطر نشان کند؛ گور بابای رای ملت! وی در ادامه باید بیفزاید؛ اگر راه قدس، از کربلا می گذرد، راه «انتخابات آزادانه» از رای بی برو برگرد ملت به نامزد «دولت وحدت ملی» می گذرد! اصلا زوریه!

    تبصره: در راستای «انتخابات آزاد»، اون بیانیه های وزارت کشور هست که روز رای گیری راه به راه اعلام می شه؟ نباید اعلام بشه! بلکه همونی که آقای بعضی ها می خواد باید اعمال بشه!!

    هفت: شورای نگهبان باید از مردم بخواهد؛ «به همان نامزد مورد علاقه بعضی ها رای بدهند»، که پس فردا اگر طرف، نامه سرگشاده نوشت، شورای نگهبان از قبل به مردم گفته باشد! و وجدانش بابت «انتخابات آزاد» آسوده باشد!

    هشت: بر احمدی نژاد فرض است؛ در راستای ایده «انتخابات آزادانه»، وزیر کشور را بردارد، به جایش «مایکل لدین» را بگذارد! منتهی سرپرست بگذارد، نه وزیر، که طرف پررو شود!! «جرج سوروس» هم به لج حسین شریعتمداری، باید بشود معاون سیاسی وزارت کشور!!

    نه: از میان گزینه های زیر، به اعضای حقوق دان شورای نگهبان، یکی اضافه شود؛

    الف) عبدالله نوری

    ب) ملک عبدالله

    ج) طارق الهاشمی

    د) هاشم الطارقی

    ده: مراکز نظرسنجی باید به دروغ هم که شده، ادعا کنند؛ آن نامزدی از همه جلوتر است، که آقای بعضی ها روی آن انگشت گذاشته!

    یازده: آمدیم و ملت، به یکی دیگر رای داد. این بدقلقی ملت را می رساند! لذا شورای نگهبان باید رای مردم را تقیه کند، به نفع «انتخابات آزادانه»!

    جوان/ ۲۱ دی ۱۳۹۱
    http://www.ghadiany.ir/?p=17508
    ویرایش توسط نوح : چهارشنبه ۲۷ دی ۹۱ در ساعت ۰۰:۱۷

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  6. 5 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 18,868
    سطح : 87
    Points: 18,868, Level: 87
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 482
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,053 در 2,242 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    بعنی خدایی ای والله
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  8. 5 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,080
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,645
    تشکر شده 14,600 در 2,727 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط نوح نمایش پست اصلی
    طنز/ بازتاب توپ طلای ۲۰۱۲

    از آنجا که نظر من برای شما خیلی مهم است(!) نظرم را می گویم؛ اینی یستا. گمانم در ورای دوئل تکراری و خسته کننده رونالدو و مسی، حق هافبک خوش تکنیک، ظریف و فانتزی بارسا بود که مرد سال فوتبال جهان شود… البته نشد! ۲۰۱۲ هم بخت با مسی یار شد! علی ای حال من و لقمان حکیم و رونالدو و اینی یستا ادب از بی ادبان فتنه ۸۸ می آموزیم و به جای آشوب، جنبه مان را بالاتر می بریم. از حق نباید گذشت که زوریخ باز هم ریخت شماره ۷ رئال را به هم ریخت. بنده خدا کریس رونالدو برای بار چهارم پشت دروازه لیونل مسی ماند و برای سال چهارم، دستش به دامن توپ طلا نرسید. ستاره پرتغالی ها اما در واکنش به توپ طلای مجدد مسی، فقط به یک خنده تلخ بسنده کرد. گوشه لب پایین خود را به لب بالا فشار داد، قیافه گرفت و مخفیانه بغض کرد، لیکن نه سخنی از «تقلب» گفت و نه احیانا سطل زباله ای را به آتش کشید! آنچه در ادامه می آید، بازتاب توپ طلای ۲۰۱۲ است که همچون گذشته در سبد پسرک چپ پای مستطیل سبز خوش نشست.

    علی لاریجانی: من نمی دانم تئوری «ساکتین زوریخ» از کدام قاره نازل شده؟!

    حداد عادل: منظور از «۱ + ۲»، مسی + کریس و آندریاس نیست؛ منم + ولایتی و قالیباف!

    علی مطهری: چون بن همام و سپ بلاتر در هیچ دادگاهی محاکمه نشده اند، پس می توانند نامزد انتخابات شوند!!

    محسن رضایی: من به جای رونالدو بودم، توپ طلای ۲۰۱۲ را از مسی می بردم!

    عارف: کریس رونالدو نباید برای میشل پلاتینی شرط بگذارد!

    حسین شریعتمداری: اسنادی داریم که نشان می دهد کارلوس کی روش با جورج سورس، در ویلای مایکل لدین مشغول بوده اند!!

    صفار هرندی: تعریف کاناوارو از سپ بلاتر، شبیه متن زیارت نامه ها بود!

    هاشمی رفسنجانی: لیونل مسی را من بزرگ کرده ام!!

    روح الله حسینیان: فیفا قبل از اعلام مرد سال ۲۰۱۲ باید با جبهه پایداری مشورت می کرد!!
    خیلی فوتبالی بود!!
    من که هیچی نفهمیدم!
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....

  10. 3 کاربر از پست مفید گلابی! تشکر کرده اند .


  11. #6
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,130
    امتیاز : 15,094
    سطح : 79
    Points: 15,094, Level: 79
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 256
    Overall activity: 22.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,023
    تشکر شده 5,510 در 1,021 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    نقل قول شدن
    در 4 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    جناب "نوح" لطف کنید پیوند مطالب رو بذارید . الان هیچکدوم پیوند ندارن . شاید یکی خواست از خود سایت شون مطلب رو بخونه و مثلاً نظرات پای اون مطلب رو هم ببینه .

  12. 6 کاربر از پست مفید MJA_0000 تشکر کرده اند .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,080
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,645
    تشکر شده 14,600 در 2,727 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط نوح نمایش پست اصلی
    راهکارهای «انتخابات آزادانه»


    ۲۰ دی ۱۳۹۱

    دیشب داشتم فکر می کردم؛ اگر قرار باشد انتخابات همان طور «آزادانه» برگزار شود که بعضی ها می پسندند، چرا این «آزادی مطلق» را منحصر در مقوله «انتخابات» کنیم؟! بگذار کرم خود را بریزم و واضح تر سخن بگویم؛ اگر قرار باشد انتخابات همان طور «آزادانه» برگزار شود که بعضی ها می پسندند، چرا «عدالت آزادانه» نداشته باشیم؟!

    بدیهی است؛ در نظام مظلوم، لیکن مقتدر جمهوری اسلامی، مفهوم مقدس عدالت، همراه با رعایت مصلحت، حکمت، نظر دوراندیشانه ولایت، صبر، بصیرت، و حتی المقدور رافت و مهربانی و کرامت اجرا می شود. غیر از این بود، آیا آن مردی که «نامه سرگشاده» نوشت، یا آن نامردی (!) که خرداد ۸۸ از منافقین خواست؛ «بریزید خیابان ها»، باز هم دو قورت و نیم شان باقی می ماند که این همه بر طبل «انتخابات آزاد، انتخابات آزاد» بکوبند؟! چطور «عداوت آزادانه» باشد، انتخابات هم باید آزادانه باشد، اما «عدالت» نباید «آزادانه» باشد؟! و اصلا چه معنی دارد که انتخابات، آزادانه به معنای یله و رها، بی قید، کشکی کتره ای و دشمن پسند باشد، لیکن عدالت، هیچی به هیچی؟! زرنگی؟! لذا اول، «عدالت آزادانه»، بعدا «انتخابات آزادانه».

    واقعا با همین ادبیات باید با بعضی ها سخن گفت… و گفت: «انتخابات مازادانه» -آری! درست خوانده اید؛ انتخابات مازادانه!- بشرطها و شروطها… و «عدالت آزادانه»، -یعنی بدون رعایت حکمت- من شروطها!

    این همه نظام، کریمانه با بعضی ها برخورد می کند، این همه قوه قضائیه، بزرگ منشانه به پرونده آقازاده بعضی ها رسیدگی می کند، و این همه امت حزب الله، خشم مقدس خود را به خاطر گل روی اوامر ولی امر، مهار می کند، باز می بینی یک چیز از نظام طلبکارند، یک چیز از دستگاه قضا، یک چیز از آحاد ملت… و دست بر قضا، یک چیز هم از انتخابات! از ۳۰ و چند بار انتخابات آزادانه! یعنی دیگر چه می خواهند از جان ما؟! و از جان برگه رای ما؟! رو که نیست؛ ماشاء الله هزار شمس الوازلین، سنگ پای تگزاس است!

    آقای بعضی ها! -که اگر من الان اسمت را بیاورم، سردبیر محترم جوان، مصلحت سنجی می کند و نامت را برمی دارد!- شک نکن انتخابات در این نظام ۳۰۰ هزار شهید، «آزادانه» است؛ آنقدر «آزادانه» که فتنه ۸۸ جنابعالی علیه ۴۰ میلیون رای آن، نامه سرگشاده نوشتی، لیکن حضرت علمدار، پای رای جمهوریت ایستاد. لیکن تر (!) عدالت کاری به کارت ندارد! آزادتر از انتخابات جمهوری اسلامی، کجا پیدا می شود که نامزدش از سویی پرچم خط امام بلند کند و از دیگر سو، مورد حمایت آمریکا و اسرائیل واقع شود؟! دیده ای خوشی زیادی، می زند زیر دل بعضی ها؟!… غلط نکرده باشم، همین کار را با شما کرده آزادی زیادی!!

    *** *** ***

    دیشب البته داشتم فکر دیگری هم می کردم؛ اگر جمهوری اسلامی چه کار کند، انتخاباتش، «انتخابات آزادانه» می شود؟! حالا یا آزادانه، یا مازادانه؟! دیشب، متاثر از فکر دوم، طنز زیر را نوشتم؛

    «راهکارهای انتخابات آزادانه»

    یک: رای آقازاده ها، بعضی ها، فتنه گران، ساسی مانکن، سران فتنه و خواص بی بصیرت، آنهایی شون (!) که جایی محاکمه نشده اند، چند برابر، و آن معدودهایی شون (!) که جایی محاکمه شده اند، چند برابر بیشتر حساب شود، بلکه از تک و تا افتاد این آتشفشان بصیرت! یعنی «فوجیاما» اینقدر فوران نمی کنه!!

    دو: همان یک!

    سه: آرای محترم باطله باید تضمین دهد که از نامزد طیف سروش تا گوگوش، نه پیشی بگیرد، نه موش! طبعا چنین جفایی، آزادی انتخابات را خدشه دار می کند! لیکن آمدیم و نامزدی از چهار نفر پنجم شد؛

    سه/ ۱: شورای نگهبان باید آرای باطله را خفه کند!

    سه/ ۲: آن نامزد هم کمی عربی اش را تقویت کند، بد نیست حالا!

    سه/ ۳: اصلا و اساسا شورای نگهبان باید بنا را بر مخلص بودن نامزدهای خط نفاق بگذارد، حتی اگر عکسش ثابت شود!

    چهار: هنر آن است که مرجع مربوطه، صلاحیت سران فتنه را برای نامزدی در انتخابات تایید کند، پیش از آنکه بمیرانندت… یعنی ببخشید؛ و الا صلاحیت «۱ + ۲» که تایید نمی خواهد!

    پنج: آرای باطله مثلا بر اساس کدام سابقه، صلاحیتش در انتخابات ۸۸ تایید شد؟!

    شش: شورای نگهبان در راه اجرای «انتخابات آزادانه» باید به آقای بعضی ها بگوید؛ شما دوست داری چه کسی رئیس جمهور شود؟! و در ادامه خاطر نشان کند؛ گور بابای رای ملت! وی در ادامه باید بیفزاید؛ اگر راه قدس، از کربلا می گذرد، راه «انتخابات آزادانه» از رای بی برو برگرد ملت به نامزد «دولت وحدت ملی» می گذرد! اصلا زوریه!

    تبصره: در راستای «انتخابات آزاد»، اون بیانیه های وزارت کشور هست که روز رای گیری راه به راه اعلام می شه؟ نباید اعلام بشه! بلکه همونی که آقای بعضی ها می خواد باید اعمال بشه!!

    هفت: شورای نگهبان باید از مردم بخواهد؛ «به همان نامزد مورد علاقه بعضی ها رای بدهند»، که پس فردا اگر طرف، نامه سرگشاده نوشت، شورای نگهبان از قبل به مردم گفته باشد! و وجدانش بابت «انتخابات آزاد» آسوده باشد!

    هشت: بر احمدی نژاد فرض است؛ در راستای ایده «انتخابات آزادانه»، وزیر کشور را بردارد، به جایش «مایکل لدین» را بگذارد! منتهی سرپرست بگذارد، نه وزیر، که طرف پررو شود!! «جرج سوروس» هم به لج حسین شریعتمداری، باید بشود معاون سیاسی وزارت کشور!!

    نه: از میان گزینه های زیر، به اعضای حقوق دان شورای نگهبان، یکی اضافه شود؛

    الف) عبدالله نوری

    ب) ملک عبدالله

    ج) طارق الهاشمی

    د) هاشم الطارقی

    ده: مراکز نظرسنجی باید به دروغ هم که شده، ادعا کنند؛ آن نامزدی از همه جلوتر است، که آقای بعضی ها روی آن انگشت گذاشته!

    یازده: آمدیم و ملت، به یکی دیگر رای داد. این بدقلقی ملت را می رساند! لذا شورای نگهبان باید رای مردم را تقیه کند، به نفع «انتخابات آزادانه»!

    جوان/ ۲۱ دی ۱۳۹۱
    http://www.ghadiany.ir/?p=17508
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....

  14. 5 کاربر از پست مفید گلابی! تشکر کرده اند .


  15. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,080
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,645
    تشکر شده 14,600 در 2,727 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    «آقا» جان! انتخابات های جمهوری اسلامی که جای خود دارد؛ یوم الله ۹ دی نیز «آزادانه» بود. ملت آن روز، «آزادانه» اما حیدری و ولایی، سیلی زد به گوش آنان که باید! و «آزادانه» سرخ کرد، صورت استکبار را! نیز شعارهایی داد علیه اصحاب تبعیض! آزادانه و تمیز!

    «آقا» جان! از پیله هر فتنه ای، ریز و درشت، داخلی و خارجی، کوچک و بزرگ، «آزادانه» پروانه بصیرت خواهیم ساخت. «انتخابات آزادانه»، ما با رای مان هستیم، اما «امتحانات آزادانه»، جان بر کف به صحنه می آییم. «رای» را «آزادانه» می دهیم و می گیریم، لیکن «جان» را «آزادانه تر»، می دهیم و پس نمی گیریم! «شهادت آزادانه» را خوب آموخته ایم از پدران شهیدمان. فقط ۲۶ سال گذشته از شلمچه کربلای پنج! چیزی نیست! دیروز سالگردش بود! هنوز بوی سیب می دهد لبخند حاج حسین خرازی در شرق ابوالخصیب!
    http://www.ghadiany.ir/?p=17529
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....

  16. 4 کاربر از پست مفید گلابی! تشکر کرده اند .


  17. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,038
    امتیاز : 36,922
    سطح : 100
    Points: 36,922, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,966
    تشکر شده 9,292 در 2,468 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 61 در 33 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط گلابی! نمایش پست اصلی
    خیلی فوتبالی بود!!
    من که هیچی نفهمیدم!
    اتفاقا همش سیاسی بود!!

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  18. 3 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  19. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,038
    امتیاز : 36,922
    سطح : 100
    Points: 36,922, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,966
    تشکر شده 9,292 در 2,468 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 61 در 33 پست

    پیش فرض

    آقای چیز زیگزاگ می رودارسال شده در ۲۷ دی ۱۳۹۱ توسط حسین قدیانی
    خبرگزاری چیزنا/ دیشب مارشال دوگل در عالم خواب به من گفت: مردمی که در فرانسه، نسبت به قانونی شدن ازدواج همجنس گرایان اعتراض کردند، اگر در انتخابات آتی شورای شهر پاریس شرکت کنند، آن انتخابات، «انتخابات آزاد» نیست!

    به گزارش «خبرگزاری چیزنا» مدیرعامل این غول رسانه ای جهان، ضمن بیان مطلب فوق، تصریح کرد: آرای باطله مادام که از جناب چهار نفر پنجم، عذرخواهی نکند، حداقل سه پنجم آرای این ذلیل مرده، «آزادانه» قلمداد نخواهد شد و شورای نگهبان حق ندارد صلاحیتش را تایید کند! وی که رسما داشت چرت و پرت می گفت، در تشریح دلایل آزاد نبودن انتخابات سال ۸۸ به چهارم شدن آرای باطله در حالی که اصلا ثبت نام نکرده بود، اشاره کرد و افزود: آن انتخاباتی آزاد است که جن ها نیز حق شرکت در سرنوشت آدمی زاد را داشته باشند، و رای اجنه های بالاشهر، نسبت به جن های بوداده پایین شهری، تا می شود ضریب بگیرد!

