کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 14 , از مجموع 14
  1. #1
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,751 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض مرحوم رجبعلی طاهری

    مهندس رجبعلی طاهری فرزند محمود در تاریخ 29 شهریور 1315 در شهر کازرون متولد شد و پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی برای ادامه ی تحصیلات به شیراز رفت. وی ضمن اشتغال به کسب و کار، تحصیلات متوسطه را در شیراز به پایان رساند. وی مبارزات انقلابی خود را از سال 1329 همزمان با اعدام انقلابی رزم آرا به دست فداییان اسلام با پخش تراکت «صنعت نفت باید در سراسر ایران ملی شود» آغاز کرد و در سال 1330 در قیام و تظاهرات 30 تیر علیه دولت قوام السلطنه و در حمایت از مصدق نقش فعالی داشت. او در زمستان سال 1332 پس از کودتای 28 مرداد به علت پخش تراکت علیه حکومت زاهدی بازداشت شد. وی همچنین در تاریخ 30 تیر 1333 به علت چاپ و پخش اعلامیه علیه رژیم شاه و دولت زاهدی و قرارداد استعماری کنسرسیوم و پیمان ننگین بغداد و خیانت های حزب توده بازداشت و به مدت 70 روز زندانی گردید.

    وی پس از اخذ دیپلم ریاضی از دبیرستان شاپور شیراز در سال 1335 به دانشکده ی فنی دانشگاه تهران راه یافت و تحصیلات خود را در رشته مهندسی راه و ساختمان شروع کرد. وی در دوران دانشجویی فصل جدیدی از مبارزات سیاسی، مذهبی خود را همزمان با آیت الله طالقانی در مسجد هدایت آغاز نمود. او علاوه بر این با شخصیت هایی چون مهندس مهدی بازرگان (استاد درس ماشین های حرارتی در دانشکده ی فنی) آشنا شده و مبارزات خود را در قالب فعالیت در انجمن اسلامی دانشگاه تهران و نیز جبهه ی ملی تداوم بخشید.

    وی نقش مهمی در تشکیل و توسعه ی انجمن های اسلامی دانشگاه ها (از جمله دانشگاه شیراز) و هیت های حسینی در تهران و شیراز داشت که از جمله می توان به همکاری مستمر وی با هیأت حسین مظلوم تهران (دیوانگان حسینی) از سال 1339 و هیأت اتحاد حسینی شیراز از سال 1344 اشاره کرد.

    مهندس طاهری در سال 1340 موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس مهندسی راه و ساختمان گردید و در سال 1341 به استخدام وزارت راه و ترابری درآمد.

    پس از کاهش فعالیت جبهه ی ملی و شروع نهضت روحانیت وی گروهی سیاسی، مذهبی با عنوان «مسلمانان دانشگاه تهران به رهبری حضرت آیت الله العظمی خمینی نائب المهدی (ارواحنا فداه) به منظور سرنگونی رژیم طاغوت و برقراری حکومت اسلامی و عدالت اجتماعی» را تشکیل داد. این گروه در سال های 1341 و 1342 با سایر گروه های اسلامی هماهنگ شده و جمعیت های مؤتلفه ی اسلامی را به وجود آورد.

    گروه مذکور که بیشتر با عنوان گروه مهندس طاهری شناخته می شد در تهران با آیت الله سید محمدحسین حسینی تهرانی (امام جماعت وقت مسجد قائم) و شهید مهدی عراقی و در شیراز با آیت الله صدرالدین حائری مرتبط بود. از جمله اقدامات این گروه می توان به انتشار اعلامیه های امام خمینی (ره) و سایر علما و مراجع، تکثیر سخنرانی های امام، بردن دانشجویان (به صورت فردی و گروهی) به دیدار امام خمینی، شرکت فعال در تظاهرات (از جمله قیام 15 خرداد 42)، صدور اعلامیه هایی با عناوین مختلف خصوصاً عنوان «مسلمانان دانشگاه تهران»، تشکیل جلسات مذهبی و سیاسی در تهران، شیراز و کازرون، تشکیل تیم های مسلح برای مواقع لازم و ضروری و اعزام افرادی به فلسطین جهت آموزش های نظامی و چریکی و... اشاره کرد.

    وی پس از بازگشت به شیراز ضمن حفظ ارتباط با مبارزان تهران و نیز امام خمینی در خارج از کشور، محوریت بسیاری از فعالیت های انقلابی در سطح استان را بر عهده داشت. او در شیراز قعالیت های سیاسی خود را در پوشش شرکت مهندسی اتقن سامان می بخشید.

    چاپ و توزیع اعلامیه های امام خمینی و سایر علما و مراجع تقلید، تحریک برخی از علمای شیراز به اقدامات سیاسی و صدور اعلامیه های ضدرژیم، صدور اعلامیه های سیاسی علیه رژیم با عناوینی چون «مسلمانان مبارز شیراز»، «مجاهدین اسلام»، «مسلمانان دانشگاه» و...، برنامه ریزی جهت تخریب مراکز فساد، برگزاری جلسات سیاسی در قالب مراسم دعا و زیارت، ایراد سخنرانی های سیاسی، برگزاری جلسات تفسیر قرآن، تأسیس و یا همکاری در تشکیل و اداره ی انجمن های اسلامی دانش آموزان، دانشجویان و مهندسین، راه اندازی انجمن ها و صندوق های خیریه، تسخیر ساواک شیراز، خلع سلاح کلانتری 3 و شهربانی مرکزی شیراز و... گوشه ای از فعالیت های سیاسی او در شیراز است.

    مهندس طاهری علاوه بر دو بازداشت صورت گرفته در دهه ی 30 به علت مبارزات گسترده علیه رژیم از سال 1342 تا 1357 هفت مرتبه ی دیگر بازداشت شد که مجموعاً چهار سال و نیم طول کشید. این موارد عبارت است از؛

    1. بازداشت در تاریخ 17 خرداد 1342 در تهران

    2. بازداشت در تابستان 1345 در شیراز

    3. بازداشت در آذر 1348 در تهران و محکومیت به 11 ماه زندان به جرم ملاقات با امام خمینی در نجف

    4. بازداشت در تاریخ 9 تیر 1351 و محکومیت به سه سال زندان در زندان عادل آباد شیراز به جرم چاپ و پخش کتاب ولایت فقیه امام خمینی و تشکیل گروه معروف به «گروه 9 تیر»

    5. بازداشت در خرداد ماه 1357

    6. بازداشت در 21 مرداد ماه 1357 و سه ماه زندان به جرم محرک بودن در حوادث خونین مسجد نو (شهدا) شیراز

    7. بازداشت در اول آذر ماه 1357 و 45 روز زندان به جرم محرک بودن در درگیری های خونین مسجد حبیب شیراز

    وی همواره بر اصالت اسلامی مبارزه تأکید داشت و به همین دلیل حتی در زندان نیز به اقامه ی جماعت، برگزاری کلاس های اعتقادی و مبارزه با گروه های انحرافی از قبیل مارکسیست ها و سازمان مجادهین خلق می پرداخت.

