کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 37
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض *شهید بزرگوار محمد ناصر ناصری*

    بسم رب الشهداء و الصدیقین..

    تو این مبحث قصد داریم از شهید عزیز محمدناصر ناصری بنویسیم.

    انشالله بتونیم ادامه دهنده ی راه شهدا باشیم.

    منبع: یادگاران؛ کتاب ناصری

    نویسنده: سعید عاکف

    انتشارات روایت فتح
    ویرایش توسط abdullah samie : یکشنبه ۲۶ آبان ۹۲ در ساعت ۱۸:۱۵

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض




    محمدناصر ناصری

    تولد: 7 خرداد 1340، گازار (بیرجند)

    شهادت: 17 مرداد 1377، مزار شریف

    رایزن فرهنگی ایران در مزار شریف

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم


  3. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    صدای رعد و برق گوش فلک را کر می کرد.

    باران مثل سیل از آسمان می بارید.

    آب سرازیر بود و هوا تاریک.

    می گفتند: (( رودخونه داره طغیان می کنه )).

    به هزار مکافات من را رساندند به یک کلبه روی دامنه ی کوه.

    فرداش محمدناصر همان جا به دنیا آمد.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم


  4. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    شش هفت سالش که بود، یک روز با هم زدیم به صحرا. باید برای گوسفندها علوفه جمع می کردیم.

    توی راه که می رفتیم، دیم زار زیاد بود. خواستم کار را آسان کنم. گفتم: « بیا از همین علف های اینجا بکَنیم».

    گفت: «مگه نمی دونی این زمین ها مال مردمه؟»

    دور و برم را نگاه کردم. گفتم : «حالا که کسی اینجا نیست، چرا بریم راه دور؟»

    گفت: «خدا که هست».

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم


  5. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    بچه های روستا که سر راهشان از کشت و کار مردم رد می شدند. حتی گاهی ناخنکی هم می زدند.

    محمد ناصر این کار را نمی کرد. وقتی هم می دید بچه ای این کار را می کند، نمی گذاشت.

    گاهی آنها را هم نصیحت می کرد.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم


  6. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    گلّه را با هم بردیم چرا. یله اش کردیم توی یک علفزار، خودمان مشغول بازی شدیم.

    گوسفندها کم کم پخش و پلا شدند. یک وقت فهمیدیم چندتایشان نیستند.

    دلمان ریخت. پاک هول کردیم. می دویدیم این طرف، می دویدیم آن طرف.

    گوسفندها انگار آب شده بودند رفته بودند توی زمین.

    محمدناصر گفت: این جوری فایده نداره.

    گفتم پس می گی چی کار کنیم؟

    گفت وضو بگیریم دو رکعت نماز بخونیم. خدا کمکمون می کنه.
    ویرایش توسط abdullah samie : دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۹۱ در ساعت ۲۲:۱۶

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم


  7. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    کلاس سوم دبستان با هم بودیم.

    همان روزهای اول، کتاب فارسی را تا آخر خواند. تمام شعرهایش را هم حفظ کرد.

    یک روز مدیر بردش سر صف. همه ی شعرها را برای بچه ها خواند.

    خط قشنگی هم داشت. نمونه های خوش نویسیش را به در و دیوار مدرسه می زدند.

    خاطرم هست کلاس پنجم، سه نفر یک ضرب همان خرداد ماه قبول شدند. یکیشان محمدناصر بود. معدلش هم خوب بود.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  8. 9 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  9. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    صبح تا ظهر درس می خواند، بعدازظهرها هم کار می کرد. به من می گفت « دایی! شما بزرگ تری.»

    وقتی که بود، نمی گذاشت دست به سیاه و سفید بزنم.

    پخت و پز، شست و شو، رُفت و روب، همه را خودش انجام می داد.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  10. 9 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  11. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    بیرجند که بودیم، هم حسابی درس می خواند، هم کار می کرد؛ برق کشی، جوشکاری، تراشکاری.

