کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 16 , از مجموع 16
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157
    امتیاز : 39,873
    سطح : 100
    Points: 39,873, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,618
    تشکر شده 13,051 در 2,875 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض پرواز با خورشید/ گزیده اشعار فریدون مشیری

    گزیده ای از اشعار زیبای استاد فریدون مشیری

  2. 5 کاربر از پست مفید پامچال تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157
    امتیاز : 39,873
    سطح : 100
    Points: 39,873, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,618
    تشکر شده 13,051 در 2,875 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض کوچه

    بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
    شدم آن عاشق دیوانه که بودم
    در نهانخانه جانم ، گل یاد تو درخشید
    باغ صد خاطره خندید
    عطر صد خاطره پیچید
    یادم آمد که شبی با هم از آن گوچه گذشتیم
    پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
    ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
    تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
    من همه محو تماشای نگاهت
    آسمان صاف و شب آرام
    بخت خندان و زمان آرام
    خوشه ماه فرو ریخت در آب
    شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
    شب و ، صحرا و گل و سنگ
    همه دل داده به آواز شباهنگ
    یادم آید تو به من گفتی
    از این عشق حذر کن
    لحظه ای چند بر این آب نظر کن
    آب آیینه عشق گذران است
    تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
    باش فردا که دلت با دگران است
    تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
    با تو گفتم حذر از عشق ندانم
    سفر از پیش تو هرگز نتوانم
    نتوانم
    روزاول که دل من به تمنای تو پر زد
    چو کبوتر لب بام تو نشستم
    تو به من سنگ زدی من نرمیدم ، نگسستم
    باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
    تا به دام تو افتم همه جا رو گشتم و گشتم
    حذر از عشق ندانم
    نتوانم
    اشکی از شاخه فرو ریخت
    مرغ شب تاله تلخی زد و بگریخت
    اشک در چشم تو لرزید
    ماه بر عشق تو خندید
    یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
    پای در دامن اندوه کشیدم
    نگسستم ، نرمیدم
    رفت در ظلمت غم ، آن شب و شب های دگر هم
    نه گرفتگی دگر از عاشق آزرده خبر هم
    نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم...
    بی تو اما ،به چه حالی من از آن کوچه گذشتم


  4. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157
    امتیاز : 39,873
    سطح : 100
    Points: 39,873, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,618
    تشکر شده 13,051 در 2,875 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    اگر ماه بودم به هر کجا که بودم
    سراغ تو را از خدا می گرفتم
    و گر سنگ بودم ، به هر کجا که بودی
    سر رهگذار تو جای می گرفتم
    اگر ماه بودی به صد ناز شاید
    شبی بر لب بام من مینشستی
    و گر سنگ بودی به هر کجا که بودم
    مرا می شکستی مرا می شکستی

  5. 4 کاربر از پست مفید پامچال تشکر کرده اند .


  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157
    امتیاز : 39,873
    سطح : 100
    Points: 39,873, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,618
    تشکر شده 13,051 در 2,875 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض آخری جرعه ای جام

    همه می پرسد
    چیست در زمزمه مبهم آب
    چست در همهمه دلکش برگ
    چسیت در بازی آن ابر سفید
    روی این آبی آرام بلند
    که تو را میبرد اینگونه به ژرفای خیال
    چسیت در خلوت خاموش کبوتر ها
    چسیت در کوشش بی حاصل موج
    چسیت در خنده جام
    که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن مینگری

    نه به ابر
    نه به آب
    نه به برگ
    نه به این آبی آرام بلند
    نه به این خلوت خامو ش کبوتر ها
    نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
    من به این جمله نمی اندیشم
    من مناجات درختان را هنگام سحر
    رفتن عطر گل یخ را با باد
    نفس پاک شقایق در دل کوه
    صحبت چلچله ها را با صبح
    همه را می شنوم
    همه را می بینم

    من به این جمله نمی اندیشم
    به تو می اندیشم
    ای سر و پا همه خوبی
    تک و تنها به تو می اندیشم
    همه وقت
    همه جا
    من به هر حال که با شم به تو می اندیشم

  7. 6 کاربر از پست مفید پامچال تشکر کرده اند .


  8. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157
    امتیاز : 39,873
    سطح : 100
    Points: 39,873, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,618
    تشکر شده 13,051 در 2,875 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    به من یک تار مو دادی امانت
    که بی تو راز دل با او بگویم
    مرا تا یک نفس در سینه باقیست
    نگهدار این یک تار مویم

  9. 2 کاربر از پست مفید پامچال تشکر کرده اند .


