کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 13 , از مجموع 13
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,963
    امتیاز : 23,712
    سطح : 94
    Points: 23,712, Level: 94
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 638
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,024
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض **تفحص** «مجموعه خاطرات»

    بسم رب الشهداء الصدیقین..

    نام کتاب: تفحص

    تدوین و گردآوری: علی اکبری

    مدیرهنری: ناصر گلستانی

    از اسم مبحث مشخصه دیگه.

    امیدوارم ادامه دهنده ی راه شهدای عزیزمون باشیم.
    ویرایش توسط abdullah samie : جمعه ۱۱ فروردین ۹۱ در ساعت ۱۱:۴۶

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  2. 9 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,963
    امتیاز : 23,712
    سطح : 94
    Points: 23,712, Level: 94
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 638
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,024
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    شهید مهدی منتظر قائم

    نیمه شعبان سال 1369 بود. گفتیم: امروز به یاد امام زمان (عج) می گردیم. اما فایده نداشت.

    خیلی جست و جو کردیم. پیش خود گفتم « یا امام زمان (عج) یعنی می شود بی نتیجه برگردیم».

    در همین حین 4-5 شقایق را دیدم که بر خلاف شقایقها، که تک تک می رویند، آنها دسته ای روئیده بودند. گفتم حلا که دستمان خالی است، شقایقها را که کندم، دیدم روی پیشانی یک شهید روئیده اند. او نخستین شهیدی بود که در تفحص پیدا کردیم.

    «شهید مهدی منتظر قائم».

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  4. 10 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,016 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    ببخشید برای تفحص و خاطراتش مبحث داریم.
    این مبحث تکراریه!

    اگر ممکنه اینجا ادامه بدین:
    پلاک گمنامی... خاطرات تفحص


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  6. 4 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,963
    امتیاز : 23,712
    سطح : 94
    Points: 23,712, Level: 94
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 638
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,024
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    بسم رب الشهداء والصدیقین..

    این خاطراتی که من دارم می نویسم از یه کتاب خاص هست. واسه همین اینجا نوشتم. باید اسم نویسنده رو می نوشتم که خاص تر می شد.

    اگه ادمین بخش صلاح می دونن منتقل کنن و اگه هم نه که بنده این کتاب و مبحث رو به سرانجام برسونم.

  8. 6 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,963
    امتیاز : 23,712
    سطح : 94
    Points: 23,712, Level: 94
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 638
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,024
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    دو دبه آب

    در فکه کنار یکی از ارتفاعات تعدادی شهید پیدا شدند که یکی از آنها حالت جالبی داشت.

    او در حالی که روی زمین افتاده بود که دو دبه پلاستکی 20 لیتری آب در دستان استخوانی اش بود.

    یکی از دبه ها ترکش خورده و سوراخ شده بود. ولی دبه دیگر، سالم و پر از آب بود.

    درِ دبه را که باز کردیم، با وجود اینکه حدود 12 سال از شهاد ت این بسیجی سقا می گذشت، آب آن دبه بسیار گوارا و خنک مانده بود.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  10. 7 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,963
    امتیاز : 23,712
    سطح : 94
    Points: 23,712, Level: 94
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 638
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,024
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    شهید احمد زاده و مادرش

    پیکر یکی از شهدا به نام احمد زاده را که براساس شواهد دوستانش پیدا کرده بودیم و هیچ پلاک و مدرکی نداشت، تحویل خانواده اش دادیم.

    مادر او با دیدن چند تکه استخوان، مات و مبهوت فقط می گفت: « این بچه ی من نیست! ».

    حق هم داشت. او در همان لحظات تکه پاره های لباس شهید را می جست که ناگهان چیزی توجهش را جلب کرد.

    دستانش را میان استخوانها برد و خودار رنگ و رو رفته ای را درآورد.

    با گوشه ی چادر، بدنه ی خودکار را پاک کرد.

    سریع مغزی خودکار را درآورد و تکه کاغذی را که بدنه ی آن لوله شده بود، خارج ساخت.

    اشک در چشمانش حلقه زد.

    همه متعجب شده بودند که چه شده، دیدیم بر روی کاغذ لوله شده نام احمدزاده نوشته.

    مادر آن را بوسید و گفت: « این دست خط پسرمه، این پیکر پسرمه، خودشه ».