    سر هر کاری می رفت، فقط چند روز شاگرد بود، بعد می شد استاد.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  12. 9 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  13. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    داشت با جعبه تقسیم ور می رفت. عرق پیشانی اش را گرفت. ازم پرسید (( ساعت چنده؟ ))

    گفتم: ((دوازده.))

    انگار برق گرفتنش. گفت: (( امروز چه زود ظهر شد.))

    گفت: ((بریم خونه.))

    می خواست زودتر به نمازش برسد.

    بین راه، هی با تعجب به آسمان نگاه می کرد و به خورشید.

    از چند نفر ساعت پرسید. فهمید ساعت من جلو است.

    گفت: (( با این ساعت نزدیک بود من رو مدیون مردم کنی.))

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  14. 9 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  15. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    یکی از سرمایه دارهای بیرجند دست گذاشته بود روی او.

    دائم سفارش می کرد (( دیپلمت را گرفتی، یکراست بیا پیش خودم؛ سرمایه از من، کار از تو. هرطور هم که خواستی سود بردار.))

    حتی یک مغازه هم برای طلافروشی داده بود دستش.

    دیپلمش را که گرفت، یکراست رفت سپاه، که آن اوایل حقوقی هم در کار نبود.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  16. 10 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  17. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    مرز نشین بودند؛ فقیر، بی خبر، خشن.

    بهشان می گفتیم (( چماقداران قانون اساسی. ))

    ساواک و شهربانی اجیرشان می کردند و می آوردندشان شهر تا تظاهرات ضد رژیم را به هم بزنند.

    یک روز یکهو حدود 2 هزار نفرشان را ریختند توی بیرجند.

    با چوب و چماق جلو مردم صف کشیدند. ما می گفتیم (( مرگ بر شاه خائن ))، آنها داد می زدند (( جاوید باد شاه خائن.))

    درگیری شروع شد. بعد از یک زد و خورد حسابی، بالاخره با کمک ساواک و پلیس مردم را پراکنده کردند.

    یک عده شان راه افتادند طرف مسجد آیتی. اگر آنجا را می گرفتند، کار تمام بود.

    به مسجد نرسیده، دیدیم از آسمان سنگ و چوب است که می ریزد سرشان.

    کوکتل هم می انداختند توشان.

    زخمی هاشان را گذاشتند و فرار کردند.

    وقتی رفتند، محمدناصر و چند نفر دیگر از روی پشت بام ها آمدند پایین.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  18. 7 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  19. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    نوشته اصلی توسط abdullah samie نمایش پست اصلی



    با چوب و چماق جلو مردم صف کشیدند. ما می گفتیم (( مرگ بر شاه خائن ))، آنها داد می زدند (( جاوید باد شاه خائن.))



    مثل همون درود بر صدام یزید قاتله.


    التماس دعای فرج
    یا حق


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  20. 4 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  21. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نامه دختر شهیدمحمد ناصر ناصری به پدرش..فیلمشه...اشک همه رو دراورده..

    بسم الله الرحمن الرحیم

    نامه ای به پدر شهیدم محمد ناصر ناصری؛

    بابا جان باز سلام.. ای پدر جان منم زهرایت ..دختر کوچک تو.. ای امید منو ای شادی تنهایی من ..بخدا این صدمین نامه بود..از چه رویی جوابم ندهی..

    یاد داری که دم رفتن تو دامنت بگرفتم.. من به تو میگفتم پدر این بار نرو پدر این بار نرو ...من همان روز بله فهمیدم سفرت طولانیست
    از چه رو ای پدرم تو به این چشم ترم هیچ توجه نکنی...بخدا خسته شدم...بخدا خسته شدم..

  22. 5 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  23. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    توی اوج درگیری های انقلاب، هفده هجده سالش بود. دوتایی رفته بودیم بیرجند برای درس خواندن.