    آقای چیز که در جمع تعدادی از اراذل و اوباش فتنه ۸۸ و در همایشی با عنوان «ما همه سیلیو برلوسکونی هستیم»، سخن می گفت، به معضل آلودگی هوای تهران پرداخت و خاطرنشان کرد: اگر من رئیس جمهور شوم، طرح زوج و فرد را از همان مستراح خانه ملت آغاز می کنم، فوقش پذیرایی!! وی ادامه داد: در دولت «غفلت ملی»، از همه ذرات آلاینده هوا و عناصر میعانی، صرف نظر از سلیقه و گروه شان در جدول مندلیف، دعوت می شود تا در مسواک کردن ریه شهروندان، نقش مساوی بازی کنند! رئیس چیزنا آنگاه کاملا منافقانه و برای آنکه شورای نگهبان صلاحیتش را تایید کند، گفت: نشستن کنار جدول خیابان و سودوکو حل کردن، یا حتی به جدول زدن، بهتر از آن است که مثل بعضی ها خانه های جدول دشمن را پر کنی!! آدم، منیزیم باشد و خانه های جدول مندلیف را پر کند، شرف دارد که به عنصر جدول دشمن تبدیل شود!! وی در عین حال، اظهارات دشمن شاد کن را مقدمه رسیدن به انتخابات آزاد خواند، اما دوباره تاکید کرد: مایوس کردن مردم اگر با اصول قانون اساسی تنافر داشته باشد، خط قرمز ماست! آقای چیز که داشت زیگزاگ حرکت می کرد، ادامه داد: سران فتنه بنده های خدا گرفتار بودند، نه مجرم! لیکن منظور من این نیست که آنها هیچ جرمی مرتکب نشده اند!!!

    مدیرعامل عظیم ترین بنگاه خبرپراکنی دنیا در فراز دیگری از سخنان خود، گفت: جامعه آزاد، یعنی مثلا در کنار جشنواره فیلم عمار، یک گلریزان هم برای «ابوموسی اشعری» یا «عبدالله بن ابی» بگیریم!! وی به فضائل برگزاری «جشنواره تئاتر اشعث» اشاره کرد و بیان داشت: چون «ابن زیاد» خودش در صحنه کربلا حاضر نبود، پس زیاد نباید به او گیر داد!

    آقای چیز در قسمت دیگر بیانات خود، از بزرگان خواست نامزدی در انتخابات را به جای دوش، روی استخوان لگن خاصره کاندیداها تکلیف کنند! وی گفت: اگر من رئیس جمهور شوم، به جای هدفمندی یارانه ها، رایانه های جاسوسی دشمن را برای دهک های منافق هدفمندی می کنم! این کارشناس ارشد مسائل ژئوپولتیک افزود: کسانی که برای دشمن نقش ستون پنجم را بازی می کنند، اگر قبلش توبه کرده باشند، جاسوسی شان بلامانع است! اما باید دقت کنند آب به آسیاب دشمن نریزند!! وی برای شرکت گروه های سیاسی مختلف در انتخابات شرط قائل شد و در انتهای سخنانش گفت: اصول گرایان باید از اصلاح طلبان عذرخواهی کنند، جبهه پایداری از جبهه متحد، «۱ + ۲» از «۱ + ۵»، «۳ رادیکال ۱۲» از «۶ + ۵»، ساکتین فتنه از کاسبین فتنه، و همه از آقای هاشمی!

    مدیرعامل چیزنا سپس به سئوالات خبرنگاران پاسخ داد.

    وی با ابراز بی اطلاعی از اعزام کپسول زیستی حامل موجود زنده به فضا در دهه فجر، بیان داشت: این را نمی دانم، اما شنیده ام یک شرکت هلندی برای فرستادن آدم ها به مریخ ثبت نام به عمل می آورد که بد نیست جمهوری اسلامی، من و آقای علی مطهری را به عنوان «سفیران بصیرت» به کره مریخ بفرستد!!

    مدیر چیزنا در پاسخ به سئوال خبرنگار دیگری گفت: خبرگزاری شما همین الان پیامک زده؛ «آقای چیز خواهان برگزاری جشنواره تئاتر اشعث شد»! من کی این حرف را زدم؟! من فقط گفتم؛ اگر اشعث در جشنواره عمار خواست تله فیلم درست کند، چون در هیچ دادگاهی محاکمه نشده، می تواند تله فیلم درست کند!!

    این فعال سیاسی در جواب خبرنگار دیگری گفت: هر چند کاسبین فتنه می توانند اوضاع کسب و کار را بهبود دهند، اما بهتر است رئیس جمهور بعدی از ساکتین فتنه باشد، چرا که لااقل آلودگی صوتی کمتری خواهیم داشت!!

    «آرملیا-خبرنگار چیزنا»

    کیهان/ ۲۸ دی ۱۳۹۱
    http://www.ghadiany.ir/?p=17666

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  20. 4 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  21. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 18,868
    سطح : 87
    Points: 18,868, Level: 87
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 482
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,053 در 2,242 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    با هر خطش فقط خندیدم
    خدایی ایول
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  22. 5 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  23. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    10,977
    امتیاز : 113,836
    سطح : 100
    Points: 113,836, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,694
    تشکر شده 41,452 در 9,017 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 88 پست
    مخالفت
    175
    مخالفت شده 119 در 96 پست

    پیش فرض

    حسین قدیانی همه چیزش محشره
    مخصوصا اونائی که برا حاج احمد مینویسه
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  24. 4 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  25. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    10,977
    امتیاز : 113,836
    سطح : 100
    Points: 113,836, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,694
    تشکر شده 41,452 در 9,017 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 88 پست
    مخالفت
    175
    مخالفت شده 119 در 96 پست

    پیش فرض

    یه زمانی تو سایتش انقدر فعال بودم که شعر میخواستن بگن براش اسم منو هم توش میاوردن
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  26. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  27. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 18,868
    سطح : 87
    Points: 18,868, Level: 87
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 482
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,053 در 2,242 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    مورچه ها آلزایمر نمی گیرند

    ارسال شده در ۲۷ دی ۱۳۹۱ توسط حسین قدیانی
    آلزایمر اول/ تکمله پلاک سه شنبه
    خنده ام گرفته حسابی! بر من ببخشید. دیشب داشتم پلاک روز سه شنبه را می خواندم که متوجه شدم حرف اصل کاری را نزده ام! یعنی آن همه حرف اول مطلب را نوشته بودم و بعد اشاره به آن ۲ نکته کرده بودم که بروم سراغ حکایتی از روز اربعین، اما از قرار یادم رفت! متن «جمهوری نازنین اسلامی» را می گویم. ببینی عاشق شده ام یا پیر؟! اصلش آن همه لیلی و مجنون نوشته بودم تا خاطره یکی از دوستان شرکت کننده در راهپیمایی ۱۵ میلیونی اربعین را تعریف کنم؛ «تا کربلا، حدودا ۵۰ کیلومتر مانده بود. دو روز و نیم راهپیمایی، رمقی برایم باقی نگذاشته بود. کفش مناسبی هم نپوشیده بودم بدبختی! چند جای پایم تاول زده بود. می سوخت! گوشه ای نشستم و کفش و جوراب را درآوردم تا نفسی تازه کند پاهایم. چند دقیقه بعد بلند شدم راه بروم که زانوهایم شروع کرد لرزیدن. نه! دیدم این کاره نیستم. دوباره نشستم، تا بیشتر استراحت کنم. توی این فکر بودم که خانم زینب و بچه های امام حسین، چه کشیدند در این راه… ناگاه مردی جلو آمد و بنا کرد هر ۲ پایم را ماساژ دادن! رفت برایم تشک آورد حتی که بهتر ماساژم دهد. رفت برایم شربت آورد. رفت برایم آب قند آورد. گفت: فشارت افتاده! گفتم: اهل عراقی؟ گفت: اهل ایرانی؟ گفتم: آره! گفت: آره!… گفت: اگر نای رفتن نداری، از اینجا تا کربلا کولت کنم! گفتم: چون زائر امام حسینم؟! گفت: من ۶ سال در کشور شما اسیر بودم. از اسارتم ۶ ماه گذشته بود که رئیس جمهورتان، قائدنا خامنه ای… امام خامنه ای، سیدنا خامنه ای، عشقنا خامنه ای، قلبنا خامنه ای (همه عبارات از مرد عراقی است!) آمد دیدار ما. از من پرسید؛ چیزی نمی خواهی؟! گفتم: حال که ایرانم، زیارت امام رضا را می خواهم! به یک ماه نکشید، ما را بردند مشهد. اگر عراق، «شهید» دارد، ایران، «مشهد» دارد. این «شهد» هیچ کم از آب گوارای فرات ندارد. آن شهدی که من دیدم، آن شهری که من دیدم، آن مشهدی که من دیدم، آن گنبدی که من دیدم، آن صحنی که من دیدم، آن امام رضایی که من دیدم، هیچ کم از کرب و بلا ندارد، هیچ کم از کاظمین ندارد، هیچ کم از سامرا ندارد. عوض آن مشهد، تو رو به خدا بگذار تا کربلا کولت کنم! من، مادری، ایرانی ام. تو رو به خدا بگذار تا کربلا کولت کنم! دلم برای خامنه ای تنگ شده. تو رو به خدا بگذار تا کربلا کولت کنم! شما ایرانی ها عطر مشهد می دهید. تو رو به خدا بگذار تا کربلا کولت کنم! امام حسین، عطر امام رضا را دوست دارد… شما نمی دانید چقدر دوست دارد؛ اجازه بده!»
    شب جمعه/ زیارت قبور شهدایم آرزوست





    امروز پنج شنبه است. خیلی وقت است پنج شنبه ها بهشت زهرا نرفته ام. دلم تنگ شده برای دیدن مادران شهدایی که آب و جارو می کنند مزار شهیدشان را… این بهترین صحنه جمهوری اسلامی! و با چه ذوقی، شمعدانی های داخل محفظه را جا به جا می کنند… و تصویر جگرگوشه شان را تمیز می کنند… آنجا برای خودشان زندگی می کنند! صفا می کنند! اگر به حساب حدیث نفس نگذاری، رمانی دارم نیمه کاره به نام «سمفونی مورچه ها» که داستانش در همین بهشت زهرا می گذرد. باید بیشتر وقت بگذارم و تمامش کنم. جایی از این رمان نوشته ام؛ «طوفان، گاهی درخت به چه بزرگی را می زند زمین، اما مورچه به این کوچکی را یک میلیمتر نمی تواند تکان دهد!» القصه! سال ۸۸ مادر «شهیدان آقایی»، جمله قشنگی به من گفت، کنار مزار یکی از پسرانش. آن دو تای دیگر که هنوز برنگشته پیکرشان. یکی شرهانی و یکی شلمچه. حاجیه خانم می گفت: «بعضی بزرگان، زیادی بزرگ اند که باد فتنه زمین شان زده. مثل مورچه های مزار پسرم، اگر کمی متواضع و سر به زیر بودند، همچین با کله نمی خوردند زمین». آهای ۹۲! اول حریفت را بشناس، بعد فتنه کن…
    باز هم شب جمعه/ مادر حاج همت

    چند ماه پیش، خوب یادم هست غروب پنج شنبه ای بود که در مقبره الشهدای شهرک شهید محلاتی تهران، برادر حاج همت را دیدم. ایام دبیرستان ناظم مان بود جناب ولی الله همت. روزی از روزهای دبیرستان… قصه مال ۱۵ سال پیش است، اصرار کردیم؛ «ما را ببر مادرتان را ببینیم. لابد شیرزنی است برای خود آنکه از محمدابراهیم، «حاج همت» ساخته». چند روز بعد، با جماعتی از هم شاگردی ها رفتیم خانه مادر سردار سر جدای خیبر. خواستیم تا از همت برای مان بگوید. چیزهایی گفت. خاطراتی تعریف کرد… «چند شب پیش خوابش را دیدم. دیدم دم در یک باغ قشنگ ایستاده، با همان لباس سپاه. همان چشم سیاه! گفتم: محمدابراهیم! این باغ کجاست؟ چرا پس داخل نمی روی؟ جواب داد: در این باغ، همه شهدای سر جدا جمع اند. دارم صبر می کنم شما بیایی، با هم برویم». همان شب جمعه ای، از ولی الله همت، حال مادرشان را پرسیدم. گفت: «خیلی حرف نمی زند. کسی را آنطور نمی شناسد. به جز همت، هیچ کسی را درست و درمان به جا نمی آورد».
    آلزایمر دوم/ چند تا نقطه چین

    سال خورده هایی که دچار بیماری فراموشی می شوند، بر ۳ قسم اند آن طور که حضرات اطبا می گویند. بعضی که نه از گذشته های دور، چیزی یادشان مانده، نه از ۲ ساعت قبل. یعنی کلا مرخص اند! بعضی «آلزایمر دور» اند که گذشته نزدیک را تا حدودی خاطرشان هست، اما از سالیان ماضی، هیچ چیز به یاد ندارند. دسته آخر، موسپیدان «آلزایمر نزدیک» اند که ایام خیلی دور را حدودا به یاد دارند، لیکن ۲ سال قبل را اصلا. من اما غلط نکرده باشم، پزشکان اشتباه می کنند. آن دسته از سن و سال دارهای محترمی که «نامه سرگشاده» یادشان رفته، لیکن عکس فلانی با آدم ابوالبشر، زمان ماقبل مبارزات (!؟) را هم چنان به خاطر دارند، «وثیقه کوفت هزار میلیاردی» یادشان رفته، اما هنوز فراموش نکرده اند از این عالم هیچ چیز به نام «م. ه» و «ف. ه» و پدرشان نیست، «فتنه ۸۸» و پاره کردن تصویر خمینی بت شکن یادشان رفته، لیکن با ریز جزئیات، هنوز حواس شان هست کی نخست وزیر امام بود و کی نماینده آن عزیز دوران، «حاجی واشینگتن ۸۸» را بالکل از یاد برده اند، اما «سلام بر ۳ سید فاطمی» را مصلحت نمی بینند فراموش کنند، «سران فتنه» همین ۲ ساعت پیش را کاملا گنگ و منگ اند، لیکن سوابق بعضا خوب ایشان را واضح تر از آینه، انگار بی زنگار یادشان مانده… یادشان مانده، ویرگول! گونه نادری از آدمی زاد مبتلا به مرض آلزایمرند که ظاهرا «آلزایمر نزدیک» هستند، اما نیک اگر بنگری، بر اساس تشخیص مصلحت بعضی ها، تنظیم می کنند فراموشی شان را. لاکردار آلزایمر را هم «سیاسی» می گیرند رجل سیاسی! آلزایمر، «مریضی» شان نیست؛ «مرض» شان است!
    همچنان پنج شنبه/ آسینتامن

    مورچه های قبور شهدا، کوچک تر از آنند که دچار آلزایمر شوند. و بزرگ تر از آنند که باد فتنه، طوفان مصلحت، یا حتی گردباد منفعت و سیاسی بازی و دکان و دفتر و دستک، تکان شان دهد. می شناسم شان؛ هیچ مورچه ای عضو «حزب باد» نیست. «نمل» از سوره ها، از آیات خداست. مورچه از «قرآن» است. کاش من مورچه باشم! اگر حزب آدمی، باد است، مورچه بودن، سعادتی است! گفت: «میازار موری که دانه کش است، که جان دارد و جان شیرین خوش است». آهای آقایان! ممنون می شویم این همه له نکنید ما را زیر دست و پای زمخت و زشت سیاست. در این آشفته بازار سیاست، من یکی دوست دارم با موریانه های فرشته ای ائتلاف کنم که با یک شکلات، روی سنگ مزار شهیدی، ساعت ها عشق بازی می کنند. یکی شان که رسما «فرشته» است؛ «آسینتامن». باید بیشتر وقت بگذارم و تمامش کنم «سمفونی مورچه ها» را… آفرین! سمفونی نازنین مورچه ها را.
    جوان/ ۲۸ دی ۱۳۹۱
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  28. 2 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  29. #15
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۲
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    914
    امتیاز : 18,902
    سطح : 87
    Points: 18,902, Level: 87
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 448
    Overall activity: 20.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,604
    تشکر شده 4,586 در 845 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    خیلللللللللی باحال بود .
    آدم اینجا که میاد انرژی میگیره . کلی روحیه گرفتم

    حیف باید قدر امثال قدیانی رو بیشتر بدونیم ...

  30. 3 کاربر از پست مفید حنیف تشکر کرده اند .


