کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 87
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض شعر دفاع مقدس، شهید و شهادت

    به نام خدا


    آرزوي قشنگ

    مي خواهم سبز بايستم

    چنان درختان

    و سرخ بميرم

    چنان که شهيدان

    آري

    چه سرگذشت قشنگي است

    سبز،

    سرخ!

    شاعر : مجتبي تونه اي
    منبع: كتاب حماسه*هاي هميشه جلد 1 صفحه 301



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  2. 4 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض اشک و دعا

    به نام خدا

    اشك و دعا

    شبِ سنگر، شبِ اشک و دعا بود

    چراغ سينه ها، نور خدا بود

    فقط رنگ شهادت جلوه گر بود

    و طوفاني زآتش بي اثر بود

    نداي « يا علي » تا مي سرودند

    دل هر ذره اي را مي ربودند

    صفاي آينه در چشم هاشان

    و تنها عشق مولا رهنماشان

    عزيز بي سر و بي تن کجايي !

    بهار آشناي من کجايي؟


    منبع: ماهنامه سبزسرخ شماره 36-37 صفحه 10



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  4. 3 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض الهی

    به نام خدا

    الهی

    الهي به آنان که پرپر شدند
    پر از زخم هاي مکرر شدند

    به آنان که همت مثال آمدند
    به شوق حريم يار آمدند

    به آنان که چون پرده بالا زدند
    قدم در حريم تماشا زدند

    به آنان که مست ولا مي شدند
    بلا در بلا کربلا مي شدند

    به آنان که کارون خروش آمدند
    و مانند کارون به جوش آمدند

    به آنان که رفتند تا ما شوند
    و آيينه داران فردا شوند

    به آنان که زخمي ترين بوده اند
    شهيدان ميدان مين بوده اند

    به آنان که چون کربلايي شدند
    پر از لحظه هاي خدايي شدند

    از آنان که تنها پلاکي به جاست
    کمي استخوان، مشت خاکي به جاست

    به روزي که چون نام خيبر گرفت
    غريبانه از ما برادر گرفت

    به رمزي که چون نام زهرا گرفت
    به پهلوي ما درد مأوا گرفت

    که دل هاي ما را به دريا رسان
    که خورشيد را در شب ما رسان


    منبع: ماهنامه سبزسرخ شماره 42 صفحه 8



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  6. 2 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    اي كاش در دل ذره اي شور و نوا بود
    احوال ما با حالت ني هم صدا بود

    اي كاش شور جنگ در ما كم نمي شد
    اين نامرادي شيوه مردم نمي شد

    اي كاش رنگ شهر بازي ام نمي داد
    در جبهه يا زهرا (س) مرا بر باد مي داد

    امشب دل از ياد شهيدان تنگ دارم
    حال و هواي لحظه هاي جنگ دارم

    فرسنگها دورم ز وادي محبت
    با يك دل خسته ز نيش سنگ تهمت

    مسموم شد ساقي و پيمانه شكسته
    از بخت بد ، درب شهادت شد بسته

    من ماندم و متن وصيت نامه پير جماران
    من ماندم و شرمندگي از روي ياران

    من ماندم و شيطان و نفس و جنگهايش
    من ماندم و شهر و گناه و رنگهايش

    از زرق و برق شهر خود نيرنگ خوردم
    آن معنويت هاي جنگ را از ياد بردم

    خود را به انواع گنه آلوده كردم
    در راه ناحق كوششي بيهوده كردم

    از دفتر دل نام الله پاك كردم
    دل را به زير كوه عصيان خاك كردم

    اكنون پشيمان آمدم با اين تمنا
    يا رب نظر كن جرم و عصيانم ببخشا ...

    شهید علمدار



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  8. 5 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    شهادت سنگ را بوسیدنی کرد

    شهادت خاک ها را دیدنی کرد

    در آنجایی که عقل و علم ماندند

    شهادت عشق را فهمیدنی کرد








  10. 4 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شعر رهبر معظم انقلاب در مورد شلمچه

