کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 51

موضوع: سهراب سپهری

  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,640 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض سهراب سپهری

    اینجا باشه برای اشعار سهراب سپهری!


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,640 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض پشت دریاها

    قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به اب
    دور خواهم شد از این خاک غریب
    که در ان هیچکسی نیست که در بیشه ی عشق
    قهرمانان را بیدار کند

    قایق از تور تهی و دل از ارزوی مروارید
    همچنان خواهم راند
    نه به ابی ها دل خواهم بست
    نه به دریا-پریانی که سراز اب به در می ارند
    ودران تابش تنهایی ماهی گیران
    می فشانند فسون از سر گیسوهاشان
    همچنان خواهم راند

    پشت دریاها شهری است که دران
    پنجره ها رو به تجلی باز است
    بام ها جای کبوتر هایی است
    که به فواره ی هوش بشری می نگرند

    دست هر کودک ده ساله ی شهر شاخه ی معرفتی است
    مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
    که به یک شعله به یک خواب لطیف
    خاک موسیقی احساس تو را میشنود
    وصدای پر مرغان اساطیر می اید در باد

    پشت دریاها شهری است
    که دران وسعت خورشید به اندازه ی چشمان سحرخیزان است
    شاعران وارث اب و خردو روشنی اند
    پشت دریاها شهری است
    قایقی باید ساخت


  3. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    هر کجا هستم باشم
    آسمان مال من است
    پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ،زمین مال من است
    چه اهمیت دارد
    گاه اگر می رویند
    قارچ های غربت؟

  4. 9 کاربر از پست مفید ستايش تشکر کرده اند .


  5. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-شهریور-۱۷
    محل سکونت
    barefoot in paradise
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    9,111
    امتیاز : 78,558
    سطح : 100
    Points: 78,558, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album picturesTagger First Class
    تشکر کردن : 22,545
    تشکر شده 35,372 در 8,299 پست
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 99 در 65 پست

    پیش فرض زندگی...

    زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است


    تصاویر پیوست شده

    حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر




  6. 6 کاربر از پست مفید مستاجر خدا تشکر کرده اند .


  7. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,978
    تشکر شده 19,065 در 4,440 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb

    من الاغی دیدم یونجه را می فهمید !!!!

  8. 6 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  9. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,978
    تشکر شده 19,065 در 4,440 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض




  10. 8 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  11. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,978
    تشکر شده 19,065 در 4,440 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    «خانه دوست كجاست؟»
    در فلق بود كه پرسيد سوار.
    آسمان مكثي كرد.

    رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شن ها
    بخشيد
    و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت*:
    «نرسيده به درخت*،
    كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است
    و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است
    مي روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ*، سر به در مي آرد،
    پس به سمت گل تنهايي مي پيچي*،
    دو قدم مانده به گل*،
    پاي فواره جاويد اساطير زمين مي ماني
    و تو را ترسي شفاف فرا مي گيرد.
    در صميميت سيال فضا، خش خشي مي شنوي*:
    كودكي مي بيني
    رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه نور
    و از او مي پرسي
    خانه دوست كجاست.»


  12. 7 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  13. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,978
    تشکر شده 19,065 در 4,440 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    رفته بودم سر حوض
    تا ببينم شايد ، عكس تنهايي خود را در آب ،

    آب در حوض نبود .
    ماهيان مي گفتند: « هيچ تقصير درختان نيست.»
    ظهر دم كرده تابستان بود ،
    پسر روشن آب ، لب پاشويه نشست
    و عقاب خورشيد ، آمد او را به هوا برد كه برد.

    به درك راه نبرديم به اكسيژن آب*.
    برق از پولك ما رفت كه رفت*.
    ولي آن نور درشت ،
    عكس آن ميخك قرمز در آب
    كه اگر باد مي آمد دل او ، پشت چين هاي تغافل مي زد،
    چشم ما بود.
    روزني بود به اقرار بهشت*.

    تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي ، همت كن
    و بگو ماهي ها ، حوضشان بي آب است*.

    باد مي رفت به سر وقت چنار.
    من به سر وقت خدا مي رفتم*.