  31. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 18,868
    سطح : 87
    Points: 18,868, Level: 87
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 482
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,053 در 2,242 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    شاید جدی/ سخنی با پیر موتلفه
    به سخنان اخیر جناب عسگراولادی نقدهای جدی وارد است. ایشان در چند روز گذشته، به بهانه تواصی مکرر رهبر انقلاب به حفظ وحدت و آرامش، گفته اند؛ «نباید به اسم نقد مهدی هاشمی، شخص آقای هاشمی و دیگر اعضای خانواده ایشان تخریب شوند… باید با حسن ظن به دیدگاه ها و مواضع آقای هاشمی نگاه کرد… نظر رهبر نیز ناظر بر انتصاب مجدد ایشان به ریاست مجمع تشخیص مصلحت، حفظ آقای هاشمی در خانواده انقلاب است».
    در این باره از آقای عسگراولادی محترم چند سئوال باید پرسید؛
    یک: اگر هر که از «آقا» حکمی دارد، -به سبب این انتصاب- نباید نقد شود، پس دیگر چه کسی می ماند برای نقد؟! از سایر اعضای مجمع تشخیص بگیرید تا اغلب رجال سیاسی ما، عاقبت یکی دو حکم از رهبر عزیز دارند. حتی جوانانی که کوچک ترین شان خود من هستم نیز از سوی «آقا»، حکم زیبای «افسران جوان جنگ نرم» داریم. پس با این حساب کلا باید در نقد را گل گرفت!
    دو: انتقاد از آقای هاشمی، ربطی به حفظ یا حذف ایشان ندارد. ایشان گاهی رفتار و گفتاری دارند که نقدش واجب می نماید. مثل نامه سرگشاده یا حمایت های مکرر از «م. ه» و «ف. ه». پس بحث حفظ یا حذف نیست؛ بحث نقد است. آقای هاشمی در سال های اخیر آنقدر خطا داشته که ۴ تا نقد به مواضع ایشان بلامانع باشد. این نقدها عمدتا نقد است و هرگز تخریب یا حذف ایشان نیست، اما گمانم آنچه بیشتر دارد تخریب می شود، نه آقای هاشمی توسط منتقدینش، بلکه انقلاب اسلامی است توسط ایشان و خاندان محترم شان. غیر از این است جناب عسگراولادی؟!
    سه: دمی با خود درنگ کنید؛ چرا احدی به خاطر مواضع غلط مهدی خزعلی، آیت الله خزعلی را نقد یا به قول شما تخریب نمی کند؟! القصه، آقای هاشمی همیشه و همیشه پشت بچه های شان مثل کوه ایستاده اند. لذا اصلا و اصولا ممکن نیست کسی بتواند «م. ه» یا «ف. ه» را نقد کند، و کاری به کار آقای هاشمی نداشته باشد!! این وسط گله باید از آقای هاشمی کرد که چرا خود را از آقازاده های خطاکار و فتنه گرشان، ولو برای لحظه ای جدا نمی کنند؟!
    چهار: تلاش برای حفظ آقای هاشمی در مجموعه نیروهای انقلاب، البته تلاش ممدوحی است، و فقط هم بحث هاشمی نیست. اصولا «جذب حداکثری» و «دفع حداقلی» در ذات انقلاب اسلامی است و نظام علی الدوام از در مدارا وارد برخورد با نیروهای بعضا خطاکارش می شود، مگر آنکه مجبور به استفاده از قهر و شدت و عدل و حصر شود. سخن اینجاست؛ اگر جایی «حفظ انقلاب»، نسبت به «حفظ این و آن»، دارای اولویت بیشتری شد، آنجا چه باید کرد؟! خوب است آقای عسگراولادی عزیز بفرمایند؛ اگر قرار بود به مفاد «نامه سرگشاده» عمل شود، از جمهوریت و اسلامیت جمهوری اسلامی دقیقا چه چیزی باقی می ماند؟!
    *** *** ***
    این همه را گفتم، اما باوری دارم. در کنار جوانان آرمان خواه، وجود امثال عسگراولادی و عسگراولادی ها ضرورتی غیر قابل انکار است. گیرم نقدی هم به سخنی از این پیران جمع داشته باشیم، منکر ذی قیمت بودن حضورشان نیستیم و نخواهیم بود. من کاری با آقای هاشمی ندارم، اما در نقد موسپیدهایی مثل جناب عسگراولادی، می بینم گاهی دوستان آرمان خواه، تند می روند و افراط می کنند. این نیز غلط است. من هر جور که حساب می کنم، به این نتیجه نمی رسم؛ آقای عسگراولادی، «آدم هاشمی» است! گاهی هم که حرفی من باب جذب می زنند، -اگر چه قابل نقد!- اما از ورای شدت علاقه شان به انقلاب و شخص «آقا»ست که حتی المقدور دور این شمع، پر از سلیقه های مختلف باشد و عقیده های متفاوت. عقل و تجربه می گوید؛ ذات این نگاه، نگاه درستی است. پس دوستان عزیز! حد نقد نگه داریم، در باب همه.
    جوان/ ۱۳ دی ۱۳۹۱
    ارسال شده در صفحه اصلی | ۴۷ دیدگاه
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  32. 3 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  33. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 18,868
    سطح : 87
    Points: 18,868, Level: 87
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 482
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,053 در 2,242 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    بازتاب دربی جمعه

    ارسال شده در ۱ بهمن ۱۳۹۱ توسط حسین قدیانی
    سالروز آغاز امامت مهدی موعود (عج) بر عالم و آدم فرخنده باد
    قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس/ عکس: یه بیست و ششی
    از آنجا که آرزو بر جوانان عیب نیست، فرض کنید در شهرآورد پیش رو، استقلال به به از این تیم! نه یکی، دو تا، بلکه با ۷ گل پرسپولیس را در هم بکوبد! و انتقام اون ۶ تای لعنتی را از «علی زاغول» بگیرد! زننده گل ها هم اینها باشند؛ ۳ تا فرهاد مجیدی! ۲ تا سیدجلال حسینی (گل به خودی!) ۲ تا هم آرش آقای گل! با هم بازتاب این رخداد محیرالعقول را مرور می کنیم:
    هاشمی رفسنجانی: زمین خاکی های اطراف قم که مرحوم حاج احمد آنجا توپ می زد، از همان قبل انقلاب مال ما بود!
    احمدی نژاد: بد بازی کردن قرمزها در ارز… یعنی ببخشید؛ در عرض زمین، به خاطر پیامک «خبرگزاری چیزنا» بود!
    یوکیا آمانو: ما نگفتیم ایران در زیرزمین های استادیوم آزادی بمب هسته ای دارد!
    قلعه نوعی: این بازی ۲ نیمه متفاوت داشت!
    محسنی اژه ای: قوه قضائیه، مدافعان جلوزن پرسپولیس را علنی محاکمه می کند!
    علی لاریجانی: دربی قرار نیست همه مشکلات اسلام و مسلمین را حل کند!
    علی مطهری: چون شیث رضایی و محمد نصرتی محاکمه شدند، استثنائا می توانند نامزد انتخابات شوند!
    رجب طیب: سوراخ دفاع پرسپولیس، تنها با رفتن بشار اسد از سوریه ترمیم می شود!
    بادامچیان: زمین شماره ۲ آزادی جای مدودف بازی نیست!
    صفار هرندی: تعریف خیابانی از فرهاد مجیدی شبیه متن زیارتنامه ها بود!
    عسکراولادی: سیدجلال حسینی و حسین ماهینی، فوق فوقش «برادران یوسف» باشند، نه فتنه گر!
    حسینیان: یحیی گل محمدی باید درباره اضافه شدن بگوویچ به کادر فنی پرسپولیس با جبهه پایداری مشورت می کرد!
    محمدباقر قالیباف: شهرداری تهران این آمادگی را دارد که پل صدر را تا ضلع جنوبی استادیوم آزادی ادامه دهد!
    حاج سعید قاسمی: عاقبت امیر قلعه نوعی یکی از «احدی الحسنیین» است!
    حداد عادل: همه باید کاری کنیم که پرسپولیس آخر فصل فرود مناسبی داشته باشد!
    ولایتی: یقه لباس بازیکنان استقلال به «یقه ولایتی» معروف است!
    حسین شریعتمداری: کیهان، گل به خودی دوم سیدجلال حسینی را از ۳ ماه قبل پیش بینی کرده بود!
    حمید رسایی: با خبرم که فرهاد مجیدی هفته نامه ۹ دی می خواند!
    کفاشیان: ههههه!
    برلوسکنی: دیدن دربی با خانواده سارکوزی از مصادیق «انتخابات آزاد» است!
    محسن رضایی: در نامه ای به فتح الله زاده و رویانیان خواستار ائتلاف ۲ تیم شدم!
    الهام: بعد از این باخت مفتضحانه، هر کس به نیمکت پرسپولیس اضافه شود، «ساواکی ۵۷» است!
    محمدجواد لاریجانی: شادی پس از گل بعضی فوتبالیست ها، حقوق بشر را تضعیف می کند!
    اما واکنش رسانه ها
    وطن امروز: امواج پارازیت بر سلامت بازیکنان دربی تاثیری ندارد!
    رسالت: پیروزی «استقلال» بر «وابستگی» با ۷ گل!
    اطلاعات: تساوی ۲ تیم دینامیت سازی اشترانکوه و آب انبار قرچک در ادامه رقابت های لیگ دسته دوم فوتسال، جام مرحوم… (ادامه تیتر در شماره آینده فصلنامه اطلاعات سیاسی)
    جمهوری اسلامی: آیت الله هاشمی رفسنجانی: اگر فرد مطلوبی برای مدیریت پرسپولیس پیدا نشود، خودم وارد میدان خواهم شد!
    جوان: سران استکبار؛ بازنده های اصلی دربی تهران!
    هفته نامه ۹ دی: عمارها فوتبال را هم فتح می کنند!
    همشهری: کارشناسان بررسی می کنند؛ نقش مدیریت شهری در گل دوم فرهاد مجیدی!
    کیهان: مردم آمریکا: به زودی پوست کله اوباما را می کنیم!
    صراط نیوز: بدحجابی در خیابان های حاشیه ورزشگاه آزادی + عکس!
    وطن امروز/ ۲ بهمن

    ۱۳۹۱


    یعنی واقعا از خنده پوکیدم
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  34. 2 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  35. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 18,868
    سطح : 87
    Points: 18,868, Level: 87
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 482
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,053 در 2,242 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    • جذب حداکثری؛ آری، اما…

      ۱ بهمن ۱۳۹۱
      چه بهتر که مطلع پلاک امروز را مزین به حدیثی از امام حسن عسکری (ع) کنم؛ «مومن برای مومن، برکت، و برای کافر، اتمام حجت است». «تحف العقول، صفحه ۴۹۸»
      *** *** ***
      یک: گاهی که بعضی رجل سن و سال دار سیاست، بیش از حد از در صلح و صفا وارد می شوند، صدای آرمان خواهان جامعه به نشانه اعتراض بلند می شود؛ «چرا می خواهید به فتنه گران تخفیف بی خود دهید؟!» موسپیدان اما مخلص جواب شان این است؛ «جذب حداکثری».
      دو: جذب حداکثری اگر چه شرط عقل است، لیکن تاکید «آقا» روی این مفهوم، اهمیت آن را مضاعف می کند. با این همه، از بعضی عناصر سیاسی باید سئوالاتی پرسید؛
      دو/ ۱: آیا سوژه جذب حداکثری فقط خواص سیاسی اند؟! اگر نه، پس چرا در باب جذب حداکثری، آنقدر که به جذب چند فتنه گر دانه درشت توجه می شود، کوششی برای جذب توده هایی که ذهن شان پر از معماهای بی جواب است، نمی شود؟! آیا رواست که حتی درباره جذب حداکثری نیز شاهد تبعیض باشیم؟!
      دو/ ۲: صرف نظر از بحث خواص و عوام، آیا جذب حداکثری به معنای تنها گذاشتن مفاهیم عالیه است؟! آیا ما حق داریم به گونه ای بر مدار جذب حداکثری حرکت کنیم که در ازای جذب فرضی چند فتنه گر عذرخواه، مفاهیمی از قبیل عدالت، مبارزه، پایداری، ایستادگی، آرمان خواهی و… دچار انزوا شوند؟! آیا جذب کردن چند عنصر ناراحت، ارزش چنین خسران بزرگی را دارد؟!
      دو/ ۳: قطعا عده ای استثنا وجود دارند که جذب حداکثری شامل حال شان نمی شود. یعنی رفتار و گفتارشان آنقدر وقیحانه و رذیلانه است که لیاقت ورود به سفینه انقلاب اسلامی را ندارند. این جماعت سوژه دفع حداقلی اند. سئوال من از بعضی عناصر سیاسی این است؛ مشخصا و به طور مصداقی بفرمایید احیانا چه کسانی از چارچوب جذب حداکثری به تعریف شما، خارج اند؟! و آیا اصلا قائل به مفهوم دفع حداقلی هستید؟!
      دو/ ۴: مراد از گفتمان جذب حداکثری چیست؟! جذب ما به فتنه گران؟! یا جذب فتنه گران توبه کننده به ما؟! آیا هدف از جذب حداکثری فقط و فقط احیای فریضه «شتر دیدی، ندیدی» است؟! آیا کمی آنها باید کوتاه بیایند، و کمی بیشتر از آنها، ما؟!
      دو/ ۵: اگر حتی بصیرت، بنا به تعبیر حکیمانه رهبرمان آفت دارد و آفتش «غرور» است؛ آفات جذب حداکثری چیست؟! و اگر جذب حداکثری، بد و نارس و شل و ول و افراطی و تفریطی انجام شود، چه مضراتی خواهد داشت؟!
      دو/ ۶: اگر جذب حداکثری را نادرست انجام دهیم و نتیجه اش، احیای مجدد فتنه و سران فتنه باشد، کار عاقلانه ای است؟! هیچ دقت کرده ایم که متاثر از سیاست جذب حداکثری، اصحاب انقلاب قرار است بیشتر شوند یا زبان عناصر ضد انقلاب، درازتر؟!
      سه: شگفتا! واقعا شگفتا از روی اصحاب فتنه… این روزها گاهی که رسانه های زنجیره ای را دنبال می کنم، آنچه زیاد می بینم عناوینی از این دست است؛ «تغییر لحن آقای عسکراولادی کافی نیست!»، «ایشان باید رویه اش را نیز تغییر دهد!»، «عسکراولادی باید از اصول گرایان بخواهد که بابت رفتار و گفتارشان، از مردم و اصلاح طلبان معذرت خواهی کنند!»، «ما از سخنان ایشان استقبال می کنیم، اما شرکت در انتخابات، حقی نیست که عسکراولادی و عسکراولادی ها بخواهند به ما بدهند یا ندهند!» و…
      چهار: بگذارید وارد مصادیق شوم، تا بیشتر معلوم شود وقتی جذب حداکثری، افراطی انجام می شود، چه نتیجه ای در پی دارد. جناب رسانه ملی وقتی دوربین صدا و سیما را کیلومترها آن طرف تر از جذب حداکثری، مقابل سرکار خانم معصومه ابتکار قرار می دهد، (به عنوان نماینده قشر دانشجو!) باید هم این گونه محصول اش را ببیند که عضو شورای شهر تهران، برود با فلان رسانه گفت و گو کند و بگوید؛ «تمام مولفه های زن مسلمان در حجاب، خلاصه نمی شود!… رویکرد پهلوی اول، بهبود زندگی مردم بود!… نفوذ تفکر امام بر اساس تحولاتی بود که دکتر شریعتی پایه گذاری کرد!…». معصومه ابتکار اگر چه در فتنه ۸۸ تا اوایل سال ۸۹ عمدتا در دفاع از فتنه و فتنه گران موضع می گرفت، اما پس از آن مقطع، ترجیح داد کارنامه خود را بیش از این تیره و تار نکند. مع الاسف صدا و سیما با کاریکاتور کشیدن از مفهوم جذب حداکثری، زبان سرکار خانم را باز کرد! حالا عضو شورای شهر تهران به دفاع از مهندس و شیخ اکتفا نمی کند! حجاب را می زند! از رضاخان دفاع می کند! به امام اهانت می کند! و البته مقصر چنین سخنان گل درشتی در وهله اول، همان رسانه ای است که مفت و مجانی دوربین خود را در اختیار اعوان و انصار فتنه می گذارد. من از شمای خواننده سئوال می پرسم؛ آیا به چنین رویه ای می گویند «جذب حداکثری»؟!
      *** *** ***
      عالیجنابان با تجربه تر از ما! ای کسانی که بیش از ما سرد و گرم سیاست را چشیده اید! موسپیدان! فداییان جذب حداکثری! آنی درنگ کنید که اگر فتنه به ثمر رسیده بود، اگر نقشه سران فتنه گرفته بود، اگر خون شهید غلام کبیری و ذوالعلی نبود، آیا باز هم مجال داشتید این همه بی قاعده بر طبل جذب حداکثری بکوبید؟! آیا اصلا قائل به این هستید که فتنه ۸۸ سران فتنه ای هم داشت؟! و آیا فکر نمی کنید اهل و عیال فتنه، بازگشت به نظام را، نه برای رجوع دوباره به آغوش پر مهر ولایت فقیه، بلکه برای اتمام کار نیمه تمام شان در فتنه ۸۸ می خواهند؟! این را من نمی گویم به خدا! خودشان می نویسند که «برای رسیدن به مقصود اصلاحات، تنها راه باقی مانده، استفاده از فرصت انتخابات است».
      آقایان! این جماعت هر وقت نوشت «اصلاحات»، منظورش «براندازی نظام ۳۰۰ هزار شهید» بود. هنوز هم شک دارید؟!
      جوان/ ۲ بهمن ۱۳۹۱
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  36. 3 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  37. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 18,868
    سطح : 87
    Points: 18,868, Level: 87
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 482
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,053 در 2,242 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    یمین


