کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 21 , از مجموع 21
  1. #1
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض روضه های مختصر

    بسم الله و بالله و صلی الله علی رسول الله و آله آل الله
    همین اول بگویم.این مطالبی که حقیر می گذارم همه اش یا بیشترش کپی پیست است. اما دوستان خوش ذوق بیایند و از کپی پیستی بودن درش آورند.
    گفت: روضه یعنی باغ
    و چه کسی است که باغ برود
    و بوی گل نگیرد؟
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  2. 9 کاربر از پست مفید علی علوی تشکر کرده اند .


  3. #2
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    سگ توله ها بسوي حرم زوزه ميكشند باشد زمان غرش شيران فاطمي
    لك لبيك یا بنت المرتضي(س)...
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  4. 3 کاربر از پست مفید علی علوی تشکر کرده اند .


  5. #3
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    عاقبت صبح ظفر در پی این شب برسد
    کاسه صبر من از کار تو بر لب برسد
    ای که در سر هوس فتنه دیگر داری
    وای اگر دست تو بر مرقد زینب برسد
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  6. 4 کاربر از پست مفید علی علوی تشکر کرده اند .


  7. #4
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    می دانم بابا دو بخش دارد
    بخشی در صحرا و بخشی بالای نی ...
    اما این که عمو چند بخش دارد
    فقط بابا می داند...
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  8. 8 کاربر از پست مفید علی علوی تشکر کرده اند .


  9. #5
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی
    اصلا خیال کن که تو اصغر نداشتی
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  10. 7 کاربر از پست مفید علی علوی تشکر کرده اند .


  11. #6
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    از تیر پرسیدم
    در چشمت چه می کند
    با شرمندگی پاسخ داد
    «سلاح عباس
    چشمانش بود
    و این را کوفیان
    خوب فهمیده بودند»
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  12. 8 کاربر از پست مفید علی علوی تشکر کرده اند .


  13. #7
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    از کار غربت گره ای وا نمی کند
    این شهر ، با دل تو مدارا نمی کند

    این شهر ، زخم بی کسی ات را ... عزیز من
    جز با دوای زهر مداوا نمی کند

    این شهر ، در میان خودش جز همین بقیع
    یک جای امن بهر تو پیدا نمی کند

    اینجا اگر کسی به سوی خانه ات رود
    در با به غیر ضرب لگد وا نمی کند

    این شهر ، شهر شعله و هیزم به دستهاست
    با آل فاطمه (س) به جز این تا نمی کند

    یا جعفر بن محمد الصادق (ع)
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  14. 4 کاربر از پست مفید علی علوی تشکر کرده اند .


  15. #8
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,034
    تشکر شده 4,987 در 1,029 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    حتی باد هم به گردش نمیرسد ..
    اما ناگهان در بهت همه:"فوقف العباس"
    عباس می ایستد...
    چرایش را از مشکی که تیر خورده بود باید پرسید!


  16. #9
    عضو جامعه مدال ها:
    Arm of Law

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۴
    محل سکونت
    جها ن اسلام
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1985
    نوشته ها
    313
    امتیاز : 8,577
    سطح : 62
    Points: 8,577, Level: 62
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 173
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Blog entryCreated Album picturesVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 626
    تشکر شده 653 در 215 پست
    حالت من : Khonsard
    نوشته های وبلاگ
    4
    مخالفت
    43
    مخالفت شده 9 در 8 پست

    پیش فرض


    آفریدند آفرینش را برایِ پنج تن
    پس همه هستند خلق ماجرایِ پنج تن

    مثل جبرائیل تا عرش بالا می روم
    آن زمان هایی که می افتم به پایِ پنج تن

    نذرِ اهل بیت، اهل بیت باید ذبح کرد
    بچه های ما فدای بچه هایِ پنج تن

    استجابت در قسم دادن به نام فاطمه ست
    پس بدون او نمی گیرد دعایِ پنج تن

    فاطمه در عین وحدت گاه کِثرَت می شود
    می رسد از جانب یک تن صدایِ پنج تن

    یک بدن که طاقت روح وسیعش را نداشت
    لاجرم تکثیر شد در جای جایِ پنج تن

    هم رضای پنج تن یعنی رضای فاطمه
    هم رضای فاطمه یعنی رضایِ پنج تن

    ما در این دنیا و آن دنیا یکی از این دوایم:
    یا غلام پنج تن یا که گدایِ پنج تن

    مرو که کوچه برای پرت خطر دارد
    مرو که رد شدن امروز دردسر دارد

    مگر نگفت خداوند خلقتت حتی...
    ...برای صورت تو برگ گل ضرر دارد؟

    گمان نمی کنم این مرد بی حیا اینجا
    بدون حادثه دست از سر تو بردارد

    ز روی پوشیه زد،تازه این چنین شده ای
    که چشمهات فقط دید مختصر دارد

    نوشته اند که پیشانی ات به جایی خورد
    خلاصه ضربه ی بد اینجنین اثر دارد

    بزرگ بانوی این شهر باورت می شد؟
    ز خاک کوچه حسن گوشواره بردارد؟
    از تدفین پدر تا هجوم به خانه دختر + اینفوگرافی

    مهاجمان به خانه وارد می*شوند و تمامی تحصّن*كنندگان را خارج می*كنند و همگی آن*ها را به زور تا مسجد می*كشانند و از همگی بیعت می*گیرند.
    فرهنگ نیوزدر این متن به اتفاقاتی خواهد پرداخت که منجر به شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بعد از رحلت رسول گرامی اسلام گردید.
    سقیفه بنی ساعِده
    ابوبَكر در خانه پیامبر، در كناری نشسته است و حوادث را به دقّت زیر نظر دارد. «مَعن بن عَدی*ـ» و «عُوَیم بن ساعِدَه» مى‏گویند سعد بن عباده با كسان خود به سقیفه رفته‏اند تا جانشین پیغمبر را بگزینند.ممكن است انصار با سعد بیعت كنند و از ما پیش بیفتند. خبر گردهم*آیی انصار در سقیفه را به عُمَر می*رسانند. او نیز ابوبَكر را باخبر می*سازد و هر دو، روانه سقیفه بنی*ساعِده می*شوند.در سقیفه، به علّت اختلاف دیرینه دو قبیله «اُوس» و «خَزرَج»، مهاجرین با یاری هواداران قدیمی خود در میان انصار ـ كه بر این اختلاف دامن می*زدند ـ گوی سبقت را از سَعد بن عُباده انصاری می*ربایند. انصار در رقابت با یكدیگر، برای بیعت با ابوبَكر پیش*دستی می*كنند.