  14. 8 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  15. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,640 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض واحه ای در لحظه

    به سراغ من اگر می ایید
    پشت هیچستانم

    پشت هیچستان جایی است
    پشت هیچستان رگ های پر قاصد هایی است
    که خبر می ارند از گل واشده ی دور ترین بوته ی خاک
    روی شن ها هم نقش های سم اسبان سوارن ظریفی است
    که صبح
    به سر تپه ی معراج شقایق رفتند
    پشت هیچستان چتر خواهش باز است:
    تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
    زنگ باران به صدا می اید
    ادم اینجا تنهاست
    ودر این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است

    به سرغ من اگر می ایید
    نرم و اهسته بیایید مباداکه ترک بردارد
    چینی نازک تنهایی من.

  16. 7 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  17. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-شهریور-۱۷
    محل سکونت
    barefoot in paradise
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    9,111
    امتیاز : 78,558
    سطح : 100
    Points: 78,558, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album picturesTagger First Class
    تشکر کردن : 22,545
    تشکر شده 35,372 در 8,299 پست
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 99 در 65 پست

    پیش فرض کفشهایم کو؟ چه کسی بود صدا زد سهراب؟


    کفشهایم کو؟
    چه کسی بود صدا زد سهراب؟
    آشنا بود صدا؛ مثل هوا با تن برگ

    مادرم در خواب است
    و منوچهر و پروانه و شاید همه‎ی مردم شهر
    شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه‎ها می‎گذرد
    و نسیمی خنک از حاشیه‎ی سبز پتو خواب مرا می‎روبد

    بوی هجرت می‎آید
    بالش من پر آواز پر چلچله‎ها ست
    صبح خواهد شد
    و به این کاسه‎ی آب
    آسمان هجرت خواهد کرد

    باید امشب بروم
    من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
    حرفی از جنس زمان نشنیدم
    هیچ چشمی،
    عاشقانه به زمین خیره نبود
    کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
    هیچ کس زاغچه‎ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت

    من به اندازه‎ی یک ابر دلم می‎گیرد
    وقتی از پنجره می‎بینم حوری
    -دختر بالغ همسایه-
    پای کمیابترین نارون روی زمین
    فقه می‎خواند

    چیزهایی هم هست؛
    لحظه هایی پر اوج
    مثلا شاعره‎ای را دیدم
    آنچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش
    آسمان تخم گذاشت *

    و شبی از شبها
    مردی از من پرسید
    تا طلوع انگور چند ساعت راه است؟

    باید امشب بروم!
    باید امشب چمدانی را
    که به اندازه‎ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
    و به سمتی بروم
    که درختان حماسی پیداست
    رو به آن وسعت بی‎واژه که همواره مرا می‎خواند

    یک نفر باز صدا زد: سهراب!
    کفشهایم کو؟

    حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر




  18. 7 کاربر از پست مفید مستاجر خدا تشکر کرده اند .


  19. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,978
    تشکر شده 19,065 در 4,440 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض



  20. 7 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  21. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,978
    تشکر شده 19,065 در 4,440 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض




  22. 8 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  23. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,978
    تشکر شده 19,065 در 4,440 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض




  24. 7 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  25. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,978
    تشکر شده 19,065 در 4,440 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Smile




  26. 4 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  27. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,978
    تشکر شده 19,065 در 4,440 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ابري نيست .
    بادي نيست*.

    مي نشينم لب حوض*:
    گردش ماهي ها ، روشني ، من ، گل ، آب*.
    پاكي خوشه زيست*.

    مادرم ريحان مي چيند.
    نان و ريحان و پنير ، آسماني بي ابر ، اطلسي هايي تر.
    رستگاري نزديك : لاي گل هاي حياط*.

    نور در كاسه مس ، چه نوازش ها مي ريزد!
    نردبان از سر ديوار بلند ، صبح را روي زمين مي آرد.
    پشت لبخندي پنهان هر چيز.
    روزني دارد ديوار زمان ، كه از آن ، چهره من پيداست*.
    چيزهايي هست ، كه نمي دانم*.
    مي دانم ، سبزه اي را بكنم خواهم مرد.
    مي روم بالا تا اوج ، من پرواز بال و پرم*.
    راه مي بينم در ظلمت ، من پر از فانوسم*.
    من پر از نورم و شن
    و پر از دار و درخت*.


    پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج*.
    پرم از سايه برگي در آب*:
    چه درونم تنهاست*.