    تعقل و ولایت* پذیری

    ۳۰ دی ۱۳۹۱
    «گینس» اگر می*دانست در ایران آتشفشانی هست که به جای «گدازه»، «گزاره» فوران می*کند، یک حال اساسی به ثبت رکوردهایش می*داد؛
    «مدیریت اصولگرایان موفق نبوده، علتش هم برداشت غلط آنها از اصل ولایت* فقیه است. فکر می*کنند برای همه چیز باید اول از ولی* فقیه اجازه بگیرند و چون از خودشان ابتکار عمل ندارند، موفق نیستند».
    این «نقل» شبهه*ای زمخت است که «نقد» را واجب می*کند.
    نخست: از جمله شگردهای جنگ روانی، «وارونه *نمایی مفاهیم» است. فی*المثل «ولایت فقیه»، آنقدر عقلانی و شرعی هست که به قول قشنگ امام: «تصورش موجب تصدیق می*شود». دشمن اما برای لطمه زدن به اصل مسلم اطاعت* پذیری، ابتدا تعریف توام با تحریف از این اصل ارائه می*دهد. کاریکاتور را که کشید، بنا می*کند شبهه کردن. بالطبع، حمله به مفهوم دستکاری شده، بسی آسان*تر از یورش به مفهوم دست *نخورده است؛ هم آسان*تر، هم باورپذیرتر.
    دوم: کاریکاتور «اطاعت از ولایت* فقیه»، یکی هم می*شود این جمله: «اصولگرایان فکر می*کنند برای همه چیز باید اول از ولی*فقیه اجازه بگیرند». بدیهی است تخریب اصل مسلم اطاعت از جانشین معصوم سخت است اما وقتی کاریکاتورش کشیده شد، آنقدر غیر عقلانی و مخدوش می*نماید که دیگر نیازی به تخریب ندارد!
    سوم: گذشته از ولی* فقیه، آدمی اگر از امام معصوم هم بخواهد برای هر کار ریز و درشتی اجازه بگیرد، کار عبثی است! اما سوال اساسی اینجاست؛ آیا اصولگرایان فی*الواقع عقل خود را تعطیل کرده*اند و برای تصویب هر قانونی یا اجرای هر طرحی، راهی بیت رهبر انقلاب می*شوند؟! چند بار مجلس چنین کرده است؟! چند بار دولت؟!
    چهارم: دشمن و پیاده *نظامش در همه مسائل دقیقا همین گونه شبهه* افکنی می*کنند. قطعا مشکل دشمن این نیست که اطاعت از ولی*فقیه را آسیب* شناسی کند! مشکل خصم اتفاقا اصل این اطاعت است. من کتمان نمی*کنم که در دایره عریض و طویل اصولگرایان ممکن است اشخاصی برداشت افراطی یا تفریطی از اطاعت *پذیری داشته باشند، اما این استثناها کجا، این کجا که تو برداری همه اصولگرایان را با یک چوب برانی؟!
    پنجم: اصولگرایان مجلس* نشین حتما آن اندازه صاحب عقل هستند که برای تصویب هر قانونی، نخواهند وقت شریف «آقا» را بگیرند، نیز اصولگرایان مستقر در قوه مجریه حتما آن اندازه صاحب خرد هستند که برای هر پروژه*ای نخواهند مزاحم اوقات ولی* فقیه شوند، لیکن مواردی هست که دانستن امر ولی *امر و معرفت نسبت به نظر حکیمانه ایشان واجب می*نماید. تلاش برای کسب این مهم، نه اطاعت کورکورانه از ولی* فقیه، بلکه در امتداد اصل مسلم اطاعت *پذیری است.
    ششم: اگر اصولگرایان در موارد ضروری، حیاتی، استراتژیک، تاثیرگذار و دامنه* دار، حتی*المقدور در پی کشف نظر «آقا» و عمل بر اساس دغدغه*های رهبر انقلاب اند، به جای توبیخ و شماتت باید تمجید شوند. این کار نیک، «تعلق» است، نه «تملق». «تعقل» است، نه «تزلزل». خود «ابتکار عمل» است، نه «انکار عقل».
    هفتم: در نظام مقدس جمهوری اسلامی، ولی فقیه، فقط یک منبع فیاض نور نیست که جز تواصی اخلاقی، هیچ کار دیگری نداشته باشد. دشمن و سربازان غافل یا خائنش خیال شان تخت، که اصولگرایان از *ترس کنایه* آنها، هرگز دست از اصول اصل کاری خود برنمی*دارند. شاید… شاید که نه، حتما یکی از ده*ها هدف دشمن از طرح چنین شبهاتی فاصله انداختن میان رهبر و رهروان علمدار انقلاب اسلامی است؛ هیچ رجوعی در هیچ کاری حتی کارهای فوق* مهم به نظر و امر ولی* امر نداشته باشیم تا احیانا عدو یقین حاصل کند که ما برای آب خوردن از رهبر اجازه نمی*گیریم!
    هشتم: اصولگرایان، چگونه عمل کردن به اصول خود، از جمله اصل اطاعت* پذیری را به درستی بلدند، اما باید گشت و «نابلد» را پیدا کرد؛ کیست؟!
    نهم: نابلد، آن کسی است که فکر می*کند؛ اگر در هر مصاحبه*ای خودش را چند بار برای آقای* هاشمی لوس نکند، مرتکب ذنب لایغفر شده! نابلد، آن کسی است که فکر می*کند؛ حتی برای آب خوردن هم باید دنبال نظر عالیجناب باشد! نابلد، آن کسی است که فکر می*کند؛ ملت عاشورایی ما «لشکریان عمر سعد» اند! نابلد، آن کسی است که فکر می*کند؛ چون رضا ربع* پهلوی در هیچ دادگاهی محاکمه نشده، پس می*تواند نامزد انتخابات شود! نابلد، آن کسی است که فکر می*کند؛ مرجع تقلید بی*بی*سی نسبتی با اندیشه مطهر انقلاب دارد! نابلد، آن کسی است که فکر می*کند؛ چون یزید شخصا در صحنه کربلا نبود، پس سران فتنه از یک سو شمر و حرمله بودند، از سویی علی قالپاق و اسی سگ* دست! نابلد، آن کسی است که فکر می*کند؛ عامل تفرقه سرگشاده، محور وحدت و حلال مشکلات کشور است! نابلد، آن کسی است که فکر می*کند؛ حق و حقوق و مزایای نمایندگی در مجلس جمهوری اسلامی، جز با اجاره دادن حلقوم به اغیار، حلال نمی*شود! نابلد، آن کسی است که فکر می*کند؛ فتنه بزرگ ۸۸ دعوای فلانی و بهمانی بود و از مناظره شروع شد! نابلد، آن کسی است که مناظره «الف» و «ب» را می*بیند، اما مبارزه جناح دشمن و جبهه دوست را نمی*بیند! نابلد، آن کسی است که روی صندلی دیالمه شهید، قابلمه شبهه* پراکنی دشمن را هم می*زند! نابلد، آن کسی است که به جای دست برتر خدا، دست قدرت کدخدای تبعیض را می*بیند! نابلد، آن کسی است که سکوت در قبال فتنه دشمن را عقل می*خواند و لال شدن در قبال جنگ ۸۸ را اعتدال! نابلد، آن کسی است که به اسم نمایندگی مردم، شبهات دشمن را وکالت می*کند! نابلد، آن کسی است که دم از «انتخابات آزاد» می*زند، در حالی که با چنین مواضعی، جای آیت شهید را در مجلس شورای اسلامی اشغال کرده! نابلد، آن کسی است که اسم رمز فتنه ۹۲ را در بوق می*کند، لیکن با این همه اعوجاج، صلاحیتش برای ورود به پارلمان تایید می*شود! و نابلد، آن کسی است که اگر صدر اسلام بود با ارگان معاویه می*نشست به درد دل… «میثم تمار، عجب اصولگرایی است *ها! خیال می*کند برای فروختن هر کیلو خرما، اول باید از علی(ع) اجازه بگیرد!»
    *** *** ***
    باورم هست؛ مراجعه دقیق، درست، حرفه*ای و سر وقت اصولگرایان به ولی *فقیه نبود باز هم «جام زهر» انسجام می*گرفت! از این مراجعه، بگذار عصبانی باشند!
    وطن امروز/ ۱ بهمن ۱۳۹۱
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  38. 3 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  39. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,038
    امتیاز : 36,922
    سطح : 100
    Points: 36,922, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,966
    تشکر شده 9,292 در 2,468 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 61 در 33 پست

    پیش فرض

    اومدم بذارم دیدم همشو پلاک 12 زحمتشو کشیده ول یاینو جا انداخته بود

    وعده های تبلیغاتی آقای چیزارسال شده در ۲ بهمن ۱۳۹۱ توسط حسین قدیانی
    خبرگزاری چیزنا/ علاقه ام به نظام، از محسنی اژه ای بیشتر است، محبتم به سپاه، از صفار هرندی، نفرتم از سیا، از سعید جلیلی، و عشقم به بسیج، از سردار نقدی، اما در عوض، ملک عبدالله، بن علی، علی عبدالله صالح، حسنی مبارک، و حتی اون گور به گوری؛ قاتل مختار را نیز آدم های به درد بخوری برای دنیای اسلام می دانم که حالا اشتباهاتی هم داشته اند!

    به گزارش خبرگزاری «آسو چیز پرس» (واحد برون مرزی چیزنا!) آقای چیز ضمن بیان مطلب فوق و در شرایطی که خیلی هم دوست نداشت نامش فاش شود، گفت: من و حسین شریعتمداری، جفت مان، در یک چیز مشترکیم؛ مدیر مسئول کیهان متأسف است که چرا ثواب بازجویی در نظام مقدس جمهوری اسلامی در پرونده اعمالش نیست، من هم بسیار متأسفم که چرا ثواب جاسوسی برای دشمن، منتهی در چارچوب قانون اساسی در پرونده اعمالم درج نشده! مالک بزرگ ترین غول رسانه ای جهان ادامه داد: ما ۲ جور منافق داریم؛ یک عده منافقینی هستند که از دشمن پول می گیرند، لیکن دسته دیگر اهل نفاق، کارشان مخلصانه و بدون ملاحظات این دنیایی است! وی جمع کردن میان نفاق و اخلاص را کاری سخت، بیهوده، بدون بیمه و مزایا، زیان آور، غیر قابل وقوع، اما شدنی و زودبازده خواند و افزود: اصحاب اخلاص به ما منافقین، بدهکارند، چرا که اگر نفاق ما نباشد، بی ریایی و یک رنگی مخلصین، کجا می خواهد نمود پیدا کند؟! آقای چیز در تشریح تفاوت میان منافق با آن ذلیل مرده ای که دارد نقش ستون پنجم دشمن را بازی می کند، گفت: بازی کردن نقش ستون پنجم برای دشمن، حتی در چارچوب اصول و آرمان ها، ته نفاق است، اما منافق از آنجایی که دست آخر رسوا می شود، می تواند برای دیگران درس عبرتی باشد و به افزایش سطح بصیرت جامعه کمک کند!

    مدیرعامل خبرگزاری چیزنا در فراز دیگری از بیانات خود که هم زمان از همه رسانه های دنیا پخش می شد، به لشکرکشی فرانسه به مالی اشاره کرد و ضمن تعریف جزئیات دیدار اخیر خود با رئیس جمهور فرانسه بیان داشت: در حاشیه دیدارم با اولاند، مدیر اداری مالی کاخ الیزه گفت: «آقای چیز! از شما چه پنهان، این فرانسه نیست که به مالی لشکرکشی کرده، بلکه این اوضاع مالی فرانسه است که به طرف فرانسوی ها لشکرکشی کرده!» من رفتم همین جمله را گذاشتم کف دست اولاند! و الان اداری مالی کاخ الیزه با سرپرست اداره می شود!!

    آقای چیز دوباره وارد مسائل داخلی شد و تصریح کرد: اگر من راهی قوه مجریه شوم، دیگر برهه کنونی، حساس نخواهد بود، بلکه این برهه حساس است که کنونی می شود! لذا در صورتی که مردم شریف ایران به این خادم خود اعتماد کنند و کلید پاستور را دست من بدهند، بعید نیست جریان منحرف، زودتر وارد کار شود و قفل در ریاست جمهوری را عوض کند، که همه باید هوشیار باشند! این قهرمان بلامنازع سیاست، ضمن تشریح برنامه های خود برای اداره قوه مجریه، مدعی شد: قالیباف، خلبانی را از من یاد گرفته، حداد، نویسندگی را، ولایتی، پزشکی را، هاشمی، سابقه را… و اگر مردم به من رأی بدهند، به ازای هر ایرانی، یک متر به ارتفاع برج میلاد اضافه می کنم!! علاوه بر این، برای جبران پدیده «وارونگی هوا»، رشته کوه البرز را به پایین شهر منتقل می کنم، که تهران از حالت کاسه بودن، خارج شود و تقریبا بشود مثل یک استوانه!! رئیس عظیم ترین خبرگزاری دنیا که همین طور داشت برای خودش وراجی می کرد، افزود: اگر من رئیس جمهور شوم، به مردم قول می دهم میزان آلاینده های هوای تهران، مثل زمان امیرکبیر شود! حال، یا رئیس جمهور می شوم یا نه! اگر نشدم که هیچی، اگر هم شدم، ادعا می کنم؛ منظورم از آن وعده تبلیغاتی، نه میرزاتقی خان، بلکه امیرکبیر ثانی یعنی آقای هاشمی خودمان بوده!! این جز جگر زده با ذکر این سخن آقای هاشمی که؛ «کشور باید به ۱۶ سال پیش یعنی دولت سازندگی برگردد»، گفت: اونی که بخواهیم به ۱۶ سال پیش برگردیم، یه بارگی برگردیم شونصد سال پیش!! وی خاطرنشان کرد: هنر آن است که در آن واحد، هم امیر کبیر باشی، هم قاتلش میرزا آقاخان نوری، هم ناصرالدین شاه باشی، هم قاتلش میرزا رضا کرمانی، هم مادر ناصرالدین شاه باشی، هم پدرش، هم میرزا کوچک باشی، هم خائن به قیام جنگل، هم خوب، هم بد، هم مخلص، هم منافق… نه اینکه بمیرانندت!! این پدر صلواتی ادامه داد: اخیرا دچار نوع خاصی از آلزایمر شده ام که فقط سوابق بعضا خوب سران فتنه یادم می آید! که جامعه پزشکی باید هوشیار باشد! مدیر چیزنا در پایان این قسمت از سخنانش، همه را به حفظ وحدت حول محور تفرقه فراخواند و در سخنی مغایر با جملات پیشین خود، تصریح کرد: اگر سران فتنه معذرت خواهی هم کنند، هیچ چیز از جرم و جنایت شان پاک نمی شود بماند، اضافه تر نیز ممکن است بشود!!

    این فعال اصلاح طلب در بخش دیگری از اراجیف بسیار مهم خود، به مقوله سینما و سریال پرداخت و به فرج الله سلحشور پیشنهاد داد که در کار جدیدش، اولا؛ چهره خالصانه تری از منافقین دوران پیامبران ارائه دهد! ثانیا؛ زلیخایش را بیشتر کند! وی از مجید مجیدی نیز خواست که در فیلم «محمد(ص)» به خاطر رعایت جذب حداکثری و عدم ناراحتی منافقین امروز، چهره ابوسفیان نشان داده نشود، فوقش شطرنجی! آقای چیز که نگفت دیشب چی بالا داده بود، ادامه داد: واقعه «عام الفیل» در تاریخ میلادی، دقیقا می شود روز ۱۱ سپتامبر! بنابراین جمهوری خواهان آمریکا باید در فیلم جدید مجیدی نقش فیل های ابرهه را بازی کنند، اوباما هم که دموکرات است، نقش خر پادشاه حبشه!! این کارشناس برجسته همه مسائل، فرود آمدن «سجیل» بر سر بطالین را مشکوک خواند و از «ابابیل» خواست از سینمای دینی به آسمان هالیوود کوچ کنند!

    آقای چیز در فراز پایانی بیانات خود، به موضوع «انتخابات آزاد» پرداخت و گفت: غرض ورزانی که با وجود نزدیک به ۳۰ انتخابات آزاد، مواضع دشمن شادکن اتخاذ می کنند، اگر چه در نیت خیرشان هیچ شکی نیست، اما هنوز مانده «منافق فی سبیل الله» شوند! وی ضمن انتقاد از سران جبهه اصلاحات، گفت: کواکبیان، عارف، نجفی، جهانگیری، هیچ کدام اندازه من با اقبال عمومی مواجه نیستند! مدیرعامل چیزنا ادامه داد: احمدی نژاد اگر سالی یک بار وزیر خارجه اش را هنگام مأموریت خارجی از کار برکنار کند، اگر چه خیلی بد است، اما شرف دارد به اینکه وزیر ارشاد آدم، یکی در مایه های بهاءالله مهاجرانی باشد!! وی در عین حال، مهاجرانی را فردی دلسوز برای جامعه بشری، به ویژه ملک عبدلی خواند و گفت: زینت کابینه دوم خرداد، هنوز هم دارد تاوان آن شیر خری را پس می دهد که مسبب ورودش به سیاست شد!

    «آرملیا- خبرنگار چیزنا» کیهان/ ۳ بهمن ۱۳۹۱

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  40. 3 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  41. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,038
    امتیاز : 36,922
    سطح : 100
    Points: 36,922, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,966
    تشکر شده 9,292 در 2,468 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 61 در 33 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط پلاک12 نمایش پست اصلی
    خاص بود!

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  42. 2 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  43. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,038
    امتیاز : 36,922
    سطح : 100
    Points: 36,922, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,966
    تشکر شده 9,292 در 2,468 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 61 در 33 پست

    پیش فرض

    قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس/ عکس: علی اکبر بهشتی





    خبرگزاری چیزنا/ از جریان اصلاح طلب گرفته تا اصول گرایان و احیانا خط سوم و چهارم و الی آخر، دو سه ماه دیگر، همه شان کاسه چه کنم چه کنم دست می گیرند که از میان این همه نامزد در طیف مورد حمایت خود، چگونه به یکی رضایت دهند؟! من مرده، شما زنده، اگر باز هم این سیکل، تکرار نشد؟! به طرف می گویند؛ تو در نظرسنجی ها، از اونای دیگه پایین تری! می گوید؛ اما در بعضی نظرسنجی ها من از اونای دیگه جلوترم!! می گویند؛ گیرم جلوتری، اما اصلح نیستی! می گوید؛ اتفاقا از نظر بعضی بزرگان، من از همه اصلح ترم!! می گویند؛ اصلا به خاطر رضای خدا بکش کنار! می گوید؛ چرا به خاطر خدا، من بکشم کنار؟! خب اونای دیگه بکشند کنار!! می گویند؛ مگر از اون اول با هم توافق نکرده بودیم که فلان؟! می گوید؛ بله، اما توافق بر اساس اصولی بوده که اول بار از طرف اونای دیگه نقض شد!! می گویند؛ عده ای از بزرگان بر دوش ما تکلیف کرده اند که تو را از ادامه نامزدی منصرف کنیم! می گوید؛ جخت بلا عده ای دیگر از بزرگان، همین دیشب بر استخوان لگن خاصره من تکلیف کرده اند که تحت هیچ شرایطی کنار نکش!! می گویند؛ تو کنار بکش، ما قول می دهیم اگر طرف، رئیس جمهور شد، تو در کابینه باشی! می گوید؛ فوتینا! من هم قول می دهم اگر رئیس جمهور شدم، طرف را بیاورم کابینه!!… و همین طور می گویند و می گوید… اما آیا بهتر نیست به جای این بگومگوها از همان روش های سنتی خودمان استفاده کنیم؟! در ادامه روش های رسیدن به نامزد واحد توصیه می شود. یک: هر کی مثل من بیاره، اون نامزد می شه! یا هر کی تک بیاره، اون باقی می مونه! دو: گردو، شکستم! سه: همان روش جناب از چهار نفر پنجم؛ در این روش، نامزدها می بایست از هواداران خود بخواهند که راس ساعت مقرر در یکی از پارک های تهران، (ترجیحا پارک لاله!) تجمع، و با هواداران نامزدهای دیگر دست به یقه شوند. بدیهی است استفاده از شیشه نوشابه های قدیمی، پنجه بوکس و کوکتل مولوتف در این روش، منسوخ می باشد. چهار: انداختن مچ! پنج: اسم فامیل! یا گرگم به هوا! فوقش دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده، سواد داری؟ نه، نه!