    آغاز زورگیری بیعت
    عُمَر به همراه گروهی در مدینه می*چرخند و در كوچه*های آن فریاد می*زنند: همانا با ابوبَكر بیعت شده است، پس برای بیعت بشتابید. قبیله أسلَم كه گویا با هماهنگی قبلی در بیرون مدینه آماده بودند، با چوب*دستی*های بلندی وارد مدینه می*شوند.
    افراد این قبیله، دستور دارند كه همگان را برای بیعت به مسجد بفرستند و اگر كسی امتناع كرد، به سر و پیشانی او بزنند. اما این چند تن هنوز به پیمان غدیر معتقد هستند و مخالف این بیعت ها و بیعت شونده ها : . نام آن*ها چنین است: مِقداد، عَمّار، ابوذر، سلمان، عُبادَه بن صامِت، حُذَیفه بن یمان و زُبَیر...
    تدفین پیامبر
    در انتهای روز، ابوبَكر و عُمَر كه در مسجد به گرفتن بیعت مشغول*اند، اعلام می*كنند كه نمی*توانند بر جنازه پیامبر كه در خانه مجاور مسجد است، حاضر شوند. امیرمؤمنان، به تدفین پیامبر مشغول می*شوند و بدن پیامبر در شبِ چهارشنبه، دو روز پس از وفات، به خاك سپرده می*شود. هنوز اطرافیان خلافت و برخی همسران پیامبر (عایشه و حَفصه. ) بر جنازه آن حضرت نماز نخوانده*اند. عایشه كه اتاق او در گوشه مسجد واقع است، می*گوید: به خدا قسم! نفهمیدم پیامبر چه زمانی دفن شد، تا این كه در شب چهارشنبه، صدای بیل*ها را از حجره پیامبر شنیدم!
    جمع*آوری قرآن
    امیرمؤمنان اینك به سفارش رسول خدا به امر مهمِّ دیگری دست یازیده*اند: جمع*آوری قرآن. امروز، اوّلین روز از ایام جمع*آوری قرآن است. این جمع*آوری، بر عهده وصی پیامبر خاتم است. آن حضرت، قرآن را براساس ترتیب نزول آیات و مشخّص كردن*مواردی چون: شأن*نزول، محكم و متشابه، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ و تفسیر و تأویل هر یك از آیات آن، گردآوری می*كنند.
    آغاز تحصّن
    در مسجد، همچنان اخذ بیعت برای ابوبَكر صورت می*گیرد. گروهی از صحابه، به نشانه اعتراض به غصب خلافت، به خانه حضرت زهرا وارد شده و در آن*جا متحصّن می*شوند. در روز اوّل، عدّه*ای مانند زُبَیر، مِقداد و گروهی از انصار به همراه عدّه كمی از مهاجران، در این خانه اجتماع كرده*اند. این اوّلین روز از روزهای سه*گانه تحصّن است.


    جهت دریافت تصویر در ابعاد بزرگتر بر روی آن کلیک کنید
    اوّلین هجوم مقدّماتی
    ابوبَكر، به اصرار عُمَر، قُنفُذ ـ پسرعموی عُمَر ـ را كه به خشونت مشهور است، می*فرستد تا امیرمؤمنان را ـ كه اینك از مراسمِ تجهیز و تدفین رسول خدا فارغ شده*اند ـ برای بیعت فراخواند. عُمَر اصرار دارد كه: تا از او بیعت نگیریم، به جایی نرسیده*ایم
    قُنفُذ سه بار مراجعه می*كند
    پاسخ، در هر سه بار روشن است.
    پس از مراجعه سوم، عُمَر كه قصد اِرعاب حاضران را نیز دارد، خطاب به ابوبَكر می*گوید: امر خلافت جز با كشتن او به استواری نخواهد رسید. ابوبَكر، زیركانه او را به آرامش فرا می*خواند و به قُنفُذ می*گوید كه بار دیگر مراجعه كند و به امیرمؤمنان بگوید: پاسخ ابوبَكر را بده. امیرمؤمنان در پاسخ می*فرمایند: من به سفارش برادرم رسول خدا، مشغول جمع*آوری قرآن هستم و از خانه خارج نمی*شوم؛ تو نیز به نزد ابوبَكر بازگرد.

    دومین هجوم ابتدایی
    اینك، نوبت عُمَر است؛او با اشاره ابوبَكر، به همراه قُنفُذ به خانه امیرمؤمنان می*آید. عُمَر، از خشونت و اِعمال زور سخن به میان می*آورد. او حتّی اهل خانه را به اِحراق و آتش زدن تهدید می*كند
    امیرمؤمنان با حضور در آستانه در می*فرمایند: قسم یاد كرده*ام كه از خانه خارج نشوم و ردا بر دوش نگیرم، تا آن*كه قرآن را جمع*آوری كنم. این سخن، مهاجمان را كه شرایط را مناسب نمی*بینند، به ظاهر آرام می*كند. آنان پراكنده می*شوند تا در فرصتی دیگر باز گردند...

    شکستن تحصن
    بار دیگر قُنفُذ ـ غلام ابوبَكر ـ با گروهی راهی می*شود تا متخلّفان را كه در خانه حضرت امیر جمع شده*اند، برای بیعت با ابوبَكر فراخواند. متحصّنان در خانه امیرمؤمنان از خروج امتناع می*كنند. قُنفُذ در كنار خانه می*ایستد و فردی را به سوی خلیفه روانه می*كند تا كسب تكلیف نماید.
    عُمَر و اطرافیان وی پس از رسیدن به خانه امیرمؤمنان، با فریاد و سر و صدا تهدید را آغاز می*كنند و از متحصّنان می*خواهند كه خارج شده و بیعت كنند.
    به عمر گفته شد: ابا حفص، فاطمه علیها السلام در این خانه است. عمر گفت: اگر چه {فاطمه علیها السلام در خانه باشد} پس آن گروه خارج شده و با ابوبكر بیعت كردند جز علی علیه السلام.
    از میان تحصّن*كنندگان، زُبَیر با شمشیر خارج می*شود. عدّه*ای بر سر او می*ریزند و دستش را می*گیرند و شمشیر وی را با كوبیدن به سنگ می*شكنند.
    پس عمر هیزم طلب كرد و آنها را بر در خانه* فاطمه علیها السلام جمع كرد... و {عمر} خانه را با آتش سوزاند.
    وقتی حضرت فاطمه علیها السلام پشت در آمد تا عمر و حزبش را برگرداند، در خانه را آتش زدند و در را شکستند و فاطمه (س) خود را پشت در قرار داد تا از صدمه در امان بماند که عمر، فاطمه علیها السلام را بین در و دیوار به شدت فشار داد تا فرزندش سقط شد و میخ در، به سینه زهرا علیها السلام فرو رفت.
    مهاجمان به خانه وارد می*شوند و تمامی تحصّن*كنندگان را خارج می*كنند و همگی آن*ها را به زور تا مسجد می*كشانند و از همگی بیعت می*گیرند.
    (در این میان، امیرمؤمنان كه قسم یاد كرده*اند تا قرآن را جمع نكنند از خانه خارج نشوند، همچنان در منزل خویش باقی می*مانند. مهاجمان نیز با توجّه به تهدید حضرت صدّیقه كبری به انجامِ نفرین، اقدام بیشتری برای گرفتن بیعت از وی انجام نمی*دهند. اهل سقیفه به سخن می*آیند: علی یك نفر است، به بیعت او احتیاجی نیست. امّا در این هجوم، به شدّت حرمت حریم بیت علوی می*شكند و بیت فاطمه تا مرز سوختن در آتش جلو می*رود.)

