کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 163
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    10,869
    امتیاز : 113,167
    سطح : 100
    Points: 113,167, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,404
    تشکر شده 41,272 در 8,946 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 76 پست
    مخالفت
    169
    مخالفت شده 118 در 95 پست

    Lightbulb برترین مطالب انجمن شهادت

    اکثر دوستان وقتی بهشون میگم چرا به انجمن شهادت سر نمیزنین
    میگن: مطلب خیلی زیاده و خوندنش سخته ، آدمم نمیدونه کدومشو بخونه

    هدف از زدن این صفحه اینه که مطالبی که از دید خودتون زیباترین های انجمن هستن رو بعد از اینکه سر جاش زدین یه خلاصه ای ازش رو هم اینجا بزنین

    اینطوری کسایی که کمتر میرسن وقت بذارن میان تو این صفحه و مطالب این صفحه رو میخونن

    یازهرا
    ویرایش توسط adminvc3 : یکشنبه ۱۲ شهریور ۹۱ در ساعت ۱۱:۲۰
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .






  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,042
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    اما این خلاف مقررات تالاره!!!
    میشه پست تکراری


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  3. 2 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  4. #3
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۴
    نوشته ها
    47
    امتیاز : 3,196
    سطح : 34
    Points: 3,196, Level: 34
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکر کردن : 332
    تشکر شده 50 در 26 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    از دید من مشکلی نیست
    چون باعث میشه خیلیا که نمیتونن مطلبا رو بخونن بیان و بخونن...
    یامهدی

  5. 6 کاربر از پست مفید adminvc12 تشکر کرده اند .


  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,042
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    فقط میشه گفت شما خسته نباشین...
    بعدشم از دید ادمین کل و قانون تالار اشکال داره، وگرنه بنده پارسال این کار رو توی بخش حدیث انجام داده بودم


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  7. #5
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۴
    نوشته ها
    47
    امتیاز : 3,196
    سطح : 34
    Points: 3,196, Level: 34
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکر کردن : 332
    تشکر شده 50 در 26 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط yarehojat نمایش پست اصلی
    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    فقط میشه گفت شما خسته نباشین...
    بعدشم از دید ادمین کل و قانون تالار اشکال داره، وگرنه بنده پارسال این کار رو توی بخش حدیث انجام داده بودم
    به ایشون پیام دادم
    هنوز جواب ندادن
    ---
    ولی مهم نیست شما پستتونو بزنین

  8. #6
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۴
    نوشته ها
    47
    امتیاز : 3,196
    سطح : 34
    Points: 3,196, Level: 34
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکر کردن : 332
    تشکر شده 50 در 26 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط adminvc12 نمایش پست اصلی
    به ایشون پیام دادم
    هنوز جواب ندادن
    ---
    ولی مهم نیست شما پستتونو بزنین
    خلاصه ای از پست رو تو این صفحه بذارین و در پائین پیوند بدین به اون مطلب
    بسم الله

  9. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    10,869
    امتیاز : 113,167
    سطح : 100
    Points: 113,167, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,404
    تشکر شده 41,272 در 8,946 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 76 پست
    مخالفت
    169
    مخالفت شده 118 در 95 پست

    Lightbulb

    قسمتی از کتاب تپه جاویدی و راز اشلو
    پسر بچه ای به رزمنده ها نامه مینویسه که منو جبهه راه نمیدن و یکی پارتی من بشه و منو بیاره جبهه
    وقتی که یکی از رزمنده ها میخواد اونو به جبهه بیاره
    تو راه کوموله ها اون نوجوون رو میگیرن و به همراه 14 تا از همسن و سالهاش سر شونو میبرن

    فالوده زعفرانی


    جلسه که تمام شد نوبت حاج صلواتی ، پیرمرد شیرازی تبلیغات شد تا با گونی و ظرف خرمای رنگینکِ سوغات جهرم وارد سنگر بشود. گونی را زمین گذاشت و کف دست کوبید به هم و مثل نقالان خواند:
    دلم دارد هوایت ای بسیجی.
    دو چشمم زیر پایت ای بسیجی .
    آی بشکند دست بسیجی !!! مکث کرد ، همه برگشتند و با چشمان مبهوت زل زدند به حاج صلواتی. ادامه داد :
    گردن صدام را .
    حاج صلواتی جلو رفت و جلو مش موسی سینه سپر کرد .
    انگشتش را به طرف سقف سنگر گرفت و شعر خوانی و نقالی را ادامه داد:
    آهای توپ 106 ، کلت منه !

    مش موسی هم هماهنگ لی لی کرد و دو دستش را به نشانه دریا از هم باز کرد و با صدای پر و به همان روش نقالان جواب داد:
    آب دریای خزر قورت منه !
    - شلوار رستم شورت منه!
    - چادر تانگ لنگ منه!
    - خاک صحرای سیاه مهد منه!
    - صدای توپ سوت منه !
    - طوفان و باد فوت منه !
    - صدای شیپور فولوت منه !