    سازمان مجاهدین خلق نیز چند مرتبه اقدام به ترور وی کرد اما این ترورها همواره با ناکامی مواجه می شد.

    مهندس طاهری پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مسئولیت های مهمی را بر عهده گرفت. وی اولین فرمانده ی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان فارس و اولین نماینده ی مردم کازرون در مجلس شورای اسلامی بود. او در دوران نمایندگی خود به در سه کمیسیون «طرح های انقلابی»، «مسکن و شهرسازی و راه و ترابری» و «صنایع، معادن و نفت» عضو بود.

    وی مؤسس حزب جمهوری اسلامی در شیراز و اولین دبیر حزب در این شهر بود. او در دوران نمایندگی خود به عضویت شورای مرکزی موقت حزب در تهران درآمد و در اولین کنگره ی حزب به عنوان ذخیره شورای مرکزی موقت حزب انتخاب شد.

    مهندس طاهری اولین نماینده ای بود که لزوم استیضاح ابوالحسن بنی صدر (اولین رییس جمهوری اسلامی ایران) را مطرح کرد.

    از دیگر سوابق طاهری می توان به مسئولیت واحد قوه ی مقننه و عضویت دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی، مشاورت ستاد کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، عضو شورای مرکزی کمیته امداد امام خمینی، عضویت در هیأت امنای بنیاد رسالت، مشاورت وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در امور مجلس، مشاورت سازمان صنایع دفاع در امور مهندسی، بازرس فنی وزارت راه و ترابری، مجری طرح قدس، دبیری جامعه ی اسلامی مهندسین، مسئولیت دفتر امام جمعه سابق شیراز و... اشاره کرد.

    او در سال 1373 نیز به راه اندازی نشریه ای با عنوان «انتظار» اقدام کرد. حدود 47 شماره از این نشریه تا پایان حیات وی منتشر شد.

    مهندس طاهری در عرصه ی اقتصاد و سیاست صاحب نظر بود. او علاوه بر نمایندگی مردم کازرون در مجلس اول در انتخابات مختلفی از جمله انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در استان فارس (سال 1358)، انتخابات دوره های دوم (سال 1363) سوم (سال 1367) و چهارم (سال 1371) مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه ی شیراز، انتخابات ششمین دوره ریاست جمهوری (سال 1372) و انتخابات مجلس پنجم (سال 1375) از حوزه ی انتخابیه ی تهران نامزد بود. او در نهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری (سال 1384) نیز نامزد شد اما احتمالاً بخاطر ضعف شدید بینایی صلاحیت وی احراز نگردید.

    طاهری در روز 24 مهر ماه 1392 (مصادف با عید سعید قربان) پس از چهار روز کما در سن 77 سالگی دار فانی را وداع گفت.

    طاهری انسانی بسیار مؤمن و مقیّد به آداب دینی بود. تاکنون دو اثر با عناوین «شناخت و حرکت» و نیز «خاطرات رجبعلی طاهری» از وی منتشر شده است.
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  2. #2
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,751 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    ایشون اخیرا به رحمت خدا رفتن ، روحشون شاد .
    دوست داشتم صفحه ای برای ایشون درست بشه توی تالار ، هر چند انتظار داشتم به خاطر حمایت هایی که توی جریان بمب گذاری از کانون داشتن
    کانون توی صفحه ی دات کام چند خط پیام تسلیت بده ، من شروع کردم . اگه دوستان این صفحه رو کاملتر کنن که خدا رو شکر و الا در همین حد وسع ما
    از این پیر عدالت خواه انقلابی تجلیل شده باشه هم بد نیست.
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  3. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۷
    محل سکونت
    زمين
    نوشته ها
    2,535
    امتیاز : 63,430
    سطح : 100
    Points: 63,430, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 18,824
    تشکر شده 11,753 در 2,258 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    پست به این بلندی رو که نمیشه خوند!
    خلاصه بزنید تا استفاده کنیم.



  4. #4
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,751 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    پيام تسليت رييس جمهور به مناسبت درگذشت مهندس رجبعلي طاهري

    حجت الاسلام والمسلمين دکتر حسن روحاني رييس جمهور در پيامي درگذشت مهندس رجبعلي طاهري را تسليت گفت
    متن پيام دکتر روحاني به اين شرح است:

    بسم الله الرحمن الرحيم

    در گذشت مهندس رجبعلي طاهري از مبارزان ديرين انقلاب و ياران صديق امام و رهبري و خدمتگزاران نظام مقدس جمهوري اسلامي را به دوستان و همرزمان و خانواده محترم ايشان تسليت مي گويم.
    از درگاه ايزد منان رحمت و غفران الهي را براي آن مرحوم مسالت دارم.
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  5. #5
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-شهریور-۱۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    348
    امتیاز : 5,825
    سطح : 49
    Points: 5,825, Level: 49
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 125
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures5000 Experience Points1 year registered
    تشکر کردن : 1,127
    تشکر شده 874 در 277 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بله ایشون رو میشناختم یعنی از رفقای قدیمی پدر بودن و البته رفت و آمد خانوادگی داشتیم
    خدا رحمتشون کنه !!! روزی که فوت کردن روزه بودن !!! لحظه افطار سکته کردن و بعدم که صبح روز عرفه لبیک گفتن ....
    تو قضیه انفجار کانون برای من حضورشون واقعا التیام بود ....
    بر سنگ مزارم بنویسید:
    آبی تر از آنیم که آیینه ببینیم
    از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
    تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
    شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم ...

  6. #6
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,751 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    کاندیدای ریاست جمهوری سال 72



    taheri-rajabali.jpg
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  7. #7
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,751 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    رهبر معظم انقلاب درگذشت رجبعلی طاهری را تسلیت گفتند
    حضرت آیت*الله خامنه*ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور پیامی درگذشت مهندس رجبعلی طاهری را تسلیت گفتند.
    به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت*الله خامنه*ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور پیامی درگذشت آقای مهندس رجبعلی طاهری را تسلیت گفتند.
    بر اساس این گزارش متن پیام معظم له به این شرح است:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    درگذشت دوست دیرین مرحوم آقای مهندس رجبعلی طاهری را که از مجاهدان با اخلاص در دوران اختناق و در دوران انقلاب و پس از آن بودند به خانواده*ی محترم و همه*ی بازماندگان و دوستان ایشان تسلیت میگویم و رحمت و پاداش الهی را برای آن مرحوم از خداوند متعال مسئلت میکنم.