    مفضّل حدیثى از امام صادق علیه‏السلام روایت كرده كه ...«قنفذ دستش را وارد خانه كرد تا در را باز كند و عمر با تازیانه چنان به بازوى زهرا علیهاالسلام زد كه همچون بازوبند روى بازویش حلقه زد و لگدى به در كوبید كه به شكم فاطمه علیهاالسلام خورد در حالى محسن را شش ماهه در شكم داشت، و سقط شدن محسن و هجوم عمر، قنفذ، خالد بن ولید، سیلى زدن به زهرا علیهاالسلام چنانكه گوشواره‏اش شكست، فاطمه علیهاالسلام بلند بلند مى‏گریست، مى‏گفت: پدر! وا رسول ‏اللَّه! دخترت فاطمه را تكذیب مى‏كنند، او را مى‏زنند و فرزندش را در شكمش مى‏كشند... در اثر لگدى كه به شكم او زدند و راندن در، درد زایمان گرفت و محسن را سقط كرد.



    جهت دریافت تصویر در ابعاد بزرگتر بر روی آن کلیک کنید

    نفرینی که در سایه دستور ولی اجرا نشد
    حضرت علی(ع) را وارد مسجد کرده بودند، در این هنگام حضرت زهرا (س)به هوش می*آید، این نقل را باز «ابن قتیبه» دارد که وقتی حضرت فاطمه علیهاالسلام دید، شمشیر را بر سر امیر*المومنان (ع) گرفتند و او را تهدید می*کنند که اگر بیعت نکند، آن حضرت را گردن خواهند زد، فرمود: «دست از پسر عمویم بردارید که به خدا سوگند که اگر او را رها نکنید، به سوی قبر پیامبر(ص) می*روم و در حق شما نفرین خواهم کرد»، معطل هم نشد و به سوی قبر مطهر پیغمبر(ص) رفت، امیرالمومنین(ع) که چنین صحنه*ای را دید، به سلمان فرمود: «سلمان برو، جلوی ایشان را بگیر که اگر نفرین کند، خدا عذابی خواهد فرستاد که دیگر کسی روی زمین باقی نخواهد ماند!».
    سلمان آمد تا مانع حضرت(س) شود، عرض کرد: شما پدرتان رحمة للعالمین بود، نفرین نکنید، فرمود: «ای سلمان! بگذار دادم را از این بیدادگران بگیرم»، سلمان عرض کرد: این گفته من نیست، این فرموده امیر*المومنین است. لذا تا حضرت(س) شنید امیر*المومنین دستور داده است، فرمود: «چون او فرمان داده است، من اطاعت می*کنم و شکیبایی می*ورزم و از خدا فقط می*خواهم که بین ما و آنها داوری کند».

    مصادره اموال
    روزى چند از این ماجرا نگذشته بود كه حادثه دیگرى رخ داد.:دهكده فدك ملك شخصى نیست و نباید در دست دختر پیغمبر بماند!حاكم مسلمانان بمقتضاى راى و اجتهاد خود نظر مى‏دهد:آنچه بعنوان (فى‏ء) در تصرف پیغمبر بود،جزء بیت المال مسلمانان است و اكنون باید در دست‏خلیفه باشد.بدین جهت عاملان فاطمه (ع) را از دهكده فدك بیرون رانده‏اند.
    در عصر پیغمبر (ص) و صدر اسلام،مسجد تنها مركز دادخواهى بود. از دختر پیغمبر حقى را گرفته و با گرفتن این حق سنتى را شكسته بودند.
    از تاریخ استفاده می شود كه غصب فدك پس از بیعت گرفتن از مردم برای ابی بكر و استقرار جانشینی او ؛ نیز پس از هجوم به خانه فاطمه (ع) برای بیعت گرفتن از علی بوده است.
    ماجرای دفاع از فدك و خطبه فدكیه نیز در دوران بیماری و پس از آزردن آن بانو بوده ؛ اما در زمان شدت گرفتن و بستری شدن آن بانو نبوده است. حضرت در واپسین روزهای عمر خویش در بستر افتادند و این گونه نبوده كه از آغاز هجوم به خانه بستری شده باشند.
    یاری*طلبی
    در انتهای این دو شب، امیرمؤمنان علی، باردیگر حضرت زهرا را بر روی مركبی می*نشانند و دست حَسَنَین را می*گیرند و به طلب یاری و اتمام حجّت، به در خانه مهاجران و انصار می*روند. بسیاری درها را باز نمی*كنند و پاسخ نمی*گویند. باز هم گروه بسیار اندكی دعوت آن حضرت را اجابت می*كنند.
    عرضه قرآن
    واقعه روز هفتم، عرضه قرآن توسّط امیرمؤمنان است. آن حضرت وارد مسجد شده ـ در حالی كه گروهی در اطراف ابوبَكر در مسجد حاضر هستند ـ باصدای بلند می*فرمایند: ای مردم! من پس از پایان غسل و دفن رسول خدا، به جمع*آوری قرآن مشغول شدم، اینك این قرآن، كه یكی از دو ثقل است و من، كه ثقل دیگر آن هستم. عُمَر پاسخ می*دهد: ما را به تو و قرآنی كه آورده*ای، احتیاج نیست، ما نزد خود قرآن داریم. در پسِ این سخن، امیرمؤمنان خطبه*ای رسا ایراد می*فرمایند.
    پس از پایان این اتمام حجّت، امیرمؤمنان، قرآن تألیفی خویش را به منزل می*برند. این قرآن، یادگار نبوّت و امامت تا زمان ظهور امام زمان است.
    هتک حرمتی دیگر
    روایت شده: «ابوبکر نامه*ای بدین مضمون برای فاطمه نوشت که فدک را به او باز می*گرداند، فاطمه در حالی که نامه را به همراه داشت، بیرون رفت، عمر او را دید و گفت: ای دختر محمد! این چه نامه*ای است که که با خود داری؟ گفت: نامه*ای است که ابوبکر در مورد بازگرداندن فدک برایم نوشته است، عمر گفت: آن را به من بده، ولی فاطمه نپذیرفت، عمر ضربه*ای به فاطمه زد که او به زمین افتاد، عمر نامه را گرفت و پاره کرد، از آن پس فاطمه هفتاد و پنج روز بیمار بود و پس جان باخت»
    آغاز مصادره فَدَك
    حاكمان سقیفه، پس از مصادره ارثِ خاندان وحی و خُمسِ متعلّق به ایشان، چشم به فَدَك دوخته*اند. فَدَكی كه هبه و هدیه رسول خدا به صدّیقه طاهره است و حكم ارث یا خُمس بر آن جاری نمی*شود.