    رنگینک

    - کاظم ... کاظم ... ، پریشان چشم باز کردم ، صالح اسدی با حلب 17 کیلویی خرمای رنگینک ایستاده بود . پرسیدم: چیه؟؟؟
    صالح خیره شد به چشمهایم که اشک داخلش میلرزید .
    - اینم تو اتوبوس بود ، روش نوشته بود ، برای برادرم کاظم حقیقت از طرف مهدی صحرائیان !
    لبم به لرزه افتاد ، صورتم سفید شد و دو طرف شقیقه ام شروع کرد به زدن . زیر لب زمزمه کردم : مهدی صحرائیان هم با اینا بوده ...
    از رنگینک متنفرم
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .






  10. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۲۷
    محل سکونت
    دنياي غفلت!مزرعه آخرت!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,332
    امتیاز : 50,432
    سطح : 100
    Points: 50,432, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,960
    تشکر شده 10,895 در 2,238 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb گناهان يك شهيد 16 ساله!

    گناهان شهيد 16 ساله...
    در تفحص شهدا دفتر شهيدي 16 ساله پيدا شد...
    كه گناهان هرروزش را در آن مينوشت...

    غفلت هاي يك روز او:

    -سجده نماز ظهر طولاني نبود...
    -هنگام فوتبال شوت خوبي زدم از خودم خوشم آمد...
    -زياد خنديدم...
    ویرایش توسط يگاااانه! : جمعه ۱۴ بهمن ۹۰ در ساعت ۰۲:۰۰
    قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّي اللهُ عليهِ وَآلِه:
    كسي كه در نوشته ای صلوات بر من را بنویسد، تا زماني كه نام من در آن نوشته باشد فرشتگان براي او استغفار مي كنند.
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

    خوشا به حال کربلاییت....شش گوشه را طواف میکنی و عاشقی..
    کل یوم عاشورا یعنی هر روز تو و هر لحظه ات...
    و کل ارض کربلا یعنی دل تو ،یعنی هرجا تو باشی و دلت...دعایم کن...که محتاجم یا صاحب الزمان عج...

    الهي... هب لي كمال الانقطاع اليك و انرابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك...
    اگر ميخواهيد که به
    کمال انقطاع الیک برسيد بايد از چیزایی که دوست دارید در راه خدا انفاق کنيد.



  11. #9
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۶
    نوشته ها
    36
    امتیاز : 2,486
    سطح : 30
    Points: 2,486, Level: 30
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures1000 Experience Points
    تشکر کردن : 12
    تشکر شده 66 در 24 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بعضی وقتا که یه چیزی رو میخوام انجامش ندم تا یه کم روحم آروم بشه ،نمیتونم یا اینکه نمیشه .دیروز به این فکر میکردم که اگه یه دره از بند من رها بشی ونترسی که وای اگه مثلا یه کم محبتتو به اونایی که بعضی وقتا اعصابتو بهم میریزن زیاد کنی شاید به قول خودت خورد بشی ولی دیگه از قفسی به نام من رها میشی و اون وقت شاید بتونی مثل این شهیده به خاطر سوت بلندی که زدی از خودت بدت بیاد.

  12. 7 کاربر از پست مفید zahra23 تشکر کرده اند .


  13. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۲۷
    محل سکونت
    دنياي غفلت!مزرعه آخرت!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,332
    امتیاز : 50,432
    سطح : 100
    Points: 50,432, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,960
    تشکر شده 10,895 در 2,238 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شهید جعفر جعفری

    چشم بصیرت را بگشا، به اطراف نظر کن، به جهان بیندیش، چه می بینی ؟ .... تو بزرگتر از آنی که فکر کنی، کل زمین و آسمان وکرات وکهکشان ها برای توست، پس به قیامت نظر کن...


    *********

    شهید مهدی خندان

    لباس سبز سباه
    لباس علی اکبر امام حسین است و هرکسی لایق پوشیدن آن نیست...


    *********

    شهيد مسعود دوكوهكي

    وقتی بفهمی شهید کجاست.
    وقتی میفهمی شهید
    کیست.
    دگر هیچ کس را نمیشناسی!
    باید دوید تا
    رسید به جایی که کسی بفهمد تو کیستی و کجایی؟............
    ویرایش توسط يگاااانه! : جمعه ۰۵ اسفند ۹۰ در ساعت ۲۰:۲۴
    قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّي اللهُ عليهِ وَآلِه:
    كسي كه در نوشته ای صلوات بر من را بنویسد، تا زماني كه نام من در آن نوشته باشد فرشتگان براي او استغفار مي كنند.
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

    خوشا به حال کربلاییت....شش گوشه را طواف میکنی و عاشقی..
    کل یوم عاشورا یعنی هر روز تو و هر لحظه ات...
    و کل ارض کربلا یعنی دل تو ،یعنی هرجا تو باشی و دلت...دعایم کن...که محتاجم یا صاحب الزمان عج...