    ز آه سینه سوزان ترانه می سازم

    چو نی ز مایه جان این فسانه می سازم

    به غمگساری یاران چو شمع می سوزم

    برای اشک دمادم بهانه می سازم

    پر نسیم به خوناب اشک می شویم

    پیامی از دل خونین روانه می سازم

    نمی کنم دل از این عرصه شقایق فام

    کنار لاله رخان آشیانه می سازم

    در آستان به خون خفتگان وادی عشق

    برون ز عالم اسباب ، خانه می سازم

    چو شمع بر سر هر کشته می گذارم جان

    ز یک شراره هزاران زبانه می سازم

    ز پاره های دل من شلمچه رنگین است

    سخن چو بلبل از آن عاشقانه می سازم

    سر و تن و دل و جان را به خاک می فکنم

    برای قبر تو چندین نشانه می سازم

    كشم به لجه شوریدگی بساط «امین»

    كنون كه رخت سفر چون كرانه می سازم








  12. 3 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    رفته بودم ســـــفری سوی دیار شهـــــدا

    که طوافی بکنم گرد مزار شهـــــــدا

    به امیدی که دل خسته هوایی بخورد

    متبرک شود از گرد و غبار شهـــــــدا

    هرچه زد خنجر احساس به جستجوشمه عشق

    شرمگینم که نشد اشک نثار شهــــدا

    خشکی چشم عطش خورده ازآن است که من

    آبیاری نشدم فصل بـــــــــهار شهـــــــدا

    دل سنگم که نشد شمع سوزد شب عشق

    کاش میشد که شود سنگ مزار شهــــدا

    آخــــــــــرین خط وصایای من این است

    که به خـــاکم بسپارید کنار شهــــــدا








  14. کاربر روبرو از پست مفید ترنم تشکر کرده است .


  15. #8
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,736 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مست بود و مست رفت و مست مُرد
    حاجي از همسنگرش رودست خورد
    پشت ِ خطّي ها همه حاجي شدند
    نام او بر كوچه اي بن بست خورد

  16. 3 کاربر از پست مفید ستايش تشکر کرده اند .


  17. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,581
    امتیاز : 123,440
    سطح : 100
    Points: 123,440, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,228
    تشکر شده 42,005 در 9,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    207
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض عاشقانه های یک کلمن

    رهبر انقلاب گفتند اين شعر را خوشنويسي كنيد


    ديگر نمي*گويم؛ پيشتر نرو!
    اينجا باتلاق است!
    حالا مي*گردم به كشف باتلاقي تواناتر
    در اينهمه خردي كه حتي باتلاق*هايش
    وظيفه*شناس و عالي نيستند.

    همه* چيز در معطلي است
    ميوه*اي كه گل
    پولي كه كتاب مقدس
    و مسجدي كه بنگاه املاك.

    ما را چه شده است؟
    اين يك معماي پيچيده است
    همه در آرزوي كسب چيزي هستند
    كه من با آن جنگيده*ام
    و جالب آنكه بايد خدمتكارشان باشم
    در حاليكه دست و پا ندارم
    گاهي چشم، زبان و به گمان آنها حتي شعور!

    من بي*دست، بي*پا، زبان، گاهي چشم
    و به گمان آنها حتي شعور
    در دورافتاده*ترين اتاق بداخلاق*ترين بيمارستان
    وظيفه حفاظت از مرزهايي را دارم
    كه تمام روزنامه*ها و شبكه*هاي تلويزيوني
    حتي رفقاي ديروزم - قربتاً الي*الله -
    با تلاش تحسين*برانگيز
    سرگرم تجاوز به آنند.
    جالب آنكه در مراسم آغاز هر تجاوزي
    با نخاع قطع شده**ام
    بايد در صف اول باشم
    و هميشه بايد باشم
    چون تريبون، گلدان و صندلي
    باشم تا رسيدن نمايندگان بانك*ها
    سپس وظيفه دارم فوراً به اتاقم برگردم.

    من وظيفه دارم قهرمان هميشگي فدراسيون*هاي درجه چهار باشم
    بي*دست و پا بدوم، شنا كنم و ...
    دفاع از غرور ملي-اسلامي در تمام ميادين
    چون گذشته كه با يازده تير و تركش در تنم
    نگذاشتم آن*ها از پل «مارد» بگذرند

    حالا يك پيمانكار آن پل را بازسازي كرده است
    مرا هم بردند
    خوشبختانه دستي ندارم.
    اگر نه يابد نوار را من مي*بريدم
    نشد.
    وزير اين زحمت را كشيد
    تلويزيون هم نشان داد
    سپس همه برگشتند
    وزير به وزارتخانه*اش
    پيمانكاران به ويلاهايشان
    و من به تختم.

