کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 12 , از مجموع 12
  1. #1
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۳
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,992
    امتیاز : 27,556
    سطح : 98
    Points: 27,556, Level: 98
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 794
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 29,377
    تشکر شده 13,534 در 1,892 پست
    مخالفت
    6
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض *شهید دکتر محمد علی رهنمون - معاونت درمانی بهداری سپاه*

    یا لطیف


    هم خیلی درسخون بوده،هم خیلی متواضع وهم خیلی مهربون و ...

    ایشالا با خوندن این مطالب ما هم انگیزه پیدا کنیم برا عمل و تا اونجایی که وقت کنم هر

    دفعه مطالب مربوط به این شهید رو حتما می ذارم. یا علی(ع)...


    محمد علی رهنمون

    تولد:1334،یزد

    شهادت:6 اسفند 1362،عملیات خیبر

    پست:معاونت درمانی بهداری سپاه پاسداران

    کتاب رهنمون-یادگاران-انتشارات روایت فتح


    ویرایش توسط زائر بارانی : سه شنبه ۲۴ بهمن ۹۱ در ساعت ۱۷:۰۱
    حجت الاسلام انجوی نژاد:

    باید انتخاب کنی، حسین(ع) یا یزید باشم، والسلام!

    "نظام جهانی اسلام"



  2. #2
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۳
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,992
    امتیاز : 27,556
    سطح : 98
    Points: 27,556, Level: 98
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 794
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 29,377
    تشکر شده 13,534 در 1,892 پست
    مخالفت
    6
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یا لطیف

    روزی که آمد گریست و روزی که رفت،گریاند.بین این دو روز،بیست و هشت سال فاصله داشت.


    عشق،روزگاری چند سایه به سایه دنبالش بود.تا این که برگشت،عشق را دید،در آغوش کشید و

    همراهش رفت تا آسمان.


    تصویری که این نوشته ها از محمد علی رهنمون به دست می دهند،شاید زیاد شبیه او نباشد،

    ولی هر چه هست،جزئی از چیزهایی است که از او مانده است.


    ادامه دارد...
    ویرایش توسط زائر بارانی : دوشنبه ۱۶ بهمن ۹۱ در ساعت ۰۱:۰۷
    حجت الاسلام انجوی نژاد:

    باید انتخاب کنی، حسین(ع) یا یزید باشم، والسلام!

    "نظام جهانی اسلام"


  3. 9 کاربر از پست مفید زائر بارانی تشکر کرده اند .


  4. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۳
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,992
    امتیاز : 27,556
    سطح : 98
    Points: 27,556, Level: 98
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 794
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 29,377
    تشکر شده 13,534 در 1,892 پست
    مخالفت
    6
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یا لطیف

    پنج سالش هم نشده بود که حمد و سوره می خواند.آن قدر قشنگ و روان می خواند که حظ می کردی.


    آن وقت ها رسم بود بچه ها بعد از عید که می آمدند مدرسه لباس هاشان را سر تا پا نو میکردند،

    اما محمد نه!یک سال،گاهی بیشتر می شد که یک دست لباس داشت که با همان می آمد مدرسه.

    وضع مالیشان تعریفی نداشت، اما گله نمی کرد، سر می کرد.


    هیچ وقت نشد معلمی،اول از محمد سوال کند! از بقیه می پرسیدند،وقتی هیچ کس نمی توانست

    جواب بدهد،آن وقت از محمد می پرسیدند.

    ادامه دارد...
    ویرایش توسط زائر بارانی : دوشنبه ۱۶ بهمن ۹۱ در ساعت ۰۱:۰۶
    حجت الاسلام انجوی نژاد:

    باید انتخاب کنی، حسین(ع) یا یزید باشم، والسلام!

    "نظام جهانی اسلام"


  5. 10 کاربر از پست مفید زائر بارانی تشکر کرده اند .


