کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 83
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض ~*~ اشعار مرد پرسه در خیال ~*~ / اشعار سید حمید رضا برقعی

    اتاقی برای اشعار سید حمید رضا برقعی






    28 سال بیشتر ندارد ؛ اما در چندین کنگره ی شعر مقام اول را کسب کرده و مدتی هم دبیر انجمن شعر قم بوده است . 2 سال طلبگی خوانده است و دانشجوی رشته ادبیات دانشگاه ازاد است .

    گفت و گویی با او
    .
    .
    .


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    اولین شعری که سرودید یادتان است ؟
    شاید الان ان را از نظر فنی قبول نداشته باشم . اما میتوانم ان را یکی از اولین شعرهای دوره ی رسمی کارم را برایتان بخوان .

    از مرز ابرهای بهاری عبور کرد
    چشمی که رد پای شما را مرور کرد

    تنها به شوق لمس شما ابر بی امان
    یک شهر را به وسعت باران نمور کرد

    روزی هزار مرتبه تقویم ناامید
    تاریخ روز امدنت را مرور کرد

    تاثیر یک غروب غم انگیز جمعه بود
    مضمون این غزل که به ذهنم خطور کرد

    اصلا خیال روی شما سال های سال
    دیوان شاعران جهان را قطور کرد ...

    از کی شعر میگویید ؟
    حدودا 15_16 سالم بود اما اون شعرها انقدر جدی نبود . پدر بزرگم شاعر بود . اما اشنایی من با شعر از دوره ی راهنمایی شروع شد . وقتی که کتاب سهراب سپهری و فروغ فرخزاد را در دست خواهرم دیدم و کنجکاو شدم که انها را بخوانم ؛ و البته از وقتی یادم می اید قیصر امین پور را دوست داشتم .

    چی شد که شعر برایتان جدی شد ؟
    یکی از دوستان میگفت شاعران کلاسیک ، همه ی دغدغه ی زندگی شان شعر بود اما شاعران امروز ، اگر شعر را فقط تفریح زندگی شان قرار دهند ، موفق میشوند . من هم تقریبا 4 سالی ست که شعر تفریح زندگی ام شده است .

    ولی شروع اصلی کارم از هیئت بود . برای نوحه و سرود مداح ها شعر میگفتم . به همین بهانه بود که بیشتر به شعر پرداختم . مطالعه ام بیشتر شد و در جلسات شعر بیشتری شرکت کردم . اما عامل اصلی ، اولین کنگره ای بود که در ان شرکت کردم و مقام اوردم . وقتی جایزه را گرفتم ، احساس میکردم یک شاعر رسمی هستم ؛ چون در یک کنگره ی معتبر شعرم برگزیده شده بود .

    ادامه
    .
    .
    .

  3. 6 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  4. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    از محضر چه اساتیدی بهره بردید ؟
    ابتدا وزن و قافیه را از دوستان خوبم سید محمد جواد شرافت ، سید محمد بابامیری و سید مهدی حسینی یاد گرفتم . تا الان هم توفیق حضور در محضر استاد محمد علی مجاهدی را داشتم . ان شاءالله که سلب توفیق نشود .

    چطور با استاد مجاهدی اشنا شدید ؟
    سالهای طولانی ست که استاد مجاهدی جلسات شعری را با نام " انجمن شعر محیط" جمعه شب ها در منزلشان برگزار میکنند . من هم اولین بار با اقای شرافت و بابامیری به این جلسه رفتم و استاد با رویی باز از من استقبال کرد . الان به قدری با این جلسه مانوس شده ام که نمیتوانم یک جلسه هم غیبت کنم .

    البته فکر میکنم کسی که استاد شعرش را واؤه به واژه نقد میکند من باشم . معتقدم شاعر ایینی جدای از تسلط به تکنیک شعری باید سیمش هم وصل باشد . به همین جهت شاید از زبان شعری استاد مجاهدی در کارهایم وام نگرفته باشم ؛ اما سخت تحت تاثیر شخصیت معنوی ایشان هستم .

    منظورتان این است که از لحاظ تکنیکی اشعا رشما را نقد نمیکنند ؟
    ببینید بحث شعر ایینی متفاوت است . من اگر شعر عاشقانه یا اجتماعی بگویم ، بیشتر سعی میکنم روی نقد صنایع ادبی و ارایه ها تکیه کنم . اما مسئله مهمی که در شعر ایینی وجود دارد ، تسلط روی تاریخ مذهبی و مقاتل است . من همیشه به دوستان شاعر گفته ام . متاسفانه ما همیشه میخواهیم همان مواردی را که در هیئت ها میشنویم وارد شعر کنیم و این شدنی نیست .

    بارها پیش امده شعری را برای استاد خوانده ام و ایشان واقعه ای را که در ارتباط با مضمون مد نظر بوده است به من پیشنهاد کرده اند و من هم به کار بسته ام و نتیجه خوب شده است .