    جهت دریافت تصویر در ابعاد بزرگتر بر روی آن کلیک کنید

    خطابه فاطمی
    این خبر به خانه وحی می*رسد. آن بانوی الهی مقنعه به سر می*افكنند و خود را در چادری می*پیچند و با گروهی از زنانِ بنی*هاشم به جانب مسجد رسول خدا گام می*نهند. ورود آن حضرت، هم*زمان با حضور ابوبَكر در مسجد است. آن حضرت در پس پرده می*نشینند و خطبه*ای رسا، علیهِ دستگاه حاكم ایراد می*فرمایند.
    این خطبه آن چنان تأثیر می*گذارد كه در تاریخ نقل می*كنند: تا به آن روز دیده نشد كه مردمان چنین ناله و گریه*ای سر دهند.
    شرح ماوقع از زبان خود حضرت فاطمه در بخشی از خطبه فدک :
    هنوز دو روزى از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته،آنچه نبایست، گردید.و آنچه از آنتان نبود بردید.و بدعتى بزرگ پدید آوردید.
    مصادره قطعی فَدَك
    قدرت حاكمه برای نشان دادن اقتدار خویش، در همین روز، یعنی پانزدهمین روز پس از وفات رسول خدا، كارگزارانِ حضرت صدّیقه كبری را از فَدَك اخراج می*كند. این تصمیم، به ظاهر در آغاز صبح و با فرستادن عناصر خلیفه به سوی منطقه خَیبَر و دهكده فَدَك صورت گرفته است.

    ماجرای بیت الاحزان
    حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز در مبارزه با غاصبان حق امیرالمؤمنین و فدک، وقتی نتیجه ندیدند، شیوه گریه و حزن را در پیش گرفتند. تا جایی که در حدیث آمده است که مردم آمدند و گفتند:« یا علی!فاطمه هم شب گریه می*کند و هم روز و ما راحتی و آسایش نداریم. شما از او بخواهید که یا شب گریه کند و یا روز.
    کسانی که از گریه اش آزرده می شدند غاصبان خلافت بودند زیرا خانه حضرت زهرا دیوار به دیوار مسجد النبی بود و آنها همچنان که بر منبر بودند یا نماز می خواندند صدای گریه ی حضرت را می شنیدند. حضرت فاطمه در برابر این اعتراضات ساکت نشدند بلکه راه مبارزه را تغییر دادند و دست حسنین را گرفتند و در حالی که در جمعی از زنان مدینه بودند به قبرستان بقیع می رفتند و در سایه درختی برای رسول خدا نوحه سرمی دادند. اما ابوبکر و عمر(لعنت الله علیهما) برای خاموش کردن حضرت فاطمه (سلام الله علیها) آن درخت را قطع کردند. امیرالمؤمنین برای ایشان مکان مسقفی فراهم کردند که در آن به سوگواری بپردازند و نام آن را بیت الاحزان گذاشتند. شب امیرالمؤمنین(علیه السلام) می*رفت و او را به خانه می*آورد. حضرت فاطمه ۲۷ روز چنین عمل کرد.

    مدت بیماری و زمان شهادت
    دختر پیغمبر چند روز را در بستر بیمارى بسر برده؟درست نمى‏دانیم،چند ماه پس از رحلت پدر زندگانى را بدرود گفته؟،روشن نیست.كمترین مدت را ۴۰ شب و بیشترین مدت را ۸ ماه نوشته‏اند و میان این دو مدت روایت‏هاى مختلف از ۲ ماه تا ۷۵ روز، ۳ ماه، و ۶ ماه است.

    در روایات متعددی از ابی عبدالله آمده است: «علت وفاتش این بود که قنفذ غلام آن مرد (یعنی عمر) به دستور وی، فاطمه را با نوک غلاف شمشیر زد و بدین ترتیب فاطمه محسن را سقط کرد و به همین سبب به شدت بیمار شد.»

    روضه حاج محمود کریمی (بیت رهبری سال ۹۱) | دریافت فایل



    این نوشتار براساس مطالب مندرج در مآخذ ذیل به رشته تحریر درآمده است:
    (منابع تخصّصی در زمینه استخراج حوادث هجوم اصلی و زمان وقوع آن):
    ۱. الهجوم علی بیت فاطمه: عبدالزهراء مهدی.
    ۲. دانشنامه شهادت حضرت زهرا (جلد ۲ ـ ۱): علی لبّاف.
    (منابع تخصّصی در زمینه آشنایی با دلایل سكوت امیرمؤمنان در ماجرای هجوم):
    ۳. مظلومی گمشده در سقیفه (جلد ۲ و ۴): علی لبّاف.
    (منابع تخصّصی در زمینه مصادره اموال حضرت زهرا):
    ۴. عبور از تاریكی: عدنان درخشان، علی لبّاف.
    (منابع تخصّصی در زمینه آشنایی با ماجرای سقیفه و غصب خلافت):
    ۵. سقیفه: علاّ مه سید مرتضی عسكری.
    ۶. پس از غروب: یوسف غلامی.
    ۷. تاریخ خلفا: رسول جعفریان.
    ۸. خاستگاه خلافت: عبدالفتّاح عبدالمقصود.
    ۹. جانشینی حضرت محمّد: ویلفرد مادلونگ.


    یاران شتاب کنید ،
    گویند قافله ای درراه است .میگویند که گناه کاران رانمی پذیرند ؟
    آری گناه کاران را دراین قافله راهی نیست ..
    اما پشیمانان را می پذیرند

  17. کاربر روبرو از پست مفید شهداي اروند تشکر کرده است .


  18. #10
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مرداد-۱۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    166
    امتیاز : 5,047
    سطح : 45
    Points: 5,047, Level: 45
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 718
    تشکر شده 868 در 149 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط شهداي اروند نمایش پست اصلی

    آفریدند آفرینش را برایِ پنج تن
    پس همه هستند خلق ماجرایِ پنج تن

    مثل جبرائیل تا عرش بالا می روم
    آن زمان هایی که می افتم به پایِ پنج تن

    نذرِ اهل بیت، اهل بیت باید ذبح کرد
    بچه های ما فدای بچه هایِ پنج تن

    استجابت در قسم دادن به نام فاطمه ست
    پس بدون او نمی گیرد دعایِ پنج تن

    فاطمه در عین وحدت گاه کِثرَت می شود
    می رسد از جانب یک تن صدایِ پنج تن

    یک بدن که طاقت روح وسیعش را نداشت
    لاجرم تکثیر شد در جای جایِ پنج تن

    هم رضای پنج تن یعنی رضای فاطمه
    هم رضای فاطمه یعنی رضایِ پنج تن

    ما در این دنیا و آن دنیا یکی از این دوایم:
    یا غلام پنج تن یا که گدایِ پنج تن

    مرو که کوچه برای پرت خطر دارد
    مرو که رد شدن امروز دردسر دارد

    مگر نگفت خداوند خلقتت حتی...
    ...برای صورت تو برگ گل ضرر دارد؟

    گمان نمی کنم این مرد بی حیا اینجا
    بدون حادثه دست از سر تو بردارد

    ز روی پوشیه زد،تازه این چنین شده ای
    که چشمهات فقط دید مختصر دارد

    نوشته اند که پیشانی ات به جایی خورد
    خلاصه ضربه ی بد اینجنین اثر دارد

    بزرگ بانوی این شهر باورت می شد؟
    ز خاک کوچه حسن گوشواره بردارد؟
    از تدفین پدر تا هجوم به خانه دختر + اینفوگرافی