    به گزارش «خبرگزاری چیزنا» آقای چیز ضمن بیان مطلب طولانی فوق، در جمله ای قصار گفت: اگر من رئیس جمهور شوم، قول می دهم آب در دمای صفر درجه یخ نزند! وی ادامه داد: از امروز تا ۳ هفته بعد از انتخابات، همه باید موضع گیری شفاف داشته باشند؛ یک موضع گیری شفاف به نفع دوست، یک موضع گیری شفاف به نفع دشمن، برای بالانس!! مدیرعامل چیزنا افزود: منظور ما از انتخابات آزاد این است که اگر مردم به نامزد مورد علاقه ما رای ندادند، حق اغتشاش مسالمت آمیز برای ما محفوظ باشد!! این منافق بالذات خاطرنشان کرد: ما که خودمان مثل کنه به شجره طیبه نظام چسبیده ایم، لذا اگر جذب حداکثری شامل حال افراد بی صفتی مثل نتانیاهو و شیمون پرز شود، این هنر است!!

    آقای چیز در فراز دیگری از سخنان خود به دربی فردا اشاره کرد و گفت: فوتبال هم باید مثل انتخابات، آزادانه برگزار شود! وی در تشریح این حرف یاوه بیان داشت: مثلا در بازی فردا، چون استقلال در جدول موقعیت بهتری دارد، چه اشکالی دارد پرسپولیس با ۳ بازیکن بیشتر وارد زمین شود؟! وی تلاش برای خریدن داور را از مصادیق «شهرآورد آزاد» خواند و گفت: اگر من جای کفاشیان بودم، به هر بازیکن یک توپ می دادم تا دیگر شاهد دعوا مرافعه نباشیم، و اگر جای دبیر شورای نگهبان بودم، صبر می کردم ببینم نتیجه انتخابات، مورد رضایت آقای هاشمی قرار می گیرد یا نه! اگر گرفت که هیچی، در غیر این صورت، کشور را به چند بخش مساوی تقسیم می کردم و هر بخش را به یک نامزد می دادم که رئیس جمهور آن ناحیه باشد!! وی از ذکر جزئیات بیشتر این طرح، خودداری کرد، اما در عین حال افزود: یا این کار، یا هم اینکه در راستای انتخابات آزاد، بیاییم و هر نامزد را رئیس جمهور یکی از امور کشور کنیم! یکی بشود رئیس جمهور اقتصاد، یکی بشود رئیس جمهور سیاست خارجه، یکی بشود رئیس جمهور استقلالی ها، یکی هم رئیس جمهور پرسپولیسی ها!!

    وی با عبارتی حکیمانه، سخنان خود را پایان داد و گفت: اداره کردن کشور، از آنچه عده ای فکر می کنند راحت تر، اما از آنچه عده ای دیگر فکر می کنند سخت تر است!!

    «آرملیا- خبرنگار چیزنا» کیهان/ ۵ بهمن ۱۳۹۱

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  44. 2 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  45. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 18,868
    سطح : 87
    Points: 18,868, Level: 87
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 482
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,053 در 2,242 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    بصیرت ایجابی

    ۴ بهمن ۱۳۹۱
    یکم: سال ۸۸ در اوج فتنه، وقتی فلان نوشته ام را نزد یکی از اساتید بردم، تذکری داد که گمانم فی الحال وقت عمومی کردن آن است. این استاد ما می گفت: «بصیرت یعنی اقدام درست در وقت درست، روشنگری برای زدودن فتن گوناگون، و رفتار صحیح و گفتار دقیق، اما هنر بزرگ تر بصیرت، آنجاست که هرگز اجازه ندهد مفاهیم عالیه ای چون «جهاد اقتصادی»، «وجدان کاری، انضباط اجتماعی» و «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» حتی در پیچ و خم مبارزه مقدس با فتنه فراموش شود».
    دوم: روزهای گذشته، ناظر بر برخی اظهارات زیگزاگی و مواضع دوپهلو، لایه های مختلفی از دوستان حزب الله به میدان نقد و اعتراض آمدند، حرف های لازم را زدند، شبهه زدایی کردند و نشان دادند جذب حداکثری، یک مقوله است و ماستمالی، مقوله ای دیگر. الحمدلله از خواص گرفته تا اصحاب رسانه، و از جنبش دانشجویی گرفته تا بچه های فضای مجازی، هر آنچه لازم بود، گفتند.
    سوم: گاه اما فکر می کنم نقشه ای در کار است تا با لطایف الحیل، دوباره فتنه و سران فتنه را «مسئله اصلی» کند. شاید هنر بزرگ تر اهل ولا آنجا باشد که هم جواب شبهات را بدهد، و هم اجازه ندهد «مفاهیم عالیه» تحت الشعاع مسائل دیگر قرار گیرد. در این زمانه سخت، البته قبول دارم کار دشواری است، اما ما ۲ نوع بصیرت داریم؛ «بصیرت سلبی» و «بصیرت ایجابی». اگر بر اساس بصیرت سلبی، چاره ای نداریم جز آنکه حرف های بی منطق را پاسخ دهیم، لیکن بر اساس بصیرت ایجابی موظفیم همواره و همواره دغدغه های عالیه داشته باشیم. شبهه را قطعا جواب باید داد، که کاری نیک است و لازم، اما باید مراقب بود که سر ما را ۳ سال بعد از آن یوم الله خدایی، دوباره با فتنه ۸۸ و سران فتنه و مهندس و شیخ گرم نکنند که «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» تنها بماند.
    چهارم: «من در نطنز، با شب بیداری، با کار مضاعف، با دوری از زن و بچه، با غنی سازی، با پیشرفت در انرژی هسته ای، با یو سی اف، با فلان فرمول شیمیایی و با نماز شب کنار لوله های آزمایشگاهی، مشغول مبارزه دیگری با فتنه هستم». این جمله از آن شهید مصطفی احمدی روشن است، همان سال هشتاد و اشک. همان سال رویایی که استاد ما می گفت؛ «… هنر بزرگ تر بصیرت، آنجاست که هرگز اجازه ندهد مفاهیم عالیه ای چون «جهاد اقتصادی»، «وجدان کاری، انظباط اجتماعی» و «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» حتی در پیچ و خم مبارزه مقدس با فتنه فراموش شود».
    پنجم: گمانم «مبارزه دیگر» یعنی همین «بصیرت ایجابی». از مفهوم متعالی بصیرت، کارها برمی آید. تنها هنر بصیرت، مقابله با فتنه های رنگارنگ نیست. بصیرت فقط «بصیرت سلبی» نیست.
    *** *** ***
    الحق ما امروز در شرایط «خیبر و بدر» هستیم. شرایط خیبر و بدر، بیشتر «بصیرت ایجابی» می طلبد. طبعا بلااشکال است که گاهی متاثر از بصیرت سلبی اهل ولا، خواص بی بصیرت یا سران فتنه، به حداقل سزای رفتار و گفتارشان برسند و جواب لازم را بشنوند، لیکن «بصیرت ایجابی» در میدان علم، کار، عدالت، معیشت، پیشرفت، اقتصاد، تولید، فن آوری، هنر و… مداقه مقدس تری است. آنهم ۳ سال بعد از یوم الله ۹ دی! ما فتنه ۸۸ و سران فتنه اش را مدت هاست پشت سر گذاشته ایم. نگاه بچه حزب اللهی باید به «افق» باشد؛ «افق بصیرت». بیش از حد سخن گفتن از سران فتن ماضی، شان اصحاب ولایت را پایین می آورد. دیری است بصیرت ما برای سران استکبار رجز می خواند، نه یک مشت پیزوری هشتاد و هشتی! به قول «آقا»؛ بیچاره های این دنیا و آن دنیا!
    ما با قطره های خون شهید طهرانی مقدم، جز اسرائیل، طرف حسابی نداریم… و با قطره های خون شهید احمدی روشن، جز غرب جلاد، دشمنی نداریم. چه خوب اگر بعضی رجل سیاسی، حال که برای بصیرت خود منزلتی قائل نیستند، فکر شان و مقام بصیرت اهل ولا باشند! ما با قطره های خون شهدای مظلوم فتنه، افت کلاس دارد باز هم جوجه ها را بزنیم. این خون، حریف دیگری می طلبد. جوخه ها، سوژه های ما هستند.
    ما بزرگ شده ایم؛ خیلی بزرگ… و دیگر از «تقلب؛ اسم رمز آشوب»، کمتر سخن می رانیم. اینک حرف ما این است؛ «فجر ۵؛ اسم رمز سقوط اسرائیل» است. با شهیدی در تراز مصطفای شهید، بصیرت ما باید «تولید ملی…» را بر فرق فتنه اقتصادی بکوبد.
    *** *** ***
    امان از دست این اسگل های سیاسی! فکر شان «عمار» را نمی کنند…
    جوان/ ۵ بهمن ۱۳۹۱

    واقعا باید بگم؛ احسسسسسسسسسسنت
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  46. 3 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  47. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 18,868
    سطح : 87
    Points: 18,868, Level: 87
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 482
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,053 در 2,242 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    جمهوری مظلوم اسلامی

    ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۹۱ توسط حسین قدیانی
    اول: شاید نزدیک یک سال به سوم تیر ۸۴ مانده بود و هنوز جناب خاتمی رئیس جمهور بود که «مغز متفکر اصلاحات» در یکی از هفته نامه های دوم خردادی نوشت: «دولت دوم خرداد از عدم نقد درون گفتمانی رنج می برد… اصلاح طلبان مکرر به یکدیگر می پرند و از سر و کول هم بالا می روند، اما نام این همه قشقرق، «نقد درون گفتمانی» نیست… معلوم نیست توده ها به این دولت، چه نمره ای بدهند؟! و اصلا آیا به ادامه مسیر اصلاحات، رای بدهند یا ندهند؟!… اصلاحات، صدای طبلی بود که جز در مناطق مرفه نشین چند شهر بزرگ شنیده نشد… ما نه تنها برای توده ها هیچ کار درست درمانی نکردیم، حتی برای ظاهرسازی هم حرفی از غم و اندوه این جماعت انبوه نزدیم… مشکل البته حادتر از این حرف هاست. نه ما حرف توده ها را می فهمیم، نه توده ها متوجه حرف ما می شوند. گویی به ۲ زبان مختلف، با هم حرف می زنیم و از ۲ کره متفاوت نازل شده ایم!… اصلاحات از ایجاد یک گفتمان منطقی با قشر محروم جامعه عاجز بود و…». از این یادداشت اما چندی نگذشت که سعید حجاریان، آن یادداشت معروف را نوشت؛ «اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات!».
    دوم: خوب است حالا که دوم خردادی ها به صرافت نقد کارنامه اصول گرایان افتاده اند، و علی الدوام از دوران شکوهمند عصر اصلاحات، بر فرق ما چماق بلند می کنند، اندکی عقب گرد کنند و لااقل مداقه ای روی نوشته های خودشان درباره دولت دوم خرداد داشته باشند! بعضا می بینم دوم خردادی ها، علاوه بر بازگشت به دوران اصلاحات، از لزوم رجعت به دولت سازندگی نیز دم می زنند! و گاهی از آقای هاشمی به عنوان فرشته نجات مملکت سخن می گویند! کافی است اما اندکی تامل کنید و به یاد آورید که «سینه چاکان بازگشت به دولت سازندگی»، روزگاری در روزنامه «سلام»، چه ها که در نقد «سیاست تعدیل» نمی نوشتند. طرفه حکایت اینجاست؛ آن روزها اگر جماعت حزب اللهی از زاویه عدالت و از منظر آموزه های اسلام با سیاست تعدیل اقتصادی آقای هاشمی مشکل داشتند، لیکن دوم خردادی بعد از اینها، همه نقدهای شان در یک کلام بوی «چپ» می داد!
    سوم: دوم خردادی ها این روزها حرف هایی در نقد اصول گرایان می زنند که واقعا جا دارد آدمی، آنها را به مطالب سال ها قبل خودشان رجوع دهد. به عنوان نمونه همین سعید حجاریان چند روز پیش در یکی از هفته نامه های زنجیره ای نوشت؛ «دوره اقدامات پوپولیستی به سر رسیده. حتی قشر فرودست جامعه هم فهمیده که با شبه کارهایی نظیر «سفرهای استانی» و «هدفمندی یارانه ها»، -که اگر خوب هم باشد، بد اجرا می شود!- نمی توان پول نفت را سر سفره مردم برد… جامعه، تشنه اقتصاد و گرسنه معیشت است، اما در این دوران ۸ ساله به خوبی متوجه شد که حتی مسیر «عدالت» نیز از شاهراه «آزادی» می گذرد». دقت شود؛ راقم جملاتی که خواندید، همانی است که روزگار پیشین در نقد خودهای شان نوشته بود؛ «ما نه تنها برای توده ها هیچ کار درست درمانی نکردیم، حتی برای ظاهرسازی هم حرفی از غم و اندوه این جماعت انبوه نزدیم».
    چهارم: ۵ شنبه شب در برنامه «دیروز، امروز، فردا»، آقای خباز در نقد اصول گرایان، حتی در نقد دولت فعلی، چنان غیر منصفانه و گل درشت سخن می گفت که گویی اصول گرایان جز خیانت، خدمتی به این مرز و بوم نکرده اند! قطعا با مشتی حرف شعاری و عاری از منطق، نقد احساسی و دلایل علیل، نمی توان مجلس مفتضح ششم را «فرشته»، و مجلس اصول گرایان را «دیو» خواند. قدر مسلم، اصلاح طلبان خود باید اذعان داشته باشند که اولا؛ دولت مستقر، هر چه هست خدماتی بی مانند داشته، ثانیا؛ نقدی هم اگر به این دولت هست -که متاسفانه این روزها زیاد است!- اغلب متاثر از دور شدن دولت از آرمان ها و اصول بوده و نزدیکی به رفتار و گفتار حضرات اصلاحات. لذا بد شدن های امروز قوه مجریه، -کم باشد یا زیاد!- تنها چیزی را که پاک نمی کند، لکه های سیاه دوران سازندگی و اصلاحات است.
    پنجم: بسیار جالب است گفتمان امروز دوم خردادی ها. جالب و بعضا خنده دار. از سویی؛ آنجا که پای نقد کارنامه ۳۰ و چند ساله نظام جمهوری اسلامی در میان است، چنان بر مدار یاس و نومیدی سخن می رانند که گویی انقلاب در رسیدن به اهدافش موفق نبوده! از دیگر سو؛ آنجا که بنا دارند درباره دول ۱۶ ساله سازندگی و اصلاحات حرف بزنند، چنان با ذوق و شوق از آن ایام خاطره می گویند که حد و حساب ندارد. سئوال اساسی که باید پرسید، این است؛ گیرم در آن ۱۶ سال، هر چه بوده، کار بوده و کار و کار و کار و ابتکار و عدالت و پیشرفت! آیا دولتین سازندگی و اصلاحات، زیرمجموعه همان نظامی نیستند که در رسیدن به اهدافش -به زعم دوم خردادی ها- ناکام بوده؟! این تناقض گفتمانی را چگونه باید علاج کرد؟!
    ششم: متاسفانه انگار عادت روسای جمهور شده که سال های آخر دولت شان، قوه مجریه را از کلیت انقلاب اسلامی بزرگ تر ببینند! به به و چه چه دولت خود را می کنند، اما همین که به اصل، اصل کاری، اصول، آرمان ها، و کلیت این نظام مظلوم می رسند، یاد اشعار آن ور آبی می افتند؛ «آنکه گلیم می بافد، نباید روی حصیر بنشیند!»
    *** *** ***
    وه که چه ماجرایی داریم ما با این روسای جمهور نازنین. هم هاشمی، هم خاتمی، و هم احمدی نژاد، کمتر از «فرشته» نمی دانند دولت خود را، اما ذره ای از این همه «فرشتگی» را، متوجه اصل انقلاب اسلامی نمی دانند! و گلیم بافان را مایوسانه و نومید، روی حصیر می بینند!! کم مانده بگویند؛ دولت ها کارنامه شان موفق بوده، اما خود انقلاب، نه!!
    چند هفته پیش به یکی از این نمایندگان مجلس گفتم: یک جوری علیه کارنامه روشن جمهوری اسلامی سیاهنمایی می کنید، که من اگر حرف تان را هم قبول کنم، دست آخر باید یادتان بیاورم؛ دقیقا در همین دوران نظام ما بود که ۸ سال، آقای هاشمی رئیس جمهور بود و ۸ سال هم آقای خاتمی.
    چند روز پیش اما به یکی از سینه چاکان مطبوعاتی دولت مستقر گفتم: امثال شما، دولت احمدی نژاد را بی نقص می دانند، دوم خردادی ها، دولت خاتمی را، نیز اغلب همین جماعت، دولت هاشمی را. پس دیگر چرا شعر گلیم و حصیر، تیتر یک روزنامه تان شد؟!
    *** *** ***
    عزیز! عزیز مخاطب! با من تکرار کن و بگو؛ «این جمهوری مظلوم اسلامی». آه بکش و بگو؛ «این جمهوری مظلوم اسلامی».
    جوان/ ۷ بهمن ۱۳۹۱
    ویرایش توسط پلاک12 : شنبه ۰۷ بهمن ۹۱ در ساعت ۲۳:۲۳
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  48. 2 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  49. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 18,868
    سطح : 87
    Points: 18,868, Level: 87
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 482
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,053 در 2,242 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    از هنگ ربیع تا آهنگ حاج صادق
    قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس/ عکس: علی اکبر بهشتی
    یک: ربیع الاول گر چه ماه سرور اهل بیت است، لیکن خیلی هم بی غم نیست. از «محسنیه» که مقدمه «فاطمیه» است بگیر تا شهادت امام حسن عسکری (ع) جمله در همین «بهار اولین» واقع اند. ایامی که گذشت، پای منبر منیر علمای دین، نکاتی از زندگانی یازدهمین امام مسلمین آموختم. معطوف به این آموخته ها، در حد چند جمله، درسی مختصر پس می دهم.
    یک/ ۱: فاصله انداختن میان شیعیان و آخرین معصومین، همواره یکی از سیاست های خلفای عباسی بوده. زمان امام رضا (ع) اما این سیاست به شیوه «نرم» اجرا شد. هدف این بود؛ هشتمین اختر تابناک آسمان امامت، بیش از آنکه به شیعیان وصل باشد، متصل به دستگاه خلافت تصور شود. امام علی بن موسی الرضا البته ولیعهدی را به ظاهر پذیرفت، لیکن از این «تهدید»، به عنوان «فرصت» استفاده کرد. جغرافیای این فرصت بی مانند، همه مساحت ایران آن روز بود. دوری امام رضا از مدینه، نیز اتصال ایشان به دستگاه خلافت، می توانست باعث قطع همیشگی رابطه شیعه و معصوم شود، اما امام رئوف ما با عقلایی ترین شیوه ها، اتفاقا «ضامن ارتباط» شد. شگفتا! از امام رضا به این طرف، دیگر شیعه چند امامی نداریم و هر که تا «امام طوس» آمده، تا «طاووس اهل بهشت» آمده. این فخر برای ما ایرانیان بس که در سرزمین ما، امام رضا از دل بدترین تهدید، بهترین فرصت را به وجود آورد. اینکه حضرت چگونه و با چه سیاستی به «مامون»، سیاست آموخت… آری! رمز و راز سیاست آموخت، بحث دیگری می طلبد، ایضا بحاث دیگری. قدر مسلم، این روزها در شهر خلافت شاه عباسی، با «ولی»، «عهد» بسته می شود، نه با «ولیعهد». از جناب مامون هم خبری نیست! ما ایرانی ها اما به امام رضا از دیگر اقوام بدهکارتریم. متاثر از هوش سیاسی ولایت عشق است که شیعه، به خصوص شیعه ایرانی، یا مرتبط با معصوم و معصوم زاده ها بوده، یا در ارتباط با جانشین معصوم. کیست که نداند؛ این همه امام زادگان مطهر، خواه با درس و بحث شان در قید حیات، خواه با یک آرامگاه متعالی و فیاض، چه کمکی به نشر دین مبین اسلام کرده اند؟! و کیست که نداند؛ «سلسله موی دوست»، بیش از هر امام دیگری، عطر «ضامن آهو» می دهد؟!
    یک/ ۲: بردن معصوم به قصر، حقا که جواب نداد! درایت امام رضا اما برای حکام عباسی سنگین آمد. بهتر آن دیدند برای انزوای شیعه، باز هم برگردند به روالی که زمان امام موسای کاظم (ع) اجرا می کردند؛ از سویی فتنه آفرینی، از سویی زندانی کردن امام، یا به حبس یا به حصر. به عبارتی؛ دوران غیبت، از همین ایام آغاز شد. امام محمد بن علی (ع)، امام علی بن محمد (ع) و به ویژه امام حسن عسکری، اغلب عمرشان در زندان خلفای عباسی گذشت، لیکن «فتنه سخت» هم جواب نداد. در این دوره، عمده بار ارتباط، به دوش «امنای امین» افتاد. عجبا! باز هم محوریت مکانی، از آن ایران عزیز ما بود. شیعه با تبعید امام حسن عسکری به شهر سامرا، نه فقط غریب نشد، بلکه «علویان» به شعاع حکومت خود بر «طبرستان» افزودند و ناحیه به ناحیه پیش آمدند. اوج این حکمرانی، زمانی بود که امام حسن عسکری در زندان، روزگار سختی سپری می کرد. «امنای امین» اما ریسمان ارتباط شیعه و معصوم بودند. خبر می آوردند و خبرگی می بردند. حرف می آوردند و حدیث می بردند. بعضا فتنه می آوردند و بصیرت می بردند. الطاف یازدهمین امام به ما ایرانی ها نبود، واقعا معلوم نبود امروز چه بر سر شیعگی ما می آمد؟! آن امام همام خود در کنج زندان بود، اما گنج فقه و گنجینه فقاهت، و نشستن شیعه بر مسند حکومت، ارمغان ایشان بود برای ما.
    یک/ ۳: کاش عمر این دنیایی علامه شهید مرتضی مطهری آنچنان بود که ما علاوه بر «خدمات متقابل اسلام و ایرانیان»، کتاب دیگری نیز می خواندیم؛ «خدمات متقابل ۱۴ معصوم و ایرانیان». حتم دارم پس از امام رضا، مطول ترین بخش این کتاب، مربوط می شد به پدر بزرگوار حجت بن الحسن (عج). شیعه در دوران امام حسن عسکری بود که فهمید؛ حتی بی وجود ظاهری معصوم نیز، قدرت حکمرانی دارد. آن امام در کنج رنج، گنجی به ما داد که «جمهوری اسلامی» ناب ترین دسترنج آن است. دیر نیست که شاگردان مکتب فقاهت، «خدمات متقابل جمهوری اسلامی و ظهور امام زمان» را کتابت کنند. قصر باشد یا حصر، غیبت هم سر می رسد دوره اش…
    دو: مطلع این نوشتار، از «غم ربیع الاول» نوشتم، لیکن بی آنکه این سوگ را فراموش کرده باشم، باید اذعان کنم؛ ماهی که میلاد بهانه خلقت در آن واقع شده، لابد شادترین ایام است. کیست محمد امین (ص)؟!… دردانه خدا که سبب خلقت، و «به غمزه، مسئله آموز صد مدرس شد». آیا می فهمیم ما حضرت رسول را؟! اصلا در ادراک ما هست اسباب هستی؟!… لیکن همین میلاد کافی است تا ربیع الاول را ماه سرور اهل بیت، عالم و آدم بدانیم، اما…
    دو/ ۱: کسانی که با این قلم، انسی دارند، گواهی می دهند بیشتر اهل «عزا نویسی» ام تا «شاد نویسی». با این همه، رویه بعضی دوستان همراه را «افراطی» می شمرم. شب حلول ماه ربیع الاول، من هم مثل اغلب مردم، وبلاگ «قطعه ۲۶» را به «شادباش» مزین کردم؛ عده ای اما به یادم آوردند که «محسنیه، مقدمه فاطمیه است و… این پیام شادی، مخل روضه سنگین در و دیوار و… اصلا چه کسی گفته ربیع الاول باید شاد باشیم؟ و… برادر! اسیر این تحریفات نشو که تازه داغ شیعه شروع شده و باید شمارش معکوس رفت برای عزای اصلی و…».
    دو/ ۲: در «مکتب اسلام» هم غم و عزا هست، هم شادی و سرور. «مکتب اسلام» اما از هر دوی اینها مهم تر است. چه اینکه حزن و مسرت، عناصری برای معرفت مضاعف نسبت به «مکتب اسلام» اند. اشکالی ندارد؛ یکی ممکن است تمام ۲ ماه محرم و صفر را سیاه بپوشد، حتی ربیع الاول را نیز بیش از شادی، به غم بنشیند، اما آیا در این باره حکم هم می تواند صادر کند؟! گمانم واقع شدن میلاد امام هفتم در ماه غم انگیز صفر، نیز شهادت ایشان در ماه فرح انگیز رجب، تمثیلی از این حقیقت باشد که غم و شادی، فروعی برای فهم بهتر معارف اسلام اند و هیچ یک اصالت بالذات ندارند.
    دو/ ۳: صد رحمت به منی که مسبب شادی ام، ماه زیبای ربیع الاول است، نه مثلا شب یلدا! القصه، شب یلدا در خانه پدربزرگ جمع بودیم که پسر عمویم پیامکی نشانم داد از موبایلش. خلاصه پیامک این بود؛ «هر که الان دارد به قصه مادربزرگ گوش می کند، از درد صورت ۳ ساله خانم خرابه نشین غافل است»!! یعنی چه این پیامک؟! آیا جز «افراط» معنای دیگری هم دارد؟! اگر قصه مادربزرگ من حتی در شب خوش یلدا هم دست آخر به کربلا برسد، آیا نباید موجبات شرمندگی پیامک دهنده را فراهم کند؟! فرجام چنین دوگانه انگاری های بی خود و بی جهتی چیست؟! مگر ملتی که شب یلدا چند ساعتی دور هم می نشینند و احیانا گل می گویند و گل می شنوند، دقیقا و عینا همان مردمی نیستند که وقتی عید نوروزشان با محرم و صفر تلاقی پیدا کند، «محرم آمد و عیدم عزا شد» زمزمه می کنند؟! و اصلا شب یلدا آیا جز شعبه ای از همان توصیه اسلام به آئین «صله ارحام» است؟! گیرم کمی غلیظ تر؟!
    دو/ ۴: قرار ما بر «اسلام سالاری» است یا «غم سالاری»؟! آیا پسندیده است؛ برای مردمانی که خود «فاطمه» و «فاطمیه» و «محسنیه» و «روضه در و دیوار» را -لااقل اندازه عزا سالاران- بلدند، اما مسرت ربیع الاول را نیز از یاد نبرده اند، حکم به چنین احکامی، این چنین پیامک هایی دهیم؟! خانه آخر این رویه ناپسند، به راستی کجاست؟!
    دو/ ۵: قطعا هر روزی، حتی روز میلاد ختم رسل نیز، عاقبت، بی تقارن با غمی و عزایی نیست. قمری نشد، شمسی! شمسی نشد، میلادی! علاوه بر ۱۴ معصوم، ما این همه پیامبر داریم، این همه اولیای دین داریم، این همه عالم ربانی داریم، این همه شهید داریم، این همه عمار داریم، این همه سمیه داریم، و این همه مناسبت داریم؛ حتما هر روزی در تقویم، حتی شادترین روز روزگار، شاهد شهادت انسان بزرگی، یا واقعه دردآوری هست. به این بهانه، آیا می توان «غم محوری» را بر «اسلام محوری» برتری داد؟!
    دو/ ۶: طبعا «ما هر چه داریم از محرم و صفر است»… و با اجازه از حضرت روح الله، من «فاطمیه» را نیز به محرم و صفر اضافه می کنم، اما افراط، حتی در عزاداری هم حدی دارد برای خود! افراط وقتی از حد گذشت، بوی کاسبی می دهد!! من قبول دارم که همه زندگی ما و همه کسب و کار ما از محل گریه برای بزرگان دین تامین می شود، لیکن شرط است با این کسب و کار، «کاسبی» نکنیم! و احیانا خیال نکنیم کسانی که این روزها به میمنت ایام برای اولادشان عروسی می گیرند، غافل اند از آن تلخ ترین واقعه که در کوچه بنی هاشم گذشت…
    دو/ ۷: من همیشه بیم داشتم که بر این منوال، قلم بچرخانم، اما دوستان محترم! هیچ به فرجام چنین پیامک هایی اندیشه کرده اید؟! محض مزاح، باری به یکی از رفقا گفتم: من حسین قدیانی وقتی می گویم کاری افراطی است، شک نکن افراطی است!! که ما خود، آخر افراطیم و شورشی نویسی… فی المثل دانستن اینکه عاشورا در کدام ماه شمسی رخ داد، بلااشکال است، اما عاشورا هر روز هم که باشد، میلادی و شمسی ندارد. یک روز است. عاشورا، عاشوراست؛ عاشورای دیگر ندارد. تعریف دارد؛ تحریف ندارد. افراط ندارد. تفریط ندارد.
    سه: صد البته تفریط هم بد است. می خواهم بدانم کجای استقبال از ضریح جدید امام حسین (ع) به فرهنگ حسینی و حماسه عاشورا آسیب می زند؟!
    سه/ ۱: گاهی شور، کامل می کند شعور را. نه فقط مخل معرفت نیست، بلکه مکمل شناخت هم هست. ضریحی به غایت زیبا و رویایی، ساخته دست هنر ایرانی، قرار است مستقر کربلا شود و جای شش گوشه قدیمی را بگیرد. این آیا بی قراری نمی خواهد؟!
    سه/ ۲: این «قرار» نبود، مردم ما کی و کجا برای چند تکه آهن، تا این حد بی قراری از خود نشان داده اند؟! آیا چنین قرار بی قرار کننده ای، از غذای نذری امام حسین، ارزش کمتری دارد؟! چطور هنگام نوش جان کردن قورمه سبزی نذری، وقتی داریم انگشت مان را هم با غذا می خوریم، حماسه حسینی آسیب نمی بیند؟! و مگر سیب زمینی قیمه نذری در کربلا کشت می شود؟!
    سه/ ۳: مردمی که از ضریح جدید امام حسین استقبال کردند، لیاقت شان «نقل» است، نه «نقد». «آفرین» و «نفرین» را عوضی نباید گرفت! این استقبال، مخل فرهنگ ممتاز عاشورا نیست. آنچه با این حماسه، متضاد است، چیزهای دیگری است، کارهای دیگری است. آنچه مخالف عزت حسینی است، صلح با آشوبگران عاشوراست. آنچه در جنگ با حماسه حسینی است، ماستمالی کردن فتنه سران فتنه ای است که با بیانیه های خود، مسبب عاشورای ۸۸ و هلهله حرامیان شدند. آنچه در تعارض با شعور عاشوراست، شور عاشورا نیست، بلکه کاریکاتور کشیدن از مفهوم مقدس «جذب حداکثری» هست. و البته خرافه بد است، اما آنچه استاد فرشچیان آفرید، واقعیتی است که بی استقبال، شکرش به جا نمی آمد.
    سه/ ۴: این هم دغدغه ای است؛ چرا همین که به حرارت خون حسین می رسد، بعضی ها آسیب شناس حوزه دین می شوند؟! این همه عاشق عاشورا هستند، بگویند؛ عاشورای ۸۸ کجا بودند؟!
    سه/ ۵: البته کتمان نمی کنم حسین دوستی بعضی نازنین را. یکی شان در همین روزنامه وطن امروز بود. می گفت: «برای من هم سئوال پیش آمده که دلیل عقلانی این استقبال چیست، لیکن سئوالم را عمومی نمی کنم… آیا هر چه به عقل نازک اندیش من قد نداد، پرسیدنی است؟!… بهتر نیست کمی صبر کنم، شاید گذر عمر، پاسخ سئوالم را بدهد؟!…». این دوست ما اخیرا می گفت: «اربعین در کربلا، فهمیدم؛ دلیل عقلانی این استقبال، حتی فراتر از «عشق» است».
    چهار: پای این نوشته به «حدیث نفس» باز شد. ایامی که گذشت، تعدادی از دوستان، خرده بر من گرفتند؛ چرا هیچ ننوشتی از طلبه سیرجانی؟! هنوز پیامک های شان هست…
    چهار/ ۱: به حرمت مطالبه مقدس عدالت، ایضا لباس معزز روحانیت، چند باری مشخصا در همین «وطن امروز» از طلبه سیرجانی نوشته ام. لا به لای بعضی نوشته هایم نیز حمایت هایی در حد چند جمله بوده.
    چهار/ ۲: من نیز مثل شمار کثیری از اهل ولا، حتی همان زمان هم دقیقا متوجه نشدم مشخصا حرف حساب طلبه سیرجانی چیست؟! اشکال شان به کدام زمین خوارها و کدام زمین هاست؟! با این همه در وسع خود قلمی عمومی زدم و قدمی خصوصی برداشتم. باری هنگام تحصن ایشان در شهرری، نکاتی به طلبه سیرجانی گفتم؛ «ادامه دادن این روند، اصلا زیبنده نیست. به هر حال شیوه اعتراض ما در نظامی که راس آن ولی فقیه عادل است با دیگر نظام ها باید یک فرقی داشته باشد یا نه؟! ما که خود علمدار انقلاب را به «عدالت» قبول داریم، آیا نباید ترمزی، خط قرمزی داشته باشیم؟! تحصن، یک روز، دو روز، یک ماه، دو ماه، تا کی؟! اگر قرار است از ناحیه شما، پیامی به جامعه انتقال داده شود، منتقل شده. فکر نمی کنید ادامه دادن این شیوه، دیگر بس است؟!»
    چهار/ ۳: همان روز به طلبه سیرجانی پیشنهادی دادم که بعدا به واسطه دوستان نزدیک ایشان، پیشنهاد خود را مکرر تکرار کردم. به ایشان گفتم: «من شماره فکس روزنامه هایی را که در آن کار می کنم، می دهم. شما اسناد، تصاویر، حتی شبه اسناد و شبه تصاویر خود را برای ما بفرست، من قول می دهم لااقل در یک روزنامه کار شود. با سماجت، پیگیری هم می کنم تا حضرات مسئول، جواب دهند قصه را… این بساط را جمع کن!» آخرین بار همین ۱۰ روز پیش، این پیشنهاد را به یکی از دوستان ایشان دادم که گفت؛ باشد، اما هنوز که هنوز است دریغ از ارسال مدارک. جالب اینکه سردبیر روزنامه وطن امروز، همان جا قبول کرد؛ در صورت متقن بودن مدارک یا حتی مشخص و مصداقی بودن ادعا -بدون مدرک- حتما در روزنامه کار خواهد شد.
    چهار/ ۴: قطعا منکر بعضی زمین خواری ها نیستم، اما «چون گمان می کنم فلان جا، بهمان زمین خورده شده»، دلیل تام و تمامی نیست که در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی تحصن کنم! به حرف احدالناسی هم گوش ندهم تا کار بیخ پیدا کند و بحث زندان پیش بیاید. در زندان هم به حرف احدالناسی گوش ندهم، تازه! دست به اعتصاب غذا هم بزنم!! ببخشید؛ من گاهی خودم در خزعبلاتم می نویسم که «ما حزب اللهی ها تبدیل به اپوزیسیون جمهوری اسلامی شده ایم»، اما از قرار، جناب طلبه، بیش از حد، این سخن را جدی گرفته!! اعتصاب غذا؟! علیه که؟! برای چه؟! و در چه نظامی؟! می خواهم ببینم حد اعتراض ما کجاست؟! نکند علاوه بر بی عدالتی و زمین خواری و ۴ تا نقد به قوه قضائیه، به مفاهیم دیگری نیز اعتراض داریم که هیچ حدی را نگه نمی داریم؟!
    چهار/ ۵: عدالت، شئونی دارد و مهم ترین شان آن پاسداشت «قانون» است. حتی اگر وصیت نامه شهدا را هم اساسی ترین قانون این مملکت بدانیم، باز به حرمت خون شهدا، حد نقد و مرز اعتراض را باید مراقب بود. آیا قرار است صدای اعتراض مدعی مطالبه عدالت از رسانه های بیگانه به گوش برسد؟! آیا از حسین شریعتمداری کیهان تا بذرپاش وطن امروز، تا روزنامه جوان، «فارس» و «جهان»، تا محسنی اژه ای دستگاه قضا، تا بعضی نمایندگان عدالت محور مجلس، آیا از خرد و کلان، بزرگ و کوچک، هیچ کس در این نظام ۳۰۰ هزار شهید، به فکر عدل و داد نیست، الا طلبه عزیز سیرجانی؟!
    چهار/ ۶: مطالبه عدالت باید دقیق و عمیق باشد. درست و صحیح. منضبط و با برنامه. اگر رفتار و گفتار ما رنگ شعار به خود بگیرد و مع الاسف قهرمان بازی، دیگر افکار عمومی، به هیچ مطالبه عدالت خواهانه ای وقعی نمی نهد! لااقل کسانی که داعیه دوستی با نظام دارند، آیا بهتر نیست حرف حساب خود را به جای «اعتصاب غذا»، با «سند» بزنند؟!
    چهار/ ۷: ناظر بر نامه سراسر ایراد چند روز پیش طلبه سیرجانی باید بگویم؛ بچه حزب اللهی، نه فقط بی معرفت نیست، بلکه سرشار از محبت و عشق و ایثار است، اما بچه حزب اللهی هوشیار هم هست. بچه حزب اللهی رفیق باز هم که باشد، بهترین، مهمترین، اساسی ترین و عاشقانه ترین رفیق اش، اصل نظام، یعنی علمدار جمهوری اسلامی است. اعتصاب غذا که فقط علیه قوه قضا نیست. وانگهی! مگر این قوه، یکی از ۳ قوه همین نظام ۳۰۰ هزار شهید نیست که راس آن را رهبر انقلاب انتصاب می کنند؟! نه، اشتباه نشود. من هرگز بنا ندارم حکم به محافظه کاری بدهم، اما وای از آن روز که آرمان خواهی ما، بیشتر از «۳۰ : ۲۰»، سر از «BBC» درآورد!
    چهار/ ۸: جناب طلبه سیرجانی عزیز! بچه حزب اللهی بی معرفت نیست. و با وجود همه نقدهایی که به نوع اعتراض شما داشت، پای مطالبه عدالت خواهانه ایستاد، اما جای این سئوال، شاید هم گلایه از حضرتعالی باقی است؛ چرا آن کسانی را که با سرکنگبین دزدگیر، وارد بعضی قوا -که دست بر قضا، قوه قضا هم نیست!- شدند و صفرای ۳۰۰۰ میلیاردی فزودند، بی معرفت خطاب نمی کنید؟! و نکند مطالبه عدالت خواهانه شما، توسط جریانی که دنبال دعوا میان قوای ۳ گانه می گردد، منحرف به حاشیه شود؟! با شعار مبارزه با زمین خواری، دیروز، بیش از زمین خواران، قوه قضائیه را نشانه رفتید و امروز، چه شده که بیش از دستگاه قضا، حزب الله مظلوم را؟! آنهم با چاشنی سوء استفاده از احساسات؟! فاین تذهبون؟! با این رفتار نامتعادل، کدامین عدل و داد را می توان مطالبه کرد؟!
    پنج: عجب کتابی است این «کتاب آهنگران». بابت این اثر فاخر باید تشکر کرد از بچه های نشر «یا زهرا»، هم به خاطر اصل اثر، هم به خاطر سی دی همراه که مجموعه تمام نوحه های «حاج صادق» است. یکی دو سال پیش در «تمتع»، نزدیک ۲ ساعت با «بلبل خمینی» از همه چیز و همه جا و همه کس صحبت کردیم؛ «حاج صادق! فتنه ۸۸ جماعت لامروت دنبال شما هم بودندها؟!» خندید و گفت: «از این حنجره زخمی، فقط و فقط عشق به ۲ نفر بیرون می آید؛ خمینی و خامنه ای». در «راهپیمایی منی»، پیرمردی زد پشتم که؛ این حاج صادقه؟! گفتم: بله! گفت: چقدر پیر شده! گفتم: صورتش پیر شده، اما صداش هنوز جوونه! گفتم: خب چرا نمی ری سلام علیک کنی باهاش؟! گفت… به خدا گفت: وضو ندارم، و الا می رفتم! گفت: تو نمی دونی این مرد، چقدر واسه ما مقدسه!…. اووووه، دارم خرابش می کنم. برای حاج صادق و «کتاب آهنگران» باید متن مجزایی بنویسم. توی همین روزها، ان شاء الله…
    وطن امروز/ ۷ بهمن ۱۳۹۱
    ویرایش توسط پلاک12 : شنبه ۰۷ بهمن ۹۱ در ساعت ۲۳:۱۷
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  50. 3 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  51. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,038
    امتیاز : 36,922
    سطح : 100
    Points: 36,922, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,966
    تشکر شده 9,292 در 2,468 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 61 در 33 پست