    سیدعلی خامنه*ای



    25 مهر 1392



    انتهای پیام/
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  8. #8
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,751 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض


    به روایت تصویر




    نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی

    taheri-rajabali3.jpg
    کاندیدای نمایندگی دوره ششم ریاست جمهوری

    taheri-rajabali2.jpgtaheri-rajabali3.jpg
    ویرایش توسط علی علوی : چهارشنبه ۰۱ آبان ۹۲ در ساعت ۲۲:۲۲
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  9. #9
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,751 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    مقدمه: این نکته را بایستی عنوان نمایم که هر چه در این ستون چاپ شده است مصاحبههایی است که خود [مهدي اسدزاده] انجام دادهام و فایل صوتی آن نیز موجود است.

    قسمت اول

    بعد از آن که غائله نهضت قشقاییها با شکستشان در شیراز و در ادامه شکست کلی نهضت و فرار سران آنان از کشور، به دلیل ناامن بودن اوضاع، به همراه خانواده به شیراز رفتیم. یکی دو سالی آن جا بودیم تا آن که کشور به حال آرامش رسید و دوباره به کازرون برگشتیم. اما به دلیل ادامه تحصیل، برادرم در شیراز ماند و من نیز چندی بعد به شیراز برگشتم.

    شیراز به عنوان یکی از شهرهای مهم ایران، معمولاً از پی تشکیل هر تشکل سراسری، یکی از جایگاههای مهم آن میشد. به همین دلیل مقارن همین ایام در شیراز محمود پیمان و آقای شریعتمداری و .... دست به تشکیل حزب ایران(1) زدند.

    حزب ایران، حزبی بود کاملاً ناسیونالیست و ملیگرا که از همه اقوام و مذاهب نیرو میگرفت و تنها شعارش «داد (عدالت)، نان، کار» بود.

    با تاسیس حزب ایران در شیراز برادرم به عضویت آن درآمد و من نیز دورادور دستی بر آتش گرفتم و اولین فعالیتهای سیاسیام را از آن جا آغاز کردم.

    شاید بتوان گفت اولین فعالیتهای سیاسیام را در سال آخر ابتدایی آغاز کردم. در آن سال بود که کارتهایی را با عناوین ملیگرایانه، احزاب جبهه ملی چاپ و پخش میکردند. تعدادی از این کارتها را که روی آن معمولاً نوشته شده بود «صنعت نفت باید سرتاسر ایران ملی شود» را از طریق برادرم گرفته بودم و در مدرسه فرصت شیرازی توزیع میکردم که به همین دلیل به عنوان معدود دانشآموزان سیاسی شناخته شدیم.

    اندکی بعد به دلیل مخارج سنگین زندگی، به کازرون برگشتم و در کنار پدر مشغول به کار شدم. برادرم اما در شیراز ماند. وقتی به کازرون برگشتم، کنار دست پدر در مغازهاش مشغول به کار شدم.

    هنوز از آمدنم به کازرون چیزی نگذشته بود که حزب ایران در کازرون نیز تاسیس شد. که از همان بدو تاسیس پدرم نیز به عضویت حزب درآمد. که باز من در اوایل تنها دستی بر گردونه سیاست داشتم.

    شهر بسیار پر هیاهو بود. تشکیل حزب در کازرون برای بسیاری از مردم، به شدت هیجانآور بود. بالاخره زمان افتتاح حزب مشخص و قرار شد تا دکتر سنجابی(2) برای افتتاح دفتر حزب به کازرون بیاید. از همین زمان تبلیغات حزب در کازرون شروع شد که در واقع نقطه آغاز نهضت ملی در کازرون بود.

    مردم مشتاقانه منتظر رسیدن دکتر سنجابی بودند. دکتر که آمد غلغلهای میان جمعیت استقبالکننده به وجود آمد و همه در تکاپو بودند تا این یار مصدق را ببینند.

    سنجابی پس از افتتاح حزب به سخنرانی پرداخت که بعضاً با هیجانات مردمی روبرو شد. سوت و کف و ....

    هر چند خود به عضویت حزب در نیامده بودم و تنها هوادار سادهای برای آن بودم.

    اندکی پس از افتتاح حزب در کازرون محمد نخشب(3) از اعضای بلندپایه حزب در مقابل سایر اعضا قرار گرفت که سرانجام به جدایی اسلامگرایان شد.

    دلیل جدا شدن نخشب این بود که او خط مشی اسلامی داشت و حزب به اصول و ایدئولوژی اسلامی پایبند نبود. او حزب مردم ایران را پی گذاشت که این امر در سراسر کشور باعث جدایی بعضی از اسلامگرایان از حزب ایران و پیوستن به حزب مردم ایران شد.

    در شیراز نیز با انشعاب شریعتمداری و پیمان که از موسسین حزب ایران بودند و تشکیل حزب مردم ایران در شیراز، اغلب افراد مسلمان به حزب مردم پیوستند که از آن جمله برادرم دکتر محمد حسن طاهری بود که آن زمان سالهای آخر دانشآموزی را طی میکرد.

    چندی بعد به واسطه برادرم در کازرون نیز این انشعاب رخ داد و منوچهر مظفریان، حبیب معنویان، من و دکتر هاشمی حزب مردم ایران را بنیان گذاشتیم. هر چند پدرم در حزب ایران به عنوان یکی از اعضای فعال ماند.

    این انشعاب در سراسر کشور، هر چند باعث جدایی عدهای از حزب ایران شد ولی این تنها در بعد مسایل اصولی و ایدئولوژیک بود و از نظر سیاسی نه تنها در مقابل هم نایستادند بلکه در کنار هم برای ملی شدن کشور مبارزه میکردند و اتحاد و همدلی و برادری و دوستی همچنان مثل سابق بود.
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  10. #10
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,751 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    قسمت دوم

    سالهای 28 و 29 یکی پس از دیگری در حالی میگذشتند که بحث ملی شدن صنعت نفت از مجلس فراتر میآمد و در میان مردم کوچه و بازار به عنوان بحث اصلی و روز جای میگرفت. احزاب که دیگر جای خود را داشتند.

    اسفند سال 1329 رو به اتمام بود. نفت که دیگر از یک نوع ماده سوختنی فراتر رفته بود و نمودی شده بود برای استقلال ملی.

    همه مردم خود را همچون سالهای قبل در حال خمودی و رخوت برای برپایی عید نوروز آماده میکردند.

    روز شانزدهم اسفندماه آن سال قبل از ظهر بود که فریاد فرو خورده ملت ایران با نفیر گلوله خلیل طهماسبی در تهران به خروش آمد.