    الهي... هب لي كمال الانقطاع اليك و انرابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك...
    اگر ميخواهيد که به
    کمال انقطاع الیک برسيد بايد از چیزایی که دوست دارید در راه خدا انفاق کنيد.


  14. 8 کاربر از پست مفید يگاااانه! تشکر کرده اند .


  15. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    10,869
    امتیاز : 113,167
    سطح : 100
    Points: 113,167, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,404
    تشکر شده 41,272 در 8,946 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 76 پست
    مخالفت
    169
    مخالفت شده 118 در 95 پست

    Lightbulb

    این درد نسل ماست مداوا نمی شود

    یک عکس و یک پلاک که "بابا" نمی شود!


    +
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  16. 12 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  17. #12
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 85,148
    سطح : 100
    Points: 85,148, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,491
    تشکر شده 30,114 در 4,477 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    شهید سیّد مجتبی علمدار:

    برای بهترین دوستانتان دعای شهادت کنید ...





    مبحث جملات قصار از شهدا
    http://www.rahpouyan.com/vc/showthread.php?p=133621#post133621



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  18. 7 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  19. #13
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 85,148
    سطح : 100
    Points: 85,148, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,491
    تشکر شده 30,114 در 4,477 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    مبحث از شهدا بنویسین
    http://www.rahpouyan.com/vc/showthread.php?p=133609

    --------------------------------

    شهید گمنام

    دنبال جسدش همه ی جزیره های اطراف را گشتیم.تا نزدیکی امارات هم رفتیم،پیدا نشد.
    خودش هم می گفت: "خوبی دریا به اینه که نشونی از آدم نمی مونه."

    --------------------------------

    خداحافظ همسنگر!


    گفت: اسکله چه خبر؟

    گفتم: "منتظر شماست که بروید شهید شوید."

    خندید،چند قدم جلو رفت،برگشت نگاهی کرد و دوباره رفت.

    جسدش را که آوردند گریه ام گرفت.

    گفتم: "من شوخی کردم،تو چرا شهید شدی؟!"


    --------------------------------

    دعا کن پسرم بمیره ...

    پدر شهید سید علی تشکری از سپاه خراسان-مشهد می گفت: در جبهه یکی از رفقا را دیدم در اثنای احوال پرسی متوجه فکرپریشانش شدم ، از او پرسیدم: چه چیزی باعث ناراحتیت شده؟
    گفت: دعا کن پسرم بمیره.
    خیلی متعجبانه جملشو بصورت سوالی تکرارکردم: پسرت بمیره؟؟؟!!!....چرا؟
    گفت: درسش تموم شده، سر کار نمی ره، با افراد ناباب رفیقه، خلاف انجام میده، خلاصه تو محل باعث آزار و اذیت مردم شده و آبروئی برای ما نذاشته......نه خدا رو بندگی می کنه و نه مردمو راحت می ذاره.
    نصیحتم دیگه کارساز نیست و حیرون شدم.... بمیره بهتره.
    از هم ،خداحافظی کردیم و رفتیم پی کار خودمون. حدود سه ،چهار ماه بعد دوباره که دیدمش،پرسیدم از پسرت چه خبر؟
    گفت: شهید شده.
    با تعجب زیاد پرسیدم: شهید شده؟؟؟؟!!!!
    گفت:آره. بعد جدا شدن از شما، مرخصی گرفتم و رفتم خونه، اومد پیشم که اجازه بده برم جبهه.
    گفتم: برو بچه جون همه عالم وآدم از تو فرار می کنند از بس که بدی، اونوقت جبهه می خواهی بری؟؟؟!!! برو درست شو که خدا ازت راضی بشه، جبهه پیشکشت.
    خلاصه سرتو درد نیارم،با هزار اسرار و پافشاری راضی شدم که بره.
    اولین مرخصی که اومد کیف مسافرتیشو زمین نذاشته رفت سراغ جعبه نوار ترانه هاش؛همون هائیکه حرام مسلّم بود و همه رو با صداش اذیت کرده بود(زبان حال: با خودم گفتم اینکه آدم نشده، حالا آزار و اذیت شروع شد)
    جعبه رو برداشت رفت تو حیات دوباره با خودم گفتم: تو حیات نوار بذاره، من میدو نمو اون. رفتم تو حیات دیدم، نفت ریخته رو نواراش آتیششون زده.
    بعدم که رفت جبهه خبر شهادتشو برام آوردن .
    پدر شهید تشکری بعداز نقل این خاطره این جمله به یاد ماندنی رو با حس خاصی گفت تا از یادم نره:
    *** جبهه یک دانشگاه انسان سازی بود***



