کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مرداد-۲۲
    محل سکونت
    یه حجره تو صحن طلا...
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    862
    امتیاز : 6,198
    سطح : 51
    Points: 6,198, Level: 51
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 152
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupCreated Blog entryTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 5,169
    تشکر شده 3,670 در 767 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    10
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    Arrow **شعر و شاعر مورد علاقت...**

    سلام...
    شاعر مورد علاقت رو نام ببر..
    شعری رو که باعث شده علاقه مندش بشی!!!رو بنویس...
    اربابم

    این بار اگر به کربلایم نبری...آقا «بــــــخدا»به مـــــ~ادرت میگویم...

  2. 2 کاربر از پست مفید شوق دیدار تشکر کرده اند .


  3. #2
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مرداد-۲۲
    محل سکونت
    یه حجره تو صحن طلا...
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    862
    امتیاز : 6,198
    سطح : 51
    Points: 6,198, Level: 51
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 152
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupCreated Blog entryTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 5,169
    تشکر شده 3,670 در 767 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    10
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    سید حمید رضا برقعی

    چگونه وصف کنم قطره های باران را
    رسیده ام به تو اما هنوز هجران را...
    بهشت پنجرهء دیگری به قم واکرد
    که مست کرده هوایش دل خراسان را
    تورا گرفته در آغوش خویش شش گوشه
    چنان که جلد طلا کوب متن قرآن را
    دلم هوای تو کرده به قدر یک مصرع
    ببخش وزن غزل را من پریشان را
    "که می رسد به مشامم هر لحظه بوی کربلا"
    چه عطر سیب غریبی گرفته ایران را
    سکوت کرده ام و خیره بر ضریح توام
    که بشنود دلتان التماس باران را
    نگاه منتظرم گریه کرد یک دل سیر
    تمام فاصله را دشت را بیابان را
    دلم گرفته به قول رفیق شاعرمان
    "چقدر سخت گذشتیم مرز مهران را"
    دوباره داغ دلم تازه شد کنار ضریح
    خداکند که بسازیم قبر پنهان را
    برای حضرت مادر ضریح می سازیم
    ودست فرشچیان طرح می زند آن را...



    اربابم

    این بار اگر به کربلایم نبری...آقا «بــــــخدا»به مـــــ~ادرت میگویم...

  4. 2 کاربر از پست مفید شوق دیدار تشکر کرده اند .


  5. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-بهمن-۱۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,487
    امتیاز : 11,054
    سطح : 69
    Points: 11,054, Level: 69
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteranTagger Second ClassOverdrive
    تشکر کردن : 4,289
    تشکر شده 12,112 در 1,505 پست
    حالت من : Shad
    مخالفت
    53
    مخالفت شده 61 در 40 پست

    پیش فرض

    حمید عسگری

    با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه
    عشق کاری کرده که تبریز می سوزد در آه

    بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد
    با من تنها تر از ستارخان بی سپاه

    موی من مانند یال اسب مغرورم سپید
    روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه

    کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود
    یک نفر باید زلیخا را بیاندازد به چاه

    آدمیزادست و عشق و دل به هر کاری زدن
    آدم ست و سیب خوردن آدم ست و اشتباه

    سوختم دیدم قدیمی ها چه زیبا گفته اند
    "دانه ی فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه"

  6. #4
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مرداد-۲۲
    محل سکونت
    یه حجره تو صحن طلا...
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    862
    امتیاز : 6,198
    سطح : 51
    Points: 6,198, Level: 51
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 152
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupCreated Blog entryTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 5,169
    تشکر شده 3,670 در 767 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    10
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    فریدون مشیری

    بي تو .مهتاب شبي .باز از آنکوچه گذشتم.

    همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم .

    شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

    شدم آن عاشق ديوانه که بودم

    در نهانخانه ي جانم . گل ياد تو . درخشيد
    باغ صد خاطره خنديد .

    عطر صد خاطره پيچيد.

    يادم آ مدکه شبي با هم از آن کوچه گذشتيم

    پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

    ساعتي بر لب آن جوي نشستيم .

    تو . همه راز جهان ريخته در چشم سياهت .

    من همه. محو تماشاي نگاهت

    آسمان صاف و شب آرام

    بختخندان و زمان رام

    خوشه ي ماه فرو ريخته در آب

    شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

    شب و صحرا و گل و سنگ

    همه دل داده به آواز شباهنگ

    يادم آيد:تو به من گفتي :

    (( از اين عشق حذر کن!))

    لحظه اي چند بر اين آب نظر کن .

    آب. آيينه عشق گذران است .

    تو که امروز نگاهت به نگاهي نگران است .

    باش فردا . که دلت باد گران است!

    تا فراموش کني . چندي از اين شهر سفر کن!))

    با تو گفتم حذر از عشق !؟ندانم سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم .

    نتوانم !

    روز اول .که دل من به تمناي تو پر زد

    چون کبوتر لب بام تو نشستم

    تو به من سنگ زدي. من نه رميدم . نه گسستم...))

    باز گفتم که تو صيادي و من آهوي دشتم

    تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

    حذر از عشق ندانم . نتوانم !))

    اشکي از شاخه فرو ريخت

    مرغ شب . ناله ي تلخي زد و بگريخت ...

    اشک در چشم تو لرزيد .

    ماه بر عشق تو خنديد !

    يادم آيدکه :دگر از تو جوابي نشنيدم

    پاي در دامن اندوه کشيدم .

    نگسستم .نرميدم.

    رفت در ظلمت غم . آن شب و شب هاي دگر هم .

    نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم .

    نه کني ديگر از آن کوچه گذر هم ...

    بي تو . اما . به چه حالي من از آن کوچه گذشتم !
    ویرایش توسط شوق دیدار : چهارشنبه ۱۴ اسفند ۹۲ در ساعت ۰۹:۱۲
    اربابم

    این بار اگر به کربلایم نبری...آقا «بــــــخدا»به مـــــ~ادرت میگویم...

  7. 3 کاربر از پست مفید شوق دیدار تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1