    خبر ترور رزمآرا در مسجد ختم آیتا... فیض در میان مردم غلغلهای همراه با یک شوک بزرگ را نه تنها درون مرزهای ایران به وجود آورد، که در خارج از کشور نیز این فریاد رسای ملت گوش همگان را کر کرد. هر چند باید این را نیز گفت که ترور آقای نخستوزیر موجی از تشویش و اظطراب را هم به میان مردم آورد.

    این ترور مثل همه ترورها اثرات متفاوتی را در بین طبقات مختلف مردم به وجود آورد که بعضی از آنها مثبت و بعضی منفی بودند.

    چندین سال بعد، زمانی که به دلیل مبارزات سیاسی دستگیر شده و با عزتا... سحابی هم بند گردیدم، سحابی برایم از روزهای نهضت میگفت: «در آن ایام نواب صفوی به دیدن مصدق آمد، به مصدق و سایر نمایندگان جبهه ملی گفت چرا معطلید؟ چرا کاری نمیکنید؟ مشکل شما چیست؟ مصدق به نواب صفوی گفت: مشکل ما رزمآراست. نواب صفوی نعلبکی استکان چایش را از زیر استکان برداشت و بر روی استکان گذاشت و قاطعانه گفت: حل است. چند روز بعد رزمآرا ترور شد.»

    این خبر تاثیر بسیار بدی بر روی شاه گذاشت، و شاه را سراسیمه کرد. این بود که تنها حدود 10 روز بعد از دفن رزمآرا در روز 29 اسفند 1329 در شب عید، عیدی ملوکانه از سر ذلالت و بدبختی و واماندگیاش به مردم رسید و نفت ملی شد.

    دکتر مصدق، مهندس مهدی بازرگان، که آن زمان استاد ترمودینامیک دانشگاه تهران بود، را به عنوان مسئول هیئت خلع ید از انگلیس راهی آبادان نمود.

    ملی شدن صنعت نفت، نه تنها دست انگلیس را از نفت جنوب قطع نمود که یک تودهنی هم به ایادی شوروی یعنی حزب توده در ایران بود چرا که آنها به دنبال واگذاری نفت شمال به شوروی بودند.

    ملک و ملت ایران، عید آن سال را بسیار شیرینتر از هر سال جشن گرفتند. عیدی که با مجاهدت فداییان اسلام، به کام ملت شیرین شده بود.

    اندکی بعد مجلس دکتر محمد مصدق را به عنوان نخستوزیر به شاه معرفی نمود که شاه در کمال استیصال مجبور به قبول آن شد.

    از همین زمان دو جریان شروع به سنگاندازی، تمسخر و استهزا دولت مصدق گرفتند. تودهایها و سلطنتطلبها. این امر در شهر ما هم وجود داشت. حزب توده که هنوز عمر زیادی در کازرون نداشت به تبلیغ علیه مصدق و اهانت و تمسخر و استهزا مصدق پرداخت و در مقابل این حزب مردم ایران و حزب ایران بودند که به شدت با آنها مقابله، و از دولت مصدق حمایت میکردند .

    این اوضاع ادامه داشت تا تیر 1330. یعنی حدود 4 ماه بعد. شاه که با دیدن اوضاع به این صورت وهم و گمان برش داشته بود که مصدق و نهضت ملی برای همیشه رو به پایان است در اقدامی نسنجیده مصدق را برکنار کرد.

    این امر جو جامعه را بسیار متشنج و پرهیاهو کرد، و به ناگاه همه ایران بلند شد تا به دنیا ایستادگی خود را در برابر استعمار و استبداد نشان دهد.

    آیتا... کاشانی با حکم این که اگر ظرف 24 ساعت مصدق برنگردد کفنپوش به خیابان میآیم. بر حمایت خویش و جریان اسلامگرا از مصدق تاکید ورزید.

    در پی این حکم احزاب و شخصیتهای ملی و مذهبی در حمایت از مصدق وارد میدان شدند.

    ما نیز در حزب مردم ایران و دوستان ما در حزب ایران در شهرستان کازرون برنامهریزیهای لازم را نمودیم و قرار شد به صورت سراسری در روز 30 تیر وارد میدان شده و یک تظاهرات با شکوه را برپا کنیم.

    روز 30 تیر بود. میدان خیرات(میدان شهدای فعلی) پر شده بود از مردمی که آمده بودند تا حمایت خود را از مصدق اعلام کنند. کنترل مردم توسط ما یعنی حزب مردم ایران و دوستان ما در حزب ایران صورت میگرفت.

    از ابتدای صبح جمعیت آمده بود. هر لحظه بر جمعیت تظاهرکنندگان افزوده میشد. دیگر کار برای ما که به نوعی انتظامات این حرکت بودیم مشکل میشد.

    حوالی بعد از ظهر میدان شهدا دیگر جای سوزن انداختن نبود. حتی خیابانهای اطراف نیز مملو از جمعیت بود. پلاکاردها در حمایت از مصدق و کاشانی و نهضت ملی شدن صنعت نفت بود. دیگر خبری از شعارهای حزبی نبود. شعارهای سیاسی هم که از مدتها قبل توسط احزاب و سیاسیون داده میشد رنگ باخته بود. همه آمده بودند تا سرنوشت خود و مملکت خود را، در دست بگیرند. آمده بودند تا بگویند ما مستقلیم. ما استقلال میخواهیم. این آرزویی بود که 200 سال در پی آن بودند. خونها دادند و خونها ریختند. اما سرانجام مشروطه چه شد. به رضاخان منتهی شد. مردم آمده بودند تا بار دیگر مشروطه را احیا کنند. همین. میخواستند قانون اساسی را زنده کنند. همین.

    آن روز چند نفری سخنرانی کردند و روحیه مردم را بالا میبردند. عدهای هم شعار میدادند. هر چند به درستی به یاد ندارم چه کسانی سخنرانی کردند، اما این یادم هست که همه در مورد این صحبت میکردند: صنعت نفت، استقلال ملی و این که مصدق استقلال ملی را برگردانده است.

    شاید اگر بخواهم شعار دیروز را با امروز مقایسه کنم باید بگویم: صنعت نفت ملی حق مسلم ماست.

    حول و حوش غروب بود، که تلگرافی به کازرون رسید. این تلگراف حکایت از این داشت که شاه مصدق را به نخستوزیری برگردانده است.

    خوانده شدن این تلگراف در میدان خیرات، تجمع مردم را شکست و مردم با لبخند رضایت و شادی به خانهشان برگشتند.

    بیگمان این بزرگترین شیرینی بود که به آنها داده شد.

    هنگامی که قرائت تلگراف تمام شد، فریاد شادی مردم، از هر گوشه شهر برخواست. آن لحظه انگار تمام دنیا را به مردم داده بودند.