    مهاجمان به خانه وارد می*شوند و تمامی تحصّن*كنندگان را خارج می*كنند و همگی آن*ها را به زور تا مسجد می*كشانند و از همگی بیعت می*گیرند.
    فرهنگ نیوزدر این متن به اتفاقاتی خواهد پرداخت که منجر به شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بعد از رحلت رسول گرامی اسلام گردید.
    سقیفه بنی ساعِده
    ابوبَكر در خانه پیامبر، در كناری نشسته است و حوادث را به دقّت زیر نظر دارد. «مَعن بن عَدی*ـ» و «عُوَیم بن ساعِدَه» مى‏گویند سعد بن عباده با كسان خود به سقیفه رفته‏اند تا جانشین پیغمبر را بگزینند.ممكن است انصار با سعد بیعت كنند و از ما پیش بیفتند. خبر گردهم*آیی انصار در سقیفه را به عُمَر می*رسانند. او نیز ابوبَكر را باخبر می*سازد و هر دو، روانه سقیفه بنی*ساعِده می*شوند.در سقیفه، به علّت اختلاف دیرینه دو قبیله «اُوس» و «خَزرَج»، مهاجرین با یاری هواداران قدیمی خود در میان انصار ـ كه بر این اختلاف دامن می*زدند ـ گوی سبقت را از سَعد بن عُباده انصاری می*ربایند. انصار در رقابت با یكدیگر، برای بیعت با ابوبَكر پیش*دستی می*كنند.

    آغاز زورگیری بیعت
    عُمَر به همراه گروهی در مدینه می*چرخند و در كوچه*های آن فریاد می*زنند: همانا با ابوبَكر بیعت شده است، پس برای بیعت بشتابید. قبیله أسلَم كه گویا با هماهنگی قبلی در بیرون مدینه آماده بودند، با چوب*دستی*های بلندی وارد مدینه می*شوند.
    افراد این قبیله، دستور دارند كه همگان را برای بیعت به مسجد بفرستند و اگر كسی امتناع كرد، به سر و پیشانی او بزنند. اما این چند تن هنوز به پیمان غدیر معتقد هستند و مخالف این بیعت ها و بیعت شونده ها : . نام آن*ها چنین است: مِقداد، عَمّار، ابوذر، سلمان، عُبادَه بن صامِت، حُذَیفه بن یمان و زُبَیر...
    تدفین پیامبر
    در انتهای روز، ابوبَكر و عُمَر كه در مسجد به گرفتن بیعت مشغول*اند، اعلام می*كنند كه نمی*توانند بر جنازه پیامبر كه در خانه مجاور مسجد است، حاضر شوند. امیرمؤمنان، به تدفین پیامبر مشغول می*شوند و بدن پیامبر در شبِ چهارشنبه، دو روز پس از وفات، به خاك سپرده می*شود. هنوز اطرافیان خلافت و برخی همسران پیامبر (عایشه و حَفصه. ) بر جنازه آن حضرت نماز نخوانده*اند. عایشه كه اتاق او در گوشه مسجد واقع است، می*گوید: به خدا قسم! نفهمیدم پیامبر چه زمانی دفن شد، تا این كه در شب چهارشنبه، صدای بیل*ها را از حجره پیامبر شنیدم!
    جمع*آوری قرآن
    امیرمؤمنان اینك به سفارش رسول خدا به امر مهمِّ دیگری دست یازیده*اند: جمع*آوری قرآن. امروز، اوّلین روز از ایام جمع*آوری قرآن است. این جمع*آوری، بر عهده وصی پیامبر خاتم است. آن حضرت، قرآن را براساس ترتیب نزول آیات و مشخّص كردن*مواردی چون: شأن*نزول، محكم و متشابه، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ و تفسیر و تأویل هر یك از آیات آن، گردآوری می*كنند.
    آغاز تحصّن
    در مسجد، همچنان اخذ بیعت برای ابوبَكر صورت می*گیرد. گروهی از صحابه، به نشانه اعتراض به غصب خلافت، به خانه حضرت زهرا وارد شده و در آن*جا متحصّن می*شوند. در روز اوّل، عدّه*ای مانند زُبَیر، مِقداد و گروهی از انصار به همراه عدّه كمی از مهاجران، در این خانه اجتماع كرده*اند. این اوّلین روز از روزهای سه*گانه تحصّن است.


    جهت دریافت تصویر در ابعاد بزرگتر بر روی آن کلیک کنید
    اوّلین هجوم مقدّماتی
    ابوبَكر، به اصرار عُمَر، قُنفُذ ـ پسرعموی عُمَر ـ را كه به خشونت مشهور است، می*فرستد تا امیرمؤمنان را ـ كه اینك از مراسمِ تجهیز و تدفین رسول خدا فارغ شده*اند ـ برای بیعت فراخواند. عُمَر اصرار دارد كه: تا از او بیعت نگیریم، به جایی نرسیده*ایم
    قُنفُذ سه بار مراجعه می*كند
    پاسخ، در هر سه بار روشن است.
    پس از مراجعه سوم، عُمَر كه قصد اِرعاب حاضران را نیز دارد، خطاب به ابوبَكر می*گوید: امر خلافت جز با كشتن او به استواری نخواهد رسید. ابوبَكر، زیركانه او را به آرامش فرا می*خواند و به قُنفُذ می*گوید كه بار دیگر مراجعه كند و به امیرمؤمنان بگوید: پاسخ ابوبَكر را بده. امیرمؤمنان در پاسخ می*فرمایند: من به سفارش برادرم رسول خدا، مشغول جمع*آوری قرآن هستم و از خانه خارج نمی*شوم؛ تو نیز به نزد ابوبَكر بازگرد.

    دومین هجوم ابتدایی
    اینك، نوبت عُمَر است؛او با اشاره ابوبَكر، به همراه قُنفُذ به خانه امیرمؤمنان می*آید. عُمَر، از خشونت و اِعمال زور سخن به میان می*آورد. او حتّی اهل خانه را به اِحراق و آتش زدن تهدید می*كند
    امیرمؤمنان با حضور در آستانه در می*فرمایند: قسم یاد كرده*ام كه از خانه خارج نشوم و ردا بر دوش نگیرم، تا آن*كه قرآن را جمع*آوری كنم. این سخن، مهاجمان را كه شرایط را مناسب نمی*بینند، به ظاهر آرام می*كند. آنان پراكنده می*شوند تا در فرصتی دیگر باز گردند...