    --------------------------------

    ارادت شهدا به امام

    پزشک معالج من در آلمان،یک پروفسور اتریشی بود.یک روز سر تا پای مرا عکس رنگی گرفتند و بردند پیش پروفسور ژوزه تا هرچه شئ خارجی در بدن هست،مشخص شود.
    پرسید:چقدر تیر و ترکش خوردی،در بعضی جاها یکیش هم کافی ست که طرف تمام کند،تو چرا هنوز زنده ای؟
    گفتم:دکتر! حالا اینقدر خوش اخلاقی،زودتر همین تیکه پاره ها رو هم سربندی کن ما بریم به کارمون برسیم.قربون دستت...
    پرسید: ((کجا می خوای بری؟))
    گفتم:جبهه
    با تعجب نگاهی کرد و گفت: (( دوست دارم بیایم و این مرد (امام خمینی ره) را ببینم با شما چه کرده که اینقدر بهش ارادت دارید.))

    --------------------------------

    نماز اول وقت

    گفتم: «بچه الان چه وقت نماز خواندنه؟»

    گفت: «از كجا معلوم دیگه وقت كنم.» توی آن هیری بیری شروع كرد به نماز خواندن.

    السلام علیكم و رحمه الله و بركاته را كه گفت، یك خمپاره آمد و بردش مهمانی...



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  20. 9 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  21. #14
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 85,148
    سطح : 100
    Points: 85,148, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,491
    تشکر شده 30,114 در 4,477 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض چه دل بزرگی داشت این قاسم ...

    به نام خدا

    مبحث از شهدا بنویسین
    http://www.rahpouyan.com/vc/showthread.php?p=133609

    ----------------------------------------------------------------------


    چه دل بزرگی داشت این قاسم ...



    آن چه می خوانید ، برشی است از خاطرات سال های عشق و آتش:
    تا به حال غصه دار و غمگین ندیده بودمش. همیشه دندان های صدفی سفید فاصله دارش از پس لبان خندانش دیده می شد. قرص روحیه بود! نه در تنگناها و بدبیاری ها كم می آورد و نه زیر آتش شدید و دیوانه وار دشمن. یك تنه می زد به قلب دشمن.

    اسمش قاسم بود. پدرش گردان دیگر بود. تره به تخمش می رود، قاسم به باباش. هر دو بَشاش بودند و دل زنده. خبر شهادت دادن به برادر و دوستان شهید، با قاسم بود.

    - سلام ابراهیم. حالت چطوره؟ دماغت چاقه؟ راستی ببینم تو چند تا داداش داری؟

    * سه تا، چه طور مگه؟

    - هیچی! از امروز دو تا داری. چون داداش بزرگت دیروز شهید شد!

    * یا امام حسین!

    به همین راحتی! تازه كلی هم شوخی و خنده به تنگ خبر می بست و با شنونده كاری می كرد كه اصل ماجرا یادش برود. هر چی بهش می گفتم كه: "آخر مرد مؤمن این چطور خبر دادن است؟ نمی گویی یك هو طرف سكته می كند یا حالش بد می شود؟ "

    می گفت: "دمت گرم. از كی تا حالا خبر شهادت شده خبر بد و ناگوار؟! "

    *منظورم اینه كه یك مقدمه چینی، چیزی...

    - یعنی توقع داری یك ساعت لفتش بدم؟ كه چی؟ برادر عزیزتر از جان! یعنی به طرف بگویم شما در جبهه برادر دارید؟ تا طرف بگوید چطور؟ بگویم: هیچی دل نگران نشو. راستش یك تركش به انگشت كوچكه پای چپش خورده و كمی اوخ شده و كلی رطب و یابس ببافم و دلش را به هزار راه ببرم و بعد از دو ساعت فك تكاندن و مخ تیلیت كردن خبر شهادت بدهم؟ نه آقاجان این طرز كار من نیست. صلاح مملكت خویش خسروان دانند! من كارم را خوب فوت آبم. "

    نرود میخ آهنین در سنگ! هیچ طور نمی شد بهش حالی كرد كه... بگذریم. حال خودم معطل مانده بودم كه به چه زبان و حسی سراغ قاسم بروم و قضیه را بهش بگویم. اول خواستم گردن دیگران بیندازم. اما همه متفق القول نظر دادند كه تو - یعنی من - فرمانده ای وظیفه من است كه این خبر را به قاسم بدهم.

