کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: **پل شناور**

  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض **پل شناور**

    بسم رب الشهداء والصدیقین..

    خاطراتی از عملیات بیت المقدس

    به روایت امرا و افسران

    نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران

    انشالله بتونیم راه شهدا رو ادامه بدیم.

    منبع: کتاب پل شناور، خاطراتی از عملیات بیت المقدس، به روایت امرا و افسران، نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران

    نویسنده: علیرضا پوربزرگ وافی

    ناشر: انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی
    ویرایش توسط abdullah samie : یکشنبه ۲۶ آبان ۹۲ در ساعت ۱۸:۲۶

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    حمله به تانک ها*

    وقتی ما جاده ی خرمشهر را بستیم، عراق برای آنکه بتواند به نیروهای خود کمک برساند یا نیروهایش را از خرمشهر خارج کند، به این جاده احتیاج داشت؛

    به همین دلیل، هرگاه فرصت می کرد، به ما پاتک می زد، پرسنل ما در پشت خاکریزی مستقر بودند که تانک های عراقی تا 50-6- متری می رسیدند و آنان را

    مورد هدف قرار می دادند و نابود می کردند.

    یک بار یکی از خدمه های تانک ما، به نام پور کرمانی،**ابتکاری به خرج داد؛ او با رسیدن تانک عراقی به همراه چند نفر دیگر، خودش را به تانک رساند و

    ضمن اسیر کردن خدمه ی تانک عراقی، آن را سالم به یگان آورد.

    وقتی در محدوده ی نیروهای خودی از تانک پیاده می شد، یکی از نیروهای پیاده به خیال این که او عراقی است، با جملات عربی-فارسی از او خواست که

    ساعتش را به او بدهد که او در جواب گفت:

    -آقا جان من ایرانی هستم. عراقی هنوز خارج نشده است؛ وقتی آمد بیرون، ازش بگیر.

    کار پور کرمانی به قدری موفقیت آمیز بود که دیگر رزمندگان به تانک ها حمله نمی کردند، بلکه مثل پور کرمانی، خدمه را اسیر می کردند و تانکه ها را غنیمت

    می گرفتند؛ حتی تجسم این مساله در ذهن زیباست.


    * از سرهنگ علی عدالت

    ** این رزمنده بعدها به اسارت نیروهای عراقی درآمد و مدت ها در اسارت بود.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  3. 8 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  4. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    بستنی *

    در عملیات بیت المقدس اتفاقات جالبی می افتاد و به دلیل آن که نیروهای ایرانی بر اوضاع مسلط بودند، کارهایی در جبهه انجام می شد که برای دیگران غیر قابل قبول بود.

    برای نمونه در خط ما، نیسان یخچال داری وجود داشت که داخل آن پر از بستنی قیفی بود و در گرما گرم جنگ، یکی از پرسنل تیراندازی می کرد و دیگری می رفت و بستنی می آورد و رزمندگان در حین جنگ بستنی می خوردند.

    این موضع را با معاونم، سرهنگ مهرجردیان، در میان گذاشتم و گفتم : (( نکند مساله ای پیش بیاید )).

    او به سربازی اشاره کرد. سرباز دوان دوان رفت و با دو بستنی قیفی به ما نزدیک شد و در حالی که یکیاز بستنی ها را به من می داد، گفت (( با این روحیه ای که رزمندگان ما دارند، هیچ ارتشی نمی تواند خط ما را بشکند)).

    من که مشغول خوردن بستنی شده بودم، گفتم: (( عجب خوشمزه است!))

    --------------------------------

    * از سرهنگ علی عدالت

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  5. 8 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    به یاد شهید شاهرودی

    هر وقت نیاز به شناسایی داشتیم، گروهبان وظیفه شاهرودی، را می فرستادم.

    او یکی از پرسنل استثنایی وظیفه بود که کارش بسیار عالی ود.

    همه او را می شناختند و فرماندهان با کار و نام او آشنا بودند.

    خدمات او در مرحله ی اول و مرحله ی دوم بیت المقدس فراموش نشدنی است.

    او شجاعانه و بی باکانه به قلب دشمن پیش روی می کرد و اطلاعات می گرفت.

    سرانجام مرحله ی سوم عملیات آغاز شد و او به همراه ستوان وظیفه ای به نام نراقی، به شناسایی رفت.

    ساعاتی بعد خبر دادند که ایشان زخمی شده است.

    خیلی دستپاچه و نگران دستور دادم که هرچه زودتر او را به بیمارستان برساند و مداوا کند و پیگیر قضیه شدم.

    پس از مدتی خبر شهادت او را به من دادند.

    وقتی این خبر را شنیدم، بی اختیار پاهایم لرزید و اشک از چشمانم سرازیر شد. چون به نظر من واقعا حیف بود که او جزو اولین نفراتی نباشد که به خرمشهر وارد می شوند.