    پیش فرض

    من یه پیشنها دی دارم .من می گم من بعد فقط تیتر های قشنگ اقای قدیانی رو بذاریم اینجا .یعنی نیایم مطالبشو کپی بزنیم اینجا. اخه حیفه . مردم خودشون مستقیما برن تو وبلاگشون فکر کنم منصفانه تر باشه . و اگر هم می خوایم مطلبی نقل کنیم کلش نباشه .فقط تکه ایش رو که خواندنش چسبناکه اینجا بذاریم.موافقید؟

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  52. 3 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  53. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,038
    امتیاز : 36,922
    سطح : 100
    Points: 36,922, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,966
    تشکر شده 9,292 در 2,468 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 61 در 33 پست

    پیش فرض

    فاصله انداختن میان شیعیان و آخرین معصومین، همواره یکی از سیاست های خلفای عباسی بوده. زمان امام رضا (ع) اما این سیاست به شیوه «نرم» اجرا شد. هدف این بود؛ هشتمین اختر تابناک آسمان امامت، بیش از آنکه به شیعیان وصل باشد، متصل به دستگاه خلافت تصور شود. امام علی بن موسی الرضا البته ولیعهدی را به ظاهر پذیرفت، لیکن از این «تهدید»، به عنوان «فرصت» استفاده کرد. جغرافیای این فرصت بی مانند، همه مساحت ایران آن روز بود. دوری امام رضا از مدینه، نیز اتصال ایشان به دستگاه خلافت، می توانست باعث قطع همیشگی رابطه شیعه و معصوم شود، اما امام رئوف ما با عقلایی ترین شیوه ها، اتفاقا «ضامن ارتباط» شد. شگفتا! از امام رضا به این طرف، دیگر شیعه چند امامی نداریم و هر که تا «امام طوس» آمده، تا «طاووس اهل بهشت» آمده. این فخر برای ما ایرانیان بس که در سرزمین ما، امام رضا از دل بدترین تهدید، بهترین فرصت را به وجود آورد. اینکه حضرت چگونه و با چه سیاستی به «مامون»، سیاست آموخت… آری! رمز و راز سیاست آموخت، بحث دیگری می طلبد، ایضا بحاث دیگری. قدر مسلم، این روزها در شهر خلافت شاه عباسی، با «ولی»، «عهد» بسته می شود، نه با «ولیعهد». از جناب مامون هم خبری نیست! ما ایرانی ها اما به امام رضا از دیگر اقوام بدهکارتریم. متاثر از هوش سیاسی ولایت عشق است که شیعه، به خصوص شیعه ایرانی، یا مرتبط با معصوم و معصوم زاده ها بوده، یا در ارتباط با جانشین معصوم

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  54. کاربر روبرو از پست مفید نوح تشکر کرده است .


  55. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 18,868
    سطح : 87
    Points: 18,868, Level: 87
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 482
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,053 در 2,242 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط نوح نمایش پست اصلی
    من یه پیشنها دی دارم .من می گم من بعد فقط تیتر های قشنگ اقای قدیانی رو بذاریم اینجا .یعنی نیایم مطالبشو کپی بزنیم اینجا. اخه حیفه . مردم خودشون مستقیما برن تو وبلاگشون فکر کنم منصفانه تر باشه . و اگر هم می خوایم مطلبی نقل کنیم کلش نباشه .فقط تکه ایش رو که خواندنش چسبناکه اینجا بذاریم.موافقید؟
    موافقم
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  56. 2 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  57. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,038
    امتیاز : 36,922
    سطح : 100
    Points: 36,922, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,966
    تشکر شده 9,292 در 2,468 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 61 در 33 پست

    پیش فرض

    طعنه های حسین قدیانی به رببس جمهور


    خبرگزاری چیزنا/ هر چند اجدادم همه کارگر و رعیت بوده اند، اما این دلیل نمی شود از تخلفات مالی بعضی اطرافیانم حمایت نکنم!

    به گزارش خبرگزاری چیزنا، آقای چیز ضمن بیان مطلب فوق، گفت: چون در ماه فروردین، دچار سینوزیت و آبریزش بینی می شوم، شعارم در انتخابات این است؛ «زنده باد دستمال کاغذی»! وی ادامه داد؛ اعتدال یعنی اینکه از یک طرف از جلسه خصوصی فیلم بگیری و در جلسه استیضاح، نوار رو کنی، و از طرف دیگر جامعه را به اخلاق و کرامت انسانی دعوت کنی!! مدیرعامل عظیم ترین بنگاه خبرپراکنی دنیا تصریح کرد؛ در کارآمدی من همین بس که اگر یک ساعت سخنرانی کنم، یک جمله اختلاف افکنی می کنم، یک جمله دعوت به وحدت!! و این خصوصیت را از «اعتدال بهاری» به ارث برده ام. در بهار هم هوا یک دقیقه آفتابی است، یک دقیقه بارانی!! آقای چیز با انتقاد از قدیمی ها که می گفتند؛ «هوای بهار، دزد است!»، این جمله را مشکوک خواند و از اهل قبور خواست با این جملات در زمین اصول گرایان بازی نکنند! وی بیان داشت: اگر مردم به نامزد مورد نظر من رای بدهند، در راستای سیاست های اصل ۴۴ جهنم را به بخش خصوصی واگذار می کنم!!

    ادامه در وبلاگ حسین قدیانی
    http://www.ghadiany.ir/

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  58. 4 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  59. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    10,977
    امتیاز : 113,836
    سطح : 100
    Points: 113,836, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,694
    تشکر شده 41,452 در 9,017 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 88 پست
    مخالفت
    175
    مخالفت شده 119 در 96 پست

    پیش فرض

    ما و عمار !

    ارسال شده در : ۱۳ اسفند ۹۱ توسط : حسین زاده درباره نخستین فرزند شهید اسلام جناب عمار* یاسر یکم: شاید به یمن «این عمار»، سالیانی است که از «بی*سیم بصیرت»، بیش از هر ندایی، ندای «عمار، عمار، عمار» شنیده می*شود. زیاد گفته*اند یاسر و سمیه؛ پدر و مادر عمار، نخستین شهدای اسلام*اند اما کاش فراموش نکنیم عمار، «نخستین فرزند شهید اسلام» است. حکایت «علی» و «حق»، [...]