    قاسم را كنار شیر آب منبع پیدا كردم. نشسته و در طشت كف آلود به رخت چرك هایش چنگ می زد. نشستم كنارش. سلام علیكی و حال و احوالی و كمكش كردم. قاسم به چشمانم دقیق شد و بعد گفت: "غلط نكنم لبخند گرگ بی طمع نیست! باز از آن خبرها شده؟ " جا خوردم.

    - بابا تو دیگه كی هستی؟ از حرف نزده خبر داری. من كه فكر می كنم تو علم غیب داری و حتی می دانی اسم گربه همسایه چیه؟

    رفتیم و رخت ها را روی طناب میان دو چادر پهن كردیم. بعد رفتیم طرف رودخانه كه نزدیك اردوگاه بود. قاسم كنار آب گفت: "من نوكر بند كفشتم. قضیه را بگو، من ایكی ثانیه می روم و خبرش را می رسانم. مطمئن باش نمی گذارم یك قطره اشك از چشمان نازنین طرف بچكه! "

    - اگر بهت بگویم، چه جوری خبر می دهی؟

    *حالا چی هست؟

    - فرض كن خبر شهادت پدر یكی از بچه ها باشد.

    * بارك الله. خیلی خوبه! تا حالا همچین خبری نداده ام. خب الان می گویم. اول می روم پسرش را صدا می زنم. بعد خیلی صمیمانه می گویم: ماشاءالله به این هیكل به این درشتی! درست به بابای خدابیامرزت رفتی!... نه. اینطوری نه.
    آهان فهمیدم. بهش می گویم ببخشید شما تو همسایه تان كسی دارید كه باباش شهید شده باشد؟ اگر گفت نه. می گویم: پس خوب شد . شما ركورد دار محله شدید، چون بابات شهید شده!... یا نه. می گویم شما فرزند فلان شهید نیستید؟ نه این هم خوب نیست. گفتی باید آرام آرام خبر بدم. بهش می گویم، هیچی نترس ها. یك تركش ریز ده كیلویی خورد به گردن بابات و چهار پنج كیلویی از گردن به بالاش را برد ... یا نه ....

    دیگر كلافه شدم. حسابی افتاده بود تو دنده و خلاص نمی كرد.

    - آهان بهش می گویم: ببخشید پدر شما تو جبهه تشریف دارن؟ همین كه گفت: آره. می گویم: پس زودتر بروید پرسنلی گردان تیز و چابك مرخصی بگیرید تا به تشییع جنازه پدرتان برسید و بتوانید زودی برگردید به عملیات هم برسید! طاقتم طاق شد. دلم لرزید. چه راحت و سرخوش بود. كاش من جاش بودم. بغض كردم و پرده اشكی جلوی چشمانم كشیده شد. قاسم خندید و گفت: "نكنه می خوای خبر شهادت پدر خودت را به خودت بگی؟! اینكه دیگه گریه نداره. اگر دلت می خواد خودم بهت خبر بدم! " قه قه خندید.

    دستش را تو دستانم گرفتم. دست من سرد بود و دست او گرم و زنده. كم كم خنده اش را خورد. بعد گفت: "چی شده؟ " نفس تازه كردم و گفتم: "می خواستم بپرسم پدرت جبهه اس؟! " لبخند رو صورتش یخ زد. چند لحظه در سكوت به هم نگاه كردیم. كم كم حالش عادی شد تكه سنگی برداشت و پرت كرد تو رودخانه. موج درست شد. گفت: "پس خیاط هم افتاد تو كوزه! " صدایش رگه دار شده بود. گفت: "اما اینجا را زدید به خاكریز. من مرخصی نمی روم. دست راستش بر سر من. " و آرام لبخند زد.

    چه دل بزرگی داشت این قاسم....



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  22. 9 کاربر از پست مفید آبشار تشکر کرده اند .


  23. #15
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۰۳
    محل سکونت
    ساری
    نوشته ها
    52
    امتیاز : 2,398
    سطح : 29
    Points: 2,398, Level: 29
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 9
    تشکر شده 144 در 44 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام به همگی
    باعنایت شهدا یه کار جدیدی رو با موضوع شهادت شروع کردم که احتیاج به کمک شما دوستان دارم.در واقع احتیاج به یه سری طرح و ایده برای انجام کار پژوهشی با موضوع شهید و شهادت دارم.یااینکه
    به
    نظرشما چطور میشه جمع زیادی از ادم ها رو بایه
    شهیداشنا کردبه طوری که با اون شهید انس بگیره و مونسش بشه؟یه چیزی تو مایه های همون کافه شهدای خودتون.منتظر ایده های نابتون هستم
    یا علی مدد

  24. 4 کاربر از پست مفید کربلا1389 تشکر کرده اند .