    اما تکنیک شعر را با چند کتاب از استاد شفیعی کدکنی و محمد کاظم کاظمی و سیروس شمیسا میتوان اموخت . به قول معروف فوت کوزه گری است که باید زیر نظر استاد دیده شود . به نظر من هیچ استادی مثل کتاب نمیشود . البته یک نکته ای هم هست که همه ی اموختن ها لزوما نباید از طریق ارتباط نزدیک و چهره به چهره باشد . گاهی اوقات ارتباط استاد وشاگرد در یک فضای معنوی شکل میگیرد .

    من استاد قیصر امین پور را فقط یک بار در نمایشگاه کتاب دیدم . حتی سلام علیک هم با هم نکردیم ولی من معتقدم خیلی از شعرهایی که تا بحال گفتم تحت تاثیر شعرهای قیصر امین پور بوده است . و مطمئنا از زبان شعری ایشان و ارایه های ادبی که به وفور در کارهای استاد دیده میشود استفاده کرده ام . من همیشه سعی میکنم ریز بینی و روح شاعرانه ی امین پور را در کارهایم داشته باشم . همچنین شور و هیجان و حماسه ی استاد مجاهدی و مرثیه ی علی انسانی را . شاعری موفق است که ویژگی های شاخص شاعران را در خود جمع کند .

    ادامه
    .
    .
    .

  5. 5 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض


    از طوفان واژه ها بگویید ؟
    خیلی ها با چاپ ان مخالف بودند و خیلی ها هم موافق . اقای مجاهدی میگفت الان وقتش است . نمیدانم شاید هم زود بود . اما کتاب با تیراژ 1200 تا در دوره ی اول چاپ شد و در همان نمایشگاه تمام شد . الان چاپ دومش به بازار امده

    پس استقبال خوب بوده است ؟
    بله . از این نظر که مستمع و مخاطب خودش را داشته است خوشحالم . شفیعی کدکنی میگوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص پسند و عوام فهم باشد . من هم همیشه این دغدغه را داشتم ولی فکر میکنم شعرم بار عوام فهمی اش بالاتر باشد ؛ حالا اگر خواص هم پسندیدن چه بهتر .

    قصد داشتم با ارائه ی یک مجموعه حد و اندازه شعرم را بدانم . خدا را شکر در حدی بوده است که در مجله شعر نقدهایی از محمد کاظم کاظمی ، مرتضی امیری اسفندقه و سعید بیابانکی به چاپ رسیده است . دوست داشتم بزرگان شعر امروز ، اشعارم را نقد بکنند و ان شاءالله در کارهای بعدی انها را اعمال کنم . همانطور که در چاپ دوم این کا را کرده ام .

    بحر طویل جزء قالب های شعری ست که به ندرت از ان استفاده میشود و انچه تا کنون در این قالب سروده شده ، قوت چندانی نداشته است . چطور شدکه در این قالب هم طبع ازمایی کردید ؟
    ان شاءالله اگر عمری باقی باشد و همچنان توفیق خدمت اهل بیت را داشته باشم ، قصد دارم مجموعه ای تهیه کنم که در ان ، از قالب های متفاوتی مثل مستزاد ، مربع ترکیب ، ترکیب بند ، ترجیع بند ، بحر طویل و .. استفاده کنم .

    قیصر امین پور معتقد بود شعر کلاسیک را رها کنیم و به تفکرات مدرن بپردازیم . به نظر من یکی از جنبه های این نظریه ، این است که در یکی از قالب های قدیمی و رنگ و رو رفته زبان امروز به کار گرفته شود . فکر میکنم این شعر اگر به موفقیتی دست پیدا کرده است به همین دلیل بوده .

    به برخی از دوستان شاعر که گفته میشود فلان شعرت قشنگ بود ، میگوید البته ان کار را باید با صدای اقای افتخاری بشنوید ، اما من میگویم بحر طویل را با صدای اقای سلحشور ( مداح ) بشنوید . ایشان هم این کار را خوانده اند و اگر قشنگی داشته باشد با صدای ایشان دوچندان شده است . وقتی شعرم در هیئت خوانده میشود و مثلا دو هزار نفر با ان گریه میکنند لذت میبرم و هیچ چیزی را با این لذت و شیرینی عوض نمیکنم . همیشه هم گفته ام اولین کنگره ها و جشنواره ها برای من هیئت است . اصلی ترین دغدغه ام شعر هیئت است که دچار افت هایی شده که احتیاج به یک بحث مفصل دارد .

    ادامه
    .
    .
    .

  7. 5 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  8. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    شعر طوفان واژه ها چطور این همه طوفانی شد ؟
    من این شعر را خیلی دوست دارم . هم برکات معنوی برام داشته هم مادی . اما برکات معنوی اش خیلی بیشتر بوده است . کلید این شعر در مشهد الرضا خورد و در نجف پایان یافت .