  6. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۳
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,992
    امتیاز : 27,556
    سطح : 98
    Points: 27,556, Level: 98
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 794
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 29,377
    تشکر شده 13,534 در 1,892 پست
    مخالفت
    6
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یا لطیف

    تا می فهمید سر و کله ی توریست ها پیدا شده،می رفت سر وقتشان که

    باهاشان انگلیسی حرف بزنه.دوم دبیرستان بود،مثل بلبل انگلیسی حرف می زد.


    ما که پدر بالای سرمان بود و هر جا می رفتیم و می آمدیم می پرسیدند کجا بودی

    و کجا نبودی،کلی هرز می چرخیدیم.محمد،پدر نداشت.مادرش هم خیلی پیر بود و

    کاری به کارش نداشت،اما با وجود این،اصلا اهل چرخیدن نبود.کارش که تمام می شد،

    زودی می رفت خانه.


    خیلی با ما این ور و آن ور نمی رفت.بهانه می آورد که مادرش تنها است یا درسهایش

    مانده.اصولاً اهل ولگردی نبود.


    ادامه دارد...
    ویرایش توسط زائر بارانی : دوشنبه ۱۶ بهمن ۹۱ در ساعت ۰۱:۱۰
    حجت الاسلام انجوی نژاد:

    باید انتخاب کنی، حسین(ع) یا یزید باشم، والسلام!

    "نظام جهانی اسلام"


  7. 10 کاربر از پست مفید زائر بارانی تشکر کرده اند .


  8. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۳
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,992
    امتیاز : 27,556
    سطح : 98
    Points: 27,556, Level: 98
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 794
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 29,377
    تشکر شده 13,534 در 1,892 پست
    مخالفت
    6
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یا لطیف

    مادر که فوت کرد،نه گریه کرد،نه سر و صدا راه انداخت؛هیچی.

    نشست تا صبح بالای سرش قرآن خواند.


    می خواستیم برای مادر خیرات کنیم.محمد گفت:به جای شام و ناهار و

    از این جور خرج ها،با پولش کتاب بخریم برای بچه های روستا.بعد ساکت شد.

    انگار بغضش گرفت،باز گفت:این طوری مادر راضی تره.


    یزد آن موقع کوچک تر بود.مردم بیشتر هم دیگر را می شناختند.

    هر چه می شد،همه جا می پیچید.محمد هم بخاطر درسش و هم برای خطش

    خیلی معروف شده بود.اسمش سر زبان ها افتاده بود؛توی مدرسه ها بیشتر.

    یک روز دیدم دست هاش را حنا بسته!

    به مسخره گفتم:محمد! این دیگه چه کاریه؟!

    - گفت:این طوری کردم که از شرّ این دختر مدرسه ای ها راحت شم.

    بگن امّله،کاری به کارم نداشته باشن!!


    ادامه دارد...
    ویرایش توسط زائر بارانی : دوشنبه ۱۶ بهمن ۹۱ در ساعت ۰۱:۰۹
    حجت الاسلام انجوی نژاد:

    باید انتخاب کنی، حسین(ع) یا یزید باشم، والسلام!

    "نظام جهانی اسلام"


  9. 10 کاربر از پست مفید زائر بارانی تشکر کرده اند .


  10. #6
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۳
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,992
    امتیاز : 27,556
    سطح : 98
    Points: 27,556, Level: 98
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 794
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 29,377
    تشکر شده 13,534 در 1,892 پست
    مخالفت
    6
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یا لطیف

    رقیب بودیم.همیشه هم از من جلوتر بود.حتی گاهی فقط چند صدم، اما هر وقت

    هر چی ازش سوال می کردم، جوابم را می داد.کتاب جدید هم که گیر می آورد،بهم می داد

    بخوانم.انگلیسیم ضعیف بود، خیلی باهام کار کرد تا راه افتادم.


    دوتایی دانشگاه جندی شاپور اهواز قبول شدیم.درس نمی خواندیم. به خیال خودمان فکر

    می کردیم مبارزه کردن واجب تر است.محمد هی می نشست، باهامان حرف می زد،"این چه

    حرفیه افتاده توی دهن شماها؟!" یعنی چی درس خوندن وقتمون رو تلف می کنه؟! باید هم

    درس بخونید هم مبارزه تون رو بکنید. آدم بیسواد که به درد انقلاب نمی خوره.