  25. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    10,869
    امتیاز : 113,167
    سطح : 100
    Points: 113,167, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,404
    تشکر شده 41,272 در 8,946 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 76 پست
    مخالفت
    169
    مخالفت شده 118 در 95 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط کربلا1389 نمایش پست اصلی
    سلام به همگی
    باعنایت شهدا یه کار جدیدی رو با موضوع شهادت شروع کردم که احتیاج به کمک شما دوستان دارم.در واقع احتیاج به یه سری طرح و ایده برای انجام کار پژوهشی با موضوع شهید و شهادت دارم.یااینکه
    به
    نظرشما چطور میشه جمع زیادی از ادم ها رو بایه
    شهیداشنا کردبه طوری که با اون شهید انس بگیره و مونسش بشه؟یه چیزی تو مایه های همون کافه شهدای خودتون.منتظر ایده های نابتون هستم
    یا علی مدد
    سلام

    شهید مهدوی وقتی خواست شهید عبدالحمید حسینی رو به مردم معرفی کنه
    براش یه کتاب نوشت
    و یه همایش گرفت
    البته دو تاش نیمه تموم موند و بعد از شهادتش تکمیل شد ...
    بهتر نیست که بحثو انتقال بدیم به اینجا؟
    http://rahpouyan.com/vc/group.php?groupid=18
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  26. 6 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  27. #17
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 85,148
    سطح : 100
    Points: 85,148, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,491
    تشکر شده 30,114 در 4,477 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض یا زهرا ...

    به نام خدا

    مبحث از شهدا بنویسید : http://www.rahpouyan.ir/showthread.php?t=243&p=150139#post150139

    جبهه که آمد، گفتند: بچه است، امدادگر بشود.

    هر کس می افتاد، داد می زد:

    _امدادگر! امدادگر!_

    یا اگر نمی توانست، دیگران داد می زدند:

    _امدادگر! امدادگر!_

    **
    خمپاره منفجر شد، او که افتاد،

    دیگران نمی دانستند چه کسی را صدا بزنند!

    ولی خودش صدا می زد:


    _یا زهرا(س)! یا زهرا(س)!_





    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  28. #18
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 85,148
    سطح : 100
    Points: 85,148, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,491
    تشکر شده 30,114 در 4,477 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    مبحث رفقا شرمنده ایم :
    http://www.rahpouyan.ir/showthread.php?t=90&page=4


    عین هـــزار بارشــو میرم جبهــــہ ܓ✿


    رفتم دیدنش ... قطع نخاع
    خیلی سنش کم بود ... حدود 48 سالش بود ..

    بهش گفتم شما سختت نیس اینطوری ...
    گفت : نه ... خدا با منه


    گفتم چند سالتون بود رفتید؟؟
    گفت 13 .. 14


    گفتم اگه جنگ شه تو همین سن ( اگه سالم بودید ) میدونستید قطع نخاع میشید میرفتید جنگ !؟
    محکم نگاهم کرد _ به اندازه صلابت هزاران مرد ایستاده_ بهم گفت
    " اگه هزار بار به اندازه هزار سال تو این شرایط باشم و دوباره جنگ بشه
    ◄◄ عین هزار بارشو میرم جبهه "


    نمیدونم چـــقدر به خدا نزدیک بود
    ولی من فهمیدم خیلی ازش دورم


    و تو چه میدانی 30 سال از جوونی روی تخت بودن ..


    قطع نخاعی یعنی چی!


    ( حسنا رحیمی )


    بغض نوشت :
    گرچه از دست وپا فتادستم ... عهد و پیمان خویش نشکستم
    گرچه عضوی نمانده دربدنم ... عضوی از عاشقانتان هستم
    حسرتی هست دردلم که چرا ... به شهیدان حق نپیو ستم
    گرچه رنجور وخسته ام اما ... تا نفس هست با شما هستم



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  29. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    10,869
    امتیاز : 113,167
    سطح : 100
    Points: 113,167, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,404
    تشکر شده 41,272 در 8,946 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 76 پست
    مخالفت
    169
    مخالفت شده 118 در 95 پست

    پیش فرض

    سردار شهید علی اکبر رحمانیان
    بعد از پایان عملیات والفجر 8 ، نتوانستند او را شناسایی کنند .
    تلفنی با مادرش تماس گرفته بودند تا یک نشانه ای برای شناسایی علی اکبر بگیرند . گفته بود:
    " روی کمرش یه خال هست ، همون نشونیش باشه . "
    بچه ها پشت تلفن گریه شون گرفته بود که جنازه از کمر به بالا ندارد!
    به کف پاهای جنازه که نگاه کردم او را شناختم ، خود حاج علی اکبر بود !
    توی والفجر هشت از اول پاهاش رو برهنه کرده بود .
    نخلستان های اروند پر از خاک و سنگ بود