    یعنی طی چند روز تمام شد ؟
    این شعر خیلی طول کشید . شاید سه یا چهار ماه . یک موقع بود که یک یا دو بندش را در عرض نیم ساعت میگفتم . اما بعضی از بندها شم یک ماه روی ان کار میکردم . چیزی بین جوشش و کوشش بود . واقعا یادم نمیاد چه شد . فقط یادم هست که میخواستم سیاه مشقی در قالب مربع _ ترکیب انجام دهم که کار به اینجا کشیده شد !

    شعر فقط غلیان احساسات نیست . اصلا شعر بدون اندیشه ماندگار نخواهد بود . اگر شما میبینید که شعر حافظ ماندگار شده است ، بخاطر اندیشه ی عمیقی است که در ان وجود دارد .

    فکر میکنید این اندیشه است که باعث ارتباط مخاطب با شعرتان شده است ؟
    من شعر خوانی ام را در محضر رهبر در گوشی ها دیده ام . و این نشانه ی این است که شعر همچنان وسیله ی خوبی است برای جذب جوان ها و حتی تفکر انها . اگرچه همچنان سینما حرف اول را میزند ولی به اعتقاد من شعر هنوز حرفی برای گفتن دارد و همچنان تاثیر گذار است .

    اشعاری با موضوعات غیر ایینی هم دارید ؟
    استاد مجاهدی در کتاب " شکوه و شعر عاشورا " تعریفی از شعر ایینی دارند و گستره ی زیادی را برای ان تعریف میکنند . مثل : اشعار دفاع مقدس ، توحیدی ، نبوی و مناجات . همه ی اینها شامل شعر ایینی میشود . اگر هم منظورتان شعر عاشقانه است ؛ به نظر من شعر ایینی شعری عاشقانه است . ولی یک بار سیاه مشق چهارپاره ای گفتم با موضوع غیر ایینی !

    ممکن است موضوع شعرتان تغییر کند ؟
    ابدا . اصلا شک نکنید . مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد . من برای اینکه مدح اهل بیت گویم شاعر شدم . کدام ممدوحی بزرگتر از این خاندان پیدا کنم ؟ چه موضوعی بزرگتر از این ؟ چه موضوعی بزرگتر از عاشورا ؟ چه شخصیتی بزرگ تر از حضرت علی ع را میتوان پیدا کرد که بشود برایشان شعر گفت ؟! به همین خاطر احساس میکنم کفران نعمت است در موضوعات دیگری شعر گفت .

    و در ادامه شعری از حضرت زهرا خواندند
    پایان .

  9. 5 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  10. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    طوفان واژه ها


    با اشک هایش دفتر خود را نمور کرد
    ذهنش ز روضه های مجسم عبور کرد

    در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
    شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد

    احساس کرد از همه عالم جدا شده است
    در بیت هایش مجلس ماتم به پا شده است

    در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
    وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت

    وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
    مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت

    باز این چه شورش است در جان واژه هاست
    شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست

    بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
    دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت

    یک بیت بعد واژه لب تشنه را گذاشت
    تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

    حس کرد پا به پاش جهان گریه میکند
    دارد غروب فرشچیان گریه میکند

    با این زبان چه بگویم چه ها کشید
    بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید

    او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
    حتی براش جای کفن بوریا کشید

    در خون کشیده قافیه ها حروف را
    از بس که گریه کرد تمام لهوف را

    اما در اوج روضه کم اورد و رنگ باخت
    بالا گرفت کارو سپس اسمان گداخت

    این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
    خورشید سربریده غروبی نمیشناخت

    بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود
    او کهکشان روشن 17 ستاره بود

    خون جای واژه بر لبش اورد و بعد از ان
    پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از ان

    خود را میان معرکه حس کرد و بعد از ان
    شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از ان

    در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچکس
    شاعر کنار دفترش افتاد از نفس

  11. 7 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  12. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    ^ این شعر را در محضر رهبر خواندند و بعد از خواندن هر بیت اقا سرشان را به نشانه ی تایید تکان میدادند و میگفتند آفرین ! احسنت !!!

  13. 4 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  14. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    تکیه بر کعبه


    جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

    ناخوداگاه به سمت تو تمایل دارد

    بی تو چندی است که در کار زمین حیرانم

    مانده ام بی تو چرا باغچه مان گل دارد

    شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

    فرش گسترده و در دست گلایل دارد

    یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

    یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

    جمکران نقطه امید جهان شد که در ان

    هرچه دل ، سمت خدا دست توسل دارد

    هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

    تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد ...

