کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 456
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 155 , از مجموع 155
  1. #151
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    o-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,227
    امتیاز : 33,948
    سطح : 100
    Points: 33,948, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,538
    تشکر شده 2,326 در 1,529 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 14 پست
    مخالفت
    16
    مخالفت شده 7 در 7 پست

    پیش فرض


  2. 3 کاربر از پست مفید rahaei تشکر کرده اند .


  3. #152
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    o-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,227
    امتیاز : 33,948
    سطح : 100
    Points: 33,948, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,538
    تشکر شده 2,326 در 1,529 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 14 پست
    مخالفت
    16
    مخالفت شده 7 در 7 پست

    پیش فرض

    ⛔️خطر دق کردن
    🌀دیدن این کلیپ برای افرادی توصیه میشود که اهل تفکرند!https://telegram.me/doosteshahideman/3288
    #مدیون_شهدا_نباشیم
    #دوست_شهید_من

  4. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  5. #153
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    o-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,227
    امتیاز : 33,948
    سطح : 100
    Points: 33,948, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,538
    تشکر شده 2,326 در 1,529 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 14 پست
    مخالفت
    16
    مخالفت شده 7 در 7 پست

    پیش فرض

    پیامی_آورده_اند


    . #دلنوشته بسیاردلنشین و تأمل برانگیز #روحانی شهیدمحمد شیخ شعاعی خطاب به خانواده اش:
    .
    📝پیامی به #همسر گرامی و #والدین ارجمندم
    .
    به #دخترم دروغ نگویید!
    نگویید من به #سفر رفته ام!
    نگویید از سفر باز خواهم گشت!
    نگویید زیباترین #هدیه را برایش به ارمغان خواهم آورد!
    .
    به دخترم #واقعیت را بگویید!:
    بگویید بخاطر #آزادی تو ...
    هزاران خمپاره #دشمن،
    سینۀ پدرت را نشانه رفته اند!
    .
    بگویید خون پدرت بر تمام مرزهای غرب و جنوب کشورش،
    پریشان شده است.
    .
    بگویید موشک های دشمن،
    انگشتان پدرت را در سومار ...
    دست های پدرت را در میمک....
    پاهای پدرت را در موسیان...
    سینه پدرت را در شلمچه....
    چشمان پدرت را در هویزه....
    حنجرۀ پدرت را در ارتفاعات الله اکبر...
    خون پدرت را در رودخانۀ بهمنشیر...
    و قلب پدرت را در خونین شهر پرپر کرده اند .
    ✔اما #ایمان پدرت در تمام جبهه ها می جنگد!
    .
    به دخترم #حقیقت را بگویید!
    بگذارید قلب کوچک دخترم ترک بردارد و
    نفرت همیشگی از #استعمار در آن ریشه بدواند.
    .
    بگذارید دخترم بداند که چرا #عکس پدرش را بزرگ کرده اند.
    چرا #مادر دیگر نخواهد خندید.
    چرا گونه های مادر بزرگش همیشه خیس است.
    چرا عموهایش، محبتی بیش از پیش به او دارند.
    و چرا پدرش به خانه بر نمی گردد.
    .
    بگذارید دخترم به جای #عروسک بازی،
    نارنجک را بیاموزد!
    به جای ترانه، فریاد را بیاموزد.
    و به جای جغرافیای جهان ...
    #تاریخ جهان خواران را بیاموزد!
    .
    به دخترم #دروغ نگویید!
    .
    نمی خواهم آزادی دخترم، قربانی نیرنگ جهان خواران باشد.
    به دخترم واقعیت را بگویید.
    .
    ✔می خواهم دخترم دشمن را بشناسد!
    امپریالیسم را بشناسد.
    استعمار را بشناسد.
    .
    به دخترم بگویید من شهید شدم!
    بگذارید دخترم تنها به دریای #خون_شهیدان هویزه بیندیشد!
    .
    سلام مرا به دخترم برسانید،
    و این اشعار را که نوشتم
    برایش نگهدارید که بزرگتر شد
    خودش بخواند...
    شهیدان زنده اند الله اکبر.
    بخون غلطیده اند الله اکبر...
    .
    🔴⏪متن و عکسِ دستنوشته در کانال تلگرام⏩
    ..
    پ.ن:
    🌷 #شهید_محمد_شیخ_شعاعی (متولد 1334 در #کرمان ) ، اولین #طلبه شهیدغواص، از جمله شهدایی است که در سال 65 در جریان عملیات کربلای4 به #شهادت رسیدو پس از گذشت 29 سال از شهادتش با دستان بسته شناسایی شد...(مزار : گلزارشهدای کرمان)
    .
    🌷به مناسبت سالگرد عملیات کربلای چهار
    .