  28. 6 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  29. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934
    امتیاز : 107,080
    سطح : 100
    Points: 107,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,978
    تشکر شده 19,065 در 4,440 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض



    من اناری میکنم دانه
    وبه دل میگویم
    خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود !!!!!!!

  30. 8 کاربر از پست مفید جانم رضا تشکر کرده اند .


  31. #17
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-تیر-۱۱
    نوشته ها
    51
    امتیاز : 2,401
    سطح : 29
    Points: 2,401, Level: 29
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 79
    تشکر شده 146 در 45 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شب آرامی بود
    می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
    زندگی یعنی چه؟
    ... مادرم سینی چایی در دست
    گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
    خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
    لب پاشویه نشست
    پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
    شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
    :با خودم می گفتم
    زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
    زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
    رود دنیا جاریست
    زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
    وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
    دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
    هیچ!!!
    زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
    شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
    شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
    زندگی درک همین اکنون است
    زندگی شوق رسیدن به همان
    فردایی است، که نخواهد آمد
    تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
    ظرف امروز، پر از بودن توست
    شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
    آخرین فرصت همراهی با، امید است
    زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
    به جا می ماند
    زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
    زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
    زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
    زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
    زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
    زندگی، فهم نفهمیدن هاست
    زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
    تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
    آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
    فرصت بازی این پنجره را دریابیم
    در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
    پرده از ساحت دل برگیریم
    رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
    زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
    وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
    زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
    چای مادر، که مرا گرم نمود
    نان خواهر، که به ماهی ها داد
    زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
    زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
    زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
    لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
    من دلم می خواهد
    قدر این خاطره را دریابیم.
    در دل من چیزیست مثل یک بیشه ی نور مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم که دلم می خواهد
    بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه
    دورها آواییست که مرا می خواند

  32. 7 کاربر از پست مفید حباب تشکر کرده اند .


  33. #18
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۲۷
    محل سکونت
    روبروی مانیتور خونمون
    نوشته ها
    66
    امتیاز : 3,163
    سطح : 34
    Points: 3,163, Level: 34
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 146
    تشکر شده 302 در 57 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض نامه سهراب سپهري به کیهان ورزشی درباره فوتبال و تیم محبوبش پرسپولیس

    اینم به مناسبت دربی
    نامه سهراب سپهري به کیهان ورزشی درباره فوتبال و تیم محبوبش پرسپولیس
    جالبش اینه که انگار همین امروز نوشته


    سهراب سپهری در نامه خود به هفته نامه کیهان ورزشی این گونه می*نویسد:"به مجله شما علاقمندم ، تنها نشریه فارسی است که می*خوانم ، به اندازه کافی با کتاب*ها و مجلات فرهنگی سر و کار دارم . آنچه می*خوانم به قلمروی دیگر مربوط است ، چون کارم چیزی دیگر است ، حاشیه نروم ، حرف*هایی دارم ، از حرف*ها شروع کنم آن هم به ترتیب و در پی ارقام :

    1- کلمه فوتبالیست را از کجا آورده*اید ؟ در فارسی کلماتی ساخته*ایم مثل "فیلمساز" ، در این جا ریشه یک فعل را گرفته*ایم و دنبال یک واژه فرنگی گذاشته*ایم. اما در ترکیب این کلمه تابع دستور زبان خودمان بوده*ایم. شما "فوتبالیست" را از فرنگی*ها گرفته*اید و یا با ابتکار خود ساخته*اید ؟ برای ما ساخته*اید و یا به خاطر آنان؟ و تابع چه دستوری ؟ همینظور واژه "کلر" را ؟

    2- آیا بهتر نیست پاره*ای را با حروف لاتینی هم بنویسید ؟ البته خوانندگان شما می*دانند " جرج بست " را چگونه تلفظ کنند . اما "Everton" را چطور ؟ بارها شنیدیم که این نام را ارتون (به ضم الف و سکون را) تلفظ کرده*اند.