    من نمي*دانم چه هستم
    نه كيفي و نه كمي
    بي دست و پا و چشم و گوش و به گمان آن*ها حتي ...
    به قول مرتضي؛ كلمنم!
    اما اين كلمن يك رأي دارد
    كه دست بر قضا خيلي مهم است
    و همواره تلويزيون از دادنش فيلم مي*گيرد
    خيلي جاي تقدير و تشكر دارد
    اما هرگز ضمانتي نيست
    شايد تغيير كنم
    اينجاست كه حال من مهم مي*شود.

    شايد حالا پيمانكاران، فرشتگان شب*هاي شلمچه
    پاسداران پل مارد
    و تركش خوردگان خرمشهرند
    شايد من
    حال يك اختلاس*پيشه خودفروخته جاسوسم
    كه خودم خرمشهر را خراب كرده*ام
    و لابد اسناد آن در يك وزارتخانه مهم موجود است
    براي همين بايد، همين*طور بايد
    در دور افتاده*ترين اتاق بداخلاقترين بيمارستان
    زمان بگذرد
    من پيرتر شوم
    تا معلوم شود چه كاره*ام.

    سرمايه من كلمات است
    گردانم مجنون را حفظ كرد
    يكصد و شصت كيلومتر مربع با پنجاه و سه حلقه چاه نفت
    اما بعيد مي*دانم تختم
    يكصد و شصت سانتي*متر مربع مساحت داشته باشد
    چند بار از روي آن افتاده*ام
    يكبار هم خودم را انداختم
    بنا بود براي افتتاح يك رستوران ببرندم!

    من يك نام باشكوهم
    اما فرزندانم از نسبتشان با من مي*گريزند
    با بهره* هوشي يكصد و چهل
    آنها متهمند از نخاع شكسته من بالا رفته*اند
    زنم در خانه يك دلال باغباني مي*كند
    و پسرم مي*گويد:
    ما سهم زخم از لبخند شاداب شهريم.

    فرو بريزيد اي منورهاي رنگارنگ!
    گمانم در اين تاريكي گم شده*ام
    و بين خطوط دشمن سرگردان،
    آه! پس چرا ديگر اسيرم نمي*كنند
    آه! چه كسي يك قطع نخاعي بي*مصرف را اسير مي*كند
    و باز آه! چه كسي يك اسير را اسير مي*كند
    آه و آه كه از ياد بردم، من اسيرم
    زنداني با اعمال شاقه
    آماده براي هر افتتاح، اعلام راي
    و رقصيدن به سازها و مناسبت*هاي گوناگون
    و بي*اختيار در انتخاب غذا
    انتخاب رؤياها
    حتي در انشاي اعترافاتم.
    و شهيد، شهيد كه چه دور است و بزرگ
    با تمام داراييش؛
    يك شيشه شكسته
    يك قاب آلومينيومي
    و سكوت گورستان
    خدا را شكر، لااقل او غمي ندارد
    و هميشه مي*خندد
    و شهيد كه بسيار دور است از اين خطوط ناخوانا
    از اين زبان بي*سابقه نامفهوم
    و اين تصاوير تازه و هولناك،
    خدا را شكر! لااقل او غمي ندارد
    و هميشه مي*خندد
    و بسيار خوشبخت است
    زيرا او مرده است.

    و من اما هر صبح آماده مي*شوم
    براي شكنجه*اي تازه
    در دور افتاده*ترين اتاق بداخلاق*ترين بيمارستان
    در باغ وحشي به نام كلينيك درد
    تا مواد اوليه شكنجه*اي تازه باشم
    براي جانم
    تنم
    وطنم
    تا باز خودم را از تخت يك مترو شصت سانتي*ام
    به خاك بيندازم
    اما نميرم
    درد اين ستون فقرات كج
    و فراق
    لهم كند
    اما همچنان شهيدي زنده باقي بمانم.
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  18. 4 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  19. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,581
    امتیاز : 123,440
    سطح : 100
    Points: 123,440, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,228
    تشکر شده 42,005 در 9,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    207
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb شعر شهادت...