    شکستن تحصن
    بار دیگر قُنفُذ ـ غلام ابوبَكر ـ با گروهی راهی می*شود تا متخلّفان را كه در خانه حضرت امیر جمع شده*اند، برای بیعت با ابوبَكر فراخواند. متحصّنان در خانه امیرمؤمنان از خروج امتناع می*كنند. قُنفُذ در كنار خانه می*ایستد و فردی را به سوی خلیفه روانه می*كند تا كسب تكلیف نماید.
    عُمَر و اطرافیان وی پس از رسیدن به خانه امیرمؤمنان، با فریاد و سر و صدا تهدید را آغاز می*كنند و از متحصّنان می*خواهند كه خارج شده و بیعت كنند.
    به عمر گفته شد: ابا حفص، فاطمه علیها السلام در این خانه است. عمر گفت: اگر چه {فاطمه علیها السلام در خانه باشد} پس آن گروه خارج شده و با ابوبكر بیعت كردند جز علی علیه السلام.
    از میان تحصّن*كنندگان، زُبَیر با شمشیر خارج می*شود. عدّه*ای بر سر او می*ریزند و دستش را می*گیرند و شمشیر وی را با كوبیدن به سنگ می*شكنند.
    پس عمر هیزم طلب كرد و آنها را بر در خانه* فاطمه علیها السلام جمع كرد... و {عمر} خانه را با آتش سوزاند.
    وقتی حضرت فاطمه علیها السلام پشت در آمد تا عمر و حزبش را برگرداند، در خانه را آتش زدند و در را شکستند و فاطمه (س) خود را پشت در قرار داد تا از صدمه در امان بماند که عمر، فاطمه علیها السلام را بین در و دیوار به شدت فشار داد تا فرزندش سقط شد و میخ در، به سینه زهرا علیها السلام فرو رفت.
    مهاجمان به خانه وارد می*شوند و تمامی تحصّن*كنندگان را خارج می*كنند و همگی آن*ها را به زور تا مسجد می*كشانند و از همگی بیعت می*گیرند.
    (در این میان، امیرمؤمنان كه قسم یاد كرده*اند تا قرآن را جمع نكنند از خانه خارج نشوند، همچنان در منزل خویش باقی می*مانند. مهاجمان نیز با توجّه به تهدید حضرت صدّیقه كبری به انجامِ نفرین، اقدام بیشتری برای گرفتن بیعت از وی انجام نمی*دهند. اهل سقیفه به سخن می*آیند: علی یك نفر است، به بیعت او احتیاجی نیست. امّا در این هجوم، به شدّت حرمت حریم بیت علوی می*شكند و بیت فاطمه تا مرز سوختن در آتش جلو می*رود.)

    مفضّل حدیثى از امام صادق علیه‏السلام روایت كرده كه ...«قنفذ دستش را وارد خانه كرد تا در را باز كند و عمر با تازیانه چنان به بازوى زهرا علیهاالسلام زد كه همچون بازوبند روى بازویش حلقه زد و لگدى به در كوبید كه به شكم فاطمه علیهاالسلام خورد در حالى محسن را شش ماهه در شكم داشت، و سقط شدن محسن و هجوم عمر، قنفذ، خالد بن ولید، سیلى زدن به زهرا علیهاالسلام چنانكه گوشواره‏اش شكست، فاطمه علیهاالسلام بلند بلند مى‏گریست، مى‏گفت: پدر! وا رسول ‏اللَّه! دخترت فاطمه را تكذیب مى‏كنند، او را مى‏زنند و فرزندش را در شكمش مى‏كشند... در اثر لگدى كه به شكم او زدند و راندن در، درد زایمان گرفت و محسن را سقط كرد.



    جهت دریافت تصویر در ابعاد بزرگتر بر روی آن کلیک کنید

    نفرینی که در سایه دستور ولی اجرا نشد
    حضرت علی(ع) را وارد مسجد کرده بودند، در این هنگام حضرت زهرا (س)به هوش می*آید، این نقل را باز «ابن قتیبه» دارد که وقتی حضرت فاطمه علیهاالسلام دید، شمشیر را بر سر امیر*المومنان (ع) گرفتند و او را تهدید می*کنند که اگر بیعت نکند، آن حضرت را گردن خواهند زد، فرمود: «دست از پسر عمویم بردارید که به خدا سوگند که اگر او را رها نکنید، به سوی قبر پیامبر(ص) می*روم و در حق شما نفرین خواهم کرد»، معطل هم نشد و به سوی قبر مطهر پیغمبر(ص) رفت، امیرالمومنین(ع) که چنین صحنه*ای را دید، به سلمان فرمود: «سلمان برو، جلوی ایشان را بگیر که اگر نفرین کند، خدا عذابی خواهد فرستاد که دیگر کسی روی زمین باقی نخواهد ماند!».
    سلمان آمد تا مانع حضرت(س) شود، عرض کرد: شما پدرتان رحمة للعالمین بود، نفرین نکنید، فرمود: «ای سلمان! بگذار دادم را از این بیدادگران بگیرم»، سلمان عرض کرد: این گفته من نیست، این فرموده امیر*المومنین است. لذا تا حضرت(س) شنید امیر*المومنین دستور داده است، فرمود: «چون او فرمان داده است، من اطاعت می*کنم و شکیبایی می*ورزم و از خدا فقط می*خواهم که بین ما و آنها داوری کند».