    یک روز با عجله آمد خانه. دو سه صفحه نوشت. تا زد. گذاشت توی یک پاکت.پاکت را هم گذاشت لای قرآن. خداحافظی کرد که برود، پرسیدم « اون چی بود نوشتی؟»

    گفت: «وصیت نامه.»

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  24. 6 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  25. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    با هم فامیل بودیم. یک روز آمدند خواستگاری. پدر و مادرم از خدا خواسته قبول کردند. خودم ولی تردید داشتم.

    چند روز بعد حسابی مریض شدم، افتادم روی رختخواب. خیلی ها آمدند عیادتم. او هم آمد. نزدیک ظهر بود. از پشت در اتاقم احوالم را پرسید.

    اذان که گفتند، رفت سر نماز. هم قشنگ می خواند، هم معلوم بود در یک حال و هوای دیگر است.

    نماز خواندنش کار خودش را کرد. همان روز جواب مثبت دادم.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  26. 8 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  27. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    رفته بود ماموریت.

    گفته بود تا ساعت هفت خودش را می رساند.

    از بیرجند و روستاهای اطراف کلی مهمان دعوت کرده بودیم. توی مسجد جای سوزن انداختن نبود.

    ساعت نه و ده شد، نیامد. مهمان ها کم کم رفتند.

    به بعضی هاشان برخورده بود. بعضی هم مثل من دلواپس بودند.

    خدا خدا می کردم اتفاقی نیفتاده باشد براش.

    ظهر فردا پیداش شد. نگفت چه شده، فقط عذرخواهی می کرد.

    بعدا فهمیدم لب مرز گرفتار یه عده از اشرار شده بودند.

    نیروهاش هرچه گفته بودند « تو برو خودت رو برسون به عقد »، قبول نکرده بود.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  28. 8 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  29. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    دو تا دختر و یک پسر توی مجلس عروسیمان دائم دور و برش تاب می خوردند.

    خیلی هواشان را داشت.

    دیدم بهش می گویند بابا.

    تعجب کردم.

    گفت: « دو سال پیش این بچه ها یتیم شدن ».

    هم پدری کرده بود براشان, هم مادری.

    بعد از ازدواج هم رهاشان نکرد.

    دخترها را فرستاد خانه بخت، برادرشان را هم راهی دانشگاه کرد.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  30. 7 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  31. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    یک مرد و دو تا زن جوان آمده بودند سر مزار ناصری.

    آنقدر گریه کردند و خاک بر سر ریختند که همه را به حیرت انداختند.

    با نشانه هایی که قبلا شنیده بودم، فهمیدم این ها همان سه بچه یتیمی اند که ناصری بزرگشان کرده بود.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  32. 10 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  33. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    فرمانده سپاه زیرکوه بود.

    ازدواج که کردیم، خودم خواستم ازش که همراهش بروم. یک ده سر مرز.

    زندگیمان را آنجا شروع کردیم؛ با نصف وانت اسباب و اثاثیه و توی یک اتاق محقر و خشتی.

    بر خلاف ده خودمان، آنجا نه آب داشت، نه برق، نه درمانگاه، نه مدرسه و نه خیلی چیزهای دیگر.

    عوضش تابستان گرمای شدید داشت و زمستان سرمای شدید.

    مدتی تحمل کردم و ماندم.

    یک روز دیگر طاقتم طاق شد. گفتم: «بریم یک جای بهتر.»

    قبول نکرد. گفت: «این ده هم جزو کشور ماست. مردم اینجا هم ایرانی هستن.»

    سعیدمان همان جا به دنیا آمد.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  34. 7 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  35. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    یکی زنش را کشته بود.

    کمیلی را فرستاده بودند دستگیرش کند.

    دید دو تا بچه دارد، بی هیچ کس و کاری.

    پدرشان را که بردند زندان، کمیلی شد پدر براشان.

    به هیچ کس هم چیزی نگفت.

    ناصری اتفاقی موضوع دو تا بچه را فهمید.