    3- نویسندگان شما گاه می*نویسند "سنتر فوروارد" و گاهی "سانترفوروارد" . یک بار "بریان کید" و بار دیگر "بارایان کید" . آیا تلفظ کلمه*ای واحد آن هم در این گونه موارد همیشه همان نیست ؟

    4- صبح شنبه در کیهان ورزشی می*خوانیم که روز پیش تماشاگران امجدیه بیست و پنج هزار نفر بوده*اند ، عصر در صفحه ورزشی روزنامه کیهان ، سخن از بیست هزار نفر در میان است. آیا برای تعیین ارقام درست راهی نیست؟ مگر تعداد بلیت*های فروش رفته را نمی*توان پرسید ؟

    5- قیمت بلیت*های امجدیه بر چه مبنایی بالا و پایین می*رود ؟ یک روز پنج شنبه بهای بلیت زیر جایگاه صد ریال است و درست فردای آن روز قیمت آن به دویست ریال می*رسد ، چه حسابی در کار است ؟ اگر اهمیت مسابقه مطرح باشد پس با این همه تیم که بازی هرکدام در سطح خاصی است ، قیمت بلیت زیر جایگاه باید پنج ریال و پانصد ریال نوسان پیدا کند ، نکند عوامل جدی هم موثر باشد ، خودتان می*دانید که در سرزمین*های دیگر بهای بلیت مسابقات نمی*تواند چنین نوسان*های تند و نا به هنگامی داشته باشد.





    6- چه می*شد اگر ما بهای اشتراک بلیت*های مسابقات را به فدراسیون و یا باشگاه*ها می*پرداختیم و آنها بلیت مسابقه را برای ما می*فرستادند ، چه موانعی در سر راه موضوع اشتراک هست ؟ در کشورهای پیشرفته چه می*کنند؟

    7- چرا بلندگوی امجدیه قبل از هر مسابقه (چه بزرگ و چه کم اهمیت) اسامی بازیکنان و داوران را اعلام نمی*کند ، مگر این کار چقدر وقت گوینده را می*گیرد؟ این را چطور باید یاد آوری کرد؟

    8- جمعه*ها درست در همان وقتی که در امجدیه مسابقه فوتبال در جریان است ، تلویزیون ملی فیلم مسابقات فوتبال را پخش می*کند. آیا مسئول برنامه ورزشی تلویزیون تا این حد از آن چه در زمینه ورزشی می*گذرد بی خبر است ؟ و نمی*داند که علاقه*مندان واقعی برنامه او همان تماشاگران امجدیده*اند ؟ اگر میسر است این را از مجله گوشزد کنید.

    9- آیا بهتر نیست کیهان ورزشی هرهفته برنامه مسابقات فوتبال را به اطلاع خوانندگان خود برساند ؟ این کاری بود که در گذشته*ها می*کرد و کاری درست بود ، انگار جواب خود را باید در بی*نظمی کار فدراسیون جستجو کنم؟

    10- مفسرین ورزشی که زیر جایگاه می*نشینند تا آن جا که ما دیده*ایم ، کمتر به جریان بازی توجه دارند ، حرف می*زنند ، شوخی می*کنند ، می*خندند. تفسیر و گزارش آنان تا چه میزان می*تواند دقیق باشد ؟ وقتی تمام دقایق بازی را در مجله*ای شرح می*دهند ، جز این که فکر کنم از روی نوار مسابقه نوشته*اند چاره*ای ندارم. آیا چنین نیست ؟ و یا این که من قادر نبودم در جمع پر هیاهوی خبرنگاران ، نویسندگان دقیق و تیزبین را هم زیر نظر داشته باشم؟

    11- چرا هیچ وقت کار یک داور را بررسی نمی*کنید و همه جنبه*های خوب و بد آن را باز نمی*مایید؟ مگر انتقاد درست داوری مجاز نیست ؟ چه کس باید داور را به خوب و بدش آگاه کند ؟ اگر باز نمودن لغزش های یک داور اعتقاد مردم را نسبت به او سست می*کند ، چه بهتر که این اعتقاد سستی گیرد. چرا باید مردم به داور بد ، اعتقاد بی*جهت داشته باشند ؟ اما جنبه مثبت قضیه را هم در نظر باید گرفت. شاید انتقاد اصولی شما مددکار داور بود و قدرت داوری*اش را افزونی دهد ، همیشه این تماشاگران نیستند که در سر راه داوری خوب ، سنگ می*اندازند . مگر همین داور مسابقه تاج - عقاب (در روز جمعه اول بهمن ماه) اعصاب همه ما را در امجدیه به بازی نگرفت . از شما می*پرسم ، اگر همین داور باز هم داوری یک مسابقه را به عهده بگیرد و سطح داوری*اش همان باشد ، واکنش کیهان ورزشی چه خواهد بود ؟ تعبیر "داوری ضعیف" و یا "داوری پر سوت " ارزش انتقادی ندارد ، این را قبول کنید.