    اشعاری که در زمینه شهادت سروده شده را در این صفحه قرار بدین ...
    شادی روح
    ابوالفضل سپهر
    قیصر امین پور
    و ...
    صلوات
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  20. 7 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  21. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,581
    امتیاز : 123,440
    سطح : 100
    Points: 123,440, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,228
    تشکر شده 42,005 در 9,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    207
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    باز هم اوّل مهر آمده بود
    و معلّم آرام ، اسمها را میخواند
    اصغر پور حسین!
    پاسخ آمد حاضر!
    قاسم هاشمیان!
    پاسخ آمد حاضر!
    اکبر لیلا زاد!
    ...!
    پاسخش را کسی از جمع نداد .
    بار دیگر هم خواند: اکبر لیلا زاد!
    همه ساکت بودیم
    جای او اینجا بود
    اینک امّا ، تنها
    یک سبد لاله سرخ ، در کنار ما بود ...
    لحظه ای بعد معلّم سبد گل را دید
    شانه هایش لرزید ..
    همه ساکت بودیم
    ناگهان در دل خود زمزه ای حس کردیم
    غنچه ای در دل ما میجوشید
    گل فریاد شکفت
    همه پاسخ دادیم:
    حاضر، ما همه اکبر لیلا زادیم...
    زنده یاد قیصر امین پور
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .






  22. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,016 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    ^^^
    من عاشق این شعرم.

    یه شعر دیگه هم هست که در بند پوتینم را محکم می بندم یا یه چیزی تو همین مایه ها، اگر اونم بذارین بی نهایت ممنون میشم.
    ممنون


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  23. کاربر روبرو از پست مفید yarehojat تشکر کرده است .


  24. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,581
    امتیاز : 123,440
    سطح : 100
    Points: 123,440, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,228
    تشکر شده 42,005 در 9,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    207
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb تو چرا می جنگی؟

    تو چرا می جنگی؟ ـ پسرم می پرسد
    من تفنگم در مشت
    کوله بارم در پشت
    بند پوتینم را محکم می بندم
    مادرم
    آب و آیینه و قرآن در دست
    روشنی در دل من می کارد
    پسرم بار دگر می پرسد:
    تو چرا می جنگی؟
    با تمام دل خود می گویم:
    تا چراغ از تو نگیرد دشمن
    محمد رضا عبدالمکیان
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .






  25. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,581
    امتیاز : 123,440
    سطح : 100
    Points: 123,440, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,228
    تشکر شده 42,005 در 9,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    207
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    یه نوشته بی ناهیت زیبا با مضمون شعر تو چرا میچجنگی امروز خوندم
    داداشم نوشته بود
    خیلی تحت تاثیرش قرار گرفتم
    فردا میزنمش تالار
    یا زهرا
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  26. 4 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  27. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,581
    امتیاز : 123,440
    سطح : 100
    Points: 123,440, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,228
    تشکر شده 42,005 در 9,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    207
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb شعری که در همایش مجنون تر از مجنون توسط محمّد حسین جعفریان خوانده شد

    ديشب از چشمم بسيجي مي چكيد
    از تمام شب «دوعيجي» مي چكيد

    باز باران شهيدان بود و من
    باز شب هاي «مريوان» بود و من

    دست هايم باز تا آهنج رفت
    تا غروب «كربلاي پنج» رفت

    باز ديشب ديده، جيحون را گريست
    راز سبز عشق مجنون را گريست

    خواب ديدم كربلا باريده بود
    بر تمام شب خدا باريده بود

    اي غريو توپ ها در بهت دشت
    آه اي اروند! اي «والفجر هشت!»

    در هوا اين عطر باروت است باز
    روي دوش شهر، تابوت است باز

    خواب ديدم سايه اي جان مي گرفت
    يك نفر در خويش پايان مي گرفت

    اي سواران بلنداي سهيل!
    شوكران نوشان «گردان كميل!»

    اي سپاه رفته تا «بدر» و «حنين!»
    خيل مختاران! لثارات الحسين!

    اي نگاه آسمان همراه تان
    اي امام عصر خاطرخواه تان

    اي در آتش سوخته! پرهاي من!
    اي بسيجي ها! برادرهاي من!

    اي بسيجي ها، چه تنها مانده ايد!
    از گروه عاشقان جا مانده ايد

    اي بسيجي ها! زمان را باد برد
    آرزوهاي نهان را باد برد

    ياد باد آن آرزوهاي نجيب
    ياد باد آن فصل، آن فصل عجيب

    نخل هاي سر جدا، يادش به خير!
    اي بسيجي ها! خدا، يادش به خير!