    پا گذاشت جا پای کمیلی، بی هیچ سر و صدایی.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  36. 5 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  37. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    گفتم: « تو سه تا بچه داری. بالاخره این ها هم دل دارن. کمتر برو افغانستان».

    گفت: « اونجا هم بچه یتیم هست. اون طفلی ها هم دل دارن. اونها هم پدر می خوان».

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  38. 6 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  39. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    گفته بودند بعضی بچه های یتیم مزار شریف سرگردان شده بودند.

    گفته بودند تا مدت ها می رفتند اطراف کنسولگری ایران پرسه می زدند.

    گفته بودند بعضیشان جرأت کرده بودند و رفته بودند پیش طالب ها.

    گفته بودند با هزار ترس و لرز، سراغ کسی به اسم ناصری را گرفته بودند ازشان.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  40. 7 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  41. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    ما هم دوست داشتیم مثل بچه های دیگر باشیم. از کنار پدر بودن و از آرامش بدمان نمی آمد که.

    دلِ خوشی هم از خانه به دوشی و از این شهر به آن شهر رفتن نداشتیم. ولی تا می توانستیم، ملاحظه ی او را می کردیم؛ ملاحظه ی غصه نخوردنش را.

    هروقت از این طور چیزها حرف می زدیم، هروقت می گفتیم « ما هم رفاه و آرامش می خوایم »، هیچی نمی گفت. فقط می رفت تو هم.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  42. 4 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  43. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    سعید از ماشین پرت شده بود بیرون و ما نفهمیده بودیم.

    وقتی رسیدیم بهش، دیدیم خون از دماغش نیامده.

    بیمارستان هم بردیمش؛ محض احتیاط.

    هیچ کارش نشده بود.

    قبلش کلی با محمدناصر جر و بحث کرده بودم.

    می گفتمش بهش « بیشتر برای بچه ها وقت بذار. بیشتر مراقبشون باش.»


    می گفت: « من شما رو سپرده ام دست خدا. مراقب اصلی اونه. ما کاره ای نیستیم.»

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  44. 4 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  45. #26
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    شهید سردار حاج محمدناصر ناصری در سال 1340 در روستای گازار از توابع بیرجند در خانواده*ای مذهبی متولد شد. كودكی*اش در زادگاهش گذشت و پس از آن به منظور ادامه تحصیل، راهی شهرستان بیرجند شد. در دوران مبارزات انقلابی مردم ایران در تظاهرات علیه رژیم شاه شركت داشت و در تعطیلی مدارس و برپایی راهپیمایی*ها از نیروهای مۆثر بود.

    شهید ناصری با پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت كمیته انقلاب اسلامی در آمد. در این سالها به مبارزه با منافقین پرداخت و در اوایل سال 1362 به فرماندهی سپاه بیرجند رسید و راهی جبهه*های نبرد شد و تا پایان جنگ در میان رزمندگان حضور داشت. پس از پایان جنگ تحمیلی در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مشغول به خدمت شد و پس از چندی به عنوان نماینده فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان منصوب شد. با سقوط مزار شریف، در روز 17مرداد سال 1377 در كنسولگری جمهوری اسلامی ایران، به وسیله نیروهای طالبان به شهادت رسید.

    همسر شهید میگوید
    هیچ وقت سیر نخوابید. همیشه کسری کار داشت.گاهی که خانه می ماند استراحت کند، تلفن همراهش را خاموش می کردم. وقتی بیدار می شد، می گفت:چرا تلفن را خاموش کردی؟ این را گرفته ام

    که همیشه در دسترس باشم و هر کسی که کار داشت، راحت بتواند پیدایم کند.

    نام: محمدناصر نام خانوادگی:ناصری

    سال تولد:1340 محل تولد :روستای گازار از توابع بیرجند

    تاریخ شهادت: 17 /05 /1377 مذهب: شیعه
    [["Arial"][/FONT]

  46. 2 کاربر از پست مفید nada تشکر کرده اند .