  15. 6 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  16. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-بهمن-۲۵
    محل سکونت
    سومين حرم اهل بيت عليهم السلام
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,848
    امتیاز : 26,025
    سطح : 96
    Points: 26,025, Level: 96
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 325
    Overall activity: 49.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupCreated Album picturesVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 8,728
    تشکر شده 8,153 در 2,819 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 8 در 6 پست

    پیش فرض

    ديشب هادي فردوسي هم در كنگره شعر خواند شعرش خيلي قشنگ بود
    قل انما اعظكم بواحده ان تقومو لله
    والعاقبه للمتقين گمنام اشنااميررضا

  17. 2 کاربر از پست مفید amirreza تشکر کرده اند .


  18. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    من اه میکشم


    همواره در برابر لیلی جنون کم است

    شیرین اگر تویی بخدا بیستون کم است

    تنها دلیل کثرت شاعر تویی ، ولی

    هر قدر شعر گفته شده تا کنون کم است !

    من امدم که یک شبه شاعر شوم تورا

    اما برای وصف تو عمر قرون کم است

    من آه میکشم که چه میخواهی از دلم

    باور مکن کشیده آه از درون کم است

    کاری کن ای عزیز زلیخا شود دلم

    یوسف اگر تویی جگر غرق خون کم است !

  19. 5 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  20. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    یک بند از ترجیع بند علوی


    زخمی ام التیام میخواهم

    التیام از امام میخواهم

    السلام و علیک یا ساقی

    من علیک السلام میخواهم

    مستی ام را بیا و دو چندان کن

    جام می پشت جام میخواهم

    گاه گاهی کمی جنون دارم

    من جنونی مدام میخواهم

    تا بگردم کمی به دور سرت

    طوف بیت الحرام میخواهم

    لحظه مرگ چشم در راهم

    از تو حسن ختام میخواهم

    در نجف سینه بی قرار از عشق

    گفت لا یمکن الفرار از عشق ...

  21. 5 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  22. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    این اشک ها به پای شما اتشم زدند

    شکر خدا برای شما اتشم زدند

    من جبرئیل سوخته بالم ، نگاه کن !

    معراج چشم های شما اتشم زدند

    سر تا به پا خلیل گلستان نشین شدم

    هر جا که در عزای شما اتشم زدند

    از ان طرف مدینه و هیزم ، از این طرف

    با داغ کربلای شما اتشم زدند

    بردند روی نیزه دلم را و بعد از ان

    یک عمر در هوای شما اتشم زدند

    گفتم کجاست خانه ی خورشید شعله ور

    گفتند بوریای شما ، اتشم زدند

    مربع

    دیروز عصر تعزیه خوانان شهرمان

    همراه خیمه های شما اتشم زدند

    امروز نیز نیر و عمان و محتشم

    با شعر در رثای شما اتشم زدند ...

  23. 7 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  24. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    شعر خوانی سید حمید رضا برقعی

    تالار صدرا و سینا

    سومین سالگرد شهدای رهپویان وصال

    فروردین 90



  25. 2 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  26. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    شنیده میشود از اسمان صدایی که ..
    کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ..

    نبود هیچ کسی جز خدا ، خدایی که ..
    نوشت نام تو را ، نام اشنایی که ..

    پس از نوشتن ان اسمان تبسم کرد
    و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

    نوشت فاطمه ، شاعر زبانش الکن شد
    نوشت فاطمه هفت اسمان مزین شد

    نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد
    دلیل خلق زمین و زمان معین شد

    نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
    غزل قصیده ی نابی که در ازل گفته است

    نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد
    ز درک خاک مقام فراتری دارد

    خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد
    درون خانه بهشت معطری دارد

    پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت
    برای وصف تو از عرش واژه برمیداشت

    چرا که روی زمین واژه ی وزینی نیست
    و شان وصف تو اوصاف اینچنینی نیست

    وجای صحبت این شاعر زمینی نیست
    و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

    خدا فراتر از این واژه ها کشیده تو را
    گمان کنم که تو را ، اصلا افریده تورا

    که گرد چادر تو اسمان طواف کند
    وزیر سایه ی ان کعبه اعتکاف کند

    ملک ببیند و انگاه اعتراف کند
    که این شکوه جهان را پر از عفاف کند

    کتاب زندگی ات را مرور باید کرد
    مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد

    در ان زمان که دل از روزگار دلخور بود
    و وصف مردمش الهاکم التکاثر بود

    درون خانه ی تو نان فقر آجر بود
    شبیه شعب ابی طالب از خدا پر بود

    بهشت عالم بالا برایت اماده است
    حصیر خانه ی مولا به پایت افتاده است

    به حکم عشق بنا شد در اسمان علی
    علی از ان تو باشد ... تو هم از ان علی

    چه عاشقانه همه ی عمر مهربان علی !
    به نان خشک علی ساختی ، به جان علی

    از اسمان نگاهت ستاره میخواهم
    اگر اجازه دهی با اشاره میخواهم

    به یاد دل از ان شهر خسته بنویسم
    کنار شعر دو رکعت ، نشسته بنویسم

    شکسته امده ام تا شکسته بنویسم
    و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