    فصل سرخ بي قراري ها گذشت
    فرصت شب زنده داري ها گذشت

    «مقتل» آن شب غرق نور ماه بود
    غرق در باران «روح الله» بود

    آمديم و قاف ها در قيد ماند
    قلب ما در «پاسگاه زيد» ماند

    عقده ها رفتند و علت مانده است
    در گلويم «حاج همت» مانده است

    اينك اما عده اي آتش شدند
    بعد كوچ كوه ها آرش شدند

    بعضي از آن ها كه خون نوشيده اند
    ارث جنگ عشق را پوشيده اند

    عده اي «ح ُسن القضا» را ديده اند
    عده اي را بنزها بلعيده اند

    بزدلاني كز هراس ابتر شدند
    از بسيجي ها بسيجي تر شدند

    تو چه مي داني تگرگ و برگ را
    غرق خون خويش، رقص مرگ را

    تو چه مي داني كه رمل و ماسه چيست
    بين ابروها رد قناصه چيست

    تو چه مي داني سقوط « پاوه» را
    «باكري» را «باقري» را «كاوه» را

    هيچ مي داني «مريوان» چيست؟ هان!
    هيچ مي داني كه «چمران» كيست؟ هان!

    هيچ مي داني بسيجي سر جداست؟
    هيچ مي داني «دوعيجي» در كجاست؟

    اي عبور لحظه ها ديگر شويد!
    اي تمام نخل ها بي سر شويد!

    اي غروب خاك را آموخته!
    چفيه ها! اي چفيه هاي سوخته!

    اي زمين، اي رمل ها، اي ماسه ها
    اي تگرگِ تق تقِ قناصه ها

    جمعي از ما بارها سر داده ايم
    عده اي از ما برادر داده ايم

    زنده هاي كمتر از مردار ها!
    با شما هستم، غنيمت خوارها!

    باز آيا استخواني در گلوست؟
    باز آيا خار در چشمان اوست؟

    از نسيم شادي ياران بگو!
    از «شكست حصر آبادان» بگو!

    از شكستن از گسستن از يقين
    از شكوه فتح در «فتح المبين»

    از «شلمچه»، «فاو» از «بستان» بگو
    اي شكوه رفته! از «مهران» بگو!

    از همان هايي كه سر بر در زدند
    روي فرش خون خود پرپر زدند

    زان همه گل ها كه مي بردي بگو!
    از «بقايي» از «بروجردي» بگو!

    اي شهيدان! دردها برگشته اند
    روزهامان را به شب آغشته اند

    روح هامان سخت و تن آلوده اند
    آسمان هامان لجن آلوده اند

    جان من پوسيد در شب غاره ها
    آه اي خمپاره ها، خمپاره ها!



    یا زهرا - محمّدحسین جعفریان
    ویرایش توسط سائل الزهرا : دوشنبه ۰۱ اسفند ۹۰ در ساعت ۱۴:۵۳
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .






  28. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض

    شب وصال تو ماهتاب روی زمین
    تو مانده بودی و یک انتخاب روی زمین
    دوباره جمله فرمانده خاطرت آمد
    "صدای سوت که آمد بخواب روی زمین"
    شهید می شوم آیا؟...ز خویش پرسیدی
    و مین نشست شبیه جواب روی زمین
    تنت به روی زمین ماند تا که ننشیند
    تمام فلسفه انقلاب روی زمین
    گل محمدی جبهه بودی و یک ریز
    چکید از تنت آن شب،گلاب روی زمین
    تو پر کشیدی و یک کهکشان شدی حالا
    نوشته اند برایت کتاب روی زمین
    پس از تو که همه هستی سپیده دمی
    غریب مانده هنوز آفتاب روی زمین



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

  29. 6 کاربر از پست مفید sunset6940 تشکر کرده اند .


  30. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض


    گفتم که:دلت؟گفت:لبالب زامید
    گفتم:سخنت؟گفت:شعار توحید
    گفتم به چه ره بایدمان رفتن؟گفت
    آن راه که می روند یاران شهید



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...