    برگشتن مصدق به نخستوزیری، و قیام سی تیر سال 1330 را باید نقطه عطفی در تاریخ مردمسالاری ایرانیان دانست.

    نقطهای که بر اثر مقاومت مردم در برابر استبداد و استعمار به نقطهای تاریخی بدل شد که هیچگاه از تاریخ این مرز و بوم پاک نخواهد شد.
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  11. #11
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,751 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    قسمت سوم

    از همان بدو تاسیس حزب ایران نشریه ملت از سوی این حزب منتشر میشد، که از همان آغازین روزهای تاسیس حزب ایران در کازرون نیز توزیع شد.

    ارگان حزب مردم ایران هم هفتهنامهای به نام مردم ایران بود که این نشریه نیز با تاسیس حزب مردم ایران در کازرون، در سطح شهر پخش میشد.

    علاوه بر این دو حزب، حزب توده هم که توسط... در کازرون تاسیس شده بود از حدود سالهای 28-29 فعالانه در عرصه سیاسی کازرون کار میکرد. اینها نیز برای خود نشریهای داشتند که به صورت داخلی و محرمانه بود.

    از صبح 30 تیر سال 1330 علاوه بر این که مردم در میدان خیرات تجمع کرده بودند، عدهای نیز در ساختمان پست و تلگراف کازرون، که فاصلهی چندانی هم با میدان خیرات نداشت متحصن بودند. این افراد از همان ساعات اولیه روز که تجمع مردم کازرون شروع شد، دست به کار شده و اخبار حضور مردم غیور کازرون در حمایت از نهضت ملی و شخص دکتر مصدق به نقاط دیگر کشور به خصوص شیراز و تهران مخابره مینمودند.

    از طرف دیگر نیز لازم به ذکر است که اخبار شهرهای دیگر کشور نیز به کازرون مخابره میشد و توسط این عده به سمع مردم میرسید. به این صورت که عدهای اخبار واصله به پست و تلگراف کازرون را از تلگرافخانه دریافت کرده و به سخنرانان و گردانندگان مراسم تجمع میدادند تا در جمع مردم متحصن خوانده شود. همین افراد اخبار جدید را میگرفتند و به تلگرافخانه میبردند تا به نقاط دیگر کشور مخابره گردد.

    حدود بعدازظهر بود که خبر برگشت مصدق به نخستوزیری به کازرون رسید و این خبر به سرعت به میدان خیرات و مردم تجمعکننده رسید. رسیدن این خبر موجی از شادی و نشاط را به میان مردم آورد.

    باید گفت این مقاومت مردمی، در حالی صورت میگرفت که در طی چهار ماه نخستوزیری دکتر مصدق، گروهها و احزاب مخالف بسیار فعالانه و حتی بیشتر از طرفداران مصدق فعالیت میکردند و با توجه به در دست داشتن اکثریت مطبوعات کشور، جو بسیار مسومی را علیه مصدق درست کرده بودند.

    حزب توده از جمله احزاب بسیار شناخته شدهای بود که شمشیر را از رو بسته بود و سعی داشت تا دولت را به هر نحو ممکن تخریب نماید.

    در استان فارس و به خصوص در شیراز حزب برادران خصومتی شدید با دولت ملی مصدق داشت. این خصومت در حزب برادران چهرهای مذهبی هم به خود گرفته بود. چرا که این حزب توسط شخصیتی روحانی به نام آیتا... سیدالهاشمی راهاندازی و ادراه میشد. که از مجتهدین به نام شیراز و استان فارس بود و محبوبیتی نیز در بین عامه مردم داشت.

    این حزب درست است که در کازرون پاتوقی نداشت و ظاهراً وجود رسمی نداشت اما نباید طرفدارها و سپاتهای غیررسمی آن را فراموش کرد، که این افراد خط و خطوط حزب برادران را در کازرون دنبال مینمودند.

    در کل میتوان گفت در استان فارس و به تبع آن کازرون دو جریان عمده از همان سال 29 و به خصوص در طول این چهار ماه علیه مصدق کار میکردند، یکی حزب توده بود و دیگری حزب برادران. این دو بیشترین حملات و توهین و لودگیها را علیه مصدق و دولت ملی و طرفداران و مبارزان حتی آیتا.. کاشانی و فداییان اسلام صورت میدادند.

    از طرفی ما و دوستانمان در حزب مردم و ایران نیز در حمایت از مصدق و جریان مبارزات ملی ایران هر چه از دستمان برمیآمد انجام میدادیم.

    مثلاً از جمله کارهایی که در این ایام کردیم چاپ و انتشار و توزیع اتیکت و بروشور و تراکت و ... بود.

    علاوه بر ما که حامیان مصدق و دولت بودیم و در سطح شهر خودمان فعالیت داشتیم، رادیو هم در دست دولت بود و شاید این تنها رسانهای بود که مصدق میتوانست بی هیچ ترس و هراس و سانسوری در آن به تبیین مواضع خود برای مردم سراسر ایران بپردازد.

    غیر از رادیو و چند نشریه که آنها نیز صددرصد در اختیار نهضت نبودند و بسیار میشد دید که آنها هم علیه مصدق کار میکنند، باید گفت بقیه رسانهها اعم از داخلی که آن روز بیشتر نشریات بودند و رسانهها خارجی از رادیو بی بی سی گرفته از بلوک غرب تا رادیو شوروی از بلوک شرق یعنی از شرق تا غرب عالم همه علیه مصدق و نهضت ملی مردم ایران بودند.

    اینها نه تنها علیه مصدق فعالیت مینمودند که سعی در ایجاد تفرقه و شکاف بین رهبران نهضت و صفوف مستحکم مردم داشتند و در این را هر چیز را بر خود حلال کرده بودند.

    شاه که فکر میکرد این همه فعالیت اجنبی و دشمنان و منافقان داخلی جواب داده است در یک اقدام نسنجیده حکم نخستوزیری مصدق را پس گرفته بود، اما حال به خوبی میتوانست ببیند که همه آن تبلیغات نه تنها به نفع او نشده که به ضررش نیز تمام شده است. چرا که با نخستوزیر کردن قوامالسلطنه موج خروشان مردم ایران را بر علیه خود به خیابانها کشانده بود.

    در پی حکم جهاد آیتا... کاشانی و ورود او به صحنه سه روز مقاومت مردمی در سراسر کشور شروع شد و این امر بود که شاه عرصه را بر خود تنگ دید و مجبور شد تا بار دیگر حکم نخستوزیری مصدق را امضا کند. او مجبور بود از این به بعد به حکم مصدق سلطنت کند و نه حکومت.