    12- جزو مبانی انتخاب مرد فوتبال سال ، اخلاق و نیک رفتاری ، نیز به حساب آورده*اید. اما فکر نمی*کنید مرد فوتبال نمی*تواند لزوما مرد اخلاق هم باشد ؟

    چه بهتر که یک بازیکن خوب خصایص اخلاقی خوب هم داشته باشد ، اما شما می*خواهید در عرصه فوتبال قهرمان اسطوره انتخاب کنید. توجه به شایستگی اخلاق انتخاب شما را مشکوک می*کند. درست مثل این خواهد بود که تابلوی بد یک نقاش را به خاطر اخلاق پسندیده نقاش آن در خور ستایش بدانید ، با معیارهای اخلاقی ، نه هنر را می*توان سنجید و نه ورزش را ، خود بهتر می*دانید که چه بسیارند بازیکنان خوب که خشن و عاصی و پر خاشگرند . جرج بست چندان ملایم و نیک رفتار نیست. با این همه توپ طلایی می*گیرد.

    وقتی که در چند شماره کیهان ورزشی نظریات مربیان و داوران را برای انتخاب مرد فوتبال می*خواندم ، چند سوال را برای خود مطرح کردم : این آقایان متخصصان تا چه پایه در جریان مسابقات هستند ؟ آیا بستگی آنان به باشگاه خاص و یا دوستی شان با افرادی معین در اظهار نظرشان بی*تاثیر بوده است ؟ آیا توجه به عامل اخلاقی نیز سابقه ورزشی پایه*های این انتخاب را تا حدی سست نکرده است ؟ هیچ کدام از این آقایان به بازی خوب اکبر افتخاری توجه نداشته*اند اما از مصطفی عرب نام برده*اند که بازیکنی است متوسط ولی با انضباط و یا همایون بهزادی که در شرایط امروزی بازی*اش ضعیف است . اگر انتخاب مرد فوتبال "سال" مطرح است ، انگار نباید روی سوابق یک بازیکن تکیه کرد.

    13- با تعصب بی*پایه چه باید کرد؟ هم راننده تاکسی طرفدار تیم پرسپولیس است. هم شاگرد بقال ، هم دانشجو و هم کارمند اداره . بسیار خوب ، هر کس می*تواند علاقه*اش را به چیزی ببندد، اما علاقه داشتن هم دلیل منطقی می*خواهد. اهالی منچستر حق دارند طرفدار تیم های شهر خود باشند، مردم لیدز بجاست که تیم خود را دوست بدارند، ساکنان چلسی طبیعی است که بیش*تر از تیم خود دفاع کنند . اما در شهر شما و من ، یک بت همگانی پیدا می*شود، دلبستگی مسری است و طرفداری، اتفاقی و بی دلیل صورت می*گیرد. خواهید گفت: چه اشکالی دارد؟ حرفی ندارد، اما وقتی که در امجدیه نشسته*اید ، این طرفداری و تعصب محیطی نا مطلوب ایجاد می*کند .

    و شما نمی*توانید به دلخواه تماشا کنید . من هم مثل شما از تیم پرسپولیس بازی*های خوبی دیده ام . اما سرانجام- مثل کسان دیگری که می*شناسم - تصمیم گرفتم روزهایی که تیم پرسپولیس بازی دارد به امجدیه نروم. شور و هیجان تماشاگر چیزی گیرا و پسندیده است و اگر نباشد میدان ورزشی نه جان دارد و نه معنی ، تشویق بی حساب تماشاگران ، بچه*های پرسپولیس را نمایشگر و شاید خود نما بار آورده است. اینان از تماشاگران آشنای خود کمبودی بزرگ دارند ، انگار احساس غریبی می*کنند. وقتی که قیافه گریان همایون بهزادی را پس از مسابقه در مسجد سلیمان روی صفحه کیهان ورزشی دیدم ، با خودم گفتم چه چیز جز تر و خشک کردن تماشاگران تهرانی ، این بچه را چنین عزیز دردانه بار آورده است؟ زیاد نوشتم این را می*دانم ، اما اگر بگویم این تنها نامه*ای است که در تمامی عمرم به یک نشریه ورزشی نوشته*ام ، شاید مرا از این اطناب معذور دارید.