  6. 2 کاربر از پست مفید rahaei تشکر کرده اند .


  7. #154
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    o-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,227
    امتیاز : 33,948
    سطح : 100
    Points: 33,948, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,538
    تشکر شده 2,326 در 1,529 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 14 پست
    مخالفت
    16
    مخالفت شده 7 در 7 پست

    پیش فرض




    مثل یک مرد پَر کشیدی تا...
    آسمان را به بَر کشیدی تا...
    تا که باران به شهر برگردد
    باز هم چشم تر کشیدی تا...
    روزها رنگ شب به خود دارند
    روز را تا سحر کشیدی تا...
    سینه ات داغدار فردا بود
    «آه» را بیشتر کشیدی تا...
    در همان کوچه های بی غیرت
    سینه ات را سپر کشیدی تا...
    حرف امروز نیست جان دادن
    روی دیوار در کشیدی تا...
    ارث مادر رسیده است به تو
    مثل یک مرد پَر کشیدی تا...
    حامد حجتی

  8. 2 کاربر از پست مفید rahaei تشکر کرده اند .


  9. #155
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    o-فروردین-۰۴
    محل سکونت
    جها ن اسلام
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1985
    نوشته ها
    238
    امتیاز : 6,437
    سطح : 52
    Points: 6,437, Level: 52
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Blog entryCreated Album picturesVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 400
    تشکر شده 577 در 170 پست
    حالت من : Khonsard
    نوشته های وبلاگ
    4
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 1 پست
    مخالفت
    31
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    حمید داودآبادی نویسنده و وبلاگ نویس عرصه دفاع مقدس در جدیدترین مطلب زیبایی که در وبلاگ خود به نگارش در آورده به ذکر خاطره ای از دیدارش با رهبر انقلاب اشاره کرده که در زیر آن را می خوانید:
    اوایل بهمن ماه ۱۳۷۷ بود و بعد از ماه مبارک رمضان. همراه «مسعود ده نمکی» و فرزندانم سعید و مصطفی – که آن موقع هفت، هشت سال بیشتر نداشتند – خدمت مقام معظم رهبری بودیم. نماز جماعت مغرب و عشا در جمع کوچک مان به امامت آقا خوانده شد و آقا همان جا روی سجاده برگشت رو به ما و حال و احوال و گپ و گفت شروع شد. تازه نشریه شلمچه، به ضرب و زور «عطاالله مهاجرانی» وزیر ارشاد اصلاحات تعطیل و قلع و قمع شده بود.
    مسعود تقویم زیبایی را که در نوع خود در آن زمان بی نظیر بود، با خود آورده بود تا تقدیم آقا کند. سررسید جالب «یاد یاران» با تصاویر رنگی شهدا که در نوع خود اولین بود. آقا، سررسید را گذاشت جلویش و شروع کرد به تورق. برای هر کدام از شهدا که تصویرش را می دید، خاطره یا نکته ای می گفت.
    از شهید «سیدمجتبی هاشمی» که فرمود: «آقا سید برای خودش در آبادان حال و هوایی داشت.» تا شهید «عباس بابایی» که آقا خواب زیبایی را که چند شب قبل از آن شهید دیده بود، تعریف کرد.
    شهید «محمود کاوه» که آقا از آشنایی اش با خانواده آن عزیز در مشهد گفت و شهیدان دستواره که چند روز قبل از آن، به سر مزار آن سه برادر شهید رفته بود و …
    هر کدام از تصاویر زیبا، احساس آقا را با خود همراه داشت. مثلا عکس شهید «علی اشمر» – قمرالاستشهادیین لبنان – برای آقا خاطره آخرین دیدار پدر آن شهید و برادر بزرگ تر او محمد را به همراه داشت، که حاج منیف گفته بود:«آقا، من حاضرم همین پسرم محمد را هم به راه اسلام و ولایت فدا کنم.» و آقا که بر پیشانی محمد بوسه زده بود؛ و چندی بعد، محمد اشمر در عملیات مقاومت جنوب لبنان، با گلوله صهیونیست ها که بر پیشانی اش نشست، به شهادت رسیده بود.