    در این چند روز به خوبی به یاد دارم که مردم کوچه و بازار کسب و کار را رها میکردند، مغازهها تعطیل بودند و مردم در میانه گود مبارزه بودند.

    شاید کازرون از معدود شهرهایی بود که به این شکل همه جانبه وارد میدان گردید.

    یکی از کارهایی که مردم کازرون در طی این چند روز انجام میدادند این بود که آدمکی را با کاه درست کرده بودند و لباسی چونان قوامالسلطنه بر تنش نمودند و سوار بر الاغش کرده و در شهر چرخاندند. و شعار میدادند: یا مرگ یا مصدق
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  12. #12
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,751 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    قسمت چهارم
    از اولین روزهای پس از 30 تیر 1330 توطئه های داخلی و خارجی علیه دولت مردمی مصدق شروع شد. در این بین، حزب توده و سلطنتطلبان بیشترین حملات را علیه مصدق انجام میدادند.

    فشارهای خارجی که بیشتر از سوی انگلیس و در مقام بعدی شوروی علیه مصدق، بیشتر شده بود. انگار همه و همه دست در دست نهاده بودند تا ملت را سرکوب کنند.

    عدهای نفوذی و از خودبیگانه نیز دور مصدق و کاشانی را گرفته بودند تا این دو، یا به طور واقعیتر و بهتر مذهب را علیه ملت و ملت را علیه مذهب و مذهبیون و ملیون را در مقابل یکدیگر قرار دهند. البته قابل ذکر است که در اکثر نقاط کشور و از جمله کازرون این اختلافات وجود نداشت و همه یک ید واحد بودند یعنی بحث، بحث ملی بود و اصلاً ملی بودن را جزیی از مذهب خود میدانستند. این اختلافات بیشتر در تهران و بین سران نهضت بود تا بین مردم و شهرهای کوچک.

    حمایتهای مردمی:

    در پی حملات و سنگاندازیهای مخالفین و دشمنان ملت، مصدق در هر مورد بلافاصله برای حل آن مسئله و بحران، دست به دامان ملت میشد و از ملت میخواست تا وارد عمل شوند. مردم سراسر کشور هم که دولت و دولتمردان را از خود میدانستند و این که حفظ این دولت را حفظ شرافت و عزت و غیرت و همیت و ملیت خود تلقی میکردند سریعاً وارد عرصه شده و خیابانها مملو از جمعیتی میشد که در حمایت از مصدق شعار میدادند. دقیقاً مثل حضور مردم در راهپیماییهایی مثل راهپیمایی روز 22 بهمن یا روز قدس، در ایام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی. البته مردم کازرون، از جمله شهرهایی بودند که جلوتر و پیشتازتر از سایر شهرها حرکت میکردند. کسبه و بازاریان بلافاصله مغازههای خود را تعطیل میکردند و مردم هم از وسط بازار شروع به حرکت مینمودند. از هر سوی بازار (از هر ورودی) حرکتهای مردمی شروع میشد و به سوی میدان خیرات( شهدای فعلی) میآمدند.

    در میدان خیرات تجمع مردمی برگزار میشد و یکی دو نفر همیشه از سوی حزب ایران یا مردم ایران در توجیه عملکرد و تشریح صحبتها و عملکرد و چرایی آن سخنرانی میکردند.

    عدهای هم به پست و تلگراف رفته و حرکتهای خودجوش مردمی در حمایت از مصدق را به تهران مخابره میکردند.

    این عوامل باعث شد تا دشمنان ملت، سریعاً عقب نشسته و به خواستهای مصدق تن در دهند.

    وضعیت اقتصادی در دوران مصدق:

    مصدق توانسته بود اقتصاد ایران را بهبود بخشیده و اقتصادی محرک و سالم را به نمایش بگذارد. چیزی که با گذشت بیش از نیم قرن از آن دوران، دیگر ایران اقتصادی را به آن بالندگی به چشم خود ندیده است.

    آن ایام من در مغازه پدرم در بازار کازرون مشغول بودم و به عینه شاهد که علیرغم آن همه تحریم خارجی و احتکار داخلی، بازار رونق خوبی داشت و کسب و کار بسیار عالی بود. قدرت خرید مردم روز به روز بالاتر میرفت و همه مردم از وضعیت اقتصادی راضی. زیرا که به چشم خود میدیدند و احساس میکردند و شاید بتوان گفت این وضعیت اقتصادی خوب، دلیلی بر حمایتهای مردمی از دولت مصدق بود.

    در آن زمان، حتی آشغالهای ما هم صادر میشد. به عنوان مثال در آن ایام شرکتی ایرانی بود که پوست انار میخرید و عدهای از همان شرکت مامور، که در شهرها و دهات پوست انار بخرند و آن را به شرکتهای رنگسازی آلمانی میفروختند.

    شرکت آلمانی از این پوست انارها برای ساخت رنگ استفاده میکرد. این هم یک نوع اشتغالزایی بود و هم درآمد. در آن زمان به یاد دارم که در این کازرون خودمان حتی فضلههای سگ و گربه را هم جمع میکردند و به افرادی که مامور خرید آنها بودند و میفروختند و آن شرکتها هم آنها را صادر میکردند.

    عدهای بسیار از همین طریق ارتزاق مینمودند. یک ممر درآمدی هم بود برای دولت.

    بهتر وضعیت اقتصادی آن است که واردات و صادرات با هم به تعادل برسند و در واقع در آن زمان صادرات و واردات با هم برابر شده یعنی بهترین حالت در اقتصاد یک مملکت.
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  13. #13
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,751 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    قسمت پنجم