  34. 3 کاربر از پست مفید moheb تشکر کرده اند .


  35. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,506
    تشکر شده 15,182 در 2,895 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    ... در دبستان، ما را براي نماز به مسجد ميبردند. روزي در مسجد بسته بود . بقال سر گذر گفت : نماز را روي بام مسجد بخوانيد تا چند متر به خدا نزديكتر باشيد.
    مذهب شوخي سنگيني بود كه محيط با من كرد و من سالها مذهبي ماندم.
    بي آنكه خدايي داشته باشم ... (هنوز در سفرم)
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  36. 4 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  37. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,512 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    آنگاه که غرور کسی را له می کنی
    آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی
    آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی
    آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
    آنگاه که حتی گوشت را میبندی
    تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی

    آنگاه که خدا را می بینی
    و بنده ی خدا را نادیده می انگاری
    می خواهم بدانم
    دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی
    تا برای خوشبختی خودت دعا کنی ؟










  38. 5 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  39. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,512 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    دلم گرفته
    دلم عجيب گرفته است
    و هيچ چيز
    نه اين دقايق خوشبو ، که روي شاخه ي نارنج مي شود خاموش
    نه اين صداقت حرفي ، که در سکوت ميان دو برگ اين گل شب بوست
    نه هيچ چيز مرا ازهجوم خالي اطراف نمي رهاند
    و فکر مي کنم
    که اين ترنم موزون حزن تا به ابد
    شنيده خواهد شد .








  40. 5 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  41. #22
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    چشم ها را باید شست سهراب سپهری
    چشمها را بايد شست


    جور ديگر بايد ديد


    چترها را بايد بست


    زير باران بايد رفت


    فکر را خاطره را زير باران بايد برد*


    با همه مردم شهر زير باران بايد رفت


    دوست را زير باران بايد ديد*


    عشق را زير باران بايد جست


    هر کجا هستم٬باشم*


    آسمان مال من است


    پنجره٬*فکر٬*هوا*٬عشق*


    زمين مال من است


    چشمها را بايد شست


    جور ديگر بايد ديد


    چترها را بايد بست


    زير باران بايد رفت
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  42. 3 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  43. #23
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اهل كاشانم
    روزگارم بد نيست
    تكه ناني دارم ، خرده هوشي ، سر سوزن ذوقي .
    مادري دارم ، بهتر از برگ درخت .
    دوستاني ، بهتر از آب روان .

    و خدايي كه در اين نزديكي است :
    لاي اين شب بوها ، پاي آن كاج بلند.
    روي آگاهي آب ، روي قانون گياه .

    من مسلمانم .
    قبله ام يك گل سرخ .
    جانمازم چشمه ، مهرم نور .
    دشت سجاده من .
    من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم
    در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف .
    سنگ از پشت نمازم پيداست :
    همه ذرات نمازم متبلور شده است .
    من نمازم را وقتي مي خوانم
    كه اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو
    من نمازم را ، پي (( تكبيرة الاحرام )) علف مي خوانم
    پي (( قد قامت )) موج .

    كعبه ام بر لب آب
    كعبه ام زير اقاقي هاست .
    كعبه ام مثل نسيم ، مي رود باغ به باغ ، مي رود شهربه شهر
    (( حجر الاسود )) من روشني باغچه است .
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  44. 2 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  45. #24
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ابری نیست <b>
    بادی نیست
    می نشینم لب حوض
    گردش ماهی ها روشنی من

    گل
    آب
    پاکی خوشه زیست
    مادرم ریحان می چیند
    نان و ریحان و پنیر

    آسمانی بی ابر اطلسی هایی تر
    رستگاری نزدیک لای گلهای حیاط
    نور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزد
    نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آرد
    پشت لبخندی پنهان هر چیز
    روزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره من پیداست
    چیزهایی هست که نمی دانم
    می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد
    می روم بالا تا اوج من پر از بال و پرم
    راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم
    من پر از نورم و شن
    و پر از دار و درخت
    پرم از راه از پل