  31. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,581
    امتیاز : 123,440
    سطح : 100
    Points: 123,440, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,228
    تشکر شده 42,005 در 9,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    207
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    خوشا عقلی که با احساس باشد...
    به امر رهبرش حساس باشد...
    خوشا آن دل که در راه ولایت...
    وفاداری چنان عباس باشد
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  32. 9 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  33. #19
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,067
    امتیاز : 11,340
    سطح : 70
    Points: 11,340, Level: 70
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 488
    تشکر شده 3,230 در 987 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یاد آرید از رفیقان قدیم
    یاوران جبهه یاران قدیم
    یاد آرید از من و بدبختیم
    بعدتان وامانده ای در سختیم
    کاش همراه شما بودم کنون
    سر خوش و مست و وصال غرق خون
    یاد آرید ای مهمان زین مرغزار
    یک صبوحی در میان مرغزار
    این چنین باشد وفای دوستان؟
    من در این حبس و شما در بوستان؟
    این روا باشد که من در بند سخت
    گه شما بر سبز گاهی بر درخت؟

  34. 7 کاربر از پست مفید orkide تشکر کرده اند .


  35. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,581
    امتیاز : 123,440
    سطح : 100
    Points: 123,440, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,228
    تشکر شده 42,005 در 9,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    207
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض عکس بابا... :((

    عاقد دوباره گفت: « وکیلم؟...» پدر نبود!
    ای کاش در جهان ره و رسم سفر نبود
    گفتند: رفته گل... نه... گلی گم... دلش گرفت
    یعنی که از اجازه بابا خبر نبود
    هجده بهار منتظرش بود و برنگشت
    آن فصل های سرد که بی درد سر نبود
    ای کاش نامه یا خبری، عطر چفیه ای
    رویای دخترانه او بیشتر نبود
    عکس پدر، مقابل آیینه، شمعدان
    آن روز دور سفره، به جز چشم تر نبود
    عاقد دوباره گفت: وکیلم؟... دلش شکست
    یعنی به قاب عکس، امیدی دگر نبود
    او گفت: با اجازه بابا... بله... بله
    مردی که غیر خاطره ای مختصر نبود

    پروانه نجاتی - شیراز
    ویرایش توسط سائل الزهرا : جمعه ۲۱ بهمن ۹۰ در ساعت ۰۱:۵۰

  36. 9 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  37. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,581
    امتیاز : 123,440
    سطح : 100
    Points: 123,440, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,228
    تشکر شده 42,005 در 9,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    207
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض محمد کاظم کاظمى، شاعر محبوبم

    و آتش چنان سوخت بال و پرت را
    که حتى نديديم خاکسترت را
    به دنبال دفترچه خاطراتت
    دلم گشت هر گوشه سنگرت را
    و پيدا نکردم در آن کنج غربت
    به جز آخرين صفحه دفترت را
    همان دستمالى که پيچيده بودى
    در آن مهر و تسبيح و انگشترت را
    همان دستمالى که يک روز بستى
    به آن زخم بازوى همسنگرت را
    همان دستهايى که پولک نشان شد
    و پوشيد اسرار چشم ترت را
    سحرگاه رفتن زدى با لطافت
    به پيشانى ام بوسه آخرت را
    و با غربتى کهنه تنها نهادى
    مرا آخرين پاره پيکرت را
    و تا حال ميسوزم از ياد روزى
    که تشييع کردم تن بى سرت را
    کجا ميروى اى مسافر؟درنگى!
    ببر با خودت پاره ديگرت را

    يازهرا
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  38. 6 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  39. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,581
    امتیاز : 123,440
    سطح : 100
    Points: 123,440, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,228
    تشکر شده 42,005 در 9,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    207
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    شعری که به مناسبت سفر به سرزمین ملائک سروده شد امّا متاسفانه در نشریه چاپ نشد!!!!

    ----

    جامانده از کوچ پرستوها بیایید
    در این زمین پربلا عقده گشائید
    این سرزمین را غرق در باران نمائید
    یادی ز رزم و پاکی یاران نمائید
    فرقی ندارد فکه یا هور و شلمچه
    اروند یا بازی دراز و یا حلبچه
    از غرب تا خاک بلاخیز جنوبش
    همناله شو با غربت و بغض رسوبش
    دیگر چه خواهی ، کربلا ، مقتل همین جاست .
    خاکش عجین با خون فرزندان زهراست
    اینجا که گریه اختیار تام دارد
    در خود هزاران لاله گمنام دارد
    اینان امام خویش را لبیک گفتند
    با خاطری آسوده در این خاک خفتند
    رفتند تا دین محمّد (ص) زنده باشد
    اسلام تا روز ابد پاینده باشد
    ما نیز رهپوی وصال دوست هستیم
    زان خیمه که تحت لوای اوست هستیم
    از بهر بیعت با امام و با شهیدان
    هستیم زائر بر جنوب خاک ایران
    بنوشته بر جان و دل ما این عبارت
    یا لیتنا کنا معک یا رب شهادت