    از بقیه بگذریم.
    همه اینها را گفتم تا به این جا برسم.
    آقا در بین صحبت هایش فرمود:
    «تصویر شهیدی در اطاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.»
    وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم. سپس به آقا میثم – فرزندش – گفت که برود و آن عکس را بیاورد.
    دقایقی بعد که صحبت ها درباره عظمت شهدا گل انداخته بود، آقا گفت:
    «حتما باید شما اون عکس رو ببینید.»
    سپس رو به میثم کرد و مجددا گفت: «شما برو اون عکس شهید رو از اطاق من بیار.»
    که آقا میثم رفت و سرانجام عکس را آورد.
    کارت پستال کوچکی بود از شهیدی با بادگیر آبی، که بر زمین تفتیده شلمچه آرام گرفته بود.
    آن عکس را قبلا دیده بودم. عکسی بود که «موسسه میثاق» منتشر و پخش کرده بود. زیر آن هم نام شهید را نزده بودند.
    عکس را که آورد، آقا با احترام و ادب خاصی آن را به دست گرفت و رو به ما نشان داد. همان طور که آن را جلوی چشم ما گرفته بود، فرمود:
    «شما به چهره این شهید نگاه کنید، چقدر معصوم و زیباست … الله اکبر … من این را در اطاق خودم گذاشته ام و به آن خیلی علاقه دارم.»
    ناگهان یاد کلامی از دوست عزیزم «حسین بهزاد» افتادم.
    چندی قبل از آن، حسین همان عکس را نشانم داد و نکته بسیار مهمی را تذکر داد. آن شهید جوان با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته بود و …
    به آقا گفتم:
    «آقا، یک نکته مهمی در این عکس هست که مظلومیت او را بیشتر می رساند.»
    آقا نگاه عمیقی به عکس انداخت و با تعجب پرسید که آن نکته چیست؟ که حرف حسین بهزاد را گفتم:
    « این بسیجی، با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته که گرد و خاک وارد لوله اسلحه نشود. یعنی این شهید هنوز به خط و صحنه درگیری نرسیده و با اسلحه اش هنوز تیر شلیک نکرده است.»
    با این حرف، آقا عکس را جلوتر برد و در حالی که نگاهش را به آن عزیز دوخته بود، با حسرت و با حالتی زیبا فرمود:
    « الله اکبر … عجب … سبحان الله … سبحان الله »
    دست آخر، آقا مسعود زرنگی کرد و از آقا خواست تا اجازه دهد عکس آن شهید را به عنوان یادگار به او بدهد. آقا هم پذیرفت و روی دست راست شهید بر عکس، امضا کرد و به عنوان یادگار به مسعود داد.
    دیدن این مطلب باعث شد تا این خاطره آقا را درباره شهید را ذکر کنم.
    تصاویر شهدا
    مزار این شهید کجاست؟
    چندی پیش در یکی از خبرگزاری ها مطلبی پیرامون این شهید به همراه نامش منتشر شد که باعث گردید این تصویر این شهید از گمنامی در بیاید.
    هادی ثنایی مقدم یازدهم تیرماه ۱۳۵۱ در شهرستان لنگرود به دنیا آمد. این نوجوان بسیجی روز ۲۳ دی ماه سال ۱۳۶۵ در منطقه عملیاتی «شلمچه» به شهادت رسید اما پیکرش هیچگاه بازنگشت.
    ظاهرا در گلزار شهدا، نمایشگاه عکسی از شهدای کشورمان برپا بوده است. مادر شهید ثنایی مقدم به تصاویر شهدا نگاه می کند و به یک عکس خیره می شود و ناگهان فریاد می زند این هادی منه…. این هادی منه… .
    یاران شتاب کنید ،
    گویند قافله ای درراه است .میگویند که گناه کاران رانمی پذیرند ؟
    آری گناه کاران را دراین قافله راهی نیست ..
    اما پشیمانان را می پذیرند

  10. 3 کاربر از پست مفید شهداي اروند تشکر کرده اند .


صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1