    اولین سالروز قیام 30 تیر:
    اولین سالروز قیام 30 تیر 1330 در حالی برگزار میشد که بین بسیاری از رجال مذهبی و ملی و سیاسیون که از رهبران نهضت ملی بودند اندک اختلافاتی مشاهده میگردید.
    این اختلافات علیالظاهر بیشتر مربوط به سلایق مختلف بود، ولی علیرغم همه این اختلافات، همچنان همه در کنار هم بودند.
    مردم شادمان از پیروزی سال قبل، به یکدیگر خبر میدادند تا برای برگزاری اولین سالروز قیام ملت ایران و پیروزیشان جشن بگیرند.
    ما نیز در حزب مردم ایران و دوستانمان در حزب ایران فعالانه در تکاپو بودیم تا اولین جشن سالروز پیروزی و یک سال مقاومت ملی را به بهترین وجه و باشکوه برگزار نماییم.
    از جمله کارهایی که میکردیم این بود که تراکتها، بروشورها و اتیکتها و نشریات حزب مردم ایران و حزب ایران و یا بیانیههای دکتر مصدق و آیتا... کاشانی و سایر رجال نهضت را چاپ کرده و در میان مردم توزیع مینمودیم. یا در بازار با همکاری کسبه و بازاریان (یا بهتر است بگویم آنها به کمک ما چون بازاریان کازرون همیشه خودشان پیشتازتر از احزاب و گروهها و جریانات حرکت میکردند) به آذینبندی بازار و معابر مشغول شدیم.
    روز 30 تیر سال 1331، به واقع تکراری بود بر قیام پرشکوه و عظیم 30 تیر 1330. همه مردم از گوشه گوشه شهر حرکت کردند و در میدان خیرات مجتمع شدند تا اولین سالروز پیروزی و مقاومت خویش را جشن بگیرند.
    دسته دسته مردم از کوچه بازارها رد میشدند، در حالی که شعارهایی در حمایت از نهضت ملی، مصدق و قیام پرشکوه و پیروزمند سال قبل خود میدادند.
    شیرینی و شربت پخش میکردند و یکسال مقاومت و ایستادگی خود را در برابر استبداد و استعمار را نه تنها به یکدیگر تبریک میگفتند که یکدیگر را به مقاومت بیشتر دعوت مینمودند.
    مردم در میدان خیرات جمع شده و تنی چند نیز از سوی حزب ایران و حزب مردم ایران در آن جا سخنرانی کردند. یکی از کسانی که در آن روز سخنرانی آتشینی نمود، برادرم دکتر محمدحسین طاهری، از اعضای حزب مردم ایران در شیراز بود.
    سخنرانان توطئههای دشمنان را متذکر شده و مردم را به ایستادگی و دفاع از دولت مردمی دکتر مصدق فرامیخواندند.
    این مراسم نیز به سرعت به شهرهای مختلف مخابره شد.
    دومین سالروز قیام سی تیر:
    هر چه زمان بیشتر میگذشت، بین رجال و رهبران نهضت ملی اختلافات بیشتر میشد.
    در حالی که به دومین سالروز قیام سی تیر نزدیک میشدیم، دامنه این اختلافات هم گستردهتر میگشت و بیشتر به میان مردم رسوخ نموده و ظهور و بروز پیدا میکرد.
    دیگر نه تنها در تهران و شهرهای بزرگ که در شهرهای کوچک نیز مردم این اختلافات را مشاهده نموده و میدانستند که اوضاع به شدت در حال خراب شدن است. هرچند هنوز بین صفوف ملت فاصله ایجاد نشده بود و به محض شنیدن خبری مبنی بر در معرض خطر قرار گرفتن دولت، یا درخواست مصدق نسبت به یاری مردم، مردم به سرعت و باشکوه در صحنه ظاهر شده و اعلام حمایت خود را از دولت نشان میدادند.
    حرکت مصدق مبنی بر اخراج اشرف پهلوی و بعضی از کسانی که در امور داخلی از سوی شاه دخالت میکردند باعث شده بود که سلطنتطلبان سخت در فکر سقوط مصدق و ملیون باشند. اما حرکتهای مردمی در حمایت از مصدق، شاه را بیشتر در ترس و هراسِ تنهایی فرومیبرد.
    30 تیر 1332 نزدیک میشد و همه مردم و رجال سیاسی مذهبی خود را برای جشن دومین سالروز نهضت ملت ایران آماده میکردند.
    اختلافات در این ایام اندکی کمرنگ شد و همه و همه دست در دست هم، شهر را آماده پذیرایی و جشن کردند.
    بازار مثل همیشه، پیشروتر از همه اقشار بود. اول از همه بازار آذین بسته شد.
    30 تیر 1332، مردم دسته دسته همچون سال گذشته به سوی میدان خیرات آمدند. بازاریها نیز از درون بازار حرکت میکردند.
    در میدان خیرات تجمع بزرگی برپا شد که شعارشان در حمایت از دولت مردمی دکتر محمد مصدق بود.
    راهپیمایی و تجمع آن سال هر چند در همه کشور و به خصوص در تهران، کمتر از سال قبل شده بود، اما مردم کازرون نه تنها کمتر از سال قبل که حتی میتوان گفت بیش از سال قبل در مراسم سالروز قیام 30 تیر شرکت کردند.

    منبع: هفته نامه شهر سبز
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  14. #14
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,751 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    پي*نوشت:

    1- حزب ایران در اسفند1322 توسط روشنفكران متمایل به استفاده از نیروی آمریكا، در مقابل انگلیس و روسیه تأسیس شد. هستهی اولیهی حزب ایران، »كانون مهندسین ایران« بود كه در مهرماه 1320 تأسیس شده بود. پس از برگزاری انتخابات دورهی چهاردهم مجلس، در كانون مهندسین تحولاتی رخ داد و كانون به دو بخش تقسیم شد. گروهی از اعضاء تندرو آن به سمت اتحادیهی كارگری هوادار حزب توده گرایش یافتند و بیشتر اعضای میانهرو آن، »حزب ایران« را پدید آوردند. حزب ایران نمایندهی طبقهی متوسط سكولار و بورژوازی ملی بود. موسسین اولیهی آن عبارت بودند از: كریم سنجابی، اللهیار صالح، كاظم حسیبی، رضازاده شفق، غلامعلی* فریور، شمس*الدین امیرعلائی، عبدالحمید زنگنه، حسین معاون، اصغر پارسا، عبدا... معظمی، احمد زیركزاده، جهانگیر حقشناس، ذكاء غفاری و...
    حمایت از مواضع دكتر مصدق، عدم تمایل و گرایش به كشورهای بیگانه و همچنین پارهای گرایش رادیكال مانند مواضع حزب دربارهی بهبود وضع كشاورزان و تغییر در روابط میان مالك و زارع، سبب رویكرد روشنفكران به سوی حزب گردید. مرامنامه حزب ایران از لحاظ سیاسی به *دنبال حفظ استقلال كامل كشور و پشتیبانی از اصول دموكراسی، از لحاظ اقتصادی، خواستار عدالت اجتماعی و كوشش در جهت بهبود وضع مادی ملت از راه توجه به كشاورزی و صنعت و بهرهبرداری از جمیع ثروت مملكت، از لحاظ اجتماعی، خواستار تهذیب اخلاق و تعمیم فرهنگ و تأمین بهداشت عمومی و در بُعد سیاست خارجی، خواستار ارتباط مبتنی بر حُسن همجواری، تفاهم و همزیستی مسالمتآمیز با دول خارجی بویژه ممالك همجوار و طرد هر نوع مداخلهی بیگانگان و مبارزه با امپریالیسم بود. حزب ایران در زمینهی ایدئولوژیك از طرز فكر خاصی پیروی نمی*كرد و ضمن آن كه شعارهای ناسیونالیستی میداد، مروج نوعی از سوسیالیسم مبهم نیز بود و در عین حال به تضاد طبقاتی و نبرد طبقاتی نیز معتقد نبود و اعتقاد داشت كه تضاد اصلی اجتماعی در ایران میان مردم تحت سلطه و حاكمان سلطه*گر است و نه میان طبقات بالا و پایین جامعه. شعار حزب ایران بیانگر كامل طرز فكر بنیانگذاران آن بود که می*گفتند: برای ایرانی، با فكر ایرانی، به دست ایرانی. حزب ایران یك حزب ناسیونالیست بود كه مدرنیسم و سوسیالیسم را هم برای خاطر ناسیونالیسم به خود اضافه می*نمود.