    نه.

    - اولین باری بود که دختری ازش خواستگاری می کرد و او می گفت نه! سرش به کار خودش بود.

    خوش تیپ و خشگل هم بود، خوب هم درس می خواند. خب این ها توی کلاس، زود خودشان

    را نشان می دادن.دخترها پاپیچش می شدند، محلشان نمی گذاشت.

    - می گفت: دختری که راه بیفته دنبال شوهر برای خودش بگرده که به درد زندگی نمی خوره،

    نمی شه باهاش زندگی کرد.

    ادامه دارد...
    حجت الاسلام انجوی نژاد:

    باید انتخاب کنی، حسین(ع) یا یزید باشم، والسلام!

    "نظام جهانی اسلام"


  11. 7 کاربر از پست مفید زائر بارانی تشکر کرده اند .


  12. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۷
    محل سکونت
    زمين
    نوشته ها
    2,534
    امتیاز : 63,430
    سطح : 100
    Points: 63,430, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 18,799
    تشکر شده 11,752 در 2,257 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    خیلی عالیه
    دستتون درد نکنه
    ادامه بدین، استفاده میکنیم.



  13. 5 کاربر از پست مفید yavar تشکر کرده اند .


  14. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۰
    محل سکونت
    خوش بحال اون کبوتر که خونش بین...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,534
    امتیاز : 23,941
    سطح : 94
    Points: 23,941, Level: 94
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 409
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsOverdriveTagger Second Class
    تشکر کردن : 9,180
    تشکر شده 15,095 در 4,101 پست
    حالت من : Khejalati
    مخالفت
    71
    مخالفت شده 55 در 39 پست

    پیش فرض

    .

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله من اول الدنيا الي فنائها و من الاخره الي بقائها،
    الحمدلله علي كل نعمه و استغفرالله من كل ذنب و اتوب اليه و هو ارحم الراحمين..




  15. 5 کاربر از پست مفید A pLaneT L aLOne I تشکر کرده اند .


  16. #9
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۳
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,992
    امتیاز : 27,556
    سطح : 98
    Points: 27,556, Level: 98
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 794
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 29,377
    تشکر شده 13,534 در 1,892 پست
    مخالفت
    6
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یا لطیف


    اهواز که بودیم،غروب ها می نشستیم توی حیاط دور هم،حالا چیزی هم نداشتیم ها،

    بعضی وقت ها هندوانه ای،چایی،چیزی بود؛بعضی وقت ها هم هیچی!

    محمد صحبت می کرد.چیزهایی را که صبح توی دانشگاه شنیده بودیم و اعلامیه هایی را

    که خوانده بودیم.می گفت:چیش درسته،چیش غلطه.نه به کسی فحش می داد،نه داد و

    بی داد راه می انداخت،صحبت می کرد.


    ماه رمضان بود و اول ترم.برنامه ریخته بود عصر از یزد حرکت کند تا نزدیک های صبح برسد

    اهواز دانشگاه،که روزه اش خراب نشود.

    آن روز خیلی اذیت شد. اهواز هوا گرم بود.همین طوری طاقت آدم طاق می شد،چه برسد به

    این که یک شب تا صبح هم توی اتوبوس بوده باشی.افطار یک خورده هندوانه خورد و خوابید!


    ادامه دارد...
    ویرایش توسط زائر بارانی : چهارشنبه ۱۵ خرداد ۹۲ در ساعت ۱۴:۳۴
    حجت الاسلام انجوی نژاد:

    باید انتخاب کنی، حسین(ع) یا یزید باشم، والسلام!

    "نظام جهانی اسلام"


  17. 3 کاربر از پست مفید زائر بارانی تشکر کرده اند .


  18. #10
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۳
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,992
    امتیاز : 27,556
    سطح : 98
    Points: 27,556, Level: 98
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 794
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 29,377
    تشکر شده 13,534 در 1,892 پست
    مخالفت
    6
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یا لطیف

    خدا بیامرزد آیت الله صدوقی را،اعلامیه هایش را محمد می نوشت.