  10. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157
    امتیاز : 39,873
    سطح : 100
    Points: 39,873, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,618
    تشکر شده 13,051 در 2,875 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    چشم صنوبران سحر خيز

    بر شعله بلند افق خيره مانده بود .

    دريا، بر گوهر نيامده ! آغوش مي گشود .

    سر مي كشيد كوه،

    آيا در آن كرانه چه مي ديد ؟

    پر مي كشيد باد،

    آيا چه مي شنيد، كه سرشار از اميد،

    با كوله بار شادي،

    از دره مي گذشت ،

    در دشت مي دويد !

    ***

    هنگامه اي شگفت ،

    يكباره آسمان و زمين را فرا گرفت !

    نبض زمان و قلب جهان، تند مي تپيد

    دنيا،

    در انتظارمعجزه ... :

    خورشيد مي دميد !

  11. 2 کاربر از پست مفید پامچال تشکر کرده اند .


  12. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157
    امتیاز : 39,873
    سطح : 100
    Points: 39,873, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,618
    تشکر شده 13,051 در 2,875 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سر گشته اي به ساحل دريا،

    نزديك يك صدف،

    سنگي فتاده ديد و گمان برد گوهر است !

    ***

    گوهر نبود - اگر چه - ولي در نهاد او،

    چيزي نهفته بود، كه مي گفت ،

    از سنگ بهتر است !

    ***

    جان مايه اي به روشني نور، عشق، شعر،

    از سنگ مي دميد !

    انگار

    دل بود ! مي تپيد !

    اما چراغ آينه اش در غبار بود !

    ***

    دستي بر او گشود و غبار از رخش زدود،

    خود را به او نمود .

    آئينه نيز روي خوش آشنا بديد

    با صدا اميد، ديده در او بست

    صد گونه نقش تازه از آن چهره آفريد،

    در سينه هر چه داشت به آن رهگذر سپرد

    سنگين دل، از صداقت آئينه يكه خورد !

    آئينه را شكست !

  13. 2 کاربر از پست مفید پامچال تشکر کرده اند .


  14. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157
    امتیاز : 39,873
    سطح : 100
    Points: 39,873, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,618
    تشکر شده 13,051 در 2,875 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    دو جام يك صدف بودند،

    « دريا » و « سپهر »

    آن روز

    در آن خورشيد،

    - اين دردانه مرواريد -

    مي تابيد !

    من و تو، هر دو، در آن جام هاي لعل

    شراب نور نوشيديم

    مرا بخت تماشاي تو بخشيدند و،

    بر جان و جهانم نور پاشيدند !

    تو را هم، ارمغاني خوشتر از جان و جهان دادند :

    دلت شد چون صدف روشن،

    به مرواريد مهر

    آن روز !

  15. 2 کاربر از پست مفید پامچال تشکر کرده اند .


  16. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157
    امتیاز : 39,873
    سطح : 100
    Points: 39,873, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,618
    تشکر شده 13,051 در 2,875 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    لب دريا رسيدم تشنه، بي تاب،

    ز من بي تاب تر، جان و دل آب،

    مرا گفت : از تلاطم ها مياساي !

    كه بد دردي است جان دادن به مرداب !

  17. 2 کاربر از پست مفید پامچال تشکر کرده اند .


  18. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157
    امتیاز : 39,873
    سطح : 100
    Points: 39,873, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,618
    تشکر شده 13,051 در 2,875 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    به قدر تا مویی مهربان باش

  19. کاربر روبرو از پست مفید پامچال تشکر کرده است .


  20. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157
    امتیاز : 39,873
    سطح : 100
    Points: 39,873, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,618
    تشکر شده 13,051 در 2,875 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض ستاره گفت

    چه شور ها پیوست
    به این شکسته ی بیدار با شکستن خواب
    ستاره بود و رواق بلند شب
    تاریک
    صدای نبض زمان بود
    صدای بال درخت
    صدای پای نسیم
    صدای نرم غزل های آب در مهتاب
    همان ترانه غمگین که می سرود سپهر
    همان حکایت مبهم که می نوشت مهتاب
    ستاره را گفتم
    کجاست مقصد این کهکشان سرگشته ؟
    کجاست خانه این ناخدای سرگردان؟
    کجا به آب رسد تشنه
    با فریب سراب؟
    ستاره گفت که
    خاموش!
    لحظه را دریاب!!!

  21. 2 کاربر از پست مفید پامچال تشکر کرده اند .