    * خاطره از امیر محمد سعید خسروی

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  7. 6 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  8. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    مصاحبه

    گردان 239 تانک ما به همراه تعدادی از برادران پاسدار که با تانک های غنیمتی در کنار ما بودند توانستند به نزدیک دژها برسند و به دفاع از آنها بپردازند.

    دشمن ما را به شدت بمباران و گلوله باران می کرد؛ با این حال ما قدمی پس نمی گذاشتیم و جواب آنان را به شدت می دادیم.

    در این حال، خبرنگار صدا و سیما به طرف من آمد و شروع به مصاحبه کرد و از من سوال کرد:

    « نظرتان درباره ی این عملیات چیست؟»

    گفتم: «شما خودتان می بینید که تا اینجا رسیده ایم و تا هرجای دیگری هم که لازم باشد، پیش می تازیم.»

    گفت: « نظرتان درباره ی ادامه ی جنگ چیست؟»

    گفتم: « تا سر دارم، سر می شکنم. نوکر این ملت هستم. اگر مردم می گویند، ادامه بدهم، چشم! و اگر می گویند، صلح، باز هم چشم! از دانشجویی تا حالا، هزینه ی تحصیل مرا این مردم داده اند و من مدیون این ملت هستم.»

    گفت: « اگر صلح کنید، تکلیف مرز چه می شود؟»

    گفتم: « هرچه امام و رهبر بگوید.»

    و در زیر آتش شدید دشمن همگی لبخند زدیم و رفتیم.

    * خاطره از امیر سرتیپ کریم پیروزان


    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  9. 4 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  10. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    سنگرهای آماده

    وقتی به جاده خرمشهر - اهواز رسیدیم، در حدود 2 کیلومتری سنگرهایی درآمدیم که عراق با امکانات زیاد ساخته بود، ولی هنوز اشغال نشده بود و این جریان امدادی غیبی بود.

    ما بلافاصله آن سنگرها را اشغال کردیم و از همان جا به دفاع از حریم دین و میهن پرداختیم.

    با دیدن این همه سنگر و این همه تجهیزات، به یاد مطلبی افتادم که می گویند، خداوند دشمنان ما را ابله آفریده است.

    واقعا دشمن اگر ابله نبود و در آن سنگرها مستقر می شد، نفوذ به آنها، دست کم به این زودی ممکن نمی شد؛ ولی این دست خدا بود که آن سنگرها را به وسیله ی عراقیان متجاوز برای نیورهای اسلام ساخته بود.


    ** از امیر سرتیپ «راعی» **

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  11. 5 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  12. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    تبعیض

    جزایری نام داشت و از جهاد فارس آمده بود.

    با آنکه سنی از او گذشته بود، لحظه ای از تلاش نمی ایستاد.

    مشغول ساختن سنگر بود که یکی از برادران جهاد، خود را دوان به او رساند و گفت:

    « حاج آقا، پسرتان شهید شده و . . . »

    گفت: « انا لله انا الیه راجعون»

    آن برادر دوباره گفت: « حاج آقا نمی آیی با پسرت وداع کنی.»

    گفت: « بگذارید بقیه ی شهدای جهاد را بیاورند تا با همه شان یک جا خداحافظی بکنم و تبعیضی قائل نشوم.»

    من ناظر این صحبت ها بودم و تنها مطلبی که از نظرم گذشت، این آیه بود: لا حول و لا قوة الا بالله.


    * از امیر «علی جانگداز» *

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  13. 2 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  14. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    «« جاسوس

    در عملیات بیت المقدس، با اطلاعاتی که از عکس های هوایی داشتیم، می دانستیم یکی از گردان های توپ خانه ی ارتش عراق به جای 18 قبشه توپ، 17 قبشه توپ از

    ترکیب توپ های 122 م.م و 130 م.م دارد.

    وقتی فرمانده گردان را اسیر کردیم و تعداد قبضه های توپ های او را گفتیم، گفت: « شما در یگان من جاسوسی داشته اید که این اطلاعات دقیق را به دست آورده اید.»

    ما گفتیم: «ما حتی اطلاع داشتیم که 5 قبشه توپ شما 130 م.م و بقیه 122 م.م است و سمت روانه شدن توپ هایت به کدام سمت است.»

    او با تعجب گفت: «شما چطور این اطلاعات را به دست آورده اید؟ و ادامه داد: «من مطمئنم شما در یگان من تعداد زیادی جاسوس داشتید.»

    ما او را در همان خیال گذاشتیم، ولی می دانستیم این اطلاعات را به برکات عکس های هوایی به دست آورده ایم.

    **به نقل از امیر سرتیپ سید مهدی سجادی

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  15. 3 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1