    می گفتیم محمد،خطت رو خیلی ها می شناسند.

    نگهبانی دانشگاه بفهمه دردسر می شه ها!

    می گفت:بیخیال بابا،خدا بزرگه.


    خیلی درس می خوند،هلاک می کرد خودش را.

    هر بار که بهش می گفتم:بسه دیگه،چرا اینقدر خودت رو اذیت می کنی؟

    می گفت:اذیتی نیست.اولاً که خیلی هم کیف می ده،ثانیاً هم وظیفمونه.

    باید این قدر درس بخونیم که هیچ کی نتونه بگه بچه مسلمون ها بی سوادند!

    ادامه دارد...
    حجت الاسلام انجوی نژاد:

    باید انتخاب کنی، حسین(ع) یا یزید باشم، والسلام!

    "نظام جهانی اسلام"


  19. 3 کاربر از پست مفید زائر بارانی تشکر کرده اند .


  20. #11
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۳
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,992
    امتیاز : 27,556
    سطح : 98
    Points: 27,556, Level: 98
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 794
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 29,377
    تشکر شده 13,534 در 1,892 پست
    مخالفت
    6
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یا لطیف

    محمد پیشنهاد کرد پس اندازمان را بدهیم نوار خام بگیریم،ببریم یزد.
    آن جا سخنرانی های امام(ره) و شهید مطهری و مرحوم شریعتی را ضبط کنیم.
    نوارها را به خیال خودمان خیلی خوب جاسازی کردیم و رفتیم.
    پاسگاه پلیس راه،همه شان را ازمان گرفتند؛خیلی خیلی راحت!


    جوانکی جلوی دوربین ایستاد و شروع کرد به صحبت کردن.
    انگلیسی حرف می زد،خبرنگار بی بی سی هاج و واج مانده بود که این کی است که این قدر راحت انگلیسی حرف می زند؟!
    کمی بعد بیشتر تعجب می کرد،وقتی که حرف هایش را شنید!

    - تشکیلات اورژانس زیر نظر آیت الله صدوقی و با تأیید امام خمینی(ره) برپا شده و
    اداره می شه.رژیم شاه نه کمکی برای راه اندازی این جا کرده و نه نقشی توی اداره اش داره...

    - چند ماه قبل از انقلاب،طبس زلزله آمد.رهنمون با چند تا از همکلاسی هایش از دانشگاه جندی شاپور به پیشنهاد آیت الله صدوقی(ره)،رفتند آن جا اورژانس صحرایی راه انداختند.

    ادامه دارد...
    حجت الاسلام انجوی نژاد:

    باید انتخاب کنی، حسین(ع) یا یزید باشم، والسلام!

    "نظام جهانی اسلام"


  21. 2 کاربر از پست مفید زائر بارانی تشکر کرده اند .


  22. #12
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۳
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,992
    امتیاز : 27,556
    سطح : 98
    Points: 27,556, Level: 98
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 794
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 29,377
    تشکر شده 13,534 در 1,892 پست
    مخالفت
    6
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یا لطیف

    معمولاً بچه هایی که شهرستان پزشکی می خواندن،دوره ی انتریشان را می رفتند تهران.
    می خواستند هر جور شده،سریع تر خودشان را برسانند به تهران.
    آن جا،هم امکاناتش بیش تر بود،هم بیمارستانش تر و تمیز،اما محمد ماند اهواز که محروم تر بود!
    دوره اش را همان جا گذراند.

    درس پزشکیش که تمام شد،چند جا برای تخصص قبول شد،اما نرفت!
    - جبهه را ول کنم،برم تخصص بگیرم که چی بشه؟

    جنگ که شروع شد،اهواز بود.از همان جا بی خبر رفت خط.
    بغل اهواز یک هتل بود.کرده بودنش بیمارستان.محمد هم شده بود رئیسش.


    ادامه دارد...
    حجت الاسلام انجوی نژاد:

    باید انتخاب کنی، حسین(ع) یا یزید باشم، والسلام!

    "نظام جهانی اسلام"


  23. 2 کاربر از پست مفید زائر بارانی تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1