    التماس دعا - محمدحسین چراغی
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  40. 4 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  41. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض

    عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم
    تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم
    در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن
    ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم
    دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
    لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم
    حتی خیال نای اسماعیل خود را
    همسایه با تصویری از خنجر نکردیم
    بی دست و پاتر از دل خود کس ندیدیم
    زان رو که رقصی با تن بی سر نکردیم



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

  42. 4 کاربر از پست مفید sunset6940 تشکر کرده اند .


  43. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض


    من عروج سرو ها را دیده ام
    عاشقان سر جدا را دیده ام
    در سکوت نیمه شبها،بار ها

    نم نم اشک و دعا را دیده ام
    در هجوم موج های سرخ سرخ
    گاه لبخند خدا را دیده ام
    با دو چشم گمشده در دشت عشق
    یک نیستان نینوا را دیده ام
    در میان سیل،سیل اشک و خون
    عشق زار کربلا را دیده ام



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

  44. 2 کاربر از پست مفید sunset6940 تشکر کرده اند .


  45. #25
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض هفت سین جبهه

    به نام خدا


    بچه ها تحویل سال

    یادش بخیر شلمچه

    چیده بودیم تو سفره

    سربند و یک سرنیزه

    بچه ها خیلی گشتن

    تو جبهه سیب نداشتیم

    بجای سیب تو سفره

    کمپوتشو گذاشتیم

    تو اون سفره گذاشتیم

    یه کاسه سکه و سنگ

    سمبه به جای سنجد

    یه سفره ی رنگارنگ

    اما یه سین کم اومد

    همه تو فکری رفتیم

    مصمم و با خنده

    همه یکصدا گفتیم

    به جای هفتمین سین

    تو سفره "سر" میذاریم

    سر کمه، هر چی داریم

    پای رهبر میذاریم




    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  46. 7 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  47. #26
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677
    امتیاز : 7,783
    سطح : 59
    Points: 7,783, Level: 59
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,912
    تشکر شده 4,169 در 665 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض ولي ايستادن فقط كار ماست

    به اين عكس ها خيره شو خيره شو

    به اون روزهاي پر از خاطره

    نخواه گرمي خواب چشم كسي

    بذاره كه بيداري يادت بره







    يه باري از امروز رو دوشته

    كه واسش يه عمره زمين مي خوري

    همه منتظر تا ببين كجا

    تو از جاده ي عشق دل مي بري



    ولي ايستادن فقط كار ماست

    ما كه قصه مون قصه ي خواب نيست

    بيا دل به دريا بزن شك نكن

    سرانجام اين رود مرداب نيست

    تیتراژ برنامه دیروز امروز فردا

  48. 5 کاربر از پست مفید مروه تشکر کرده اند .


  49. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض


    حاجی تمام گشته مهماتمان،تمام
    ما مانده ایم و چند تن نیمه جان،تمام
    ما مانده ایم و غربت تلخی از ابتدا
    تا انتهای وحشت آخرالزمان،تمام
    خرچنگ ها محاصره را تنگ کرده اند
    اما امید ماست خدا بی گمان تمام
    حاجی!خدا کند که بفهمی چه دیده ام
    از پشت زخم های دل آسمان،تمام
    اینجا هنوز اول خط شروع ماست
    پایان انتظار به خون خفته مان،تمام
    فرصت گذشته است،مرا هم حلال کن!
    شاید شکسته شیشه عمر جهان،تمام
    تنها صدای خش خش بی سیم بود و بس
    تنها صدای اشهد یک نوجوان،تمام
    ده سال بعد،کار تفحص نتیجه داد
    بی سیم تکه تکه و یک استخوان،تمام
    حالا کنار تربت حاجی نوشته اند:
    گمنام،عشق ما و خدا،بیکران...تمام

    محمدصادق خدایی



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

  50. 3 کاربر از پست مفید sunset6940 تشکر کرده اند .