    همون موقع بهش گفتم: " چرا پاهات رو برهنه کردی؟! "
    گفت: " کربلا منطقه ای است که حتما باید با پاهای برهنه بری زیارت امام حسین (ع) پا باید برهنه باشه ... "
    آن موقع حرف هایش را درست نفهمیده بودم . امّا بعد از شهادتش یک لقب براش انتخاب کرده بودند :
    " سردار پـا بـرهـنــه "
    منبع: خلاصه خلوص - واحد شهدا رهپویان
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  30. 9 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  31. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    10,869
    امتیاز : 113,167
    سطح : 100
    Points: 113,167, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,404
    تشکر شده 41,272 در 8,946 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 76 پست
    مخالفت
    169
    مخالفت شده 118 در 95 پست

    پیش فرض آخرین یادداشت شهید حسن آیت چند روز قبل از شهادت

    آخرین یادداشت شهید حسن آیت چند روز قبل از شهادت درپاسخ به فحاشی های روزنامه کیهان تحت مدیریت محمد خاتمی
    به هر ترتیب گفتنی بسیار است و برای من این حملات و خیلی بیشتر از آن قابل انتظار است و منشأ آن ها هم معلوم. ...ولی من از این مسائل هراسی ندارم، بلکه خوشحال هم می شوم، زیرا متوجه می شوم که ضرباتم به ضدانقلاب کاری و مؤثر بوده که آن ها را به حرکات مذبوحانه وادار ساخته است. زیرا همان طور که امام فرمودند"*امروز هرکسی را ضد انقلاب بیشتر به او حمله کرد، بدانید که او مؤثر تر بوده است*" و شما می بینید که از ابتدای انقلاب تا کنون به هیچکس به اندازه اینجانب از طرف ضدانقلاب حمله و فحاشی نشده است. در و دیوار و روزنامه ها و حتی سطح خیابان ها را از شعارهای علیه اینجانب پرکرده اند ...ولی چه باک؟"*من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق/چارتکبیر زدم یکسره برهرچه که هست*" ویا به گفته سعدی:"*اگر جهان همه دشمن شود به دولت دوست/ خبر ندارم از ایشان که در جهان هستند*"»
    ویرایش توسط سائل الزهرا : دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۱ در ساعت ۱۸:۳۹
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  32. 9 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  33. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    10,869
    امتیاز : 113,167
    سطح : 100
    Points: 113,167, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,404
    تشکر شده 41,272 در 8,946 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 76 پست
    مخالفت
    169
    مخالفت شده 118 در 95 پست

    پیش فرض

    بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی بود به اسم حکومت خمینی
    که با هیچ ناحقی نساخت تا سرنگون شد؛
    ما از سرنگونی نمی ترسیم، از انحراف می ترسیم.

    شهید غلامعلی پیچک - گیلان غرب ، تنگ گورک - سال 60
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  34. 8 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  35. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    10,869
    امتیاز : 113,167
    سطح : 100
    Points: 113,167, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,404
    تشکر شده 41,272 در 8,946 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 76 پست
    مخالفت
    169
    مخالفت شده 118 در 95 پست

    پیش فرض سه شاگرد آیت الله خامنه ای

    سه شاگرد آیت الله خامنه ای
    شهید حسین علم الهدی و شهید محمود کاوه در مسجد کرامت و شهید حسن باقری در روزنامه جمهوری اسلامی
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  36. 7 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  37. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    10,869
    امتیاز : 113,167
    سطح : 100
    Points: 113,167, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,404
    تشکر شده 41,272 در 8,946 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 76 پست
    مخالفت
    169
    مخالفت شده 118 در 95 پست

    پیش فرض فرمانده متواضع +شهید کاوه

    وقتی کسی مجروح میشد
    لباس هایش را کاوه میشست
    رد خور نداشت
    کس دیگر هم اگر میخواست بشوید نمیگذاشت
    انگار نه انگار فرمانده اس
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  38. 7 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  39. #24
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,780
    امتیاز : 21,516
    سطح : 92
    Points: 21,516, Level: 92
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 834
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,643
    تشکر شده 6,376 در 1,367 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    با پـــای خودش رفت. . .

    اما ...

    روی دستان مردم برگشت . . .!