    درباره نخستین فرزند شهید اسلام جناب عمار* یاسر
    یکم: شاید به یمن «این عمار»، سالیانی است که از «بی*سیم بصیرت»، بیش از هر ندایی، ندای «عمار، عمار، عمار» شنیده می*شود. زیاد گفته*اند یاسر و سمیه؛ پدر و مادر عمار، نخستین شهدای اسلام*اند اما کاش فراموش نکنیم عمار، «نخستین فرزند شهید اسلام» است. حکایت «علی» و «حق»، «عمار» و «بصیرت» نیز ۲ روی یک سکه*اند؛ همه جا با هم*اند. اگر حق همسایه علی است، بصیرت هم سایه عمار است. بصیرت با عمار و عمار با بصیرت است. بصیرت اگر چه خود حق است اما آن دم که خواص نابکار، حق و باطل را به هم می*آمیزند و فتنه را به دنیا می*آورند، باید چنگ به ریسمان بصیرت زد. در جبهه*های فتنه گون، بصیرت، منجی حق است. بصیرت، سرباز خط مقدم حق است. بصیرت، بسیجی*ترین مفهوم حق است. بصیرت، سربند پیشانی حق است. بصیرت، فدایی حق است تا اگر تیری آمد، سینه عمار، سپر حیدر کرار شود. اگر مصداق حق، علی*(ع) است، شاخص بصیرت هم عمار است. بی*بصیرت، *ای بسا سیرت علی را فدای صورت مولا کنیم. بی*بصیرت، *ای بسا باطن قرآن را قربانی ظاهر آیات کنیم.
    دوم: آنجا که میان «حقیقت» و «مصلحت» دوگانگی به وجود می*آید، کلید حل منازعه، دست «بصیرت» است. حقیقت که همیشه حقیقت است اما برای فهم این مهم که کدام مصلحت، «مصلحت اسلام» است و کدام مصلحت، «منفعت این و آن»، باید از ترازوی بصیرت مدد گرفت. با این ترازو بهتر مشخص می*شود که چرا امیرالمومنین، مصلحت اسلام را در اولویت قرار داد و *گاه حتی به خلفای غاصب حق خود، مشورت می*داد. بصیرت به ما یاد می*دهد که مصلحت اسلام، فقط مصلحت اسلام نیست؛ نیک اگر بنگری، «مصلحت حقیقت» است. با میزان بصیرت، بهتر می*توان فهمید که کدام مصلحت در شعاع حقیقت است و کدام مصلحت در امتداد دروغ.
    سوم: بصیرت، تنها حد فاصل حقیقت و مصلحت نیست. در دعوای میان اخلاص مداری و وحدت نیز، همان به که بصیرت حکم کند. گفت: «خوش بود*گر محک تجربه*آید به میان». «محک تجربه» یعنی «بصیرت». بصیرت به ما نشان می*دهد کجا اخلاص بیشتر لازم است، کجا جذب حداکثری. بصیرت شعار نمی*دهد؛ راهکار نشان می*دهد. بصیرت از سویی همه مخلصین را دعوت می*کند که «عمار» شوند اما هر آنکه عمار نشد، اغیار نمی*خواند. بصیرت متوجه فرق میان مخلصین و مومنین و مسلمین هست. به وقتش نسخه اخلاص می*پیچد، به وقتش نسخه وحدت. بصیرت، آدم اسلام است، نه عنصر احزاب. بصیرت دنبال غنیمت نمی*رود؛ تنگه احد جبهه اصل کاری را مراقب هست. عمار دنبال غرور نمی*رود؛ متوجه «آفت بصیرت» هست.
    چهارم: اشبه الناس به مفهوم رعنای بصیرت، عمار است، لیکن در این تشابه، عجب حکایتی نهفته…
    چهار/ ۱: اگر چه تمام زندگی جناب عمار بن یاسر درس بصیرت است و اگر چه ابوتراب بر بالین آغشته به خون نخستین فرزند شهید اسلام فرمودند؛ «رحم*الله عمارا یوم اسلم، و رحم*الله عمارا یوم قتل، و رحم*الله عمارا یوم یبعث حیا…» اما شگفتا! شگفتا که در ورای ام*الفتن تاریخ؛ فتنه سقیفه، مولای موحدین اینگونه با عتاب، خطاب می*کند عمار را؛ «چه شد که از خواب غفلت بیدار شدى؟!… تو و دیگران برگردید که دیگر نیازى به شما ندارم. شما در حالى که مرا در یک سر تراشیدن اطاعت نکردید، چه طور مرا در قتال و جنگ با کوه*هاى آهنین اطاعت خواهید کرد؟! برگردید که دیگر نیازى به شما نیست».
    چهار/ ۲: اعتراف می*کنم شناختم نسبت به جناب عمار، به «این عمار ۸۸» برمی*گشت و چند صفحه*ای تورق در کتب تاریخی، تا اینکه بازنویسی سفرنامه حج، ایضا مسائل و مصائب روز جامعه، باعث شد از عمار بیشتر بخوانم تا از بصیرت بیشتر بدانم. این بار اما «تورق گرم صفحات» به «تعرق سرد لحظات» رسید! دقیقه*ها شد دغدغه*ها! ثانیه*ها شد روی مخ! ساعت*ها شد ساحت درنگ! مساحت غم! عمار و بی *یا کم بصیرتی؟! عمار و دیر آمدن؟! عمار و تاخیر؟! عمار و سکوت؟! عمار و تردید؟! عمار و اشتباه؟! عمار و غفلت؟! عمار و چون و چرا؟!… و باز اعتراف می*کنم از این منبع به آن منبع می*رفتم بلکه ناراستی منابع روی مخ، با منبعی جدید تکذیب شود، لیکن چه تلاش بیهوده*ای!! قدر مسلم هم الان باید به جمله چند خط بالاتر یعنی «اگر چه تمام زندگی جناب عمار بن*یاسر درس بصیرت است…»، یک تبصره بزنم که؛ «الا مقطع سقیفه»! و همچنان اعتراف می*کنم یکی از آموزه*های بصیرت برایم این بوده که حتی*المقدور از خیر نوشتن مطالبی که می*شود ننوشت، بگذرم! این یکی اما هر چه تلاش کردم ننویسمش، نشد! چرا که دست آخر فهمیدم؛ نوشتن این متن، چیزی از قدر عمار کم نمی*کند، بلکه شاید ننوشتنش ظلم باشد در حق بصیرت. پس صبر کنید.
    چهار/ ۳: مرور دوباره فتنه سقیفه به عنوان ام*الفتن تاریخ، نیز دوباره خوانی زندگی جناب عمار، مرا به برداشت*های زیر رساند. همین جا بگویم که انتشار این متن، هرگز به معنای آن نیست که برداشت خود را کاملا صحیح می*دانم.
    چهار/ ۳/ یک: قبل و بعد از قصه غم*انگیز سقیفه، عمار و بصیرت قطعا همسایه هم بوده*اند. چه زمان پیامبر، چه زمان ابوتراب، عمار همیشه در شمار یاران تراز اول جبهه اسلام بوده. بهترین*ها، برترین*ها. یکی، دو تای والاتر، چند تای عالی*تر.
    چهار/ ۳/ دو: عملکرد جناب عمار در فتنه*ای به اهمیت فتنه سقیفه، اولا در قیاس با کارنامه درخشان خودشان، ثانیا در مقایسه با جناب مقداد و جناب ابوذر و جناب سلمان، مورد سوال است. و لابد این سوال، آنقدر شدید است که خطاب حضرت امیر را آنگونه عتاب*آمیز کرده. من واقعا نمی*دانم – و در آن درجه هم نیستم!- که به فراخور رفتار عمار در مقطع سقیفه، چه عنوانی باید به ایشان داد اما صرفنظر از عناوین امروزی و بعضا دست مالی شده*ای چون ساکت و دیر آمده و خیلی دیر آمده و کمی دیر به میدان آمده و چه و چه، اینقدر هست که معصومین در نقلی مکرر بارها گفته*اند؛ «ارتد الناس بعد رسول*الله الا ثلاثه». یعنی: بعد از رحلت رسول خدا، همه اصحاب جز ۳ تن؛ مقداد و ابوذر و سلمان، مرتد بوده*اند. بدیهی است مراد از این «ارتداد»، ارتداد به معنای فقهی و مصطلح کلمه نیست، بلکه بیانگر نوعی از راه بیرون*شدگی عقیدتی، ولایی و سیاسی است. البته- و خوشبختانه!- منابع قلیل*تری هم وجود دارند که نقل معصومین را اینگونه روایت کرده*اند؛ «ارتد الناس بعد رسول*الله الا ثلاثه… او اربع». و هر چند درباره «او اربع» (یا ۴ نفر) تردید هست که اشاره به کیست، لیکن ناظر بر عاقبت به صحنه آمدن عمار، می*توان نتیجه گرفت که مراد از «او اربع»، همین جناب عمار است.
    چهار/ ۳/ سه: این مجال، خیلی جای مناسبی برای پرداختن به کم و کیف قصه پر غصه و عجیب و غریب سقیفه نیست، لیکن ناظر بر بحث، باید گفت؛ فقط ۴ نفر، سر وقت، امر مولا را برای دفاع از حق ولایت اجابت کردند. مقداد و ابوذر و سلمان و زبیر. و بنا بر همین ظاهر ماجرا، بعضی بر این باورند که «او اربع»، اشاره به زبیر -تا آن مقطع از زندگانی*اش- دارد، نه عمار. البته همانطور که قبلا اشاره شد در اغلب منابع، خبری از «او اربع» نیست. طرفه حکایت اینجاست؛ در میان ۴ تنی که برای دفاع از حق ولایت حضرت ابوتراب، سر موعد مقرر به صحنه آمدند، فقط یکی دست به شمشیر برد که آن*هم جناب زبیر بود! قضیه وقتی جالب*تر می*شود که بدانیم زبیر بر خلاف امر امیرالمومنین دست به شمشیر برد!! یعنی افراط و تندروی کرد!! و شاید متاثر از همین نافرمانی بود که «الا ثلاثه»، هرگز «الا اربع» نشد! فوقش «او اربع»! ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست؛ بر اساس اسناد و شواهد موجود، از میان این ۳ تن، از همه بهتر و دقیق*تر جناب مقداد بوده*اند. نقل است که مقداد بن اسود در ماجرای سقیفه حتی بی*اذن ابوتراب پلک هم نمی*زد. البته دقت شود که به اقتضای زمان و مکان، داریم از ولایت پذیری سخن می*رانیم، و*الا بر ولایت*پذیری مالک اشتر نیز نمی*توان خرده گرفت؛ آنجا که جلوتر از مولای متقیان به خط زد و به در خیمه معاویه رسید. بسیجی*وار به خط زدن، اگر بر مناط انضباط باشد و طبق قاعده فرماندهی، افراط نیست؛ شیوه قهری شیربچه*های خیبر و بدر است.
    چهار/ ۳/ چهار: از مجموع مطالعات تاریخی درباره عملکرد عمار در فتنه سقیفه به موارد زیر برمی خوریم؛
    - برای بزرگمردی در مایه*های عمار، هر چیزی جز «الا اربع» به نوعی کسر قدر و منزلت عمار است. حتی بر فرض اینکه «او*اربع» اشاره به شخص عمار داشته باشد، باز هم در راستای مقام بصیرت افزای عمار نیست. عمار نباید «یا ۴ نفر» باشد، بلکه باید «جزء ۴ نفر» باشد.
    - بر اساس برخی منابع، جمله زیبای «علی با حق است و حق با علی»، آخرین جمله سفارشی مهم است از طرف پیامبر به شخص عمار؛ «ای عمار! بعد از من، فتنه*های بزرگی رخ خواهد داد. پس هر گاه با این فتن روبه*رو شدی، از علی پیروی کن که علی با حق است و حق با علی». این را نیز باید دقت کرد که عمار، توسط شخص رسول خدا به اسلام گروید و به نوعی تربیت شده خاص ایشان بود. با این همه در تحلیل عملکرد عمار در فتنه سقیفه، یکی هم اشاره به این شده که عمار مصلحت ندید با خلفا – بویژه در اوج ماجرای سقیفه- مخالفت سیاسی واضح کند. یعنی؛ عمار با اینکه تصمیم*گیری سقیفه را هرگز قبول نداشت، لیکن بنا به دلایل سیاسی از ابراز مخالفت آشکار خودداری کرد.
    - بعضی نیز از شک و تردید عمار در آن مقطع نوشته*اند.
    - کسانی هم ناظر بر پاره*ای واقعیت*ها، بنای*شان بر این اعتقاد است که رفتار عمار در فتنه سقیفه از جنس همان مصلحت سنجی*هایی بود که امیرالمومنین را به مشورت دادن با خلفای غاصب حق*شان کشاند.
    - عده دیگری نوشته*اند؛ عمار اندکی دیر و فقط با چند ساعت تاخیر به صحنه آمد. هر چند برای تاخیرش هیچ عذری نداشت.
    چهار/ ۴: گذشته از اینکه کدام یک از این روایت*های تاریخی، بیشتر منطبق بر واقعیت باشد، می*توان ۲ گونه از بحث نتیجه گرفت؛
    چهار/ ۴/ یک: می*توانیم به صدر* اسلام برگردیم و عمار را در مواجهه با ام*الفتن، لااقل همسایه بصیرت نخوانیم و… بعد، دچار آفت بصیرت شویم و به جای قلندری، قلدری پیشه کنیم و عمار را «عمار» ندانیم! و با بدترین روش ممکن دست به خالص*سازی بزنیم و عمار را… آری، حتی خود عمار را در عداد عماریون تلقی نکنیم! و هر وقت هم که آمد به نفع جبهه دوست، رفتار و گفتار بصیرت افزا ارائه داد، خطاب مولای متقیان را بر سرش آوار کنیم؛ «تو و دیگران برگردید که دیگر نیازى به شما ندارم…». البته می*دانم مضحک است، لیکن با تفکرات مغشوش حاکم بر بعضی گروه*های سیاسی، باید نشست و بررسی کرد؛ آیا عاقبت، عمار، «عمار» محسوب می*شود یا خیر؟!
    چهار/ ۴/ دو: جور دیگری هم می*توان نتیجه گرفت… و آن اینکه؛ چه بسا انسانی در فتنه*ای و در بهترین حالت ممکن، «او اربع» باشد اما در فتنه*های قبلی و بعدی، بهترین سایه و همسایه بصیرت خوانده شود. اصلا مصداق بصیرت شود و چنان عاقبت به خیر شود که امام اول ما در وصفش بگوید؛ «رحمت خدا بر عمار، روزی که اسلام آورد، روزی که شهید شد و روزی که برانگیخته خواهد شد».
    پنجم: نخستین فرزند شهید اسلام، البته از «ارکان اربعه شیعه» است؛ سلمان و ابوذر و مقداد و عمار. مگر این ۴ تن را می*توان از شیعه گرفت؟! ما هر چه از بصیرت داریم، مدیون تلاش ارکان شیعگی ماست. حالیا! چه آن روز که «علی (ع)» طلب یار کرد و چه آن روز که فرزند حکیم او «سیدعلی»، فقط «این عمار» نگفتند، لیکن اگر از دیروز تا امروز، «این عمار» بیشتر شنیده شده و از «عمار» سخن بیشتر گفته شده، حرف حکیمانه تاریخ است با ما. این حرف گمانم این است؛ آدمی می*تواند عمار باشد، حتی مصداق اولای بصیرت باشد، لیکن همه نمرات کارنامه*اش دقیقا ۲۰ نباشد. به شرط جبران، آدمی می*تواند در فتنه*های بعدی، از فتنه قبلی کارنامه بهتری داشته باشد. آدمی می*تواند در یک فتنه دچار تردید، تاخیر، سکوت، غفلت و اشتباه شود، لیکن در امتحانات آتی جبران کند. البته عکس این گزاره*ها نیز صادق است. آدمی می*تواند در ام*الفتنه جهان اسلام، حتی به نفع جبهه دوست، ترمز ببرد و شمشیر هم بکشد اما دست آخر، خودش و کشنده*اش رهسپار دوزخ شوند. باورم هست ۲ چیز در خراب کردن عاقبت آدمی نقش برجسته دارد؛ یکی، افراط حتی در راه دفاع از جبهه حق. دیگری پاسداری از جبهه حق اما با اغراض آلوده به حب و بغض. در وصف جناب زبیر، فکر کنم بشود این تعبیر را به کار برد که او صندلی حق را از خود حق بیشتر دوست می*داشت. امروز هم بعضی*ها بیشتر یار صندلی علی*اند، تا خود علی. قصه آقازاده*ها و صندلی بماند برای وقتی دیگر!
    ششم: در تعریف بصیرت گفته*اند؛ «رفتار و گفتار درست در وقت درست». شاید تعریف دیگر، بلکه آسان*تر بصیرت این باشد؛ «رفتار و گفتار نادرست انجام ندهیم». جناب عمار در باب بصیرت*افزایی، آنقدر که من خوانده*ام از ۲ شیوه پیروی می*کردند. یکی؛ روحیه دادن به جبهه خودی. دیگری مواجهه دقیق با جبهه دشمن. عمار برای دشمن، رجز بی*خود نمی*خواند. گاه استدلال می*کرد، گاه رجز درست می*خواند. واقعا این چه رجزی است که بیش از دشمن، برای دوست درد*سر درست می*کند؟! البته عمار رجز دشمن را برای دوست نمی*خواند! صف*بندی*ها را اشتباه نمی*کرد. از جمله اشتباهات بعضی گروه*های سیاسی این است که گاهی همه را با همان چوبی می*رانند که فقط باید سران فتنه را برانند. قطعا با هر کس به تناسب جرمش باید برخورد کرد. این و آن*که در فتنه دیر و با تاخیر به صحنه آمدند، جرم*شان جرم «ساکت فتنه» نیست. بصیرت گاهی یعنی دقت مضاعف روی خرج عناوین. کسی که دیر حرف زده اما عاقبت حرف زده، «ساکت فتنه» نیست. برای کسی که دیر حرف زده… یعنی؛ لااقل برای کسی که دیر حرف زده، راه جبران بسته نیست. این را، زندگی عمار به ما می*گوید. رسم بصیرت از اسم بصیرت مهم*تر است.
    هفتم: حال که فضا آرام*تر شده و صدا به صدا می*رسد، بد نیست وارد بعضی مصادیق شویم. متاثر از اتفاقی که یکشنبه کذایی در قم رخ داد، خیلی از عوامل، متاسف شدند و ابراز ندامت کردند. لیکن اصل*کاری*ها عذری نخواستند! کسانی که با عقاید حب و بغضی، از دیر به میدان آمده*های فتنه، در اذهان هواداران*شان، «دیو» ساخته*اند، مقصرین دانه درشت آن حادثه تلخ*اند. کسانی که مضاعف از فتنه، به دلایل سیاسی و گروهی و جناحی نیز علیه دیگر اصولگرایان، جبهه*بندی بی*لزوم می*کنند، مع*الاسف نه فقط عذری نخواسته*اند، بلکه حتی بعد از سخنان علمدار انقلاب، یکی*شان می*گوید؛ «اگر من بودم، به جای پرتاب مهر، مجلس را ترک می*کردم»!! دیگری می*گوید؛ «اگر من بودم اصلا فلانی را برای سخنرانی دعوت نمی*کردم»!! آن یکی، خوش*خیالانه می*گوید؛ «اگر رئیس قوه عذرخواهی نکند، دیگر دلیلی ندارم که او را از دیگر سران قوا بهتر بدانم»!! آنی فرض کنید اگر همه حزب*اللهی*ها می*خواستند از کانال جبهه*های سیاسی، حزب*ا*للهی باشند و خط بگیرند، به چه بلایی مبتلا می*شد بصیرت؟!
    هشتم: شکی نیست جریان اصولگرایی، پس از دوران کج*دار و مریز اصلاحات، منشأ خدمات فراوانی برای جمهوری اسلامی شد. قطعا خدمات شهرداری*ها، شوراهای شهر، مجلس و دولت، زاییده گفتمان اصولگرایی است. در گفتمان اصولگرایی، اصل بر «خدمت» است و الا از ولایت و بصیرت و سایر مفاهیم عالیه، هم جریان فتنه حرف می*زند، هم حلقه انحراف. فصل ممیزه جریان اصولگرایی از سایر دارو دسته*های سیاسی، اولا خدمت است، ثانیا خدمت بی*مزد و منت. بعد از دوره پر از حرف و حرافی اصلاحات، آن جریان*که مردم را بیش از پیش به «کار» و «کارآمدی» امیدوار کرد، جریان اصولگرا بوده است. تا امروز نیز مردم به کرات اعتماد خود را به لایه*ها و آدم*های مختلف جریان اصولگرا نشان داده و بارها به ایشان رای داده*اند. مع*الاسف از یکسو جریان فتنه و حلقه انحراف، دست در دست هم به تخریب گفتمان اصولگرایی مشغول*اند، آنقدر که دیگر احدی جرات نکند خود را اصولگرا بخواند! از سوی دیگر، به موازات این خیانت، باید غمگین غفلت دوستان داخل جبهه اصولگرایی باشیم. واقعا جریان اصولگرایی چند تا جبهه می*خواهد؟! و چرا این تخریب وحدت را لااقل نمی*کنیم به اسم منیت و غرور و قدرت انجام دهیم، نه عناوین مقدسی چون ولایت و بصیرت و عمار؟! «مندلی» یک جبهه داشت، این «صندلی» است که زیاد جبهه دارد! در جبهه مندلی، «مین» وحدت بچه*ها را خراب نکرد. چه بلایی بر سر شما آورده «میز»؟! جز این فضای مخدوش و هوای مغشوش، رهاورد دیگر صف*بندی*های شما چه بوده؟! واقعیت این است که احساسات ذاتا ناب هواداران*تان را، این همه جبهه*بندی غیر*لازم «سرکش» کرده. اگر هوادار شما روز ۲۲ بهمن، به جای آمریکا و اسرائیل، شعار علیه این و آن می*دهد- خیال می*کند کار درست انجام داده و ماجور است!- نتیجه رویه وحدت شکن شماست که اسمش را گذاشته*اید بصیرت!! که اسم*تان را گذاشته*اید عمار!!
    نهم: انتخابات ریاست*جمهوری نزدیک است. ملاک*های چهارگانه ساده*زیستی، استکبار ستیزی، ولایت پذیری و عدالت محوری، همیشه و همیشه ملاک*های محکمی برای رای دادن *است، لیکن از «محک تجربه» می*توان آموخت؛ چون فکر می*کنیم یکی نسبت به دیگران بیشترین ملاک*ها را دارد، دلیل نمی*شود الباقی را کلا طرد کنیم. الباقی را کلا طرد کنیم، او هم از ملاک*هایش عدول می*کند!! از «محک تجربه» می*توان آموخت؛ مدیریت دست بالا، صداقت، کارآمدی، فضای همدلی، اخلاق و… نیز در کنار ملاک*های چهار*گانه، بسی مهم و اساسی*ا*ند.
    ***
    این نوشته، تخریب وحدت نیست. به نقض غرض دچار نیامده. حتی*المقدور بنا بر تخریب تفرقه دارد، لااقل در اردوگاه اصولگرایی. این نوشته نکوداشت مقام عمار است. دل این قلم می*سوزد برای بصیرت. فتنه ۸۸ با همه ابعاد بزرگش، برابر ام*الفتن ماضیه محلی از اعراب ندارد. آقایان! حلقه*ای که شما تنگش کرده*اید، «نخستین فرزند شهید اسلام» را هم پذیرا نیست، چه رسد به ما آخرین*ها… بس کنید این بساط را. بس کنید! اگر «حزب*ا*للهی و مومن» هستید، بس کنید!
    حسین قدیانی| روزنامه وطن امروز
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  60. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1