  51. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض

    دو بخش دارد : با ... با ... که می شود بابا

    همین که هست در آن قاب عکس ، آن بالا

    همین که زل زده بر چشم های غمگینم

    نشسته در دل سنگر کنار آن آقا

    همین که نیست که همبازی ام شود گاهی

    اتاق با نفسش گر بگیرد از گرما

    همین که نیست کشتی بگیرد او با من

    و گاه لج کنم و بد شوم و او دعوا ...

    همین که نیست که با هم به مدرسه برویم

    و یا به مسجد ، هیئت ، خرید یا هرجا

    همین که نیست که ما را مسافرت ببرد

    شلمچه ، تهران ، قم ، مشهد امام رضا

    همین که نیست بگوید : صد آفرین پسرم !

    همین که نیست کند کارنامه ای امضا

    ***

    چرا زقاب تکانی نمی خوری ای مرد

    چرا سراغ نمی گیری از من تنها

    نگاه کن همه نمره های من عالی

    نگاه کن تو به این برگه حضرت والا !

    ***

    به گریه سر روی زانو نهاد و خوابش برد

    و قاب عکس زمین خورد مثل یک رؤیا

    نشسته بود پدر در کنار او با شوق

    و بوسه می زد و می گفت مرد من بر پا !

    ببین کنار تو هستم بلند شو خوش خواب

    آهای مرد حسابی بگیر دستم را

    ***

    کشید چفیه به چشمان ابری و باران ...

    گرفت خودکار از دست کوچکش بابا !



    پروانه نجاتی



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

  52. 3 کاربر از پست مفید sunset6940 تشکر کرده اند .


  53. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض

    الهی به آنانکه پرپر شدند
    پر از زخم های مکرر شدند
    به آنانکه امروز فردایی شدند
    به آنانکه فردا تماشایی اند
    به آنانکه چون پرده بالا زدند
    قدم در حریم تماشا زدند
    به آنانکه بالی رها داشتند
    گذرنامه کربلا داشتند
    به تکبیر آن دم که دم می زدند
    سکوت زمان را بهم می زدند
    همانان که روح روان داشتند
    سفرنامه آسمان داشتند
    همانانکه دلداده او شدند
    کبوتر کبوتر پرستو شدند
    از آنانکه تنها پلاکی بجاست
    کمی استخوان،مشت خاکی بجاست
    الهی به اوازه این حریم
    به هورالهویزه به هورالعظیم
    به دشتی که پیوسته عباس داشت
    که بی دست هم خیمه را پاس داشت
    به رمزی که چون نام خیبر گرفت
    غریبانه از ما برادر گرفت
    خبر بود و تکرار خمپاره ها
    جگرگوشه ها،پاره پاره ها
    خطر،رمل،طوفان شن،ماسه ها
    زمین،مین،کمین،رد قناسه ها
    خطر پشت هر لحظه پا می گرفت
    ز یاران ما دست و پا می گرفت
    و آن لحظه هایی که خمپاره شصت
    میان نماز عزیزان نشست
    نمازی که یک رکعتش پاره شد
    تشهد پر از موج خمپاره شد
    کجایند مردان والفجر هشت
    که از خونشان دشت گلپوش گشت
    کجایند مردان فتح المبین
    کجایند اسطوره های یقین ...



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

  54. 6 کاربر از پست مفید sunset6940 تشکر کرده اند .


  55. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,963
    امتیاز : 23,712
    سطح : 94
    Points: 23,712, Level: 94
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 638
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,024
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض « چهارانه، دوبیتی های دفاع مقدس »

    بسم رب الشهداء و الصدیقین..

    بسمل عشق

    عشق است علی و نور احمد صلوات

    بر بسمل عشق نور سرمد صلوات

    ذکری است تعظیم و نص قرآن کریم

    بر احمد و بر آل محمد (ص) صلوات

    « صالح افشار تویسرکانی »


    کلیه ی اشعار جناب «صالح افشار تویسرکانی» برگرفته از کتاب «معبر آسمان» است که نویسنده ی آن خود شاعر می باشد.

    ناشر کتاب: انتشارات ایران سبز
    ویرایش توسط abdullah samie : یکشنبه ۲۶ آبان ۹۲ در ساعت ۱۸:۳۳

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  56. 4 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1