    از رود از موج
    پرم از سایه برگی در آب
    چه درونم تنهاست
    </b></b>
    ویرایش توسط بی کس : شنبه ۲۵ آذر ۹۱ در ساعت ۰۰:۵۹
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  46. 3 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  47. #25
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    آب را گل نکنیم
    در فرودست انگار کفتری می خورد آب

    یا که در بیشۀ دور سیره ای پر می شوید

    یا که در آبادی ..کوزه ای پر می گردد

    آب را گل نکنیم

    شاید این آب روان.. می رود پای سپیداری

    تا فرو شوید اندوه دلی

    دست درویشی شاید

    نان خشکیده فرو برده در آب

    زن زیبایی آمده لب رود

    آب را گل نکنیم

    روی زیبا دو برابر شده باشد

    چه گوارا این آب !

    چه زلال این رود !

    .مردم بالا دست چه صفایی دارند !

    چشمه هاشان جوشان

    گاوهاشان شیر افشان باد !

    من ندیدم دهشان

    بی گمان پای چپر هاشان جا پای خداست

    ماهتاب آنجا می کند روشن پهنای کلام

    بی گمان در ده بالا دست چینه ها کوتاه است

    غنچه ای می شکفد

    اهل ده باخبرند چه دهی باید باشد

    کوچه باغش پر موسیقی باد !

    مردمان سر رو د

    آب را می فهمند

    گل نکردندش


    ما نیز

    آب را گل نکنیم
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  48. 3 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  49. #26
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سال ميان دو پلك را
    ثانيه هايي شبيه راز تولد


    بدرقه كردند.
    كم كم ، در ارتفاع خيس ملاقات
    صومعه نور
    ساخته مي شد.
    حادثه از جنس ترس بود.
    ترس
    وارد تركيب سنگ ها مي شد.
    حنجره اي در ضخامت خنك باد
    غربت يك دوست را
    زمزمه مي كرد.
    از سر باران
    تا ته پاييز
    تجربه هاي كبوترانه روان بود.

    باران وقتي كه ايستاد
    منظره اوراق بود.
    وسعت مرطوب
    از نفس افتاد.


    قوس قزح در دهان حوصله ما
    آب شد.
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  50. 3 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  51. #27
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شب آرامی بود

    می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

    زندگی یعنی چه؟

    مادرم سینی چایی در دست

    گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من

    خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا

    لب پاشویه نشست

    پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد

    شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین

    :با خودم می گفتم

    زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست

    زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

    رود دنیا جاریست

    زندگی ، آبتنی کردن در این رود است

    وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم

    دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟

    هیچ!!!

    زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند

    شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری

    شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت

    زندگی درک همین اکنون است

    زندگی شوق رسیدن به همان

    فردایی است، که نخواهد آمد

    تو نه در دیروزی، و نه در فردایی

    ظرف امروز، پر از بودن توست

    شاید این خنده که امروز، دریغش کردی

    آخرین فرصت همراهی با، امید است

    زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک

    به جا می ماند

    زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ

    زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

    زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

    زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

    زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

    زندگی، فهم نفهمیدن هاست

    زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود

    تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست

    آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

    فرصت بازی این پنجره را دریابیم

    در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

    پرده از ساحت دل برگیریم

    رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

    زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

    وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست

    زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند

    چای مادر، که مرا گرم نمود

    نان خواهر، که به ماهی ها داد

    زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

    زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت

    زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست

    لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست

    من دلم می خواهد

    قدر این خاطره را دریابیم.
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  52. 3 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  53. #28
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض



    .
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  54. 3 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  55. #29
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض




    .
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  56. 3 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  57. #30
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اردیبهشت-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,043
    امتیاز : 20,444
    سطح : 90
    Points: 20,444, Level: 90
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 406
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 5,204
    تشکر شده 3,920 در 964 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    چترها را باید بست
    زیر باران باید رفت
    فکر را، زیر باران باید برد
    با همه مردم شهر، زیر باران باید رفت
    دوست را، زیر باران باید دید
    عشق را، زیر باران باید جست
    زیر باران باید بازی کرد...
    وا حسرتا جامونده ام از دوستان کانونی ام...

  58. 4 کاربر از پست مفید مینا.م تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1