  22. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157
    امتیاز : 39,873
    سطح : 100
    Points: 39,873, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,618
    تشکر شده 13,051 در 2,875 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوست
    چون باده ی لب تو می نابم آرزوست
    ای پرده پرده چشک تو باغ های سبز
    در زیر سایه ات خوابم آرزوست
    دور از نگاه گرم تو بیتاب گشته ام
    بر من نگاه کن که تب و تابم آرزوست
    تا گردن سپید تو گرداب راز هاست
    سر گشتگی به سینه ی گردابم آرزوست
    تا وا روم ز وحشت شب های انتظار
    چون خنده تو مهر جهانتابم آرزوست

  23. کاربر روبرو از پست مفید پامچال تشکر کرده است .


  24. #13
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-مرداد-۰۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,553
    امتیاز : 14,121
    سطح : 77
    Points: 14,121, Level: 77
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 329
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Recommendation Second Class1 year registeredTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,427
    تشکر شده 2,639 در 1,016 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    يادم آيد كه به من گفتي از اين عشق حذر كن
    لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
    آب آئينه عشق گذران است
    تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
    باش فردا كه دلت با دگران است
    تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن
    به تو گفتم حذر از عشق ندانم
    سفر از كوي تو هرگز نتوانم نتوانم شاعر : فريدون مشيري

    آخرين منزل ، روياروى شماست و مرگ پشت سرتان . و با آواز خود شما را به پيش * مى راند. سبكبار شويد تا برسيد. زيرا آنان كه از پيش رفته اند چشم به راه شما واپس * ماندگان اند.



  25. #14
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    .....
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    681
    امتیاز : 9,154
    سطح : 64
    Points: 9,154, Level: 64
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,440
    تشکر شده 3,077 در 651 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام

    moshiri.jpg

  26. کاربر روبرو از پست مفید آبي تشکر کرده است .


  27. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,506
    تشکر شده 15,182 در 2,895 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    Unhappy پر كن پياله را

    پر كن پياله را
    كاين آب آتشين
    ديريست ره به حال خرابم نمي برد

    اين جام ها كه در پي هم مي شوند
    درياي آتش است كه ريزم به كام خويش
    گردآب مي ربايد و آبم نمي برد

    من با سمند سركش و جادويي شراب
    تا بيكران عالم پندار رفته ام
    تا دشت پر ستاره ي انديشه هاي گرم
    تا مرز ناشناخته ي مرگ و زندگي
    تا كوچه باغ خاطره هاي گريز پا
    تا شهر يادها
    ديگر شراب هم جز تا كنار بستر خوابم نمي برد


    هان اي عقاب عشق!
    از اوج قله هاي مه آلود دوردست
    پرواز كن به دشت غم انگيز عمر من
    آنجا ببر مرا كه شرابم نمي برد
    آن بي ستاره ام كه عقابم نمي برد


    در راه زندگي
    با اين همه تلاش و تمنا و تشنگي
    با اينكه ناله مي كشم از دل كه :
    آب ... آب ...
    ديگر فريب هم به سرابم نمي برد

    پر كن پياله را
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  28. کاربر روبرو از پست مفید heaven_reza تشکر کرده است .


  29. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۲۰
    محل سکونت
    پشت دریا ها شهریست....
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,409
    امتیاز : 40,021
    سطح : 100
    Points: 40,021, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience Points1 year registered
    تشکر کردن : 4,770
    تشکر شده 9,059 در 2,020 پست
    حالت من : Bitafavot
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    افتاب روي تو
    من روز خويش را با افتاب روي تو
    کز مشرق خيال دميده است اغاز مي کنم
    من با تو مي نويسم و مي خوانم
    من با تو راه مي روم و حرف مي زنم
    وز شوق اين محال
    که دستم به دست توست
    من جاي راه رفتن پرواز مي کنم
    ان لحظه ها که مات
    در انزواي خويش يا در ميان جمع
    خاموش مي نشينم: موسيقي نگاه تو را گوش مي کنم
    گاهي ميان مردم ...در ازدحام شهر
    غير از تو هر چه هست ,فراموش مي کنم
    گويند اين و ان به هم - اهسته
    هان و هان"ديوانه را ببينيد.بيخود چو کودکان لبخند مي زند
    "با خود چگونه گرم سخن گفتن است؟
    اه...من دور از اين ملامت بيگاه -
    همچنان سرمست
    در فضاي پريخانه هاي راز
    شاد از شکوه طالع و بخت موافقم
    اخر چگونه بانگ برارم که
    عاقلان...ديوانه نيستم
    به خدا سخت عاشقم


    به نظرم بعد از بی تو مهتاب این زیباترین شعرشون هست!

  30. 2 کاربر از پست مفید اندیشه تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1