    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  40. 9 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  41. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    10,869
    امتیاز : 113,167
    سطح : 100
    Points: 113,167, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,404
    تشکر شده 41,272 در 8,946 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 76 پست
    مخالفت
    169
    مخالفت شده 118 در 95 پست

    پیش فرض مناجات جانسوز شهید تورجی زاده

    شک نکنین هر کی اینو گوش نده پشیمون میشه
    تا حالا همچین حس و حالی ندیده بودم
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  42. 7 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  43. #26
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,780
    امتیاز : 21,516
    سطح : 92
    Points: 21,516, Level: 92
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 834
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,643
    تشکر شده 6,376 در 1,367 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    به نا خدا،به نام خون

    به نام اینه و خوشید

    به نام لالایی و لبخند

    به نام ((بابا آب داد))

    به نام ((او در باران آمد))

    به نام مویه های میانه، اشکهای ارومیه، بغضهای بروجرد، به نام آههای اراک ، کاسه های کدر کوهدشتُ سماورهای ملتمس تویسرکان، کاشی های ترک خوده اصفهان،شیر فروش های شهید شیراز،

    و به نام عمامه های خونین قم...

    به نام پدرهایی که با سوغاتی جسد از سفر آوار برگشتند.

    به نام مادرانی که تنها یادگار کودکشان، یک دمپایی است.

    و به نام شـــــــــــهــــــیـــــ ـد......

    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  44. 7 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  45. #27
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۰۵
    محل سکونت
    سوّمین حرم اهل بیت (ع) شیراز مقدّس
    نوشته ها
    327
    امتیاز : 12,469
    سطح : 73
    Points: 12,469, Level: 73
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 381
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 1,890
    تشکر شده 2,114 در 317 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سائل الزهرا نمایش پست اصلی
    اکثر دوستان وقتی بهشون میگم چرا به انجمن شهادت سر نمیزنین
    میگن: مطلب خیلی زیاده و خوندنش سخته ، آدمم نمیدونه کدومشو بخونه

    هدف از زدن این صفحه اینه که مطالبی که از دید خودتون زیباترین های انجمن هستن رو بعد از اینکه سر جاش زدین یه خلاصه ای ازش رو هم اینجا بزنین

    اینطوری کسایی که کمتر میرسن وقت بذارن میان تو این صفحه و مطالب این صفحه رو میخونن

    یازهرا

    سلام علیکم

    ظاهرا اینجا باید بهترین مطالب را از دیگر موضوع های شهادت نقل قول بکنیم

    نه اینکه هر چیزی که خواستیم بنویسیم را بیاییم اینجا بنویسیم

    آن هم مطالب مختصر و واقعا شاهکار تا دیگران نیز بیایند و استفاده ببرند

    بنظرم بجز یکی دو تا از پست ها بقیه در این موضوع جایگاهی ندارند

    و هر کدام در موضوع مرتبط باید قرار بگیرد .

    یا الله

  46. 2 کاربر از پست مفید محب تشکر کرده اند .


  47. #28
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,780
    امتیاز : 21,516
    سطح : 92
    Points: 21,516, Level: 92
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 834
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,643
    تشکر شده 6,376 در 1,367 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    شـــــرم ِ یک شهــیـــد از خــــــــداوند


    خدایا! شرم دارم از اینکه بگویم شهادت را نصیب شخصی مثل من گردانی، زیرا شهدا، همه چیزشان خدا بود و من هنوز به آنجا نرسیدم. خدایا! شاید گناهانم موجب شده است تا در خواستم به عرش نرسد. پس خودت به من فرصت توبه عطا فرما.
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  48. 7 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  49. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۰
    محل سکونت
    خوش بحال اون کبوتر که خونش بین...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,535
    امتیاز : 23,438
    سطح : 94
    Points: 23,438, Level: 94
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 912
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsOverdriveTagger Second Class
    تشکر کردن : 9,204
    تشکر شده 15,107 در 4,103 پست
    حالت من : Khejalati
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 1 پست
    مخالفت
    71
    مخالفت شده 54 در 38 پست

    پیش فرض

    اشتباه فرشتگان .
    شهیدی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .
    پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟
    از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...
    حال سخن شهیدی كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند! «الله اکبر»


    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله من اول الدنيا الي فنائها و من الاخره الي بقائها،
    الحمدلله علي كل نعمه و استغفرالله من كل ذنب و اتوب اليه و هو ارحم الراحمين..




  50. 6 کاربر از پست مفید A pLaneT L aLOne I تشکر کرده اند .


  51. #30
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,780
    امتیاز : 21,516
    سطح : 92
    Points: 21,516, Level: 92
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 834
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,643
    تشکر شده 6,376 در 1,367 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    * * * شهیــــــد امیـــــــر حــــاج امــــیـنـــــــی * * *

    کــــ ه عکــــسش نمـــــاد شهیـــــد و شهـــــادتــــ شــــد . . .
    .
    .
    + دستـــِ مــــا را هـــم بگـــــیــر . . .


    + + شـــــادی روح مــطـــهّــــرش صـــلـــواتـــ . . .
    .
    .

    عکس
    ویرایش توسط رضـا منتظر : یکشنبه ۰۲ مهر ۹۱ در ساعت ۱۶:۴۷
    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  52. 7 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1