    به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
    و مادری کن و این بار هم اجازه بده

    به افتخار بگوییم از تبار توایم
    هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم

    اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
    کنار حضرت معصومه (س) کنار توایم

    فضای سینه پر از عشق بی کرانه ی توست
    " کرم نما و فرود آ که خانه ، خانه ی توست "

  27. 7 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  28. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    ناگهان عطر تو پیچید در اغوش اتاقم

    با سرانگشت نسیم امده بودی به سراغم

    زیر و رو کرد مرا دست نسیمی که خبر داشت

    من خاموش سرا پا همه خاکستر داغم

    بین اغوش تو بگذار بسوزم به جهنم

    که به اتش بکشد باغ مرا چشم و چراغم

    بیت در بیت بیا پیرهنم باش از ان پس

    اشنا میشود اغوش تو با سبک و سیاقم

    حرف چشمان تو مانند غزل های ملمع

    واژه در واژه کشیده است از ایران به عراقم ..


    مرداد 1388

  29. 6 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  30. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    هزار تکه شد این من به لطف اینه هایت ..

    میان این همه غوغا ، میان صحن و سرایت
    بگو که میرسد ایا صدای من به صدایت ؟
    منی که باز برانم که دعبلانه برایت
    غزل ترانه بخوانم در آرزوی عبایت


    من و عبای شما ؟ نه من از خودم گله دارم
    من از خودم که شمایی چقدر فاصله دارم
    هنوز شعر نگفته توقع صله دارم
    منی که شعر نگفتم مگر به لطف دعایت


    چقدر خوب شد آری ، نگاهتان به من افتاد
    همان دقیقه که درست چشمم کنج گهرشاد
    بدون وقفه به باران امان گریه نمیداد
    هزار تکه شد این من به لطف آینه هایت


    چنان که باید و شاید غزل غزل نشدم مست
    که دست من به ضریحت در این سفر نرسیده است
    من این نگاه عوامانه را نمی دهم از دست
    اجازه هست بیفتم شبیه سایه به پایت؟


    دوباره اشک خداحافظی رسیده به دامن
    دوباره لحظه تردید بین ماندن و رفتن
    و باز مثل همیشه در آستانه ء در من _
    کبوترانه زمین گیر میشوم به هوایت

    مربع

    سکوت کرده دوباره جهان برای من و تو
    نبود و نیست صدایی به جز صدای من و تو
    و می روم به امید دوباره های من و تو
    میان این همه غوغا میان صحن و سرایت

    همینطوری نشسته ایم که ان شاء الله خوب می شویم ، این دهه نشد دهه بعدی .

    تمامش کن ! لباس خفت گناه را دور بینداز و لباس دیگری را بر تن کن . « من آدم شنبه نیستم، امروز یکشنبه است ! »
    تکان بخور و کلاً [ عوض شو ] ! پوستین را وارونه کن .
    .
    .
    .. انقلاب ..

  31. 7 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  32. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,507
    تشکر شده 15,174 در 2,895 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط دردونه نمایش پست اصلی
    شعر خوانی سید حمید رضا برقعی

    تالار صدرا و سینا

    سومین سالگرد شهدای رهپویان وصال

    فروردین 90


    سلام
    فیلمی ازش ندارید؟
    متن شعری رو هم که خوندن داشته باشید کافیه
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  33. کاربر روبرو از پست مفید heaven_reza تشکر کرده است .


  34. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,507
    تشکر شده 15,174 در 2,895 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط دردونه نمایش پست اصلی

    ؛ و البته از وقتی یادم می اید قیصر امین پور را دوست داشتم .
    خدا رحمتش کنه
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  35. 2 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  36. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,507
    تشکر شده 15,174 در 2,895 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    شعر جدید سید حمید رضا برقعی


    چشم وا کن احد آیینهء عبرت شد و رفت
    دشمن باخته بر جنگ مسلط شد و رفت

    آنکه انگیزه اش از جنگ غنیمت باشد
    با خبر نیست که طاعت به اطاعت باشد

    داد و بیداد که در بطن طلا آهن بود
    چه بگویم که غنیمت رکب دشمن بود

    داد و بیداد برادر که برادر تنهاست
    جنگ را وا مگذارید پیمبر تنهاست

    یک به یک در ملاء عام و نهانی رفتند
    همه دنبال فلانی و فلانی رفتند

    همه رفتند غمی نیست علی می ماند
    جای سالم به تنش نیست ولی می ماند

    مرد مولاست که تا لحظهء آخر مانده
    دشمن از کشتن او خسته شده ٬در مانده

    در دل جنگ نه هر خار و خسی می ماند
    جگر حمزه اگر داشت کسی می ماند

    مرد آن است که سر تا قدمش غرق به خون
    آنچنانی که علی از احد آمد بیرون

    می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام
    دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