    مصادره اموال
    روزى چند از این ماجرا نگذشته بود كه حادثه دیگرى رخ داد.:دهكده فدك ملك شخصى نیست و نباید در دست دختر پیغمبر بماند!حاكم مسلمانان بمقتضاى راى و اجتهاد خود نظر مى‏دهد:آنچه بعنوان (فى‏ء) در تصرف پیغمبر بود،جزء بیت المال مسلمانان است و اكنون باید در دست‏خلیفه باشد.بدین جهت عاملان فاطمه (ع) را از دهكده فدك بیرون رانده‏اند.
    در عصر پیغمبر (ص) و صدر اسلام،مسجد تنها مركز دادخواهى بود. از دختر پیغمبر حقى را گرفته و با گرفتن این حق سنتى را شكسته بودند.
    از تاریخ استفاده می شود كه غصب فدك پس از بیعت گرفتن از مردم برای ابی بكر و استقرار جانشینی او ؛ نیز پس از هجوم به خانه فاطمه (ع) برای بیعت گرفتن از علی بوده است.
    ماجرای دفاع از فدك و خطبه فدكیه نیز در دوران بیماری و پس از آزردن آن بانو بوده ؛ اما در زمان شدت گرفتن و بستری شدن آن بانو نبوده است. حضرت در واپسین روزهای عمر خویش در بستر افتادند و این گونه نبوده كه از آغاز هجوم به خانه بستری شده باشند.
    یاری*طلبی
    در انتهای این دو شب، امیرمؤمنان علی، باردیگر حضرت زهرا را بر روی مركبی می*نشانند و دست حَسَنَین را می*گیرند و به طلب یاری و اتمام حجّت، به در خانه مهاجران و انصار می*روند. بسیاری درها را باز نمی*كنند و پاسخ نمی*گویند. باز هم گروه بسیار اندكی دعوت آن حضرت را اجابت می*كنند.
    عرضه قرآن
    واقعه روز هفتم، عرضه قرآن توسّط امیرمؤمنان است. آن حضرت وارد مسجد شده ـ در حالی كه گروهی در اطراف ابوبَكر در مسجد حاضر هستند ـ باصدای بلند می*فرمایند: ای مردم! من پس از پایان غسل و دفن رسول خدا، به جمع*آوری قرآن مشغول شدم، اینك این قرآن، كه یكی از دو ثقل است و من، كه ثقل دیگر آن هستم. عُمَر پاسخ می*دهد: ما را به تو و قرآنی كه آورده*ای، احتیاج نیست، ما نزد خود قرآن داریم. در پسِ این سخن، امیرمؤمنان خطبه*ای رسا ایراد می*فرمایند.
    پس از پایان این اتمام حجّت، امیرمؤمنان، قرآن تألیفی خویش را به منزل می*برند. این قرآن، یادگار نبوّت و امامت تا زمان ظهور امام زمان است.
    هتک حرمتی دیگر
    روایت شده: «ابوبکر نامه*ای بدین مضمون برای فاطمه نوشت که فدک را به او باز می*گرداند، فاطمه در حالی که نامه را به همراه داشت، بیرون رفت، عمر او را دید و گفت: ای دختر محمد! این چه نامه*ای است که که با خود داری؟ گفت: نامه*ای است که ابوبکر در مورد بازگرداندن فدک برایم نوشته است، عمر گفت: آن را به من بده، ولی فاطمه نپذیرفت، عمر ضربه*ای به فاطمه زد که او به زمین افتاد، عمر نامه را گرفت و پاره کرد، از آن پس فاطمه هفتاد و پنج روز بیمار بود و پس جان باخت»
    آغاز مصادره فَدَك
    حاكمان سقیفه، پس از مصادره ارثِ خاندان وحی و خُمسِ متعلّق به ایشان، چشم به فَدَك دوخته*اند. فَدَكی كه هبه و هدیه رسول خدا به صدّیقه طاهره است و حكم ارث یا خُمس بر آن جاری نمی*شود.


    جهت دریافت تصویر در ابعاد بزرگتر بر روی آن کلیک کنید

    خطابه فاطمی
    این خبر به خانه وحی می*رسد. آن بانوی الهی مقنعه به سر می*افكنند و خود را در چادری می*پیچند و با گروهی از زنانِ بنی*هاشم به جانب مسجد رسول خدا گام می*نهند. ورود آن حضرت، هم*زمان با حضور ابوبَكر در مسجد است. آن حضرت در پس پرده می*نشینند و خطبه*ای رسا، علیهِ دستگاه حاكم ایراد می*فرمایند.
    این خطبه آن چنان تأثیر می*گذارد كه در تاریخ نقل می*كنند: تا به آن روز دیده نشد كه مردمان چنین ناله و گریه*ای سر دهند.
    شرح ماوقع از زبان خود حضرت فاطمه در بخشی از خطبه فدک :
    هنوز دو روزى از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته،آنچه نبایست، گردید.و آنچه از آنتان نبود بردید.و بدعتى بزرگ پدید آوردید.
    مصادره قطعی فَدَك
    قدرت حاكمه برای نشان دادن اقتدار خویش، در همین روز، یعنی پانزدهمین روز پس از وفات رسول خدا، كارگزارانِ حضرت صدّیقه كبری را از فَدَك اخراج می*كند. این تصمیم، به ظاهر در آغاز صبح و با فرستادن عناصر خلیفه به سوی منطقه خَیبَر و دهكده فَدَك صورت گرفته است.

    ماجرای بیت الاحزان
    حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز در مبارزه با غاصبان حق امیرالمؤمنین و فدک، وقتی نتیجه ندیدند، شیوه گریه و حزن را در پیش گرفتند. تا جایی که در حدیث آمده است که مردم آمدند و گفتند:« یا علی!فاطمه هم شب گریه می*کند و هم روز و ما راحتی و آسایش نداریم. شما از او بخواهید که یا شب گریه کند و یا روز.
    کسانی که از گریه اش آزرده می شدند غاصبان خلافت بودند زیرا خانه حضرت زهرا دیوار به دیوار مسجد النبی بود و آنها همچنان که بر منبر بودند یا نماز می خواندند صدای گریه ی حضرت را می شنیدند. حضرت فاطمه در برابر این اعتراضات ساکت نشدند بلکه راه مبارزه را تغییر دادند و دست حسنین را گرفتند و در حالی که در جمعی از زنان مدینه بودند به قبرستان بقیع می رفتند و در سایه درختی برای رسول خدا نوحه سرمی دادند. اما ابوبکر و عمر(لعنت الله علیهما) برای خاموش کردن حضرت فاطمه (سلام الله علیها) آن درخت را قطع کردند. امیرالمؤمنین برای ایشان مکان مسقفی فراهم کردند که در آن به سوگواری بپردازند و نام آن را بیت الاحزان گذاشتند. شب امیرالمؤمنین(علیه السلام) می*رفت و او را به خانه می*آورد. حضرت فاطمه ۲۷ روز چنین عمل کرد.

    مدت بیماری و زمان شهادت
    دختر پیغمبر چند روز را در بستر بیمارى بسر برده؟درست نمى‏دانیم،چند ماه پس از رحلت پدر زندگانى را بدرود گفته؟،روشن نیست.كمترین مدت را ۴۰ شب و بیشترین مدت را ۸ ماه نوشته‏اند و میان این دو مدت روایت‏هاى مختلف از ۲ ماه تا ۷۵ روز، ۳ ماه، و ۶ ماه است.

    در روایات متعددی از ابی عبدالله آمده است: «علت وفاتش این بود که قنفذ غلام آن مرد (یعنی عمر) به دستور وی، فاطمه را با نوک غلاف شمشیر زد و بدین ترتیب فاطمه محسن را سقط کرد و به همین سبب به شدت بیمار شد.»