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  12. 7 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,581
    امتیاز : 123,440
    سطح : 100
    Points: 123,440, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,228
    تشکر شده 42,005 در 9,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    207
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    مطالب خيلى زيبا نوشته شدن
    ممنون
    يازهرا

  14. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  15. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,963
    امتیاز : 23,712
    سطح : 94
    Points: 23,712, Level: 94
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 638
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,024
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    عشقعلی

    آخرین روز سال امام علی علیه السلام بود.

    به دوستان گفتم امروز آقا به ما عیدی خواهد داد.

    در زیارت عاشورای آن روز هم متوسل شدیم به منظور عالم، حضرت علی علیه السلام.

    همه ی بچه ها با اشک و گریه، آقا را قسم دادند که این شهیدان به عشق او به شهادت رسیده اند، از امیرالمؤمنین علیه السلام خواستیم تا شهیدی را بیابیم.

    رفتیم پای کار. همه از نشاط خاصی برخوردار بودیم. مشغول کند و کاو شدیم.

    آن روز اولین شهیدی را که یافتیم، با مشخصات و هویت کامل پیدا شد.

    نام کوچک او «عشقعلی» بود.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  16. 6 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  17. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    شرمنده شرمنده اما:
    http://www.rahpouyan.com/vc/showthread.php?t=526








  18. 2 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  19. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,963
    امتیاز : 23,712
    سطح : 94
    Points: 23,712, Level: 94
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 638
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,024
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    بسم رب الحسین..

    سلام علیکم.

    دشمنتون شرمنده.

    با اجازه ی ادمین مربوطه و با توجه به اینکه خاطرات فقط و فقط مختص به یه کتاب خاص هست ادامه دادم مبحث رو.

    ادمین وی سی 12 گفتن مبحث رو ادامه بدم و اشکال نداره.

    با ایشون صحبت کنید اگه صلاح دوستن ادغام کنن.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  20. کاربر روبرو از پست مفید abdullah samie تشکر کرده است .


  21. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,513 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    اختیار دارید ادمین مربوطه هرچی صلاح بدونن نظرشون محترمه.من صرفاً به خاطر جلوگیری از پراکندگی گفتم.








  22. 2 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  23. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,963
    امتیاز : 23,712
    سطح : 94
    Points: 23,712, Level: 94
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 638
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,024
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    شهید میدان مین

    به یک میدان مین وسیع در فکه برخوردیم.

    نزدیک که شدیم، با صحنه ای عجیب روبرو شدیم.

    اول فکر کردیم لباس یا پارچه ای است که باد آورده، اما جلوتر که رفتیم متوجه شدیم شهیدی است که ظاهرا برای عبور نیروها از میان سیمهای خاردار، خود را روی آن انداخته تا بقیه به سلامت بگذرند.

    بند بند استخوانهای بدن داخل لباس قرار داشت و در غربتی دوازده ساله روی سیم خاردار دراز کشیده بود.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  24. 2 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  25. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,963
    امتیاز : 23,712
    سطح : 94
    Points: 23,712, Level: 94
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 638
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,024
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    یا ابا الفضل علیه السلام

    روز ولادت آقا امام رضا علیه السلام بود و رمز ما یا ابا الفضل علیه السلام، محل کارمان هم طلائیه بود.

    اولین شهید کشف شد.

    شهید «ابوالفضل خدایار» گردان امام محمد باقر علیه السلام، گروهان حبیب از بچه های کاشان.

    گفتیم اگر شهید بعدی اسمش ابوالفضل بود اینجا گوشه ای از حرم آقا ابوالفضل علیه السلام است.

    رفتم پشتِ بیل و زمین را کندم که بچه ها پریدند داخل چاله، خیلی عجیب بود.

    یک دست شهید از مچ قطع شده بود که داخل مشتش، جیره های شب عملیات (پسته و . . .) مانده بود.

    آب زلالی هم از حفره ی خاکریز بیرون می ریخت.

    گفتیم حتما آب از قمقمه ای است که کنار پیکر شهید است؛ اما قمقمه خشک خشک بود.

    با پیدا شدن پیکر، آب قطع شد.

    وقتی پلاک شهید را استعلام کردیم، دیگر دنبال آب نبودیم، جواب را گرفتیم.

    « شهید ابوالفضل ابوالفضلی» گردان امام محمدباقر علیه السلام، گروهان حبیب از بچه های کاشان بود.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  26. 2 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1