    می رسد قصه به آنجا که علی دل تنگ است
    می فروشد زرهی را که رفیق جنگ است

    چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد
    وان یکاد از نفس فاطمه برتن دارد

    کوچه آذین شده در همهمه آرام آرام
    تا قدم رنجه کند فاطمه آرام آرام

    فاطمه فاطمه با رایحهء گل آمد
    ناگهان شعر حماسی به تغزل آمد

    می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام
    دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

    می رسد قصه به آنجا که جهان زیبا شد
    با جهاز شتران کوه احد برپا شد

    و از آن آینه با آینه بالا می رفت
    دست در دست خودش یک تنه بالا می رفت

    تا که از غار حرا بعثت دیگر آرد
    پیش چشم همه از دامنه بالا می رفت

    تا شهادت بدهد عشق ولی الله است
    پله در پله از آن ماذنه بالا می رفت

    پیش چشم همه دست پسر بنت اسد
    بین دست پسر آمنه بالا می رفت

    گفت: اینبار به پایان سفر می گویم
    " بارها گفته ام و بار دگر می گویم"

    راز خلقت همه پنهان شده در عین علی است
    کهکشان ها نخی از وصلهء نعلین علی است

    واژه در واژه شنیدند صدارا اما...
    گفتنی ها همگی گفته شد آنجا اما

    سوخت در آتش و بر آتش خود دامن زد
    آنکه فهمید و خودش را به نفهمیدن زد

    می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام
    دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

    شهر اینبار کمر بسته به انکار علی
    ریسمان هم گره انداخته در کار علی

    بگذارید نگویم که احد می لرزد
    در و دیوار ازین قصه به خود می لرزد

    می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام
    دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

    می نویسم که "شب تار سحر می گردد"
    یک نفر مانده ازین قوم که برمی گردد
    ویرایش توسط heaven_reza : شنبه ۱۹ آذر ۹۰ در ساعت ۲۱:۳۷
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  37. 5 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  38. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,507
    تشکر شده 15,174 در 2,895 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    دو رکعت نشسته
    سیدحمیدرضا برقعی
    24 مهر 1387


    شنیده می شود از آسمان صدایی که...
    کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...
    نبود هیچ کسی جز خدا،خدایی که...
    نوشت نام تو را، نام اشنایی که ـ

    پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد
    و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

    نوشت: فاطمه، شاعر زبانش الکن شد
    نوشت: فاطمه، هفت آسمان مزین شد
    نوشت: فاطمه، تکلیف نور روشن شد
    دلیل خلق زمین و زمان معین شد

    نوشت: فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
    غزل - قصیده ی نابی که در ازل گفته است

    نوشت: فاطمه تعریف دیگری دارد
    ز درک خاک مقام فراتری دارد
    خوشا به حال پیمبر! چه مادری دارد!
    درون خانه بهشت معطری دارد

    پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت
    برای وصف تو از عرش واژه بر می داشت

    چرا که روی زمین واژه ی وزینی نیست
    و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست
    و جای صحبت این شاعر زمینی نیست
    و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

    خدا فراتر از این واژه ها کشیده تو را
    گمان کنم که تو را، اصلا آفریده تو را

    که گرد چادر تو آسمان طواف کند
    و زیر سایه ی آن کعبه اعتکاف کند
    ملک ببیند وآنگاه اعتراف کند
    که این شکوه جهان را پر از عفاف کند

    کتاب زندگی ات را مرور باید کرد
    مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد

    در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود
    و وصف مردمش الهاکم التکاثر بود
    درون خانه ی تو نان فقر آجر بود
    شبیه شعب ابی طالب از خدا پر بود

    بهشت عالم بالا برایت آماده است
    حصیر خانه ی مولا به پایت افتاده است

    به حکم عشق بنا شد در آسمان علی
    علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی
    چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!
    به نان خشک علی ساختی، به نان علی

    از آسمان نگاهت ستاره می خواهم
    اگر اجازه دهی با اشاره می خواهم-

    به یاد آن دل ِ از شهر خسته بنویسم
    کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم
    شکسته آمده ام تا شکسته بنویسم
    و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

    به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
    و مادری کن و اینبار هم اجازه بده

    به افتخار بگوییم از تبار توایم
    هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم
    اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
    کنار حضرت معصومه در کنار توایم

    فضای سینه پر از عشق بی کرانه ی توست
    «کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست»

    +
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  39. 4 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  40. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,507
    تشکر شده 15,174 در 2,895 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض



    مشک برداشت که سیراب کند دریا را
    رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را