    روضه حاج محمود کریمی (بیت رهبری سال ۹۱) | دریافت فایل



    این نوشتار براساس مطالب مندرج در مآخذ ذیل به رشته تحریر درآمده است:
    (منابع تخصّصی در زمینه استخراج حوادث هجوم اصلی و زمان وقوع آن):
    ۱. الهجوم علی بیت فاطمه: عبدالزهراء مهدی.
    ۲. دانشنامه شهادت حضرت زهرا (جلد ۲ ـ ۱): علی لبّاف.
    (منابع تخصّصی در زمینه آشنایی با دلایل سكوت امیرمؤمنان در ماجرای هجوم):
    ۳. مظلومی گمشده در سقیفه (جلد ۲ و ۴): علی لبّاف.
    (منابع تخصّصی در زمینه مصادره اموال حضرت زهرا):
    ۴. عبور از تاریكی: عدنان درخشان، علی لبّاف.
    (منابع تخصّصی در زمینه آشنایی با ماجرای سقیفه و غصب خلافت):
    ۵. سقیفه: علاّ مه سید مرتضی عسكری.
    ۶. پس از غروب: یوسف غلامی.
    ۷. تاریخ خلفا: رسول جعفریان.
    ۸. خاستگاه خلافت: عبدالفتّاح عبدالمقصود.
    ۹. جانشینی حضرت محمّد: ویلفرد مادلونگ.


    من کشته مرده این اختصارم

  19. 2 کاربر از پست مفید بهلول تشکر کرده اند .


  20. #11
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    یا جعفر بن محمد الصادق (ع)

    گر نبودی ، اثر از روضه ی ارباب نبود
    خلق با حنجر تو ذکر «حسین جان» دارد
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir


  21. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۷
    محل سکونت
    زمين
    نوشته ها
    2,534
    امتیاز : 63,430
    سطح : 100
    Points: 63,430, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 18,799
    تشکر شده 11,752 در 2,257 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    .

    می گفت وقتی هاجر خبردار شد کـﮧ قرار بوده اسماعیل ش قربانی شود اما خداوند نخواستـﮧ


    تنها (( سـﮧ روز بعد )) دق کرد !


    دق کرد از غصـﮧ ے اتفاقی کـﮧ فقط " قرار بود " رخ دهد
    .
    .
    .
    خودمانیم ... خیلی کم طاقت بود هاجر !


    طورے نشده بود ... فقط کبودے گلوے اسماعیل را دیده بود ... همین


    اگر جاے (( رباب )) بود و شش ماهـﮧ داشت ، چـﮧ میکرد ؟



  22. 7 کاربر از پست مفید yavar تشکر کرده اند .


  23. #13
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    زاده ی شیرم بگو نخجیر کو ؟
    عاشق تیرم بگو آن تیر کو ؟
    ...
    طبق قانون الهی ای امام
    ذبح را شش ماه می باید تمام

    ای پدر وقت دگرگونی شده
    سن من امروز قانونی شده ...
    ویرایش توسط علی علوی : جمعه ۱۵ شهریور ۹۲ در ساعت ۰۶:۳۱
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  24. 5 کاربر از پست مفید علی علوی تشکر کرده اند .


  25. #14
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    10000 کیلومتری شمال شرقی كربلا
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    476
    امتیاز : 7,722
    سطح : 58
    Points: 7,722, Level: 58
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,196
    تشکر شده 1,264 در 412 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    كربلااااااااااااااا
    تا تو زمين سجده اي سر به هوا نميشوم

  26. 4 کاربر از پست مفید سرباز گمنام 8 تشکر کرده اند .


  27. #15
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    همراه زخم های تنت گریه ام گرفت
    از پیرهن نداشتنت گریه ام گرفت

    با دیده های سرخ جگر مثل مادرم
    هنگام دست و پا زدنت گریه ام گرفت

    جایی برای بوسه برادرم نیافتم
    از نیزه های در بدنت گریه ام گرفت

    تا دیدم آن سواره ی ولگرد نیزه دار
    بر تن نموده پیرهنت ، گریه ام گرفت
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  28. 5 کاربر از پست مفید علی علوی تشکر کرده اند .


  29. #16
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    خیلی گران تمام شد این آب خواستن
    یک مشک از قبیله ما یک عمو گرفت
    ویرایش توسط علی علوی : چهارشنبه ۲۰ شهریور ۹۲ در ساعت ۲۳:۰۵
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  30. 4 کاربر از پست مفید علی علوی تشکر کرده اند .


  31. #17
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    دست بر شط برد و دریا مست شد
    آسمان تا بی نهایت دست شد
    با دل خونین لب خندان که دید؟
    تشنه مشک آب بر دندان که دید؟
    محمود اکرامی*خزان*
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  32. 2 کاربر از پست مفید علی علوی تشکر کرده اند .


  33. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۲۹
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,346
    امتیاز : 13,041
    سطح : 74
    Points: 13,041, Level: 74
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 209
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 7,729
    تشکر شده 11,802 در 2,180 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    روضه های شعر گونه کهه زیاده
    با احترام ولی یه جور خاص تر باشه این مبحث بهتره

    مثلا یه تیکه عبارت یا مختصر جمله ی مفهومی که کنایه فهمای مجلس متوجه شن
    از خودشون باشه بهتره
    میتونه از چیزایی که جایی شنیدند که تاثیر گزار هم باشه بگند

  34. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۲۹
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,346
    امتیاز : 13,041
    سطح : 74
    Points: 13,041, Level: 74
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 209
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 7,729
    تشکر شده 11,802 در 2,180 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Unhappy

    تو روضه شندیم میگفت ..
    بین الحرمین نگید ..بگید بین الجسدین ...

  35. کاربر روبرو از پست مفید تســـنیم تشکر کرده است .


  36. #20
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط تســـنیم نمایش پست اصلی
    روضه های شعر گونه کهه زیاده
    با احترام ولی یه جور خاص تر باشه این مبحث بهتره

    مثلا یه تیکه عبارت یا مختصر جمله ی مفهومی که کنایه فهمای مجلس متوجه شن
    از خودشون باشه بهتره
    میتونه از چیزایی که جایی شنیدند که تاثیر گزار هم باشه بگند

    نوشته اصلی توسط علی علوی نمایش پست اصلی
    دست بر شط برد و دریا مست شد
    آسمان تا بی نهایت دست شد
    با دل خونین لب خندان که دید؟
    تشنه مشک آب بر دندان که دید؟
    محمود اکرامی*خزان*
    ضمن تشکر از اظهار لطفتون به این مبحث ، اجرتون با سید الشهداء
    مثلا شعر فوق یک کتابه برای خودش ، باید هر مصرعش رو بارها خوند و خون گریه کرد.
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  37. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۲۹
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,346
    امتیاز : 13,041
    سطح : 74
    Points: 13,041, Level: 74
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 209
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 7,729
    تشکر شده 11,802 در 2,180 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    از جهت خاص تر شدن مبحث و تکراری نبودن مطالب تو اتاقای دیگه عرض شد
    وگرنه روضه بودن وسوختنش که جای خود دارد ..

  38. کاربر روبرو از پست مفید تســـنیم تشکر کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1