  47. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    تهران که می رفتیم کارش بیشتر می شد.

    بچه ها در حسرت این بودند که با او سر یک سفره شام بخورند، ولی نمی شد.

    یک شب قرار سفت و سخت باهاش گذاشتند تا زودتر بیاید.

    نیامد. هرچه صبر کردند، نیامد.

    یکی یکی با شکم گرسنه خوابشان برد.

    ساعت چهار صبح آمد، هفت هم رفت.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  48. 3 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  49. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۰
    محل سکونت
    خوش بحال اون کبوتر که خونش بین...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,534
    امتیاز : 23,941
    سطح : 94
    Points: 23,941, Level: 94
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 409
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsOverdriveTagger Second Class
    تشکر کردن : 9,180
    تشکر شده 15,095 در 4,101 پست
    حالت من : Khejalati
    مخالفت
    71
    مخالفت شده 55 در 39 پست

    پیش فرض

    .

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله من اول الدنيا الي فنائها و من الاخره الي بقائها،
    الحمدلله علي كل نعمه و استغفرالله من كل ذنب و اتوب اليه و هو ارحم الراحمين..




  50. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    همیشه او را که می دیدم، یاد دریا می افتادم؛ دریایی متلاطم. دریایی که نمی خواست یک لحظه هم آرامش داشته باشد.

    تعجبم از این بود که این همه انرژی و توان را از کجا می آورد. توی شبانه روز، بیست و یکی دو ساعت کار می کرد.

    اولین بار در مزار شریف پیش آمد مدت زیادی کنار هم باشیم.

    هر شب یکی دو ساعت مانده به سحر، سجاده می انداخت روی ایوان.

    از همان ابتدای نماز، سوز و گدازش شروع می شد. وقتی به نماز وتر می رسید و به استغفارها، صدای هق هقش من را هم بی تاب می کرد.

    یک روز سر سفره ی صبحانه ازش پرسیدم «حاجی! چرا توی نماز شب هات این همه گ یه می کنی؟»

    خیره شد توی چشم هام. از صورتش صفا می بارید.


    گفت: «ما هرچی داریم، از همین گریه ها داریم.»

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  51. 2 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


  52. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۳۰
    محل سکونت
    شهر معراج شهداء - اهواز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1984
    نوشته ها
    4,962
    امتیاز : 23,265
    سطح : 93
    Points: 23,265, Level: 93
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 21,011
    تشکر شده 19,456 در 4,960 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 11 در 6 پست

    پیش فرض

    توی جنگ وقت سر خاراندن نداشت. بعد از جنگ هم همین بود. ولی می گفت: «باید درس رو ادامه داد.»

    از وقت خواب و خورد و خوراکش می زد و می گذاشت برای درس خواندن.

    اول کارشناسی مدیریت را گرفت. چند روز قبل از اینکه شهید شود، کارشناسی ارشدش را.

    با نسیم عشق دل صفا گرفت، باز بوی عطر خدا گرفت
    مقتدا و رهبرم، ای زلال کوثرم، سایه ات کم نگردد از سرم

  53. 3 کاربر از پست مفید abdullah samie تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معلّم اخلاق شهید مسعود دوکوهکی
    توسط سائل الزهرا در انجمن شهدای استان فارس
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۶ فروردین ۹۵, ۱۶:۱۷
  2. فقط مناظره های سیاسی
    توسط سيد محمد انجوي نژاد در انجمن مصاحبه - مناظره
    پاسخ ها: 43
    آخرين نوشته: شنبه ۲۸ آذر ۹۴, ۱۲:۳۸
  3. شهید بزرگوار ابراهیم هادی
    توسط مسافرکوچولووووو در انجمن شهادت
    پاسخ ها: 59
    آخرين نوشته: شنبه ۲۶ بهمن ۹۲, ۲۲:۱۸

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1