    آب روشن شد و عکس قمر افتاد درآب
    ماه می خواست که مهتاب کند دریا را

    تشنه می خواست ببیند لب او را دریا
    پس ننوشید که سیراب کند دریا را

    کوفه شد ، علقمه شق القمری دیگر دید
    ماه افتاد که محراب کند دریا را

    تا خجالت بکشد ، سرخ شود چهره ی آب
    زخم می خورد که خوناب کند دریا را

    ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
    تا در آغوش خودش خواب کند دریا را

    آب مهریه ی گل بود و الا خورشید
    در توان داشت که مرداب کند دریا را

    کاش روی دل خشکیده ی ما آن ساقی
    عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را

    ***
    روی دست تو ندیده ست کسی دریا دل
    چون خدا خواست که نایاب کند دریا را

    سید حمید رضا برقعی
    از کتاب طوفان واژه ها
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  41. 5 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  42. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض ..

    نمازم را قضا کرده تماشا کردنت ای ماه

    بماند بین ما این رازها بینی و بین الله

    من استغفار کردم از نگاه تو نمیدانم

    اجابت می شود این توبه کردن های با اکراه


    برای من نگاه تو فقط مانند آن لحظه است

    همان لحظه که بیتی ناگهان میرسد از راه

    ... و شید من سر از کاخ عزیزی در می اورم

    اگر تشخیص میدادم چو یوسف راه را از چاه ..
    همینطوری نشسته ایم که ان شاء الله خوب می شویم ، این دهه نشد دهه بعدی .

    تمامش کن ! لباس خفت گناه را دور بینداز و لباس دیگری را بر تن کن . « من آدم شنبه نیستم، امروز یکشنبه است ! »
    تکان بخور و کلاً [ عوض شو ] ! پوستین را وارونه کن .
    .
    .
    .. انقلاب ..

  43. 7 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  44. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895
    امتیاز : 61,822
    سطح : 100
    Points: 61,822, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,136
    تشکر شده 13,171 در 2,585 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 8 در 5 پست

    پیش فرض

    کسی اون شعر که شیراز خوندن رو نداره؟
    همون که اخر هر بیتش یه پسر عمو بودا از حضرت زهرا(س) خطاب به مولا علی (ع) بود .
    و وبلاگشون هم نیس خ



    نفسم میگیرد ، در هوایی که نفس های تو نیست ...

  45. کاربر روبرو از پست مفید دريـــا تشکر کرده است .


  46. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,507
    تشکر شده 15,174 در 2,895 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    به سید مرتضی آوینی:

    سلام راوی مجنون، سلام راوی خون
    نگاه کن! که نگاهت غزل غزل مضمون

    تو در مسیر خدا در میان خوف و رجا
    نشسته روی لبانت تبسمی محزون

    به اعتقاد تو سیاره رنج می خواهد
    جهان چه فایده لبریز باشد از قارون

    جهان برای تو زندان، برای تو انگور
    جهان دسیسه هارون و نقشه مامون

    درون من برهوتی است از حقیقت دور
    از این سراب مجازی مرا ببر بیرون

    چگونه طاقت ماندن؟ مرا ببر با خود
    از این زمانه به فردای دیگری، اکنون

    نگاه کن! که نگاهت روایت فتح است
    سپاه چشم تو کرده است فکه را مجنون

    به سمت عشق پریدی خدانگهدارت
    تو مرتضایی و دستان مرتضی یارت...

    تصاویر پیوست شده
    ویرایش توسط heaven_reza : پنجشنبه ۲۴ آذر ۹۰ در ساعت ۲۳:۵۸
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  47. 5 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  48. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,507
    تشکر شده 15,174 در 2,895 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    یا حبیب الباکین

    شاید زبان حال حضرت زینب (س) با سیدالشهدا



    نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
    نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

    شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرده
    و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرده

    زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟
    تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری-

    جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت
    از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت

    مرا از فیض رستاخیز چشمانت مکن محروم
    جهان را جان بده، پلکی بزن، یا حی یا قیوم

    خبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردی
    و عیسی را به آیین مسلمانی در آوردی

    خبر دارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردی
    از آن وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردی

    تو می رفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کم
    به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم

    تو را تا لحظه ی آخر نگاه من صدا می زد
    چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زد

    حدود ساعت سه ، جان من می رفت آهسته
    برای غرق در دریا شدن می رفت آهسته

    بخوان! آهسته از این جا به بعد ماجرا با من
    خیالت جمع ای دریای غیرت خیمه ها با من

    تمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود
    ولی از پا نیفتادم ، شکستم بی صدا در خود

    شکستم بی صدا در خود که باید بی تو برگردم
    قدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردم

    نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
    نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

    از (قبله مایل به تو)
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  49. 5 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  50. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,507
    تشکر شده 15,174 در 2,895 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    تقدیم به حضرت فاطمه معصومه(س)



    با همین چشم های خود دیدم، زیر باران بی امان بانو!
    درحرم قطره قطره می افتاد آسمان روی آسمان بانو

    صورتم قطره قطره حس کرده ست چادرت خیس می شوداما
    به خدا گریه های من گاهی دست من نیست مهربان بانو

    گم شده خاطرات کودکی ام گریه گریه در ازدحام حرم
    باز هم آمدم که گم بشوم من همان کودکم همان، بانو

    باز هم مثل کودکی هر سو می دوم در رواق تو در تو
    دفترم دشت و واژه ها آهو...گفتم آهو و ناگهان بانو...