    2- کریم سنجابی سیاستمدار و حقوقدان ایرانی و از بنیانگذاران جبهه ملی ایران بود. سنجابی از حامیان محمد مصدق، وزیر آموزش دولت مصدق، قاضی اختصاصی ایران در دیوان بینالمللی دادگستری در پرونده نفت ایران و انگلیس، رهبر جبهه ملی در هنگام انقلاب اسلامی و اولین وزیر امور خارجه جمهوریاسلامی ایران بود. پدرش قاسم خان سردار ناصر رئیس ایل سنجابی بود. او پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد مدرسه حقوق تهران شد و پس از اعزام به پاریس دکترای حقوق خود را از دانشگاه پاریس اخذ نمود. سنجابی پس از بازگشت به ایران در سال۱۳۱۳به سمت دانشیاری حقوق اداری دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران منصوب شد و پس از۵سال به مقام استادی رسید، به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و بعدا رئیس دانشکده شد. وی در تحصن دربار بر سر انتخابات مجلس شانزدهم با مصدق همراه بوده و از آن پس به عضویت جبهه ملی درآمد. مدت کوتاهی به سمت وزارت فرهنگ در دولت مصدق رسید. دکتر سنجابی برای اینکه مجلس در دست طرفداران مصدق باقی بماند از وزارت استعفا کرد و به نمایندگی مردم کرمانشاه در مجلس رسید. در خرداد۱۳۳۱در دعوای میان ایران و انگلستان در بحران شرکت نفت انگلیس و ایران به سمت قاضی اختصاصی ایران در دیوان دادگستری بین*المللی لاهه تعیین شد. پس از۲۸مرداد او حدود۱۹ماه مخفی بود و در نهایت با شفاعت حشمت*الدوله والاتبار آزاد شده و به دانشگاه بازگشت و تا سال۱۳۳۸فعالیت سیاسی نداشت. با تشکیل جبهه ملی دوم در سال۱۳۴۰دکتر سنجابی وارد آن شد ولی در نهایت با بروز اختلافاتی میان علی امینی و جبهه ملی و سرکوب دانشجویان دانشگاه، در نهایت امینی کنار گذاشته شد. دکتر سنجابی پس از آزاد شدن از زندان درخواست بازنشستگی کرد و به آمریکا عزیمت کرد و در سال۱۳۵۰به ایران مراجعت کرد و فعالیتهای محدودی به همراه یارانش آغاز کرد تا آنکه در سال۱۳۵۵با به وجود آمدن فضای مناسب شروع به فعالیت کردند. دکتر سنجابی در اواخر دوره شاه به پاریس رفته با صدور اعلامیه مشهور۳مادهای در نفی حکومت شاهنشاهی و لزوم مراجعه به آرای عمومی با امام خمینی بیعت کرد. دکتر سنجابی پس از انقلاب به مدت ۵۵ روز وزیر امور خارجه دولت مهندس مهدی بازرگان بود اما به دلیل مشکلات فراوان استعفا داد. دکتر سنجابی در اواخر عمر به آمریکا رفت و در سال۱۳۷۵در آنجا در گذشت.کریم سنجابی

    3- محمد نخشب از شخصیتهای فعال سیاسی*ـ* مذهبی در تاریخ معاصر ایران است، شخصیتی نظریهپرداز و نوآور در عرصهی اندیشه و راه و رسم مبارزه*ی سیاسی؛ وی برای اولین بار برای تلفیق شیعه با سوسیالیسم اروپایی کوشش کرده است. وی در نوشته*های خود به صراحت از جنبشهای چپ منهای مارکسیسم دفاع میکرد.پنج کتابچه تحت عناوین بشر مادی، نزاع کلیسا و ماتریالیسم، حزب چیست؟، ایران در آستانه یک تحول بزرگ، فرهنگ واژههای اجتماعی از اوست. اثر دیگر وی کتاب قانون و اخلاق یا مقدمهای از سوسیالیستها است.نخشب به سال1302(ه.ش) در تهران متولد شد. فعالیت و تبلیغات حزب توده باعث شد كه وی برای مقابله با حزب توده،‹‹جمعیت خداپرستان سوسیالیست››* را تشكیل دهد و به نقد افكار و آرای ماتریالیستی و كمونیستی بپردازد. بارزترین وجه اندیشه وی رواج نوعی از سوسیالیسم بود كه با مفهوم عدالت اسلامی سازگاری داشت. او و یارانش همچنین در صحنه*ی سیاسی فعال بودند و در جریان ملی شدن صنعت نفت به مبارزه با استعمارگردان پرداختند. او برای مبارزه با نظام سلطنت، اشراف، خوانین و نیز جهت فعالین در عرصه*های مختلف سیاسی كشور، ‹‹جمعیت آزادی مردم ایران››*را تأسیس نمود كه بعدها به ‹‹*حزب مردم ایران››* تغییر نام داد. نخشب پس از تعطیلی حزب، مجلهای با عنوان برای ترقی ایران (دوهفتهنامه) را نیز راه انداخت. محمد نخشب پس از مدتها فعالیت، نخشبب دستگیر شد. اما پس از آزادی تحت فشار ساواك، برای ادامه*ی تحصیل به آمریكا رفت و ضمن ادامهی تحصیل، به همراهی دیگر دانشجویان خارج از كشور به فعالیت*های سیاسی پرداخت و در سازمان ملل مشغول کار شد. وی در آنجا، در ایجاد کنفدراسیون دانشجویان ایرانی شرکت داشت. اما پس از آنکه این کنفدراسیون، در اختیار مارکسیستها و مائویستها قرار گرفت، از آن خارج شد.در این مدت یکی از رهبران نهضت آزادی خارج از کشور بود و با نشریه ”مجاهد“ ارگان آن همکاری داشت.
    وی دوره*ای را که در آمریکا سپری کرد، همچنان بر باورهای مذهبی- سوسیالیستی خود پایبند بود و حتی در تقابل با جبهه ملی که لائیک بود، بر باورهای خود ایستادگی کرد. نخشب در شهریور1355در نیویورك درگذشت.
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1