    شاعری در قطار قم - مشهد چای می خوردو زیر لب می گفت:
    شک ندارم که زندگی یعنی، طعم سوهان و زعفران بانو

    شعر از دست واژه ها خسته است بغض راه گلوم را بسته است
    بغض یعنی که حرف هایم را از نگاهم خودت بخوان بانو

    این غزل گریه ها که می بینی آنِ شعر است، شعر آیینی
    زنده ام با همین جهان بینی، ای جهان من ای جهان بانو
    !
    کوچه در کوچه قم دیار من است شهر ایل من و تبار من است
    زادگاه من و مزار من است، مرگ یک روز بی گمان...
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  51. 2 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  52. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۳
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 60,957
    سطح : 100
    Points: 60,957, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,649 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض


    زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

    اتفاقی مقابلم رخ داد

    وسط کوچه ناگهان دیدم

    زن همسایه بر زمین افتاد

    سیب ها روی خاک غلطیدند

    چادرش در میان گرد و غبار

    قبلا این صحنه را ... نمی دانم

    در من انگار می شود تکرار

    آه سردی کشید حس کردم

    کوچه آتش گرفت از این آه

    و سراسیمه گریه در گریه

    پسر کوچکش رسید از راه

    گفت : آرام باش ! چیزی نیست

    به گمانم فقط کمی کمرم ..

    دست من را بگیر ، گریه نکن

    مرد گریه نمی کند پسرم

    چادرش را تکاند با سختی

    یا علی گفت و از زمین پاشد

    پیش چشمان بی تفاوت ما

    ناله هایش فقط تماشا شد

    **
    صبح فردا به مادرم گفتم

    گوش کن ! این صدای روضه ی کیست ؟!

    طرف کوچه رفتم و دیدم

    در و دیوار خانه ای مشکی ست

    **
    با خودم فکر میکنم حالا

    کوچه ی ما چقدر تاریک است

    گریه ، مادر ، دوشنبه ، در ، کوچه

    راستی ! فاطمیه نزدیک است ..
    همینطوری نشسته ایم که ان شاء الله خوب می شویم ، این دهه نشد دهه بعدی .

    تمامش کن ! لباس خفت گناه را دور بینداز و لباس دیگری را بر تن کن . « من آدم شنبه نیستم، امروز یکشنبه است ! »
    تکان بخور و کلاً [ عوض شو ] ! پوستین را وارونه کن .
    .
    .
    .. انقلاب ..

  53. 4 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  54. #28
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-دی-۱۲
    محل سکونت
    زير سايه خدا
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز : 18,627
    سطح : 86
    Points: 18,627, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 223
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,417
    تشکر شده 4,449 در 1,063 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ^^^^

  55. کاربر روبرو از پست مفید BeiraGh تشکر کرده است .


  56. #29
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زیر آسمون خدا
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 35,997
    سطح : 100
    Points: 35,997, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,579
    تشکر شده 8,655 در 1,703 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط heaven_reza نمایش پست اصلی
    شعر جدید سید حمید رضا برقعی


    چشم وا کن احد آیینهء عبرت شد و رفت
    دشمن باخته بر جنگ مسلط شد و رفت

    می نویسم که "شب تار سحر می گردد"
    یک نفر مانده ازین قوم که برمی گردد

    سلام

    فایل صوتی این شعر زیبا

    سید حمید رضا برقعی ، شعر خوانی در شب عاشورا ، هیئت فاطمیون قم

    پیوند دریافت


  57. کاربر روبرو از پست مفید نردبانی تا خدا تشکر کرده است .


  58. #30
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زیر آسمون خدا
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 35,997
    سطح : 100
    Points: 35,997, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,579
    تشکر شده 8,655 در 1,703 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط دردونه نمایش پست اصلی


    راستی ! فاطمیه نزدیک است ..
    سلام

    پیوند دریافت فایل صوتی این شعر
    ویرایش توسط نردبانی تا خدا : جمعه ۱۸ فروردین ۹۱ در ساعت ۰۱:۱۶


  59. کاربر روبرو از پست مفید نردبانی تا خدا تشکر کرده است .


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1